RIFOD & Michael Wick
111 subscribers
66 photos
12 videos
1 file
65 links
⚜️ارائه شده توسط MR PJ ⚜️

آيدى بنده :

@A_Simple_Creator

گروه بحث بنده :

@Intellectual_Pursuit
Download Telegram
This media is not supported in the widget
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in the widget
VIEW IN TELEGRAM
آراتا می‌توانست ببیند.
خدایان، فرشتگان و شیاطین، همگی به‌سوی او یورش می‌بردند.
اما در میان آراتا و آن‌ها، یک نفر ایستاده بود؛
آراتا او را می‌دید.
مردی با کت‌وشلوار، درست روبه‌روی‌شان ایستاده بود.

#دیالوگ
🔴 خب پس الان داستان تموم شده؟

🔵 آره

🔴 پس یعنی چه کسی میتونه شخصیت منفی داستان ما‌ باشه؟

«مرد کت‌وشلواری، در سکوت و با نگاهی نافذ، قدم‌به‌قدم به سوی قلعه‌ی خدایان نزدیک می‌شد.»

#دیالوگ
This media is not supported in the widget
VIEW IN TELEGRAM
و معامله‌ای که با زندگی انجام می‌دهیم.

#دیالوگ
طغیان می‌شود.

#دیالوگ
This media is not supported in the widget
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from 🌲 An Abandoned Forest ☕️
Below the OCEAN…
Forwarded from 🌲 An Abandoned Forest ☕️
Though the FOREST…
آراتا می‌توانست ببیند.
خدایان، فرشتگان و شیاطین، همگی به‌سوی او یورش می‌بردند.
اما در میان آراتا و آن‌ها، یک نفر ایستاده بود؛
آراتا او را می‌دید.
مردی با کت‌وشلوار، درست روبه‌روی‌شان ایستاده بود.

#دیالوگ
او فکر می‌کرد بر داستان مسلط است؛ عروسی از جنس استخوان، آخرین طرفدارش را هم کشته بود.

#دیالوگ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ایزانامی، خدایی که شهر کوپه را با تمامی موجوداتش آفریده بود، اکنون در کنار سیزور، خدای خشم، ایستاده است.

شوالیه چشم الماسی مرده بود. آراتا احساس ضعف میکرد، آخرین امید، آخرین شانس و آخرین قدم

اما دیوار شکسته شد.
سنگ‌ها فرو ریختند.

و او آن‌جا بود.

مرد کت‌شلواری از راه رسیده بود.


ما در حال ساخت یکی از بزرگ‌ترین و عمیق‌ترین داستان‌های صوتی روان‌شناختی به زبان فارسی هستیم.

زمان انتشار داستان صوتی آراتا و شوالیه چشم الماسی:
زمستان ۱۴۰۴

لیست گویندگان به‌زودی در کانال جنگل متروکه اعلام می‌شود.

#مایکل_ویک #چه_اتفاقی_برای_خانواده_میلر_افتاد #داستان_صوتی
#دیالوگ