تنها کلوپ تحصصی مطالعات ناخودآگاه کل کشور؛ رو تاسیس کردیم.
رشته های مختلف روانشناسی، زیست شناسی، ادیان، عرفان، انسان شناسی، اسطوره شناسی، جامعه شناسی، نوروسایکولوژی، باستان شناسی و...
قراره به صورت تخصصی، ابعاد گوناگون حقیقت و ماهیت ناخودآگاه انسان رو بررسی کنیم و یک گروه صمیمی و علمی رو ایجاد کنیم. اگر علاقه مند به عضویت هستید به بنده اطلاع بدید و رزومه خود را بگید، بدون رزومه مناسب عضویت نمیگیریم.
رشته های مختلف روانشناسی، زیست شناسی، ادیان، عرفان، انسان شناسی، اسطوره شناسی، جامعه شناسی، نوروسایکولوژی، باستان شناسی و...
قراره به صورت تخصصی، ابعاد گوناگون حقیقت و ماهیت ناخودآگاه انسان رو بررسی کنیم و یک گروه صمیمی و علمی رو ایجاد کنیم. اگر علاقه مند به عضویت هستید به بنده اطلاع بدید و رزومه خود را بگید، بدون رزومه مناسب عضویت نمیگیریم.
Forwarded from منابع بیگانه (🅝🅘🅚🅐)
مغز، و تصمیم گیری خودآگاه و ناخودآگاه
Conscious versus Unconscious Mind
قسمت نخست: تعریف ذهن ناخودآگاه
ما تقریبا هر روزه مادامیکه بیدار هستیم در مورد مسایل گوناگون تصمیم گیری میکنیم. دانشمندان و فلاسفه همیشه با این سوال روبرو بودند، که ما چگونه تصمیم میگیریم؟ آیا هنگام تصمیم گیری در زمینه ای، از همهٔ حقایق و آگاهی های مربوط، مطّلع هستیم؟
در قرن هیجدهم، فیلسوف آلمانی امانوئل کانت در کتاب خود چنین بیان کرد، که انسان به طور عینی و یا ابژکتیوقادر به درک حقایق نیست بلکه هر ذهنی، یک نمونه ای(ورژن) از حقیقت را می آفریند. در اوائل قرن بیستم نورولوژیست معروف، زیگموند فروید، تئوری «ذهن ناخودآگاه» و تاثیر آنرا در تصمیم گیری مطرح کرد که در آنزمان مورد حمایت روانشناسان زیادی قرار گرفت. اما این تئوری که بر اساس تمایلات جنسی و تجربه های دردناک بود، مورد نقد قرار گرفت و چون اساس محکم علمی نداشت، به تدریج کنار گذاشته شد.
در دهه ۱۹۸۰، دانشمندان با پیدا شدن تکنیک جدیدی عکسبرداری مغز، یعنی «ام آر آی عملکردی یا فونکسیونل» که تغییرات جریان خون ثانویه به واکنشهای سلولهای عصبی را نشان میدهد، شروع به درک چگونگی فرآیند تصمیم گیری در مغز کردند. با این تکنیک هر روزه ما بیشتر به دخالت «ذهن ناخودآگاه» در تصمیم گیریمان پی میبریم.
اما «ذهن ناخودآگاه» چیست؟ .
هنگامیکه شما صدایی بلند و ناگهانی را میشنوید، تمام بدن شما واکنش جهشی نشان میدهد. این پدیده به علت اینستکه «ذهن ناخودآگاه» احساس خطر میکند و بلافاصله شما را برای دوری از خطر آماده میکند. آگاهی از خطرات محیطی سالها قبل از «هوشیاریها یا ذهن خودآگاه» در اجداد ما تکامل یافته تا جان ِ ما را در مقابل خطرات محیطی محافظت کند . «ذهن ناخودآگاه» ما تمام اطلاعات را از ارگانهای حسی ما جمع کرده، و از ما محافظت می کند.
یک نمونه مهم عملکرد «ذهن ناخودآگاه» در مورد بینایی است. اطلاعات بینایی چشمها به قشر پس سری مغز (اکسیپیتال) که مسئول بینایی است، منتقل میشوند. اما در بیمارانی که به علت سکته مغزی، قشر پس سری کاملا از بین رفته (چشمها سالم هستند) هنوز ذهن ناخودآگاه نقش محافظتی را حفظ میکند. این بیماران با اینکه اذعان میکنند نمیتوانند ببینند، هنگامیکه مانعی در مقابل آنها ظاهر میشود میتوانند مسیر خود را تغییر دهند و یا اگر فردی با صورت خشمگین در مقابل آنها قرار گیرد، آنرا تشخیص میدهند. این عملکرد «ذهن ناخودآگاه»، «blindsight دید ِکور» نامیده میشود.
«ذهن ِ ناخودآگاهِ» انسان تمام اطلاعات محیطی را گرفته و آنها را از فیلتر خود عبور میدهد. به عنوان مثال، سیستم بینایی انسان نقصهای زیادی دارد. در ناحیه ای که عصب بینایی به چشم متصل میشود، در منطقه بینایی چشم ایجاد یک نقطه کور میکند. همچنین چشمهای ما به طور ناخودآگاه چندین بار در ثانیه برای تطابق حرکتهای جهشی انجام میدهد. سرانجام فقط منطقه مرکزی شبکیه (فووآ) دقت بینایی بالا دارد و تصویر بقیه شبکیه وضوح کمی دارد. «ذهن ناخودآگاه » ما تمام این بی نظمیهای بینایی را فیلتر کرده و یک تصویر ثابت و با وضوح بالا را به قشر «خودآگاه» مغز تحویل میدهد.
در کنترل قطر مردمکهای چشم، همیشه تصور میشد که میزان نور، و همچنین هنگامِ وحشت و ترس، قطر مردمکها تغییر می یابد. در پژوهشی که اخیرا ( مجله نوروساینس ماه مه ۲۰۲۰) منتشر شده، عملکرد ذهن ناخودآگاه در تغییر قطر مردمک در انسان و میمون نشان داده شده است. در این تست با نور ثابت تصاویر مختلفِ خنثی (تصاویری که باعث ترس ویا وحشت نشوند) در مقابل انسان و میمون به طور تصادفی قرار داده شده، و دیده شده است که قطر مردمک در موارد خاصی توسط «ذهن ناخودآگاه» تغییر کرده است.
Conscious versus Unconscious Mind
قسمت نخست: تعریف ذهن ناخودآگاه
ما تقریبا هر روزه مادامیکه بیدار هستیم در مورد مسایل گوناگون تصمیم گیری میکنیم. دانشمندان و فلاسفه همیشه با این سوال روبرو بودند، که ما چگونه تصمیم میگیریم؟ آیا هنگام تصمیم گیری در زمینه ای، از همهٔ حقایق و آگاهی های مربوط، مطّلع هستیم؟
در قرن هیجدهم، فیلسوف آلمانی امانوئل کانت در کتاب خود چنین بیان کرد، که انسان به طور عینی و یا ابژکتیوقادر به درک حقایق نیست بلکه هر ذهنی، یک نمونه ای(ورژن) از حقیقت را می آفریند. در اوائل قرن بیستم نورولوژیست معروف، زیگموند فروید، تئوری «ذهن ناخودآگاه» و تاثیر آنرا در تصمیم گیری مطرح کرد که در آنزمان مورد حمایت روانشناسان زیادی قرار گرفت. اما این تئوری که بر اساس تمایلات جنسی و تجربه های دردناک بود، مورد نقد قرار گرفت و چون اساس محکم علمی نداشت، به تدریج کنار گذاشته شد.
در دهه ۱۹۸۰، دانشمندان با پیدا شدن تکنیک جدیدی عکسبرداری مغز، یعنی «ام آر آی عملکردی یا فونکسیونل» که تغییرات جریان خون ثانویه به واکنشهای سلولهای عصبی را نشان میدهد، شروع به درک چگونگی فرآیند تصمیم گیری در مغز کردند. با این تکنیک هر روزه ما بیشتر به دخالت «ذهن ناخودآگاه» در تصمیم گیریمان پی میبریم.
اما «ذهن ناخودآگاه» چیست؟ .
هنگامیکه شما صدایی بلند و ناگهانی را میشنوید، تمام بدن شما واکنش جهشی نشان میدهد. این پدیده به علت اینستکه «ذهن ناخودآگاه» احساس خطر میکند و بلافاصله شما را برای دوری از خطر آماده میکند. آگاهی از خطرات محیطی سالها قبل از «هوشیاریها یا ذهن خودآگاه» در اجداد ما تکامل یافته تا جان ِ ما را در مقابل خطرات محیطی محافظت کند . «ذهن ناخودآگاه» ما تمام اطلاعات را از ارگانهای حسی ما جمع کرده، و از ما محافظت می کند.
یک نمونه مهم عملکرد «ذهن ناخودآگاه» در مورد بینایی است. اطلاعات بینایی چشمها به قشر پس سری مغز (اکسیپیتال) که مسئول بینایی است، منتقل میشوند. اما در بیمارانی که به علت سکته مغزی، قشر پس سری کاملا از بین رفته (چشمها سالم هستند) هنوز ذهن ناخودآگاه نقش محافظتی را حفظ میکند. این بیماران با اینکه اذعان میکنند نمیتوانند ببینند، هنگامیکه مانعی در مقابل آنها ظاهر میشود میتوانند مسیر خود را تغییر دهند و یا اگر فردی با صورت خشمگین در مقابل آنها قرار گیرد، آنرا تشخیص میدهند. این عملکرد «ذهن ناخودآگاه»، «blindsight دید ِکور» نامیده میشود.
«ذهن ِ ناخودآگاهِ» انسان تمام اطلاعات محیطی را گرفته و آنها را از فیلتر خود عبور میدهد. به عنوان مثال، سیستم بینایی انسان نقصهای زیادی دارد. در ناحیه ای که عصب بینایی به چشم متصل میشود، در منطقه بینایی چشم ایجاد یک نقطه کور میکند. همچنین چشمهای ما به طور ناخودآگاه چندین بار در ثانیه برای تطابق حرکتهای جهشی انجام میدهد. سرانجام فقط منطقه مرکزی شبکیه (فووآ) دقت بینایی بالا دارد و تصویر بقیه شبکیه وضوح کمی دارد. «ذهن ناخودآگاه » ما تمام این بی نظمیهای بینایی را فیلتر کرده و یک تصویر ثابت و با وضوح بالا را به قشر «خودآگاه» مغز تحویل میدهد.
در کنترل قطر مردمکهای چشم، همیشه تصور میشد که میزان نور، و همچنین هنگامِ وحشت و ترس، قطر مردمکها تغییر می یابد. در پژوهشی که اخیرا ( مجله نوروساینس ماه مه ۲۰۲۰) منتشر شده، عملکرد ذهن ناخودآگاه در تغییر قطر مردمک در انسان و میمون نشان داده شده است. در این تست با نور ثابت تصاویر مختلفِ خنثی (تصاویری که باعث ترس ویا وحشت نشوند) در مقابل انسان و میمون به طور تصادفی قرار داده شده، و دیده شده است که قطر مردمک در موارد خاصی توسط «ذهن ناخودآگاه» تغییر کرده است.
سوال: آیا محتوایی مثل review article یا متخصصین مهمی که روی ناخودآگاه با اپروچ های مختلف کار کردند رو معرفی میکنید؟
پاسخ ها:
http://ensani.ir/fa/article/author/151397
این صفحه رو بررسی بکنید مقالات مروری بر اساس دیدگاه روانکاوی فروید هست.
توی ایران:
• دکتر الهام موسویان
• دکتر علیرضا قربانی
• دکتر مهدی رضا سر افراز
• دکتر امید قادری در تهران
فیلمای یوتیوب دکتر قربانی هم کمک کننده هستش
پاسخ ها:
http://ensani.ir/fa/article/author/151397
این صفحه رو بررسی بکنید مقالات مروری بر اساس دیدگاه روانکاوی فروید هست.
توی ایران:
• دکتر الهام موسویان
• دکتر علیرضا قربانی
• دکتر مهدی رضا سر افراز
• دکتر امید قادری در تهران
فیلمای یوتیوب دکتر قربانی هم کمک کننده هستش
About concept of The Dead Mother, André Green
مفهوم مادر مرده آندره گرین: منبع سرزندگی برای کودک بوده است، را به یک تصویر سرد، ناموزون و عملا بیجان تبدیل میکند، که عمیقا بر سرمایه گذاری روانی روی ابژه، و روابط ابژه بیماران در آینده تاثیر میگذارد… .
مادر مرده ، مادری است که زنده میماند اما از نظر روانی، برای کودک مرده است (گرین، ۱۹۸۳).
“در هر صورت، غم مادر و کاهش علاقه او به نوزاد، پیش زمینه شکلگیری ذهنیت مادر مرده است.” کودک ناگهان عشقش را از دست میدهد؛ یک دگرگونی در دنیای نوزاد صورت میگیرد که منجر به یک فاجعه روانی میشود: به دنبال از دست دادن عشق، معنی نیز از دست میرود؛ برای کودک دیگر هیچ چیزی معنی ندارد.
مفهوم مادر مرده آندره گرین: منبع سرزندگی برای کودک بوده است، را به یک تصویر سرد، ناموزون و عملا بیجان تبدیل میکند، که عمیقا بر سرمایه گذاری روانی روی ابژه، و روابط ابژه بیماران در آینده تاثیر میگذارد… .
مادر مرده ، مادری است که زنده میماند اما از نظر روانی، برای کودک مرده است (گرین، ۱۹۸۳).
“در هر صورت، غم مادر و کاهش علاقه او به نوزاد، پیش زمینه شکلگیری ذهنیت مادر مرده است.” کودک ناگهان عشقش را از دست میدهد؛ یک دگرگونی در دنیای نوزاد صورت میگیرد که منجر به یک فاجعه روانی میشود: به دنبال از دست دادن عشق، معنی نیز از دست میرود؛ برای کودک دیگر هیچ چیزی معنی ندارد.
Cybernetics is a wide-ranging field concerned with circular causal processes such as feedback. Norbert Wiener named the field after an example of circular causal feedback—that of steering a ship where the helmsman adjusts their steering in response to the effect it is observed as having, enabling a steady course to be maintained amongst disturbances such as cross-winds or the tide.
توی روانشناسی فیزیولوژیک از اصل ستیبرنتیک زیاد استفاده میشه.
توی روانشناسی فیزیولوژیک از اصل ستیبرنتیک زیاد استفاده میشه.
https://psychcentral.com/health/sapiosexual
Sapiosexuality is often referred to as sapiophile personality, though they do have slightly different meanings.
Kathleen Clark is Chief Learning Officer at Identiversity, a nonprofit organization providing educational resources that foster inclusion, equity, and diversity. She tells us, “The terms sapiophile and sapiosexual are sometimes used interchangeably, but sapiosexual tends to emphasize the aspect of being sexually attracted to intelligence.”
Sapiosexuality is often referred to as sapiophile personality, though they do have slightly different meanings.
Kathleen Clark is Chief Learning Officer at Identiversity, a nonprofit organization providing educational resources that foster inclusion, equity, and diversity. She tells us, “The terms sapiophile and sapiosexual are sometimes used interchangeably, but sapiosexual tends to emphasize the aspect of being sexually attracted to intelligence.”
Psych Central
What It Means to Be Sapiosexual
Sapiosexuality is a sexual identity describing those who are aroused by intelligence. Learn how sapiosexuality may effect relationships.
انواع نظریه های انگیزش (Motivation Theory)
1. Physiological theory
• تئوری میلنر
• تئوری گری
• تئوری انکیزشی چند عاملی استلر
• تئوری فعالسازی لیندزلی
• تئوری بیندرا
2.Psychological theories
• تئوری کاهش کشاننده ای هال
• تئوری کاهش کشانندهای روان تحلیل گری
• تئوری یادگیری اجتماعی
• تئوری انگیزه پیشرفت
• تئوری میدانی لوین
• تئوری انسان گرایی
• تئوری اسنادی
1. Physiological theory
• تئوری میلنر
• تئوری گری
• تئوری انکیزشی چند عاملی استلر
• تئوری فعالسازی لیندزلی
• تئوری بیندرا
2.Psychological theories
• تئوری کاهش کشاننده ای هال
• تئوری کاهش کشانندهای روان تحلیل گری
• تئوری یادگیری اجتماعی
• تئوری انگیزه پیشرفت
• تئوری میدانی لوین
• تئوری انسان گرایی
• تئوری اسنادی
سوال:
در مورد نحوه تاثیر پذیری ناخوداگاه تا 8 سالگی اگر مقاله یا ارجاعاتی هست، راهنمایی کنید، لطفاً.
تنها مقاله ای که پیدا شده : مقاله childhood and the unconscious از Clifford yorke
در مورد نحوه تاثیر پذیری ناخوداگاه تا 8 سالگی اگر مقاله یا ارجاعاتی هست، راهنمایی کنید، لطفاً.
تنها مقاله ای که پیدا شده : مقاله childhood and the unconscious از Clifford yorke
Last news of unconsciousness researchs:
MIT News reports that researchers at MIT and Massachusetts General Hospital have developed new algorithms that can assess unconsciousness in patients based on brain activity with high accuracy and reliability. The algorithms were trained on EEG readings of brain rhythms and can predict whether a patient is unconscious based on the kind of anesthetic being used. The algorithms offer the potential to allow anesthesiologists to maintain unconsciousness at the desired level while using less drug than they might administer when depending on less direct, accurate, and reliable indicators. That can improve patient’s post-operative outcomes, such as delirium¹.
