نظریه:داشتم به این فکر میکردم چی میشه اگه Andrew یکی از مخلوقات Thomas باشه...
🍓1
:༅。ᴛɪᴀ's ɢᴀʟᴀxʏ☕
Thomas had him. He would never have nothing.𓂃 ࣪˖ ִֶָ★
𓋼𓍊𓋼𓍊𓋼𓍊𓋼𓍊𓋼𓍊𓋼𓍊𓋼𓍊𓋼𓍊𓋼𓍊𓋼𓍊𓋼𓍊𓋼𓍊𓋼𓍊𓋼𓍊𓋼𓍊𓋼
🍓1💘1
"Are you hurt? I'll kill anything that touches you. I swear."
📚Don't Let The Forest In
💘1
"I need this all to stop,"
"I know.Shit . I'll fix it. whatever it takes."🥹🥹
Thomas 😭🤌
"I know.
Thomas 😭🤌
🍓1💘1
یادم میاد سر یاغی شنها برای چند لحظه کتاب رو کنار گذاشتم تا برم یه لیوان آب بردارم اینقدر توصیفات قوی بود که تشنه میشدی الآن حین خوندن این کتاب هم واقعاً تونستم چند بار جنگل رو بو کنم!
🍓1💘1
:༅。ᴛɪᴀ's ɢᴀʟᴀxʏ☕
نظریه:داشتم به این فکر میکردم چی میشه اگه Andrew یکی از مخلوقات Thomas باشه...
یه چی گفتم داره جدی میشه :/
💘1
He sat on the top step while Thomas was a few steps down from him. Thomas kept his back to Andrew as he bit into an Oreo, inspected it, and then passed it over his shoulder. No eye contact. No confrontation about this anxious, needy habit Andrew had developed. He couldn't bite into food until Thomas had first.
📚Don't Let The Forest In
🍓1
"I think, it sucks to be ace."
"I think, the world sucks for making you feel that way."
📚Don't Let The Forest In
🍓1
:༅。ᴛɪᴀ's ɢᴀʟᴀxʏ☕
و تمام! 6⭐ 5⭐برای داستان 1⭐ صرفاً برای قلم نویسنده فقط قلم یه نویسنده است که میتونه این کار رو با کتابم بکنه رسماً شرحه شرحه شده😆 براش به زودی ریویو مینویسم✨
Don't Let The Forest In 𖤣.𖦹˙𑁍𓂃𓆤𓂃
⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️
↜خلاصه𖥧𖧧
داستان دربارهی دو دوست صمیمی و قدیمیه و از جایی شروع میشه که Andrew بعد از تعطیلات تابستونی به آکادمی Wickwood برمیگرده و متوجه تغییراتی در دوست صمیمیاش، Thomas، میشه. Thomas که علاقهی زیادی به نقاشی داره، بدون اینکه خودش بدونه، با کشیدن موجودات ترسناک راه ورودشون رو به دنیای واقعی باز میکنه و...
↜نظر من𖥧𖧧
اول از همه در مورد اسم کتاب یه چیزی بگم
فکر نمیکنم منظور نویسنده فقط با کرکترها باشه چون حتی شما خوانندهی عزیز هم باید جلوی ریشه کردن جنگل توی وجود خودتون رو بگیرین!
من به معنای واقعی تونستم جنگل رو با این کتاب بو کنم!
برای من Thomas شبیه یه ستارهی عصبانی بود که هر وقت Andrew توی تاریکی گم میشد شروع به تابیدن میکرد و Andrew از جنس یه آسمون تاریک، که بوی خاک نمخوردهی جنگل رو میداد!
رابطهاشون هم دقیقاً شبیهی همین بود رابطهی یه ستاره با آسمونش!
این کتاب پلاتهای قوی داشت برای همین راحت میتونین یکی از annotateهاتون رو مثل من بزارین Jaw dropping🤭
قلم و توصیفات نویسنده بسی زیباست پس اگه امکانش رو دارین حتماً این کتاب رو زبان اصلی بخونین.
#Review
⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️
↜خلاصه𖥧𖧧
داستان دربارهی دو دوست صمیمی و قدیمیه و از جایی شروع میشه که Andrew بعد از تعطیلات تابستونی به آکادمی Wickwood برمیگرده و متوجه تغییراتی در دوست صمیمیاش، Thomas، میشه. Thomas که علاقهی زیادی به نقاشی داره، بدون اینکه خودش بدونه، با کشیدن موجودات ترسناک راه ورودشون رو به دنیای واقعی باز میکنه و...
↜نظر من𖥧𖧧
اول از همه در مورد اسم کتاب یه چیزی بگم
فکر نمیکنم منظور نویسنده فقط با کرکترها باشه چون حتی شما خوانندهی عزیز هم باید جلوی ریشه کردن جنگل توی وجود خودتون رو بگیرین!
من به معنای واقعی تونستم جنگل رو با این کتاب بو کنم!
برای من Thomas شبیه یه ستارهی عصبانی بود که هر وقت Andrew توی تاریکی گم میشد شروع به تابیدن میکرد و Andrew از جنس یه آسمون تاریک، که بوی خاک نمخوردهی جنگل رو میداد!
رابطهاشون هم دقیقاً شبیهی همین بود رابطهی یه ستاره با آسمونش!
این کتاب پلاتهای قوی داشت برای همین راحت میتونین یکی از annotateهاتون رو مثل من بزارین Jaw dropping🤭
قلم و توصیفات نویسنده بسی زیباست پس اگه امکانش رو دارین حتماً این کتاب رو زبان اصلی بخونین.
Andrew is his safe space. He is forever gentle for Andrew.
#Review
🍓2💘1
I have a weakness for freckles and there is another person with stardust on their face again.😭
And he literally calls her Freckles.
And he literally calls her Freckles.
🍓1