پاراگراف
296 subscribers
167 photos
23 videos
4 files
141 links
#آتیلا_حاجیزاده هستم، شاعر، نویسنده و ژورنالیست؛ در این چنل آثار قلمی خود و دوستانم را به اشتراک می‌گذارم.
مسیر ارتباط با من:
@atilla_hacizadee

شعر، حیکایه، تنقید، بوتونلوکجه ادبیات:
https://t.me/Atilla_hacizade
Download Telegram
تالاندی گول‌ده، چيچک‌ده، چمن-چمن، دوستوم
نه‌دير بو چيزگی، بو چيسکين، نه‌دير بو چن، دوستوم؟

جسـد-جسـد ائله چيلپاق اؤلوبلر اولدوزلار
هانی تابوت، هانی تورپاق، هانی کفن، دوستوم؟

و بيلميرم کی يووام هاردادير بو يئر-گؤيده
ييخيلميش اوستومه غوربت، وطن-وطن، دوستوم

سوسوز، يازيق، يارالی، يورقون، آغلاغان، آوار
سينه‌مده بير قارا قوش وار، چکير شووَن، دوستوم

يازيم پاييزلادی سالخيم سؤيودلر اوغروندا
دؤشومده گولـله گول آچدی، گَـوَن- گَـوَن دوستوم

و بير ديوار آراميز وار، آخی هاواختا کيمی
او تايدا سن قالاجاقسان، بو تايدا من دوستوم؟

سن اولماسان، يئنه داشلار چپر-چپر چکيلر
سن اولماسان يئنه قوش‌لار پَـرن - پَـرن، دوستوم

داغ اولماديق، اوُچوروم‌لاردا گَـل گئدک داغيلاق
بو يئل، بو چؤل، بو قارانليق، بو من، بو سن، دوستوم

صاباح نه سن قالاجاقسان، نه من، نه ساز، نه ده سؤز
چال اویناییم هله‌ليک سازلی-سؤزلوکن دوستوم

سؤنوب قاليب پلانئت‌لر، نه آی يانير، نه گونش
و من ايشيق گزير‌م، بيلميرم نه‌دن دوستوم

بو شاختادان، بو بوراندان، بو قارلی قيش‌دان آمان
تالاندی گول‌ده چيچک‌ده، چمن-چمن دوستوم

#کیان_خیاو
___
#پاراگراف

@paragraph
@paragraph
👍4
یادداشت اختصاصی #پاراگراف

ایجاد گفتمان در حرکت ملی آذربایجان
بخش اول
#سیاوش_خاکپور

بدون شک پس از دو دهه سکوت بعد از قیام خرداد ۸۵ آذربایجان و تورک ها در ایران نیاز ب گفتمان جدید دارند . دلیل این امر اینست ک پیرامون ایران و خاورمیانه آبستن تحولاتی است و از آنجایی ک آذربایجان ایران در گذشته در تاریخ معاصر همواره در یک وضعیت فکری بوده ، ایجاب می‌کند که در مسیر پیش آذربایجان را در متن تحولات ملی ارزیابی و به آن جهت سوق نمود.

آذربایجان ظرفیت بالقوه تاریخی و فرهنگی دارد اگر از این ظرفیت استفاده نشود ب تاریخ بخاطره و به یک تاریخ تبدیل میشود ، برای استفاده از این پتانسیل عظیم لاجرم باید ی گفتمان روی آورد و آن گفتگو را به بک کنش اجتماعی مبدا کرد. در هر گفتمان باید تاب شنیدن دیدگاه‌های مختلف را داشت و گفتمان جدید باید در راستای نیازهای معاصر جامعه چند ده میلیونی تورک ها در ایران باشد.

صرف مطالعه در تاریخ و ادبیات تورکی و زوم کردن حرکت ملی آذربایجان در این مقولات ، نمی‌تواند پاسخگویی کافی به شرایط باشد.

در گفتگو هست که اندیشه تولید می‌شود و اکر این گفتگوها بستری برای تضارب آرا باشد و بتواند آنرا بین دانشگاه ، بازار ، بخش خصوصی و جامعه پیوند زد ، در چنین صورتی هست که می‌توان نخبه پروری کرد. در این شرایط آن نخبه دیگر تنها صاحب دانش نیست بلکه کسی است که دانش و تجربه خود را به کنش اجتماعی تبدیل خواهد کرد.

هدف گفتمان نبایستی از صدور بیانه نویسی و تک روایتی باشد؛ دیالوگی که توده مردم را به بخشی از حقیقت رهنمون می‌سازد، در. گفتگوهاست که حقیقت روشن می یابد و نگرش تازه ای از حقایق را برای ما می گشاید . آذربایجان با چالش های گوناگونی روبروست، ما در مسائل مهاجرت نخبگان و نیروی انسانی، چالش هویتی و فرهنگی و اعتماد اجتماعی و چالش توسعه متوازن دچار چالش هستیم. اگر این چالش‌ها بدرستی درک شود فرصتی برای بازتعریف خود می گردد در غیر اینصورت به بن بست فکری می انجامد ، نیاز به گفتمان داریم ک بتواند اختلاف نظرها را ب سرمایه فکری تبدیل کند. در اینصورت به عقلانیت جمعی دست میابیم که لازمش شنیدن استدلال ها ست که همین این استدلال ها ما را به گفتمان مشترک می رساند.


چطور می‌توانیم  در حرکت ملی به گفتمان دست یابیم؟

یک) بایستی تولید محتوا و مفاهیم توسط نخبگان ایجاد شود ، گفتمان از ایده شروع می شود؛ لذا روشنفکران، دانشگاهیان و تحلیلگران حرکت ملی آذربایجان مفاهیم جدیدی را معرفی کنند، منظور از مفاهیم جدید اینست بجای استفاده از شعار کلی، باید مفاهیم را تعریف کرد، مثلا بجای گفتن "آزادلیق و عدالت" باید گفت عدالت در توزیع منابع در صنعت چگونه معنا می شود و یا چطور به آزادی می‌رسیم؟

دو) هر جامعه ای یک روایت رسمی دارد برای ایجاد گفتمان باید روایت جایگزین ارائه کرد که با واقعیت های زندگی مردم از قبیل مشکلات اقتصادی، اجتماعی و حقوقی همخوانی داشته باشد.

سوم) بایستی تولید دانش کرد آن هم از طریق ایجاد مقالات ، کتاب ها و تحلیل هایی ک زیر بنای فکری حرکت بعدی را می سازد ‌. در این زمینه حرکت ملی آذربایجان در مسائل تاریخ و ادبیات تورکی پیشرو اما در مسائل سیاسی ، اجتماعی و... فعلا فاقد محتوای نسبی است.

باید تلاش نمود ایده ها را به مردم رساند آنهم از طریق ایجاد کانالهای انتقالی از طریق رسانه‌ها و تکنولوژی و.... برای تبدیل ایده به گفتمان عمومی باید از رسانه های نوین مثل شبکه های اجتماعی، پادکست ها و گروهای پیام رسان بهره گرفت.

چهارم ) یکی از خطاهای رایج در بین الیت های آذربایجان اینست ک مفاهیم را بصورت پیچیده نگه می‌دارند برای مفاهیم سنگین سیاسی باید آنها را ب زبان ساده و قابل فهم برای توده ها تبدیل کرد. برای اثر بخشبی باید بسترهایی را ایجاد نمود ک مردم بتوانند باهم بحث کنند ، حتی اگر باهم اختلاف نظر داشته باشند در این راستا در حرکت ملی آذربایجان عده ای  در حال حاضر ظرفیت موجود را ندارد هر نوع نقد را با عنوان ساتقین و در بهترین حالت توهین تلقی می‌کند.
___
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍5
پاراگراف
یادداشت اختصاصی #پاراگراف ایجاد گفتمان در حرکت ملی آذربایجان بخش اول #سیاوش_خاکپور بدون شک پس از دو دهه سکوت بعد از قیام خرداد ۸۵ آذربایجان و تورک ها در ایران نیاز ب گفتمان جدید دارند . دلیل این امر اینست ک پیرامون ایران و خاورمیانه آبستن تحولاتی است و…
یادداشت اختصاصی #پاراگراف

ایجاد گفتمان در حرکت ملی آذربایجان
بخش دوم
#سیاوش_خاکپور

باید گفتمان را به واقعیت روزمره اتصال داد بعنوان مثال: گفتمان باید پاسخ دهد که این ایده چگونه زندگی من ، معیشت من و آینده فرزندان من را تغیر می دهد؟

برای پویایی گفتمان و استمرار آن بایستی به ایجاد انجمن ها ، اتحادیه ها و گروهای خیریه و یا حتی گروهای مطالعاتی اهتمام ورزید که این مسائل به گفتمان جان می‌دهد و بعنوان محرک در جامعه عمل می‌کند.

برای جمع بندی مطالب فوق بایستی توجه کنیم که باید در نهایت گفتمان از حرکت تئوری خارح و کم کم آنرا به فعالیت های کوچک عملی تبدیل کرد.

مثال  یک ) کمپین های محیط زیست
مثال دو) گروهای مطالعاتی
اخیرا در شیراز یک کافه جیمی دایر شده است در آن کتاب های فلسفی ، سیاسی و اجتماعی و... را بصورت گروهی مطالعه می‌کنند و پرسش و پاسخ می‌کنند؛ به هر حال فعالیت های کوچک اجتماعی باعث می شود مردم آن مفاهیم را باور کنند،
چرا ک نتایج آنرا می‌بینند.

چالش‌های پیشرو در مسیر ایجاد گفتمان

یک) وقتی یک ایده و یا گفتمان جدید شروع به کار می‌کند ساختارهای قدرت در تلاش بر حذف آنرا دارند لذا گفتمان باید یاد بگیرد چطور بصورت #غیرمتمرکز #توزیعی و... کند.

دو) وقتی گروهای مختلف هر کدام یک گفتمان جداگانه می‌سازند، جامعه تکه تکه می شود، برای جلوگیری از این شرایط باید همیشه به دنبال نقاط مشترک بود تا بتوان گفتگوهای کوچک را به یک همگرایی بزرگ رساند.


پ ن : با تقدیر و تشکر از آقای علی حامد ایمان سردبیر محترم #انجمن که چندی از سطور پاراگراف اول را از ایشان در گفتمان جامعه آذربایجان آموخته‌ام.
___
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍6
شعر "سحر"؛
حافظ حافظه‌ جمعی و ابزار شهادت تاریخی
#آتیلا_حاجیزاده

یول پرس: حمیده رئیس‌زاده (۱۳۳۱-اردبیل/۲۰اردیبهشت۰۵-مالمو) از شاعران و نویسندگان معاصر آذربایجان است که آثار خود را با نام هنری «سحر» منتشر کرده است؛ او متولد اردبیل است و از سنین نوجوانی وارد فعالیت های اجتماعی و هنری شده و با گروه های چپ و محافل روشنفکری نزدیکی پیدا کرد؛ سحر که تحصیلات خود را در رشته اقتصاد به پایان رسانده پس از انقلاب ۵۷ بعد از آنکه با عدم صدور برخی مجوزها و بعضی محدودیت های اجتماعی مواجه شد، از ایران مهاجرت نمود و چندی پیش (۲۰اردیبهشت۰۵) در شهر مالموی کشور سوئد در غربت و سکوت از دنیا رفت.

بخش مهمی از فعالیت ادبی او به سرایش شعر به زبان ترکی آذربایجانی اختصاص دارد؛ زبانی که در آثارش نه صرفاً ابزار بیان، بلکه خودِ موضوع مقاومت فرهنگی و حافظه جمعی است و میتوان گفت شعر "سحر" در پیوندی عمیق با تجربه‌ی غربت، مهاجرت، هویت زبانی و رنج تاریخی انسان آذربایجانی شکل گرفته است.


در شعر سحر، «غربت» تنها به معنای دوری جغرافیایی نیست؛ بلکه نوعی بیگانگی تاریخی و فرهنگی است چرا که او جهان شاعرانه‌اش را بر محور حس محرومیت از زبان مادری، سرکوب فرهنگی، و اندوه انسان معاصر بنا می‌کند و به همین دلیل، شعر او اغلب لحنی سوگوار، اما در عین حال معترض دارد و تصاویر شعری‌اش ــ از آسمان‌های آبی، شب، خون، کوه، مه و باد ــ فضایی نمادین می‌آفرینند که میان رمانتیسم و ادبیات مقاومت در نوسان است.

مهم‌ترین اثر او مجموعه شعر «ماویلر/آبی‌ها»، مجموعه‌ای است که از سوی برخی منتقدان به‌عنوان یکی از نمونه‌های شعر مدرن تورکی آذربایجانی معاصر معرفی شده است و بسیاری از صاحبان نظر بر این باورند که "سحر" توانسته است با بهره‌گیری از زبانی عاطفی و تصویرساز، تجربه‌های جمعی را به بیانی شخصی و شاعرانه تبدیل کند؛ بگونه‌ای که در این اثر، رنگ آبی تنها یک عنصر بصری نیست، بلکه نشانه‌ای از رؤیا، آزادی، دوردستی و فقدان است.


از دیگر آثار او می‌توان به «آیلی باخیش»، «بیر دسته تزه گونش» و «تصحیح دیوان قوسی» اشاره کرد که در این آثار نیز همان دغدغه‌های هویتی و انسانی ادامه پیدا می‌کند؛ با این تفاوت که زبان شاعر در برخی شعرها به سمت تغزل شخصی و در برخی دیگر به سوی اعتراض اجتماعی متمایل می‌شود.

سحر از شاعرانی است که شعر را صرفاً عرصه زیبایی‌شناسی نمی‌داند؛ بلکه آن را حافظ حافظه‌ی جمعی و ابزار شهادت تاریخی تلقی می‌کند؛ نمونه‌ای از جهان شعری او را می‌توان در شعر «گئجه دیر/شب است» مشاهده کرد؛ جایی که شاعر از «آی باجاسیندان/روزن باریک ماهتاب» به «باشقا بیر ماوی گؤیه/آسمان آبی دیگر» می‌نگرد و با تصاویری چون «قانلی دنیر/دریاچه‌های خونین»، «غملی بولود/ابرهای غمگین» و «قانلی سؤیود/بیدهای خون‌آلود» فضایی آخرالزمانی و اندوهناک می‌آفریند و اینچنین شعر، نحوه کارکرد ذهن شاعر را نشان می‌دهد که طبیعت حامل زخم تاریخی و رنج انسانی حمل می‌کند.

از منظر سبکی، شعر "سحر" آمیزه‌ای از لحن فولکلوریک آذربایجانی، تصویرسازی مدرن و عاطفه زنانه است؛ او به سنت شعر اجتماعی آذربایجان نزدیک است، اما بیان شعاری یا ایدئولوژیک در آثار او دیده نمی‌شود و میتوان به وضوح دریافت که نوعی حس درونی و زیسته در شعرهایش جاری است و از همین رو است آثار او در میان بخشی از مخاطبان ادبیات ترکی آذربایجانی، به‌ویژه مخاطبان دغدغه‌مند نسبت به مسئله زبان و هویت، جایگاه ویژه‌ای یافته است.

به نظر نگارنده حمیده رئیس‌زاده (سحر) را می‌توان شاعری دانست که شعرش از مرز احساسات فردی فراتر می‌رود و به نوعی روایت شاعرانه از حافظه تاریخی، تبعید درونی و مقاومت فرهنگی تبدیل می‌شود؛ شاعری که «آبی» در آثارش، هم رنگ رؤیا و هم رنگ اندوه است.
________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍4
این یادداشت ۱-خرداد۰۵ در کانال #یول_پرس منتشر شده است:

اعتراضات خرداد ۸۵ یک سرآغاز بود
#آتیلا_حاجیزاده

🔹 توهین‌های نژادی و اتنیکی موضوعی است پس از سرکار آمدن پهلوی اول و اعمال سیاست‌های آسمیلاسیونی از سوی دیکتاتور کبیر بصورت همه‌گیری رشد یافته است بگونه‌ای که با گذشت چهل سال از انقلاب اسلامی نه تنها اندیشه‌های نژادپرستانه و پانفارسیستی از کتب درسی، رسانه ملی، روزنامه‌ها و... تصفیه نشده‌اند بلکه با ظهور طیف لیبرال شکل‌های نوینی از آن نیز در حال تدوین و ارائه است.

🔹 از انتشار پرسشنامه صداوسیما در سال ۷۴، کاریکاتور روزنامه ایران در سال۸۵ و برنامه هتل فتیله در سال ۹۴ گرفته تا سیاسیت تصویر کردن هر شخصیت کودن با غیرفارس معرفی کردن آن در صداوسیما همه مظاهری هستند که توسط ناسیونالیست‌های تبارگرای فارس به شکلی سازمان‌یافته به وقوع پیوسته‌اند و پلان‌های جدیدی نیز در دست اجرا دارند.

🔹 هرچند که پرسشنامه صداوسیما در دوران صدارت "علی لاریجانی" بر این سازمان با واکنش، اعتراض و تحصن‌های دانشجویان آذربایجانی مواجه شد اما دامنه این اعتراضات به قدری نبود که بتواند عموم مردم را با خود همراه ساخته و یکصدا نماید و این اعتراضات تنها در بین روشنفکران، دانشجویان و فعالین جنبش مدنی آذربایجان به درجه خاصی از اهمیت رسید و میادین دانشگاهی را به چالش کشید.

🔹 پس از مقابله و جلوگیری از تجمعات قورولتای قلعه بابک (۷۰-۸۴) که همه ساله در هفته دوم تیرماه برگزار می‌شد و محلی برای گردهمایی تمام اقشار و طیف های فکری آذربایجان محور بود که پس از مقابله همه جانبه با این رویداد و تعطیلی آن در اثر برگزاری مانور نظامی در زمان و مکان قورولتای اصلی ترین تریبون «جامعه مدنی آذربایجان» را از آن سلب نمود و همین مهم عامل اصلی بروز اعتراضات زنجیره‌ای خرداد ۸۵ در شهر های بزرگ و کوچک آذربایجان را فراهم آورد.

🔹 "اعتراضات خرداد ۸۵" دامنه‌ای بسیار گسترده و تجربه بسیار بکری را در اختیار جنبش مدنی آذربایجان قرار داد بگونه‌ای که فضای خیابان‌های بسیاری از شهرهای بزرگ آذربایجان و حتی آذربایجانی‌نشین با شعارهای ضد شوونیستی و ضد نژادپرستی درآمیخت، دانشگاه‌ها به مراکز اعتراض تبدیل شده و تیتر «مرگ بر شوونیسم فارس» در صفحه اول رسانه‌های مکتوب نقش بست. این اولین‌بار بود که آذربایجان با تمام آحاد و اقشار خود به شکلی متحد علیه شوونیم، نژادپرستی و تبعیضات اتنیکی به صدا آمده بود و مطالبات خود را فریاد می‌زد.

🔹 "اعتراضات خرداد ۸۵" یک سرآغاز بود، سرآغازی که ۱خرداد۸۵ در تبریز آغاز شد، ۲خرداد۸۵ در اورمیه تثبیت گشت، ۴خرداد۸۵ زنجیره اعتراضات به سولدوز رسید و ۶خرداد۸۵ اردبیل ضلع چهارم این مربع را تکمیل نمود.

🔹 سرآغازی که مطالبات و اعتراضات آذربایجان با خیابان‌ها آورد و توانست قشر عظیمی از مردم را با خود همراه کند، روشنفکران را به واکنش واداشت، موجب عقب‌نشینی و عذرخواهی نهادهای دولتی و توقیف روزنامه دولتی ایران و تغییر کادر آن شد. همچنین راهگشای بسیاری از اعتراضات خیابانی جریاناتی مدنی مانند سالگرد نهضت خرداد در سال ۸۶، سلسله اعتراضات در خصوص خشک شدن دریاچه اورمیه در سال های (۸۷-۸۸-۸۹) گشت و در شهریور۹۰ بیش از یکماه خیابان های شهرهای بزرگ آذربایجان به ویژه اورمیه صحنه مطالبه‌گری و محکوم نمودن «رد طرح دو فوریتی احیا دریاچه اورمیه) از سوی مجلس تبدیل شد و در سال های آتی نیز با تظاهرات ضد تروریستی ۲۴-مهر۹۳، اعتراض به توهین نژادی هتل فتیله، تظاهرات ضد تروریستی ۲فروردین۰۴ و سایر تجمعات کوچک و بزرگ شهری گشت.
___
_
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍4
چوخداندی گؤزو ياشلیدی داغلار، بيزيم ائوده
ايللردی باشی داشلیدی باغلار بيزيم ائوده

هر بور-بوجاغی كؤهنه مزار، بير قبيريستان
بئش يوز اؤلو وار هئی بيزی آغلار بيزيم ائوده

آه...
گونده گئدير قانلی كجاوه قاپيميزدان
اوف...
دردليجه كرواندی يولاقلار بيزيم ائوده

سانكی يارا واردی اولايير دام-باجاميزدان
يعني بير آغاج نعشی بوداقلار، بيزيم ائوده

"ياس ايیسی گلن ائوده قارا اوخشامايام من"
بير ياسلي گلين يئر_گؤيو داغلار، بيزيم ائوده

بير ايتگين آنا، بير دلی، بير بختی يالان قيز
ديواريميزی قانلا سوواقلار، بيزيم ائوده

هئچدن_هئچه سيزده ديل آچير داشدا_دوواردا
چای_چئشمه لی بير باغچا قوراقلار، بيزيم ائوده

بير درددی، شووَندی،اؤلودو، قاندی، داريخما
دوشموش سسه بيردن قوپاچاغلار بيزيم ائوده...


#کامیل_قهرمان_اوغلو
_______
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍5👎1
یادداشت اختصاصی #پاراگراف

ایرانشهری؛
هژمونی یک روایت در سیاست ایران
#محسن_غایبزاده

در سیاست ایران، همیشه بخشی از قدرت در سطح نهادهای رسمی دیده نمی‌شود. در کنار دولت، مجلس و ساختارهای آشکار حکومتی، شبکه‌هایی از ایده، رسانه، دانشگاه، اتاق فکر و نیروهای بروکراتیک نیز وجود دارند که بدون اعلام موجودیت رسمی، بر روند سیاست‌گذاری اثر می‌گذارند. آنچه امروز از آن با عنوان «جریان ایرانشهری» یاد می‌شود، بیش از آنکه یک تشکیلات منسجم باشد، نوعی گفتمان فراگیر در بدنه سیاسی و فکری ایران است؛ گفتمانی که بر محور دولت متمرکز، هویت واحد و قرائتی خاص از ملی‌گرایی ایرانی_پارسی شکل گرفته است.

این جریان، هویت‌های قومی و زبانی را نه به‌ عنوان بخشی طبیعی از واقعیت تاریخی ایران، بلکه اغلب به‌ عنوان تهدیدی بالقوه برای انسجام کشور می‌بیند. به همین دلیل، مطالباتی چون آموزش زبان مادری، تمرکززدایی، مدیریت محلی یا فدرالیسم، به‌ جای آنکه در چارچوب حقوق شهروندی و توسعه سیاسی بررسی شوند، عمدتاً با نگاه امنیتی مواجه می‌شوند. در این چارچوب، مرز میان «هویت‌خواهی» و «تجزیه‌طلبی» عمداً یا سهواً مخدوش می‌شود تا هر مطالبه متفاوتی در معرض سوءظن قرار گیرد.

قدرت این جریان دقیقاً در همین توانایی نهفته است که توانسته خود را به «عقل متعارف» بخشی از ساختار سیاسی ایران تبدیل کند. به‌ گونه‌ای که بسیاری از نیروهای سیاسی، حتی با وجود اختلافات شدید در حوزه‌های دیگر، در مسئله تمرکزگرایی و هویت ملی به نقطه مشترک می‌رسند. از اصولگرایان امنیت‌محور گرفته تا بخشی از ملی‌گرایان سکولار و حتی طیفی وسیع از اصلاح‌طلبان، همگی در بزنگاه‌های حساس، از یک روایت مشابه دفاع می‌کنند؛ روایتی که دولت متمرکز را ضامن بقا و هرگونه توزیع قدرت را تهدیدی برای تمامیت کشور می‌داند.

نفوذ این نگاه در جبهه اصلاحات، شاید یکی از مهم‌ترین تحولات سال‌های اخیر باشد. اصلاح‌طلبی که زمانی با مفاهیمی چون جامعه مدنی، تکثر، حقوق شهروندی و مشارکت سیاسی شناخته می‌شد، در مواجهه با مطالبات هویتی و قومی، اغلب به همان ادبیات مرکزگرایانه بازگشت. بسیاری از چهره‌ها و رسانه‌های اصلاح‌طلب، به‌ جای ایجاد پل میان حاکمیت و گروه‌های هویتی، خود به بازتولید ترس تاریخی از «تجزیه» پرداختند. در نتیجه، فعالان هویتی نه‌ تنها از سوی جریان‌های تندرو بلکه حتی از جانب بخشی از اصلاح‌طلبان نیز با برچسب‌هایی چون قوم‌گرا، افراطی یا عامل بیگانه مواجه شدند.

این مسئله نشان داد که اختلاف بخش‌هایی از اصلاح‌طلبان و اصولگرایان، بیش از آنکه بر سر بازتعریف ساختار قدرت باشد، بر سر نحوه اداره همان ساختار متمرکز است. به بیان دیگر، هنگامی که مسئله توزیع قدرت، رسمیت‌ یافتن تنوع زبانی یا تغییر رابطه مرکز و پیرامون مطرح می‌شود، بسیاری از مرزبندی‌های سیاسی رنگ می‌بازد و نوعی اجماع پنهان حول «ایران واحد متمرکز» شکل می‌گیرد.

جریان ایرانشهری همچنین تلاش می‌کند روایت رسمی از تاریخ و هویت ایرانی را به شکلی تک‌ صدایی بازسازی کند؛ روایتی که در آن، تنوع ملی و زبانی بیشتر در حاشیه قرار می‌گیرد و هویت غالب، مترادف با هویت ملی معرفی می‌شود. در چنین فضایی، فرهنگ‌های غیرفارس اغلب نه به‌ عنوان شریک در ساختن ایران، بلکه به‌ عنوان مسئله‌ای نیازمند کنترل و مدیریت دیده می‌شوند. همین نگاه، به‌ تدریج شکاف میان مرکز و پیرامون را عمیق‌تر کرده و احساس بی‌اعتمادی را در میان بخش‌هایی از جامعه افزایش داده است.

با این حال، تجربه بسیاری از کشورهای چند ملیتی نشان می‌دهد که انکار تفاوت‌ها، الزاماً به انسجام منجر نمی‌شود. برعکس، هرگاه تنوع فرهنگی و هویتی به رسمیت شناخته شده و امکان مشارکت عادلانه فراهم آمده، ثبات سیاسی نیز تقویت شده است.

مسئله اصلی در ایران، وجود تنوع نیست؛ بلکه ناتوانی ساختار سیاسی در پذیرش و مدیریت دموکراتیک این تنوع است.

آینده باثبات ایران احتمالاً نه در یکسان‌سازی فرهنگی و تمرکز افراطی، بلکه در بازتعریف رابطه دولت و جامعه شکل خواهد گرفت؛ رابطه‌ای که در آن، هویت‌های مختلف بتوانند بدون احساس حذف یا تهدید، خود را بخشی از ساختار سیاسی و ملی کشور بدانند. زیرا کشوری متکثر را نمی‌توان صرفاً با روایت واحد اداره کرد. هرچه واقعیت‌های اجتماعی بیشتر انکار شوند، شکاف‌ها عمیق‌تر خواهند شد؛ اما پذیرش تکثر، می‌تواند به‌ جای واگرایی، زمینه‌ساز همزیستی پایدار و مشارکت واقعی در ساختن آینده باشد.
___

#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍5
پاراگراف pinned «یادداشت اختصاصی #پاراگراف جستاری پیرامون فدرالیسم در ایران و آذربایجان: فدرالیسم؛ پاسخ ساختاری به بحران تاریخی حکمرانی در ایران #محسن_غایبزاده مسئله‌ حکمرانی در ایران را نمی‌توان به ناکارآمدی یک دولت، یک ایدئولوژی یا حتی یک دوره‌ تاریخی تقلیل داد. آنچه…»
این یادداشت در ۱۹اردیبهشت۰۵ در #یول_پرس منتشر شده است.

۱۹-اردیبشهت-۷۴؛
سرآغاز پویایی جنبش دانشجویی آذربایجان
#آتیلا_حاجیزاده

پس وقوع انقلاب 57 و تعطیلی دانشگاه ها به بهانه انقلاب فرهنگی در سال ۵۹ و بازگشایی مجدد آنها در سال 61، جو اختناق و خفقان دانشگاه ها را احاطه کرده و اجازه هیچ گونه تنفسی را به فعالیت های دانشجویی نمی داد.

جوسنگین، در طول جنگ ایران و عراق نه تنها بر سر جنبش دانشجویی، بلکه بر سر تمام جریان های سیاسی، سنگینی می کرد؛ پس از پایان جنگ، فضا نسبتا تلطیف گشت و جانی تازه در کالبد بی روح جنبش آذربایجان دمیده شد؛ اینچنین جنبش آرام ولی مستمر به سرآغاز پویایی و تثبیت خود در میدان گاه های سیاسی نزدیک تر گشت.

اردیبهشت سال 1374 مرکز تحقیقات، مطالعات و سنجش برنامه‌ای صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در مناطق بیست گانه تهران و قم اقدام به پخش پرسشنامه ای با عنوان فاصله اجتماعی با سوالاتی چون: (۱- آیا حاضرید خود یا فرزندانتان با یک ترک ازدواج کنید؟ ۲- آیا حاضرید در مراسمات ترک‌ها شرکت کنید؟ ۳- حاضرید با ترکها همسایه یا همکار شوید؟ ۴- آیا حاضرید با ترک‌ها رفت و آمد خانوادگی داشته باشید؟ و...) منتشر نمود.

نتشار خبر پرشسنامه یاد شده، واکنش دانشجویان را بر انگیخت، بیانیه هایی برضد سیاسیت های شئونیستی و آسیمیلاسیونی صادر گشته و در اجتماعات، شعار هایی بر محکومیت همین سیاست ها سر داده می‌شود.

19اردیبهشت1374 نقطه ی عطفی در تاریخ جنبش دانشجویی آذربایجان است که برای نخستین بار پس از پیروزی انقلاب اسلامی و برقراری ثبات نسبی در کشور در جهت محکوم نمودن سیاست های شئونیستی و احقاق حقوق پایمال شده خود فریاد دادخواهی سردادند؛ در این روز دانشجویان آذربایجانی دراعتراض به نظرسنجی صدا و سیما با عنوان " فاصله ی اجتماعی " که در آن سوالاتی با مقصود خوار ساختن فرهنگ و هویت آذربایجانی مطرح شده بود، شروع به برگزاري تجمعات اعتراضي نمودند و این تجمعات مدنی با مداخله ی نیروهای امنیتی و لباس شخصی با ضرب و شتم دانشجویان آذربایجانی به پایان می‌رسد و علی رغم وعده نهادها مبنی بر مجازات عوامل دخیل در انتشار پرسشنامه موضوع عملا مسکوت ماند.

اعتراضات ۱۹-اردیبهشت-۷۴ هرچند به طول نیجامید و بایکوت خبری اجازه پرداختن به این موضوع را به هیچ‌ یک از شبکه های اجتماعی نداد، اما این حرکت، پویایی جنبشی فراگیر را در پی داشت که امروزه از آن به عنوان «جنبش دانشجویی آذربایجان» یاد می کنیم و این روز را به عنوان یادآور نقطه عطفی در «جنبش دانشجویی آذربایجان» گرامی میداریم چرا که تأثیرات برخواسته از نهضت به گفتمان غالب در عرصه هاي مختلف فرهنگي، اجتماعي و سياسي در سطح جامعه و دانشگاه های آذربایجان مبدل گردید.

جنبش دانشجویی آذربایجان، پس از سالها انزوای ناشی از جو سنگین، بار دیگر پا به عرصه ی مبارزه گذاشته و داد عدالت خواهی و مطالبات ملی اش را سر می دهد و از این پس برگ نوینی از تاریخ مبارزات آذربایجان رقم می‌خورد چنانکه محافل دانشجویی آذربایجان گسترش می یابند، خوابگاه ها و خانه های دانشجویی به محلی برای همفکری، تبادل نظر و ارائه راهکار های نوین بدل می گردند، تجمعات دانشجویی کلید خورده و به بیرون از دانشگاه و به سطح جامعه راه می یابند، نشریات و انجمن های دانشجویی مسیری نوین برای گسترش و تبیین تفکرات و مطالبات آذربایجان باز می‌نمایند و این تحرکات حس فعالیت و مطالبه را به بطن جامعه آذربایجان می کشاند؛ همچنین دفاع دانشجو از فرهنگ اجتماعی، در دراز مدت امکان پیشروی را از مهاجمان فرهنگی سلب کرده و در فصلی جدید نهادینه می سازد.
___
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍6
#نادر_اوجاقی:

خیاوان تیکیلیب باشماغلاریما
بولوتلار گوی اوزون یالقیز بوراخیب
بیریسی آزالیب، آداملیغیمدان
بیریسی کونلومو یاندیریب، یاخیب

بو یوللار هارایا چکیلیر سئودا 
یالقیزلیق ،قارانلیق نه‌ییمدیر منیم؟
سن گئتدین، کئفلیلیک گئدندن سونرا
دوشوندوم گِئدَنلر نه‌ییمدیر منیم!

تاریخ تک یالانچی بَدَنین‌ده‌کی
سئوگی آدلی اولان سوزو اویرَندیم
بولوت لو دوداغیم یئندی کوکسونه
وولقانلار یاتمیشدی اوردا بیلمه دیم

سونرا بیر سس اولوب، دوداغلاریندان
داغیلیب گئریه دونمک ایسته دیم
بوشونا چیرپیندیم داشا،دووارا
دونمه یه چالیشدیم، دونه بیلمه دیم

یئل اولوب اسیرم خیاوانلاردا
اَسمه‌ییم یاندیرمیر هئچ بیر اوجاغی
سئویرم دئمه‌ییم آیریلیق بَسلیر
آزادلیق دئمه‌ییم زیندان بوجاغی

کوره‌ییم تیر چکیر ،باشیم آغریییر
گئجه بیر قاطاردیر باشیمدان کئچیر
یولجولار، آردیجا اَل دَبَرتمه‌یه
بیلمیرم نَدَندیر تک منی سئچیر

گوزلریم یوللاری چکیر اوزادیر
اوجالیر کولگَم تک قاطارین سسی
جالانیر باخیشیم دمیر یولوندا
قوجالیر اونومده یاشام هوسی

شئعرین آردی:
https://telegra.ph/%D8%B4%D8%A6%D8%B9%D8%B1-05-31

____
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍6
یادداشت اختصاصی #پاراگراف

اوستونلوک، یوخسا چاتیشمازلیق؟
#مهدی_سهندی

شعر، رومان، حکایه، اوشاق ادبیاتی، ماهنی متنی، نمایشنامه، و حتی شعر ایفاسیندا یارادیجی فعالیت گؤسترن شخص‌لرن چوخو شعیر ایله صنعت حایاتینا باشلامیشلار؛ اونلارین بویوک اکثریتی اولجه شعیر یازمیش، داها سونرا ایسه‌ دیگر ژانرلارا کئچمیشدیر، بو فکت‌ایسه ماراقلی و موذاکیره‌یه آچیق بیر سوال اورتایا چیخاریر: بوتون ادبی ژانرلارین اساسا شاعیرلر طرفیندن یازیلماسی آذربایجان ادبیاتی اوچون اوستونلوک‌دور، یوخسا بیر چاتیشمازلیق؟

ایران آذربایجانیندا ادبی محیط اوزون ایللردی کی داها چوخ شعر اوزرینده‌ قورولموشدور
بو هم تاریخی، همده مدنی سبب‌لرله ایضاح ائدیله بیلر. شعیر بو بولگه‌ده هم میللی کیمللیین‌ دیلین ایموسیونال" دویغوسال" ایفاده‌نین اساس واسیطه‌سی اولموشدور. بو سبب‌دن ده بیر چوخ یارادیجی شخص‌ شعیردن باشلایاراق ادبی فعالیته قدم قویموشدور؛ آنجاق سون ایللرده همین شخص‌لرین رومان، حکایه، نمایشنامه و باشقا ژانرلارا کئچدییی مشاهده اولونور. ماراقلیسی اودور کی بو ساحه‌لرده ده آد قازانان شخص‌لر عادتدن شعیرلرله مشهورلانمیش شخص‌لردیر؛ آرامیزدا اولان بوگونکو موجود وضعتین مثبت طرفلرینه باخساز گؤرونور کی: دیل و اوسلوب باخیمیندان زنگینلیک گؤرونور.

نئجه کی شاعیرلر عادتدن دیلین اینجه‌لیکلرینه داها چوخ بلد اولورلار. اونلارین یازیلاریندا پوئتیک اوبرازلار" شاعرانه تصویرلر"، متافورالار" استعاره‌لر"، و استیتیک جهتدن " گؤزلیک یونی" زنگین جومله‌لرله راست گلینیر. بوجور اوسلوب رومان و یا نمایشنامه کیمی ساحه‌لرده ده اوخوجویا ذوق وئریر.

ایکینجی باخشیدا درین فیکیر و مدنی یاناشما گؤرونور: شعیر ایله مشغول اولان شخص‌لر، عادتدن فلسفی و اجتماعی مسئله‌لره حساس یاناشیرلار. اونلارین یازیلاریندا میللی کیملیک، تاریخ و مدنیتین‌ ایزلری داها چوخ گؤرونور.

اوچونجو باخیشدا ادبی اثرلرده یئنی‌لیک یاراتماقلارینین ایزلری گؤرنور:
شاعیرلر فورمایا‌ باغلی قالمادان ایفاده یوللاری آختاریرلار، بو سبب‌دن ده دیگر ژانرلاردا یئنیلیکچی اوسلوبلارینین یارانماسی داها مومکوندور، مثلا شعرایله نثرین بیرلشدییی "پوئتیک‌ رومانلار" و شعیردن ایلهاملانان نمایشنامه‌لر یارانا بیلر آنجاق بو یارادجیلیقلارین منفی طرفلریده واردیر.

بیرینجی باخیشدا بوتون بو ژانرلارین تکنیک طلبلریندن بحث ائتمک‌ اولار؛ هر بیر ادبی ژانری اؤزونه مخصوص قورولوشو و تکنیکی قایدالاری واردیر؛ میثالن رومان یازماق اوچون سوژه قورماق، کاراکتر یاراتماق، دیالوگ قوشماق کیمی باجاریلیقلار لازیم‌دیر؛ شاعیر اولان مؤلف‌لر بعضا بو تکنیک‌لری باجاریقلاری اولمادان یازدیقلاری اوچون نتیجه ضعیف اولا بیلر.

ایکینجی باخیشدا ادبی تک‌ سسلیک گؤرونور کی اگر بوتون ژانرلار بیر نوع دوشونجه‌ و اوسلوبدان_یئنی‌ پوئتیک‌ باخیشدان ایداره‌ اولونورسا، ادبیاتین سسی‌ بیر جنس و مونوتون" تک سسلیق" اولا بیلر. اوخوجو فرقلی باخیش و اوسلوبلاری گؤرمک‌ ایسته‌دیکده، بو چاتیشمازلیق حیس اولونا بیلر.

اوچونجو باخیشدا بونا چاتماق اولور کی اگر شاعیرلر دائییم موختلیف ژانرلاردا یازیرسا، بو زامان هر بیر ژانری درینلیینه‌ ائنمک‌ چتینله‌شیر. حکایه یازاری، اوشاق یازیچیسی و یا نمایشنامه یازاری آیری آیریلیقدا اینکیشاف ائتمزسه‌، عمومی ادبی سویه‌ ضعیفله‌یببلر.

ادبی محیط ده بعضی اوغورلو نمونه‌لر موجوددور. مثلا شعیر ایله‌ تانینان بعضی مؤلف‌لر اوغورلو رومان یازاراق ادبی چئورلرده‌ تانینیبلار. لاکین عکس نمونه‌لر ده آز دئییل. یعنی شعیر اوسلوبونون قایدلارینی دیگر ژانرلاردا ایشلتمک بعضا اوخوجونون رضایتینی آزالدیر و اثرلرین ده‌ییرینی آشاغا سالیر.

موعاصیر آذربایجان ادبیاتیندا ژانرلار آراسی کئچیدلر چوخدور، لاکین بو کئچیدلرین‌ ثمرلری اولماسی اوچون مؤلف‌لرین دواملی اؤیرنمه‌سی و تجربه قازانماسی واجیب‌دیر.

بوگون ایران آذربایجانیندا شاعیرلرین موختلیف ادبی ژانرلاردا فعالیت گؤسترمه‌سی هم فرصت، همده‌ ریسک یارادار. بو وضعیت دیلین‌ استیتیک امکانلارینین گئنیشلنمه‌سینه و میللی مدنیتین تبلیغینه توحفه وئره‌ بیلر. لاکین عینی زاماندا بو یاخینلیق ادبیاتدا درینلیک و موختلیفلیین‌ ضعیفلنمه‌سینه سبب اولا بیلر؛ آمما بو منفی طرفلری نجور آرادان قالدیرماق اولار؟

۱: ادبی یارادیجیلیق ساحه‌سینده اختصاصلاشما و تعلیم کیلاسلاری تشکیل ائدیلمه‌لی‌دیر

۲- موختلیف ژانرلاردا نئجه‌ یازماق سمینارلاری آرتیریلمالی‌دیر

۳-مؤلیف‌لر یئنی‌ ژانرلارا کئچدیکده تکنیکی بیلیک و نمونه‌لر اوزرینده ایشله‌مه‌لیدیلر.

۴-ادبی تنقیدچی‌لر و ادبیات‌شیناسلار بو مسئله‌یه دیققت آییرمالیدیرلار، یارانان‌ اثرلرین کیفیتینی یؤکستمک اوچون علمی اساسلی رأی‌ وئرمه‌لی‌دیلر.

___
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍5
#بوراسی_اورتادوغو

آی بورالاردا اولمايان اوخوجو،
بورادا کؤرپه‌لر اؤلو دوغولوب
سونرا ياشام قازانماغا ديره‌نرلر!
ياشام دئديييم، شهرين اورتاسيندا،
بير قوجانين آلنی‌نين چيزگي‌سيندن آخان تر داملالاری‌دير
خبرلرده ائشيتدييين ساواش‌لار
بوردا گؤيَرَر
ساواش دئديييم هئچ نه دئييل
بير نئچه انسانين اؤلوم حکايه‌سی
آنجاق بيراز فرقلی، قيرميزی
هله ده ياشاييريق دولو خيشاب‌لارین عينادينا
ياشام دئديييم،
چهارراهدا
شيرنی ساتان اوشاغين ال‌لرينده اولان
آجی باخيش‌لاريندا اولان شيرين‌ليک
قالاباليقدا قورخونج سوکوتون منه هورمه‌سی‌‍‌
بو آخشام بير تپه اوستونده
اوتوبان قيراغيندا
بیر ايتين نعشينی دوشونَرَک
اورتادوغونون اوزونه توپوروب،
سون شانسيما-
سئوگیلیمین گؤزلرينه قاييديرام...

#وحید_ملک
____
#پاراگراف
@Paragraph
@Paragraph
👍6
مقاله اختصاصی #پاراگراف

۱۳۲۰-۲۴ آراسی آذربایجان دا قورولان تشکیلاتلار
ایلک بؤلۆم: آذربایجان زحمت‌کئشلر تشکیلاتی
#آرین_نوروزیان


آذربایجان دا ۱۳۲۰ شهریور حادیثه‌سی (ایکینجی دۆنیا مۆحاریبه‌سیندن) بری چوْخلو سیاسی حزب‌لر و فرقه‌لر یارانیب، بونلارین دا سببی ریضا خانین تام ۲۰ ایل ارتجاع و استبدادی‌ایدی، بونلارین آراسیندا آزادیخواه‌لار ایکی جبهه‌ده بؤلۆنمه‌لری، ایره‌لی گئده بیلمدیملری اوچون اساس سبب‌ایدی آنجاق بونو نظرده آلمالییق کی بونلارین قوروپلاشمانین ۱۳۲۴-اونجو ایلده، فیرقه‌میزین قورولوشوندا ده‌یرلی همده میللتین اساسی حاقلارینی آنلاماق باره‌ده فایدالی آددیملاری اولوب‌.

قورولان جمعییتلر آراسیندا بعضاً تهران و مرکزیت ارتجاعسینا باغلی، حزب‌لر آرادا گؤوریب آما آزربایجان میللتینین اوْ دؤوره ده یوخاری و گئنیشلی اوْیانیش و میللی روح لارینا باغلی اوْلاراق ، بو مرتجع خریطه‌لری چوْخ ایره‌لی حرکت ائتمه‌یه قادیر اوْلماییب‌لار.

«آذربایجان زحمت‌کئشلر تشکیلاتی» یوخاریدا دئدیییمیز حزب لردن بیری و ایلک حزب لردن اوْلاراق قورولوب و اوْنلارین ایدئولوژی‌لری و قورولوش‌لاری اۆچۆن آچیقلامالار آشاغیداکی ایضاح اولونور.

آذربایجان میللتی اوزون ایللر ایچینده تهران ارتجعاسینا گۆونه‌بیلمه‌دییی حالدا، بو دورومدا تکجه میللت ایچیندن توْپلانان بیر حزب ائلیه‌بیلردی آز دا اوْلسا میللتین اینانجینا صاحیب اوْلسون؛ بو حاقدا (میرجعفر پیشه‌وری‌نین) اؤزو شخصاً روایت ائتدیگی معلوماتا دا مراجعه ائدیریک:

بو حزبین میللت ایچینده چوْخ تئز گئنیشلنمه‌سینین ده سببی اوْنون تشکیل ائدنلرین، آذربایجان دا یاشایان زحمت‌کئش طیفی و آشاغی دوروملولارین آراسیندان اوْلماسیدیر، میثال اۆچۆن (صور اسرافیل قادر، حۆسئین رضوان، احمد اسلامی) بو پارتی‌نین قوروجولارین‌دان اؤنه گلن آدلار دیر.

بو حزبین تکجه تبریزده ۱۰-مین دن آرتیق عۆضوو اولسادا، قوروجولارینین سیاسی و اجتماعی بیلگی ساحه‌سینده نوقصان لارینا گؤره توپلومو تحلیل ائتمک‌دن عاجیز اولاراق، خالقین دیله‌دیکلرینی باشا دوشوب، اؤز دوشونجه‌لرینی‌ده خالقا آنلاتماق‌ باره‌ده جیددی مسئله‌لر یاشاییردی و همین ندن‌ده بو حیزبین ناکام قالماسینا اساس ندن ساییلیر‌.

مثلاً «حۆسئین رضوان-چؤرکچی» چوْخ حرارتی بیر سوْل دۆشۆنجه‌لی اولسادا، لاکن ساوادی اوْلمادیغینا گؤره خالقا رهبرلیک ائده بیلمیردی و قیراغا چکیلمک مجبوریتینده قالدی.

فهیمی (اوْ دؤوره‌ده آذربایجانین اوستانداری)، «اسرافیل قادیر و حۆسئین رضوانی ایله بیرگه باشقا یوْلداش‌لارینا بؤحدان آتیب و قوروپون اوچون اوْغورلوق و ریشوت‌خوْرلوق دوسیه‌سی آچماق ایله هامیسینی تهرانا سۆرگۆن ائتدی، بو تشکیلاتین فهیمی‌نین الی ایله پوْزولماسی تهران مرتجع‌لری‌نین ان چوْخ ایشلتدیگی کلاسیک تدبیرلردن بیری‌ایدی‌.

«آذربایجان زحمتکئشلر تشکیلاتی» ائرمنی‌لردن دستک آلماسینا ندن ایله خالق دسته‌یینی قازانا بیلمدی همده سرت سؤیلملری نتیجه‌سینده فرقلی کوتله قوروپلاری ایله آرایا قویدوغو دۆشمان‌چیلیق کانسپتی نتیجه‌سینده میللت اوچون بیر یاخشی خاطیره اوْلاراق یادداشتلاردا قالمادی و سونوچدا اوْ خلیل فهیمی‌ـ‌نین سیاست‌لرینین اۆزرینده باغلاندی.

«آذربایجان زحمتکئشلر تشکیلاتی» اوْ دؤورون تانینمیش ژاندارم باشچیسی «جان پوْلادین» کندلرده باشلادیغی وحشی‌یانا حرکتی ایله یاناشی اوْلاراق، باسدیریلیب سوْنا چاتاراق، آذربایجانین کند و شهرلرینده یئنی بیر ساکیتلیک دؤوره‌سی باشلاندی.

___
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍4
یادداشت اختصاصی #پاراگراف

جستاری پیرامون فدرالیسم در ایران و آذربایجان:

فدرالیسم؛ باز تعریف رابطه مرکز و پیرامون
#سهند_کارگر

در میان بخشی از روشنفکران، فعالان فرهنگی و سیاسی آذربایجان، فدرالیسم به‌عنوان یکی از راهکارهای ممکن برای حل مسئله تمرکز قدرت در ایران مطرح شده است. این دیدگاه بر این باور است که ساختار سیاسی ایران در بیش از یک قرن گذشته عمدتاً بر تمرکزگرایی استوار بوده و این امر موجب شده است که مناطق مختلف کشور، از جمله آذربایجان، نقش محدودی در تصمیم‌گیری‌های مربوط به توسعه، فرهنگ و آموزش داشته باشند.

طرفداران فدرالیسم در آذربایجان استدلال می‌کنند که زبان ترکی آذربایجانی، به‌عنوان زبان مادری میلیون‌ها شهروند ایرانی، هنوز جایگاه مناسبی در نظام آموزشی و اداری کشور نیافته است. آنان معتقدند که واگذاری بخشی از اختیارات به حکومت‌های محلی می‌تواند زمینه آموزش به زبان مادری، حمایت از میراث فرهنگی و مشارکت بیشتر مردم در اداره امور منطقه را فراهم کند.

از نگاه این جریان، فدرالیسم نه به معنای جدایی از ایران، بلکه تلاشی برای بازتعریف رابطه میان مرکز و پیرامون است. آنان بر این باورند که وحدت ملی زمانی پایدارتر خواهد بود که همه گروه‌های زبانی و فرهنگی احساس کنند در ساختار سیاسی کشور سهمی برابر دارند و هویت آنان به رسمیت شناخته می‌شود.

در ادبیات سیاسی آذربایجان، گاه به تجربه های تاریخی نیز اشاره می‌شود؛ تجربه‌ هایی چون «قیام آزادیستان» و «حکومت ملی آذربایجان» که هرچند کوتاه‌مدت بودند، اما موضوع خودگردانی محلی، آموزش به زبان ترکی و مشارکت منطقه‌ای را به یکی از مباحث ماندگار تاریخ معاصر آذربایجان تبدیل کرد.

در مقابل، برخی از فعالان و اندیشمندان آذربایجانی نیز معتقدند که اولویت اصلی باید دموکراتیزاسیون ساختار سیاسی، گسترش حقوق شهروندی و تمرکززدایی اداری باشد و لزوماً فدرالیسم تنها راه‌حل موجود نیست. به باور آنان، بدون وجود نهادهای دموکراتیک و حاکمیت قانون، هیچ مدل اداری ـ چه متمرکز و چه فدرال ـ نمی‌تواند به‌تنهایی مشکلات را برطرف کند.

به همین دلیل، بحث فدرالیسم در میان آذربایجانیان بیش از آنکه صرفاً یک بحث اداری باشد، به موضوعاتی چون عدالت منطقه‌ای، حقوق زبانی، مشارکت سیاسی، توسعه متوازن و به رسمیت شناختن تنوع فرهنگی گره خورده است. از این منظر، فدرالیسم برای بسیاری از موافقان آن، ابزاری برای تحقق برابری و اداره مشارکتی کشور تلقی می‌شود، نه هدفی مستقل و جدا از مطالبات دموکراتیک.
__
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍4
بولودلار یاغمور قوسور
بیر اوزدن-اوزوموزه...
اولدوزلار کئفلی-کئفلی
توخونور گؤزوموزه!
خیابان
اسفالت اوستو
قالدیریم چیخیر دیزه
بو حالدا سن آیریلیب گئدیرسن ائوینیزه!
من قالیرام
آی قالیر
بیر ده دیوارلار قالیر
بیر ده دیوارلار اوسته، قیرمیز شعارلار قالیر!

تک قالیریق هامیمیز،
تک قالدیقدا هامیمیز

من قالیرام
آی قالیر
دیوارلار یالقیز قالیر
سن ائویزه گئدیرسن،
منه بیر تبریز قالیر...

#یالچین_تورکای
_
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍3
Audio
🟦 سسلی حئکایه

🖋️ اثرین آدی:
#روحی‌_نین_ناغیلی
🖋️ حیکایه و ایجرا:
#فاطمه_میرحسن_پور (سونا)


🖋 آذربایجان ادبییاتی
🎶 تحکییه ادبی درنه‌یی
____
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍4
یادداشت اختصاصی #پاراگراف

جستاری پیرامون فدرالیسم در ایران و آذربایجان:

فدرالیسم؛
نام دیگر دموکراسی در جوامع چند هویتی
#آتیلا_حاجیزاده


در نظریه های سیاسی معاصر، فدرالیسم یکی از اشکال «حکمرانی چندسطحی» است؛ الگویی که می‌کوشد میان وحدت سیاسی و کثرت اجتماعی تعادل برقرار کند.

فدرالیسم بر این اصل استوار است که حاکمیت می‌تواند میان سطوح مختلف حکومت تقسیم شود، بی‌آنکه تمامیت ارضی یا یکپارچگی سیاسی کشور به خطر بیفتد اینچنین به تقویت این معنا می‌پردازد که فدرالیسم نفی دولت نیست بلکه محدود کردن تمرکز آن است.

مشکل اصلی دولت متمرکز در به رسمیت نشناختن تفاوت‌ها است؛ بدین معنا که اخذ تمام تصمیمات در مرکز مناطق را از «بازیگران سیاست» به «موضوع مدیریت» تبدیل می‌کند و در چنین وضعیتی، شهروندانِ پیرامون به جای آنکه صاحبان قدرت باشند، صرفاً دریافت‌کنندگان سیاست‌های مرکز خواهند بود و فدرالیسم این رابطه عمودی را به رابطه‌ای افقی‌تر و مشارکتی‌تر تبدیل می‌کند.

بحث فدرالیسم در ایران، برخلاف آنچه مخالفانش القا می‌کنند، بحثی درباره جغرافیا نبوده و موضوعی درباره قدرت است و این بدان معناست که مسئله اصلی چگونگی ترسیم مرزها نیست بلکه ترسیم حدود حق تصمیم گیری و توزیع قدرت سیاسی میان شهروندان را در اولویت دارد.

مخالفان فدرالیسم معمولاً از خطر تجزیه سخن می‌گویند اما تجربه تاریخی نشان می‌دهد که تجزیه همواره محصول سرکوب تفاوت‌ها و انسداد سیاسی بوده و به رسمیت شناختن حقوق جمعی عاملیّتی در رویداد های تاریخی نداشته است و شواهد نشان می‌دهند، دولت‌هایی که امکان مشارکت واقعی را از گروه‌های مختلف سلب می‌کنند، بیش از دولت‌هایی که قدرت را توزیع می‌کنند، در معرض بحران مشروعیت قرار می‌گیرند.

از این منظر، فدرالیسم نه تهدید وحدت، بلکه بازتعریف آن است؛ وحدت در جهان امروز نمی‌تواند بر پایه انکار تفاوت‌ها بنا شود. وحدت پایدار زمانی شکل می‌گیرد که همه ملت‌ها، زبان‌ها و مناطق، خود را نه موضوع حکومت، بلکه شریک آن بدانند.

دولت مدرن ایران، به‌ویژه از آغاز قرن چهاردهم شمسی، بر پایه الگویی از تمرکزگرایی سیاسی و فرهنگی بنا شد؛ در این الگو، دولت نه تنها مدیریت سیاسی، بلکه تعریف هویت، زبان، فرهنگ و حتی روایت تاریخ را نیز در انحصار خود گرفت و نتیجه آن بود که تنوع ملی، زبانی و فرهنگی موجود در ایران به جای آنکه به‌عنوان سرمایه‌ای اجتماعی تلقی شود، به مسئله‌ای امنیتی تبدیل گردید.

مسئله فدرالیسم از منظر آذربایجان، واکنشی به همین ساختار تاریخی است؛ آذربایجان نه در حاشیه تاریخ ایران، بلکه در متن آن قرار داشته است اما با این حال، در ساختار دولت متمرکز، حق اداره محلی، حق آموزش به زبان مادری و حق مشارکت مؤثر در تصمیم‌گیری‌های منطقه‌ای همواره محدود مانده است؛ از همین منظر مطالبه فدرالیسم را نه در گفتمان های جدایی طلبانه بلکه در چهارچوب مبارزه برای دموکراتیزه کردن قدرت، باید فهمید و طبقه بندی کرد.

فدرالیسم برای آذربایجان، صرفاً یک مدل اداری نیست بلکه پروژه‌ای دموکراتیک است؛ پروژه‌ای که می‌خواهد میان هویت آذربایجانی و شهروندی ایرانی تعارضی نبیند؛ همان‌گونه که یک فرد می‌تواند هم آذربایجانی باشد و هم ایرانی، یک واحد فدرال نیز می‌تواند در عین برخورداری از اختیارات محلی، بخشی از یک ساختار سیاسی مشترک باقی بماند.

به نظر نگارنده، آذربایجان زمانی که از فدرالیسم سخن می‌گوید در اصل خواهان توزیع عادلانه قدرت، به رسمیت شناختن تنوع ملی و پایان دادن به انحصار سیاسی مرکز است؛ اینچنین فدرالیسم، در معنای عمیق خود، نام دیگر دموکراسی در جامعه‌ای چندملیتی و چندفرهنگی است یا به عبارت دیگر تلاشی برای آنکه قدرت از انحصار خارج شود و به صاحبان واقعی آن یعنی مردم بازگردد.
___
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍6
Audio
🔷 باغبانین ایلی
The Gardeners Year
🔷 رژیسسور: جیری هاوئلکا

🔹کارئل چاپئکین باغبانین ایلی اثریندن ایقتیباس اولونموش همین آدلی فیلیمین تحلیلی پادکستی

🔹چئکواسلواکی ادبییاتی و سینماسی


@tahkie آدرس تلگرام
Butajournal.com
#ادبییات #آذربایجان_تورکجه_سی #مودئرن_نثر_تحکییه #اورمو #کارئل_چاپئک #چئکواسلاواکی_ادبییاتی

🟦 کانالیمیزین تلگرامدا لینکی
https://t.me/Tahkie
🟦 کانالیمیزین بله‌ده لینکی.
ble.ir/join/A2Hg8F3tmf
👍3
آغاریب شهنازین قارا ساچلاری
ارکین دؤرد یانینا هؤرولوب دووار
گَجیله چئوریلیب گلستان باغی
آچیق دوشورمه‌یه چیخیب نه‌یی وار

"شمس پاساژا دؤندو راستا کوچه‌ده"
آخیر گؤی مسجدین گؤم-گؤی گؤزلری
هئیکله چئوریلیب بوردا شهریار
چرده‌یه بلله‌نیر داها سؤزلری

یادیندان چیخارتما بو گؤرکم‌لری
فیکریندن کؤرپو چک یورغون تبریزه
چالیش شهرینین دیلسیز دیلی اول
شئعیر یاز اؤزونو کیرله‌دن‌لره

داها قاش قارالیر، قاییت کی گئجه
باغلاسین دستمالین شهرین آلنینا
ائشیکده قالارسان، یوخ اولار کؤلگه‌ن
آجی چای یئریکلر دوداقلارینا

ال آتیب زیله باس، بویا چاتیبسان
گونشی بوغمادان گئجه‌نین داری
دیله گل آچیلسین، یوخسا بو شهر،–
اوستونه بوشالدار آرتیق‌لاینی

#مهدی_عظیمی
____
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍7
پاراگراف
مقاله اختصاصی #پاراگراف ۱۳۲۰-۲۴ آراسی آذربایجان دا قورولان تشکیلاتلار ایلک بؤلۆم: آذربایجان زحمت‌کئشلر تشکیلاتی #آرین_نوروزیان آذربایجان دا ۱۳۲۰ شهریور حادیثه‌سی (ایکینجی دۆنیا مۆحاریبه‌سیندن) بری چوْخلو سیاسی حزب‌لر و فرقه‌لر یارانیب، بونلارین دا سببی…
مقاله اختصاصی #پاراگراف

۱۳۲۰-۲۴ آراسی آذربایجان دا قورولان تشکیلاتلار
ایکینجی بؤلۆم: آذربایجان جمعیتی
#آرین_نوروزیان

«آذربایجان زحمت‌کئشلر تشکیلاتی» جیددی بیر حرکات یؤنتمه‌یه قادیر اوْلمادیغی و خالقین بو تشکیلاتین باشیندا سایقین، گؤزه گلن، ساوادلی و ایش بیلن باشچیلار گؤرمه‌دیک‌لرین‌دن دولایی اورتادان قالخدی و آز اؤنجه قورولموش «آذربایجان جمعیتی» سرعت ایله اونون یئرینی توتماغا باشلادی؛ بو جمعیتی تانیماق خالقین اوْ گۆنکو دۆشۆنجه‌سینی بیلمک اۆچۆن اومورلو بیر قوْنودور.

«آذربایجان جمعیت»-ینی تشکیل ائدنلر سیراسین‌دان، میرزا علی شبیستری، علی ماشینچی، طاهری، اکبری، هیلال ناصری، محمد بی‌ریا، علی رحیمی، اسماعیل شمس جناب‌لارینین آدلارینی قئید ائتمک اولار ائلجه «آذربایجان درگیسی‌»-نین یارانیب، ایکی دیلده «آذربایجان تۆرکجه‌سی و فارسجا» فعالیت گؤسترمه‌سی همده او دؤورون تانینمیش شاعیرلرین‌دن اولان بی‌ریا و اعتمادین تورکجه شئعرلری‌نین بو درگی‌ده یاییملانماسی هم جمعیتین و هم درگی‌نین سمپاتی اورانین یوخاری قالدیردی‌؛ تبریز خیاوانلاری‌نین آدلارینی دییشدیریب، ستارخان، خیابانی ایله باشقا آذربایجان خالق قهرمانلاری‌نین آدی ایله آدلاندیرماق جمعیتین میللت آراسیندا تانینماسینا ندن اولدو.

آنجاق خالق‌دان بؤیوک بیر کسیم میللی حاقلار، اکینچی حقوقلاری، ایش، سوسیال تأمینات کیمین داها جیددی اینقیلابلار گؤزلدییندن دولایی ائلجه آذربایجان جمعییتی‌نین‌ پراتیک آلاندا گوجسوز اولدوغوندان دولایی بؤیوک بیر کوتلوی دسته‌یه صاحیب اولا بیلمدی ائلجه بوندان دولایی تکجه تبریزده اوْرتا طبقه اینسانینا دایانیردی آنجاق «آذربایجان زحمت‌کئشلر تشکیلاتی» باشقا شهرلر و بؤلگه‌لردن‌ده کوتلوی دستک آلاراق بیر چوخ ایشچی، اکینچی و آشاغی صینیفی اؤز بونییه‌سینده توپلامیشدیر.

مشروطیت دؤنمینده ستتارخان ایله شییخ خیابانی کیمین پورترئتلر خالقین دیلین‌دن دانیشیب، کوتله‌نین تمل احتیاجلارینی اؤن پیلانا چیخارتماق ایله گوج قازانمیش اولوردولار آنجاق «آذربایجان جمعیتی» ایله «آذربایجان زحمت‌کشئلر تشکیلاتی» ایلک باشدا خالقین ایلگیسین قازانمیش اولسادا؛ دؤنمین شرطلرینی گؤزه آلاراق کوتلوی لیدرلردن یوخسون اولدوقلاری، قیسسا زاماندا کوتلوی دستکلرینی ایتیرمکلرینه ندن اولوب مونحل اولماقلارین یول آچمیشدیر.

___
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍4
سرزمین عجیب-1
ویلیام داگلاس
اختصاصی #پاراگراف

ورژن صوتی کتاب «سرزمینی شگفت‌انگیز و مردمی مهربان و دوست داشتنی»

بخش اول/مقدمه

نویسنده:
#ویلیام_او_داگلاس
مترجم:
#فریدون_سنجری
اجرا:
#دکتر_آیسان_فرجزاده


این اثر، حاصل پژوهش ویلیام او داگلاس (۱۸۹۸-۱۹۸۰) قاضی دستیار دیوان عالی ایالات متحده آمریکا به هنگام بازدید از کشورهای اروپای شرقی و ایران است. او در این کتاب، ضمن بررسی کمونیسم در جنوب مرزهای شوروی، به ویژه در دوسوی آذربایجان، به شرح آداب رسوم و فرهنگ ایلات و عشایر ایران، به ویژه ایل قشقایی و مقایسه آن با تمدن غرب می‌پردازد. نویسنده همچنین با انتقاد از مسائل و مشکلات غرب، اخلاق و روحیات مردم جنوب قفقاز، آذربایجان و ایران را می‌ستاید.

#سرزمینی_شگفت‌_انگیز_و_مردمی_مهربان_و_دوست_داشتنی
____
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍5