یادداشت اختصاصی #پاراگراف
جستاری پیرامون فدرالیسم در ایران و آذربایجان:
فدرالیسم؛
نام دیگر دموکراسی در جوامع چند هویتی
#آتیلا_حاجیزاده
در نظریه های سیاسی معاصر، فدرالیسم یکی از اشکال «حکمرانی چندسطحی» است؛ الگویی که میکوشد میان وحدت سیاسی و کثرت اجتماعی تعادل برقرار کند.
فدرالیسم بر این اصل استوار است که حاکمیت میتواند میان سطوح مختلف حکومت تقسیم شود، بیآنکه تمامیت ارضی یا یکپارچگی سیاسی کشور به خطر بیفتد اینچنین به تقویت این معنا میپردازد که فدرالیسم نفی دولت نیست بلکه محدود کردن تمرکز آن است.
مشکل اصلی دولت متمرکز در به رسمیت نشناختن تفاوتها است؛ بدین معنا که اخذ تمام تصمیمات در مرکز مناطق را از «بازیگران سیاست» به «موضوع مدیریت» تبدیل میکند و در چنین وضعیتی، شهروندانِ پیرامون به جای آنکه صاحبان قدرت باشند، صرفاً دریافتکنندگان سیاستهای مرکز خواهند بود و فدرالیسم این رابطه عمودی را به رابطهای افقیتر و مشارکتیتر تبدیل میکند.
بحث فدرالیسم در ایران، برخلاف آنچه مخالفانش القا میکنند، بحثی درباره جغرافیا نبوده و موضوعی درباره قدرت است و این بدان معناست که مسئله اصلی چگونگی ترسیم مرزها نیست بلکه ترسیم حدود حق تصمیم گیری و توزیع قدرت سیاسی میان شهروندان را در اولویت دارد.
مخالفان فدرالیسم معمولاً از خطر تجزیه سخن میگویند اما تجربه تاریخی نشان میدهد که تجزیه همواره محصول سرکوب تفاوتها و انسداد سیاسی بوده و به رسمیت شناختن حقوق جمعی عاملیّتی در رویداد های تاریخی نداشته است و شواهد نشان میدهند، دولتهایی که امکان مشارکت واقعی را از گروههای مختلف سلب میکنند، بیش از دولتهایی که قدرت را توزیع میکنند، در معرض بحران مشروعیت قرار میگیرند.
از این منظر، فدرالیسم نه تهدید وحدت، بلکه بازتعریف آن است؛ وحدت در جهان امروز نمیتواند بر پایه انکار تفاوتها بنا شود. وحدت پایدار زمانی شکل میگیرد که همه ملتها، زبانها و مناطق، خود را نه موضوع حکومت، بلکه شریک آن بدانند.
دولت مدرن ایران، بهویژه از آغاز قرن چهاردهم شمسی، بر پایه الگویی از تمرکزگرایی سیاسی و فرهنگی بنا شد؛ در این الگو، دولت نه تنها مدیریت سیاسی، بلکه تعریف هویت، زبان، فرهنگ و حتی روایت تاریخ را نیز در انحصار خود گرفت و نتیجه آن بود که تنوع ملی، زبانی و فرهنگی موجود در ایران به جای آنکه بهعنوان سرمایهای اجتماعی تلقی شود، به مسئلهای امنیتی تبدیل گردید.
مسئله فدرالیسم از منظر آذربایجان، واکنشی به همین ساختار تاریخی است؛ آذربایجان نه در حاشیه تاریخ ایران، بلکه در متن آن قرار داشته است اما با این حال، در ساختار دولت متمرکز، حق اداره محلی، حق آموزش به زبان مادری و حق مشارکت مؤثر در تصمیمگیریهای منطقهای همواره محدود مانده است؛ از همین منظر مطالبه فدرالیسم را نه در گفتمان های جدایی طلبانه بلکه در چهارچوب مبارزه برای دموکراتیزه کردن قدرت، باید فهمید و طبقه بندی کرد.
فدرالیسم برای آذربایجان، صرفاً یک مدل اداری نیست بلکه پروژهای دموکراتیک است؛ پروژهای که میخواهد میان هویت آذربایجانی و شهروندی ایرانی تعارضی نبیند؛ همانگونه که یک فرد میتواند هم آذربایجانی باشد و هم ایرانی، یک واحد فدرال نیز میتواند در عین برخورداری از اختیارات محلی، بخشی از یک ساختار سیاسی مشترک باقی بماند.
به نظر نگارنده، آذربایجان زمانی که از فدرالیسم سخن میگوید در اصل خواهان توزیع عادلانه قدرت، به رسمیت شناختن تنوع ملی و پایان دادن به انحصار سیاسی مرکز است؛ اینچنین فدرالیسم، در معنای عمیق خود، نام دیگر دموکراسی در جامعهای چندملیتی و چندفرهنگی است یا به عبارت دیگر تلاشی برای آنکه قدرت از انحصار خارج شود و به صاحبان واقعی آن یعنی مردم بازگردد.
___
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
جستاری پیرامون فدرالیسم در ایران و آذربایجان:
فدرالیسم؛
نام دیگر دموکراسی در جوامع چند هویتی
#آتیلا_حاجیزاده
در نظریه های سیاسی معاصر، فدرالیسم یکی از اشکال «حکمرانی چندسطحی» است؛ الگویی که میکوشد میان وحدت سیاسی و کثرت اجتماعی تعادل برقرار کند.
فدرالیسم بر این اصل استوار است که حاکمیت میتواند میان سطوح مختلف حکومت تقسیم شود، بیآنکه تمامیت ارضی یا یکپارچگی سیاسی کشور به خطر بیفتد اینچنین به تقویت این معنا میپردازد که فدرالیسم نفی دولت نیست بلکه محدود کردن تمرکز آن است.
مشکل اصلی دولت متمرکز در به رسمیت نشناختن تفاوتها است؛ بدین معنا که اخذ تمام تصمیمات در مرکز مناطق را از «بازیگران سیاست» به «موضوع مدیریت» تبدیل میکند و در چنین وضعیتی، شهروندانِ پیرامون به جای آنکه صاحبان قدرت باشند، صرفاً دریافتکنندگان سیاستهای مرکز خواهند بود و فدرالیسم این رابطه عمودی را به رابطهای افقیتر و مشارکتیتر تبدیل میکند.
بحث فدرالیسم در ایران، برخلاف آنچه مخالفانش القا میکنند، بحثی درباره جغرافیا نبوده و موضوعی درباره قدرت است و این بدان معناست که مسئله اصلی چگونگی ترسیم مرزها نیست بلکه ترسیم حدود حق تصمیم گیری و توزیع قدرت سیاسی میان شهروندان را در اولویت دارد.
مخالفان فدرالیسم معمولاً از خطر تجزیه سخن میگویند اما تجربه تاریخی نشان میدهد که تجزیه همواره محصول سرکوب تفاوتها و انسداد سیاسی بوده و به رسمیت شناختن حقوق جمعی عاملیّتی در رویداد های تاریخی نداشته است و شواهد نشان میدهند، دولتهایی که امکان مشارکت واقعی را از گروههای مختلف سلب میکنند، بیش از دولتهایی که قدرت را توزیع میکنند، در معرض بحران مشروعیت قرار میگیرند.
از این منظر، فدرالیسم نه تهدید وحدت، بلکه بازتعریف آن است؛ وحدت در جهان امروز نمیتواند بر پایه انکار تفاوتها بنا شود. وحدت پایدار زمانی شکل میگیرد که همه ملتها، زبانها و مناطق، خود را نه موضوع حکومت، بلکه شریک آن بدانند.
دولت مدرن ایران، بهویژه از آغاز قرن چهاردهم شمسی، بر پایه الگویی از تمرکزگرایی سیاسی و فرهنگی بنا شد؛ در این الگو، دولت نه تنها مدیریت سیاسی، بلکه تعریف هویت، زبان، فرهنگ و حتی روایت تاریخ را نیز در انحصار خود گرفت و نتیجه آن بود که تنوع ملی، زبانی و فرهنگی موجود در ایران به جای آنکه بهعنوان سرمایهای اجتماعی تلقی شود، به مسئلهای امنیتی تبدیل گردید.
مسئله فدرالیسم از منظر آذربایجان، واکنشی به همین ساختار تاریخی است؛ آذربایجان نه در حاشیه تاریخ ایران، بلکه در متن آن قرار داشته است اما با این حال، در ساختار دولت متمرکز، حق اداره محلی، حق آموزش به زبان مادری و حق مشارکت مؤثر در تصمیمگیریهای منطقهای همواره محدود مانده است؛ از همین منظر مطالبه فدرالیسم را نه در گفتمان های جدایی طلبانه بلکه در چهارچوب مبارزه برای دموکراتیزه کردن قدرت، باید فهمید و طبقه بندی کرد.
فدرالیسم برای آذربایجان، صرفاً یک مدل اداری نیست بلکه پروژهای دموکراتیک است؛ پروژهای که میخواهد میان هویت آذربایجانی و شهروندی ایرانی تعارضی نبیند؛ همانگونه که یک فرد میتواند هم آذربایجانی باشد و هم ایرانی، یک واحد فدرال نیز میتواند در عین برخورداری از اختیارات محلی، بخشی از یک ساختار سیاسی مشترک باقی بماند.
به نظر نگارنده، آذربایجان زمانی که از فدرالیسم سخن میگوید در اصل خواهان توزیع عادلانه قدرت، به رسمیت شناختن تنوع ملی و پایان دادن به انحصار سیاسی مرکز است؛ اینچنین فدرالیسم، در معنای عمیق خود، نام دیگر دموکراسی در جامعهای چندملیتی و چندفرهنگی است یا به عبارت دیگر تلاشی برای آنکه قدرت از انحصار خارج شود و به صاحبان واقعی آن یعنی مردم بازگردد.
___
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍6
Forwarded from Təhkiyəانجمن نویسندگی تحکیه
Audio
🔷 باغبانین ایلی
The Gardeners Year
🔷 رژیسسور: جیری هاوئلکا
🔹کارئل چاپئکین باغبانین ایلی اثریندن ایقتیباس اولونموش همین آدلی فیلیمین تحلیلی پادکستی
🔹چئکواسلواکی ادبییاتی و سینماسی
@tahkie آدرس تلگرام
Butajournal.com
#ادبییات #آذربایجان_تورکجه_سی #مودئرن_نثر_تحکییه #اورمو #کارئل_چاپئک #چئکواسلاواکی_ادبییاتی
🟦 کانالیمیزین تلگرامدا لینکی
https://t.me/Tahkie
🟦 کانالیمیزین بلهده لینکی.
ble.ir/join/A2Hg8F3tmf
The Gardeners Year
🔷 رژیسسور: جیری هاوئلکا
🔹کارئل چاپئکین باغبانین ایلی اثریندن ایقتیباس اولونموش همین آدلی فیلیمین تحلیلی پادکستی
🔹چئکواسلواکی ادبییاتی و سینماسی
@tahkie آدرس تلگرام
Butajournal.com
#ادبییات #آذربایجان_تورکجه_سی #مودئرن_نثر_تحکییه #اورمو #کارئل_چاپئک #چئکواسلاواکی_ادبییاتی
🟦 کانالیمیزین تلگرامدا لینکی
https://t.me/Tahkie
🟦 کانالیمیزین بلهده لینکی.
ble.ir/join/A2Hg8F3tmf
👍3
آغاریب شهنازین قارا ساچلاری
ارکین دؤرد یانینا هؤرولوب دووار
گَجیله چئوریلیب گلستان باغی
آچیق دوشورمهیه چیخیب نهیی وار
"شمس پاساژا دؤندو راستا کوچهده"
آخیر گؤی مسجدین گؤم-گؤی گؤزلری
هئیکله چئوریلیب بوردا شهریار
چردهیه بللهنیر داها سؤزلری
یادیندان چیخارتما بو گؤرکملری
فیکریندن کؤرپو چک یورغون تبریزه
چالیش شهرینین دیلسیز دیلی اول
شئعیر یاز اؤزونو کیرلهدنلره
داها قاش قارالیر، قاییت کی گئجه
باغلاسین دستمالین شهرین آلنینا
ائشیکده قالارسان، یوخ اولار کؤلگهن
آجی چای یئریکلر دوداقلارینا
ال آتیب زیله باس، بویا چاتیبسان
گونشی بوغمادان گئجهنین داری
دیله گل آچیلسین، یوخسا بو شهر،–
اوستونه بوشالدار آرتیقلاینی
#مهدی_عظیمی
____
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
ارکین دؤرد یانینا هؤرولوب دووار
گَجیله چئوریلیب گلستان باغی
آچیق دوشورمهیه چیخیب نهیی وار
"شمس پاساژا دؤندو راستا کوچهده"
آخیر گؤی مسجدین گؤم-گؤی گؤزلری
هئیکله چئوریلیب بوردا شهریار
چردهیه بللهنیر داها سؤزلری
یادیندان چیخارتما بو گؤرکملری
فیکریندن کؤرپو چک یورغون تبریزه
چالیش شهرینین دیلسیز دیلی اول
شئعیر یاز اؤزونو کیرلهدنلره
داها قاش قارالیر، قاییت کی گئجه
باغلاسین دستمالین شهرین آلنینا
ائشیکده قالارسان، یوخ اولار کؤلگهن
آجی چای یئریکلر دوداقلارینا
ال آتیب زیله باس، بویا چاتیبسان
گونشی بوغمادان گئجهنین داری
دیله گل آچیلسین، یوخسا بو شهر،–
اوستونه بوشالدار آرتیقلاینی
#مهدی_عظیمی
____
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍7
پاراگراف
مقاله اختصاصی #پاراگراف ۱۳۲۰-۲۴ آراسی آذربایجان دا قورولان تشکیلاتلار ایلک بؤلۆم: آذربایجان زحمتکئشلر تشکیلاتی #آرین_نوروزیان آذربایجان دا ۱۳۲۰ شهریور حادیثهسی (ایکینجی دۆنیا مۆحاریبهسیندن) بری چوْخلو سیاسی حزبلر و فرقهلر یارانیب، بونلارین دا سببی…
مقاله اختصاصی #پاراگراف
۱۳۲۰-۲۴ آراسی آذربایجان دا قورولان تشکیلاتلار
ایکینجی بؤلۆم: آذربایجان جمعیتی
#آرین_نوروزیان
«آذربایجان زحمتکئشلر تشکیلاتی» جیددی بیر حرکات یؤنتمهیه قادیر اوْلمادیغی و خالقین بو تشکیلاتین باشیندا سایقین، گؤزه گلن، ساوادلی و ایش بیلن باشچیلار گؤرمهدیکلریندن دولایی اورتادان قالخدی و آز اؤنجه قورولموش «آذربایجان جمعیتی» سرعت ایله اونون یئرینی توتماغا باشلادی؛ بو جمعیتی تانیماق خالقین اوْ گۆنکو دۆشۆنجهسینی بیلمک اۆچۆن اومورلو بیر قوْنودور.
«آذربایجان جمعیت»-ینی تشکیل ائدنلر سیراسیندان، میرزا علی شبیستری، علی ماشینچی، طاهری، اکبری، هیلال ناصری، محمد بیریا، علی رحیمی، اسماعیل شمس جنابلارینین آدلارینی قئید ائتمک اولار ائلجه «آذربایجان درگیسی»-نین یارانیب، ایکی دیلده «آذربایجان تۆرکجهسی و فارسجا» فعالیت گؤسترمهسی همده او دؤورون تانینمیش شاعیرلریندن اولان بیریا و اعتمادین تورکجه شئعرلرینین بو درگیده یاییملانماسی هم جمعیتین و هم درگینین سمپاتی اورانین یوخاری قالدیردی؛ تبریز خیاوانلارینین آدلارینی دییشدیریب، ستارخان، خیابانی ایله باشقا آذربایجان خالق قهرمانلارینین آدی ایله آدلاندیرماق جمعیتین میللت آراسیندا تانینماسینا ندن اولدو.
آنجاق خالقدان بؤیوک بیر کسیم میللی حاقلار، اکینچی حقوقلاری، ایش، سوسیال تأمینات کیمین داها جیددی اینقیلابلار گؤزلدییندن دولایی ائلجه آذربایجان جمعییتینین پراتیک آلاندا گوجسوز اولدوغوندان دولایی بؤیوک بیر کوتلوی دستهیه صاحیب اولا بیلمدی ائلجه بوندان دولایی تکجه تبریزده اوْرتا طبقه اینسانینا دایانیردی آنجاق «آذربایجان زحمتکئشلر تشکیلاتی» باشقا شهرلر و بؤلگهلردنده کوتلوی دستک آلاراق بیر چوخ ایشچی، اکینچی و آشاغی صینیفی اؤز بونییهسینده توپلامیشدیر.
مشروطیت دؤنمینده ستتارخان ایله شییخ خیابانی کیمین پورترئتلر خالقین دیلیندن دانیشیب، کوتلهنین تمل احتیاجلارینی اؤن پیلانا چیخارتماق ایله گوج قازانمیش اولوردولار آنجاق «آذربایجان جمعیتی» ایله «آذربایجان زحمتکشئلر تشکیلاتی» ایلک باشدا خالقین ایلگیسین قازانمیش اولسادا؛ دؤنمین شرطلرینی گؤزه آلاراق کوتلوی لیدرلردن یوخسون اولدوقلاری، قیسسا زاماندا کوتلوی دستکلرینی ایتیرمکلرینه ندن اولوب مونحل اولماقلارین یول آچمیشدیر.
___
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
۱۳۲۰-۲۴ آراسی آذربایجان دا قورولان تشکیلاتلار
ایکینجی بؤلۆم: آذربایجان جمعیتی
#آرین_نوروزیان
«آذربایجان زحمتکئشلر تشکیلاتی» جیددی بیر حرکات یؤنتمهیه قادیر اوْلمادیغی و خالقین بو تشکیلاتین باشیندا سایقین، گؤزه گلن، ساوادلی و ایش بیلن باشچیلار گؤرمهدیکلریندن دولایی اورتادان قالخدی و آز اؤنجه قورولموش «آذربایجان جمعیتی» سرعت ایله اونون یئرینی توتماغا باشلادی؛ بو جمعیتی تانیماق خالقین اوْ گۆنکو دۆشۆنجهسینی بیلمک اۆچۆن اومورلو بیر قوْنودور.
«آذربایجان جمعیت»-ینی تشکیل ائدنلر سیراسیندان، میرزا علی شبیستری، علی ماشینچی، طاهری، اکبری، هیلال ناصری، محمد بیریا، علی رحیمی، اسماعیل شمس جنابلارینین آدلارینی قئید ائتمک اولار ائلجه «آذربایجان درگیسی»-نین یارانیب، ایکی دیلده «آذربایجان تۆرکجهسی و فارسجا» فعالیت گؤسترمهسی همده او دؤورون تانینمیش شاعیرلریندن اولان بیریا و اعتمادین تورکجه شئعرلرینین بو درگیده یاییملانماسی هم جمعیتین و هم درگینین سمپاتی اورانین یوخاری قالدیردی؛ تبریز خیاوانلارینین آدلارینی دییشدیریب، ستارخان، خیابانی ایله باشقا آذربایجان خالق قهرمانلارینین آدی ایله آدلاندیرماق جمعیتین میللت آراسیندا تانینماسینا ندن اولدو.
آنجاق خالقدان بؤیوک بیر کسیم میللی حاقلار، اکینچی حقوقلاری، ایش، سوسیال تأمینات کیمین داها جیددی اینقیلابلار گؤزلدییندن دولایی ائلجه آذربایجان جمعییتینین پراتیک آلاندا گوجسوز اولدوغوندان دولایی بؤیوک بیر کوتلوی دستهیه صاحیب اولا بیلمدی ائلجه بوندان دولایی تکجه تبریزده اوْرتا طبقه اینسانینا دایانیردی آنجاق «آذربایجان زحمتکئشلر تشکیلاتی» باشقا شهرلر و بؤلگهلردنده کوتلوی دستک آلاراق بیر چوخ ایشچی، اکینچی و آشاغی صینیفی اؤز بونییهسینده توپلامیشدیر.
مشروطیت دؤنمینده ستتارخان ایله شییخ خیابانی کیمین پورترئتلر خالقین دیلیندن دانیشیب، کوتلهنین تمل احتیاجلارینی اؤن پیلانا چیخارتماق ایله گوج قازانمیش اولوردولار آنجاق «آذربایجان جمعیتی» ایله «آذربایجان زحمتکشئلر تشکیلاتی» ایلک باشدا خالقین ایلگیسین قازانمیش اولسادا؛ دؤنمین شرطلرینی گؤزه آلاراق کوتلوی لیدرلردن یوخسون اولدوقلاری، قیسسا زاماندا کوتلوی دستکلرینی ایتیرمکلرینه ندن اولوب مونحل اولماقلارین یول آچمیشدیر.
___
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍4
سرزمین عجیب-1
ویلیام داگلاس
اختصاصی #پاراگراف
ورژن صوتی کتاب «سرزمینی شگفتانگیز و مردمی مهربان و دوست داشتنی»
بخش اول/مقدمه
نویسنده:
#ویلیام_او_داگلاس
مترجم:
#فریدون_سنجری
اجرا:
#دکتر_آیسان_فرجزاده
این اثر، حاصل پژوهش ویلیام او داگلاس (۱۸۹۸-۱۹۸۰) قاضی دستیار دیوان عالی ایالات متحده آمریکا به هنگام بازدید از کشورهای اروپای شرقی و ایران است. او در این کتاب، ضمن بررسی کمونیسم در جنوب مرزهای شوروی، به ویژه در دوسوی آذربایجان، به شرح آداب رسوم و فرهنگ ایلات و عشایر ایران، به ویژه ایل قشقایی و مقایسه آن با تمدن غرب میپردازد. نویسنده همچنین با انتقاد از مسائل و مشکلات غرب، اخلاق و روحیات مردم جنوب قفقاز، آذربایجان و ایران را میستاید.
#سرزمینی_شگفت_انگیز_و_مردمی_مهربان_و_دوست_داشتنی
____
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
ورژن صوتی کتاب «سرزمینی شگفتانگیز و مردمی مهربان و دوست داشتنی»
بخش اول/مقدمه
نویسنده:
#ویلیام_او_داگلاس
مترجم:
#فریدون_سنجری
اجرا:
#دکتر_آیسان_فرجزاده
این اثر، حاصل پژوهش ویلیام او داگلاس (۱۸۹۸-۱۹۸۰) قاضی دستیار دیوان عالی ایالات متحده آمریکا به هنگام بازدید از کشورهای اروپای شرقی و ایران است. او در این کتاب، ضمن بررسی کمونیسم در جنوب مرزهای شوروی، به ویژه در دوسوی آذربایجان، به شرح آداب رسوم و فرهنگ ایلات و عشایر ایران، به ویژه ایل قشقایی و مقایسه آن با تمدن غرب میپردازد. نویسنده همچنین با انتقاد از مسائل و مشکلات غرب، اخلاق و روحیات مردم جنوب قفقاز، آذربایجان و ایران را میستاید.
#سرزمینی_شگفت_انگیز_و_مردمی_مهربان_و_دوست_داشتنی
____
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍5
پوزولان اؤپوشلرین ایزینده قالان بیر سیگارا...
دوداقلارینا باخیردیم
بوتون حوزونلرین قیرمیزیسی دوداقلارینا
دوراقلارین شهناز خیاوانینین آردیسیایدی
شهرین گؤزوندن دوشن بیر منظرهیه بنزهییردین
بو کافهلرین اوتوراجاقلاریندا ماساسیندا.
نئچه کیتاب، نئچه صمد
کول قابلاریندا سؤنن ساعاتلار
یوخسا او قیرمیزلار
آلتمیشلارین دوووارلاریندانمی قاچدیلار سنین دوداقلارینا
باغیشلا ایندی بیلدیم
دوداقلارین دووار
دوداقلارین دار
دوداقلارین نئچه-نئچه چئریکین گئجهسیندن کئچیب
اعدام آخشاملاریندا!
دوداقلارینی تبریزه وئرسن
تبریزین داریخماسی قویار.
آخ!
گؤر نه اولار؟
قوی اعتراف ائدیم
دوداقلاریندان قاچیر بو شعره بو کلمهلر!
یاشاسین دوداقلارینی اؤپوب، اؤلنلر...
#آرش_ساعی
____
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
دوداقلارینا باخیردیم
بوتون حوزونلرین قیرمیزیسی دوداقلارینا
دوراقلارین شهناز خیاوانینین آردیسیایدی
شهرین گؤزوندن دوشن بیر منظرهیه بنزهییردین
بو کافهلرین اوتوراجاقلاریندا ماساسیندا.
نئچه کیتاب، نئچه صمد
کول قابلاریندا سؤنن ساعاتلار
یوخسا او قیرمیزلار
آلتمیشلارین دوووارلاریندانمی قاچدیلار سنین دوداقلارینا
باغیشلا ایندی بیلدیم
دوداقلارین دووار
دوداقلارین دار
دوداقلارین نئچه-نئچه چئریکین گئجهسیندن کئچیب
اعدام آخشاملاریندا!
دوداقلارینی تبریزه وئرسن
تبریزین داریخماسی قویار.
آخ!
گؤر نه اولار؟
قوی اعتراف ائدیم
دوداقلاریندان قاچیر بو شعره بو کلمهلر!
یاشاسین دوداقلارینی اؤپوب، اؤلنلر...
#آرش_ساعی
____
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍5
سرزمین عجیب-2
ویلیام داگلاس
اختصاصی #پاراگراف
ورژن صوتی کتاب «سرزمینی شگفتانگیز و مردمی مهربان و دوست داشتنی»
قسمت دوم/ بخش اول:
کمونیسم در جنوب مرز های شوروی
اصل اول: تبلیغات کمونیستی
نویسنده:
#ویلیام_او_داگلاس
مترجم:
#فریدون_سنجری
اجرا:
#دکتر_آیسان_فرجزاده
این اثر، حاصل پژوهش ویلیام او داگلاس (۱۸۹۸-۱۹۸۰) قاضی دستیار دیوان عالی ایالات متحده آمریکا به هنگام بازدید از کشورهای اروپای شرقی و ایران است. او در این کتاب، ضمن بررسی کمونیسم در جنوب مرزهای شوروی، به ویژه در دوسوی آذربایجان، به شرح آداب رسوم و فرهنگ ایلات و عشایر ایران، به ویژه ایل قشقایی و مقایسه آن با تمدن غرب میپردازد. نویسنده همچنین با انتقاد از مسائل و مشکلات غرب، اخلاق و روحیات مردم جنوب قفقاز، آذربایجان و ایران را میستاید.
#سرزمینی_شگفت_انگیز_و_مردمی_مهربان_و_دوست_داشتنی
____
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
ورژن صوتی کتاب «سرزمینی شگفتانگیز و مردمی مهربان و دوست داشتنی»
قسمت دوم/ بخش اول:
کمونیسم در جنوب مرز های شوروی
اصل اول: تبلیغات کمونیستی
نویسنده:
#ویلیام_او_داگلاس
مترجم:
#فریدون_سنجری
اجرا:
#دکتر_آیسان_فرجزاده
این اثر، حاصل پژوهش ویلیام او داگلاس (۱۸۹۸-۱۹۸۰) قاضی دستیار دیوان عالی ایالات متحده آمریکا به هنگام بازدید از کشورهای اروپای شرقی و ایران است. او در این کتاب، ضمن بررسی کمونیسم در جنوب مرزهای شوروی، به ویژه در دوسوی آذربایجان، به شرح آداب رسوم و فرهنگ ایلات و عشایر ایران، به ویژه ایل قشقایی و مقایسه آن با تمدن غرب میپردازد. نویسنده همچنین با انتقاد از مسائل و مشکلات غرب، اخلاق و روحیات مردم جنوب قفقاز، آذربایجان و ایران را میستاید.
#سرزمینی_شگفت_انگیز_و_مردمی_مهربان_و_دوست_داشتنی
____
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍4
پاراگراف
مقاله اختصاصی #پاراگراف ۱۳۲۰-۲۴ آراسی آذربایجان دا قورولان تشکیلاتلار ایکینجی بؤلۆم: آذربایجان جمعیتی #آرین_نوروزیان «آذربایجان زحمتکئشلر تشکیلاتی» جیددی بیر حرکات یؤنتمهیه قادیر اوْلمادیغی و خالقین بو تشکیلاتین باشیندا سایقین، گؤزه گلن، ساوادلی و ایش…
مقاله اختصاصی #پاراگراف
۱۳۲۰-۲۴ آراسی آذربایجان دا قورولان تشکیلاتلار
اۆچۆنجو بؤلۆم: حزب توده فاشیست آذربایجان
#آرین_نوروزیان
اساساً ۳ شهریور ۱۹۴۱-جی ایل حادیثهسی آذربایجان خالقینا بؤیۆک تکان وئردیینه گؤره هرکس اوْندان ایستیفاده ائتمک فیکرینده ایدی.
تک آزادیخواهلیق دئییل، مرتجعلر ده دالا قالماماق اۆچۆن عۆضولرینه آزادیخواهلیق ماسکاسی چکیب، اوْرتالیغا چیخیب، ایشه گیرمیشدیلر؛ حتی بونلارین ایچهریسینده فاشیست عقیدهلی آداملار دا آز دئییلدی، مخصوصا فاشیست عنصرلری اؤزلرینین جنایتلرینه پرده چکمک مقصدیایله داها آرتیق فعالییت گؤستریردیلر.
حاجی خان چلبی، محمدعلیخان نورآذر، داروغا، اخباری و باشقا فیکیرداشلارینین تشکیل ائتدیکلری آذربایجان توده پارتیسی بو مقصدله قورولموش بیر تشکیلات ایدی؛ واختیندا بۆتۆن سیاسی دستهلره ال تاپماغا چالیشان فهیمی بو تشکیلات ایله ده آذربایجان زحمتکشئلری کیمی رفتار ائدیب، اوْنو اؤزۆنۆن سیاستی سیاستینی ایجرا ائتمک اۆچۆن آلت قرار وئرمهیه اوغورلو اوْلموش و ایستیفاده ائتدیکدن سوْنرا قابا بیر شکیلده داغیتمیشدیر.
بونو قئید ائتمک لازیمدیر کی؛ اخباری و حاجی خان چلبی آلمانلارین جیددی طرفدارلاریندان اوْلدوقلارینا گؤره آذربایجان توده پارتیسی پردهلی بیر فاشیست تشکیلات حالینا سالماق فیکرینده ایدیلر.
محمدعلی داروغا، اینگیلیس کوْنسولخاناسینا منسوب آداملاردان اوْلدوغونا گؤره باشقا گیزلین بیر مقصد ایله حرکت ائدیردی؛ بونلارین آراسیندا کاویان کیمی غیرفاشیست عنصرلرده وار ایدیسه، اوْنلار تشکیلاتی دوْغرو و آذربایجانا باغلی اوْلاراق، دۆزگۆن یوْلا سالا بیلمیردیلر.
سوْنوجدا مرکزی حؤکۆمت، آذربایجانی تمامییله ساکیت حالدا ساخلاماق اۆچۆن اۆزده آزادیخواه، ایچهریدن فاشیست تشکیلاتینی اوْرادا گؤره بیلمهدی.
اساساً تهران حؤکۆمتی آذربایجاندا تشکیلات یارانماسینا ایمکان وئرمک ایستهمیردی، اوْنا بئله گلیردیکی؛ یالانچیلارین عقیدهسیندن آسیلی اوْلمایاراق، خالق کۆتلهلرینین تشکیلاتا توْپلانماغی خطرلیدیر، خالق بیر یئره ییغیشدیقدا تئز یا گئج حقیقت آشکارا چیخیب و تشکیلات آراسیندا خالقین قئیدینه قالان آداملار تاپیلابیلر، بو سببه گؤره اؤزلرینین گؤستهریشی فهیمی اؤزۆنۆن تشکیل وئردیگی آذربایجان توده پارتیسینی داها داوام ائتمهیه قادیر قوْیمادی.
___
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
۱۳۲۰-۲۴ آراسی آذربایجان دا قورولان تشکیلاتلار
اۆچۆنجو بؤلۆم: حزب توده فاشیست آذربایجان
#آرین_نوروزیان
اساساً ۳ شهریور ۱۹۴۱-جی ایل حادیثهسی آذربایجان خالقینا بؤیۆک تکان وئردیینه گؤره هرکس اوْندان ایستیفاده ائتمک فیکرینده ایدی.
تک آزادیخواهلیق دئییل، مرتجعلر ده دالا قالماماق اۆچۆن عۆضولرینه آزادیخواهلیق ماسکاسی چکیب، اوْرتالیغا چیخیب، ایشه گیرمیشدیلر؛ حتی بونلارین ایچهریسینده فاشیست عقیدهلی آداملار دا آز دئییلدی، مخصوصا فاشیست عنصرلری اؤزلرینین جنایتلرینه پرده چکمک مقصدیایله داها آرتیق فعالییت گؤستریردیلر.
حاجی خان چلبی، محمدعلیخان نورآذر، داروغا، اخباری و باشقا فیکیرداشلارینین تشکیل ائتدیکلری آذربایجان توده پارتیسی بو مقصدله قورولموش بیر تشکیلات ایدی؛ واختیندا بۆتۆن سیاسی دستهلره ال تاپماغا چالیشان فهیمی بو تشکیلات ایله ده آذربایجان زحمتکشئلری کیمی رفتار ائدیب، اوْنو اؤزۆنۆن سیاستی سیاستینی ایجرا ائتمک اۆچۆن آلت قرار وئرمهیه اوغورلو اوْلموش و ایستیفاده ائتدیکدن سوْنرا قابا بیر شکیلده داغیتمیشدیر.
بونو قئید ائتمک لازیمدیر کی؛ اخباری و حاجی خان چلبی آلمانلارین جیددی طرفدارلاریندان اوْلدوقلارینا گؤره آذربایجان توده پارتیسی پردهلی بیر فاشیست تشکیلات حالینا سالماق فیکرینده ایدیلر.
محمدعلی داروغا، اینگیلیس کوْنسولخاناسینا منسوب آداملاردان اوْلدوغونا گؤره باشقا گیزلین بیر مقصد ایله حرکت ائدیردی؛ بونلارین آراسیندا کاویان کیمی غیرفاشیست عنصرلرده وار ایدیسه، اوْنلار تشکیلاتی دوْغرو و آذربایجانا باغلی اوْلاراق، دۆزگۆن یوْلا سالا بیلمیردیلر.
سوْنوجدا مرکزی حؤکۆمت، آذربایجانی تمامییله ساکیت حالدا ساخلاماق اۆچۆن اۆزده آزادیخواه، ایچهریدن فاشیست تشکیلاتینی اوْرادا گؤره بیلمهدی.
اساساً تهران حؤکۆمتی آذربایجاندا تشکیلات یارانماسینا ایمکان وئرمک ایستهمیردی، اوْنا بئله گلیردیکی؛ یالانچیلارین عقیدهسیندن آسیلی اوْلمایاراق، خالق کۆتلهلرینین تشکیلاتا توْپلانماغی خطرلیدیر، خالق بیر یئره ییغیشدیقدا تئز یا گئج حقیقت آشکارا چیخیب و تشکیلات آراسیندا خالقین قئیدینه قالان آداملار تاپیلابیلر، بو سببه گؤره اؤزلرینین گؤستهریشی فهیمی اؤزۆنۆن تشکیل وئردیگی آذربایجان توده پارتیسینی داها داوام ائتمهیه قادیر قوْیمادی.
___
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍4
یادداشت اختصاصی #پاراگراف
جستاری پیرامون فدرالیسم در ایران و آذربایجان:
فدرالیسم و ترس از تقسیم قدرت
#اوختای_مجدالدینی_افشار
هر بار که سخن از فدرالیسم به میان میآید، گروهی پیش از آنکه به محتوای بحث گوش دهند، از خطر تجزیه سخن میگویند. گویی هر مطالبهای برای توزیع عادلانه قدرت، هر سخنی از حقوق زبانی و فرهنگی، و هر اعتراضی به تمرکزگرایی، الزاماً مقدمهای برای فروپاشی یک کشور است. اما آیا واقعاً چنین است؟
مسئله آذربایجان در طول دهههای گذشته نه مسئله مرز بوده است و نه مسئله جدایی. مسئله، دیده نشدن بوده است. مسئله این بوده که میلیونها ترک آذربایجانی در سرزمینی که در ساختن تاریخ و فرهنگ آن سهم داشتهاند، همچنان برای ابتداییترین حقوق فرهنگی خود ناچار به مطالبهگری باشند. مسئله این بوده که تصمیمگیری درباره سرنوشت مناطق، اغلب در صدها کیلومتر دورتر و بدون مشارکت واقعی مردم همان مناطق انجام شده است.
فدرالیسم پیش از آنکه یک مدل اداری باشد، پاسخی به این بیعدالتی تاریخی است. فدرالیسم میگوید مردمی که در یک منطقه زندگی میکنند، بهتر از هر کس دیگری نیازها، ظرفیتها و مشکلات خود را میشناسند. فدرالیسم میگوید تمرکز قدرت در یک نقطه، نه نشانه وحدت، بلکه یکی از عوامل اصلی ناکارآمدی و نابرابری است.
آذربایجان از فدرالیسم دفاع میکند، زیرا خواهان مشارکت بیشتر در اداره کشور است؛ زیرا میخواهد زبان مادریاش در مدرسه شنیده شود؛ زیرا میخواهد درباره توسعه اقتصادی، منابع طبیعی، محیط زیست و مسائل فرهنگی خود سهم بیشتری در تصمیمگیری داشته باشد. این خواستهها نه علیه ایران، بلکه برای ساختن ایرانی عادلانهتر است.
وحدت ملی را نمیتوان بر سکوت فرهنگها بنا کرد. همبستگی پایدار از دل احترام متقابل زاده میشود، نه از دل یکسانسازی. کشوری که به تنوع خود اعتماد داشته باشد، از واگذاری بخشی از قدرت به شهروندانش هراسی ندارد. ترس از فدرالیسم، در بسیاری موارد، ترس از تقسیم قدرت است؛ نه ترس از تجزیه.
آینده ایران را نمیتوان با الگوهای یک قرن پیش اداره کرد. جامعه امروز، جامعهای آگاهتر، متکثرتر و مطالبهگرتر است. اگر قرار است همه ملتها و گروههای زبانی ساکن این سرزمین در ساختن آیندهای مشترک سهیم باشند، باید در اداره آن نیز سهمی واقعی داشته باشند.
فدرالیسم از منظر آذربایجان، مطالبه جدایی نیست؛ مطالبه برابری است. مطالبه آن است که هیچ شهروندی به دلیل زبان، فرهنگ یا محل زندگی خود، از مشارکت در سرنوشت خویش محروم نماند. در نهایت، فدرالیسم نه تقسیم جغرافیا، بلکه تقسیم عادلانه قدرت است؛ و عدالت، شرط ماندگاری هر وحدتی است.
____
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
جستاری پیرامون فدرالیسم در ایران و آذربایجان:
فدرالیسم و ترس از تقسیم قدرت
#اوختای_مجدالدینی_افشار
هر بار که سخن از فدرالیسم به میان میآید، گروهی پیش از آنکه به محتوای بحث گوش دهند، از خطر تجزیه سخن میگویند. گویی هر مطالبهای برای توزیع عادلانه قدرت، هر سخنی از حقوق زبانی و فرهنگی، و هر اعتراضی به تمرکزگرایی، الزاماً مقدمهای برای فروپاشی یک کشور است. اما آیا واقعاً چنین است؟
مسئله آذربایجان در طول دهههای گذشته نه مسئله مرز بوده است و نه مسئله جدایی. مسئله، دیده نشدن بوده است. مسئله این بوده که میلیونها ترک آذربایجانی در سرزمینی که در ساختن تاریخ و فرهنگ آن سهم داشتهاند، همچنان برای ابتداییترین حقوق فرهنگی خود ناچار به مطالبهگری باشند. مسئله این بوده که تصمیمگیری درباره سرنوشت مناطق، اغلب در صدها کیلومتر دورتر و بدون مشارکت واقعی مردم همان مناطق انجام شده است.
فدرالیسم پیش از آنکه یک مدل اداری باشد، پاسخی به این بیعدالتی تاریخی است. فدرالیسم میگوید مردمی که در یک منطقه زندگی میکنند، بهتر از هر کس دیگری نیازها، ظرفیتها و مشکلات خود را میشناسند. فدرالیسم میگوید تمرکز قدرت در یک نقطه، نه نشانه وحدت، بلکه یکی از عوامل اصلی ناکارآمدی و نابرابری است.
آذربایجان از فدرالیسم دفاع میکند، زیرا خواهان مشارکت بیشتر در اداره کشور است؛ زیرا میخواهد زبان مادریاش در مدرسه شنیده شود؛ زیرا میخواهد درباره توسعه اقتصادی، منابع طبیعی، محیط زیست و مسائل فرهنگی خود سهم بیشتری در تصمیمگیری داشته باشد. این خواستهها نه علیه ایران، بلکه برای ساختن ایرانی عادلانهتر است.
وحدت ملی را نمیتوان بر سکوت فرهنگها بنا کرد. همبستگی پایدار از دل احترام متقابل زاده میشود، نه از دل یکسانسازی. کشوری که به تنوع خود اعتماد داشته باشد، از واگذاری بخشی از قدرت به شهروندانش هراسی ندارد. ترس از فدرالیسم، در بسیاری موارد، ترس از تقسیم قدرت است؛ نه ترس از تجزیه.
آینده ایران را نمیتوان با الگوهای یک قرن پیش اداره کرد. جامعه امروز، جامعهای آگاهتر، متکثرتر و مطالبهگرتر است. اگر قرار است همه ملتها و گروههای زبانی ساکن این سرزمین در ساختن آیندهای مشترک سهیم باشند، باید در اداره آن نیز سهمی واقعی داشته باشند.
فدرالیسم از منظر آذربایجان، مطالبه جدایی نیست؛ مطالبه برابری است. مطالبه آن است که هیچ شهروندی به دلیل زبان، فرهنگ یا محل زندگی خود، از مشارکت در سرنوشت خویش محروم نماند. در نهایت، فدرالیسم نه تقسیم جغرافیا، بلکه تقسیم عادلانه قدرت است؛ و عدالت، شرط ماندگاری هر وحدتی است.
____
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍4
یادداشت اختصاصی #پاراگراف
جستاری پیرامون فدرالیسم در ایران و آذربایجان:
نان و فدرالیسم؛ مطالبهای فوق امنیتی
#محسن_غایبزاده
مطالبه آذربایجان از تهران را میتوان در دو واژه خلاصه کرد: «نان و فدرالیسم».
نان، یعنی توسعه متوازن، رفع تبعیض و برخورداری عادلانه از ثروت و فرصتهای ملی. فدرالیسم نیز نماد مطالبهای عمیقتر است؛ مشارکت در قدرت، اداره امور محلی و پایان دادن به انحصار تصمیمگیری در مرکز.
اما مشکل از جایی آغاز میشود که دولتهای مستقر در تهران، فارغ از نام و ایدئولوژیشان، حاضر نشدهاند این مطالبات را به عنوان مطالباتی سیاسی و مشروع به رسمیت بشناسند. از عصر پهلوی تا جمهوری اسلامی، پاسخ غالب نه گفتوگو، بلکه امنیتی سازی بوده است.
در یکصد سال گذشته، هر صدایی که از توزیع قدرت، حقوق زبانی، خودگردانی محلی یا بازنگری در ساختار متمرکز کشور سخن گفته، پیش از آنکه شنیده شود محاکمه شده است. برچسبهایی چون «تجزیهطلب»، «عامل بیگانه» و «پانترک» نه برای پاسخ به استدلالها، بلکه برای حذف صورت مسئله به کار گرفته شدهاند.
طنز تلخ ماجرا اینجاست که متهمان تغییر کردهاند اما اتهام ثابت مانده است. دیروز گفته میشد این مطالبات ساخته و پرداخته شوروی است، امروز گفته میشود محصول نفوذ ترکیه یا جمهوری آذربایجان است. گویی میلیونها شهروند آذربایجانی در طول یک قرن، فاقد اراده و شعور سیاسی مستقل بودهاند و همواره باید مطالباتشان را به پایتختهای خارجی نسبت داد.
این روایت امنیتی یک کارکرد مشخص دارد؛ فرار از پاسخگویی. زیرا پاسخ دادن به مطالبات اقتصادی، فرهنگی و سیاسی دشوار است، اما چسباندن برچسبهای امنیتی بسیار آسانتر. در چنین وضعیتی، به جای آنکه تمرکزگرایی مورد پرسش قرار گیرد، منتقدان تمرکزگرایی به محاکمه کشیده میشوند.
واقعیت آن است که بزرگترین تهدید برای همبستگی ملی نه طرح مطالبات دموکراتیک، بلکه انکار مستمر آنهاست. کشوری که نتواند درباره نحوه توزیع قدرت، حقوق فرهنگی و عدالت منطقهای گفتوگو کند، ناگزیر شکافهای خود را عمیقتر خواهد کرد.
آذربایجان در طول یک قرن گذشته بیش از آنکه خواهان جدایی باشد، خواهان دیده شدن بوده است؛ بیش از آنکه به دنبال مرزهای جدید باشد، در پی بازتعریف رابطه خود با مرکز بوده است. با این حال، تهران اغلب ترجیح داده است به جای شنیدن این صدا، آن را در هیاهوی اتهامهای امنیتی گم کند.
شاید زمان آن رسیده باشد که به جای پرسیدن «چه کسی پشت این مطالبات است؟» پرسیده شود «چرا این مطالبات پس از یک قرن همچنان پابرجاست؟». پاسخ به این پرسش میتواند آغاز حل مسئله باشد؛ مسئلهای که نه با برچسبزنی، بلکه تنها با پذیرش تکثر و بازتوزیع قدرت قابل حل است.
____
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
جستاری پیرامون فدرالیسم در ایران و آذربایجان:
نان و فدرالیسم؛ مطالبهای فوق امنیتی
#محسن_غایبزاده
مطالبه آذربایجان از تهران را میتوان در دو واژه خلاصه کرد: «نان و فدرالیسم».
نان، یعنی توسعه متوازن، رفع تبعیض و برخورداری عادلانه از ثروت و فرصتهای ملی. فدرالیسم نیز نماد مطالبهای عمیقتر است؛ مشارکت در قدرت، اداره امور محلی و پایان دادن به انحصار تصمیمگیری در مرکز.
اما مشکل از جایی آغاز میشود که دولتهای مستقر در تهران، فارغ از نام و ایدئولوژیشان، حاضر نشدهاند این مطالبات را به عنوان مطالباتی سیاسی و مشروع به رسمیت بشناسند. از عصر پهلوی تا جمهوری اسلامی، پاسخ غالب نه گفتوگو، بلکه امنیتی سازی بوده است.
در یکصد سال گذشته، هر صدایی که از توزیع قدرت، حقوق زبانی، خودگردانی محلی یا بازنگری در ساختار متمرکز کشور سخن گفته، پیش از آنکه شنیده شود محاکمه شده است. برچسبهایی چون «تجزیهطلب»، «عامل بیگانه» و «پانترک» نه برای پاسخ به استدلالها، بلکه برای حذف صورت مسئله به کار گرفته شدهاند.
طنز تلخ ماجرا اینجاست که متهمان تغییر کردهاند اما اتهام ثابت مانده است. دیروز گفته میشد این مطالبات ساخته و پرداخته شوروی است، امروز گفته میشود محصول نفوذ ترکیه یا جمهوری آذربایجان است. گویی میلیونها شهروند آذربایجانی در طول یک قرن، فاقد اراده و شعور سیاسی مستقل بودهاند و همواره باید مطالباتشان را به پایتختهای خارجی نسبت داد.
این روایت امنیتی یک کارکرد مشخص دارد؛ فرار از پاسخگویی. زیرا پاسخ دادن به مطالبات اقتصادی، فرهنگی و سیاسی دشوار است، اما چسباندن برچسبهای امنیتی بسیار آسانتر. در چنین وضعیتی، به جای آنکه تمرکزگرایی مورد پرسش قرار گیرد، منتقدان تمرکزگرایی به محاکمه کشیده میشوند.
واقعیت آن است که بزرگترین تهدید برای همبستگی ملی نه طرح مطالبات دموکراتیک، بلکه انکار مستمر آنهاست. کشوری که نتواند درباره نحوه توزیع قدرت، حقوق فرهنگی و عدالت منطقهای گفتوگو کند، ناگزیر شکافهای خود را عمیقتر خواهد کرد.
آذربایجان در طول یک قرن گذشته بیش از آنکه خواهان جدایی باشد، خواهان دیده شدن بوده است؛ بیش از آنکه به دنبال مرزهای جدید باشد، در پی بازتعریف رابطه خود با مرکز بوده است. با این حال، تهران اغلب ترجیح داده است به جای شنیدن این صدا، آن را در هیاهوی اتهامهای امنیتی گم کند.
شاید زمان آن رسیده باشد که به جای پرسیدن «چه کسی پشت این مطالبات است؟» پرسیده شود «چرا این مطالبات پس از یک قرن همچنان پابرجاست؟». پاسخ به این پرسش میتواند آغاز حل مسئله باشد؛ مسئلهای که نه با برچسبزنی، بلکه تنها با پذیرش تکثر و بازتوزیع قدرت قابل حل است.
____
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍7
#سئوگی_فیلیشی
و سئوگی قارا بیبردیر/ و سئوگی آذان شازقیسیدیر
و سئوگی، فیلیشسیز گؤستریر هر نهیی بیزه
و سئوگی فانتزی چؤرکلرین دوزسوزبوغودور،
اورمو گؤلونون دوزلاغی
و سانکی «فاطما خانیم»ین ساری اینهیینین اتیندن دوزلمیش کالباسدیر نیفرت!
سئوگیمله نفرتیم گیزلن قاچ اوینور
آخی سورگونم
و سورگونه سئوگیدن بؤیوک نفرت گرکدیر!
بیر فیلیش گؤسترسنم!!
بو منم، اوخولدان قووولموش بیر اؤیرنجی کی
آیاق یالین گزیر ناغیل کتابلارین.
قولتوغومدا قالوووش باشماق
و بیر کامیوندا آغ آتین حسدی
و آرزولاریم آغ آمبولانسدا.
بیر فیلیش گؤسترسنم!
ساری اینهیین غوربت خیابانلاریندا باش آغری توتوب،
سئوگیم دمیر جینگیلتیسیندان هورکور
بیر فیلیش گؤسترسنم!
ایییرمی بیر مرتبهلی بینانین اؤزل زنگینه
پنجرهدن باخما گولوم،
وئجه گلمز آیفون ایندی
-گل آچ قاپینی
یولداش منی قورد آپارماز
قاپینیزداکی کؤپکلردن منی قورو...
#سعید_موغانلی
____
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
و سئوگی قارا بیبردیر/ و سئوگی آذان شازقیسیدیر
و سئوگی، فیلیشسیز گؤستریر هر نهیی بیزه
و سئوگی فانتزی چؤرکلرین دوزسوزبوغودور،
اورمو گؤلونون دوزلاغی
و سانکی «فاطما خانیم»ین ساری اینهیینین اتیندن دوزلمیش کالباسدیر نیفرت!
سئوگیمله نفرتیم گیزلن قاچ اوینور
آخی سورگونم
و سورگونه سئوگیدن بؤیوک نفرت گرکدیر!
بیر فیلیش گؤسترسنم!!
بو منم، اوخولدان قووولموش بیر اؤیرنجی کی
آیاق یالین گزیر ناغیل کتابلارین.
قولتوغومدا قالوووش باشماق
و بیر کامیوندا آغ آتین حسدی
و آرزولاریم آغ آمبولانسدا.
بیر فیلیش گؤسترسنم!
ساری اینهیین غوربت خیابانلاریندا باش آغری توتوب،
سئوگیم دمیر جینگیلتیسیندان هورکور
بیر فیلیش گؤسترسنم!
ایییرمی بیر مرتبهلی بینانین اؤزل زنگینه
پنجرهدن باخما گولوم،
وئجه گلمز آیفون ایندی
-گل آچ قاپینی
یولداش منی قورد آپارماز
قاپینیزداکی کؤپکلردن منی قورو...
#سعید_موغانلی
____
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍4
جستار اختصاصی #پاراگراف
آیا نابرابری طبقاتی میتواند حکومتها را نجات میدهد؟
#مهدی_سهندی
در اندیشه سیاسی مرسوم، فروپاشی حکومتها معمولاً با چهار عامل پیوند خورده است: کودتای نظامی، جنگ داخلی، حضور نیروهای بیگانه، یا انقلاب تودهای. اما واقعیت تاریخی نشان میدهد که بسیاری از رژیمهای دیکتاتوری و توتالیتر قرن بیستم و بیستویکم، با وجود مواجهه با همه این عوامل، همچنان پابرجا ماندهاند؛ برعکس، برخی از قدرتمندترین نظامهای سیاسی نه با گلوله، که با سقوطِ تدریجیِ «قدرت خریدِ همگانی» از هم پاشیدهاند. میتوان استدلال کرد که فروپاشی اقتصادیِ مطلق، شرط کافی برای سقوط حکومت نیست؛ بلکه شیوه توزیعِ شوک اقتصادی در میان طبقات اجتماعی، نقش تعیینکنندهای دارد.
در این چارچوب، مورد ایران پس از دو جنگ کوتاه (۱۲ روزه خرداد و ۴۰ روزه رمضان) و اعتراضات پیوسته از سال ۸۸، نمونهای گویاست: حکومت برجای ماند، اما زخمهای اقتصادی عمیقتر از همیشه شد. چرا فروپاشی رخ نداد؟ پاسخ را باید در همان چیزی جست که معمولاً دلیل شکنندگی تصور میشود: نابرابری طبقاتی افراطی.
در سپتامبر ۲۰۱۸، بانک مرکزی ایران نرخ تورم را حدود ۳۷٪ درصد اعلام کرد، اما نهادهای مستقل بینالمللی آن را نزدیک ۲۰۰ درصد در برخی کالاهای اساسی تخمین زدند. با این حال، فروپاشی در حکومت اتفاق نیافتاد، چرا؟ زیرا توزیع فقر در ایران به شکلی طبقاتی و قطبی شده است؛ قشری در پایین هرم (کارگران روزمزد، حاشیهنشینان، مهاجران افغان) چنان در فقر مطلق به سر میبرند که کاهش بیشترِ قدرت خرید، دیگر «شوک» محسوب نمیشود؛ آنها مدام در وضعیت بقا بودهاند. در سوی دیگر، طبقه ثروتمندِ متصل به قدرت و رانت (بنیادها، قراردادهای نفتی، دلالان ارز) به لطف دسترسی به ارز ترجیحی، طلا، مسکن و بازارهای موازی، نه تنها آسیب جدی ندیدهاند، بلکه در بحرانهای ارزی سود کلان هم بردهاند. گروه میانی - معلم، مهندس، پرستار، کارمند دولت - آنهایی که روزگاری «طبقه متوسطِ مرفه» محسوب میشدند، اکنون در منطقهٔ خاکستریِ «نه چنان فقیر که بمیرند، نه چنان غنی که نفس بکشند» گرفتار شدهاند. این گروه انباشت خشم دارد، اما تنهایی نمیتواند حکومتی را ساقط کند، مگر اینکه فقرای مطلق و ثروتمندانِ ناراضی نیز به آن بپیوندند. اما در ایران، فقرا به دلیل ناامیدی مزمن و وابستگی به کمکهای حداقلیِ حکومتی، کمتر وارد اقدام جمعی میشوند و ثروتمندان نیز به واسطهٔ نفوذ و رانت، به ثبات موجود رضایت دارند. نتیجه: فروپاشی اقتصادی «حس نمیشود»، نه به این معنا که اتفاق نمیافتد، بلکه به این معنا که به شکلی همگن و فراگیر همهٔ لایههای جامعه را در بر نمیگیرد.
اینجا به یک پارادوکس تاریخی میرسیم که تصور رایج میگوید: فقر بیشتر → خشم بیشتر → سقوط سریعتر. اما شواهد خلاف آن را نشان میدهد.
انقلاب فرانسه (۱۷۸۹) نه در عمیقترین نقطه فقر مطلق، بلکه در دورهای رخ داد که دهقانان و بورژوازیِ شهری تقریباً همزمان و به یک نسبت قدرت خرید خود را از دست دادند؛ بحران غله، مالیاتهای سنگین بر طبقه سوم در حالی که اشراف معاف بودند، و ورشکستگی شاه باعث شد یک «شوک اقتصادی متوازن» به همهٔ طبقات غیرممتاز ضربه بزند. حتی فقرای پاریس و دهقانان دورافتاده، احساس مشترک «یکسان شدن درد» داشتند.
در روسیه تزاری (فوریه ۱۹۱۷) نیز چنین بود: شکستهای جنگی با قحطی و تورم سرسامآور همراه شد، اما مهمتر از آن، نیروی کار شهری، سربازان (که خود از طبقه دهقان بودند) و دهقانان گرسنه همگی یک بحران اقتصادی واحد را تجربه کردند؛ توزیع نان و سوخت در پتروگراد چنان ناعادلانه بود که دیگر «طبقهای» نمیتوانست خود را از دیگری جدا کند. فروپاشی شوروی (۱۹۹۱) نیز یک مورد کلاسیک از برابری ناگهانی در فقر است: در اواخر دهه ۱۹۸۰، شکاف طبقاتی در شوروی نسبتاً کم بود، اما کمبود همگن کالاهای اساسی (صابون، گوشت، کفش) و کاهش یکسانِ استاندارد زندگی میان کارگر کارخانه، مهندس و کارمند حزب، زمینهساز بیاعتمادی سراسری به پرسترویکا شد.
ادامه مطلب:
https://telegra.ph/%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%B5%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81-06-07
_______
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
آیا نابرابری طبقاتی میتواند حکومتها را نجات میدهد؟
#مهدی_سهندی
در اندیشه سیاسی مرسوم، فروپاشی حکومتها معمولاً با چهار عامل پیوند خورده است: کودتای نظامی، جنگ داخلی، حضور نیروهای بیگانه، یا انقلاب تودهای. اما واقعیت تاریخی نشان میدهد که بسیاری از رژیمهای دیکتاتوری و توتالیتر قرن بیستم و بیستویکم، با وجود مواجهه با همه این عوامل، همچنان پابرجا ماندهاند؛ برعکس، برخی از قدرتمندترین نظامهای سیاسی نه با گلوله، که با سقوطِ تدریجیِ «قدرت خریدِ همگانی» از هم پاشیدهاند. میتوان استدلال کرد که فروپاشی اقتصادیِ مطلق، شرط کافی برای سقوط حکومت نیست؛ بلکه شیوه توزیعِ شوک اقتصادی در میان طبقات اجتماعی، نقش تعیینکنندهای دارد.
در این چارچوب، مورد ایران پس از دو جنگ کوتاه (۱۲ روزه خرداد و ۴۰ روزه رمضان) و اعتراضات پیوسته از سال ۸۸، نمونهای گویاست: حکومت برجای ماند، اما زخمهای اقتصادی عمیقتر از همیشه شد. چرا فروپاشی رخ نداد؟ پاسخ را باید در همان چیزی جست که معمولاً دلیل شکنندگی تصور میشود: نابرابری طبقاتی افراطی.
در سپتامبر ۲۰۱۸، بانک مرکزی ایران نرخ تورم را حدود ۳۷٪ درصد اعلام کرد، اما نهادهای مستقل بینالمللی آن را نزدیک ۲۰۰ درصد در برخی کالاهای اساسی تخمین زدند. با این حال، فروپاشی در حکومت اتفاق نیافتاد، چرا؟ زیرا توزیع فقر در ایران به شکلی طبقاتی و قطبی شده است؛ قشری در پایین هرم (کارگران روزمزد، حاشیهنشینان، مهاجران افغان) چنان در فقر مطلق به سر میبرند که کاهش بیشترِ قدرت خرید، دیگر «شوک» محسوب نمیشود؛ آنها مدام در وضعیت بقا بودهاند. در سوی دیگر، طبقه ثروتمندِ متصل به قدرت و رانت (بنیادها، قراردادهای نفتی، دلالان ارز) به لطف دسترسی به ارز ترجیحی، طلا، مسکن و بازارهای موازی، نه تنها آسیب جدی ندیدهاند، بلکه در بحرانهای ارزی سود کلان هم بردهاند. گروه میانی - معلم، مهندس، پرستار، کارمند دولت - آنهایی که روزگاری «طبقه متوسطِ مرفه» محسوب میشدند، اکنون در منطقهٔ خاکستریِ «نه چنان فقیر که بمیرند، نه چنان غنی که نفس بکشند» گرفتار شدهاند. این گروه انباشت خشم دارد، اما تنهایی نمیتواند حکومتی را ساقط کند، مگر اینکه فقرای مطلق و ثروتمندانِ ناراضی نیز به آن بپیوندند. اما در ایران، فقرا به دلیل ناامیدی مزمن و وابستگی به کمکهای حداقلیِ حکومتی، کمتر وارد اقدام جمعی میشوند و ثروتمندان نیز به واسطهٔ نفوذ و رانت، به ثبات موجود رضایت دارند. نتیجه: فروپاشی اقتصادی «حس نمیشود»، نه به این معنا که اتفاق نمیافتد، بلکه به این معنا که به شکلی همگن و فراگیر همهٔ لایههای جامعه را در بر نمیگیرد.
اینجا به یک پارادوکس تاریخی میرسیم که تصور رایج میگوید: فقر بیشتر → خشم بیشتر → سقوط سریعتر. اما شواهد خلاف آن را نشان میدهد.
انقلاب فرانسه (۱۷۸۹) نه در عمیقترین نقطه فقر مطلق، بلکه در دورهای رخ داد که دهقانان و بورژوازیِ شهری تقریباً همزمان و به یک نسبت قدرت خرید خود را از دست دادند؛ بحران غله، مالیاتهای سنگین بر طبقه سوم در حالی که اشراف معاف بودند، و ورشکستگی شاه باعث شد یک «شوک اقتصادی متوازن» به همهٔ طبقات غیرممتاز ضربه بزند. حتی فقرای پاریس و دهقانان دورافتاده، احساس مشترک «یکسان شدن درد» داشتند.
در روسیه تزاری (فوریه ۱۹۱۷) نیز چنین بود: شکستهای جنگی با قحطی و تورم سرسامآور همراه شد، اما مهمتر از آن، نیروی کار شهری، سربازان (که خود از طبقه دهقان بودند) و دهقانان گرسنه همگی یک بحران اقتصادی واحد را تجربه کردند؛ توزیع نان و سوخت در پتروگراد چنان ناعادلانه بود که دیگر «طبقهای» نمیتوانست خود را از دیگری جدا کند. فروپاشی شوروی (۱۹۹۱) نیز یک مورد کلاسیک از برابری ناگهانی در فقر است: در اواخر دهه ۱۹۸۰، شکاف طبقاتی در شوروی نسبتاً کم بود، اما کمبود همگن کالاهای اساسی (صابون، گوشت، کفش) و کاهش یکسانِ استاندارد زندگی میان کارگر کارخانه، مهندس و کارمند حزب، زمینهساز بیاعتمادی سراسری به پرسترویکا شد.
ادامه مطلب:
https://telegra.ph/%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%B5%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81-06-07
_______
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
Telegraph
جستار اختصاصی #پاراگراف
جستار اختصاصی #پاراگراف آیا نابرابری طبقاتی میتواند حکومتها را نجات میدهد؟ #مهدی_سهندی در اندیشه سیاسی مرسوم، فروپاشی حکومتها معمولاً با چهار عامل پیوند خورده است: کودتای نظامی، جنگ داخلی، حضور نیروهای بیگانه، یا انقلاب تودهای. اما واقعیت تاریخی نشان…
👍4
فایل و یادداشت اختصاصی #پاراگراف
به بهانه انتشار ورژن صوتی مجموعه یادداشت «قار چیچکلری» به قلم یوروش مهرعلی بیگلو:
قارچیچکلری؛ روایت رویش در زمستان
یادداشت: #آتیلا_حاجیزاده
اجرا صوتی: #دکتر_آیسان_فرجزاده
برخی کتابها حاصل آسودگی و فراغتاند و برخی دیگر از دل رنج و محرومیت زاده میشوند و «قارچیچکلری» از گونه دوم به شمار میآید؛ یادداشتهایی که در فضای بسته زندان نوشته شدهاند، اما افق نگاهشان از دیوارهای بلند زندان فراتر میرود اینچنین اثر، تنها شرح روزهای حبس یک زندانی سیاسی نیست بلکه روایت انسانی است که در مواجهه با محدودیت، به بازاندیشی در معنای آزادی، هویت، وطن و مسئولیت اجتماعی میپردازد.
یوروش مهرعلیبیگلو در این یادداشتها، زندان را صرفاً بهعنوان یک مکان توصیف نمیکند؛ زندان در نوشتههای او به استعارهای از وضعیت انسان معاصر تبدیل میشود، بگونهای که انسانی که گاه در بند ساختارهای سیاسی، گاه اسیر بیعدالتی و گاه گرفتار فراموشی تاریخی است و از همین رو «قارچیچکلری» را نمیتوان فقط یک خاطرهنگاری زندان دانست چرا که این اثر بیش از هر چیز تلاشی برای حفظ حافظه و مقاومت در برابر فراموشی است.
عنوان کتاب نیز معنایی ژرف در خود نهفته دارد. «قارچیچکلری» یا شکوفه های برف، نماد رویش در دل سرما و ایستادگی در برابر زمستان است و یادآور آنکه که گلهای کوچک از زیر لایههای برف سر برمیآورند، امید و آرمان نیز در سختترین شرایط راه خود را به سوی زندگی میگشایند؛ یادداشتهای این کتاب نیز سطرهایی هستند که از دل محدودیت متولد شدهاند اما وجودشان سرشار از میل به زندگی، آزادی و آینده است.
در لابهلای صفحات کتاب، دغدغههای یک فعال آذربایجانی به وضوح خودنمایی میکند و اینچنین مسئله هویت، زبان مادری، عدالت و حقوق شهروندی را نه در قالب شعار، بلکه از خلال تجربه زیسته خود روایت میکند. نویسنده میکوشد نشان دهد که زندان میتواند جسم انسان را محدود کند، اما اندیشه را نه. از همین رو، «قارچیچکلری» بیش از آنکه روایت شکست باشد، روایت پایداری است؛ بیش از آنکه درباره زندان باشد، درباره آزادی است.
این کتاب سندی از یک دوره تاریخی و در عین حال متنی انسانی و جهانشمول است. مخاطب، فارغ از گرایش فکری یا سیاسی خود، میتواند در آن صدای انسانی را بشنود که در تاریکترین لحظات نیز از امید دست نمیکشد و همچنان به امکان فردایی روشن باور دارد.
«قارچیچکلری» یادآور این حقیقت است که زمستان هرچقدر طولانی باشد، گلهای برف سرانجام راه خود را به سوی نور پیدا خواهند کرد.
فایل صوتی مجموعه یادداشت های «قار چیچکلری» با اجرای #دکتر_آیسان_فرجزاده برای اولین بار و به شکل اختصاصی از کانال #پاراگراف منتشر میشود لذا خواهشمند است بازنشر آن با ذکر و ارجاع به مجرای #پاراگراف انجام گیرد.
فایل صوتی «قار چیچکلری» یادداشت های زندان «یوروش مهرعلی بیگلو»:
https://t.me/Paragraph/806
____
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
به بهانه انتشار ورژن صوتی مجموعه یادداشت «قار چیچکلری» به قلم یوروش مهرعلی بیگلو:
قارچیچکلری؛ روایت رویش در زمستان
یادداشت: #آتیلا_حاجیزاده
اجرا صوتی: #دکتر_آیسان_فرجزاده
برخی کتابها حاصل آسودگی و فراغتاند و برخی دیگر از دل رنج و محرومیت زاده میشوند و «قارچیچکلری» از گونه دوم به شمار میآید؛ یادداشتهایی که در فضای بسته زندان نوشته شدهاند، اما افق نگاهشان از دیوارهای بلند زندان فراتر میرود اینچنین اثر، تنها شرح روزهای حبس یک زندانی سیاسی نیست بلکه روایت انسانی است که در مواجهه با محدودیت، به بازاندیشی در معنای آزادی، هویت، وطن و مسئولیت اجتماعی میپردازد.
یوروش مهرعلیبیگلو در این یادداشتها، زندان را صرفاً بهعنوان یک مکان توصیف نمیکند؛ زندان در نوشتههای او به استعارهای از وضعیت انسان معاصر تبدیل میشود، بگونهای که انسانی که گاه در بند ساختارهای سیاسی، گاه اسیر بیعدالتی و گاه گرفتار فراموشی تاریخی است و از همین رو «قارچیچکلری» را نمیتوان فقط یک خاطرهنگاری زندان دانست چرا که این اثر بیش از هر چیز تلاشی برای حفظ حافظه و مقاومت در برابر فراموشی است.
عنوان کتاب نیز معنایی ژرف در خود نهفته دارد. «قارچیچکلری» یا شکوفه های برف، نماد رویش در دل سرما و ایستادگی در برابر زمستان است و یادآور آنکه که گلهای کوچک از زیر لایههای برف سر برمیآورند، امید و آرمان نیز در سختترین شرایط راه خود را به سوی زندگی میگشایند؛ یادداشتهای این کتاب نیز سطرهایی هستند که از دل محدودیت متولد شدهاند اما وجودشان سرشار از میل به زندگی، آزادی و آینده است.
در لابهلای صفحات کتاب، دغدغههای یک فعال آذربایجانی به وضوح خودنمایی میکند و اینچنین مسئله هویت، زبان مادری، عدالت و حقوق شهروندی را نه در قالب شعار، بلکه از خلال تجربه زیسته خود روایت میکند. نویسنده میکوشد نشان دهد که زندان میتواند جسم انسان را محدود کند، اما اندیشه را نه. از همین رو، «قارچیچکلری» بیش از آنکه روایت شکست باشد، روایت پایداری است؛ بیش از آنکه درباره زندان باشد، درباره آزادی است.
این کتاب سندی از یک دوره تاریخی و در عین حال متنی انسانی و جهانشمول است. مخاطب، فارغ از گرایش فکری یا سیاسی خود، میتواند در آن صدای انسانی را بشنود که در تاریکترین لحظات نیز از امید دست نمیکشد و همچنان به امکان فردایی روشن باور دارد.
«قارچیچکلری» یادآور این حقیقت است که زمستان هرچقدر طولانی باشد، گلهای برف سرانجام راه خود را به سوی نور پیدا خواهند کرد.
فایل صوتی مجموعه یادداشت های «قار چیچکلری» با اجرای #دکتر_آیسان_فرجزاده برای اولین بار و به شکل اختصاصی از کانال #پاراگراف منتشر میشود لذا خواهشمند است بازنشر آن با ذکر و ارجاع به مجرای #پاراگراف انجام گیرد.
فایل صوتی «قار چیچکلری» یادداشت های زندان «یوروش مهرعلی بیگلو»:
https://t.me/Paragraph/806
____
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
Telegram
پاراگراف
فایل و یادداشت اختصاصی #پاراگراف
به بهانه انتشار ورژن صوتی مجموعه یادداشت «قار چیچکلری» به قلم یوروش مهرعلی بیگلو:
قارچیچکلری؛ روایت رویش در زمستان
یادداشت: #آتیلا_حاجیزاده
اجرا صوتی: #دکتر_آیسان_فرجزاده
برخی کتابها حاصل آسودگی و فراغتاند و برخی دیگر…
به بهانه انتشار ورژن صوتی مجموعه یادداشت «قار چیچکلری» به قلم یوروش مهرعلی بیگلو:
قارچیچکلری؛ روایت رویش در زمستان
یادداشت: #آتیلا_حاجیزاده
اجرا صوتی: #دکتر_آیسان_فرجزاده
برخی کتابها حاصل آسودگی و فراغتاند و برخی دیگر…
👍5
Qar çiçəkləri-tutuqlanma sorğulanma işkəncə.zip
444.7 MB
فایل و یادداشت اختصاصی #پاراگراف
به بهانه انتشار ورژن صوتی مجموعه یادداشت «قار چیچکلری» به قلم یوروش مهرعلی بیگلو:
قارچیچکلری؛ روایت رویش در زمستان
یادداشت: #آتیلا_حاجیزاده
اجرا صوتی: #دکتر_آیسان_فرجزاده
برخی کتابها حاصل آسودگی و فراغتاند و برخی دیگر از دل رنج و محرومیت زاده میشوند و «قارچیچکلری» از گونه دوم به شمار میآید؛ یادداشتهایی که در فضای بسته زندان نوشته شدهاند، اما افق نگاهشان از دیوارهای بلند زندان فراتر میرود اینچنین اثر، تنها شرح روزهای حبس یک زندانی سیاسی نیست بلکه روایت انسانی است که در مواجهه با محدودیت، به بازاندیشی در معنای آزادی، هویت، وطن و مسئولیت اجتماعی میپردازد.
ادامه یادداشت:
https://telegra.ph/%D9%81%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D9%88-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%B5%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81-06-07
____
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
به بهانه انتشار ورژن صوتی مجموعه یادداشت «قار چیچکلری» به قلم یوروش مهرعلی بیگلو:
قارچیچکلری؛ روایت رویش در زمستان
یادداشت: #آتیلا_حاجیزاده
اجرا صوتی: #دکتر_آیسان_فرجزاده
برخی کتابها حاصل آسودگی و فراغتاند و برخی دیگر از دل رنج و محرومیت زاده میشوند و «قارچیچکلری» از گونه دوم به شمار میآید؛ یادداشتهایی که در فضای بسته زندان نوشته شدهاند، اما افق نگاهشان از دیوارهای بلند زندان فراتر میرود اینچنین اثر، تنها شرح روزهای حبس یک زندانی سیاسی نیست بلکه روایت انسانی است که در مواجهه با محدودیت، به بازاندیشی در معنای آزادی، هویت، وطن و مسئولیت اجتماعی میپردازد.
ادامه یادداشت:
https://telegra.ph/%D9%81%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D9%88-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%B5%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81-06-07
____
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍6
سئوگیدن مست اولاراق، چؤندو واراق، سندن ایراق
باتدی گون، اسدی گئجه، سؤندو چیراق، سندن ایراق
حرامی سنله، فقط سنله حلال سؤیلهمیش عشق
بویور عشق اهلی ناسیل ایچسین عاراق، سندن ایراق؟!
اؤزومو گؤرمهیه ده گلمیر اوزوم، نئیلهمهلی؟!
منی چوخدان اونودوب آینا-داراق، سندن ایراق
دیرییَم، عشقینی کؤنلومده دیری ساخلاماغا
یوخسا، یوخ عؤمره-گونه منده ماراق، سندن ایراق
تکجه شنلیک دئییل عشقین غمی ده نوشدور نوش
شُوکر اولا، دوشمهمیشم غمدن ایراق، سندن ایراق
#ودود_دوستی
___
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
باتدی گون، اسدی گئجه، سؤندو چیراق، سندن ایراق
حرامی سنله، فقط سنله حلال سؤیلهمیش عشق
بویور عشق اهلی ناسیل ایچسین عاراق، سندن ایراق؟!
اؤزومو گؤرمهیه ده گلمیر اوزوم، نئیلهمهلی؟!
منی چوخدان اونودوب آینا-داراق، سندن ایراق
دیرییَم، عشقینی کؤنلومده دیری ساخلاماغا
یوخسا، یوخ عؤمره-گونه منده ماراق، سندن ایراق
تکجه شنلیک دئییل عشقین غمی ده نوشدور نوش
شُوکر اولا، دوشمهمیشم غمدن ایراق، سندن ایراق
#ودود_دوستی
___
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍9
Forwarded from Təhkiyəانجمن نویسندگی تحکیه
🔹تحکییه ادبی درنهیی (545-جی جلسه)
🔹 شاعیر
🔹کارئل چاپئک
🔹چئکواسلواکی ادبییاتی
🔹اورمیه-چهارراه آپادانا- مجتمع فرهنگی هنری اورمیه
🔹سه شنبه-19 خردادماه۱۴۰۵
🔹ساعت 16:30-19:30
@tahkie آدرس تلگرام
Butajournal.com
#ادبییات #آذربایجان_تورکجه_سی #مودئرن_نثر_تحکییه #اورمو #کارئل_چاپئک #چئکواسلاواکی_ادبییاتی
🟦 کانالیمیزین تلگرامدا لینکی
https://t.me/Tahkie
🟦 کانالیمیزین بلهده لینکی.
ble.ir/join/A2Hg8F3tmf
🔹 شاعیر
🔹کارئل چاپئک
🔹چئکواسلواکی ادبییاتی
🔹اورمیه-چهارراه آپادانا- مجتمع فرهنگی هنری اورمیه
🔹سه شنبه-19 خردادماه۱۴۰۵
🔹ساعت 16:30-19:30
@tahkie آدرس تلگرام
Butajournal.com
#ادبییات #آذربایجان_تورکجه_سی #مودئرن_نثر_تحکییه #اورمو #کارئل_چاپئک #چئکواسلاواکی_ادبییاتی
🟦 کانالیمیزین تلگرامدا لینکی
https://t.me/Tahkie
🟦 کانالیمیزین بلهده لینکی.
ble.ir/join/A2Hg8F3tmf
مقاله اختصاصی #پاراگراف
۱۳۲۰-۲۴ آراسی آذربایجان دا قورولان تشکیلاتلار
دؤردۆنجۆ بؤلۆم: ایران بیدار
#آرین_نوروزیان
آذربایجاندا اینگیلتره ایمپئریالیستلرینین آژانلاری ایله ایشبیرلیک ائدن آلمانلارین فاشیست عنصرلری؛ آذربایجان توده پارتیسی، آذربایجان زحمتکئشلری و آذربایجان جمعیتی پوْزولدوغو گۆندن بری «ایران بیدار» آدی ایله بیر یئنی حیزب واسیطهسیله مئیدانا چیخیرلار.
بو تشکیلاتلار اوْ دوؤرهده، چوْخلو عۆضولری و ائله اساس تشکیل تاپمالاری؛ ایراندا و آذربایجاندا فاشیست و باشقا ایستیعمارگر قوهلرین حوضورو ایدی، بونلار ایستهدیکلری؛ آذربایجان میللتینین دۆشۆنجهلرینی و مفکورهلرینی باتی آوروپایا باغلایاراق و بؤلگهیه صاحیب چیخیب، معدنلر و آذربایجانین ثروتینی اوْغورلاییب و آوروپادا یئنه ایران و آذربایجانا قارشی، یئنی سیلاحلار یارادیب و عؤمۆر بوْیوقدر بوردا اؤز منفعتلرینی ساخلاتسینلار.
«فریاد درگیسی» بو حیزبین ناشیر مفکورهسی اوْلاراق چوْخ حرارتله یازیلیب، اینتیشارا باشلادی، اوْنون گؤرکملی عۆضولریندن «حۆسئین قولو کاتیبینی» گؤسترمک اوْلار.
ایران بیدار، اینگیلتره و آلمان قایناقلاریندان آلدیغی دستک اثرینده و باشقا شهرلرده ووجودو اوْلان فاشیست و یاریم فاشیست تشکیلاتلارلا مۆناسیبتلری وار ایدی؛ کاتیبی بازاردا آلمان و اینگیلیس دللالیغی ایله مشغول اوْلان تاجیرلردن هر ایکیسی طرفیندن دوْغرو دۆزگۆن صورتده آلقیشلانیب و اوْنلارین دستکلری ایله حرکت ائدیردی.
میثال اۆچۆن؛ حئیدرزاده ایله نمسهچیلر و باشقالاری اوْنا بیر گؤز ایله باخیب، اۆزده فریاد درگیسینه کؤمک و دستک ایشی رجوع ائتمکده، حقیقتده ایسه دئموْکراتیک دؤولتلر، خۆصۆصا شورالار ایتیفاقینه قارشی تبلیغات آپارماق اۆچۆن اوْنو حاضیر ائتمهیه چالیشیردیلار، بو تشکیلات آیدین جاوانلار و ثروتمندلر ایچهریسینده درین ریشه سالماغا باشلامیشدی.
مۆحاریبهنین سۆرعتی آلمانلارین گۆجلۆ بیر سۆرعتده دوْغویا دوْغرو گلمهلری اوْنلاری اوْنلاری آلقیشلایارکن اؤزلرینی چوْخ تئز بیر سۆرعتده تانیتماغا مجبور ائتدی، اوْنا گؤره تام ایراندا فاشیست تشکیلاتلاری پوْزولوب، فاشیست عنصرلری باغلاندی کی، بو تشکیلاتین «ایران بیدار» باشچیلاری دا گئری چکیلدیلر.
بئلهلیکله ایران بیدار، ایرانی آلدادیب، آلمان و اینگیلیس جهانگیرلرینین قوجاغینا آتماغا اوغورلو اوْلمادان پوْزولوب اوْرتادان چکیلدی؛ کاتیبی توتوقلاندیقدان سوْنرا فریاد درگیسی باغلانیب، تشکیلاتیدا منحل اولدو و آدی بیر فاشیست تشکیلات اولاراق یادداشتلاردا قالدی.
_
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
۱۳۲۰-۲۴ آراسی آذربایجان دا قورولان تشکیلاتلار
دؤردۆنجۆ بؤلۆم: ایران بیدار
#آرین_نوروزیان
آذربایجاندا اینگیلتره ایمپئریالیستلرینین آژانلاری ایله ایشبیرلیک ائدن آلمانلارین فاشیست عنصرلری؛ آذربایجان توده پارتیسی، آذربایجان زحمتکئشلری و آذربایجان جمعیتی پوْزولدوغو گۆندن بری «ایران بیدار» آدی ایله بیر یئنی حیزب واسیطهسیله مئیدانا چیخیرلار.
بو تشکیلاتلار اوْ دوؤرهده، چوْخلو عۆضولری و ائله اساس تشکیل تاپمالاری؛ ایراندا و آذربایجاندا فاشیست و باشقا ایستیعمارگر قوهلرین حوضورو ایدی، بونلار ایستهدیکلری؛ آذربایجان میللتینین دۆشۆنجهلرینی و مفکورهلرینی باتی آوروپایا باغلایاراق و بؤلگهیه صاحیب چیخیب، معدنلر و آذربایجانین ثروتینی اوْغورلاییب و آوروپادا یئنه ایران و آذربایجانا قارشی، یئنی سیلاحلار یارادیب و عؤمۆر بوْیوقدر بوردا اؤز منفعتلرینی ساخلاتسینلار.
«فریاد درگیسی» بو حیزبین ناشیر مفکورهسی اوْلاراق چوْخ حرارتله یازیلیب، اینتیشارا باشلادی، اوْنون گؤرکملی عۆضولریندن «حۆسئین قولو کاتیبینی» گؤسترمک اوْلار.
ایران بیدار، اینگیلتره و آلمان قایناقلاریندان آلدیغی دستک اثرینده و باشقا شهرلرده ووجودو اوْلان فاشیست و یاریم فاشیست تشکیلاتلارلا مۆناسیبتلری وار ایدی؛ کاتیبی بازاردا آلمان و اینگیلیس دللالیغی ایله مشغول اوْلان تاجیرلردن هر ایکیسی طرفیندن دوْغرو دۆزگۆن صورتده آلقیشلانیب و اوْنلارین دستکلری ایله حرکت ائدیردی.
میثال اۆچۆن؛ حئیدرزاده ایله نمسهچیلر و باشقالاری اوْنا بیر گؤز ایله باخیب، اۆزده فریاد درگیسینه کؤمک و دستک ایشی رجوع ائتمکده، حقیقتده ایسه دئموْکراتیک دؤولتلر، خۆصۆصا شورالار ایتیفاقینه قارشی تبلیغات آپارماق اۆچۆن اوْنو حاضیر ائتمهیه چالیشیردیلار، بو تشکیلات آیدین جاوانلار و ثروتمندلر ایچهریسینده درین ریشه سالماغا باشلامیشدی.
مۆحاریبهنین سۆرعتی آلمانلارین گۆجلۆ بیر سۆرعتده دوْغویا دوْغرو گلمهلری اوْنلاری اوْنلاری آلقیشلایارکن اؤزلرینی چوْخ تئز بیر سۆرعتده تانیتماغا مجبور ائتدی، اوْنا گؤره تام ایراندا فاشیست تشکیلاتلاری پوْزولوب، فاشیست عنصرلری باغلاندی کی، بو تشکیلاتین «ایران بیدار» باشچیلاری دا گئری چکیلدیلر.
بئلهلیکله ایران بیدار، ایرانی آلدادیب، آلمان و اینگیلیس جهانگیرلرینین قوجاغینا آتماغا اوغورلو اوْلمادان پوْزولوب اوْرتادان چکیلدی؛ کاتیبی توتوقلاندیقدان سوْنرا فریاد درگیسی باغلانیب، تشکیلاتیدا منحل اولدو و آدی بیر فاشیست تشکیلات اولاراق یادداشتلاردا قالدی.
_
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍4