سلسلهی اثباتِ نبوّتِ سیّدنا محمّدﷺ {2}
مرحلهی نخست: اثباتِ صداقتِ نبیّنا محمدِ امینﷺ
شیخ الإسلام ابن تيمية رحمه الله میگوید:
«فَمُدَّعيُ النُّبُوَّةِ إمّا أنْ يَكونَ أصْدَقُ الصّادِقينَ أو أكْذَبُ الْكاذِبينَ ولا يُلْبَسُ هذا بِهذا إلّا عَلي أجْهَلُ الْجاهِلينَ» (1) یعنی:
«مدّعیِ نبوّت یا راستگوترینِ راستگویان است و یا دروغگوترینِ دروغگویان و تشخیص این دو از هم پوشیده نمیماند جز از جاهلترینِ جاهلان!»
هر شخصی که ادّعایِ پیامبری کند، از دو حالت خارج نیست:
1. به پیامبریِ خود باور دارد.
2. به پیامبریِ خود باور ندارد.
در این مرحله صرفاً به اثباتِ صدقِ فرضِ نخست برای پیامبرِ اسلامﷺ و در پیِ آن ابطالِ گزارهی دوم درخصوصِ ایشان میپردازیم و إن شاء الله در آینده دلایلِ متعدّدی ارائه خواهیم کرد که هر انسانِ منصفی را به اقناع برساند. نکتهی مهم این است که این شواهد باید همگی در کنار هم به صورت یک مجموعه دیده شوند، نه هر کدام مستقل.
#اثبات_نبوت
#اثبات_صداقت_پیامبر
─────────── ● ──
@PathToArrive | islamic theology
─────────── ● ──
مرحلهی نخست: اثباتِ صداقتِ نبیّنا محمدِ امینﷺ
شیخ الإسلام ابن تيمية رحمه الله میگوید:
«فَمُدَّعيُ النُّبُوَّةِ إمّا أنْ يَكونَ أصْدَقُ الصّادِقينَ أو أكْذَبُ الْكاذِبينَ ولا يُلْبَسُ هذا بِهذا إلّا عَلي أجْهَلُ الْجاهِلينَ» (1) یعنی:
«مدّعیِ نبوّت یا راستگوترینِ راستگویان است و یا دروغگوترینِ دروغگویان و تشخیص این دو از هم پوشیده نمیماند جز از جاهلترینِ جاهلان!»
هر شخصی که ادّعایِ پیامبری کند، از دو حالت خارج نیست:
1. به پیامبریِ خود باور دارد.
2. به پیامبریِ خود باور ندارد.
در این مرحله صرفاً به اثباتِ صدقِ فرضِ نخست برای پیامبرِ اسلامﷺ و در پیِ آن ابطالِ گزارهی دوم درخصوصِ ایشان میپردازیم و إن شاء الله در آینده دلایلِ متعدّدی ارائه خواهیم کرد که هر انسانِ منصفی را به اقناع برساند. نکتهی مهم این است که این شواهد باید همگی در کنار هم به صورت یک مجموعه دیده شوند، نه هر کدام مستقل.
📚ارجاعات
[1] ثبوت النبوات عقلاً ونقلاً، ابن تيمية، دار ابن الجوزي، ص ٥٧٣
#اثبات_نبوت
#اثبات_صداقت_پیامبر
─────────── ● ──
@PathToArrive | islamic theology
─────────── ● ──
❤9👎3🤷♀1🍓1
سلسلهی اثباتِ نبوّتِ سیّدنا محمّدﷺ {3}
مرحلهی نخست: اثباتِ صداقتِ پیامبرِ اسلام (ص)
1) موردِ تحدّیِ قرآنِ کریم
توضیح: حضرتِ محمدﷺ تمامِ کفّار و مشرکین را در آوردنِ حداقل یک سوره همانندِ قرآن به مبارزه میطلبد.
وجهِ استدلال: اگر محمدﷺ به پیامبریِ خود باور نداشت، هرگز جرئتِ تحدّی را به خود نمیداد؛ زیرا:
اوّلا: به گواهِ مورّخین، اعرابِ زمانِ پیامبرﷺ در اوجِ کمالِ ادبیاتِ خود سیر میکردند و هیچگاه در تاریخ، چنین فصاحت و بلاغتی در ادبیاتِ عرب دیده نمیشود.
ثانیاً: خطابه و شعر و شاعری، مهمترین دستاوردِ فرهنگیِ اعراب در آن زمان بوده است و به قدری به آن اهتمام میورزیدند که برخی از اشعارِ منتخبِ خود را موسوم به «المُعَلَّقاتُ السَّبْعَة» روی دیوارِ کعبه _که مقدّسترین بنایشان بوده_ میآویختند.
ثالثاً: محمدﷺ فردِ درسنخواندهای بود که هرگز سابقهای در هنرِ ادبیات نداشت.
رابعاً: پیامبرِ اسلام (ص) بارها اعراب را برای پاسخگویی به این تحدّی تحریک میکند تا حدّی که مدّعی میشود اگر تمامِ انس و جن با هم متّحد شوند توانِ پاسخگویی به این مبارزهطلبی را ندارند!
خامساً: شکست در تحدّی عواقبِ سنگینی برای پیامبرﷺ به بار میآورد از جمله اینکه تمامِ شهرتِ ایشان به راستی و صداقت، به یکباره با این ادّعایِ دروغینِ پیامبری پودر میشد و تمامِ اعتبارِ چهلساله خود در جامعه را به ناگهان از دست میداد!
با توجّه به این دلایلِ محکم، مانندِ روز روشن است که مبارزهطلبیِ قرآن حکایت از باورِ عمیقِ پیامبرِ اسلام (ص) به نبوّتِ خود دارد.
وثاقتِ تاریخی: این مسئله موردِ توافقِ مسلمانان و غیرمسلمانان است و شش آیه با الفاظ متفاوت دراینباره در قرآن وجود دارد. سوایِ قرآن، داستانهای زیادی حولِ این موضوع از جمله تلاشهای مخالفین برای پاسخگویی و همچنین اسلامآوردنِ افرادِ زیادی به دلیلِ عجز در مقابلِ این تحدّی نقل شده است که اگر تمامِ روایاتی که به نحوی به تحدّی اشاره دارند را با تمامِ طرقِ آنها در منابعِ شیعه و سنّی در نظر بگیریم، به حدّ تواتر میرسد. خلاصه اینکه هیچ شکّی در تحدّیِ قرآن وجود ندارد.
نکتهی مهم: در اینجا اصلاً به نتیجهی این مبارزهطلبی و شکستِ مفتضحانهی کافران نپرداختیم؛ بلکه با استدلال فوق تنها در پیِ این بودیم که نشان دهیم مبارزهطلبیِ قرآن به دلایلی که ذکر شد، باورِ عمیقِ پیامبرﷺ به ادّعای خود را نشان میدهد.
والسلام على من اتبع الهدى
#اثبات_نبوت
#اثبات_صداقت_پیامبر
─────────── ● ──
@PathToArrive | islamic theology
─────────── ● ──
مرحلهی نخست: اثباتِ صداقتِ پیامبرِ اسلام (ص)
1) موردِ تحدّیِ قرآنِ کریم
توضیح: حضرتِ محمدﷺ تمامِ کفّار و مشرکین را در آوردنِ حداقل یک سوره همانندِ قرآن به مبارزه میطلبد.
وجهِ استدلال: اگر محمدﷺ به پیامبریِ خود باور نداشت، هرگز جرئتِ تحدّی را به خود نمیداد؛ زیرا:
اوّلا: به گواهِ مورّخین، اعرابِ زمانِ پیامبرﷺ در اوجِ کمالِ ادبیاتِ خود سیر میکردند و هیچگاه در تاریخ، چنین فصاحت و بلاغتی در ادبیاتِ عرب دیده نمیشود.
ثانیاً: خطابه و شعر و شاعری، مهمترین دستاوردِ فرهنگیِ اعراب در آن زمان بوده است و به قدری به آن اهتمام میورزیدند که برخی از اشعارِ منتخبِ خود را موسوم به «المُعَلَّقاتُ السَّبْعَة» روی دیوارِ کعبه _که مقدّسترین بنایشان بوده_ میآویختند.
ثالثاً: محمدﷺ فردِ درسنخواندهای بود که هرگز سابقهای در هنرِ ادبیات نداشت.
رابعاً: پیامبرِ اسلام (ص) بارها اعراب را برای پاسخگویی به این تحدّی تحریک میکند تا حدّی که مدّعی میشود اگر تمامِ انس و جن با هم متّحد شوند توانِ پاسخگویی به این مبارزهطلبی را ندارند!
خامساً: شکست در تحدّی عواقبِ سنگینی برای پیامبرﷺ به بار میآورد از جمله اینکه تمامِ شهرتِ ایشان به راستی و صداقت، به یکباره با این ادّعایِ دروغینِ پیامبری پودر میشد و تمامِ اعتبارِ چهلساله خود در جامعه را به ناگهان از دست میداد!
با توجّه به این دلایلِ محکم، مانندِ روز روشن است که مبارزهطلبیِ قرآن حکایت از باورِ عمیقِ پیامبرِ اسلام (ص) به نبوّتِ خود دارد.
وثاقتِ تاریخی: این مسئله موردِ توافقِ مسلمانان و غیرمسلمانان است و شش آیه با الفاظ متفاوت دراینباره در قرآن وجود دارد. سوایِ قرآن، داستانهای زیادی حولِ این موضوع از جمله تلاشهای مخالفین برای پاسخگویی و همچنین اسلامآوردنِ افرادِ زیادی به دلیلِ عجز در مقابلِ این تحدّی نقل شده است که اگر تمامِ روایاتی که به نحوی به تحدّی اشاره دارند را با تمامِ طرقِ آنها در منابعِ شیعه و سنّی در نظر بگیریم، به حدّ تواتر میرسد. خلاصه اینکه هیچ شکّی در تحدّیِ قرآن وجود ندارد.
نکتهی مهم: در اینجا اصلاً به نتیجهی این مبارزهطلبی و شکستِ مفتضحانهی کافران نپرداختیم؛ بلکه با استدلال فوق تنها در پیِ این بودیم که نشان دهیم مبارزهطلبیِ قرآن به دلایلی که ذکر شد، باورِ عمیقِ پیامبرﷺ به ادّعای خود را نشان میدهد.
والسلام على من اتبع الهدى
#اثبات_نبوت
#اثبات_صداقت_پیامبر
─────────── ● ──
@PathToArrive | islamic theology
─────────── ● ──
❤8👎2🤷♀1
⭕یوحنا: مردی با نام معاویه پادشاه شد و بر دو پادشاهی پارس و روم تسلط یافت.در روزگار او عدالت رونق یافت و در مناطقی که تحت تسلط او بود آرامش بسیار برقرار بود. او اجازه داد هرکس هر طور می خواهد امور خود را اداره کند
اما وقتی معاویه به حکومت رسید چنان آرامشی در جهان برقرار شد که نه ما و نه پدرانمان و نه پدران پدرانمان شنیده یا دیده بودیم
@PathToArrive | islam_his_tory
─────────── ● ──
اما وقتی معاویه به حکومت رسید چنان آرامشی در جهان برقرار شد که نه ما و نه پدرانمان و نه پدران پدرانمان شنیده یا دیده بودیم
📚منبع نخستین برخوردهای مسیحیان با مسلمانان مرجع ترین متون سریانی درباره اسلام ، مایکل فیلیپ پن ، صفحه ۹۹─────────── ● ──
@PathToArrive | islam_his_tory
─────────── ● ──
❤82🔥19👍10😍7👎5💯3🤷♀1
سلسلهی اثباتِ نبوّتِ سیّدنا محمّدﷺ {4}
مرحلهی نخست: اثباتِ صداقتِ پیامبرِ اسلام (ص)
2. موردِ پیشگوییِ پیروزیِ روم بر ایران
توضیح: قرآن در آیاتِ آغازینِ سورهی روم خبر از شکستِ روم از ایران میدهد و بلافاصله بعد از آن، پیشگویی میکند که به زودی رومیان بر ایرانیان پیروز خواهند شد.
وجهِ استدلال: اگر پیامبرﷺ به نزولِ وحی از جانبِ پروردگار باور نداشت، هرگز چنین پیشگوییای انجام نمیداد؛ زیرا:
اوّلاً: در آن زمان، روم از ایران شکستِ سنگینی خورده و رو به زوال رفته بود. بنابراین احتمالِ بسیار پایینی داشت که این پیشگویی به وقوع بپیوندد. حتّی ادوارد گیبن (Edward Gibbon) یکی از برترین رومشناسانِ تاریخ در کتابِ «تاریخِ سقوط و فروپاشیِ امپراتوریِ روم» میگوید: «در زمانِ این پیشگویی، هیچ پیشگوییای از آن بعیدالوقوعتر نبوده؛ زیرا دوازدهسالِ اوّلِ حکومتِ هرقل خبر از پایانِ امپراتوریِ روم میداد!» [1] تئوفان نیز میگوید: "For before they had never thought to see Persian dust." یعنی: «(وقتی ایران روم را شکست داد) رومیان هرگز فکر نمیکردند که دوباره خاکِ ایران را ببینند!» [2]
ثانیاً: حتّی اگر در نظر نگیریم که احتمالِ شکستِ این پیشگویی بالا بوده، باز هم منطقاً ممکن بود که این پیشگویی به تحقّق نرسد و هرکسی جایِ پیامبرِ اسلام (ص) باشد و به ادّعایِ وحی هم باور نداشته باشد، حدّاقل به نحوی پیشگویی میکند که اگر ۱٪ پیشگوییِ او با خطا مواجه شد، راهِ فرار داشته باشد! امّا قرآن نه تنها چنین نکرده بلکه با قاطعیّت روی این موضوع تأکید کرده است و پس از بیانِ پیشگویی، یادآور میشود که علم به آینده و گذشته دست خداست و این وعدهای تخلّفناپذیر است!
ثالثاً: در این پیشگویی زمانِ پیروزیِ روم هم مشخّص و از لفظِ «بضعِ سنین» استفاده شده که به معنای "بازهی زمانیای بینِ ۳ تا ۹ سال" است و این مسئله هم ریسکِ پیشگویی را به شدّت بالاتر میبرد!
رابعاً: از بدیهیاتِ تاریخ است که پیامبرِ اسلام (ص) یارانی داشتند که بینهایت به صداقتِ ایشان معتقد بودند. آنها برای پیامبرﷺ سختترین شکنجهها را تحمّل میکردند، در جنگهای بسیاری جانِ خود را برای حفاظت از پیامبرﷺ و پیروزیِ اسلام به خطر میانداختند، در شعبِ ابیطالب گرسنگیِ شدیدی را متحمّل شدند و از جهاتِ مختلفی موردِ تحریم قرار میگرفتند و... با این حساب پیامبر (ص) هیچ نیازی نداشتند که برای اثباتِ حقانیّتِ خود، چنین پیشگوییِ خطرناکی را انجام دهند!
خامساً: اگر این پیشگویی اشتباه میشد، تمامِ اعتبارِ پیامبرﷺ به یکباره از بین میرفت و در این صورت ممکن بود مشرکینی که متوجّه شده بودند محمد بن عبدالله (ص) به دروغ با ادّعای پیامبری همهی خدایانِ آنها را به سخره گرفته و تمامِ اعتقاداتشان را خرافه دانسته، شدیدترین بلاها را بر سرِ او بیاورند و از آن بدتر، یارانِ خودِ پیامبرﷺ بودند که وقتی متوجّه میشدند تمامِ این شکنجههای طاقتفرسا و سختیهایِ غیرقابلِ وصفی که برای اسلام و پیامبرِ آن تحمّل کردند در حقیقت برای نصرتِ یک دینِ دروغین و پوشالی بوده و به شدّت با زندگی و احساساتِ آنها بازی شده، بسیار محتمل بود که پیامبرﷺ را به سختترین نحوِ ممکن مجازات کنند و او را به قتل برسانند!
نکته: اینجا هم به مانندِ موردِ قبل (تحدّیِ قرآن) با نتیجهی پیشگویی کاری نداشتیم و فقط از صرفِ پیشگوییکردنِ قرآن صداقتِ پیامبرﷺ را نتیجه گرفتیم.
ادامه دارد...
مرحلهی نخست: اثباتِ صداقتِ پیامبرِ اسلام (ص)
2. موردِ پیشگوییِ پیروزیِ روم بر ایران
توضیح: قرآن در آیاتِ آغازینِ سورهی روم خبر از شکستِ روم از ایران میدهد و بلافاصله بعد از آن، پیشگویی میکند که به زودی رومیان بر ایرانیان پیروز خواهند شد.
وجهِ استدلال: اگر پیامبرﷺ به نزولِ وحی از جانبِ پروردگار باور نداشت، هرگز چنین پیشگوییای انجام نمیداد؛ زیرا:
اوّلاً: در آن زمان، روم از ایران شکستِ سنگینی خورده و رو به زوال رفته بود. بنابراین احتمالِ بسیار پایینی داشت که این پیشگویی به وقوع بپیوندد. حتّی ادوارد گیبن (Edward Gibbon) یکی از برترین رومشناسانِ تاریخ در کتابِ «تاریخِ سقوط و فروپاشیِ امپراتوریِ روم» میگوید: «در زمانِ این پیشگویی، هیچ پیشگوییای از آن بعیدالوقوعتر نبوده؛ زیرا دوازدهسالِ اوّلِ حکومتِ هرقل خبر از پایانِ امپراتوریِ روم میداد!» [1] تئوفان نیز میگوید: "For before they had never thought to see Persian dust." یعنی: «(وقتی ایران روم را شکست داد) رومیان هرگز فکر نمیکردند که دوباره خاکِ ایران را ببینند!» [2]
ثانیاً: حتّی اگر در نظر نگیریم که احتمالِ شکستِ این پیشگویی بالا بوده، باز هم منطقاً ممکن بود که این پیشگویی به تحقّق نرسد و هرکسی جایِ پیامبرِ اسلام (ص) باشد و به ادّعایِ وحی هم باور نداشته باشد، حدّاقل به نحوی پیشگویی میکند که اگر ۱٪ پیشگوییِ او با خطا مواجه شد، راهِ فرار داشته باشد! امّا قرآن نه تنها چنین نکرده بلکه با قاطعیّت روی این موضوع تأکید کرده است و پس از بیانِ پیشگویی، یادآور میشود که علم به آینده و گذشته دست خداست و این وعدهای تخلّفناپذیر است!
ثالثاً: در این پیشگویی زمانِ پیروزیِ روم هم مشخّص و از لفظِ «بضعِ سنین» استفاده شده که به معنای "بازهی زمانیای بینِ ۳ تا ۹ سال" است و این مسئله هم ریسکِ پیشگویی را به شدّت بالاتر میبرد!
رابعاً: از بدیهیاتِ تاریخ است که پیامبرِ اسلام (ص) یارانی داشتند که بینهایت به صداقتِ ایشان معتقد بودند. آنها برای پیامبرﷺ سختترین شکنجهها را تحمّل میکردند، در جنگهای بسیاری جانِ خود را برای حفاظت از پیامبرﷺ و پیروزیِ اسلام به خطر میانداختند، در شعبِ ابیطالب گرسنگیِ شدیدی را متحمّل شدند و از جهاتِ مختلفی موردِ تحریم قرار میگرفتند و... با این حساب پیامبر (ص) هیچ نیازی نداشتند که برای اثباتِ حقانیّتِ خود، چنین پیشگوییِ خطرناکی را انجام دهند!
خامساً: اگر این پیشگویی اشتباه میشد، تمامِ اعتبارِ پیامبرﷺ به یکباره از بین میرفت و در این صورت ممکن بود مشرکینی که متوجّه شده بودند محمد بن عبدالله (ص) به دروغ با ادّعای پیامبری همهی خدایانِ آنها را به سخره گرفته و تمامِ اعتقاداتشان را خرافه دانسته، شدیدترین بلاها را بر سرِ او بیاورند و از آن بدتر، یارانِ خودِ پیامبرﷺ بودند که وقتی متوجّه میشدند تمامِ این شکنجههای طاقتفرسا و سختیهایِ غیرقابلِ وصفی که برای اسلام و پیامبرِ آن تحمّل کردند در حقیقت برای نصرتِ یک دینِ دروغین و پوشالی بوده و به شدّت با زندگی و احساساتِ آنها بازی شده، بسیار محتمل بود که پیامبرﷺ را به سختترین نحوِ ممکن مجازات کنند و او را به قتل برسانند!
نکته: اینجا هم به مانندِ موردِ قبل (تحدّیِ قرآن) با نتیجهی پیشگویی کاری نداشتیم و فقط از صرفِ پیشگوییکردنِ قرآن صداقتِ پیامبرﷺ را نتیجه گرفتیم.
ادامه دارد...
❤7👎2🤷♀1
وثاقتِ تاریخی: پنج آیه از قرآن به این ماجرا اختصاص داده شده است و از آنجایی که آیاتِ قرآن همگی متواتراً نقل شدهاند شکّی در آنها نیست؛ همچنین سورهای که این پیشگویی در آن قرار دارد اسمِ خود را هم از همین آیات برگرفته و به "الرّوم" نامگذاری شده است و این هم دلیلِ دیگری است که تردیدی در نزولِ این آیات باقی نمیگذارد! گذشته از اینها، روایاتِ بسیار زیادی حولِ ماجراهایِ پس از این پیشگویی از جمله شرطبندیِ ابوبکر با کافران سرِ صحّتِ این پیشگویی و... وجود دارد که اگر همهی این روایات با همهی طریقهایشان را جمع کنیم، جای انکار باقی نمیماند.
اعتراض: طبقِ برخی روایات، آیهی "غُلِبَتِ الرّوم" با فتحه نازل شده است و اصلِ آن "غَلِبَتِ الرّوم" بوده! اگر چنین باشد، کلاً معنیِ این آیات تغییر میکند و در این صورت اصلاً قرآن چنین پیشگوییای انجام نداده!
پاسخ:
اوّلاً: در این مورد کلاً دو روایت نقل شده که اتّفاقاً اسنادِ هر دو روایت ضعیف هستند. روایتِ اوّل از ابنِ عمر (رض) نقل شده که در سندِ آن "سفیان بن وکیع" به جعلِ احادیث متّهم بوده [3] همچنین "الحسن الجفری" نیز در این سند تضعیف شده است. [4] روایتِ دوم نیز از ابوسعیدِ خدری در سننِ ترمذی نقل شده که در سندِ آن "عطیة العوفی" وجود دارد که مدلس بوده و نزدِ اکثرِ ائمّه تضعیف شده است. [5]
ثانیاً: قرائتِ "غُلِبَتِ الرّوم" (با ضمّه) متواتر است و هیچ شکّی در آن نیست، بنابراین این روایاتِ آحاد (جدا از ضعفِ سندیای که داشتند) نمیتوانند در مقابلِ قرائتِ متواتر قد علم کنند!
ثالثاً: گفتیم که دربارهی این پیشگویی روایاتِ زیادی وجود دارد و اگر طبقِ آن روایاتِ ضعیف قرائت را تغییر دهیم، این پیشگویی منتفی میشود و در این صورت با روایاتِ صحیح هم در تضاد خواهند بود!
رابعاً: اگر آیه را با فتحه قرائت کنیم، با سیاقِ آیات سازگار نخواهد بود و ناچاریم قرائتِ بقیهی آیات را هم تغییر بدهیم! امام طبری نیز این نکته را متذکّر شدهاند. [6]
خامساً: امام ابنِ جوزی میگوید: «بنابر اجماع، سورهی روم تماماً مکّی است». [7] این مسئله با دو روایتی که مخالفین مطرح کردند سازگار نمیشود چون در آن روایات محلّ نزولِ آیاتِ روم در جنگِ بدر دانسته شده حال آنکه جنگِ بدر بعد از مهاجرت به مدینه رخ داده است نه در مکّه!
پس این اعتراضِ مخالفین از چندین جهتِ مختلف مردود است.
📚منابع
[1] The History of the Decline and Fall of the Roman Empire, v5, p499.
[2] برای دیدنِ منبع کلیک کنید.
[3] المزي، تھذیب الكمال في أسماء الرجال، تحقیق: بشار عواد معروف (بیروت: مؤسسة الرسالة، 203-11/202،م1987/ھـ1408)
[4] الجرجاني، الكامل في ضعفاء الرجال، تحقیق: سھیل زكار (بیروت: دار الفكر، 1988 ،304/2)
[5] المباركفوري، تحفة الأحوذي بشرح جامع الترمذي، تحقیق: عبد الرحمن عثمان (بیروت: دار الفكر 6/286)
[6] الطبري، جامع البیان فن تأویل آي القرآن، 459/18.
[7] بن الجوزي، زاد المسیر (بیروت: المكتب الإسلامي، 1404ھـ/1984م)، 286/7
#اثبات_نبوت
#اثبات_صداقت_پیامبر
─────────── ● ──
@PathToArrive | islamic theology
─────────── ● ──
اعتراض: طبقِ برخی روایات، آیهی "غُلِبَتِ الرّوم" با فتحه نازل شده است و اصلِ آن "غَلِبَتِ الرّوم" بوده! اگر چنین باشد، کلاً معنیِ این آیات تغییر میکند و در این صورت اصلاً قرآن چنین پیشگوییای انجام نداده!
پاسخ:
اوّلاً: در این مورد کلاً دو روایت نقل شده که اتّفاقاً اسنادِ هر دو روایت ضعیف هستند. روایتِ اوّل از ابنِ عمر (رض) نقل شده که در سندِ آن "سفیان بن وکیع" به جعلِ احادیث متّهم بوده [3] همچنین "الحسن الجفری" نیز در این سند تضعیف شده است. [4] روایتِ دوم نیز از ابوسعیدِ خدری در سننِ ترمذی نقل شده که در سندِ آن "عطیة العوفی" وجود دارد که مدلس بوده و نزدِ اکثرِ ائمّه تضعیف شده است. [5]
ثانیاً: قرائتِ "غُلِبَتِ الرّوم" (با ضمّه) متواتر است و هیچ شکّی در آن نیست، بنابراین این روایاتِ آحاد (جدا از ضعفِ سندیای که داشتند) نمیتوانند در مقابلِ قرائتِ متواتر قد علم کنند!
ثالثاً: گفتیم که دربارهی این پیشگویی روایاتِ زیادی وجود دارد و اگر طبقِ آن روایاتِ ضعیف قرائت را تغییر دهیم، این پیشگویی منتفی میشود و در این صورت با روایاتِ صحیح هم در تضاد خواهند بود!
رابعاً: اگر آیه را با فتحه قرائت کنیم، با سیاقِ آیات سازگار نخواهد بود و ناچاریم قرائتِ بقیهی آیات را هم تغییر بدهیم! امام طبری نیز این نکته را متذکّر شدهاند. [6]
خامساً: امام ابنِ جوزی میگوید: «بنابر اجماع، سورهی روم تماماً مکّی است». [7] این مسئله با دو روایتی که مخالفین مطرح کردند سازگار نمیشود چون در آن روایات محلّ نزولِ آیاتِ روم در جنگِ بدر دانسته شده حال آنکه جنگِ بدر بعد از مهاجرت به مدینه رخ داده است نه در مکّه!
پس این اعتراضِ مخالفین از چندین جهتِ مختلف مردود است.
📚منابع
[1] The History of the Decline and Fall of the Roman Empire, v5, p499.
[2] برای دیدنِ منبع کلیک کنید.
[3] المزي، تھذیب الكمال في أسماء الرجال، تحقیق: بشار عواد معروف (بیروت: مؤسسة الرسالة، 203-11/202،م1987/ھـ1408)
[4] الجرجاني، الكامل في ضعفاء الرجال، تحقیق: سھیل زكار (بیروت: دار الفكر، 1988 ،304/2)
[5] المباركفوري، تحفة الأحوذي بشرح جامع الترمذي، تحقیق: عبد الرحمن عثمان (بیروت: دار الفكر 6/286)
[6] الطبري، جامع البیان فن تأویل آي القرآن، 459/18.
[7] بن الجوزي، زاد المسیر (بیروت: المكتب الإسلامي، 1404ھـ/1984م)، 286/7
#اثبات_نبوت
#اثبات_صداقت_پیامبر
─────────── ● ──
@PathToArrive | islamic theology
─────────── ● ──
Google Books
The Chronicle of Theophanes
The most important illuminating source that survived from the two centuries termed "the dark ages of Byzantium" is the chronicle of the monk Theophanes (d. 817 or 818). In it Theophanes paints a vivid picture of the Empire's struggle in the seventh and eighth…
❤8👎2🤷♀1
یکی از بزرگترین اشتباهات تربیتی این است که پدر و مادر درگیر اصلاح اشتباهات فرزندانشان شوند، اما فراموش کنند که چشمان فرزندان، هر روز نظاره گر اخلاق و رفتار خود آنهاست.
─────────── ● ──
@PathToArrive | میثاق
─────────── ● ──
دکتر عبدالکریم بکار
─────────── ● ──
@PathToArrive | میثاق
─────────── ● ──
❤13😁1👌1
سلسلهی اثباتِ نبوّتِ سیّدنا محمّدﷺ {5}
مرحلهی نخست: اثباتِ صداقتِ پیامبرِ اسلام (ص)
3. موردِ خورشیدگرفتگی (Muhammad's Solar eclipse)
توضیح: وقتی ابراهیم، پسرِ پیامبرﷺ رحلت میکنند، همان روز خورشیدگرفتگیای رخ میدهد و برخی از مردم این واقعه را به فوتِ ابراهیم نسبت میدهند. امّا پیامبرﷺ ارتباطِ این دو اتّفاق را رد میکند و میفرماید: «خسوف و کسوف به خاطرِ مرگ یا زندگیِ کسی رخ نمیدهند. پس هرگاه چنین حالتهایی را دیدید، نماز بخوانید و دعا کنید».
وجهِ استدلال: محمدﷺ میتوانست از این رخداد _با توجّه به سادگیِ مردمِ زمانهاش_ سوءاستفاده کند و استدلالی به شدّت تأثیرگذار برای اثباتِ رسالتِ خودش بسازد؛ امّا پیامبرِ صادقِ اسلامﷺ چنین نکرد و در کمالِ تعجّب، دلیلِ مناسبی که دیگران برای اثباتِ حقانیّتِ نبوّتِ ایشان ارائه کرده بودند را رد میکند! این به وضوح نشان میدهد که حضرتِ محمدﷺ، به پیامبریِ خود اعتقادِ عمیقی داشته است زیرا اگر چنین نبود، هرگز این فرصتهای طلایی را برای به کرسینشاندنِ مدّعایِ دروغینِ خود از دست نمیداد!
وثاقتِ تاریخی: این مورد متعدّداً با طرقِ بسیاری در روایاتِ شیعه و سنّی به حدّی که به تواتر میرسند نقل شده و جایِ هیچگونه شک و شبههای باقی نمیگذارد. شاهدِ دیگری میخواهید؟! به سایتِ «NASA» سری بزنید و دربارهی «Muhammad's Solar eclipse» یا «خورشیدگرفتگیِ محمّد» معلومات کسب کنید.
#اثبات_نبوت
#اثبات_صداقت_پیامبر
─────────── ● ──
@PathToArrive | islamic theology
─────────── ● ──
مرحلهی نخست: اثباتِ صداقتِ پیامبرِ اسلام (ص)
3. موردِ خورشیدگرفتگی (Muhammad's Solar eclipse)
توضیح: وقتی ابراهیم، پسرِ پیامبرﷺ رحلت میکنند، همان روز خورشیدگرفتگیای رخ میدهد و برخی از مردم این واقعه را به فوتِ ابراهیم نسبت میدهند. امّا پیامبرﷺ ارتباطِ این دو اتّفاق را رد میکند و میفرماید: «خسوف و کسوف به خاطرِ مرگ یا زندگیِ کسی رخ نمیدهند. پس هرگاه چنین حالتهایی را دیدید، نماز بخوانید و دعا کنید».
وجهِ استدلال: محمدﷺ میتوانست از این رخداد _با توجّه به سادگیِ مردمِ زمانهاش_ سوءاستفاده کند و استدلالی به شدّت تأثیرگذار برای اثباتِ رسالتِ خودش بسازد؛ امّا پیامبرِ صادقِ اسلامﷺ چنین نکرد و در کمالِ تعجّب، دلیلِ مناسبی که دیگران برای اثباتِ حقانیّتِ نبوّتِ ایشان ارائه کرده بودند را رد میکند! این به وضوح نشان میدهد که حضرتِ محمدﷺ، به پیامبریِ خود اعتقادِ عمیقی داشته است زیرا اگر چنین نبود، هرگز این فرصتهای طلایی را برای به کرسینشاندنِ مدّعایِ دروغینِ خود از دست نمیداد!
وثاقتِ تاریخی: این مورد متعدّداً با طرقِ بسیاری در روایاتِ شیعه و سنّی به حدّی که به تواتر میرسند نقل شده و جایِ هیچگونه شک و شبههای باقی نمیگذارد. شاهدِ دیگری میخواهید؟! به سایتِ «NASA» سری بزنید و دربارهی «Muhammad's Solar eclipse» یا «خورشیدگرفتگیِ محمّد» معلومات کسب کنید.
#اثبات_نبوت
#اثبات_صداقت_پیامبر
─────────── ● ──
@PathToArrive | islamic theology
─────────── ● ──
❤10👎3
📰روزی روزگاری بلژیک
🔺از باغ وحش انسانی تا قطع دست بردگان توسط استعمارگران بلژیکی ❗️
https://www.grunge.com/443861/this-was-the-largest-human-zoo-in-history/
─────────── ● ──
@PathToArrive | تمدن اسلامی و لجن زار الحاد
─────────── ● ──
🔺از باغ وحش انسانی تا قطع دست بردگان توسط استعمارگران بلژیکی ❗️
https://www.grunge.com/443861/this-was-the-largest-human-zoo-in-history/
─────────── ● ──
@PathToArrive | تمدن اسلامی و لجن زار الحاد
─────────── ● ──
💔10🤷♂1👎1😨1
Forwarded from عبدالله
بینش
Binesh383.pdf
دیدن جوانههای علمی و با استعدادی که امید میرفت روزی به باغهایی سرسبز و پرثمر تبدیل شوند، اما به خاطر بیبهره بودن از سلامت روان، تعادل احساسی و تزکیهٔ ایمانی، اسیر طوفانهای سهمگین شده و از پا درآمدهاند، جان هر ناظری را غرق در اندوه میکند. هر بار که سخن از استعداد، نبوغ و ظرفیتهای انسانی به میان میآید، نمونههای بیشماری از این دست به ذهن خطور میکند؛ آنقدر زیاد که دیگر دیدن یک فرد بااستعداد، بیش از آنکه شوقآفرین و مایهٔ خوشحالی باشد، هراس و دلهره به همراه دارد و ناظر را به تردید میاندازد!
❤7👎1
#سلسلهمطالبمفید
«ایمان به فرشتگان»
خداوند آنان را از نور آفریده و انجام اعمالی را برای آنها سپرده است و بندگانی هستند که در برابر دستورات و اوامر الهی سرپیچی نمیکنند و تعداد آنها بیشتر از ماست و خوف آنها از خداوند و بندگی شان در برابر او بیشتر از خوف و بندگی ماست .امامان بخاری و مسلم روایت میکنند که در آسمان خانهای با نام «بیت المعمور» وجود دارد که در روز هفتاد هزار فرشته وارد شده و سپس از آن خارج میشوند و تا روز قیامت به آن بر نمیگردند. واز ابی داود و طبرانی به سندی صحیح روایت میشود که پیامبر صلى الله عليه و سلم فرمودهاند: برای من اجازه داده شد تا درباره فرشتهای از حاملان عرش صحبت نمایم که مابین نرمی گوش و گردنش مسیر هفتصد سال بود. در بین فرشتگان تقسیم کار وجود دارد، به جبرئیل وظیفهی ابلاغ وحی به انبیاء داده شده است و میکائیل، فرشتهی باران و رویاندن است و به اسرافیل نیز وظیفهی دمیدن در شیپور به هنگام برپایی قیامت داده شده است و ملک الموت، فرشتهی قبض روح و مالک، نگهبان جهنم است و بعضی از فرشتگان خداوند وظیفه رسیدگی به جنین در رحم را دارند و بعضیها به حفظ بنی آدم از خطرات مشغولند و بعضی ها، مسئول نوشتن اعمال بنی آدم و بعضیها نیز از مردگان داخل قبر سوال میکنند و غیره.عالم فرشتگان عالمی غیبی است و به آنها ندیده ایمان میآوریم. مخلوقات دیگری نیز که از ما غائبند جن نام دارند که از آتش خلق شدهاند و خداوند آنها را قبل از آفرینش انسان خلق کرده است. و آنها مکلّف و مأمور به عبادت هستند ودر میان آنان کافرو مومن و مطیع و گناهکار یافت میشود و گاهاً بر انسان، دست درازی و تجاوز مینمایند همچنانکه آنان بر انسان، گاهاً ضرر رسان هستند استنجاء (پاکی بعد از رفتن به مستراح) با استخوان و مدفوع حیوانات ضرررساندن به آنان است چون در صحیح مسلم پیامبر صلى الله عليه و سلم فرمودهاند: با استخوان و مدفوع گاو استنجاء نکنید چون طعام و غذای برادران شماجنیان، هستند.
ودشمنی جن بر انسان نیز، با وسوسه و ترساندن و بیهوش کردن، نمود پیدا میکند، که روش جلوگیری از خطرات آنها با اذکار شرعی به مانند قرائت آیة الکرسی
(آیه٢٥٥ سوره بقره) و تعوّذات (سورههای فلق و ناس) و اذکار شرعی ثابت شده از پیامبر صلى الله عليه و سلم میباشد اما قربانی کردن با نام و بخاطر آنان برای در امان ماندن از شرّشان از صورتهای شرک محسوب میشود شکی نیست که جن و شیاطین مخلوقاتی ضعیف هستند و کید و حیله آنان نیز ضعیف است، ولی انسان هرگاه بر معصیت و گناهش افزون شود و نظر مساعد به حرام داشته و یا به موسیقی گوش فرا دهد ودر کل، نسبت به دستورات و منهیّات دین اسلام، تعلق خاطر نداشته باشد، ایمانش ضعیف شده وارتباطش با خداوند سست میشود در اینصورت، چون پناهگاهش را از دست داده شیاطین بر او تسلط مییابند، خداوند در این باره میفرماید:
﴿إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ٩٩﴾
یعنی، شیطان تسلّطی بر کسانی که ایمان آورده و بر پروردگارشان توکل میکنند، ندارد و تسلط شیاطین برکسانی است که از خداوند اعراض کردهاند.
─────────── ● ──
@PathToArrive | کشتی نجات
─────────── ● ──
«ایمان به فرشتگان»
خداوند آنان را از نور آفریده و انجام اعمالی را برای آنها سپرده است و بندگانی هستند که در برابر دستورات و اوامر الهی سرپیچی نمیکنند و تعداد آنها بیشتر از ماست و خوف آنها از خداوند و بندگی شان در برابر او بیشتر از خوف و بندگی ماست .امامان بخاری و مسلم روایت میکنند که در آسمان خانهای با نام «بیت المعمور» وجود دارد که در روز هفتاد هزار فرشته وارد شده و سپس از آن خارج میشوند و تا روز قیامت به آن بر نمیگردند. واز ابی داود و طبرانی به سندی صحیح روایت میشود که پیامبر صلى الله عليه و سلم فرمودهاند: برای من اجازه داده شد تا درباره فرشتهای از حاملان عرش صحبت نمایم که مابین نرمی گوش و گردنش مسیر هفتصد سال بود. در بین فرشتگان تقسیم کار وجود دارد، به جبرئیل وظیفهی ابلاغ وحی به انبیاء داده شده است و میکائیل، فرشتهی باران و رویاندن است و به اسرافیل نیز وظیفهی دمیدن در شیپور به هنگام برپایی قیامت داده شده است و ملک الموت، فرشتهی قبض روح و مالک، نگهبان جهنم است و بعضی از فرشتگان خداوند وظیفه رسیدگی به جنین در رحم را دارند و بعضیها به حفظ بنی آدم از خطرات مشغولند و بعضی ها، مسئول نوشتن اعمال بنی آدم و بعضیها نیز از مردگان داخل قبر سوال میکنند و غیره.عالم فرشتگان عالمی غیبی است و به آنها ندیده ایمان میآوریم. مخلوقات دیگری نیز که از ما غائبند جن نام دارند که از آتش خلق شدهاند و خداوند آنها را قبل از آفرینش انسان خلق کرده است. و آنها مکلّف و مأمور به عبادت هستند ودر میان آنان کافرو مومن و مطیع و گناهکار یافت میشود و گاهاً بر انسان، دست درازی و تجاوز مینمایند همچنانکه آنان بر انسان، گاهاً ضرر رسان هستند استنجاء (پاکی بعد از رفتن به مستراح) با استخوان و مدفوع حیوانات ضرررساندن به آنان است چون در صحیح مسلم پیامبر صلى الله عليه و سلم فرمودهاند: با استخوان و مدفوع گاو استنجاء نکنید چون طعام و غذای برادران شماجنیان، هستند.
ودشمنی جن بر انسان نیز، با وسوسه و ترساندن و بیهوش کردن، نمود پیدا میکند، که روش جلوگیری از خطرات آنها با اذکار شرعی به مانند قرائت آیة الکرسی
(آیه٢٥٥ سوره بقره) و تعوّذات (سورههای فلق و ناس) و اذکار شرعی ثابت شده از پیامبر صلى الله عليه و سلم میباشد اما قربانی کردن با نام و بخاطر آنان برای در امان ماندن از شرّشان از صورتهای شرک محسوب میشود شکی نیست که جن و شیاطین مخلوقاتی ضعیف هستند و کید و حیله آنان نیز ضعیف است، ولی انسان هرگاه بر معصیت و گناهش افزون شود و نظر مساعد به حرام داشته و یا به موسیقی گوش فرا دهد ودر کل، نسبت به دستورات و منهیّات دین اسلام، تعلق خاطر نداشته باشد، ایمانش ضعیف شده وارتباطش با خداوند سست میشود در اینصورت، چون پناهگاهش را از دست داده شیاطین بر او تسلط مییابند، خداوند در این باره میفرماید:
﴿إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ٩٩﴾
[النحل: ٩٩]
یعنی، شیطان تسلّطی بر کسانی که ایمان آورده و بر پروردگارشان توکل میکنند، ندارد و تسلط شیاطین برکسانی است که از خداوند اعراض کردهاند.
─────────── ● ──
@PathToArrive | کشتی نجات
─────────── ● ──
❤8👎2
مسلمین و نصارا ٬ هنگامی که هردو به قدرت میرسیدند نسبت به یکدیگر چگونه عمل میکردند؟
🟣 وقتی خلیفه عمر رضي اللّٰه عنه و ارضاء در سال ۶۳۷ میلادی بیتالمقدس (اورشلیم) را تصرف کرد، سوار بر اسب در کنار پاتریارک سوفرونیوس وارد شهر شد و با او درباره آثار باستانی آن گفتگو کرد. در زمان نماز، از انجام مناسک خود در کلیسای رستاخیز که اتفاقاً در آن بود، خودداری کرد، اما روی پلههای کلیسای کنستانتین نماز خواند؛ «زیرا» به پاتریارک گفت: «زیرا اگر من این کار را میکردم، مسلمانان در عصر آینده ممکن بود به بهانه تقلید از من، پیمان را نقض کنند.» اما در زمان تصرف بیت المقدس توسط صلیبیون، مغز کودکان خردسال را به دیوارها کوبیدند؛ نوزادان را روی دیوارهای قلعهها انداختند؛ مردان را در آتش سوزاندند؛ برخی را تکهتکه کردند تا ببینند آیا طلا بلعیدهاند یا خیر؛ یهودیان را به کنیسه خود راندند و در آنجا سوزاندند؛ قتل عامی نزدیک به ۷۰،۰۰۰ نفر رخ داد، و نمایندگان پاپ نیز در این پیروزی سهیم بودند.
@PathToArrive | نداءالحق
🟣 وقتی خلیفه عمر رضي اللّٰه عنه و ارضاء در سال ۶۳۷ میلادی بیتالمقدس (اورشلیم) را تصرف کرد، سوار بر اسب در کنار پاتریارک سوفرونیوس وارد شهر شد و با او درباره آثار باستانی آن گفتگو کرد. در زمان نماز، از انجام مناسک خود در کلیسای رستاخیز که اتفاقاً در آن بود، خودداری کرد، اما روی پلههای کلیسای کنستانتین نماز خواند؛ «زیرا» به پاتریارک گفت: «زیرا اگر من این کار را میکردم، مسلمانان در عصر آینده ممکن بود به بهانه تقلید از من، پیمان را نقض کنند.» اما در زمان تصرف بیت المقدس توسط صلیبیون، مغز کودکان خردسال را به دیوارها کوبیدند؛ نوزادان را روی دیوارهای قلعهها انداختند؛ مردان را در آتش سوزاندند؛ برخی را تکهتکه کردند تا ببینند آیا طلا بلعیدهاند یا خیر؛ یهودیان را به کنیسه خود راندند و در آنجا سوزاندند؛ قتل عامی نزدیک به ۷۰،۰۰۰ نفر رخ داد، و نمایندگان پاپ نیز در این پیروزی سهیم بودند.
📚 | The Sayings of Muhammad ﷺ
✍ | Allama Sir Abdullah and Al-Mamun Al-Suhrawardy
🖋 | Mahtama Ghandhi
📖 | Page 33 Chapter 1
@PathToArrive | نداءالحق
❤11👎2