MIT News reports that researchers at MIT and Massachusetts General Hospital have developed new algorithms that can assess unconsciousness in patients based on brain activity with high accuracy and reliability. The algorithms were trained on EEG readings of brain rhythms and can predict whether a patient is unconscious based on the kind of anesthetic being used. The algorithms offer the potential to allow anesthesiologists to maintain unconsciousness at the desired level while using less drug than they might administer when depending on less direct, accurate, and reliable indicators. That can improve patient’s post-operative outcomes, such as delirium¹.
MIT News
New algorithms show accuracy, reliability in gauging unconsciousness under general anesthesia
In surgery patience, an artificial intelligence attuned to the kind of anesthetic being used can yield algorithms that assess unconsciousness in patients based on brain activity with high accuracy and reliability.
fnhum-16-987051.pdf
373.1 KB
درباره مقاله نسبتا جدید (آندرلاین را بخوانید):
Are we really unconscious in “unconscious” states? Common assumptions revisited
By Andre Sevenius Nilsen, Bjørn E. Juel, Benjamin Thürer, Arnfinn Aamodt, Johan F. Storm
در زمینه علم هوشیاری، سنتی وجود دارد که حالت های خاصی مانند خواب موج آهسته غیر REM و بیهوشی عمومی عمیق را به عنوان "ناخودآگاه" طبقه بندی می کند. در حالی که این دسته بندی در نگاه اول معقول به نظر می رسد، بررسی های دقیق نشان داده است که چندان ساده نیست. با توجه به اینکه:
(1) علائم رفتاری (ناخود)آگاه میتواند غیرقابل اعتماد باشد،
(2) گزارشهای ذهنی (ناخود)آگاه میتواند غیرقابل اعتماد باشد،
(3) حالتهایی که فرض میشود ناخودآگاه هستند همیشه فاقد تجربه گزارششده نیستند،
دلایلی برای بررسی مجدد فرضیات سنتی ما در مورد "وضعیت های ناخودآگاه" وجود دارد. در حالی که این موضوعات جدید نیستند، و ممکن است تا حدی بار معنایی داشته باشند، آنها پیامدهایی هم برای پیشرفت علمی و هم برای عملکرد بالینی دارند.
Are we really unconscious in “unconscious” states? Common assumptions revisited
By Andre Sevenius Nilsen, Bjørn E. Juel, Benjamin Thürer, Arnfinn Aamodt, Johan F. Storm
در زمینه علم هوشیاری، سنتی وجود دارد که حالت های خاصی مانند خواب موج آهسته غیر REM و بیهوشی عمومی عمیق را به عنوان "ناخودآگاه" طبقه بندی می کند. در حالی که این دسته بندی در نگاه اول معقول به نظر می رسد، بررسی های دقیق نشان داده است که چندان ساده نیست. با توجه به اینکه:
(1) علائم رفتاری (ناخود)آگاه میتواند غیرقابل اعتماد باشد،
(2) گزارشهای ذهنی (ناخود)آگاه میتواند غیرقابل اعتماد باشد،
(3) حالتهایی که فرض میشود ناخودآگاه هستند همیشه فاقد تجربه گزارششده نیستند،
دلایلی برای بررسی مجدد فرضیات سنتی ما در مورد "وضعیت های ناخودآگاه" وجود دارد. در حالی که این موضوعات جدید نیستند، و ممکن است تا حدی بار معنایی داشته باشند، آنها پیامدهایی هم برای پیشرفت علمی و هم برای عملکرد بالینی دارند.
جوزف کمبل یک جمله داره برای بهتر درک کردن نماد گرایی آنکانشسنس:
«خواب اسطورهای فردی، اسطوره، خوابی جمعی است.»
«خواب اسطورهای فردی، اسطوره، خوابی جمعی است.»
Forwarded from Alie
Childhood and the Unconscious: Self & Society: Vol 11, No 1
https://www.tandfonline.com/doi/abs/10.1080/03060497.1983.11084498
https://www.tandfonline.com/doi/abs/10.1080/03060497.1983.11084498
Taylor & Francis
Childhood and the Unconscious
Published in Self & Society: An International Journal for Humanistic Psychology (Vol. 11, No. 1, 1983)
سوال:
آیا در حالت کما (Coma) امواج الکترومغناطیس مغزی با انواع حالت خواب متفاوت هستند؟ مغز و فعالیت نورون ها در این مرحله در چه وضعیتی است؟
پاسخ:
مقالهای در Live Science پیدا کردم که میگوید حالت کمای تازه کشفشده با امواج الکتریکی به نام کمپلکسهای Nu-کمپلکس مشخص میشود که بر خلاف سایر شکلهای موج تولید شده توسط مغز در حالتهای شناخته شده کما، خواب یا بیداری است. این امواج از ناحیه عمقی مغز به نام هیپوکامپ منشا می گیرند و سپس در سراسر قشر (خارجی ترین لایه مغز) پخش می شوند. با این حال، من هیچ اطلاعاتی در مورد امواج الکترومغناطیسی تولید شده توسط مغز یک فرد در کما پیدا نکردم. آیا چیز دیگری هست که بتوانم به شما کمک کنم؟
Coma Aetiology:
• آسیبهای تروماتیک مغزی: این آسیبها اغلب در اثر برخوردهای ترافیکی یا اعمال خشونتآمیز ایجاد میشوند.
• سکته مغزی و کما: کاهش یا قطع شدن خونرسانی به مغز (کما بعد از سکته مغزی)، میتواند ناشی از انسداد شریانها یا ترکیدن رگ خونی باشد.
• تومورها: تومورهای مغز یا ساقه مغز میتوانند باعث کما شوند.
• کما ناشی از دیابت: سطح قند خون که خیلی بالا میرود (هیپرگلیسمی) یا خیلی پایین (هیپوگلیسمی) میتواند باعث کما شود.
• کما به علت کمبود اکسیژن: افرادی که از غرق شدن نجات یافتهاند یا کسانی که پس از حمله قلبی احیا شدهاند ممکن است به دلیل کمبود اکسیژن به مغز وارد کما شوند.
• اثر عفونتهای مغزی در کما: عفونتهایی مانند آنسفالیت و مننژیت.
• تشنج
• سموم: مونوکسید کربن یا سرب، میتواند باعث آسیب مغزی و کما شود.
• اثر مواد مخدر و الکل در کما
آیا در حالت کما (Coma) امواج الکترومغناطیس مغزی با انواع حالت خواب متفاوت هستند؟ مغز و فعالیت نورون ها در این مرحله در چه وضعیتی است؟
پاسخ:
مقالهای در Live Science پیدا کردم که میگوید حالت کمای تازه کشفشده با امواج الکتریکی به نام کمپلکسهای Nu-کمپلکس مشخص میشود که بر خلاف سایر شکلهای موج تولید شده توسط مغز در حالتهای شناخته شده کما، خواب یا بیداری است. این امواج از ناحیه عمقی مغز به نام هیپوکامپ منشا می گیرند و سپس در سراسر قشر (خارجی ترین لایه مغز) پخش می شوند. با این حال، من هیچ اطلاعاتی در مورد امواج الکترومغناطیسی تولید شده توسط مغز یک فرد در کما پیدا نکردم. آیا چیز دیگری هست که بتوانم به شما کمک کنم؟
Coma Aetiology:
• آسیبهای تروماتیک مغزی: این آسیبها اغلب در اثر برخوردهای ترافیکی یا اعمال خشونتآمیز ایجاد میشوند.
• سکته مغزی و کما: کاهش یا قطع شدن خونرسانی به مغز (کما بعد از سکته مغزی)، میتواند ناشی از انسداد شریانها یا ترکیدن رگ خونی باشد.
• تومورها: تومورهای مغز یا ساقه مغز میتوانند باعث کما شوند.
• کما ناشی از دیابت: سطح قند خون که خیلی بالا میرود (هیپرگلیسمی) یا خیلی پایین (هیپوگلیسمی) میتواند باعث کما شود.
• کما به علت کمبود اکسیژن: افرادی که از غرق شدن نجات یافتهاند یا کسانی که پس از حمله قلبی احیا شدهاند ممکن است به دلیل کمبود اکسیژن به مغز وارد کما شوند.
• اثر عفونتهای مغزی در کما: عفونتهایی مانند آنسفالیت و مننژیت.
• تشنج
• سموم: مونوکسید کربن یا سرب، میتواند باعث آسیب مغزی و کما شود.
• اثر مواد مخدر و الکل در کما
Philosophy of Mind by Jaegwon Kim (z-liborg)_220303_173500.pdf
1.6 MB
Philosophy of Mind
by Jaegwon Kim
by Jaegwon Kim
Psyche Analyzer | Mind • Brain • Unconscious
سوال: آیا در حالت کما (Coma) امواج الکترومغناطیس مغزی با انواع حالت خواب متفاوت هستند؟ مغز و فعالیت نورون ها در این مرحله در چه وضعیتی است؟ پاسخ: مقالهای در Live Science پیدا کردم که میگوید حالت کمای تازه کشفشده با امواج الکتریکی به نام کمپلکسهای Nu…
مغز بعد از رفتن به کما، تا جایی که مرز های علم میگه هیچ امواجی ندارند (این خیلی عجیبه!) اما تازگی در لایو ساینس گفته شده یکسری امواج الکترومغناطیسی ضعیفی وجود داره!
https://www.livescience.com/39761-brain-activity-deep-coma.html
The new study shows "there's a deeper form of coma that goes beyond the flat line, and during this state of very deep coma, cortical activity revives," Amzica said. He noted the findings apply to patients in a medically induced coma with healthy brains that are receiving blood and oxygen. The conclusions may not extend to cases of comatose patients who have suffered major brain damage, he said.
امواج Nu-complexes از هیپوکامپ شروع به انتشار میکنند و به تدریج میرن سمت کورتکس.
https://www.livescience.com/39761-brain-activity-deep-coma.html
The new study shows "there's a deeper form of coma that goes beyond the flat line, and during this state of very deep coma, cortical activity revives," Amzica said. He noted the findings apply to patients in a medically induced coma with healthy brains that are receiving blood and oxygen. The conclusions may not extend to cases of comatose patients who have suffered major brain damage, he said.
امواج Nu-complexes از هیپوکامپ شروع به انتشار میکنند و به تدریج میرن سمت کورتکس.
livescience.com
From the Deepest Coma, New Brain Activity Found
When a patient's brain falls completely silent, and electrical recordings devices show a flat line, reflecting a lack of brain activity, doctors consider the patient to have reached the deepest stage of a coma. However, new findings suggest there can be a…
G. W. F. Hegel
About Religions psychology
Georg Wilhelm Friedrich Hegel (1770–1831) described all systems of religion, philosophy, and social science as expressions of the basic urge of consciousness to learn about itself and its surroundings, and record its findings and hypotheses. Thus, religion is only a form of that search for knowledge, within which humans record various experiences and reflections. Others, compiling and categorizing these writings in various ways, form the consolidated worldview as articulated by that religion, philosophy, social science, etc. His work The Phenomenology of Spirit was a study of how various types of writing and thinking draw from and re-combine with the individual and group experiences of various places and times, influencing the current forms of knowledge and worldviews that are operative in a population. This activity is the functioning of an incomplete group mind, where each is accessing the recorded wisdom of others. His works often include detailed descriptions of the psychological motivations involved in thought and behavior, e.g., the struggle of a community or nation to know itself and thus correctly govern itself. In Hegel's system, Religion is one of the major repositories of wisdom to be used in these struggles, representing a huge body of recollections from humanity's past in various stages of its development.
About Religions psychology
Georg Wilhelm Friedrich Hegel (1770–1831) described all systems of religion, philosophy, and social science as expressions of the basic urge of consciousness to learn about itself and its surroundings, and record its findings and hypotheses. Thus, religion is only a form of that search for knowledge, within which humans record various experiences and reflections. Others, compiling and categorizing these writings in various ways, form the consolidated worldview as articulated by that religion, philosophy, social science, etc. His work The Phenomenology of Spirit was a study of how various types of writing and thinking draw from and re-combine with the individual and group experiences of various places and times, influencing the current forms of knowledge and worldviews that are operative in a population. This activity is the functioning of an incomplete group mind, where each is accessing the recorded wisdom of others. His works often include detailed descriptions of the psychological motivations involved in thought and behavior, e.g., the struggle of a community or nation to know itself and thus correctly govern itself. In Hegel's system, Religion is one of the major repositories of wisdom to be used in these struggles, representing a huge body of recollections from humanity's past in various stages of its development.
In Moses and Monotheism, Freud reconstructed biblical history by his general theory. His ideas were also developed in The Future of an Illusion. When Freud spoke of religion as an illusion, he maintained that it "is a fantasy structure from which a man must be set free if he is to grow to maturity."
Freud views the idea of God as being a version of the father image, and religious belief as at bottom infantile and neurotic. Authoritarian religion, Freud believed, is dysfunctional and alienates man from himself.
Freud views the idea of God as being a version of the father image, and religious belief as at bottom infantile and neurotic. Authoritarian religion, Freud believed, is dysfunctional and alienates man from himself.
Wikipedia
Moses and Monotheism
essay by Sigmund Freud
ajol_file_journals_590_articles_223591_submission_proof_223591_6939.pdf
1.1 MB
درباره تظاهرات نورولوژیک تالاسمی مینور/اینترمدیا/ماژور
• Neurological complications of beta-thalassemia | SpringerLink
• Frequency of Neurological Manifestations in β-Thalassaemic Patients in Zagazig University Hospitals
• [Neurological and muscular manifestations of thalassemia major (author's transl)] - Abstract - Europe PMC
• Neurological complications of beta-thalassemia | SpringerLink
• Frequency of Neurological Manifestations in β-Thalassaemic Patients in Zagazig University Hospitals
• [Neurological and muscular manifestations of thalassemia major (author's transl)] - Abstract - Europe PMC
ECT (electroconvulsive therapy)
یک روش درمان پزشکیه که برای اختلالات یا بیماری های روانی حاد استفاده میشه. مثل افسردگی های حاد، یا اختلالات دو قطبی یا اسکیزوفرنی. اما با این حال هنوز عملکرد دقیق یا مکانیسم دقیق ECT مشخص نیست و خیلی شناخته نشده. مطالعات نشون میدن که ECT میتونه باعث بشه تغییراتی توی نحوه ارتباط سلول های مغزی با همدیگه بشه. در کل کمک میکنه به تغیرات neurochemistry در مغز اگر دوست داشتی با همین کلیدواژه سرچ کن اطلاعات بهتری بهت میده.
و برای قسمت دوم سوالت :
هیچ سیگنال مستقیمی وجود نداره که روی عملکرد مغز توی ECT تاثیر بزاره. اما به جاش از تکنیک های TMS یا tDCS استفاده میکنن که بهش میگن : Transcranial Direct Current Stimulation و با استفاده از جریان الکتریکی یک سری مناطق رو توی مغز تحت تاثیر قرار میدن.
منابع تکمیلی:
How ECT Works in Treating Mental Illness": https://www.healthline.com/health/ect-how-it-works
Electroconvulsive therapy: Mechanisms of action and neurobiological aspects" (Journal of ECT): https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/21873887/
Language and mental health (World Health Organization): https://www.who.int/mental_health/policy/Language_%20FINAL_ENGLISH_VERSION.pdf
Electroconvulsive therapy: Mechanisms of action and clinical efficacy by Peter B. Rosenquist and Mustafa M. Husain
یک روش درمان پزشکیه که برای اختلالات یا بیماری های روانی حاد استفاده میشه. مثل افسردگی های حاد، یا اختلالات دو قطبی یا اسکیزوفرنی. اما با این حال هنوز عملکرد دقیق یا مکانیسم دقیق ECT مشخص نیست و خیلی شناخته نشده. مطالعات نشون میدن که ECT میتونه باعث بشه تغییراتی توی نحوه ارتباط سلول های مغزی با همدیگه بشه. در کل کمک میکنه به تغیرات neurochemistry در مغز اگر دوست داشتی با همین کلیدواژه سرچ کن اطلاعات بهتری بهت میده.
و برای قسمت دوم سوالت :
هیچ سیگنال مستقیمی وجود نداره که روی عملکرد مغز توی ECT تاثیر بزاره. اما به جاش از تکنیک های TMS یا tDCS استفاده میکنن که بهش میگن : Transcranial Direct Current Stimulation و با استفاده از جریان الکتریکی یک سری مناطق رو توی مغز تحت تاثیر قرار میدن.
منابع تکمیلی:
How ECT Works in Treating Mental Illness": https://www.healthline.com/health/ect-how-it-works
Electroconvulsive therapy: Mechanisms of action and neurobiological aspects" (Journal of ECT): https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/21873887/
Language and mental health (World Health Organization): https://www.who.int/mental_health/policy/Language_%20FINAL_ENGLISH_VERSION.pdf
Electroconvulsive therapy: Mechanisms of action and clinical efficacy by Peter B. Rosenquist and Mustafa M. Husain
PubMed
Prognostic significance of a reduced glomerular filtration rate and interaction with microalbuminuria in resistant hypertension:…
A reduced GFR, mainly estimated by the MDRD equation, is an independent predictor of increased cardiovascular morbidity and mortality in resistant hypertension. The combination of a reduced GFR and increased albuminuria identifies patients with a very high…
نکته جالب؛ فاصله ی زمانی مناسب بین محرک شرطی و غیرشرطی، حدود ۵۰۰ میلی ثانیه می باشد. تعمیم به عنوان نتیجه ی همپوشی نورون حسی تحریک شده و نورون رابط تلقی می گردد که توسط محرک مشابه فعال می شود.