Forwarded from انجمن دانشآموختگان
🌐 با همکاری معاونت فرهنگی و دانشکده فلسفه،اردوی علمی-فرهنگی "یک روز با حکمت صدرایی" با حضور دکتر حمید رضا شریعتمداری رئیس دانشکده فلسفه دانشگاه ادیان و مذاهب و جمعی از اساتید و دانشجویان این دانشگاه برگزار شد.
به ما بپیوندید:🔻🔻🔻
انجمن دانشآموختگان دانشگاه ادیان و مذاهب
@DaneshAmukhteganeAdyan
به ما بپیوندید:🔻🔻🔻
انجمن دانشآموختگان دانشگاه ادیان و مذاهب
@DaneshAmukhteganeAdyan
Forwarded from دانشگاه ادیان و مذاهب
🌐 معاونت فرهنگی-دانشجویی دانشگاه ادیان و مذاهب برگزار می کند.
✔️مراسم بزرگداشت سالروز وفات حضرت معصومه سلام الله علیها و روز وحدت حوزه و دانشگاه.
🔷 سخنران:حجه الاسلام والمسلمین دکتر حمید رضا شریعتمداری
🔹سه شنبه: 27 آذر ماه 1397 بعد از نماز ظهر
🔹مکان: دانشگاه ادیان و مذاهب
⏪کانال دانشگاه ادیان و مذاهب در تلگرام:
@adyan_uni
✔️مراسم بزرگداشت سالروز وفات حضرت معصومه سلام الله علیها و روز وحدت حوزه و دانشگاه.
🔷 سخنران:حجه الاسلام والمسلمین دکتر حمید رضا شریعتمداری
🔹سه شنبه: 27 آذر ماه 1397 بعد از نماز ظهر
🔹مکان: دانشگاه ادیان و مذاهب
⏪کانال دانشگاه ادیان و مذاهب در تلگرام:
@adyan_uni
پرفسور لگنهاوسن در گفتگو با سایت مباحثات🔻
در ایران تقریبا همه این سوال {فلسفه اسلامی در مواجهه با جهان جدید چه ایده هایی برای زندگی دارد؟} را از من می پرسند و این برای من کمی عجیب است. چون هیچ کسی درباره فلسفه ارسطو چنین سوالی ندارد. در اروپا و آمریکا و کشورهای دیگری که متخصصان ارسطو زیاد هستند نکته این است که ارسطو حرفی دارد و این برای درک و استفاده مهم است. درباره دیگر فلسفه ها هم همینطور است. روی آنها کار می کنند و کسی شکی ندارد و نمی گوید که این دیگر کهنه شده است، ولی اینجا اینطور نیست و تردید دارند و می گویند این فلسفه با عرفان و این جور چیزها مخلوط شد و دیگر فلسفه محض نیست. این پرسش مطرح می شود که ما با این فلسفه چه کار باید بکنیم. دور بیندازیمش؟ آیا ما می توانیم درباره تمام فلاسفه گذشته همینطور حرف بزنیم؟
باید توجه داشته باشیم که همه اندیشمندان بر اساس پیش فرض های زمان خودشان کار کرده اند. ولی باز هم ما به آنها رجوع می کنیم. چرا فکر نمی کنیم که برای بازسازی حرف آنها امروز چه کاری باید کرد و چه استفاده ای از آن می توانیم بکنیم؟ از نظر من همه فیلسوفان بزرگ حرفی قابل استفاده دارند و فیلسوفان مسلمان حرفهای مفید زیادی دارند. به طور مثال ابن سینا آنقدر مهم است که به تمام چیزهایی که بعد از ایشان وارد فلسفه اسلامی شده مرتبط است. به واسطه ترجمه آثار ابن سینا به زبان لاتین فلسفه او نفوذ زیادی در فلسفه غرب پیدا کرد.
اینجا باید شکایت کنم وقتی از دانشجویان میخواهم پایان نامه شان درباره ابن سینا و آثارش باشد و اینکه ببینید اندیشمندان دیگر چه مباحثی از او را مورد استفاده قرار داده و در چه مواردی به او ایراد گرفته اند متوجه می شوم که برای آنها خسته کننده است و آن را نمی خواهند. به نظرشان چیزی امروزی تر بهتر است. باید آرام آرام این علاقه را ایجاد کنیم و ببینیم از گذشته چه چیزی قابل حصول است. ببینیم در گذشته به مسائل چگونه نگاه می کردند؛ تفکرات و گرایش های گذشته چگونه عوض شده اند.
وقتی از فلسفه غرب حرف زده می شود منظور فلسفه مدرن غرب است. این فلسفه می خواهد تمام قرون وسطی را فراموش کند و از اول چیزی درست کند. به نظر من این فلسفه هم درست نیست و باید پله پله نگاه کرد و رشد فکری مردم را دید. باید ببینیم چه چیزی داشتیم و چه چیزی عوض شده است. جهان اسلام هم مدرنیته خودش را دارد. این مدرنیته در جهان اسلام با اروپا و آمریکا فرق دارد؛ ولی باید به تفاوتها توجه کرد و زمانی که در مواجهه با افکار اروپا و امریکا هستیم، باید توجه داشته باشیم که بر اساس داشته هایمان چگونه افکار جدید را ارزشیابی و بهگزینی کنیم. اگر غیر از این باشد فقط و فقط باید تقلید کنیم یا با تعصب هر چیزی را رد کنیم. این به نظر من جالب نیست.
به نظر من همان گونه که فیلسوفان اروپایی - چه کانتی و چه ارسطویی- برای مواجهه با مسائل خود فلسفه ای از همین مواد موجود برای امروز می سازند، ما هم می توانیم همین کار را انجام بدهیم. با توجه به سنت فکری موجود در اینجا می توان چنین برداشتی کرد. چند بار در اروپا در زمینه تشکیک وجود صدرایی صحبت کرده ام. این مفهوم هیچ معادلی در فلسفه غرب ندارد. ابتکاری جالب است. باید روی این موضوع کار کرد و باید دید چه چیزی می توان از این مفهوم استخراج کرد.
برخی به فلسفه تحلیلی به عنوان مکتبی نگاه می کنند که حرف آن کنار گذاشتن دین است. در حالی که این برداشت گزینشی است و نباید آن را به همه فلاسفه تحلیلی تعمیم بدهیم. درست است ما فیلسوفانی تحلیلی داریم که نگاهی سیاسی دارند و دین را قبول نمی کنند، ولی نمی توان گفت فلسفه تحلیلی همین است. برای من جای تعجب داشت درحالی که در آمریکا پوپر برای ما چندان مهم نبود، برخی در ایران او را مهمترین فیلسوف تحلیلی می دانستند. این برداشت دلیل دارد، چون حرف سیاسی پوپر مورد علاقه برخی از روشنفکران بود. چون پوپر روش تحلیلی داشت و حرفهایی که درباره دموکراسی می زد مورد پسند بسیاری از ایرانی ها بود.
@PhiloUrd
در ایران تقریبا همه این سوال {فلسفه اسلامی در مواجهه با جهان جدید چه ایده هایی برای زندگی دارد؟} را از من می پرسند و این برای من کمی عجیب است. چون هیچ کسی درباره فلسفه ارسطو چنین سوالی ندارد. در اروپا و آمریکا و کشورهای دیگری که متخصصان ارسطو زیاد هستند نکته این است که ارسطو حرفی دارد و این برای درک و استفاده مهم است. درباره دیگر فلسفه ها هم همینطور است. روی آنها کار می کنند و کسی شکی ندارد و نمی گوید که این دیگر کهنه شده است، ولی اینجا اینطور نیست و تردید دارند و می گویند این فلسفه با عرفان و این جور چیزها مخلوط شد و دیگر فلسفه محض نیست. این پرسش مطرح می شود که ما با این فلسفه چه کار باید بکنیم. دور بیندازیمش؟ آیا ما می توانیم درباره تمام فلاسفه گذشته همینطور حرف بزنیم؟
باید توجه داشته باشیم که همه اندیشمندان بر اساس پیش فرض های زمان خودشان کار کرده اند. ولی باز هم ما به آنها رجوع می کنیم. چرا فکر نمی کنیم که برای بازسازی حرف آنها امروز چه کاری باید کرد و چه استفاده ای از آن می توانیم بکنیم؟ از نظر من همه فیلسوفان بزرگ حرفی قابل استفاده دارند و فیلسوفان مسلمان حرفهای مفید زیادی دارند. به طور مثال ابن سینا آنقدر مهم است که به تمام چیزهایی که بعد از ایشان وارد فلسفه اسلامی شده مرتبط است. به واسطه ترجمه آثار ابن سینا به زبان لاتین فلسفه او نفوذ زیادی در فلسفه غرب پیدا کرد.
اینجا باید شکایت کنم وقتی از دانشجویان میخواهم پایان نامه شان درباره ابن سینا و آثارش باشد و اینکه ببینید اندیشمندان دیگر چه مباحثی از او را مورد استفاده قرار داده و در چه مواردی به او ایراد گرفته اند متوجه می شوم که برای آنها خسته کننده است و آن را نمی خواهند. به نظرشان چیزی امروزی تر بهتر است. باید آرام آرام این علاقه را ایجاد کنیم و ببینیم از گذشته چه چیزی قابل حصول است. ببینیم در گذشته به مسائل چگونه نگاه می کردند؛ تفکرات و گرایش های گذشته چگونه عوض شده اند.
وقتی از فلسفه غرب حرف زده می شود منظور فلسفه مدرن غرب است. این فلسفه می خواهد تمام قرون وسطی را فراموش کند و از اول چیزی درست کند. به نظر من این فلسفه هم درست نیست و باید پله پله نگاه کرد و رشد فکری مردم را دید. باید ببینیم چه چیزی داشتیم و چه چیزی عوض شده است. جهان اسلام هم مدرنیته خودش را دارد. این مدرنیته در جهان اسلام با اروپا و آمریکا فرق دارد؛ ولی باید به تفاوتها توجه کرد و زمانی که در مواجهه با افکار اروپا و امریکا هستیم، باید توجه داشته باشیم که بر اساس داشته هایمان چگونه افکار جدید را ارزشیابی و بهگزینی کنیم. اگر غیر از این باشد فقط و فقط باید تقلید کنیم یا با تعصب هر چیزی را رد کنیم. این به نظر من جالب نیست.
به نظر من همان گونه که فیلسوفان اروپایی - چه کانتی و چه ارسطویی- برای مواجهه با مسائل خود فلسفه ای از همین مواد موجود برای امروز می سازند، ما هم می توانیم همین کار را انجام بدهیم. با توجه به سنت فکری موجود در اینجا می توان چنین برداشتی کرد. چند بار در اروپا در زمینه تشکیک وجود صدرایی صحبت کرده ام. این مفهوم هیچ معادلی در فلسفه غرب ندارد. ابتکاری جالب است. باید روی این موضوع کار کرد و باید دید چه چیزی می توان از این مفهوم استخراج کرد.
برخی به فلسفه تحلیلی به عنوان مکتبی نگاه می کنند که حرف آن کنار گذاشتن دین است. در حالی که این برداشت گزینشی است و نباید آن را به همه فلاسفه تحلیلی تعمیم بدهیم. درست است ما فیلسوفانی تحلیلی داریم که نگاهی سیاسی دارند و دین را قبول نمی کنند، ولی نمی توان گفت فلسفه تحلیلی همین است. برای من جای تعجب داشت درحالی که در آمریکا پوپر برای ما چندان مهم نبود، برخی در ایران او را مهمترین فیلسوف تحلیلی می دانستند. این برداشت دلیل دارد، چون حرف سیاسی پوپر مورد علاقه برخی از روشنفکران بود. چون پوپر روش تحلیلی داشت و حرفهایی که درباره دموکراسی می زد مورد پسند بسیاری از ایرانی ها بود.
@PhiloUrd
Forwarded from دانشگاه ادیان و مذاهب
🌐گروه مطالعاتی ادیان شرق برگزار می کند.
♦️هفتمین نشست علمی با عنوان"خاستگاه معنویت جدید در ایران"
♦️سخنران:دکتر وحید سهرابی فر
♦️زمان:پنجشنبه 4 بهمن 1397 ساعت 11:30
♦️مکان:دانشگاه ادیان و مذاهب /سالن شهید بهشتی
⏪ به ما بپيونديد: @adyan_uni
♦️هفتمین نشست علمی با عنوان"خاستگاه معنویت جدید در ایران"
♦️سخنران:دکتر وحید سهرابی فر
♦️زمان:پنجشنبه 4 بهمن 1397 ساعت 11:30
♦️مکان:دانشگاه ادیان و مذاهب /سالن شهید بهشتی
⏪ به ما بپيونديد: @adyan_uni
رسول جعفریان:
🔹 ما عقب گرد داریم. از جنبشهای فکری اخیر یکی مکتب تفکیک است که می خواهد برای دنیای جدید ایده تازه بدهد. مکتب تفکیک همان رویکرد اخباریگری است؛ تفکر اخباریگری و تفکیکی، از اساس اجازه تحول فکری نمی دهد. مرتب می گویند ما کاری به عقل نداریم و فلسفه قدیم را منکریم اما در عمل، مبنای تفکر این است که برای همه چیز باید در همین متون حدیثی گشت و راه حل یافت. من نقد فلسفه سنتی را از سوی آنها دوست دارم اما هیچ جایگزینی ندارند. مثل آخر صفوی، که فلسفه قدیم نقد شد و اخباریگری جایش را گرفت. فیض کاشانی کتاب درباره اسب می نوشت اما فقط تعدادی روایت بود!
🔹 مفهوم علم در میان ما، روز به روز عرفانی تر و دور از نگرش علمی ـ تجربی شد. به نظرم سیطره تفکر صدرایی نقش مهمی در تخریب معنای علم تجربی داشت، و ما را در امتداد هزاران سال، در قانع شدن، به همان سرمایه های کهن عقل گرایانه یونانی در هر دو بعد عقل بحثی و شهودی، پیش برد، و زمینه نوعی انقلاب فکری و علمی را آن هم درست وقتی اروپا متحول شد، از دست ما گرفت. ما دلخوش به وحدت عاقل و معقول و اتحاد با عقل فعال بودیم در حالی که دقیقا در مسیر انفعال حرکت می کردیم.
🔹 من صرف تکیه بر تفکر تجربی را ستایش نمی کنم، اما تا اینجا این حرف درست بود که قرآن نگرش واقع گرایانه ای به علم داشت که مسلمانها از آنها دور شدند. از همان ابتدای اسلام، برخلاف روش قرآنی که علم را در معنای عام به کار می برد، علما، علم را به معنای حدیث گرفتند. ده ها کتاب و رساله هست که نام کتاب العلم دارد، در بخاری و کافی هم هست اما همه آنها مقصودشان علم حدیث است. به تبع آن، علم اصلی، همان علم دینی شد و بقیه در حاشیه قرار گرفتند. هیچ کس علم را جز افرادی نادر مثل رازی و بیرونی، جدی نگرفت.
🔹 این که دنیای اسلام توانست بهره ای در علم داشته باشد، حرفی نیست اما باید بدانیم هیچ نوع انقلاب علمی [در هیچ زمانی میان مسلمانان] پدید نیامد، انقلابی مشابه آنچه در رنسانس و پس از آن قرن های هفدهم و هجدهم در بغداد پدید نیامد. ما همان علوم یونانی را توسط فارابی و ابن سینا، لباس جدید پوشاندیم. اتفاق خاصی نیفتاد. دانش های فرعی ما توسعه یافت. البته در زمینه حقوق و فقه، توسعه داشتیم اما آنها هم به دلایلی، متوقف شد.
🔹 ما انتظار داشتیم بعد از انقلاب، ادبیات علمی تری را داشته باشیم. متاسفانه نه فقط در علم کار جدی نکردیم، بلکه از لحاظ دینی هم نگرش های عاقلانه جای خود را به تمایلات خرافه گرایانه واگذار کرد. طی سه چهار دهه گذشته، بر شمار آداب و رسوم مذهبی بی پایه افزوده شده، حجم داستان های شگفت در مداحی و روضه خوانی بیشتر شده، و باورهایی که به تدریج در حال گرفتن رنگ تقدس است، فزونی یافته است. حتی بر شمار امامزاده ها هم افزوده شده است. شما عقب ماندگی علمی را هم به عنوان خرافات علمی در نظر بگیرید، چیزی که در رشد پدیده ای ساختگی و ناشی از تنفر نسبت به غرب، به نام طب سنتی قابل مشاهده است. همه آنها که از طب سنتی ترویج می کنند، به طور مداوم به علم جدید حمله می کنند. بنده وقتی این دوره را با دوره صفوی مقایسه می کنم، فرق چندانی نمی بینم. چنان که دوره قاجاری هم تا اواسط راه و حتی بعد از آن همین طور است. ما در یک برهه کوتاه، با رشد افکار کسانی مانند مطهری، قدری برابر خرافات ایستادیم اما به سرعت از آن وضعیت دور شدیم. حقیقت آن است که ترویج خرافات، قدری هم گرو این است که کسانی که قدرت و پول دارند، می خواهند خود را مذهبی تر هم نشان دهند و از این راه، بهره برداری بیشتری بکنند. این کار معمولا در دل خرافات راحت تر انجام می شود. جنس آدمهای متدین پولدار، این است که اگر هوشیارش نکنیم، مدام به سمت ظاهر بینی غش می کند. به میزان دینداری باید عقلش را هم تقویت کرد. آدم هایی را داشتیم که اوائل انقلاب، نگاه های روشنفکری بهتری به دین داشتند، اما به تدریج، یا سکوت کردند یا خود به حمایت از این امور پرداختند. مدعیان امام زمانی بیش از حد هستند، و اگر مقاومت برخی از نهادها نبود، وضع ما از این هم که هست بدتر بود.
🔹 ما در این دوره، شاهد تکرار صفویه هستیم؛ مقصودم به خصوص روی این جهت است که در دوره اخیر صفوی، تلاش کردند همه علوم را از دل احادیث درآورند، مشابه این تلاش را در اسلامی کردن علوم در دوره جدید مشاهده می کنیم. گاهی آنها که فلسفی ترند می گویند ما در کل می خواهیم نگرش توحیدی را حاکم کنیم، اما به طور مشخص، عده ای دنبال آن هستند که از دل احادیث و متون دینی، همه علوم را استخراج کنند. برخی می گویند می خواهیم علوم انسانی و اجتماعی را استخراج کنیم، برخی پا را بالاتر گذاشته و همه علوم را می گویند. مشکل این است که فکر علمی، فکر کشف روابط علمی در جهان، فکری که بتواند مثل نیوتن یا انیشتین عمل کند، در عمق فکر ما نیست. با این وضع، ما حتی تشیع را از عقل هم دور می کنیم.
@PhilUrd
🔹 ما عقب گرد داریم. از جنبشهای فکری اخیر یکی مکتب تفکیک است که می خواهد برای دنیای جدید ایده تازه بدهد. مکتب تفکیک همان رویکرد اخباریگری است؛ تفکر اخباریگری و تفکیکی، از اساس اجازه تحول فکری نمی دهد. مرتب می گویند ما کاری به عقل نداریم و فلسفه قدیم را منکریم اما در عمل، مبنای تفکر این است که برای همه چیز باید در همین متون حدیثی گشت و راه حل یافت. من نقد فلسفه سنتی را از سوی آنها دوست دارم اما هیچ جایگزینی ندارند. مثل آخر صفوی، که فلسفه قدیم نقد شد و اخباریگری جایش را گرفت. فیض کاشانی کتاب درباره اسب می نوشت اما فقط تعدادی روایت بود!
🔹 مفهوم علم در میان ما، روز به روز عرفانی تر و دور از نگرش علمی ـ تجربی شد. به نظرم سیطره تفکر صدرایی نقش مهمی در تخریب معنای علم تجربی داشت، و ما را در امتداد هزاران سال، در قانع شدن، به همان سرمایه های کهن عقل گرایانه یونانی در هر دو بعد عقل بحثی و شهودی، پیش برد، و زمینه نوعی انقلاب فکری و علمی را آن هم درست وقتی اروپا متحول شد، از دست ما گرفت. ما دلخوش به وحدت عاقل و معقول و اتحاد با عقل فعال بودیم در حالی که دقیقا در مسیر انفعال حرکت می کردیم.
🔹 من صرف تکیه بر تفکر تجربی را ستایش نمی کنم، اما تا اینجا این حرف درست بود که قرآن نگرش واقع گرایانه ای به علم داشت که مسلمانها از آنها دور شدند. از همان ابتدای اسلام، برخلاف روش قرآنی که علم را در معنای عام به کار می برد، علما، علم را به معنای حدیث گرفتند. ده ها کتاب و رساله هست که نام کتاب العلم دارد، در بخاری و کافی هم هست اما همه آنها مقصودشان علم حدیث است. به تبع آن، علم اصلی، همان علم دینی شد و بقیه در حاشیه قرار گرفتند. هیچ کس علم را جز افرادی نادر مثل رازی و بیرونی، جدی نگرفت.
🔹 این که دنیای اسلام توانست بهره ای در علم داشته باشد، حرفی نیست اما باید بدانیم هیچ نوع انقلاب علمی [در هیچ زمانی میان مسلمانان] پدید نیامد، انقلابی مشابه آنچه در رنسانس و پس از آن قرن های هفدهم و هجدهم در بغداد پدید نیامد. ما همان علوم یونانی را توسط فارابی و ابن سینا، لباس جدید پوشاندیم. اتفاق خاصی نیفتاد. دانش های فرعی ما توسعه یافت. البته در زمینه حقوق و فقه، توسعه داشتیم اما آنها هم به دلایلی، متوقف شد.
🔹 ما انتظار داشتیم بعد از انقلاب، ادبیات علمی تری را داشته باشیم. متاسفانه نه فقط در علم کار جدی نکردیم، بلکه از لحاظ دینی هم نگرش های عاقلانه جای خود را به تمایلات خرافه گرایانه واگذار کرد. طی سه چهار دهه گذشته، بر شمار آداب و رسوم مذهبی بی پایه افزوده شده، حجم داستان های شگفت در مداحی و روضه خوانی بیشتر شده، و باورهایی که به تدریج در حال گرفتن رنگ تقدس است، فزونی یافته است. حتی بر شمار امامزاده ها هم افزوده شده است. شما عقب ماندگی علمی را هم به عنوان خرافات علمی در نظر بگیرید، چیزی که در رشد پدیده ای ساختگی و ناشی از تنفر نسبت به غرب، به نام طب سنتی قابل مشاهده است. همه آنها که از طب سنتی ترویج می کنند، به طور مداوم به علم جدید حمله می کنند. بنده وقتی این دوره را با دوره صفوی مقایسه می کنم، فرق چندانی نمی بینم. چنان که دوره قاجاری هم تا اواسط راه و حتی بعد از آن همین طور است. ما در یک برهه کوتاه، با رشد افکار کسانی مانند مطهری، قدری برابر خرافات ایستادیم اما به سرعت از آن وضعیت دور شدیم. حقیقت آن است که ترویج خرافات، قدری هم گرو این است که کسانی که قدرت و پول دارند، می خواهند خود را مذهبی تر هم نشان دهند و از این راه، بهره برداری بیشتری بکنند. این کار معمولا در دل خرافات راحت تر انجام می شود. جنس آدمهای متدین پولدار، این است که اگر هوشیارش نکنیم، مدام به سمت ظاهر بینی غش می کند. به میزان دینداری باید عقلش را هم تقویت کرد. آدم هایی را داشتیم که اوائل انقلاب، نگاه های روشنفکری بهتری به دین داشتند، اما به تدریج، یا سکوت کردند یا خود به حمایت از این امور پرداختند. مدعیان امام زمانی بیش از حد هستند، و اگر مقاومت برخی از نهادها نبود، وضع ما از این هم که هست بدتر بود.
🔹 ما در این دوره، شاهد تکرار صفویه هستیم؛ مقصودم به خصوص روی این جهت است که در دوره اخیر صفوی، تلاش کردند همه علوم را از دل احادیث درآورند، مشابه این تلاش را در اسلامی کردن علوم در دوره جدید مشاهده می کنیم. گاهی آنها که فلسفی ترند می گویند ما در کل می خواهیم نگرش توحیدی را حاکم کنیم، اما به طور مشخص، عده ای دنبال آن هستند که از دل احادیث و متون دینی، همه علوم را استخراج کنند. برخی می گویند می خواهیم علوم انسانی و اجتماعی را استخراج کنیم، برخی پا را بالاتر گذاشته و همه علوم را می گویند. مشکل این است که فکر علمی، فکر کشف روابط علمی در جهان، فکری که بتواند مثل نیوتن یا انیشتین عمل کند، در عمق فکر ما نیست. با این وضع، ما حتی تشیع را از عقل هم دور می کنیم.
@PhilUrd
@enmagazine 2019-02-01 Philosophy Now.pdf
32.8 MB
شماره جدید مجله Philosophy Now
@PhilUrd
@PhilUrd
♦️نگاهی به فعالیتهای دانشکده فلسفه
♦️حجتالاسلام والمسلمین دکتر حمیدرضا شریعتمداری رئیس دانشکده فلسفه دانشگاه ادیان و مذاهب در گفتوگویی به تشریح تاریخچه، رویکردها و اهداف دانشکده فلسفه پرداخت.
♦️با توجه به این که ادیان و مذاهب تکیه بر تاریخ و کلام دارند و جای فلسفه و رویکردهای عقلی کم بوده و کسانی که با ما ارتباط داشتند، بهخصوص از خارج از ایران بیشتر مایل بودند به آشنایی با تلاشهای فلسفی مسلمانان و بهخصوص عالمان شیعه و زبان فلسفه و عرفان به عنوان یک زبان مناسب برای گفتوگو بپردازند، دانشگاه ادیان و مذاهب به این نتیجه رسید که دانشکده فلسفه را راهاندازی کند.
♦️دانشکده فلسفه از سال 93 با سه رشته فلسفه اسلامی، فلسفه دین و فلسفه اخلاق در مقاطع ارشد و دکتری راهاندازی شد. تاکنون در سه رشته، چهار دوره دانشجو در مقطع ارشد پذیرش شدهاند و تعدادی از این دانشجویان ارشد، دفاع کردهاند و از دانشجویان دکتری هم به زودی اولین نفرات از رساله خود دفاع خواهند کرد.
♦️در پی راهاندازی رشتههای جدیدتر از جمله رشتههای مربوط به علوم شناختی هستیم و در این رابطه با ستاد علوم شناختی و پژوهشگاه علوم شناختی در صدرا در وزارت دفاع ارتباط خوبی برقرار کردهایم و مایل هستیم در زمینه علوم شناختی که جدیدترین شبهات را در تعارض با دین مطرح میکنند، به نقاط امیدوارکنندهای برسانیم.
♦️برای رشتههای فلسفه دین و فلسفه اخلاق در مقطع دکتری هم اقدام کردهایم که امیدواریم در ماههای آینده به نتیجه برسد.
در حال حاضر هم حدود بیست دانشجوی خارجی در مقطع ارشد و دکتری در دانشکده ما مشغول به تحصیل هستند. در این دانشکده ظرفیت علمی خوبی در زبان انگلیسی و عربی در میان اعضای هیئت علمی وجود دارد و این برای تفهیم و تفاهم با دانشجویان و اراده دروس به این زبانها و حتی نگارش پایاننامه و رساله ظرفیت بسیار مناسبی است.
♦️تنها دانشکده فلسفه در کشور هستیم و در مراکز دیگر، گروههای فلسفه وجود دارد ولی معمولاً در ذیل دانشکدههای عامتر مثل الهیات یا ادبیات و علوم انسانی قرار دارند اما در کشور دانشکدهای که اختصاص به فلسفه داشته باشد، نداریم.
♦️کسی که به دانشکده ما میپیوندد، با یک فضای کلی و باز به نام مطالعات ادیان و مذاهب هم آشنا میشود. به هر حال دانشگاه ادیان یک فضای باز در زمینههای مختلف فراهم آورده و از طرف دیگر، ما نیز با نیروهای جوان شروع کردهایم که هم انرژی دارند و هم مطالعات جدید دارند و با سنت فلسفه و فلسفه جدید آشنا و اهل زبان هستند.
♦️سعی کردهایم هم از ظرفیت حوزه و هم از ظرفیت دانشگاه در این زمینه استفاده کنیم و اساتید قوی چه قدیمی و چه مجرب و جدید را جذب کنیم.
@PhilUrd
♦️حجتالاسلام والمسلمین دکتر حمیدرضا شریعتمداری رئیس دانشکده فلسفه دانشگاه ادیان و مذاهب در گفتوگویی به تشریح تاریخچه، رویکردها و اهداف دانشکده فلسفه پرداخت.
♦️با توجه به این که ادیان و مذاهب تکیه بر تاریخ و کلام دارند و جای فلسفه و رویکردهای عقلی کم بوده و کسانی که با ما ارتباط داشتند، بهخصوص از خارج از ایران بیشتر مایل بودند به آشنایی با تلاشهای فلسفی مسلمانان و بهخصوص عالمان شیعه و زبان فلسفه و عرفان به عنوان یک زبان مناسب برای گفتوگو بپردازند، دانشگاه ادیان و مذاهب به این نتیجه رسید که دانشکده فلسفه را راهاندازی کند.
♦️دانشکده فلسفه از سال 93 با سه رشته فلسفه اسلامی، فلسفه دین و فلسفه اخلاق در مقاطع ارشد و دکتری راهاندازی شد. تاکنون در سه رشته، چهار دوره دانشجو در مقطع ارشد پذیرش شدهاند و تعدادی از این دانشجویان ارشد، دفاع کردهاند و از دانشجویان دکتری هم به زودی اولین نفرات از رساله خود دفاع خواهند کرد.
♦️در پی راهاندازی رشتههای جدیدتر از جمله رشتههای مربوط به علوم شناختی هستیم و در این رابطه با ستاد علوم شناختی و پژوهشگاه علوم شناختی در صدرا در وزارت دفاع ارتباط خوبی برقرار کردهایم و مایل هستیم در زمینه علوم شناختی که جدیدترین شبهات را در تعارض با دین مطرح میکنند، به نقاط امیدوارکنندهای برسانیم.
♦️برای رشتههای فلسفه دین و فلسفه اخلاق در مقطع دکتری هم اقدام کردهایم که امیدواریم در ماههای آینده به نتیجه برسد.
در حال حاضر هم حدود بیست دانشجوی خارجی در مقطع ارشد و دکتری در دانشکده ما مشغول به تحصیل هستند. در این دانشکده ظرفیت علمی خوبی در زبان انگلیسی و عربی در میان اعضای هیئت علمی وجود دارد و این برای تفهیم و تفاهم با دانشجویان و اراده دروس به این زبانها و حتی نگارش پایاننامه و رساله ظرفیت بسیار مناسبی است.
♦️تنها دانشکده فلسفه در کشور هستیم و در مراکز دیگر، گروههای فلسفه وجود دارد ولی معمولاً در ذیل دانشکدههای عامتر مثل الهیات یا ادبیات و علوم انسانی قرار دارند اما در کشور دانشکدهای که اختصاص به فلسفه داشته باشد، نداریم.
♦️کسی که به دانشکده ما میپیوندد، با یک فضای کلی و باز به نام مطالعات ادیان و مذاهب هم آشنا میشود. به هر حال دانشگاه ادیان یک فضای باز در زمینههای مختلف فراهم آورده و از طرف دیگر، ما نیز با نیروهای جوان شروع کردهایم که هم انرژی دارند و هم مطالعات جدید دارند و با سنت فلسفه و فلسفه جدید آشنا و اهل زبان هستند.
♦️سعی کردهایم هم از ظرفیت حوزه و هم از ظرفیت دانشگاه در این زمینه استفاده کنیم و اساتید قوی چه قدیمی و چه مجرب و جدید را جذب کنیم.
@PhilUrd
Forwarded from دانشگاه ادیان و مذاهب
#آیا_میدانید_که:
دانشگاه ادیان و مذاهب آزمون ورودی کارشناسی ارشد و دکتری سال تحصیلی 98-99 را برای متقاضیان طلبه بصورت ویژه در شهر تهران برگزار می کند؟
♦️جهت اطلاعات بیشتر به نشانی اینترنتی زیر مراجعه و یا با شماره 02532802626 تماس حاصل نمایید.
urd.ac.ir
⏪ به ما بپيونديد: @adyan_uni
دانشگاه ادیان و مذاهب آزمون ورودی کارشناسی ارشد و دکتری سال تحصیلی 98-99 را برای متقاضیان طلبه بصورت ویژه در شهر تهران برگزار می کند؟
♦️جهت اطلاعات بیشتر به نشانی اینترنتی زیر مراجعه و یا با شماره 02532802626 تماس حاصل نمایید.
urd.ac.ir
⏪ به ما بپيونديد: @adyan_uni
💠فراخوان پذیرش دانشجو در دانشکده فلسفه دانشگاه ادیان و مذاهب از طریق آزمون اختصاصی طلاب
🔹 کارشناسی ارشد (فلسفه اخلاق، فلسفه دین، فلسفه و کلام اسلامی)
🔹 دکترا (فلسفه و کلام اسلامی)
⭕️ @PhilUrd
🔹 کارشناسی ارشد (فلسفه اخلاق، فلسفه دین، فلسفه و کلام اسلامی)
🔹 دکترا (فلسفه و کلام اسلامی)
⭕️ @PhilUrd
🔷انجمن علمی دانشجویی دینپژوهی دانشگاه ادیان و مذاهب برگزار میکند:
🔹سلسله نشستهای دینپژوهی با سخنرانی اساتید و اعضای هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب
به ما بپیوندید:🔻🔻🔻
انجمن دانشآموختگان دانشگاه ادیان و مذاهب
@DaneshAmukhteganeAdyan
🔹سلسله نشستهای دینپژوهی با سخنرانی اساتید و اعضای هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب
به ما بپیوندید:🔻🔻🔻
انجمن دانشآموختگان دانشگاه ادیان و مذاهب
@DaneshAmukhteganeAdyan
Forwarded from بیکرانگی | وحید سهرابی فر
💠 در این جلسه به بررسی انتقادی دین شناسی دکتر عبدالکریم سروش خواهیم پرداخت. نظریه پرداز جناب دکتر فنائی است و جناب دکتر موسوی و بنده نیز نظرات خودمان را در این زمینه عرضه خواهیم کرد.
💢 نقد دکتر فنائی، دارای دقت ها و نکات جذابی است. حضور در این جلسه به علاقه مندان بحث دین و تجدد پیشنهاد می شود.
🔅 ورود برای عموم آزاد و رایگان است.
⭕️ @Sohrabifar_Vahid
⭕️ @Abolghasemfanaei
⭕️ @publicmofid
💢 نقد دکتر فنائی، دارای دقت ها و نکات جذابی است. حضور در این جلسه به علاقه مندان بحث دین و تجدد پیشنهاد می شود.
🔅 ورود برای عموم آزاد و رایگان است.
⭕️ @Sohrabifar_Vahid
⭕️ @Abolghasemfanaei
⭕️ @publicmofid
Forwarded from دانشگاه ادیان و مذاهب (سلام)
🔹از سلسله نشستهای علمی #دراماتورژی_قرآن_کریم
(نشست هفتاد و دوم)
موضوع:
«انسان مدرن و متن مقدس: بررسی چالشها با تأکید بر نمونههای هنری»
با حضور دکتر #وحید_سهرابی_فر
(عضو هیأت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب)
زمان: سهشنبه ۱۰ اردیبهشت، ساعت ۱۷
مکان: خیابان هنرستان، هنرستان ۲۰، مدرسه اسلامی هنر
⏪ به ما بپيونديد: @adyan_uni
(نشست هفتاد و دوم)
موضوع:
«انسان مدرن و متن مقدس: بررسی چالشها با تأکید بر نمونههای هنری»
با حضور دکتر #وحید_سهرابی_فر
(عضو هیأت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب)
زمان: سهشنبه ۱۰ اردیبهشت، ساعت ۱۷
مکان: خیابان هنرستان، هنرستان ۲۰، مدرسه اسلامی هنر
⏪ به ما بپيونديد: @adyan_uni
Forwarded from بیکرانگی | وحید سهرابی فر
💠 «زندگی زمینی و راز آسمانی: چارلز تیلور و پیامدهای مدرنیته برای دین و معنویت»
سرانجام به نمایشگاه بین المللی کتاب تهران رسید. این کتاب توسط انتشارات نگاه معاصر (راهروی پنجم، پلاک 15) منتشر شده است.
این اثر محصول چند سال پژوهش و مطالعه است و پیش از این در جشنوارۀ پایاننامۀ سال کشور به عنوان اثر شایستۀ تقدیر شناخته شده است.
کتاب به بررسی دیدگاه چارلز تیلور (یکی از مهمترین فیلسوفان زندۀ دنیا) در باب پیامدهای مدرنیته برای دین و معنویت میپردازد و از چهار فصل تشکیل شده است:
🔹 فصل اول به مرور ادبیات بحث دین و مدرنیته پرداخته و نظریاتی چون «سکولاریزاسیون» و «بازگشت امر قدسی» را گزارش کرده است.
🔹فصل دوم دیدگاه چارلز تیلور را شرح میدهد. این بخش در واقع به بررسی چگونگی شکلگیری هویت انسان مدرن در پنج قرن اخیر اختصاص دارد و در آن گزارش مختصری از اثر گرانسنگ تیلور «عصر سکولار» ارائه شده است. سپس، اصطلاحات و تحلیلهای چارلز تیلور مطرح شده است. نگاه ممتاز و متفاوت تیلور به مدرنیته و دین، راه جدیدی را در تقابل دین و مدرنیته میگشاید.
🔹 فصل سوم پیامدهای مدرنیته برای دین و نیز پیامدهای آن برای معنویت را بیان میکند. در این فصل تحولات متاخر در زمینۀ دین و معنویت، از نگاه تیلور مورد بررسی قرار گرفته است.
🔹 فصل چهارم ارزیابی و سنجش دیدگاه تیلور است. در این فصل پیامدهای ذکر شده برای دین و معنویت به طور انتقادی بررسی میشود و در پایان، نقاط قوت و ضعف نظریۀ تیلور مورد بحث قرار می گیرد. نگارنده معتقد است دیدگاه چارلز تیلور، از ظرفیت بالایی برای کمک به مسئلۀ دین و مدرنیته در کشورمان برخوردار است.
🔅 مطالعۀ این کتاب به تمام متخصصان و علاقهمندان بحث دین و مدرنیته پیشنهاد می شود.
yon.ir/HRq1J
⭕️ @Sohrabifar_Vahid
سرانجام به نمایشگاه بین المللی کتاب تهران رسید. این کتاب توسط انتشارات نگاه معاصر (راهروی پنجم، پلاک 15) منتشر شده است.
این اثر محصول چند سال پژوهش و مطالعه است و پیش از این در جشنوارۀ پایاننامۀ سال کشور به عنوان اثر شایستۀ تقدیر شناخته شده است.
کتاب به بررسی دیدگاه چارلز تیلور (یکی از مهمترین فیلسوفان زندۀ دنیا) در باب پیامدهای مدرنیته برای دین و معنویت میپردازد و از چهار فصل تشکیل شده است:
🔹 فصل اول به مرور ادبیات بحث دین و مدرنیته پرداخته و نظریاتی چون «سکولاریزاسیون» و «بازگشت امر قدسی» را گزارش کرده است.
🔹فصل دوم دیدگاه چارلز تیلور را شرح میدهد. این بخش در واقع به بررسی چگونگی شکلگیری هویت انسان مدرن در پنج قرن اخیر اختصاص دارد و در آن گزارش مختصری از اثر گرانسنگ تیلور «عصر سکولار» ارائه شده است. سپس، اصطلاحات و تحلیلهای چارلز تیلور مطرح شده است. نگاه ممتاز و متفاوت تیلور به مدرنیته و دین، راه جدیدی را در تقابل دین و مدرنیته میگشاید.
🔹 فصل سوم پیامدهای مدرنیته برای دین و نیز پیامدهای آن برای معنویت را بیان میکند. در این فصل تحولات متاخر در زمینۀ دین و معنویت، از نگاه تیلور مورد بررسی قرار گرفته است.
🔹 فصل چهارم ارزیابی و سنجش دیدگاه تیلور است. در این فصل پیامدهای ذکر شده برای دین و معنویت به طور انتقادی بررسی میشود و در پایان، نقاط قوت و ضعف نظریۀ تیلور مورد بحث قرار می گیرد. نگارنده معتقد است دیدگاه چارلز تیلور، از ظرفیت بالایی برای کمک به مسئلۀ دین و مدرنیته در کشورمان برخوردار است.
🔅 مطالعۀ این کتاب به تمام متخصصان و علاقهمندان بحث دین و مدرنیته پیشنهاد می شود.
yon.ir/HRq1J
⭕️ @Sohrabifar_Vahid
Forwarded from دانشگاه ادیان و مذاهب (داود davut)
◀️ نشست صمیمی دانشجویان و مسئولان دانشکده فلسفه / 7 آذر 98
◀️ به ما بپيونديد: @adyan_uni
⏪ دانشگاه ادیان و مذاهب
◀️ به ما بپيونديد: @adyan_uni
⏪ دانشگاه ادیان و مذاهب