RIFOD & Michael Wick
110 subscribers
66 photos
12 videos
1 file
65 links
⚜️ارائه شده توسط MR PJ ⚜️

آيدى بنده :

@A_Simple_Creator

گروه بحث بنده :

@Intellectual_Pursuit
Download Telegram
در آینده دور می‌شنوید:


او در حالیکه آخرین نفس‌هایش را می‌کشد به درختی تکیه می‌دهد و می‌گوید:

همش دروغ بود همه تنهام گذاشتند نه پایگاهی بود و نه مرد کت شلواری


چشمانش در حال بسته شدن بودند ….. آنچه را که می‌دید باور نمی‌کرد انگار از شدت کمبود خون داشت توهم می‌دید …..



مرد کت شلواری داشت آرام آرام به سمت او می‌آمد.
اشتباهت اینجاست که فکر کردی از داستان باخبری!

+ خب؟

وقتی آن اسم خطاب شود دیگر راهی برای انکار نیست!
آقای متیو رینالد
@RIFOD
یکی از شخصیت‌های مهم پارت آخر قسمت نهایی مایکل ویک

داستان صوتی مایکل ویک
داستان صوتی چه اتفاقی برای خانواده میلر افتاد
داستان صوتی کشتاری توسط‌‌ مرد کت‌شلواری

📓 @RIFOD
🌲 @An_Abandoned_Forest
رازی پنهان که بهش می‌گویند رازآلود
عروسی از جنس استخوان
سیاره‌های زیادی هستند.

راجع به قهرمانان …

اه بله سیاره قهرمانان، تمامی ساکنان آن‌جا درستکار، قوی و منحصر به فرد هستند.

جالبه
اقیانوسی بی‌انتها، عمیق و سیاه
فرار ریکو از RIFOD
AN ABANDONED FOREST
⚫️ ۲۰ دقیقه از داستان صوتی فرار ریکو از پایگاه RIFOD

🚫 این داستان صوتی برای افرادی که از فضاهای وهم‌آلود هراس دارند، توصیه نمی‌شود.
🚫 این داستان به کسانی که تفکر نمی‌کنند، توصیه نمی‌شود.

📖 خلاصه داستان: بعد از حادثه پایگاه RIFOD ریکو توسط کارگاه کارتر مورد بازجویی قرار می‌گیرد.

🎙 گویندگان: نیکان‌نوری، ميلاد نجفقليان، علی ناظم، کیانا رضایی، سعید یگانه و …

نویسنده و ادیتور: MRPJ


🎆 فایل نهایی با اعمال اندکی تغییرات در جنگل متروکه منتشر می‌شود.

#مايكل_ويك #داستان_صوتى #داستان_صوتی_کوتاه

🌕 @RIFOD
🌲 @An_Abandoned_Forest
+ قهرمانان، جادوگران، خدایان و اون عروس اسکلتی که در مراسم عروسیش همه افراد رو بلعید و صورتی کشیده و شبیه کلاغ داره، همشون بر ضد ما هستن و ما نابود میشیم.

- ما مرد کت شلواری رو داریم.
«در جشن بالماسکه»

ناشناس: مطمئنی که اینجاست؟
ناشناس۲: آدم‌ها اجازه ورود به این جشن را ندارند
ناشناس: میگن دوک فرانسیس هم اینجاست
ناشناس۲: اگر این خون‌آشام‌ها متوجه شوند که ما آدم هستیم، ما را حتماً می‌کشند!
Forwarded from RIFOD & Michael Wick
پروفسور ارنست میدود

(لعنتی ما همه چی رو فراموش کردیم)

*** : نباید آن آزمایش انجام میشد

پرفسور ارنست فریاد میزند

(فارترس کجاست!!!!!!)

*:
دیگر دیر شده، باید بریم رابرت

پرفسور ارنست فریاد میزند

(نه!!!!!)



آلن فارترس درحالیکه بر مبلی نشسته بود، فکر می‌کرد. شعله‌های آتش کنار او هر لحظه بیشتر و بیشتر می‌شوند.


#دیالوگ
او می‌گوید که همه چی گویا از بین رفته است؟


در خانه‌هایتان بمانید و از تلفن تا اطلاع‌ثانویه استفاده نکنید.
اون داره میاد ….
منتظر هستی که آخر مایکل ویک چی میشه؟ فکر میکنی بدون تو داستان متوقف شده؟
این همه سال؟
به RIFOD خوش آمدی.
یک جزیره ….