روان‌آمار: آمار و فرآیندهای روان‌شناختی
148 subscribers
18 photos
1 video
14 files
85 links
فارغ‌التحصیل مخابرات (UT)، هوش مصنوعی (KUL؛ پایان‌نامه در فلسفه‌ی ذهن)، و روان‌شناسی (KUL؛ تمرکز روان‌سنجی)، و اکنون دانشجوی دکترا در دانشگاه اوترخت.

روی مدل‌سازی فرآیندهای روان‌شناختی کار می‌کنم و این کانال به علاقه‌های پژوهشی‌ام در این حوالی می‌پردازد.
Download Telegram
Jonas,_K_G_&_Markon,_K_E_2015_Distinguishing.pdf
513.5 KB
این مدخل به مسأله‌ی فوق‌العاده مهم تمایز بین روی‌کرد طیفی/ابعادی و روی‌کرد رده‌ای/طبقه‌ای به پدیده‌های روان‌شناختی می‌پردازد و مفروضات و دلالت‌های هر کدام را بیان می‌کند. در ضمنِ این تفکیک، نویسندگان به تمایز پدیداری و روان‌سنجی بین این دو روی‌کرد می‌پردازد که برای فهم مسأله ضروری است و در مشاجراتی که حول این تمایز (خصوصاً خارج از روان‌شناسی آکادمیک) درمی‌گیرد عموماً مغفول می‌ماند.

Jonas, K. G., & Markon, K. E. (2015). Distinguishing Categories from Continua. The Encyclopedia of Clinical Psychology, 1–11. doi:10.1002/9781118625392.wbecp238

#مدخل
https://t.me/Psychtistics
کتاب‌خانه‌ی کنگره‌ی آمریکا به تازگی و به مناسبت نوروز مجموعه‌ی گران‌قدری از چهل نسخه‌ی کم‌یاب فارسی را برای اولین بار به صورت آنلاین در اختیار عموم گذاشته است.

در این مجموعه نسخ نفیسی از شاهنامه‌ی فردوسی، دیوان حافظ، کلیات سعدی، مثنوی مولوی، آثاری از نظامی و جامی، عجایب‌المخلوقات قزوینی، قرآن قرن دوازده به خط احمد نیریزی، آثاری در علوم غریبه (نیز این کتاب طلسمات قجری)، و حتا نسخه‌ی دوزبانه‌ای از مزامیر داود (عبری و فارسی) و برخی آثار دیگر عرضه شده‌اند.

خلاصه‌ی خبر:

In celebration of the Persian New Year, also known as Nowruz, the Library of Congress has digitized and made available online for the first time the Rare Persian-Language Manuscript Collection, which sheds light on scientific, religious, philosophical and literary topics that are highly valued in the Persian speaking lands.

This collection, including 150 manuscripts with some dating back to the 13th century, also reflects the diversity of religious and confessional traditions within the Persian culture.

From the 10th century to the present, Persian became the cultural language for a large region stretching from West Asia to Central and South Asia. Today, Persian is the native language spoken in Iran, Afghanistan, Tajikistan and some regions of Central and South Asia and the Caucasus.

#DH
https://t.me/Psychtistics
Matrix_Differential_Calculus_with.pdf
1.8 MB
Matrix differential calculus with applications in statistics and econometrics

Magnus, J. R., & Neudecker, H. (2019), Wiley.

#کتاب
https://t.me/Psychtistics
ما –عصب‌شناسی‌دوستان– خیلی وقت است که از سیاهچاله‌ها عکس می‌گیریم.

– علی محبی.
https://twitter.com/mohebial/status/1116392954405376000

https://t.me/Psychtistics
در گروهی که مشغول انجام کارآموزی ام سرمایه‌گذاری بسیاری روی یک متد نمونه‌برداری از هیجانات شده است و بخش قابل‌توجهی از گروه ما صبح و شب در آن غوطه‌ور اند. علی‌رغم این، مدتی است که گروه به این نتیجه رسیده که متد ما از تبیین ابتدایی‌ترین همبسته‌های هیجانات عملاً ناتوان است. این مسأله در یکی از مقالات گروه که در صف انتشار در Nature Human Behaviour است مورد بحث قرار گرفته است.

من شخصاً باور دارم بخش مهمی از این مسأله بابت اهمال در تدوین مدل اندازه‌گیری متغیرهای نهان است—هرچند که دوستان مدل‌ساز ما بیشتر کیفیت داده‌ها را ملامت می‌کنند تا مفروضات پایه‌ای مدل‌هاشان را. تا کنون به کشف(های) جالبی رسیده‌ام که پنج هفته‌ی دیگر در کنفرانسی ارائه خواهم کرد. امید بسیاری دارم که تا پایان کارآموزی (یعنی چند هفته‌ی دیگر) به نتایجی تحسین‌برانگیزتر نیز دست یابم. تفصیل کارم را هم خواهم نوشت در آینده.

چندین هفته پیش با هم‌کلاسی‌های دیگری که کارآموزی داریم صحبت این شد و دوستی در آزمایشی به پی‌مقداری 0.92 رسیده بود (که ایده‌آلش باید کمتر از 0.05 یا 0.001 باشد) و بحث از بحران #تکرارپذیری (replication crisis) شد و این که در چند سال اخیر یافته‌ایم که کمتر از نیمی از پژوهش‌های روان‌شناسی تکرار شده‌اند. گفتیم که روان‌شناسی بیشتر به هومیوپاتی می‌ماند تا ساینس.

https://twitter.com/iHaqi_/status/1065764516930179072

این نه تنها یکی از چندین #عورت_ساینس است که افراد خارج از گود نمی‌بینندش و ازش بی‌خبر اند، بلکه عامل #دل‌سردی قابل‌توجه‌ای برای ما است که پای آن‌ها عمر سوزانده‌ایم و روی شانه‌های دیگرانی ایستاده‌ایم. در آینده بیشتر ذیل این هشتگ‌ها خواهم نوشت.

این #نقل‌قول که امروز در متنی آموزشی از لِن کیفِر درباره‌ی پیاده‌سازی فیلتر کالمان در R دیدم یادآوری آن‌چه بود که ذکر شد. در واقع این درباره‌ی بسیاری از پژوهش‌ها صدق می‌کند. خصوصاً اگر نتایج آن برای افراد خارج از گود قابل مشاهده باشد.

هر چند که کار ما در تقریباً تمام روان‌شناسی معطوف به توصیف و تبیین است که عموماً بر مبنای استنباط آماری است و کمتر به پیش‌بینی می‌پردازیم، اما باز هم کار ما عموماً تمرینی است در بیهودگی و عبثی، آن گونه که کیفِر می‌گوید.

As an economist with a background in econometrics and forecasting I recognize that predictions are often (usually?) an exercise in futility. Forecasting, after all, is hard. While non-economists have great fun pointing this futility out, many critics miss out on why it’s so hard.

https://t.me/Psychtistics
روان‌آمار: آمار و فرآیندهای روان‌شناختی
در گروهی که مشغول انجام کارآموزی ام سرمایه‌گذاری بسیاری روی یک متد نمونه‌برداری از هیجانات شده است و بخش قابل‌توجهی از گروه ما صبح و شب در آن غوطه‌ور اند. علی‌رغم این، مدتی است که گروه به این نتیجه رسیده که متد ما از تبیین ابتدایی‌ترین همبسته‌های هیجانات عملاً…
مقاله‌ای که بهش اشاره کرده بودم امروز منتشر شد:

Dejonckheere, E., Mestdagh, M., Houben, M., Rutten, E., Sels, L., Kuppens, P., & Tuerlinckx, F. (2019). Complex affect dynamic measures add limited information to the prediction of psychological well-being. Nature Human Behaviour.

https://www.nature.com/articles/s41562-019-0555-0

تمامی داده‌ها و نیز کدهای استفاده شده در این‌جا قابل دست‌رسی اند:

https://osf.io/zm6uw/

البته همه‌ی نشانه‌های #عبثی/بیهودگی این رویه‌ی گروه ما (experience sampling method, ESM) برای پیش‌بینی آماری (statistical prediction) سلامت روان در این مقاله منعکس نشده. برای مثال Affective Ising Model (که در حال تکمیل است) و به گمانم مدل‌های خودهمبسته‌ی برداری (vector autoregressive models, VAR) طبقه‌بندی جنسیت را بهتر از طبقه‌بندی اختلال شخصیت دوقطبی انجام می‌دهند. تفصیلاتی دارد که احتمالاً بعداً بنویسم.

خلاصه‌ی مقاله عصاره‌ی قضیه را بیان کرده:

Over the years, many studies have demonstrated a relation between emotion dynamics and psychological well-being. Because our emotional life is inherently time-dynamic affective scientists argue that, next to how positive or negative we feel on average, patterns of emotional change are informative for mental health. This growing interest initiated a surge in new affect dynamic measures, each claiming to capture a unique dynamical aspect of our emotional life, crucial for understanding well-being. Although this accumulation suggests scientific progress, researchers have not always evaluated (a) how different affect dynamic measures empirically interrelate and (b) what their added value is in the prediction of psychological well-being. Here, we address these questions by analysing affective time series data from 15 studies (n = 1,777). We show that (a) considerable interdependencies between measures exist, suggesting that single dynamics often do not convey unique information, and (b) dynamic measures have little added value over mean levels of positive and negative affect (and variance in these affective states) when predicting individual differences in three indicators of well-being (life satisfaction, depressive symptoms and borderline symptoms). Our findings indicate that conventional emotion research is currently unable to demonstrate independent relations between affect dynamics and psychological well-being.


https://t.me/Psychtistics
روان‌آمار: آمار و فرآیندهای روان‌شناختی
مقاله‌ای که بهش اشاره کرده بودم امروز منتشر شد: Dejonckheere, E., Mestdagh, M., Houben, M., Rutten, E., Sels, L., Kuppens, P., & Tuerlinckx, F. (2019). Complex affect dynamic measures add limited information to the prediction of psychological well-being.…
تا قبل از این که دیر شود این را اضافه کنم که تأیید نشدن فرضیه‌ی پژوهشی (یا رسیدن به نتیجه‌ی پوچ، null result) برای پیش‌رفت علم حیاتی است و یکی از دلایلی که در روان‌شناسی با بحران تکرارپذیری روبه‌رو هستیم سوگیری در انتشار (publication bias) است که باعث شده پژوهش‌گران نتایج پوچ را گزارش نکنند. این هم تفصیلی دارد که احتمالاً بعداً خواهم نوشت.

غرض این که همین #عبثی/بیهودگی‌ای که از آن شکایت می‌کنم بخش بسیار مهم و لاینفک علم است. و البته که «بر زمستان صبر باید طالب نوروز را».

https://t.me/Psychtistics
Method_Matters_in_Psychology_Essays.pdf
2.5 MB
کتابی بسیار جالب درباره‌ی ملاحظات فلسفه‌ی علم در روش‌شناسی روان‌شناسی (و علوم رفتاری).

Brian D. Haig (2018), Method Matters in Psychology: Essays in Applied Philosophy of Science, Springer.

DOI: 10.1007/978-3-030-01051-5
https://link.springer.com/book/10.1007/978-3-030-01051-5

#کتاب.
https://t.me/Psychtistics
روان‌آمار: آمار و فرآیندهای روان‌شناختی
Method_Matters_in_Psychology_Essays.pdf
Introduction.

This book applies a range of ideas about scientific discovery found in contemporary philosophy of science to psychology and related behavioral sciences. In doing so, it aims to advance our understanding of a host of important methodological ideas as they apply to those sciences. A philosophy of local scientific realism is adopted in favor of traditional accounts that are thought to apply to all sciences. As part of this philosophy, the implications of a commitment to philosophical naturalism are spelt out, and a correspondence theory of truth is defended by showing how it helps explain various features of scientific practice. The central chapter of the book presents a broad theory of scientific method that comprises the detection of empirical phenomena and their subsequent understanding by constructing explanatory theories through the use of abductive methods. This theory of scientific method is then used as a framework to reconstruct the well-known qualitative method of grounded theory, and to present a systematic perspective on clinical reasoning and case formulation. Relatedly, an abductive or explanationist understanding of methods is employed to evaluate the knowledge credentials of evolutionary psychology. In addition, the conceptual and methodological foundations of a variety of quantitative methods are examined. Exploratory factor analysis and tests of statistical significance are given special attention.

Brian D. Haig (2018), Method Matters in Psychology: Essays in Applied Philosophy of Science, Springer.

#کتاب
https://t.me/Psychtistics
#کشف جدید:

ترجمه‌ی بیت به بیت دیوان حافظ به انگلیسی و آلمانی با امکان جستجوی فارسی و انگلیسی؛ پروژه‌ای در علوم انسانی رقومی (دیجیتال) از دانشگاه لایپزیگ:

http://divan-hafez.com/index.php

#DH.
https://t.me/Psychtistics
مجموعه‌ی #درس زیر از دانشگاه جانز هاپکینز برای ورود به علم داده (#DataScience) جالب به نظر می‌رسد. عناوین جالبی دارد، خصوصاً آخرین درس که اطلاعات مناسبی برای ایجاد/بهبود پروفایل/رزومه و مهارت‌های کاریابی را پوشش داده است.
https://leanpub.com/universities/set/jhu/chromebook-data-science

استفاده از محتوای درس کاملاً رایگان است (هر چند می‌تونید اگه علاقه دارید براش هزینه هم پرداخت کنید) و برای دسترسی به آن به چیزی جز یک آدرس ایمیل نیاز ندارید، و اگر درس را کامل طی کنید، مدرکی هم به شما تعلق می‌گیرد.

Chromebook Data Science

- Introduction to Chromebook Data Science
- How to Use a Chromebook
- Google and the Cloud
- Organizing Data Science Projects
- Version Control
- Introduction to R
- Data Tidying
- Data Visualization
- Getting Data
- Data Analysis
- Written and Oral Communication in Data Science
- Getting a Job in Data Science

https://t.me/Psychtistics
امروز به مقاله‌ی جالبی از نقدی و هم‌کاران (1396) برخوردم که تحسین من را برانگیخت. ایشان به بررسی جهت‌گیری مذهبی و نشانگان اختلال شخصیت دسته‌ی ب پرداخته بودند. غیر از یک اشتباه [احتمالاً] سهوی در چکیده، استفاده از زبان نسبتاً غیرعلمی (با بار مذهبی مشهود) در مقدمه و نتیجه‌گیری (و البته گناه نابخشودنی استفاده از SPSS —این سرطان شایع در علوم رفتاری!— در تحلیل آماری) نقدی به آن ندارم و با توجه به پی‌مقدارها (سطح معناداری) و اندازه‌تأثیرها یافته‌های آن بسیار قابل‌توجه و قابل‌اعتنا به نظر می‌رسند.


چکیده:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش جهت گیری مذهبی و صفات شخصیت در پیش بینی نشانه‌های اختلال شخصیت دسته‌ی «ب» بود. برای این منظور، تعداد 290 نفر از دانشجویان دانشگاه شهید مدنی آذربایجان با روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای انتخاب و به وسیله‌ی پرسش‌نامه‌ی «میلون-3»، پرسش‌نامه‌ی کوتاه «شخصیت نئو»، و «مقیاس جهت گیری مذهبی» ارزیابی شدند. داده‌ها با استفاده از روش «تحلیل رگرسیون چندگانه» تحلیل شد. نتایج نشان داد عامل روی‌آوری به مذهب با اختلالات شخصیت به صورت مثبت* همبسته است و توانست نشانه‌های اختلال شخصیت نمایشی، ضداجتماعی و مرزی را پیش‌بینی کند. همچنین صفات شخصیت تجربه‌پذیری، توافق‌جویی، برون‌گرایی و روان‌نژندی با اختلالات شخصیت به صورت متفاوت همبسته بود و توانست نشانه‌های آنها را پیش‌بینی کند. جهت‌گیری مذهبی و صفات شخصیت با اختلالات شخصیت مرتبط است و می‌تواند نشانه‌های اختلال شخصیت را پیش‌بینی نماید.

(* در متن مقاله همبستگی منفی گزارش شده.)

#مقاله.
https://t.me/Psychtistics
Peter_Hedström,_Peter_Bearman_2009.pdf
5.3 MB
دست‌نامه‌ی جامعه‌شناسی تحلیلی از انتشارات آکسفورد.

The Oxford Handbook of Analytical Sociology

#Handbook

https://t.me/Psychtistics
روان‌آمار: آمار و فرآیندهای روان‌شناختی
Peter_Hedström,_Peter_Bearman_2009.pdf
Abstract
This book explores analytical sociology as an approach for explaining important social facts such as network structures, patterns of residential segregation, typical beliefs, and cultural tastes. It brings together some of the most prominent analytical sociologists in Europe and the United States in an effort to clarify the distinctive features of the approach and to further its development. The volume is organized into four parts. Part I describes the foundations of analytical sociology while Part II discusses the role of action and interaction in explaining diverse social processes such as emotions and beliefs. Part III looks at the macroscopic social dynamics brought on by the activation of the cog-and-wheel mechanisms, tackling topics ranging from segregation dynamics to divorce and social influence. Part IV concludes the book by asking how analytic sociology relates to other fields and approaches such as game theory, analytic ethnography, and historical sociology.

https://t.me/Psychtistics
#کشف دیروز/امروز این آموزش فوق‌العاده عالی بود درباره‌ی مصورسازی (visualization) شبکه‌ها/گراف‌های ایستا و پویا (static/dynamic) در R با استفاده از پکیج igraph.

پیشنهاد اکید می‌کنم ببینید—اگر کارتان به گراف خورده یا خواهد خورد روزی.
https://kateto.net/network-visualization

#آموزش.
https://t.me/Psychtistics
تجارتی مشکوک؟ نقدی بر مقاله‌ی اخیر واکس و هم‌کاران.

کمتر از سه ماه پیش مقاله‌ای از واکس، یاسری، لنگیل، و کرتس در ژورنال علوم باز انجمن سلطنتی(1) منتشر شد که با بررسی یک شبکه‌ی اجتماعی آنلاین و برخی شاخص‌های فساد در قراردادهای مناقصه‌ی دولتی در مجارستان ادعا کرده بود که فساد [اداری] ارتباط معناداری با «سرمایه‌ی اجتماعی» (که در ساختار شبکه‌ی ارتباطات اعضای جامعه منعکس شده) دارد و نهایتاً ادعا کردند ریشه دارد. یاسری در یادداشتی در وبلاگ خود در معرفی مقاله (به گمان من) کمی هم پا را فراتر گذاشت و گفت که برخلاف آن‌چه «بسیاری فکر می‌کنند که فساد نتیجه‌ی ثروت یا فقدان آن است ... مقررات سخت‌تر می‌تواند جلوی فساد را بگیرد»، آن‌ها نشان داده‌اند که «فساد در تار و پود (؟، از دقت/شیوایی این معادل فارسی مطمئن نیستم) جوامع است و ساختار شبکه‌های اجتماعی در شهرها ارتباط بالایی با شانس فساد دارد.»

حدود یک ماه پیش کاربر اژدها در توییتی پیشنهاد داد که کسی این مقاله را نقد کند و جایزه‌ای هم بگیرد. که من هم فرصت را غنیمت شمردم.

مقاله‌ی مورد بحث از هر طرف که بدان بنگریم بسیار معیوب است و هر چه بیشتر خواندمش بیشتر تعجب کردم از این که پذیرفته و چاپ شده. مشکلات روش‌شناختی عمیق و فراوانی دارد؛ چه در تعیین و استفاده از شاخص‌های فساد در مناقصات، چه در تخمین ریسک فساد بر اساس آن شاخص‌ها، و چه در تحلیل شبکه‌ای که انجام داده‌اند. بنیان نظری فرضیه‌ی پژوهش بر ادبیاتی بنا شده که به تخمین‌گرهای آن‌ها ارتباطی ندارد (و همان مقالات مورد ارجاعشان هم بسیار قابل‌تأمل اند). و نهایتاً ارتباطی بین سرمایه‌ی اجتماعی و ساختارهای شبکه را نشان نداده‌اند. نهایتاً هم تواضع را کنار گذاشته و ادعای (عملاً) عِلّیِ (نسبتاً) خاراشکنی کرده‌اند بر مبنای یافته‌هایی که نه محکم اند نه ربطی به فرضیاتشان دارد.

با توجه به اثرات فجیعی که رویه‌های پژوهشی سؤال‌برانگیز(2) در روان‌شناسی گذاشته، ما آموزش دیده‌ایم که حساسیت بالایی داشته باشیم که بتوانیم علائم این رویه‌های مشکوک را شناسایی کنیم. کنار مشکلاتی که پیش‌تر ذکر شد، واکس و هم‌کاران در نحوه‌ی گزارش روش و یافته‌ها انتخاب‌های بسیار مشکوکی انجام داده‌اند که چشم‌پوشی از آن‌ها ساده نیست.

نقد 4-صفحه‌ای نسبتاً مختصر و غیررسمی‌ای بر این مقاله نوشتم و سعی کردم که به اهمّ مشکلات آن بپردازم. می‌توانید نقد من را روی سایت چارچوب علوم باز (3) بیابید:
https://osf.io/xgkc3/

اگر زمانی استاد درسی در روش‌شناسی شوم قطعاً این مقاله را به عنوان نمونه‌ی عالی‌ای از آن‌چه چاپ نشدنش بهتر از چاپ شدنش است معرفی خواهم کرد، و نقل‌قولی از تولوینگ و مادیگان (1970، ص. 442) را ذکر خواهم کرد که در وصف برخی پژوهش‌هایی که هیچ چیزی به دانش بشری اضافه نمی‌کنند گفته بودند:

... Apart from providing dull reading, papers with such conclusions share another feature: they contain an implicit promise of more along the same lines in the future. They make one wish that at least some writers, faced with the decision of whether to publish or perish, should have seriously considered the latter alternative.

___________________________
1. Royal Society Open Science
2. Questionable Research Practices (QRPs)
3. Open Science Framework

#نقد
#NetworkScience
#QuestionableResearchPractices

https://t.me/Psychtistics
ما کل ما يتمنی المرء يدرکه
تجری الریاح بما لا تشتهی السفن
— المتنبّی

Not all one wishes for does he attain;
Winds blow in ways ships do not desire.
— al-Mutanabbi

https://t.me/Psychtistics
موردی جزئی در باب فلسفه‌ی اخلاق (#ethics).

سایت استک‌اورفلو (Stack Overflow، که ترجمه‌ی دقیق آن می‌شود سرریز پشته) به پرسش و پاسخ درباره‌ی برنامه‌نویسی و نرم‌افزار اختصاص دارد و از جمله‌ی بهترین منابعی است که اگر بیش از بیست خط کد نوشته باشید به کارتان می‌آید.

بخش metaی این سایت به تبادل نظر درباره‌ی شیوه‌ی اداره‌ی سایت اختصاص دارد. اخیراً بحثی در متا درگرفته حول پرسشی که دانش‌آموزی/دانشجویی پرسیده و پاسخی که استاد آن فرد داده. چرا این مناقشه‌برانگیز شده؟ چون که پاسخ استاد —از آن‌جایی که طنزی هم در خود دارد— مورد اقبال کاربران قرار گرفته و نهایتاً به عنوان پاسخ درست پذیرفته شده. در صورتی که به کار عموم کاربران نمی‌آید؛ چرا که نیمی از پاسخ نامرتبط است و نمونه‌ی کد هم ندارد. و در عوض پاسخ درست و موجز دیگری مهجور مانده. حال بحث در متا بر سر این است که آیا ادمین‌ها اجازه/وظیفه دارند که ورود کنند و پاسخ درست را تغییر دهند یا خیر.

این را می‌توان مسأله‌ی نسبتاً کوچکی در فلسفه‌ی اخلاق دانست، جایی که پاسخ سرراستی برای "درست" (~اخلاقی) بودن یک فعل در مقابل فعل دیگری وجود ندارد—هرکدام از جنبه‌هایی درست می‌نمایند و هرکدام تالی‌فاسدهای خود را دارند.

صلاحیت اظهار نظر در فلسفه‌ی اخلاق را ندارم اما وقتی —خصوصاً در فضای مجازی— می‌بینم افراد برای مسائل چندوجهی/پیچیده‌ای پاسخ‌هایی بسیار مطمئن دارند (و بر اساس آن لشکرکشی می‌کنند) تعجب می‌کنم. تعحبم بسیار بیشتر می‌شود وقتی امثال این بحث در متای استک‌اورفلو را مقایسه می‌کنم با بحث‌های کف خیابان/فضای مجازی درباره‌ی حق حیات جنین و حق مادر بر بدن خویش در سقط جنین، جانب‌داری اسنپ از راننده‌ای که اخیراً بسیار خبرساز شد، یا بحث داغ درباره‌ی لوازم و تبعات قانون فدرال اعاده‌ی آزادی دینی در آمریکا.

https://t.me/Psychtistics
Text Analysis with R for Students of Literature.pdf
2.2 MB
کتاب جالبی برای تحلیل آماری متون با زبان برنامه‌نویسی R که برای دانشجویان ادبیات نگاشته شده است.

Text Analysis with R for Students of Literature

#کتاب
#DH

https://t.me/Psychtistics
علی ابن حسین گفت:
با حسین خارج شدیم. و در هیچ منزلی فرود نیامد و کوچ نکرد، مگر از یحیی ابن زکریا یاد کرد.

روزی گفت «از پستی دنیا نزد خداست که سر یحیی را نزد زناکاری از زناکارانِ بنی اسرائیل هدیه بردند.»

از کتاب آه.
«رأس یحیی به روی طشت» منتسب به میکل‌آنژ.
اوایل قرن شانزده ترسایی؛ موزه‌ی لوور، پاریس.