پیرامون جنبش چریکی پیش از انقلاب:
نحو ایرانشهری در کلام مغرضان
#آتیلا_حاجیزاده
مجله مهرنامه بعنوان اصلیترین ارگان تئوریک جریان ایرانشهری شماره ۴۱ خود را در اردیبهشت۹۴ با تیتر «روشنفکران تروریست» منتشر نموده و طی آن به بحثهای پیرامون جنبش چریکی با محوریت چریکهای فدایی خلق پرداخت.
پس از سروصداهایی که تیتر «روشنفکران تروریست» بلند کرد، محمد قوچانی سردبیر مهرنامه طی مصاحبهای با سایت فرهنگ امروز و یادداشتی در مهرنامه ۴۲ به دفاع از تیتر پرداخت؛ قوچانی گفت که عنوان تروریست برای جزنیها عین انصاف است چرا که خشونت در روش چریکها دارای انگیزه تبهکارانه نبوده است و نقد ما صرفا متوجه روش آنهاست و شامل هدف آنان نیست.
امروزهم عدهای علم «مثلا نقد» برافراشته به شیوه لیبرالهای ایرانشهری مهرنامه جبههای مغرضانه در مقابل جنبش چریکی قبل انقلاب ۵۷ ایجاد کردهاند و با نگرشی به دور از انصاف شخصیتهای آزادیخواهی مانند صمد بهرنگی، علیرضا نابدل، بهروز دهقانی و... را زیر ضربه میبرند با این تفاوت که نه تنها روش آنها مورد حمله قرار میبرند بلکه پا را فراتر گذاشته و در صدد انکار ماهیت آزادیخواهانه و آرمانگرایی این شخصیتها برآمدهاند.
من در این نگاشته نه تنها به دنبال تقدیس نیستم بلکه کاریزما بخشی به جنبشها و جریانها را عامل انسداد مسیر نقد دموکراتیک و درجا زدن در تجربیات پیشین میدانم اما از سوی دیگر نقد مغرضانه را نیز عامل انحراف و مسبب عدم کسب تجربیات از سوابق و راه طی شده مبارزاتی به شمار میآورم.
البته که نقدهای بسیاری به روشهای جنبشهای چریکی وارد است اما نباید فراموش کرد روشهای اخذ شده در مقابل استیلا در کانسپت اعمال واکنشی بررسی میشوند و در زمره فرایندهای کنشی قرار نمیگیرند.
آنچه بدیهی است و نباید از آن صرفنظر کرد؛ نقش حاکمیت در پیدایش جنبشهای چریکی است اینچنین که استیلا با وضع استبداد و عدم تحمل نیروهای تحولخواه مخالفین را به سوی «مبارزه قهر آمیز» سوق میدهد. گسترش فقر، انحصار قدرت و برخوردهای شدید امنیتی ساواک با هر صدای منتقد از مهمترین عوامل پیدایش جنبش چریکی است بگونهای که اصلاحطلبی غیرانقلابی مانند «مهدی بازرگان» در دادگاه میگوید: «ما آخرین گروهی هستیم که "زبان قانون" با شما صحبت میکنیم» این بدان معناست که زمینههای پیدایش جنبش چریکی بقدری محسوس بوده که غیر انقلابیها هم به آن معترف شده بودند.(۱)
مسئلهای دیگر که نباید در نقد «مشی چریکی» از آن صرف نظر کرد، گسترش مبارزه قهرآمیز در جهان آنروز است که عمدتا هم توانسته بو نتیجه مطلوبی برای انقلابیها در پی داشته باشد و این یکی از عوامل مهمی است که نسل جدید مخالفان رژیم مستبد شاهنشاهی را به اخذ این شیوه وادار کرده بود.
آثار صمد بهرنگی در زمینه تبلیغ «مشی چریکی» را نه در تمایل این نویسنده خوش ذوق به خشونت بلکه باید در شیوه برخورد حکومت، گسترش فقر، فاصله طبقاتی و منطق جهانی مبارزه عله استبداد جستوجو کرد چرا که نویسنده آینه زمان خویش است و موضع خود را بر اساس مقتضیات عصر خود اخذ مینماید.
تلاش برای خودکشی چریکهایی مانند علیرضا نابدل، بهروز دهقانی و آنهایی که به سیانور متوسل شدهاند از این جهت بوده است که شکنجهگاههای ساواک برای اخذ اعتراف از این آزادیخواهان شدیدترین شیوهها را به کار میبست و درز نقطهای از سوی اعضای سازمانهای چریکی که حفاظت اطلاعات در آنها از اهمیت ویژهای برخوردار است میتوانست به لو رفتن صدها تن و درنتیجه اعدام آنها منجر شود؛ از اینرو «چریک» با توسل به اقدام پیش دستانه برای حفظ سازمان و سایر همرزمان خو،د راه خودکشی را پیش میگرفت.
اظهاراتی که به نام نقد جنبش چریکی و حلقه آذربایجان چریکهای فدایی خلق منتشر میشوند از تمام مقتضیات پیدایش این جنبش و اخذ روشهای قهرآمیز توسط آنان صرف نظر کرده و در صدد ارائه تصویری مازوخیستی از آنان هستند؛ این صرف نظر از مقتضیات بیشتر از آنکه به نقد شبیه باشد به توجیه برخوردهای نظام مستبد شاهنشاهی به مخالفان قرابت دارد.
۱) مهدی بازرگان: "ما آخرین کسانی هستیم که از راه قانون اساسی به مبارزه سیاسی برخاسته ایم. ما از رییس دادگاه انتظار داریم این نکته را به بالاتریها بگویند." (مدافعات در دادگاه غیرصالح تجدید نظر نظامی-انتشارات مدرس-مهرماه 1350)
_____________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
نحو ایرانشهری در کلام مغرضان
#آتیلا_حاجیزاده
مجله مهرنامه بعنوان اصلیترین ارگان تئوریک جریان ایرانشهری شماره ۴۱ خود را در اردیبهشت۹۴ با تیتر «روشنفکران تروریست» منتشر نموده و طی آن به بحثهای پیرامون جنبش چریکی با محوریت چریکهای فدایی خلق پرداخت.
پس از سروصداهایی که تیتر «روشنفکران تروریست» بلند کرد، محمد قوچانی سردبیر مهرنامه طی مصاحبهای با سایت فرهنگ امروز و یادداشتی در مهرنامه ۴۲ به دفاع از تیتر پرداخت؛ قوچانی گفت که عنوان تروریست برای جزنیها عین انصاف است چرا که خشونت در روش چریکها دارای انگیزه تبهکارانه نبوده است و نقد ما صرفا متوجه روش آنهاست و شامل هدف آنان نیست.
امروزهم عدهای علم «مثلا نقد» برافراشته به شیوه لیبرالهای ایرانشهری مهرنامه جبههای مغرضانه در مقابل جنبش چریکی قبل انقلاب ۵۷ ایجاد کردهاند و با نگرشی به دور از انصاف شخصیتهای آزادیخواهی مانند صمد بهرنگی، علیرضا نابدل، بهروز دهقانی و... را زیر ضربه میبرند با این تفاوت که نه تنها روش آنها مورد حمله قرار میبرند بلکه پا را فراتر گذاشته و در صدد انکار ماهیت آزادیخواهانه و آرمانگرایی این شخصیتها برآمدهاند.
من در این نگاشته نه تنها به دنبال تقدیس نیستم بلکه کاریزما بخشی به جنبشها و جریانها را عامل انسداد مسیر نقد دموکراتیک و درجا زدن در تجربیات پیشین میدانم اما از سوی دیگر نقد مغرضانه را نیز عامل انحراف و مسبب عدم کسب تجربیات از سوابق و راه طی شده مبارزاتی به شمار میآورم.
البته که نقدهای بسیاری به روشهای جنبشهای چریکی وارد است اما نباید فراموش کرد روشهای اخذ شده در مقابل استیلا در کانسپت اعمال واکنشی بررسی میشوند و در زمره فرایندهای کنشی قرار نمیگیرند.
آنچه بدیهی است و نباید از آن صرفنظر کرد؛ نقش حاکمیت در پیدایش جنبشهای چریکی است اینچنین که استیلا با وضع استبداد و عدم تحمل نیروهای تحولخواه مخالفین را به سوی «مبارزه قهر آمیز» سوق میدهد. گسترش فقر، انحصار قدرت و برخوردهای شدید امنیتی ساواک با هر صدای منتقد از مهمترین عوامل پیدایش جنبش چریکی است بگونهای که اصلاحطلبی غیرانقلابی مانند «مهدی بازرگان» در دادگاه میگوید: «ما آخرین گروهی هستیم که "زبان قانون" با شما صحبت میکنیم» این بدان معناست که زمینههای پیدایش جنبش چریکی بقدری محسوس بوده که غیر انقلابیها هم به آن معترف شده بودند.(۱)
مسئلهای دیگر که نباید در نقد «مشی چریکی» از آن صرف نظر کرد، گسترش مبارزه قهرآمیز در جهان آنروز است که عمدتا هم توانسته بو نتیجه مطلوبی برای انقلابیها در پی داشته باشد و این یکی از عوامل مهمی است که نسل جدید مخالفان رژیم مستبد شاهنشاهی را به اخذ این شیوه وادار کرده بود.
آثار صمد بهرنگی در زمینه تبلیغ «مشی چریکی» را نه در تمایل این نویسنده خوش ذوق به خشونت بلکه باید در شیوه برخورد حکومت، گسترش فقر، فاصله طبقاتی و منطق جهانی مبارزه عله استبداد جستوجو کرد چرا که نویسنده آینه زمان خویش است و موضع خود را بر اساس مقتضیات عصر خود اخذ مینماید.
تلاش برای خودکشی چریکهایی مانند علیرضا نابدل، بهروز دهقانی و آنهایی که به سیانور متوسل شدهاند از این جهت بوده است که شکنجهگاههای ساواک برای اخذ اعتراف از این آزادیخواهان شدیدترین شیوهها را به کار میبست و درز نقطهای از سوی اعضای سازمانهای چریکی که حفاظت اطلاعات در آنها از اهمیت ویژهای برخوردار است میتوانست به لو رفتن صدها تن و درنتیجه اعدام آنها منجر شود؛ از اینرو «چریک» با توسل به اقدام پیش دستانه برای حفظ سازمان و سایر همرزمان خو،د راه خودکشی را پیش میگرفت.
اظهاراتی که به نام نقد جنبش چریکی و حلقه آذربایجان چریکهای فدایی خلق منتشر میشوند از تمام مقتضیات پیدایش این جنبش و اخذ روشهای قهرآمیز توسط آنان صرف نظر کرده و در صدد ارائه تصویری مازوخیستی از آنان هستند؛ این صرف نظر از مقتضیات بیشتر از آنکه به نقد شبیه باشد به توجیه برخوردهای نظام مستبد شاهنشاهی به مخالفان قرابت دارد.
۱) مهدی بازرگان: "ما آخرین کسانی هستیم که از راه قانون اساسی به مبارزه سیاسی برخاسته ایم. ما از رییس دادگاه انتظار داریم این نکته را به بالاتریها بگویند." (مدافعات در دادگاه غیرصالح تجدید نظر نظامی-انتشارات مدرس-مهرماه 1350)
_____________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
Telegram
attach 📎
👍1
پیرامون جزوه «آذربایجان و مسئله ملی»
#آتیلا_حاجیزاده
در روزهای اخیر که بازار اظهار نظرهای مغرضانه داغ است و جریانهای پیشین با رویکردی غیر علمی و به نام نقد مورد تاخت و تاز قرار میگیرند؛ جزوهای منستب به علیرضا نابدل با عنوان (آذربایحان و مسئله ملی) از جمله مسائلی است که دستاویز مغرضان گشته است؛ از اینرو به ذکر نکاتی درباره این جزوه میپردازم.
«سازمان چریکهای فدایی خلق» این جزوه را به همراه چند اثر دیگر «علیرضا نابدل» در سال ۵۶ نشر نمود اما مغایرت نکاتی چند از این جزوه با شخصیت و نگرش علیرضا نابدل به آذربایجان، مسئله ملی و فرقه دموکرات تحریر این اثر توسط او را زیر سوال میبرد.
حلقه تبریز «چریک های فدایی خلق» همواره دنبالهرو دغدغههای فرقه و مبلغ اندیشههای او بودهاند، بگونهای که واژه «فدایی» در نام سازمان نیز برگرفته از دستههایی فدایی حکومت ملی است که از تعلق خاطر بالای این حلقه نسبت به «فرقه دموکرات آذربایجان» خبر میدهد.
فرقه و حکومت ملی در مقابل شوروی، که مبلغ مبارزه کارگری در مقابل امپریالیسم بود، نگرش مبارزه دهقانی را تبلیغ میکرد و به سبب همین رویکرد تشکیل هستههای روستایی در نگرش حلقه تبریز از جایگاه بالایی برخوردار است بگونهای که بسیاری از اعضا آن را به معلمی در روستاها و ایجاد رابطه خلقی با جامعه دهقانی سوق داد.
اندیشه ایجاد «جبهه دهقانی» که توسط «فرقه دموکرات آذربایجان» تئوریزه و در حال اجرا و تبلیغ بود در اندیشهها و آثار «علیرضا نابدل» نیز قابل رؤیت است، بگونهای که او تحصیل در دانشگاه را رها کرده و مانند بسیاری از اعضای حلقه تبریز به جهت ایجاد «ارتباط خلقی» با انتخاب کسوت معلمی راه روستاهای اورمیه را در پیش گرفت و آثار و تحقیقات او در مورد آثار سوء اصلاحات ارضی بر جامعه دهقانی آذربایجان و تحقیق «جنبش رازلیق» نمود این رویکرد هستند.
در اثری با عنوان «آقای پان و احوالاتش» که در سال ۴۵ به قلم علیرضا نابدل نوشته و نشر شده است، او از نازی آلمان در جنگ جهانی دوم، فاشیسم آریایی فارس و پانتورکیست های آناتولی سخن به میان آورد و افکار، اعمال و نگرش آنهارا مورد نقد قرار میدهد اما هیچگاه بحث را به سوی آذربایجان نمیکشد زیرا که او به ستم ملی در این خطه واقف بوده و همین عنصر را نیز به همراه سایر عناصر در به خیزش کشیدن تودههای تحت ستم، مهم و محرک میدانسته با این وجود که «جزوه مسئله ملی و آذربایجان» همین تعلقات فرقه و حکومت ملی را ناسیونالیستی و بورژوایی خطاب میکند.
در مقدمهای که توسط سازمان بر مجموعه آثار دربرگیرنده جزوه «اذربایجان و مسئله ملی» نگاشته است، نوشتن به زبان فارسی ستایش شده و تلویحا به نقش این زبان در ترویج «ایدئولوژی پرولتاریا» در بین تودهها تأکید میکند؛ این در حالیست که «علیرضا نابدل» هیچگاه به هژمونی زبانی حاکم تن نداد و با امتخاب نام ادبی «اوختای» تمام آثار ادبی خود را به زبان تورکی نگاشت.
با موارد ذکر شده پیرامون «حلقه تبریز» و تحلیل شخصیتی «علیرضا نابدل» میتوان به این نتیجه رسید که «جزوه آذربایجان و مسئله ملی» نه توسط "اوختای" که سوی مکزیت سازمان نوشته و ۶-سال پس از درگذشت او نشر شده است تا در روزهای انقلابی ۵۶-۵۷ افکار چریکهای آذربایجانی را تحت الشعاع قرار داده و فراز دیگری نسبت به مسئله ملی و و مباحث حول «حق تعیین سرنوشت» را خنثی نماید.
__________________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
#آتیلا_حاجیزاده
در روزهای اخیر که بازار اظهار نظرهای مغرضانه داغ است و جریانهای پیشین با رویکردی غیر علمی و به نام نقد مورد تاخت و تاز قرار میگیرند؛ جزوهای منستب به علیرضا نابدل با عنوان (آذربایحان و مسئله ملی) از جمله مسائلی است که دستاویز مغرضان گشته است؛ از اینرو به ذکر نکاتی درباره این جزوه میپردازم.
«سازمان چریکهای فدایی خلق» این جزوه را به همراه چند اثر دیگر «علیرضا نابدل» در سال ۵۶ نشر نمود اما مغایرت نکاتی چند از این جزوه با شخصیت و نگرش علیرضا نابدل به آذربایجان، مسئله ملی و فرقه دموکرات تحریر این اثر توسط او را زیر سوال میبرد.
حلقه تبریز «چریک های فدایی خلق» همواره دنبالهرو دغدغههای فرقه و مبلغ اندیشههای او بودهاند، بگونهای که واژه «فدایی» در نام سازمان نیز برگرفته از دستههایی فدایی حکومت ملی است که از تعلق خاطر بالای این حلقه نسبت به «فرقه دموکرات آذربایجان» خبر میدهد.
فرقه و حکومت ملی در مقابل شوروی، که مبلغ مبارزه کارگری در مقابل امپریالیسم بود، نگرش مبارزه دهقانی را تبلیغ میکرد و به سبب همین رویکرد تشکیل هستههای روستایی در نگرش حلقه تبریز از جایگاه بالایی برخوردار است بگونهای که بسیاری از اعضا آن را به معلمی در روستاها و ایجاد رابطه خلقی با جامعه دهقانی سوق داد.
اندیشه ایجاد «جبهه دهقانی» که توسط «فرقه دموکرات آذربایجان» تئوریزه و در حال اجرا و تبلیغ بود در اندیشهها و آثار «علیرضا نابدل» نیز قابل رؤیت است، بگونهای که او تحصیل در دانشگاه را رها کرده و مانند بسیاری از اعضای حلقه تبریز به جهت ایجاد «ارتباط خلقی» با انتخاب کسوت معلمی راه روستاهای اورمیه را در پیش گرفت و آثار و تحقیقات او در مورد آثار سوء اصلاحات ارضی بر جامعه دهقانی آذربایجان و تحقیق «جنبش رازلیق» نمود این رویکرد هستند.
در اثری با عنوان «آقای پان و احوالاتش» که در سال ۴۵ به قلم علیرضا نابدل نوشته و نشر شده است، او از نازی آلمان در جنگ جهانی دوم، فاشیسم آریایی فارس و پانتورکیست های آناتولی سخن به میان آورد و افکار، اعمال و نگرش آنهارا مورد نقد قرار میدهد اما هیچگاه بحث را به سوی آذربایجان نمیکشد زیرا که او به ستم ملی در این خطه واقف بوده و همین عنصر را نیز به همراه سایر عناصر در به خیزش کشیدن تودههای تحت ستم، مهم و محرک میدانسته با این وجود که «جزوه مسئله ملی و آذربایجان» همین تعلقات فرقه و حکومت ملی را ناسیونالیستی و بورژوایی خطاب میکند.
در مقدمهای که توسط سازمان بر مجموعه آثار دربرگیرنده جزوه «اذربایجان و مسئله ملی» نگاشته است، نوشتن به زبان فارسی ستایش شده و تلویحا به نقش این زبان در ترویج «ایدئولوژی پرولتاریا» در بین تودهها تأکید میکند؛ این در حالیست که «علیرضا نابدل» هیچگاه به هژمونی زبانی حاکم تن نداد و با امتخاب نام ادبی «اوختای» تمام آثار ادبی خود را به زبان تورکی نگاشت.
با موارد ذکر شده پیرامون «حلقه تبریز» و تحلیل شخصیتی «علیرضا نابدل» میتوان به این نتیجه رسید که «جزوه آذربایجان و مسئله ملی» نه توسط "اوختای" که سوی مکزیت سازمان نوشته و ۶-سال پس از درگذشت او نشر شده است تا در روزهای انقلابی ۵۶-۵۷ افکار چریکهای آذربایجانی را تحت الشعاع قرار داده و فراز دیگری نسبت به مسئله ملی و و مباحث حول «حق تعیین سرنوشت» را خنثی نماید.
__________________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
Telegram
attach 📎
👍1
آذر رهایی و آذر اسارت
#آتیلا_حاجیزاده
صبح ۲۲-آذر بوی خون و باروت شهرهای آذربایجان را در بر گرفته بود، جسم بیجان آزادیخواهان بالای چوبههای دار تاب میخورد و خیابانها پر از پیکر مبارزان و شهروندان آذربایجانی بودند که به جرم «مطالبه و پاسداری حقوق ملی شان» قربانی وحشیگری آریایی شده و توسط گلههای شاهنشاهی دریده شدند.
روزهای رهایی به پایان رسیده بود و مردمی که تحت رهبری «فرقه دموکرات آذربایجان» و صدارتِ رهبر فقید «سید جعفر پیشهوری» حکومت ملی برپا داشته بودند، بار دیگر اسیر زنجیر استعمار و استبداد فاشیسم شاهنشاهی شدند و اولین سالگرد رهایی آذربایجان به جای عرصه جشن و شادمانی به قربانگاه فرزندانش تبدیل شد.
فردای ۲۱-آذر۲۵ اشغال آذربایجان کامل شده و شیرینی آزادی یکساله به تلخی گراییده بود و پادشاه بیظفر و تحقیر شده پهلوی که مانند «غلامبچه» متفقین روی زانوی اشغالگران کشورش مینشست آواز ظفر سر میداد و «اشغال آذربایجان» را «روز نجات» قلمداد میکرد.
امروز ۷۴-سال تمام از سرکوب آذربایجان و حکومت ملی میگذرد، رژیم شاهنشاهی ۴۲-سال است که سقوط کرده اما بازهم تفکر و نگرش برخواسته از آن دودمان در صدد است تا با وارونمایی استعمارگرایانه «آذر رهایی» را چون اشغال آذربایجان و «آذر اسارت» را مانند «روز نجات» معرفی نماید.
جعل و تحریف اصلیترین رویکرد اقتدارگرایان تمامیخواهی است که همواره در صدد «ضد ارزش» جلوه دادن مخالفان خود هستند؛ اینچنین ارزشهای استعماری شوونیسم فارس نیز در هر لباسی که باشد همواره سعی خود را جهت بدنام کردن جنبش ملی و تلاشهای پیرامون حق تعیین سرنوشت به کار میبندد.
فقدان وجدان شوونیسم موجب میشود تا آنها از دوران سیاهی که رضاخان برای آذربایجان به ارمغان آورده بود صرف نظر کرده و از ادامه همان روند در دوره «محمدرضا پهلوی» چشم پوشی نمایند؛ اینچنین جهت موجه جلوه دادن فاشیسم مطلوب خود، جنبشی برخواسته از دل جامعه را وابسته خوانده و حمایت مقطعی و کم اثر شوروی از حکومت ملی را «آمرانگی» تعبیر نمایند.
درنتیجه شوونیسم، تمامی جهد خود را به کار میبندد تا مقام خائن و خادم را تعویض نماید، اینچنین مبارزان و آزادیخواهانی چون "پیشهوری" و "سران حکومت ملی" را سرسپرده معرفی کرده و «غلام بچه» بریتانیا و ایالات متحده را خدوم و آزادیبخش معرفی نماید.
«روز نجات آذربایجان» حاصل پروپاگاندای حامی دودمان پهلوی است که سرکوب «نهضت دموکراتیک آذربایجان» و «حکومت ملی» آن را موجه جلوه داده و قتلعام فرزندان آذربایجان را توجیه نماید.
دودمان پهلوی «کودتای ۲۸-مرداد» را نیز «قیام ملی» خواند اما این تمثیلی نبود که مورد پذیرش اکثریت جبهه فاشیسم فارس قرار گیرد و اینگونه «قیام ملی» خواندن کوتادتا بعنوان ادبیات سلطنتطلبی ماند اما «نجات آذربایجان» مانند کلیدواژهای در ادبیات جبهه متحد فاشیسم همهگیر شد چراکه شوونیسم در هرلباسی که باشد به پهلوی برخواسته از کودتای انگلیسی متکی است و حتی اگر مخالف این دودمان نیز باشد در مورد حکومت ملی، سرکوب آذربایجان و اعاده حقوق ملی با آنان همنظر و متفق است.
______________________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
#آتیلا_حاجیزاده
صبح ۲۲-آذر بوی خون و باروت شهرهای آذربایجان را در بر گرفته بود، جسم بیجان آزادیخواهان بالای چوبههای دار تاب میخورد و خیابانها پر از پیکر مبارزان و شهروندان آذربایجانی بودند که به جرم «مطالبه و پاسداری حقوق ملی شان» قربانی وحشیگری آریایی شده و توسط گلههای شاهنشاهی دریده شدند.
روزهای رهایی به پایان رسیده بود و مردمی که تحت رهبری «فرقه دموکرات آذربایجان» و صدارتِ رهبر فقید «سید جعفر پیشهوری» حکومت ملی برپا داشته بودند، بار دیگر اسیر زنجیر استعمار و استبداد فاشیسم شاهنشاهی شدند و اولین سالگرد رهایی آذربایجان به جای عرصه جشن و شادمانی به قربانگاه فرزندانش تبدیل شد.
فردای ۲۱-آذر۲۵ اشغال آذربایجان کامل شده و شیرینی آزادی یکساله به تلخی گراییده بود و پادشاه بیظفر و تحقیر شده پهلوی که مانند «غلامبچه» متفقین روی زانوی اشغالگران کشورش مینشست آواز ظفر سر میداد و «اشغال آذربایجان» را «روز نجات» قلمداد میکرد.
امروز ۷۴-سال تمام از سرکوب آذربایجان و حکومت ملی میگذرد، رژیم شاهنشاهی ۴۲-سال است که سقوط کرده اما بازهم تفکر و نگرش برخواسته از آن دودمان در صدد است تا با وارونمایی استعمارگرایانه «آذر رهایی» را چون اشغال آذربایجان و «آذر اسارت» را مانند «روز نجات» معرفی نماید.
جعل و تحریف اصلیترین رویکرد اقتدارگرایان تمامیخواهی است که همواره در صدد «ضد ارزش» جلوه دادن مخالفان خود هستند؛ اینچنین ارزشهای استعماری شوونیسم فارس نیز در هر لباسی که باشد همواره سعی خود را جهت بدنام کردن جنبش ملی و تلاشهای پیرامون حق تعیین سرنوشت به کار میبندد.
فقدان وجدان شوونیسم موجب میشود تا آنها از دوران سیاهی که رضاخان برای آذربایجان به ارمغان آورده بود صرف نظر کرده و از ادامه همان روند در دوره «محمدرضا پهلوی» چشم پوشی نمایند؛ اینچنین جهت موجه جلوه دادن فاشیسم مطلوب خود، جنبشی برخواسته از دل جامعه را وابسته خوانده و حمایت مقطعی و کم اثر شوروی از حکومت ملی را «آمرانگی» تعبیر نمایند.
درنتیجه شوونیسم، تمامی جهد خود را به کار میبندد تا مقام خائن و خادم را تعویض نماید، اینچنین مبارزان و آزادیخواهانی چون "پیشهوری" و "سران حکومت ملی" را سرسپرده معرفی کرده و «غلام بچه» بریتانیا و ایالات متحده را خدوم و آزادیبخش معرفی نماید.
«روز نجات آذربایجان» حاصل پروپاگاندای حامی دودمان پهلوی است که سرکوب «نهضت دموکراتیک آذربایجان» و «حکومت ملی» آن را موجه جلوه داده و قتلعام فرزندان آذربایجان را توجیه نماید.
دودمان پهلوی «کودتای ۲۸-مرداد» را نیز «قیام ملی» خواند اما این تمثیلی نبود که مورد پذیرش اکثریت جبهه فاشیسم فارس قرار گیرد و اینگونه «قیام ملی» خواندن کوتادتا بعنوان ادبیات سلطنتطلبی ماند اما «نجات آذربایجان» مانند کلیدواژهای در ادبیات جبهه متحد فاشیسم همهگیر شد چراکه شوونیسم در هرلباسی که باشد به پهلوی برخواسته از کودتای انگلیسی متکی است و حتی اگر مخالف این دودمان نیز باشد در مورد حکومت ملی، سرکوب آذربایجان و اعاده حقوق ملی با آنان همنظر و متفق است.
______________________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
Telegram
attach 📎
👍1
فارنهایت "چهارصد و پنجاه و یک"
#آتیلا_حاجیزاده
"۴۵۱ درجه فارنهایت" اثری داستانی از "ری بردبری" جامعهای را تصویر میکند که خواندن و داشتن کتاب در آن جرم است و سیطره حاکم با تعبیه صفحات ویدیویی در دیوار خانهها در تلاش است تا پاسخگوی نیازها و دغدغههای شهروندان باشد تا بدین وسیله اندیشه و دامنه تفکر آنان را محدود و در کانسپت معینی مدیریت نماید اینچنین قرصهای شادیآور، داروهای مسکن و خواب تجویزی حاکمیت، جامعه را در آرامشی نسیانی فرو برده است.
نظام سیاسی حاکم با به کارگیری "سگهای مکانیکی" همواره در تجسس کتاب است و مجلدهای کشف شده در همان محل به آتش کشیده میشوند و صاحبان مکتوبات با حکم اعدام مجازات میشود چرا که استیلا آزاداندیشی را مانند "عامل از بین برنده تعادل اجتماعی" و آزاداندیش" را موجب اختلال در جامعه" ارزیابی میکند؛ از اینرو مطالعه کتاب و هرچه مکتوب را مسیر آزاندیشی طبقهبندی کرده و معتقد است که این موارد فرد را در ضدیت با جامعه تربیت میکنند.
"آذربایجان" ازجمله جوامعی است که حرارت "۴۵۱ْ درجه فارنهایت" را درک کرده و سالیان درازی در آتش آن سوخته است چنانکه چند روز پس از سقوط حکومت ملی در ۲۱-آذر و کشتار شهروندانش، سگهای مکانیکی پهلوی به تجسس کتاب و هرچه مکتوب تورکی افتاده و روز ۲۶آذر در میدان شهرها جشن کتابسوزان به پا کردند.
آنی که در ۲۶-آذر-۲۵ در آتش استیلا شعلهور میشد نه تنها چندی ورق و مشتی مرکب که بخش مهمی از هویت "آذربایجان تورکی" بود که با هدف «غیر لازم» کردن مدنیت ما و با شعار «پاسداشت وحدت ملی» امحا میشد تا نسلی با همان دغدغه پرورش نیافته و فردا روزی به مطالبع آنچه به ظلم از دست داده برنخیزد.
وحدت ملی مطلوب استیلا فاشیسم همان قرصهای شادیآور و مسکنهای نسیانی خواب کننده ملتهای تحتستم هستند که تمام ابعاد هویتیشان توسط سگهای مکانیکی امحا میگردد و خرده آزادیهای نه موثر بلکه مخرب نقش همان بوردهای ویدیویی تغذیهگر را ایفا میکنند.
استیلا فاشیسم خوب میداند هرآنچه که نوشته و خوانده نشود قابل انتقال نیست و هرچه انتقال نیابد به شکل "غیر لازم به خود" گرفته و به فراموشی سپرده خواهد شد از اینرو زبان مکتوب ما را طعمه حریق اقتداگرایی فاشیستی خود نمود؛ چرا که حکومت ملی با هویت و هرآنچه، آذربایجانی آمیخته بود و انتقال این تجربه به وسیله کتابهای تورکی یادگار فرقه، بقای حاکمیت و استیلای فاشیزم را به خطر میانداخت.
پ.ن: فارنهایت ۴۵۱، درجه سوختن کاغذ است.
__________________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
#آتیلا_حاجیزاده
"۴۵۱ درجه فارنهایت" اثری داستانی از "ری بردبری" جامعهای را تصویر میکند که خواندن و داشتن کتاب در آن جرم است و سیطره حاکم با تعبیه صفحات ویدیویی در دیوار خانهها در تلاش است تا پاسخگوی نیازها و دغدغههای شهروندان باشد تا بدین وسیله اندیشه و دامنه تفکر آنان را محدود و در کانسپت معینی مدیریت نماید اینچنین قرصهای شادیآور، داروهای مسکن و خواب تجویزی حاکمیت، جامعه را در آرامشی نسیانی فرو برده است.
