پاراگراف
288 subscribers
165 photos
22 videos
4 files
139 links
#آتیلا_حاجیزاده هستم، شاعر، نویسنده و ژورنالیست؛ در این چنل آثار قلمی خود و دوستانم را به اشتراک می‌گذارم.
مسیر ارتباط با من:
@atilla_hacizadee

شعر، حیکایه، تنقید، بوتونلوکجه ادبیات:
https://t.me/Atilla_hacizade
Download Telegram
جمع‌بندی:
کلام آخر درمورد فرقه التقاطی

حرکت ملی آذربایجان جنبشی است که در تمام مراحل حیات خود از آغاز تا کنون بصورت جنبشی مستقل فعالیت کرده و زاویه خود را با اقتدارگرایان حفظ نموده است؛ اینچنین با تمامی جریان‌ها، فرقه‌ها و ایده‌های موازی و التقاط‌محور به مقابله پرداخته و پستی و بلندی‌های بسیاری را طی کرده است.

هرگاه که طیف‌ها، تشکیلات‌ها، جریان‌ها و شخصیت‌های «حرکت ملی آذربایجان» صفوف مشترکی تشکیل داده و مانند یک جبهه واحد وارد میدان فعالیت شده‌اند دست‌هایی کوشیده‌اند تا با دامن زدن به مباحث حاشیه‌ای و ایجاد تفرقه، عرصه فعالیت را به رکود کشیده و با ایجاد شکاف، این جبهه مشترک را متلاشی نمایند.

آغاز عملیات‌ آزادسازی «قره‌باغ» مسئله‌ای بود که تمام صفوف "جامعه مدنی آذربایجان" را متحد کرد؛ فعالین مدنی با ایجاد نهضتی واحد به حمایت از جبهه حق‌طلب آذربایجان اشتغال پیدا کردند و ایجاد تجمع‌های خیابانی در شهرهای بزرگ آذربایجان به ویژه تهران لابی ارمنی‌ها و ایرانشهری را در شوکی عظیم فرو برد.

از نظر ما گروه موسوم به «فرقه التقاطی» که امروز به موضوع بحث فعالین حرکت ملی آذربایجان تبدیل شده است، ادامه‌ همان «جریان موازی» ریشه‌کن شده‌ای است که بیش از چهار سال حرکت ملی را به جنگ فرسایشی کشانده و فعالین را در سکوتی سنگین فرو برد؛ التقاطی‌ها مانند اسلاف خود در صدد هستند که بدلی از "حرکت ملی" را بزک کرده و بر گرده جامعه آذربایجان سوار نمایند، یعنی ورژنی جعلی از جنبش ملی ما، که شدیداً مورد حمایت هژمونی حاکم بوده و ایده‌های او در مورد «مسئله ملی» را تبلیغ می‌نماید.

این جریان از چندی پیش با ادبیاتی پوپولیستی و روبنایی آذربایجان محور ظهور کرده و سلبریتی های خود را با تم «فعالین فرهنگی-اجتماعی» به جامعه آذربایجان معرفی نمود و پس از کسب این منظور به صورت نرم زمینه‌ و عرصه‌های فعالیت «حرکت ملی آذربایجان» را مورد حمله قرار داد؛ حمله به هواداران تراختور آذربایجان، دامن زدن به بحث تجزیه‌ طلبی، همگون‌نمایی جنگ وطنی قاراباغ با جنگ‌های صلیبی، اظهار نظرهای بی‌مورد در مباحث تخصصی، وضع نظارت استصوابی در ادبیات آذربایجان، ارائه متن بیانیه‌ای التقاطی و حاوی نظرات استیلا در مورد قاراباغ، زیر حمله بردن دولت حاکمه آذربایجان در شرایط جنگی، حذف و در نظر نگرفتن بسیاری از چهره‌های ادبی در متن اولیه بیانیه بهمراه هزار و یک فعل ضد و نقیض از جمله اعمال این فرقه در چند وقت اخیر است.

توهین به فعالین حرکت ملی آذربایجان در داخل و خارج و ژنرال شلوارک پوش و دلار بگیر خطاب قرار دادن آنها ازجمله مواردی است که «فرقه التقاطی» را غیر قابل تحمل کرده و طی چندروز اخیر بسیاری از فعالین مدنی را به واکنش واداشت تا ایده‌های «فرقه التقاطی» افشا و نیت نامبارک و بدل‌ساز آنان در انحراف کشیدن جنبش ملی آذربایجان را آشکار نمایند.

حال که «فرقه التقاطی» با اظهاراتی توأم با سیاه‌نمایی آشکار در مورد فعالین ساکن خارج و جهد برای وابسته‌نمایی فعالین داخل به تشکیلات ها جهت ایجاد مسائل امنیتی برای منتقدین و مخالفین روی کریه خود را برهمگان آشکار نموده و به عدم عضویت خود در «حرکت ملی آذربایجان» معترف شده است و پرده ارتباط آنها با پسمانده‌های «جریان موازی» برافتاده، روشنگری‌ها را در مورد فرقه مذکور مکفی دانسته و با همین جمع‌بندی بحث را خاتمه می‌دهیم اما این بدان معنا نیست که در مورد اقدامات آتی «التقاطی‌ها» سکوت خواهیم کرد.

باشد که نامحترمان دست از فرافکنی و دشمنی با آذربایجان و حرکت ملی آن برداشته و به رسوایی خود دامن نزنند.



نکته: امضا کنندگان بیانیه (۶۶۹نفر) چه در مرحله اولیه چه مرحله ثانویه را محترم دانسته و به حسن نیت، صداقت و بزرگ‌منشی آنان واقف و معترف هستیم و روی سخن ما در این مورد با طراحان و نویسندگان بیانیه مذکور است.

با احترام: جمعی از فعالین

__________________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍1
در رابطه با سیاه‌نمایی ها-بخش اول:

حیدرخان عموغلو؛ آزادی‌خواهی انقلابی
#آتیلا_حاجیزاده

فعالیت انقلابی در هر برهه‌ای از تاریخ وابسته به شرایط تاریخی، ویژگی‌های طرف مستبد و گستره تحولات ویژگی‌های خاص خود را داشته است که از ابتدای جهدها برای پایان دادن به تاریخ راکد و حاکمیت قانون و مردم تا عصر معاصر دارای سیر نزولی از منظر خشونت انقلابی بوده است.

فرد محوری در حاکمیت‌ها و نظام‌های مستبد و خودکامه موضوعی بود که نیروهای تحولخواه را به سوی اعدام انقلابی یا حذف فیزیکی سوق داد چرا که در این بازه از تاریخ، فردها بیشتر از جریان‌ها سد راه تحول و انقلاب بوده‌اند. با این مقدمه به «اعدام‌های انقلابی عهد مشروطیت» می‌پردازیم که چند روزیست به موضوع بحث برخی افراد و جریان‌ معلوم الحال تبدیل شده است.

انقلاب مشروطیت به‌جز مستبدین داخلی و وابستگان حکومت خودکامه مخالفان خارجی بسیاری نیز داشت که پایان خودکامگی حاکمیت مطلقه را به ضیان منافع خود می‌دیدند؛ روسیه اصلی‌ترین مخالف انقلاب مشروطیت بود چرا که طریق سوق‌الجیشی ایران دروازه هند به شمار می‌آمد و روسیه تنها از این واسطه می‌توانست منافع اصلی‌ترین رقیب خود یعنی بریتانیای کبیر را در این شبهه جزیره به خطر بیندازد؛ از اینرو استقرار مشروطه در ممالک محروصه را سدی در برابر اهداف خود در رابطه با جذب حاکمیت ایران می‌دانست.

محمد علی میرزا از دوران کودکی تحت تربیت «سرگئی مارکویچ شابشال» قرار گرفته و تحت نفوذ این معلم علاقه وافری به روسیه در او ایجاد شده بود چنانچه این تمایل پس از رسیدن وی به سلطنت، در سیاست‌ها و نزدیکی‌های او نیز به وضوح آشکار است.

«محمدعلی میزای قاجار» در دوران ولایت عهدی و حاکمیتش بر آذربایجان از بیم احتمال نزدیکی‌ عمویش «ظل‌السلطان» به مشروطه‌خواهان و نصب او به سلطنت، به هواداری از انقلاب پرداخت و روابط حسنه خود با هواداران مشروطیت را حتی پس از رسیدن به سلطنت نیز حفظ کرد اما مشاوره سفیر کبیر دولت روسیه بر این دلالت بود که وی تا تثبیت سلطنت خود علیه انقلاب مشروطیت وارد عمل نشده و اقدامی انجام ندهد.

تلاش برای حذف فیزیکی "محمدعلی شاه" ازجمله اقداماتی بود توسط گروه انقلابی حیدرخان عمواوغلو با مشارکت و تصمیم جمعی اجتماعیون عامیون حوزه تهران و انجمن آذربایجان انجام شد که طی آن پادشاه قاجار بدون هیچ‌گزندی از معرکه گریخت اما سبب آن را فراهم آورد که وی پیش از تثبیت قدرت خود، دشمنی‌ با مشروطیت را آشکار نماید.

چنین تحلیلی که تلاش مشروطه خواهان برای حذف فیزیکی محمدعلی شاه قاجار سبب بدبینی و دشمنی او با مشروطیت را فراهم آورده است کمی تا قسمت زیادی ساده‌لوحانه است زیرا اقدامی که توسط جمعی از فعالین انقلابی‌ به وقوع پیوسته است نمی‌تواند باور قلبی و اعتقاد یک شخص آنهم در قامت یک پادشاه به مشروطیت و حکومت قانون را خدشه‌دار نماید تا چنین به دشمنی با مشروطیت برخواسته و مجلس شورای ملی را به توپ ببندد.

«محمدعلی شاه» دنبال بهانه‌ای بود تا تظاهر به طرفداری از مشروطیت را کنار گذاشته و دشمنی خود با انقلاب را آشکار سازد چنانچه که پس از حادثه «۸-اسفند» نه با عاملان «ترور» بلکه با کل مشروطیت به دشمنی برخواست و با همکاری قوای روس به رهبری «کلنل لیاخوف» مجلس شورای ملی را به توپ بست، مشروطه خواهان را به شیوه‌های قرون وسطایی به قتل رساند و آذربایجان را به جرم هواداری از مشروطیت تحت محاصره قوای قزاق درآورده و آماج حملات شدید و غیر انسانی خود قرار داد.

حیدرخان عموغلو از ایده پردازان اصلی انقلاب مشروطیت و چهره‌ای است کادرسازی و سازماندهی نیروهای انقلاب بدون حضور او را نمی‌توان متصور شد؛ وی یک انقلابی آزاده و بی‌باک بود که بر اساس منطق مبارزاتی آن دوره فعالیت می‌کرد و نقد عملکرد وی بدون در نظر گرفتن مقتضیات و اوسلوب آن عصر و با دیدگاه های فعلی و منطق تحول‌خواهی عصر حاضر شیوه‌ای به شدت غیر تخصصی و مغرضانه است چرا که تلاش‌های موفق و ناموفق او در حذف فیزیکی افرادی چون امین‌السلطان، علی اصغر خان اتابک، علاء‌الدوله، شجاع نظام مرندی و محمدعلی شاه در عصر خودش اقداماتی شایسته و انقلابی به شمار می‌آیند و نمی‌توان این اعمال را در ظرف تعلقات مدنی امروز سنجید.
_________________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍1
در رابطه با سیاهنمایی‌ها-بخش دوم:
انقلاب مشروطیت و آذربایجان پیش‌آهنگ
#آتیلا_حاجیزاده

«انقلاب مشروطیت» رویدادی بود که علیه حاکمیت مطلق شاهنشاهی و نگرش ظل‌الهی جاری در عصر راکد صورت گرفت اینچنین که تا پیش از آن ملت در کانسپتی به نام «رعیت» طبقه‌بندی شده و پادشاه مالک جان، مال و ناموس آنان به شمار می‌آمد. پادشاه حاکم موروثی و البته مطلق سرزمین بود بگونه‌ای هر تصمیمی را رأساً و شخصاً گرفته و تابع هیچ قانونی نبود اینچنین «فرمان ملوکانه پادشاه» عین قانون طلقی شده و اجرای آن برای هرکسی واجب و لازم‌الأجرا بود؛ اندیشه مشروطیت در صدد برچیدن حاکمیت مطلق و جایگزینی آن با نظامی مبتنی بر رأی از طریق تأسیس مجلس بود.

امتیازاتی که در دوران قاجار به دولت‌های خارجی اعم از بریتانیا و روسیه واگذار شد، اندیشه مشروطه خواهی را بین تحصیلکرده‌ها و روشنفکران آن عصر بیدار کرد تا اختیارات پادشاه را محدود و مشروط گردانیده و قدرت را به مجلس شورای ملی تفویض نمایند.

آذربایجان چه در دور اول و چه در دور دوم مشروطیت نقش بی‌بدیلی را ایفا کرده و از منظر تئوریک و پراتیک به کانون انقلابی‌ها تبدیل شد و این سرمایه مدنی و دموکراتیک را به کل ممالک محروسه ارزانی داشت اما امروز صداهایی بلند شده است که در صدد تحقیر این میراث تاریخی و شخصیت‌های برجسته آذربایجانی هستند؛ که گویا مشروطه خواهان به ویژه انقلابی‌های آذربایجان در صدد تضعیف حکومت قاجار و به قدرت رساندن حکومت فاشیستی پهلوی بوده‌اند.

نقش مشروطیت در به قدرت رسیدن حکومت پهلوی جای بحث بسیاری دارد که به سادگی نمی‌توان آن را تأیید یا رد کرد، اما حمایت برخی از چهره‌های مشروطیت از «رضاخان پهلوی» قطعا دلیل محکمه پسندی برای این ادعا نیست و اشتراک حمایت انگلستان از مشروطیت و به قدرت رسیدن پهلوی نیز نمی‌تواند عوامل و دلایل داخلی و خودکامگی حکومت مطلق را ابطال کرده و مشروطیت را بعنوان نقشه بریتانیا برای برانداختن قاجار و به قدرت رساندن پهلوی اثبات نماید.

متهم کردن شخصیت‌هایی مانند ستارخان، باقرخان، حیدرخان عموغلو، شیخ محمد خیابانی، علی مسیو، محمد امین رسول‌زاده و جلوه دادن این قبیل افراد به عنوان عوامل انگلیس ناشی از یک غرض سازمان یافته یا در بهترین حالت آن به سبب فقدان دانش و تحلیل تاریخی و عدم درک جامعه شناختی صحیح از آن برهه است.

چگونه است کسانی که شخصیت‌های برجسته‌ای از این قبیل را زیر سوال می‌برند، در مورد قراردادهایی مانند امتیازنامه امتیازنامه رویتر و قرارداد دارسی با تبعه انگلستان، امتیاز خوشتاریا با تبعه روسیه، امتیاز انحصار توتون و تنباکو به تالبوت، قرارداد لاتاری، امتیاز کشتیرانی کارون، تأسیس بانک شاهی، امتیاز استخراج معادن، امتیاز راه آهن جلفا-قزوین، قرارداد ۱۹۱۹ و همراهی «محمدعلی شاه» با قوای روس جهت برچیدن مشروطیت سکوت اختیار می‌کنند؟ درحالیکه تأثیر اعطای این امتیازات و رسم رشوه اصلی‌ترین عوامل و محرک انقلاب مشروطیت بوده‌اند.

عوامل انحراف مشروطیت و به قدرت رسیدن حکومت قلدرآسای پهلوی نه شخصیت‌هایی چون حیدرخان عموغلو، شیخ محمد خیابانی، ستارخان و باقرخان بلکه لابی بریتانیا و لژ ماسونری بوده‌اند که هیچ‌یک از این چهره‌ها نه تنها سابقه نزدیکی یا عضویت با این نهادها نداشته‌اند بلکه قربانی عوامل آنان بوده‌اند؛ اما آدرس‌های غلط به ظاهر منتقدان مشروطیت تا جایی پیش رفته است که جای انقلابی و ضدانقلابی با یکدیگر عوض شده و پادشاهی چون محمدعلی شاه در نوشته‌های آنان مانند یک انقلابی اصیل و چهره‌های نامبرده شده در قامت ضدانقلاب معرفی می‌شوند.
_________________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍1
در رابطه با سیاهنمایی‌ها-بخش سوم:
قیام شیخ محمد خیابانی
#آتیلا_حاجیزاده

بریتانیا بعنوان پیروز جنگ جهانی اول پس انقلاب ۱۹۱۷ روسیه و استقرار دولت بلشویک‌ها برای مقابله با آنچه که «خطر کمونیسم» می‌نامید تصمیم گرفت از ممالک محروسه ایران بعنوان منطقه‌ای حائل استفاده کند تا از این طریق امنیت بزرگترین مستعمره خود یعنی شبه جزیره هند را تأمین نماید؛ قرارداد ۱۹۱۹، قراردادی است که به همین منظور بین هیئت دولت قاجار به نخست‌وزیری وثوق‌الدوله و پرسی کاکس وزیر مختار بریتانیا در تهران با حضور «احمدشاه قاجار» مورد مذاکره قرار و با اخذ ۴۰۰هزار تومان رشوه منعقد شد که طی آن تمام امور کشوری و لشکری باید با نظارت مستشاران بریتانیا و مجوز آنان اداره می‌شد.

هرچند که این قرارداد به دلیل مغایرت با قانون اساسی مشروطیت و بروز اعتراضات و جنبش‌های ضد استعماری هیچگاه صورت اجرایی به خود نگرفت اما هزینه‌های بسیاری را به ایالات تحمیل کرد و سبب حذف چهره‌های شاخص آزادی‌خواه گشته و تأثیر به سزایی در انحراف مشروطیت برجای گذاشت.

جنبش آزادیستان و حکومت خودمختارش به رهبری شیخ محمد خیابانی، جمهوری سوسیالیستی گیلان به رهبری میرزا کوچک جنگلی و نهضت خراسان به رهبری کلنل محمدتقی پسیان مجموع کوشش‌هایی بودند که در تداوم و اتکا به تجربه دور دوم انقلاب مشروطیت شکل گرفته بودند تا با احیا نمودن قانون انجمن‌های ایالتی ولایتی که از مهمترین میراث انقلاب مشروطیت به شمار می‌آمد از تمرکز قدرت در مرکز جلوگیری نمایند و با بسط دموکراسی، اصلاحات و عمران در مناطق مطلوب خود، این روند را به مرکز و سپس به ممالک محروصه گسترش دهند تا علاوه بر ملغی نمودن «قرارداد ۱۹۱۹» با برجسته نمودن نقش ایالات از انعقاد چنین قراردادهایی در آینده نیز جلوگیری نمایند.

اینبار هم چون چند مورد قبلی مخالفان قیام شیخ محمد خیابانی بدون در نظر گرفتن منطق موقعیت و تحلیل سیاسی-اجتماعی این برهه تاریخی به این شخصیت ارزنده آذربایجان حمله‌ور شده و این نهضت دموکراتیک و ضد استعماری را زیر ضربه برده‌اند.

در برهه‌ای که ممالک محروصه تحت حاکمیت تورک‌شاهی است و آذربایجانی‌ها حسرت بخش‌های جدا شده نواحی شمال ارس را بر دل دارند؛ انتظار داشتن اندیشه «طلاق سیاسی» از "شیخ محمد خیابانی" بی مورد و البته ساده‌لوحانه است چرا که در آن برهه آذربایجان ولیعهدنشین حاکم ممالک محروصه و بدیهی است که تمام جهد خود را برای حفظ تمامیت ارضی آن به کار ببندد، از اینرو خیابانی به جهت بسط همین تلاش حکومت خودمختار خود را «آزادیستان» نام نهاد تا فاصله خود را با حکومت «دموکراتیک آذربایجان» که به «رهبری محمد امین رسول‌زاده» در آذربایجان شمالی برپا شده بود حفظ نماید که این امر نه منظور اعمال تفکرات ضد آذربایجانی بلکه به دلیل حفظ حاکمیت تورک‌شاهی و آذربایجان بر ممالک محروصه انجام گرفته است.

علاوه‌بر وجوه آزادیخواهانه و ضد استعماری جنبش آزادیستان، آذربایجان محوری در این قیام بقدری برجسته است که ناسیونالیست‌ها، یاران کسروی و وابستگان بریتانیا عمده دشمنان او را، تشکیل می‌دهند اینچنین همواره در تجزیه‌طلبی آن پافشاری نموده و عدم پذیرش مخبرالسلطنه بعنوان والی آذربایجان را به مثابه طلاق سیاسی از مرکز طلقی می‌کنند؛ اما امروزه سیاهنمایی جریان مجهول بقدری پیش رفته است که جریان سرکوب شده توسط عوامل بریتانیا را بسان یار و همکار انگلیس معرفی می‌نمایند.
_____________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍1
در رابطه با سیاهنمایی‌ها-بخش چهارم:
جمع‌بندی و راه طی شده
#آتیلا_حاجیزاده


انقلاب مشروطیت رویدادی لازم جهت نیل به تجدد بود که پایان تاریخ راکد و آغاز تاریخ سیال همراه با شکل‌گیری جامعه مدنی به شمار می‌آید که آذربایجان به سبب فعالیت و مبارزات چهره‌هایی مانند ستارخان، باقرخان، حیدرخان عموغلو، محمد امین رسول‌زاده، علی مسیو و... از منظر تئوریک و پراتیک در هردو مرحله مشروطیت بعنوان اصلی‌ترین جبهه آزادیخواهان ایفای نقش نموده است.

قیام شیخ محمد خیابانی و تشکیل حکومت خودمختار با هدف صیانت از این میراث دموکراتیک و اجرای اصلی‌ترین دستاورد آن یعنی انجمن‌های ایالتی و ولایتی صورت گرفته و الهام‌بخش نهضت دموکراتیک آذربایجان به رهبری «سید جعفر پیشه‌وری» پس از سقوط دیکتاتوری اعظم رضاشاه شده است.

فرقه دموکرات آذربایجان و حکومت ملی همواره میراث مشروطیت را پاس داشته و شخصیت‌هایی چون حیدرخان عموغلو و شیخ محمد خیابانی را مانند الهام‌بخش مبارزات خود معرفی نموده است و اینچنین با برافراشتن پرچم سمبولیک «ستارخان» ارتش فدایی خود را دنباله‌رو این شخصیت برجسته معرفی کرده است.

اعضای گروه مین گول به رهبری ایوب کلانتری نسل دوم فرقه دموکرات، مبارزات سلف خود را در شرایطی مخفی پیش برده و در اختناق پس از کودتای ۲۸مرداد به جوخه آتش سپرده شدند و نسل دیگر مبارزان آذربایجان که امروز آن را بعنوان «حلقه صمد» در یادداشت تاریخی خود ثبت کرده‌ایم با دغدغه‌های حکومت ملی راه مبارزه چریکی را پیش گرفته و به عنوان یکی از سه حلقه تشکیل دهنده «سازمان چریک‌های فدایی خلق» قلب استبداد خودکامه پهلوی را نشانه گرفتند و علاوه بر مبارزه چریکی هریک نقش قابل توجهی در اعتلای فرهنگ و ادبیات آذربایجان ایفا نموده‌اند.

نسل حاضر که عنوان «حرکت ملی آذربایجان» را یدک می‌کشد با اتکا به تجربیات سابقه مبارزاتی آذربایجان در ۱۰۰-گذشته با شیوه‌ای مدنی در راه احقاق حقوق ملی خود قدم برمی‌دارد و همواره با تأکید بر استقلال گفتمانی، نوآوری و نواندیشی در مسیر استعلای جنبش آذربایجان محور قدم برمی‌دارد.

نقد رویدادها، جنبش‌ها، جریانات و شخصیت‌های پیشین لازمه‌ی تعالی هرجنبش مترقی است اما سیری که امروز توسط جمعی مجهول پیش گرفته شده است نه در راستای نقد که بیشتر به «غرض ورزی سازمان یافته» ای شبیه است که با سوق دادن حرکت ملی و گفتمان آذربایجان محور به سوی التقاط در مسیر زیر ضربه بردن میراث سیاسی، فرهنگی، تاریخی و ایدئولوژیک آذربایجان و همچنین تحقیر و زیر سوال بردن شخصیت‌های برجسته آذربایجان حرکت می‌کند.

_____________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍1
پیرامون جنبش چریکی پیش از انقلاب:
نحو ایرانشهری در کلام مغرضان
#آتیلا_حاجیزاده

مجله مهرنامه بعنوان اصلی‌ترین ارگان تئوریک جریان ایرانشهری شماره ۴۱ خود را در اردیبهشت۹۴ با تیتر «روشنفکران تروریست» منتشر نموده و طی آن به بحث‌های پیرامون جنبش چریکی با محوریت چریک‌های فدایی خلق پرداخت.

پس از سروصداهایی که تیتر «روشنفکران تروریست» بلند کرد، محمد قوچانی سردبیر مهرنامه طی مصاحبه‌ای با سایت فرهنگ امروز و یادداشتی در مهرنامه ۴۲ به دفاع از تیتر پرداخت؛ قوچانی گفت که عنوان تروریست برای جزنی‌ها عین انصاف است چرا که خشونت در روش چریک‌ها دارای انگیزه تبهکارانه نبوده است و نقد ما صرفا متوجه روش آنهاست و شامل هدف آنان نیست.

امروزهم عده‌ای علم «مثلا نقد» برافراشته به شیوه لیبرال‌های ایرانشهری مهرنامه جبهه‌ای مغرضانه در مقابل جنبش چریکی قبل انقلاب ۵۷ ایجاد کرده‌اند و با نگرشی به دور از انصاف شخصیت‌های آزادیخواهی مانند صمد بهرنگی، علیرضا نابدل، بهروز دهقانی و... را زیر ضربه می‌برند با این تفاوت که نه تنها روش آنها مورد حمله قرار می‌برند بلکه پا را فراتر گذاشته و در صدد انکار ماهیت آزادیخواهانه و آرمانگرایی این شخصیت‌ها برآمده‌اند.

من در این نگاشته نه تنها به دنبال تقدیس نیستم بلکه کاریزما بخشی به جنبش‌ها و جریان‌‌ها را عامل انسداد مسیر نقد دموکراتیک و درجا زدن در تجربیات پیشین می‌دانم اما از سوی دیگر نقد مغرضانه را نیز عامل انحراف و مسبب عدم کسب تجربیات از سوابق و راه طی شده مبارزاتی به شمار می‌آورم.

البته که نقدهای بسیاری به روش‌های جنبش‌های چریکی وارد است اما نباید فراموش کرد روش‌های اخذ شده در مقابل استیلا در کانسپت اعمال واکنشی بررسی می‌شوند و در زمره فرایندهای کنشی قرار نمی‌گیرند.

آنچه بدیهی است و نباید از آن صرف‌نظر کرد؛ نقش حاکمیت در پیدایش جنبش‌های چریکی است اینچنین که استیلا با وضع استبداد و عدم تحمل نیروهای تحول‌خواه مخالفین را به سوی «مبارزه قهر آمیز» سوق می‌دهد. گسترش فقر، انحصار قدرت و برخوردهای شدید امنیتی ساواک با هر صدای منتقد از مهم‌ترین عوامل پیدایش جنبش چریکی است بگونه‌ای که اصلاح‌طلبی غیرانقلابی مانند «مهدی بازرگان» در دادگاه می‌گوید: «ما آخرین گروهی هستیم که "زبان قانون" با شما صحبت می‌کنیم» این بدان معناست که زمینه‌های پیدایش جنبش چریکی بقدری محسوس بوده که غیر انقلابی‌ها هم به آن معترف شده بودند.(۱)

مسئله‌ای دیگر که نباید در نقد «مشی چریکی» از آن صرف نظر کرد، گسترش مبارزه قهرآمیز در جهان آنروز است که عمدتا هم توانسته بو نتیجه مطلوبی برای انقلابی‌ها در پی داشته باشد و این یکی از عوامل مهمی است که نسل جدید مخالفان رژیم مستبد شاهنشاهی را به اخذ این شیوه وادار کرده بود.

آثار صمد بهرنگی در زمینه تبلیغ «مشی چریکی» را نه در تمایل این نویسنده خوش ذوق به خشونت بلکه باید در شیوه برخورد حکومت، گسترش فقر، فاصله طبقاتی و منطق جهانی مبارزه عله استبداد جستوجو کرد چرا که نویسنده آینه زمان خویش است و موضع خود را بر اساس مقتضیات عصر خود اخذ می‌نماید.

تلاش برای خودکشی چریک‌هایی مانند علیرضا نابدل، بهروز دهقانی و آنهایی که به سیانور متوسل شده‌اند از این جهت بوده است که شکنجه‌گاه‌های ساواک برای اخذ اعتراف از این آزادیخواهان شدیدترین شیوه‌ها را به کار می‌بست و درز نقطه‌ای از سوی اعضای سازمان‌های چریکی که حفاظت اطلاعات در آنها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است می‌توانست به لو رفتن صدها تن و درنتیجه اعدام آنها منجر شود؛ از اینرو «چریک» با توسل به اقدام پیش دستانه برای حفظ سازمان و سایر همرزمان خو،د راه خودکشی را پیش می‌گرفت.


اظهاراتی که به نام نقد جنبش چریکی و حلقه آذربایجان چریک‌های فدایی خلق منتشر می‌شوند از تمام مقتضیات پیدایش این جنبش و اخذ روش‌های قهرآمیز توسط آنان صرف نظر کرده و در صدد ارائه تصویری مازوخیستی از آنان هستند؛ این صرف نظر از مقتضیات بیشتر از آنکه به نقد شبیه باشد به توجیه برخوردهای نظام مستبد شاهنشاهی به مخالفان قرابت دارد.

۱) مهدی بازرگان: "ما آخرین کسانی هستیم که از راه قانون اساسی به مبارزه سیاسی برخاسته ایم. ما از رییس دادگاه انتظار داریم این نکته را به بالاتریها بگویند." (مدافعات در دادگاه غیرصالح تجدید نظر نظامی-انتشارات مدرس-مهرماه 1350)
_____________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍1
پیرامون جزوه «آذربایجان و مسئله ملی»
#آتیلا_حاجیزاده

در روزهای اخیر که بازار اظهار نظرهای مغرضانه داغ است و جریان‌های پیشین با رویکردی غیر علمی و به نام نقد مورد تاخت و تاز قرار می‌گیرند؛ جزوه‌ای منستب به علیرضا نابدل با عنوان (آذربایحان و مسئله ملی) از جمله مسائلی است که دستاویز مغرضان گشته است؛ از اینرو به ذکر نکاتی درباره این جزوه می‌پردازم.

«سازمان چریک‌های فدایی خلق» این جزوه را به همراه چند اثر دیگر «علیرضا نابدل» در سال ۵۶ نشر نمود اما مغایرت نکاتی چند از این جزوه با شخصیت و نگرش علیرضا نابدل به آذربایجان، مسئله ملی و فرقه دموکرات تحریر این اثر توسط او را زیر سوال می‌برد.

حلقه تبریز «چریک های فدایی خلق» همواره دنباله‌رو دغدغه‌های فرقه و مبلغ اندیشه‌های او بوده‌اند، بگونه‌ای که واژه «فدایی» در نام سازمان نیز برگرفته از دسته‌هایی فدایی حکومت ملی است که از تعلق خاطر بالای این حلقه نسبت به «فرقه دموکرات آذربایجان» خبر می‌دهد.

فرقه و حکومت ملی در مقابل شوروی، که مبلغ مبارزه کارگری در مقابل امپریالیسم بود، نگرش مبارزه دهقانی را تبلیغ می‌کرد و به سبب همین رویکرد تشکیل هسته‌های روستایی در نگرش حلقه تبریز از جایگاه بالایی برخوردار است بگونه‌ای که بسیاری از اعضا آن را به معلمی در روستاها و ایجاد رابطه خلقی با جامعه دهقانی سوق داد.

اندیشه ایجاد «جبهه دهقانی» که توسط «فرقه دموکرات آذربایجان» تئوریزه و در حال اجرا و تبلیغ بود در اندیشه‌ها و آثار «علیرضا نابدل» نیز قابل رؤیت است، بگونه‌ای که او تحصیل در دانشگاه را رها کرده و مانند بسیاری از اعضای حلقه تبریز به جهت ایجاد «ارتباط خلقی» با انتخاب کسوت معلمی راه روستاهای اورمیه را در پیش گرفت و آثار و تحقیقات او در مورد آثار سوء اصلاحات ارضی بر جامعه دهقانی آذربایجان و تحقیق «جنبش رازلیق» نمود این رویکرد هستند.

در اثری با عنوان «آقای پان و احوالاتش» که در سال ۴۵ به قلم علیرضا نابدل نوشته و نشر شده است، او از نازی آلمان در جنگ جهانی دوم، فاشیسم آریایی فارس و پانتورکیست‌ های آناتولی سخن به میان آورد و افکار، اعمال و نگرش آنهارا مورد نقد قرار می‌دهد اما هیچگاه بحث را به سوی آذربایجان نمی‌کشد زیرا که او به ستم ملی در این خطه واقف بوده و همین عنصر را نیز به همراه سایر عناصر در به خیزش کشیدن توده‌های تحت ستم، مهم و محرک می‌دانسته با این وجود که «جزوه مسئله ملی و آذربایجان» همین تعلقات فرقه و حکومت ملی را ناسیونالیستی و بورژوایی خطاب می‌کند.

در مقدمه‌ای که توسط سازمان بر مجموعه آثار دربرگیرنده جزوه «اذربایجان و مسئله ملی» نگاشته است، نوشتن به زبان فارسی ستایش شده و تلویحا به نقش این زبان در ترویج «ایدئولوژی پرولتاریا» در بین توده‌ها تأکید می‌کند؛ این در حالیست که «علیرضا نابدل» هیچگاه به هژمونی زبانی حاکم تن نداد و با امتخاب نام ادبی «اوختای» تمام آثار ادبی خود را به زبان تورکی نگاشت.

با موارد ذکر شده پیرامون «حلقه تبریز» و تحلیل شخصیتی «علیرضا نابدل» می‌توان به این نتیجه رسید که «جزوه آذربایجان و مسئله ملی» نه توسط "اوختای" که سوی مکزیت سازمان نوشته و ۶-سال پس از درگذشت او نشر شده است تا در روزهای انقلابی ۵۶-۵۷ افکار چریک‌های آذربایجانی را تحت الشعاع قرار داده و فراز دیگری نسبت به مسئله ملی و و مباحث حول «حق تعیین سرنوشت» را خنثی نماید‌.
__________________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍1
آذر رهایی و آذر اسارت
#آتیلا_حاجیزاده

صبح ۲۲-آذر بوی خون و باروت شهرهای آذربایجان را در بر گرفته بود، جسم بی‌جان آزادیخواهان بالای چوبه‌های دار تاب می‌خورد و خیابان‌ها پر از پیکر مبارزان و شهروندان آذربایجانی بودند که به جرم «مطالبه و پاسداری حقوق ملی شان» قربانی وحشی‌گری آریایی شده و توسط گله‌های شاهنشاهی دریده شدند.

روزهای رهایی به پایان رسیده بود و مردمی که تحت رهبری «فرقه دموکرات آذربایجان» و صدارتِ رهبر فقید «سید جعفر پیشه‌وری» حکومت ملی برپا داشته بودند، بار دیگر اسیر زنجیر استعمار و استبداد فاشیسم شاهنشاهی شدند و اولین سالگرد رهایی آذربایجان به جای عرصه جشن و شادمانی به قربانگاه فرزندانش تبدیل شد.

فردای ۲۱-آذر۲۵ اشغال آذربایجان کامل شده و شیرینی آزادی یکساله به تلخی گراییده بود و پادشاه بی‌ظفر و تحقیر شده پهلوی که مانند «غلام‌بچه» متفقین روی زانوی اشغالگران کشورش می‌نشست آواز ظفر سر می‌داد و «اشغال آذربایجان» را «روز نجات» قلمداد می‌کرد.

امروز ۷۴-سال تمام از سرکوب آذربایجان و حکومت ملی می‌گذرد، رژیم شاهنشاهی ۴۲-سال است که سقوط کرده اما بازهم تفکر و نگرش برخواسته از آن دودمان در صدد است تا با وارونمایی استعمارگرایانه «آذر رهایی» را چون اشغال آذربایجان و «آذر اسارت» را مانند «روز نجات» معرفی نماید.

جعل و تحریف اصلی‌ترین رویکرد اقتدارگرایان تمامی‌خواهی است که همواره در صدد «ضد ارزش» جلوه دادن مخالفان خود هستند؛ اینچنین ارزش‌های استعماری شوونیسم فارس نیز در هر لباسی که باشد همواره سعی خود را جهت بدنام کردن جنبش ملی و تلاش‌های پیرامون حق تعیین سرنوشت به کار می‌بندد.

فقدان وجدان شوونیسم موجب می‌شود تا آنها از دوران سیاهی که رضاخان برای آذربایجان به ارمغان آورده بود صرف نظر کرده و از ادامه همان روند در دوره «محمدرضا پهلوی» چشم پوشی نمایند؛ اینچنین جهت موجه جلوه دادن فاشیسم مطلوب خود، جنبشی برخواسته از دل جامعه را وابسته خوانده و حمایت مقطعی و کم اثر شوروی از حکومت ملی را «آمرانگی» تعبیر نمایند.

درنتیجه شوونیسم، تمامی جهد خود را به کار می‌بندد تا مقام خائن و خادم را تعویض نماید، اینچنین مبارزان و آزادیخواهانی چون "پیشه‌وری" و "سران حکومت ملی" را سرسپرده معرفی کرده و «غلام بچه» بریتانیا و ایالات متحده را خدوم و آزادیبخش معرفی نماید.

«روز نجات آذربایجان» حاصل پروپاگاندای حامی دودمان پهلوی است که سرکوب «نهضت دموکراتیک آذربایجان» و «حکومت ملی» آن را موجه جلوه داده و قتل‌عام فرزندان آذربایجان را توجیه نماید.

دودمان پهلوی «کودتای ۲۸-مرداد» را نیز «قیام ملی» خواند اما این تمثیلی نبود که مورد پذیرش اکثریت جبهه فاشیسم فارس قرار گیرد و اینگونه «قیام ملی» خواندن کوتادتا بعنوان ادبیات سلطنت‌طلبی ماند اما «نجات آذربایجان» مانند کلیدواژه‌ای در ادبیات جبهه متحد فاشیسم همه‌گیر شد چراکه شوونیسم در هرلباسی که باشد به پهلوی برخواسته از کودتای انگلیسی متکی است و حتی اگر مخالف این دودمان نیز باشد در مورد حکومت ملی، سرکوب آذربایجان و اعاده حقوق ملی با آنان هم‌نظر و متفق است.
______________________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍1
فارنهایت "چهارصد و پنجاه و یک"
#آتیلا_حاجیزاده

"۴۵۱ درجه فارنهایت" اثری داستانی از "ری‌ بردبری" جامعه‌ای را تصویر می‌کند که خواندن و داشتن کتاب در آن جرم است و سیطره حاکم با تعبیه صفحات ویدیویی در دیوار خانه‌ها در تلاش است تا پاسخگوی نیازها و دغدغه‌های شهروندان باشد تا بدین وسیله اندیشه و دامنه تفکر آنان را محدود و در کانسپت معینی مدیریت نماید اینچنین قرص‌های شادی‌آور، داروهای مسکن و خواب تجویزی حاکمیت، جامعه را در آرامشی نسیانی فرو برده است.

نظام سیاسی حاکم با به کارگیری "سگ‌های مکانیکی" همواره در تجسس کتاب است و مجلدهای کشف شده در همان محل به آتش کشیده می‌شوند و صاحبان مکتوبات با حکم اعدام مجازات می‌شود چرا که استیلا آزاداندیشی را مانند "عامل از بین برنده تعادل اجتماعی" و آزاداندیش" را موجب اختلال در جامعه" ارزیابی می‌کند؛ از اینرو مطالعه کتاب و هرچه مکتوب را مسیر آزاندیشی طبقه‌بندی کرده و معتقد است که این موارد فرد را در ضدیت با جامعه تربیت می‌کنند.

"آذربایجان" ازجمله جوامعی است که حرارت "۴۵۱ْ درجه فارنهایت" را درک کرده و سالیان درازی در آتش آن سوخته است چنانکه چند روز پس از سقوط حکومت ملی‌ در ۲۱-آذر و کشتار شهروندانش، سگ‌های مکانیکی پهلوی به تجسس کتاب و هرچه مکتوب تورکی افتاده و روز ۲۶آذر در میدان شهرها جشن کتاب‌سوزان به پا کردند.

آنی که در ۲۶-آذر-۲۵ در آتش استیلا شعله‌ور می‌شد نه تنها چندی ورق و مشتی مرکب که بخش مهمی از هویت "آذربایجان تورکی" بود که با هدف «غیر لازم» کردن مدنیت ما و با شعار «پاسداشت وحدت ملی» امحا می‌شد تا نسلی با همان دغدغه پرورش نیافته و فردا روزی به مطالبع آنچه به ظلم از دست داده برنخیزد.

وحدت ملی مطلوب استیلا فاشیسم همان قرص‌های شادی‌آور و مسکن‌‌های نسیانی خواب کننده ملت‌های تحت‌ستم هستند که تمام ابعاد هویتی‌شان توسط سگ‌های مکانیکی امحا می‌گردد و خرده آزادی‌های نه موثر بلکه مخرب نقش‌ همان بوردهای ویدیویی تغذیه‌گر را ایفا می‌کنند.

استیلا فاشیسم خوب می‌داند هرآنچه که نوشته و خوانده نشود قابل انتقال نیست و هرچه انتقال نیابد به شکل "غیر لازم به خود" گرفته و به فراموشی سپرده خواهد شد از اینرو زبان مکتوب ما را طعمه حریق اقتداگرایی فاشیستی خود نمود؛ چرا که حکومت ملی با هویت و هرآنچه، آذربایجانی آمیخته بود و انتقال این تجربه به وسیله کتاب‌های تورکی یادگار فرقه، بقای حاکمیت و استیلای فاشیزم را به خطر می‌انداخت.

پ.ن: فارنهایت ۴۵۱، درجه سوختن کاغذ است.
__________________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍1
روز همبستگی آذربایجانی‌های جهان - بخش اول
ترجمه:
#آتیلا_حاجیزاده

شعبه نخجوان "جبهه خلق آذربایجان" در نوامبر ۱۹۸۹ جهت بر قراری روابط انسانی، مدنی، اقتصادی و خویشاوندی بین آذربایجان جنوبی و شمالی، با در نظر گرفتن اراده جمعی مردم، تصمیم به برچیدن نرده‌های مرزی و حائل‌های مکانیکی گرفت در مقابل نیز کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی، حزب کمونیست آذربایجان، ارگانهای محلی حزب و رهبری ارتش سرخ نیز از همه ابزار نفوذ سیاسی و نظامی خود برای جلوگیری از این امر استفاده کردند اما شعبه منطقه‌ای جبهه خلق آذربایجان در نتیجه اقداماتی مدنی با عنوان «جنبش مرز» و گسترش این جنبش دموکراتیک توانست موانع مهندسی ایجاد شده در امتداد مرز ایالتی اتجاد جماهیر شوروی را پس از پنجاه سال تخریب نماید؛ در نتیجه برای اولین‌بار ساکنین دوسوی ارس توانستند به واسطه مناطقی که برای تردد آسان ایجاد شده بود با خویشاوندان و هموطنان خود ملاقات نمایند؛ اینچنین ۳۱-دسامبر۱۹۸۹ به روز همبستگی آذربایجانیان جهان بدل گشت و سالگرد آن در ۱۹۹۰ به شکل گستره‌ای در جمهوری خودمختار نخجوان گرامی داشته شد.

حرکت مردمی و مدنی آغاز شده از جمهوری خودمختار نخجوان به سایر نقاط مرزی جمهوری آذربایجان گسترش یافت؛ اینچنین سران شوروی، رهبری حزب کمونیست جمهوری آذربایجان و واحدهای ارتش سرخ که موقعیت امپراتوری شوروی را در خطر می‌دیدند به مقابله با این حرکت عظیم مردمی برخواستند؛ اینچنین تمام تلاش خود را به کار بستند تا این «جنبش اجتماعی» را بعنوان حرکت جمعی از گروه‌های افراطی معرفی نموده و مجامع بین‌الملل به چشم‌پوشی از این همبستگی ترغیب کنند؛ اینچنین جهت مقابله با «جنبش مرز»، با اعلام وضعیت فوق‌العاده در نوار مرزی موانع را مجددا احیا نموده و سرکوب سران «جبهه خلق آذربایجان» را باشدت بیشتری ادامه دادند. با این‌حال این حرکت مردمی از سوی مجامع بین‌الملل و آذربایجانی‌های ساکن نقاط مختلف جهان مانند تمایل طبیعی یک ملت جدا شده به «وحدت مجدد» ارزیابی گشته و همین رویکرد تا حد زیادی مانع تبلیغات سو علیه این جریان و ملت‌ ما شد.

برگزاری کنگره ۳نوامبر۱۹۹۰ با عنوان «اولین کنگره بین‌المللی انجمن‌های آذربایجانی» در ترکیه دومین قدم مؤثر در گسترش «جنبش مرز» آغاز شده از نخجوان است بگونه‌ای که این کنگره در قطعنامه خود خواستار گرامی داشت همه‌ساله «رویداد ۳۱-دسامبر» بعنوان «روز همبستگی آذربایجانی‌های جهان شد»

در 16دسامبر1991، حیدر علی‌اف، رئیس مجمع عالی جمهوری خودمختار نخجوان، با تأکید بر اهمیت ایجاد اتحادیه ای از آذربایجانی های جها ، 31 دسامبر را بعنوان روز همبستگی آذربایجانی های جهان نام نهاد و مجلس عالی جمهوری خودمختار نخجوان نیز قطعنامه‌ای ۶-ماده‌ای در این راستا تصویب رساند که در مفاد بدین شرح است:

۱) ۳۱-دسامبر بعنوان روز همبستگی آذربایجانی‌های جهان تعیین شده و همه ساله مراسم گرامی داشت آن برگزار گردد.

۲) ۳۱-دسامبر در جمهوری خودمختار نخجوان روز کاری محسوب نشده و بعنوان تعطیل رسمی اعلام گردد.

۳) ارائه پیشنهاد به شورای عالی جمهوری آذربایجان جهت قانونگذاری برای جشن رسمی «31-دسامبر» به عنوان «روز همبستگی و اتحاد آذربایجانی های جهان» در کل جمهوری آذربایجان.

۴) ارائه دستور به مجامع شهرستانی و منطقه‌ای جمهوری خودمختار نخجوان جهت آماده سازی و برپایی تشریفات رسمی با مشارکت سازمانهای دموکراتیک در تعطیلات ۳۱-دسامبر.

۵) ارائه درخواست به دانشگاه دولتی نخجوان «یوسف ممدوف»، شعبه نجخوان دانشگاه علوم ملی آذربایجان، شعبه نخجوان کانون نویسندگان آذربایجان، وزارت آموزش عمومی نخجوان جهت برگزاری کنفرانس علمی با موضوع «روز همبستگی آذربایجانی‌های جهان».

۶) احتساب بازسازی استحکامات مرزی بعنوان عملی غیر قانونی و تشکیل کمسیونی جهت برچیدن مجدد میله‌های مرزی.

_____________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍1
روز همبستگی آذربایجانی‌های جهان - بخش دوم
ترجمه:
#آتیلا_حاجیزاده


اهمیت «روز همبستگی آذربایجانی‌های جهان»

این رویداد در ایجاد ارتباط و همبستگی بین آذربایجانی‌های ساکن نقاط مختلف جهان نقش بسیار مؤثری دارد؛ چنانکه رئیس جمهور سابق آذربایجان ابوالفضل ائلچی‌بی در سخنرانی خود می‌گوید:

"روز همبستگی آذربایجانی‌های جهان اولین قدم برداشته شده توسط ملتی است که ۱۹۰-پیش توسط دشمنان از یکدیگر جدا شده و وطن‌شان به دو نیم تقسیم شده است؛ این روز، روزی است که ملت‌مان در سراسر آراز میله‌های مرزی و پرده‌های فلزی در برچیده و هر تکه را به به یک سمت پرت کرد؛ روزی است که ملت تورک آذربایجان دشمنانش را مورد عتاب قرار داده و نسبت به تخلیه سرزمینش به آنها تحکم نمود و هزاران تورک آذربایجان در دوسوی آراز به سوی ساحل حرکت کرده و آب آن را مانند مایع بهشتی به سوی همدیکر چکانده و مانند تبرک سر و صورت خود را در آن غسل دادند. ۳۱-دسامبر اولین قدم مؤثر و اولین پیروزی تورک‌های آذربایجانی در راستای اتحاد است، روزی که تورک آذربایجانی آشکارا اتحاد و همبستگی خود را به نمایش گذاشته و تمثالی از آینده آذربایجان واحد ارائه نمود. این اتحاد را مرحوم «اسماعیل قاسپیرالی» اتحاد در «زبان، اندیشه و پیشه» و این همبستگی را محمد امین رسول زاده «مساوات» نامیده‌اند و ما محتاح این اتحاد و همبستگی هستیم و بنابه فرمایش پروردگار تاریخ ما را به همین فرامیخواند."


روز ۳۱-دسامبر در بیش از ۷۰-کشور جهان ازسوی آذربایجانی‌ها گرامی داشته می‌شود و از همین منظر نیز روز همبستگی آذربایجانی‌های جهان روز مهمی برای دیاسپورای آذربایجان به شمار می‌آید چرا که درنتیجه انقلاب‌ها، جنگ‌ها، تحولات جهانی و... اراضی تاریخی آذربایجان تکه‌تکه شده است و اینچنین بسیاری از تورک‌های آذربایجان از سرزمین‌های رانده شده و یا تحت استعمار قرار گرفته‌اند‌ از دیگر سوی آذربایجانی‌های بسیاری نیز به جهت کار و تحصیل وطن خود را ترک کرده و در نقاط مختلف جهان ساکن شده‌اند بگونه‌ای که اجتماع بزرگی از آنان در روسیه، اوکراین، کشورهای بالکان، اروپا و آمریکا قابل مشاهده است.

آذربایجانی‌های دوسوی آراز پس از سالیان بسیار موانع مرزی را تخریب کرده و فارغ از شب و روز هفته‌ها در آذربایجان شمالی و جنوبی شعار اتحاد و همبستگی سر داده و ملت واحد بودن آذربایجانی‌های دو سوی آراز را فریاد زدند؛ اینچنین روز همبستگی آذربایجانی‌های جهان سمبل خواست اتحاد دو آذربایجان و بیانگر این مهم است که مرزهای سیاسی نتوانسته‌اند مفهوم ملت و مدنیت واحد را از ذهن ملت ما بزدایند.

_____________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍2
سحرین اوستونه چیخیب‌دی گئجه
گؤزلریم‌ده بیراز دومان واردی
قان-قوخو قایناشیب‌دی دام‌-دووارا
قالدیریم‌دا اؤلو سیچان واردی

قارا باسدی دوشوب بوگون شهره
قارقالار چئینه‌ییر قولاقلاریمی
آرخادان بوینوما ایلان دولاشیر
قارا قیزلار سورور دوداقلاریمی

قالدیریم‌دا اؤلو سیچان واردی
آددیم-آددیم قارا ایلان سورونور
دام-دووار دیرماشیر قاریشقالارا
باخیرام؛ هرطرف‌ده قان گؤرونور

بوغازیم گؤینه‌ییر؛ قاریشقالاری
گؤزلریم‌دن بیری چؤله تؤکسون
دیرناغین گؤستریر قارا چاققال
ال آتیر بلکه کؤکسومو سؤکسون

قاپی‌دان کارناوال گیریر شهره
یاری چاققال، یاری آدام، یاری ایت
بیری‌سی گؤزلرین تیکیر گؤزومه
اوجادان سسله‌نیر گؤزوم‌دن ایت

شهری ساغ-سولا سفحلنیرم
دؤرد یانیم قویلانیب‌دی قال-ماقالا
لئش‌لری گؤستریب دئییر بیری‌سی
قان یالا، قان یالا، چکیلمه دالا

قان-قوخو قایناشیب‌دی دام دووارا
آیاق آلتیندا پارتلاییر لئش‌لر
قورخولوق‌لار قاراتدیلار شهری
پنجره‌مده تیکیلدی کرپیش‌لر

ال‌لریم میخلانیب آیاقلاریما
دیرناغین آتدی کؤکسومو سؤکدو
بوغازیم گؤینه‌ییر، یانیر، آلیشیر
آغزیما کیمسه قورقوشوم تؤکدو

کوچه‌لر اوسکورور قارانقولوغو
قان قوسور چؤل‌ده هرکسی گؤرورم
لئش‌لرین گؤزلرین قاریشقا دئشیر
قارا قیز سسله‌ییر اؤلوم هؤرورم

ایستکان-ایستکان سوزور مندن
شور دنیز اووجوما دولور قاداسی
باخیرام؛ هر طرف‌ده قورشون وار
قیرجانیر گؤزلریمده قان آداسی

قاپی‌دان کارناوال گیریر شهره
هامی‌دان اؤنده بیر دونوز واردی
تاختین اوستون‌ده بیر قارا چاققال
دیرناغین آتدی کؤکسومو یاردی

نفسیم دار گلیر، بوغونتودایام
هر آغاج‌دان نئچه جسد آسیلیب
نفسیم گلمه‌ییر هوره‌نمییرم
شهرین آغزینا تیکان باسیلیب

سنی یاندیردیلار بیراز اؤنجه
خیاوانلار ایتیب‌دی توستون‌ده
هر قاریش یوللارا اؤلوم سریلیب
قورقوشوم قایناییر گول اوستونده

مله‌ییر موندار اولدولار گئچی‌لر
هورورم گؤزلریمده قان واردی
اولاییر اود-دا یاندی‌لار قوزولار
گؤزلریمده بیراز دومان واردی

بیرینیز قورتارین منی نه اولور؟
بوغازیم گؤینه‌ییر هورنمه‌ییرم
گؤزلریم اوتقونور قارانقولوغو
اؤلورم، هئی اؤلوب، اؤلنمه‌ییرم

هامی‌دان اؤنده بیر دونوز دایانیب
بیر لئشین قورساغین چکیر دیشینه
یاری چاققال، یاری آدام، یاری ایت
بیر اوزون کارناوال سالیب پئشینه

گؤزلریم چئینه‌نیر قاریشقالارا
دیلیمه قان یالاتدی کافتارلار
آرخادان بوینوما ایلان دولاشیب
قالدیریم‌دا اؤلو سیچانلار وار

یومروغون دورمادان دؤیور باشیما
بو قارانلیق‌دا گؤزلریم قارالیر
آیی‌لار هئی آیاقلاییر سینمی
دارلیر هئی؛ نفس یولوم دارالیر

اوزالی قالمیشام یول اوستونده
بوز قابانلار تپیکله‌ییر اوزومو
چئوره‌می آلدی تولکولر سوروسو
قالدیریم‌دا چیخاتدی‌لار گؤزومو

گؤزلریم یالواریر آیاقلاریزا
نفسیم گلمه‌ییر، دیننمه‌ییرم
بیرینیز ال آتیب، آلین جانیمی
اؤلورم، هئی اولوب، اؤلنمه‌ییرم


#آتیلا_حاجیزاده
#یئنی_چارپارا
______________________________
@Atilla_hajizade
@Atilla_hajizade
👍2
به بهانه انتصاب «آرین طباطبایی» بعنوان مشاور ارشد کنترل تسلیحات و امنیت بین‌الملل وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا:

کدام جریان قابلیت جاسوسی دارد؟
#آتیلا_حاجیزاده

در طول سالیان اخیر "جریان ایرانشهری" همواره در تلاش بوده است تا فعالان حقوق ملی اتنیک‌ های مختلف را مانند مزدبگیران دولت‌های متخاصم جمهوری اسلامی معرفی نماید بگونه‌ای که همیشه این جریان‌ های عدالت‌خواه و طالب حق تعیین سرنوشت را ساخته و پرداخته سرویس‌های اطلاعاتی و جاسوسی ایالات متحده آمریکا، اسرائیل، بریتانیا و فرانسه قلمداد کرده است‌.

هشتگ «۲۰۰دلاری» از جمله عناوینی است که فعالان و حامیان این جریان نامبارک فعالین ملی اتنیک‌ های مختلف را مورد خطاب قرار داده‌اند و بدین ترتیب ارگان‌های امنیتی را به برخورد شدید با این اقشار دعوت نموده‌اند؛ اینگونه که هر موضوع بی‌ربطی را به جریان‌های عدالتخواه ملی-اتنیکی و هویتی نسبت داده و آنان را به جاسوسی متهم نموده‌اند، غافل از اینکه کسی از حامیان، اعضا و فعالین این حرکت‌های ملی و هویتی در هیچ‌یک از ارگان‌های نظامی، سیاسی، امنیتی و... حضور نداشته و در سمتی منصوب نشده‌اند.

این اتهامات در صورتی بیان می‌شوند که مبلغان ایده ایرانشهری، فعالین و سمپات‌های این جریان همواره در دولت‌های گوناگون دارای سمت‌های کلیدی مختلف بوده و در اتاق‌های فکر و مراکز اساسی تصمیم‌گیری حضور داشته و بدین واسطه اطلاعات اساسی از نهاد‌های سیاسی، اجرایی، نظامی و امنیتی کسب نموده‌اند و همواره با سفارتخانه‌های کشورهای گوناگون در ارتباط بوده‌اند.

انتصاب آرین طباطبایی دختر سید جواد طباطبایی اصلی ترین تئوریسین ایرانشهری بعنوان «مشاور ارشد کنترل تسلیحات و امنیت بین‌الملل وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا» نمود عینی و علنی وابستگی جریان ایرانشهری است؛ با رویداد این انتصاب در چنین نهاد کلیدی ایالات متحده چه ضمانتی وجود دارد که اطلاعات مراکز حساس کشور که به سبب حضور اعضا، فعالین و سمپات‌های ایرانشهری در سمت‌های گوناگون کسب شده است، در اختیار سرویس های اطلاعاتی، نظامی و سیاسی کشور های متخاصم و... قرار نگرفته و نخواهد گرفت.

الغرض به برکت این انتصاب مشخص شد که اتهام جاسوسی برای کدام جریان‌ها صادق بوده و کدامیک قابلیت و امکانات جاسوسی را بیش از سایرین در دست دارد.
__________________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍2
آتیلا حاجی زاده
یاریم سئوگیلیلر شهری اورمو
سن منی بوراخیب، دوشنده یولا
نه گونش قارالدی، نه یاغیش یاغدی
چاخماغیم بیر سیغار آلیشدیرارکن
قهریم دیرماشیب، گؤزومو ساغدی

سئوگیلی گونلرین خاطیره‌سینی
نه راحات بوراخدین آی آغرین آلیم
نه ارکن اونوتدون، نه ارته داندین
یادیندا دئییل‌می یادینا سالیم:

"خیامین داریشلیق کوچه‌لرنده
باخیشلار بیر بیرین قوجاقلادیلار
او قدر اؤپوشدوک دال کوچه‌سینده
کؤوره‌لیب دوداقلار قان آغلادیلار"

ایشیق‌لار سؤنرکن، سانکی بورویور
ساحیلی پارکی‌نی، کدرلی آنلار
نئچه ایل برابر آددیملاساق‌دا
بیزی تئز اونوتدو بو خیاوانلار

بو شهر آلچاق‌دیر، دئمیشدیم سنه
نه قالیب‌سا بیزدن، اوزوندن سیلر
کوچه‌سی گیزله‌در، اؤپوش‌لریمی
سئوگیمی سوپورر، سوپورگچی‌لر

سانیردیق پای وئریب بیزی بیر-بیره
توپوروم بو شهرین سئوگی پایینا
منه سندن قالان بیر اوزوک‌-اولدو
اودا قیسمت اولدو، شهر چایینا

آه ندن گؤرمه‌دی گؤز یاشلاریمی
بیلمیرم بو شهر سارساخ‌می، کورمو...
یازین تابلولاردا بورانین آدین:
یاریم سئوگی‌لرین شهری اورمو

شعر:
#آتیلا_حاجیزاده
سس:
#جابیر_پورباقری
_______________________________
@Atilla_hajizade
@Atilla_hajizade
@Raviyik
@Raviyik
👍1
به بهانه ۲۱-فوریه روز جهانی زبان مادری:

اصل ۱۵-قانون اساسی ظالمانه است
#آتیلا_حاجیزاده

اصل ۱۵-قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران می‌گوید : «زبان‏ و خط رسمی‏ و مشترک‏ مردم‏ ایران‏ فارسی‏ است‏. اسناد و
مکاتبات‏ و متون‏ رسمی‏ و کتب‏ درسی‏ باید با این‏ زبان‏ و خط باشد ولی‏ استفاده‏ از زبانهای‏ محلی‏ و قومی‏ در مطبوعات‏ و رسانه‏ های‏ گروهی‏ و تدریس‏ ادبیات‏ آنها در مدارس‏، در کنار زبان‏ فارسی‏ آزاد است‏.» این بعنوان حداقلی‌ترین حقوق ملت‌های غیرفارس‌ ایران، پس از ۴۲سال از انقلاب ۵۷ و تدوین قانون اساسی هنوز به اجرا نرسیده است و حتی سخن گفتن و مطالبه اجرای آن نیز با برخوردهای امنیتی مواجه می‌شود.

اصل ۱۵-قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در خودی خود اصلی ظالمانه است چرا که در صدد القای برتری زبانی و فرهنگی یک اتنیک محدود و تثبیت سروری آن بر سایر ملت‌های جغرافیای سیاسی است اینچنین نه تنها این اصل بلکه تحصیل زبان مادری و حتی تحصیل به زبان مادری نیز تضمینی بر عدالت و برابری فرهنگی و زبانی در جغرافیای سیاسی ایران نیست چرا که در نبود میدانی برابر جهت رشد، توسعه و برخورداری از بودجه فرهنگی عادلانه، مدنیت‌های غیرفارس ایزوله گشته و رو به زوال حرکت خواهند نمود.

عدم وجود "پلورالیسم فرهنگی و زبانی" در ایران مسئله‌ای مانند عدم شکل‌گیری «زبان های تخصصی» در بین "مدنیت‌ های غیر فارس" را به همراه داشته است که همین برای هژمونی حاکم بُردی دو سویه محسوب می‌شود که اینچنین هم به هدف تضعیف مدنیت‌های غیر فارس نایل آید و هم با ایجاد بستری جهت شکل‌گیری «زبان های تخصصی» در ساحه‌های مختلف کاربر های زبان فارسی در شاخه‌های مختلف را گسترش دهند.

شیوه غیرلازم کردن «زبان مادری» بعنوان اصلی‌ترین عنصر مدنیت‌ساز، سیاستی است که هژمونی حاکم ایران در پیش گرفته است تا با نبود رسانه سراسری غیر فارس، مجامع سراسری ادبیات، سینما، تئاتر، عدم به کار گرفتن زبان‌های غیر فارس در بستر های آکادمیک و... مدنیت‌های غیر فارس را حالت "غیر لازم" درآورد و اینچنین با تک بعدی سازی این مدنیت‌ها از تربیت نسل های مدنی، فرهنگی، علمی و در کل تخصصی جلوگیری نماید.

"رشد منفی" مترادف "مدنیت غیر لازم" است تا بدین ترتیب غیرفارس ها قربانی مدنیت حاکم و چند بعدی سازی شده گشته و در آن حل گردند و پروسه ملت شوندگی غیرفارس‌‌ها سد شده و اینچنین با تثبیت سروری مدنیت فارس «ایران فارسی» جایگزین «ایران کثیر الملله» گردد.
__________________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کارناوال
شعر و سس:
#آتیلا_حاجیزاده

آذ آنتولوژی-یه بو لینک‌دن قوشولا بیلرسیز:
https://instagram.com/azantoloji?igshid=m0ninicjf9tx
_________________________________
@Atilla_hajizade
@Atilla_hajizade
👍1
به بهانه ۲۱-فوریه؛ روز جهانی زبان مادری:

ذهن خصوصی و زبان مادری ما
#آتیلا_حاجیزاده

«ذهن خصوصی» را مانند پدیده‌ یا عناصر مطلوب جامعه در نظر می‌گیرم که در سیستم حاکم جایگاهی ندارند، هرچند که در سطح و عمق جامعه گسترده هستند اما به دلایلی گنگ در سیستم آموزشی گنجانده نمی‌شوند تا درک درست‌تر و بهتری از آن همه‌گیر نشده و از این‌رو تنها در ذهن‌ها، خانواده‌ها، هنر و ادبیات مستقل و... رشد کنند.

فیلم‌کوتاه ۵=۲+۲ بر اساس برداشتی آزاد از "کتاب ۱۹۸۴" جورج اورول، چگونگی تغییر ارزش‌ها و شست‌و‌شوی مغزی جامعه را به تصویر می‌کشد. بگونه‌ای که جامعه در حد یک کلاس درس کوچک شده و مدیر مدرسه در رأس تبیین سیاست‌ها، معلم در مقام مجری آن و دانش‌آموزان ممتاز بعنوان نخبگان جعلی و مأمورین کنترل اجتماعی جایگذاری شده‌اند. اما انبساط نشانه‌ها و فضای تمثیلی این فیلم کوتاه بقدری است که می‌توان با نگاه دیگری نیز آن‌را تماشا و تحلیل کرد.

«آموزش و پرورش» در بسط یا تغییر ارزش‌ها و حتی ارزش‌سازی نقش بسزایی را داراست، در جوامعی که تمام منزلت شهروند وابسته به تحصیل طوطی‌وار و القابی مانند دکتر، مهندس، وکیل و... است حتی در اوج انتقاد و شرایط نامطلوب نیر شهروند مجبور است خود یا فرزندش را در آن شرایط نامطلوب روانه مراکز تحصیل نماید تا از منزلت اجتماعی، آینده، شغل، کسب علم و... بازنماند، بگونه‌ای که خود ماهم که طالب تحصیل زبان مادری یا حتی تحصیل به زبان مادری بوده‌ایم سالها در مدارسی با زبان فارسی تحصیل نموده‌ایم‌.

از همین‌‌رو در این فیلم کوتاه‌، با اینکه تمامی دانش‌آموزان پاسخ صحیح عمل جمع را می‌دانند اما جز دو نفر هیچکس زبان به اعتراض نمی‌گشاید و تنها یک نفر از آن‌ها در صدد پافشاری برمی‌آید که پس از اعدام نمادین وی همه ساکت شده و پاسخ ناصحیح را تکرار می‌کنند اینچنین که پاسخ صحیح را در دفترشان که نماد "ذهن خصوصی" است یادداشت می‌نمایند درحالیکه هرکدام از این ذهن‌های خصوصی می‌تواند به صدای اعتراض و ایده‌ای برای تعالی جامعه تبدیل گردد.

ما زبان مادری‌مان را در ذهن خصوصی خود حمل می‌کنیم اینچنین که پدر و مادرمان با ما به‌آن زبان با ما سخن می‌گویند، ما هم با فرزندانمان و ارتباط‌مان با جامعه زیستی خود را بوسیله آن برقرار می‌کنیم چراکه از تحصیل آن محروم هستیم.

نخبه‌ها، فعالین اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و... که که خواهان برابری زبانی و فرهنگی هستند با برخورد های شدید رو به رو می‌شوند و به جرم مطالبه بدیعی ترین حق شهروندی خود سالیان درازی را در زندان می‌گذرانند. نظام حاکم نیز حتی «ذهن خصوصی» جامعه را نیز تحمل نکرده و با طرح هایی چون «تست بسندگی زبان فارسی» در کنار تست‌هایی چون «هوش، سلامت و...» در صدد القای هژمونی فاشیستی یکسان‌سازی به کودکان و خانواده‌هایی است تا موعد ثبت‌نام کودکشان با او به زبان مادری مکالمه نموده‌اند.

حالا این فیلم کوتاه را اینگونه تماشا کنیم:
-زبان مادری من فارسی است
تکرار کنید
زبان مادر من فارسی است


پی‌نوشت: فیلم کوتاه «۵=۲+۲» را مشاهده فرمایید.
__________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍1
اعتراض به تحریف هویت تاریخی اورمیه در صداوسیما (سریال نون خ) در توییتر و اینستاگرام:

فردا سه‌شنبه، ۱۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۲
با هشتگ‌های مشترک:
#اورمیه_قلب_آذربایجان
#UrmuAzərbaycandır
______________________________________

ایران میللی تی‌وی-سینده اورمونون تاریخی هویتی‌نین «نون خ» سریالی‌ سوره‌سینده تحریف اولونماسینا قارشی توییتر ایله اینیستاگرام آکسیاسی:

"سه‌شنبه گونو" فروردین آیی‌نین ۱۷-سی ساعات ۲۲-ده
#اورمیه_قلب_آذربایجان ایله #UrmuAzərbaycandır ائتیکت‌لری ایله اعتراض‌یمیزی اعلان ائده‌جه‌ییک.
______________________________________

İran Milli Tv-sində Urmunun Tarixi Hüviyətinin (nun x) Seryalı Surəsində Təhrif Olunmasına Qarşı, Twitter Və İnstagram Aksiyası:

Çərşənbə Axşamı, 5-Aprel Saat 22-də
#UrmuAzərbaycandır Etiketilə Etirazımızı Bildirəcəyik.
______________________________________
#پاراگراف
@Paragraph
@Paragraph
👍1
" اورمو بیرلیک سسَی "

بیانیه لیست اجماع و ائتلاف هویتچی های اورمو ۱۴۰۰

چکیب دیر ایلگی سین هر بیر دویانین
بودور " بیرلیک سسی " آزربایجانین

به اطلاع مردم اورمو می رساند امروزه این امری مبارک و بس فرخنده است که سلایق مختلف و تیپ‌های فکری آزربایجان در شهر اورمو به خاطر هویت و خاک خویش در زیر یک چتر به نام وطن گرد هم آمده اند تا با ناکام گذاشتن دشمنان این خاک، روحی تازه را در کالبد "حرکت ملی آزربایجان" بدمند و به یاری خدا با پیروزی در صحنۀ سیاسی، حلاوت و شیرینی دو چندان را برای جامعه آزربایجان به ارمغان بیاورند.

با توجه به شرایط حساس زمانی که در آن دشمنان این خاک چشم طمع بدان دوخته اند و با هر راه ممکن در صدد آن هستند تا با جعل، دروغ و نفوذ در لایه های مختلف قدرت، این خطه از خاک آزربایجان را به نقشۀ خیالی خود ضمیمه نمایند؛ ما جمعی از فعالین فرهنگی و مدنی اورمو با احساس وظیفۀ خطیر در این پیچ زمانی بر آن شده‌ایم تا با تکیه بر خرد جمعی و رفتار سیاسی مبتنی بر عقلانیت و منافع دراز مدت آزربایجان، با ایجاد وحدت و مودت در میان گروههای مختلف جامعه، لیستی واحد را برای شورای شهر ارائه نماییم؛ تا مردم قهرمان اورمو یک صدا برای دفاع از مرزهای هویتی خود اقدامات لازم را انجام دهند که در این راستا لازم است چند نکته ای را بیان نماییم.

هر امر سیاسی با توجه به کارکردهای آن، تابعی از منافعی است که نخبگان یک ملت با تشخیص آن، عامه مردم را به سوی آن منافع سوق می دهند.

امروزه در "غرب آزربایجان" صیانت از خاک، در مقابل میهمانان ناخوانده ای که هنوز مهر شناسنامه‌شان خشک نشده است بر هر چیزی الویت دارد.

هر شخصی از اهالی اورمو، سولدوز، تیکان تپه و سائین قالا بخوبی می‌داند که تروریست‌های گروهک‌های کومله، دموکرات، پژاک و ... با نیات شوم خود خاک آزربایجان را نشانه گرفته اند و این جغرافیا را با دروغ و نیرنگ در مجامع بین المللی می‌خواهند به نام خود جا بزنند که حرکات ایذایی بسیاری را در این زمینه انجام می‌دهند.

پس بیاید در انتخابات به دشمنان این خاک بفهمانیم که اگر در صدد ادعاهای ارضی در آزربایجان هستند مردم این خاک، وزن و جایگاه‌شان را در وقت مقتضی به آنان از هر راه ممکنی تفهیم خواهند کرد.

آنچه مهم است منافع آزربایجان و ارزش‌های آن با محوریت خاک و هویت می‌باشد و در این بازه زمانی به مثابۀ یک تاکتیک و فارغ از اندیشه سیاسی فرد فرستادن اشخاصی بر اساس خواستگاه زبانی، فرهنگی و هویتی تورکی به شورای شهر، در اولویت است.

۱- گلشن نوروزی-۸۶۲
۲- احد یوسفی-۸۷۸
۳- توماج وحید افشار-۸۶۹
۴- مرتضی منافی-۸۱۵
۵- محمد خلیل پور-۴۶۲
۶- علی مصطفی زاده-۷۸۶
۷- مرتضی پیری-۲۵۴
۸- مرتضی بهرام-۱۹۴
۹- حسین پناهی-۲۴۶
۱۰- رسول اصغرزاده-۱۵۶
۱۱- نقی کریمی-۷۲۹
________________________________
_________________________________
#اورمو_بیرلیک_سسی
https://t.me/UrmuBirlikSesi
https://t.me/UrmuBirlikSesi

________________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍1
بیانیه لیست اجماع و ائتلاف هویتچی‌های اورمو-۱۴۰۰: «اورمو بیر لیک سسی»

چکیب‌دیر ایلگی‌سین هر بیر دویانین
بودور "بیرلیک سسی" آزربایجانین
_________________________________
#اورمو_بیرلیک_سسی
https://t.me/UrmuBirlikSesi
https://t.me/UrmuBirlikSesi
____________________________
____________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍2
.
جریان غالب؛
پیروز مقتدر انتخابات شورای شهر اورمیه
#آتیلا_حاجیزاده

۹-تن بعنوان منتخب‌های اصلی و ۲-تن بعنوان علی‌البدل از «ائتلاف اورمو بیرلیک سسی» به ششمین دوره از انتخابات شورای شهر اورمیه راه یافتند؛ اینچنین اتحاد شکل یافته بین فعالین مدنی آذربایجان و صدور لیست واحد، پیروزی بزرگی برای مردم آذربایجان و اورمیه رقم زد.

جریان آذربایجان‌ محور، گفتمان غالب شهر اورمیه است و این امری است که به دفعات و در میدان‌های مختلف اثبات شده است لکن «انتخابات ششمین دوره شورای شهر اورمیه» مهر تأیید نهایی بر این امر است اینچنین که «ائتلاف اورمو بیرلیک سسی» به واسطه کار جمعی تئوریک و پراتیک فعالین مدنی آذربایجان به لیست غالب اورمیه تبدیل شد و تصویب مردمی را نیز به همراه داشت.

پیروزی امروز، مدیون اتحاد طیف‌های مختلف جریان آذربایجان محور، عقب‌نشینی از سلایق به نفع اصول گفتمانی، فعالیت میدانی پیگیر و همه‌گیر، تحلیل صحیح، اصولی و به دور از هیجان، احساسات و جوزدگی به همره درک درستِ وضعیت ویژه سیاسی-اجتماعی اورمیه می‌باشد که کام مردم آذربایجان را چنین شیرین نموده است.

امید است که همت «فعالین مدنی آذربایجان» در‌ راه پیشبرد پروسه اتحاد، تعالی گفتمانی و انسجام جریانی، بیش از پیش به کار گرفته شود تا هر روز بیشتر از گذشته شاهد حلاوت و موفقعیت باشیم.

#اورمو_بیرلیک_سسی
#لیست_واحد_هویت
#رای_به_هویت_اورمیه
#انتخابات_شورای_شهر_اورمیه
#اورمو #اورمیه #وطن
#تورپاق‌_دان_پای_اولماز

______________________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍2