شعر و گرافی
591 subscribers
1.64K photos
2 videos
19 links
حامی شاعران و نویسندگان
شامل اشعار و عکس نوشته های ناب

ارتباط با مدیران کانال و گروه

@shergraphi
@ShahabAbedi
Download Telegram
@PoemGraphi
خیال تیغ تو با ما
حدیث تشنه و آب است

اسیر خویش گرفتی،
بکُش چنان که تو دانی

#حافظ
@PoemGraphi
ز من مپرس که در دست او دلت چونست
ازو بپرس که انگشت‌هاش در خونست

و گر حدیث کنم تندرست را چه خبر
که اندرون جراحت رسیدگان چونست

#سعدی
@PoemGraphi
عشق جانست عشق تو جان‌تر
لطف درمان و از تو درمان‌تر

کافری‌های زلف کافر تو
گشته ز ایمان جمله ایمان‌تر

جان سپردن به عشق آسانست
وز پی عشق توست آسان‌تر

#مولانا
#مولوی
@PoemGraphi
حکایتِ بارانِ بی امان است
این گونه که من
دوستت می‌دارم ...
 
شوریده وار و پریشان باریدن
بر خزه ها و خیزاب‌ها
به بی‌راهه و راه‌ها تاختن
بی‌تاب، بی‌قرار
دریایی جستن
و به سنگچین باغ بسته دری سر نهادن
و تو را به یاد آوردن

حکایت بارانی بی‌قرار است
این گونه که من دوستت می‌دارم ...


#شمس_لنگرودی
@PoemGraphi
عبث نفرین نخواهم‌کرد تا دستِ دعا باقی‌ست
پُر از آواز بادا تا قیامت گوشِ بدخواهش!

#حسین_جنتی


زادروز استاد #محمدرضا_شجریان
خسرو آواز ایران❤️
@PoemGraphi
از بستن حنا چه کنی رنجه دست خویش ؟!
مشق اسیر کردن خونین دلان بس است

#غنی_کشمیری
@PoemGraphi
همه خوش دل این که مطرب بزند به تار چنگی
من از آن خوشم که چنگی بزنم به تار مویی

بنموده تیره روزم ستم سیاه چشمی
بنموده مو سپیدم صنم سپید رویی

#فصیح‌الزمان_شیرازی
@PoemGraphi
خاکم به باد رفت وز یادم نمی روی
عشق آن خیال نیست که از دل برون شود
#حزین_لاهیجی
@PoemGraphi
او سخن می‌گوید و دل می‌برد

#سعدی
@PoemGraphi
چشمم بدوخت دلبر تا غیر او نبینم

#مولانا
@PoemGraphi
ذوقی چنان ندارد بی دوست زندگانی
دودم به سر برآمد زین آتش نهانی

اشتر که اختیارش در دست خود نباشد
می‌بایدش کشیدن باری به ناتوانی

تو فارغی و عشقت بازیچه می‌نماید
تا خرمنت نسوزد تشویش ما ندانی

#سعدی
@PoemGraphi
نگاه کن به زمین، مُلکِ سوگواران است
یکی نمُرده، ولی کُشته‌ها هزاران است!
خطا نمی رود، اما نمی‌زنم از ترس
چرا که دشمنِ من، در میانِ یاران است!
کجا زِ نیشِ زبان می‌توان پناه گرفت؟
دهانِ خلق نگر، حُفره‌های ماران است!
لطیفه‌ایست که تَردامنان شریف‌ترند...
زمانه‌ایست که مُفسد زِ رستگاران است!
محک به دست کسی نیست، زَرشناسی نیست،
زمان، زمانه‌ی دلخواهِ کم‌عیاران است!
مرا به حَق حَقَت ای شیخ! هیچ امیدی نیست،
چرا که هِق‌هِقِ من، خودْ دعای باران است!
به مُلکِ شعر و ادب فاش می توانی دید
پیاده پیش‌تر از دسته‌ی سواران است!
#حسین_جنتی
@h_jannati
@PoemGraphi
من در بیان وصف تو حیران بمانده ام

حدی‌ست حُسن را
و تو از حد گذشته‌ای
#سعدی