پاراگراف
288 subscribers
165 photos
23 videos
4 files
139 links
#آتیلا_حاجیزاده هستم، شاعر، نویسنده و ژورنالیست؛ در این چنل آثار قلمی خود و دوستانم را به اشتراک می‌گذارم.
مسیر ارتباط با من:
@atilla_hacizadee

شعر، حیکایه، تنقید، بوتونلوکجه ادبیات:
https://t.me/Atilla_hacizade
Download Telegram
" اورمو بیرلیک سسَی "

بیانیه لیست اجماع و ائتلاف هویتچی های اورمو ۱۴۰۰

چکیب دیر ایلگی سین هر بیر دویانین
بودور " بیرلیک سسی " آزربایجانین

به اطلاع مردم اورمو می رساند امروزه این امری مبارک و بس فرخنده است که سلایق مختلف و تیپ‌های فکری آزربایجان در شهر اورمو به خاطر هویت و خاک خویش در زیر یک چتر به نام وطن گرد هم آمده اند تا با ناکام گذاشتن دشمنان این خاک، روحی تازه را در کالبد "حرکت ملی آزربایجان" بدمند و به یاری خدا با پیروزی در صحنۀ سیاسی، حلاوت و شیرینی دو چندان را برای جامعه آزربایجان به ارمغان بیاورند.

با توجه به شرایط حساس زمانی که در آن دشمنان این خاک چشم طمع بدان دوخته اند و با هر راه ممکن در صدد آن هستند تا با جعل، دروغ و نفوذ در لایه های مختلف قدرت، این خطه از خاک آزربایجان را به نقشۀ خیالی خود ضمیمه نمایند؛ ما جمعی از فعالین فرهنگی و مدنی اورمو با احساس وظیفۀ خطیر در این پیچ زمانی بر آن شده‌ایم تا با تکیه بر خرد جمعی و رفتار سیاسی مبتنی بر عقلانیت و منافع دراز مدت آزربایجان، با ایجاد وحدت و مودت در میان گروههای مختلف جامعه، لیستی واحد را برای شورای شهر ارائه نماییم؛ تا مردم قهرمان اورمو یک صدا برای دفاع از مرزهای هویتی خود اقدامات لازم را انجام دهند که در این راستا لازم است چند نکته ای را بیان نماییم.

هر امر سیاسی با توجه به کارکردهای آن، تابعی از منافعی است که نخبگان یک ملت با تشخیص آن، عامه مردم را به سوی آن منافع سوق می دهند.

امروزه در "غرب آزربایجان" صیانت از خاک، در مقابل میهمانان ناخوانده ای که هنوز مهر شناسنامه‌شان خشک نشده است بر هر چیزی الویت دارد.

هر شخصی از اهالی اورمو، سولدوز، تیکان تپه و سائین قالا بخوبی می‌داند که تروریست‌های گروهک‌های کومله، دموکرات، پژاک و ... با نیات شوم خود خاک آزربایجان را نشانه گرفته اند و این جغرافیا را با دروغ و نیرنگ در مجامع بین المللی می‌خواهند به نام خود جا بزنند که حرکات ایذایی بسیاری را در این زمینه انجام می‌دهند.

پس بیاید در انتخابات به دشمنان این خاک بفهمانیم که اگر در صدد ادعاهای ارضی در آزربایجان هستند مردم این خاک، وزن و جایگاه‌شان را در وقت مقتضی به آنان از هر راه ممکنی تفهیم خواهند کرد.

آنچه مهم است منافع آزربایجان و ارزش‌های آن با محوریت خاک و هویت می‌باشد و در این بازه زمانی به مثابۀ یک تاکتیک و فارغ از اندیشه سیاسی فرد فرستادن اشخاصی بر اساس خواستگاه زبانی، فرهنگی و هویتی تورکی به شورای شهر، در اولویت است.

۱- گلشن نوروزی-۸۶۲
۲- احد یوسفی-۸۷۸
۳- توماج وحید افشار-۸۶۹
۴- مرتضی منافی-۸۱۵
۵- محمد خلیل پور-۴۶۲
۶- علی مصطفی زاده-۷۸۶
۷- مرتضی پیری-۲۵۴
۸- مرتضی بهرام-۱۹۴
۹- حسین پناهی-۲۴۶
۱۰- رسول اصغرزاده-۱۵۶
۱۱- نقی کریمی-۷۲۹
________________________________
_________________________________
#اورمو_بیرلیک_سسی
https://t.me/UrmuBirlikSesi
https://t.me/UrmuBirlikSesi

________________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍1
بیانیه لیست اجماع و ائتلاف هویتچی‌های اورمو-۱۴۰۰: «اورمو بیر لیک سسی»

چکیب‌دیر ایلگی‌سین هر بیر دویانین
بودور "بیرلیک سسی" آزربایجانین
_________________________________
#اورمو_بیرلیک_سسی
https://t.me/UrmuBirlikSesi
https://t.me/UrmuBirlikSesi
____________________________
____________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍2
.
جریان غالب؛
پیروز مقتدر انتخابات شورای شهر اورمیه
#آتیلا_حاجیزاده

۹-تن بعنوان منتخب‌های اصلی و ۲-تن بعنوان علی‌البدل از «ائتلاف اورمو بیرلیک سسی» به ششمین دوره از انتخابات شورای شهر اورمیه راه یافتند؛ اینچنین اتحاد شکل یافته بین فعالین مدنی آذربایجان و صدور لیست واحد، پیروزی بزرگی برای مردم آذربایجان و اورمیه رقم زد.

جریان آذربایجان‌ محور، گفتمان غالب شهر اورمیه است و این امری است که به دفعات و در میدان‌های مختلف اثبات شده است لکن «انتخابات ششمین دوره شورای شهر اورمیه» مهر تأیید نهایی بر این امر است اینچنین که «ائتلاف اورمو بیرلیک سسی» به واسطه کار جمعی تئوریک و پراتیک فعالین مدنی آذربایجان به لیست غالب اورمیه تبدیل شد و تصویب مردمی را نیز به همراه داشت.

پیروزی امروز، مدیون اتحاد طیف‌های مختلف جریان آذربایجان محور، عقب‌نشینی از سلایق به نفع اصول گفتمانی، فعالیت میدانی پیگیر و همه‌گیر، تحلیل صحیح، اصولی و به دور از هیجان، احساسات و جوزدگی به همره درک درستِ وضعیت ویژه سیاسی-اجتماعی اورمیه می‌باشد که کام مردم آذربایجان را چنین شیرین نموده است.

امید است که همت «فعالین مدنی آذربایجان» در‌ راه پیشبرد پروسه اتحاد، تعالی گفتمانی و انسجام جریانی، بیش از پیش به کار گرفته شود تا هر روز بیشتر از گذشته شاهد حلاوت و موفقعیت باشیم.

#اورمو_بیرلیک_سسی
#لیست_واحد_هویت
#رای_به_هویت_اورمیه
#انتخابات_شورای_شهر_اورمیه
#اورمو #اورمیه #وطن
#تورپاق‌_دان_پای_اولماز

______________________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍2
دوران پسا قره‌باغ و سیر یکصدایی ما
#آتیلا_حاجیزاده

آغاز عملیات‌های ارتش جمهوری آذربایجان جهت آزادسازی اراضی قره‌باغ کوهستانی و مناطق اطراف آن از اشغال ارمنستان، موجی از همدلی و اتحاد را در آذربایجان جنوبی به وجود آورد؛ چنانکه تمام جریان‌های حرکت ملی آذربایجان، فارغ از تمامی اختلافات و تنوع سلیقه به جهت حمایت از سیر آزادی‌ بخشی ارتش آذربایجان همصدا شدند.

نتیجه همصدایی جامعه مدنی آذربایجان برگزاری موفق تجمع‌ های حمایتی در بسیاری از شهرهای آذربایجان به ویژه تهران بود که پیام هایی مبنی بر حمایت از طرف برحق این مناقشه را به گوش جهان و دولتمردان جمهوری اسلامی ایران رسانید.

بسته شدن مرز نوردوز، توقف ارسال ادوات به ارمنستان از این مرز، محکوم کردن برخورد دوگانه دولت ایران در مواجهه با اسرائیل و ارمنستان، اعتراض به حرکات تروریستی و قتل‌عام شهروندان عادی آذربایجان از سوی اشغالگران ارمنی و... از جمله سرفصل‌ها و اهداف این تجمع‌ ها بود.

قوه سازماندهی حرکت ملی، ظفرمندی جمهوری آذربایجان در جنگ دوم قره‌باغ و اتحاد نیروهای آذربایجان محور سبب تقویت جبهه ضد فاشیسم در این خطه شده و جبهه منسجمی در مقابل فاشیزم سازمان یافته ایرانشهری ایجاد نمودند، جریانی که همواره با جیره‌خواری سفارت ارمنستان از اشغالگری این کشور حمایت نموده است.

ظفرمندی آذربایجان در این جنگ، اتحاد جامعه مدنی آذربایجان و ثمره درخشان تئوریک و پراتیک میدانی به دست آمده، حرکت ملی آذربایجان را بعنوان محوریت جامعه مدنی آذربایجان یک‌ دست و یک صدا کرد بگونه‌ای که نتایج این وحدت در طول یکسال گذشته واضح و روشن است.

شکل گیری زنجیره های انسانی در شهرهای آذربایجان به ویژه تهران، اتحاد دیاسپورای آذربایجان، تظاهرات حمایتی از اعتراضات الأحواز، اتحادیه بیرلیک سسی در شهرهای غرب آذربایجان، به ویژه اورمیه و سولدوز و پیروزی در انتخابات ششمین دوره شورای شهر و... از جمله مباحثی هستند که باید در کانسپت دوران پسا قره‌باغ مورد بحث و بررسی قرار گیرند؛ چراکه بروز این اتفاق باب فراخ‌تری برای گفت و گو کارشناسی درحرکت ملی و جامعه مدنی آذربایجان را گشود که تبَع آن طیف ها و جریان های دور و گسسته از هم گرد میز اتحاد نشسته و چون تنه‌ای واحد، جبهه‌ی منسجم‌تری جهت پیشبرد اهداف حرکت ملی و احقاق حقوق آذربایجان ایجاد نمودند.

به نظر نگارنده فرصت به دست آمده در دوران پسا قاراباغ باید بیش از پیش مورد ارج و توجه قرار گیرد و به مورد تحلیل نخبگان و تئوریسین‌ های حرکت ملی مبدل شود؛ بگونه‌ای که شناختی دقیق از این برهه حاصل کرده و با اتخاذ استراتژی و تاکتیک‌های مشخص فرصت ایجاد شده به نحو احسن مورد استفاده قرار داد.
________________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍1
پاراگراف pinned «‍ دوران پسا قره‌باغ و سیر یکصدایی ما #آتیلا_حاجیزاده آغاز عملیات‌های ارتش جمهوری آذربایجان جهت آزادسازی اراضی قره‌باغ کوهستانی و مناطق اطراف آن از اشغال ارمنستان، موجی از همدلی و اتحاد را در آذربایجان جنوبی به وجود آورد؛ چنانکه تمام جریان‌های حرکت ملی آذربایجان،…»
اسرائیل یا ایرانشهری؛ مسئله این است
#آتیلا_حاجیزاده

چندی پیش خبری کذب مبنی‌بر تعطیلی دفتر نمایندگی "آیت الله خامنه‌ای" رهبر انقلاب اسلامی ایران در "جمهوری آذربایجان" بر درگاه برخی از پایگاه‌های خبری و خبرگزاری‌ها قرار گرفت که به جبهه‌گیری‌هایی علیه آذربایجان منجر شد؛ همزمانی نشر این خبر با برگزاری "رزمایش فاتحان خیبر" در مرز جمهوری آذربایجان و اظهار شگفتی الهام علی‌اف از شکل‌گیری این رزمایش میدان را برای ایرانشهری‌ها و سمپات‌های آشکار و نهان این فرقه در دستگاه حاکمیتی ایران باز نمود؛ بگونه‌ای که برخی مقامات این رزمایش را جهت هشداری به جمهوری آذربایجان در رابطه با حضور اسرائیل در این کشور قلمداد کرده و با بازداشت دو راننده ایرانی مرتبط دانستند.

هرچند که ادعاهای مقامات رسمی و غیر رسمی از سوی دستگاه دیپلماسی "جمهوری اسلامی ایران" رد شد و "حسین امیر عبدالهی" وزیر امور خارجه دولت سیزدهم با تأکید بر لزوم همکاری ایران و آذربایجان مناقشات به وجود آمده را کارشکنی‌ اسرائیل جهت برهم زدن روابط حسنه ایران و آذربایجان قلمداد نمود، اما این ختم ماجرا نبود؛ حملات همچنان ادامه دارد و بازار نشر اکاذیب کماکان داغ است اما ماجرا از کجا شاخ و برگ می‌گیرد؟

جنگ ۴۴-روزه قره‌باغ و پیروزی همه جانبه جمهوری آذربایجان در این نبرد و آزادسازی مناطق اشغالی روابط آذربایجان و ترکیه را وارد مرحله جدیدی نمود و نقش ترکیه در جنوب قفقاز را پر رنگ‌تر نمود، اما رسمیت همکاری آذربایجان-ترکیه با انزوای جمهوری اسلامی ایران در منطقه همراه شد.

تبلیغات سوء جریان ایرانشهری در طول جنگ ۴۴-روزه علیه جبهه برحق جمهوری آذربایجان و حمایت علنی از اشغالگران ارمنی به بهانه تقویت جبهه تجزیه طلبی در آذربایجان جنوبی و درج شایعاتی مبنی بر حضور تروریست‌ های تکفیری در جبهه آذربایجان علیه ارمنستان از سوی مزدوران سفارت ارمنستان، به همراه پروپاگاندای خبری-تحلیلی لابی ایرانشهری در دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران سبب، موضع گیری های ضد و نقیض از سوی مقامات ایرانی شد؛ بگونه‌ای که مرز نوردوز بعنوان تنها تنفس‌گاه اشغالگران ارمنی به بصورت طبیعی به کار خود ادامه داد و کاماز های روسی به همراه سایر ادوات بدون هیچ ممانعتی به ارمنستان ترانزیت شدند.

تغییر دولت نیز سبب تغییر سیاست و تصفیه سمپات های ایرانشهری از مراکز استراتژیک و تصمیم ساز کشور نشد و ساز دشمنی با جمهوری آذربایجان و همکاری با ارمنستان همچنان کوک ماند و مزدوران سفارت ارمنستان یا همان جریان ایرانشهری هر اقدام و واکنش طبیعی دولت های آذربایجان و ترکیه را علیه ایران تعبیر کرده و افکار عمومی، مقامات و مراکز تصمیم ساز را علیه جمهوری آذربایجان تحریک نمودند اما راه به جایی نبرده و نتیجه‌ای جز تضعیف جایگاه جمهوری اسلامی ایران در قفقاز به همراه نداشت.

عادی‌سازی روابط آذربایجان-ارمنستان و باز شدن مرزهای هوایی دو کشور به روی هم قدمی جهت باز شدن مرز زمینی و رسمیت یافتن گذرگاه زنگه‌زور جهت اتصال جمهوری آذربایجان با ایالت جدا مانده خود نخجوان، بعنوان ماده‌ای از توافقنامه صلح مابین آذربایجان-ارمنستان تلقی گشت؛ موضوعی به دور زدن ایران از سوی ارمنستان تعبیر شد.

خدشه‌دار شدن روابط ایران-آذربایجان نه دسیسه‌ی اسرائیل، بلکه پلانی از سوی جریان ایرانشهری است که همواره روابط حسنه‌ای با ارمنستان داشته و حافظ منافع و اشغالگری این کشور بوده‌اند؛ مگر اینکه لابی ایرانشهری در دستگاه حاکمیتی ایران را مزدوران دسیسه‌گر اسرائیل بدانیم که چانچه در یادداشت های پیشین، به ویژه در یادداشت « کدام جریان قابیلیت جاسوسی دارد» که بهانه انتصاب «آرین طباطبایی» فرزند شاخص ترین تئوریسن ایرانشهری سید جواد طباطبایی« بعنوان مشاور ارشد کنترل تسلیحات و امنیت بین‌الملل وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا نگاشته شده است، بعید هم به نظر نمی‌رسد.

در هر حال لابی ایرانشهری که سران شاخص آن همواره تعطیلات خود را در خانکندی می‌گذراندند و در کاباره‌ها و بار ها برپا شده به عیش و عشرت می‌پرداختند، عامل اصلی در حاشیه ماندن "جمهوری اسلامی ایران" در قفقاز به ویژه جمهوری آذربایجان است بگونه‌ای دستگاه دیپلماسی و سایر مراکز تصمیم ساز خام تحلیل های صد من یه غاز این جریان شده و از سویی باب تنش با همسایه‌ای را گشودند که همواره تنها مرز امن جمهوری اسلامی ایران در بین همسایه‌گانش بوده و از سوی دیگر نیز موجب بی اعتمادی آذربایجانی های داخل جغرافیای سیاسی ایران نیز فراهم آورده است.

راهی که امروز پیش پای جمهوری اسلامی ایران قرار دارد جز تصفیه مزدوران ایرانشهری از مراکز حساس و استراتژیک نیست تا بدین وسیله با تحلیلی درست، حق حاکمیت ملی آذربایجان بر مناطق آزاد شده را به رسمیت شناخته و با ترمیم روابط مخدوش شده باب جدیدی در همکاری با جمهوری آذربایجان در دوران پسا قره‌باغ باز نمایند.
___
#پاراگراف
@paragraph
👍1
نکند به تلافی انتخابات شورای ششم است
#آتیلا_حاجیزاده

چهار سال پیش در چنین روزهایی بود نام یک کارمند وزارت خارجه بعنوان استاندار آذربایجان غربی بر سر زبان‌ها افتاد؛ "محمد مهدی شهریاری" فردی بود که از سوی دولت تدبیر و امید حسن روحانی جهت زمامداری آذربایجان غربی برگزیده شده بود و علی رغم تمام مخالفت‌ها و اعتراضات در این سمت تثبیت گشته و بیش از چهارسال در این مقام ابقا شد.

قرار گرفتن یک غیر بومی در بالاترین مقام اجرایی استان تحربه‌ای به شدت غیر قابل دفاع در آذربایجان غربی برجای گذاشت بگونه‌ای که عدم شناخت وی از ظرفیت‌ها و حساسیت‌های منطقه، عدم همراهی‌اش با نیروهای متخصص بومی و تنش‌زایی متصل او تکرار چنین تجربه‌ای برای این استان را برنمی‌تابد.

امروز نیز دولت سیزدهم "ابراهیم رئیسی" یک به یک تکلیف زمانداری استان‌ها را مشخص می‌نماید اما اینبار نیز زمزمه‌هایی مبنی بر انتصاب یک غیر بومی بعنوان استاندار آذربایجان غربی به گوش می‌رسد، یعنی تکرار تجربه‌ای که نه دارای کارنامه‌ای قابل دفاع است و نه صاحب توجیحی تفکر پسند، بلکه نشانه‌هایی از روند سازی برای این استان حساس را به همراه دارد که ریلی از سهمیه‌بندی را در ذهن متبادر می‌کند.

انتخابات مجلس دهم ۹۴-۹۵ در اورمیه یعنی بزرگترین شهر و مرکز آذربایجان غربی شرایط برابری به وجود آورد تا دو نامزد تورک و کرد طی آن به رقابت بپردازند که نتیجه آن انتخاب دو نامزد تورک با آرایی بیش از دو برابر نامزدهای کرد بود؛ انتخاب استانداری غیر بومی اما کرد زبان برای آذربایجان غربی در آن روز ها هم ذهنیتی مبنی بر اعطا امتیاز به جمعیت کُرد مرکز استان به وجود آورد اما چون اولین تجربه این کارزار بود زیاد مورد توجه قرار نگرفت.

امروز نیز پس از انتخابات ششمین شورای شهر اورمیه و پیروزی لیست اتحادیه «بیرلیک سسی» در شهرهای غرب آذربایجان به ویژه اورمیه که اکثریت مطلق و قاطع شوراهای شهر را به نفع جمعیت تورک رقم زد، زمزمه انتصاب استاندار غیر بومی اما کرد زبان را چنین تصویر می‌کند که جریانی در صدد است تا با اعطای امتیاز هایی به اقلیت کرد، شکست های آنان در رقابت های انتخاباتی را جبران نماید و با انتصاب استانداری همزبان این اقلیت، گعده‌ای در برابر جریان یک دست فعالین جریان هویت محور ایجاد نماید.

چگونه است دولتی که با سوار شدن بر موج انتقاد و مخالفت با دولت پیشین خود سرکار آمده و همواره بر ضعف مدیریت منصوبان آن تأکید می‌کند، امروز در صدد است تا مدیر همان دولت در خراسان را به آذربایجان غربی اعزام نماید.

نظر غیر قطعی بنده بعنوان نگارنده این یادداشت تحلیلی برگرفته از رفتار استاندار غیر بومی دولت دوازدهم و زمزمه انتصاب استاندار همین دولت در خراسان بعنوان استاندار آذربایجان غربی با توجه به نشانه‌های ذکر شده است که گویی سیر روندسازی آغاز شده در دولت حسن روحانی قرار است در دولت ابراهیم رئیسی نیز ادامه داشته باشد تا بدین صورت از انزوای لابی کردی جلوگیری شود تا اکثریت تورک غرب آذربایجان و جریان هویتی نماینده آن، خود را بعنوان نیروی بلامنازع این خطه حس نکند.
________________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍2
گئجه‌نین بوز چاغی‌دیر،‌ گئت-گئده ایتلر اولاشیر
قوجامان دونیا گؤزومده اه‌رییب، خیردالاشیر

الی باغلی، دیلی باغلی خیاواندا گزیریک
نه یازیق کی هره بیر جور سینه‌سیندن آلیشیر

گئجه‌نین خان چاغی‌دیر، گؤی دئمه دئ قان چاناغی
قاپ-قارانلیقدا اؤلوم کؤلگه‌میز ایله ساریشیر

لئش یئیه‌ن‌لر شهرین هندورینده ییغیشیب
ایچکی چاققیشدیراراق ایت‌ ایله چاققال باریشیر

قورخولوقلار دیکیلیب‌دیر خیاوانلار بویوجا
قاپی‌دان، پنجره‌دن ائولره دئولر یاناشیر

ائله مجلیس قورولوب‌دور جان ایله قان ساتیلیر
شاهلا، شیخین بو تؤرن‌ده آراسی یاخجیلاشیر

کوچه‌لرده، خییاوانلاردا نئجه جان آلینیر
بئله میدان‌داکی ویجدانلی‌لارین عاغلی چاشیر

هاواسین قان-قوخو آلدی بو وطن آدلی یئرین
الیم هر بیر طرفه ده‌یسه کثافت بولاشیر

گولله‌لر ییخدی یئره عصریمیزین عاصی‌لرین
اوخشاما قایناییر ائوده، دامیمیزدان قان آشیر

قاتی ساللاخ‌خانایه دؤندو بو اؤلکه ائله کی
هر اوباشدان‌دا وده‌سی بوینوموزا ایپ دولاشیر

الینی وئر الیمه، دوش یولا، سیل اوز-گؤزونو
او قدر آغلامیشیق گؤز یاشیمیز آرخا داشیر

سؤزون ان قیساسی سئوگیم سن اؤزون سال-چیخ ائله
ان جاوان چاغدا آخی ساچلاریما دن یاراشیر؟

#آتیلا_حاجیزاده
__
@Atilla_hacizade
@Atilla_hacizade
👍5
مجاهدین حرکت باجناق می‌سازند-بخش اول
#آتیلا_حاجیزاده

"پوپولیسم" جزو اصلی‌ترین ملات‌های سازنده ایدئولوژی سازمان‌هایی مانند «سازمان مجاهدین خلق ایران» است که افکاری جذبگرایانه‌ای جهت ایجاد مفهموم انتزاعی "آشوبگری قهرآمیز" را در پیش گرفته‌اند؛ از اینروست که این سازمان نیز مانند بسیاری از تشکیلات‌های هم ریشه‌های خود "گفتمانی تلفیقی" پیشه کرد بگونه‌ای که از بدو تأسیس خود به جهت جذب دو گروه مسلمان و مارکسیست که عمده مخالفان شاه را تشکیل می‌دادند رویکردی از اسلام مارکیسیستی را ارائه نمود و بسیاری از چپ‌ها را در صفوف خود پذیرفت که در سال-۵۴ به اختلاف ایدئولوژیک انجامیده و سازمان را به راه تصفیه کشانید و برای اولین بار یکی از جناح‌های یک سازمان چریکی به جای انشعاب تصفیه سران جناح مخالف را در پیش گرفت؛ هرچند که رویکرد کلی آنها پس از "انقلاب ۵۷ ایران" محکوم کردن این تصفیه‌ها و اخراج عوامل آنها بوده است اما گوشه‌ای از تاریخ غیرقابل انکار این سازمان است که بررسی آن نیازمند فرصتی دیگر است.

پس از تصفیه‌های خونین ۵۴ و انشعاب گسترده مابین سالهای ۵۴-۶۰ خیلی‌ها راه خود را از سازمان جدا کرده و خیلی‌ها نیز بدان پیوستند اما آنچه که ختی پس از پایان جنگ، شکست عملیات فروغ جاویدان، اعدام گسترده هواداران و اعضای این گروه در زندان‌های جمهوری اسلامی هم تغییر نپذیرفت "گفتمان تلفیق محور" «سازمان مجاهدین خلق» است که بعنوان لازمه ثبات و رشد یک جریان پوپولیستی و بنیادگرا، در مقاطع مختلف حیات پر پیچ و خم این سازمان به چشم می‌خورد.

بدیهی است که سازمانی مانند «سازمان مجاهدین خلق ایران» که نامش به اغراق یا صحت با تصفیه‌های درون سازمانی، شکنجه اعضا، بنیانگذاری عملیات‌های استشهادی و انتحاری در منطقه، ترور کور شهروندان عادی، متهم بودن رهبری فعلی آن به همکاری با سازمان اطلاعات و امنیت پهلوی و لو دادن سران وقت سازمان برای رهایی از اعدام و... گره خورده، به صورت مستقیم نمی‌تواند بروز و ظهوری نشان دهد چرا که از سویی به واسطه سوابق غیر قابل دفاع و البته آمیخته با شایعات و افسانه پردازی‌‌اش، مورد قبول توده و اقشار مختلف جبهه معترض واقع نشده و پس زده خواهد شد و از سویی دیگر سرکوب ویژه این سازمان فرصت سازماندهی مستقیم را از این گروه سلب نموده است چرا که هیچ سازمانی در طول حیات جمهوری اسلامی ایران «حتی سازمان‌ هایی چریک های فدایی خلق با تمامی شاخه‌های انشعابی، پیکار، راه کارگر، احزاب کوموله و دموکرات» به درست یا غلط به این اندازه مورد حساسیت این رژیم نبوده است، بصورتیکه پیچیده‌ترین عملیات‌ های بررسی، تعقیب و مراقبت، نفوذ و انهدام در مورد این سازمان بکار گرفته شده است.

در نتیجه وضعیت مقتضی سازمان و سرکوب جمهوری اسلامی، امروزه این سازمان با راه اندازی شاخه های مختلف مبادرت کرده است که عموما نام «سازمان مجاهدین خلق ایران» را مطرح نمی‌کنند اما بصورت حاشیه‌ای سران، کشته شدگان و سابقه سازمان را مورد تجلیل قرار می‌دهند و همواره بر پیروی از "شورای ملی مقاومت" تأکید می‌نمایند.
________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍4
مجاهدین حرکت باجناق می‌سازند-بخش دوم
#آتیلا_حاجیزاده

شاخه‌های نوین «سازمان مجاهدین خلق ایران» هرکدام به اسم مستقلی نامگذاری شده‌اند اما در سه لایه محسوس، شبه محسوس و نامحسوس اهداف، ایدئولوژی و رویکرد این سازمان و نقش رهبری آن در پیشبرد مبارزات علیه جمهوری اسلامی را اشاعه می‌دهند که با ادبیاتی آمیخته با رمانتیسم، پوپولیسم، چپ ارتدکس، اسلام شریعتی و ملی گرایی ایرانی به ترویج احساسات، تولید ارزش‌های مشترک، اشاعه جو زدگی و ترویج مبارزه قهرآمیز و مهمتر از همه ایجاد جریان موازی و باجناق با سایر جنبش‌ها، اشتغال دارند حساب‌هایی مانند شورشگران، منم آذربایجان و... از جمله این حساب‌ های به ظاهر مستقل اما محسوسآ وابسته به «سازمان» هستند که در این یادداشت بصورت مختصر درباره کانال منم آذربایجان صحبت خواهیم نمود.

«منم آذربایجان» نام یک کانال تلگرامی است که با سبک ساختاری حساب «جمعیت شورشگران» اما با محتوایی منطقه‌ای در صدد اشاعه نوعی «آزربایجان‌گرایی ایران محور» است که همواره با حمله به فعالین و چهره‌های آذربایجان، گفتمان استقلال طلبی و طلاق سیاسی در صدد است خط سیری موازی با «حرکت ملی آزبایجان» ارائه دهد و بصورت مرتب پیوستن آذربایجان به اعتراضات سراسری با گفتمانی شبه ملی‌گرایانه را ترویج می‌دهد.

«سازمان مجاهدین خلق ایران» بعنوان سازمانی که ۵۶-سال در آرزوی به دست آوردن محوریت تلاش نموده است، امروز نیز در بزنگاه بی‌ثباتی و وضعیت نابسامان جمهوری اسلامی ایران پاشنه‌های خود را برای به دست آوردن محوریت برکشیده است اما این نیازمند ایجاد پایگاه‌هایی در سراسر ایران است و چنانکه برمی‌آید این سازمان قصد دارد با سوار شدن بر موج آزربایجان‌گرایی موجود در این خطه، هواداران این نگرش را آب آسیاب خود کند و ایدئولوژی سراسر کذب خود را موافق احقاق حقوق ملت آذربایجان تصویر کند تا بدین واسطه بتواند مورد توجه جامعه هدف آزربایجان و هواداران «حرکت ملی آزربایجان» قرار گرفته و جمعیتی را جذب تشکیلات مفلوک خود نماید.

شدت گرفتن جذب‌های مجازی، پخش شبنامه در برخی شهرها، دیوارنویسی‌ها و... مسئولیت فعالین ملی و تشکیلات‌ های حرکت ملی آزربایجان را بسی سنگین‌تر و دشوار نموده است که با اتخاذ تدابیر پیشگیرانه مانع رشد این غده بدخیم تمامیت‌خواه و توتالیتر شده و از به هدر رفتن سرمایه‌ های مدنی، ملی، مبارزاتی و انسانی جلوگیری نمایند.
______
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍4
زن، زندگی، آزادی:
انقلاب یا شورش کور
#آتیلا_حاجیزاده

جنبش موسوم به زن، زندگی، آزادی سلسله اعتراضاتی سراسری است که به دنبال فوت مشکوک مهسا امینی در بازداشتگاه پلیس امنیت اخلاقی جمهوری اسلامی شکل گرفته و ماه‌ها به طول انجامید؛ زنجیره‌هایی که اپوزوسیون از آن به عنوان انقلاب یاد کرده و حکومت نیز مانند برهه‌های پیشین بر اغتشاش نامیدن آن اصرار می‌ورزد که از سوی مشتی اوباش و اشرار برنامه‌ریزی و هدایت می‌شود.

از پاییز سال گذشته تا کنون نزدیک به یک سال است که گردباد ناشی از خیزش مذکور فرو ننشسته و گاه و بیگاه تظاهرات، تجمعات و اعتصابات کوچک و بزرگ در گوشه و کنار کشور شکل گرفته و افکار عمومی را به خود جلب می‌نماید؛ حکومت نیز پاسخی متفاوت‌تر از گذشته ارائه نداده و همواره به محدودسازی شبکه های اجتماعی از طریق فیلترینگ اینترنت، سرکوب و شلیک‌ های مستقیم خیابانی، اعدام و زندان‌های کوتاه و بلند مدت در نتیجه محاکمات شتاب زده مشغول بوده است.

فقدان نهاد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، صنفی و.. مستقل در داخل کشور سبب شنیده نشدن هیچ صدای معترضی غیر از قرائت رسمی حکومت شده و همین فضای جنبش های مخالف سیستم حاکم به شدت آبستن التقات نموده است؛ اینچنین که هر جرقه‌ای تمام توده های مردم را به همراه مطالبات و اعتراضات متناقضشان به خیابان‌ها کشانده است.

از وقایع کوی دانشگاه ۷۸ و جنبش سبز گرفته تا اعتراضات دی ۹۶ و آبان ۹۸ و... به سبب همین فقدان امکان اعتراض سازمان یافته در داخل میدان را به دست اپوزسیون به شدت ذهنی و عجولی سپرده است که بدون درک از شرایط همه جانبه داخل کشور و بر اساس تصورات خود جنبش ها را بازخوانی نمایند.

در طول اعتراضات موسوم به «زن، زندگی، آزادی» فراگیری جنبش مذکور، تمام شاخه‌های اپوزسیون اعم از سلطنت‌طلب، مجاهدین خلق، گروه‌های ملی و قومی، جمهوری خواهان، جریانات چپ، راست و... را وارد میدان کرده و به صف‌ آرایی کشانده است درنتیجه جریانی که در ابتدا مطالبات عمومی در مورد اعاده حقوق اجتماعی و آزادی زنان را دنبال می‌نمود به مرور مورد دست درازی و مصادره به مطلوب سازمان های مختلف قرار گرفت که هیچ سهمی در آغاز و هدایت جنبش نداشته‌اند.

ظاهر شدن سیر یاد شده تولد (شتر، شیر، گاو، پلنگی) از دل یک جنبش سراسری و تکه‌تکه شدن نهضت واحد را به دنبال داشت؛ خورشت وحشتی که از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را در خود گنجانده و کاریکاتوری از جنبش یک دست ترسیم نمود درنتیجه کلکسیونی از خواست های متناقض با ربط و بی‌ربط ایدئولوژیک، مناقشات سیاستمدارانه را به درون توده آورده و خیزش را به انفعال کشانده است.

رسانه های پر مخاطب اپوزسیون که عموما تصورات خود را به عنوان مبانی نظری نهضت به جامعه تحمیل می‌کنند و همواره امکان فتح سنگر به سنگر را از جامعه مدنی گرفته و سنگ بزرگی به دست معترضین فعال داخل کشور می‌دهد که هیچگاه به هدف نخواهد خورد اما نگرفتن آن نیز به منزله‌ی نفاق افکنی تلقی شده و سبب می‌گردد دگراندیشان و کسانی که اندیشه مستقلی در رابطه با «جنبش در جریان» دارند زیر حملات دستگاه پروپاگاندای مطلق اندیش اپوزسیون له شوند و همین از جنبش «زن، زندگی، آزادی» که می‌توانست موجب عقب نشینی دستگاه گشته و آغازگر سلسله تغییراتی در عرصه‌های مختلف باشد؛ به «شورش کوری» تبدیل شود که علی رغم متحمل شدن هزینه‌های سنگین، جز وارد کردن ضربه‌ی اعتباری به جمهوری اسلامی، تا کنون هیچ دستاورد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، حقوقی و... را در پی نداشته است.
__
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍7
.
قارانقولوق‌ سریلیب‌دیر و قان آلیب شهری
قارانقولوق دئیه‌سن پیس گونه سالیب شهری

بوران‌دی شاختادی، قاردی، دومان‌‌لاشیب هر یئر
له‌له کؤچوب‌دو بو ائل‌دن وئران قالیب شهری

دونن باهار خانیمین شاختا کسدی دؤشلرینی
بویون‌ باهار خانیمین قیش‌لارا دالیب شهری

سئحیرلییب‌لر اینان بیزلری بو ساهیره‌لر
ایلان‌لاری دولاشیب بوینونا، چالیب شهری

.

بو ظلمتین سحرینده گونش گلر گؤره‌سن؟
ایشیق قارانقولوغون باغرینی ده‌لر گؤره‌سن؟

یئنه گلرمی باهار شاختا چؤکدورن وطنه؟
بولودلاری شهره سئوگی‌سین چیله‌ر گؤره‌سن؟

زامان بو قیشلاغی یایلاقلادارمی بیرده گؤرن؟
آزادلیغین کؤچو بو یوردادا گلر گؤره‌سن؟

واراقلانار بو قارانلیق بو قار بو شاختا، یئنه‌-
یووا قورار دامیمیز اوسته سئرچه‌لر گؤره‌سن؟

قارا چکیب‌لر آیا-اولدوزا یوز ایللردیر
آیی ایله اولدوزو آغ اؤرپه‌یه بله‌ر گؤره‌سن؟

.

اؤلوم توزو سپیلرکن توکندی عصیانیمیز
آخیب کسیک‌لریمیزدن دؤنوب گؤله قانیمیز

کلبچه‌لر وورولوب، باغلانیب‌دی ال-قولوموز
حاصارلانیب دولاشیق نرده‌لرله دورد یانیمیز

سارالدی رنگیمیز آه قورخو ساردی کؤکسوموزو
فقط فصیل‌لریمیز یوخ خزان‌دی هر آنیمیز

و چیخمیشیق اؤزوموزدن قاییتماغا یول یوخ
زیان‌خور حئیوانا دؤنموش شرفلی اینسانیمیز

.
بو ظلمتین سحرینده گونش گلر گؤره‌سن؟
ایشیق، قارانقولوغون باغرینی ده‌لر گؤره‌سن؟

گلن-گئدن، تارا-تاق-تاق، اؤلوم سسی دویولور
یاخین صاباح‌دا سوسار قانلی گولله‌لر گؤره‌سن؟

اؤلوم مین‌ ایل‌دی بیزی یوخلادیب‌دی یولداش‌لار
حایات گلیب بیزی سون‌دفعه سیلکه‌لر گؤره‌سن؟

یئنه اوچار گؤیوموزده آزادلیق ائلچی‌‌لری
بیزیم‌ده شهرین آزادلیق پایین اله‌ر گؤره‌سن؟

ظولوم حؤکومداری‌نین چؤکدوررمی بایراغینی
آیاق‌لار آلتینا بیرکزده سئلبه‌لر گؤره‌سن؟

و سونرا صحنه دئییشدی:
اوتوردو بیر شاعر؛ قیچینی دیزینه آشیریب چاخماغینی چاخدی....


#آتیلا_حاجیزاده
#مرکب_غزل
_____
@Atilla_hacizade
@Atilla_hacizade
👍3
‍ آذر اسارت و آذر نجات
#آتیلا_حاجیزاده

روز گذشت در یکی از کارگاه های شعر در اورمیه یکی از شاعران جوان پشت تریبون اعلام کرد؛ شعری به رویداد ۲۱-آذر و کاراکتر های آن حصر نموده است؛ این گفته شاعر همانا و آغاز پچ‌وپچ هایی پیرامون چیستی این رویداد بین برخی حاضرین شکل گرفت که ناگهان کسی با صدایی بلند اعلام کرد: "روز نجات آذربایجان" است. واکنش آن لحظه‌ای من ناخودآگاه، ساتیریک و همراه با خنده بود که از سوی برخی استهزا و تمسخر تلقی شد اما به راستی وجدان خود را قاضی را نماییم که در کدامین آذر نجات یافتیم و در کدامین آذر باز به اسارت درآمدیم:

صبح ۲۱-آذر۲۵ بوی خون و باروت شهرهای آذربایجان را در بر گرفته بود، جسم بی‌جان آزادیخواهان بالای چوبه‌های دار تاب می‌خورد و خیابان‌ها پر از پیکر مبارزان و شهروندان آذربایجانی بودند که به جرم «مطالبه و پاسداری حقوق ملی شان» قربانی وحشی‌گری آریایی شده و توسط گله‌های شاهنشاهی دریده شدند.

روزهای حاکمیت به پایان رسیده بود و مردمی که تحت رهبری «فرقه دموکرات آذربایجان» و صدارتِ رهبر فقید «سید جعفر پیشه‌وری» حکومت ملی برپا داشته بودند، بار دیگر اسیر زنجیر استعمار و استبداد فاشیسم شاهنشاهی شدند و اولین سالگرد رهایی آذربایجان به جای عرصه جشن و شادمانی به قربانگاه فرزندانش تبدیل شد.

فردای ۲۱-آذر۲۵ اشغال آذربایجان کامل شده و شیرینی آزادی یکساله به تلخی گراییده بود و پادشاه بی‌ظفر و تحقیر شده پهلوی که مانند «غلام‌بچه» متفقین روی زانوی اشغالگران کشورش می‌نشست آواز ظفر سر می‌داد و «اشغال آذربایجان» را «روز نجات» قلمداد می‌کرد.

امروز ۷۴-سال تمام از سرکوب آذربایجان و حکومت ملی می‌گذرد، رژیم شاهنشاهی ۴۵-سال است که سقوط کرده اما بازهم تفکر و نگرش برخواسته از آن دودمان در صدد است تا با وارونمایی استعمارگرایانه «آذر نجات» را چون اشغال آذربایجان و «آذر اسارت» را مانند «روز نجات» معرفی نماید.

جعل و تحریف اصلی‌ترین رویکرد اقتدارگرایان تمامی‌خواهی است که همواره در صدد «ضد ارزش» جلوه دادن مخالفان خود هستند؛ اینچنین ارزش‌های استعماری شوونیسم فارس نیز در هر لباسی که باشد همواره سعی خود را جهت بدنام کردن جنبش ملی و تلاش‌های پیرامون حق تعیین سرنوشت به کار می‌بندد.

فقدان وجدان شوونیسم موجب می‌شود تا آنها از دوران سیاهی که رضاخان برای آذربایجان به ارمغان آورده بود صرف نظر کرده و از ادامه همان روند در دوره «محمدرضا پهلوی» چشم پوشی نمایند؛ اینچنین جهت موجه جلوه دادن فاشیسم مطلوب خود، جنبشی برخواسته از دل جامعه را وابسته خوانده و حمایت مقطعی و کم اثر شوروی از حکومت ملی را «آمرانگی» تعبیر نمایند.

درنتیجه شوونیسم، تمامی جهد خود را به کار می‌بندد تا مقام خائن و خادم را تعویض نماید، اینچنین مبارزان و آزادیخواهانی چون "پیشه‌وری" و "سران حکومت ملی" را سرسپرده معرفی کرده و «غلام بچه» بریتانیا و ایالات متحده را خدوم و آزادیبخش معرفی نماید.

«روز نجات آذربایجان» حاصل پروپاگاندای حامی دودمان پهلوی است که سرکوب «نهضت دموکراتیک آذربایجان» و «حکومت ملی» آن را موجه جلوه داده و قتل‌عام فرزندان آذربایجان را توجیه نماید.

دودمان پهلوی «کودتای ۲۸-مرداد» را نیز «قیام ملی» خواند اما این تمثیلی نبود که مورد پذیرش اکثریت جبهه فاشیسم فارس قرار گیرد و اینگونه «قیام ملی» خواندن کوتادتا بعنوان ادبیات سلطنت‌طلبی ماند اما «نجات آذربایجان» مانند کلیدواژه‌ای در ادبیات جبهه متحد فاشیسم همه‌گیر شد چراکه شوونیسم در هرلباسی که باشد به پهلوی برخواسته از کودتای انگلیسی متکی است و حتی اگر مخالف این دودمان نیز باشد در مورد حکومت ملی، سرکوب آذربایجان و اعاده حقوق ملی با آنان هم‌نظر و متفق است.
__
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍2
پاراگراف pinned «‍ آذر اسارت و آذر نجات #آتیلا_حاجیزاده روز گذشت در یکی از کارگاه های شعر در اورمیه یکی از شاعران جوان پشت تریبون اعلام کرد؛ شعری به رویداد ۲۱-آذر و کاراکتر های آن حصر نموده است؛ این گفته شاعر همانا و آغاز پچ‌وپچ هایی پیرامون چیستی این رویداد بین برخی حاضرین…»
تحت تأثیر ۷۷مین سالروز تأسیس فرقه دموکرات آذربایجان و حکومت ملی:

گذری بر چپ آذربایجان/بخش-۱
#آتیلا_حاجیزاده


پیشگفتار

چند روز پیش با هدف نوشتن مقدمه‌ای برای یادداشتی درباره فریدون ابراهیمی دست به کیبورد شدم اما مطلب که به ایضاح چپ آذربایجان و تفکیک آن از چپ سراسری رسید بطوریکه مبحثی مبحث دیگری را پیش می‌کشید و همین سبب به درازا رفتن این مقدمه دو پاراگرافی شد چنانکه به انتشار آن بعنوان مقاله‌ای مستقل تصمیم گرفتم.


نوشته پیشرو شامل تاریخی از چپ آذربایجان، نسل های وابسته آن، وضعیت کنونی و تفکیک چپ آذربایجان از آذربایجانیان چپ است که پس از چندبار خلاصه نویسی، چکیده آن را در اختیار خوانندگان قرار می‌گیرد.


مقدمه
آذربایجان پیش از انقلاب مشروطیت و بطور مشخص تر پیش از سلطنت پهلوی ایالتی با جغرافیایی مشخص بود که همواره در هر دوره، هر حکومت و پایتختی هر منطقه‌ای بعنوان مرکز دوم و در مواردی مهمتر از پایتخت وقت بوده است اما با انحراف و های‌جک انقلاب مشروطیت از سوی باستانگرایان فارس، اعضای لژ فراماسونری، شبکه بابی-بهایی و... شمایل آذربایجان به مغضوبی شبیه شد که تاوان شرارت های خود را پس می‌دهد؛ به ویژه در دوره پهلوی اول مورد همه گونه اجحاف، تبعیض، استعمار، استثمار و ظلمی قرار گرفت و اوضاع آن از تمام جهات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، صنعتی، کشاورزی و... رو به وخامت گذاشت‌.

استعمار همه جانبه و تحقیر اتنیکی-ملی مسئله‌هایی اساسی بودند که سبب ظهور یک جریان نامتجانس ضد فاشیسم در سطوح مختلف گشت اما از آنجایی که مفاهیمی چون "حق تعیین سرنوشت" ملت ها و رفع "ستم ملی" در مکتب چپ ها دینامیک تر و در اولویت تر است، در آن عصرِ پس از انقلاب اکتبر که چپ به ویژه مارکسیسم در کانون توجه قرار گرفته بود، تمامی اهالی این جبهه ضد فاشیسم و ضد جریان فراماسونری بعنوان مرکز پشتیبانی امپریالیسم جهانی را پیروان فراکسیون های چپ تشکیل می‌دادند و اگر نگوییم ائتلافی از تمام راستگرایان، اکثریت مطلقی از آنان در تشکیل جبهه فاشیسم و فراماسونری نقش و حضور داشتند.

پس از سالهای دیکتاتوری پهلوی اول، فرقه دموکرات آدربایجان به رهبری سید جعفر پیشه‌وری توانست تمام جبهه ضد فاشیسم را متحد نموده و علیه هژمونی یک دولت، یک ملت و یک پرچم به عصیان برانگیزد که هرچند نتیجه‌ای جز شکست و نسیان نداشت اما مبانی فکری و میراث آن از پسا فرقه گرفته تا فعالان توده‌ای دهه چهل و چریک های دهه پنجاه آذربایجان، شخصیت های مدنی و روشنفکران صدر انقلاب ۵۷، فعالین ملی دهه ۷۰-۸۰ تا به امروز نسل به نسل جبهه ضد فاشیسم را تحت تأثیر قرار داده است و حکومت یکساله ملی برای آنها نمونه‌ی آرمانشهری غنی از عدالت اجتماعی، عدالت اتنیکی و برخوردار از حقوق شهروندی است که بر مبنای قوانین مترقی اداره می‌شد؛ که بعنوان قربانی اولین منازعه جنگ سرد در معرض توحش فاشیست های پان ایرانیسم پهلوی قرار گرفت، سرکوب تمام عیاری که پس از ۷۷سال، جامعه روشنفکری آذربایجان از تأثیرات آن رها نشده است و با خلأ های ایجاد شده در نتیجه این رویداد مواجه است.

حرکت ملی آذربایجان بعنوان یگانه جبهه ضد فاشیسم در آذربایجان امروز، تجربه دولت شوندگی حکومت ملی و فرقه دموکرات آذربایجان را ستایش کرده و خود را وارث طبیعی آن به حساب می‌آورد اما از نظر ایدئولوژیک از آن عدول یا عبور کرده است اما این همه مسئله نیست ادامه مسئله در گریز از چپ و رویکرد ضد چپ بخشی از قدرت عاقله‌ی جنبش ماست که برخی حتی وجود چپ ها در صفوف حرکت را انکار کرده و یا اعلام می‌دارند که آنها را از حرکت نمی‌دانند و جز به منزوی کردن چپگرا ها راضی نمی‌شوند.

___
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍3
تحت تأثیر ۷۷مین سالروز تأسیس فرقه دموکرات آذربایجان و حکومت ملی:

گذری بر چپ آذربایجان/ادامه بخش-۱
#آتیلا_حاجیزاده

۱- از تاریخ

الف) از صدر مشروطیت تا جنگ‌ دوم

فرقه اجتماعیون عامیون یا حزب سوسیال دموکرات ایران را می‌توان اولین تحزب چپ در این ایران به شمار آورد که از گردهمایی جمعی از چپ های هردو سوی آذربایجان تشکیل شده بود؛ رهبر و بنیانگذار اصلی آن «حیدر خان عموغلو» یک انقلابی آذربایجانی بود که در قفقاز به تحصیل کرده و در قبل و بعد از انقلاب بلشویکی و تشکیل اتحاد جماهیر شوروی در مبارزات انقلابی مشارکت داشت. این حزب در عهد مشروطیت انقلابیون شاخصی چون علی مسیو، ستارخان، باقر خان و... را تحت تأثیر خود داشته و توانسته بود آذربایجان، به ویژه تبریز را به مرکز تحرکات انقلابی و ضد استبدادی تبدیل نموده بودند. سوسیال دموکرات های عهد مشروطیت توانستند حزب عدالت که بعد ها خزب کمونیست ایران نام گرفت را تشکیل دهند و اساسنامه و مرامنامه خود را به دو زبان ترکی آذربایجانی (مفصل) و فارسی (مختصر) در باکو منتشر ساختند.

حزب همت دیگر تشکیلات آذربایجانی ها در آنسوی ارس است که با رویکردی سوسیال دموکرات محفلی سازمان یافته از چپ های انقلابی بود که بیشتر در شمال ارس سازماندهی شده بود اما بسیار مورد توجه جنوبی های کارگر مهاجر به در قفقاز به ویژه باکو، گنجه و تفلیس شد. محمد امین رسول زاده اولین رئیس جمهوری مستقل آذربایجان در شمال ارس از جمله افراد شاخصی حاضر در این حزب بوده و نریمان نریمانف اولین رئیس جمهور جمهوری سوسیالیستی آذربایجان در آنسوی ارس دبیر کلی آن را بر عهده داشته است.

حزب همت دارای روابط بسیار حسنه‌ای با فرقه اجتماعیون عامیون و این سبب شد که با ادغام حزب عدالت (کمیته حزب کمونیست ایران در باکو) حزب کمونیست آذربایجان را تأسیس نماید اما تأسیس اتحاد جماهیر شوروی و حاکمیت دیکتاتوری پهلوی روابط دو آذربایجان و درنتیجه جنبش چپ را از هم گسیخت و مرز های سیاسی سبب ایجاد دو‌ جنبش چپ در دو سوی ارس شد.

حزب کمونیست ایران بیشتر در شمال و شمالغرب ایران هوادار داشت و آذربایجانیان اکثریت جمعیت آن را تشکیل می‌دادند از اینرو و تحت تأثیر انقلاب مشروطیت، سیاست‌های آذربایجان محور بسیاری در این حزب قابل مشاهده است و آذربایجانگرایانی چون سید جعفر پیشه‌وری در صدر آن قرار داشته‌اند.
___
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍3
تحت تأثیر ۷۷مین سالروز تأسیس فرقه دموکرات آذربایجان و حکومت ملی:

گذری بر چپ آذربایجان/بخش-۲
#آتیلا_حاجیزاده
ب) فرقه دموکرات آذربایجان و حکومت ملی

در سالهای ابتدایی پس از جنگ دوم به علت فقدان سازمانی فراگیر و مترقی در آذربایجان، چپگرایان به سوی حزب توده جذب شدند و اینچنین اکثریت سازمان فعال حزب مذکور را تشکیل دادند؛ کمیته ایالتی حزب توده در آذربایجان تحت تأثیر آذربایجانگرایان و مهاجرانی (کسانیکه تبعه ایران و ساکن شوروی بودند اما در دوره استالین به سمت مرز طرد شده بودند) که داخل صفوف حزب شده بودند تحت رهبری موثر صادق پادگان مطالبات محوری آذربایجان را در بیانیه‌ها، مجله ها، میتینگ ها و گردهمایی های کمیته ایالتی حزب مطرح می‌شد و همین کار به جایی رساند که چندی پیش از آغاز نهضت دموکراتیک آذربایجان، مرکز حزب کمیته ایالتی را مورد انتقاد قرار داده و کسانی را برای اصلاح آن به تبریز و سایر نقاط آذربایجان مأمور نمود.

«فرقه دموکرات آذربایجان» یک حزب نبود بلکه نهضتی مؤتلف از اندیشه‌ها و جریان‌های آزادیخواه و طالب دموکراسی در خط آذربایجان بود که حول شخصیت «سید جعفر پیشه‌وری» در تاریخ «۱۲ شهریور ۱۳۲۴» تشکیل گشت و توانست با ادغام کمیته ایالتی حزب توده در آذربایجان سازمان عظیمی را به وجود آورد. پیشه‌وری که یک کمونیست کار کشته و یکی از پیشکسوتان جهانی این جنبش بود توانست با رویکردی سوسیال دموکرات تمامی جبهه ضد فاشیسم متحد نموده و علیه نه تنها حکومت مرکزی بلکه کل جبهه ناسیونالیسم باستانگرا و اقتدار فرامانسون های دست نشانده امپریالیسم، چون محمد قوام و محمد علی فروغی به کار گرفت.


«فرقه دموکرات آذربایجان» و بعدها «حکومت دموکراتیک» آن در صدد بودند تا با تشکیل حکومتی ملی، دموکراتیک و بسط اصلاحات همه جانبه، مبارزات ضد ارتجاعی را به تمام نقاط کشور گسترش دهند و در همین راستا، پیشه‌وری در سخنرانی خود در جمع منتخبین شورای دهقانی آذربایجان می‌گوید: «با تقسیم اراضی بین دهقانان آذربایجان به آن‌ها سلاح داده و گفتیم باید از آزادی خود دفاع نمایید. امروز در آذربایجان میدان مبارزه‌ای ایجاد شده که در حال گسترش به سراسر ایران است و دهقان آذربایجان پیشاهنگ این مبارزه خواهد بود.».

حکومت فرقه دموکرات آذربایجان با تأکید بر اقدامات «شیخ محمد خیابانی»، آرمان های صدر مشروطیت، سوسیالیسم و  آذربایجان وطنی، بر اصلاحات تأکید می‌ورزید و توانست در اندک مدتی با اصلاحات ارضی محرومیت دهقانان را برطرف سازد، با بازگشایی گمرک‌ها وضعیت بازار را سامان بخشد، با تدریس به زبان تورکی گرد و غبار سالها تحقیر را از چهره‌ مردم تورک آذربایجان بزداید، با تأسیس مراکز فرهنگی، کتابخانه، آمفی تئاتر، سالن‌های موسیقی و… محرومیت‌های فرهنگی را برطرف سازد، با تأسیس دانشگاه، قشری متخصص و خودکفا را برای نسل‌های بعدی تربیت کند، با تأسیس مراکز درمانی بهداشت عمومی را توسعه دهد و با عملیات‌های عمرانی و رفاهی، سیمایی همه جانبه از توسعه و تجدد را به نمایش بگذارد.

«فرقه دموکرات آذربایجان» در اصل چهره تمام نمایی از مطالبه‌های مردم آذربایجان بود که دقیقا در مقابل حکومت پهلوی و سیستم رضاخانی ایستاده در مقابل تجدد عامرانه از تجددی درونی یا به عبارتی رایزنانه دفاع می‌نمود و برخلاف سیستم پهلوی که با صرف نظر از جان مایه تجدد یک جریان با ظاهری مدرن با باطنی بدوی را نمایندگی می‌کرد، فرقه مدرنیزاسیون را همگام با مدرنیته پیش می‌برد.
___
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍2
تحت تأثیر ۷۷مین سالروز تأسیس فرقه دموکرات آذربایجان و حکومت ملی:

گذری بر چپ آذربایجان/ادامه بخش-۲
#آتیلا_حاجیزاده


هرچند که بیشتر سران «فرقه دموکرات آذربایجان» را طیف «چپ» تشکیل می‌دادند اما این مجموعه به هیچ عنوان سازمانی کمونیست نبود زیرا در عصری که آذربایجان تب طغیانی دگرباره داشت می‌توانست خود را حزب «کمونیست» یا «سوسیالیست» آذربایجان بنامد که در آن روزگار نیز به سبب نارضایتی‌های عمومی آذربایجان موقعیت پذیرفته شدن با همان نام را نیز داشت و صدر فرقه «سید جعفر پیشه‌وری»، همواره بر ملی بودن مبارزه آذربایجان تأکید می‌نمود و فارغ از آموزه‌های «انترناسیونالیسم سوم» با رویکردی سوسیال دموکرات از اتحاد تمام توده‌ها، جریان‌های سیاسی و اندیشه‌ها جهت نیل به دموکراسی، تجدد و توسعه در کل کشور دفاع می‌نمود.

از سوی دیگر نیز اختلافات تئوریک شدید مابین «فرقه دموکرات آذربایجان» و صدر آن «سید جعفر پیشه‌وری» با «حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی» به چشم می‌خورد که جنبش کارگری مورد حمایت استالین از سوی فرقه و صدر آن مورد توجه واقع نمی‌شود و اصلی ترین مورد بحث آن در رابطه دهقان و جنبش دهقانی است و این یعنی تولد نظریه‌ای نوین در حوزه مبارزاتی که کاملا متناسب با جامعه آذربایجان در آن عصر می‌باشد که بعدها در عدم حمایت شوروی از فرقه، تخریب سازمان‌ها و مجموعه‌های آن، چگونگی خارج کردن سید جعفر پیشه‌وری از تبریز و نحوه‌ مرگ وی و بعدها افشا شدن جاسوسانی از حزب توده مرتبط با اتحاد جماهیر شوروی و حکومت پهلوی کاملا هویدا می‌گردد‌.

نهضت دمکراتیک آذربایجان را می‌توان اولین قربانی جنگ سرد محسوب کرد که در راستای منافع «ایالات متحده آمریکا» و «بریتانیا کبیر» باید سقوط مینمود و شوروی نیز که به جهت همان اختلافات تئوریک در بستر کمونیستی، ملی اعلام شدن نهضت دموکراتیک آذربایجان و عدم پذیرش انترناسیونالیسم سوم از سوی سران فرقه برای خود منافع چندانی در آذربایجان نمی‌دید، با وجه‌المصالحه قرار دادن امتیاز نفت شمال و قیومیت بر منافع خود در اروپا، حمایت ظاهری خود را دریغ نموده و آذربایجان را به مسلخ فاشیسم فرستاد و موجب درهم شکستن مقاومت مردمی عظیم با شقاوت تمام گشت و سبب اعدام و تبعیدهای چند هزار نفری فراهم آورد.
___
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍3
تحت تأثیر ۷۷مین سالروز تأسیس فرقه دموکرات آذربایجان و حکومت ملی:

گذری بر چپ آذربایجان/بخش-۳
#آتیلا_حاجیزاده

ج) دوران پسا فرقه و چریک های چپ آذربایجان

سقوط حکومت ملی و سرکوب نهضت، چپ های آذربایجان که به سبب پاکسازی های رژیم بسیاری از کادر ها و قدرت عاقله خود را از دست داده بودند منزوی گشتند، بازماندگان داخلی به حزب توده پیوستند و تبعید شدگان در فرقه مانده و تا وحدت با حزب توده در اواخر دهه ۳۰ سازماندهی دیاسپورای خود را حفظ کردند.

در دهه سی گروهی از جوانان چپ آذربایجان‌گرا که سمپاتی عمیقی به فرقه و حکومت ملی، گروه «مین گول» را تشکیل دادند اما تشکیلان آنها در همان سالها توسط فرمانداری نظامی تبریز کشف شد و تمام عناصر کلیدی آن، از جمله ایوب کلانتری به جوخه اعدام سپرده شدند.

حلقه آدینه در دهه ۴۰، مجمعی از روشنفکران چپ آذربایجانی است که حول محوریت صمد بهرنگی شکل گرفته بود، به شکل مشهودی تحت تأثیر ایدئولوژیک فرقه دموکرات آذربایجان قرار داشت؛ حلقه آدینه به ایده مطرح شده از سوی سید جعفر پیشه‌وری و فریدون ابراهیمی گرویده و با نقد نظریه انقلاب کارکری مورد حمایت شوروی، اظهار می‌داشتند که جامعه ما، اجتماعی دهقانی است از اینرو کار معلمی در روستاها جهت ارتباط با دهقانان و تلاش برای آگاهسازی این طبقه که در آن روزگار اکثریت جامعه ایران، به ویژه آذربایجان را تشکیل می‌دادند، از مهمترین وجهه های شناخته شده آدینه‌ای ها است؛ که این تمایلات ایدئولوژیک از سوی آنان وارد دستگاه فکری سازمان چریک های فدایی خلق شد بگونه‌ای که ایدئولوژی شوروی و نسخه ی دستگاه فکری آنان برای اجرای عدالت اجتماعی و رفع ستم ملی در ایران به از سوی سازمان به روش آدینه‌ای ها نقد می‌شد و به شکل روشی نیز نیروی عمده سازمان در آن سالها بر روی جامعه روستایی متمرکز بود و آن چنان پایگاهی در بین دهقانان برای خود متصور بود که جنگل های شمال ایران را به اعتبار مردم دهاتی انقلابی‌اش برگزیدند.

فقد صمد بهرنگی بعنوان راهنمایی ایدئولوژیک در اواخر دهه چهل و فقدان او در دهه پنجاه سبب گشت که بازماندگان آدینه که حال به سازمان چریک های فدایی خلق پیوسته بودند بیشتر در راه تحقق آرمان های انقلابی سراسری مجادله می‌کردند و معتقد بودند که با وقوع یک انقلاب خلقی با همکاری تمام اتنیک های ایرانی در یک سازماندهی واحد می‌تواند خلق های ایران را از هردو ستم‌ ملی و طبقاتی، رها نماید البته تأثیرات حلقه و سازمان متقابل بوده است و تبلیغ مفاهیمی مترقی چون فدرالیسم، ایده های آنتی شوونیست و دفاع از مبارزه خلق های تحت ستم‌ ملی از جمله تأثیرات متقابل حلقه آدینه و چپ های آذربایجانگرای پیوسته به سازمان است و بنا به نوشته‌ی مهندس علیرضا صرافی در در مجله دیلماج کلمه «فدایی» در نام سازمان الهام گرفته از فدایی های آذربایجان در عهد حکومت ملی بوده و تحت تأثیر ایده های جناح آذربایجانی در این ترکیب قرار گرفته است.

علی‌رغم نظر جزوه‌ای که پس از مرگ علیرضا نابدل، از اعضا برجسته حلقه آدینه تبریز و از اعضای موثر و بنیانگذار سازمان چریک های فدایی خلق که پس از مرگش به نام او از سوی سازمان انتشار یافته؛ سران فرقه را به جهت وابستگی به شوروی متهم می‌کند و از روی اینکه توده های به میدان آمده را تنها گذاشته و مبارزه را رها کرده‌اند، مورد انتقاد قرار می‌دهد اما در همین جزوه نیز به تمجید از نهضت برپا شده و دفاع از افمار و مطالبات آن می‌پردازد‌ و به ستم ملی علیه آذربایجانیان معترض است.
_______
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍3
گذری بر چپ آذربایجان/بخش-۴
#آتیلا_حاجیزاده

د) پس از انقلاب

فقدان عناصر تأثیر گذار و شناخته شده‌ای از چپ های آذربایجانی مانند علیرضا نابدل، کاظم سعادتی، مرضیه احمدی اسکویی، بهروز دهقانی و... پس از انقلاب از قدرت جناح آذربایجان گرا و مبلغین مبارزه با ستم ملی در سازمان چریک های فدایی خلق به شدت کاسته شد و سازمان برعکس حمایت از جنبش های خلقی شکل گرفته در کردستان، ترکمن صحرا، خوزستان و بلوچستان کار شکنی های مشهودی در مواجهه با نهضت خلق مسلمان آذربایجان داد چرا که خواستگاه این قیام را خرده بورژوازی تعریف می‌نمود؛ انهدام آنتن مرکزی رادیو در تبریز از جمله عوامل مهم در شکست نهضت جاری سال ۵۸ در آذربایجان و فجایع پس از آن داشت.

پس از سرکوب نهضت خلق مسلمان و درگیری های جاری در برخی از مناطق کشور سبب تحت فشار قرار گرفتن آذربایجانگرایان فرصت سازماندهی و ایجاد ساختاری مستقل و منطبق بر مبانی فکری خود بازداشت درنتیجه بازماندگان فرقه دموکرات آذربایجان، عناصر فرقه‌ای جدا شده از حرب توده، جوانان و روشنفکران جدا شده از سازمان های چریکی چون چریک‌ های فدایی خلق، طوفان، راه کارکر و جمعی از دانشجویان، روشنفکران، شاعران، نویسندگان و آرتیست های مستقل که عموما چپ های آذربایجان بودند از جنبش سراسری چپ بریده و به دلیل عدم امکان سازماندهی سیاسی و همچنین اعتقاد به کار بنیادی آنان را به سوی جریان سازی های فرهنگی و مدنی کشاند؛ فعالیت هایی زیربنایی که در تولید منابع پژوهشی در حوزه های فرهنگی و مدنی، ایجاد ژورنالیسم آذربایجانی و فعالیت بین دانشجویان سبب بروز تحولاتی در دهه هفتاد شمسی شد که اعتراضات دانشجویی سال ۷۴، میتینگ های قلعه بابک، اعلام حضور جنبش دانشجویی آذربایجان و حرکت ملی آذربایجان با رویکردی فرهنگی، سیاسی، اجتماعی از جمله نمونه هایی هستند که میتوانند در نتیجه جریان سازی های نسل مستقل پس از انقلاب طبقه بندی شوند.





۲- عصر حاضر

الف) تفکیک آذربایجانی چپ و چپ آذربایجانی

کشور های کثیر الملله‌ای مانند ایران که تحت سلطه‌ی یک حکومت مرکزی گذران حیات می‌کنند در دسته بندی اولیه در دو گروه مرکزگرایان و مرکزگریزان طبقه بندی می‌شوند به شکلی که باورمندان به یک ایده یا ایدئولوژی به جنبش سراسری می‌پیوندد و بخشی از آن به حساب می‌آیند اما مرکزگریزان همواره بر تفاوت ها و خصوصیات اتنیکی و منطقه‌ای تأکید می‌نمایند و دموکراسی حقیقی در نظر آنها در صورت تقسیم قدرت با سایر ملت ها و ایالات میسر می‌گردد.

آنچه امروز سرفصل بحث ما قرار گرفته، دو قرائت از آرمان سوسیالیسم یا فراکسیون های منشعب آن است که یکی جزئی از جنبش چپ سراسری ایران و دیگری بومی تر شده چپ گرایی در آذربایجان است که در این نوشته چپ هایی که مبلغ یکپارچه سازی و مرکزگرایی هستند را «آذربایجانی چپ» و گروه برخواسته از دغدغه های ملی و بومی را «چپ آذربایجانی» می‌دانیم که وابسته تاریخی «چپ آذربایجان» و نسلی از وارثان آن است.

"آذربایجانی چپ" وابسته‌ی منطقه‌ای جنبش سراسری ایران است و اولویت های سازمان، جناح، سندیکا و... مطلوب خود اولویت ها و دغدغه های اصلی او را تشکیل می‌دهند و اگر دغدغه‌ای نسبت به رفع ستم ملی، اعاده حق تعیین سرنوشت، مشارکت غیر فارس ها با هویت مستقل در سیاست ایران و مدافعه از حقوق ملی آذربایجانیان هم داشته باشند، اولویت های فرعی آنان را تشکیل می‌دهد.

«چپ آذربایجانی» عنصری مستقل در جامعه سیاسی-مدنی آذربایجان است که تبار خود را از بین سوسیال دموکرات های صدر مشروطیت، حزب های همت و عدالت در سالهای انقلاب اکتبر روسیه، قوای آذربایجانیان جنبش جنگل، قیام آزادیستان خیابانی و مهمتر از همه در تجربه حکومت ملی «فرقه دموکرات آذربایجان» جستوجو می‌کنند. تجربه‌های پیوسته تاریخی بیانگر اینست که نسل های گوناگونی در دهه های مختلف مبلغ «چپ آذربایجانگرا» بوده‌اند؛ از تجربه های صدر مشروطیت تا فرقه دموکرات آذربایجان به یک شکلی ادامه داشته است اما پس از سقوط حکومت ملی عموما تحت تأثیر تاریخی فرقه قرار گرفتند بگونه‌ای که میتوان از گروه «مین گول» در دهه۳۰ بعنوان نسل دوم، حلقه آدینه بعنوان نسل سوم و فعالین مدنی صدر انقلاب را نسل چهارم نهضت دموکراتیک آذربایجان به حساب آورد.
_______
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍4
تحت تأثیر ۷۷مین سالروز تأسیس فرقه دموکرات آذربایجان و حکومت ملی:

گذری بر چپ آذربایجان/بخش-۵
#آتیلا_حاجیزاده

به نظر نگارنده

به تحلیل نگارنده، پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق، بیشتر تحت تأثیر فضای ایجاد شده علیه چپ جهانی در دهه ۹۰میلادی و کمتر بر سر مجادلات با چپ سراسری بر سر احقاق حقوق آذربایجانیان، اکثریت جامعه حرکت ملی آذربایجان دچار چپ گریزی شده و ناسیونالیسم خالص فضای غالب آن را تشکیل داد و درنتیجه فرایند یاد شده چپ های آذربایجانی دچار انزوا گشته و به عنوان یک اقلیت رانده شده به شکل افراد یا گعده های مستقل به حیات خود ادامه داده‌اند.

به نظر نگارنده حرکت یا جنشی که ملی نامیده میشود باید تمام آحاد یک ملت را از چپ و راست گرفته تا فراکسیون هایی دموکراتیکی چون سوسیالیسم، لیبرالیسم، دموکرات، کمونیسم، سوسیال دموکرات، رادیکال و...را در خود جای دهد اما شمای امروزی حرکت ملی آذربایجان، حرکتی ازآن ناسیونالیست ها و تورکچو های خالص را ترسیم می‌کند.

به نظر نگارنده فضای چپ گریزی دهه ۹۰ میلادی امروزه جای خود را به چپ ستیزی داده است بگونه‌ای که چپ های آذربایجان همواره در فضای مجازی به ویژه توییتر از سوی ناسیونالیست های خالص مورد شدیدترین توهین ها، اتهام های وطن فروشی و مانقوردی و حتی مورد تهدید فیزیکی قرار می‌گیرند.

به نظر نگارنده تفکیک ایدئولوژیک، جنبش را به شکلی تک بعدی درآورده و امکان فراگیر شدن را از آن سلب می‌کند چرا که برخورد مرامی و مسلکی سبب عدم گرایش تمام نیروهای سیاسی جامعه آذربایجان به حرکت ملی می‌شود که این ممکن است سبب ظهور یک انشقاق بزرگ و بروز یک انشعاب در جبهه ضد شوونیسم آذربایجانگرا شود.
_______
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍3