پاراگراف
296 subscribers
167 photos
23 videos
4 files
141 links
#آتیلا_حاجیزاده هستم، شاعر، نویسنده و ژورنالیست؛ در این چنل آثار قلمی خود و دوستانم را به اشتراک می‌گذارم.
مسیر ارتباط با من:
@atilla_hacizadee

شعر، حیکایه، تنقید، بوتونلوکجه ادبیات:
https://t.me/Atilla_hacizade
Download Telegram
پاراگراف pinned «یادداشت اختصاصی #پاراگراف جستاری پیرامون فدرالیسم در ایران و آذربایجان: فدرالیسم؛ نام دیگر دموکراسی در جوامع چند هویتی #آتیلا_حاجیزاده در نظریه های سیاسی معاصر، فدرالیسم یکی از اشکال «حکمرانی چندسطحی» است؛ الگویی که می‌کوشد میان وحدت سیاسی و کثرت اجتماعی…»
یادداشت اختصاصی #پاراگراف

جستاری پیرامون فدرالیسم در ایران و آذربایجان:

فدرالیسم و ترس از تقسیم قدرت
#اوختای_مجدالدینی_افشار

هر بار که سخن از فدرالیسم به میان می‌آید، گروهی پیش از آنکه به محتوای بحث گوش دهند، از خطر تجزیه سخن می‌گویند. گویی هر مطالبه‌ای برای توزیع عادلانه قدرت، هر سخنی از حقوق زبانی و فرهنگی، و هر اعتراضی به تمرکزگرایی، الزاماً مقدمه‌ای برای فروپاشی یک کشور است. اما آیا واقعاً چنین است؟

مسئله آذربایجان در طول دهه‌های گذشته نه مسئله مرز بوده است و نه مسئله جدایی. مسئله، دیده نشدن بوده است. مسئله این بوده که میلیون‌ها ترک آذربایجانی در سرزمینی که در ساختن تاریخ و فرهنگ آن سهم داشته‌اند، همچنان برای ابتدایی‌ترین حقوق فرهنگی خود ناچار به مطالبه‌گری باشند. مسئله این بوده که تصمیم‌گیری درباره سرنوشت مناطق، اغلب در صدها کیلومتر دورتر و بدون مشارکت واقعی مردم همان مناطق انجام شده است.

فدرالیسم پیش از آنکه یک مدل اداری باشد، پاسخی به این بی‌عدالتی تاریخی است. فدرالیسم می‌گوید مردمی که در یک منطقه زندگی می‌کنند، بهتر از هر کس دیگری نیازها، ظرفیت‌ها و مشکلات خود را می‌شناسند. فدرالیسم می‌گوید تمرکز قدرت در یک نقطه، نه نشانه وحدت، بلکه یکی از عوامل اصلی ناکارآمدی و نابرابری است.

آذربایجان از فدرالیسم دفاع می‌کند، زیرا خواهان مشارکت بیشتر در اداره کشور است؛ زیرا می‌خواهد زبان مادری‌اش در مدرسه شنیده شود؛ زیرا می‌خواهد درباره توسعه اقتصادی، منابع طبیعی، محیط زیست و مسائل فرهنگی خود سهم بیشتری در تصمیم‌گیری داشته باشد. این خواسته‌ها نه علیه ایران، بلکه برای ساختن ایرانی عادلانه‌تر است.

وحدت ملی را نمی‌توان بر سکوت فرهنگ‌ها بنا کرد. همبستگی پایدار از دل احترام متقابل زاده می‌شود، نه از دل یکسان‌سازی. کشوری که به تنوع خود اعتماد داشته باشد، از واگذاری بخشی از قدرت به شهروندانش هراسی ندارد. ترس از فدرالیسم، در بسیاری موارد، ترس از تقسیم قدرت است؛ نه ترس از تجزیه.

آینده ایران را نمی‌توان با الگوهای یک قرن پیش اداره کرد. جامعه امروز، جامعه‌ای آگاه‌تر، متکثرتر و مطالبه‌گرتر است. اگر قرار است همه ملت‌ها و گروه‌های زبانی ساکن این سرزمین در ساختن آینده‌ای مشترک سهیم باشند، باید در اداره آن نیز سهمی واقعی داشته باشند.

فدرالیسم از منظر آذربایجان، مطالبه جدایی نیست؛ مطالبه برابری است. مطالبه آن است که هیچ شهروندی به دلیل زبان، فرهنگ یا محل زندگی خود، از مشارکت در سرنوشت خویش محروم نماند. در نهایت، فدرالیسم نه تقسیم جغرافیا، بلکه تقسیم عادلانه قدرت است؛ و عدالت، شرط ماندگاری هر وحدتی است.
____
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍4
یادداشت اختصاصی #پاراگراف

جستاری پیرامون فدرالیسم در ایران و آذربایجان:

نان و فدرالیسم؛ مطالبه‌ای فوق امنیتی
#محسن_غایبزاده

مطالبه آذربایجان از تهران را می‌توان در دو واژه خلاصه کرد: «نان و فدرالیسم».

نان، یعنی توسعه متوازن، رفع تبعیض و برخورداری عادلانه از ثروت و فرصت‌های ملی. فدرالیسم نیز نماد مطالبه‌ای عمیق‌تر است؛ مشارکت در قدرت، اداره امور محلی و پایان دادن به انحصار تصمیم‌گیری در مرکز.

اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که دولت‌های مستقر در تهران، فارغ از نام و ایدئولوژی‌شان، حاضر نشده‌اند این مطالبات را به عنوان مطالباتی سیاسی و مشروع به رسمیت بشناسند. از عصر پهلوی تا جمهوری اسلامی، پاسخ غالب نه گفت‌وگو، بلکه امنیتی‌ سازی بوده است.

در یکصد سال گذشته، هر صدایی که از توزیع قدرت، حقوق زبانی، خودگردانی محلی یا بازنگری در ساختار متمرکز کشور سخن گفته، پیش از آنکه شنیده شود محاکمه شده است. برچسب‌هایی چون «تجزیه‌طلب»، «عامل بیگانه» و «پان‌ترک» نه برای پاسخ به استدلال‌ها، بلکه برای حذف صورت مسئله به کار گرفته شده‌اند.

طنز تلخ ماجرا اینجاست که متهمان تغییر کرده‌اند اما اتهام ثابت مانده است. دیروز گفته می‌شد این مطالبات ساخته و پرداخته شوروی است، امروز گفته می‌شود محصول نفوذ ترکیه یا جمهوری آذربایجان است. گویی میلیون‌ها شهروند آذربایجانی در طول یک قرن، فاقد اراده و شعور سیاسی مستقل بوده‌اند و همواره باید مطالباتشان را به پایتخت‌های خارجی نسبت داد.

این روایت امنیتی یک کارکرد مشخص دارد؛ فرار از پاسخگویی. زیرا پاسخ دادن به مطالبات اقتصادی، فرهنگی و سیاسی دشوار است، اما چسباندن برچسب‌های امنیتی بسیار آسان‌تر. در چنین وضعیتی، به جای آنکه تمرکزگرایی مورد پرسش قرار گیرد، منتقدان تمرکزگرایی به محاکمه کشیده می‌شوند.

واقعیت آن است که بزرگ‌ترین تهدید برای همبستگی ملی نه طرح مطالبات دموکراتیک، بلکه انکار مستمر آن‌هاست. کشوری که نتواند درباره نحوه توزیع قدرت، حقوق فرهنگی و عدالت منطقه‌ای گفت‌وگو کند، ناگزیر شکاف‌های خود را عمیق‌تر خواهد کرد.

آذربایجان در طول یک قرن گذشته بیش از آنکه خواهان جدایی باشد، خواهان دیده شدن بوده است؛ بیش از آنکه به دنبال مرزهای جدید باشد، در پی بازتعریف رابطه خود با مرکز بوده است. با این حال، تهران اغلب ترجیح داده است به جای شنیدن این صدا، آن را در هیاهوی اتهام‌های امنیتی گم کند.

شاید زمان آن رسیده باشد که به جای پرسیدن «چه کسی پشت این مطالبات است؟» پرسیده شود «چرا این مطالبات پس از یک قرن همچنان پابرجاست؟». پاسخ به این پرسش می‌تواند آغاز حل مسئله باشد؛ مسئله‌ای که نه با برچسب‌زنی، بلکه تنها با پذیرش تکثر و بازتوزیع قدرت قابل حل است.
____
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍7
#سئوگی_فیلیشی


و سئوگی قارا بیبردیر/ و سئوگی آذان شازقی‌سی‌دیر
و سئوگی، فیلیش‌سیز گؤستریر هر نه‌یی بیزه
و سئوگی فانتزی چؤرک‌لرین دوزسوزبوغودور،
اورمو گؤلونون دوزلاغی
و سانکی «فاطما خانیم»ین ساری اینه‌یینین اتیندن دوزلمیش کالباس‌دیر نیفرت!
سئوگیم‌له نفرتیم گیزلن قاچ اوینور
آخی سورگونم
و سورگونه سئوگی‌دن بؤیوک نفرت گرکدیر!
بیر فیلیش گؤسترسنم!!
بو منم، اوخولدان قووولموش بیر اؤیرنجی کی
آیاق یالین گزیر ناغیل کتابلارین.
قولتوغومدا قالوووش باشماق
و بیر کامیوندا آغ آتین حسدی
و آرزولاریم آغ آمبولانسدا.
بیر فیلیش گؤسترسنم!
ساری اینه‌یین غوربت خیابانلاریندا باش آغری توتوب،
سئوگیم دمیر جینگیلتی‌سیندان هورکور
بیر فیلیش گؤسترسنم!
ایییرمی بیر مرتبه‌لی بینانین اؤزل زنگینه
پنجره‌دن باخما گولوم،
وئجه گلمز آیفون ایندی
-گل آچ قاپینی
یولداش منی قورد آپارماز
قاپینیزداکی کؤپک‌لردن منی قورو...

#سعید_موغانلی
____
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍4
جستار اختصاصی #پاراگراف

آیا نابرابری طبقاتی میتواند حکومت‌ها را نجات می‌دهد؟
#مهدی_سهندی

در اندیشه سیاسی مرسوم، فروپاشی حکومت‌ها معمولاً با چهار عامل پیوند خورده است: کودتای نظامی، جنگ داخلی، حضور نیروهای بیگانه، یا انقلاب توده‌ای. اما واقعیت تاریخی نشان می‌دهد که بسیاری از رژیم‌های دیکتاتوری و توتالیتر قرن بیستم و بیست‌ویکم، با وجود مواجهه با همه این عوامل، همچنان پابرجا مانده‌اند؛ برعکس، برخی از قدرتمندترین نظام‌های سیاسی نه با گلوله، که با سقوطِ تدریجیِ «قدرت خریدِ همگانی» از هم پاشیده‌اند. می‌توان استدلال کرد که فروپاشی اقتصادیِ مطلق، شرط کافی برای سقوط حکومت نیست؛ بلکه شیوه توزیعِ شوک اقتصادی در میان طبقات اجتماعی، نقش تعیین‌کننده‌ای دارد.

در این چارچوب، مورد ایران پس از دو جنگ کوتاه (۱۲ روزه خرداد و ۴۰ روزه رمضان) و اعتراضات پیوسته از سال ۸۸، نمونه‌ای گویاست: حکومت برجای ماند، اما زخم‌های اقتصادی عمیق‌تر از همیشه شد. چرا فروپاشی رخ نداد؟ پاسخ را باید در همان چیزی جست که معمولاً دلیل شکنندگی تصور می‌شود: نابرابری طبقاتی افراطی.

در سپتامبر ۲۰۱۸، بانک مرکزی ایران نرخ تورم را حدود ۳۷٪ درصد اعلام کرد، اما نهادهای مستقل بین‌المللی آن را نزدیک ۲۰۰ درصد در برخی کالاهای اساسی تخمین زدند. با این حال، فروپاشی‌ در حکومت اتفاق نیافتاد، چرا؟ زیرا توزیع فقر در ایران به شکلی طبقاتی و قطبی شده است؛ قشری در پایین هرم (کارگران روزمزد، حاشیه‌نشینان، مهاجران افغان) چنان در فقر مطلق به سر می‌برند که کاهش بیشترِ قدرت خرید، دیگر «شوک» محسوب نمی‌شود؛ آنها مدام در وضعیت بقا بوده‌اند. در سوی دیگر، طبقه ثروتمندِ متصل به قدرت و رانت (بنیادها، قراردادهای نفتی، دلالان ارز) به لطف دسترسی به ارز ترجیحی، طلا، مسکن و بازارهای موازی، نه تنها آسیب جدی ندیده‌اند، بلکه در بحران‌های ارزی سود کلان هم برده‌اند. گروه میانی - معلم، مهندس، پرستار، کارمند دولت - آن‌هایی که روزگاری «طبقه متوسطِ مرفه» محسوب می‌شدند، اکنون در منطقهٔ خاکستریِ «نه چنان فقیر که بمیرند، نه چنان غنی که نفس بکشند» گرفتار شده‌اند. این گروه انباشت خشم دارد، اما تنهایی نمی‌تواند حکومتی را ساقط کند، مگر اینکه فقرای مطلق و ثروتمندانِ ناراضی نیز به آن بپیوندند. اما در ایران، فقرا به دلیل ناامیدی مزمن و وابستگی به کمک‌های حداقلیِ حکومتی، کمتر وارد اقدام جمعی می‌شوند و ثروتمندان نیز به واسطهٔ نفوذ و رانت، به ثبات موجود رضایت دارند. نتیجه: فروپاشی اقتصادی «حس نمی‌شود»، نه به این معنا که اتفاق نمی‌افتد، بلکه به این معنا که به شکلی همگن و فراگیر همهٔ لایه‌های جامعه را در بر نمی‌گیرد.

اینجا به یک پارادوکس تاریخی می‌رسیم که تصور رایج می‌گوید: فقر بیشتر → خشم بیشتر → سقوط سریع‌تر. اما شواهد خلاف آن را نشان می‌دهد.

انقلاب فرانسه (۱۷۸۹) نه در عمیق‌ترین نقطه فقر مطلق، بلکه در دوره‌ای رخ داد که دهقانان و بورژوازیِ شهری تقریباً همزمان و به یک نسبت قدرت خرید خود را از دست دادند؛ بحران غله، مالیات‌های سنگین بر طبقه سوم در حالی که اشراف معاف بودند، و ورشکستگی شاه باعث شد یک «شوک اقتصادی متوازن» به همهٔ طبقات غیرممتاز ضربه بزند. حتی فقرای پاریس و دهقانان دورافتاده، احساس مشترک «یکسان شدن درد» داشتند.

در روسیه تزاری (فوریه ۱۹۱۷) نیز چنین بود: شکست‌های جنگی با قحطی و تورم سرسام‌آور همراه شد، اما مهم‌تر از آن، نیروی کار شهری، سربازان (که خود از طبقه دهقان بودند) و دهقانان گرسنه همگی یک بحران اقتصادی واحد را تجربه کردند؛ توزیع نان و سوخت در پتروگراد چنان ناعادلانه بود که دیگر «طبقه‌ای» نمی‌توانست خود را از دیگری جدا کند. فروپاشی شوروی (۱۹۹۱) نیز یک مورد کلاسیک از برابری ناگهانی در فقر است: در اواخر دهه ۱۹۸۰، شکاف طبقاتی در شوروی نسبتاً کم بود، اما کمبود همگن کالاهای اساسی (صابون، گوشت، کفش) و کاهش یکسانِ استاندارد زندگی میان کارگر کارخانه، مهندس و کارمند حزب، زمینه‌ساز بی‌اعتمادی سراسری به پرسترویکا شد.

ادامه مطلب:

https://telegra.ph/%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%B5%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81-06-07
_______
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍4
فایل و یادداشت اختصاصی #پاراگراف

به بهانه انتشار ورژن صوتی مجموعه یادداشت «قار چیچکلری» به قلم یوروش مهرعلی بیگلو:

قارچیچکلری؛ روایت رویش در زمستان
یادداشت: #آتیلا_حاجیزاده
اجرا صوتی: #دکتر_آیسان_فرجزاده


برخی کتاب‌ها حاصل آسودگی و فراغت‌اند و برخی دیگر از دل رنج و محرومیت زاده می‌شوند و «قارچیچکلری» از گونه دوم به شمار می‌آید؛ یادداشت‌هایی که در فضای بسته زندان نوشته شده‌اند، اما افق نگاهشان از دیوارهای بلند زندان فراتر می‌رود اینچنین اثر، تنها شرح روزهای حبس یک زندانی سیاسی نیست بلکه روایت انسانی است که در مواجهه با محدودیت، به بازاندیشی در معنای آزادی، هویت، وطن و مسئولیت اجتماعی می‌پردازد.

یوروش مهرعلی‌بیگلو در این یادداشت‌ها، زندان را صرفاً به‌عنوان یک مکان توصیف نمی‌کند؛ زندان در نوشته‌های او به استعاره‌ای از وضعیت انسان معاصر تبدیل می‌شود، بگونه‌ای که انسانی که گاه در بند ساختارهای سیاسی، گاه اسیر بی‌عدالتی و گاه گرفتار فراموشی تاریخی است و از همین رو «قارچیچکلری» را نمی‌توان فقط یک خاطره‌نگاری زندان دانست چرا که این اثر بیش از هر چیز تلاشی برای حفظ حافظه و مقاومت در برابر فراموشی است.

عنوان کتاب نیز معنایی ژرف در خود نهفته دارد. «قارچیچکلری» یا شکوفه های برف، نماد رویش در دل سرما و ایستادگی در برابر زمستان است و یادآور آنکه که گل‌های کوچک از زیر لایه‌های برف سر برمی‌آورند، امید و آرمان نیز در سخت‌ترین شرایط راه خود را به سوی زندگی می‌گشایند؛ یادداشت‌های این کتاب نیز سطرهایی هستند که از دل محدودیت متولد شده‌اند اما وجودشان سرشار از میل به زندگی، آزادی و آینده‌ است.

در لابه‌لای صفحات کتاب، دغدغه‌های یک فعال آذربایجانی به وضوح خودنمایی می‌کند و اینچنین مسئله هویت، زبان مادری، عدالت و حقوق شهروندی را نه در قالب شعار، بلکه از خلال تجربه زیسته خود روایت می‌کند. نویسنده می‌کوشد نشان دهد که زندان می‌تواند جسم انسان را محدود کند، اما اندیشه را نه. از همین رو، «قارچیچکلری» بیش از آنکه روایت شکست باشد، روایت پایداری است؛ بیش از آنکه درباره زندان باشد، درباره آزادی است.

این کتاب سندی از یک دوره تاریخی و در عین حال متنی انسانی و جهان‌شمول است. مخاطب، فارغ از گرایش فکری یا سیاسی خود، می‌تواند در آن صدای انسانی را بشنود که در تاریک‌ترین لحظات نیز از امید دست نمی‌کشد و همچنان به امکان فردایی روشن باور دارد.

«قارچیچکلری» یادآور این حقیقت است که زمستان هرچقدر طولانی باشد، گل‌های برف سرانجام راه خود را به سوی نور پیدا خواهند کرد.

فایل صوتی مجموعه یادداشت های «قار چیچکلری» با اجرای #دکتر_آیسان_فرجزاده برای اولین بار و به شکل اختصاصی از کانال #پاراگراف منتشر می‌شود لذا خواهشمند است بازنشر آن با ذکر و ارجاع به مجرای #پاراگراف انجام گیرد.

فایل صوتی «قار چیچکلری» یادداشت های زندان «یوروش مهرعلی بیگلو»:
https://t.me/Paragraph/806
____
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍5
پاراگراف pinned «یادداشت اختصاصی #پاراگراف جستاری پیرامون فدرالیسم در ایران و آذربایجان: فدرالیسم و ترس از تقسیم قدرت #اوختای_مجدالدینی_افشار هر بار که سخن از فدرالیسم به میان می‌آید، گروهی پیش از آنکه به محتوای بحث گوش دهند، از خطر تجزیه سخن می‌گویند. گویی هر مطالبه‌ای…»
Qar çiçəkləri-tutuqlanma sorğulanma işkəncə.zip
444.7 MB
فایل و یادداشت اختصاصی #پاراگراف

به بهانه انتشار ورژن صوتی مجموعه یادداشت «قار چیچکلری» به قلم یوروش مهرعلی بیگلو:

قارچیچکلری؛ روایت رویش در زمستان
یادداشت: #آتیلا_حاجیزاده
اجرا صوتی: #دکتر_آیسان_فرجزاده


برخی کتاب‌ها حاصل آسودگی و فراغت‌اند و برخی دیگر از دل رنج و محرومیت زاده می‌شوند و «قارچیچکلری» از گونه دوم به شمار می‌آید؛ یادداشت‌هایی که در فضای بسته زندان نوشته شده‌اند، اما افق نگاهشان از دیوارهای بلند زندان فراتر می‌رود اینچنین اثر، تنها شرح روزهای حبس یک زندانی سیاسی نیست بلکه روایت انسانی است که در مواجهه با محدودیت، به بازاندیشی در معنای آزادی، هویت، وطن و مسئولیت اجتماعی می‌پردازد.

ادامه یادداشت:
https://telegra.ph/%D9%81%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D9%88-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%B5%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81-06-07
____
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍6
سئوگیدن مست اولاراق، چؤندو واراق، سندن ایراق
باتدی گون، اسدی گئجه، سؤندو چیراق، سندن ایراق

حرامی سنله، فقط سنله حلال سؤیله‌میش عشق
بویور عشق اهلی ناسیل ایچسین عاراق، سندن ایراق؟!

اؤزومو گؤرمه‌یه ده گلمیر اوزوم، نئیله‌مه‌لی؟!
منی چوخدان اونودوب آینا-داراق، سندن ایراق

دیری‌یَم، عشقینی کؤنلومده دیری ساخلاماغا
یوخسا، یوخ عؤمره-گونه منده ماراق، سندن ایراق

تکجه شنلیک دئییل عشقین غمی ده نوش‌دور نوش
شُوکر اولا، دوشمه‌میشم غمدن ایراق، سندن ایراق

#ودود_دوستی
___
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍9
🔹تحکییه ادبی درنه‌یی (545-جی جلسه)
🔹 شاعیر

🔹کارئل چاپئک
🔹چئکواسلواکی ادبییاتی

🔹اورمیه-چهارراه آپادانا- مجتمع فرهنگی هنری اورمیه
🔹سه شنبه-19 خردادماه۱۴۰۵
🔹ساعت 16:30-19:30
@tahkie آدرس تلگرام
Butajournal.com
#ادبییات #آذربایجان_تورکجه_سی #مودئرن_نثر_تحکییه #اورمو #کارئل_چاپئک #چئکواسلاواکی_ادبییاتی


🟦 کانالیمیزین تلگرامدا لینکی
https://t.me/Tahkie
🟦 کانالیمیزین بله‌ده لینکی.
ble.ir/join/A2Hg8F3tmf
مقاله اختصاصی #پاراگراف

۱۳۲۰-۲۴ آراسی آذربایجان دا قورولان تشکیلاتلار
دؤردۆنجۆ بؤلۆم: ایران بیدار
#آرین_نوروزیان

آذربایجاندا اینگیلتره ایمپئریالیستلری‌نین آژانلاری ایله ایش‌بیرلیک ائدن آلمان‌لارین فاشیست عنصرلری؛ آذربایجان توده پارتیسی، آذربایجان زحمت‌کئشلری و آذربایجان جمعیتی پوْزولدوغو گۆندن بری «ایران بیدار» آدی ایله بیر یئنی حیزب واسیطه‌سیله مئیدانا چیخیرلار.

بو تشکیلات‌لار اوْ دوؤره‌‌ده، چوْخلو عۆضولری و ائله اساس تشکیل تاپمالاری؛ ایراندا و آذربایجاندا فاشیست و باشقا ایستیعمارگر قوه‌لرین حوضورو ایدی، بونلار ایسته‌دیکلری؛ آذربایجان میللتی‌نین دۆشۆنجه‌لرینی و مفکوره‌لرینی باتی آوروپایا باغلایاراق و بؤلگه‌یه صاحیب چیخیب، معدن‌لر و آذربایجانین ثروتینی اوْغورلاییب و آوروپادا یئنه ایران و آذربایجانا قارشی، یئنی سیلاح‌لار یارادیب و عؤمۆر بوْیوقدر بوردا اؤز منفعت‌لرینی ساخلاتسینلار.

«فریاد درگیسی» بو حیزبین ناشیر مفکوره‌سی اوْلاراق چوْخ حرارت‌له یازیلیب، اینتیشارا باشلادی، اوْنون گؤرکملی عۆضولریندن «حۆسئین قولو کاتیبینی» گؤسترمک اوْلار.

ایران بیدار، اینگیلتره و آلمان قایناق‌لاریندان آلدیغی دستک اثرینده و باشقا شهرلرده ووجودو اوْلان فاشیست و یاریم فاشیست تشکیلات‌لارلا مۆناسیبت‌لری وار ایدی؛ کاتیبی بازاردا آلمان و اینگیلیس دللالیغی ایله مشغول اوْلان تاجیرلردن هر ایکیسی طرفیندن دوْغرو دۆزگۆن صورتده آلقیشلانیب و اوْنلارین دستک‌لری ایله حرکت ائدیردی.

میثال اۆچۆن؛ حئیدرزاده ایله نمسه‌چی‌لر و باشقالاری اوْنا بیر گؤز ایله باخیب، اۆزده فریاد درگیسینه کؤمک و دستک ایشی رجوع ائتمکده، حقیقتده ایسه دئموْکراتیک دؤولت‌لر، خۆصۆصا شورالار ایتیفاقی‌نه قارشی تبلیغات آپارماق اۆچۆن اوْنو حاضیر ائتمه‌یه چالیشیردیلار، بو تشکیلات آیدین جاوانلار و ثروتمندلر ایچه‌ریسینده درین ریشه سالماغا باشلامیشدی.

مۆحاریبه‌نین سۆرعتی آلمان‌لارین گۆجلۆ بیر سۆرعتده دوْغویا دوْغرو گلمه‌لری اوْنلاری اوْنلاری آلقیشلایارکن اؤزلرینی چوْخ تئز بیر سۆرعتده تانیتماغا مجبور ائتدی، اوْنا گؤره تام ایراندا فاشیست تشکیلات‌لاری پوْزولوب، فاشیست عنصرلری باغلاندی کی، بو تشکیلاتین «ایران بیدار» باشچیلاری دا گئری چکیلدیلر.

بئله‌لیکله ایران بیدار، ایرانی آلدادیب، آلمان و اینگیلیس جهانگیرلری‌نین قوجاغینا آتماغا اوغورلو اوْلمادان پوْزولوب اوْرتادان چکیلدی؛ کاتیبی توتوقلاندیقدان سوْنرا فریاد درگی‌سی باغلانیب، تشکیلاتی‌دا منحل اولدو و آدی بیر فاشیست تشکیلات اولاراق یادداشت‌لاردا قالدی.
_
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍4
پاراگراف pinned «یادداشت اختصاصی #پاراگراف جستاری پیرامون فدرالیسم در ایران و آذربایجان: نان و فدرالیسم؛ مطالبه‌ای فوق امنیتی #محسن_غایبزاده مطالبه آذربایجان از تهران را می‌توان در دو واژه خلاصه کرد: «نان و فدرالیسم». نان، یعنی توسعه متوازن، رفع تبعیض و برخورداری عادلانه…»
سن ده گئده جک سن بورالاردان
اؤلوم
و
گؤی اوزونون قورتولماز بوشلوغو کیمی گؤرونن گؤزلرینله بیرلیکده
[ من می؟
کئچمیشم یولونو سنین ای سئوگیلی
یالقیزلیغیما  گؤزللییینی آنلاتاراق ]
سن ده  گئده جک سن بورالاردان
یوخلوق
و
قورخودان ریتمینی یاددان چیخارمیش تیتره ین گؤودنله بیرلیکده
[سن می؟
اونونقالیقدا اوستا
و
اوز وئرمه مکده مئهریبان]
من ده گله جه یم اورالارا
اؤلوم
و
شئعیرلره اینانان اوره ییمله بیرلیکده
آدینی دیندیرمک اوچون


نوت:
شئعیرلریمین  بالدیرینا قویلادیم روحونو یئ
و
یئنی دن دوغور اونو.


#بهروز_اسماعیل_زاده

____
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍3
Audio
🔹تحکییه ادبی درنه‌یی
🔷 شاعیر
🔷 کارئل چاپک
🔹حئکایه‌نین تحلیلی پادکستی
🔹چئکواسلواکی ادبییاتی
___
#تحکیه
@Tahkie
@Tahkie
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نوزده خرداد روز تولد رامین پوراندرجانی است که نامش همیشه مترادف شرافت خواهد بود.او ۲۶ ساله و پزشکی اهل تبریز بود که به سوگند پزشکی خود وفادار ماند و گزارش دروغ مربوط به مرگ چند بازداشتی اعتراضات ۸۸ در بازداشتگاه کهریزک را امضا نکرد و خودش نیز در همان ساختمان بهداری نیروی انتظامی تهران به اجساد ملحق شد. برای مرگ او نیز دلایلی مانند تصادف رانندگی در داخل ساختمان بهداری،سکته قلبی در خواب،مسمومیت دارویی، خودکشی، قتل و...عنوان کردند ولی مگر می‌شد باور کرد؟

حمید مهدوی نیز به وظیفه شغلی خود یعنی نجات جان انسانها صادق ماند.او مامور آتش‌نشانی بود و در آن دو روز دردناک دیماه در مشهد،وقتی تلاش می‌کرد تا مجروحی را نجات دهد خودش به ضرب گلوله‌ای کشته شد. پدر او به زبان ممنوعه خودمان نوشت که«اوغلوم جیگریمیزی اوتدادون»و با همین سه کلمه همه ما را آتش زد.

دختر عیسی نظری نیز از بازداشتی‌های دیماه بود که شاید همان حادثه قلب دردمند پدرش را بیشتر مچاله کرد. حالا چهل روز است که عیسی در خاک داغ اورمیه آرام گرفته و آیلار نظری در چهلمین روز درگذشت آن ژورنالیست خستگی‌ناپذیر آذربایجان چنین می‌گوید.

#ابراهیم_ساوالان
___
@paragraph
👍6👎1
پاراگراف
مقاله اختصاصی #پاراگراف ‌ ۱۳۲۰-۲۴ آراسی آذربایجان دا قورولان تشکیلاتلار دؤردۆنجۆ بؤلۆم: ایران بیدار #آرین_نوروزیان آذربایجاندا اینگیلتره ایمپئریالیستلری‌نین آژانلاری ایله ایش‌بیرلیک ائدن آلمان‌لارین فاشیست عنصرلری؛ آذربایجان توده پارتیسی، آذربایجان زحمت‌کئشلری…
مقاله اختصاصی #پاراگراف

۱۳۲۰-۲۴ آراسی آذربایجان دا قورولان تشکیلاتلار
بئشینجی بؤلۆم: ضد فاشیست جمعیتی
#آرین_نوروزیان

«ایران بیدار» و باشقا فاشیست حیزب‌لردن سوْنرا باشا گلن بیر یئنی حیزب «ضد فاشیست جمعیتی» یئنه باشقا آزادیخواه‌لار و ایرتیجاعا قارشی ایره‌لی گئدنلرین توْپلومو اوْلاراق آذربایجان دا ظاهیر اوْلموشدور.

«ضد فاشیست جمعیتی» دوروم، زامانین و عوامین ایسته‌دیکلرینی آنلایاراق مئیدانا چیخان بیر تشکیلات ایدی؛ ایرانین باشقا شهرلرینده اوغورلو اوْلمایاراق بو تشکیلات آذربایجان دا و میللت آراسیندا کۆتله‌وی دستک‌دن فایدالاناراق ایلک باشدا مترقی آددیملارلا اورتایا چیخمیشدیر.

«آذربایجان جمعیتی و زحمت‌کئشلر تشکیلاتی» پوْزولوب آرادان چیخاندان سوْنرا آذربایجان دا یئنی قورولان ایرتیجاعی دؤوره‌ده آزادیخواه و دئموْکراتیک قۆوه‌لر ساده‌جه بو تشکیلاتین آدی آلتیندا فعالیت گؤستره بیلیردیلر؛ حیزب توده و باشقا تشکیلاتلارین تشکیل ائده‌بیلمه‌دیکلری میتینگلر، نمایشلر و تئاترلار ضد فاشیست جمعیتی آدی ایله تشکیل اوْلونوردو.

دؤولت و ایرتیجاعی عنصرلرین فاشیسمه قارشی مۆباریزه آپاران بیر تشکیلاتین فعالیت‌لرینه انگل اولماق جورعتینه مالیک اولمادیقلاری اوچون، بو تشکیلاتا عومومیت ده هئچ‌بیر پرابلم یاشامادان پروگراملارینی قاباغا آپاریردی؛ بو تشکیلات آلمانلارا باغلی اولان فاشیستی قوروپلارا قارشی مۆباریزه آپاریب، آذربایجانی بو فاشیست عنصرلردن تمیزلییب و خالقین اؤز آزادیخواه کۆتله‌لرینه باغلی اولان، ایرتیجاعا قارشی مترقی مۆباریزه آپارماق اۆچۆن یولا چیخمیشدیر.

حتی مطبوعات شدید صورتده یاساق ائدیلدیگی حالدا، تزه مئیدانا چیخیب سیاسته قوْشولموش؛ بی‌ریا، میر رحیم ولایی و باشقالاری آزادیخواه‌لارین سؤزلرینی بو جمعیتین طرفیندن نشر اوْلونان «یومروق درگی‌سی» واسیطه‌سیله یاییملاییردیلار؛ پلیس ضد فاشیست جمعیتی نامینا توْپلانان میتینگلری داغیدا بیلمیردی، حتی ضد فاشیست جمعیتی‌نین مرکزی بیر زامان حیزب توده طرفیندن چوْخ گئنیش دورومدا ایستیفاده اوْلونور‌دو.

ضد فاشیست جمعیتی، زحمت‌کئشلر تشکیلاتی، آذربایجان جمعیتی و باشقا دئموْکراتیک جمعیتلر یا بوتونلوکجه ۱۲-شهریوردن اؤنجه یارانان تشکیلات‌لارین هربیرسی بیر نؤوع ایله گله‌جک‌ده یاراناجاق دئموْکراتیک پارتی‌نین قورولوشو اۆچۆن اوغورلو بیر اوْیانیش پروسه‌سی ساییلیردی، همده آذربایجان میللتینین آراسیندا بو اویانیش پروسه‌سی، گله‌جک ایللرده نقدر فایدالی و ثمره‌لی بیر حرکت اولدوغونا آیدینجا شاهید اولوروق.
____
اراگراف
@paragraph
@paragraph
👍5
یادداشت اختصاصی #پاراگراف

جستاری بر بحران دموکراسی در ایران:
استبداد و تمرکزگرایی، دو روی یک سکه هستند.
#آتیلا_حاجیزاده

بحث دموکراسی در ایران همواره در سطح ساختار قدرت و شیوه توزیع آن باقی مانده است چراکه بخش بزرگی از نیروهای سیاسی ایران، دموکراسی را عمدتاً به‌عنوان سازوکاری برای محدود کردن اقتدار دولت، تضمین حقوق فردی و ایجاد رقابت سیاسی فهم کرده‌اند؛ هرچند این مؤلفه‌ها از ارکان بنیادین دموکراسی هستند اما تجربه تاریخی ایران نشان می‌دهد که مسئله دموکراسی در این سرزمین، تنها مسئله دولت و شهروند نیست؛ بلکه هم‌زمان مسئله رابطه دولت با ملت‌ های ساکن ایران نیز هست.

دولت مدرن در ایران بر بنیان نوعی تمرکزگرایی سیاسی و یکسان‌سازی فرهنگی شکل گرفت؛ پروژه‌ای که در پی ساختن «ملت واحد» بود اما در عمل به برتری یک روایت خاص از هویت ایرانی انجامید و نتیجه آن شد که ملت‌های غیرفارس، از جمله تورکها، کوردها، عرب‌ها، بلوچ‌ها و ترکمن‌ها، نه به‌عنوان سوژه‌های مشارکت‌کننده در ساخت دولت، بلکه به‌عنوان موضوعاتی برای ادغام در فرهنگ رسمی تعریف شدند.

از این منظر، بحران دموکراسی در ایران را نمی‌توان تنها ناشی از استبداد سیاسی به حساب آورد چرا که این موضوع ریشه در نوعی انکار ساختاری تکثر ملی نیز دارد، بگونه‌ای که میتوان گفت استبداد و تمرکزگرایی دو روی یک سکه‌اند، یعنی همان منطقی که حق مشارکت سیاسی شهروند را محدود می‌کند، حق ابراز هویت جمعی ملت‌ها را نیز به رسمیت نمی‌شناسد؛ از همین رو میتوان گفت دموکراتیزاسیون در ایران بدون حل مسئله ملی، پروژه‌ای ناقص و ناپایدار خواهد بود.

امروز ایران بیش از هر زمان دیگری به بازتعریف مفهوم «وحدت» نیاز دارد اما نه وحدتی که بر پایه حذف تفاوت‌ها بنا شود چرا که این شکل از وحدت در بهترین حالت ثباتی موقت ایجاد می‌کند، اما وحدتی که بر پذیرش تنوع و مشارکت برابر استوار باشد، می‌تواند بنیان یک نظم سیاسی پایدار را شکل دهد؛ از این رو، فدرالیسم، تمرکززدایی و اشکال مختلف خودگردانی دموکراتیک را باید نه تهدیدی برای یکپارچگی کشور، بلکه ابزارهایی برای بازتولید همبستگی سیاسی در جامعه‌ای متکثر دانست.

جنبش ملی آذربایجان در چنین بستری قابل فهم است و این جنبش را نباید صرفاً واکنشی هویتی یا احساسی تلقی کرد؛ چراکه جنبش ملی آذربایجان در جوهر خود، نقدی بنیادین بر ساختار متمرکز دولت در ایران به شمار می‌آید و سرفصل هایی چون مطالبه آموزش به زبان مادری، اداره امور محلی، توزیع عادلانه منابع و مشارکت برابر در ساخت قدرت، در واقع ترجمه سیاسی همان خواستی است که در ادبیات دموکراتیک معاصر از آن با عنوان «حق تعیین سرنوشت دموکراتیک» یاد می‌شود.

در این چارچوب، مسئله آذربایجان نه حاشیه‌ای بر متن سیاست ایران، بلکه بخشی از متن آن است؛ اینچنین هر پروژه دموکراتیکی که نتواند به پرسش تنوع ملی پاسخ دهد، دیر یا زود با بحران مشروعیت مواجه خواهد شد؛ همان‌گونه که هر جنبش ملی نیز اگر از افق دموکراسی و حقوق بشر فاصله بگیرد، در نهایت به بازتولید اشکال دیگری از سلطه خواهد انجامید.

جنبش ملی آذربایجان نیز در برابر یک انتخاب تاریخی قرار دارد: اینکه خود را صرفاً به یک جنبش اعتراضی محدود کند یا به حامل گفتمانی دموکراتیک برای آینده ایران تبدیل شود؛ به جرعت می‌توان گفت که ظرفیت تاریخی این جنبش در آن است که بتواند میان آزادی و هویت، میان دموکراسی و حقوق ملی، و میان عدالت و تکثر پیوند برقرار کند.

در نهایت، مسئله اصلی ایران نه صرفاً گذار از استبداد، بلکه گذار از منطق انکار است؛ انکار تفاوت‌ها، انکار ملت‌ها و انکار حق مشارکت برابر و... از جمله بحران هایی است که اقتدارگرایان «حکومت و ضد حکومت» صلاح را در پاک کردن صورت مسئله دیده‌اند؛ غافل از اینکه دموکراسی زمانی به واقعیت تبدیل خواهد شد که همه ملت‌های ساکن ایران بتوانند خود را نه در حاشیه، بلکه در متن ساختار سیاسی کشور ببینند؛ از این منظر، مبارزه برای دموکراسی و مبارزه برای حقوق ملی دو مسیر جداگانه نیستند؛ بلکه دو نام متفاوت برای یک خواست مشترک‌اند: حق انسان‌ها و ملت‌ها برای تعیین سرنوشت خویش.
____
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍4
پاراگراف pinned «فایل و یادداشت اختصاصی #پاراگراف به بهانه انتشار ورژن صوتی مجموعه یادداشت «قار چیچکلری» به قلم یوروش مهرعلی بیگلو: قارچیچکلری؛ روایت رویش در زمستان یادداشت: #آتیلا_حاجیزاده اجرا صوتی: #دکتر_آیسان_فرجزاده برخی کتاب‌ها حاصل آسودگی و فراغت‌اند و برخی دیگر…»
اورمولو شاعیر، حمید واحیدی‌ جنابلاری‌نین یئنی غزلی‌نی اوخویاق؛ اثر تزه یازیلمیشدیر و ایلک اولاراق #پاراگراف کانالین‌دان یاییلماقدادیر:

دئدیلر آینا اولون، آینا اولوب داشلاندیق
بیر ایدیک، سینماغیلان مین بیر اولوب باشلاندیق

اوگئی اولموشدو بیز ایلن داها عصیان آنجاق
قان وئریب بو ایگید ایله یئنه قارداشلاندیق

داشلانارکن نه کی وار قورخو توکولدو بیزده
یولوموز داشلی اونیلا  آما یولداشلاندیق

قیزیل اوردو خیاوانلاردا چیخیب سان وئردی
بویانارکن باشیمیز قانه قیزیلباشلاندیق

چنلی بئل چاغریسینی دینله‌ییبن سس وئردیک
دلی لر حلقه سینه گوز اولوبان قاشلاندیق

تولکو آد قویدولار اصلانلارا، بیز قان سایاغی
ائشیدرکن بئله آخماق سوزونو داشلاندیق

ائل نه‌لر چکدیگیمیزدن خبری اولماق اوچون
گوستریب قایغیمیزی، شعرده نقّاشلاندیق

آغیراولدو بیزه دوران و زامان گئژ کئچدی
سورما بیزدن کی نییه بس بو قدر یاشلاندیق

#حمید_واحدی
____
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍5
یادداشت اختصاصی #پاراگراف

«وطن» را نمی‌توان به یک زبان تقلیل داد!
#محسن_غایبزاده

اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، در توییتی نوشته است: «فارسی، وطن است». جمله‌ای که شاید در نگاه نخست احساسی و فرهنگی به نظر برسد، اما در کشوری که از تنوع زبانی، فرهنگی و ملی گسترده‌ای برخوردار است، حامل پیامدهای سیاسی و هویتی قابل تأملی است.

وطن، زبان نیست؛ وطن سرزمینی است که ملت‌های گوناگون در آن زندگی می‌کنند، تاریخ می‌سازند و در سرنوشت آن سهیم‌اند. اگر قرار باشد وطن به یک زبان خاص تقلیل یابد، میلیون‌ها شهروندی که زبان مادری‌شان ترکی، کردی، عربی، بلوچی، ترکمنی، گیلکی، مازنی و دیگر زبان‌های رایج ایران است، چه جایگاهی در این تعریف خواهند داشت؟

مسئله اصلی این نیست که زبان فارسی بخشی مهم از میراث فرهنگی ایران است یا نه؛ تردیدی در اهمیت تاریخی و ادبی زبان فارسی وجود ندارد. مسئله آنجاست که برخی جریان‌های سیاسی طی یک قرن گذشته کوشیده‌اند زبان فارسی را از یک ابزار ارتباطی و فرهنگی به ابزاری برای تعریف انحصاری هویت و ملیت تبدیل کنند.

رویکردی که در دوران پهلوی با سیاست‌های یکسان‌سازی هویتی و زبانی دنبال شد و آثار آن همچنان در ساختارهای رسمی کشور قابل مشاهده است.

اما تجربه تاریخی نشان داده است که انسجام پایدار در جوامع چندملیتی از مسیر حذف یا حاشیه‌ راندن تفاوت‌ها حاصل نمی‌شود. در عصر بیداری ملت‌ها، آنچه می‌تواند ضامن همزیستی و ثبات باشد، احترام به تکثر و به رسمیت شناختن حقوق برابر همه گروه‌های ملی، زبانی و فرهنگی است.

ایران کشوری کثیرالمله و چندزبانه است. وحدت آن نه با تقدیس یک زبان و نادیده گرفتن دیگر زبان‌ها، بلکه با استقرار عدالت و برابری میان همه ساکنان این سرزمین حفظ خواهد شد. آنچه می‌تواند وطن مشترک را تقویت کند، نه برتری‌جویی فرهنگی، بلکه احترام متقابل و پذیرش واقعیت متنوع ایران است.

وطن زمانی وطن همه خواهد بود که هیچ شهروندی احساس نکند برای تعلق داشتن به آن باید زبان، هویت یا فرهنگ خود را انکار کند.

____
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍5