ژانویه سیاه - qara yanvar
"ژانویه سیاه" یا "ژانویه خونین" یادآور قتلعام خونین مردم "جمهوری آذربایجان" بدست "ارتش سرخ اتحاد جماهیر شوروی" است.
ارتش اتحاد جماهیر شوروی در روز «بیستم ژانویه ۱۹۹۰» بدون اعلام وضعیت فوقالعاده و بهجهت مقابله حرکات استقلال طلبانه آذربایجان وارد شهر باکو شده و جنایات هولناکی را رقم زدند.
طی هجوم ارتش سرخ، چندین انسان جان خود را از دست داده و شمار زیادی زخمی یا مفقود شدند. چندصد منزل مسکونی بر سر ساکنان آن ویران گشته و تعداد قابل توجهی خودرو به آتش کشیده شده یا زیر زنجیر تانکها منهدم شدند.
_________________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
"ژانویه سیاه" یا "ژانویه خونین" یادآور قتلعام خونین مردم "جمهوری آذربایجان" بدست "ارتش سرخ اتحاد جماهیر شوروی" است.
ارتش اتحاد جماهیر شوروی در روز «بیستم ژانویه ۱۹۹۰» بدون اعلام وضعیت فوقالعاده و بهجهت مقابله حرکات استقلال طلبانه آذربایجان وارد شهر باکو شده و جنایات هولناکی را رقم زدند.
طی هجوم ارتش سرخ، چندین انسان جان خود را از دست داده و شمار زیادی زخمی یا مفقود شدند. چندصد منزل مسکونی بر سر ساکنان آن ویران گشته و تعداد قابل توجهی خودرو به آتش کشیده شده یا زیر زنجیر تانکها منهدم شدند.
_________________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
هویتگرایان موقعیتطلب
#آتیلا_حاجیزاده
در طول سالیان متمادی فعالین هویتگرا در یادداشتها و صحبتهای خود همواره از طیفی صحبت کردهاند که جریان را با امتیازات «مالی-تجاری» معامله کرده و خیر و صلاحی بغیر از آذربایجان را پیش گرفتهاند تا که همگرایی انتخابات "مجلس دهم در اسفند۹۴" قدرت واقعی جریان را آشکار نموده و دلالان و معاملهگران را به حاشیه راند؛ اما چنانکه بنظر میآید امروز نیز با ظهور طیفی مواجهیم، که وارد گود انتخابات مجلس یازدهم شده و در معاملهگری و دلالی روی طیف قبلی را سفید نمودهاند چرا که گویی «موقعیتطلبی» آنان بر آرمانخواهیشان تقدم دارد.
"انتخابات مجلس دهم" در اسفند۹۴ پیروزی بزرگی برای جریان «هویتگرایی» بهشمار میآید چرا که این جریان توانست درنتیجه یک همگرایی نتیجه انتخابات را بگونه مطلوب خود رقم زده و سه نماینده لیست حمایتی هویتگرایان را راهی بهارستان نماید.
پیروزی مجلس دهم مدعیان زیادی را نیز برجای گذاشت که امروز هرکدام به زعم خود معتقدند که نقشی کلیدی در این میدان ایفا نمودهاند و این موفقیت بدون آنها امکانپذیر نبوده است. این دسته افراد با چشمپوشی از نقش خردجمعی و همکاری گسترده بین طیفهای جریان هویت تنها و تنها خود را در صدر جریان معرفی میکنند.
سردمداران خودخوانده "هویتگرایی" علیرغم اینکه نمایندگان فعلی آزمون خود را پس دادهاند و عدم کارایی و کارکرد آنان در راستای وصول مطالبات هویتی و آذربایجان بر همگان اثبات شدهاست؛ هنوز هم به دنبال این نمایندگان در آمد و شد هستند که مجددا لیستی حمایتی از آنان منتشر کرده و جامعه را دعوت به مشارکت و حمایت از همین اشخاص معلومالحال نمایند.
اینکه این افراد شاید روزی از صادقترین رفقایمان بودند و یا از روز اول نقاب بر چهره زده و نقش بازی میکردند، زیاد مهم نیست و آنچه حائز اهمیت است، آشکار شدن ماهیت این افراد در شرایط بحرانی کنونی است که چگونه و به چه ترفندهایی آذربایجان و اورمیه را فراموش کرده و به دریوزگی میز ریاستی، امتیازات موقعیتی و.... افتادهاند.
این ارزان قیمتان سیاسی در صدد هستند که امروز با حمایت از اشخاص معلومالحال خود را به نان و نوایی رسانده و از قبال حمایتی که نام آذربایجان را برچسب آن کردهاند، خود را به میز های ریاستی و عناوین مناصب دولتی برسانند اما غافل از آن هستند که همانند دلالان سیاسی و دریوزگان مالی-تجاری سالهای گذشته جایی بغیر از انباری نفرت نخواهند داشت و پس از چندی بعنوان ورشکسته سیاسی بر سر زبانها افتاده و مضمون مثالها خواهند گشت.
__________________________________
#پاراگراف
@paragraph
@Paragraph
#آتیلا_حاجیزاده
در طول سالیان متمادی فعالین هویتگرا در یادداشتها و صحبتهای خود همواره از طیفی صحبت کردهاند که جریان را با امتیازات «مالی-تجاری» معامله کرده و خیر و صلاحی بغیر از آذربایجان را پیش گرفتهاند تا که همگرایی انتخابات "مجلس دهم در اسفند۹۴" قدرت واقعی جریان را آشکار نموده و دلالان و معاملهگران را به حاشیه راند؛ اما چنانکه بنظر میآید امروز نیز با ظهور طیفی مواجهیم، که وارد گود انتخابات مجلس یازدهم شده و در معاملهگری و دلالی روی طیف قبلی را سفید نمودهاند چرا که گویی «موقعیتطلبی» آنان بر آرمانخواهیشان تقدم دارد.