نظام سیاسی حاکم با به کارگیری "سگهای مکانیکی" همواره در تجسس کتاب است و مجلدهای کشف شده در همان محل به آتش کشیده میشوند و صاحبان مکتوبات با حکم اعدام مجازات میشود چرا که استیلا آزاداندیشی را مانند "عامل از بین برنده تعادل اجتماعی" و آزاداندیش" را موجب اختلال در جامعه" ارزیابی میکند؛ از اینرو مطالعه کتاب و هرچه مکتوب را مسیر آزاندیشی طبقهبندی کرده و معتقد است که این موارد فرد را در ضدیت با جامعه تربیت میکنند.
"آذربایجان" ازجمله جوامعی است که حرارت "۴۵۱ْ درجه فارنهایت" را درک کرده و سالیان درازی در آتش آن سوخته است چنانکه چند روز پس از سقوط حکومت ملی در ۲۱-آذر و کشتار شهروندانش، سگهای مکانیکی پهلوی به تجسس کتاب و هرچه مکتوب تورکی افتاده و روز ۲۶آذر در میدان شهرها جشن کتابسوزان به پا کردند.
آنی که در ۲۶-آذر-۲۵ در آتش استیلا شعلهور میشد نه تنها چندی ورق و مشتی مرکب که بخش مهمی از هویت "آذربایجان تورکی" بود که با هدف «غیر لازم» کردن مدنیت ما و با شعار «پاسداشت وحدت ملی» امحا میشد تا نسلی با همان دغدغه پرورش نیافته و فردا روزی به مطالبع آنچه به ظلم از دست داده برنخیزد.
وحدت ملی مطلوب استیلا فاشیسم همان قرصهای شادیآور و مسکنهای نسیانی خواب کننده ملتهای تحتستم هستند که تمام ابعاد هویتیشان توسط سگهای مکانیکی امحا میگردد و خرده آزادیهای نه موثر بلکه مخرب نقش همان بوردهای ویدیویی تغذیهگر را ایفا میکنند.
استیلا فاشیسم خوب میداند هرآنچه که نوشته و خوانده نشود قابل انتقال نیست و هرچه انتقال نیابد به شکل "غیر لازم به خود" گرفته و به فراموشی سپرده خواهد شد از اینرو زبان مکتوب ما را طعمه حریق اقتداگرایی فاشیستی خود نمود؛ چرا که حکومت ملی با هویت و هرآنچه، آذربایجانی آمیخته بود و انتقال این تجربه به وسیله کتابهای تورکی یادگار فرقه، بقای حاکمیت و استیلای فاشیزم را به خطر میانداخت.
پ.ن: فارنهایت ۴۵۱، درجه سوختن کاغذ است.
__________________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
Telegram
attach 📎
👍1
روز همبستگی آذربایجانیهای جهان - بخش اول
ترجمه: #آتیلا_حاجیزاده
شعبه نخجوان "جبهه خلق آذربایجان" در نوامبر ۱۹۸۹ جهت بر قراری روابط انسانی، مدنی، اقتصادی و خویشاوندی بین آذربایجان جنوبی و شمالی، با در نظر گرفتن اراده جمعی مردم، تصمیم به برچیدن نردههای مرزی و حائلهای مکانیکی گرفت در مقابل نیز کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی، حزب کمونیست آذربایجان، ارگانهای محلی حزب و رهبری ارتش سرخ نیز از همه ابزار نفوذ سیاسی و نظامی خود برای جلوگیری از این امر استفاده کردند اما شعبه منطقهای جبهه خلق آذربایجان در نتیجه اقداماتی مدنی با عنوان «جنبش مرز» و گسترش این جنبش دموکراتیک توانست موانع مهندسی ایجاد شده در امتداد مرز ایالتی اتجاد جماهیر شوروی را پس از پنجاه سال تخریب نماید؛ در نتیجه برای اولینبار ساکنین دوسوی ارس توانستند به واسطه مناطقی که برای تردد آسان ایجاد شده بود با خویشاوندان و هموطنان خود ملاقات نمایند؛ اینچنین ۳۱-دسامبر۱۹۸۹ به روز همبستگی آذربایجانیان جهان بدل گشت و سالگرد آن در ۱۹۹۰ به شکل گسترهای در جمهوری خودمختار نخجوان گرامی داشته شد.
حرکت مردمی و مدنی آغاز شده از جمهوری خودمختار نخجوان به سایر نقاط مرزی جمهوری آذربایجان گسترش یافت؛ اینچنین سران شوروی، رهبری حزب کمونیست جمهوری آذربایجان و واحدهای ارتش سرخ که موقعیت امپراتوری شوروی را در خطر میدیدند به مقابله با این حرکت عظیم مردمی برخواستند؛ اینچنین تمام تلاش خود را به کار بستند تا این «جنبش اجتماعی» را بعنوان حرکت جمعی از گروههای افراطی معرفی نموده و مجامع بینالملل به چشمپوشی از این همبستگی ترغیب کنند؛ اینچنین جهت مقابله با «جنبش مرز»، با اعلام وضعیت فوقالعاده در نوار مرزی موانع را مجددا احیا نموده و سرکوب سران «جبهه خلق آذربایجان» را باشدت بیشتری ادامه دادند. با اینحال این حرکت مردمی از سوی مجامع بینالملل و آذربایجانیهای ساکن نقاط مختلف جهان مانند تمایل طبیعی یک ملت جدا شده به «وحدت مجدد» ارزیابی گشته و همین رویکرد تا حد زیادی مانع تبلیغات سو علیه این جریان و ملت ما شد.
برگزاری کنگره ۳نوامبر۱۹۹۰ با عنوان «اولین کنگره بینالمللی انجمنهای آذربایجانی» در ترکیه دومین قدم مؤثر در گسترش «جنبش مرز» آغاز شده از نخجوان است بگونهای که این کنگره در قطعنامه خود خواستار گرامی داشت همهساله «رویداد ۳۱-دسامبر» بعنوان «روز همبستگی آذربایجانیهای جهان شد»
در 16دسامبر1991، حیدر علیاف، رئیس مجمع عالی جمهوری خودمختار نخجوان، با تأکید بر اهمیت ایجاد اتحادیه ای از آذربایجانی های جها ، 31 دسامبر را بعنوان روز همبستگی آذربایجانی های جهان نام نهاد و مجلس عالی جمهوری خودمختار نخجوان نیز قطعنامهای ۶-مادهای در این راستا تصویب رساند که در مفاد بدین شرح است:
۱) ۳۱-دسامبر بعنوان روز همبستگی آذربایجانیهای جهان تعیین شده و همه ساله مراسم گرامی داشت آن برگزار گردد.
۲) ۳۱-دسامبر در جمهوری خودمختار نخجوان روز کاری محسوب نشده و بعنوان تعطیل رسمی اعلام گردد.
۳) ارائه پیشنهاد به شورای عالی جمهوری آذربایجان جهت قانونگذاری برای جشن رسمی «31-دسامبر» به عنوان «روز همبستگی و اتحاد آذربایجانی های جهان» در کل جمهوری آذربایجان.
۴) ارائه دستور به مجامع شهرستانی و منطقهای جمهوری خودمختار نخجوان جهت آماده سازی و برپایی تشریفات رسمی با مشارکت سازمانهای دموکراتیک در تعطیلات ۳۱-دسامبر.
۵) ارائه درخواست به دانشگاه دولتی نخجوان «یوسف ممدوف»، شعبه نجخوان دانشگاه علوم ملی آذربایجان، شعبه نخجوان کانون نویسندگان آذربایجان، وزارت آموزش عمومی نخجوان جهت برگزاری کنفرانس علمی با موضوع «روز همبستگی آذربایجانیهای جهان».
۶) احتساب بازسازی استحکامات مرزی بعنوان عملی غیر قانونی و تشکیل کمسیونی جهت برچیدن مجدد میلههای مرزی.
_____________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
ترجمه: #آتیلا_حاجیزاده
شعبه نخجوان "جبهه خلق آذربایجان" در نوامبر ۱۹۸۹ جهت بر قراری روابط انسانی، مدنی، اقتصادی و خویشاوندی بین آذربایجان جنوبی و شمالی، با در نظر گرفتن اراده جمعی مردم، تصمیم به برچیدن نردههای مرزی و حائلهای مکانیکی گرفت در مقابل نیز کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی، حزب کمونیست آذربایجان، ارگانهای محلی حزب و رهبری ارتش سرخ نیز از همه ابزار نفوذ سیاسی و نظامی خود برای جلوگیری از این امر استفاده کردند اما شعبه منطقهای جبهه خلق آذربایجان در نتیجه اقداماتی مدنی با عنوان «جنبش مرز» و گسترش این جنبش دموکراتیک توانست موانع مهندسی ایجاد شده در امتداد مرز ایالتی اتجاد جماهیر شوروی را پس از پنجاه سال تخریب نماید؛ در نتیجه برای اولینبار ساکنین دوسوی ارس توانستند به واسطه مناطقی که برای تردد آسان ایجاد شده بود با خویشاوندان و هموطنان خود ملاقات نمایند؛ اینچنین ۳۱-دسامبر۱۹۸۹ به روز همبستگی آذربایجانیان جهان بدل گشت و سالگرد آن در ۱۹۹۰ به شکل گسترهای در جمهوری خودمختار نخجوان گرامی داشته شد.
حرکت مردمی و مدنی آغاز شده از جمهوری خودمختار نخجوان به سایر نقاط مرزی جمهوری آذربایجان گسترش یافت؛ اینچنین سران شوروی، رهبری حزب کمونیست جمهوری آذربایجان و واحدهای ارتش سرخ که موقعیت امپراتوری شوروی را در خطر میدیدند به مقابله با این حرکت عظیم مردمی برخواستند؛ اینچنین تمام تلاش خود را به کار بستند تا این «جنبش اجتماعی» را بعنوان حرکت جمعی از گروههای افراطی معرفی نموده و مجامع بینالملل به چشمپوشی از این همبستگی ترغیب کنند؛ اینچنین جهت مقابله با «جنبش مرز»، با اعلام وضعیت فوقالعاده در نوار مرزی موانع را مجددا احیا نموده و سرکوب سران «جبهه خلق آذربایجان» را باشدت بیشتری ادامه دادند. با اینحال این حرکت مردمی از سوی مجامع بینالملل و آذربایجانیهای ساکن نقاط مختلف جهان مانند تمایل طبیعی یک ملت جدا شده به «وحدت مجدد» ارزیابی گشته و همین رویکرد تا حد زیادی مانع تبلیغات سو علیه این جریان و ملت ما شد.
برگزاری کنگره ۳نوامبر۱۹۹۰ با عنوان «اولین کنگره بینالمللی انجمنهای آذربایجانی» در ترکیه دومین قدم مؤثر در گسترش «جنبش مرز» آغاز شده از نخجوان است بگونهای که این کنگره در قطعنامه خود خواستار گرامی داشت همهساله «رویداد ۳۱-دسامبر» بعنوان «روز همبستگی آذربایجانیهای جهان شد»
در 16دسامبر1991، حیدر علیاف، رئیس مجمع عالی جمهوری خودمختار نخجوان، با تأکید بر اهمیت ایجاد اتحادیه ای از آذربایجانی های جها ، 31 دسامبر را بعنوان روز همبستگی آذربایجانی های جهان نام نهاد و مجلس عالی جمهوری خودمختار نخجوان نیز قطعنامهای ۶-مادهای در این راستا تصویب رساند که در مفاد بدین شرح است:
۱) ۳۱-دسامبر بعنوان روز همبستگی آذربایجانیهای جهان تعیین شده و همه ساله مراسم گرامی داشت آن برگزار گردد.
۲) ۳۱-دسامبر در جمهوری خودمختار نخجوان روز کاری محسوب نشده و بعنوان تعطیل رسمی اعلام گردد.
۳) ارائه پیشنهاد به شورای عالی جمهوری آذربایجان جهت قانونگذاری برای جشن رسمی «31-دسامبر» به عنوان «روز همبستگی و اتحاد آذربایجانی های جهان» در کل جمهوری آذربایجان.
۴) ارائه دستور به مجامع شهرستانی و منطقهای جمهوری خودمختار نخجوان جهت آماده سازی و برپایی تشریفات رسمی با مشارکت سازمانهای دموکراتیک در تعطیلات ۳۱-دسامبر.
۵) ارائه درخواست به دانشگاه دولتی نخجوان «یوسف ممدوف»، شعبه نجخوان دانشگاه علوم ملی آذربایجان، شعبه نخجوان کانون نویسندگان آذربایجان، وزارت آموزش عمومی نخجوان جهت برگزاری کنفرانس علمی با موضوع «روز همبستگی آذربایجانیهای جهان».
۶) احتساب بازسازی استحکامات مرزی بعنوان عملی غیر قانونی و تشکیل کمسیونی جهت برچیدن مجدد میلههای مرزی.
_____________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍1
روز همبستگی آذربایجانیهای جهان - بخش دوم
ترجمه: #آتیلا_حاجیزاده
اهمیت «روز همبستگی آذربایجانیهای جهان»
این رویداد در ایجاد ارتباط و همبستگی بین آذربایجانیهای ساکن نقاط مختلف جهان نقش بسیار مؤثری دارد؛ چنانکه رئیس جمهور سابق آذربایجان ابوالفضل ائلچیبی در سخنرانی خود میگوید:
"روز همبستگی آذربایجانیهای جهان اولین قدم برداشته شده توسط ملتی است که ۱۹۰-پیش توسط دشمنان از یکدیگر جدا شده و وطنشان به دو نیم تقسیم شده است؛ این روز، روزی است که ملتمان در سراسر آراز میلههای مرزی و پردههای فلزی در برچیده و هر تکه را به به یک سمت پرت کرد؛ روزی است که ملت تورک آذربایجان دشمنانش را مورد عتاب قرار داده و نسبت به تخلیه سرزمینش به آنها تحکم نمود و هزاران تورک آذربایجان در دوسوی آراز به سوی ساحل حرکت کرده و آب آن را مانند مایع بهشتی به سوی همدیکر چکانده و مانند تبرک سر و صورت خود را در آن غسل دادند. ۳۱-دسامبر اولین قدم مؤثر و اولین پیروزی تورکهای آذربایجانی در راستای اتحاد است، روزی که تورک آذربایجانی آشکارا اتحاد و همبستگی خود را به نمایش گذاشته و تمثالی از آینده آذربایجان واحد ارائه نمود. این اتحاد را مرحوم «اسماعیل قاسپیرالی» اتحاد در «زبان، اندیشه و پیشه» و این همبستگی را محمد امین رسول زاده «مساوات» نامیدهاند و ما محتاح این اتحاد و همبستگی هستیم و بنابه فرمایش پروردگار تاریخ ما را به همین فرامیخواند."
روز ۳۱-دسامبر در بیش از ۷۰-کشور جهان ازسوی آذربایجانیها گرامی داشته میشود و از همین منظر نیز روز همبستگی آذربایجانیهای جهان روز مهمی برای دیاسپورای آذربایجان به شمار میآید چرا که درنتیجه انقلابها، جنگها، تحولات جهانی و... اراضی تاریخی آذربایجان تکهتکه شده است و اینچنین بسیاری از تورکهای آذربایجان از سرزمینهای رانده شده و یا تحت استعمار قرار گرفتهاند از دیگر سوی آذربایجانیهای بسیاری نیز به جهت کار و تحصیل وطن خود را ترک کرده و در نقاط مختلف جهان ساکن شدهاند بگونهای که اجتماع بزرگی از آنان در روسیه، اوکراین، کشورهای بالکان، اروپا و آمریکا قابل مشاهده است.
آذربایجانیهای دوسوی آراز پس از سالیان بسیار موانع مرزی را تخریب کرده و فارغ از شب و روز هفتهها در آذربایجان شمالی و جنوبی شعار اتحاد و همبستگی سر داده و ملت واحد بودن آذربایجانیهای دو سوی آراز را فریاد زدند؛ اینچنین روز همبستگی آذربایجانیهای جهان سمبل خواست اتحاد دو آذربایجان و بیانگر این مهم است که مرزهای سیاسی نتوانستهاند مفهوم ملت و مدنیت واحد را از ذهن ملت ما بزدایند.
_____________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
ترجمه: #آتیلا_حاجیزاده
اهمیت «روز همبستگی آذربایجانیهای جهان»
این رویداد در ایجاد ارتباط و همبستگی بین آذربایجانیهای ساکن نقاط مختلف جهان نقش بسیار مؤثری دارد؛ چنانکه رئیس جمهور سابق آذربایجان ابوالفضل ائلچیبی در سخنرانی خود میگوید:
"روز همبستگی آذربایجانیهای جهان اولین قدم برداشته شده توسط ملتی است که ۱۹۰-پیش توسط دشمنان از یکدیگر جدا شده و وطنشان به دو نیم تقسیم شده است؛ این روز، روزی است که ملتمان در سراسر آراز میلههای مرزی و پردههای فلزی در برچیده و هر تکه را به به یک سمت پرت کرد؛ روزی است که ملت تورک آذربایجان دشمنانش را مورد عتاب قرار داده و نسبت به تخلیه سرزمینش به آنها تحکم نمود و هزاران تورک آذربایجان در دوسوی آراز به سوی ساحل حرکت کرده و آب آن را مانند مایع بهشتی به سوی همدیکر چکانده و مانند تبرک سر و صورت خود را در آن غسل دادند. ۳۱-دسامبر اولین قدم مؤثر و اولین پیروزی تورکهای آذربایجانی در راستای اتحاد است، روزی که تورک آذربایجانی آشکارا اتحاد و همبستگی خود را به نمایش گذاشته و تمثالی از آینده آذربایجان واحد ارائه نمود. این اتحاد را مرحوم «اسماعیل قاسپیرالی» اتحاد در «زبان، اندیشه و پیشه» و این همبستگی را محمد امین رسول زاده «مساوات» نامیدهاند و ما محتاح این اتحاد و همبستگی هستیم و بنابه فرمایش پروردگار تاریخ ما را به همین فرامیخواند."
روز ۳۱-دسامبر در بیش از ۷۰-کشور جهان ازسوی آذربایجانیها گرامی داشته میشود و از همین منظر نیز روز همبستگی آذربایجانیهای جهان روز مهمی برای دیاسپورای آذربایجان به شمار میآید چرا که درنتیجه انقلابها، جنگها، تحولات جهانی و... اراضی تاریخی آذربایجان تکهتکه شده است و اینچنین بسیاری از تورکهای آذربایجان از سرزمینهای رانده شده و یا تحت استعمار قرار گرفتهاند از دیگر سوی آذربایجانیهای بسیاری نیز به جهت کار و تحصیل وطن خود را ترک کرده و در نقاط مختلف جهان ساکن شدهاند بگونهای که اجتماع بزرگی از آنان در روسیه، اوکراین، کشورهای بالکان، اروپا و آمریکا قابل مشاهده است.
آذربایجانیهای دوسوی آراز پس از سالیان بسیار موانع مرزی را تخریب کرده و فارغ از شب و روز هفتهها در آذربایجان شمالی و جنوبی شعار اتحاد و همبستگی سر داده و ملت واحد بودن آذربایجانیهای دو سوی آراز را فریاد زدند؛ اینچنین روز همبستگی آذربایجانیهای جهان سمبل خواست اتحاد دو آذربایجان و بیانگر این مهم است که مرزهای سیاسی نتوانستهاند مفهوم ملت و مدنیت واحد را از ذهن ملت ما بزدایند.
_____________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍2
Forwarded from آتیلا حاجی زاده
سحرین اوستونه چیخیبدی گئجه
گؤزلریمده بیراز دومان واردی
قان-قوخو قایناشیبدی دام-دووارا
قالدیریمدا اؤلو سیچان واردی
قارا باسدی دوشوب بوگون شهره
قارقالار چئینهییر قولاقلاریمی
آرخادان بوینوما ایلان دولاشیر
قارا قیزلار سورور دوداقلاریمی
قالدیریمدا اؤلو سیچان واردی
آددیم-آددیم قارا ایلان سورونور
دام-دووار دیرماشیر قاریشقالارا
باخیرام؛ هرطرفده قان گؤرونور
بوغازیم گؤینهییر؛ قاریشقالاری
گؤزلریمدن بیری چؤله تؤکسون
دیرناغین گؤستریر قارا چاققال
ال آتیر بلکه کؤکسومو سؤکسون
قاپیدان کارناوال گیریر شهره
یاری چاققال، یاری آدام، یاری ایت
بیریسی گؤزلرین تیکیر گؤزومه
اوجادان سسلهنیر گؤزومدن ایت
شهری ساغ-سولا سفحلنیرم
دؤرد یانیم قویلانیبدی قال-ماقالا
لئشلری گؤستریب دئییر بیریسی
قان یالا، قان یالا، چکیلمه دالا
قان-قوخو قایناشیبدی دام دووارا
آیاق آلتیندا پارتلاییر لئشلر
قورخولوقلار قاراتدیلار شهری
پنجرهمده تیکیلدی کرپیشلر
اللریم میخلانیب آیاقلاریما
دیرناغین آتدی کؤکسومو سؤکدو
بوغازیم گؤینهییر، یانیر، آلیشیر
آغزیما کیمسه قورقوشوم تؤکدو
کوچهلر اوسکورور قارانقولوغو
قان قوسور چؤلده هرکسی گؤرورم
لئشلرین گؤزلرین قاریشقا دئشیر
قارا قیز سسلهییر اؤلوم هؤرورم
ایستکان-ایستکان سوزور مندن
شور دنیز اووجوما دولور قاداسی
باخیرام؛ هر طرفده قورشون وار
قیرجانیر گؤزلریمده قان آداسی
قاپیدان کارناوال گیریر شهره
هامیدان اؤنده بیر دونوز واردی
تاختین اوستونده بیر قارا چاققال
دیرناغین آتدی کؤکسومو یاردی
نفسیم دار گلیر، بوغونتودایام
هر آغاجدان نئچه جسد آسیلیب
نفسیم گلمهییر هورهنمییرم
شهرین آغزینا تیکان باسیلیب
سنی یاندیردیلار بیراز اؤنجه
خیاوانلار ایتیبدی توستونده
هر قاریش یوللارا اؤلوم سریلیب
قورقوشوم قایناییر گول اوستونده
ملهییر موندار اولدولار گئچیلر
هورورم گؤزلریمده قان واردی
اولاییر اود-دا یاندیلار قوزولار
گؤزلریمده بیراز دومان واردی
بیرینیز قورتارین منی نه اولور؟
بوغازیم گؤینهییر هورنمهییرم
گؤزلریم اوتقونور قارانقولوغو
اؤلورم، هئی اؤلوب، اؤلنمهییرم
هامیدان اؤنده بیر دونوز دایانیب
بیر لئشین قورساغین چکیر دیشینه
یاری چاققال، یاری آدام، یاری ایت
بیر اوزون کارناوال سالیب پئشینه
گؤزلریم چئینهنیر قاریشقالارا
دیلیمه قان یالاتدی کافتارلار
آرخادان بوینوما ایلان دولاشیب
قالدیریمدا اؤلو سیچانلار وار
یومروغون دورمادان دؤیور باشیما
بو قارانلیقدا گؤزلریم قارالیر
آییلار هئی آیاقلاییر سینمی
دارلیر هئی؛ نفس یولوم دارالیر
اوزالی قالمیشام یول اوستونده
بوز قابانلار تپیکلهییر اوزومو
چئورهمی آلدی تولکولر سوروسو
قالدیریمدا چیخاتدیلار گؤزومو
گؤزلریم یالواریر آیاقلاریزا
نفسیم گلمهییر، دیننمهییرم
بیرینیز ال آتیب، آلین جانیمی
اؤلورم، هئی اولوب، اؤلنمهییرم
#آتیلا_حاجیزاده
#یئنی_چارپارا
______________________________
@Atilla_hajizade
@Atilla_hajizade
گؤزلریمده بیراز دومان واردی
قان-قوخو قایناشیبدی دام-دووارا
قالدیریمدا اؤلو سیچان واردی
قارا باسدی دوشوب بوگون شهره
قارقالار چئینهییر قولاقلاریمی
آرخادان بوینوما ایلان دولاشیر
قارا قیزلار سورور دوداقلاریمی
قالدیریمدا اؤلو سیچان واردی
آددیم-آددیم قارا ایلان سورونور
دام-دووار دیرماشیر قاریشقالارا
باخیرام؛ هرطرفده قان گؤرونور
بوغازیم گؤینهییر؛ قاریشقالاری
گؤزلریمدن بیری چؤله تؤکسون
دیرناغین گؤستریر قارا چاققال
ال آتیر بلکه کؤکسومو سؤکسون
قاپیدان کارناوال گیریر شهره
یاری چاققال، یاری آدام، یاری ایت
بیریسی گؤزلرین تیکیر گؤزومه
اوجادان سسلهنیر گؤزومدن ایت
شهری ساغ-سولا سفحلنیرم
دؤرد یانیم قویلانیبدی قال-ماقالا
لئشلری گؤستریب دئییر بیریسی
قان یالا، قان یالا، چکیلمه دالا
قان-قوخو قایناشیبدی دام دووارا
آیاق آلتیندا پارتلاییر لئشلر
قورخولوقلار قاراتدیلار شهری
پنجرهمده تیکیلدی کرپیشلر
اللریم میخلانیب آیاقلاریما
دیرناغین آتدی کؤکسومو سؤکدو
بوغازیم گؤینهییر، یانیر، آلیشیر
آغزیما کیمسه قورقوشوم تؤکدو
کوچهلر اوسکورور قارانقولوغو
قان قوسور چؤلده هرکسی گؤرورم
لئشلرین گؤزلرین قاریشقا دئشیر
قارا قیز سسلهییر اؤلوم هؤرورم
ایستکان-ایستکان سوزور مندن
شور دنیز اووجوما دولور قاداسی
باخیرام؛ هر طرفده قورشون وار
قیرجانیر گؤزلریمده قان آداسی
قاپیدان کارناوال گیریر شهره
هامیدان اؤنده بیر دونوز واردی
تاختین اوستونده بیر قارا چاققال
دیرناغین آتدی کؤکسومو یاردی
نفسیم دار گلیر، بوغونتودایام
هر آغاجدان نئچه جسد آسیلیب
نفسیم گلمهییر هورهنمییرم
شهرین آغزینا تیکان باسیلیب
سنی یاندیردیلار بیراز اؤنجه
خیاوانلار ایتیبدی توستونده
هر قاریش یوللارا اؤلوم سریلیب
قورقوشوم قایناییر گول اوستونده
ملهییر موندار اولدولار گئچیلر
هورورم گؤزلریمده قان واردی
اولاییر اود-دا یاندیلار قوزولار
گؤزلریمده بیراز دومان واردی
بیرینیز قورتارین منی نه اولور؟
بوغازیم گؤینهییر هورنمهییرم
گؤزلریم اوتقونور قارانقولوغو
اؤلورم، هئی اؤلوب، اؤلنمهییرم
هامیدان اؤنده بیر دونوز دایانیب
بیر لئشین قورساغین چکیر دیشینه
یاری چاققال، یاری آدام، یاری ایت
بیر اوزون کارناوال سالیب پئشینه
گؤزلریم چئینهنیر قاریشقالارا
دیلیمه قان یالاتدی کافتارلار
آرخادان بوینوما ایلان دولاشیب
قالدیریمدا اؤلو سیچانلار وار
یومروغون دورمادان دؤیور باشیما
بو قارانلیقدا گؤزلریم قارالیر
آییلار هئی آیاقلاییر سینمی
دارلیر هئی؛ نفس یولوم دارالیر
اوزالی قالمیشام یول اوستونده
بوز قابانلار تپیکلهییر اوزومو
چئورهمی آلدی تولکولر سوروسو
قالدیریمدا چیخاتدیلار گؤزومو
گؤزلریم یالواریر آیاقلاریزا
نفسیم گلمهییر، دیننمهییرم
بیرینیز ال آتیب، آلین جانیمی
اؤلورم، هئی اولوب، اؤلنمهییرم
#آتیلا_حاجیزاده
#یئنی_چارپارا
______________________________
@Atilla_hajizade
@Atilla_hajizade
👍2
به بهانه انتصاب «آرین طباطبایی» بعنوان مشاور ارشد کنترل تسلیحات و امنیت بینالملل وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا:
کدام جریان قابلیت جاسوسی دارد؟
#آتیلا_حاجیزاده
در طول سالیان اخیر "جریان ایرانشهری" همواره در تلاش بوده است تا فعالان حقوق ملی اتنیک های مختلف را مانند مزدبگیران دولتهای متخاصم جمهوری اسلامی معرفی نماید بگونهای که همیشه این جریان های عدالتخواه و طالب حق تعیین سرنوشت را ساخته و پرداخته سرویسهای اطلاعاتی و جاسوسی ایالات متحده آمریکا، اسرائیل، بریتانیا و فرانسه قلمداد کرده است.
هشتگ «۲۰۰دلاری» از جمله عناوینی است که فعالان و حامیان این جریان نامبارک فعالین ملی اتنیک های مختلف را مورد خطاب قرار دادهاند و بدین ترتیب ارگانهای امنیتی را به برخورد شدید با این اقشار دعوت نمودهاند؛ اینگونه که هر موضوع بیربطی را به جریانهای عدالتخواه ملی-اتنیکی و هویتی نسبت داده و آنان را به جاسوسی متهم نمودهاند، غافل از اینکه کسی از حامیان، اعضا و فعالین این حرکتهای ملی و هویتی در هیچیک از ارگانهای نظامی، سیاسی، امنیتی و... حضور نداشته و در سمتی منصوب نشدهاند.
این اتهامات در صورتی بیان میشوند که مبلغان ایده ایرانشهری، فعالین و سمپاتهای این جریان همواره در دولتهای گوناگون دارای سمتهای کلیدی مختلف بوده و در اتاقهای فکر و مراکز اساسی تصمیمگیری حضور داشته و بدین واسطه اطلاعات اساسی از نهادهای سیاسی، اجرایی، نظامی و امنیتی کسب نمودهاند و همواره با سفارتخانههای کشورهای گوناگون در ارتباط بودهاند.
انتصاب آرین طباطبایی دختر سید جواد طباطبایی اصلی ترین تئوریسین ایرانشهری بعنوان «مشاور ارشد کنترل تسلیحات و امنیت بینالملل وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا» نمود عینی و علنی وابستگی جریان ایرانشهری است؛ با رویداد این انتصاب در چنین نهاد کلیدی ایالات متحده چه ضمانتی وجود دارد که اطلاعات مراکز حساس کشور که به سبب حضور اعضا، فعالین و سمپاتهای ایرانشهری در سمتهای گوناگون کسب شده است، در اختیار سرویس های اطلاعاتی، نظامی و سیاسی کشور های متخاصم و... قرار نگرفته و نخواهد گرفت.
الغرض به برکت این انتصاب مشخص شد که اتهام جاسوسی برای کدام جریانها صادق بوده و کدامیک قابلیت و امکانات جاسوسی را بیش از سایرین در دست دارد.
__________________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
کدام جریان قابلیت جاسوسی دارد؟
#آتیلا_حاجیزاده
در طول سالیان اخیر "جریان ایرانشهری" همواره در تلاش بوده است تا فعالان حقوق ملی اتنیک های مختلف را مانند مزدبگیران دولتهای متخاصم جمهوری اسلامی معرفی نماید بگونهای که همیشه این جریان های عدالتخواه و طالب حق تعیین سرنوشت را ساخته و پرداخته سرویسهای اطلاعاتی و جاسوسی ایالات متحده آمریکا، اسرائیل، بریتانیا و فرانسه قلمداد کرده است.
هشتگ «۲۰۰دلاری» از جمله عناوینی است که فعالان و حامیان این جریان نامبارک فعالین ملی اتنیک های مختلف را مورد خطاب قرار دادهاند و بدین ترتیب ارگانهای امنیتی را به برخورد شدید با این اقشار دعوت نمودهاند؛ اینگونه که هر موضوع بیربطی را به جریانهای عدالتخواه ملی-اتنیکی و هویتی نسبت داده و آنان را به جاسوسی متهم نمودهاند، غافل از اینکه کسی از حامیان، اعضا و فعالین این حرکتهای ملی و هویتی در هیچیک از ارگانهای نظامی، سیاسی، امنیتی و... حضور نداشته و در سمتی منصوب نشدهاند.
این اتهامات در صورتی بیان میشوند که مبلغان ایده ایرانشهری، فعالین و سمپاتهای این جریان همواره در دولتهای گوناگون دارای سمتهای کلیدی مختلف بوده و در اتاقهای فکر و مراکز اساسی تصمیمگیری حضور داشته و بدین واسطه اطلاعات اساسی از نهادهای سیاسی، اجرایی، نظامی و امنیتی کسب نمودهاند و همواره با سفارتخانههای کشورهای گوناگون در ارتباط بودهاند.
انتصاب آرین طباطبایی دختر سید جواد طباطبایی اصلی ترین تئوریسین ایرانشهری بعنوان «مشاور ارشد کنترل تسلیحات و امنیت بینالملل وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا» نمود عینی و علنی وابستگی جریان ایرانشهری است؛ با رویداد این انتصاب در چنین نهاد کلیدی ایالات متحده چه ضمانتی وجود دارد که اطلاعات مراکز حساس کشور که به سبب حضور اعضا، فعالین و سمپاتهای ایرانشهری در سمتهای گوناگون کسب شده است، در اختیار سرویس های اطلاعاتی، نظامی و سیاسی کشور های متخاصم و... قرار نگرفته و نخواهد گرفت.
الغرض به برکت این انتصاب مشخص شد که اتهام جاسوسی برای کدام جریانها صادق بوده و کدامیک قابلیت و امکانات جاسوسی را بیش از سایرین در دست دارد.
__________________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
Telegram
attach 📎
👍2
آتیلا حاجی زاده
یاریم سئوگیلیلر شهری اورمو
سن منی بوراخیب، دوشنده یولا
نه گونش قارالدی، نه یاغیش یاغدی
چاخماغیم بیر سیغار آلیشدیرارکن
قهریم دیرماشیب، گؤزومو ساغدی
سئوگیلی گونلرین خاطیرهسینی
نه راحات بوراخدین آی آغرین آلیم
نه ارکن اونوتدون، نه ارته داندین
یادیندا دئییلمی یادینا سالیم:
"خیامین داریشلیق کوچهلرنده
باخیشلار بیر بیرین قوجاقلادیلار
او قدر اؤپوشدوک دال کوچهسینده
کؤورهلیب دوداقلار قان آغلادیلار"
ایشیقلار سؤنرکن، سانکی بورویور
ساحیلی پارکینی، کدرلی آنلار
نئچه ایل برابر آددیملاساقدا
بیزی تئز اونوتدو بو خیاوانلار
بو شهر آلچاقدیر، دئمیشدیم سنه
نه قالیبسا بیزدن، اوزوندن سیلر
کوچهسی گیزلهدر، اؤپوشلریمی
سئوگیمی سوپورر، سوپورگچیلر
سانیردیق پای وئریب بیزی بیر-بیره
توپوروم بو شهرین سئوگی پایینا
منه سندن قالان بیر اوزوک-اولدو
اودا قیسمت اولدو، شهر چایینا
آه ندن گؤرمهدی گؤز یاشلاریمی
بیلمیرم بو شهر سارساخمی، کورمو...
یازین تابلولاردا بورانین آدین:
یاریم سئوگیلرین شهری اورمو
شعر: #آتیلا_حاجیزاده
سس: #جابیر_پورباقری
_______________________________
@Atilla_hajizade
@Atilla_hajizade
@Raviyik
@Raviyik
نه گونش قارالدی، نه یاغیش یاغدی
چاخماغیم بیر سیغار آلیشدیرارکن
قهریم دیرماشیب، گؤزومو ساغدی
سئوگیلی گونلرین خاطیرهسینی
نه راحات بوراخدین آی آغرین آلیم
نه ارکن اونوتدون، نه ارته داندین
یادیندا دئییلمی یادینا سالیم:
"خیامین داریشلیق کوچهلرنده
باخیشلار بیر بیرین قوجاقلادیلار
او قدر اؤپوشدوک دال کوچهسینده
کؤورهلیب دوداقلار قان آغلادیلار"
ایشیقلار سؤنرکن، سانکی بورویور
ساحیلی پارکینی، کدرلی آنلار
نئچه ایل برابر آددیملاساقدا
بیزی تئز اونوتدو بو خیاوانلار
بو شهر آلچاقدیر، دئمیشدیم سنه
نه قالیبسا بیزدن، اوزوندن سیلر
کوچهسی گیزلهدر، اؤپوشلریمی
سئوگیمی سوپورر، سوپورگچیلر
سانیردیق پای وئریب بیزی بیر-بیره
توپوروم بو شهرین سئوگی پایینا
منه سندن قالان بیر اوزوک-اولدو
اودا قیسمت اولدو، شهر چایینا
آه ندن گؤرمهدی گؤز یاشلاریمی
بیلمیرم بو شهر سارساخمی، کورمو...
یازین تابلولاردا بورانین آدین:
یاریم سئوگیلرین شهری اورمو
شعر: #آتیلا_حاجیزاده
سس: #جابیر_پورباقری
_______________________________
@Atilla_hajizade
@Atilla_hajizade
@Raviyik
@Raviyik
👍1
به بهانه ۲۱-فوریه روز جهانی زبان مادری:
اصل ۱۵-قانون اساسی ظالمانه است
#آتیلا_حاجیزاده
اصل ۱۵-قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران میگوید : «زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است. اسناد و
مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانه های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است.» این بعنوان حداقلیترین حقوق ملتهای غیرفارس ایران، پس از ۴۲سال از انقلاب ۵۷ و تدوین قانون اساسی هنوز به اجرا نرسیده است و حتی سخن گفتن و مطالبه اجرای آن نیز با برخوردهای امنیتی مواجه میشود.
اصل ۱۵-قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در خودی خود اصلی ظالمانه است چرا که در صدد القای برتری زبانی و فرهنگی یک اتنیک محدود و تثبیت سروری آن بر سایر ملتهای جغرافیای سیاسی است اینچنین نه تنها این اصل بلکه تحصیل زبان مادری و حتی تحصیل به زبان مادری نیز تضمینی بر عدالت و برابری فرهنگی و زبانی در جغرافیای سیاسی ایران نیست چرا که در نبود میدانی برابر جهت رشد، توسعه و برخورداری از بودجه فرهنگی عادلانه، مدنیتهای غیرفارس ایزوله گشته و رو به زوال حرکت خواهند نمود.
عدم وجود "پلورالیسم فرهنگی و زبانی" در ایران مسئلهای مانند عدم شکلگیری «زبان های تخصصی» در بین "مدنیت های غیر فارس" را به همراه داشته است که همین برای هژمونی حاکم بُردی دو سویه محسوب میشود که اینچنین هم به هدف تضعیف مدنیتهای غیر فارس نایل آید و هم با ایجاد بستری جهت شکلگیری «زبان های تخصصی» در ساحههای مختلف کاربر های زبان فارسی در شاخههای مختلف را گسترش دهند.
شیوه غیرلازم کردن «زبان مادری» بعنوان اصلیترین عنصر مدنیتساز، سیاستی است که هژمونی حاکم ایران در پیش گرفته است تا با نبود رسانه سراسری غیر فارس، مجامع سراسری ادبیات، سینما، تئاتر، عدم به کار گرفتن زبانهای غیر فارس در بستر های آکادمیک و... مدنیتهای غیر فارس را حالت "غیر لازم" درآورد و اینچنین با تک بعدی سازی این مدنیتها از تربیت نسل های مدنی، فرهنگی، علمی و در کل تخصصی جلوگیری نماید.
"رشد منفی" مترادف "مدنیت غیر لازم" است تا بدین ترتیب غیرفارس ها قربانی مدنیت حاکم و چند بعدی سازی شده گشته و در آن حل گردند و پروسه ملت شوندگی غیرفارسها سد شده و اینچنین با تثبیت سروری مدنیت فارس «ایران فارسی» جایگزین «ایران کثیر الملله» گردد.
__________________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
اصل ۱۵-قانون اساسی ظالمانه است
#آتیلا_حاجیزاده
اصل ۱۵-قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران میگوید : «زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است. اسناد و
مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانه های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است.» این بعنوان حداقلیترین حقوق ملتهای غیرفارس ایران، پس از ۴۲سال از انقلاب ۵۷ و تدوین قانون اساسی هنوز به اجرا نرسیده است و حتی سخن گفتن و مطالبه اجرای آن نیز با برخوردهای امنیتی مواجه میشود.
اصل ۱۵-قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در خودی خود اصلی ظالمانه است چرا که در صدد القای برتری زبانی و فرهنگی یک اتنیک محدود و تثبیت سروری آن بر سایر ملتهای جغرافیای سیاسی است اینچنین نه تنها این اصل بلکه تحصیل زبان مادری و حتی تحصیل به زبان مادری نیز تضمینی بر عدالت و برابری فرهنگی و زبانی در جغرافیای سیاسی ایران نیست چرا که در نبود میدانی برابر جهت رشد، توسعه و برخورداری از بودجه فرهنگی عادلانه، مدنیتهای غیرفارس ایزوله گشته و رو به زوال حرکت خواهند نمود.
عدم وجود "پلورالیسم فرهنگی و زبانی" در ایران مسئلهای مانند عدم شکلگیری «زبان های تخصصی» در بین "مدنیت های غیر فارس" را به همراه داشته است که همین برای هژمونی حاکم بُردی دو سویه محسوب میشود که اینچنین هم به هدف تضعیف مدنیتهای غیر فارس نایل آید و هم با ایجاد بستری جهت شکلگیری «زبان های تخصصی» در ساحههای مختلف کاربر های زبان فارسی در شاخههای مختلف را گسترش دهند.
شیوه غیرلازم کردن «زبان مادری» بعنوان اصلیترین عنصر مدنیتساز، سیاستی است که هژمونی حاکم ایران در پیش گرفته است تا با نبود رسانه سراسری غیر فارس، مجامع سراسری ادبیات، سینما، تئاتر، عدم به کار گرفتن زبانهای غیر فارس در بستر های آکادمیک و... مدنیتهای غیر فارس را حالت "غیر لازم" درآورد و اینچنین با تک بعدی سازی این مدنیتها از تربیت نسل های مدنی، فرهنگی، علمی و در کل تخصصی جلوگیری نماید.
"رشد منفی" مترادف "مدنیت غیر لازم" است تا بدین ترتیب غیرفارس ها قربانی مدنیت حاکم و چند بعدی سازی شده گشته و در آن حل گردند و پروسه ملت شوندگی غیرفارسها سد شده و اینچنین با تثبیت سروری مدنیت فارس «ایران فارسی» جایگزین «ایران کثیر الملله» گردد.
__________________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
Telegram
attach 📎
👍1
Forwarded from آتیلا حاجی زاده
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کارناوال
شعر و سس: #آتیلا_حاجیزاده
آذ آنتولوژی-یه بو لینکدن قوشولا بیلرسیز:
https://instagram.com/azantoloji?igshid=m0ninicjf9tx
_________________________________
@Atilla_hajizade
@Atilla_hajizade
شعر و سس: #آتیلا_حاجیزاده
آذ آنتولوژی-یه بو لینکدن قوشولا بیلرسیز:
https://instagram.com/azantoloji?igshid=m0ninicjf9tx
_________________________________
@Atilla_hajizade
@Atilla_hajizade
👍1
به بهانه ۲۱-فوریه؛ روز جهانی زبان مادری:
ذهن خصوصی و زبان مادری ما
#آتیلا_حاجیزاده
«ذهن خصوصی» را مانند پدیده یا عناصر مطلوب جامعه در نظر میگیرم که در سیستم حاکم جایگاهی ندارند، هرچند که در سطح و عمق جامعه گسترده هستند اما به دلایلی گنگ در سیستم آموزشی گنجانده نمیشوند تا درک درستتر و بهتری از آن همهگیر نشده و از اینرو تنها در ذهنها، خانوادهها، هنر و ادبیات مستقل و... رشد کنند.
فیلمکوتاه ۵=۲+۲ بر اساس برداشتی آزاد از "کتاب ۱۹۸۴" جورج اورول، چگونگی تغییر ارزشها و شستوشوی مغزی جامعه را به تصویر میکشد. بگونهای که جامعه در حد یک کلاس درس کوچک شده و مدیر مدرسه در رأس تبیین سیاستها، معلم در مقام مجری آن و دانشآموزان ممتاز بعنوان نخبگان جعلی و مأمورین کنترل اجتماعی جایگذاری شدهاند. اما انبساط نشانهها و فضای تمثیلی این فیلم کوتاه بقدری است که میتوان با نگاه دیگری نیز آنرا تماشا و تحلیل کرد.
«آموزش و پرورش» در بسط یا تغییر ارزشها و حتی ارزشسازی نقش بسزایی را داراست، در جوامعی که تمام منزلت شهروند وابسته به تحصیل طوطیوار و القابی مانند دکتر، مهندس، وکیل و... است حتی در اوج انتقاد و شرایط نامطلوب نیر شهروند مجبور است خود یا فرزندش را در آن شرایط نامطلوب روانه مراکز تحصیل نماید تا از منزلت اجتماعی، آینده، شغل، کسب علم و... بازنماند، بگونهای که خود ماهم که طالب تحصیل زبان مادری یا حتی تحصیل به زبان مادری بودهایم سالها در مدارسی با زبان فارسی تحصیل نمودهایم.
از همینرو در این فیلم کوتاه، با اینکه تمامی دانشآموزان پاسخ صحیح عمل جمع را میدانند اما جز دو نفر هیچکس زبان به اعتراض نمیگشاید و تنها یک نفر از آنها در صدد پافشاری برمیآید که پس از اعدام نمادین وی همه ساکت شده و پاسخ ناصحیح را تکرار میکنند اینچنین که پاسخ صحیح را در دفترشان که نماد "ذهن خصوصی" است یادداشت مینمایند درحالیکه هرکدام از این ذهنهای خصوصی میتواند به صدای اعتراض و ایدهای برای تعالی جامعه تبدیل گردد.
ما زبان مادریمان را در ذهن خصوصی خود حمل میکنیم اینچنین که پدر و مادرمان با ما بهآن زبان با ما سخن میگویند، ما هم با فرزندانمان و ارتباطمان با جامعه زیستی خود را بوسیله آن برقرار میکنیم چراکه از تحصیل آن محروم هستیم.
نخبهها، فعالین اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و... که که خواهان برابری زبانی و فرهنگی هستند با برخورد های شدید رو به رو میشوند و به جرم مطالبه بدیعی ترین حق شهروندی خود سالیان درازی را در زندان میگذرانند. نظام حاکم نیز حتی «ذهن خصوصی» جامعه را نیز تحمل نکرده و با طرح هایی چون «تست بسندگی زبان فارسی» در کنار تستهایی چون «هوش، سلامت و...» در صدد القای هژمونی فاشیستی یکسانسازی به کودکان و خانوادههایی است تا موعد ثبتنام کودکشان با او به زبان مادری مکالمه نمودهاند.
حالا این فیلم کوتاه را اینگونه تماشا کنیم:
-زبان مادری من فارسی است
تکرار کنید
زبان مادر من فارسی است
پینوشت: فیلم کوتاه «۵=۲+۲» را مشاهده فرمایید.
__________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
ذهن خصوصی و زبان مادری ما
#آتیلا_حاجیزاده
«ذهن خصوصی» را مانند پدیده یا عناصر مطلوب جامعه در نظر میگیرم که در سیستم حاکم جایگاهی ندارند، هرچند که در سطح و عمق جامعه گسترده هستند اما به دلایلی گنگ در سیستم آموزشی گنجانده نمیشوند تا درک درستتر و بهتری از آن همهگیر نشده و از اینرو تنها در ذهنها، خانوادهها، هنر و ادبیات مستقل و... رشد کنند.
فیلمکوتاه ۵=۲+۲ بر اساس برداشتی آزاد از "کتاب ۱۹۸۴" جورج اورول، چگونگی تغییر ارزشها و شستوشوی مغزی جامعه را به تصویر میکشد. بگونهای که جامعه در حد یک کلاس درس کوچک شده و مدیر مدرسه در رأس تبیین سیاستها، معلم در مقام مجری آن و دانشآموزان ممتاز بعنوان نخبگان جعلی و مأمورین کنترل اجتماعی جایگذاری شدهاند. اما انبساط نشانهها و فضای تمثیلی این فیلم کوتاه بقدری است که میتوان با نگاه دیگری نیز آنرا تماشا و تحلیل کرد.
«آموزش و پرورش» در بسط یا تغییر ارزشها و حتی ارزشسازی نقش بسزایی را داراست، در جوامعی که تمام منزلت شهروند وابسته به تحصیل طوطیوار و القابی مانند دکتر، مهندس، وکیل و... است حتی در اوج انتقاد و شرایط نامطلوب نیر شهروند مجبور است خود یا فرزندش را در آن شرایط نامطلوب روانه مراکز تحصیل نماید تا از منزلت اجتماعی، آینده، شغل، کسب علم و... بازنماند، بگونهای که خود ماهم که طالب تحصیل زبان مادری یا حتی تحصیل به زبان مادری بودهایم سالها در مدارسی با زبان فارسی تحصیل نمودهایم.
از همینرو در این فیلم کوتاه، با اینکه تمامی دانشآموزان پاسخ صحیح عمل جمع را میدانند اما جز دو نفر هیچکس زبان به اعتراض نمیگشاید و تنها یک نفر از آنها در صدد پافشاری برمیآید که پس از اعدام نمادین وی همه ساکت شده و پاسخ ناصحیح را تکرار میکنند اینچنین که پاسخ صحیح را در دفترشان که نماد "ذهن خصوصی" است یادداشت مینمایند درحالیکه هرکدام از این ذهنهای خصوصی میتواند به صدای اعتراض و ایدهای برای تعالی جامعه تبدیل گردد.
ما زبان مادریمان را در ذهن خصوصی خود حمل میکنیم اینچنین که پدر و مادرمان با ما بهآن زبان با ما سخن میگویند، ما هم با فرزندانمان و ارتباطمان با جامعه زیستی خود را بوسیله آن برقرار میکنیم چراکه از تحصیل آن محروم هستیم.
نخبهها، فعالین اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و... که که خواهان برابری زبانی و فرهنگی هستند با برخورد های شدید رو به رو میشوند و به جرم مطالبه بدیعی ترین حق شهروندی خود سالیان درازی را در زندان میگذرانند. نظام حاکم نیز حتی «ذهن خصوصی» جامعه را نیز تحمل نکرده و با طرح هایی چون «تست بسندگی زبان فارسی» در کنار تستهایی چون «هوش، سلامت و...» در صدد القای هژمونی فاشیستی یکسانسازی به کودکان و خانوادههایی است تا موعد ثبتنام کودکشان با او به زبان مادری مکالمه نمودهاند.
حالا این فیلم کوتاه را اینگونه تماشا کنیم:
-زبان مادری من فارسی است
تکرار کنید
زبان مادر من فارسی است
پینوشت: فیلم کوتاه «۵=۲+۲» را مشاهده فرمایید.
__________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
Telegram
attach 📎
👍1
اعتراض به تحریف هویت تاریخی اورمیه در صداوسیما (سریال نون خ) در توییتر و اینستاگرام:
فردا سهشنبه، ۱۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۲
با هشتگهای مشترک:
#اورمیه_قلب_آذربایجان
#UrmuAzərbaycandır
______________________________________
ایران میللی تیوی-سینده اورمونون تاریخی هویتینین «نون خ» سریالی سورهسینده تحریف اولونماسینا قارشی توییتر ایله اینیستاگرام آکسیاسی:
"سهشنبه گونو" فروردین آیینین ۱۷-سی ساعات ۲۲-ده #اورمیه_قلب_آذربایجان ایله #UrmuAzərbaycandır ائتیکتلری ایله اعتراضیمیزی اعلان ائدهجهییک.
______________________________________
İran Milli Tv-sində Urmunun Tarixi Hüviyətinin (nun x) Seryalı Surəsində Təhrif Olunmasına Qarşı, Twitter Və İnstagram Aksiyası:
Çərşənbə Axşamı, 5-Aprel Saat 22-də #UrmuAzərbaycandır Etiketilə Etirazımızı Bildirəcəyik.
______________________________________
#پاراگراف
@Paragraph
@Paragraph
فردا سهشنبه، ۱۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۲
با هشتگهای مشترک:
#اورمیه_قلب_آذربایجان
#UrmuAzərbaycandır
______________________________________
ایران میللی تیوی-سینده اورمونون تاریخی هویتینین «نون خ» سریالی سورهسینده تحریف اولونماسینا قارشی توییتر ایله اینیستاگرام آکسیاسی:
"سهشنبه گونو" فروردین آیینین ۱۷-سی ساعات ۲۲-ده #اورمیه_قلب_آذربایجان ایله #UrmuAzərbaycandır ائتیکتلری ایله اعتراضیمیزی اعلان ائدهجهییک.
______________________________________
İran Milli Tv-sində Urmunun Tarixi Hüviyətinin (nun x) Seryalı Surəsində Təhrif Olunmasına Qarşı, Twitter Və İnstagram Aksiyası:
Çərşənbə Axşamı, 5-Aprel Saat 22-də #UrmuAzərbaycandır Etiketilə Etirazımızı Bildirəcəyik.
______________________________________
#پاراگراف
@Paragraph
@Paragraph
👍1
" اورمو بیرلیک سسَی "
بیانیه لیست اجماع و ائتلاف هویتچی های اورمو ۱۴۰۰
چکیب دیر ایلگی سین هر بیر دویانین
بودور " بیرلیک سسی " آزربایجانین
به اطلاع مردم اورمو می رساند امروزه این امری مبارک و بس فرخنده است که سلایق مختلف و تیپهای فکری آزربایجان در شهر اورمو به خاطر هویت و خاک خویش در زیر یک چتر به نام وطن گرد هم آمده اند تا با ناکام گذاشتن دشمنان این خاک، روحی تازه را در کالبد "حرکت ملی آزربایجان" بدمند و به یاری خدا با پیروزی در صحنۀ سیاسی، حلاوت و شیرینی دو چندان را برای جامعه آزربایجان به ارمغان بیاورند.
با توجه به شرایط حساس زمانی که در آن دشمنان این خاک چشم طمع بدان دوخته اند و با هر راه ممکن در صدد آن هستند تا با جعل، دروغ و نفوذ در لایه های مختلف قدرت، این خطه از خاک آزربایجان را به نقشۀ خیالی خود ضمیمه نمایند؛ ما جمعی از فعالین فرهنگی و مدنی اورمو با احساس وظیفۀ خطیر در این پیچ زمانی بر آن شدهایم تا با تکیه بر خرد جمعی و رفتار سیاسی مبتنی بر عقلانیت و منافع دراز مدت آزربایجان، با ایجاد وحدت و مودت در میان گروههای مختلف جامعه، لیستی واحد را برای شورای شهر ارائه نماییم؛ تا مردم قهرمان اورمو یک صدا برای دفاع از مرزهای هویتی خود اقدامات لازم را انجام دهند که در این راستا لازم است چند نکته ای را بیان نماییم.
هر امر سیاسی با توجه به کارکردهای آن، تابعی از منافعی است که نخبگان یک ملت با تشخیص آن، عامه مردم را به سوی آن منافع سوق می دهند.
امروزه در "غرب آزربایجان" صیانت از خاک، در مقابل میهمانان ناخوانده ای که هنوز مهر شناسنامهشان خشک نشده است بر هر چیزی الویت دارد.
هر شخصی از اهالی اورمو، سولدوز، تیکان تپه و سائین قالا بخوبی میداند که تروریستهای گروهکهای کومله، دموکرات، پژاک و ... با نیات شوم خود خاک آزربایجان را نشانه گرفته اند و این جغرافیا را با دروغ و نیرنگ در مجامع بین المللی میخواهند به نام خود جا بزنند که حرکات ایذایی بسیاری را در این زمینه انجام میدهند.
پس بیاید در انتخابات به دشمنان این خاک بفهمانیم که اگر در صدد ادعاهای ارضی در آزربایجان هستند مردم این خاک، وزن و جایگاهشان را در وقت مقتضی به آنان از هر راه ممکنی تفهیم خواهند کرد.
آنچه مهم است منافع آزربایجان و ارزشهای آن با محوریت خاک و هویت میباشد و در این بازه زمانی به مثابۀ یک تاکتیک و فارغ از اندیشه سیاسی فرد فرستادن اشخاصی بر اساس خواستگاه زبانی، فرهنگی و هویتی تورکی به شورای شهر، در اولویت است.
۱- گلشن نوروزی-۸۶۲
۲- احد یوسفی-۸۷۸
۳- توماج وحید افشار-۸۶۹
۴- مرتضی منافی-۸۱۵
۵- محمد خلیل پور-۴۶۲
۶- علی مصطفی زاده-۷۸۶
۷- مرتضی پیری-۲۵۴
۸- مرتضی بهرام-۱۹۴
۹- حسین پناهی-۲۴۶
۱۰- رسول اصغرزاده-۱۵۶
۱۱- نقی کریمی-۷۲۹
________________________________
_________________________________
#اورمو_بیرلیک_سسی
https://t.me/UrmuBirlikSesi
https://t.me/UrmuBirlikSesi
________________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
بیانیه لیست اجماع و ائتلاف هویتچی های اورمو ۱۴۰۰
چکیب دیر ایلگی سین هر بیر دویانین
بودور " بیرلیک سسی " آزربایجانین
به اطلاع مردم اورمو می رساند امروزه این امری مبارک و بس فرخنده است که سلایق مختلف و تیپهای فکری آزربایجان در شهر اورمو به خاطر هویت و خاک خویش در زیر یک چتر به نام وطن گرد هم آمده اند تا با ناکام گذاشتن دشمنان این خاک، روحی تازه را در کالبد "حرکت ملی آزربایجان" بدمند و به یاری خدا با پیروزی در صحنۀ سیاسی، حلاوت و شیرینی دو چندان را برای جامعه آزربایجان به ارمغان بیاورند.
با توجه به شرایط حساس زمانی که در آن دشمنان این خاک چشم طمع بدان دوخته اند و با هر راه ممکن در صدد آن هستند تا با جعل، دروغ و نفوذ در لایه های مختلف قدرت، این خطه از خاک آزربایجان را به نقشۀ خیالی خود ضمیمه نمایند؛ ما جمعی از فعالین فرهنگی و مدنی اورمو با احساس وظیفۀ خطیر در این پیچ زمانی بر آن شدهایم تا با تکیه بر خرد جمعی و رفتار سیاسی مبتنی بر عقلانیت و منافع دراز مدت آزربایجان، با ایجاد وحدت و مودت در میان گروههای مختلف جامعه، لیستی واحد را برای شورای شهر ارائه نماییم؛ تا مردم قهرمان اورمو یک صدا برای دفاع از مرزهای هویتی خود اقدامات لازم را انجام دهند که در این راستا لازم است چند نکته ای را بیان نماییم.
هر امر سیاسی با توجه به کارکردهای آن، تابعی از منافعی است که نخبگان یک ملت با تشخیص آن، عامه مردم را به سوی آن منافع سوق می دهند.
امروزه در "غرب آزربایجان" صیانت از خاک، در مقابل میهمانان ناخوانده ای که هنوز مهر شناسنامهشان خشک نشده است بر هر چیزی الویت دارد.
هر شخصی از اهالی اورمو، سولدوز، تیکان تپه و سائین قالا بخوبی میداند که تروریستهای گروهکهای کومله، دموکرات، پژاک و ... با نیات شوم خود خاک آزربایجان را نشانه گرفته اند و این جغرافیا را با دروغ و نیرنگ در مجامع بین المللی میخواهند به نام خود جا بزنند که حرکات ایذایی بسیاری را در این زمینه انجام میدهند.
پس بیاید در انتخابات به دشمنان این خاک بفهمانیم که اگر در صدد ادعاهای ارضی در آزربایجان هستند مردم این خاک، وزن و جایگاهشان را در وقت مقتضی به آنان از هر راه ممکنی تفهیم خواهند کرد.
آنچه مهم است منافع آزربایجان و ارزشهای آن با محوریت خاک و هویت میباشد و در این بازه زمانی به مثابۀ یک تاکتیک و فارغ از اندیشه سیاسی فرد فرستادن اشخاصی بر اساس خواستگاه زبانی، فرهنگی و هویتی تورکی به شورای شهر، در اولویت است.
۱- گلشن نوروزی-۸۶۲
۲- احد یوسفی-۸۷۸
۳- توماج وحید افشار-۸۶۹
۴- مرتضی منافی-۸۱۵
۵- محمد خلیل پور-۴۶۲
۶- علی مصطفی زاده-۷۸۶
۷- مرتضی پیری-۲۵۴
۸- مرتضی بهرام-۱۹۴
۹- حسین پناهی-۲۴۶
۱۰- رسول اصغرزاده-۱۵۶
۱۱- نقی کریمی-۷۲۹
________________________________
_________________________________
#اورمو_بیرلیک_سسی
https://t.me/UrmuBirlikSesi
https://t.me/UrmuBirlikSesi
________________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
Telegram
attach 📎
👍1
بیانیه لیست اجماع و ائتلاف هویتچیهای اورمو-۱۴۰۰: «اورمو بیر لیک سسی»
چکیبدیر ایلگیسین هر بیر دویانین
بودور "بیرلیک سسی" آزربایجانین
_________________________________
#اورمو_بیرلیک_سسی
https://t.me/UrmuBirlikSesi
https://t.me/UrmuBirlikSesi
____________________________
____________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
چکیبدیر ایلگیسین هر بیر دویانین
بودور "بیرلیک سسی" آزربایجانین
_________________________________
#اورمو_بیرلیک_سسی
https://t.me/UrmuBirlikSesi
https://t.me/UrmuBirlikSesi
____________________________
____________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍2
.
جریان غالب؛
پیروز مقتدر انتخابات شورای شهر اورمیه
#آتیلا_حاجیزاده
۹-تن بعنوان منتخبهای اصلی و ۲-تن بعنوان علیالبدل از «ائتلاف اورمو بیرلیک سسی» به ششمین دوره از انتخابات شورای شهر اورمیه راه یافتند؛ اینچنین اتحاد شکل یافته بین فعالین مدنی آذربایجان و صدور لیست واحد، پیروزی بزرگی برای مردم آذربایجان و اورمیه رقم زد.
جریان آذربایجان محور، گفتمان غالب شهر اورمیه است و این امری است که به دفعات و در میدانهای مختلف اثبات شده است لکن «انتخابات ششمین دوره شورای شهر اورمیه» مهر تأیید نهایی بر این امر است اینچنین که «ائتلاف اورمو بیرلیک سسی» به واسطه کار جمعی تئوریک و پراتیک فعالین مدنی آذربایجان به لیست غالب اورمیه تبدیل شد و تصویب مردمی را نیز به همراه داشت.
پیروزی امروز، مدیون اتحاد طیفهای مختلف جریان آذربایجان محور، عقبنشینی از سلایق به نفع اصول گفتمانی، فعالیت میدانی پیگیر و همهگیر، تحلیل صحیح، اصولی و به دور از هیجان، احساسات و جوزدگی به همره درک درستِ وضعیت ویژه سیاسی-اجتماعی اورمیه میباشد که کام مردم آذربایجان را چنین شیرین نموده است.
امید است که همت «فعالین مدنی آذربایجان» در راه پیشبرد پروسه اتحاد، تعالی گفتمانی و انسجام جریانی، بیش از پیش به کار گرفته شود تا هر روز بیشتر از گذشته شاهد حلاوت و موفقعیت باشیم.
#اورمو_بیرلیک_سسی
#لیست_واحد_هویت
#رای_به_هویت_اورمیه
#انتخابات_شورای_شهر_اورمیه
#اورمو #اورمیه #وطن
#تورپاق_دان_پای_اولماز
______________________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
جریان غالب؛
پیروز مقتدر انتخابات شورای شهر اورمیه
#آتیلا_حاجیزاده
۹-تن بعنوان منتخبهای اصلی و ۲-تن بعنوان علیالبدل از «ائتلاف اورمو بیرلیک سسی» به ششمین دوره از انتخابات شورای شهر اورمیه راه یافتند؛ اینچنین اتحاد شکل یافته بین فعالین مدنی آذربایجان و صدور لیست واحد، پیروزی بزرگی برای مردم آذربایجان و اورمیه رقم زد.
جریان آذربایجان محور، گفتمان غالب شهر اورمیه است و این امری است که به دفعات و در میدانهای مختلف اثبات شده است لکن «انتخابات ششمین دوره شورای شهر اورمیه» مهر تأیید نهایی بر این امر است اینچنین که «ائتلاف اورمو بیرلیک سسی» به واسطه کار جمعی تئوریک و پراتیک فعالین مدنی آذربایجان به لیست غالب اورمیه تبدیل شد و تصویب مردمی را نیز به همراه داشت.
پیروزی امروز، مدیون اتحاد طیفهای مختلف جریان آذربایجان محور، عقبنشینی از سلایق به نفع اصول گفتمانی، فعالیت میدانی پیگیر و همهگیر، تحلیل صحیح، اصولی و به دور از هیجان، احساسات و جوزدگی به همره درک درستِ وضعیت ویژه سیاسی-اجتماعی اورمیه میباشد که کام مردم آذربایجان را چنین شیرین نموده است.
امید است که همت «فعالین مدنی آذربایجان» در راه پیشبرد پروسه اتحاد، تعالی گفتمانی و انسجام جریانی، بیش از پیش به کار گرفته شود تا هر روز بیشتر از گذشته شاهد حلاوت و موفقعیت باشیم.
#اورمو_بیرلیک_سسی
#لیست_واحد_هویت
#رای_به_هویت_اورمیه
#انتخابات_شورای_شهر_اورمیه
#اورمو #اورمیه #وطن
#تورپاق_دان_پای_اولماز
______________________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
Telegram
attach 📎
👍2
دوران پسا قرهباغ و سیر یکصدایی ما
#آتیلا_حاجیزاده
آغاز عملیاتهای ارتش جمهوری آذربایجان جهت آزادسازی اراضی قرهباغ کوهستانی و مناطق اطراف آن از اشغال ارمنستان، موجی از همدلی و اتحاد را در آذربایجان جنوبی به وجود آورد؛ چنانکه تمام جریانهای حرکت ملی آذربایجان، فارغ از تمامی اختلافات و تنوع سلیقه به جهت حمایت از سیر آزادی بخشی ارتش آذربایجان همصدا شدند.
نتیجه همصدایی جامعه مدنی آذربایجان برگزاری موفق تجمع های حمایتی در بسیاری از شهرهای آذربایجان به ویژه تهران بود که پیام هایی مبنی بر حمایت از طرف برحق این مناقشه را به گوش جهان و دولتمردان جمهوری اسلامی ایران رسانید.
بسته شدن مرز نوردوز، توقف ارسال ادوات به ارمنستان از این مرز، محکوم کردن برخورد دوگانه دولت ایران در مواجهه با اسرائیل و ارمنستان، اعتراض به حرکات تروریستی و قتلعام شهروندان عادی آذربایجان از سوی اشغالگران ارمنی و... از جمله سرفصلها و اهداف این تجمع ها بود.
قوه سازماندهی حرکت ملی، ظفرمندی جمهوری آذربایجان در جنگ دوم قرهباغ و اتحاد نیروهای آذربایجان محور سبب تقویت جبهه ضد فاشیسم در این خطه شده و جبهه منسجمی در مقابل فاشیزم سازمان یافته ایرانشهری ایجاد نمودند، جریانی که همواره با جیرهخواری سفارت ارمنستان از اشغالگری این کشور حمایت نموده است.
ظفرمندی آذربایجان در این جنگ، اتحاد جامعه مدنی آذربایجان و ثمره درخشان تئوریک و پراتیک میدانی به دست آمده، حرکت ملی آذربایجان را بعنوان محوریت جامعه مدنی آذربایجان یک دست و یک صدا کرد بگونهای که نتایج این وحدت در طول یکسال گذشته واضح و روشن است.
شکل گیری زنجیره های انسانی در شهرهای آذربایجان به ویژه تهران، اتحاد دیاسپورای آذربایجان، تظاهرات حمایتی از اعتراضات الأحواز، اتحادیه بیرلیک سسی در شهرهای غرب آذربایجان، به ویژه اورمیه و سولدوز و پیروزی در انتخابات ششمین دوره شورای شهر و... از جمله مباحثی هستند که باید در کانسپت دوران پسا قرهباغ مورد بحث و بررسی قرار گیرند؛ چراکه بروز این اتفاق باب فراختری برای گفت و گو کارشناسی درحرکت ملی و جامعه مدنی آذربایجان را گشود که تبَع آن طیف ها و جریان های دور و گسسته از هم گرد میز اتحاد نشسته و چون تنهای واحد، جبههی منسجمتری جهت پیشبرد اهداف حرکت ملی و احقاق حقوق آذربایجان ایجاد نمودند.
به نظر نگارنده فرصت به دست آمده در دوران پسا قاراباغ باید بیش از پیش مورد ارج و توجه قرار گیرد و به مورد تحلیل نخبگان و تئوریسین های حرکت ملی مبدل شود؛ بگونهای که شناختی دقیق از این برهه حاصل کرده و با اتخاذ استراتژی و تاکتیکهای مشخص فرصت ایجاد شده به نحو احسن مورد استفاده قرار داد.
________________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
#آتیلا_حاجیزاده
آغاز عملیاتهای ارتش جمهوری آذربایجان جهت آزادسازی اراضی قرهباغ کوهستانی و مناطق اطراف آن از اشغال ارمنستان، موجی از همدلی و اتحاد را در آذربایجان جنوبی به وجود آورد؛ چنانکه تمام جریانهای حرکت ملی آذربایجان، فارغ از تمامی اختلافات و تنوع سلیقه به جهت حمایت از سیر آزادی بخشی ارتش آذربایجان همصدا شدند.
نتیجه همصدایی جامعه مدنی آذربایجان برگزاری موفق تجمع های حمایتی در بسیاری از شهرهای آذربایجان به ویژه تهران بود که پیام هایی مبنی بر حمایت از طرف برحق این مناقشه را به گوش جهان و دولتمردان جمهوری اسلامی ایران رسانید.
بسته شدن مرز نوردوز، توقف ارسال ادوات به ارمنستان از این مرز، محکوم کردن برخورد دوگانه دولت ایران در مواجهه با اسرائیل و ارمنستان، اعتراض به حرکات تروریستی و قتلعام شهروندان عادی آذربایجان از سوی اشغالگران ارمنی و... از جمله سرفصلها و اهداف این تجمع ها بود.
قوه سازماندهی حرکت ملی، ظفرمندی جمهوری آذربایجان در جنگ دوم قرهباغ و اتحاد نیروهای آذربایجان محور سبب تقویت جبهه ضد فاشیسم در این خطه شده و جبهه منسجمی در مقابل فاشیزم سازمان یافته ایرانشهری ایجاد نمودند، جریانی که همواره با جیرهخواری سفارت ارمنستان از اشغالگری این کشور حمایت نموده است.
ظفرمندی آذربایجان در این جنگ، اتحاد جامعه مدنی آذربایجان و ثمره درخشان تئوریک و پراتیک میدانی به دست آمده، حرکت ملی آذربایجان را بعنوان محوریت جامعه مدنی آذربایجان یک دست و یک صدا کرد بگونهای که نتایج این وحدت در طول یکسال گذشته واضح و روشن است.
شکل گیری زنجیره های انسانی در شهرهای آذربایجان به ویژه تهران، اتحاد دیاسپورای آذربایجان، تظاهرات حمایتی از اعتراضات الأحواز، اتحادیه بیرلیک سسی در شهرهای غرب آذربایجان، به ویژه اورمیه و سولدوز و پیروزی در انتخابات ششمین دوره شورای شهر و... از جمله مباحثی هستند که باید در کانسپت دوران پسا قرهباغ مورد بحث و بررسی قرار گیرند؛ چراکه بروز این اتفاق باب فراختری برای گفت و گو کارشناسی درحرکت ملی و جامعه مدنی آذربایجان را گشود که تبَع آن طیف ها و جریان های دور و گسسته از هم گرد میز اتحاد نشسته و چون تنهای واحد، جبههی منسجمتری جهت پیشبرد اهداف حرکت ملی و احقاق حقوق آذربایجان ایجاد نمودند.
به نظر نگارنده فرصت به دست آمده در دوران پسا قاراباغ باید بیش از پیش مورد ارج و توجه قرار گیرد و به مورد تحلیل نخبگان و تئوریسین های حرکت ملی مبدل شود؛ بگونهای که شناختی دقیق از این برهه حاصل کرده و با اتخاذ استراتژی و تاکتیکهای مشخص فرصت ایجاد شده به نحو احسن مورد استفاده قرار داد.
________________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
Telegram
attach 📎
👍1
اسرائیل یا ایرانشهری؛ مسئله این است
#آتیلا_حاجیزاده
چندی پیش خبری کذب مبنیبر تعطیلی دفتر نمایندگی "آیت الله خامنهای" رهبر انقلاب اسلامی ایران در "جمهوری آذربایجان" بر درگاه برخی از پایگاههای خبری و خبرگزاریها قرار گرفت که به جبههگیریهایی علیه آذربایجان منجر شد؛ همزمانی نشر این خبر با برگزاری "رزمایش فاتحان خیبر" در مرز جمهوری آذربایجان و اظهار شگفتی الهام علیاف از شکلگیری این رزمایش میدان را برای ایرانشهریها و سمپاتهای آشکار و نهان این فرقه در دستگاه حاکمیتی ایران باز نمود؛ بگونهای که برخی مقامات این رزمایش را جهت هشداری به جمهوری آذربایجان در رابطه با حضور اسرائیل در این کشور قلمداد کرده و با بازداشت دو راننده ایرانی مرتبط دانستند.
هرچند که ادعاهای مقامات رسمی و غیر رسمی از سوی دستگاه دیپلماسی "جمهوری اسلامی ایران" رد شد و "حسین امیر عبدالهی" وزیر امور خارجه دولت سیزدهم با تأکید بر لزوم همکاری ایران و آذربایجان مناقشات به وجود آمده را کارشکنی اسرائیل جهت برهم زدن روابط حسنه ایران و آذربایجان قلمداد نمود، اما این ختم ماجرا نبود؛ حملات همچنان ادامه دارد و بازار نشر اکاذیب کماکان داغ است اما ماجرا از کجا شاخ و برگ میگیرد؟
جنگ ۴۴-روزه قرهباغ و پیروزی همه جانبه جمهوری آذربایجان در این نبرد و آزادسازی مناطق اشغالی روابط آذربایجان و ترکیه را وارد مرحله جدیدی نمود و نقش ترکیه در جنوب قفقاز را پر رنگتر نمود، اما رسمیت همکاری آذربایجان-ترکیه با انزوای جمهوری اسلامی ایران در منطقه همراه شد.
تبلیغات سوء جریان ایرانشهری در طول جنگ ۴۴-روزه علیه جبهه برحق جمهوری آذربایجان و حمایت علنی از اشغالگران ارمنی به بهانه تقویت جبهه تجزیه طلبی در آذربایجان جنوبی و درج شایعاتی مبنی بر حضور تروریست های تکفیری در جبهه آذربایجان علیه ارمنستان از سوی مزدوران سفارت ارمنستان، به همراه پروپاگاندای خبری-تحلیلی لابی ایرانشهری در دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران سبب، موضع گیری های ضد و نقیض از سوی مقامات ایرانی شد؛ بگونهای که مرز نوردوز بعنوان تنها تنفسگاه اشغالگران ارمنی به بصورت طبیعی به کار خود ادامه داد و کاماز های روسی به همراه سایر ادوات بدون هیچ ممانعتی به ارمنستان ترانزیت شدند.
تغییر دولت نیز سبب تغییر سیاست و تصفیه سمپات های ایرانشهری از مراکز استراتژیک و تصمیم ساز کشور نشد و ساز دشمنی با جمهوری آذربایجان و همکاری با ارمنستان همچنان کوک ماند و مزدوران سفارت ارمنستان یا همان جریان ایرانشهری هر اقدام و واکنش طبیعی دولت های آذربایجان و ترکیه را علیه ایران تعبیر کرده و افکار عمومی، مقامات و مراکز تصمیم ساز را علیه جمهوری آذربایجان تحریک نمودند اما راه به جایی نبرده و نتیجهای جز تضعیف جایگاه جمهوری اسلامی ایران در قفقاز به همراه نداشت.
عادیسازی روابط آذربایجان-ارمنستان و باز شدن مرزهای هوایی دو کشور به روی هم قدمی جهت باز شدن مرز زمینی و رسمیت یافتن گذرگاه زنگهزور جهت اتصال جمهوری آذربایجان با ایالت جدا مانده خود نخجوان، بعنوان مادهای از توافقنامه صلح مابین آذربایجان-ارمنستان تلقی گشت؛ موضوعی به دور زدن ایران از سوی ارمنستان تعبیر شد.
خدشهدار شدن روابط ایران-آذربایجان نه دسیسهی اسرائیل، بلکه پلانی از سوی جریان ایرانشهری است که همواره روابط حسنهای با ارمنستان داشته و حافظ منافع و اشغالگری این کشور بودهاند؛ مگر اینکه لابی ایرانشهری در دستگاه حاکمیتی ایران را مزدوران دسیسهگر اسرائیل بدانیم که چانچه در یادداشت های پیشین، به ویژه در یادداشت « کدام جریان قابیلیت جاسوسی دارد» که بهانه انتصاب «آرین طباطبایی» فرزند شاخص ترین تئوریسن ایرانشهری سید جواد طباطبایی« بعنوان مشاور ارشد کنترل تسلیحات و امنیت بینالملل وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا نگاشته شده است، بعید هم به نظر نمیرسد.
در هر حال لابی ایرانشهری که سران شاخص آن همواره تعطیلات خود را در خانکندی میگذراندند و در کابارهها و بار ها برپا شده به عیش و عشرت میپرداختند، عامل اصلی در حاشیه ماندن "جمهوری اسلامی ایران" در قفقاز به ویژه جمهوری آذربایجان است بگونهای دستگاه دیپلماسی و سایر مراکز تصمیم ساز خام تحلیل های صد من یه غاز این جریان شده و از سویی باب تنش با همسایهای را گشودند که همواره تنها مرز امن جمهوری اسلامی ایران در بین همسایهگانش بوده و از سوی دیگر نیز موجب بی اعتمادی آذربایجانی های داخل جغرافیای سیاسی ایران نیز فراهم آورده است.
راهی که امروز پیش پای جمهوری اسلامی ایران قرار دارد جز تصفیه مزدوران ایرانشهری از مراکز حساس و استراتژیک نیست تا بدین وسیله با تحلیلی درست، حق حاکمیت ملی آذربایجان بر مناطق آزاد شده را به رسمیت شناخته و با ترمیم روابط مخدوش شده باب جدیدی در همکاری با جمهوری آذربایجان در دوران پسا قرهباغ باز نمایند.
___
#پاراگراف
@paragraph
#آتیلا_حاجیزاده
چندی پیش خبری کذب مبنیبر تعطیلی دفتر نمایندگی "آیت الله خامنهای" رهبر انقلاب اسلامی ایران در "جمهوری آذربایجان" بر درگاه برخی از پایگاههای خبری و خبرگزاریها قرار گرفت که به جبههگیریهایی علیه آذربایجان منجر شد؛ همزمانی نشر این خبر با برگزاری "رزمایش فاتحان خیبر" در مرز جمهوری آذربایجان و اظهار شگفتی الهام علیاف از شکلگیری این رزمایش میدان را برای ایرانشهریها و سمپاتهای آشکار و نهان این فرقه در دستگاه حاکمیتی ایران باز نمود؛ بگونهای که برخی مقامات این رزمایش را جهت هشداری به جمهوری آذربایجان در رابطه با حضور اسرائیل در این کشور قلمداد کرده و با بازداشت دو راننده ایرانی مرتبط دانستند.
هرچند که ادعاهای مقامات رسمی و غیر رسمی از سوی دستگاه دیپلماسی "جمهوری اسلامی ایران" رد شد و "حسین امیر عبدالهی" وزیر امور خارجه دولت سیزدهم با تأکید بر لزوم همکاری ایران و آذربایجان مناقشات به وجود آمده را کارشکنی اسرائیل جهت برهم زدن روابط حسنه ایران و آذربایجان قلمداد نمود، اما این ختم ماجرا نبود؛ حملات همچنان ادامه دارد و بازار نشر اکاذیب کماکان داغ است اما ماجرا از کجا شاخ و برگ میگیرد؟
جنگ ۴۴-روزه قرهباغ و پیروزی همه جانبه جمهوری آذربایجان در این نبرد و آزادسازی مناطق اشغالی روابط آذربایجان و ترکیه را وارد مرحله جدیدی نمود و نقش ترکیه در جنوب قفقاز را پر رنگتر نمود، اما رسمیت همکاری آذربایجان-ترکیه با انزوای جمهوری اسلامی ایران در منطقه همراه شد.
تبلیغات سوء جریان ایرانشهری در طول جنگ ۴۴-روزه علیه جبهه برحق جمهوری آذربایجان و حمایت علنی از اشغالگران ارمنی به بهانه تقویت جبهه تجزیه طلبی در آذربایجان جنوبی و درج شایعاتی مبنی بر حضور تروریست های تکفیری در جبهه آذربایجان علیه ارمنستان از سوی مزدوران سفارت ارمنستان، به همراه پروپاگاندای خبری-تحلیلی لابی ایرانشهری در دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران سبب، موضع گیری های ضد و نقیض از سوی مقامات ایرانی شد؛ بگونهای که مرز نوردوز بعنوان تنها تنفسگاه اشغالگران ارمنی به بصورت طبیعی به کار خود ادامه داد و کاماز های روسی به همراه سایر ادوات بدون هیچ ممانعتی به ارمنستان ترانزیت شدند.
تغییر دولت نیز سبب تغییر سیاست و تصفیه سمپات های ایرانشهری از مراکز استراتژیک و تصمیم ساز کشور نشد و ساز دشمنی با جمهوری آذربایجان و همکاری با ارمنستان همچنان کوک ماند و مزدوران سفارت ارمنستان یا همان جریان ایرانشهری هر اقدام و واکنش طبیعی دولت های آذربایجان و ترکیه را علیه ایران تعبیر کرده و افکار عمومی، مقامات و مراکز تصمیم ساز را علیه جمهوری آذربایجان تحریک نمودند اما راه به جایی نبرده و نتیجهای جز تضعیف جایگاه جمهوری اسلامی ایران در قفقاز به همراه نداشت.
عادیسازی روابط آذربایجان-ارمنستان و باز شدن مرزهای هوایی دو کشور به روی هم قدمی جهت باز شدن مرز زمینی و رسمیت یافتن گذرگاه زنگهزور جهت اتصال جمهوری آذربایجان با ایالت جدا مانده خود نخجوان، بعنوان مادهای از توافقنامه صلح مابین آذربایجان-ارمنستان تلقی گشت؛ موضوعی به دور زدن ایران از سوی ارمنستان تعبیر شد.
خدشهدار شدن روابط ایران-آذربایجان نه دسیسهی اسرائیل، بلکه پلانی از سوی جریان ایرانشهری است که همواره روابط حسنهای با ارمنستان داشته و حافظ منافع و اشغالگری این کشور بودهاند؛ مگر اینکه لابی ایرانشهری در دستگاه حاکمیتی ایران را مزدوران دسیسهگر اسرائیل بدانیم که چانچه در یادداشت های پیشین، به ویژه در یادداشت « کدام جریان قابیلیت جاسوسی دارد» که بهانه انتصاب «آرین طباطبایی» فرزند شاخص ترین تئوریسن ایرانشهری سید جواد طباطبایی« بعنوان مشاور ارشد کنترل تسلیحات و امنیت بینالملل وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا نگاشته شده است، بعید هم به نظر نمیرسد.
در هر حال لابی ایرانشهری که سران شاخص آن همواره تعطیلات خود را در خانکندی میگذراندند و در کابارهها و بار ها برپا شده به عیش و عشرت میپرداختند، عامل اصلی در حاشیه ماندن "جمهوری اسلامی ایران" در قفقاز به ویژه جمهوری آذربایجان است بگونهای دستگاه دیپلماسی و سایر مراکز تصمیم ساز خام تحلیل های صد من یه غاز این جریان شده و از سویی باب تنش با همسایهای را گشودند که همواره تنها مرز امن جمهوری اسلامی ایران در بین همسایهگانش بوده و از سوی دیگر نیز موجب بی اعتمادی آذربایجانی های داخل جغرافیای سیاسی ایران نیز فراهم آورده است.
راهی که امروز پیش پای جمهوری اسلامی ایران قرار دارد جز تصفیه مزدوران ایرانشهری از مراکز حساس و استراتژیک نیست تا بدین وسیله با تحلیلی درست، حق حاکمیت ملی آذربایجان بر مناطق آزاد شده را به رسمیت شناخته و با ترمیم روابط مخدوش شده باب جدیدی در همکاری با جمهوری آذربایجان در دوران پسا قرهباغ باز نمایند.
___
#پاراگراف
@paragraph
👍1
نکند به تلافی انتخابات شورای ششم است
#آتیلا_حاجیزاده
چهار سال پیش در چنین روزهایی بود نام یک کارمند وزارت خارجه بعنوان استاندار آذربایجان غربی بر سر زبانها افتاد؛ "محمد مهدی شهریاری" فردی بود که از سوی دولت تدبیر و امید حسن روحانی جهت زمامداری آذربایجان غربی برگزیده شده بود و علی رغم تمام مخالفتها و اعتراضات در این سمت تثبیت گشته و بیش از چهارسال در این مقام ابقا شد.
قرار گرفتن یک غیر بومی در بالاترین مقام اجرایی استان تحربهای به شدت غیر قابل دفاع در آذربایجان غربی برجای گذاشت بگونهای که عدم شناخت وی از ظرفیتها و حساسیتهای منطقه، عدم همراهیاش با نیروهای متخصص بومی و تنشزایی متصل او تکرار چنین تجربهای برای این استان را برنمیتابد.
امروز نیز دولت سیزدهم "ابراهیم رئیسی" یک به یک تکلیف زمانداری استانها را مشخص مینماید اما اینبار نیز زمزمههایی مبنی بر انتصاب یک غیر بومی بعنوان استاندار آذربایجان غربی به گوش میرسد، یعنی تکرار تجربهای که نه دارای کارنامهای قابل دفاع است و نه صاحب توجیحی تفکر پسند، بلکه نشانههایی از روند سازی برای این استان حساس را به همراه دارد که ریلی از سهمیهبندی را در ذهن متبادر میکند.
انتخابات مجلس دهم ۹۴-۹۵ در اورمیه یعنی بزرگترین شهر و مرکز آذربایجان غربی شرایط برابری به وجود آورد تا دو نامزد تورک و کرد طی آن به رقابت بپردازند که نتیجه آن انتخاب دو نامزد تورک با آرایی بیش از دو برابر نامزدهای کرد بود؛ انتخاب استانداری غیر بومی اما کرد زبان برای آذربایجان غربی در آن روز ها هم ذهنیتی مبنی بر اعطا امتیاز به جمعیت کُرد مرکز استان به وجود آورد اما چون اولین تجربه این کارزار بود زیاد مورد توجه قرار نگرفت.
امروز نیز پس از انتخابات ششمین شورای شهر اورمیه و پیروزی لیست اتحادیه «بیرلیک سسی» در شهرهای غرب آذربایجان به ویژه اورمیه که اکثریت مطلق و قاطع شوراهای شهر را به نفع جمعیت تورک رقم زد، زمزمه انتصاب استاندار غیر بومی اما کرد زبان را چنین تصویر میکند که جریانی در صدد است تا با اعطای امتیاز هایی به اقلیت کرد، شکست های آنان در رقابت های انتخاباتی را جبران نماید و با انتصاب استانداری همزبان این اقلیت، گعدهای در برابر جریان یک دست فعالین جریان هویت محور ایجاد نماید.
چگونه است دولتی که با سوار شدن بر موج انتقاد و مخالفت با دولت پیشین خود سرکار آمده و همواره بر ضعف مدیریت منصوبان آن تأکید میکند، امروز در صدد است تا مدیر همان دولت در خراسان را به آذربایجان غربی اعزام نماید.
نظر غیر قطعی بنده بعنوان نگارنده این یادداشت تحلیلی برگرفته از رفتار استاندار غیر بومی دولت دوازدهم و زمزمه انتصاب استاندار همین دولت در خراسان بعنوان استاندار آذربایجان غربی با توجه به نشانههای ذکر شده است که گویی سیر روندسازی آغاز شده در دولت حسن روحانی قرار است در دولت ابراهیم رئیسی نیز ادامه داشته باشد تا بدین صورت از انزوای لابی کردی جلوگیری شود تا اکثریت تورک غرب آذربایجان و جریان هویتی نماینده آن، خود را بعنوان نیروی بلامنازع این خطه حس نکند.
________________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
#آتیلا_حاجیزاده
چهار سال پیش در چنین روزهایی بود نام یک کارمند وزارت خارجه بعنوان استاندار آذربایجان غربی بر سر زبانها افتاد؛ "محمد مهدی شهریاری" فردی بود که از سوی دولت تدبیر و امید حسن روحانی جهت زمامداری آذربایجان غربی برگزیده شده بود و علی رغم تمام مخالفتها و اعتراضات در این سمت تثبیت گشته و بیش از چهارسال در این مقام ابقا شد.
قرار گرفتن یک غیر بومی در بالاترین مقام اجرایی استان تحربهای به شدت غیر قابل دفاع در آذربایجان غربی برجای گذاشت بگونهای که عدم شناخت وی از ظرفیتها و حساسیتهای منطقه، عدم همراهیاش با نیروهای متخصص بومی و تنشزایی متصل او تکرار چنین تجربهای برای این استان را برنمیتابد.
امروز نیز دولت سیزدهم "ابراهیم رئیسی" یک به یک تکلیف زمانداری استانها را مشخص مینماید اما اینبار نیز زمزمههایی مبنی بر انتصاب یک غیر بومی بعنوان استاندار آذربایجان غربی به گوش میرسد، یعنی تکرار تجربهای که نه دارای کارنامهای قابل دفاع است و نه صاحب توجیحی تفکر پسند، بلکه نشانههایی از روند سازی برای این استان حساس را به همراه دارد که ریلی از سهمیهبندی را در ذهن متبادر میکند.
انتخابات مجلس دهم ۹۴-۹۵ در اورمیه یعنی بزرگترین شهر و مرکز آذربایجان غربی شرایط برابری به وجود آورد تا دو نامزد تورک و کرد طی آن به رقابت بپردازند که نتیجه آن انتخاب دو نامزد تورک با آرایی بیش از دو برابر نامزدهای کرد بود؛ انتخاب استانداری غیر بومی اما کرد زبان برای آذربایجان غربی در آن روز ها هم ذهنیتی مبنی بر اعطا امتیاز به جمعیت کُرد مرکز استان به وجود آورد اما چون اولین تجربه این کارزار بود زیاد مورد توجه قرار نگرفت.
امروز نیز پس از انتخابات ششمین شورای شهر اورمیه و پیروزی لیست اتحادیه «بیرلیک سسی» در شهرهای غرب آذربایجان به ویژه اورمیه که اکثریت مطلق و قاطع شوراهای شهر را به نفع جمعیت تورک رقم زد، زمزمه انتصاب استاندار غیر بومی اما کرد زبان را چنین تصویر میکند که جریانی در صدد است تا با اعطای امتیاز هایی به اقلیت کرد، شکست های آنان در رقابت های انتخاباتی را جبران نماید و با انتصاب استانداری همزبان این اقلیت، گعدهای در برابر جریان یک دست فعالین جریان هویت محور ایجاد نماید.
چگونه است دولتی که با سوار شدن بر موج انتقاد و مخالفت با دولت پیشین خود سرکار آمده و همواره بر ضعف مدیریت منصوبان آن تأکید میکند، امروز در صدد است تا مدیر همان دولت در خراسان را به آذربایجان غربی اعزام نماید.
نظر غیر قطعی بنده بعنوان نگارنده این یادداشت تحلیلی برگرفته از رفتار استاندار غیر بومی دولت دوازدهم و زمزمه انتصاب استاندار همین دولت در خراسان بعنوان استاندار آذربایجان غربی با توجه به نشانههای ذکر شده است که گویی سیر روندسازی آغاز شده در دولت حسن روحانی قرار است در دولت ابراهیم رئیسی نیز ادامه داشته باشد تا بدین صورت از انزوای لابی کردی جلوگیری شود تا اکثریت تورک غرب آذربایجان و جریان هویتی نماینده آن، خود را بعنوان نیروی بلامنازع این خطه حس نکند.
________________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍2
Forwarded from آتیلا حاجی زاده
گئجهنین بوز چاغیدیر، گئت-گئده ایتلر اولاشیر
قوجامان دونیا گؤزومده اهرییب، خیردالاشیر
الی باغلی، دیلی باغلی خیاواندا گزیریک
نه یازیق کی هره بیر جور سینهسیندن آلیشیر
گئجهنین خان چاغیدیر، گؤی دئمه دئ قان چاناغی
قاپ-قارانلیقدا اؤلوم کؤلگهمیز ایله ساریشیر
لئش یئیهنلر شهرین هندورینده ییغیشیب
ایچکی چاققیشدیراراق ایت ایله چاققال باریشیر
قورخولوقلار دیکیلیبدیر خیاوانلار بویوجا
قاپیدان، پنجرهدن ائولره دئولر یاناشیر
ائله مجلیس قورولوبدور جان ایله قان ساتیلیر
شاهلا، شیخین بو تؤرنده آراسی یاخجیلاشیر
کوچهلرده، خییاوانلاردا نئجه جان آلینیر
بئله میدانداکی ویجدانلیلارین عاغلی چاشیر
هاواسین قان-قوخو آلدی بو وطن آدلی یئرین
الیم هر بیر طرفه دهیسه کثافت بولاشیر
گوللهلر ییخدی یئره عصریمیزین عاصیلرین
اوخشاما قایناییر ائوده، دامیمیزدان قان آشیر
قاتی ساللاخخانایه دؤندو بو اؤلکه ائله کی
هر اوباشداندا ودهسی بوینوموزا ایپ دولاشیر
الینی وئر الیمه، دوش یولا، سیل اوز-گؤزونو
او قدر آغلامیشیق گؤز یاشیمیز آرخا داشیر
سؤزون ان قیساسی سئوگیم سن اؤزون سال-چیخ ائله
ان جاوان چاغدا آخی ساچلاریما دن یاراشیر؟
#آتیلا_حاجیزاده
__
@Atilla_hacizade
@Atilla_hacizade
قوجامان دونیا گؤزومده اهرییب، خیردالاشیر
الی باغلی، دیلی باغلی خیاواندا گزیریک
نه یازیق کی هره بیر جور سینهسیندن آلیشیر
گئجهنین خان چاغیدیر، گؤی دئمه دئ قان چاناغی
قاپ-قارانلیقدا اؤلوم کؤلگهمیز ایله ساریشیر
لئش یئیهنلر شهرین هندورینده ییغیشیب
ایچکی چاققیشدیراراق ایت ایله چاققال باریشیر
قورخولوقلار دیکیلیبدیر خیاوانلار بویوجا
قاپیدان، پنجرهدن ائولره دئولر یاناشیر
ائله مجلیس قورولوبدور جان ایله قان ساتیلیر
شاهلا، شیخین بو تؤرنده آراسی یاخجیلاشیر
کوچهلرده، خییاوانلاردا نئجه جان آلینیر
بئله میدانداکی ویجدانلیلارین عاغلی چاشیر
هاواسین قان-قوخو آلدی بو وطن آدلی یئرین
الیم هر بیر طرفه دهیسه کثافت بولاشیر
گوللهلر ییخدی یئره عصریمیزین عاصیلرین
اوخشاما قایناییر ائوده، دامیمیزدان قان آشیر
قاتی ساللاخخانایه دؤندو بو اؤلکه ائله کی
هر اوباشداندا ودهسی بوینوموزا ایپ دولاشیر
الینی وئر الیمه، دوش یولا، سیل اوز-گؤزونو
او قدر آغلامیشیق گؤز یاشیمیز آرخا داشیر
سؤزون ان قیساسی سئوگیم سن اؤزون سال-چیخ ائله
ان جاوان چاغدا آخی ساچلاریما دن یاراشیر؟
#آتیلا_حاجیزاده
__
@Atilla_hacizade
@Atilla_hacizade
👍5