🌊اعجاز قرآنی در صحبت از امواج عمیق یا درونی (internal waves)
تا چندى پيش هيچ كس از وجود امواجى پايينتر از امواج روى سطح، آگاه نبود. لذا در روزنامه تلگراف انگليس مقالهای با عنوان «علمـا امـواج عميـق را در اقيانوس كشف ميكنند» به تاريخ ۱۳/۱۲/۲۰۰۷ منتشر نمود.
«Deep ocean waves discovered by scientists»
در این مقاله آمده است که: دانشمندان بریتانیایی امواجی کشف نمودهاند که در اعماق اقیانوس آرام جریان دارند!
آنها میدانستند که میتوان مانند این امواج را بر روی سطح اقیانوس یا نزدیک آن مشاهده نمود، اما از اینکه امواج مذکور را در عمق دیدند شگفتزده شدند.
تصاویر ماهوارههای فضایی به این اکتشاف کمک کردند.
این اکتشاف علمی در قرآن کریم بیش از ۱۴۰۰ سال قبل و قبل از ماهوارههای فضایی ذکر شده است. خداوند متعال میفرماید:
﴿أَوْ كَظُلُمَاتٍ فِي بَحْرٍ لُجِّيٍّ يَغْشَاهُ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ سَحَابٌ ۚ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَرَاهَا ۗ وَمَن لَّمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِن نُورٍ﴾ (النور: ۴۰)
یعنی: «یا (مثل اعمال کافران) به ظلمات دریای موّاج عمیقی ماند که امواج آن (که شک و جهل و اعمال زشت است) بعضی بالای بعضی دیگر دریا را بپوشاند و ابر تیره (کفر) نیز فراز آن برآید تا ظلمتها چنان متراکم فوق یکدیگر قرار گیرد که چون دست بیرون آرد آن را نتواند دید، و هر که را خدا نور (علم و معرفت و ایمان) نبخشید هرگز روشنی نخواهد یافت.» (النور: ۴۰)
در اینجا دقت توصیف قرآن کریم و تطابق آن با نام علمی این پدیده یعنی امواج درونی، به چشم میخورد. یا آنچنان که روزنامه تلگراف آن را امواج عمیق دریایی مینامد.
و چیزی زیباتر از خاتمهی آیهی امواج نیافتم: ﴿وَمَن لَّمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِن نُورٍ﴾ (النور: ۴۰)
یعنی: «و هر که را خدا نور نبخشید هرگز روشنی نخواهد یافت.»
─────────── ● ──
@PathToArrive | راهی برای رسیدن
─────────── ● ──
تا چندى پيش هيچ كس از وجود امواجى پايينتر از امواج روى سطح، آگاه نبود. لذا در روزنامه تلگراف انگليس مقالهای با عنوان «علمـا امـواج عميـق را در اقيانوس كشف ميكنند» به تاريخ ۱۳/۱۲/۲۰۰۷ منتشر نمود.
«Deep ocean waves discovered by scientists»
در این مقاله آمده است که: دانشمندان بریتانیایی امواجی کشف نمودهاند که در اعماق اقیانوس آرام جریان دارند!
آنها میدانستند که میتوان مانند این امواج را بر روی سطح اقیانوس یا نزدیک آن مشاهده نمود، اما از اینکه امواج مذکور را در عمق دیدند شگفتزده شدند.
تصاویر ماهوارههای فضایی به این اکتشاف کمک کردند.
این اکتشاف علمی در قرآن کریم بیش از ۱۴۰۰ سال قبل و قبل از ماهوارههای فضایی ذکر شده است. خداوند متعال میفرماید:
﴿أَوْ كَظُلُمَاتٍ فِي بَحْرٍ لُجِّيٍّ يَغْشَاهُ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ سَحَابٌ ۚ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَرَاهَا ۗ وَمَن لَّمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِن نُورٍ﴾ (النور: ۴۰)
یعنی: «یا (مثل اعمال کافران) به ظلمات دریای موّاج عمیقی ماند که امواج آن (که شک و جهل و اعمال زشت است) بعضی بالای بعضی دیگر دریا را بپوشاند و ابر تیره (کفر) نیز فراز آن برآید تا ظلمتها چنان متراکم فوق یکدیگر قرار گیرد که چون دست بیرون آرد آن را نتواند دید، و هر که را خدا نور (علم و معرفت و ایمان) نبخشید هرگز روشنی نخواهد یافت.» (النور: ۴۰)
در اینجا دقت توصیف قرآن کریم و تطابق آن با نام علمی این پدیده یعنی امواج درونی، به چشم میخورد. یا آنچنان که روزنامه تلگراف آن را امواج عمیق دریایی مینامد.
و چیزی زیباتر از خاتمهی آیهی امواج نیافتم: ﴿وَمَن لَّمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِن نُورٍ﴾ (النور: ۴۰)
یعنی: «و هر که را خدا نور نبخشید هرگز روشنی نخواهد یافت.»
📚متن برگرفته از کتاب « چگونه دانستی که او پیامبر است؟»
#اثبات_نبوت
─────────── ● ──
@PathToArrive | راهی برای رسیدن
─────────── ● ──
❤6💯2👎1
مستر هوبرت ویل در کتاب المعلم الکبر میگوید: «محمد ششصد سال پیش از این، بتپرستی را برانداخت و چون مردی درستکردار، راستگو و بیآلایش بود، توانست تمام اوهام را بزداید و با همین صادق و استوار بودن، توانست گمراهان را به راه راست هدایت کند.»
─────────── ● ──
@PathToArrive | راهی برای رسیدن
─────────── ● ──
📚محمد ﷺ از دیدگاه خاورشناسان ۲۰
─────────── ● ──
@PathToArrive | راهی برای رسیدن
─────────── ● ──
❤2👎1
راهی برای رسیدن | THE WAY
و به راستی بندگان حقیقی خدا در آسایش و رفاه نیستند! (2) از حسن بصری رحمه الله روایت شده که فرمودند : « همانا مؤمن صبح را در حالی آغاز میکند که اندوهگین است، و شب را در حالی به پایان میرساند که اندوهگین است، و به سبب یقینش به آخرت و آنچه ممکن است در انتظارش…
و به راستی بندگان حقیقی خدا در آسایش و رفاه نیستند! (3)
هنگامی که طاعون در شام فراگیر شد، عمرو بن عاص برای مردم خطبه خواند و گفت:
«این طاعون نحس است؛ از آن به درهها و کوهها فرار کنید و متفرق شوید! .»
این سخن به شرحبیل بن حسنه رسید، پس خشمگین شد و در حالی که جامهاش را میکشید آمد و گفت:
«من با رسول خدا ـ صلیاللهعلیهوسلم ـ همنشین بودهام؛ (طاعون) رحمت پروردگارتان و اجابت دعای پیامبرتان است و وفات صالحان قبل از شماست! .»
این سخن به معاذ بن جبل [ از یاران نزدیک پیامبر و یکی از بزرگان انصار ] رسید، پس گفت: «پروردگارا! سهم خانواده معاذ را از این رحمت فراوان قرار بده! .»
پس دو دخترش در اثر طاعون مردند و هر دو را در یک قبر دفن کرد. سپس پسرش عبدالرحمن نیز طاعون گرفت. معاذ حال پسرش را پرسید و گفت : « چگونه هستی ؟» پسرش گفت:
«[این] حقّی است از جانب پروردگارت؛ پس هرگز از تردیدکنندگان مباش.» (آلعمران: ۶۰) «به خواست خدا مرا از صابران خواهی یافت.» (صافات: ۱۰۲)
سپس پسرش هم از دنیا رفت! ، در نهایت معاذ مبتلا به طاعون شد و کف دستش زخم شد؛ معاذ زخم های دستش را میبوسید و میگفت :
«این زخم ها برای من از برترین دارایی هایم محبوبترند! »
و هنگامی که دردش شدت میگرفت، میگفت: «پروردگارا! هرچه میخواهی دردم را بیشتر کن! تو میدانی که من در همه حال دوستت دارم!»
─────────── ● ──
@PathToArrive | راهی برای رسیدن
─────────── ● ──
هنگامی که طاعون در شام فراگیر شد، عمرو بن عاص برای مردم خطبه خواند و گفت:
«این طاعون نحس است؛ از آن به درهها و کوهها فرار کنید و متفرق شوید! .»
این سخن به شرحبیل بن حسنه رسید، پس خشمگین شد و در حالی که جامهاش را میکشید آمد و گفت:
«من با رسول خدا ـ صلیاللهعلیهوسلم ـ همنشین بودهام؛ (طاعون) رحمت پروردگارتان و اجابت دعای پیامبرتان است و وفات صالحان قبل از شماست! .»
این سخن به معاذ بن جبل [ از یاران نزدیک پیامبر و یکی از بزرگان انصار ] رسید، پس گفت: «پروردگارا! سهم خانواده معاذ را از این رحمت فراوان قرار بده! .»
پس دو دخترش در اثر طاعون مردند و هر دو را در یک قبر دفن کرد. سپس پسرش عبدالرحمن نیز طاعون گرفت. معاذ حال پسرش را پرسید و گفت : « چگونه هستی ؟» پسرش گفت:
«[این] حقّی است از جانب پروردگارت؛ پس هرگز از تردیدکنندگان مباش.» (آلعمران: ۶۰) «به خواست خدا مرا از صابران خواهی یافت.» (صافات: ۱۰۲)
سپس پسرش هم از دنیا رفت! ، در نهایت معاذ مبتلا به طاعون شد و کف دستش زخم شد؛ معاذ زخم های دستش را میبوسید و میگفت :
«این زخم ها برای من از برترین دارایی هایم محبوبترند! »
و هنگامی که دردش شدت میگرفت، میگفت: «پروردگارا! هرچه میخواهی دردم را بیشتر کن! تو میدانی که من در همه حال دوستت دارم!»
سیر أعلام النبلاء، ۱/۴۵۸
▪️اسناده حسن
─────────── ● ──
@PathToArrive | راهی برای رسیدن
─────────── ● ──
❤5👎3
دکتر نیس، دانشمند اندونزیایی و استاد مسیحیت در دانشگاه بیرمنگام، در یکی از کنفرانسهایش میگوید: «ای فرزند مکه! و ای سالهی بزرگواران! و ای بازآورندهی مجد و عظمت پدران! و ای رهاییبخش جهان از قید عبودیت معبودان باطل! نه تنها جهان به تو مینازد و خدا را بر این موهبت سپاس میگوید، بلکه از تمام مساعی و کوششهایت نیز تقدیر میکند.»
─────────── ● ──
@PathToArrive | راهی برای رسیدن
─────────── ● ──
📚محمد ﷺ از دیدگاه خاورشناسان ۲۱
─────────── ● ──
@PathToArrive | راهی برای رسیدن
─────────── ● ──
❤7👎1
راهی برای رسیدن | THE WAY
و به راستی بندگان حقیقی خدا در آسایش و رفاه نیستند! (3) هنگامی که طاعون در شام فراگیر شد، عمرو بن عاص برای مردم خطبه خواند و گفت: «این طاعون نحس است؛ از آن به درهها و کوهها فرار کنید و متفرق شوید! .» این سخن به شرحبیل بن حسنه رسید، پس خشمگین شد و در حالی…
و به راستی بندگان حقیقی خدا در آسایش و رفاه نیستند! (4)
ابو موسی اشعری - رضی الله عنه - میگوید :
( من در شام، در سال طاعونِ عمواس، همراه ابوعبیده بن جراح بودم. هنگامی که بیماری شدت گرفت و خبرش به عمر بن خطاب رسید، برای ابوعبیده نامه ای فرستاد تا او را به نحوی از منطقهٔ شیوع بیماری خارج کند و در آن چنین نوشته بود :
«سلام بر تو. اما بعد؛ برای من کاری پیش آمده که میخواهم آن را رودررو با تو در میان بگذارم؛ و تو را به انجام آن ملزم میکنم که چون این نامه را دیدی، آن را از دستت زمین نگذاری تا آنکه نزد من بیایی!.»
ابوعبیده فهمید که مقصود عمر تنها بیرون بردنش از منطقه طاعون است، پس گفت: «خدا امیرالمؤمنین را بیامرزد!» سپس در پاسخ برای او نوشت:
«ای امیرالمؤمنین! من حاجت تو را دریافتم و منظور تو را فهمیدم؛ اما من در میان سپاهی از مسلمانان هستم و در دل خود میلی به جدا شدن از آنان نمییابم. من نمیخواهم از آنان جدا شوم تا آنکه خداوند دربارهٔ من و آنان فرمان و قضای خودش را جاری کند. پس مرا از این الزام آزاد کن، و مرا در میان سپاهم واگذار.»
وقتی عمر نامه را خواند، گریه کرد. مردم گفتند: «ای امیرالمؤمنین! آیا ابوعبیده از دنیا رفت؟»
گفت: «نه، ولی گویی چنین شده است.»
در نهایت ابو عبیده در شام مبتلا به طاعون شد و سپس در اثر همین بیماری درگذشت . )¹
حارث بن عمیره میگوید : ( در آخرین ایام از عمر مبارک ابو عبیده برای اینکه احوال او را جویا شوم نزد او رفتم در حالی که او به دلیل بیماری زخمی شده بود ، ابو عبیده زخمی که در کف دستش پدید آمده بود به من نشان داد ، دیدن آن زخم در دلم بزرگ و هولناک جلوه کرد و دچار ترس و وحشت شدم! ، اما ابو عبیده به خدا سوگند خورد که دوست ندارد در مقابل آن زخم شتران سرخ مو داشته باشد! ) ²
@PathToArrive | راهی برای رسیدن
─────────── ● ──
ابو موسی اشعری - رضی الله عنه - میگوید :
( من در شام، در سال طاعونِ عمواس، همراه ابوعبیده بن جراح بودم. هنگامی که بیماری شدت گرفت و خبرش به عمر بن خطاب رسید، برای ابوعبیده نامه ای فرستاد تا او را به نحوی از منطقهٔ شیوع بیماری خارج کند و در آن چنین نوشته بود :
«سلام بر تو. اما بعد؛ برای من کاری پیش آمده که میخواهم آن را رودررو با تو در میان بگذارم؛ و تو را به انجام آن ملزم میکنم که چون این نامه را دیدی، آن را از دستت زمین نگذاری تا آنکه نزد من بیایی!.»
ابوعبیده فهمید که مقصود عمر تنها بیرون بردنش از منطقه طاعون است، پس گفت: «خدا امیرالمؤمنین را بیامرزد!» سپس در پاسخ برای او نوشت:
«ای امیرالمؤمنین! من حاجت تو را دریافتم و منظور تو را فهمیدم؛ اما من در میان سپاهی از مسلمانان هستم و در دل خود میلی به جدا شدن از آنان نمییابم. من نمیخواهم از آنان جدا شوم تا آنکه خداوند دربارهٔ من و آنان فرمان و قضای خودش را جاری کند. پس مرا از این الزام آزاد کن، و مرا در میان سپاهم واگذار.»
وقتی عمر نامه را خواند، گریه کرد. مردم گفتند: «ای امیرالمؤمنین! آیا ابوعبیده از دنیا رفت؟»
گفت: «نه، ولی گویی چنین شده است.»
در نهایت ابو عبیده در شام مبتلا به طاعون شد و سپس در اثر همین بیماری درگذشت . )¹
حارث بن عمیره میگوید : ( در آخرین ایام از عمر مبارک ابو عبیده برای اینکه احوال او را جویا شوم نزد او رفتم در حالی که او به دلیل بیماری زخمی شده بود ، ابو عبیده زخمی که در کف دستش پدید آمده بود به من نشان داد ، دیدن آن زخم در دلم بزرگ و هولناک جلوه کرد و دچار ترس و وحشت شدم! ، اما ابو عبیده به خدا سوگند خورد که دوست ندارد در مقابل آن زخم شتران سرخ مو داشته باشد! ) ²
1ـ البدایة والنهایة لإبن کثیر ج ۷ ص ۷۸─────────── ● ──
✅وإسناده صحیح
2- الزهد لعبدالله بن المبارك ج۱ ص۳۰۷
✅وإسناده صحیح
@PathToArrive | راهی برای رسیدن
─────────── ● ──
❤9👎2
راهی برای رسیدن | THE WAY
و به راستی بندگان حقیقی خدا در آسایش و رفاه نیستند! (4) ابو موسی اشعری - رضی الله عنه - میگوید : ( من در شام، در سال طاعونِ عمواس، همراه ابوعبیده بن جراح بودم. هنگامی که بیماری شدت گرفت و خبرش به عمر بن خطاب رسید، برای ابوعبیده نامه ای فرستاد تا او را…
و به راستی بندگان حقیقی خدا در آسایش و رفاه نیستند! (5)
جابر بن عبدالله - رضی الله عنه - میگوید ؛ رسول خدا ﷺ فرمودند :
«در روز قیامت، کسانی که در دنیا در آسایش و عافیت بودند، وقتی پاداش اهل رنج و مصیبت را میبینند، آرزو میکنند که ای کاش در دنیا پوست بدنشان با قیچی ها بریده و تکهتکه میشد!»
─────────── ● ──
@PathToArrive | راهی برای رسیدن
─────────── ● ──
جابر بن عبدالله - رضی الله عنه - میگوید ؛ رسول خدا ﷺ فرمودند :
«در روز قیامت، کسانی که در دنیا در آسایش و عافیت بودند، وقتی پاداش اهل رنج و مصیبت را میبینند، آرزو میکنند که ای کاش در دنیا پوست بدنشان با قیچی ها بریده و تکهتکه میشد!»
سنن ترمذی (2402)
▪️اسناده حسن
─────────── ● ──
@PathToArrive | راهی برای رسیدن
─────────── ● ──
❤9
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اعجاز علمی قرآن کریم در مورد جسد فرعون و قوم بنی اسرائیل
ماموستا کریکار (فکاللهاسره)
📑زبان ویدیو: کُردی
⬛زیرنویس: فارسی
─────────── ● ──
@PathToArrive | راهی برای رسیدن
─────────── ● ──
ماموستا کریکار (فکاللهاسره)
📑زبان ویدیو: کُردی
⬛زیرنویس: فارسی
─────────── ● ──
@PathToArrive | راهی برای رسیدن
─────────── ● ──
❤9👎3
ادوارد گیبون، مورخ نامدار انگلیسی، در کتاب تاریخ انحطاط و سقوط امپراتوری روم مینویسد: «شخص محمد از لحاظ جمال و زیبایی صوری، امتیازاتی داشت. پیش از آنکه شروع به نطق و سخنرانی کند، همه مجذوب لطف و محبتش میشدند. تواضع و احترام او در برابر اغنیا و ثروتمندان و در مقابل فقرا و بینوایان، همه یکسان بود. حافظهاش قوی و پردامنه و هوش و ادراکش سهل و اجتماعی بود. نیروی تصورش عالی، قضاوتش صریح و روشن و سریع و قاطع بود.»
─────────── ● ──
@PathToArrive | راهی برای رسیدن
─────────── ● ──
📚محمد ﷺ از دیدگاه خاورشناسان ۲۲
─────────── ● ──
@PathToArrive | راهی برای رسیدن
─────────── ● ──
❤9👎1
راهی برای رسیدن | THE WAY
یقینی که شبیه شک است! عمر بن عبدالعزیز رحمه الله میگفت : « هیچ یقینی را ندیدم که اینگونه شبیه شک باشد مگر یقین مردم به مرگ را! به آن یقین دارند اما هرگز برایش آماده نمیشوند طوریکه انگار در آن شک دارند! .» -تفسير قرطبي ج ١٠/ ص٦٤ ─────────── ● ── @PathToArrive…
مردی به عبدالله بن مسعود ـ رضی الله عنه - گفت : از آتش جهنم به ما بگو ، چگونه است ؟
فرمود : « اگر آنرا ببینی قلبت از جا کنده میشود! »
📖 صفة النار لإبن أبي الدنیا .
پروردگارا! ما به تو پناه میبریم از آن آتش ، و از هرآنچه از حرف و عمل که ما را به آن نزدیک میکند ...
─────────── ● ──
@PathToArrive | راهی برای رسیدن
─────────── ● ──
فرمود : « اگر آنرا ببینی قلبت از جا کنده میشود! »
📖 صفة النار لإبن أبي الدنیا .
پروردگارا! ما به تو پناه میبریم از آن آتش ، و از هرآنچه از حرف و عمل که ما را به آن نزدیک میکند ...
─────────── ● ──
@PathToArrive | راهی برای رسیدن
─────────── ● ──
❤6👎1
راهی برای رسیدن | THE WAY
و به راستی بندگان حقیقی خدا در آسایش و رفاه نیستند! (5) جابر بن عبدالله - رضی الله عنه - میگوید ؛ رسول خدا ﷺ فرمودند : «در روز قیامت، کسانی که در دنیا در آسایش و عافیت بودند، وقتی پاداش اهل رنج و مصیبت را میبینند، آرزو میکنند که ای کاش در دنیا پوست بدنشان…
و به راستی بندگان حقیقی خدا در آسایش و رفاه نیستند! (6)
ابوبکر مروذی دربارهٔ دوران مِحنت و شکنجهٔ امام احمد بن حنبل ( كه به سبب مخالفت او با عقیدهٔ «مخلوق بودن قرآن»، تحت فشار و شکنجهٔ حکومت جهمیه قرار گرفت) میگوید :
به احمد گفتم :
« ای استاد! خداوند متعال فرموده است: ﴿وَلا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ﴾؛ یعنی: (خودتان را نکشید.) پس اگر مجبور شدید سخن آنها را ( به ظاهر ) قبول کنید تا جان خود را نجات دهید! . »
احمد به من فرمود: «ای مروذی! بیرون برو و ببین که چه میبینی.»
مروذی میگوید: از آنجا بیرون آمدم و به صحنِ خانهٔ خلیفه رفتم. جمعیت عظیمی از مردم را دیدم که تعداد آنها را جز خداوند کسی نمیدانست؛ در دستهایشان کاغذها و قلمها بود.
از آنان پرسیدم: «برای چه اینجا هستید؟ منتظر چه هستید؟»
گفتند: «منتظر احمد هستیم تا ببینیم چه میگوید، تا هر آنچه که بگوید را بنویسیم! .»
گفتم: «همینجا بمانید.»
سپس نزد احمد بن حنبل بازگشتم؛ در حالی که او میان دو چوبِ شکنجه ایستاده بود، و به او گفتم:
«گروهی را دیدم که کاغذها و قلمها در دست دارند و منتظرند ببینند شما چه میگویید تا آن را بنویسند و ثبت کنند.»
احمد فرمود:
«ای مروذی! آیا همهٔ این مردم را گمراه کنم؟! من خودم را میکشم اما این مردم را گمراه نمیکنم! .»
─────────── ● ──
@PathToArrive | راهی برای رسیدن
─────────── ● ──
ابوبکر مروذی دربارهٔ دوران مِحنت و شکنجهٔ امام احمد بن حنبل ( كه به سبب مخالفت او با عقیدهٔ «مخلوق بودن قرآن»، تحت فشار و شکنجهٔ حکومت جهمیه قرار گرفت) میگوید :
به احمد گفتم :
« ای استاد! خداوند متعال فرموده است: ﴿وَلا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ﴾؛ یعنی: (خودتان را نکشید.) پس اگر مجبور شدید سخن آنها را ( به ظاهر ) قبول کنید تا جان خود را نجات دهید! . »
احمد به من فرمود: «ای مروذی! بیرون برو و ببین که چه میبینی.»
مروذی میگوید: از آنجا بیرون آمدم و به صحنِ خانهٔ خلیفه رفتم. جمعیت عظیمی از مردم را دیدم که تعداد آنها را جز خداوند کسی نمیدانست؛ در دستهایشان کاغذها و قلمها بود.
از آنان پرسیدم: «برای چه اینجا هستید؟ منتظر چه هستید؟»
گفتند: «منتظر احمد هستیم تا ببینیم چه میگوید، تا هر آنچه که بگوید را بنویسیم! .»
گفتم: «همینجا بمانید.»
سپس نزد احمد بن حنبل بازگشتم؛ در حالی که او میان دو چوبِ شکنجه ایستاده بود، و به او گفتم:
«گروهی را دیدم که کاغذها و قلمها در دست دارند و منتظرند ببینند شما چه میگویید تا آن را بنویسند و ثبت کنند.»
احمد فرمود:
«ای مروذی! آیا همهٔ این مردم را گمراه کنم؟! من خودم را میکشم اما این مردم را گمراه نمیکنم! .»
📚مناقب الإمام أحمد ، عبدالرحمن بن الجوزي ، ص۴۴۵ .
─────────── ● ──
@PathToArrive | راهی برای رسیدن
─────────── ● ──
❤9👎1
لا_تاسفن_على_الدنيا_وما_فيها
<unknown>
لَا تأسفن على الدنيا وما فيها
فالموت لا شَكَّ يُفْنينا ويفنيها
[ برای آنچه از دنیا از دست میدهی ناراحت نشو و افسوس نخور؛ بدون شک، مرگ؛ ما و دنیا را از بین میبرد! ]
فمن يكن همّه الدنيا ليجمعها
فسوف على الرَّغْمِ يُخليها
[ پس هرکس هدفش این است که دنیا را جمع کند، بهزودی در حالی که نمیخواهد، آن را ترک خواهد کرد. ]
اعمل لدار البقاء رِضوان خَزينها
فالجار أحمد والرحمن بانيها
[ بلکه برای سرایی که ماندگار است تلاش کن؛ جایی که همسایهات در آن احمد ﷺ است و خدای رحمان سازندهٔ آن است. ]
أرض لها ذهب، والمسك طينتها
والزعفران حشيش في بطنها
[ جایی که زمینش از طلا، سرشت خاکش از مشک و گیاهِ روییده در آن زعفران است. ]
دلالها المصطفى، والله باعها، وجبريل ينادي في نواحيها
من يشتري الدار في الفردوس يعمرها
بركعة في ظلام الليل يُخفيها
[ دلال و دعوتدهندهٔ آن مصطفی ﷺ است و خداوند آن را میفروشد، و جبرئیل در گوشه و کنار آن ندا میدهد:
«کیست که خانهای در فردوس را بخرد و آبادش کند، با یک رکعت نماز در تاریکی شب، که آن را از دید مردم پنهان میدارد؟ . . .» ]
─────────── ● ──
@PathToArrive | راهی برای رسیدن
─────────── ● ──
فالموت لا شَكَّ يُفْنينا ويفنيها
[ برای آنچه از دنیا از دست میدهی ناراحت نشو و افسوس نخور؛ بدون شک، مرگ؛ ما و دنیا را از بین میبرد! ]
فمن يكن همّه الدنيا ليجمعها
فسوف على الرَّغْمِ يُخليها
[ پس هرکس هدفش این است که دنیا را جمع کند، بهزودی در حالی که نمیخواهد، آن را ترک خواهد کرد. ]
اعمل لدار البقاء رِضوان خَزينها
فالجار أحمد والرحمن بانيها
[ بلکه برای سرایی که ماندگار است تلاش کن؛ جایی که همسایهات در آن احمد ﷺ است و خدای رحمان سازندهٔ آن است. ]
أرض لها ذهب، والمسك طينتها
والزعفران حشيش في بطنها
[ جایی که زمینش از طلا، سرشت خاکش از مشک و گیاهِ روییده در آن زعفران است. ]
دلالها المصطفى، والله باعها، وجبريل ينادي في نواحيها
من يشتري الدار في الفردوس يعمرها
بركعة في ظلام الليل يُخفيها
[ دلال و دعوتدهندهٔ آن مصطفی ﷺ است و خداوند آن را میفروشد، و جبرئیل در گوشه و کنار آن ندا میدهد:
«کیست که خانهای در فردوس را بخرد و آبادش کند، با یک رکعت نماز در تاریکی شب، که آن را از دید مردم پنهان میدارد؟ . . .» ]
─────────── ● ──
@PathToArrive | راهی برای رسیدن
─────────── ● ──
❤7👎3