پاراگراف
290 subscribers
165 photos
22 videos
4 files
139 links
#آتیلا_حاجیزاده هستم، شاعر، نویسنده و ژورنالیست؛ در این چنل آثار قلمی خود و دوستانم را به اشتراک می‌گذارم.
مسیر ارتباط با من:
@atilla_hacizadee

شعر، حیکایه، تنقید، بوتونلوکجه ادبیات:
https://t.me/Atilla_hacizade
Download Telegram
پاراگراف pinned «نگاهی به قتل‌عام جیلولوق - بخش پنجم(آخر) #آتیلا_حاجیزاده پایان کار ارامنه پس از شکست ارامنه درخوی و عقب نشینی آندرانیک،سربازان عثمانی پس از پاکسازی سلماس به سوی اورمیه پیشروی کردند.آقا پطرس فرمانده نظامی ارامنه با قوای کافی جهت جهت جلوگیری از پیشرفت سربازان…»
اندیشه‌ها و زمینه‌های تشکیل فرقه دموکرات آذربایجان - بخش اول

#آتیلا_حاجیزاده

انقلاب مشروطیت ایران را می‌توان پایان قاطع تاریخ راکد کشور و سرآغاز تاریخ سیال آن به‌شمار آورد. در سیر این جریان بود، مردمی که تا آن صباح رعیت محسوب شده و داخل محروسه‌های اربابی داد و ستد می‌شدند برای اولین بار وارد عرصه جنبش‌های اجتماعی گشته و با مطالبه‌گری خواستار اصلاحات اساسی در چهارچوب حاکمیت گشتند.

انقلاب مشروطیت در اصل اولین مرحله از اقدامات علیه تمرکز زدایی بود که تمرکز قدرت بر یک پاشنه را که در قالب شاهنشاه مطلق نقد کرد تا تفکر ظل‌اللهی حاکم را شکسته و قدرت او را محدود به قانون و اراده ملت در قالب مجلس شورای ملی نماید. هرچند تمامی این خواسته‌ها در زیر نگاه دموکراتیک «مظفرالدین شاه قاجار» بدون جاری شدن قطره‌ای خون محقق گشته بود اما بستر حوادث به گونه‌ای دیگر رقم خورد تا فرزند وی «محمدعلی شاه قاجار» به شیوه‌ای غیر برخواسته و حقوق احقاقی مردم را مجددا به تسخیر درآورد تا قدرت مطلق از کف رفته‌ی سلطنت را اعاده نماید.

گلوله‌های کلنل ولادیمر لیاخوف دیواره‌های مجلس شورای ملی را شکافتند و آزادیخواهان در تهران و آذربایجان مجددا به اسارت استبداد مطلق‌گرا گرفتار شدند اما اینبار محاسبات مشاوران و مستشاران روس دربار «محمدعلی شاه قاجار» با خلأهایی مواجه شده بود، ساختار توتالیتر مطلق در ذهن‌های توده‌های مردمی به شکل کامل شکسته بود و سیر حوادث و شیرینی قدرت انتخاب و عدالت‌محوری، آنان را به‌سمت ذهن مرکب سوق داده بود و در نتیجه اینبار نیز آذربایجان که در دور اول انقلاب مشروطیت نقشی به مثابه کاتالیزور ایفا نموده و استبداد کبیر را از میان برده بود در این دوره نیز به میدان آمد تا با پیشاهنگی انقلابی خود «استبداد بچه» را به زانو درآورد. اما آذربایجان پیشاهنگ، این‌بار تنها به محیط جغرافیایی خود بسنده نکرد و با گسترش مدنیت انقلابی خود، سایر ایالات تحت ستم ممالک محروصه اعم از گیلان، لرستان و اصفهان را نیز به اتحاد فراخواند تا پسماندهای استبداد و قدرت متمرکز در تمامی نواحی به زباله‌دان تاریخ پیوست نمایند.

پس از فتح تهران توسط مجاهدین، قاموس حوادث بگونه‌ای وارون چرخید و آذربایجان پیشاهنگ با به خاک افتادن ستارخان در پارک اتابک، جایگاهش در جنبش آزادیخواهی نیز به‌خاک تیره‌تری افتاد. اعضای لژ ماسونری که زمانی سیرت آزادخواهان نامدار را یدک می‌کشیدند امروز کمر بر احیای قدرت متمرکزی به گفته‌ی خود «کاملا ایرانی» بسته بودند. مشروطیتی که تا دیروز بنا بود منادی عدل و دموکراسی در کشور باشد امروز سران آن در راستای برانداختن «تورک‌شاهی» و بر قدرت آوردن حکومتی متکی بر «ناسیونالیسم باستانگرای فارس» قدم برمی‌داشتند. در اقتدار ماندن حکومت قاجار به معنای تداوم اقتدار آذربایجان بود و تداوم اقتدار آذربایجان ارتباط مستقیمی با حفظ تورک‌شاهی داشت در نتیجه باید هردو این امثال همزمان تضعیف می‌شدند. ستارخان به خاک می‌افتاد تا رهبری مجاهدین آذربایجان مختل شود و هم ارتباط جامعه روشنفکری آذربایجان با توده مردم قطع می‌شد. استبداد به نقطه‌ صفر رسیده بود اما از همان نقطه صفر با سرعت بیشتری به سمت ارتجاع می‌تاخت و آذربایجان جامعه‌ای نبود تا چنین محیطی را بربتابد.

تجربه سیر دوم انقلاب مشروطیت در رابطه با نقش ایالات و مناطق در روند تحولات اصلاح‌گری، امروز بار دیگر اهالی مناطق خارج از مرکز را برآن داشته بود تا مجددا راه انقلاب را در پیش‌‌گرفته و جنبش‌های اجتماعی خود را احیا نماید. آذربایجان، گیلان و خراسان دوشادوش هم بر پیکره‌ استبداد نوین می‌تاختند تا حقوق احقاق نشده و مجددا مصادره شده خود پس از انقلاب مشروطیت را احیا نمایند.

جنبش آزادیستان و حکومت خودمختارش به رهبری شیخ محمد خیابانی، جمهوری سوسیالیستی گیلان به رهبری میرزا کوچک جنگلی و نهضت خراسان به رهبری کلنل محمدتقی پسیان مجموع کوشش‌هایی بودند که در تداوم و اتکا به تجربه دور دوم انقلاب مشروطیت شکل گرفته بودند تا با احیا نمودن قانون انجمن‌های ایالتی ولایتی که از مهمترین میراث انقلاب مشروطیت به شمار می‌آمد از تمرکز قدرت در مرکز جلوگیری نمایند و با بسط دموکراسی، اصلاحات و عمران در مناطق مطلوب خود، این روند را به مرکز و سپس به ممالک محروصه گسترش دهند.

 پ.ن: این نوشتار در چهاربخش ارائه خواهد شد.
__________________________________
#پاراگراف
@Paragraph
@Paragraph
👍1
اندیشه‌ها و زمینه‌های تشکیل فرقه دموکرات آذربایجان - بخش دوم

#آتیلا_حاجیزاده


دموکرات‌های آذربایجان به رهبری شیخ شهید «محمد خیابانی» بر آذربایجان تسلط یافتند و در خودگردانی ۶ماهه برآن بودند تا به مقابله با ارتجاع مرکزی بپردازند و با تشکیل «انجمن‌های ایالتی و ولایتی» قدرت متمرکز را از دست مرکز خارج نموده و بین ایالات مختلف تقسیم نمایند. چرا که انعقاد قرارداد ۱۹۱۹ که عملا ممالک محروسه ایران را به مستعمره‌گی بریتانیای کبیر درمی‌آورد هرگونه تفکر مصالحه با مرکز را از بین برده بود.

حکومت دموکرات‌های آذربایجان علاوه بر مبارزه با ارتجاع مرکز و استعمار انگلستان، سیر اصلاحات عظیم اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و رفاهی را نیز دنبال می‌کردند. تأسیس بیمارستان‌های «شیر و خورشید»، آموزش عمومی و زبان مادری، احداث کتابخانه‌ها و مراکز فرهنگی از جمله اقدامات دموکرات‌های آذربایجان در ۶ ماه خودگردانی آن بود. اما در نهایت زر و زور ارتجاع بار دیگر ابرهای سیاه را در آسمان ایالات به ویژه آذربایجان مستولی گرداند.

شیخ محمد خیابانی به تیر ارتجاع وثوق‌الدوله زمین‌گیر شد و میرزا کوچک جنگلی و کلنل محمدتقی پسیان با تیر استبداد رضاخانی از میان برداشته شدند تا قرارداد ۱۹۱۹ با لباسی جدید و در قالب دولتی ملی به مردم تحمیل شود.

تاجگذاری رضاشاه و تشکیل رسمی سلسله پهلوی با حمایت بریتانیای کبیر که همان حکومت مطلوب لژ فراماسونری ایران نیز بود، آسمان‌ تیره ایالات ایران به ویژه آذربایجان را تیره و تارتر نمود. تجدد عامرانه و سطحی رضاشاه پهلوی که بر پایه‌ نظامی‌گری، ملی‌گرایی و باستانگرایی فارس استوار گشته بود، سیاستی مبنی بر یک دولت، یک ملت و یک پرچم را راهگشای عقب‌ماندگی ممالک محروسه ایران می‌دانست که بر اساس آن باید تمامی هویت‌های محکوم غیر فارس زیر سنگ آسیاب آسیمیلاسیون جان می‌باختند.

هرچند سیاست‌های آسیمیلاسیون، به حاشیه رانده شدن ایالات و… کمر تمامی مناطق ایران را از جهات اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و… شکسته بود اما نتایج این تبعیضات در آذربایجان بیشتر از سایر نقاط قابل درک بود. آذربایجان که تا قبل از ظهور سلسله پهلوی، شهر دوم ایران و ولیعهد نشین به شمار می‌آمد و در تمام برهه‌های تاریخی از اهمیتی ویژه برخوردار بود امروز از تمامی جهات مورد فشار و تبعیض قرار گرفته بود. بسته شدن مرز جلفا به جهت رقابت‌های اقتصادی شوروی و انگلستان توسط پهلوی‌ها، عملا تجارت آذربایجان را از حیث صادرات و واردات فلج نموده بود، زبان تورکی آن به شدت تحقیر می‌شد و تمامی حقوق زبانی آن زیر ستم شوونیستی در حال از بین رفتن بود و روشنفکران آن نیز در زندان‌های طولانی مدت محصور یا با آمپول هوا خودکشی شده بودند. تمامی این موضوعات دست به دست هم داده و موجی از نارضایتی‌هایی را فراهم آورده بود که توانایی بروز نداشتند و چون فریادی، در حنجره حبس شده بودند اما جریان روشنفکری آذربایجان که سالیان سال پیشرو دموکراسی و نظریات متجدد حتی در مقیاس جهانی بودند در تکاپوی فرصتی مساعد جهت سازماندهی توده‌ها به منظور نیل به ساختاری دموکراسی به سر می‌بردند.

پایان «جنگ جهانی دوم» و اشغال ایران از سوی متفقین سیر حوادث را به بستر دیگری هدایت نمود. خلع دیکتاتور کبیر فرصت تنفسی مجددا به جریان‌های روشنفکری داد تا مجددا خود را بازیابی کرده و سازماندهی نمایند. «حزب توده ایران» بر اساس آموزه‌های «تقی ارانی» بعنوان اولین حزب منسجم ایران هرچند در ابتدا کورسوی امیدی در دل جامعه روشنفکری ایجاد نمود اما بازهم نگاه مرکزگرا بر ساختار سیاسی ایران حتی حزب توده حاکم بود. آذربایجان نیز با احیای انجمن‌ها و اتحادیه‌های کارگری از صفوف صف بندی ها و استفاده مطلوب از آزادی به وجود آمده در آن سال‌ها جهت بسط دموکراسی عقب نماند اما پیشبرد این هدف و اندیشه، طالب ساختاری منسجم بود که همین احساس نیاز، اصلی ترین زمینه تشکیل «فرقه دموکرات آذربایجان» به شمار می‌آید.

________________________
#پاراگراف
@Paragraph
@paragraph
👍1
اندیشه‌ها و زمینه‌های تشکیل فرقه دموکرات آذربایجان - بخش سوم

#آتیلا_حاجیزاده

«فرقه دموکرات آذربایجان» یک حزب نبود بلکه نهضتی مؤتلف از اندیشه‌ها و جریان‌های آزادیخواه و طالب دموکراسی در خط آذربایجان بود که حول شخصیت «سید جعفر پیشه‌وری» در تاریخ «۱۲ شهریور ۱۳۲۴» تشکیل گشت.

پیشه‌وری که که به سبب کسب رأی اول در حوزه انتخابیه تبریز در انتخابات دور چهاردهم مجلس شورای ملی از محبوبیت و شهرت مطلوبی برخوردار بود، این ائتلاف را در امتداد تفکر «اصلاح‌گری ایالات» و اندیشه‌های شیخ شهید «محمد خیابانی» تشکیل داده  و در صدد برپایی ساختاری خودمختار با احیای اصول ۲۹،۹۰، ۹۱، ۹۲، ۹۳ و… قانون اساسی مشروطیت ایران برآمده و هیچگاه طالب استقلال، جداسری و… نبود این چنین که سران «فرقه دموکرات آذربایجان» بیانیه «۱۲ شهریور»،آرشیو «روزنامه آذربایجان» ارگان فرقه همواره به دفاع از تمامیت ارضی کشور و احقاق حقوق خود در چهارچوب قانون اساسی کشور می‌پرداختند.

«فرقه دموکرات آذربایجان» و بعدها «حکومت دموکراتیک» آن در صدد بودند تا با تشکیل حکومتی ملی، دموکراتیک و بسط اصلاحات همه جانبه، مبارزات ضد ارتجاعی را به تمام نقاط کشور گسترش دهند و در همین راستا، پیشه‌وری در سخنرانی خود در جمع منتخبین شورای دهقانی آذربایجان می‌گوید: «با تقسیم اراضی بین دهقانان آذربایجان به آن‌ها سلاح داده و گفتیم باید از آزادی خود دفاع نمایید. امروز در آذربایجان میدان مبارزه‌ای ایجاد شده که در حال گسترش به سراسر ایران است و دهقان آذربایجان پیشاهنگ این مبارزه خواهد بود.» و در کنگره فرقه بر احقاق حقوق آذربایجان داخل جغرافیای ایران تأکید می‌ورزد.

تجزیه طلبی فرقه، پروپاگاندایی از سوی پادشاه بی ظفری چون محمدرضا شاه پهلوی مطرح گشته بود تا تحقیر شدن‌های خود در سال‌های جنگ و ابتدای پادشاهی خود را جبران نماید. پادشاهی که تا قریب ۲۰سال بعد، فرصت تاجگذاری نیافته بود و از سوی رهبران متفقین به بدترین شکل ممکن تحقیر گشته بود، غائله آذربایجان را ظفری عظیم برای خود می‌پنداشت تا در مورد آن به افسانه‌سرایی بپردازد اما شاه سست عنصر با اعطای بحرین بدون هیچ مقاومتی فیگور قهرمانانه‌اش در مورد آذربایجان را نیز شکست و همگان دریافتند که نهضت دموکراتیک آذربایجان چگونه و با چه مکانیزمی سرکوب گشته است.

هرچند که بیشتر سران «فرقه دموکرات آذربایجان» را طیف «چپ» تشکیل می‌دادند اما این مجموعه به هیچ عنوان سازمانی کمونیست نبود زیرا در عصری که آذربایجان تب طغیانی دگرباره داشت می‌توانست خود را حزب «کمونیست» یا «سوسیالیست» آذربایجان بنامد که در آن روزگار نیز به سبب نارضایتی‌های عمومی آذربایجان موقعیت پذیرفته شدن با همان نام را نیز داشت.

صدر فرقه دموکرات آذربایجان «سید جعفر پیشه‌وری»، همواره بر ملی بودن مبارزه آذربایجان تأکید می‌نمود و فارغ از آموزه‌های «انترناسیونالیسم سوم» با رویکردی سوسیال دموکرات از اتحاد تمام توده‌ها، جریان‌های سیاسی و اندیشه‌ها جهت نیل به دموکراسی، تجدد و توسعه در کل کشور دفاع می‌نمود.

نظریه تشکیل «فرقه دموکرات آذربابجان» با دستور شوروی نیز همانند تجزیه طلب بودن آن نظریه‌ مردودی است چرا که اگر آمادگی قیام در بین مردم نهادینه نگشته بود این امر به هیچ عنوان قابل اجرا نبود. با توجه به‌گزارش ویلیام داگلاس آمریکایی و خاطرات سرکنسول بریتانیا تمایلات مرکز گریز در بین مردم آذربایجان در عالی ترین حد آن بوده است اما نمی‌شود منکر حمایت‌های اتحاد جماهیر شوروی نیز شد اما تمامی حمایت آن به جهت آموزه‌های ایدئولوژیک آن در حمایت از جنبش‌های دمکراتیک بوده است نه گونه‌های دیگر آن.

از سوی دیگر نیز اختلافات تئوریک شدید مابین «فرقه دموکرات آذربایجان» و صدر آن «سید جعفر پیشه‌وری» با «حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی» به چشم می‌خورد که جنبش کارگری مورد حمایت استالین از سوی فرقه و صدر آن مورد توجه واقع نمی‌شود و اصلی ترین مورد بحث آن در رابطه دهقان و جنبش دهقانی است و این یعنی تولد نظریه‌ای نوین در حوزه مبارزاتی که کاملا متناسب با جامعه آذربایجان در آن عصر می‌باشد که بعدها در عدم حمایت شوروی از فرقه، تخریب سازمان‌ها و مجموعه‌های آن، چگونگی خارج کردن سید جعفر پیشه‌وری از تبریز و نحوه‌ مرگ وی و بعدها افشا شدن جاسوسانی از حزب توده مرتبط با اتحاد جماهیر شوروی و حکومت پهلوی کاملا هویدا می‌گردد‌.

پ.ن: این نوشتار در چهار بخش ارائه خواهد شد.
________________________
#پاراگراف
@Paragraph
@Paragraph
👍1
.
اندیشه‌ها و زمینه‌های تشکیل فرقه دموکرات آذربایجان - بخش چهار و پایانی
#آتیلا_حاجیزاده

در مورد نظری که مبنی بر عدم پایگاه مردمی فرقه دموکرات آذربایجان، با طرح موضوع سقوط آن مطرح می‌شود نیز باید گفت تغییرات معادلات سیاسی جهان و چینش صف‌بندی‌ قدرت، گاها در ظفر یا شکست بسیاری از جنبش‌های دموکرات، بیش از پایگاه‌ مردمی مؤثر می‌باشد. همزمانی ظهور «فرقه دموکرات آذربایجان» و آغاز «جنگ سرد» بین متفقین «جنگ جهانی دوم»، نهضت دموکراتیک آذربایجان و حکومت آن را به قربانگاه برد.

نهضت دمکراتیک آذربایجان اولین قربانی جنگ سرد محسوب می‌شود که در راستای منافع «ایالات متحده آمریکا» و «بریتانیا کبیر» باید سقوط می‌کرد و شوروی نیز که به جهت همان اختلافات تئوریک در بستر کمونیستی، ملی اعلام شدن نهضت دموکراتیک آذربایجان و عدم پذیرش انترناسیونالیسم سوم از سوی سران فرقه برای خود منافع چندانی در آذربایجان نمی‌دید، با وجه‌المصالحه قرار دادن امتیاز نفت شمال و قیومیت بر منافع خود در اروپا، حمایت ظاهری خود را دریغ نموده و آذربایجان را به مسلخ فاشیسم فرستاد و موجب درهم شکستن مقاومت مردمی عظیم با شقاوت تمام گشت و سبب اعدام و تبعیدهای چند هزار نفری فراهم آورد.

حکومت فرقه دموکرات آذربایجان با تأکید بر اقدامات «شیخ محمد خیابانی» بر اصلاحات تأکید می‌ورزید و توانست در اندک مدتی با اصلاحات ارضی محرومیت دهقانان را برطرف سازد، با بازگشایی گمرک‌ها وضعیت بازار را سامان بخشد، با تدریس به زبان تورکی گرد و غبار سالها تحقیر را از چهره‌ مردم تورک آذربایجان بزداید، با تأسیس مراکز فرهنگی، کتابخانه، آمفی تئاتر، سالن‌های موسیقی و… محرومیت‌های فرهنگی را برطرف سازد، با تأسیس دانشگاه، قشری متخصص و خودکفا را برای نسل‌های بعدی تربیت کند، با تأسیس مراکز درمانی بهداشت عمومی را توسعه دهد و با عملیات‌های عمرانی و رفاهی، سیمایی همه جانبه از توسعه و تجدد را به نمایش بگذارد.

«فرقه دموکرات آذربایجان» در اصل چهره تمام نمایی از مطالبه‌های مردم آذربایجان بود که دقیقا در مقابل حکومت پهلوی و سیستم رضاخانی ایستاده در مقابل تجدد عامرانه از تجددی درونی یا به عبارتی رایزنانه دفاع می‌نمود و برخلاف سیستم پهلوی که با صرف نظر از جان مایه تجدد یک جریان با ظاهری مدرن با باطنی بدوی را نمایندگی می‌کرد، فرقه مدرنیزاسیون را همگام با مدرنیته پیش می‌برد.
_____________________________
#پاراگراف
@Paragraph
@Paragraph
👍1
پ.ک.ک، چپ‌نماها و امیر
#آتیلا_حاجیزاده


پ.ک.ک:


حملات ۱۱سپتامبر ۲۰۰۱ جامعه جهانی را بصورت جدی‌ متوجه گروه‌های شبه نظامی و تروریستی نمود که موجبات حمله نظامی آمریکا، بنام مبارزه با تروریسم به کشورهای افغانستان و عراق را فراهم آورد و منجر به تدوین و تکمیل لیست گروه‌های تروریستی از سوی مجامع بین‌المللی شد. در این اثنا بود که پ.ک.ک برای در امان ماندن از هجوم‌ها و ورود به لیست گروه‌های تروریستی، با توصیه متحدان امپریالیست خود تشکیلات خود را دستخوش تغییراتی نمود و در همین جهت این گروه تروریستی با اعلام آتش‌بس و سازماندهی نیروهای خود در قالب تشکیلات های موازی با وحدت استراتژی و سیاست‌های همگون اقدام نمود، درنتیجه گروه‌های پژاک، ی‌پ‌گ، ه‌د‌پ در جغرافیاها و میدان‌های گوناگون تشکیل شدند.


چپ‌نماها:

مهرماه سال پیش بود که ارتش ترکیه "عملیات چشمه صلح" را علیه نیروهای "پ.ک.ک" در شمال سوریه آغاز کرد. این عملیات در راستای پایان دادن به اشغالگری و تصفیه نژادی گروه‌های تروریستی و ساماندهی وضعیت پناهجویان سوری سازماندهی شده بود.

خوب به یاد دارم زمانی که در مورد وارونمایی‌ها و پروپاگاندای لابی رسانه‌ای و اعمال پوپولیستی گروه‌های تروریستی چند خطی می‌نوشتیم و یا به جعلیات اشاره می‌کردیم از سوی برخی از دوستان به فاشیسم و نژادپرستی محکوم شدیم.

در همین زمان برای یکی از شاعران صاحب‌نام که نیروهای پ.ک.ک را مدافعان آزادی خطاب کرده بود از جوانانی نوشتم که غریبانه و سکوت خبری در حوالی زادگاهم به خاک می‌افتند و کسی نیست چندخطی درباره این جوانان بنویسد.

چپ‌نماها بگونه‌ای که گویی هدف وسیله‌شان را توجیه می‌کند، دست به دامن جعلیات شده و تراژدی‌سازی می‌کردند و در رابطه با رویداها افسانه می‌بافتند اما تاکنون که ۶-ماه از عملیات «چشمه صلح» می‌گذرد هیچ سندی از کودک‌کشی و کشتار غیرنظامیان سوری یا کرد منتشر نشده است.

خطرناک‌تر از گروهک‌های تروریستی «چپ‌نما»-هایی هستند که هنوز مانیفست را تا نیمه نخوانده‌اند و از چپ تنها ژست آن را به تقلید گرفته‌اند، هرزگاهی فریاد «وا روژآوا» سر می‌دهند و رویای تشکیل حکومت شورایی با استمداد از امپریالیسم را در سر می‌پرورانند.


امیر:

امیر فرزند همین طبقه فرودست بود که به دلیل نداشتن پول، لابی، رانت و... در نقطه صفر مرزی خدمت سربازی‌اش را می‌گذراند. او نه عامل امپریالیسم بود و نه در ساختار قدرت سهمی داشت.

اصل ماجرا پیکر بی‌جان «امیر» بود که دیروز به خاک سپرده شد؛ جوانی همسن و سال من و دوستانم که به امید آینده‌ای بهتر راهی خدمت سربازی شده بود.

امیر یکی از همان چندین و چند جوانی است که چندماه پیش در یادداشت‌ها اشاره شده بود که توسط گروه‌های تروریستی و در سکوت خبری به خاک می‌افتند تا منافع تمامیت خواهانی چون «پ.ک.ک ، پژاک، پ.ی.د» و... نزد اربابان غربی‌شان به خطر نیفتد.

_________________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍1
فریدون ابراهیمی و خط تخصص‌گرایی
#آتیلا_حاجیزاده


"فریدون ابراهیمی" نام‌جوانی است که در ۲۱آذر۲۴ پس از تشکیل مجلس ملی آذربایجان و برگزیده شدن سید جعفر پیشه‌وری به نخست‌وزیری، در سن ۲۷سالگی به سمت دادستانی کل حکومت ملی آذربایجان منصوب شد.

او فارغ‌التحصیل رشته حقوق سیاسی دانشگاه تهران، نویسنده، ژورنالیست و فعالی انقلابی بود که پس از چندی فعالیت در صفوف جریانات گوناگون چپ پس از آشنایی با "سیدجعفر پیشه‌وری" وارد یک همکاری جدی با روزنامه آژیر شد و همین همکاری موجب گشت تا در سالهای آتی در قامت یک چپ آذربایجانی استاندارد ظاهر شود.

نوشتار‌ها و تألیفات او در خصوص تاریخ آذربایجان، حقوق هویتی خلق‌ها، تبعیضات قومی در کنار نوشتارهایی در خصوص طبقات فرودست، مشکلات طبقه زحمت‌کش و... نشانگر این موضوع است که مبارزه با ستم ملی و ستم طبقاتی در اندیشه وی از یک جایگاه برخوردارند بگونه‌ای که عظیمت پیشه‌وری به تبریز در پی رد اعتبارنامه‌اش در مجلس چهاردم و توقیف روزنامه آژیر از سوی فرمانداری نظامی تهران، فریدون ابراهیمی را نیز به تبریز کشاند تا دامنه مبارزاتی گسترده وی در برابر ستم ملی، تبعیض‌های قومی، حقوق طبقه فرودست، ستم اقتصادی و ارتجاع حاکم آغاز شود.

وی به واسطه تحصیل در حقوق سیاسی و سابقه جدی ژورنالیستی در تشکیل فرقه ی دموکرات آزربایجان و تحریر بیانیه ی مراجعتنامه،(مرامنامه فرقه دموکرات آزربایجان) نقش به سزایی داشت همچنین در نخستین کنگره "فرقه دموکرات آزربایجان" که با شرکت نمایندگان خلق در نهم مهرماه 1324 منعقد شده بود، به عضویت کمیته ی اجرایی فرقه ی دموکرات درآمد و بعنوان عضو هئیت موسس حکومت ملی آزربایجان برگزیده شد و توام با همکاری با روزنامه ی آزربایجان، نقش به سزایی در تبیین و تشریح اهداف فرقه ی دموکرات آزربایجان ایفا کرد.

وی در ۱۹اردیبهشت۲۵ بعنوان نماینده حکومت دموکراتیک آذربایجان راهی تهران شد تا با شرکت در مذاکرات ۱۵ روزه با دولت قوام‌السلطنه دولت مرکزی را در جهت به رسمیت شناختن حکومت دموکراتیک آذربایجان ترغیب کند.

فریدون ابراهیمی همچنین بعنوان نماینده مطبوعات آذربایجان در کنفرانس ۱۹۴۶ پاریس شرکت داشت و علاوه بر ارائه گزارش‌های منظم از کنفرانس صلح با ترتیب دادن دیدارها و ارائه نوشتارهای گوناگون نقش به‌سزایی در ارائه چهره دموکراتیک حکومت ملی آذربایجان ایفا نمود.

فریدون ابراهیمی رد و نشان "تخصص‌گرایی" جنبش مدنی آذربایجان است؛ فردی که با تحصیل در حقوق سیاسی، کسب تجربه در عرصه ژورنالیسم، مطالعات جدی در جامعه شناسی توانست همگام با اندیشمندانی چون سید جعفر پیشه‌وری مبارزات طبقاتی را با مبارزات ملی پیوند دهد و همچنین گامی بزرگ در تدوین دیپلماسی نهضت دموکراتیک آذربایجان بردارد.

توجه به مشی شخصیت‌هایی چون "فریدون ابراهیمی" و آمیختن این مشی با خلاقیت‌ها و استعدادهای معاصر ادامه خط‌سیر تخصص گرایی است، همان حلقه گمشده‌ای که سیر فعالیت‌های جامعه مدنی آذربایجان را با خلل ‌های گوناگونی مواجه ساخته است.
________________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍1
اعتراضات خرداد ۸۵ یک سرآغاز بود
#آتیلا_حاجیزاده

توهین‌های نژادی و اتنیکی موضوعی است پس از سرکار آمدن پهلوی اول و اعمال سیاست‌های آسمیلاسیونی از سوی دیکتاتور کبیر بصورت همه‌گیری رشد یافته است بگونه‌ای که با گذشت چهل سال از انقلاب اسلامی نه تنها اندیشه‌های نژادپرستانه و پانفارسیستی از کتب درسی، رسانه ملی، روزنامه‌ها و... تصفیه نشده‌اند بلکه با ظهور طیف لیبرال شکل‌های نوینی از آن نیز در حال تدوین و ارائه است.

از انتشار پرسشنامه صداوسیما در سال ۷۴، کاریکاتور روزنامه ایران در سال۸۵ و برنامه هتل فتیله در سال ۹۴ گرفته تا سیاسیت تصویر کردن هر شخصیت کودن با غیرفارس معرفی کردن آن در صداوسیما همه مظاهری هستند که توسط ناسیونالیست‌های تبارگرای فارس به شکلی سازمان‌یافته به وقوع پیوسته‌اند و پلان‌های جدیدی نیز در دست اجرا دارند.

هرچند که پرسشنامه صداوسیما در دوران صدارت "علی لاریجانی" بر این سازمان با واکنش، اعتراض و تحصن‌های دانشجویان آذربایجانی مواجه شد اما دامنه این اعتراضات به قدری نبود که بتواند عموم مردم را با خود همراه ساخته و یکصدا نماید و این اعتراضات تنها در بین روشنفکران، دانشجویان و فعالین جنبش مدنی آذربایجان به درجه خاصی از اهمیت رسید و میادین دانشگاهی را به چالش کشید.

ا "اعتراضات خرداد ۸۵" دامنه‌ای بسیار گسترده و تجربه بسیار بکری را در اختیار جنبش مدنی آذربایجان قرار داد بگونه‌ای که فضای خیابان‌های بسیاری از شهرهای بزرگ آذربایجان و حتی آذربایجانی‌نشین با شعارهای ضد شوونیستی و ضد نژادپرستی درآمیخت، دانشگاه‌ها به مراکز اعتراض تبدیل شده و تیتر «مرگ بر شوونیسم فارس» در صفحه اول رسانه‌های مکتوب نقش بست. این اولین‌بار بود که آذربایجان با تمام آحاد و اقشار خود به شکلی متحد علیه شوونیم، نژادپرستی و تبعیضات اتنیکی به صدا آمده بود و مطالبات خود را فریاد می‌زد.

"اعتراضات خرداد ۸۵" یک سرآغاز بود، سرآغازی که مطالبات و اعتراضات آذربایجان با خیابان‌ها آورد و توانست قشر عظیمی از مردم را با خود همراه کند، روشنفکران را به واکنش واداشت، موجب عقب‌نشینی و عذرخواهی نهادهای دولتی و توقیف روزنامه دولتی ایران و تغییر کادر آن شد. همچنین راهگشای بسیاری از اعتراضات خیابانی جریاناتی مدنی مانند سلسله اعتراضات در خصوص خشک شدن دریاچه اورمیه، اعتراض به توهین نژادی هتل فتیله و... گشت.

__________________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍1
پاراگراف pinned «فریدون ابراهیمی و خط تخصص‌گرایی #آتیلا_حاجیزاده "فریدون ابراهیمی" نام‌جوانی است که در ۲۱آذر۲۴ پس از تشکیل مجلس ملی آذربایجان و برگزیده شدن سید جعفر پیشه‌وری به نخست‌وزیری، در سن ۲۷سالگی به سمت دادستانی کل حکومت ملی آذربایجان منصوب شد. او فارغ‌التحصیل رشته…»
بیردلی شاختا دونداریر جانیمی
دامیر آسفالتا کوکسوموزدن قان
اللریم، جئب‌لریمده دوستاق‌دیر
آرخادان گؤز تیکیب منه خییاوان

هده‌دی؟ قورخودو؟ سؤیوش‌دو؟ ندی؟
بئینیمی دولدوران غریب سسلر
بو قارانلیق سیغیشماییر ایچیمه
سانکی یوزمین ساعات دوروبدو زامان

کارا گلمزلره دولوب بئینیم
داماریم‌دا قارا بولود دولانیر
باخیرام؛
آمما گؤز-گؤزو گؤرمور
باخیرام؛
هئی دومان، دومان و دومان

و سکوت ایچره سیچرایان فرکانس
دولمایان بوشلوغا دامیر سانکی
بیر پری سسله‌ییر منی دئیه‌سن
ساچلاریندا گئجه، گؤزونده دان

کوچه‌ده ایت بوغوشدورور بیری‌سی
گؤرورم...
ایتله‌نیر یئنه روحوم
یئنه‌ده جینلریم چیخیر باشیما
قولاغیمدا پیچیلداییر شیطان

کوچه‌ده ایلدیریم چاخیر هردن
منده‌کی قورخو قاپساییب کوچه‌نی
بیر دلی بیر دووار دالیندا دئییر...
تانری یوخکن کیمین الینده آمان؟

تانری سانکی محبتین ایتمیش
تانری نیفرت سپیر یاغیش یئرینه
تانری باخما منه چئویر اوزونو
باخیشین‌ یاغدیریر زهرلی تیکان

منی دیندیرمه‌یین بیرآزجا نولور
کیمی گؤرجک دیدیشدیریم دئییرم
جاناوارلیق یؤنوم چیخیب‌دی اوزه
جاناوار اوزلویم اه‌یر باخسان

اینتیحار فیکری، اینقیلاب فیکری
ایکی‌یه بؤلدولر منی آخشام
گزیرم یوللاری نه کؤک‌ده آما...
بیر الیمده کوفور، بیرینده قوران

اینقیلاب فیکری، اینتیحار فیکری
بئینیمی ساغ-سولا چکیر یئنه‌ده
منده بیر پارتلاییش یاشانماق‌دا
دالی چک آی جانین سئوه‌ن اینسان

.

اینقیلاب، اینتیحار گؤروندو بیزه
اینتحار، اینقیلاب اولار ساندیق
دون گئجه پنجره‌مدن آتلاندیم
پارتلایارکن نه‌ ائیله‌مز اینسان...

#آتیلا_حاجیزاده
#غزل_چاراپارا

________________________________
@Atilla_hajizade
@Atilla_hajizade
👍1
به بهانه ۷۹-مین سالگرد اشغال ایران از سوی متفقین، خلع رضاشاه و بسط فضای باز سیاسی:

کدام فضای باز؟
ما که در ابتدا سرکوب شدیم.
#آتیلا_حاجیزاده

سوم شهریور ۱۳۲۰ ماشین جنگی متفقین به سمت ایران چرخید و ارتش مدرن و مکانیزه رضاشاه پهلوی در همان ساعات ابتدایی دست از مقاومت کشیده و درطول ۶-روز تمام کشور و پادگان را تسلیم قوای متفقین نمود.

دو روز بعد فروغی به نخست‌وزیری رسید و پس از یک هفته مذاکره محرمانه با سفرا و سران متفقین بدون اطلاع رضاشاه، طرح استفا و خروج او از کشور را را مطرح نمود.

۶-بهمن همان سال مجلس شورا قانون همکاری سه‌قوا در ایران را به تصویب رساند و طی آن دولت متعهد شد که در ازاء حفظ تمامیت ارضی و تخلیه ایران به فاصله ۶-ماه پس از اتمام جنگ جهانی دوم، منابع کشور را در اختیار متفقین قرار دهد و تا آن زمان به جهت عدم بروز شورش، مطبوعات را سانسور نماید. چندی بعد آمریکا نیز با حمله به ایران توانست امتیاز احداث (پرشین کریدور) را نیز کسب نماید.

این اتفاقات سرآغاز روزگاری است که از آن بعنوان فضای باز سیاسی پس از اشغال ایران توسط متفقین و خلع رضاشاه یاد می‌شود، اما کدام فضای باز؟

فضای سیاسی کشور از شهریور۲۰ تا کودتا ۲۸-مرداد۱۳۳۲ برای اپوزسیون سراسری اعم از جبهه‌ملی، حزب توده و فدائیان اسلام مساعد بود و حکومت به دنبال فضای باز سیاسی ایجاد شده پس از جنگ جهانی دوم و اشغال کشور توسط متفقین توانایی مقابله و رویارویی مستقیم با نیروهای مخالف دربار را نداشت.

این فضای باز هرچند تا تخلیه کشور توسط متفقین با محدودیت‌هایی همراه بود اما پس از سال ۲۴ به صورت ویژه‌تری ظاهر شد.

فضای سیاسی برای اپوزسیون سراسری به ویژه پس از ترور سرلشکر رزم‌آرا بقدری باز و مساعد بود که ارگان‌های احزاب ذکرشده و روزنامه‌های نزدیک به آنها سوای انتقادات شدید سیاسی به دربار، شاه و خانواده سلطنتی، فحش‌های ناموسی‌ بسیار رکیکی نیز حواله دربار می‌کردند بگونه‌ای که هفته‌نامه نبرد ملت، ارگان فدائیان اسلام با تیتر (از این پس به گلوله و باروت پناه خواهیم برد) منتشر شد و پیش از ترور سرلشکر رزم‌آرا و عبدالحسین هژیر با چاپ پیش‌اطلاعیه قبل از وقوع مسئولیت ترور را برعهده گرفت و باختر امروز خواهر شاه را فاحشه خطاب کرد.

بله فضای سیاسی کشور در آن ۱۲-سال برا اپوزسیون سراسری تا این حد و حتی بیشتر هم باز بود اما وضعیت در ایالت‌ها بگونه‌ای اسفبار بود که پس از گذشت ۶۷-سال از پایان فضای باز ۱۲-ساله از هیچ جریان هویت‌گرایانه‌ای نمی‌توان سخن به میان آورد.

ایالت‌هایی که به دلیل غیر فارس بودن در دوران سیاه رضاخانی فرصت هیچگونه نموی نیافته بودند پس از خلع پهلوی اول از سلطنت نیز با وضعیت متفاوتی رو به رو نشدند.

"حکومت ملی آذربایجان" و "جمهوری مهاباد" در همان فضای باز سیاسی به شکل وحشیانه‌ای توسط سرکوب شدند و سایر جریان‌های هویت‌محور نیز فرصت کوچک‌ترین تنفسی نیافتند. جریان‌های سراسری جز چند اقدام جزئی با سکوت خود سرکوب را تصویب و به نظاره بسنده کردند.

فراغت اپوزسیون سراسری از ایالت‌ها و جریان‌های هویت‌گرا و ایالت‌محور و همچنین سکوت و بعضاً همدلی‌شان در سرکوب آنها سبب گشت که جنبش توسعه نیافته و پس از کودتا به سادگی به حاشیه رانده شده و حذف شوند.

_________________________________
#پاراگراف

@paragraph
@paragraph
👍1
پاراگراف pinned «بیردلی شاختا دونداریر جانیمی دامیر آسفالتا کوکسوموزدن قان اللریم، جئب‌لریمده دوستاق‌دیر آرخادان گؤز تیکیب منه خییاوان هده‌دی؟ قورخودو؟ سؤیوش‌دو؟ ندی؟ بئینیمی دولدوران غریب سسلر بو قارانلیق سیغیشماییر ایچیمه سانکی یوزمین ساعات دوروبدو زامان کارا گلمزلره دولوب…»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سئوگی بیر یارادیر، قاراباغ کیمی
من اونو قلبیمده دولاندیریرام
#صالح_سجادی


#SeninleyizAzerbaycan
#StopArmenianAggression
_____________________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍1
یادداشت+خلیل‌ریضا اولوتورکون اوغلوم تبریزه اثری:

بیر هیلال اوغرونا یا رب نه گونش‌لر باتدی(۱)
#آتیلا_حاجیزاده

آذربایجانین ده‌یرلی شاعیر و ادبیاتچی‌سی "خلیل‌ریضا اولوتورک" شعرلر و دانیشاق‌لارین‌دان‌ دویولان کیمی، تبریزه حصر ائتدی‌یی سئوگی و علاقه‌دن دولایی تکجه اوغلونادا تبریز آدی وئریر.

خلیل ریضا "اوغلوم تبریزه" شعرین‌ده میلیون-میلیون آدلار ایچینده ان گؤزلینی سئچیب، اوغلونو تبریز آدلاندیرماق‌دان دانیشیر، ائلجه‌ده همن شعرده «تبریزی، تبریز قامتینده گؤره‌ن شاعیرین» هردن هانسی تبریزه یازدیغی‌دا دانیشیق یئرینه چئوریله بیلیر.

تبریزینی ائوینه گونش گؤره‌ن خلیل ریضا، کونلونون اونو ساواشا بسله‌دیین‌دن دانیشیب بالا تبریزینه، آنا تبریزی‌نین آزادلیغین‌دان دانیشیر؛ ائله‌جه "تبریز" آدلی اوغلونو بیر ائوین غیب اولان سعادینی مین ائوه قایتاران ائولاد کیمی گؤرور نیه‌کی اوُ "روح‌انگیز اشرف‌قیزی" نین «تبریزیم تبریزیم» شعری حاقدا دئدی‌یی کیمی "تبریز دوغولان‌دا ائله بیلمیشدی‌‌کی، آذربایجانین قدیم شهری تبریزه قووشدو. ۲۰۰-ایللیک آیریلیق، هیجرانا سون قویدو."(۲)

شاعیرین تبریزه قول-قاناد دئیه‌ن "تبریزی" داغلیق قاراباغ موناقیشه‌سی‌نین باشلانماسی‌ ایله کونوللو اولاراق جبهه‌یه ساری یولا دوشور. اوْ خورومرود و ناخجیوانلی‌دا گئدن ساواشلارین هامی‌سیندا ایشتیراک ائدیب گؤستردی‌یی قهرمانلیق لاردان دولایی «بوزقورد» فخرینه لاییق گؤروندو.

"تبریز خلیل بیلی
" سونون‌دا ۱۹۹۲-نین ۳۱ یانوارینین، «داش آلتی» ساواشیندا، تجاوزکار ارمنی قوه‌لری ایله آتیشما نتیجه سینده شهید اولدو و همن ایل آذربایجان جمهوریتی طرفین‌دن "میللی قهرمان فخرینه" لاییق گؤروندو. سونرالار بیر گمی و خیاوان اونون آدینا حصر ائدیلدی.

شهید آتاسی «خلیل‌ریضا اولو تورک»-ایسه اوغلو تبریزین تورپاغا تاپشیرما مراسیمین‌ده‌ چیخیش‌دا دیک دوروشوقلو بیر دانیشیغین ایلکینده هئچ پوزولما‌دان تبریزین حیات یولداشینی تبریک ائده‌رک مقدس بیر یولدا شهید اولدوغونو وورغولادی.

سون گونلرده، تبریزین شهید دوشدویون‌دن ۲۸-ایل سونرا ۲۶-سئنتیابردا یئنی‌دن باشلایان قاراباغ مناقیشه‌سینین خبرلری آراسیندا، باشقا بیر "تبریز"-ین شهید اولماسی‌نی دویدوق.

باش لئیتئنات «تبریز رسول‌زاده» "قاخ رایونونون جلاییر کندین‌ده" ارمنی تجاوز‌کار قوه‌لری‌نین آتشی نتیجه‌سینده شهید دوشوب آذربایجان تورپاغینا قووشدو.

آذربایجانین آزادلیق و سعادتینی قوروماق اوچون نه تبریزلر شهید دوشور نئچه تبریزلر دؤیوشور و نئچه‌ تبریزلر دوغولور.

آذربایجانین ایستیقلال شاعیری، "خلیل‌ریضا اولو‌تورک"-ون «اوغلوم تبریزه» اثری:

قوی سنه دوغولان گونش دئییم‌کی
نورون‌لا آچیلان آل سحرم من
یئددی ایل یول گلن آی منیم ایلکیم
گلدیین یوللارا گول دوزه‌رم من

اؤزوم‌ده بیلمیرم نه ایش‌دیر بو ایش
یئردن‌می، گؤیدن‌می تاپمیشام سنی
بلکه‌ده سنی هئچ طالع وئرمه‌میش
طالعین الین‌دن قاپمیشام سنی

سن بوگون سئوینجیم، قانادیم قولوم
دونن اوره‌ییمه داغ اولموسان سن
هئچ آنا بطنینه دوشمه‌میش اوغلان
بو آتا کؤنلوم‌ده دوغولموسان سن

اؤزون‌ده بیلمیرسن، اؤز قیمتینی
دؤیوش سنگریم‌سن، قالام‌سان منیم
بیر ائوین غیب اولموش سعادتینی
مین ائوه قایتاران بالام‌سان منیم

ان بؤیوک سئوینج‌سن، ان مقدس غم
منی اود ایچینه آتان تبریزیم
اوزونه باخاندا بالام دئییرم
آدینی چکنده آتام تبریزیم

من سنی گؤرنده چیرپینیر قلبیم
دئییرلر ناشی‌یام، گؤرمه‌میشم من
آلیرام بوینوما، نیه گیزلدیم
سنین‌تک سعادت گؤرمه‌میشم من

آنان سود وئریب‌دی فقط، من سنه
کؤکسوم‌ده کؤزه‌رن اودو وئرمیشم
سئچیب میلیون-میلیون آدلار ایچینده
دونیادا ان گؤزل آدی وئرمیشم

سن اوغول، سن ایگید، سن ار اوغلو ار
ایفتیخارلا داشی سن اؤز آدینی
مغریبه، مشریقه، عالمه گؤستر
آلنیندا گیزلنمیش استعدادینی

بیر سحر، بیر گونش وار منزیلیمده
قوی دونیالار بیلسین نه‌چی‌سن، کیمسن
کیچیک منزیلیمده، دار منزیلیم‌ده
سن اوجسوز بوجاقسیز مملکتیم‌سن

ای بالا تبریزیم گون او گون اولسون
آنا تبریزیمه من آزاد دئییم
اوستاد شهریارلا گؤروشون اولسون
تبریزی تبریزه قول قاناد دئییم

آرزولار کؤنلومده چئشمه-چئشمه‌دی
آرزولار قوینون‌دا بوی آتمیش کونول
سنی آرزوم اوچون، آمالیم اوچون
سنی دؤیوش اوچون یاراتمیش کونول

آتانین عؤمرونده اوغول یاراشیق
قوی بیر نفس آلیم داها درین‌دن
من اؤز تبریزیم‌له بوگون یاناشی
کئچیرم باکی‌مین کوچه‌لرین‌دن

بو گون یاغیش یاغیر، قورخما یاغیش‌دان
توفان‌دا، شیمشک‌ده برکیسین جانین
سن منیم بالامسان، من سنین آتان
بیر جوت اوغلویوق آذربایجانین

۱- محمت آکیف ارسوی
۲- میللی قهرمان تبریز خلیل‌بیلی‌، ایستیقلال شاعیری خلیل‌ریضا اولوتورک-ون میراسیندا
_________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍1
بیان‌نامه طیف مستقل ادبیات آذربایجان
جهت محکوم کردن جنایات رژیم اشغالگر ارمنستان و حمایت مردم آذربایجان جهت بازپس‌گیری منطق اشغالی قره‌باغ.

لطفاً به لینک زیر مراجعه نموده و پس از مطالعه متن بیان‌نامه در صورت تمایل و صلاحدید با افزودن نام، نام خانوادگی و زمینه فعالیت ادبی، حمایت خود را اعلام نمایید.

لینک بیان‌نامه در حساب اینستاگرام:
https://www.instagram.com/p/CF7b-f5DN2u/?igshid=s2n0mc0aual1

________________________________
آذربایجان موستقیل یازیچی‌لار طیفی‌نین بیاناتی

آذربایجان موستقیل یازیچی‌لاری‌نین ائرمنی ایشغالچی دؤولتینی قیناماسی و آذربایجان میلتی‌نین اؤز ائوینی مودافعه ائتمه‌سی‌نین دستک بیانتی.

لوطفن آشاغی‌دا قئید اولونان لینکه کئچیب، بیاناتی اوخودوق‌دان سونرا، اویغون گؤرسه‌نیز، آد، سؤی آد و ادبیات‌دا چالیشدیغینیز ساحه‌نی قید ائده‌رک، قول چکین.

بیاناتین اینستاگرام اکانتی‌نین لینکی:
https://www.instagram.com/p/CF7b-f5DN2u/?igshid=s2n0mc0aual1

______________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍1
یادداشت: PKK و امر واقع - بخش اول
#آتیلا_حاجیزاده


"امر واقع" با آنچه که "واقعیت" می‌نامیم وجهه‌های بسیار متفاوتی دارد به‌گونه‌ای که در عین مبهم و پیچیده بودن درحالتی غیر قابل تغییر به‌سر می‌برد. "امر واقع" ماهیت غیرقابل دسترسی است که به ازای "بیرونی" فیزیکی آن ماهیت خود را در حاله ابهام و متافیزیک نگه داشته است که درنتیجه علی‌رغم اذعان به حضورش از بیان و مشاهده آن در حوزه نمادین ناتوانیم.

امر واقع در حوزه "انتوژیکال" نه‌تنها متفاوت از "واقعیت" است بلکه با قرار گرفتن در برابر آن به چگونگی رابطه میان هستار‌ها می‌پردازد که «هایدگر» در باره تمایز "انتیک" و "انتوژیک" این دو نوع هستی را بعنوان دو سطح تحلیل "دازاین" معرفی می‌نماید بگونه‌ای که در طبقه‌بندی این دو، سطحی که مربوط به بخش ملموس،محلی و قابل مشاهده دازاین است و معنای آن در ظل وجود موجودات درک می‌شود را "انتیک" و بخشی که ماوراء وجود مضاعف و در ارتباط با ژرف‌ساختی است که در اصل، شکل‌دهنده زیربنا بخش انتیک است و توصیف پدیدار شناختی را ارائه می‌دهد را "انتوژیک" می‌نامد.

«هایدگر» در گریزی دیگر سطح انتیک را با سیاست‌های مرسوم و هژمونی حاکم مربوط می‌داند و در مقابل سطح انتوژیک را در ارتباط با شیوه‌های تأسیس جامعه تعریف می‌نماید.

چنانکه «لاکان» درباره ماهیت رابطه به ماهیتی غیر عینی برای تعیین حد و حدودی هر عینی قائل است «ژیژک» نیز در بستر انتوژیکال" امر واقع را ماهیتی غیر عئینی یافته است یا بگونه‌ای که «ماری دالی» تفسیر می‌کند، امر واقع یک‌نوع واقعیت نهفته در پس واقعیت نیست بلکه خلاء یا تضادهای تهی واقعیت است که آن را ناکامل اما منسجم جلوه می‌دهد.

میل انسان امروز به کسب اطلاعات نهاد رسانه را در جهان امروز از اهمیت ویژه‌ای برخوردار می‌نماید تا با توجه به آن میل اطلاعات پیرامون رخدادهای جهانی را به افکار عمومی منتقل نماید اما تمایل قدرت‌ها به هدایت افکار عمومی این مسیر را با چالش‌های بسیاری همراه کرده است. اینچنین رسانه و به دنبال آن افکار عمومی و حتی خصوصی را وارد هزار تویی نموده که در نتیجه آن وادی تشخص سره از ناسره در بحرانی عظیم به‌سر می‌برد.

قدرت‌ها همواره در صدد هستند تا رخدادها را بگونه مطلوب و همراه با تفسیری که در اکثر مواقع با وارون‌نمایی همراه است منتشر کنند تا افکار عمومی را با مدیریتی دقیق به سمت و سوی دلخواه هدایت نموده و با خود همراه سازند که این گونه‌های مطلوب و تفاسیر دلخواه زمینه‌ پیچیده‌ای را به وجود می‌آورد که علی‌رغم وارون‌نمایی‌ها نمی‌توان آن را "خلاف واقعیت" یا غیر آن نامید چرا که آنچه وارون می‌شود نیز بخش قابل توجهی از کل واقعیت را اشغال کرده است.

در این بین رسانه‌ای که کانون قدرت و ثروت است همواره در صدد است تا با برجسته نمودن ابعاد "وارون‌" و "تراژدی‌سازی" افکار عمومی را جریحه‌دار نموده و امر واقع را به حاشیه براند تا رخداد به‌گونه‌ای که مطلوب قدرت است اشاعه پیدا کند؛ با گسترش فضای مجازی "نخبه‌ های جعلی" و "سلبریتی ها" با توجه به اینکه دستی بر جو دارند بهترین ابزار این اشاعه هستند بگونه‌ای که نقاب روشنفکری آنان در واقع از همان هژمونی مصرفگرایانه اقتدارگرایان به وام گرفته شده است و حفظ آن که در اصل عامل حفظ معروفیت و تفاوت آنهاست که در نتیجه حرکت در همان مسیر را می‌طلبد. دامنه‌ای که امروزه در مواجهه با "PKK" و شاخه‌های وابسته به آن (PYD, PJK, YPG, HDP) رو به رو هستیم نیز حول همین محور تحلیل می‌شود.
__________________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍1
پاراگراف
یادداشت: PKK و امر واقع - بخش اول #آتیلا_حاجیزاده "امر واقع" با آنچه که "واقعیت" می‌نامیم وجهه‌های بسیار متفاوتی دارد به‌گونه‌ای که در عین مبهم و پیچیده بودن درحالتی غیر قابل تغییر به‌سر می‌برد. "امر واقع" ماهیت غیرقابل دسترسی است که به ازای "بیرونی" فیزیکی…
یادداشت: PKK و امر واقع -بخش دوم
#آتیلا_حاجیزاده


در اصل "PKK" با جدا نمودن شاخه‌های مختلف خود واقعیتی ساخت تا نهان غیر دموکراتیک و اقتدارگرایانه خود را در پس آن پنهان کند اما رهبری (عبدالله اوجالان) را چون نشانه‌ای از امر واقع در نهاد تمامی آنان حفظ کرد تا از ایجاد مسیر موازی خود جلوگیری نماید. در همین راستا نیز همواره از تراژدی‌سازی جهت پیشبرد اهداف و اشاعه رخدادها به شیوه مطلوب خود بهره می‌جوید.

ا "PKK" اقدامات اقتدارگرایانه خود را در پس وارون‌نمایی‌ها پنهان نمود و با مترادف گرفتن شاخه‌های منتصب‌اش با "خلق کرد" همواره در جهت محکوم جلوه دادن اقدامات پیشگیرانه از اهداف نامبارک‌اش در تلاش است؛ بگونه‌ای که هیچ‌یک از تصفیه‌های نژادی، اشغالگری‌ها، کشتار غیرنظامیان و... هیچ‌یک افکار عمومی را متوجه خود نکرد اما آغاز عملیات‌های نظامی ترکیه در شمال سوریه در برابر تروریست‌های این گروه تبدیل به یکی از "تراژدی‌های انسانی" دهه اخیر شد.

در ایران نیز افکار عمومی و حتی گاها افکار خصوصی تحت تأثیر پروپاگاندا "PKK" و حامیان اقتدارگرای آنان با از غلاف درآوردن نقاب‌های اومانیستی، چپ، ناسیونالیستی و... فریاد "وا روژآوا" سر داده و در تطهیر تروریست‌های شمال سوریه سر از پا نشناختند، غافل از اینکه گاه و بیگاه سربازان جوان ما که بدون هیچ وابستگی به نهاد‌های حاکم با تیر مستقیم تروریست‌های منتسب به این گروه در ابتدای جوانی و با هزاران رویا به خاک می‌افتند اما هیچ‌یک از نقابداران اومانیست، چپ، ناسیونالیست و... اندکی غم به دل خود راه نداده و درگیر روزمره‌گی‌های مهمتر خود هستند.

"نخبه جعلی" علاوه بر اینکه درکی از امر واقع ندارد، بخاطر ابهام موجود در غیر عینی‌ها صحبت از آن را تحجر قلمداد می‌کند و به دلیل مصرف‌گرایی همه جانبه‌اش همیشه عینی‌ها را مورد توجه قرار می‌دهد؛ از اینرو در صدد است در مسیر تعیین شده هژمونی حاکم اقتدارگرایان و تمامیت خواهان حرکت نموده و همه را نیز به دنباله‌روی از آن تشویق نماید.

در ۲۴-ساعتی که گذشت «علی بیرامی» و «ساسان امیرخانی» دوسرباز وظیفه‌ای که در صفر مرزی خدمت سربازی خود را می‌گذراندند در مرز ۲۰-سالگی با تیر مستقیم "آزادیخواهان پژاک"! به خاک افتادند اما چون مصرفی برای رسانه‌های اقتدارگرایان و تمامیت خواهان تمام طرف‌ها نداشتند در سکوت محض در دل خاک آرام گرفتند.

اقتدارگرایان و تمامیت‌خواهان وابسته به "PKK" برای چندمین‌بار در چندماه گذشته صورت کریح و غیر انسانی خود را نمایان ساختند اما این چهره ضدخلقی بار دیگر در پس شعارهای خلقی پنهان شد و امر واقع جز قشری از کنشگران اجتماعی آذربایجان ذهن دیگری را به خود جلب نکرد.

نخبه‌های جعلی و رسانه‌های کانونی نیز سکوت محض خود را به عمق بیشتری کشیده و سخنی از این موضوع به میان نیاوردند و حتی به توجیه و انکار ماهیت کریح "PKK" و شاخه های وابسته به آن متوسل شدند اما آنچه که غیرقابل انکار و توجیه است شراکت این اقشار در به زمین ریخته شدن خون‌ جوانانی است که یکی پس از دیگری به خاک می‌افتند، همواره نقش سمپاتی این گروه‌ها را به خوبی ایفا نموده و برای حفظ نقاب‌ها و ژست‌های خود فریاد "وا روژآوا" سردادند.
__________________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍1
غزل:

سحر چاغی شهرین باغری سانکی قاندی باجی
قاریش-قاریش کوچه‌میز مینلر آغلایاندی باجی

بوغازلارا ساریلان ایستی مرمیلر قاطاری
بوغازدان آیریلانان ایستی قاندی، جاندی باجی

دومان بوروندو بیزه، سنگری ییخیب یاخدی
عکیزلرین یئرده...
یوخ...
الیم ده یاندی باجی

ّ سحر چاغی اؤلومو گوللـه‌لر اویاندیردی
دئشیک-دئشیک دئشیلن کؤکسوموز تالاندی باجی

اؤلوم آخیردی بیزی آلتینا چکیب ییخسین
ییخیلدی دوسلاریمیز صبریمیز جالاندی باجی

الیمده سولمادی آه... وئردیین قیزیل گوللر
آیاقلار آلتینا دوشدوکده تاپدالاندی باجی

نه قول قالار نه آیاق گؤوده‌میز ایتیب بیته‌جک
گلن صاباحلارا تک بیر پیلاک قالان‌دی باجی

اولوب-قالان دیکیلیب دیر، بیتن زامان‌دی باجی
الیم قولوم قورویوب گؤزلریم دومان‌دی باجی

#آتیلا_حاجیزاده
پاییز-۹۵

پ.ن: شهید عسکر «علی بیرامی»-نین باجی‌سی ایله چکدیردی‌یی شکیل.
پ.ن: اوتانیم یئرینه آی اوتانمایان
______________________________
@Atilla_hajizade
@Atilla_hajizade
👍1
پاراگراف pinned «یادداشت: PKK و امر واقع - بخش اول #آتیلا_حاجیزاده "امر واقع" با آنچه که "واقعیت" می‌نامیم وجهه‌های بسیار متفاوتی دارد به‌گونه‌ای که در عین مبهم و پیچیده بودن درحالتی غیر قابل تغییر به‌سر می‌برد. "امر واقع" ماهیت غیرقابل دسترسی است که به ازای "بیرونی" فیزیکی…»
صدای این دهل از دورهم خوش نیست
#آتیلا_حاجیزاده

ایجاد گفتمان اساسی‌ترین راه برای بسط یک اندیشه و حرکت در راه تحول‌خواهی است؛ بگونه‌ای که طی آن، ایده مطرح شده سوای نقد با آلترناتیوهای بسیاری هم مواجه خواهد شد.

این تظارب علاوه بر اینکه در بستر جامعه مدنی ایده‌ای مترقی را به گفتمانی حاکم تبدیل خواهد کرد بلکه به واسطه منشی که طی گفتمان ایجاد نموده است دگماتیسم نهفته در ایده‌ها و حتی گفتمان های موجود را به بستری دموکراتیک و پولوفونیک می‌کشاند که در نتیجه آن هر اجتماعی به اندازه خود از آزادی‌های موجود بهره‌مند می‌شود.

دغدغه فاشیزم رسیدن به مسند قدرت است و از اینرو همه را به تبعیت از دولت می‌خواند؛ چراکه برای به غایت رساندن ایده‌های تمامیت خواهانه خود به شدت عجله دارد و به دلیل زمان‌بر بودن، "بسط اندیشه از طریق ایجاد گفتمان" را مردود می‌داند.

از اینرو فاشیسم کسی را جز خود به رسمیت نمی‌شناسد و حتی جز خود را شهروند نیز به حساب نمی‌آورد. او بی‌محابا عمل می‌کند و مخالفان یا حتی منتقدان او گناهکاراند و باید به شدیدترین نوع مجازات بشوند.

فاشیسم خواست دولت را عین قانون می‌داند و همین تمامیت‌خواهی موجب می‌شود که نشستن بر "مسند قدرت" و یا نفوذ در آن تا "اشغال کامل دولت" در اولویت او باشد.

الغرض "ناسیونالیسم باستانگرای پهلوی" برخواسته از باهماد آزادگان احمد کسروی، بنیاد محمود افشار، حزب پان ایرانیست پزشک‌پور و... که امروز به جریان ایرانشهری معروف است؛ پس از انقلاب در بدنه نفوذ کرده و در حال اشغال کامل آن است. طیفی گسترده از فاشیست‌های تمامیت خواه تمام طرف‌ها اعم اصلاح‌طلب،مشروطه‌خواه، سلطنت‌طلب، اصولگرا، جمهوری‌خواه و... را در صفوف مختلف خود جای داده است تا کسانی که یک روز "صندوق جریمه برای تکلم به زبان مادری" راه انداخته بودند امروز هم "طرح بسندگی" و "ممنوعیت اسامی غیر فارسی" را تصویب نمایند که فردا روزی اگر فتوای احداث کوره‌های آدم‌سوزی یا مقطوع‌النسل کردن غیر فارس‌ها را نیز صادر کنند بازهم جای تعجب نیست.

ایرانشهری یک جناح نیست، برنامه‌ای است که برای فردای ایران طرح‌ریزی شده و در جریان است، برنامه‌ای بی‌عمق در نتیجه مخفوف که می‌تواند منطقه‌ای چون خاورمیانه و حتی فراتر از آن را به صحنه جنگ و خونریزی تبدیل نماید زیرا چنان‌که در ابتدا اشاره کردیم:

دغدغه ایرانشهری رسیدن به مسند قدرت است و از اینرو همه را به تبعیت از دولت می‌خواند و چون برای به غایت رساندن ایده‌های تمامیت خواهانه خود به شدت عجله دارد و به دلیل زمان‌بر بودن، بسط اندیشه از طریق ایجاد گفتمان را مردود می‌داند.

از اینرو ایرانشهری کسی جز خود را به رسمیت نمی‌شناسد و حتی جز خود را شهروند نیز به حساب نمی‌آورد بی‌محابا عمل می‌کند؛ اینچنین مخالفان یا حتی منتقدان او گناهکاراند و باید به شدید نوع مجازات بشوند.

ایرانشهری خواست دولت را عین قانون می‌داند و همین تمامیت‌خواهی موجب می‌شود که نشستن بر مسند قدرت یا نفوذ در آن تا اشغال کامل دولت در اولویت او قرار بگیرد.

پ.ن: میخواستم از ممنوعیت اسامی غیر فارسی بنویسم اما دیدم موضوع به‌ قدری آشکار است که نیازی به نوشتن نیست.

__________________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍1
به مناسبت ۲۹-مهر؛ سالروز دیدار "کمیته سازمان کنفرانس اسلامی" با آیت‌الله خمینی:

از فتح قدس تا مرز نوردوز
#آتیلا_حاجیراده

یک هفته پس از آغاز جنگ "ایران-عراق"، "شورای امنیت سازمان ملل" با تشکیل یک جلسه اضطراری ضمن صدور "قطعنامه ۴۷۹" خواستار آتش‌بس فوری و حل اختلافات از راه‌های دیپلماتیک شد. این قطعنامه توسط عراق که ۲۰هزار کیلومتر از خاک ایران را در اشغال داشت پذیرفته شد اما "جمهوری اسلامی ایران" از پذیرش آن سرباز زد و پذیرش هرگونه قطعنامه و آتش‌بس را تا عقب‌نشینی عراق رد کرد.

سران "جمهوری اسلامی ایران" میانجی‌گری "کیمته حسن‌نیت سازمان کنفرانس اسلامی" که ۷-مهر به جهت ارائه پیشنهادات مبنی‌بر آتش‌بس به تهران آمده بودند را نیز نپذیرفته و دست رد به سینه آنها زد. حبیب شطی، یاسر عرفات، محمد ضیا الحق بار دیگر در ۲۹-مهرماه همان سال نیز با "آیت‌ الله خمینی" دیدار کردند اما اینبار نیز با دست ردی قاطع‌تر از رد قبلی مواجه شدند.

"جمهوری اسلامی ایران" در در مجموع ۱۷-قطعنامه سازمان ملل و چندین پیشنهاد، میانجی‌گری و... سازمان‌های بین‌المللی، اسلامی و... را رد کرد چراکه معتقد بود تا عراق از مناطق اشغالی عقب‌نشینی نکند آتش‌بس را نپذیرفته و اجرا نخواهد کرد.

اگرچه درخواست جمهوری اسلامی ایران مبنی بر عقب‌نشینی قبل از اعلام آتش‌بس امکان‌پذیر نبود چراکه بازگشت به مرزهای بین‌المللی چنانکه بر سر قطعنامه ۵۹۸ نیز دیدیم، پس از پذیرش آتش‌بس می‌توانست صورت اجرایی پیدا کند اما با این وجود جمهوری اسلامی، ۸-سال بر حرف خود پافشاری کرد؛ دوستی صمیمی مانند عرفات، التحریر و فتح نیز که پیش از انقلاب آموزش نیروهای انقلابی را عهده‌دار شده بودند، به دلیل تن دادن به مذاکره صلح فلسطین و اسرائیل و دعوت ایران به مذاکره و سازش با عراق مغضوب واقع و به نماد شرم تبدیل شد.

امروز "جمهوری آذربایجان" درخواست غیر عادی یا خارق‌العاده ای را مطرح نمی‌کند. او با وجود اینکه بارها و بارها با عهدشکنی و جنایت‌های طرف مقابل را متحمل شده بود به تمامی پیشنهادها و درخواست‌های آتش‌بس تن داده است اما با این وجود هنوز هم شخصیت‌های وابسته به حکومت همچنان طرفین را به آتش‌بس و صلح دعوت می‌کنند.

به راستی چه رخ داده است؛ ایده‌ای مذاکره‌ با متجاوز را خیانت به حساب می‌آورد و قرار بود مقاوت را تا فتح قدس گسترش دهد؛ امروز علی‌رغم مطالبات مردمی از بستن مرز نوردوز سرباز می‌زند و زبان شخصیت‌هایش پس از عهدشکنی‌های مکرر ارمنستان به صلح، آتش‌بس و مذاکره باز شده و مطالبات برای بسته شدن نوردوز را با باتوم جواب میدهد.

پ.ن: محمدعلی رجایی، نخست‌وزیر دولت اول و رئیس جمهور دولت دوم گفته بود: "تنها شهادت است که ما را از صحنه نبرد خارج خواهد کرد. به همین جهت است که ما به هیچ وجه بحث میانجی و مذاکره و حتی حسن نیتی که بخواهد ما را تشویق به مذاکره کند نمی‏پذیریم."
(فصلنامه مطالعات جنگ ایران و عراق، شماره اول، تابستان ۱۳۸۱).
__________________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
👍1