پاراگراف
293 subscribers
167 photos
23 videos
4 files
141 links
#آتیلا_حاجیزاده هستم، شاعر، نویسنده و ژورنالیست؛ در این چنل آثار قلمی خود و دوستانم را به اشتراک می‌گذارم.
مسیر ارتباط با من:
@atilla_hacizadee

شعر، حیکایه، تنقید، بوتونلوکجه ادبیات:
https://t.me/Atilla_hacizade
Download Telegram
🔹تحکییه ادبی درنه‌یی (۵۲۸-جی جلسه)
🔹اوخونان اثر:
🔹 تورپاغا بورونموش یایلیغیم– حسین واحدی
🔹ایران(تورک) ادبییاتی
🔹اورمیه-چهارراه آپادانا- مجتمع فرهنگی هنری اورمیه
🔹سه شنبه- ۲ دی ماه 1404
🔹ساعت:16:30-19:30
@tahkie
Butajournal.com
#ادبییات #آذربایجان_تورکجه_سی #داستان #مودئرن_نثر #تحکییه #اورمو #حسین_واحدی #ایران_تورک_نثری #حئکایه #تورک_نثری
👍2
بیر آی اؤنجه گنج ادبیاتچی و عزیز دوستوموز (علی چاغلا)نین تثببوثو ایله (سایمان آروز)-ون یولسوزلوقلارینا ائعتیراض اوچون ۱۸۳-ایمضالی بیر آچیق مکتوب یازیلدی.

سونوچدا #سایمان_آروز وظیفه‌دن چیخاریلیب و جناب #صابیر_روستمخانلی «آذربایجان یازیچیلار بیرلییی‌نین جنوب کؤمیته‌سی»نین صدری اولاراق بو قورومون باشینا کئچدی.

___
#آتیلا_حاجیزاده
@Atilla_hacizade
@Atilla_hacizade
____
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍4
سرزمین عجیب-22
ویلیام داگلاس
ورژن صوتی کتاب «سرزمینی شگفت‌انگیز و مردمی مهربان و دوست داشتنی»

قسمت بیست و دوم/ بخش دوم/فصل هجدهم، نوزدهم و بیستم

نویسنده:
#ویلیام_او_داگلاس
مترجم:
#فریدون_سنجری
اجرا:
#دکتر_آیسان_فرجزاده


این اثر، حاصل پژوهش ویلیام او داگلاس (۱۸۹۸-۱۹۸۰) قاضی دستیار دیوان عالی ایالات متحده آمریکا به هنگام بازدید از کشورهای اروپای شرقی و ایران است. او در این کتاب، ضمن بررسی کمونیسم در جنوب مرزهای شوروی، به ویژه در دوسوی آذربایجان، به شرح آداب رسوم و فرهنگ ایلات و عشایر ایران، به ویژه ایل قشقایی و مقایسه آن با تمدن غرب می‌پردازد. نویسنده همچنین با انتقاد از مسائل و مشکلات غرب، اخلاق و روحیات مردم جنوب قفقاز، آذربایجان و ایران را می‌ستاید.

#سرزمینی_شگفت‌_انگیز_و_مردمی_مهربان_و_دوست_داشتنی
____
#اوخودال

@oxudal
@oxudal
____
#پاراگراف

@paragraph
@paragraph
1_22843279746.pdf
397.7 KB
«#سانجاق» سیاسی-اجتماعی مهدتمدن گۆنده‌لییی‌نین ۲۶۳۳ سایینداکی تۆرکجه صفحه‌سینده یاییلان بیر غزلیم:

یاغیش یاغیردی بایاق، گؤزلرین باخیردی منه،
و اودلو کیرپیگین هئی شیمشه‌یین چاخیردی منه.

چیغیر-باغیر، هیجان، ایسترس، خیال، خولیا،
قودورموشویدو حیات، شرّینی یاخیردی منه.

سن ایله گزدیگیمیز شهری تک گزنده بو گون
کوچه-کوچه، خیاوان حیرصلنیب باغیردی منه.

ائشیتدیم آرزولاریم‌ کؤچدو باشقا بیر شهره،
و پای بؤلنده حیات، آیریلیق آییردی منه.

آدی «باهار»دی، سویوقدو، قارانقولوق‌دو شهر،
یاشیل‌دی یارپاغی، آنجاق خیشیلداییردی منه.

... الین آییردی الیمدن، گئدَنمه‌ییردی آما،
هر آددیمیندا دوروب، قیقاجی باخیردی منه.

و من ده «اورمو گؤلو»یدوم، همان کدرلی رسیم،
نه غوصّه وار، بیر اولوب چای‌لاشیب آخیردی منه.

نه‌قدری سؤیله‌ییرم کیمسه باخماییر، سن اینان:
بو آیریلیق، تاوانیمدان داها آغیردی منه
___
#آتیلا_حاجیزاده
@Atilla_hacizade
@Atilla_hacizade
____
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph

_
   #مهدتمدن
@SancaqDergisi
👍1
«#سانجاق» سیاسی-اجتماعی مهدتمدن گۆنده‌لییی‌نین ۲۶۳۳ سایینداکی تۆرکجه صفحه‌سینده یاییلان بیر غزلیم:

یاغیش یاغیردی بایاق، گؤزلرین باخیردی منه،
و اودلو کیرپیگین هئی شیمشه‌یین چاخیردی منه.

چیغیر-باغیر، هیجان، ایسترس، خیال، خولیا،
قودورموشویدو حیات، شرّینی یاخیردی منه.

سن ایله گزدیگیمیز شهری تک گزنده بو گون
کوچه-کوچه، خیاوان حیرصلنیب باغیردی منه.

ائشیتدیم آرزولاریم‌ کؤچدو باشقا بیر شهره،
و پای بؤلنده حیات، آیریلیق آییردی منه.

آدی «باهار»دی، سویوقدو، قارانقولوق‌دو شهر،
یاشیل‌دی یارپاغی، آنجاق خیشیلداییردی منه.

... الین آییردی الیمدن، گئدَنمه‌ییردی آما،
هر آددیمیندا دوروب، قیقاجی باخیردی منه.

و من ده «اورمو گؤلو»یدوم، همان کدرلی رسیم،
نه غوصّه وار، بیر اولوب چای‌لاشیب آخیردی منه.

نه‌قدری سؤیله‌ییرم کیمسه باخماییر، سن اینان:
بو آیریلیق، تاوانیمدان داها آغیردی منه
___
#آتیلا_حاجیزاده
@Atilla_hacizade
@Atilla_hacizade
____
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph

_
   #مهدتمدن
@SancaqDergisi
👍2
سرزمین عجیب-23
ویلیام داگلاس
ورژن صوتی کتاب «سرزمینی شگفت‌انگیز و مردمی مهربان و دوست داشتنی»

قسمت بیست و سوم/ بخش سوم/فصل اول و دوم

نویسنده:
#ویلیام_او_داگلاس
مترجم:
#فریدون_سنجری
اجرا:
#دکتر_آیسان_فرجزاده


این اثر، حاصل پژوهش ویلیام او داگلاس (۱۸۹۸-۱۹۸۰) قاضی دستیار دیوان عالی ایالات متحده آمریکا به هنگام بازدید از کشورهای اروپای شرقی و ایران است. او در این کتاب، ضمن بررسی کمونیسم در جنوب مرزهای شوروی، به ویژه در دوسوی آذربایجان، به شرح آداب رسوم و فرهنگ ایلات و عشایر ایران، به ویژه ایل قشقایی و مقایسه آن با تمدن غرب می‌پردازد. نویسنده همچنین با انتقاد از مسائل و مشکلات غرب، اخلاق و روحیات مردم جنوب قفقاز، آذربایجان و ایران را می‌ستاید.

#سرزمینی_شگفت‌_انگیز_و_مردمی_مهربان_و_دوست_داشتنی
____
#اوخودال

@oxudal
@oxudal
____
#پاراگراف

@paragraph
@paragraph
Forwarded from Oxudal
Ghodrate_Bi_Ghodratan.pdf
953.3 KB
#معرفی_کتاب

کتاب قدرت بی قدرتان اثر واتسلاو هاول، نویسنده، سیاستمدار و رئیس جمهور اهل جمهوری چک، یکی از آثار مهم در زمینه تحلیل سیاسی و اجتماعی است. موضوعات اصلی این کتاب شامل:

- تفاوت دیکتاتوری کلاسیک با نظام های پساتوتالیتر
- نقش ایدئولوژی
- ساختار قدرت در نظام های پساتوتالیتری
- زیستن در دایره حقیقت به مثابه مبارزه
- اهمیت سیاسی اخلاق
- سپهر واقعی سیاست در نظام های پساتوتالیتر
- اپوزیسیون یا دگراندیشان
- مبارزه در قالب "کار در مقیاس کوچک"
- حیات مستقل جامعه
- کارکردهای نظم و قانون در نظام پساتوتالیتر
- فرهنگ ثانوی
- ساختارهای موازی
- حس مسئولیت درقبال دیگران
- برهم کنش ساختارهای مستقل با ساختارهای رسمی
- چشم انداز جنبش های دگراندیشی
می باشد.

___

@oxudal
@oxudal

___

@paragraph
@paragraph
Forwarded from سئچیلمیش شعرلر (Səhər Xiyavi)
▫️سن منی بوراخیب دوشنده یولا،
نه گونش قارالدی، نه یاغیش یاغدی.
چاخماغیم بیر سیقار آلیشدیرارکن،
قهریم دیرماشیب گؤزومو ساغدی.

سئوگیلی گونلرین خاطیره‌سینی،
نه راحات بوراخدین آی آغرین آلیم!
نه ارکن اونوتدون، نه ارته داندین!
یادیندا دئییل‌می، یادینا سالیم:

"خیام"ین داریشیق کوچه‌لرینده،
باخیشلار بیر بیرین قوجاقلادیلار.
او قدر اؤپوشدوک دال کوچه‌سینده،
کؤوره‌لیب دوداقلار قان آغلادیلار."

ایشیقلار سؤنرکن، سانکی بورویور،
"ساحیلی" پارکینی، کدرلی آنلار.
نئچه ایل برابر آددیملاساق‌دا،
بیزی تئز اونوتدو بو خیاوانلار.

"بو شهر آلچاق‌دیر"، دئمیشدیم سنه.
نه قالیبسا بیزدن، اوزوندن سیلر.
کوچه‌سی گیزله‌در، اؤپوشلریمی؛
سئوگیمی سوپورر، سوپورگه چیلر.

سانیردیق پای وئریب بیزی بیر-بیره؛
توپوروم بو شهرین سئوگی پایینا.
منه سندن قالان بیر اوزوک‌ اولدو؛
اودا قیسمت اولدو، شهر چایینا.

آه... نه دن گؤرمه‌دی گؤز یاشلاریمی؟!
بیلمیرم بو شهر سارساق می، کورمو...
یازین تابلولاردا بورانین آدین! :
یاریم سئوگیلرین شهری "اورمو"...

#آتیلا_حاجیزاده
@SheirOcagi
https://t.me/secilmiseirler
👍1
سرزمین عجیب-24
ویلیام داگلاس
ورژن صوتی کتاب «سرزمینی شگفت‌انگیز و مردمی مهربان و دوست داشتنی»

قسمت بیست و چهارم/ بخش سوم/فصل سوم و چهارم

نویسنده:
#ویلیام_او_داگلاس
مترجم:
#فریدون_سنجری
اجرا:
#دکتر_آیسان_فرجزاده


این اثر، حاصل پژوهش ویلیام او داگلاس (۱۸۹۸-۱۹۸۰) قاضی دستیار دیوان عالی ایالات متحده آمریکا به هنگام بازدید از کشورهای اروپای شرقی و ایران است. او در این کتاب، ضمن بررسی کمونیسم در جنوب مرزهای شوروی، به ویژه در دوسوی آذربایجان، به شرح آداب رسوم و فرهنگ ایلات و عشایر ایران، به ویژه ایل قشقایی و مقایسه آن با تمدن غرب می‌پردازد. نویسنده همچنین با انتقاد از مسائل و مشکلات غرب، اخلاق و روحیات مردم جنوب قفقاز، آذربایجان و ایران را می‌ستاید.

#سرزمینی_شگفت‌_انگیز_و_مردمی_مهربان_و_دوست_داشتنی
____
#اوخودال

@oxudal
@oxudal
____
#پاراگراف

@paragraph
@paragraph
👍2
یادداشت اختصاصی #پاراگراف:

کلاشینکف های آمریکایی
#آتیلا_حاجیزاده

اسناد «سفارت اشغال شده آمریکا» نشان می‌دهد که گروه هایی مانند: (حزب دموکرات کردستان ایران به رهبری عبدالرحمان قاسملو و کومله زحمتکشان کردستان ایران به رهبری مصطفی فواد سلطانی) علی رغم ژست کمونیستی-سوسیالیستی و بوق وکرنای ضد امپریالیستی‌شان مورد حمایت ارزی، تسلیحاتی، لجستیک و... از سوی ایالات متحده آمریکا بوده‌اند و بعد ها نیز کارشان به اتحاد با صدام، متجاوز به خاک کشورشان و قاتل ازلی-ابدی کوردها کشید.

اکنون هم حزب هایی مانند پ.ک.ک/پژاک، کومله زحمتکشان، حزب دموکرات کردستان و... باز هم با ویترینی چپ و ضد امپریالیستی افسار خود را به دست فرماندهان آمریکایی-اسرائیلی سپرده‌اند تا در کنار دشمن خارجی با سرباز هموطنشان بجنگند.

کلاشینکف اسلحه‌ای نیمه اتومات روسی است اما امروز انبوهی از آن با دستانی آمریکایی غرب آذربایجان را نشانه گرفته‌اند تا چنانکه در سوریه و عراق نشان دادند با تصفیه غیر کورد ها به ویژه تورک ها که اتنیک غالب این خطه را تشکیل می‌دهند، کوردستان خیالی خود را بنیان نهند.

امروز وارد هفته دوم جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران شده‌ایم و چنانکه از ظواهر امر به نظر می‌رسد دیر یا زود آمریکا و اسرائیل گروه های تروریستی کوردی را در پوزیشن های مختلف وارد جنگ خواهد کرد.

امروزه تکلیفی مهم و تاریخی بر دوش فعالین ملی آذربایجان قرار گرفته است؛ اینچنین که با سازماندهی بدنه اجتماعی خود و نیروهای مردمی، یک جبهه متحد ایجاد نموده و مقاومت در غرب آذربایجان را مدیریت نماید.

«جبهه متحد مردمی دفاع از غرب آذربایجان» که روز گذشته بیانیه شماره-۱ آن منتشر شده است؛ قرارگاهی متشکل از فعالین ملی آذربایجان به مرکزیت اورمیه است و اینچنین سازماندهی بدنه اجتماعی، ساماندهی نیرو های مردمی و مدیریت مقاومت ضد اشغال در غرب آذربایجان را دستور کار خود قرار داده است‌.

پ.ن: کلاشینکف اسلحه‌ای پرکاربرد و مورد علاقه گروه های تروریستی است و گروه هایی مانند پ.ک.ک/پژاک، حزب دموکرات، کومله، خباط، پاک و... این اسلحه را بعنوان سلاح سازمانی خود برگزیده‌اند.
__
#پاراگراف_آذ
@paragraph
@paragraph
👍6
یادداشت اختصاصی #پاراگراف:

آذربایجان در کانون بحران؛
تحلیل پیامدهای جنگ اخیر بر هویت ملی
#مهدی_سهندی

منازعه اخیر میان ایران و ائتلاف آمریکا و اسرائیل، تبعات مستقیمی بر مناطق غربی ایران، به‌ویژه شهر های "اورمیه و سولدوز"، داشته است. در این میان، تحرکات گروه‌های مسلح در مرزها، بر پیچیدگی اوضاع افزوده و بحران امنیتی را تشدید کرده است. این وضعیت، فرصتی برای بازنگری در موقعیت اقلیت‌های ملی در ایران، به‌خصوص ملت تورک آذربایجان، فراهم می‌آورد.

درگیری‌های اخیر، فراتر از یک تقابل نظامی، بر سر معنا و موجودیت بوده است. مناطق پیرامونی و اقلیت‌های ملی، اولین قربانیان این تنش‌ها بوده‌اند. فشارها و انزوای سیاسی و اقتصادی بر ایران، سرانجام به این انفجار رسیده است. در حالی‌که پایتخت‌های درگیر"تهران_واشنگتن" به تحلیل و شعار مشغولند، مردم آذربایجان غربی زیر آوار خانه‌هایی که نه حاصل توسعه پایدارند و نه از حمایت کافی برخوردارند، دست و پنجه نرم می‌کنند.

خلأ امنیتی ناشی از درگیری‌ها، فرصتی را برای گروه‌های مسلح فراهم آورده تا با تکیه بر حمایت‌های احتمالی خارجی، بار دیگر چشم به خاک‌های آذربایجان بدوزند. این تحرکات در مقطعی حساس رخ می‌دهد که شهرهای ما زیر بمباران است و دولت مرکزی بیشتر دغدغه بقای خود را دارد. این وضعیت، رنج و هستی مردم منطقه را به ابزاری برای فشار ژئوپلیتیکی تبدیل کرده است.

فعالان مدنی آذربایجانی، ضمن فاصله گرفتن از گفتمان حکومتی که زبان مادری را جرم می‌انگارد، با رویکرد ناسیونالیسم فارس‌محور اپوزیسیون که رؤیای «یک ملت، یک زبان» را دنبال می‌کند، نیز مخالفند. این دو دیدگاه، هر دو در منطق انکار ریشه دارند.

امنیت پایدار، نه از لوله تفنگ و نه از بازگشت به گذشته حاصل می‌شود، بلکه مستلزم پذیرش کثرت‌گرایی و توزیع واقعی قدرت در ساختار سیاسی کشور است. خواسته اصلی، حق تنفس در کشوری چندملیتی، عادلانه و برابر است؛ جایی که فدرالیسم، راهی برای همزیستی و نه ابزاری برای تقسیم باشد.

هر جنگی روزی پایان می‌یابد، اما پرسش کلیدی باقی می‌ماند: چه کسی حق سخن گفتن درباره نظم نوین را خواهد داشت؟ پاسخ روشن است: ملت‌هایی که حتی در کوران بحران، از گفت‌وگو و عدالت دست نمی‌کشند. ملت تورک آذربایجان، آماده است تا صلح آینده را با صدای خود بنا نهد.

__
#پاراگراف_آذ
@paragraph
@paragraph
👍5
یادداشت اختصاصی #پاراگراف:

دیپلماسی همسایگی؛
انزوای سیاسی امروز محصول فرصت‌سوزی های دیروز

#سجاد_صحرانورد

بعد از جنگ دوازده‌روزه و در آن بحبوحه، سفر مسعود پزشکیان به آذربایجان و تصویری که از او در کنار الهام علی‌اف و رجب طیب اردوغان در قره‌باغ منتشر شد، تنها یک قاب خبری ساده نبود؛ این تصویر نشانه‌ای روشن از تلاش قوه عاقله در سیاست خارجی ایران برای بازگشتی آرام به قفقاز بود؛ بازگشتی پس از سال‌ها انفعال، تقابل و فرصت‌سوزی.

امروز نیز در بحبوحه جنگ ایران با ائتلاف آمریکایی–صهیونی، دیپلماسی فعال شخص پزشکیان و حمایت آشکار دولت‌های ترکیه و آذربایجان از ایران ــ علی‌رغم تلاش برخی جریان‌ها برای امنیتی‌کردن روابط با این دو کشور ــ می‌تواند محصول همان عقلانیتی تلقی شود که در تنظیم روابط با همسایگان قابل اتخاذ است.

برخلاف دولت‌های پیشین که قفقاز را عمدتاً از زاویه تهدید و بی‌اعتمادی می‌دیدند، دولت پزشکیان کوشیده است رویکردی تازه را آغاز کند؛ رویکردی مبتنی بر دیپلماسی منطقه‌ای، نزدیکی با کشورهای همسایه و عبور تدریجی از نگاه صرفاً ایدئولوژیک به روابط خارجی. این چرخش سیاسی البته برای جریان‌های موسوم به «ایرانشهری» ــ که بر نوعی فارسی‌گرایی فرهنگی تمرکز دارند و هرگونه تعامل فراتر از مرزهای زبانی را تهدید تلقی می‌کنند ــ خوشایند نیست. اما واقعیت آن است که سیاست خارجی در عصر بحران بر پایه منافع ملی شکل می‌گیرد، نه بر مبنای رویاهای فرهنگی.

ایران روزی می‌توانست در جنگ قره‌باغ در سمت درست تاریخ بایستد؛ به‌جای حمایت از اشغال، می‌توانست در کنار ملت‌های منطقه و روندهای مشروع بین‌المللی قرار گیرد. به‌جای آنکه نگران نفوذ دیگران در قفقاز باشد، می‌توانست خود به بازیگر مرکزی این محور بدل شود؛ مشروط بر آنکه زبان دیپلماسی را جایگزین قهر و واقع‌گرایی را جایگزین تعصب کند.

امتداد همین مسیر، اگر با عبور از سایه گفتمان ایدئولوژیک داخلی ــ گفتمانی که هنوز بر مدار یکسان‌سازی فرهنگی و نادیده‌گرفتن تنوع زبانی می‌چرخد و هرگونه تقویت این تنوع را تهدید می‌بیند ــ همراه می‌شد، می‌توانست چشم‌اندازهای تازه‌ای برای ایران بگشاید. در آن صورت حتی امکان داشت ایران به‌عنوان ناظر یا شریک گفت‌وگو در ساختارهایی مانند سازمان کشورهای ترک نیز مطرح شود و نقشی تازه در نظم منطقه‌ای برای خود تعریف کند؛ نقشی که امروز، در شرایط بحران و فشارهای خارجی، می‌توانست منافع ملموس‌تری برای کشور به همراه داشته باشد.

در نهایت، آنچه می‌تواند ایران را از این وضعیت بحرانی عبور دهد، نه صرفاً نمادها و ژست‌های دیپلماتیک، بلکه دیپلماسی فعال، عقلانی و مبتنی بر همسایگی است؛ دیپلماسی‌ای که بتواند همزمان ایران را از انزوای سیاسی و از انزوای ذهنی رها کند.

___
#پاراگراف_آذ
@paragraph
@paragraph
👍4👎1
اولین شماره یک "جبهه متحد مردمی دفاع از غرب آذربایجان"


جبهه متحد مردمی دفاع از غرب آذربایجان:
https://rubika.ir/BHcephesi


Qərbi Azərbaycan Birləşmiş Xalq Cəbhəsinin birinci bəyanatı

Qərbi Azərbaycan Birləşmiş Xalq Cəbhəsin:
https://rubika.ir/BHcephesi

___
#پاراگراف_آذ
https://rubika.ir/paragraph_az
https://rubika.ir/paragraph_az
👍2
یادداشت اختصاصی #پاراگراف

پهلوی و مجاهدین خلق؛
ریشه در جامعه یا جنشی القا شده؟
#صابر_حسین_زاده

ساختار سیاسی جامعه ایران از آغاز با انتخاب طبیعی تمامی دولتها را تشکیل داده یا از هم فروپاشانده است. با توجه به سبک زندگی جغرافیای سیاسی خاورمیانه، از دیرباز قبایل و طوایف مختلف با جنگیدن بر سر تخت قدرت، حکومتها و سیستم هایی طبیعی خلق کرده اند؛ سیستم هایی که بر آمده از بطن خود جامعه بوده‌اند و مقبولیت عمومی برای زمامداری امور دا در اختیار داشتند.

جنبش‌ها و تفکراتی که در این جغرافیا سودای تشکیل حکومت در سر می‌پروراندند اما قدرت خود را نه از مردم بلکه از قدرت‌های خارج از مرزها دریافت میکردند، یا با اتحاد یا اتفاقات سیاسی علیه اقتدار وقت با دولت‌های خارجی هم‌پیمان می‌شدند همگی با شکست مواجه شدند؛ از جنبش حشاشیون تا امروز هیچ دولت و اقتدار ماندگاری با هم‌پیمانی دول غربی-شرقی تشکیل نشده است.

حکومت قاجار آخرین حکومت طبیعی جغرافیا ایران بود که با جنگ توانست قبایل و طوایف مختلف را زیر پرچم قاجار گرد آورد و بساط زندیان را برچیند.

بعد از قاجار، پهلوی توسط دول خارجی بر جغرافیای ایران گماشته شد؛ سیستمی که پایه‌ی مردمی نداشت و قدرت خود را از سیاسیون تربیت شده در سیستم قاجاری و همچنین دول خارجی می‌گرفت، دیری نپایید که حکومت باد آورده‌، پهلوی اول را که آداب و اصول سیاست نمیدانست سرنگون و تبعید کرد.

مردم، ناظران همیشه در صحنه‌ای بودند که انقراض قاجاریه و گماشته شدن پهلوی را دیده بودند، با دیدن برچیده شدن پهلوی اول و همچنین گماشته شدن پهلوی دوم به دست متفقین و تثبیت دیکتاتوری آن توسط آمریکا، جرقه‌های جامعه‌ی سیاسی-مدنی را به آتشی گسترده تبدیل کرد.

روسها، همسایگان شمالی اصلی‌ترین کانالیزه کنندگان آتش خشم مردم بودند؛ در میان مردم جریانهایی با همراهی همسایه‌ی شمالی صورت گرفت، اندیشمندان و نخبگانی پدید آمدند، اما ماندگار نبودند. چون ریشه‌ی اندیشه‌های آنها درون جامعه‌ی جغرافیای سیاسی و اجتماعی ایران نبود. اندیشه‌های آنها ریشه در آب‌هایی داشت که با فرهنگ غالب و قالب این جغرافیا همپوشانی نداشت.

امروز پهلوی و مجاهدین خلق بعنوان دو طیف از مخالفان جمهوری اسلامی، طرفدارانی اندک از ناکجاآباد جمع کرده‌اند؛ طیف‌هایی که یکی به دنبال عنوان شاه منتخب مردمی است و دیگری در پی لقب رییس‌جمهور منتخب مردم؛ همه چیز را از پیش تعیین کرده‌اند و دولت‌های خارجی با توجه به اقتضای زمان و نیاز خودشان از این دو طیف استفاده می‌کنند. طیفهایی که نه جغرافیا و نه مردم و نه هیچ چیزی بغیر از عناوینی که درپی آن هستند برایشان اهمیت چندانی ندارد و فقط با حرف‌های پوپولیستی سعی در افزایش تعداد طرفداران خود هستند.

پهلوی با گمارده شده بودن در حافظه تاریخی مردم این جغرافیا گره خورده است. کسی نمی‌تواند منکر این امر تاریخی باشد و همین سبب کنار گذاشته شدن این طیف میشود. تبعیض ها ،ظلم‌ها و کشتار های گذشته‌ی پهلوی هم عاملی در راستای حذف شدن او می‌باشد.

مجاهدین خلق، مبارزانی با طاغوت پهلوی بودند که اندیشه‌های آنها ریشه در باورهای داخل مرزها نداشت و این عاملی برای نداشتن جایگاه مردمی بود؛ همکاری با عراق در جنگ، ترور نخبه ها و چهره‌های سرشناس سیاسی و مذهبی بعد از انقلاب عاملی دیگر برای حذف شدن این طیف در جریان خواهد بود.

مردم این جغرافیا از زمان های دوردست، نخواستند بازیچه‌ی بازیچه‌ها شوند. تفکراتی که ریشه در باورهای ملی، دینی-مذهبی و تاریخی این جغرافیا نداشته باشند و برای به قدرت رسیدن بخواهند هم‌پیمان کسانی غیر از مردم این ژئوپلیتیک باشند را دیر یا زود دفع میکنند.
__
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍4
این یادداشت ۶-اردیبهشت۰۵ در یولپرس منتشر شده است.

اختصاصی گروه رسانه‌ای یول/یول‌پرس:

*ایرانشهری و پروژه نفوذ*

✍️ #آتیلا_حاجیزاده

وحید بهمن از سرکردگان مشهور نحله ایرانشهری، که توانسته بود پروژه نفوذ خود را تا همکاری «دفتر مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری» گسترش دهد؛ پس از خروج از کشور با اعلام رسمی به یکی از اصلی ترین مشاوران رضا پهلوی و استراتژیست سلطنت‌طلبان تبدیل شده است؛ جریانیکه رابطه های (اُرگانیک و اورگانیک) آن با اسرائیل و موساد مسئله‌ای آشکار بوده و هست چنانکه همواره از طرف خود این جریان و سرکرده‌اش به اشکال گوناگون نیز به این موضوع صحه گذاشته و مبلغ آن نیز بوده‌اند.

دکتر «آرین طباطبایی» فرزند «دکتر سید جواد طباطبایی» اصلی ترین تئوریسین نحله «ایرانشهری» است که اکنون بعنوان «مشاور تسلیحاتی و امنیتی وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا» خدمت می‌کند؛ در اثنای جنگ ۱۲-روزه اسنادی از جاسوسی وی بهمراه وحید بهمن منتشر شده و در دسترس عموم قرار گرفته است.

اینکه اطلاعات جاسوسی از کدام مرجع به دست این افراد رسیده و کدامین شخصیت های ارشد سیاسی با این جریان مرتبط بوده‌اند بحثی است که فرصت دیگری را طلب می‌کند اما این مقدمه‌ای جهت طرح موضوعی است که چندبار در طول جنگ رمضان تکرار شده و هربار نیز مورد تکذیب مقامات ارشد سیاسی و نظامی ایران قرار گرفته است:


حملات به اهدافی در جمهوری خودمختار نخجوان در آذربایجان و استان هتای در جمهوری ترکیه درحالی رخ داد که هردو کشور از آغاز جنگ تا کنون همواره مواضع دوستانه و حمایتگرایانه‌ای از ایران داشته‌اند و همین تعجب همگان را برانگیخت که البته این حملات از سوی مقامات تکذیب شده و همتایان دو کشور مورد دلجویی رئیس جمهور ایران قرار گرفتند.

آشکار است دست هایی می‌خواهند تا روابط آذربایجان و ترکیه با ایران را مخدوش نمایند؛ موضوعیکه هدف انزوای ایران در این شرایط جنگی را دنبال می‌کند که خواست قطعی «آمریکا و اسرائیل» است.

در ایران هیچ جریانی بقدر «ایرانشهری ها» به دنبال ایجاد تنش بین آذربایجان و ترکیه با ایران نبوده و به شکل آشکاری آن را دنبال نمی‌کند؛ هیچ بعید نیست که این عملیات پرچم با بهره‌ گیری از رابطه پدر-فرزندی «پهلوی و ایرانشهری» و نفوذ آنها در دستگاه های گوناگون کشور باشد؛ موضوعی که شدیدا نیازمند تعقیب و پیگرد جدی است که اگر دنبال نشود قطعا تبعات سنگین و جبران ناپذیری در پی خواهد داشت.

لینک یادداشت در #یول_پرس:
https://ble.ir/yolpress/7267407766790285916/1774460892278

____
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍3
میلتچی؛ واژه‌ای که از مردم می‌آید
#بهرام_جوادی
مدیر مسئول یول‌پرس

در سال‌های اخیر درباره نام‌گذاری فعالان سیاسی و مدنی تورک آذربایجانی بحث‌های فراوانی شکل گرفته است. عده‌ای «فعال ملی‌مدنی» می‌گویند، برخی «هویت‌طلب» را ترجیح می‌دهند، گروهی «هویتچی» می‌نویسند و بعضی نیز واژه «میلتچی» را به‌کار می‌برند. اما واقعیت آن است که پشت همه این نام‌ها، یک حقیقت مشترک وجود دارد: سخن گفتن از خواست مردم آذربایجان.

واژه «ملت» در زبان تورکی، آن معنای صرفاً سیاسی و دولت‌محور رایج در فارسی را ندارد. «میلت» در فرهنگ و زبان ما، بیشتر به معنای مردم، جامعه و توده‌ای است که دارای حافظه، زبان، فرهنگ و اراده مشترک‌اند. از همین رو، «میلتچی» بودن پیش از آنکه یک برچسب سیاسی باشد، بیانگر پیوند با مردم و دفاع از حقوق آنان است.

طبیعی است که در فضای امنیتی و حساس سیاسی، تلاش شود واژه‌هایی نرم‌تر و کم‌هزینه‌تر جایگزین شوند؛ عنوان‌هایی مانند «فعال مدنی» یا «هویت‌طلب» نیز تا حدی از همین ملاحظات ناشی می‌شوند. اما تغییر نام، ماهیت خواسته‌ها را عوض نمی‌کند. مطالبه آموزش به زبان مادری، حفظ هویت فرهنگی، رفع تبعیض و احترام به اراده مردم آذربایجان، خواسته‌هایی مردمی و اجتماعی‌اند؛ نه صرفاً بازی‌های واژگانی.

اگر «میلتچی» یعنی کسی که در کنار مردم خود ایستاده، درد و مطالبه آنان را بیان می‌کند و برای کرامت و حقوقشان تلاش دارد بیان کنیم، پس چرا باید از این واژه گریخت؟ *ما نیز همچون بسیاری از فعالان آذربایجانی، بی‌پرده می‌گویند: ما میلتچی هستیم؛ چون صدای میلت خود هستیم.*

شاید زمان آن رسیده باشد که به جای ترس از واژه‌ها، درباره محتوای مطالبات سخن گفته شود. نام‌ها تغییر می‌کنند، اما حقیقت باقی می‌ماند: آذربایجان، صدای مردم خود را می‌خواهد.
__
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍3
یادداشت اختصاصی #پاراگراف

جستاری پیرامون فدرالیسم در ایران و آذربایجان:

فدرالیسم؛
پاسخ ساختاری به بحران تاریخی حکمرانی در ایران
#محسن_غایبزاده

مسئله‌ حکمرانی در ایران را نمی‌توان به ناکارآمدی یک دولت، یک ایدئولوژی یا حتی یک دوره‌ تاریخی تقلیل داد. آنچه طی یک قرن اخیر به‌ طور مستمر بازتولید شده، «منطق تمرکز قدرت» به‌ مثابه هسته‌ سخت نظم سیاسی ایران است؛ منطقی که از دولت شبه‌ مدرن پهلوی تا به امروز، با اشکال حقوقی متفاوت اما کارکردی یکسان استمرار یافته است. در این چارچوب، دولت نه به‌ عنوان تنظیم‌گر منافع متکثر، بلکه به‌ مثابه مالک انحصاری سیاست، اقتصاد و هویت عمل کرده است.

تمرکز قدرت، همزمان سه فرآیند مخرب را رقم زده است: نخست، تضعیف نهادهای میانجی و محلی؛ دوم، امنیتی‌ سازی تنوع‌های زبانی، قومی و منطقه‌ای؛ و سوم، قطع پیوند مسئولیت و پاسخگویی در ساخت قدرت.

پیامد این فرآیندها، شکل‌گیری شکاف مزمن مرکز–پیرامون و تبدیل بخش‌های وسیعی از جامعه به «حاشیه‌نشینان سیاسی» بوده است؛ گروه‌هایی که هزینه‌های دولت‌ سازی را پرداخته‌اند، بی‌آنکه در تولید قدرت و تصمیم‌گیری سهمی واقعی داشته باشند.

فدرالیسم، در این بستر، نه یک نسخه‌ وارداتی و نه پروژه‌ای هویتی صرف، بلکه پاسخی نهادی به این بحران تاریخی است. فدرالیسم با تفکیک سطوح قدرت و تعریف حوزه‌های صلاحیت مشخص میان دولت مرکزی و واحدهای فدرال، امکان چرخش قدرت از تمرکز به توزیع را فراهم می‌کند؛ چرخشی که شرط لازم هر گذار دموکراتیک پایدار است. در این مدل، دولت نه در یک نقطه‌ ثابت، بلکه در شبکه‌ای از نهادهای منتخب و پاسخگو جریان می‌یابد.

اهمیت فدرالیسم در آینده‌ ایران، بیش از آنکه در «تقسیم جغرافیایی قدرت» باشد، در بازتعریف مفهوم «وحدت ملی» نهفته است. وحدت، در تجربه‌ دولت متمرکز ایرانی، عموماً با همسانسازی فرهنگی و سیاسی پیوند خورده است؛ در حالیکه فدرالیسم، وحدت را محصول قرارداد سیاسی میان واحدهای متکثر می‌داند، نه نتیجه‌ انکار تفاوت‌ها. این تغییر پارادایم، امکان همزیستی پایدار میان تنوع‌های زبانی، فرهنگی و اقتصادی را در چارچوب یک دولت واحد فراهم می‌سازد.

از منظر توسعه، تمرکزگرایی نه‌ تنها عدالت منطقه‌ای ایجاد نکرده، بلکه وابستگی ساختاری پیرامون به مرکز را بازتولید کرده است. فدرالیسم با واگذاری اختیار برنامه‌ریزی توسعه، مدیریت منابع و سیاست‌گذاری اجتماعی به سطوح محلی، می‌تواند چرخه‌ ناکارآمدی و رانت‌ محوری را بشکند و مسئولیت‌پذیری سیاسی را تقویت کند. در چنین ساختاری، ناکامی توسعه‌ای دیگر به «مرکز نامرئی» نسبت داده نمی‌شود، بلکه به موضوع پاسخگویی نهادی بدل می‌گردد.

در نهایت، فدرالیسم را باید سپری در برابر ضایعات اقتدارگرایی دانست. تجربه‌ ایران معاصر نشان داده است که حتی پس از تغییرات بزرگ سیاسی، در غیاب توزیع نهادی قدرت، میل به تمرکز دوباره فعال می‌شود. فدرالیسم، با قفل‌ کردن قدرت در سطوح مختلف و جلوگیری از انباشت آن در مرکز، امکان واگرایی بحران‌‌زا را تا حد مطلوب کاهش می‌دهد.

به این معنا، فدرالیسم نه راه‌ حلی مقطعی، بلکه پیش‌ شرط گذار از «دولت فرمان‌ران» به «دولت قرارداد» در ایران است؛ گذاری که می‌توان واگذاری بخشی از اختیارات دولت به استانداری‌ها توسط پزشکیان را سرآغاز آن برشمرد.
___
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍5👎2
یادداشت اختصاصی #پاراگراف

شرحی بر ناسیونالیسم مدنی و نژادی
#آرین_نوروزیان

در ایران همواره ما شاهد بکار بردن القابی همچون پان‌تورک و پان‌کرد و... از سوی جریانات ایرانشهری و مرکزگرا در راستای ایجاد نفاق میان اکثریت بافت جامعه و اقلیت ها بوده ایم و هستیم.

اما باید به این مورد مهم توجه داشت که آیا عوامل پیرامون این اختلافات هویتی و نژادی، صرفا ریشه در جاهلیت عده ای معدود دارد یا سیستمی فراگیرتر از باورهایمان است؟

«در ایران باید از انواع ناسیونالیسم سخن به میان آورده شود: ۱- ناسیونالیسم مدنی و ۲- ناسیونالیسم نژادی؛ دو فراکسیون از جهانبینی ناسیونالیسم بوده و ذیل آن تعریف میشوند»

۱- ناسیونالیسم مدنی:

این نوع ناسیونالیسم ریشه در مشروطیت دارد و گونه ای از «اعتقاد به ملت» است که علی‌رغم وجود تنوع در بافت جامعه و موجودیتی بنام پلورالیسم، برخلاف فاشیسم، در مؤلفه های فرهنگی، قومی، مذهبی و اغلب بر اساس حق برابر شهروندی و اراده با هم زیستن تعریف میشود.

این نوع از ناسیونالیسم می‌تواند در آینده هر ملتی با تکیه بر اصل پلورالیسم، در مسیر خود به دموکراسی و لیبرالیسم منتهی شود.


۲- ناسیونالیسم نژادی:

این نوع ناسیونالیسم نیز برخلاف مدنیت و دموکراسی، متاثر از ناسیونالیسم برآمده از نازیسم و اقتدارگرایی فاشیسم است؛ در واقع این نسخه از ناسیونالیسم که بسیار خطرناک و صرفا با متکی بودن بر اصل نژادپرستی و پان-محوری است، امروزه بسیار ریشه در سیستم و ایدئولوژی دولت ها دارد.


۳- تاثیرات ناسیونالیسم نژادی در ایران معاصر:

ظهور جریانات راست‌گرای افراطی و فاشیستی با گفتمان نژادی و دیگرستیزانه در اروپا و آمریکا و احیای ناسیونالیسم نژادی، مصیبت های خانمان‌سوزی از قبیل دو جنگ جهانی را در کارنامه خود ثبت کرده و با چنین نمایی در صحنه سیاسی قرن بیست و یکم مطرح شده است.


در ایران نیز بیش از یک قرن است که گفتمان ناسیونالیستی نژادگرایانه با محوریت شوونیسم فارسی‌گرایی هم در میان بخشی از قشر سیاسی و ساختار دولت و هم در میان بخشی از روشنفکران خارج از دولت و سیستم و مخالفان نظام، باز تولید شده است.

«در نهایت ناسیونالیسم نژادی با ماهیتی که از سیستم رضا خانی در ایران کسب کرده است، می‌تواند در آینده ای نه چندان دور، به تهدیدی جدی در راستای سرکوب ملت های غیر فارس تبدیل شود و احتمال تجزیه ایران را به نفع رژیم اسرائیل به درصد قابل توجهی افزایش دهد.»

____________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍4
این یادداشت روز جهانی کارگر در کانال «بله» پاراگراف منتشر شده است.

یادداشت اختصاصی #پاراگراف

آذربایجان و استعمار؛ میراثی از تبعیض، فقر و ناآگاهی:
روز کارگر و لزوم روشنگری
#مهدی_سهندی


روز جهانی کارگر، روزی برای پاسداشت زحمات و تلاش‌های بی‌وقفه کارگران در سراسر جهان، در آذربایجان اما رنگ و بویی دیگر دارد. اینجا، این روز نه تنها یادآور تلاش و سازندگی است، بلکه فرصتی برای واکاوی عمیق‌تر مشکلات و چالش‌هایی است که قشر کارگر این منطقه با آن دست و پنجه نرم می‌کند؛ مشکلاتی که ریشه در سیاست‌های استعماری دولت مرکزی، بی‌توجهی به شرایط خاص منطقه، و عدم آگاهی کارگران از حقوق خود دارد.


آذربایجان، با وجود منابع غنی و پتانسیل‌های فراوان، متاسفانه از زیرساخت‌های مناسب و شرایط کاری مطلوبی برخوردار نیست؛ نبود امکانات رفاهی، بهداشتی و آموزشی کافی، دسترسی محدود به خدمات درمانی، عدم سرمایه‌گذاری کافی در توسعه زیرساخت‌ها، زندگی را برای کارگران و خانواده‌ هایشان دشوار ساخته است؛ کمبودها، نه تنها کیفیت زندگی کارگران را تحت تاثیر قرار می‌دهد، بلکه مانع از پیشرفت و توسعه پایدار منطقه نیز می‌شود.


سیاست‌های دولت مرکزی در قبال آذربایجان، متاسفانه رنگ و بویی از استعمار فردی و جمعی دارد چراکه استخراج بی‌رویه منابع طبیعی، بدون در نظر گرفتن منافع مردم منطقه، و انتقال ثروت حاصل از این منابع به مرکز، نمونه‌ای بارز از این استعمار است.

کارگران آذربایجانی که در این صنایع مشغول به کار هستند، غالباً از حقوق و مزایای کافی برخوردار نیستند و در شرایط ناایمن و غیراستاندارد به کار گرفته می‌شوند. علاوه بر این، سرکوب آزادی‌های فردی و جمعی، محدود کردن فعالیت‌های مدنی و سیاسی، و اعمال تبعیض در استخدام و ارتقاء شغلی، از دیگر مظاهر این استعمار است.


یکی از مهمترین موانع پیشرفت و احقاق حقوق کارگران آذربایجانی، عدم آگاهی کافی از حقوق قانونی و اجتماعی خود است؛ بسیاری از کارگران نمی‌دانند که چه حقوقی دارند، چگونه می‌توانند از حقوق خود دفاع کنند و چه نهادهایی مسئول حمایت از حقوق آن‌ها هستند و این ناآگاهی، باعث می‌شود که کارگران در برابر کارفرمایان زورگو و سیاست‌های ناعادلانه دولت مرکزی، آسیب‌پذیرتر باشند و نتوانند حقوق خود را به درستی مطالبه کنند.

برای رهایی از این وضعیت، لازم است که کارگران آذربایجانی از حقوق خود آگاه شوند و برای احقاق این حقوق تلاش کنند. این آگاهی، از طریق آموزش، اطلاع‌رسانی، و فعالیت‌های مدنی و سیاسی امکان‌پذیر است. نهادهای مدنی، فعالان حقوق کارگری، و رسانه‌های مستقل می‌توانند نقش مهمی در افزایش آگاهی کارگران و حمایت از حقوق آن‌ها ایفا کنند.

روز جهانی کارگر، فرصتی است برای کارگران آذربایجانی تا با صدای بلند فریاد بزنند و خواستار احقاق حقوق خود شوند؛ این روز، باید به روز عصیان علیه استعمار، بی‌عدالتی، و ناآگاهی تبدیل شود و کارگران آذربایجانی باید با اتحاد و همدلی، برای رسیدن به یک جامعه عادلانه و برابر، تلاش کنند. جامعه‌ای که در آن، حقوق کارگران محترم شمرده شود، منابع طبیعی به نفع همه مردم استفاده شود، و استعمار و تبعیض ریشه کن گردد.


برای نیل به این مقصود تنها با روشنگری، آگاهی‌بخشی، و تلاش پیگیر، می‌توان امید داشت که روز جهانی کارگر در آذربایجان، به جشنی برای دستاوردهای کارگری و بهبود وضعیت زندگی کارگران تبدیل شود.
____________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍3
یادداشت اختصاصی #پاراگراف

اورمونو قورویان؛ آذربایجانی قورویوب
#آتیلا_حاجیزاده

رمضان ساواشی‌نین ۴۰-گونلوک سوره‌سینده، باتی آذربایجان، اؤزللیکله اورمو ایله سولدوزدا کورد تئرور اؤرگوتلری‌نین گوونسیزلیک یاراتماق ائحتیمالی، قارا بولود کیمین آذربایجانی کؤلگه آلتینا آلمیشدی ائلجه میللتچی فاعاللاری‌نین قایغی و دویارلی اولدوقلاری، آچیقجا بیر چؤزوم آختاریشینا همده بیر چئشید اؤرگوتلنمک جهدلرینه سونوچلانیب آنجاق بللی ندنلردن دولایی قاپساملی، توپلومسال ائلجه عیمومی بیر «سازماندهی» ایمکانی الده ائده بیلمییب.

ایران دا (ائتنیک‌لرین جمعیت ساییمی-«سرشماری ایتنیکی») اولمادیغی همده سون ایللرده، عیراق‌دا کرکوک، سوریه‌ده حلب تجروبه‌لرینی گؤز اؤنونه آلاراق، نئچه ائتنیکلی جوغرافیالاردا یئره‌ل-محلی سئچگی‌لرینین سونوچو ایله سئچیلن آدایلارین ائتنیک تابعییتی، دونیا گؤزونده جمعییتی رفراندوم همده حیقوقی اوستونلوک کیمین ده‌یرلندیریلمیشدیر.

«قادین، یاشام، آزادلیق» تظاهراتلاری‌نین نتیجه‌سینده اورتایا گلن قاپساملی «تحریم» ری‌آکسییاسی سونوچوندا، ۱۴۰۲-نین ایسفیندینده کئچیریلن مجلیس سئچگی‌لرینین تورکلر طرفیندن تحریم اولوب عکسینه کوردلرین باتی آذربایجان‌دا بوتون گوج‌لریله بو سئچیملرده ایشتیراک ائتمکلری نتیجه‌سینده ایلک اولاراق، اوچ وکیل‌دن، ایکی کورد ائتنیکلی میللت وکیلی اورمودان و یئنه ایلک اولاراق بیر کورد میللت وکیلی ماکی‌دان بهاریستانا گئتدیلر؛ ائلجه سولدوزدا وضعییت عئینی اولوب، نقده-اشنویه حوزه‌سی‌نین کورسوسو بیر کورد میللت وکیلی‌نین اوتوراجاغی اولدو.

۰۴- بایرامی‌نین اورمودا «جشن نوروز» ییغیناغی، همان ایلین یاییندا «هور اسپور» تاخیمی‌نین هوادارلیغی آدی آلتیندا شهردا یاشانان «بژی سیمیتقو» اولای‌لاری ایله بو یازی‌دا سیغمایان بیر چوخ حادیثه‌لر، کوردچو قوروپلاری ایله تئرور اؤرگوتلری‌نین اؤزللیکله نئچه ائتنیکلی بؤلگه‌لرده (ائشیک‌ دن تحریم؛ ایچری‌دن قاتیلیم-تعامول) سیاستینی اؤنه توتماقلارین‌دان خبر وئریر آردیجا همین قونو، نئچه میللتچی آدایین اورمودا سئچگی مارتونلارینا قاتیلماق ایمکانی الده ائتمک ایله بیرگه اؤنوموزده اولان «شهر شورالاری» سئچگی‌لرینی آذربایجانین باتی شهرلرینده اؤزللیکجه اورمو ایله سولدوزدا داهاجا اؤنملی ائدیب، بؤلگه‌ده آکتیو اولان میللتچی فاعاللارینین‌دا زحمت و مسئولیتینی داهادا آرتیریر.

بوگونون شرطلرینی، ایالت والی‌لری‌نین ایختییار آرتیشی، اکونومیک فدرالیسم زَمزَمه‌لری، اؤزللیکله ساواش سونوچلاری‌نین گتره‌جه‌یی ده‌ییشیملر ایله ساییر سیموولاری گؤز اؤنونه آلاراق بولگه‌وی اورقانلارین جیددی مقام همده ایشلم تاپاجاقلاری‌ اؤن گؤرونور؛ آذربایجانین ایکینجی بؤیوک شهری «اورمودا» مدنی فعالییت‌لر نتیجه‌سینده بیر جیددی «میللتچی» بدنه‌سی یارانیب و همین بدنه ۰۲-فروردین۰۴ آنتی تئررؤر آکسییاسیندا وارلیغینی آچیقجا اورتایا قویدو همده چئشیتدلی طئیفلرین بو آد آلتیندا توپلاندیغی ایله بیرگه بو وارلیغا تثبیت ایمضاسی چکدی؛ بو بدنه‌نین تأثیرینده دؤنه‌لر سئچگی، آکسییا و ری‌آکسییالاری میللی کانالا یؤنه‌دیب ایسته‌دییی نتیجه‌نی‌ده آلمیشدیر.

یازیچی‌نین قئیدیجه (#اورمونو قورویان؛ #آذربایجانی قورویوب) ائلجه ساواش وضعیتی‌‌نین گتیردیی ایتیسثنا دوروم، اورمودا میللتچی آدایلارینین، شهر شورالاری سئچگی‌لرده ایشتیراک ایمکانی تاپماقلارینا ندن اولوب؛ بو ایمکانی بیر تاریخی فرصت کیمین گؤروب، فیکیرداشلاریمیزی بوروکراسی‌ده ایشتیراک وئرمک ایله گله‌جک گوج دنگه ده‌ییشیملرینده آذربایجانین منافعین قوروماق اوچون بقا ایمکانی تکین ده‌یرلندیرملییک.

_____
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍4