سلسلهی اثباتِ نبوّتِ سیّدنا محمّدﷺ {15}
مرحلهی نخست: اثباتِ صداقتِ پیامبرِ اسلام (ص)
14. شهرتداشتن به صدق و راستگویی
توضیح: پیامبرﷺ حتّی قبلِ بعثت، در آن محیطِ جاهلی، به صداقت شهره بود و او را به "امین" ملقّب کرده بودند و هنگامی که میآمد، میگفتند "امین آمد" [۱] مردم اماناتِ خود را نزدِ ایشان میگذاشتند و بیهقی با سند صحیح نقل میکند قبلِ هجرت پیامبرﷺ اماناتی که نزدش گذاشته بودند را به علی (رض) سپرد تا به صاحبانشان برگرداند [۲] از دوستان و نزدیکان گرفته تا دشمنانش به راستیِ او اقرار میکردند. جعفر بن ابوطالب نزد نجاشی میگفت: «ما صدق و امانتداری و پاکی او را میشناسیم» [۳] و ابوسفیان زمانی که کافر و از سرسختترین دشمنانِ اسلام بود، نتوانست نزدِ هرقل از اعتراف به صدقِ پیامبرﷺ خودداری کند [۴] در قرآن هم آمده برخی از کافران در حالی که اعتقادی به تعالیم پیامبرﷺ نداشتند، خود پیامبرﷺ را تکذیب نمیکردند [۵] حتّی وقتی برای اوّلین بار پیامبرﷺ میخواست بهطور عمومی دعوتش را آغاز کند، به همین شهرتش به صداقت استناد کرد و به مردم گفت: «اگر به شما بگویم که سوارههایی در وادی جمع شدهاند و میخواهند شما را غارت کنند، خبرم را تصدیق میکنید؟ «قالوا: نعم، ما جربنا عليك إلا صدقا!» یعنی: «گفتند آری! از تو جز صداقت و راستی ندیدهایم!» [۶] قرآن هم با توجّه به اشتهار پیامبر به صداقت میپرسد: «مگر پیامبرشان را نشناختهاند که انکارش میکنند؟» [۷]
وجهِ استدلال: تا الان شواهد بسیار زیاد و محکمی ارائه کرده بودیم که مجموعاً تردیدی در صداقت پیامبرﷺ باقی نمیگذاشتند؛ اکنون اگر بدانیم شخصی که با برخی شواهد صدقش را نتیجه گرفته بودیم، حتّی قبل از بعثت و ادّعای نبوّت در آن محیطِ جاهلانه و خشونتآمیز به صداقت شهره بود و دشمنانش هم به آن اعتراف میکردند، قوّتِ نتیجهگیریمان دو چندان میشود و خواهیم دانست صداقت و پاکی در ذاتِ این شخص نهادینه شده بود.
وثاقتِ تاریخی: صدقِ پیامبرﷺ متواترِ معنویست و هر چه ذکر کردیم یا در قرآنِ متواتر و یا در روایاتِ صحیح و مشهوری بود که هر کدام به طرقِ گوناگون نقل شدهاند.
📚ارجاعات
[۱] مسند الإمام أحمد، ح١٥٠٧٨ (إسناده صحيح)
[۲] إرواء الغليل ٥/٣٨٤، (حسّنه الآلباني)
[۳] مسند الإمام أحمد، ح١٧٤٠ (صححه الآلباني)
[۴] صحيح البخاري، ح٤٥٥٣ و صحيح مسلم ح١٧٧٣
[۵] الأنعام: ٣٣
[۶] صحيح البخاري، ح٤٧٧٠ و صحيح مسلم، ح٢٠٨
[۷] المؤمنون: ٦٩
#اثبات_نبوت
#اثبات_صداقت_پیامبر
─────────── ● ──
@PathToArrive | islamic theology
─────────── ● ──
مرحلهی نخست: اثباتِ صداقتِ پیامبرِ اسلام (ص)
14. شهرتداشتن به صدق و راستگویی
توضیح: پیامبرﷺ حتّی قبلِ بعثت، در آن محیطِ جاهلی، به صداقت شهره بود و او را به "امین" ملقّب کرده بودند و هنگامی که میآمد، میگفتند "امین آمد" [۱] مردم اماناتِ خود را نزدِ ایشان میگذاشتند و بیهقی با سند صحیح نقل میکند قبلِ هجرت پیامبرﷺ اماناتی که نزدش گذاشته بودند را به علی (رض) سپرد تا به صاحبانشان برگرداند [۲] از دوستان و نزدیکان گرفته تا دشمنانش به راستیِ او اقرار میکردند. جعفر بن ابوطالب نزد نجاشی میگفت: «ما صدق و امانتداری و پاکی او را میشناسیم» [۳] و ابوسفیان زمانی که کافر و از سرسختترین دشمنانِ اسلام بود، نتوانست نزدِ هرقل از اعتراف به صدقِ پیامبرﷺ خودداری کند [۴] در قرآن هم آمده برخی از کافران در حالی که اعتقادی به تعالیم پیامبرﷺ نداشتند، خود پیامبرﷺ را تکذیب نمیکردند [۵] حتّی وقتی برای اوّلین بار پیامبرﷺ میخواست بهطور عمومی دعوتش را آغاز کند، به همین شهرتش به صداقت استناد کرد و به مردم گفت: «اگر به شما بگویم که سوارههایی در وادی جمع شدهاند و میخواهند شما را غارت کنند، خبرم را تصدیق میکنید؟ «قالوا: نعم، ما جربنا عليك إلا صدقا!» یعنی: «گفتند آری! از تو جز صداقت و راستی ندیدهایم!» [۶] قرآن هم با توجّه به اشتهار پیامبر به صداقت میپرسد: «مگر پیامبرشان را نشناختهاند که انکارش میکنند؟» [۷]
وجهِ استدلال: تا الان شواهد بسیار زیاد و محکمی ارائه کرده بودیم که مجموعاً تردیدی در صداقت پیامبرﷺ باقی نمیگذاشتند؛ اکنون اگر بدانیم شخصی که با برخی شواهد صدقش را نتیجه گرفته بودیم، حتّی قبل از بعثت و ادّعای نبوّت در آن محیطِ جاهلانه و خشونتآمیز به صداقت شهره بود و دشمنانش هم به آن اعتراف میکردند، قوّتِ نتیجهگیریمان دو چندان میشود و خواهیم دانست صداقت و پاکی در ذاتِ این شخص نهادینه شده بود.
وثاقتِ تاریخی: صدقِ پیامبرﷺ متواترِ معنویست و هر چه ذکر کردیم یا در قرآنِ متواتر و یا در روایاتِ صحیح و مشهوری بود که هر کدام به طرقِ گوناگون نقل شدهاند.
📚ارجاعات
[۱] مسند الإمام أحمد، ح١٥٠٧٨ (إسناده صحيح)
[۲] إرواء الغليل ٥/٣٨٤، (حسّنه الآلباني)
[۳] مسند الإمام أحمد، ح١٧٤٠ (صححه الآلباني)
[۴] صحيح البخاري، ح٤٥٥٣ و صحيح مسلم ح١٧٧٣
[۵] الأنعام: ٣٣
[۶] صحيح البخاري، ح٤٧٧٠ و صحيح مسلم، ح٢٠٨
[۷] المؤمنون: ٦٩
#اثبات_نبوت
#اثبات_صداقت_پیامبر
─────────── ● ──
@PathToArrive | islamic theology
─────────── ● ──
❤11😁2👎1
در طول قرون وسطی، سراسر اروپا در برابر جهان اسلام همچون کوتولهای به نظر میرسید
─────────── ● ──
@PathToArrive | راهی برای رسیدن
─────────── ● ──
مونتگمری وات در کتاب «تأثیر اسلام» (ص ۳۴) میگوید:
«تا اواسط قرن دوازدهم میلادی، اروپاییان بر این باور بودند که تمام جهان، بهجز اروپا، در سیطرهٔ مسلمانان قرار دارد.»
بودجه اندلس بهتنهایی به پنج میلیارد دینار طلایی میرسید، در حالی که مجموع بودجه تمام کشورهای اروپا از ۱۲ میلیون دینار طلایی فراتر نمیرفت؛ یعنی حدود ۴۰۰ برابر کمتر.
هندِ اسلامی بهتنهایی ۱۵ درصد از ثروت جهان را در اختیار داشت، در حالی که بریتانیا تنها ۰٫۱ درصد از ثروت جهان را دارا بود و سراسر اروپا در کنار آن همچون کوتولهای به نظر میرسید.
درباره شهر بغداد، ج. اودیزیو در کتاب «معجزهٔ عربی» میگوید که بغداد بزرگترین شهر جهان بود، بلکه حتی از شهر پاریسِ امروزی نیز بزرگتر بود. جمعیت آن بین یک تا دو میلیون نفر برآورد میشد و مرکز ثقل جهان متمدن به شمار میرفت.
هر سال بیش از ۷۰ تُن طلا وارد خزانههای بغداد میشد؛ گذشته از قاهره که زیباترین و ثروتمندترین شهر جهان بود، و نیز اسکندریه، دمشق، حلب، موصل، بخارا، سمرقند، دهلی، قیروان، تونس، بجایه، تلمسان، فاس، مکناس، شنقیط، قرطبه، غرناطه، اشبیلیه و طلیطله.
نخستین دانشگاه جهان، دانشگاه قرویین در مراکش بود که فاطمه بنت محمد فهریه آن را در سال ۸۵۹ میلادی بنیان نهاد.
در زمانی که بزرگترین کتابخانه اروپا، یعنی کتابخانه سنت گالن در سوئیس، تنها ۶۰۰ کتاب داشت، کتابخانه قرطبه که به دستور خلیفه اموی، حکم مستنصر بالله، تأسیس شده بود، حدود ۴۰۰ هزار کتاب را در خود جای داده بود.
همچنین این سخن به پاپ سیلوستر دوم نسبت داده میشود:
«در روم هیچکس آنقدر دانش ندارد که شایسته باشد حتی دربان آن کتابخانه باشد.»
همچنین شهر تیمبوکتو در مالی، پنج برابر بزرگتر از شهر لندن بود و از ثروتمندترین شهرهای جهان، و از پیشرفتهترین شهرها از نظر علمی، اقتصادی و نظامی به شمار میرفت.
همه اینها در دوران حکومت اسلامیِ امپراتوریهای مالی و سونگایِ مسلمان بود.
شمار دانشجویانی که در دانشگاه تیمبوکتو تحصیل میکردند، ۲۵ هزار نفر بود؛ یعنی بیشتر از جمعیت شهر لندن و نیز جمعیت شهر پاریس.
مایکل همیلتون مورگان در کتاب «تاریخ گمشده» میگوید: فرانکهای فقیر و وحشتزده، از مخفیگاههای خود به سربازان مسلمان مینگریستند که زرههای آهنینِ ساختهشده در کورههای طلیطله را بر تن داشتند و شمشیرهایی را که در ریختهگریهای دمشق ساخته شده بود، بر کمر بسته بودند. آنان جامهها و پوششهایی بر تن داشتند و پرچمهای سبزِ برافراشته خود را حمل میکردند، در حالی که زرههایشان زیر نور خورشید میدرخشید.پس ما در چه عزتی بودیم، و به چه خواریای گرفتار شدیم!
این صحنه، در نگاه فرانکها، تنها منظرهٔ یک ارتش باشکوه نبود، بلکه بیشتر به نیرویی از نیروهای طبیعت شباهت داشت.
─────────── ● ──
@PathToArrive | راهی برای رسیدن
─────────── ● ──
❤12😁4👎2
یقینی که شبیه شک است!
عمر بن عبدالعزیز رحمه الله میگفت : « هیچ یقینی را ندیدم که اینگونه شبیه شک باشد مگر یقین مردم به مرگ را! به آن یقین دارند اما هرگز برایش آماده نمیشوند طوریکه انگار در آن شک دارند! .»
-تفسير قرطبي ج ١٠/ ص٦٤
─────────── ● ──
@PathToArrive | راهی برای رسیدن
─────────── ● ──
عمر بن عبدالعزیز رحمه الله میگفت : « هیچ یقینی را ندیدم که اینگونه شبیه شک باشد مگر یقین مردم به مرگ را! به آن یقین دارند اما هرگز برایش آماده نمیشوند طوریکه انگار در آن شک دارند! .»
-تفسير قرطبي ج ١٠/ ص٦٤
─────────── ● ──
@PathToArrive | راهی برای رسیدن
─────────── ● ──
❤9👎3😁3
Forwarded from Islam_his_tory | تاریخ اسلام
آلبرت حورانی در مورد گفته گلدزیهر اظهار نظر میکند و میگوید: «اسلام از نظر گلدزیهر به عنوان دینی که همه ادیان باید برای آن تلاش کنند، ظاهر شد: توحید ناب و پاسخی ناب به ندای خدا به قلب انسان... اسلام به آن معیاری داده است که با آن میتوان سایر ادیان توحیدی را قضاوت کرد.»
🟢 Goldziher : Islam is the only religion that has prohibited sorcery and pagan elements. My thinking has turned towards Islam, as well as my sympathy for it... and I did not lie when I said that I believe in the prophethood of Muhammad... My religion was the universal religion of the prophets"
Albert Hourani comments on Goltsevher's statement, saying: "Islam appeared to.Goldziher's as the religion that all religions should strive for: pure monotheism, and a pure response to the call of God to the human heart... Islam has given it a standard by which to judge other monotheistic religions
#اعتراف_کفار
#islam
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤7👎3🍓1
Forwarded from قلم های نافذ /در رد الحاد/
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ماجرای چاه چهل دختران فهرج یزد و جعل تاریخی
🖥 دانش پشابادی
➖➖➖➖➖
منابع؛
📚 جامع مفیدی، محمدمفید مستوفی بافقی، به کوشش ایرج افشار، ص 634 تا 636
📚 نسخه خطی تاریخ یزد، محمد بن جعفر بن حسن معروف به جعفری، ص 27 تا 29
📚 نسخه الکترونیکی تاریخ یزد، محمد بن جعفر بن حسن جعفری، به کوشش ایرج افشار، ص 31
📚 نسخه مکتوب موجود در زیارتگاه حویطب بن هانی و برخی شهدای صدر اسلام در فهرج یزد
کتاب یادگارهای یزد، ایرج افشار، صفحه 213
🖥 دانش پشابادی
➖➖➖➖➖
منابع؛
📚 جامع مفیدی، محمدمفید مستوفی بافقی، به کوشش ایرج افشار، ص 634 تا 636
📚 نسخه خطی تاریخ یزد، محمد بن جعفر بن حسن معروف به جعفری، ص 27 تا 29
📚 نسخه الکترونیکی تاریخ یزد، محمد بن جعفر بن حسن جعفری، به کوشش ایرج افشار، ص 31
📚 نسخه مکتوب موجود در زیارتگاه حویطب بن هانی و برخی شهدای صدر اسلام در فهرج یزد
کتاب یادگارهای یزد، ایرج افشار، صفحه 213
👍6
#چاه_چهل #فهرج_یزد
🔹دست نوشته مربوط به چاه چهل دختران فهرج، که در زیارتگاه حویطب بن هانی در فهرج یزد موجود است.
متن تصویر 👇🏻
بعد از خاتمه جنگ لشکر متجاوز زرتشتیان و یهود به زنان و دختران مسلمان حمله ور شدند و آنها به طرف شمال میدان جنگ فرار کردند، پس از طی دو کیلومتر به چاهی رسیدند، که با یکدیگر تصمیم عجولانه ای گرفتند که خود را به چاه بیاندازند، بهتر از آن است که به دست قاتلان شوهر و پدران خود اسیر شوند و همراه رقیه ابن نوفل همسر حویطب ابن هانی بود که طفل کوچکی در بغل داشت، همگی خود را درون چاه می اندازند و به شهادت می رسند. در کنار چاه هم اکنون دو اتاقک مخروبه ای وجود دارد و کسی در فکر مرمت این بنای تاریخی نیست و در اذهان مردم به چاه چهل دختر معروف است. افراد باقی مانده از جنگ دست به فرار زدند و از راه اهواز و عراق به مدینه رفتند و جریان جنگ را به فرمانده سپاه اسلام(سیدنا عمر رضی الله عنه) گزارش دادند و فرمانده سپاه اسلام لشکر مجهزتری را برای سرکوب متجاوزان زرتشتی یزد، فرستاد. مردم آن سه منطقه در آنحال با دیدن آن لشکر عظیم تصمیم به صلح گرفتند و تسلیم مسلمانان شدند و بدین ترتیب دین مبین اسلام به مناطق یزد وارد می شود که اسلام آوردن مردم این منطقه مرهون شهادت و زحمات این شهیدان عزیز(رحمهم الله) است. ناگفته نماند اولین مسجد با ورود اسلام به ایران در همین فهرج یزد بنا شد.
📚 منابع:
(1) نسخه مکتوب موجود در زیارتگاه حویطب بن هانی و برخی شهدای صدر اسلام در فهرج یزد
(2) یادگارهای یزد، ایرج افشار، صفحه 213
─────────── ● ──
@PathToArrive | راهی برای رسیدن
─────────── ● ──
🔹دست نوشته مربوط به چاه چهل دختران فهرج، که در زیارتگاه حویطب بن هانی در فهرج یزد موجود است.
متن تصویر 👇🏻
بعد از خاتمه جنگ لشکر متجاوز زرتشتیان و یهود به زنان و دختران مسلمان حمله ور شدند و آنها به طرف شمال میدان جنگ فرار کردند، پس از طی دو کیلومتر به چاهی رسیدند، که با یکدیگر تصمیم عجولانه ای گرفتند که خود را به چاه بیاندازند، بهتر از آن است که به دست قاتلان شوهر و پدران خود اسیر شوند و همراه رقیه ابن نوفل همسر حویطب ابن هانی بود که طفل کوچکی در بغل داشت، همگی خود را درون چاه می اندازند و به شهادت می رسند. در کنار چاه هم اکنون دو اتاقک مخروبه ای وجود دارد و کسی در فکر مرمت این بنای تاریخی نیست و در اذهان مردم به چاه چهل دختر معروف است. افراد باقی مانده از جنگ دست به فرار زدند و از راه اهواز و عراق به مدینه رفتند و جریان جنگ را به فرمانده سپاه اسلام(سیدنا عمر رضی الله عنه) گزارش دادند و فرمانده سپاه اسلام لشکر مجهزتری را برای سرکوب متجاوزان زرتشتی یزد، فرستاد. مردم آن سه منطقه در آنحال با دیدن آن لشکر عظیم تصمیم به صلح گرفتند و تسلیم مسلمانان شدند و بدین ترتیب دین مبین اسلام به مناطق یزد وارد می شود که اسلام آوردن مردم این منطقه مرهون شهادت و زحمات این شهیدان عزیز(رحمهم الله) است. ناگفته نماند اولین مسجد با ورود اسلام به ایران در همین فهرج یزد بنا شد.
❗️نکته: در حقیقت این نوامیس مسلمانان بودند که بخاطر توحش مجوس و یهود و برای در امان بودن از هتک حرمت آنان، خود را به درون چاه انداختند، و این دختران ایرانیان "نبودند" که خود را به درون چاه انداختند.
📚 منابع:
(1) نسخه مکتوب موجود در زیارتگاه حویطب بن هانی و برخی شهدای صدر اسلام در فهرج یزد
(2) یادگارهای یزد، ایرج افشار، صفحه 213
─────────── ● ──
@PathToArrive | راهی برای رسیدن
─────────── ● ──
❤14
تجاوز و قتلهای محمودیه به جنایت علیه یک خانوادهٔ عراقی و تجاوز گروهی به دختر ۱۴ سالهٔ آن خانواده بهنام عبیر قاسم حمزه الجنابی توسط نیروهای ارتش ایالات متحده آمریکا در تاریخ ۱۲ مارس ۲۰۰۶ در خانهای در روستای یوسفیه، غرب شهر محمودیه در جنوب شهر بغداد گفته میشود. در این واقعه دختر چهارده سالهای به نام عبیر الجنابی توسط ۵ نیروی هنگ ۵۰۲ پیاده ارتش آمریکا مورد تجاوز جنسی قرار گرفت و سپس به قتل رسید. همچنین مادر ۳۴ ساله، پدر ۴۵ ساله و خواهر ۶ سالهٔ وی نیز قبل از انجام تجاوز به عبیر توسط نظامیان آمریکایی به قتل رسیدند.[۱] دو بازماندهٔ خانواده برادر ۹ سالهٔ او بهنام احمد و برادر ۱۱ سالهٔ او بهنام محمد هستند که در زمان این جنایت در مدرسه بودند.
─────────── ● ──
@PathToArrive | راهی برای رسیدن
─────────── ● ──
─────────── ● ──
@PathToArrive | راهی برای رسیدن
─────────── ● ──
💔17🤔2👎1
عمر بن خطاب به ابو موسی اشعری - رضی الله عنهما - در نامه ای نوشت : « اما بعد! ، تمام خیر در رضایت است ، پس اگر میتوانی راضی باش [ از قدر خدا : هر وضعیتی که در آن هستی ] ، و اگر نمیتوانی راضی باشی پس صبر کن . »
مدارج السالکین (۱۷۵/۲)
─────────── ● ──
@PathToArrive | راهی برای رسیدن
─────────── ● ──
مدارج السالکین (۱۷۵/۲)
─────────── ● ──
@PathToArrive | راهی برای رسیدن
─────────── ● ──
❤9👎3
سلسلهی اثباتِ نبوّتِ سیّدنا محمّدﷺ {16}
مرحلهی نخست:اثباتِ صداقتِ پیامبرِ اسلام (ص)
15. دشواریِ حفظِ ظاهر
توضیح: پیامبرﷺ بیستوسهسال در محیطِ کوچکِ مکّه و مدینه با ادّعای نبوّت زندگی کرد. زندگیِ خصوصی و ریزترینکارهایش تحتِ نظرِ همسران و فرزندانِ زیادی که داشت قرار گرفته بود و صحابه نیز همیشهِ همراهش بودند و جزئیترین رفتارهایش را زیر نظر داشتند تا جایی که حالاتِ چهرهی پیامبرﷺ در شرایطِ مختلف و گریهها و خندهها و ناراحتیها و عصبانیتها و تعدادِ تکرارِ جملات و تکانخوردنِ ریشِ در نماز و زمانهایی که سکوت میکرد و حتّی صفاتِ غذایش در کتبِ روایی ثبت است. کافران و مشرکین هم بدون تردید منتظر کوچکترین خطایی از پیامبرﷺ بودند تا به عنوان آتو از آن استفاده کنند. از آنطرف، اهلِ کتاب سعی میکردند با سؤالاتِ گوناگونِ خود پیامبرﷺ را به چالش بکشند مثلاً دربارهی اصحاب کهف و ذوالقرنین سؤال میپرسیدند یا راجع به عبارتِ قرآنیِ "اختِ هارون" شبهه میگرفتند.
وجهِ استدلال: اگر پیامبرﷺ واقعا فرستادهی خدا نبود، اینکه به مدّت بیستوسهسال در این فضای حسّاس و خطرناک خود را با تظاهر، پیامبرِ خدا جلوه دهد بسیار بعید است و چنین کاری از ماهرترین شیّادان و فریبکاران و بهترین بازیگرانِ تاریخ نیز قابل باور نیست. اگر خودمان را جای او بگذاریم و این نقش را بر عهده بگیریم، شاید چند هفته هم دوام نیاوریم. کوچکترین اشتباهی در طیِ این بیستوسهسال (یعنی فقط در یکی از موقعیتهای یکی از روزهای این سالهای دراز) ممکن بود همه چیز را لو دهد و دیگران را به تردید بیندازد. همه انتظار داشتند همیشه و در تمامِ لحظاتِ زندگی -از جمله ناراحتیها و ناامیدیها و عصبانیتها و لحظاتِ پراسترس- بهترین و کاملترین باشیم و کارهای خارقالعاده انجام دهیم. باید همیشه آمادهی تردیدافکنیهای یهود و نصاری و سؤالاتی که دربارهی داستانهای گوناگونِ انبیاء میپرسند و شبهات و بهانهجوییهای مشرکین و کفّار باشیم. دهها جنگ و لحظاتِ حسّاس بیشماری پیشرو خواهیم داشت که در همهی آنها باید بینقص عمل کنیم. مثلاً مسلمین در صلحِ حدیبیه یا جنگ احزاب به دلیل شرایطِ پیشآمده سؤالاتی برای رفع شبهه میپرسیدند. این وضع حتّی در خانه و شخصیترین قسمتهای زندگی هم برقرار است و تحتِ نظارتِ زنانِ زیادی قرار دارد. ویلیام مویر (William Muir) مستشرقِ مسیحی مینویسد:
وثاقتِ تاریخی: هر آنچه گفته شد از بدهیات زندگیِ پیامبرﷺ بود.
📚ارجاعات
[1] William Muir, The Life of Mahomet: From Original Sources (London: Smith, 1877). P60
#اثبات_نبوت
#اثبات_صداقت_پیامبر
─────────── ● ──
@PathToArrive | islamic theology
─────────── ● ──
مرحلهی نخست:اثباتِ صداقتِ پیامبرِ اسلام (ص)
15. دشواریِ حفظِ ظاهر
توضیح: پیامبرﷺ بیستوسهسال در محیطِ کوچکِ مکّه و مدینه با ادّعای نبوّت زندگی کرد. زندگیِ خصوصی و ریزترینکارهایش تحتِ نظرِ همسران و فرزندانِ زیادی که داشت قرار گرفته بود و صحابه نیز همیشهِ همراهش بودند و جزئیترین رفتارهایش را زیر نظر داشتند تا جایی که حالاتِ چهرهی پیامبرﷺ در شرایطِ مختلف و گریهها و خندهها و ناراحتیها و عصبانیتها و تعدادِ تکرارِ جملات و تکانخوردنِ ریشِ در نماز و زمانهایی که سکوت میکرد و حتّی صفاتِ غذایش در کتبِ روایی ثبت است. کافران و مشرکین هم بدون تردید منتظر کوچکترین خطایی از پیامبرﷺ بودند تا به عنوان آتو از آن استفاده کنند. از آنطرف، اهلِ کتاب سعی میکردند با سؤالاتِ گوناگونِ خود پیامبرﷺ را به چالش بکشند مثلاً دربارهی اصحاب کهف و ذوالقرنین سؤال میپرسیدند یا راجع به عبارتِ قرآنیِ "اختِ هارون" شبهه میگرفتند.
وجهِ استدلال: اگر پیامبرﷺ واقعا فرستادهی خدا نبود، اینکه به مدّت بیستوسهسال در این فضای حسّاس و خطرناک خود را با تظاهر، پیامبرِ خدا جلوه دهد بسیار بعید است و چنین کاری از ماهرترین شیّادان و فریبکاران و بهترین بازیگرانِ تاریخ نیز قابل باور نیست. اگر خودمان را جای او بگذاریم و این نقش را بر عهده بگیریم، شاید چند هفته هم دوام نیاوریم. کوچکترین اشتباهی در طیِ این بیستوسهسال (یعنی فقط در یکی از موقعیتهای یکی از روزهای این سالهای دراز) ممکن بود همه چیز را لو دهد و دیگران را به تردید بیندازد. همه انتظار داشتند همیشه و در تمامِ لحظاتِ زندگی -از جمله ناراحتیها و ناامیدیها و عصبانیتها و لحظاتِ پراسترس- بهترین و کاملترین باشیم و کارهای خارقالعاده انجام دهیم. باید همیشه آمادهی تردیدافکنیهای یهود و نصاری و سؤالاتی که دربارهی داستانهای گوناگونِ انبیاء میپرسند و شبهات و بهانهجوییهای مشرکین و کفّار باشیم. دهها جنگ و لحظاتِ حسّاس بیشماری پیشرو خواهیم داشت که در همهی آنها باید بینقص عمل کنیم. مثلاً مسلمین در صلحِ حدیبیه یا جنگ احزاب به دلیل شرایطِ پیشآمده سؤالاتی برای رفع شبهه میپرسیدند. این وضع حتّی در خانه و شخصیترین قسمتهای زندگی هم برقرار است و تحتِ نظارتِ زنانِ زیادی قرار دارد. ویلیام مویر (William Muir) مستشرقِ مسیحی مینویسد:
از بزرگترین شواهدِ صدقِ محمّد این است که نخستین نوکیشانِ اسلام نزدیکترین دوستان و خانوادهاش بودند؛ همان کسانی که با زندگیِ خصوصیِ او ارتباطِ نزدیکی داشتند و تضادی که هر فریبکارِ منافقی -کم یا زیاد- در خانه و بیرون از خانه نشان میدهد، بر آنان مخفی نبود. [۱]نهایتاً میتوان «منزّهبودنِ زندگیِ پیامبرﷺ از این دست اشتباهاتِ افشاکننده در طیِ این بیستوسهسال و در این محیطِ کوچک، با وجودِ بهانهجویان و دشمنانِ پرشمار، درکنارِ ایمانِ راسخِ افرادی که به همهی جزئیاتِ زندگیِ او اشرافِ کامل داشتند» را به عنوانِ یک قرینهی دیگر، به مجموعه قرائن اضافه کرد.
وثاقتِ تاریخی: هر آنچه گفته شد از بدهیات زندگیِ پیامبرﷺ بود.
📚ارجاعات
[1] William Muir, The Life of Mahomet: From Original Sources (London: Smith, 1877). P60
#اثبات_نبوت
#اثبات_صداقت_پیامبر
─────────── ● ──
@PathToArrive | islamic theology
─────────── ● ──
❤6😁2👎1
#دکتر_عبدالرحمن_سمیط
دکتر عبدالرحمن سمیط در سال 1947 در کویت متولد شد. تحصیلات ابتدایی خود را در کویت به پایان رسانید و پس از آن مدارک کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترای خود را به ترتیب از دانشگاه های بغداد در عراق، لیورپول در انگلستان و مکگیل در کانادا دریافت کرد.
او بیشتر عمر خود را وقف امورات خیریه و دعوت نمود و 30 سال از عمر گرانبهای خود را در افریقا گذراند و به مردم آنجا خدمت نمود که نتیجهی فعالیت های بشردوستانه اش قرار ذیل میباشد.
- تاسیس جمعیت خیریه ( کمک مستقیم)، جمعیتی که بزرگترین سازمان بین المللی در قاره افریقا به شمار میاید.
- ساخت بیش از پنج هزار و 700 مسجد در کشور های افریقایی.
- حفر بیش از هشت هزار و 600 حلقه چاه آب.
- ساخت بیش از 860 مدرسه.
- تاسیس بیش از 200 مرکز اسلامی.
- سرپرستی بیش از 15 هزار یتیم و آموزش آنها.
- در مراکز آموزشی وابسته به آن بیش از نیم ملیون دانش آموز و دانشجو مشغول آموزش علوم دینی اند.
- ایجاد چهار دانشگاه.
- ایجاد شمار زیادی رادیو و رسانه های نوشتاری.
- تحویل بیش از چهار هزار داعیه و معلم به جامعه.
─────────── ● ──
@PathToArrive | راهی برای رسیدن
─────────── ● ──
دکتر عبدالرحمن سمیط در سال 1947 در کویت متولد شد. تحصیلات ابتدایی خود را در کویت به پایان رسانید و پس از آن مدارک کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترای خود را به ترتیب از دانشگاه های بغداد در عراق، لیورپول در انگلستان و مکگیل در کانادا دریافت کرد.
او بیشتر عمر خود را وقف امورات خیریه و دعوت نمود و 30 سال از عمر گرانبهای خود را در افریقا گذراند و به مردم آنجا خدمت نمود که نتیجهی فعالیت های بشردوستانه اش قرار ذیل میباشد.
- تاسیس جمعیت خیریه ( کمک مستقیم)، جمعیتی که بزرگترین سازمان بین المللی در قاره افریقا به شمار میاید.
- ساخت بیش از پنج هزار و 700 مسجد در کشور های افریقایی.
- حفر بیش از هشت هزار و 600 حلقه چاه آب.
- ساخت بیش از 860 مدرسه.
- تاسیس بیش از 200 مرکز اسلامی.
- سرپرستی بیش از 15 هزار یتیم و آموزش آنها.
- در مراکز آموزشی وابسته به آن بیش از نیم ملیون دانش آموز و دانشجو مشغول آموزش علوم دینی اند.
- ایجاد چهار دانشگاه.
- ایجاد شمار زیادی رادیو و رسانه های نوشتاری.
- تحویل بیش از چهار هزار داعیه و معلم به جامعه.
در سال 1996 برای قدر دانی از تلاش های بی وقفه اش، جایزه جهانی " ملک فیصل بن عبدالعزیز آل سعود برای خدمت به اسلام" را دریافت کرد، که ارزش آن 750 هزار ریال عربستان بود معادل با 200 هزار دلار و او این پول را صرف آموزش کودکان افریقایی نمود که در نتیجه آن بسیاری از کودکان و نواجوانان افریقایی موفق به یادگیری علوم مختلف و موفق به ورود به دانشگاه ها شده و هم اکنون بیشتر آنها در کشور های خود مشغول خدمت به هموطنان خود هستند.و همین کمک های بشر دوستانه و دعوت های او باعث مسلمان شدن 11 میلیون افریقایی شد.
در 20 نوامبر 2013 روزنامه کویتی الشاهد گزارشی را نشر کرد که در آن یکی از وزرای خارجه یکی از کشور های افریقایی، اعلام کرد که من یتیمی بودم که به کمک دکتر عبدالرحمن سمیط توانستم درس بخوانم و به این جایگاه برسم.در زندگی نامه او آمده که گاهی اوقات 20 ساعت رانندگی میکرد یا از مرداب ها و راه های صعب العبور با پای پیاده حرکت میکرد تا خود را به قبیلهی مورد نظر برساند و بدان ها کمک کند.
─────────── ● ──
@PathToArrive | راهی برای رسیدن
─────────── ● ──
❤4👎1
من اینجا نیامده ام که از شما کمک بخواهم ،
پولتان را در بانک ها بگذارید ، اما آمده ام به شما بگویم که کفن جیب ندارد.
─────────── ● ──
@PathToArrive | راهی برای رسیدن
─────────── ● ──
پولتان را در بانک ها بگذارید ، اما آمده ام به شما بگویم که کفن جیب ندارد.
کلام دکتر عبدالرحمن سمیط رحمهالله به جمعی از ثروتمندان
─────────── ● ──
@PathToArrive | راهی برای رسیدن
─────────── ● ──
❤7
بعضی ها اینرا تجربه کرده اند که وقتی به مخلوق تکیه میکنند، به آنها امید میبندند و انتظار دارند که برای او منفعتی به ارمغان بیاورند یا از او در برابر زیان محافظت کنند، آنها در نهایت او را رها میکنند و ناامید میکنند . بلکه، حتی ممکن است این شخص قبلا برای آنها خدماتی انجام داده باشد، پول و سایر چیزها را صرف آنها کرده باشد، به این امید که در زمان نیاز به او کمک کنند، اما آنها به او کمک نمیکنند؛ یا به دلیل ناتوانی ، یا به دلیل اینکه دلشان از او جدا و رویگردان شده است.
- ابوالعباس احمد بن تیمیه ، مجموع الفتاوی ( ۱۰/ ۶۵۰)
─────────── ● ──
@PathToArrive | راهی برای رسیدن
─────────── ● ──
- ابوالعباس احمد بن تیمیه ، مجموع الفتاوی ( ۱۰/ ۶۵۰)
─────────── ● ──
@PathToArrive | راهی برای رسیدن
─────────── ● ──
❤6👍2👎2
Forwarded from قناة - مَحَجَّةُ مِلَّةِ إِبْرَاهِيمَ
هر کس الله را نافرمانی کند، در حقیقت با او به جنگ برخاسته است.
• حَدَّثَنَا أَبِي، قَالَ: ثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ، قَالَ: ثَنَا أَبُو حُمَيْدٍ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْحِمْصِيُّ، قَالَ: ثَنَا يَحْيَى بْنُ سَعِيدٍ، قَالَ: ثَنَا يَزِيدُ بْنُ عَطَاءٍ، عَنْ عَلْقَمَةَ بْنِ مَرْثَدٍ، قَالَ: انْتَهَى الزُّهْدُ إِلَى ثَمَانِيَةٍ مِنَ التَّابِعِينَ؛ فَمِنْهُمُ الْحَسَنُ بْنُ أَبِي الْحَسَنِ، فَمَا رَأَيْنَا أَحَدًا مِنَ النَّاسِ كَانَ أَطْوَلَ حُزْنًا مِنْهُ، مَا كُنَّا نَرَاهُ إِلَّا أَنَّهُ حَدِيثُ عَهْدٍ بِمُصِيبَةٍ. ثُمَّ قَالَ: نَضْحَكُ وَلَا نَدْرِي، لَعَلَّ اللَّهَ قَدِ اطَّلَعَ عَلَى بَعْضِ أَعْمَالِنَا فَقَالَ: لَا أَقْبَلُ مِنْكُمْ شَيْئًا. وَيْحَكَ يَا ابْنَ آدَمَ، هَلْ لَكَ بِمُحَارَبَةِ اللَّهِ طَاقَةٌ؟! إِنَّهُ مَنْ عَصَى اللَّهَ فَقَدْ حَارَبَهُ. وَاللَّهِ لَقَدْ أَدْرَكْتُ سَبْعِينَ بَدْرِيًّا، أَكْثَرُ لِبَاسِهِمُ الصُّوفُ، وَلَوْ رَأَيْتُمُوهُمْ قُلْتُمْ: مَجَانِينُ، وَلَوْ رَأَوْا خِيَارَكُمْ لَقَالُوا: مَا لِهَؤُلَاءِ مِنْ خَلَاقٍ، وَلَوْ رَأَوْا شِرَارَكُمْ لَقَالُوا: مَا يُؤْمِنُ هَؤُلَاءِ بِيَوْمِ الْحِسَابِ. وَلَقَدْ رَأَيْتُ أَقْوَامًا كَانَتِ الدُّنْيَا أَهْوَنَ عَلَى أَحَدِهِمْ مِنَ التُّرَابِ تَحْتَ قَدَمَيْهِ، وَلَقَدْ رَأَيْتُ أَقْوَامًا يُمْسِي أَحَدُهُمْ وَمَا يَجِدُ عِنْدَهُ إِلَّا قُوتًا، فَيَقُولُ: لَا أَجْعَلُ هَذَا كُلَّهُ فِي بَطْنِي، لَأَجْعَلَنَّ بَعْضَهُ لِلَّهِ عَزَّ وَجَلَّ، فَيَتَصَدَّقُ بِبَعْضِهِ، وَإِنْ كَانَ هُوَ أَحْوَجَ مِمَّنْ يَتَصَدَّقُ بِهِ عَلَيْهِ.
- از علقمة بن مرثد روایت است که فرمود: زُهد در میان تابعین به هشت نفر رسیده بود، که یکی از آنان حسن [البصري] بن ابی الحسن بود. ما هیچکس را ندیدیم که غصه و اندوهش از او بیشتر و پایدارتر باشد. هرگاه او را میدیدیم، گویی تازه مصیبتی به او رسیده است.
- سپس حسن البصري رحمه الله فرمود: ما میخندیم، در حالی که نمیدانیم؛ شاید الله به برخی از اعمال ما را نگاه و فرموده باشد: من هیچ عملی را از شما نمیپذیرم.
- وای بر تو، ای فرزند آدم! آیا توان جنگ با الله را داری؟! هر کس الله را نافرمانی کند، در حقیقت با او به جنگ برخاسته است.
- به الله سوگند، من هفتاد نفر از اهل بدر را درک کردم که بیشتر لباسشان از پشم بود. [نه لباس نرم و راحت بلکه از پوست حیوانات، مانند پارچههای بافته شده]، [و] اگر شما آنان را میدیدید، میگفتید: اینها دیوانهاند. و اگر آنان (اصحاب) نیکان [نیکهای] شما را میدیدند، میگفتند: اینان هیچ بهرهای از آخرت ندارند. و اگر بدانِ [بَدهای] شما را میدیدند، میگفتند: اینها به روز حساب (آخرت) ایمان ندارند.
- و من مردمانی را دیدهام که دنیا در نظر هر یک از آنان از خاک زیر پایش بیارزشتر بود. و مردمانی را دیدهام که شب را به پایان میرساندند، در حالی که جز غذای همان روز چیزی نزدشان نبود؛ با این حال میگفت: همه این غذا را در شکمم قرار نمیدهم، بلکه بخشی از آن را برای رضای الله عز وجل قرار میدهم. سپس بخشی از آن (غذا) را صدقه میداد، با آنکه خودش از کسی که به او صدقه میداد، نیازمندتر بود.
- حلية الأولياء وطبقات الأصفياء للإمام أبو نعيم الأصبهاني جـ٢ صـ١٣٤
• حَدَّثَنَا أَبِي، قَالَ: ثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ، قَالَ: ثَنَا أَبُو حُمَيْدٍ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْحِمْصِيُّ، قَالَ: ثَنَا يَحْيَى بْنُ سَعِيدٍ، قَالَ: ثَنَا يَزِيدُ بْنُ عَطَاءٍ، عَنْ عَلْقَمَةَ بْنِ مَرْثَدٍ، قَالَ: انْتَهَى الزُّهْدُ إِلَى ثَمَانِيَةٍ مِنَ التَّابِعِينَ؛ فَمِنْهُمُ الْحَسَنُ بْنُ أَبِي الْحَسَنِ، فَمَا رَأَيْنَا أَحَدًا مِنَ النَّاسِ كَانَ أَطْوَلَ حُزْنًا مِنْهُ، مَا كُنَّا نَرَاهُ إِلَّا أَنَّهُ حَدِيثُ عَهْدٍ بِمُصِيبَةٍ. ثُمَّ قَالَ: نَضْحَكُ وَلَا نَدْرِي، لَعَلَّ اللَّهَ قَدِ اطَّلَعَ عَلَى بَعْضِ أَعْمَالِنَا فَقَالَ: لَا أَقْبَلُ مِنْكُمْ شَيْئًا. وَيْحَكَ يَا ابْنَ آدَمَ، هَلْ لَكَ بِمُحَارَبَةِ اللَّهِ طَاقَةٌ؟! إِنَّهُ مَنْ عَصَى اللَّهَ فَقَدْ حَارَبَهُ. وَاللَّهِ لَقَدْ أَدْرَكْتُ سَبْعِينَ بَدْرِيًّا، أَكْثَرُ لِبَاسِهِمُ الصُّوفُ، وَلَوْ رَأَيْتُمُوهُمْ قُلْتُمْ: مَجَانِينُ، وَلَوْ رَأَوْا خِيَارَكُمْ لَقَالُوا: مَا لِهَؤُلَاءِ مِنْ خَلَاقٍ، وَلَوْ رَأَوْا شِرَارَكُمْ لَقَالُوا: مَا يُؤْمِنُ هَؤُلَاءِ بِيَوْمِ الْحِسَابِ. وَلَقَدْ رَأَيْتُ أَقْوَامًا كَانَتِ الدُّنْيَا أَهْوَنَ عَلَى أَحَدِهِمْ مِنَ التُّرَابِ تَحْتَ قَدَمَيْهِ، وَلَقَدْ رَأَيْتُ أَقْوَامًا يُمْسِي أَحَدُهُمْ وَمَا يَجِدُ عِنْدَهُ إِلَّا قُوتًا، فَيَقُولُ: لَا أَجْعَلُ هَذَا كُلَّهُ فِي بَطْنِي، لَأَجْعَلَنَّ بَعْضَهُ لِلَّهِ عَزَّ وَجَلَّ، فَيَتَصَدَّقُ بِبَعْضِهِ، وَإِنْ كَانَ هُوَ أَحْوَجَ مِمَّنْ يَتَصَدَّقُ بِهِ عَلَيْهِ.
- از علقمة بن مرثد روایت است که فرمود: زُهد در میان تابعین به هشت نفر رسیده بود، که یکی از آنان حسن [البصري] بن ابی الحسن بود. ما هیچکس را ندیدیم که غصه و اندوهش از او بیشتر و پایدارتر باشد. هرگاه او را میدیدیم، گویی تازه مصیبتی به او رسیده است.
- سپس حسن البصري رحمه الله فرمود: ما میخندیم، در حالی که نمیدانیم؛ شاید الله به برخی از اعمال ما را نگاه و فرموده باشد: من هیچ عملی را از شما نمیپذیرم.
- وای بر تو، ای فرزند آدم! آیا توان جنگ با الله را داری؟! هر کس الله را نافرمانی کند، در حقیقت با او به جنگ برخاسته است.
- به الله سوگند، من هفتاد نفر از اهل بدر را درک کردم که بیشتر لباسشان از پشم بود. [نه لباس نرم و راحت بلکه از پوست حیوانات، مانند پارچههای بافته شده]، [و] اگر شما آنان را میدیدید، میگفتید: اینها دیوانهاند. و اگر آنان (اصحاب) نیکان [نیکهای] شما را میدیدند، میگفتند: اینان هیچ بهرهای از آخرت ندارند. و اگر بدانِ [بَدهای] شما را میدیدند، میگفتند: اینها به روز حساب (آخرت) ایمان ندارند.
- و من مردمانی را دیدهام که دنیا در نظر هر یک از آنان از خاک زیر پایش بیارزشتر بود. و مردمانی را دیدهام که شب را به پایان میرساندند، در حالی که جز غذای همان روز چیزی نزدشان نبود؛ با این حال میگفت: همه این غذا را در شکمم قرار نمیدهم، بلکه بخشی از آن را برای رضای الله عز وجل قرار میدهم. سپس بخشی از آن (غذا) را صدقه میداد، با آنکه خودش از کسی که به او صدقه میداد، نیازمندتر بود.
- حلية الأولياء وطبقات الأصفياء للإمام أبو نعيم الأصبهاني جـ٢ صـ١٣٤
👍4😁4👎1
شیخ الاسلام احمد بن تیمیه حرانی _ رحمه الله تعالی _ می فرماید :
«پس کسی که مؤمنان را به خاطر گناهان مورد بازخواست و مجادله قرار میدهد ـ در حالی که کفار و منافقان را به خاطر کفر و نفاقشان مورد بازخواست و طعن قرار نمیدهد، بلکه حتی چهبسا گاهی آنان را مدح کرده و بزرگ شمارد ـ نشان میدهد که از نادانترین و ستمگرترین مردم است، البته اگر جهل و ستمش او را به کفر و نفاق نکشیده باشد!.»
منهاج السنة النبویة ج۴ ص۳۷۳
─────────── ● ──
@PathToArrive | راهی برای رسیدن
─────────── ● ──
«پس کسی که مؤمنان را به خاطر گناهان مورد بازخواست و مجادله قرار میدهد ـ در حالی که کفار و منافقان را به خاطر کفر و نفاقشان مورد بازخواست و طعن قرار نمیدهد، بلکه حتی چهبسا گاهی آنان را مدح کرده و بزرگ شمارد ـ نشان میدهد که از نادانترین و ستمگرترین مردم است، البته اگر جهل و ستمش او را به کفر و نفاق نکشیده باشد!.»
منهاج السنة النبویة ج۴ ص۳۷۳
─────────── ● ──
@PathToArrive | راهی برای رسیدن
─────────── ● ──
❤8👎2
Forwarded from Pezhvaak | پژواک
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 پایان حرفۀ یک کشیش
مدت زیادی بود که ویدئوهایی از یک کشیش ایرانی در فضای مجازی دستبهدست میشد. در این فرصت به سطح علمی او میپردازیم و به چند شبهه که دربارۀ اسلام مطرح کرده است پاسخ میدهیم.
مقدمه 00:00
شاهکار کشیش در نقد ترجمۀ الهیقمشهای 02:06
آیا سیوطی قائل به تحریف قرآن است؟ 03:44
معنای ﴿الصمد﴾ چیست؟ 05:56
آیا قرآن دربارۀ شرک مسیحیان اشتباه کرده است؟! 12:44
در یوتوب، با کیفیت دلخواه تماشا کنید
#ویدئو
__________________
@pezhvaak_ch
مدت زیادی بود که ویدئوهایی از یک کشیش ایرانی در فضای مجازی دستبهدست میشد. در این فرصت به سطح علمی او میپردازیم و به چند شبهه که دربارۀ اسلام مطرح کرده است پاسخ میدهیم.
مقدمه 00:00
شاهکار کشیش در نقد ترجمۀ الهیقمشهای 02:06
آیا سیوطی قائل به تحریف قرآن است؟ 03:44
معنای ﴿الصمد﴾ چیست؟ 05:56
آیا قرآن دربارۀ شرک مسیحیان اشتباه کرده است؟! 12:44
در یوتوب، با کیفیت دلخواه تماشا کنید
#ویدئو
__________________
@pezhvaak_ch
❤7👎1
و به راستی بندگان حقیقی خدا در آسایش و رفاه نیستند!
از عیسی بن مریم _ علیه الصلاة والسلام _ روایت شده است که به حواریونش فرمود :
« بهحقیقت به شما میگویم: همانا شیرینی دنیا در آخرت تلخی است، و همانا تلخی دنیا در آخرت شیرینی است؛ و همانا بندگان حقیقی خدا، در آسایش و رفاه و نعمت نیستند! .»
الزهد للإمام أحمد ، الجزء التاسع ، زوائد عبدالله بن أحمد .
─────────── ● ──
@PathToArrive | راهی برای رسیدن
─────────── ● ──
از عیسی بن مریم _ علیه الصلاة والسلام _ روایت شده است که به حواریونش فرمود :
« بهحقیقت به شما میگویم: همانا شیرینی دنیا در آخرت تلخی است، و همانا تلخی دنیا در آخرت شیرینی است؛ و همانا بندگان حقیقی خدا، در آسایش و رفاه و نعمت نیستند! .»
الزهد للإمام أحمد ، الجزء التاسع ، زوائد عبدالله بن أحمد .
─────────── ● ──
@PathToArrive | راهی برای رسیدن
─────────── ● ──
❤8👎3
توماس کارلایل میگوید: «محمد، فرستادهی خداوند، جوانی بود که دوستانش به او لقب «امین» داده بودند، زیرا نمونهی صدق و وفا بود. در گفتار و پندار خود درستکار بود و هیچ کلمهای از دهانش خارج نمیشد که در آن حکمت و پندی نباشد. غالباً خاموشی پیشه میکرد و چون لب به سخن میگشود، گفتارش سراسر پند، فضل، اخلاص و حکمت بود.»
─────────── ● ──
@PathToArrive | راهی برای رسیدن
─────────── ● ──
📚محمد ﷺ از دیدگاه خاورشناسان ۱۶
─────────── ● ──
@PathToArrive | راهی برای رسیدن
─────────── ● ──
❤7😁4👎2💯1
معاویه بن حکم سلمی از بادیه به مدینه آمد و نمیدانست که در نماز نباید حرف زد.
او میگوید: پشت سر پیامبر ﷺ نماز میخواندم که مردی عطسه کرد. من گفتم: «یَرْحَمُکَ اللَّه» (خدا رحمتت کند!)
مردم با نگاههای تیز به من نگاه کردند. من گفتم: «مادرانتان به داغتان بنشینند! مگر چه شده که همه مرا نگاه میکنید؟!»
مردم دستهایشان را بر رانهایشان زدند تا ساکت شوم. من فهمیدم که باید ساکت باشم.
وقتی پیامبر ﷺ نماز را تمام کرد، پدر و مادرم فدایش شوند، هیچگاه معلمی بهتر از او ندیدم. نه چهرهاش را ترش کرد، نه بر من داد زد، نه مرا زد و نه فحشی گفت. فقط با مهربانی فرمود:
«در هنگام نماز سخن گفتن مناسب نیست؛ در نماز باید به تسبیح و تکبیر و قرائت قرآن مشغول بود.»
─────────── ● ──
@PathToArrive | راهی برای رسیدن
─────────── ● ──
او میگوید: پشت سر پیامبر ﷺ نماز میخواندم که مردی عطسه کرد. من گفتم: «یَرْحَمُکَ اللَّه» (خدا رحمتت کند!)
مردم با نگاههای تیز به من نگاه کردند. من گفتم: «مادرانتان به داغتان بنشینند! مگر چه شده که همه مرا نگاه میکنید؟!»
مردم دستهایشان را بر رانهایشان زدند تا ساکت شوم. من فهمیدم که باید ساکت باشم.
وقتی پیامبر ﷺ نماز را تمام کرد، پدر و مادرم فدایش شوند، هیچگاه معلمی بهتر از او ندیدم. نه چهرهاش را ترش کرد، نه بر من داد زد، نه مرا زد و نه فحشی گفت. فقط با مهربانی فرمود:
«در هنگام نماز سخن گفتن مناسب نیست؛ در نماز باید به تسبیح و تکبیر و قرائت قرآن مشغول بود.»
📚 منبع: شیوههای نبوی در برابر اشتباهات مردم - صفحه ۲۲
📖 برگرفته از: صحیح مسلم
#سیره_نبوی #آموزش_جاهل #اخلاق_آموزشی
─────────── ● ──
@PathToArrive | راهی برای رسیدن
─────────── ● ──
❤10😁2👎1
راهی برای رسیدن | THE WAY
و به راستی بندگان حقیقی خدا در آسایش و رفاه نیستند! از عیسی بن مریم _ علیه الصلاة والسلام _ روایت شده است که به حواریونش فرمود : « بهحقیقت به شما میگویم: همانا شیرینی دنیا در آخرت تلخی است، و همانا تلخی دنیا در آخرت شیرینی است؛ و همانا بندگان حقیقی خدا،…
و به راستی بندگان حقیقی خدا در آسایش و رفاه نیستند! (2)
از حسن بصری رحمه الله روایت شده که فرمودند :
« همانا مؤمن صبح را در حالی آغاز میکند که اندوهگین است، و شب را در حالی به پایان میرساند که اندوهگین است، و به سبب یقینش به آخرت و آنچه ممکن است در انتظارش باشد اندوهگین میشود . برای مؤمن همان اندازه از مال دنیا کفایت میکند که برای یک بز کوچک کفایت میکند: یک کف دست خرما و اندکی آب. »
و ابراهیم بن عیسی یشکری میگوید :
« هرگز ندیدم کسی به اندازه حسن بصری اندوهگین باشد، هرگاه او را میدیدم انگار تازه مصیبتی بر او وارد شده بود! »
─────────── ● ──
@PathToArrive | راهی برای رسیدن
─────────── ● ──
از حسن بصری رحمه الله روایت شده که فرمودند :
« همانا مؤمن صبح را در حالی آغاز میکند که اندوهگین است، و شب را در حالی به پایان میرساند که اندوهگین است، و به سبب یقینش به آخرت و آنچه ممکن است در انتظارش باشد اندوهگین میشود . برای مؤمن همان اندازه از مال دنیا کفایت میکند که برای یک بز کوچک کفایت میکند: یک کف دست خرما و اندکی آب. »
و ابراهیم بن عیسی یشکری میگوید :
« هرگز ندیدم کسی به اندازه حسن بصری اندوهگین باشد، هرگاه او را میدیدم انگار تازه مصیبتی بر او وارد شده بود! »
الزهد للإمام أحمد ج١ ص٢٠٩
─────────── ● ──
@PathToArrive | راهی برای رسیدن
─────────── ● ──
❤7😁2👎1😱1💔1
سلسلهی اثباتِ نبوّتِ سیّدنا محمّدﷺ {17}
مرحلهی نخست:اثباتِ صداقتِ پیامبرِ اسلام (ص)
16. آرامش در لحظاتِ پراضطراب
توضیح: پیامبرﷺ لحظاتِ پراضطرابِ زیادی را تجربه کرد ولی همیشه در نهایتِ آرامش و خونسردی رفتار میکرد. مثلاً وقتی با ابوبکر در غاری پنهان شده بود و مشرکین در جستوجوی ایشان بودند تا پیامبرﷺ را به قتل برسانند، تا نزدیکِ غار آمده بودند و کفشهایشان مشخّص بود. در اینجا ابوبکر هراسناک شد و گفت: «اگر یکی از آنها ما را پیدا کند چه؟» و پیامبرﷺ فرمود: «ای ابوبکر دربارهی دو نفری که سومیِ آنها خداست چه گمانی داری؟» [۱] یا در جنگِ هوازن که مشرکین به قدری زیاد بودند که به تعبیر قرآن «زمین با وسعتش برای مسلمین تنگ شده بود» [۲] وقتی برخی مسلمین از شدّتِ نبرد عقب نشستند، پیامبرﷺ خودش جلو رفت و با شجاعت فریاد میزد: «أنَا النَّبِــيُّ لا كَذِبْ أَنَا ابْنُ عَبْدِالْمُطَّــلِبْ» [۳] و یا در جنگ احزاب، وقتی که قرآن نگرانیِ مسلمین در آن را اینطور توصیف میکند: «چشمها خيره شد و جانها به گلوگاه رسيد و به خدا گمانهايى [نابهجا] مىبرديد» [۴] پیامبرﷺ این شعر را میخواند:
وجه استدلال: مواقعِ پرتنش برای تحلیل روانیِ یک فرد و پیبردن به باطنِ او بسیار مفید هستند؛ در اینگونه مواقع احساسات بر عقل چیره میشود و ممکن است آنچه در نهان آدم پنهان بوده آشکار شود. اینکه پیامبرﷺ در همهی این لحظات با اعتماد به نفس و آرامش کامل برخورد میکرد، نشان از باور عمیق او به حمایت الهی دارد.
وثاقتِ تاریخی: سوای استنادات به قرآنِ متواتر، همهی روایاتِ مذکور در صحیحین (معتبرترین کتب تاریخ اسلام) آمدهاند و در درجهی "متَّفَقٌ عليه" قرار میگیرند و نیز به طرق گوناگون نقل شدهاند.
📚ارجاعات
[۱] صحيح البخاري، ح٤٦٦٣ و صحيح مسلم، ح٢٣٨١ (همچنین نگاه کنید به: التّوبة: ٤٠)
[۲] التّوبة: ٢٥
[۳] صحيح البخاري، ح٤٣١٦ و صحيح مسلم ح١٧٧٦
[۴] الأحزاب: ١٠
[۵] صحيح البخاري، ح٢٨٣٧، صحيح مسلم، ح١٨٠٣
#اثبات_نبوت
#اثبات_صداقت_پیامبر
─────────── ● ──
@PathToArrive | islamic theology
─────────── ● ──
مرحلهی نخست:اثباتِ صداقتِ پیامبرِ اسلام (ص)
16. آرامش در لحظاتِ پراضطراب
توضیح: پیامبرﷺ لحظاتِ پراضطرابِ زیادی را تجربه کرد ولی همیشه در نهایتِ آرامش و خونسردی رفتار میکرد. مثلاً وقتی با ابوبکر در غاری پنهان شده بود و مشرکین در جستوجوی ایشان بودند تا پیامبرﷺ را به قتل برسانند، تا نزدیکِ غار آمده بودند و کفشهایشان مشخّص بود. در اینجا ابوبکر هراسناک شد و گفت: «اگر یکی از آنها ما را پیدا کند چه؟» و پیامبرﷺ فرمود: «ای ابوبکر دربارهی دو نفری که سومیِ آنها خداست چه گمانی داری؟» [۱] یا در جنگِ هوازن که مشرکین به قدری زیاد بودند که به تعبیر قرآن «زمین با وسعتش برای مسلمین تنگ شده بود» [۲] وقتی برخی مسلمین از شدّتِ نبرد عقب نشستند، پیامبرﷺ خودش جلو رفت و با شجاعت فریاد میزد: «أنَا النَّبِــيُّ لا كَذِبْ أَنَا ابْنُ عَبْدِالْمُطَّــلِبْ» [۳] و یا در جنگ احزاب، وقتی که قرآن نگرانیِ مسلمین در آن را اینطور توصیف میکند: «چشمها خيره شد و جانها به گلوگاه رسيد و به خدا گمانهايى [نابهجا] مىبرديد» [۴] پیامبرﷺ این شعر را میخواند:
«وَاللَّهِ لَوْلاَ أَنْتَ مَا اهْتَدَيْنَا وَلاَ تَصَدَّقْنَا وَلاَ صَلَّيْنَا
فَأَنْزِلَنْ سَكِينَةً عَلَيْنَا إِنَّ الأُلَى قَدْ أَبَوْا عَلَيْنَا» [۵]
وجه استدلال: مواقعِ پرتنش برای تحلیل روانیِ یک فرد و پیبردن به باطنِ او بسیار مفید هستند؛ در اینگونه مواقع احساسات بر عقل چیره میشود و ممکن است آنچه در نهان آدم پنهان بوده آشکار شود. اینکه پیامبرﷺ در همهی این لحظات با اعتماد به نفس و آرامش کامل برخورد میکرد، نشان از باور عمیق او به حمایت الهی دارد.
وثاقتِ تاریخی: سوای استنادات به قرآنِ متواتر، همهی روایاتِ مذکور در صحیحین (معتبرترین کتب تاریخ اسلام) آمدهاند و در درجهی "متَّفَقٌ عليه" قرار میگیرند و نیز به طرق گوناگون نقل شدهاند.
📚ارجاعات
[۱] صحيح البخاري، ح٤٦٦٣ و صحيح مسلم، ح٢٣٨١ (همچنین نگاه کنید به: التّوبة: ٤٠)
[۲] التّوبة: ٢٥
[۳] صحيح البخاري، ح٤٣١٦ و صحيح مسلم ح١٧٧٦
[۴] الأحزاب: ١٠
[۵] صحيح البخاري، ح٢٨٣٧، صحيح مسلم، ح١٨٠٣
#اثبات_نبوت
#اثبات_صداقت_پیامبر
─────────── ● ──
@PathToArrive | islamic theology
─────────── ● ──
❤6😁2