عزیزکم
دلم میخواهدت
دلم میخواهد که به سراغت بیایم
میخواهد که به سویت بیایم
میخواهد که برای به دست آوردنت بیایم
اما اینگونه نمیآیم
تا زمانی که پژمرده و پر از گرد و غبارم نمیآیم
نمیآیم تا مبادا گرد راهم بر تو بنشیند
نمیآیم تا مبادا خشمم لبخندت را بخشکاند
میخواهمت به هزاران دلیل
نمیآیم به هزاران دلیل دیگر
دوستت دارم بی اندازه
به تو نیازمندم به همان اندازه
میدانم که نمیبینیام، نمیدانیام
یک دم شِکوِه میکنم و میخواهمت، یک دم پس میزنم و نمیآیمت
گاهی خود نیز نمیدانم
اگر خواستیام تو نیز به سمت من بیا
برایت راه را فرش میکنم
دستت را میچسبم و با تو قله را بالا میروم
اول این گردِ خفا را کنار میزنم و این زنجیر را پاره میکنم
به سویت بال میگشایم
اشتباه میکنم؟
دلم میخواهدت
دلم میخواهد که به سراغت بیایم
میخواهد که به سویت بیایم
میخواهد که برای به دست آوردنت بیایم
اما اینگونه نمیآیم
تا زمانی که پژمرده و پر از گرد و غبارم نمیآیم
نمیآیم تا مبادا گرد راهم بر تو بنشیند
نمیآیم تا مبادا خشمم لبخندت را بخشکاند
میخواهمت به هزاران دلیل
نمیآیم به هزاران دلیل دیگر
دوستت دارم بی اندازه
به تو نیازمندم به همان اندازه
میدانم که نمیبینیام، نمیدانیام
یک دم شِکوِه میکنم و میخواهمت، یک دم پس میزنم و نمیآیمت
گاهی خود نیز نمیدانم
اگر خواستیام تو نیز به سمت من بیا
برایت راه را فرش میکنم
دستت را میچسبم و با تو قله را بالا میروم
اول این گردِ خفا را کنار میزنم و این زنجیر را پاره میکنم
به سویت بال میگشایم
اشتباه میکنم؟
میدونی
من به صحبت کردن با آدمایی که برام مهمن بیشتر اهمیت میدم
تا اینکه بشینم واسه چند نفر یه سری چیزا رو تعریف کنم یا توضیح بدم
به نظرم این خیلی مهمتر میاد
درسته که آدم گاهی خسته ست، حوصله نداره، نمیخواد حرف بزنه، ترجیح میده تو فضای چنل یا پیجش حرف بزنه
ولی بازم
نمیدونم
حتی خودمم الان دارم همین کارو میکنم
من به صحبت کردن با آدمایی که برام مهمن بیشتر اهمیت میدم
تا اینکه بشینم واسه چند نفر یه سری چیزا رو تعریف کنم یا توضیح بدم
به نظرم این خیلی مهمتر میاد
درسته که آدم گاهی خسته ست، حوصله نداره، نمیخواد حرف بزنه، ترجیح میده تو فضای چنل یا پیجش حرف بزنه
ولی بازم
نمیدونم
حتی خودمم الان دارم همین کارو میکنم
نمیدونم همه چی عجیبه
باز همه چی عجیب شده
حس میکنم خیلی چیزا از درک من بزرگتر شده
درک میکنم اما توی بروز دادن درکم به مشکل خوردم
چرا اینجوری شده...
باز همه چی عجیب شده
حس میکنم خیلی چیزا از درک من بزرگتر شده
درک میکنم اما توی بروز دادن درکم به مشکل خوردم
چرا اینجوری شده...
اوه
دیشب یه نفر باهام طوری برخورد کرد که حس کردم به غرورم ضربه وارد شد
امروز هم حدودا دو ساعت پیش یه آشنای دیگه به غرورم آسیب زد
میگم چرا انقد ناراحتم، همینه
چخبره یعنی
دیشب یه نفر باهام طوری برخورد کرد که حس کردم به غرورم ضربه وارد شد
امروز هم حدودا دو ساعت پیش یه آشنای دیگه به غرورم آسیب زد
میگم چرا انقد ناراحتم، همینه
چخبره یعنی