"انتخابات مجلس دهم" در اسفند۹۴ پیروزی بزرگی برای جریان «هویتگرایی» بهشمار میآید چرا که این جریان توانست درنتیجه یک همگرایی نتیجه انتخابات را بگونه مطلوب خود رقم زده و سه نماینده لیست حمایتی هویتگرایان را راهی بهارستان نماید.
پیروزی مجلس دهم مدعیان زیادی را نیز برجای گذاشت که امروز هرکدام به زعم خود معتقدند که نقشی کلیدی در این میدان ایفا نمودهاند و این موفقیت بدون آنها امکانپذیر نبوده است. این دسته افراد با چشمپوشی از نقش خردجمعی و همکاری گسترده بین طیفهای جریان هویت تنها و تنها خود را در صدر جریان معرفی میکنند.
سردمداران خودخوانده "هویتگرایی" علیرغم اینکه نمایندگان فعلی آزمون خود را پس دادهاند و عدم کارایی و کارکرد آنان در راستای وصول مطالبات هویتی و آذربایجان بر همگان اثبات شدهاست؛ هنوز هم به دنبال این نمایندگان در آمد و شد هستند که مجددا لیستی حمایتی از آنان منتشر کرده و جامعه را دعوت به مشارکت و حمایت از همین اشخاص معلومالحال نمایند.
اینکه این افراد شاید روزی از صادقترین رفقایمان بودند و یا از روز اول نقاب بر چهره زده و نقش بازی میکردند، زیاد مهم نیست و آنچه حائز اهمیت است، آشکار شدن ماهیت این افراد در شرایط بحرانی کنونی است که چگونه و به چه ترفندهایی آذربایجان و اورمیه را فراموش کرده و به دریوزگی میز ریاستی، امتیازات موقعیتی و.... افتادهاند.
این ارزان قیمتان سیاسی در صدد هستند که امروز با حمایت از اشخاص معلومالحال خود را به نان و نوایی رسانده و از قبال حمایتی که نام آذربایجان را برچسب آن کردهاند، خود را به میز های ریاستی و عناوین مناصب دولتی برسانند اما غافل از آن هستند که همانند دلالان سیاسی و دریوزگان مالی-تجاری سالهای گذشته جایی بغیر از انباری نفرت نخواهند داشت و پس از چندی بعنوان ورشکسته سیاسی بر سر زبانها افتاده و مضمون مثالها خواهند گشت.
__________________________________
#پاراگراف
@paragraph
@Paragraph
از کمالات استاندار امنیتی دولت بهار
#آتیلا_حاجیزاده
گردهماییهای شهریورماه سال۹۰، در اعتراض به خارج شدن طرح دوفوریتی احیا دریاچه اورمیه از دستور کار مجلس شورای اسلامی با بیتدبیری استاندار وقت آذربایجانغربی به خشونت کشیده شد. وی که در همان زمان رئیس شورای تأمین استان نیز بشمار میآمد، گردهمایی مردم اورمیه با سرفصل حفظ محیط زیست آذربایجان برپا شده بود را وارد فاز امنیتی کرده و بسیاری از فعالین و معترضین را روانه بازداشتگاهها و زندان نمود.
"استاندار امنیتی دولت بهار" که در اصل وظیفه مدیریت موضوع و رساندن صدای معترضان بهگوش مرکز را عهدهدار بود دستور برخورد گاز انبری با تجمع حامیان محیط زیست آذربایجان و احیا دریاچه اورمیه را صادر کرد.
"استاندار بهاری" به همین برخوردهای میدانی نیز بسنده نکرده و با صدور بخشنامهای تهدیدآمیز برای رسانه، هشدار داد که اجازه ندارند مطالب پیرامون دریاچه اورمیه را نشر دهند.
وحید جلالزاده بارها دشمنی خود را با هویتگرایان که یکی از قویترین گروههای آشنا با دغدغههای مردمی میباشند را آشکار نموده و در دوره زمامداری خود از هیچگونه سرکوبی علیه آنان فروگذار نکرده است.
حضور وی در لیست حمایتی گروهی از «مدعیان هویتگرایی» دهنکجی به اصول جریان هویت، گردهمایی حامیان احیا دریاچه اورمیه و فعالین صادقیاست که از قبل برخوردهای امنیتی وی با یک مسئله زیست محیطی متحمل هزینههایی گزاف شدهاند.
__________________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
#آتیلا_حاجیزاده
گردهماییهای شهریورماه سال۹۰، در اعتراض به خارج شدن طرح دوفوریتی احیا دریاچه اورمیه از دستور کار مجلس شورای اسلامی با بیتدبیری استاندار وقت آذربایجانغربی به خشونت کشیده شد. وی که در همان زمان رئیس شورای تأمین استان نیز بشمار میآمد، گردهمایی مردم اورمیه با سرفصل حفظ محیط زیست آذربایجان برپا شده بود را وارد فاز امنیتی کرده و بسیاری از فعالین و معترضین را روانه بازداشتگاهها و زندان نمود.
"استاندار امنیتی دولت بهار" که در اصل وظیفه مدیریت موضوع و رساندن صدای معترضان بهگوش مرکز را عهدهدار بود دستور برخورد گاز انبری با تجمع حامیان محیط زیست آذربایجان و احیا دریاچه اورمیه را صادر کرد.
"استاندار بهاری" به همین برخوردهای میدانی نیز بسنده نکرده و با صدور بخشنامهای تهدیدآمیز برای رسانه، هشدار داد که اجازه ندارند مطالب پیرامون دریاچه اورمیه را نشر دهند.
وحید جلالزاده بارها دشمنی خود را با هویتگرایان که یکی از قویترین گروههای آشنا با دغدغههای مردمی میباشند را آشکار نموده و در دوره زمامداری خود از هیچگونه سرکوبی علیه آنان فروگذار نکرده است.
حضور وی در لیست حمایتی گروهی از «مدعیان هویتگرایی» دهنکجی به اصول جریان هویت، گردهمایی حامیان احیا دریاچه اورمیه و فعالین صادقیاست که از قبل برخوردهای امنیتی وی با یک مسئله زیست محیطی متحمل هزینههایی گزاف شدهاند.
__________________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
آرمان ستیزان
#آتیلا_حاجیزاده
آشناییام با دکتر گلشن نوروزی از سال ۹۲ بواسطه حضور در جلسات نویسندگی آغاز شد. دیدگاههای هویتی، عشق و علاقه به آذربایجان و اورمیه و رنجهای طبقه فقیر و محروم جامعه ترجیعبند نوشتههایش بود.
او بر تاریخ آذربایجان تسلط دارد و همیشه در راستای انعکاس رنجهای تاریخی این خطه کوشیده است. از اورمیه در «غبار گرفته» تا «در تو تکرار سکوت را میبینم» بیانگر همین واقعیت است که روح هویتگرایی و دغدغههای آذربایجان محور او اگر بیشتر از ما نباشد کمتر از ما نیست.
افرادی که فریب سبد رأی دشمنانشان را خورده و سادهلوحانه به تخریب گلشن نوروزی و لیست واحد هویتگرایان با عنوان «اورمو یازارلار بیرلیگی» مشغول هستند چگونه در مقابل وجدان خود سرافکنده نمیشوند؟
روح آرمانگرایی در این افراد فروکش کرده است بگونهای فزونی سبد رأی در نزد آنها بر صداقت، روحیه حقطلبی و آذربایجان محوری تقدم یافته است.
اگر گلشن نوروزی در انتخابات مجلس دهم و شورای پنجم شهر ناکام ماند سبب آن را نه در عدم توانایی وی، بلکه در دیدگاه های غلط و مردود امثال شماها باید جستوجو کرد که حرکت از پی صاحبان زر و زور را بر حمایت از افراد نزدیک به جریان خود ترجیح دادهاید.
_________________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
#آتیلا_حاجیزاده
آشناییام با دکتر گلشن نوروزی از سال ۹۲ بواسطه حضور در جلسات نویسندگی آغاز شد. دیدگاههای هویتی، عشق و علاقه به آذربایجان و اورمیه و رنجهای طبقه فقیر و محروم جامعه ترجیعبند نوشتههایش بود.
او بر تاریخ آذربایجان تسلط دارد و همیشه در راستای انعکاس رنجهای تاریخی این خطه کوشیده است. از اورمیه در «غبار گرفته» تا «در تو تکرار سکوت را میبینم» بیانگر همین واقعیت است که روح هویتگرایی و دغدغههای آذربایجان محور او اگر بیشتر از ما نباشد کمتر از ما نیست.
افرادی که فریب سبد رأی دشمنانشان را خورده و سادهلوحانه به تخریب گلشن نوروزی و لیست واحد هویتگرایان با عنوان «اورمو یازارلار بیرلیگی» مشغول هستند چگونه در مقابل وجدان خود سرافکنده نمیشوند؟
روح آرمانگرایی در این افراد فروکش کرده است بگونهای فزونی سبد رأی در نزد آنها بر صداقت، روحیه حقطلبی و آذربایجان محوری تقدم یافته است.
اگر گلشن نوروزی در انتخابات مجلس دهم و شورای پنجم شهر ناکام ماند سبب آن را نه در عدم توانایی وی، بلکه در دیدگاه های غلط و مردود امثال شماها باید جستوجو کرد که حرکت از پی صاحبان زر و زور را بر حمایت از افراد نزدیک به جریان خود ترجیح دادهاید.
_________________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
جناح جاوید-شبستری و رسم سازش و خیانت
#آتیلا_حاجیزاده
شاید همیشه برایمان سوال بوده است که افراد خیانتکاری مانند سلام الله جاوید«وزیر کشور حکومت ملی آذربایجان» و حاجعلی شبستری «رئیس انجمن ایالتی آذربایجان» چگونه از بطن نهضت دموکراتیک آذربایجان برآمدهاند؟
جاوید و شبستری سوای مسئولیت خود در حکومت فرقه دموکرات، از چهرههای شاخص آزادیخواه در آذربایجان بودهاند اما بعدها راه مذاکره را پیش گرفته و طی یک کودتای نرم جناح پیشهوری-پادگان را حذف کرده و آذربایجان را دو دستی تقدیم ارتش خونخوار شاهنشاهی و حاجعلی رزمآرا کردند.
گویا تاریخ در هر لحظه و آنی درحال تکرار است بگونهای که امروز اشخاص مدعی میراثداری فرقه دموکرات آذربایجان به حمایت از کسی برخواستهاند که اساسا فرقه را خائن میداند و روز سقوط آن را با همان ادبیات شاهنشاهی و پانفارسیستی «روز نجات آذربایجان» قلمداد میکند و با اشتراک گذشتن مطالبی از سران تیم آذریها خوشحالی خود را از سرکوب آذربایجانیان ابراز میدارد.
واقعیت امر اینجاست که لغزشهای میلیمتری، درطول مسیر انحرافاتی کیلومتری را رقم خواهد زد و همین عدول از آرمان و اصول بنیادی، مرز خدمت و خیانت را مشخص خواهد کرد.
راستی اگر به سالهای ۲۴-۲۵ بازگردیم، چه کسانی در جبهه «سلام الله جاوید»ها و «علی شبستری» ها ایفای نقش خواهند کرد؟
با یک برخورد استعاری با متن فوق و روایتی که از نهضت دموکراتیک آذربایجان ایراد شد میتوانیم در خصوص سوال طرح شده به پاسخی واضح دست یابیم.
پ.ن: بزرگی نامها باعث نشود که جای خادم با خائن اشتباه شود.
پ.ن: تصویر را حتما مشاهده نمایید.
__________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
#آتیلا_حاجیزاده
شاید همیشه برایمان سوال بوده است که افراد خیانتکاری مانند سلام الله جاوید«وزیر کشور حکومت ملی آذربایجان» و حاجعلی شبستری «رئیس انجمن ایالتی آذربایجان» چگونه از بطن نهضت دموکراتیک آذربایجان برآمدهاند؟
جاوید و شبستری سوای مسئولیت خود در حکومت فرقه دموکرات، از چهرههای شاخص آزادیخواه در آذربایجان بودهاند اما بعدها راه مذاکره را پیش گرفته و طی یک کودتای نرم جناح پیشهوری-پادگان را حذف کرده و آذربایجان را دو دستی تقدیم ارتش خونخوار شاهنشاهی و حاجعلی رزمآرا کردند.
گویا تاریخ در هر لحظه و آنی درحال تکرار است بگونهای که امروز اشخاص مدعی میراثداری فرقه دموکرات آذربایجان به حمایت از کسی برخواستهاند که اساسا فرقه را خائن میداند و روز سقوط آن را با همان ادبیات شاهنشاهی و پانفارسیستی «روز نجات آذربایجان» قلمداد میکند و با اشتراک گذشتن مطالبی از سران تیم آذریها خوشحالی خود را از سرکوب آذربایجانیان ابراز میدارد.
واقعیت امر اینجاست که لغزشهای میلیمتری، درطول مسیر انحرافاتی کیلومتری را رقم خواهد زد و همین عدول از آرمان و اصول بنیادی، مرز خدمت و خیانت را مشخص خواهد کرد.
راستی اگر به سالهای ۲۴-۲۵ بازگردیم، چه کسانی در جبهه «سلام الله جاوید»ها و «علی شبستری» ها ایفای نقش خواهند کرد؟
با یک برخورد استعاری با متن فوق و روایتی که از نهضت دموکراتیک آذربایجان ایراد شد میتوانیم در خصوص سوال طرح شده به پاسخی واضح دست یابیم.
پ.ن: بزرگی نامها باعث نشود که جای خادم با خائن اشتباه شود.
پ.ن: تصویر را حتما مشاهده نمایید.
__________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
Telegram
attach 📎
Forwarded from آتیلا حاجی زاده
علیرضا نابدل (اوختای)ین قیزیل رویالارینا سونولور:
ال-اله دویمهلری قیر دوداغیندان آرزو
باخ یاخین دیر سحره، باخ...
آچیلیر دان آرزو
سنی تاپشیردی گؤیون باغرینا سسسیز-گیزلین
دان چیخاندا آسیلارکن نئچه اینسان آرزو
ال-اله سسلدی بیر گون گئدیریک آرزو گیله
گوللهلر ییخدی اونو، تاپمادی ایمکان آرزو
ال-اله بو شهرین دوشلرینه گول اکدیک
جان آتیر سولدورا آه... گوللری زیندان آرزو
کور ائله شیرلری ائوده، بیر ایچیم ایچمه داها
قاتیلیب بیر نئچه واقت دیر سولارا قان آرزو
سن کی قورخمازلارا قورآن سایاغی ازبرسن
سن ندن هر گئجهدن قورخولانیرسان آرزو
قویما 20اینجی لرین دهشتی قالسین دیلده
ال-اله دویمه لری قیر دوداغین دان آرزو
#آتیلا_حاجیزاده
پ.ن: ۲۲اسفند علیرضا نابدل-ین اعدام گونو.
__________________________________
@Atilla_hajizade
@Atilla_hajizade
ال-اله دویمهلری قیر دوداغیندان آرزو
باخ یاخین دیر سحره، باخ...
آچیلیر دان آرزو
سنی تاپشیردی گؤیون باغرینا سسسیز-گیزلین
دان چیخاندا آسیلارکن نئچه اینسان آرزو
ال-اله سسلدی بیر گون گئدیریک آرزو گیله
گوللهلر ییخدی اونو، تاپمادی ایمکان آرزو
ال-اله بو شهرین دوشلرینه گول اکدیک
جان آتیر سولدورا آه... گوللری زیندان آرزو
کور ائله شیرلری ائوده، بیر ایچیم ایچمه داها
قاتیلیب بیر نئچه واقت دیر سولارا قان آرزو
سن کی قورخمازلارا قورآن سایاغی ازبرسن
سن ندن هر گئجهدن قورخولانیرسان آرزو
قویما 20اینجی لرین دهشتی قالسین دیلده
ال-اله دویمه لری قیر دوداغین دان آرزو
#آتیلا_حاجیزاده
پ.ن: ۲۲اسفند علیرضا نابدل-ین اعدام گونو.
__________________________________
@Atilla_hajizade
@Atilla_hajizade
نگاهی به قتلعام جیلولوق-بخش تول
#آتیلا_حاجیزاده
مقدمه
رویداد تاریخی موسوم به جیلولوق یادآور قتل عام مردم آذربایجان در شهرهای (اورمیه، سلماس، خوی و ...) است، واقعه ای بسیار اسفبار، از حضور داشتناک های ارمنی و حمایت مسیونر های فرانسوی و دولت های انگلستان و روسیه از قوای جیلوهاست.
انقلاب ۱۹۱۷ در روسیه واقعهای بود که سرنوشت جهانی را تحت تأثیر خود قرار داده و منطقه را دستخوش تغییراتی نمود. وقوع انقلاب و مهاجرات سالداتهای روس از اراضی ایران دول متفق را با خلأ جدی مواجه نمود. چراکه قدرت یافتن ملی گرایان در امپراطوری عثمانی و تشکیل حکومت دموکراتیک آذربایجان در شمال آراز و در حالت کلی فروپاشیدگی و عدم انسجام در اراضی امپراطوری روسیه متفقین را برآن داشت تا با تجهیز ارامنه و ایجاد شورش داخلی در اثنای جنگ جهانی اول به نفع متفقین حکومت عثمانی را به تجزیه کشانده و با تشکیل دولتی ارمنی مدیریت ژئوپولوتیک منطقه را در دست گیرند و به نحوی خلأ ناشی از فروپاشی دولت تزارها جبران نمایند.
روزهای پایانی جنگ جهانی اول تاریخ سرنوشت سازی برای ارامنه است. در این روزها ارامنه به اتهام همکاری با نیروهای نظامی متفتین در جهت ضربه زدن به سپاه عثمانی از این کشور اخراج و به سوی مرز های ایران گسیل گشتند. این مهاجرین در غرب آذربایجان ( شهر های اورمیه، سلماس و خوی)ساکن شدند. کمکهای انسان دوستانهی مردم آذربایجان به مهاجران آسوری و ارمنی بر هیچکس پوشیده نیست اما سنت نمکدان شکنی آنان را از احیای دین خود به مردم آذربایجان بازگذارد.
ارامنه پس از اسکان در آذربایجان توانستند به کمک نیروهای روسیهی تزاری و حمایت های مادی و معنوی دولت های فرانسه و انگلستان، سپاهی مکمل از ده هزار نفر تشکیل داده و با بهره گیری از ضعف حکومت مرکزی در اسفند ماه ۱۲۹۶ ه.ش اورمیه را اشغال و قتل عام فجیعی در این شهر به وجود آورند.
آغاز کشتار در اورمیه
پس از تشکیل قشون مسیحی، ارامنه و آسوریان با تقویت موقعیت خود، در پی بهانه ای بودند که با آغاز درگیری بر شهر تسلط کامل یابند. ارمنه جهت نیل به این هدف در دهه ی سوم بهمن ماه چند روستا را مورد تاخت و تاز قرا دادند و در داخل شهر نیز بنای تعارض علنی گذاشته شد به طور مشخص از روز جمعه ۳ اسفند ماه ۱۲۹۶ (۲۲ فوریه ی ۱۹۱۸) درگیریها به صورت همه گیر آغاز شد.
اهالی شهر در قبال قوای مسیحی که از تسلیحات نظامی کافی و فرماندهان آزموده برخوردار بودند ناتوان به شمار می آمدند اما با این اوصاف قوای مدافع آذربایجانی به خوبی از شهر دفاع کرده و اجازه پیشروی به قوای مسیحی را ندادند، شب شنبه با اینکه آتش جنگ خاموش شده بود خانهها توسط ارمنه غارت شد و عده ی کثیری از مردم بدست آنها به قتل رسیدند.
روز شنبه ۴ اسفند ۱۲۹۶، آتش جنگ مجددا شعله ور گشت و با طلوع آفتاب به توپ بسته شدن شهر توسط رامنه آغاز شد، انحلال قزاقخانه و افتادن سلاح ها به دست قوای ارمنه، روحیه مردم اورمیه را بیش از پیش تضعیف کرد. فردای آن روز جمعی از روحانیون و رجال شهر به جای تشکیل کمیسیون دفاعی و هدایت مقاومت به فکر خاتمه دادن به درگیری ها افتاده و به سوی محل سکونت ” بنیامین مارشیمون” رهبر مذهبی مسیحیان رفتند. مارشیمون در این ملاقات به ضعف لجستیکی مدافعان پی برده و بی آنکه اقدام مثبتی در جهت برقراری فرمان آتش بس نماید رجال شهر را با نوید هایی روانه ساخت، آنان نیز با اعلام اتش بس مدافعان را از مقاومت منع کردند. روز بعد یکشنبه ۵ اسفند جنگ دوباره آغاز می شود و ارامنه بی هیچ مقاومتی وارد شهر گشته و بر شهر استیلای کامل یافتند در حالی که اهالی شهر با منع روحانیون و رجال شهر دست از مقاومت کشیده بودند.
از زمان استیلای ارامنه بر اورمیه روستاهای مسلمان نشین یکی پس از دیگری غارت و تخلیه شدند. به طوری که دیگر در آن ها دیگر نشانه ای از حیات و آبادانی دیده نمیشد، ارامنه و جیلوها روزها به بهانه جستجوی اسلحه وارد خانه ها شده و به غارت می پرداختند. در این بازه، شب ها هنگامه محشر و قیامت چنگ در گلوی شهر می انداخت خانه ها یکی پس از دیگری غارت می شدند و آتش وخون در شهر موج میزد، مامورین شهربانی وامنیت شهر نیز دیگر گوششان به این ناله ها و فریاد ها عادت کرده بود، بازار اورمیه که دوبار توسط قوای روسیه تزاری غارت و به آتش کشیده شده بود هنوز به صورت کامل بازسازی نگشته بود که مجددا توسط ارامنه غارت و به آتش کشیده شد.
______________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
#آتیلا_حاجیزاده
مقدمه
رویداد تاریخی موسوم به جیلولوق یادآور قتل عام مردم آذربایجان در شهرهای (اورمیه، سلماس، خوی و ...) است، واقعه ای بسیار اسفبار، از حضور داشتناک های ارمنی و حمایت مسیونر های فرانسوی و دولت های انگلستان و روسیه از قوای جیلوهاست.
انقلاب ۱۹۱۷ در روسیه واقعهای بود که سرنوشت جهانی را تحت تأثیر خود قرار داده و منطقه را دستخوش تغییراتی نمود. وقوع انقلاب و مهاجرات سالداتهای روس از اراضی ایران دول متفق را با خلأ جدی مواجه نمود. چراکه قدرت یافتن ملی گرایان در امپراطوری عثمانی و تشکیل حکومت دموکراتیک آذربایجان در شمال آراز و در حالت کلی فروپاشیدگی و عدم انسجام در اراضی امپراطوری روسیه متفقین را برآن داشت تا با تجهیز ارامنه و ایجاد شورش داخلی در اثنای جنگ جهانی اول به نفع متفقین حکومت عثمانی را به تجزیه کشانده و با تشکیل دولتی ارمنی مدیریت ژئوپولوتیک منطقه را در دست گیرند و به نحوی خلأ ناشی از فروپاشی دولت تزارها جبران نمایند.
روزهای پایانی جنگ جهانی اول تاریخ سرنوشت سازی برای ارامنه است. در این روزها ارامنه به اتهام همکاری با نیروهای نظامی متفتین در جهت ضربه زدن به سپاه عثمانی از این کشور اخراج و به سوی مرز های ایران گسیل گشتند. این مهاجرین در غرب آذربایجان ( شهر های اورمیه، سلماس و خوی)ساکن شدند. کمکهای انسان دوستانهی مردم آذربایجان به مهاجران آسوری و ارمنی بر هیچکس پوشیده نیست اما سنت نمکدان شکنی آنان را از احیای دین خود به مردم آذربایجان بازگذارد.
ارامنه پس از اسکان در آذربایجان توانستند به کمک نیروهای روسیهی تزاری و حمایت های مادی و معنوی دولت های فرانسه و انگلستان، سپاهی مکمل از ده هزار نفر تشکیل داده و با بهره گیری از ضعف حکومت مرکزی در اسفند ماه ۱۲۹۶ ه.ش اورمیه را اشغال و قتل عام فجیعی در این شهر به وجود آورند.
آغاز کشتار در اورمیه
پس از تشکیل قشون مسیحی، ارامنه و آسوریان با تقویت موقعیت خود، در پی بهانه ای بودند که با آغاز درگیری بر شهر تسلط کامل یابند. ارمنه جهت نیل به این هدف در دهه ی سوم بهمن ماه چند روستا را مورد تاخت و تاز قرا دادند و در داخل شهر نیز بنای تعارض علنی گذاشته شد به طور مشخص از روز جمعه ۳ اسفند ماه ۱۲۹۶ (۲۲ فوریه ی ۱۹۱۸) درگیریها به صورت همه گیر آغاز شد.
اهالی شهر در قبال قوای مسیحی که از تسلیحات نظامی کافی و فرماندهان آزموده برخوردار بودند ناتوان به شمار می آمدند اما با این اوصاف قوای مدافع آذربایجانی به خوبی از شهر دفاع کرده و اجازه پیشروی به قوای مسیحی را ندادند، شب شنبه با اینکه آتش جنگ خاموش شده بود خانهها توسط ارمنه غارت شد و عده ی کثیری از مردم بدست آنها به قتل رسیدند.
روز شنبه ۴ اسفند ۱۲۹۶، آتش جنگ مجددا شعله ور گشت و با طلوع آفتاب به توپ بسته شدن شهر توسط رامنه آغاز شد، انحلال قزاقخانه و افتادن سلاح ها به دست قوای ارمنه، روحیه مردم اورمیه را بیش از پیش تضعیف کرد. فردای آن روز جمعی از روحانیون و رجال شهر به جای تشکیل کمیسیون دفاعی و هدایت مقاومت به فکر خاتمه دادن به درگیری ها افتاده و به سوی محل سکونت ” بنیامین مارشیمون” رهبر مذهبی مسیحیان رفتند. مارشیمون در این ملاقات به ضعف لجستیکی مدافعان پی برده و بی آنکه اقدام مثبتی در جهت برقراری فرمان آتش بس نماید رجال شهر را با نوید هایی روانه ساخت، آنان نیز با اعلام اتش بس مدافعان را از مقاومت منع کردند. روز بعد یکشنبه ۵ اسفند جنگ دوباره آغاز می شود و ارامنه بی هیچ مقاومتی وارد شهر گشته و بر شهر استیلای کامل یافتند در حالی که اهالی شهر با منع روحانیون و رجال شهر دست از مقاومت کشیده بودند.
از زمان استیلای ارامنه بر اورمیه روستاهای مسلمان نشین یکی پس از دیگری غارت و تخلیه شدند. به طوری که دیگر در آن ها دیگر نشانه ای از حیات و آبادانی دیده نمیشد، ارامنه و جیلوها روزها به بهانه جستجوی اسلحه وارد خانه ها شده و به غارت می پرداختند. در این بازه، شب ها هنگامه محشر و قیامت چنگ در گلوی شهر می انداخت خانه ها یکی پس از دیگری غارت می شدند و آتش وخون در شهر موج میزد، مامورین شهربانی وامنیت شهر نیز دیگر گوششان به این ناله ها و فریاد ها عادت کرده بود، بازار اورمیه که دوبار توسط قوای روسیه تزاری غارت و به آتش کشیده شده بود هنوز به صورت کامل بازسازی نگشته بود که مجددا توسط ارامنه غارت و به آتش کشیده شد.
______________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
آتیلا حاجی زاده
یاریم سئوگیلیلر شهری اورمو
▫️سن منی بوراخیب دوشنده یولا،
نه گونش قارالدی، نه یاغیش یاغدی.
چاخماغیم بیر سیقار آلیشدیرارکن،
قهریم دیرماشیب گؤزومو ساغدی.
سئوگیلی گونلرین خاطیرهسینی،
نه راحات بوراخدین آی آغرین آلیم!
نه ارکن اونوتدون، نه ارته داندین!
یادیندا دئییلمی، یادینا سالیم:
" "خیام"ین داریشیق کوچهلرینده،
باخیشلار بیر بیرین قوجاقلادیلار.
او قدر اؤپوشدوک دال کوچهسینده،
کؤورهلیب دوداقلار قان آغلادیلار."
ایشیقلار سؤنرکن، سانکی بورویور،
"ساحیلی" پارکینی، کدرلی آنلار.
نئچه ایل برابر آددیملاساقدا،
بیزی تئز اونوتدو بو خیاوانلار.
"بو شهر آلچاقدیر"، دئمیشدیم سنه.
نه قالیبسا بیزدن، اوزوندن سیلر.
کوچهسی گیزلهدر، اؤپوشلریمی؛
سئوگیمی سوپورر، سوپورگهچیلر.
سانیردیق پای وئریب بیزی بیر-بیره؛
توپوروم بو شهرین سئوگی پایینا.
منه سندن قالان بیر اوزوک اولدو؛
اودا قیسمت اولدو، شهر چایینا.
آه...
نهدن گؤرمهدی گؤز یاشلاریمی؟!
بیلمیرم بو شهر سارساقمی، کورمو...
یازین تابلولاردا بورانین آدین! :
یاریم سئوگیلرین شهری "اورمو"...
شعر: #آتیلا_حاجیزاده
سس: #جابیر_پورباقری
_____________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
نه گونش قارالدی، نه یاغیش یاغدی.
چاخماغیم بیر سیقار آلیشدیرارکن،
قهریم دیرماشیب گؤزومو ساغدی.
سئوگیلی گونلرین خاطیرهسینی،
نه راحات بوراخدین آی آغرین آلیم!
نه ارکن اونوتدون، نه ارته داندین!
یادیندا دئییلمی، یادینا سالیم:
" "خیام"ین داریشیق کوچهلرینده،
باخیشلار بیر بیرین قوجاقلادیلار.
او قدر اؤپوشدوک دال کوچهسینده،
کؤورهلیب دوداقلار قان آغلادیلار."
ایشیقلار سؤنرکن، سانکی بورویور،
"ساحیلی" پارکینی، کدرلی آنلار.
نئچه ایل برابر آددیملاساقدا،
بیزی تئز اونوتدو بو خیاوانلار.
"بو شهر آلچاقدیر"، دئمیشدیم سنه.
نه قالیبسا بیزدن، اوزوندن سیلر.
کوچهسی گیزلهدر، اؤپوشلریمی؛
سئوگیمی سوپورر، سوپورگهچیلر.
سانیردیق پای وئریب بیزی بیر-بیره؛
توپوروم بو شهرین سئوگی پایینا.
منه سندن قالان بیر اوزوک اولدو؛
اودا قیسمت اولدو، شهر چایینا.
آه...
نهدن گؤرمهدی گؤز یاشلاریمی؟!
بیلمیرم بو شهر سارساقمی، کورمو...
یازین تابلولاردا بورانین آدین! :
یاریم سئوگیلرین شهری "اورمو"...
شعر: #آتیلا_حاجیزاده
سس: #جابیر_پورباقری
_____________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
پاراگراف
نگاهی به قتلعام جیلولوق-بخش تول #آتیلا_حاجیزاده مقدمه رویداد تاریخی موسوم به جیلولوق یادآور قتل عام مردم آذربایجان در شهرهای (اورمیه، سلماس، خوی و ...) است، واقعه ای بسیار اسفبار، از حضور داشتناک های ارمنی و حمایت مسیونر های فرانسوی و دولت های انگلستان…
نگاهی به قتلعام جیلولوق - بخش دوم
#آتیلا_حاجیزاده
ترور بنیامین مارشیمون، پیشوای مذهبی آسوریان بدست اسماعیل آقا سیمیتقو
اسماعیل آقا سیمیتقو از اکراد غرب آذربایجان بود که سرکردگی ایل شکاک کرد را در دست داشت، در بازه جنگ جهانی اول و اشغال آذربایجان به دست روسها ابتدا با قوای روسیه تزاری همکاری می کرد، اما پس از چندی دست اتحاد به سوی قوای عثمانی دراز کرد و پس از ترک آذربایجان توسط روس ها مقدار کثیری سلاح به دست آورده و به قوای خود افزود.
داشتناکها پس از استیلای کامل بر اورمیه در جهت رسیدن به رویای دیرینه خود یعنی ” تشکیل ارمنستان بزرگ ” با فقدان نیروی کافی مواجه شده بودند. درصدد اتحاد با اکراد شکاک برخواسته و جهت نیل به این مقصود اسماعیل آقا سیمیتقو را به مذاکره فراخواندند.
چندی پس از استیلای مسیحیان بر اورمیه، بنیامین مارشیمون، با دسته جیلوها راهی سلماس میشود، در ظاهر گفته میشد که این روحانی مسیحی با کشتار و غارتی که در شهر موج می زند موافق نیست و میخواهد خود را کنار بکشد، ولی وی به جهت آماده سازی زمینه ی ورود قوای مسیحی به سلماس و اتحاد با اسماعیل اقا سیمیتقو روانه سلماس شده بود. وی پس از استقرار در روستای آسوری نشین خسروآباد، روز دوشنبه ۲۵ اسفند ماه ۱۲۹۶ با اسماعیل آقا سیمیتقو در کهنه شهر ملاقات می کند. در این گفتگو پیشنهاد اتحاد از سوی مارشیمون و همچنین حمله به تبریز از سوی وی مطرح می گردد و در پایان گفتگو در لحظه ترک محل نشست ، مارشیمون با شبیخون نیرو های شکاک مواجه گشته و با تیر اسماعیل آقا سیمیتقو به قتل می رسد.
با انتشار خبر قتل بنیامین مارشیمون، مسیحیان به سوی کهنه شهر سرازیر شده و با درهم شکستن مقاومت اهالی، قتل عام فجیعی به راه می اندازند که در طی آن بالغ بر هزارتن از مردم کهنه شهر به قتل می رسند.
انتشار خبر ترور ماشیمون و کشتار دیگری در اورمیه
پس از انتشار خبر کشته شدن بنیامین مارشیمون، پیشوای مذهبی آسوری ها بدست سیمیتقو، اختیار قتل عام ۱۲ ساعته از سوی سران مسیحی به قوای ارامنه و جیلوها واگذار گردید.
از آغاز روز ۲۷ اسفند، چهارشنبه ی آخر سال ناگهان صدای شلیک ارامنه شهر را در آغوش گرفت، دوازده هزار لجام گسیخته مسیحی شهر را در اختیار خود گرفته و به سوی محلات مسلمان نشین هجوم آوردند. شکسته شدن درب خانه ها و شیون اهالی شهر که تنها گناهشان پناه دادن به مهاجران ارمنی بود اضطراب شدیدی را در افکار عمومی شهر به وجود آورد.در این روز خانه ها و کوچه ها مملو از جنازه شده بودند و معابر عمومی حاکی از اثاثیه و وسایل خانه ها بود، که ارامنه به دلیل کثرت اموال به غارت برده شده به آن ها اعتنا نکرده و در خیابان رها کرده بودند. حجم کشتار و غارت به قدری بود که قبل از اتمام مدت قتل عام عمومی کمیته مسیحیان تشکیل یافته و فرمان خروج نیرو های مسیحی را از محلات شهر اعلام داشت اما قتل عام تا نیمه های شب ادامه داشت.
______________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
#آتیلا_حاجیزاده
ترور بنیامین مارشیمون، پیشوای مذهبی آسوریان بدست اسماعیل آقا سیمیتقو
اسماعیل آقا سیمیتقو از اکراد غرب آذربایجان بود که سرکردگی ایل شکاک کرد را در دست داشت، در بازه جنگ جهانی اول و اشغال آذربایجان به دست روسها ابتدا با قوای روسیه تزاری همکاری می کرد، اما پس از چندی دست اتحاد به سوی قوای عثمانی دراز کرد و پس از ترک آذربایجان توسط روس ها مقدار کثیری سلاح به دست آورده و به قوای خود افزود.
داشتناکها پس از استیلای کامل بر اورمیه در جهت رسیدن به رویای دیرینه خود یعنی ” تشکیل ارمنستان بزرگ ” با فقدان نیروی کافی مواجه شده بودند. درصدد اتحاد با اکراد شکاک برخواسته و جهت نیل به این مقصود اسماعیل آقا سیمیتقو را به مذاکره فراخواندند.
چندی پس از استیلای مسیحیان بر اورمیه، بنیامین مارشیمون، با دسته جیلوها راهی سلماس میشود، در ظاهر گفته میشد که این روحانی مسیحی با کشتار و غارتی که در شهر موج می زند موافق نیست و میخواهد خود را کنار بکشد، ولی وی به جهت آماده سازی زمینه ی ورود قوای مسیحی به سلماس و اتحاد با اسماعیل اقا سیمیتقو روانه سلماس شده بود. وی پس از استقرار در روستای آسوری نشین خسروآباد، روز دوشنبه ۲۵ اسفند ماه ۱۲۹۶ با اسماعیل آقا سیمیتقو در کهنه شهر ملاقات می کند. در این گفتگو پیشنهاد اتحاد از سوی مارشیمون و همچنین حمله به تبریز از سوی وی مطرح می گردد و در پایان گفتگو در لحظه ترک محل نشست ، مارشیمون با شبیخون نیرو های شکاک مواجه گشته و با تیر اسماعیل آقا سیمیتقو به قتل می رسد.
با انتشار خبر قتل بنیامین مارشیمون، مسیحیان به سوی کهنه شهر سرازیر شده و با درهم شکستن مقاومت اهالی، قتل عام فجیعی به راه می اندازند که در طی آن بالغ بر هزارتن از مردم کهنه شهر به قتل می رسند.
انتشار خبر ترور ماشیمون و کشتار دیگری در اورمیه
پس از انتشار خبر کشته شدن بنیامین مارشیمون، پیشوای مذهبی آسوری ها بدست سیمیتقو، اختیار قتل عام ۱۲ ساعته از سوی سران مسیحی به قوای ارامنه و جیلوها واگذار گردید.
از آغاز روز ۲۷ اسفند، چهارشنبه ی آخر سال ناگهان صدای شلیک ارامنه شهر را در آغوش گرفت، دوازده هزار لجام گسیخته مسیحی شهر را در اختیار خود گرفته و به سوی محلات مسلمان نشین هجوم آوردند. شکسته شدن درب خانه ها و شیون اهالی شهر که تنها گناهشان پناه دادن به مهاجران ارمنی بود اضطراب شدیدی را در افکار عمومی شهر به وجود آورد.در این روز خانه ها و کوچه ها مملو از جنازه شده بودند و معابر عمومی حاکی از اثاثیه و وسایل خانه ها بود، که ارامنه به دلیل کثرت اموال به غارت برده شده به آن ها اعتنا نکرده و در خیابان رها کرده بودند. حجم کشتار و غارت به قدری بود که قبل از اتمام مدت قتل عام عمومی کمیته مسیحیان تشکیل یافته و فرمان خروج نیرو های مسیحی را از محلات شهر اعلام داشت اما قتل عام تا نیمه های شب ادامه داشت.
______________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph