پاراگراف
290 subscribers
165 photos
22 videos
4 files
136 links
#آتیلا_حاجیزاده هستم، شاعر، نویسنده و ژورنالیست؛ در این چنل آثار قلمی خود و دوستانم را به اشتراک می‌گذارم.
مسیر ارتباط با من:
@atilla_hacizadee

شعر، حیکایه، تنقید، بوتونلوکجه ادبیات:
https://t.me/Atilla_hacizade
Download Telegram
این یک اعتراض ادبی‌ است

این‌که ادبیات محصول اندیشه است نقلی منطقی است و همین گزاره، مفهوم فردی اندیشه را نیز در پی دارد اینچنین برآیند این‌دو، مقوله‌ای بنام ادبیات آزاد را تثبیت می‌کند که باید آن را در اجتماعات غیرهمگون جست‌وجو کرد.

از همین رو تک خطی شدن ادبیات آدربایجان‌غربی سبب انزوای طیف عظیمی از شاعران و نویسندگان استان گشته و همین امر خط اصیل ادبیات را با رکودی جدی مواجه نموده است.

تخصیص بودجه نهادهای دولتی و فرهنگی به طیف‌ها و جریانات خاص، عدم فرصت‌دهی به جریانات مستقل برای فعالیت، عدم ایجاد میدان‌های برابر جهت رشد بین خطوطی ادبیات و عدم شایسته سالاری در انتصابات ادبی از اصلی‌ترین بحران‌های امروز ادبیات هستند که سبب گلایه و رنجش طیف عظیمی از فعالین جدی این عرصه را فراهم نموده‌اند.

تک خطی بودن تمام رویدادها، کنگره، جشنواره‌ها و کارگاه‌های ادبی که نهاد های دولتی کسوت برگزاری آنهارا برعهده دارند شکلی سیستماتیک به حذف سایر اندیشه‌ها و صداهای ادبیات استان داده است و تمامی امکانات در یک خط متمرکز شده‌اند.

این پست مشترک صدای اعتراض جمعی از شاعران و نویسندگان است که با سیاست‌های تمامیت‌خواهانه سیاستگذاران و مدیران، به حاشیه رانده شده‌اند و همین فقدان نیروهای پیشرو دلیل رکودی است که در ابتدای این متن به آن اشاره کردیم.

این اعتراض صرفا به همین دایره ختم نخواهد شد بلکه آغازگر جریانی منسجم در راستای ایجاد حرکتی مداوم و البته تخصصی خواهد بود.

لذا از شاعران و نویسندگان آذربایجان‌غربی درخواست داریم در نشر این پست همت نموده و نظرات خود را جهت پیشبرد و هرچه بهتر شدن جریان اصیل ادبیات ارائه نمایند.

#جواد_شیرعلیزاده
#بهرام_خلیلی
#پوریا_محمدی_کیا
#ادیب_امینی
#آتیلا_حاجیزاده
#میر_شاهین_هاشمی
#مهران_خوشبخت
________________________________
پاراگراف
@Paragraph
@Paragraph
تحکیه ادبی‌درنه‌یی‌نین ۳۴۰-اینجی جلسه‌سی:
تاریخین نفسلرین دویورام
#آتیلا_حاجیزاده


دونن «تحکیه» ادبی درنه‌یینین ۳۴۰-اینجی جلسه‌سینده "هئنریخ بؤلل"-ون(۱) «اؤلمز تئودورا» اثری حاققیندا دانیشدیق.

«اؤلمز تئودورا» حیکایه‌سی گنج بیر شاعیرین حیاتین، یاخین دوستونون دیلیجه روایت ائدیر. سئوگی حیاتی، یارادیجیلیق حیاتی ائلجه شاعیرین عاییله حیاتین تمثیل ائدن بو حیکایه، بیر صنعتکارین یاشامیندا یاشانا بیله‌جک سیخینتی‌لاردان دانیشیر آیریجا جامعه ایله عاییله طرفین‌دن چکدییی سیخنتی‌لارین نئجه اونون یاشامیندا پیسکولوژیک ایزلر بوراخدیغینی اینجه شکیل‌ده تصویر ائله‌ییر.

حیکایه‌نین مزه‌لی آیریجا چوخ‌دا تراژدیک بؤلومو شاعیرین اؤلومون‌دا سونرا اوز وئرن اولای‌لارا عایید دیر. جامعه‌‌نین، ادبی بیلگین‌لری ائله‌جه شاعیرین عاییله‌سی طرفین‌دن اونون حاققیندا نئجه افسانه‌وی احوالات یارادیلیر، "بودو بئنقلمان" آدینا خیاوان آدی قویولور، اونون خاطیره موزئی یارادیلیر، تنقیدچی‌لر طرفین‌دن ائسسی‌لر یازیلیر آنجاق سؤزو نه اوزالداق، بیرجه کلمه جامعه، عاییله و... طرفین‌دن ازیشدیریلن "شاعیر بودو بئنقلمان" سیمووللاشیر.

سیموولاشماق‌دا سؤز یوخ‌دا، اونو اؤزل یاشامین سانسورلایاراق، اؤزللیک‌لری حاقدا یالان دانیشیلاراق، اونا عایید اولان گرچک‌لری گیزله‌درک آیریجا تحریف اولوناراق سیمووللاشیر. حتی حیکایه‌نی ریوایت ائدن یاخین، جان دوستو بئله "بودو‌" حاقدا بو تحریفاتی گؤروب، گولونج بیر دوروم اولدوغو باره‌ده دانیشسادا، شاعیرین شاعیرین اساس یاشاییشین ایضاح ائتمک‌دن چکینیر و سونوندا شاعیرین چوخ سئودی‌یی آنجاق اؤزگوون آزینلیغین‌دان اوره‌یین اونا آچا بیلمه‌دیی قیز ایله سئوگیلی‌سینه باخیب، «تاریخین نفسینی دویورام» دئییر.

هه! تاریخین نفسلری هرزامان‌کی کیمین ایندی‌ده دویولور، نه شاعیرلر، یازیچی‌لار تانییریق‌کی آرخلاردا اؤلوب‌لر، سیغارا پوللارینا محتاج قالیب‌لار، نه آجلیق‌دان اؤلوب ایندی تابلولاری میلیون‌ دلارلارا ساتیلان رسام‌لاریمیز واز.

«تاریخین نفسلری دویولور» دا آنجاق بیلمیرم صنعتکار عزیزدیرمی یوخسا اؤلوم اینسانلاری عزیزلدیرمی، یوخسا اینسان اؤلدوک‌دن سونرا، اؤزونو ایضاح ائده بیلمک قابلیتین ایتیردیی اوچون ائلجه اونون یاشامین‌دا کاریکاتور رسم ائتمیین راحاتلاشدیغی اوچون عزیزلشیرمی؟

آنجاق بئله دوشونمه‌یه باشلامیشام: کوتله، تؤپلوم، حاکمیت، اینسانلاری اولدوغو کیمین یوخ، اؤلومون‌دن سونرا اونو سئودییی کیمین یارادیب، یاراتدیغی کیمین سئویر نیه‌‌کی نه ایچ قاتینداکی دویون‌لری سیموولسوز آچا بیلیر نه سیمووللوغا سئچدی‌یینی اولدوغو کیمین قبول ائدیر.


۱: هانریش بل
____________________________
پاراگراف
@Paragraph
@Paragraph
با این منطق؛
هر روزمان روز خبرنگار است
#آتیلا_حاجیزاده

روز ۱۷مرداد۷۷ "محمود صارمی" خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران مستقر در مزار شریف طی حمله سراسری طالبان به این شهر به‌همراه ۸تن از کارکنان سرکنسولگری ایران به‌قتل رسید. شورای فرهنگ عمومی کشور در اولین سالگرد این رخداد، ۱۷مرداد را به پاس قدردانی از این مقام «روز خبرنگار» نامید و از آن تاریخ به بعد همه‌ساله خبرنگاران مورد تقدیر مدیران، نهادها، مدیران، دولت‌مردان و... قرار میگیرند.

روز خبرنگار به پایان می‌رسد اما تقدیرها همچنان پابرجا هستند. توقیف، تعلیق، زندان، تهدید، ارعاب و... ازجمله مصادیق تقدیرهای پسا روز خبرنگار هستند که تا ۱۷مرداد سال بعد و اکثراهم با پیگیری همان مدیران ذکر شده با جدیدیت ادامه می‌یابند.

عدم امنیت اصحاب رسانه بقدری است که می‌توانیم ۳۶۵روز سال را بعنوان روز خبرنگار نامگذاری کنیم چرا که هر روز شاهد ترور جمعی از خبرنگاران و روزنامه‌نگاران هستیم پس با توجه به منطق نامگذاری ۱۷مرداد ادعا بی‌موردی مطرح نکرده‌ایم.

ترور تنها حذف فیزیکی یا بقتل رساندن یک فرد نیست بلکه هر نوع عملی که منتهی به هریک از گونه‌های حذف می‌شود را می‌توان جزو مصادیق ترور به‌حساب آورد. توقیف قلم خبرنگار، بازداشت آن، تهدید و ارعاب وی و... هرکدام مصادیق ترورهای اندیشه، صنفی، شخصیتی، روانی و... اند.

ازدیگر سوی اگر در ظرف بزرگتری بسنجیم، جلوگیری از گردش آزاد اطلاعات به وسیله محدودسازی رسانه‌ها که رکن چهارم دموکراسی نام‌ گرفته‌اند در اصل ترور "آزادی‌های موجود" و "امکان زیست مدنی" است که جامعه را با بحران‌هایی جدی از قبیل انواع مختلف قهر و آنارشیسم مواجه خواهد نمود.


پ.ن: فایل زیر، صدای ضبط شده اعتراض "یاسر حبیب‌زاده" نماینده خبرنکاران منطقه آزاد ماکو به «توقیف گروه رسانه‌ای یول» در مراسم روز خبرنگار است.

____________________
پاراگراف
@paragraph
@paragraph
.
سلبریتی‌ها و سندرم خود شاعر پنداری
#آتیلا_حاجیزاده


هجوم سلبریتی‌ها و نخبه‌های جعلی به سوی ادبیات مسئله‌ای است که اینروزها به شکلی همه‌گیر حس می‌شود. بگونه‌ای که هرچند یکبار شاهد انتشار مجموعه شعر یا داستانی از سوی یکی از بازیگران، فوتبالیست‌ها، خواننده‌ها و... هستیم. نوشته‌ها و دل‌مویه‌هایی که فقط عنوان «دفتر شعر» یا «داستان» را یدک می‌کشند و هیچ ربطی به هیچیک از این عرصه‌ها ندارند.

در عصری که شاعران و نویسندگان جدی سالهاست در انتظار صدور مجوز نشر کتاب بسر می‌برند یا با بحران توقیف پس از صدور مجوز مواجه هستند اینگونه آثار به راحتی مجوز گرفته و راهی بازار می‌شوند.

از طرفی دیگر بدسلیقه‌گی و نگاه اقتصادی بسیاری از انتشارات اتفاقا صاحب‌نام، صنعت‌نشر کتاب را به چنان ابتذالی درگیر کرده‌است که روز به روز شاهد رشد تساعدی آن هستیم. تبدیل شدن انتشارات‌ها به بنگاه‌های معاملاتی و دلالی، رویکرد «سلبریتی مداری» در این صنعت را تثبیت نموده است که این عزیزان را برآن داشته تا به‌جای کشف و پرورش استعدادهای جدید و همچنین حمایت از اثرپردازان جدی این عرصه، در پی «زرد نوشت» های سلبریتی‌هایی باشند که در انستاگرام چند میلیون فالور داشته و دلمویه‌هایشان خریدار دارد تا در طول چند روز کتاب‌شان به چاپ‌های بالا برسد تا مردم برای خرید ترلوشات‌شان صف بکشند.

«دید اقتصادی بسیاری از انتشارات‌های صاحب‌نام و چشم‌پوشی‌شان از معیارهای علمی و تخصصی» و «رویکرد صرفا ایدئولوژیک، بدون لحاظ فیلترهای تخصصی ادبی از سوی وزارت ارشاد» دست به دست داده‌اند تا وضعیت نابسمان جامعه مخاطب ادبیات را نا ویران‌تر نمایند.

هرچند که ابتذال در ادبیات موضوع جدیدی نیست اما نباید فراموش کرد که ابتذال و مسیردهی کج از سوی یک سلبریتی با دامنه مخاطبی و هواداری بالا آسیب‌رسان‌تر از سایر عناصر است. و بازهم هرچند تاریخ ادبیات اینهارا در حافظه خود حمل نخواهد کرد و غربال بی‌رحم زمان این ورق پاره‌ها را در زباله‌دان تلبار خواهد کرد اما بازهم نباید از اثرات سو بلند مدت و کوتاه مدت آن غافل شد.

#بهاره_رهنما #لیلا_اوتادی #نشرنگاه #نشرمروارید #خود_شاعر_پنداری
______________________________
پاراگراف
@paragraph
@paragraph
اندیشه‌ها و زمینه‌های تشکیل فرقه دموکرات آذربایجان / #آتیلا_حاجی‌زاده

«فرقه دموکرات آذربایجان» یک حزب نبود بلکه نهضتی مؤتلف از اندیشه‌ها و جریان‌های آزادیخواه و طالب دموکراسی در خط آذربایجان بود که حول شخصیت «سید جعفر پیشه‌وری» در تاریخ «۱۲ شهریور ۱۳۲۴» تشکیل گشت.


ادامه مطلب در ۴قسمت در کانال پاراگراف منتشر شده‌است.
____________________________

پاراگراف
@Paragraph
به مناسبت ۱۲شهریور؛
اندیشه‌ها و زمینه‌های تشکیل فرقه دموکرات آذربایجان ۱/۴

#آتیلا_حاجیزاده

انقلاب مشروطیت ایران را می‌توان پایان قاطع تاریخ راکد کشور و سرآغاز تاریخ سیال آن به‌شمار آورد. در سیر این جریان بود، مردمی که تا آن صباح رعیت محسوب شده و داخل محروسه‌های اربابی داد و ستد می‌شدند برای اولین بار وارد عرصه جنبش‌های اجتماعی گشته و با مطالبه‌گری خواستار اصلاحات اساسی در چهارچوب حاکمیت گشتند.

انقلاب مشروطیت در اصل اولین مرحله از اقدامات علیه تمرکز زدایی بود که تمرکز قدرت بر یک پاشنه را که در قالب شاهنشاه مطلق نقد کرد تا تفکر ظل‌اللهی حاکم را شکسته و قدرت او را محدود به قانون و اراده ملت در قالب مجلس شورای ملی نماید. هرچند تمامی این خواسته‌ها در زیر نگاه دموکراتیک «مظفرالدین شاه قاجار» بدون جاری شدن قطره‌ای خون محقق گشته بود اما بستر حوادث به گونه‌ای دیگر رقم خورد تا فرزند وی «محمدعلی شاه قاجار» به شیوه‌ای غیر برخواسته و حقوق احقاقی ملت ایران را مجددا به تسخیر درآورد تا قدرت مطلق از کف رفته‌ی سلطنت را اعاده نماید.

گلوله‌های کلنل ولادیمر لیاخوف دیواره‌های مجلس شورای ملی را شکافتند و آزادیخواهان در تهران و آذربایجان مجددا به اسارت استبداد مطلق‌گرا گرفتار شدند اما اینبار محاسبات مشاوران و مستشاران روس دربار «محمدعلی شاه قاجار» با خلأهایی مواجه شده بود، ساختار توتالیتر مطلق در ذهن‌های توده‌های مردمی به شکل کامل شکسته بود و سیر حوادث و شیرینی قدرت انتخاب و عدالت‌محوری، آنان را به‌سمت ذهن مرکب سوق داده بود و در نتیجه اینبار نیز آذربایجان که در دور اول انقلاب مشروطیت نقشی به مثابه کاتالیزور ایفا نموده و استبداد کبیر را از میان برده بود در این دوره نیز به میدان آمد تا با پیشاهنگی انقلابی خود «استبداد بچه» را به زانو درآورد. اما آذربایجان پیشاهنگ، این‌بار تنها به محیط جغرافیایی خود بسنده نکرد و با گسترش مدنیت انقلابی خود، سایر ایالات تحت ستم ایران اعم از گیلان، لرستان و اصفهان را نیز به اتحاد فراخواند تا پسماندهای استبداد و قدرت متمرکز در تمامی نواحی به زباله‌دان تاریخ پیوست نمایند.

پس از فتح تهران توسط مجاهدین، قاموس حوادث بگونه‌ای وارون چرخید و آذربایجان پیشاهنگ با به خاک افتادن ستارخان در پارک اتابک، جایگاهش در جنبش آزادیخواهی ایران نیز به‌خاک تیره‌تری افتاد. اعضای لژ ماسونری که زمانی سیرت آزادخواهان نامدار را یدک می‌کشیدند امروز کمر بر احیای قدرت متمرکزی به گفته‌ی خود «کاملا ایرانی» بسته بودند. مشروطیتی که تا دیروز بنا بود منادی عدل و دموکراسی در کشور باشد امروز سران آن در راستای برانداختن «تورک‌شاهی» و بر قدرت آوردن حکومتی متکی بر «ناسیونالیسم باستانگرای فارس» قدم برمی‌داشتند. در اقتدار ماندن حکومت قاجار به معنای تداوم اقتدار آذربایجان بود و تداوم اقتدار آذربایجان ارتباط مستقیمی با حفظ تورک‌شاهی داشت در نتیجه باید هردو این امثال همزمان تضعیف می‌شدند. ستارخان به خاک می‌افتاد تا رهبری مجاهدین آذربایجان مختل شود و هم ارتباط جامعه روشنفکری آذربایجان با توده مردم قطع می‌شد. استبداد به نقطه‌ صفر رسیده بود اما از همان نقطه صفر با سرعت بیشتری به سمت ارتجاع می‌تاخت و آذربایجان جامعه‌ای نبود تا چنین محیطی را بربتابد.

تجربه سیر دوم انقلاب مشروطیت در رابطه با نقش ایالات و مناطق در روند تحولات اصلاح‌گری، امروز بار دیگر اهالی مناطق خارج از مرکز را برآن داشته بود تا مجددا راه انقلاب را در پیش‌‌گرفته و جنبش‌های اجتماعی خود را احیا نماید. آذربایجان، گیلان و خراسان دوشادوش هم بر پیکره‌ استبداد نوین می‌تاختند تا حقوق احقاق نشده و مجددا مصادره شده خود پس از انقلاب مشروطیت را احیا نمایند.

جنبش آزادیستان و حکومت خودمختارش به  رهبری شیخ محمد خیابانی، جمهوری سوسیالیستی گیلان به رهبری میرزا کوچک جنگلی و نهضت خراسان به رهبری کلنل محمدتقی پسیان مجموع کوشش‌هایی بودند که در تداوم و اتکا به تجربه دور دوم انقلاب مشروطیت شکل گرفته بودند تا با احیا نمودن قانون انجمن‌های ایالتی ولایتی که از مهمترین میراث انقلاب مشروطیت به شمار می‌آمد از تمرکز قدرت در مرکز جلوگیری نمایند و با بسط دموکراسی، اصلاحات و عمران در مناطق مطلوب خود، این روند را به مرکز و سپس به کل ایران گسترش دهند.

 منبع: یول‌پرس
____________________________

پاراگراف
@Paragraph
به مناسبت ۱۲شهریور؛
اندیشه‌ها و زمینه‌های تشکیل فرقه دموکرات آذربایجان ۲/۴

#آتیلا_حاجیزاده


دموکرات‌های آذربایجان به رهبری شیخ شهید «محمد خیابانی» بر آذربایجان تسلط یافتند و در خودگردانی ۶ماهه برآن بودند تا به مقابله با ارتجاع مرکزی بپردازند و با تشکیل «انجمن‌های ایالتی و ولایتی» قدرت متمرکز را از دست مرکز خارج نموده و بین ایالات مختلف تقسیم نمایند. چرا که انعقاد قرارداد ۱۹۱۹ که عملا ممالک محروسه ایران را به مستعمره‌گی بریتانیای کبیر درمی‌آورد هرگونه تفکر مصالحه با مرکز را از بین برده بود.

حکومت دموکرات‌های آذربایجان علاوه بر مبارزه با ارتجاع مرکز و استعمار انگلستان، سیر اصلاحات عظیم اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و رفاهی را نیز دنبال می‌کردند. تأسیس بیمارستان‌های «شیر و خورشید»، آموزش عمومی و زبان مادری، احداث کتابخانه‌ها و مراکز فرهنگی از جمله اقدامات دموکرات‌های آذربایجان در ۶ ماه خودگردانی آن بود. اما در نهایت زر و زور ارتجاع بار دیگر ابرهای سیاه را در آسمان ایالات به ویژه آذربایجان مستولی گرداند.

شیخ محمد خیابانی به تیر ارتجاع وثوق‌الدوله زمین‌گیر شد و میرزا کوچک جنگلی و کلنل محمدتقی پسیان با تیر استبداد رضاخانی از میان برداشته شدند تا قرارداد ۱۹۱۹ با لباسی جدید و در قالب دولتی ملی به مردم ایران تحمیل شود.

تاجگذاری رضاشاه و تشکیل رسمی سلسله پهلوی با حمایت بریتانیای کبیر که همان حکومت مطلوب لژ فراماسونری ایران نیز بود، آسمان‌ تیره ایالات ایران به ویژه آذربایجان را تیره و تارتر نمود. تجدد عامرانه و سطحی رضاشاه پهلوی که بر پایه‌ نظامی‌گری، ملی‌گرایی و باستانگرایی فارس استوار گشته بود، سیاستی مبنی بر یک دولت، یک ملت و یک پرچم را راهگشای عقب‌ماندگی ممالک محروسه ایران می‌دانست که بر اساس آن باید تمامی قومیت‌های محکوم غیر فارس زیر سنگ آسیاب آسیمیلاسیون جان می‌باختند.

هرچند سیاست‌های آسیمیلاسیون، به حاشیه رانده شدن ایالات و… کمر تمامی مناطق ایران را از جهات اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و… شکسته بود اما نتایج این تبعیضات در آذربایجان بیشتر از سایر نقاط قابل درک بود. آذربایجان که تا قبل از ظهور سلسله پهلوی، شهر دوم ایران و ولیعهد نشین به شمار می‌آمد و در تمام برهه‌های تاریخی از اهمیتی ویژه برخوردار بود امروز از تمامی جهات مورد فشار و تبعیض قرار گرفته بود. بسته شدن مرز جلفا به جهت رقابت‌های اقتصادی شوروی و انگلستان توسط پهلوی‌ها، عملا تجارت آذربایجان را از حیث صادرات و واردات فلج نموده بود، زبان تورکی آن به شدت تحقیر می‌شد و تمامی حقوق زبانی آن زیر ستم شوونیستی در حال از بین رفتن بود و روشنفکران آن نیز در زندان‌های طولانی مدت محصور یا با آمپول هوا خودکشی شده بودند. تمامی این موضوعات دست به دست هم داده و موجی از نارضایتی‌هایی را فراهم آورده بود که توانایی بروز نداشتند و چون فریادی، در حنجره حبس شده بودند اما جریان روشنفکری آذربایجان که سالیان سال پیشرو دموکراسی و نظریات متجدد حتی در مقیاس جهانی بودند در تکاپوی فرصتی مساعد جهت سازماندهی توده‌ها به منظور نیل به ساختاری دموکراسی به سر می‌بردند.

پایان «جنگ جهانی دوم» و اشغال ایران از سوی متفقین سیر حوادث را به بستر دیگری هدایت نمود. خلع دیکتاتور کبیر فرصت تنفسی مجددا به جریان‌های روشنفکری داد تا مجددا خود را بازیابی کرده و سازماندهی نمایند. «حزب توده ایران» بر اساس آموزه‌های «تقی ارانی» بعنوان اولین حزب منسجم ایران هرچند در ابتدا کورسوی امیدی در دل جامعه روشنفکری ایجاد نمود اما بازهم نگاه مرکزگرا بر ساختار سیاسی ایران حتی حزب توده حاکم بود. آذربایجان نیز با احیای انجمن‌ها و اتحادیه‌های کارگری از صفوف صف بندی ها و استفاده مطلوب از آزادی به وجود آمده در آن سال‌ها جهت بسط دموکراسی عقب نماند اما پیشبرد این هدف و اندیشه، طالب ساختاری منسجم بود که همین احساس نیاز، اصلی ترین زمینه تشکیل «فرقه دموکرات آذربایجان» به شمار می‌آید.


منبع: یول‌پرس
____________________________

پاراگراف
@Paragraph
به مناسبت ۱۲شهریور؛
اندیشه‌ها و زمینه‌های تشکیل فرقه دموکرات آذربایجان ۳/۴

#آتیلا_حاجیزاده

«فرقه دموکرات آذربایجان» یک حزب نبود بلکه نهضتی مؤتلف از اندیشه‌ها و جریان‌های آزادیخواه و طالب دموکراسی در خط آذربایجان بود که حول شخصیت «سید جعفر پیشه‌وری» در تاریخ «۱۲ شهریور ۱۳۲۴» تشکیل گشت.


پیشه‌وری که که به سبب کسب رأی اول در حوزه انتخابیه تبریز در انتخابات دور چهاردهم مجلس شورای ملی از محبوبیت و شهرت مطلوبی برخوردار بود، این اعتلاف را در امتداد تفکر «اصلاح‌گری ایالات» و اندیشه‌های شیخ شهید «محمد خیابانی» تشکیل داده  و در صدد برپایی ساختاری خودمختار با احیای اصول ۲۹،۹۰، ۹۱، ۹۲، ۹۳ و… قانون اساسی مشروطیت ایران برآمده و هیچگاه طالب استقلال، جداسری و… نبود این چنین که سران «فرقه دموکرات آذربایجان» بیانیه «۱۲ شهریور»،آرشیو «روزنامه آذربایجان» ارگان فرقه همواره به دفاع از تمامیت ارضی کشور و احقاق حقوق خود در چهارچوب ایران می‌پرداختند.

«فرقه دموکرات آذربایجان» و بعدها «حکومت دموکراتیک» آن در صدد بودند تا با تشکیل حکومتی ملی، دمراتیک و بسط اصلاحات همه جانبه، مبارزات ضد ارتجاعی را به تمام ایران گسترش دهند و در همین راستا، پیشه‌وری در سخنرانی خود در جمع منتخبین شورای دهقانی آذربایجان می‌گوید: «با تفسیم اراضی بین دهقانان آذربایجان به آن‌ها سلاح داده و گفتیم باید از آزادی خود دفاع نمایید. امروز در آذربایجان میدان مبارزه‌ای ایجاد شده که در حال گسترش به سراسر ایران است و دهقان آذربایجان پیشاهنگ این مبارزه خواهد بود.» و در کنگره فرقه بر احقاق حقوق آذربایجان داخل جغرافیای ایران تأکید می‌ورزد.

تجزیه طلبی فرقه، پروپاگاندایی از سوی پادشاه بی ظفری چون محمدرضا شاه پهلوی مطرح گشته بود تا تحقیر شدن‌های خود در سال‌های جنگ و ابتدای پادشاهی خود را جبران نماید. پادشاهی که تا قریب ۲۰سال بعد، فرصت تاجگذاری نیافته بود و اژ سوی رهبران متفقین به بدترین شکل ممکن تحقیر گشته بود، غائله آذربایجان را ظفری عظیم برای خود می‌پنداشت تا در مورد آن به افسانه‌سرایی بپردازد اما شاه سست عنصر با اعطای بحرین بدون هیچ مقاومتی فیگور قهرمانانه‌اش در مورد آذربایجان را نیز شکست و همگان دریافتند که نهضت دموکراتیک آذربایجان چگونه و با چه مکانیزمی سرکوب گشته است.

هرچند که بیشتر سران «فرقه دموکرات آذربایجان» را طیف «چپ» تشکیل می‌دادند اما این مجموعه به هیچ عنوان سازمانی کمونیست نبود زیرا در عصری که آذربایجان تب طغیانی دگرباره داشت می‌توانست خود را حزب «کمونیست» یا «سوسیالیست» آذربایجان بنامد که در آن روزگار نیز به سبب نارضایتی‌های عمومی آذربایجان موقعیت پذیرفته شدن با همان نام را نیز داشت.

صدر فرقه دموکرات آذربایجان «سید جعفر پیشه‌وری»، همواره بر ملی بودن مبارزه آذربایجان تأکید می‌نمود و فارغ از آموزه‌های «انترناسیونالیسم سوم» با رویکردی سوسیال دموکراتی از اتحاد تمام توده‌ها، جریان‌های سیاسی و اندیشه‌ها جهت نیل به دموکراسی، تجدد و توسعه در کل کشور دفاع می‌نمود.

نظریه تشکیل «فرقه دموکرات آذربابجان» با دستور شوروی نیز همانند تجزیه طلب بودن آن نظریه‌ مردودی است چرا که اگر آمادگی قیام در بین مردم نهادینه نگشته بود این امر به هیچ عنوان قابل اجرا نبود. با توجه به‌گزارش ویلیام داگلاس آمریکایی و خاطرات سرکنسول بریتانیا تمایلات مرکز گریز در بین مردم آذربایجان در عالی ترین حد آن بوده است اما نمی‌شود منکر حمایت‌های اتحاد جماهیر شوروی نیز شد اما تمامی حمایت آن به جهت آموزه‌های ایدئولوژیک آن در حمایت از جنبش‌های دمکراتیک بوده است نه گونه‌های دیگر آن.

از سوی دیگر نیز اختلافات تئوریک شدید مابین «فرقه دموکرات آذربایجان» و صدر آن «سید جعفر پیشه‌وری» با «حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی» به چشم می‌خورد که جنبش کارگری مورد حمایت استالین از سوی فرقه و صدر آن مورد توجه واقع نمی‌شود و اصلی ترین مورد بحث آن در رابطه دهقان و جنبش دهقانی است و این یعنی تولد نظریه‌ای نوین در حوزه مبارزاتی که کاملا متناسب با جامعه آذربایجان در آن عصر می‌باشد که بعدها در عدم حمایت شوروی از فرقه، تخریب سازمان‌ها و مجموعه‌های آن، چگونگی خارج کردن سید جعفر پیشه‌وری از تبریز و نحوه‌ مرگ وی و بعدها افشا شدن جاسوسانی از حزب توده مرتبط با اتحاد جماهیر شوروی و حکومت پهلوی کاملا هویدا می‌گردد‌.


منبع: یول‌پرس
____________________________

پاراگراف
@Paragraph
به مناسبت ۱۲شهریور؛
اندیشه‌ها و زمینه‌های تشکیل فرقه دموکرات آذربایجان ۴/۴

#آتیلا_حاجیزاده

در مورد نظری که مبنی بر عدم پایگاه مردمی فرقه دموکرات آذربایجان، با طرح موضوع سقوط آن مطرح می‌شود نیز باید گفت تغییرات معادلات سیاسی جهان و چینش صف‌بندی‌ قدرت، گاها در ظفر یا شکست بسیاری از جنبش‌های دموکرات، بیش از پایگاه‌ مردمی مؤثر می‌باشد. همزمانی ظهور «فرقه دموکرات آذربایجان» و آغاز «جنگ سرد» بین متفقین «جنگ جهانی دوم»، نهضت دموکراتیک آذربایجان و حکومت آن را به قربانگاه برد.


نهضت دمکراتیک آذربایجان اولین قربانی جنگ سرد محسوب می‌شود که در راستای منافع «ایالات متحده آمریکا» و «بریتانیا کبیر» باید سقوط می‌کرد و شوروی نیز که به جهت همان اختلافات تئوریک در بستر ایدئولوژی چپ، ملی اعلام شدن نهضت دموکراتیک آذربایجان و عدم پذیرش انترناسیونالیسم سوم از سوی سران فرقه برای خود منافع چندانی در آذربایجان نمی‌دید، با وجه‌المصالحه قرار دادن امتیاز نفت شمال و قیومیت بر منافع خود در اروپا، حمایت ظاهری خود را دریغ نموده و آذربایجان را به مسلخ فاشیسم فرستاد و موجب درهم شکستن مقاومت مردمی عظیم با شقاوت تمام گشت و سبب اعدام و تبعیدهای چند هزار نفری فراهم آورد.

حکومت فرقه دموکرات آذربایجان با تأکید بر اقدامات «شیخ محمد خیابانی» بر اصلاحات تأکید می‌ورزید و توانست در اندک مدتی با اصلاحات ارضی محرومیت دهقانان را برطرف سازد، با بازگشایی گمرک‌ها وضعیت بازار را سامان بخشد، با تدریس به زبان تورکی گرد و غبار سالها تحقیر را از چهره‌ مردم تورک آذربایجان بزداید، با تأسیس مراکز فرهنگی، کتابخانه، آمفی تئاتر، سالن‌های موسیقی و… محرومیت‌های فرهنگی را برطرف سازد، با تأسیس دانشگاه، قشری متخصص و خودکفا را برای نسل‌های بعدی تربیت کند، با تأسیس مراکز درمانی بهداشت عمومی را توسعه دهد و با عملیات‌های عمرانی و رفاهی، سیمایی همه جانبه از توسعه و تجدد را به نمایش بگذارد.

«فرقه دموکرات آذربایجان» در اصل چهره تمام نمایی از مطالبه‌های مردم آذربایجان بود که دقیقا در مقابل حکومت پهلوی و سیستم رضاخانی ایستاده در مقابل تجدد عامرانه از تجددی درونی یا به عبارتی رایزنانه دفاع می‌نمود و برخلاف سیستم پهلوی که با صرف نظر از جان مایه تجدد یک جریان با ظاهری مدرن با باطنی بدوی را نمایندگی می‌کرد، فرقه مدرنیزاسیون را همگام با مدرنیته پیش می‌برد.

منبع: یول‌پرس
____________________________

پاراگراف
@Paragraph
Forwarded from ادبیات ائوی
#گئجه‌لر

گؤزلرین‌له گئجه‌لر، توی سالاجاق شهریمیزه
سکینه دای‌قیزی نای-نای چالاجاق شهریمیزه

انعام آلسین دئیه بئی باشماغی وئرسک شه‌هره
آلدادیب قیرمیزی پوفلک آلاجاق شهریمیزه

خوش گؤیول گؤزله‌دیلر توی گئجه‌سین بیلمه‌دیلر
گئجه دای گلمه‌یه‌جک گون سولاجاق شهریمیزه

گئنه-بول دورسا گلینلیک اوتاغی بیر گئجه‌لیک
بو گئنيش دونیا صاباح دار اولاجاق شهریمیزه

نه بیله‌یدیک کوره‌کن قازماغا بازدیر... دئمه‌دیز
ایندی بیلدیک بو گئجه قار دولاجاق شهریمیزه

گؤزلیم سس-کویه آلدانما اؤلوم‌لر تویودور
ییغیشین بئی آناسی ساچ یولاجاق شهریمیزه

گؤزلرین‌له گئجه لر، توی سالاجاق شهریمیزه
بو تویون سونراسی وای-وای قالاجاق شهریمیزه

#آتیلا_حاجیزاده

@adabiyatevi
Forwarded from گلپونه های وحشی
سن منی بوراخیب، دوشنده یولا
نه گونش قارالدی، نه یاغیش یاغدی
چاخماغیم بیر سیغار آلیشدیرارکن
قهریم دیرماشیب، گؤزومو ساغدی

سئوگیلی گونلرین خاطیره‌سینی
نه راحات بوراخدین آی آغرین آلیم
نه ارکن اونوتدون، نه ارته داندین
یادیندا دئییل یادینا سالیم:

#آتیللا حاجی زاده

#ایفا ژاله🌺
@ghoolpoone
آخی مئیمونلار قارینلاری ایله دوشونورلر
#ایکی_بؤلوم_ده
#آتیلا_حاجیزاده

بیزی تماما سویوندوروب، قصد ائتدی‌یی کیمین گئییندیرمک ایسته‌ین ایستیلا، نقدر جان آتاریق‌سا «اؤز-اؤزگه» تعریف‌لرینین معین ايتدی‌یی قدرده بیزی اؤز بیلمییب، کاریمیز بیتن‌دن سونرا جیریق اسکی تک بیر کنارا توللایاجاق. کئچمیش‌ده‌ده توللاییب، ایندی‌ده عئینی پوزیشنینده ایره‌لی‌لییر آنجاق ایستیلا نقدر خصیصه‌لرین ده‌ییشمییرسه، بیزیمک‌لرده ایستیلایا بویون اه‌ییب، قارین‌لاری‌لا دوشونمک‌ده، همن عادت‌ده‌دیلر.

مصلحت دوشونمک، ایستیلانین ایمکانیندان فایدالانیب دوشونجه‌میزی یایماق ائلجه بو کیمی لاف‌لار یئتریجه کارسیز اولدوقلاری ایثبات‌لانیب، اولدوقجا هژمونی‌یه بویون اه‌یمک مئیمونون جنابلاری‌نین حیکایه‌ده قصد ائتدییی کیمین، آزادلیق یوخ، تکجه چیخیش یولو-دور همده سنی دوشونردن، مقلد سویه‌سینه چؤکدورن بیر چیخیش یولو.

یازی‌نین آردی پاراگراف کانالین‌دا
_____________________________
#پاراگراف

@paragraph
@paragraph
@paragraph
آخی مئیمونلار قارینلاری ایله دوشونورلر
#بیراینجی_بؤلوم
#آتیلا_حاجیزاده

"تحکیه" درنه‌ییمیزین ۳۴۴-اونجو جلسه‌سی فرانتس کافکا-نین «آکادئمییا اوچون حئسابات» حیکایه‌سینی اوخویوب ائلجه بو حیکایه ایله باغلی دانیشیقلا کئچدی.

حیکایه بیزیم اوچون اسیر اولموش بیر مئیمون‌دان دانیشیر ائلجه او مئیمون نئجه اسیر اولوب، ندن و نئجه مئیمون حایاتین‌دان آیریلیب اینسان کیمین یاشاییشا قرار وئردیین بیر آکادئمییادا، آکادئمیسیین‌لره آچیقلاییر.

مئیمون، حیکایه‌نین ایلکینده، "عینادلا سوی کؤکومه، گنجلیک خاطیره‌لریمه باغلی قالماق اوچون دیره‌نسیدیم ایندییه قدر الده ائتدیک‌لریمی هئچ واقت الده ائده بیلمزدیم. اصلینده عینادکارلیغین باشینی بوراخماق اؤز اوزریمه قویدوغوم ان بؤیوک حؤکم‌ایدی" دئییر. آنجاق همن پاراگرافین آردیندا، "من، او آزاد مئیمون، اسارته بویون اه‌یدیم"، دئیه ایضاحلاییر.

میمون «هاکئنبگ» تارلاسیندا اووچولارین اونا آتش آچیب، یاناق ایله اومباسی ناحیه‌دن یارالانماسین‌دان دانیشیر همده اومبباسینداکی یارانی، شالوارین آشاغی سالیب زیارتچی‌لره گؤستردییی اوچون ژورنالیست‌لرین اونا دولاشماسینی آچیقلاییر، دئملی افندی مئیمون جنابلاری‌نین بو ایشینه گؤره حاققیندا، "اونون مئیمون طبیعتی هله‌ده اؤزونو گؤستریر" یازمیشدی‌لار.

"هاکئنبگ‌ده مئیمونون یئری صاندیق دیوارین قارشیسی‌ایدی-اونا گؤره‌ده مئیمون اولماغا سون قویمالی‌ایدیم. گؤزل، آیدین بیر فیکیرایدی؛ چوخ گومان‌کی، بو نتیجه‌یه قارنیم‌لا گلمیشدیم، آخی مئیمونلار قارینلاری ایله دوشونورلر." حیکایه‌میزین کاراکتری نئجه مئیمون حایاتیندا قوپوب، باشقا یاشام طرزی سئچمه‌یینی ائلجه نئجه قرارا گلدی‌یینی اوخودوغونوز یوخاری سطیرلرده ایضحات وئریر.

مئیمون حئساباتی‌نین آردیجا بئله داوام ائدیر: "قورخورام‌کی، «چیخیش یولو» دئدیکده نه‌یی نظرده توتدوغومو تام باشا دوشمورسونوز. من بو ایفاده‌نی اونون ان ایلکین، بیرباشا آنلامیندا ایشله‌دیرم و «آزادلیق» سؤزونو قصدن ایستیفاده ائتمیرم. چونکی آزادلیغین بخش ائتدییی او بوتون ایستیقامت‌لرده گئن-بوللوق حیسسین‌دن دانیشمیرام." و آکروبات حرکت‌لرین گؤروب، میمون‌لارا نقدر عادی حرکت اولدوقلارین‌دان دانیشاراق، «بودا اینسان آزادلیغی‌دیر» دئییر.

آردیجا، «یوخ منیم ایسته‌دیییم شئی آزادلیق دئییل‌دی، سادجه چیخیش یولو ایدی؛ ساغا و یا سولا، یادا هرهانسی ایستیقامته باشقا بیر طلبیم یوخ ایدی، حتتا بئله بیر چیخیش یولونون توهوم اولماسینادا راضی ایدیم» دئیه ایضاحلاییر.

او اوزونون بوگونکو دورومون ایچینده‌کی ساکیتلی‌یه بورجلو ساییر. قاچماغین سونوچون، اونو هئچ سئومه‌ین افعی‌لرین ایچینه دوشوب یوخسا دنیزده بوغولماق کیمی گؤرور. ان نهایت‌سه دورغونلوغو آلین یازی‌سی سایاراق، تسلیم اولماق قرارینا گلیر.

_____________________________
#پاراگراف

@paragraph
@paragraph
@paragraph
آخی مئیمونلار قارینلاری ایله دوشونورلر
#ایکینجی_بؤلوم
#آتیلا_حاجیزاده


ایستعاری قورولوشا مالیک بو حیکایه‌ده، اصلینده میللی وارلیق‌لارین‌دان ال اوزوب آلمان دیلیجه یارادیجیلیغا اوز توتان فرانتس کافکا، مئیمونو اؤز یئرینه قویوب دانیشدیریر.

زامانیجا، ماکس وبر-ه «آلمان دیلیجه یازماق مموکون دئییل ائلجه آلمان دیلیجه یازماماق‌دا غیر مموکون» یازان کافکا، ان‌نهایت‌کی آلمان دیلینده یازماق قرارینه گلمیشدی آنجاق «ایستیلا-نین دیل هژمونی‌سینه» ائنیلمک‌‌دن هئچ‌ده خوش حیس آلمیردی.

او آلمانجا یازماقلا اؤزونو، باشقالاری‌نین یامسیلایان مئیمونا چئویرمیشدی ائلجه‌کی ایستیلا دیلیجه یازماسینا رغما، هئچ زامان «اؤز» بیلینمه‌دی، آیریجا هویت-ین‌دن سؤز آچان زامانلاردا عئینا حیکایه‌ده‌کی کیمین اونا «هله مئیمون طبیعتی اؤزونو گؤستریر» دئییلیرمیش. جومله‌نین تمثیلی یؤنو اولدوغونا باخمایاراق، کافکا بو سؤزون عئینی‌سینی دویماسادا، بنزرلرینی چوخ دویموش‌دور.

سونوچدا «ایستیلانین دیل هژمونی‌سینه» بویون وئرن‌لرین بوتونو، قارین‌لاری‌ایله دوشونوب‌لر دئسک، هئچ‌ده یئرسیز دانیشمامیشیق، ائلجه، دیل هژمونی‌سین اوست‌لرینه آلماقلا، شؤهرت، اونا باغلی اولان پول و... الده ائدیب‌لر آنجاق سونرادان بیر آرایا گلیب دوشونوب یارادیجیلیق وجدان‌لارین‌دان شرم ائدیب‌لر.

بوگونون «دکتر براهنی‌»سی ۴۰-ایل اؤنجه‌کی: «صباحی تورکجه یازدی، صباحی قالدی، من فارسجا یازدیم براهنی اولدوم» دئیه‌ن اینسان دئییل آرتیق، ووجدان عذابین‌دان اؤزونو «ائششح» آدلاندیرا بیله‌جک قدر عصبی دیرده، یا ایستیلایا قول اولان «شهریار»-دا ان‌نهایت دؤنوب تئهرانین غیرت‌سیزلیین‌دن یا سهندیه قامتینده «یالان انساب‌»دان دانیشدی‌دا آنجاق بیر گرچک هئچ زامان ده‌ییشیلمیه‌جک: بیر زامان‌لار کیمی‌لری مئیمون اولوب، قارین‌لاری‌ایله دوشونه‌رک ایستیلانین دیل هژمونی‌سینه بویون اولوب، یارادیجیلیق ائتدی‌لر.

بیزی تماما سویوندوروب، قصد ائتدی‌یی کیمین گئییندیرمک ایسته‌ین ایستیلا، نقدر جان آتاریق‌سا «اؤز-اؤزگه» تعریف‌لرینین معین ايتدی‌یی قدرده بیزی اؤز بیلمییب، کاریمیز بیتن‌دن سونرا جیریق اسکی تک بیر کنارا توللایاجاق. کئچمیش‌ده‌ده توللاییب، ایندی‌ده عئینی پوزیشنینده ایره‌لی‌لییر آنجاق ایستیلا نقدر خصیصه‌لرین ده‌ییشمییرسه، بیزیمک‌لرده ایستیلایا بویون اه‌ییب، قارین‌لاری‌لا دوشونمک‌ده، همن عادت‌ده‌دیلر.

مصلحت دوشونمک، ایستیلانین ایمکانیندان فایدالانیب دوشونجه‌میزی یایماق ائلجه بو کیمی لاف‌لار یئتریجه کارسیز اولدوقلاری ایثبات‌لانیب، اولدوقجا هژمونی‌یه بویون اه‌یمک مئیمونون جنابلاری‌نین حیکایه‌ده قصد ائتدییی کیمین، آزادلیق یوخ، تکجه چیخیش یولو-دور همده سنی دوشونردن، مقلد سویه‌سینه چؤکدورن بیر چیخیش یولو.

_________________________________
#پاراگراف

@paragraph
@paragraph
@paragraph
Forwarded from باهار ایزلری
ال اله، دویمه دله، میرزه گئدیب باشماق آلا
بیر تایین سن گئیه سن، بیر تایی دا منده قالا

ال اله دویمه دئیه میرزه گلیب سسله نه جک :
تئز گل آل باشماغینی چیخ کوچه یه نازلی بالا

نئچه ایل دیر دولانیر قانلی سوکوتلار شهری
گئی دولان باشماغی قوی ائولره تاققیلتی سالا

گؤزله آغ قایتانی کیرلنمیه شهرین توزونا
قیرمیزی گوللرینی گؤزله گولوم قویما سولا

مسجیده گئتملی اولسان...نه دئییم... یوخ گئتمه
موتلولوق باشماغینی قویما ساقین اوغرو چالا

ال اله، دویمه دله، میرزه گئدیب باشماق آلا
گئیه سن آه قاراشین گؤزلرینه سئوگی دولا

بیر تایی منده قالا ایلقارا بارماقلیق اولا
بیر تایین سن گئیه سن عهدیمیزین آندی اولا

#آتیلا_حاجیزاده
@ocharr
@ocharr
@ocharr
@paragraph
@paragraph
دورنا نیوز؛
راهی نوین در ژورنالیزم آذربایجان
#آتیلا_حاجیزاده

در جهانی که رأی عموم حال را تثبیت و آینده را رقم می‌زند ایجاد آگاهی و انتقال داده‌های صحیح به جامعه از نقش ویژه‌ای برخوردار است،که در عصر ما،ژورنالیزم و پایگاه‌های خبری این وظیفه خطیر را بر دوش می‌کشند.

رسانه،از سویی اطلاعات نخبگان مارا جهت تئوری‌پردازی تکمیل می‌کندواز سوی دیگر رابط بین نخبگان و جامعه است اینچنین بهترین و قوی‌ترین ابزار نظارت عمومی بردستگاه دولت و حکومت نیز به شمار می‌آید.

دورنا نیوز راهی در گسترش ژورنالیزم آذربایجانی است که در تلاش است رابطه‌ دوسویه و البته چندگانه‌ای را بین نخبگان،حکومت و جامعه ایجاد کند تا بدین وسیله آگاهی عمومی را گسترش داده و در همه‌گیر‌سازی آگاهی و گردش آزاد اطلاعات نقش مهمی را به دوش بکشد.

با دنبال کردن و معرفی این رسانه آذربایجانی، یاری‌گر این گروه در پیشبرد اهداف والای آنان در اعتلای ژورنالیزم آذربایجانی و وظایف خطیرشان باشیم.

پ.ن:بودا بیر #یول دور
___

سایت خبری دورنانیوز:
www.DurnaNews.ir
کانال تلگرامی:
@Durnanews
حساب اینستاگرام:
https://instagram.com/durnanews?igshid=scajrn9v
اکثریت و هنر اُتوماتیزه

ا #فاطمه_میرحسن‌پور، سردبیر فصلنامه فرهنگی-هنری بوتا در مورد فضای هنری حاکم به ویژه در آذربایجان‌غربی، در سرمقاله شماره ششم این نشریه نوشت:

نهادهای رسمی هنر را اُتوماتیزه می‌کنند. هنر اُتوماتیره اما ذاتا هنر نیست. سرپوشی‌ست که قهر و غیاب هنر اصلی را می‌پوشاند. بدل‌کار فقط قرار است نقش هنرمند اصلی را بازی کند که مبادا کسی متوجه غیاب او شود. بدل‌کار چهره ندارد، اکثریت است و سیاهی لشکر.

سیاهی لشکر فقط اطاعت محض می‌کند، بفرموده عمل می‌کند و اطاعت محض با خلاقیت فرسنگ‌ها فاصله دارد. سیاهی لشکر اگر اطاعت محض نکند صاحب کنش و انتخاب می‌شود و دیگر سیاهی‌لشکر نمی‌شود که.


چندیست انجمن‌های فرهنگی‌هنری دارند ساماندهی می‌شوند، شناسه‌دار می‌شوند که لابد جایگاهی رسمی داشته باشند برای تصاحب حقوق رسمی هویت‌دار می‌شوند. قرار است همه‌چیز دموکراتیک و آزادانه برگزار شود. یک سمفونی حضور قرار است اجرا شود. خروج از سالها برگزاری محفلی جلسات فرهنگی، یک حضور علنی و قانونی. اما نوازنده‌ای در صحنه حاضر نیست. شیپور از سمت‌ مخالف نواخته می‌شود. تأسیس سریع انجمن‌های سوری و نامربوط و سپردن تقدیر فرهنگ و هنر به آنان چه نتیجه‌ای جز خانه‌نشینی هنرمندان و نویسندگان جدی این مرز و بوم خواهد داشت؟

وقتی تقدیر شعر و یا نویسندگی را انجمن‌های دکلمه و یا انجمن گویندگی و یا انجمن کتابخوانی تعیین کنند ما تولید فرهنگی را به کجا میخواهیم برسانیم؟ مؤلف مخاطب را ارتقا می‌بخشد یا مخاطب مؤلف را؟ لیست طویل انجمن‌های فرهنگی-هنری استان اهالی فرهنگ و هنر را نمایندگی نمی‌کنند. تعدادی از آنها حتی عضو ندارند، جلسه ندارند، خروجی تولیدی ندارند. آنها فقط بدل هستند. یک بدل که قرار است سرپوش غیبت اصلی‌ها باشد. اگر قرار است انجمن‌ها، انجمن‌های هنرمندان نباشند کیمیای شناسه‌دار شدن و اینهمه هزینه به مفت هم نمی‌ارزد.

از طلا گشتن پشیمان گشته‌ایم
مرحمت بنموده مارا مس کنید

هنر جدی اما وارد این بازیها نمی‌شود، به روابط فامیلی فلان دبیر و فلان مسئول طمع نمی‌کند و دل در گرو فعالیت صادقانه و خلاقانه دارد. استاد-استاد کردن‌های کذایی فریبش نمی‌دهد و ارتقای جایگاه هنری‌اش را در ارتقای کیفی تولید هنری خویش می‌جوید.

هنر جدی همیشه محروم است. اکثریت نیست. برخوردار هم نیست. اقلیت است. اقلیتی بازیگوش و عاصی. اما در انزوا هم که باشد اوست که تاریخ هنر را شکل می‌دهد و در تاریخ هنر ثبت می‌شود. تاریخ هنر، تاریخ اقلیت‌هاست.

__________________________________
#پاراگراف
@paragraph
@paragraph
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آی اوشاقلار ال-اله
#آتیلا_حاجیزاده


اوشاقکن آتام منی «اورمونون گنج‌لر ساراییندا» قورولان "سئوینج قوروپونا" آپاراردی، اورادا بیزیم اوچون دیل، آذربایجان رقصی، موسیقی، ادبیات و... ساحه‌لرینده کیلاسلار قورولاردی.

نسرین خانیم آدلی اؤیرتمن-میز، کیلاسلاریمیز بیتدیک‌دن سونرا بیزلری بیر آرایا توپلاییب، موسیقی قوروپونون موشایعتی ایله ماهنی اوخوماغیمیزی ایسته‌یردی.

علیرضا اوختایین «آی اوشاقلار ال-اله» شعری، کئچمیش‌ده یعقوب ظروفچو-نون اوخودوغو ملودی‌ایله، سئوینج‌-ده موسیقی قوروپونون موشایعتی ایله ان چوخ اوخودوغوموز ماهنی‌لاردان بیری‌ایدی.

بوگون دونیا اوشاقلار گونو اولدوغو اوچون، بو ماهنی ایله اونا باغلی اولان اوشاقلیق خاطیره‌می سیزینله پایلاشماق ایسته‌دیم.

شعر: علیرضا نابدل-اوختای
سس: یعقوب ظوروفچو
پیانو: بهمن ابراهیم‌زادگان
____________________________
#پاراگراف
@Paragraph
@Paragraph
‏"سحر چاغلا" دمیر در اردوگاههای «پ‌ک‌ک‌» در سوریه آموزش دیده بود. او در ماه مارچ 2016 در آنکارا 37 نفر شامل زنان و کودکان را به قتل رساند. اینجا او پلاکاردی در دست دارد که رویش نوشته: زنده باد صلح!

پ.ن: اگر یک طرفدار «پ‌ک‌ک» از صلح صحبت کرد سریعاً از او دور شوید!

________________________________
پاراگراف
@paragraph
@paragraph
اسلحه بدست‌های (پ‌ک‌ک و ی‌پ‌گ) انسان می‌کشند، بنا به گزارش عفو بین‌الملل تصفیه نژادی می‌کنند و با هزار و یک جنایت دیگر آزادی‌خواه خطاب می‌شوند.

و مایی که در جیب‌مان حتی یک ناخنگیر هم نداریم مهتم به فاشیسم و نژادپرستی می‌شویم.

این است کمدی این برهه از تاریخ...

#توییت
____________________________
پاراگراف

@paragraph
@paragraph