سیارههای زیادی هستند.
راجع به قهرمانان …
اه بله سیاره قهرمانان، تمامی ساکنان آنجا درستکار، قوی و منحصر به فرد هستند.
جالبه
راجع به قهرمانان …
اه بله سیاره قهرمانان، تمامی ساکنان آنجا درستکار، قوی و منحصر به فرد هستند.
جالبه
فرار ریکو از RIFOD
AN ABANDONED FOREST
⚫️ ۲۰ دقیقه از داستان صوتی فرار ریکو از پایگاه RIFOD
🚫 این داستان صوتی برای افرادی که از فضاهای وهمآلود هراس دارند، توصیه نمیشود.
🚫 این داستان به کسانی که تفکر نمیکنند، توصیه نمیشود.
📖 خلاصه داستان: بعد از حادثه پایگاه RIFOD ریکو توسط کارگاه کارتر مورد بازجویی قرار میگیرد.
🎙 گویندگان: نیکاننوری، ميلاد نجفقليان، علی ناظم، کیانا رضایی، سعید یگانه و …
نویسنده و ادیتور: MRPJ
🎆 فایل نهایی با اعمال اندکی تغییرات در جنگل متروکه منتشر میشود.
#مايكل_ويك #داستان_صوتى #داستان_صوتی_کوتاه
🌕 @RIFOD
🌲 @An_Abandoned_Forest
🚫 این داستان صوتی برای افرادی که از فضاهای وهمآلود هراس دارند، توصیه نمیشود.
🚫 این داستان به کسانی که تفکر نمیکنند، توصیه نمیشود.
📖 خلاصه داستان: بعد از حادثه پایگاه RIFOD ریکو توسط کارگاه کارتر مورد بازجویی قرار میگیرد.
🎙 گویندگان: نیکاننوری، ميلاد نجفقليان، علی ناظم، کیانا رضایی، سعید یگانه و …
نویسنده و ادیتور: MRPJ
🎆 فایل نهایی با اعمال اندکی تغییرات در جنگل متروکه منتشر میشود.
#مايكل_ويك #داستان_صوتى #داستان_صوتی_کوتاه
🌕 @RIFOD
🌲 @An_Abandoned_Forest
+ قهرمانان، جادوگران، خدایان و اون عروس اسکلتی که در مراسم عروسیش همه افراد رو بلعید و صورتی کشیده و شبیه کلاغ داره، همشون بر ضد ما هستن و ما نابود میشیم.
- ما مرد کت شلواری رو داریم.
- ما مرد کت شلواری رو داریم.
«در جشن بالماسکه»
ناشناس: مطمئنی که اینجاست؟
ناشناس۲: آدمها اجازه ورود به این جشن را ندارند
ناشناس: میگن دوک فرانسیس هم اینجاست
ناشناس۲: اگر این خونآشامها متوجه شوند که ما آدم هستیم، ما را حتماً میکشند!
ناشناس: مطمئنی که اینجاست؟
ناشناس۲: آدمها اجازه ورود به این جشن را ندارند
ناشناس: میگن دوک فرانسیس هم اینجاست
ناشناس۲: اگر این خونآشامها متوجه شوند که ما آدم هستیم، ما را حتماً میکشند!
Forwarded from RIFOD & Michael Wick
پروفسور ارنست میدود
(لعنتی ما همه چی رو فراموش کردیم)
*** : نباید آن آزمایش انجام میشد
پرفسور ارنست فریاد میزند
(فارترس کجاست!!!!!!)
*: دیگر دیر شده، باید بریم رابرت
پرفسور ارنست فریاد میزند
(نه!!!!!)
آلن فارترس درحالیکه بر مبلی نشسته بود، فکر میکرد. شعلههای آتش کنار او هر لحظه بیشتر و بیشتر میشوند.
#دیالوگ
(لعنتی ما همه چی رو فراموش کردیم)
*** : نباید آن آزمایش انجام میشد
پرفسور ارنست فریاد میزند
(فارترس کجاست!!!!!!)
*: دیگر دیر شده، باید بریم رابرت
پرفسور ارنست فریاد میزند
(نه!!!!!)
آلن فارترس درحالیکه بر مبلی نشسته بود، فکر میکرد. شعلههای آتش کنار او هر لحظه بیشتر و بیشتر میشوند.
#دیالوگ
او میگوید که همه چی گویا از بین رفته است؟
در خانههایتان بمانید و از تلفن تا اطلاعثانویه استفاده نکنید.
در خانههایتان بمانید و از تلفن تا اطلاعثانویه استفاده نکنید.
منتظر هستی که آخر مایکل ویک چی میشه؟ فکر میکنی بدون تو داستان متوقف شده؟