آسیبشناسی رفتاری هویتگرایان در دور پنجم انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا در اورمیه:
درسی به قیمت گزاف ۱/۲
#آتیلا_حاجیزاده
دوهفتهنامه آچیق یول
شماره هفتم
شنبه۲۷خرداد۹۶
جریان های سیاسی عموما از یک بنیان تئوریک، اندیشه یا ایدئولوژی نشأت میگیرند که از آن با عنوان نطفه اولیه جریان یاد میشود کهپس از سپری نمودن این مرحله جریان به سازماندهی و تدوین راهبردها، راهکارها، سیاست و دکترین مینماید یا تعبیر دیگر اندیشه فرم گرفته و تشکیلات آن شکل مییابد.
جریان هویتگرایی آذربابجان در کشور ما هرچند از سالهای اولیه دهه۲۰ از بعد اندیشه و تئوری خود را به بلوغ رساند اما سرکوب های حکومت های پهلوی و سیاست های آسیمیلاسیونی آن فرصت هرگونه تنفس را از قومیت ها گرفت و پس از بلوغ، رشد آن را متوقف ساخت. پس از انقلاب شکوهمند اسلامی هویت ها مجددا توانستند خطسیر مطالبات خود را پیگیری نمایند که تصویب اصل۱۵و۱۹ قانون اساسی میوهای بود کهاز درخت این پیگیری ها به ثمر نشست. وقوع جنگ تحمیلی، کارشکنی های ضد انقلاب در آذربایجان و غرق شدن کشور عزیزمان در بحران آتش، فرصت پیگیری اجرای اصول ذکر شده را از جریان هویت محور سلب کرد و در نتیجه استارت تعلیق اعاده حقوق کلید خورد.
۸سال پس از پایان جنگ تحمیلی، با پیروزی قاطع دولت اصلاحات و بسط فضای آزاد سیاسی، مطالبات هویتی مجددا در سرفصل مطالبات آذربایجان قرار گرفتند و جریان هویت محور بسان یکنیروی سیال سیاسی در عرصه ی مدنی ظهور نموده، تاثیرگذاری خود را بیش از پیش برهمگان عیان ساخت. اما با وجود شعار هایی مانند ایران برای تمام ایرانیان یا اجرای اصول معوق قانون اساسی تنها به اجرای بخش برگزاری ایجاد پارلمان های محلی یا همان شوراهای اسلامی شهر و روستا و اصول اساسی(اصل ۱۵و۱۹) مجددا به تعویق افتاد.
شکست اصلاحطلبان در انتخابات سال ۸۴ و به قدرت رسیدن محمود احمدینژاد همان اندکفضای تنفس را نیز از جریان هویتی سلب نموده و اجرای اصول معوق از دستور کار دولت خارج شد.
انتخابات ریاست جمهوری یازدهم در سال ۹۲ مجددا امید را به به مطالبهگران حقوق هویتی بازگرداند و صدای دکتر حسن روحانی در استادیوم ۶هزارنغری غدیر اورمیه که تشکیل فرهنگستان زبان ترکی و احیای دریاچه ی ارومیه را فریاد میزد، امید حاصل شده را تشدید نمود. اما اینبار نیز هرچند قدم هایی در این راستا برداشته شد اما ضمختی وعده در اجرا جای خود را به پیکره ی نحیف و شکننده ای داد که به هرسو منعطف میگشتند. سازمان احیای دریاچه ی اورمیه به بارگاه تبلیغاتی عده ای مشخص تبدیل گشت و فرهنگستان زبان ترکی به حد یک بنیاد فرهنگ و هنر تنزل یافت که به دلیل کمبود اعتبار و انتصابات غیر تخصصی و سهمیه ای هیچگونه عملکرد چشمگیر یا غیر چشمگیری را به ثمر نرسانده است و تنها با هدیهکردن بنر های تبریک و تجلیل در کنگره ها و گردهمایی ها اعلام وجود مینماید.
ناامیدی از دولت تدبیر در عرفهی انخابات مجلس یازدهم شورای اسلامی فعالین هویتی را برآن داشت که اینبار نه در قالب جریان های چپ و راست یا اصلاحطلب و اصولگرا بلکه به عنوان یک جریان سیاسی مستقل وارد عرصه ی سیاسی شده و مطالبات خود را پیگیری و راهبرد های خود را ارائه دهند. هرچند رد صلاحیت گستردهی نامزد های منصوب به جریان هویتگرایی امکان حمایت از نامزد اختصاصی را از این جریان گرفت اما هویتگرایان توانستند با کشف و انتخاب افراد دغدغهمند به ویژه در غرب آذربایجان و اورمیه فضای سیاسی انتخابات به دست گرفته و بعنوان یگانه پیروز عرصه انتخابات یازدهم مجلس شورای اسلامی ظهور کنند.
جمع گرایی و خرد جمعی از جمله اصولی است که مهم ترین نقش را در رسیدن به نتیجه مطلوب در جوامع گوناگون و جریان ها ایفا میکند. خرد جمعی عموما فاکتور اجماع تبلور یافته نتیجه ی حاصل شده را به یک استاندارد اجتماعی، سیاسی، جریانی و حتی فراجریانی تبدیل میکند. از امر اجماع یا جمع گرایی بعنوان اصول قطعی دموکراسی یاد میکنند که به یک جریان یا اجتماع خاص فرصت عرضاندام و در گستره وسیعتر میدان تمرین مدنیت میدهد که در طول تاریخ مورد توجه بسیاری از جریان سیاسی و فرهنگی و اجتماعی قرار گرفته است.
جریان هویت گرایی نیز همواره بسان تمامی جریان های سیال که کماکان موفق به متشکل گشتن و تحزب نشده اند عموما با تشکیل جمع هایی جهت همفکری و رسیدن به نتیجه ی جمعی در عرصه سیاسی-اجتماعی گام برداشته و با همهگیر کردنخروجی گردهمایی راه را برای رسیدن به نتیجه مطلوب هموار ساخته است.
________________________________
پاراگراف
@Paragraph
درسی به قیمت گزاف ۱/۲
#آتیلا_حاجیزاده
دوهفتهنامه آچیق یول
شماره هفتم
شنبه۲۷خرداد۹۶
جریان های سیاسی عموما از یک بنیان تئوریک، اندیشه یا ایدئولوژی نشأت میگیرند که از آن با عنوان نطفه اولیه جریان یاد میشود کهپس از سپری نمودن این مرحله جریان به سازماندهی و تدوین راهبردها، راهکارها، سیاست و دکترین مینماید یا تعبیر دیگر اندیشه فرم گرفته و تشکیلات آن شکل مییابد.
جریان هویتگرایی آذربابجان در کشور ما هرچند از سالهای اولیه دهه۲۰ از بعد اندیشه و تئوری خود را به بلوغ رساند اما سرکوب های حکومت های پهلوی و سیاست های آسیمیلاسیونی آن فرصت هرگونه تنفس را از قومیت ها گرفت و پس از بلوغ، رشد آن را متوقف ساخت. پس از انقلاب شکوهمند اسلامی هویت ها مجددا توانستند خطسیر مطالبات خود را پیگیری نمایند که تصویب اصل۱۵و۱۹ قانون اساسی میوهای بود کهاز درخت این پیگیری ها به ثمر نشست. وقوع جنگ تحمیلی، کارشکنی های ضد انقلاب در آذربایجان و غرق شدن کشور عزیزمان در بحران آتش، فرصت پیگیری اجرای اصول ذکر شده را از جریان هویت محور سلب کرد و در نتیجه استارت تعلیق اعاده حقوق کلید خورد.
۸سال پس از پایان جنگ تحمیلی، با پیروزی قاطع دولت اصلاحات و بسط فضای آزاد سیاسی، مطالبات هویتی مجددا در سرفصل مطالبات آذربایجان قرار گرفتند و جریان هویت محور بسان یکنیروی سیال سیاسی در عرصه ی مدنی ظهور نموده، تاثیرگذاری خود را بیش از پیش برهمگان عیان ساخت. اما با وجود شعار هایی مانند ایران برای تمام ایرانیان یا اجرای اصول معوق قانون اساسی تنها به اجرای بخش برگزاری ایجاد پارلمان های محلی یا همان شوراهای اسلامی شهر و روستا و اصول اساسی(اصل ۱۵و۱۹) مجددا به تعویق افتاد.
شکست اصلاحطلبان در انتخابات سال ۸۴ و به قدرت رسیدن محمود احمدینژاد همان اندکفضای تنفس را نیز از جریان هویتی سلب نموده و اجرای اصول معوق از دستور کار دولت خارج شد.
انتخابات ریاست جمهوری یازدهم در سال ۹۲ مجددا امید را به به مطالبهگران حقوق هویتی بازگرداند و صدای دکتر حسن روحانی در استادیوم ۶هزارنغری غدیر اورمیه که تشکیل فرهنگستان زبان ترکی و احیای دریاچه ی ارومیه را فریاد میزد، امید حاصل شده را تشدید نمود. اما اینبار نیز هرچند قدم هایی در این راستا برداشته شد اما ضمختی وعده در اجرا جای خود را به پیکره ی نحیف و شکننده ای داد که به هرسو منعطف میگشتند. سازمان احیای دریاچه ی اورمیه به بارگاه تبلیغاتی عده ای مشخص تبدیل گشت و فرهنگستان زبان ترکی به حد یک بنیاد فرهنگ و هنر تنزل یافت که به دلیل کمبود اعتبار و انتصابات غیر تخصصی و سهمیه ای هیچگونه عملکرد چشمگیر یا غیر چشمگیری را به ثمر نرسانده است و تنها با هدیهکردن بنر های تبریک و تجلیل در کنگره ها و گردهمایی ها اعلام وجود مینماید.
ناامیدی از دولت تدبیر در عرفهی انخابات مجلس یازدهم شورای اسلامی فعالین هویتی را برآن داشت که اینبار نه در قالب جریان های چپ و راست یا اصلاحطلب و اصولگرا بلکه به عنوان یک جریان سیاسی مستقل وارد عرصه ی سیاسی شده و مطالبات خود را پیگیری و راهبرد های خود را ارائه دهند. هرچند رد صلاحیت گستردهی نامزد های منصوب به جریان هویتگرایی امکان حمایت از نامزد اختصاصی را از این جریان گرفت اما هویتگرایان توانستند با کشف و انتخاب افراد دغدغهمند به ویژه در غرب آذربایجان و اورمیه فضای سیاسی انتخابات به دست گرفته و بعنوان یگانه پیروز عرصه انتخابات یازدهم مجلس شورای اسلامی ظهور کنند.
جمع گرایی و خرد جمعی از جمله اصولی است که مهم ترین نقش را در رسیدن به نتیجه مطلوب در جوامع گوناگون و جریان ها ایفا میکند. خرد جمعی عموما فاکتور اجماع تبلور یافته نتیجه ی حاصل شده را به یک استاندارد اجتماعی، سیاسی، جریانی و حتی فراجریانی تبدیل میکند. از امر اجماع یا جمع گرایی بعنوان اصول قطعی دموکراسی یاد میکنند که به یک جریان یا اجتماع خاص فرصت عرضاندام و در گستره وسیعتر میدان تمرین مدنیت میدهد که در طول تاریخ مورد توجه بسیاری از جریان سیاسی و فرهنگی و اجتماعی قرار گرفته است.
جریان هویت گرایی نیز همواره بسان تمامی جریان های سیال که کماکان موفق به متشکل گشتن و تحزب نشده اند عموما با تشکیل جمع هایی جهت همفکری و رسیدن به نتیجه ی جمعی در عرصه سیاسی-اجتماعی گام برداشته و با همهگیر کردنخروجی گردهمایی راه را برای رسیدن به نتیجه مطلوب هموار ساخته است.
________________________________
پاراگراف
@Paragraph
آسیبشناسی رفتاری هویتگرایان در دور پنجم انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا در اورمیه:
درسی به قیمت گزاف ۲/۲
#آتیلا_حاجیزاده
دوهفتهنامه آچیق یول
شماره هفتم
شنبه۲۷خرداد۹۶
اما اتفاقات در انتخابات پنجمین دورهی انتخابات شوراهای شهر روستا در اورمیه به گونه ای دیگر رقم خورد و اتحاد و یکپارچگی انتخابات مجلس یازدهم را از چهره ی جریانهویتگرایی این منطقه زدود. جریانی که همیشه با اتکا به روحیه ی دموکراتیک خود سد های سیاسی را با عنصر اجماع درهم میشکست اینبار گرفتار انحصار طلبی و رفتار پدرخوانده معابانهی عده ای منفعتطلب شد که با اجماع شکنی و بی میلی به خرد جمعی یکپارچگی فضای سیاسی هویت گرایی چند تکهکردند تا به این واسطه کسب درآمدی هم کرده باشند.
هرچند فضای چندگانه در جریان هویتگرایی هم نیر مانند بسیاری از جریان های سیاسی از بدو، وجود داشت اما تا کنون در لایه های زیرین در جریان بوده و در تصمیمگیری ها و اجماع های مهم و استراتژیک خودنمایی نکرده بود. اما در این دوره از انتخابات تفاوت سلیقه ها با منفعتطلبی ها درآمیخت و باعث انتشار ۵لیست حمایتی از یک جریان واحد گشت که سبب واگذاری فضای سیاسی شده و تنش های درونجریانی را گسترش داد.
در صدر کار قرار گرفتن نیروهای بی تجربه که هیچگونه اجتماع سیاسی را تجربه نکرده و علیرغمجوانی با فضای دانشگاه ها بیگانه بودند شکاف های درون جریانی را بیش از پیش گسترش داد و نیروهای های جوان را در مقابل طیف باسابقه قرار داد و و پدرخوانده ها نیز با نادیده گرفتن این طیف دامنه شکاف هارا گسترده تر ساختند.
جنبش دانشجویی هویت گرایی اورمیه نیز به دلیل همین شکاف های موجود وارد بحث انتخابات نشده و در واقع نیروی مولد جریان و یکی از اتاق های فکر عملا در این دوره انتخابات موضعی خنثی اتخاذ کرده، و تنها مردم را به مشارکت فراخواند. افرادی هم که خود را پدرخوانده جریان هویت گرایی در این شهر میدانستند نه به دلیل اختلافات تئوریک و فکری بلکه به دلیل خود بزرگ بینی بیش از حد و البته تقابلات مالی جریان واحد را چند تکه کرده و بر طبل اختلاف کوفتند. لیست های جهتدار که هر کدام رنگ و بوی جریان ها غیر هویتگرا داشتند در عرصه شهر چمپره زده بودند که یکی بوی آبادگرانی داشت و دیگری شال زیتونی.
برای دور پنجم انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا هیچ نامی جز دور سهم خواهی برازنده نیست چرا که هرکس با سابقه ی داشته یا نداشتهی خود سفره ای باز کرده بود و آن را با نامجریان هویتگرایی و به کام خود و آخورش (شال زیتونی یا آبادگرانی) پر میکرد.
آنچه در بحث اجماع باید مورد توجه قرار بگیرد گردهمایی جمع های سیاسی و صاحب اندیشه است. عموما افرادی به نمایندگی از طیف های مختلف گرد آمده و اقدام به تشکیل شورای هماهنگی مینمایند. تمام طیف ها از حق رای و نفرات یکسانی برخوردار بوده و با تبادل اندیشه به سوی نتیجه جمعی قدم برمیدارند. نهکه فلان نشریه، فلان سرمایهدار، بهمان دانشجو، بهمان سایت خبری با گرد آمدن چند نفر در گرد خود جوگیر شده وخود را مجمع عظیم جریان نامیده و انتظار گوش بهفرمانی از سایرین داشته باشد.
انتخابات دور پنجم شوراهای اسلامی شهر و روستا به همت و تلاش دلالان سیاسی، رسانههای قلم بهمزد، نوباوگان سیاسی و سکوت جنبش دانشجویی و طیف های تأثیرگذار، جریان هویتگرایی را حرکتی ناکارآمد و مقطعی جلوه داد که علی رغم عدم تواناییاش مدیریت درونی خود در حوزه مدیریت سیاسی و اجتماعی و شهری ادعا های بزرگ میکند. عده ای این رویداد هارا ابتذال در هویتگرایی نامدیدند و عدهای چه برچسب های رنگارنگی که به این جریان نسبت ندادند اما آنچهکه ناگفته پیداست امروزه هویت گرایی با هویتگرا نما هایی رو به روست که هیچگونه ایمان و اعتقادی به آرمان های این جریان نداشته و ندارند. عدهای از آن ها مطرود جریان های دیگر هستند که برای جبران ورشکستگی سیاسی خود ادعای هویتگرایی میکنند، عده ای سمت و سوی دلالی دارند و عده ای دیگر جویای نام هایی هستند که بی در و پیکر تر از این جریان نیافتهاند تا خودی نشان دهند.
سکوت طیف های تأثیرگذار هویتگرایی، صاحبان اندیشه و... معنای دیگری جز واگذاری فضا و میدانگاه جریان به منفعتطلبان ندارد که نتیجه ی این سکوت شکست آرمان های هویتگرایی دراز تر شدن دست های تیره و تصاحب هویت شهر از سوی میهمانان ساکن است و این درسی بود که انتخابات دور پنجم شوراهای اسلامی شهر و روستا با ستاندن قیمت گزافی به جریانهویتگرایی آموخت.
________________________________
پاراگراف
@Paragraph
درسی به قیمت گزاف ۲/۲
#آتیلا_حاجیزاده
دوهفتهنامه آچیق یول
شماره هفتم
شنبه۲۷خرداد۹۶
اما اتفاقات در انتخابات پنجمین دورهی انتخابات شوراهای شهر روستا در اورمیه به گونه ای دیگر رقم خورد و اتحاد و یکپارچگی انتخابات مجلس یازدهم را از چهره ی جریانهویتگرایی این منطقه زدود. جریانی که همیشه با اتکا به روحیه ی دموکراتیک خود سد های سیاسی را با عنصر اجماع درهم میشکست اینبار گرفتار انحصار طلبی و رفتار پدرخوانده معابانهی عده ای منفعتطلب شد که با اجماع شکنی و بی میلی به خرد جمعی یکپارچگی فضای سیاسی هویت گرایی چند تکهکردند تا به این واسطه کسب درآمدی هم کرده باشند.
هرچند فضای چندگانه در جریان هویتگرایی هم نیر مانند بسیاری از جریان های سیاسی از بدو، وجود داشت اما تا کنون در لایه های زیرین در جریان بوده و در تصمیمگیری ها و اجماع های مهم و استراتژیک خودنمایی نکرده بود. اما در این دوره از انتخابات تفاوت سلیقه ها با منفعتطلبی ها درآمیخت و باعث انتشار ۵لیست حمایتی از یک جریان واحد گشت که سبب واگذاری فضای سیاسی شده و تنش های درونجریانی را گسترش داد.
در صدر کار قرار گرفتن نیروهای بی تجربه که هیچگونه اجتماع سیاسی را تجربه نکرده و علیرغمجوانی با فضای دانشگاه ها بیگانه بودند شکاف های درون جریانی را بیش از پیش گسترش داد و نیروهای های جوان را در مقابل طیف باسابقه قرار داد و و پدرخوانده ها نیز با نادیده گرفتن این طیف دامنه شکاف هارا گسترده تر ساختند.
جنبش دانشجویی هویت گرایی اورمیه نیز به دلیل همین شکاف های موجود وارد بحث انتخابات نشده و در واقع نیروی مولد جریان و یکی از اتاق های فکر عملا در این دوره انتخابات موضعی خنثی اتخاذ کرده، و تنها مردم را به مشارکت فراخواند. افرادی هم که خود را پدرخوانده جریان هویت گرایی در این شهر میدانستند نه به دلیل اختلافات تئوریک و فکری بلکه به دلیل خود بزرگ بینی بیش از حد و البته تقابلات مالی جریان واحد را چند تکه کرده و بر طبل اختلاف کوفتند. لیست های جهتدار که هر کدام رنگ و بوی جریان ها غیر هویتگرا داشتند در عرصه شهر چمپره زده بودند که یکی بوی آبادگرانی داشت و دیگری شال زیتونی.
برای دور پنجم انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا هیچ نامی جز دور سهم خواهی برازنده نیست چرا که هرکس با سابقه ی داشته یا نداشتهی خود سفره ای باز کرده بود و آن را با نامجریان هویتگرایی و به کام خود و آخورش (شال زیتونی یا آبادگرانی) پر میکرد.
آنچه در بحث اجماع باید مورد توجه قرار بگیرد گردهمایی جمع های سیاسی و صاحب اندیشه است. عموما افرادی به نمایندگی از طیف های مختلف گرد آمده و اقدام به تشکیل شورای هماهنگی مینمایند. تمام طیف ها از حق رای و نفرات یکسانی برخوردار بوده و با تبادل اندیشه به سوی نتیجه جمعی قدم برمیدارند. نهکه فلان نشریه، فلان سرمایهدار، بهمان دانشجو، بهمان سایت خبری با گرد آمدن چند نفر در گرد خود جوگیر شده وخود را مجمع عظیم جریان نامیده و انتظار گوش بهفرمانی از سایرین داشته باشد.
انتخابات دور پنجم شوراهای اسلامی شهر و روستا به همت و تلاش دلالان سیاسی، رسانههای قلم بهمزد، نوباوگان سیاسی و سکوت جنبش دانشجویی و طیف های تأثیرگذار، جریان هویتگرایی را حرکتی ناکارآمد و مقطعی جلوه داد که علی رغم عدم تواناییاش مدیریت درونی خود در حوزه مدیریت سیاسی و اجتماعی و شهری ادعا های بزرگ میکند. عده ای این رویداد هارا ابتذال در هویتگرایی نامدیدند و عدهای چه برچسب های رنگارنگی که به این جریان نسبت ندادند اما آنچهکه ناگفته پیداست امروزه هویت گرایی با هویتگرا نما هایی رو به روست که هیچگونه ایمان و اعتقادی به آرمان های این جریان نداشته و ندارند. عدهای از آن ها مطرود جریان های دیگر هستند که برای جبران ورشکستگی سیاسی خود ادعای هویتگرایی میکنند، عده ای سمت و سوی دلالی دارند و عده ای دیگر جویای نام هایی هستند که بی در و پیکر تر از این جریان نیافتهاند تا خودی نشان دهند.
سکوت طیف های تأثیرگذار هویتگرایی، صاحبان اندیشه و... معنای دیگری جز واگذاری فضا و میدانگاه جریان به منفعتطلبان ندارد که نتیجه ی این سکوت شکست آرمان های هویتگرایی دراز تر شدن دست های تیره و تصاحب هویت شهر از سوی میهمانان ساکن است و این درسی بود که انتخابات دور پنجم شوراهای اسلامی شهر و روستا با ستاندن قیمت گزافی به جریانهویتگرایی آموخت.
________________________________
پاراگراف
@Paragraph
روح داعش در کالبد بارزانی
#آتیلا_حاجیزاده
مرگ بنلادن را میتوان نطقهی ثقلی در سیر حیات نیروهای تکفیری بهشمار آورد چرا که هیچیک از رهبران نیروهای تندرو نمیتوانستند جاذبه و یکپارچگی تئوریک مبارزه جهادی را حفظ کنند و این فرصتی استثنایی برای غرب بود تا با اعمال نفوذ در بین نیروهای تکفیری تمرکز این گروهها را از غرب منحرف بکند. گزینهی جنگ فرقهای یکی از بهترین گزینههای روی میز جهت ایجاد این نقطهی برگشت در توجه گروههای جهادی تندرو از غرب و به اختلاف های فرقهای بود.
ادامه مطلب در دو قسمت در کانال پاراگراف
________________________________
پاراگراف
@Paragraph
#آتیلا_حاجیزاده
مرگ بنلادن را میتوان نطقهی ثقلی در سیر حیات نیروهای تکفیری بهشمار آورد چرا که هیچیک از رهبران نیروهای تندرو نمیتوانستند جاذبه و یکپارچگی تئوریک مبارزه جهادی را حفظ کنند و این فرصتی استثنایی برای غرب بود تا با اعمال نفوذ در بین نیروهای تکفیری تمرکز این گروهها را از غرب منحرف بکند. گزینهی جنگ فرقهای یکی از بهترین گزینههای روی میز جهت ایجاد این نقطهی برگشت در توجه گروههای جهادی تندرو از غرب و به اختلاف های فرقهای بود.
ادامه مطلب در دو قسمت در کانال پاراگراف
________________________________
پاراگراف
@Paragraph
روح داعش در کالبد بارزانی ۱/۲
#آتیلا_حاجیزاده
دوهفته نامه آچیق یول
شماره هشتم
دوشنبه-۹۶/۸/۱
مرگ بنلادن را میتوان نطقهی ثقلی در سیر حیات نیروهای تکفیری بهشمار آورد چرا که هیچیک از رهبران نیروهای تندرو نمیتوانستند جاذبه و یکپارچگی تئوریک مبارزه جهادی را حفظ کنند و این فرصتی استثنایی برای غرب بود تا با اعمال نفوذ در بین نیروهای تکفیری تمرکز این گروهها را از غرب منحر
ف بکند. گزینهی جنگ فرقهای یکی از بهترین گزینههای روی میز جهت ایجاد این نقطهی برگشت در توجه گروههای جهادی تندرو از غرب و به اختلاف های فرقهای بود.
رویداد های موسوم به بهار عربی که عمدتا در کشورهای همپیمان ایالات متحده و بی ثباتیهای کشور عراق که در پی خروج نیروهای نظامی منطقه از آمریکا و روی کار آمدن دولت شیعی رخ داده بود، بهترین و مستعد ترین ناحیه خاورمیانه جهت ایجاد جنگ فرقهای و نابسامانی منطقهای بود تا دولتهای منطقه را درگیر کرده و از پرداخت به شرایط غرب و هم پیمانانش به ویژه دولت اسراییل منحرف نماید.
دولت اسلامی شام و عراق نسخهای بود که برای تحقق دو هدف غرب یعنی: منحرف سازی تمرکز نیروهای تندرو جهادی از غرب و درگیر ساختن کشورهای ترکیه و ایران به عنوان دو مخالف اصلی منطقه با دولت اسراییل با نا امنی های منطقه و ایجاد ثبات منطقهای و داخل از سوی سرویس های اطلاعاتی برخی کشورها طراحی شد اما خاصیت ذاتی نیروهای تروریستی غرب را از رسیدن به این اهداف بازداشت.
تحلیلگران سیاسی، گروههای تروریستی به یک ظرف بخت آزمایی تشبیه کردهاند که هرکس، شئی در آن میاندازد و پس از همزدن به زعم خود بلیط بخت را از این ظرف بخت آزمایی خارج میکند. همین خاصیت تبدیل به عنصر نفاق ابر قدرت ها گشت و چرخشهای داعش بین روسیه پ ایالات متحده و هم پیمانش این گروهک تروریستی را با خلع جدی مواجه ساخت. تئوری پردازان که با نوعی اربابخواری مواجه کشته بودند و طعم شکست را از با تمام وجود چشیده بودند در تصدد پایان دادن به این غائله برآمدند. اما آمال غرب برای ایجاد بی ثباتی در خاورمیانه با هدف درگیر کردن کشورهای قدرتمند منطقه با مسائل منطقهای غرب و اسراییل را برآن داشت تا کارت دیگری از این دسته را رونمایی نمایند. کارتی که پس از فروپاشی دولت صدام حسین در عراق بعنوان سوپاپ اطمینان غرب با تشکیل اقلیمکی در مرزهای ایران و ترکیه تشکیل گشته بود و رایزنهای آنان توانسته بودند این منطقه را از گزند داعش در امان نگهداشته و نیروهای نظامی آنرا همچون قهرمانان این غائله جلوه دهند.
با پایان گرفتن غائله داعش در منطقه عراق و سوریه خاور میانه میرفت تا مجددا با دلمشغولی دیگری دست و پنجه نرم نماید. معظلی که میتواند سبب تغییر نقشهی جغرافیایی منطقه و رویش قارچوار سهمخواهان و زیاده خواهان گردد. فاصله استراتژیک ایجاد بین دولتهای ترکیه و جهوری اسلامیایران خیال باطلی در ذهن رهبران اقلیم کردستان عراق به وجود آوردهبود کهمیتوانند با بهره جستن از این خلع به وجود آمده و همچنین مشغول شدن نیروهای نظامی دولت عراق، ترکیه و ایران جهت مقابله با تهاجم تهمانده گروهگ توریستی داعش، راه استقلال را هموار نموده و با برگزاری همهپرسی نمایشی تحقق رویا های خود را رقم بزنند.
از سوی دیگر دولت اقلیم کردستان عراق که به مأمنی امن برای گروهک های تروریستی کومله و دموکرات تبدیل گشته و به همراهی نیروهای پ.ک.ک در قرارگاه قندیل سالیان سال در راه ناامن سازی منطقه تلاش کرده اند و سینهی مردم منطقه به ویژه غرب آذربایجان از جنایت های این اشرار داغدار است.
عدهای از خودباختگان داخلی نیز که استقلال کردستان عراق آسفالت شدن جاده ناهموار افکار شوم خود در تشکیل کردستان خیالی خود میپنداشتند بیشتر از هرکسی آتشبیار این معرکهی شوم گشتند و با همکاری تئورسین نماهای اصلاحطلب ژست روشنفکری خود را تجدید کرده و حمایت معنوی و بلکه مادی خود را روانهی اردوگاه اسراییلی اقلیم نمودند. غافل ازاینکه بزنگاههای حساس میتوانند نه دو دولت غیرهمسو بلکه دولتهای متخاصم را نیز باهم متحد گرداند.
________________________________
پاراگراف
@Paragraph
#آتیلا_حاجیزاده
دوهفته نامه آچیق یول
شماره هشتم
دوشنبه-۹۶/۸/۱
مرگ بنلادن را میتوان نطقهی ثقلی در سیر حیات نیروهای تکفیری بهشمار آورد چرا که هیچیک از رهبران نیروهای تندرو نمیتوانستند جاذبه و یکپارچگی تئوریک مبارزه جهادی را حفظ کنند و این فرصتی استثنایی برای غرب بود تا با اعمال نفوذ در بین نیروهای تکفیری تمرکز این گروهها را از غرب منحر
ف بکند. گزینهی جنگ فرقهای یکی از بهترین گزینههای روی میز جهت ایجاد این نقطهی برگشت در توجه گروههای جهادی تندرو از غرب و به اختلاف های فرقهای بود.
رویداد های موسوم به بهار عربی که عمدتا در کشورهای همپیمان ایالات متحده و بی ثباتیهای کشور عراق که در پی خروج نیروهای نظامی منطقه از آمریکا و روی کار آمدن دولت شیعی رخ داده بود، بهترین و مستعد ترین ناحیه خاورمیانه جهت ایجاد جنگ فرقهای و نابسامانی منطقهای بود تا دولتهای منطقه را درگیر کرده و از پرداخت به شرایط غرب و هم پیمانانش به ویژه دولت اسراییل منحرف نماید.
دولت اسلامی شام و عراق نسخهای بود که برای تحقق دو هدف غرب یعنی: منحرف سازی تمرکز نیروهای تندرو جهادی از غرب و درگیر ساختن کشورهای ترکیه و ایران به عنوان دو مخالف اصلی منطقه با دولت اسراییل با نا امنی های منطقه و ایجاد ثبات منطقهای و داخل از سوی سرویس های اطلاعاتی برخی کشورها طراحی شد اما خاصیت ذاتی نیروهای تروریستی غرب را از رسیدن به این اهداف بازداشت.
تحلیلگران سیاسی، گروههای تروریستی به یک ظرف بخت آزمایی تشبیه کردهاند که هرکس، شئی در آن میاندازد و پس از همزدن به زعم خود بلیط بخت را از این ظرف بخت آزمایی خارج میکند. همین خاصیت تبدیل به عنصر نفاق ابر قدرت ها گشت و چرخشهای داعش بین روسیه پ ایالات متحده و هم پیمانش این گروهک تروریستی را با خلع جدی مواجه ساخت. تئوری پردازان که با نوعی اربابخواری مواجه کشته بودند و طعم شکست را از با تمام وجود چشیده بودند در تصدد پایان دادن به این غائله برآمدند. اما آمال غرب برای ایجاد بی ثباتی در خاورمیانه با هدف درگیر کردن کشورهای قدرتمند منطقه با مسائل منطقهای غرب و اسراییل را برآن داشت تا کارت دیگری از این دسته را رونمایی نمایند. کارتی که پس از فروپاشی دولت صدام حسین در عراق بعنوان سوپاپ اطمینان غرب با تشکیل اقلیمکی در مرزهای ایران و ترکیه تشکیل گشته بود و رایزنهای آنان توانسته بودند این منطقه را از گزند داعش در امان نگهداشته و نیروهای نظامی آنرا همچون قهرمانان این غائله جلوه دهند.
با پایان گرفتن غائله داعش در منطقه عراق و سوریه خاور میانه میرفت تا مجددا با دلمشغولی دیگری دست و پنجه نرم نماید. معظلی که میتواند سبب تغییر نقشهی جغرافیایی منطقه و رویش قارچوار سهمخواهان و زیاده خواهان گردد. فاصله استراتژیک ایجاد بین دولتهای ترکیه و جهوری اسلامیایران خیال باطلی در ذهن رهبران اقلیم کردستان عراق به وجود آوردهبود کهمیتوانند با بهره جستن از این خلع به وجود آمده و همچنین مشغول شدن نیروهای نظامی دولت عراق، ترکیه و ایران جهت مقابله با تهاجم تهمانده گروهگ توریستی داعش، راه استقلال را هموار نموده و با برگزاری همهپرسی نمایشی تحقق رویا های خود را رقم بزنند.
از سوی دیگر دولت اقلیم کردستان عراق که به مأمنی امن برای گروهک های تروریستی کومله و دموکرات تبدیل گشته و به همراهی نیروهای پ.ک.ک در قرارگاه قندیل سالیان سال در راه ناامن سازی منطقه تلاش کرده اند و سینهی مردم منطقه به ویژه غرب آذربایجان از جنایت های این اشرار داغدار است.
عدهای از خودباختگان داخلی نیز که استقلال کردستان عراق آسفالت شدن جاده ناهموار افکار شوم خود در تشکیل کردستان خیالی خود میپنداشتند بیشتر از هرکسی آتشبیار این معرکهی شوم گشتند و با همکاری تئورسین نماهای اصلاحطلب ژست روشنفکری خود را تجدید کرده و حمایت معنوی و بلکه مادی خود را روانهی اردوگاه اسراییلی اقلیم نمودند. غافل ازاینکه بزنگاههای حساس میتوانند نه دو دولت غیرهمسو بلکه دولتهای متخاصم را نیز باهم متحد گرداند.
________________________________
پاراگراف
@Paragraph
روح داعش در کالبد بارزانی ۲/۲
#آتیلا_حاجیزاده
دوهفته نامه آچیق یول
شماره هشتم
دوشنبه-۹۶/۸/۱
همسویی دولتهای ترکیه و جمهوری اسلامی ایران در مقابله با این نقشهی شوم این غدهی سرطانی، تمام معادلات صهیونیستی استقلال اقلیم کردستان عراق را برهم زد تا جاییکه حیدرالعبادی آنرا تمام شده و زبالهدانی خواند. اما این پایان ماجرا نبود و تعقیب سرکوب این غدهی سرطانی تا فلجکردن آن ادامه پیدا کرد.
غائله کردستان عراق و به ویژه تعریف شدن کرکوک در جغرافیای سیاسی اقلیم کردستان عراق دولت ترکیه را برآن داشت که تاهم به جهت حفاظت از کرکوک و هم به جهت مانع شدن بر تغییرات جغرافیایی منطقه تمام مرزهای زمینی و تبادلات هوایی خود با کردستان عراق را قطع نموده و تصمیم به ایجاد کانتونی جدید در گذرگاهی به غیر از کردستان عراق اقدام نمود. همچنین با مطرح کردن ادعای خود مبنی بر اعادهی مدیریت ترکیه بر سلیمانیه و کرکوک در صورت خارج شدن این مناطق از تمامیت ارضی عراق تجزیهی کرکوک و سلمانیه با استناد به مفاد پیمان ۱۹۲۳ لوزان، اقلیم را با مشکل جدی دیگری مواجه ساخت و خیال راحت رهبران آنرا از نظر اقتصادی با ارتزاق از منابع نفتی کرکوک را ناراحت ساخت.
جمهوری اسلامی ایران نیز به جهت مقابله با ایجاد کشوری متحد با رژیم صهیونیستی و حفظ تمامیت ارضی کشور متخد خود عراق تبادلات مرزی با کردستان عراق را قطع نموده و پایانه مرزی قصرشیرین را تنها مرجع تبادل با دولت مرکزی عراق قرارداد.
شهرهای موصل، کرکوک موصل، تلعفر، شنگال و سنجار با عملیات نیروهای دولت مرکزی عراق و حمایتهای ترکیه از نیروهای پیشمرکه پاکسازی شد و ادارهی این مناطق مجددا به دولت مرکزی عراق سپرده شد. و بدین ترتیب رویای رهبران اقلیم کردستان عراق که بیشتر از هرچیزی به درآمد نفتی خود از منابع نفتی موصل و کرکوک صادرات آن از طریق دریای مدیترانه به ترکیه و سایر کشور های اروپایی بود فلج گردید و با بازگشایی مرز هابور به جای مرز حاکاری از سوی ترکیه هم از تبادلات مرزی با اقلیم کردستان عراق بینیاز گشت و هم توانست از مسیر تلعفر به نفت موصل و کرکوک دست یابد.
________________________________
پاراگراف
@Paragraph
#آتیلا_حاجیزاده
دوهفته نامه آچیق یول
شماره هشتم
دوشنبه-۹۶/۸/۱
همسویی دولتهای ترکیه و جمهوری اسلامی ایران در مقابله با این نقشهی شوم این غدهی سرطانی، تمام معادلات صهیونیستی استقلال اقلیم کردستان عراق را برهم زد تا جاییکه حیدرالعبادی آنرا تمام شده و زبالهدانی خواند. اما این پایان ماجرا نبود و تعقیب سرکوب این غدهی سرطانی تا فلجکردن آن ادامه پیدا کرد.
غائله کردستان عراق و به ویژه تعریف شدن کرکوک در جغرافیای سیاسی اقلیم کردستان عراق دولت ترکیه را برآن داشت که تاهم به جهت حفاظت از کرکوک و هم به جهت مانع شدن بر تغییرات جغرافیایی منطقه تمام مرزهای زمینی و تبادلات هوایی خود با کردستان عراق را قطع نموده و تصمیم به ایجاد کانتونی جدید در گذرگاهی به غیر از کردستان عراق اقدام نمود. همچنین با مطرح کردن ادعای خود مبنی بر اعادهی مدیریت ترکیه بر سلیمانیه و کرکوک در صورت خارج شدن این مناطق از تمامیت ارضی عراق تجزیهی کرکوک و سلمانیه با استناد به مفاد پیمان ۱۹۲۳ لوزان، اقلیم را با مشکل جدی دیگری مواجه ساخت و خیال راحت رهبران آنرا از نظر اقتصادی با ارتزاق از منابع نفتی کرکوک را ناراحت ساخت.
جمهوری اسلامی ایران نیز به جهت مقابله با ایجاد کشوری متحد با رژیم صهیونیستی و حفظ تمامیت ارضی کشور متخد خود عراق تبادلات مرزی با کردستان عراق را قطع نموده و پایانه مرزی قصرشیرین را تنها مرجع تبادل با دولت مرکزی عراق قرارداد.
شهرهای موصل، کرکوک موصل، تلعفر، شنگال و سنجار با عملیات نیروهای دولت مرکزی عراق و حمایتهای ترکیه از نیروهای پیشمرکه پاکسازی شد و ادارهی این مناطق مجددا به دولت مرکزی عراق سپرده شد. و بدین ترتیب رویای رهبران اقلیم کردستان عراق که بیشتر از هرچیزی به درآمد نفتی خود از منابع نفتی موصل و کرکوک صادرات آن از طریق دریای مدیترانه به ترکیه و سایر کشور های اروپایی بود فلج گردید و با بازگشایی مرز هابور به جای مرز حاکاری از سوی ترکیه هم از تبادلات مرزی با اقلیم کردستان عراق بینیاز گشت و هم توانست از مسیر تلعفر به نفت موصل و کرکوک دست یابد.
________________________________
پاراگراف
@Paragraph
جیمز جویس-ون یاشام ایله ادبی یاردیجیلیغینا قیسسا بیر باخیش
#آتیلا_حاجیزاده
20-اینجی عصرین ادبیاتین، گتیردیی آنلاتیم یئنیلیکلری ایله ائتگیلندیرن ایرلندلی یازار، "جیمز آگوستین آلوسیوس جویس" ، 1882-اینجی ایلده ایرلندین دوبلین شهرینده دوغولدو. ایلک مکتب تحصیلاتینی بو شهرین اوخوللاریندا بیتیردیکدن سونرا، دوبلین اونیورسیته کالئجینده، فلسفه و مودئرن دیللر ساحه سینده تحصیل آلدی.
مطلبین آردین ۲بؤلومده پاراگراف کانالیندا اوخویا بیلرسیز.
________________________________
پاراگراف
@Paragraph
#آتیلا_حاجیزاده
20-اینجی عصرین ادبیاتین، گتیردیی آنلاتیم یئنیلیکلری ایله ائتگیلندیرن ایرلندلی یازار، "جیمز آگوستین آلوسیوس جویس" ، 1882-اینجی ایلده ایرلندین دوبلین شهرینده دوغولدو. ایلک مکتب تحصیلاتینی بو شهرین اوخوللاریندا بیتیردیکدن سونرا، دوبلین اونیورسیته کالئجینده، فلسفه و مودئرن دیللر ساحه سینده تحصیل آلدی.
مطلبین آردین ۲بؤلومده پاراگراف کانالیندا اوخویا بیلرسیز.
________________________________
پاراگراف
@Paragraph
جیمز جویس-ون یاشام ایله ادبی یاردیجیلیغینا بیر قیسسا باخیش ۱/۲
#آتیلا_حاجیزاده
دعوت هفتهلیک درگیسی
۱۷۷-اینجی سای
شنبه - ۹۴/۶/۷
20-اینجی عصرین ادبیاتین، گتیردیی آنلاتیم یئنیلیکلری ایله ائتگیلندیرن ایرلندلی یازار، "جیمز آگوستین آلوسیوس جویس" ، 1882-اینجی ایلده ایرلندین دوبلین شهرینده دوغولدو. ایلک مکتب تحصیلاتینی بو شهرین اوخوللاریندا بیتیردیکدن سونرا، دوبلین اونیورسیته کالئجینده، فلسفه و مودئرن دیللر ساحه سینده تحصیل آلدی.
1900-اینجی ایلده، هنوز اونیورسیتهده اویرنجی اولدوغو زامانلار، اویبسنین بیر اویونون اوزرینه، قلمه آلدیغی اوزونجا یازینی " Fortnightly Review " هفتلیک درگیسینده نشر ائتدی. او سیرالار، موسیقی اوتاقی(Chamber Music) آدلی شئیر توپلوسونو یازماغا باشلایاراق، 1902-اینجی ایلدن بری دوبلیندن آیریلیب، پاریس شهرینه کوچ ائتدی. 1904-ده یاشامینی داوام ائتدیرمک اوچون نورا بارلنسهده حایات سورمیه قارار وئردی. 1905دن1915 ایلینه قدرسه تریستیته شهرینده یاشام سوردو.
1906-اینجی ایلین یازیندا، رومایا کؤچن جویس، 9-آیا یاخین بیر سوره بویوجا بیر بانکادا چالیشدی ائلجه بو اولکهده سیخیشدیغینا گوره 1907-اینجی ایلین قیشیندا تکرار تریستیتهیه دوندو. بو شهرده ایسه بئرلیتس اوخولوندا اینگیلس دیل اویرتمنی اولاراق ایشه باشلادی.
1914-ایلینده "دوبلینلیلر" اثری اینگیلترهده یاییملانان جویس 1915-ایلینه قدر سورقونلولر اثرینی باشا وئردی. "صنعتچی نین بیر گنج اینسان اولاراق پورتئره سی" آدلی اوتوبیوگرافیک اثری ایسه 1906 ایلینده یاییلیب همان ایلده ایسه جویس عاییلهسی ایله بیرگه سوییسین زوریخ شهرینه داشیندی.
زوریخ ده یوخسولوق ایچینده یاشایان جیمز جویس، موکممل اولان "اولیس" اثری اوزینده چالیشیب، بو اثرینی "Little Review" آدلی بیر آمئریکن درگیسینده آردیجیل شکیلده نشر ائتمیه باشلادی. بو آردیجیل پروسه، 1918-اینجی ایلدن باشلایاراق، اثر حاققیندا اچیلان ایدیعالار اساسیندا 1920-اینجی ایلده اوزون آرایا کئچدی. جویسون اولیس اثری، کیتاب اولاراق ایلک دونه 1922 ایلینده، فیرانسانین پاریس شهرینده یاییملاندی. دوبلینده کئچن 16 ساعاتین اولایلارین آنلادان هومئر حیکایهسی سبکینده اولان بو اثر یئنی تکنیکلر ایشع آلدیغی سببدن سوره بویو بویوک یانقی اویاتمیشدیر.
جویس عائیلهسی ایکی دونیالیق ساواش آراسیندا پاریس ده قالیب بو دؤنمده سون رومانی اولان " فینقان وئیک " اوزرینده چالیشدی. 1939-اینجی ایلده، بو اثری باشلایان جیمز جویس، 1941 اینجی ایلین ژانویه سینین 13-جو گونونده دونیاسینی دییشدی. پرتره نین ایلک لایحهسینی ائستیفن هئرو، یازارین اؤلوموندن سونرا یعنی 1944 ایلینده یاییملاندی. ایلک یاییمدا بیر چوخ یانلیشی ایچرن "اولیس"ین اصلینه اویغون حالدا یاییمی 1984 اونجو ایلینده گرچکلشدی. اولیسین تورکجه چئویریسینی "نئوزات ارکمن" طرفیندن گرچکلشیب 1996 اینجی ایلده یاییملاندی. جیمز جویسون اثری اولان اولیسین سون زامانلاردا آزربایجان تورکجه سینه چئویریمی باشلانیلمیشدیر.
1912-اینجی ایلده، ایرلندی عؤمورلوک ترک ائدن "جیمز جویس" یاشامینین بویوک بیر قیسمینی دوبلین دیشیندا کئچیردیینه باخمایاراق، دونیا گوروشو دوبلین دن ایرلی گئتمییب ائلجه یارادیجیلیق دونیاسیندایسا ایرلندن باشقا بیر عونصوره یازماییب. عائلهسی، آرخاداشلاری هابئله دوشمانلیق حیسسی دویان شخصلر اونون یارادیجیلیغیندا اساس کاراکتری تشکیل ائدنلر اولوبلار. آیریجا آناسینین کاتولیک اینانجلاری ایله آتاسینین میللی دویغولاری، جویسون دونیا گوروشونون تشکیلینده، اساس رول اوینایان عونصورلردن ساییلیر. آدلیم ادبی بیلگینلر جویسون، یارادیجیلیق گلیشیمینی، 20اینجی یوز ایلین تحکیه ادبیاتی نین دیاگرامی مقامدا حئسابا گتیریرلر.
دوبلینی لر حیکایه توپلوسو
"جیمز جویسون" ناتورالیسم فضاسیندا، 15-حیکایهسیندن تشکیل اولان حیکایه توپلوسو 1914-اینجی ایلده نشر اولوندو. "دوبلینیلر" آدی ایله نشر اولونان بو اثر، ایرلندین تاریخی، اینسالار، اؤلوم، سئوگی،قورخو وبو کیمی دویغولاردان فایدالاناراق یارادیلمیشدیر.
بو توپلودا، توپلانان حیکایهلر، اصلینده ایرلندده باش وئرن میللی تحرکات اساسیندا یازیلاراق، 20-اینجی یوز ایلده، ایرلند میلتینین اورتا و آشاغی دوروملو ایقتیصادی-ایجتیماعی قاتلاری حاققیندا یازیلمیشدیر. گوجلو بیر نثردن فایدالانان دوبلینیلر حیکایه توپلوسونون بیر چوخ کاراکترلری عئینی وضعیتده یئنیدن اولیس پوئستینده داها ایضاحلی شکیلده اوخونورلار.
________________________________
پاراگراف
@Paragraph
#آتیلا_حاجیزاده
دعوت هفتهلیک درگیسی
۱۷۷-اینجی سای
شنبه - ۹۴/۶/۷
20-اینجی عصرین ادبیاتین، گتیردیی آنلاتیم یئنیلیکلری ایله ائتگیلندیرن ایرلندلی یازار، "جیمز آگوستین آلوسیوس جویس" ، 1882-اینجی ایلده ایرلندین دوبلین شهرینده دوغولدو. ایلک مکتب تحصیلاتینی بو شهرین اوخوللاریندا بیتیردیکدن سونرا، دوبلین اونیورسیته کالئجینده، فلسفه و مودئرن دیللر ساحه سینده تحصیل آلدی.
1900-اینجی ایلده، هنوز اونیورسیتهده اویرنجی اولدوغو زامانلار، اویبسنین بیر اویونون اوزرینه، قلمه آلدیغی اوزونجا یازینی " Fortnightly Review " هفتلیک درگیسینده نشر ائتدی. او سیرالار، موسیقی اوتاقی(Chamber Music) آدلی شئیر توپلوسونو یازماغا باشلایاراق، 1902-اینجی ایلدن بری دوبلیندن آیریلیب، پاریس شهرینه کوچ ائتدی. 1904-ده یاشامینی داوام ائتدیرمک اوچون نورا بارلنسهده حایات سورمیه قارار وئردی. 1905دن1915 ایلینه قدرسه تریستیته شهرینده یاشام سوردو.
1906-اینجی ایلین یازیندا، رومایا کؤچن جویس، 9-آیا یاخین بیر سوره بویوجا بیر بانکادا چالیشدی ائلجه بو اولکهده سیخیشدیغینا گوره 1907-اینجی ایلین قیشیندا تکرار تریستیتهیه دوندو. بو شهرده ایسه بئرلیتس اوخولوندا اینگیلس دیل اویرتمنی اولاراق ایشه باشلادی.
1914-ایلینده "دوبلینلیلر" اثری اینگیلترهده یاییملانان جویس 1915-ایلینه قدر سورقونلولر اثرینی باشا وئردی. "صنعتچی نین بیر گنج اینسان اولاراق پورتئره سی" آدلی اوتوبیوگرافیک اثری ایسه 1906 ایلینده یاییلیب همان ایلده ایسه جویس عاییلهسی ایله بیرگه سوییسین زوریخ شهرینه داشیندی.
زوریخ ده یوخسولوق ایچینده یاشایان جیمز جویس، موکممل اولان "اولیس" اثری اوزینده چالیشیب، بو اثرینی "Little Review" آدلی بیر آمئریکن درگیسینده آردیجیل شکیلده نشر ائتمیه باشلادی. بو آردیجیل پروسه، 1918-اینجی ایلدن باشلایاراق، اثر حاققیندا اچیلان ایدیعالار اساسیندا 1920-اینجی ایلده اوزون آرایا کئچدی. جویسون اولیس اثری، کیتاب اولاراق ایلک دونه 1922 ایلینده، فیرانسانین پاریس شهرینده یاییملاندی. دوبلینده کئچن 16 ساعاتین اولایلارین آنلادان هومئر حیکایهسی سبکینده اولان بو اثر یئنی تکنیکلر ایشع آلدیغی سببدن سوره بویو بویوک یانقی اویاتمیشدیر.
جویس عائیلهسی ایکی دونیالیق ساواش آراسیندا پاریس ده قالیب بو دؤنمده سون رومانی اولان " فینقان وئیک " اوزرینده چالیشدی. 1939-اینجی ایلده، بو اثری باشلایان جیمز جویس، 1941 اینجی ایلین ژانویه سینین 13-جو گونونده دونیاسینی دییشدی. پرتره نین ایلک لایحهسینی ائستیفن هئرو، یازارین اؤلوموندن سونرا یعنی 1944 ایلینده یاییملاندی. ایلک یاییمدا بیر چوخ یانلیشی ایچرن "اولیس"ین اصلینه اویغون حالدا یاییمی 1984 اونجو ایلینده گرچکلشدی. اولیسین تورکجه چئویریسینی "نئوزات ارکمن" طرفیندن گرچکلشیب 1996 اینجی ایلده یاییملاندی. جیمز جویسون اثری اولان اولیسین سون زامانلاردا آزربایجان تورکجه سینه چئویریمی باشلانیلمیشدیر.
1912-اینجی ایلده، ایرلندی عؤمورلوک ترک ائدن "جیمز جویس" یاشامینین بویوک بیر قیسمینی دوبلین دیشیندا کئچیردیینه باخمایاراق، دونیا گوروشو دوبلین دن ایرلی گئتمییب ائلجه یارادیجیلیق دونیاسیندایسا ایرلندن باشقا بیر عونصوره یازماییب. عائلهسی، آرخاداشلاری هابئله دوشمانلیق حیسسی دویان شخصلر اونون یارادیجیلیغیندا اساس کاراکتری تشکیل ائدنلر اولوبلار. آیریجا آناسینین کاتولیک اینانجلاری ایله آتاسینین میللی دویغولاری، جویسون دونیا گوروشونون تشکیلینده، اساس رول اوینایان عونصورلردن ساییلیر. آدلیم ادبی بیلگینلر جویسون، یارادیجیلیق گلیشیمینی، 20اینجی یوز ایلین تحکیه ادبیاتی نین دیاگرامی مقامدا حئسابا گتیریرلر.
دوبلینی لر حیکایه توپلوسو
"جیمز جویسون" ناتورالیسم فضاسیندا، 15-حیکایهسیندن تشکیل اولان حیکایه توپلوسو 1914-اینجی ایلده نشر اولوندو. "دوبلینیلر" آدی ایله نشر اولونان بو اثر، ایرلندین تاریخی، اینسالار، اؤلوم، سئوگی،قورخو وبو کیمی دویغولاردان فایدالاناراق یارادیلمیشدیر.
بو توپلودا، توپلانان حیکایهلر، اصلینده ایرلندده باش وئرن میللی تحرکات اساسیندا یازیلاراق، 20-اینجی یوز ایلده، ایرلند میلتینین اورتا و آشاغی دوروملو ایقتیصادی-ایجتیماعی قاتلاری حاققیندا یازیلمیشدیر. گوجلو بیر نثردن فایدالانان دوبلینیلر حیکایه توپلوسونون بیر چوخ کاراکترلری عئینی وضعیتده یئنیدن اولیس پوئستینده داها ایضاحلی شکیلده اوخونورلار.
________________________________
پاراگراف
@Paragraph
جیمز جویس-ون یاشام ایله ادبی یاردیجیلیغینا بیر قیسسا باخیش ۲/۲
#آتیلا_حاجیزاده
دعوت هفته لیک درگی سی
177 اینجی سای
شنبه - 94.6.7
دوبلینی لری یارادان زامان حایات یولداشینا، هموطن لریمه ووجدان یاراتماق ایستییرم دئیهن جویس بو آماجا وارمیش کیمیده چیخیش ائدیر. نئجه کی دوبلینیلری اوخودوق زامان هابئله آدیندان بللی اولانتک، حیکایه لرین تام شکیلده میللتی حاققیندا اولدوغونو آنلاییریق. مذهبه مقید اولان خالق کی مذهبلری طبیعی شکیلده اونلارین روحی طلبلرینه دوغرو سونوچ وئره بیلمهدییی اساسدا، منزوی، مایوس و ساختاکارلیغا اوغرامیشدیلار.[1]
صنعتکارین گنجلیک پورترهسی
"ائستیون ددالوسون" حایاتی حاقدا اولای قئیدلری، بو اثرین اوززلیک لریندن ساییلیر. یازار ایسه شعرسل ائلجه ایزلییمجی (امپرسیونیستی) تکنیکلر قوللانمیشدیر. ائستیونون یاش آرتیم ایله آرتان دیل مرکبلییی آیریجا ایهاملی مسئلهلر گؤرکم یاراتمیش قونولاردان بیریسی ساییلیر.
جیمز جویسون اثری اولان، صنعت کارین گنجلیک پرتره سی (ایگیلیسجهده: Portrait of the Artist as a Young Ma) 1916-اینجی ایلده یاییملاندی.
گنج بیر اوغلانین 2-یاشیندان 20-یاشینا قدر یاشاییشینی نقل ائدن بو اثر، ایرلند، اوشاق، قورخو ایله تانری کیمین قونولارا توخونموشدور. تنقیدچیلرینی تحسینلی باخیشینا سیغینان بو اثر، اونون شاه اثری ساییلان "اولیس" رومانینا بیر مقدمه ساییللیر. اصلینده بو اثر جویسون اتوبیوگرافیسی آدی ایلهده تانیلیر.
بو اثری اوچونجو شخص ریوایتی اساسدا یارادان جیمز جویس، "ایستیون ددالوسون" دوشونجه لری ایله بیرلشدیریب، اوخوجو ایسه بو اثر بویوجا، حیکایه و دوشونجه نین بیرلشیمی ایله اوزلشیر.
یازار ددالوسون منفی یونلره ایضاحدا اویرنجی ایله معللیملرین بینیلمهین و یئرسیز اعماللاری آیریجا قارشی روحی یئللنهجک و چالیشیملارینی قلمه آلاراق اثرینین بیراینجی کاراکتری بارهده چالیشیب یئنی نسلین بیلرسیزلییی هابئله نئهیلیزمی بارهده دانیشسین. یازار بو اثربویوجا مقدس کیتابین تلمیحیندن فایدالاناراق، اؤلوم، قیامت و آخیرت قونولارین قابارتمیشدیر.
اولیس
جیمز جویس 1922-ایلینده، اولیس اثرینی یارادیر، بو عظیم تجروبی ائلجه مکتب عریان ذهنینین شاه اثری، یوز ایلین سایا گلن حیکایهلریندن اولوبدور. 1904-اینجی ایلین ژوئن آییندا، ایرلندین دوبلین شهرین ده باش وئرمیش. 16-ساعاتدا یاشانان بوتون اولایلاری اینجه کارلیقلار ایله تصویره چکن بو اثر هومئرین شاه اثری اولان، ادیسه ایله عئینی قالیب ده یارانمیش.
بو رومان دا، سیتیون ددلوس، آتاسی سایمون ددلوس ایله اولیسین ایزینی آراییر ائلجه بیر گون بویوجا اونلار بیر-بیرلرینی تانیمادان ایکی دونه اوزلشمهلری گؤرونور.
طیب اویرنجیسی اولان سیتیفن ددالوس، ساحیل یاخینلیغیندا اسکی بیر قلعهده یاشاییب، آناسینین، عؤمرونون سون گونلری آیریجا اؤلوموندان آسیلی اولاراق، روحسل راحاتسیزلیق چکیر.
سیتیفن ددالوسون، آتاسی سایمون ددالوس، کورک شهرینده بویویوب، سونرالار دوبلینه کؤچموش و او گونه قدر خالق ایچینده اوغورلو بیر شخص تک چیخیش ائتمیش. موقننی لیک آیریجا لطیفهچیلیک نعمتین دن فایدالی اولان سایمون، حایات یولداشینین وفاتیندان سونرا یاشامی دیدرگینلشمیش. ائلجه ایچگیلی اولماسی اونو یاشامیندا اوغور قازانماق دان گئری ساخلامیش.
پؤوئستین آردیندا سیتیفن-ین ددالوسون، کیتاب ائویندن گؤروشو، آیریجا شکسپیر ایله آتاسینین گؤروشونو ظن ائتدیی پارچا، حیکایهنین چئشیدلی بؤلوم لرین دن ساییلیر.
حیکایه بویوجا گؤرونوب یاشانانلار، ایستیون ددالوس ایله جیمز جویسون عئینی کاراکتر اولدوق لارینی آنلادیر، ائلجه بو کاراکتر جیمس جویسون اوشاقلیق ایله گنجلیک گونلرینین اتوبیوگرافیسی ساییلان، "صنعتکارین گنج بیر اینسان اولاراق پورتیره سی" اثرینده ده چیخیش ائدیر.
اولیس رومانیندا چیخیش ائدن ددالوس اصلینده یونان آدلیم اوسطوره سی اولان ددالوس و ایکاروسا خفیفجه ایشارتدیر. رومان ایچرسینده ایلهاملی ییرمی نئچه یاشلی شاعیرین تیمثالین داشیان ددالوس، چوخ ذکالی، ائلجه موسیقی ایله موطالیعیه چوخلو تپکیسی اولان آیریجا اؤز عالمینده سیر ائدیب توپلوملارا قاتیلمایان، گنجی تمثیل ائدیر.
اوشاقلیق بویو دینچیلیک اینانجلارا سیغینان، سیتیفن ددالوس، بیر ایل اؤنجه، یانی آناسینین وفاتیندان سونرا اینانج ایکیجییلیه ایله اوغراشیر.
____________________
1) دوبلینلی لر ( فارسجا : واهرها، برخورد؛عربی،اولین، همتایان، پس از مسابقه، دو زننواز، ابری کوچک، یک روز در ستاد انتخابات،گل، پانسیون، یک حادثهٔ دردناک، مردگان.) حیکایه لریندن توپلانمیش.
________________________________
پاراگراف
@Paragraph
#آتیلا_حاجیزاده
دعوت هفته لیک درگی سی
177 اینجی سای
شنبه - 94.6.7
دوبلینی لری یارادان زامان حایات یولداشینا، هموطن لریمه ووجدان یاراتماق ایستییرم دئیهن جویس بو آماجا وارمیش کیمیده چیخیش ائدیر. نئجه کی دوبلینیلری اوخودوق زامان هابئله آدیندان بللی اولانتک، حیکایه لرین تام شکیلده میللتی حاققیندا اولدوغونو آنلاییریق. مذهبه مقید اولان خالق کی مذهبلری طبیعی شکیلده اونلارین روحی طلبلرینه دوغرو سونوچ وئره بیلمهدییی اساسدا، منزوی، مایوس و ساختاکارلیغا اوغرامیشدیلار.[1]
صنعتکارین گنجلیک پورترهسی
"ائستیون ددالوسون" حایاتی حاقدا اولای قئیدلری، بو اثرین اوززلیک لریندن ساییلیر. یازار ایسه شعرسل ائلجه ایزلییمجی (امپرسیونیستی) تکنیکلر قوللانمیشدیر. ائستیونون یاش آرتیم ایله آرتان دیل مرکبلییی آیریجا ایهاملی مسئلهلر گؤرکم یاراتمیش قونولاردان بیریسی ساییلیر.
جیمز جویسون اثری اولان، صنعت کارین گنجلیک پرتره سی (ایگیلیسجهده: Portrait of the Artist as a Young Ma) 1916-اینجی ایلده یاییملاندی.
گنج بیر اوغلانین 2-یاشیندان 20-یاشینا قدر یاشاییشینی نقل ائدن بو اثر، ایرلند، اوشاق، قورخو ایله تانری کیمین قونولارا توخونموشدور. تنقیدچیلرینی تحسینلی باخیشینا سیغینان بو اثر، اونون شاه اثری ساییلان "اولیس" رومانینا بیر مقدمه ساییللیر. اصلینده بو اثر جویسون اتوبیوگرافیسی آدی ایلهده تانیلیر.
بو اثری اوچونجو شخص ریوایتی اساسدا یارادان جیمز جویس، "ایستیون ددالوسون" دوشونجه لری ایله بیرلشدیریب، اوخوجو ایسه بو اثر بویوجا، حیکایه و دوشونجه نین بیرلشیمی ایله اوزلشیر.
یازار ددالوسون منفی یونلره ایضاحدا اویرنجی ایله معللیملرین بینیلمهین و یئرسیز اعماللاری آیریجا قارشی روحی یئللنهجک و چالیشیملارینی قلمه آلاراق اثرینین بیراینجی کاراکتری بارهده چالیشیب یئنی نسلین بیلرسیزلییی هابئله نئهیلیزمی بارهده دانیشسین. یازار بو اثربویوجا مقدس کیتابین تلمیحیندن فایدالاناراق، اؤلوم، قیامت و آخیرت قونولارین قابارتمیشدیر.
اولیس
جیمز جویس 1922-ایلینده، اولیس اثرینی یارادیر، بو عظیم تجروبی ائلجه مکتب عریان ذهنینین شاه اثری، یوز ایلین سایا گلن حیکایهلریندن اولوبدور. 1904-اینجی ایلین ژوئن آییندا، ایرلندین دوبلین شهرین ده باش وئرمیش. 16-ساعاتدا یاشانان بوتون اولایلاری اینجه کارلیقلار ایله تصویره چکن بو اثر هومئرین شاه اثری اولان، ادیسه ایله عئینی قالیب ده یارانمیش.
بو رومان دا، سیتیون ددلوس، آتاسی سایمون ددلوس ایله اولیسین ایزینی آراییر ائلجه بیر گون بویوجا اونلار بیر-بیرلرینی تانیمادان ایکی دونه اوزلشمهلری گؤرونور.
طیب اویرنجیسی اولان سیتیفن ددالوس، ساحیل یاخینلیغیندا اسکی بیر قلعهده یاشاییب، آناسینین، عؤمرونون سون گونلری آیریجا اؤلوموندان آسیلی اولاراق، روحسل راحاتسیزلیق چکیر.
سیتیفن ددالوسون، آتاسی سایمون ددالوس، کورک شهرینده بویویوب، سونرالار دوبلینه کؤچموش و او گونه قدر خالق ایچینده اوغورلو بیر شخص تک چیخیش ائتمیش. موقننی لیک آیریجا لطیفهچیلیک نعمتین دن فایدالی اولان سایمون، حایات یولداشینین وفاتیندان سونرا یاشامی دیدرگینلشمیش. ائلجه ایچگیلی اولماسی اونو یاشامیندا اوغور قازانماق دان گئری ساخلامیش.
پؤوئستین آردیندا سیتیفن-ین ددالوسون، کیتاب ائویندن گؤروشو، آیریجا شکسپیر ایله آتاسینین گؤروشونو ظن ائتدیی پارچا، حیکایهنین چئشیدلی بؤلوم لرین دن ساییلیر.
حیکایه بویوجا گؤرونوب یاشانانلار، ایستیون ددالوس ایله جیمز جویسون عئینی کاراکتر اولدوق لارینی آنلادیر، ائلجه بو کاراکتر جیمس جویسون اوشاقلیق ایله گنجلیک گونلرینین اتوبیوگرافیسی ساییلان، "صنعتکارین گنج بیر اینسان اولاراق پورتیره سی" اثرینده ده چیخیش ائدیر.
اولیس رومانیندا چیخیش ائدن ددالوس اصلینده یونان آدلیم اوسطوره سی اولان ددالوس و ایکاروسا خفیفجه ایشارتدیر. رومان ایچرسینده ایلهاملی ییرمی نئچه یاشلی شاعیرین تیمثالین داشیان ددالوس، چوخ ذکالی، ائلجه موسیقی ایله موطالیعیه چوخلو تپکیسی اولان آیریجا اؤز عالمینده سیر ائدیب توپلوملارا قاتیلمایان، گنجی تمثیل ائدیر.
اوشاقلیق بویو دینچیلیک اینانجلارا سیغینان، سیتیفن ددالوس، بیر ایل اؤنجه، یانی آناسینین وفاتیندان سونرا اینانج ایکیجییلیه ایله اوغراشیر.
____________________
1) دوبلینلی لر ( فارسجا : واهرها، برخورد؛عربی،اولین، همتایان، پس از مسابقه، دو زننواز، ابری کوچک، یک روز در ستاد انتخابات،گل، پانسیون، یک حادثهٔ دردناک، مردگان.) حیکایه لریندن توپلانمیش.
________________________________
پاراگراف
@Paragraph
به مناسبت صدومین سالگرد تاسیس جمهوری آذربایجان؛۲۸می؛ صفحه پرافتخار تاریخ آذربایجان
نویسنده: #دکتر_هارون_ییلماز
ترجمه: #آتیلا_حاجیزاده
رهایی آذربایجان از سلطه اشغالگران روسیه تزاری و تشکیل «جمهوری دموکراتیک» در تاریخ ۲۸ می ۱۹۱۸، دو رویداد سرنوشت ساز تاریخی هستند که هرکدام به نوبه خود مستحق توجه و بررسی است.
هرچند از «۲۸ می ۱۹۱۸» بعنوان سالروز اعلام استقلال «جمهوری آذربایحان» یاد میشود اما این روز در اصل سالروز دو اتفاق تاریخی است که بُعد دوم آن کمتر مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
ادامه مطلب در کانال پاراگراف
________________________________
پاراگراف
@Paragraph
نویسنده: #دکتر_هارون_ییلماز
ترجمه: #آتیلا_حاجیزاده
رهایی آذربایجان از سلطه اشغالگران روسیه تزاری و تشکیل «جمهوری دموکراتیک» در تاریخ ۲۸ می ۱۹۱۸، دو رویداد سرنوشت ساز تاریخی هستند که هرکدام به نوبه خود مستحق توجه و بررسی است.
هرچند از «۲۸ می ۱۹۱۸» بعنوان سالروز اعلام استقلال «جمهوری آذربایحان» یاد میشود اما این روز در اصل سالروز دو اتفاق تاریخی است که بُعد دوم آن کمتر مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
ادامه مطلب در کانال پاراگراف
________________________________
پاراگراف
@Paragraph
به مناسبت صدومین سالگرد تاسیس جمهوری آذربایجان؛۲۸می؛ صفحه پرافتخار تاریخ آذربایجان
نویسنده: #دکتر_هارون_ییلماز
ترجمه: #آتیلا_حاجیزاده
رهایی آذربایجان از سلطه اشغالگران روسیه تزاری و تشکیل «جمهوری دموکراتیک» در تاریخ ۲۸ می ۱۹۱۸، دو رویداد سرنوشت ساز تاریخی هستند که هرکدام به نوبه خود مستحق توجه و بررسی است.
یولپرس: هرچند از «۲۸ می ۱۹۱۸» بعنوان سالروز اعلام استقلال «جمهوری آذربایحان» یاد میشود اما این روز در اصل سالروز دو اتفاق تاریخی است که بُعد دوم آن کمتر مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
سقوط روسیه تزاری طی انقلابهای فوریه و اکتبر ۱۹۱۷ فرصتی را فراهم آورد تا ایالتهایی چون فنلاند، اوکراین و لهستان با استفاده از این بازه و با پایان دادن به سلطه روسها در میهن خویش، اعلام استقلال نمایند. قفقاز جنوبی و آذربایجان که از عصر گذشته به اشغال نیروهای روس درآمده بودند نیز از این قاعده مستثنی نشده و این کشور نیز در «۲۸ می ۱۹۱۸» به جرگه ملتهای مستقل پیوست.
«۱۹۱۸» جهت اعلام استقلال و پایان دادن به اشغال شوروی، یک فرصت تاریخی بود که رهبران آذربایجان با درک صحیحی از این فرصت، بهترین تصمیم ممکن را اتخاذ نمودند. اما اعلام استقلال آذربایجان تنها رویداد تاریخی «۲۸ می ۱۹۱۸» نبود بلکه اعلام تشکیل «جمهوری دموکراتیک آذربایجان» و تشکیل پارلمان دموکراتیک اهمیتی کمتر از کسب استقلال ندارد.
علیرغم انتساب تمام رهبران «جمهوری دموکراتیک آذربایجان» به طبقه اشراف و فئودالهای کشور خود، هیچ یک از آنها در جلسات انتخاب سران خاننشینها حاضر نشده و تفکر این طیف را مطلوب ارزیابی نمیکردند و درحالیکه میتوانستند به مطالبه حقوق فئودالی خویش برآیند اما با تمام این اوصاف از این امر سرباز زدند و در آن برههای که آذربایجان فاقد یک حکومت مستقل بود، رهبران سیاسی آن بدون هیچ مانعی میتوانستند در صدد احیای نظام فئودالی منحل شده برآمده و با طرح مثالهایی چون خاننشینهای «قوبا» و «شکی» از تنفیذ حکومت به یک «فئودال» یا «خان» حمایت نمایند و این ادعا را انتخاب تاریخی ملت آذربایجان جلوه دهند.
علیرغم اینکه جامعه کلاسیک آذربایجان، حکومت یک «فئودال» را راحتتر از یک نظام جمهوری میپذیرفت اما به منظور اتمام «تک حاکمیتی» و «حاکمیت سنتی»، از این امر اجتناب نموده و در «۲۸ می ۱۹۱۸» تشکیل«جمهوری دمومراتیک آذربایجان»با شیوه«پارلمانی»را اعلام نمودند.
بیانیه«استقلال»و تشکیل«جمهوری دمکراتیک آذربایجان»هرچند در نگاه اول تصمیمی ساده و عادی جلوه مینماید اما با گذری بر شرایط آن برهه از تاریخ عمق این تصمیم انقلابی و مترقی را درمییابیم.
«جمهوری دمکراتیک آذربایجان»در عصری تشکیل گشت که هیچیک از ممالک اروپایی به استثنا فرانسه به شیوه یک نظام جمهوری اداره نمیشدند و کشور هایی چون«یوگسلاوی»و «فنلاند»نیز پس از اعلام استقلال از روسیه نظام پادشاهی را بعنوان سیستم کشورداری خود برگزیده بودند و این امر از سوی دیگر «نظام جمهوری» در منطقه نیز پدیده نوینی بهشمار میآمد.
پارلمان کشور عظیمی چون روسیه در فوریه۱۹۱۷ تأسیس و در اکتبر همان سال برچیده شده بود و این همسایه تا پیش از این تجربه کوتاه به شیوه سلطنتی اداره میشد.
ایران، دیگر همسایه با اهمیت جمهوری آذربایجان نیز تحت حکومت شاهان قاجار اداره میشد و حتی چندین سال بعد و پس از روی کار آمدن حکومت پهلوی، بازهم نظام سیاسی آن بر پایه سلطنت بود.
همچنین ترکیه نیز تا ۱۹۱۸ تحت سلطهی نظام امپراطوری اداره میشد و حکومت عثمانی اداره مرزهای گسترده آن را برعهده داشت. در ۱۹۱۸ پس از«انقلاب تورکهای جوان»پارلمان مشروطیت مجددا در این کشور دایر گشت اما بازهم سران انقلاب از تشکیل جمهوری ناتوان ماندند.
با این دلایل گفته شده، ۲۸می۱۹۱۸ تنها روز استقلال یک ملت نیست بلکه تشکیل اولین جمهوری پارلمانی شرق با معیارهای مترقی و سالروز یک تصمیم انقلابی است.
رهبران ملی آذربایجان در ۲۸می۱۹۱۸ در آذربایجان ساکن نبوده و در تبعید به سر میبردند، از اینرو وضعیت ابتدایی«جمهوری دموکراتیک آذربایجان»تا چند هفته پس از این تاریخ در رسته دول در تبعید طبقه بندی میشد. سران سیاسی این حکومت در ابتدا حتی از ورود به باکو نیز ناتوان بودند و در آن برهه هیچکس بهگسترش فرامانداری گنجه به عنوان«مرکز حکومت جمهوری خلق آذربایجان»امیدی نداشت. اما با تمام این اوصاف و دشواریها رهبران آذربایجان از تلاش دست نکشیدند،آنها به آذربایجان باور داشتند و باایمان و تعهد راسخ به ملت آذربایجان در نیل به تشکیل«جمهوری دموکراتیک آذربایجان»مردد نمیشدند.
«محمد امین رسولزاده»در سخنرانی ۷دسامبر۱۹۱۸خود گفته بود:(پرچمی که به یکباره برافراشته شود، سقوط نخواهد کرد)و سران ملی آذربایجان نیز با سرلوحه قرار دادن همین اندیشه در راه استعلاواستقلال آذربایجان قدم برمیداشتند.
_____________
پاراگراف
@paragraph
نویسنده: #دکتر_هارون_ییلماز
ترجمه: #آتیلا_حاجیزاده
رهایی آذربایجان از سلطه اشغالگران روسیه تزاری و تشکیل «جمهوری دموکراتیک» در تاریخ ۲۸ می ۱۹۱۸، دو رویداد سرنوشت ساز تاریخی هستند که هرکدام به نوبه خود مستحق توجه و بررسی است.
یولپرس: هرچند از «۲۸ می ۱۹۱۸» بعنوان سالروز اعلام استقلال «جمهوری آذربایحان» یاد میشود اما این روز در اصل سالروز دو اتفاق تاریخی است که بُعد دوم آن کمتر مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
سقوط روسیه تزاری طی انقلابهای فوریه و اکتبر ۱۹۱۷ فرصتی را فراهم آورد تا ایالتهایی چون فنلاند، اوکراین و لهستان با استفاده از این بازه و با پایان دادن به سلطه روسها در میهن خویش، اعلام استقلال نمایند. قفقاز جنوبی و آذربایجان که از عصر گذشته به اشغال نیروهای روس درآمده بودند نیز از این قاعده مستثنی نشده و این کشور نیز در «۲۸ می ۱۹۱۸» به جرگه ملتهای مستقل پیوست.
«۱۹۱۸» جهت اعلام استقلال و پایان دادن به اشغال شوروی، یک فرصت تاریخی بود که رهبران آذربایجان با درک صحیحی از این فرصت، بهترین تصمیم ممکن را اتخاذ نمودند. اما اعلام استقلال آذربایجان تنها رویداد تاریخی «۲۸ می ۱۹۱۸» نبود بلکه اعلام تشکیل «جمهوری دموکراتیک آذربایجان» و تشکیل پارلمان دموکراتیک اهمیتی کمتر از کسب استقلال ندارد.
علیرغم انتساب تمام رهبران «جمهوری دموکراتیک آذربایجان» به طبقه اشراف و فئودالهای کشور خود، هیچ یک از آنها در جلسات انتخاب سران خاننشینها حاضر نشده و تفکر این طیف را مطلوب ارزیابی نمیکردند و درحالیکه میتوانستند به مطالبه حقوق فئودالی خویش برآیند اما با تمام این اوصاف از این امر سرباز زدند و در آن برههای که آذربایجان فاقد یک حکومت مستقل بود، رهبران سیاسی آن بدون هیچ مانعی میتوانستند در صدد احیای نظام فئودالی منحل شده برآمده و با طرح مثالهایی چون خاننشینهای «قوبا» و «شکی» از تنفیذ حکومت به یک «فئودال» یا «خان» حمایت نمایند و این ادعا را انتخاب تاریخی ملت آذربایجان جلوه دهند.
علیرغم اینکه جامعه کلاسیک آذربایجان، حکومت یک «فئودال» را راحتتر از یک نظام جمهوری میپذیرفت اما به منظور اتمام «تک حاکمیتی» و «حاکمیت سنتی»، از این امر اجتناب نموده و در «۲۸ می ۱۹۱۸» تشکیل«جمهوری دمومراتیک آذربایجان»با شیوه«پارلمانی»را اعلام نمودند.
بیانیه«استقلال»و تشکیل«جمهوری دمکراتیک آذربایجان»هرچند در نگاه اول تصمیمی ساده و عادی جلوه مینماید اما با گذری بر شرایط آن برهه از تاریخ عمق این تصمیم انقلابی و مترقی را درمییابیم.
«جمهوری دمکراتیک آذربایجان»در عصری تشکیل گشت که هیچیک از ممالک اروپایی به استثنا فرانسه به شیوه یک نظام جمهوری اداره نمیشدند و کشور هایی چون«یوگسلاوی»و «فنلاند»نیز پس از اعلام استقلال از روسیه نظام پادشاهی را بعنوان سیستم کشورداری خود برگزیده بودند و این امر از سوی دیگر «نظام جمهوری» در منطقه نیز پدیده نوینی بهشمار میآمد.
پارلمان کشور عظیمی چون روسیه در فوریه۱۹۱۷ تأسیس و در اکتبر همان سال برچیده شده بود و این همسایه تا پیش از این تجربه کوتاه به شیوه سلطنتی اداره میشد.
ایران، دیگر همسایه با اهمیت جمهوری آذربایجان نیز تحت حکومت شاهان قاجار اداره میشد و حتی چندین سال بعد و پس از روی کار آمدن حکومت پهلوی، بازهم نظام سیاسی آن بر پایه سلطنت بود.
همچنین ترکیه نیز تا ۱۹۱۸ تحت سلطهی نظام امپراطوری اداره میشد و حکومت عثمانی اداره مرزهای گسترده آن را برعهده داشت. در ۱۹۱۸ پس از«انقلاب تورکهای جوان»پارلمان مشروطیت مجددا در این کشور دایر گشت اما بازهم سران انقلاب از تشکیل جمهوری ناتوان ماندند.
با این دلایل گفته شده، ۲۸می۱۹۱۸ تنها روز استقلال یک ملت نیست بلکه تشکیل اولین جمهوری پارلمانی شرق با معیارهای مترقی و سالروز یک تصمیم انقلابی است.
رهبران ملی آذربایجان در ۲۸می۱۹۱۸ در آذربایجان ساکن نبوده و در تبعید به سر میبردند، از اینرو وضعیت ابتدایی«جمهوری دموکراتیک آذربایجان»تا چند هفته پس از این تاریخ در رسته دول در تبعید طبقه بندی میشد. سران سیاسی این حکومت در ابتدا حتی از ورود به باکو نیز ناتوان بودند و در آن برهه هیچکس بهگسترش فرامانداری گنجه به عنوان«مرکز حکومت جمهوری خلق آذربایجان»امیدی نداشت. اما با تمام این اوصاف و دشواریها رهبران آذربایجان از تلاش دست نکشیدند،آنها به آذربایجان باور داشتند و باایمان و تعهد راسخ به ملت آذربایجان در نیل به تشکیل«جمهوری دموکراتیک آذربایجان»مردد نمیشدند.
«محمد امین رسولزاده»در سخنرانی ۷دسامبر۱۹۱۸خود گفته بود:(پرچمی که به یکباره برافراشته شود، سقوط نخواهد کرد)و سران ملی آذربایجان نیز با سرلوحه قرار دادن همین اندیشه در راه استعلاواستقلال آذربایجان قدم برمیداشتند.
_____________
پاراگراف
@paragraph
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«ابدی اعزامیت» آذربایجان دموکراتیک جمهوریتینین «پاریس» ایجلاسیندا ایشتیراکیندان بیر ریوایت
_________________________________
مأموریت ابدی
روایتی از سفر هیأت جمهوری دموکراتیک آذربایجان به کنفرانس پاریس در ۱۹۱۹
________________________________
پاراگراف
@Paragraph
_________________________________
مأموریت ابدی
روایتی از سفر هیأت جمهوری دموکراتیک آذربایجان به کنفرانس پاریس در ۱۹۱۹
________________________________
پاراگراف
@Paragraph
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سون ایجلاس
«آذربایجان دمومراتیک جمهوریتین»ین سندلی فیلمی.
________________________________
اجلاس نهایی
رپویتی از تشکیل تا پایان «جمهوری دکوکراتیک آذربایجان»
_________________________________
پاراگراف
@Paragraph
«آذربایجان دمومراتیک جمهوریتین»ین سندلی فیلمی.
________________________________
اجلاس نهایی
رپویتی از تشکیل تا پایان «جمهوری دکوکراتیک آذربایجان»
_________________________________
پاراگراف
@Paragraph
نوامبرین ۲۵-ی؛ بینالخالق قادینلارا قارشی زوراکیلیقلا موباریزه گونو ایله یاراشیقلی؛
چئشیتلی یوللارا ال آتاریقسا، دئییشیم اولوملودور
#آتیلا_حاجیزاده
شیددت، حقیقی آنلامیندا فیزیکسل گوج واسیطهسیایله اوز وئرن زوراکیلیقلارا آنلام وئرن بیر واریانس اولورسادا اؤزلویونده گئنیش آنلام آلانینا مالیکدیر. شیددت دونیا بویوندا بیر نظارت آلتی کیمی الده اولدوغونو گؤزدع آلاراق، ایکی اینسان آراسیندا لفظی چکیش برکیش دن موحاریبه آیریجا سؤی قیریما قدر یوکسلهبیلهجک وضعیتی وار.
یازینین آردین ایکی بؤلومده پاراگراف کانالیندا اوخویا بیلرسیز.
________
پاراگراف
@Paragraph
چئشیتلی یوللارا ال آتاریقسا، دئییشیم اولوملودور
#آتیلا_حاجیزاده
شیددت، حقیقی آنلامیندا فیزیکسل گوج واسیطهسیایله اوز وئرن زوراکیلیقلارا آنلام وئرن بیر واریانس اولورسادا اؤزلویونده گئنیش آنلام آلانینا مالیکدیر. شیددت دونیا بویوندا بیر نظارت آلتی کیمی الده اولدوغونو گؤزدع آلاراق، ایکی اینسان آراسیندا لفظی چکیش برکیش دن موحاریبه آیریجا سؤی قیریما قدر یوکسلهبیلهجک وضعیتی وار.
یازینین آردین ایکی بؤلومده پاراگراف کانالیندا اوخویا بیلرسیز.
________
پاراگراف
@Paragraph
نوامبرین ۲۵-ی؛ بینالخالق قادینلارا قارشی زوراکیلیقلا موباریزه گونو ایله یاراشیقلی؛
چئشیتلی یوللارا ال آتاریقسا، دئییشیم اولوملودور ۱/۲
#آتیلا_حاجیزاده
شیددت، حقیقی آنلامیندا فیزیکسل گوج واسیطهسیایله اوز وئرن زوراکیلیقلارا آنلام وئرن بیر واریانس اولورسادا اؤزلویونده گئنیش آنلام آلانینا مالیکدیر. شیددت دونیا بویوندا بیر نظارت آلتی کیمی الده اولدوغونو گؤزدع آلاراق، ایکی اینسان آراسیندا لفظی چکیش برکیش دن موحاریبه آیریجا سؤی قیریما قدر یوکسلهبیلهجک وضعیتی وار.
شیددت قونوسونوندا یوخاری سویهیه صاحاباولان جنسیت قونوسو سون ۳۰ایلده دونیانین اساس نیگارانچیلیق لارینین بیرینه چئویریلیب. دونیا موطالیعاتی عنعنهوی شکیلده تئوریک و تجربی وضعیتلرده قادینلارین یوخ ساییلدیغینی ایضاخ ائدیر. ۱۹۷۰ینجی ایللرده فمنیسمین جرمشیناسلیق حاقدا آراشدیرملاری، قادینلارین قضایی مرجعیتلرده اوزلشدیکده جینسی یاخیشلارا معروض قالدیغینی بیلدیریب آیریجا قادین لارین ائو یاخود عائلهایچرسینده شیددت واریانسلارینا معروض قالدیقلارینی سوسیال توپلومون منزویلشمهسی بارهده اساس ندن اولدوغون اعلان ائدیبلر.
۱۹۸۱ینجی ایلیندن باشلاناراق، هرایل نوامبرین ۲۵ینجی گونو، میرابال باجیلارینین دهشتلی قتل گونو، قادینلارا قارشی زوراکیلیق واریانسلارین آرادان قالدیرماق گونو آدلانیب. ائلهجه ۱۹۹۹ایلین اوکتیابریندان بری، بوگون بیرلشمیش میللتلر تشکیلاتینین عیمومی توپلومو طرفیندن رسمیته تانیلاراق فورمالاشیب، بو گونکو گونده بوتون دونیا ووجدانلارین قادینلارا قارشی شیددتین آرادان قالدیرماسی بارهده چاغیریش وئریلیر.
قادینلارا قارشی شیددت، زوراکیلیغین باشقا قونولاریتک تکجه فیزیکسل شیددتلر ایچره چیزگیلنمیر بلکه بو واریانس شیددت ایله بیرگه ایقتیصادی، پیسکولوژیک آیریجا جینسی زوراکیلیقلارلا برابرجهسینه قادینلارا قارشی شیددتین دؤردلویونو یارادیرلار.
پیسکولوژیک شیددت قادینلارین داها آرتیق البته سوسقون وضعیتده معروض قالدیغی زوراکیلیقلاردان بیری ساییلیر. آردیجیل سؤیوشلر، چیغیرباغیر، آردیجیل ماهناچیلیقلار، اؤلدورمه یا اذیتله حده-حربهلمهلر، کیچیک سایمالار ائلهجه سوسیال ایلگیلر ایچرسینده ممنوعیت یاراتماقلار، قادینلاری اؤز محو ائدیم، هئچلیک ایله انزوا وضعیتینه سالیب، ایچریدن ییخیلماسینا یول تیکیر.
ایقتیصادی یاخود اکونومیک شیددت قادینلارا قارشی اوز وئرن باشقا راییج زوراکیلیقلاردان بیریسیدیر. خرجلیک وئرمهمک، قادینلارین مالی قوللانیمیلاری آیریجا قادین سئور اشیالارا زیان یئتیرمک بو واریانس شیددتین تشکیل ائدیجی واریانسلاریندان ساییلیر.
قادینلارین راضی اولمایاراق قوللانیشلاری، حامیلهلیک کونتورولو بارهده قولانیلان مادهلره ممنوعیت ائلهجه قادینلارین جینسی دیلکلرین جاوابسیز قویماق، قادینلارا قارشی راییج شیددت قونولاریندان ساییلیر.
بیلگینلرین آراشدیرماسی، شیددته معروض قالان قادینلار، باشقا قادینلارلا موقاییسهده پئش قات آرتیق، اؤز قیییم، روحسل خستهلیکلر آیریجا ۶قات آرتیق پیسکولوژیک خستهلیکلره آماج اولورلار. آنجاق همن بیلگینلرین آراشدیرماسی، قادینلارا قارشی شیددتین گون بهگون آرتماسیندان خبر وئریرلر.
________
پاراگراف
@Paragraph
چئشیتلی یوللارا ال آتاریقسا، دئییشیم اولوملودور ۱/۲
#آتیلا_حاجیزاده
شیددت، حقیقی آنلامیندا فیزیکسل گوج واسیطهسیایله اوز وئرن زوراکیلیقلارا آنلام وئرن بیر واریانس اولورسادا اؤزلویونده گئنیش آنلام آلانینا مالیکدیر. شیددت دونیا بویوندا بیر نظارت آلتی کیمی الده اولدوغونو گؤزدع آلاراق، ایکی اینسان آراسیندا لفظی چکیش برکیش دن موحاریبه آیریجا سؤی قیریما قدر یوکسلهبیلهجک وضعیتی وار.
شیددت قونوسونوندا یوخاری سویهیه صاحاباولان جنسیت قونوسو سون ۳۰ایلده دونیانین اساس نیگارانچیلیق لارینین بیرینه چئویریلیب. دونیا موطالیعاتی عنعنهوی شکیلده تئوریک و تجربی وضعیتلرده قادینلارین یوخ ساییلدیغینی ایضاخ ائدیر. ۱۹۷۰ینجی ایللرده فمنیسمین جرمشیناسلیق حاقدا آراشدیرملاری، قادینلارین قضایی مرجعیتلرده اوزلشدیکده جینسی یاخیشلارا معروض قالدیغینی بیلدیریب آیریجا قادین لارین ائو یاخود عائلهایچرسینده شیددت واریانسلارینا معروض قالدیقلارینی سوسیال توپلومون منزویلشمهسی بارهده اساس ندن اولدوغون اعلان ائدیبلر.
۱۹۸۱ینجی ایلیندن باشلاناراق، هرایل نوامبرین ۲۵ینجی گونو، میرابال باجیلارینین دهشتلی قتل گونو، قادینلارا قارشی زوراکیلیق واریانسلارین آرادان قالدیرماق گونو آدلانیب. ائلهجه ۱۹۹۹ایلین اوکتیابریندان بری، بوگون بیرلشمیش میللتلر تشکیلاتینین عیمومی توپلومو طرفیندن رسمیته تانیلاراق فورمالاشیب، بو گونکو گونده بوتون دونیا ووجدانلارین قادینلارا قارشی شیددتین آرادان قالدیرماسی بارهده چاغیریش وئریلیر.
قادینلارا قارشی شیددت، زوراکیلیغین باشقا قونولاریتک تکجه فیزیکسل شیددتلر ایچره چیزگیلنمیر بلکه بو واریانس شیددت ایله بیرگه ایقتیصادی، پیسکولوژیک آیریجا جینسی زوراکیلیقلارلا برابرجهسینه قادینلارا قارشی شیددتین دؤردلویونو یارادیرلار.
پیسکولوژیک شیددت قادینلارین داها آرتیق البته سوسقون وضعیتده معروض قالدیغی زوراکیلیقلاردان بیری ساییلیر. آردیجیل سؤیوشلر، چیغیرباغیر، آردیجیل ماهناچیلیقلار، اؤلدورمه یا اذیتله حده-حربهلمهلر، کیچیک سایمالار ائلهجه سوسیال ایلگیلر ایچرسینده ممنوعیت یاراتماقلار، قادینلاری اؤز محو ائدیم، هئچلیک ایله انزوا وضعیتینه سالیب، ایچریدن ییخیلماسینا یول تیکیر.
ایقتیصادی یاخود اکونومیک شیددت قادینلارا قارشی اوز وئرن باشقا راییج زوراکیلیقلاردان بیریسیدیر. خرجلیک وئرمهمک، قادینلارین مالی قوللانیمیلاری آیریجا قادین سئور اشیالارا زیان یئتیرمک بو واریانس شیددتین تشکیل ائدیجی واریانسلاریندان ساییلیر.
قادینلارین راضی اولمایاراق قوللانیشلاری، حامیلهلیک کونتورولو بارهده قولانیلان مادهلره ممنوعیت ائلهجه قادینلارین جینسی دیلکلرین جاوابسیز قویماق، قادینلارا قارشی راییج شیددت قونولاریندان ساییلیر.
بیلگینلرین آراشدیرماسی، شیددته معروض قالان قادینلار، باشقا قادینلارلا موقاییسهده پئش قات آرتیق، اؤز قیییم، روحسل خستهلیکلر آیریجا ۶قات آرتیق پیسکولوژیک خستهلیکلره آماج اولورلار. آنجاق همن بیلگینلرین آراشدیرماسی، قادینلارا قارشی شیددتین گون بهگون آرتماسیندان خبر وئریرلر.
________
پاراگراف
@Paragraph
نوامبرین ۲۵-ی؛ بینالخالق قادینلارا قارشی زوراکیلیقلا موباریزه گونو ایله یاراشیقلی؛
چئشیتلی یوللارا ال آتاریقسا، دئییشیم اولوملودور ۲/۲
#آتیلا_حاجیزاده
قادینلارا قارشی شیددت گنل وضعیتده سوسیال تؤپلومون منزویلشمهسینی گرچکلشدیریر، آنالار هر توپولوم دا ایستر دوشونجه باخیمدان ایستر طبیعی باخیمدان اوشاقلارا(اوخویون گلهجک نسیل) دوغوجو رولونو ایفا ائدرهک، شیددته معروض قالدیقجا منزویلشمکلری، دپرسیونا اوغرامیش بیر نسیل دوغوروب، بو سنتلرین توپلومدا یئر آچماسییلا بو وضعیت آردیجیل شکلینده داوام ائدیلیر.
پیسکولوق بیلگینلر عایلهده فیزیکی و غیر فیزیکی شددتلری گؤرن کیشیلر گلهجک داها آرتیق شیددتچیلیه ساری یؤنلنمهلرینی خبر وئریر. نیهکی گنجلیک ایله اوشاقلیق بویوندا شاعید اولدوقلاری شیددت واریاسنلاری واسیطهسی ایله حوصلهسیز، قرارسیز، شاکی آیریجا کارا گلمز روحیهلی بیریسیلرینه بدل اولوبلار.
عام دوشونجهلرین عکسی، مدرن دونیا قادینلارا قارشی شیددتلردن آزاتلامارایاق بیلکه وضعیتلرینی آرتیراراق، واریانسلارینیدا آرتیرمیش. قادینلاردان جینسی ایستیسمار، فقیر آتالار طرفیندن گنج ایله یئنی گنج قیزلارین ساتیلماسی، آیریجا پورنو ویدئولارین رؤنقلی بازاری مدرن شیددتین گنل واریانسلارین ساییلیر.
قادینلار مدرن شیددت سیراسیندا، حایات یولداشیلاری طرفیندن اکونومیک باغیمسیزلیقدان محروم اولورلار یا خود ایش قادینلاری مالی ایستیسمارا معروض اولوب، کیشیلری طرفیندن خرجلیک چیمدیکلره آتیلیب، بوشانما، یئنی ائولیلیک ایله حدهلهنیب، یاخود قاینآتایلا قاین آنانین قوللوغوندا اولماق تک، اونو ایلگیلندیرمهین قوتولارلا ایستیسمار اولورلار.
پیسکولوژیده (کسبی چارهسیزلییه) اونلو اولان قوتو، شیددته قارشی دینمهمزلیک داها پیس، قادینین اؤزونه( صبیلی قادین، دوزموملو، و…) کیمی لقبلر وئرمهسیدیر. قارشیلیقدا کیشیلره شیددت ایذنی وئرن شیددت قارشیسینداا دینمهمهزلیک الده ائدن قادینلارین دیر، اصلینده بو دینمهمهزلیک شیددتکارلارا داها آرتیق جرعت باغیشلاییر، دئملی بو سکپت شیددتکارا، (منله بیر کنیز کیمی داوران، منی وور، آیریجا تحقیر ائت) باغیرلانیر.
سونوندا شیددتله قارشیلاشان قادین زنجیرلی قفسده محبوس اولان آسلان کیمی ساییلیر، زنجیرلری قیریب، قفسی سیندیرارسا نقدر گوجلو اولدوغونو آنلاین بیلیب، آیریجا بو گوجو دونیا هئچ نهایله دئیشمهمک دورومونا چاتاجاق.
ژولیا کیریستوانین دئدییی تک: چئشیتلی یوللارا ال آتاریقسا دئییشیلمه اولمودور، آنجاق اومودسوز اولماییب قانداللارا بویون وئرمهلیییک.
________
پاراگراف
@Paragraph
چئشیتلی یوللارا ال آتاریقسا، دئییشیم اولوملودور ۲/۲
#آتیلا_حاجیزاده
قادینلارا قارشی شیددت گنل وضعیتده سوسیال تؤپلومون منزویلشمهسینی گرچکلشدیریر، آنالار هر توپولوم دا ایستر دوشونجه باخیمدان ایستر طبیعی باخیمدان اوشاقلارا(اوخویون گلهجک نسیل) دوغوجو رولونو ایفا ائدرهک، شیددته معروض قالدیقجا منزویلشمکلری، دپرسیونا اوغرامیش بیر نسیل دوغوروب، بو سنتلرین توپلومدا یئر آچماسییلا بو وضعیت آردیجیل شکلینده داوام ائدیلیر.
پیسکولوق بیلگینلر عایلهده فیزیکی و غیر فیزیکی شددتلری گؤرن کیشیلر گلهجک داها آرتیق شیددتچیلیه ساری یؤنلنمهلرینی خبر وئریر. نیهکی گنجلیک ایله اوشاقلیق بویوندا شاعید اولدوقلاری شیددت واریاسنلاری واسیطهسی ایله حوصلهسیز، قرارسیز، شاکی آیریجا کارا گلمز روحیهلی بیریسیلرینه بدل اولوبلار.
عام دوشونجهلرین عکسی، مدرن دونیا قادینلارا قارشی شیددتلردن آزاتلامارایاق بیلکه وضعیتلرینی آرتیراراق، واریانسلارینیدا آرتیرمیش. قادینلاردان جینسی ایستیسمار، فقیر آتالار طرفیندن گنج ایله یئنی گنج قیزلارین ساتیلماسی، آیریجا پورنو ویدئولارین رؤنقلی بازاری مدرن شیددتین گنل واریانسلارین ساییلیر.
قادینلار مدرن شیددت سیراسیندا، حایات یولداشیلاری طرفیندن اکونومیک باغیمسیزلیقدان محروم اولورلار یا خود ایش قادینلاری مالی ایستیسمارا معروض اولوب، کیشیلری طرفیندن خرجلیک چیمدیکلره آتیلیب، بوشانما، یئنی ائولیلیک ایله حدهلهنیب، یاخود قاینآتایلا قاین آنانین قوللوغوندا اولماق تک، اونو ایلگیلندیرمهین قوتولارلا ایستیسمار اولورلار.
پیسکولوژیده (کسبی چارهسیزلییه) اونلو اولان قوتو، شیددته قارشی دینمهمزلیک داها پیس، قادینین اؤزونه( صبیلی قادین، دوزموملو، و…) کیمی لقبلر وئرمهسیدیر. قارشیلیقدا کیشیلره شیددت ایذنی وئرن شیددت قارشیسینداا دینمهمهزلیک الده ائدن قادینلارین دیر، اصلینده بو دینمهمهزلیک شیددتکارلارا داها آرتیق جرعت باغیشلاییر، دئملی بو سکپت شیددتکارا، (منله بیر کنیز کیمی داوران، منی وور، آیریجا تحقیر ائت) باغیرلانیر.
سونوندا شیددتله قارشیلاشان قادین زنجیرلی قفسده محبوس اولان آسلان کیمی ساییلیر، زنجیرلری قیریب، قفسی سیندیرارسا نقدر گوجلو اولدوغونو آنلاین بیلیب، آیریجا بو گوجو دونیا هئچ نهایله دئیشمهمک دورومونا چاتاجاق.
ژولیا کیریستوانین دئدییی تک: چئشیتلی یوللارا ال آتاریقسا دئییشیلمه اولمودور، آنجاق اومودسوز اولماییب قانداللارا بویون وئرمهلیییک.
________
پاراگراف
@Paragraph
۷۰سال خیانت اعراب به فلسطین
#آتیلا_حاجیزاده
امپراطوری قدرتمند عثمانی که خاور میانه، شمال آفریقا و غرب اروپا را در زیر سلطهی خود گرفته بود چون جزیرهی ثباتی بهشمار میآمد که بهدور از دستاندازیهای غرب، این منطقهرا در کنترل خود نگه میداشت اما با فروپاشی این امپراطوری قدرتمند در جنگ جهانگیر اول، غرب را که تا دیروز به فکر حفظ اراضی بومی خود بود را متوجه شرق کرد بگونهای چون گرگهای گرسنهای به تکهپاره کردن ممالک تحت سیطرهی عثمانی گردآمدند و این اراضی را بین خود تقسیم نمودند. از آنپس که پای غرب به خاورمیانه بازشد، این منطقه تاکنون آبستن بحران شدهاست، بگونهای که وقتی طوفانی فروکش میکند غرب بهواسطهی نطفههای نامشروعی که در منطقه ایجاد کرده است نزاع دیگری میآفریند که مبادا کشورهای این منطقه به ثباتی نسبی و مردمانش به آرامشی اندک برسند.
ادامه مطلب در ۶قسمت در کانال پاراگراف منتشر شدهاست.
________________________________
پاراگراف
@Paragraph
#آتیلا_حاجیزاده
امپراطوری قدرتمند عثمانی که خاور میانه، شمال آفریقا و غرب اروپا را در زیر سلطهی خود گرفته بود چون جزیرهی ثباتی بهشمار میآمد که بهدور از دستاندازیهای غرب، این منطقهرا در کنترل خود نگه میداشت اما با فروپاشی این امپراطوری قدرتمند در جنگ جهانگیر اول، غرب را که تا دیروز به فکر حفظ اراضی بومی خود بود را متوجه شرق کرد بگونهای چون گرگهای گرسنهای به تکهپاره کردن ممالک تحت سیطرهی عثمانی گردآمدند و این اراضی را بین خود تقسیم نمودند. از آنپس که پای غرب به خاورمیانه بازشد، این منطقه تاکنون آبستن بحران شدهاست، بگونهای که وقتی طوفانی فروکش میکند غرب بهواسطهی نطفههای نامشروعی که در منطقه ایجاد کرده است نزاع دیگری میآفریند که مبادا کشورهای این منطقه به ثباتی نسبی و مردمانش به آرامشی اندک برسند.
ادامه مطلب در ۶قسمت در کانال پاراگراف منتشر شدهاست.
________________________________
پاراگراف
@Paragraph
۷۰ سال خیانت اعراب به فلسطین ۱/۶
#آتیلا_حاجیزاده
دوهفته نامه آچیق یول
شماره دهم
خردادماه97
مقدمه
امپراطوری قدرتمند عثمانی که خاور میانه، شمال آفریقا و غرب اروپا را در زیر سلطهی خود گرفته بود چون جزیرهی ثباتی بهشمار میآمد که بهدور از دستاندازیهای غرب، این منطقهرا در کنترل خود نگه میداشت اما با فروپاشی این امپراطوری قدرتمند در جنگ جهانگیر اول، غرب را که تا دیروز به فکر حفظ اراضی بومی خود بود را متوجه شرق کرد بگونهای چون گرگهای گرسنهای به تکهپاره کردن ممالک تحت سیطرهی عثمانی گردآمدند و این اراضی را بین خود تقسیم نمودند. از آنپس که پای غرب به خاورمیانه بازشد، این منطقه تاکنون آبستن بحران شدهاست، بگونهای که وقتی طوفانی فروکش میکند غرب بهواسطهی نطفههای نامشروعی که در منطقه ایجاد کرده است نزاع دیگری میآفریند که مبادا کشورهای این منطقه به ثباتی نسبی و مردمانش به آرامشی اندک برسند.
پس از ختم غائلهی داعش که منطقه میرفت تا نفس راحتی بکشد جریان دیگری سر برآورد تا منطقهی معتاد به جنجال خاورمیانه در خماری نماند و اینچنین بود که زمزمهی تشکیل کشوری در شمال عراق به گوش رسید که تاکنون و در هیچ برههای تاریخ اثری از آن نبوده است، مانند کشور اسرائیل که بصورت خلقالساعه درمیان سرزمین فلسطین سربرآورد.
پس از شکست طرح آمریکایی-اسرائیلی استقلال اقلیم شمال عراق، اینبار بحران دیگری گریبانگیر خاورمیانه شد که با هوشمندی تمام بهدست یکی از بحرانزا ها طراحی و بهدست خودش نیز مدیریت میشود. متحد اقلیم شمال عراق در جریان استقلال اینبار با تفاهم ایالات متحدهی آمریکا به میدان آمده است تا ادعای ارضی صدسالهی خود نسبت به فلسطین و بیتالمقدس را وصول نماید.
چندی پیش بود که دولت اشغالگر صهیونیست مجددا طرح پایتختی بیتالمقدس را مطرح نمود و ایالات متحدهی آمریکا با اجرا گذاشتن مصوبهی انتقال پایتخت خود به بیتالمقدس، این شهر را بعنوان پایتخت کشور جعلی اسرائیل به رسمیت شناخت و پس از آن بود که فلسطینیان برای صیانت از حقوق ارضی و سرزمینی خود دست به تجمع زدند که توسط نظامیان صهیونیست به بدترین شیوهی ممکن سرکوب شدند. سرکوبی بالغ بر ۶۰ کشته و ۳هزار زخمی برجای گذاشت.
۷۰ سال خیانت اعراب به فلسطین یاداشتی است که بخش اول آن، از فروپاشی عثمانی و قیومیت انگلستان بر فلسطین تا نبرد سوئز و بخش دوم شکست ۱۹۷۳ اعراب در نبرد ”یوم کیپور“ ، ”معاهدهی کمپ دیوید“ تا انتقلال سفارت ایالات متحدهی آمریکا به بیتالمقدس (اورشلیم) و به رسمیت شناختن این شهر به عنوان پایتخت صهیونیست ها را به همراه تحلیلی بر رفتار بازیگران جهانی را دربرخواهد گرفت.
جنگ جهانی اول و تجزیهی امپراطوری عثمانی
جنگجهانی اول نزاعی بود که در بین قدرتهای جهانی برای برا حذف یکدیگر و تقسیم مجددا مرزهای جهانی شکل گرفت و معادلات را دستخوش تغییراتی نمود. امپراطوری عثمانی بزرگترین حاکمیت شرق در زمرهی دول متحدین قرار گرفته بود با شکستهای پیدرپی در جبهههای مختلف به مرز فروپاشی رسید.
غرب برای عقدهگشایی از عثمانی آمده بود و مناطق تحت سیطرهی آن یکیپس از دیگری به اشغال دولتهای انگلستان و فرانسه درمیآمد و معاهدهی ”سایکس پیکو“ قراردادی بود که ممالک تحت سلطهی امپراطوری عثمانیرا بصورت عادلانه بین انگلستان و فرانسه تفسیم میکرد.
فلسطین نام یکی از مناطقی بود که پس از فروپاشی عثمانی مورد ادعای طرفین قرار گرفته بود منطقهای در خاور میانه که پیش از جنگ جهانی اول از مسیر شمال به جنوب از ”رافیا“ جنوب شرقی غزه تا رودخانه لیتالی در لبنان و از شرق به غرب نیز از غرب به دریای مدیترانه و از شرق به صحرای سینا ختم میشد که پس از جنگهای صلیبی توسط امراء امپراطوری عثمانی اداره میشد اما پس از فروپاشی عثمانی و در طی قرارداد سایکس پیکو در ۱۹۱۶، مقرر شده بود که این منطقه، به ناحیهای بینالمللی مبدل خواهد شد که تحت سلطهی هیچیک از دولتهای بریتانیا و فرانسه نخواهد رفت به همین دلیل بود که وزیر امور خارجه بریتانیا ”آرتور بالفور“ برای تضمین منافع دولت خود در ۱۹۱۷ موضوع تأسیس وطن یهودیان در فلسطین را مطرح نمود که اگر نتوانست با حضور مستقیم پایگاهی در این ناحیه ایجاد کند، با تشکیل کشوری جعلی حضور خود را تثبیت نماید در نتیجه با اعزام نیروهای مصری به رهبری انگلیس تحت فرماندهی ادموند آلن بای و وایکانت اول آلن بای در تاریخ ۹دسامبر ۱۹۱۷ بیتالمقدس را تصرف کرده و با شکست ارتش عثمانی در نبرد مگیدو در سپمتامبر ۱۹۱۸ تمامی شرق فلسطین را اشغال نمود.
________________________________
پاراگراف
@Paragraph
#آتیلا_حاجیزاده
دوهفته نامه آچیق یول
شماره دهم
خردادماه97
مقدمه
امپراطوری قدرتمند عثمانی که خاور میانه، شمال آفریقا و غرب اروپا را در زیر سلطهی خود گرفته بود چون جزیرهی ثباتی بهشمار میآمد که بهدور از دستاندازیهای غرب، این منطقهرا در کنترل خود نگه میداشت اما با فروپاشی این امپراطوری قدرتمند در جنگ جهانگیر اول، غرب را که تا دیروز به فکر حفظ اراضی بومی خود بود را متوجه شرق کرد بگونهای چون گرگهای گرسنهای به تکهپاره کردن ممالک تحت سیطرهی عثمانی گردآمدند و این اراضی را بین خود تقسیم نمودند. از آنپس که پای غرب به خاورمیانه بازشد، این منطقه تاکنون آبستن بحران شدهاست، بگونهای که وقتی طوفانی فروکش میکند غرب بهواسطهی نطفههای نامشروعی که در منطقه ایجاد کرده است نزاع دیگری میآفریند که مبادا کشورهای این منطقه به ثباتی نسبی و مردمانش به آرامشی اندک برسند.
پس از ختم غائلهی داعش که منطقه میرفت تا نفس راحتی بکشد جریان دیگری سر برآورد تا منطقهی معتاد به جنجال خاورمیانه در خماری نماند و اینچنین بود که زمزمهی تشکیل کشوری در شمال عراق به گوش رسید که تاکنون و در هیچ برههای تاریخ اثری از آن نبوده است، مانند کشور اسرائیل که بصورت خلقالساعه درمیان سرزمین فلسطین سربرآورد.
پس از شکست طرح آمریکایی-اسرائیلی استقلال اقلیم شمال عراق، اینبار بحران دیگری گریبانگیر خاورمیانه شد که با هوشمندی تمام بهدست یکی از بحرانزا ها طراحی و بهدست خودش نیز مدیریت میشود. متحد اقلیم شمال عراق در جریان استقلال اینبار با تفاهم ایالات متحدهی آمریکا به میدان آمده است تا ادعای ارضی صدسالهی خود نسبت به فلسطین و بیتالمقدس را وصول نماید.
چندی پیش بود که دولت اشغالگر صهیونیست مجددا طرح پایتختی بیتالمقدس را مطرح نمود و ایالات متحدهی آمریکا با اجرا گذاشتن مصوبهی انتقال پایتخت خود به بیتالمقدس، این شهر را بعنوان پایتخت کشور جعلی اسرائیل به رسمیت شناخت و پس از آن بود که فلسطینیان برای صیانت از حقوق ارضی و سرزمینی خود دست به تجمع زدند که توسط نظامیان صهیونیست به بدترین شیوهی ممکن سرکوب شدند. سرکوبی بالغ بر ۶۰ کشته و ۳هزار زخمی برجای گذاشت.
۷۰ سال خیانت اعراب به فلسطین یاداشتی است که بخش اول آن، از فروپاشی عثمانی و قیومیت انگلستان بر فلسطین تا نبرد سوئز و بخش دوم شکست ۱۹۷۳ اعراب در نبرد ”یوم کیپور“ ، ”معاهدهی کمپ دیوید“ تا انتقلال سفارت ایالات متحدهی آمریکا به بیتالمقدس (اورشلیم) و به رسمیت شناختن این شهر به عنوان پایتخت صهیونیست ها را به همراه تحلیلی بر رفتار بازیگران جهانی را دربرخواهد گرفت.
جنگ جهانی اول و تجزیهی امپراطوری عثمانی
جنگجهانی اول نزاعی بود که در بین قدرتهای جهانی برای برا حذف یکدیگر و تقسیم مجددا مرزهای جهانی شکل گرفت و معادلات را دستخوش تغییراتی نمود. امپراطوری عثمانی بزرگترین حاکمیت شرق در زمرهی دول متحدین قرار گرفته بود با شکستهای پیدرپی در جبهههای مختلف به مرز فروپاشی رسید.
غرب برای عقدهگشایی از عثمانی آمده بود و مناطق تحت سیطرهی آن یکیپس از دیگری به اشغال دولتهای انگلستان و فرانسه درمیآمد و معاهدهی ”سایکس پیکو“ قراردادی بود که ممالک تحت سلطهی امپراطوری عثمانیرا بصورت عادلانه بین انگلستان و فرانسه تفسیم میکرد.
فلسطین نام یکی از مناطقی بود که پس از فروپاشی عثمانی مورد ادعای طرفین قرار گرفته بود منطقهای در خاور میانه که پیش از جنگ جهانی اول از مسیر شمال به جنوب از ”رافیا“ جنوب شرقی غزه تا رودخانه لیتالی در لبنان و از شرق به غرب نیز از غرب به دریای مدیترانه و از شرق به صحرای سینا ختم میشد که پس از جنگهای صلیبی توسط امراء امپراطوری عثمانی اداره میشد اما پس از فروپاشی عثمانی و در طی قرارداد سایکس پیکو در ۱۹۱۶، مقرر شده بود که این منطقه، به ناحیهای بینالمللی مبدل خواهد شد که تحت سلطهی هیچیک از دولتهای بریتانیا و فرانسه نخواهد رفت به همین دلیل بود که وزیر امور خارجه بریتانیا ”آرتور بالفور“ برای تضمین منافع دولت خود در ۱۹۱۷ موضوع تأسیس وطن یهودیان در فلسطین را مطرح نمود که اگر نتوانست با حضور مستقیم پایگاهی در این ناحیه ایجاد کند، با تشکیل کشوری جعلی حضور خود را تثبیت نماید در نتیجه با اعزام نیروهای مصری به رهبری انگلیس تحت فرماندهی ادموند آلن بای و وایکانت اول آلن بای در تاریخ ۹دسامبر ۱۹۱۷ بیتالمقدس را تصرف کرده و با شکست ارتش عثمانی در نبرد مگیدو در سپمتامبر ۱۹۱۸ تمامی شرق فلسطین را اشغال نمود.
________________________________
پاراگراف
@Paragraph
۷۰سال خیانت اعراب به فلسطین ۲/۶
#آتیلا_حاجیزاده
دوهفته نامه آچیق یول
شماره دهم
خردادماه97
قیومت دولت بریتانیا بر فلسطین از ۱۹۲۰ آغاز شد و این امر در آوریل همان سال در شورای عالی متحدین از سوی( آمریکا، بریتانیا، فرانسه، ایتالیا و ژاپن) به رسمیت شناخته شد و برای تثبیت آن در ژوئیهی ۱۹۲۰ نیروهای فرانسوی ”ملک فیصل“ پادشاه عراق را از دمشق بیرون راندند تا به حاکمیت وی بر اردن پایان دهند اینچنین در تابستان ۱۹۲۱، اردن نیز به سرزمینهای تحت قیومیت برتانیا اضافه شد اما به دلیل تثبیت حضور مستقیم بریتانیا در این منطقه از شرط ”سرزمین ملی یهودیان“ مستثنی گشت و در ژوئیهی ۱۹۲۲ در ضوابط سرپرستی برتانیا بر اردن و فلسطین از سوی جامعهی ملل پذیرفته شد.
مستثنی شدن اردن از شرط ”تشکیل سرزمین ملی یهود“ نارضایتیهای ویژهای را بین سران یهود ایجاد کرده بود چرا که اردن ۷۷٪ از فلسطینرا در بر میگرفت و آژانس یهود این تقسیم ارضی و اختصاص دادن ناحیهی کوچکی برای تشکیل اسرائیلرا عادلانه نمیدانستند. این اعلام نارضایتی سبب بروز اختلافاتی شد که تشکیل ”سرزمین ملی یهودیان“ از سوی بریتانیا به تأخیر انداخته شد.
پس از جنگجهانی دوم
در سالهای پس از جنگجهانی دوم وضعیت انگستان در فلسطین بدتر میشد چراکه حملات گروههای جهادی عرب صدمات شدیدی را بر نیروهای انگلیسی وارد میکرد و افکار عمومی جهانی خواستار خروج انگستان از فلسطین بودند از سوی دیگر لابی یهود نیز فشارهای مضاعفی را بر بدنهی دولت بریتانیا وارد میکرد چراکه انگلستان از اعزام بازماندگان هولوکاست به فلسطین و همچنین بازگردانده شدن آنان به آلمان نازی ممانعت بعمل میآورد و آنان را در اردوگاه قبرس محصور نموده بود. همهی این عوامل علاوهی هزینهی استقرار ارتشی بالغبر ۱۰۰هزار نفر در این منطقه دستبهدست دادند تا در ۱۹۴۷ بریتانیا اعلام کرد میخواهد بر قیومیت خود بر فلسطین و اردن پایان بخشد. اینچنین بود که قطعنامهی تجزیهی فلسطین به سازمان ملل رفت و با تلاشهای هری ترومن با ۳۳رأیموافق، ۱۳ مخالف و ۱۰ ممتنع تصویب شد و پس از این جلسه پرچم اسرائیل در مقابل سازمان ملل برافراشته شد و در ادامهی این امر نمایندهی آژانس ملی یهود مژدهی تشکیل موقت دولت یهود با همکاری نمایندگان سازمان ملل در ماهجاری را به سران شورای امنیت داد.
با تمام مخالفتهای ”جورج مارشال“ (وزیر امور خارجهی وقت آمریکا) ”هری ترومن“ که خود را در انتخابات بعدی محتاج رأی و پول صهیونیستها میدید تشکیل دولت یهودی را به رسمیت شناخت در نتیجه دو روز بعد در ۱۴ می ۱۹۴۸ وقتی سران شورای ملی یهود در موزهی تلاویو تشکیل دولت ملی یهود را اعلام نمودند آمریکا اولین دولتی بود که آنرا به رسمیت شناخت.
نبرد اول ۱۹۴۸
فردای روزیکه بنگریون بیانیهی استقلال را در موزهی تلاویو قرائت کرد، (مصر، اردن، عراق، لبنان و سوریه) که از تشکیل همسایهی نامشروع خود عصبانی بودند به رژیم اشغالگر اسرائیل حمله کردند. جنگ افزارهای پیشرفته و ارتش متشکل اعراب سبب پیروزیهای قابل توجه آنان شد و بنگریون را برآن داشت تا برای خریید سلاح دست به دامن اتحاد جماهیر شوروی و چکاسلواکی شوند.
سلاحهای بلوک شرقی معادله را برعکس نمود و این نبرد به رغم خوشبینی اعراب مبنی بر بازپسگیری خاکهای عربی از صهیونیستها که فقط با اندکی از توانجنگی خود به میدان آمده بودند با شکست این کشورها به پایان رسید و سرانجام زیر فشارهای آمریک،ا اعراب به امضا بیانیهی ترک مخاصمه در ۱۹۴۹ در جزیرهی رودس یونان تن دادند.
نبرد سوئز:
کانال سوئز آبراهی بود که سال ۱۸۶۹ در مصر ساخته شد تا شهر ساحلی پورت سعید در مصر را به دریای سرخ متصل گرداندتا کشتیهایی که از غرب به مقصد شرق دنیا در حرکتاند مجبور به دور زدن آفریقا نشوند و شرکت مدیریتی آن بهنام شرکت سوئز درمالکیت انگلستان، سالیان درازی بود از حملنقل در این آبراه ثروت کلانی را نصیب امپراطوری عظیم برتانیا کرده بود تا اینکه جمال عبدالناصر طی سخنرانی تند ۱۹۵۶ خود در بندر اسکندریه کانال سوئز را ملی اعلام کرد.
با ملی شدن کانال سوئز از سوی ”جمال عبدالناصر“ سهام فرانسه و انگلستان در شرکت سوئز مسدود شد و فرانسه که از گذسته بهدلیل حمایت مصر از انقلابیون الجزایر دلخوشی از جمال عبدالناصر نداشت، به همراه متحد خود انگستان بنگریون را از طریق ”شیمون پرز“ را برای حمله به مصر تحریک کرد.
________________________________
پاراگراف
@Paragraph
#آتیلا_حاجیزاده
دوهفته نامه آچیق یول
شماره دهم
خردادماه97
قیومت دولت بریتانیا بر فلسطین از ۱۹۲۰ آغاز شد و این امر در آوریل همان سال در شورای عالی متحدین از سوی( آمریکا، بریتانیا، فرانسه، ایتالیا و ژاپن) به رسمیت شناخته شد و برای تثبیت آن در ژوئیهی ۱۹۲۰ نیروهای فرانسوی ”ملک فیصل“ پادشاه عراق را از دمشق بیرون راندند تا به حاکمیت وی بر اردن پایان دهند اینچنین در تابستان ۱۹۲۱، اردن نیز به سرزمینهای تحت قیومیت برتانیا اضافه شد اما به دلیل تثبیت حضور مستقیم بریتانیا در این منطقه از شرط ”سرزمین ملی یهودیان“ مستثنی گشت و در ژوئیهی ۱۹۲۲ در ضوابط سرپرستی برتانیا بر اردن و فلسطین از سوی جامعهی ملل پذیرفته شد.
مستثنی شدن اردن از شرط ”تشکیل سرزمین ملی یهود“ نارضایتیهای ویژهای را بین سران یهود ایجاد کرده بود چرا که اردن ۷۷٪ از فلسطینرا در بر میگرفت و آژانس یهود این تقسیم ارضی و اختصاص دادن ناحیهی کوچکی برای تشکیل اسرائیلرا عادلانه نمیدانستند. این اعلام نارضایتی سبب بروز اختلافاتی شد که تشکیل ”سرزمین ملی یهودیان“ از سوی بریتانیا به تأخیر انداخته شد.
پس از جنگجهانی دوم
در سالهای پس از جنگجهانی دوم وضعیت انگستان در فلسطین بدتر میشد چراکه حملات گروههای جهادی عرب صدمات شدیدی را بر نیروهای انگلیسی وارد میکرد و افکار عمومی جهانی خواستار خروج انگستان از فلسطین بودند از سوی دیگر لابی یهود نیز فشارهای مضاعفی را بر بدنهی دولت بریتانیا وارد میکرد چراکه انگلستان از اعزام بازماندگان هولوکاست به فلسطین و همچنین بازگردانده شدن آنان به آلمان نازی ممانعت بعمل میآورد و آنان را در اردوگاه قبرس محصور نموده بود. همهی این عوامل علاوهی هزینهی استقرار ارتشی بالغبر ۱۰۰هزار نفر در این منطقه دستبهدست دادند تا در ۱۹۴۷ بریتانیا اعلام کرد میخواهد بر قیومیت خود بر فلسطین و اردن پایان بخشد. اینچنین بود که قطعنامهی تجزیهی فلسطین به سازمان ملل رفت و با تلاشهای هری ترومن با ۳۳رأیموافق، ۱۳ مخالف و ۱۰ ممتنع تصویب شد و پس از این جلسه پرچم اسرائیل در مقابل سازمان ملل برافراشته شد و در ادامهی این امر نمایندهی آژانس ملی یهود مژدهی تشکیل موقت دولت یهود با همکاری نمایندگان سازمان ملل در ماهجاری را به سران شورای امنیت داد.
با تمام مخالفتهای ”جورج مارشال“ (وزیر امور خارجهی وقت آمریکا) ”هری ترومن“ که خود را در انتخابات بعدی محتاج رأی و پول صهیونیستها میدید تشکیل دولت یهودی را به رسمیت شناخت در نتیجه دو روز بعد در ۱۴ می ۱۹۴۸ وقتی سران شورای ملی یهود در موزهی تلاویو تشکیل دولت ملی یهود را اعلام نمودند آمریکا اولین دولتی بود که آنرا به رسمیت شناخت.
نبرد اول ۱۹۴۸
فردای روزیکه بنگریون بیانیهی استقلال را در موزهی تلاویو قرائت کرد، (مصر، اردن، عراق، لبنان و سوریه) که از تشکیل همسایهی نامشروع خود عصبانی بودند به رژیم اشغالگر اسرائیل حمله کردند. جنگ افزارهای پیشرفته و ارتش متشکل اعراب سبب پیروزیهای قابل توجه آنان شد و بنگریون را برآن داشت تا برای خریید سلاح دست به دامن اتحاد جماهیر شوروی و چکاسلواکی شوند.
سلاحهای بلوک شرقی معادله را برعکس نمود و این نبرد به رغم خوشبینی اعراب مبنی بر بازپسگیری خاکهای عربی از صهیونیستها که فقط با اندکی از توانجنگی خود به میدان آمده بودند با شکست این کشورها به پایان رسید و سرانجام زیر فشارهای آمریک،ا اعراب به امضا بیانیهی ترک مخاصمه در ۱۹۴۹ در جزیرهی رودس یونان تن دادند.
نبرد سوئز:
کانال سوئز آبراهی بود که سال ۱۸۶۹ در مصر ساخته شد تا شهر ساحلی پورت سعید در مصر را به دریای سرخ متصل گرداندتا کشتیهایی که از غرب به مقصد شرق دنیا در حرکتاند مجبور به دور زدن آفریقا نشوند و شرکت مدیریتی آن بهنام شرکت سوئز درمالکیت انگلستان، سالیان درازی بود از حملنقل در این آبراه ثروت کلانی را نصیب امپراطوری عظیم برتانیا کرده بود تا اینکه جمال عبدالناصر طی سخنرانی تند ۱۹۵۶ خود در بندر اسکندریه کانال سوئز را ملی اعلام کرد.
با ملی شدن کانال سوئز از سوی ”جمال عبدالناصر“ سهام فرانسه و انگلستان در شرکت سوئز مسدود شد و فرانسه که از گذسته بهدلیل حمایت مصر از انقلابیون الجزایر دلخوشی از جمال عبدالناصر نداشت، به همراه متحد خود انگستان بنگریون را از طریق ”شیمون پرز“ را برای حمله به مصر تحریک کرد.
________________________________
پاراگراف
@Paragraph
۷۰سال خیانت اعراب به فلسطین ۳/۶
#آتیلا_حاجیزاده
دوهفته نامه آچیق یول
شماره دهم
خردادماه97
کماکه ”بن گوریون“ نقشهی حمله به مصر را در سر میپروراند ”جمال عبدالناصر“ نیز در تکاپوی خرید سلاح بود که با جواب رد شنیدن از ایالات متحدهی آمریکا با چرخش به شرق، سلاحهای مورد نیاز خود را از چکاسلواکی خریداری نمود و سرانجام روز ۲۰ اکتبر ۱۹۵۶ ارتش اسرائیل در ساپورت جنگندههای فرانسوی که صهیونیستهارا در مقابل نیروی هوایی قدرتمند مصر پوشش میداد شروع به پیشروی در صحرای سینا نموده اما سلاحهای خریداری شده توسط ناصر در مقابل خط آتش جنگندههای فرانسوی دردی را دوا نمیکرد اینچنین پس از یک هفته این منطقهرا به تصرف کامل خود درآوردند.
آمریکا نیز بهدلیل نارضایتیاش از همپیمان شدن اسرائیل با فرانسه و بریتانیا سازمان امنیت را برای صدور بیانیهی آتشبس تحت فشار گذاشت اما بیانیهی ۳۰اکتبر ۱۹۵۶ سازمان ملل که از اسرائیل درخواست عقبنشینی میکرد از سوی فرانسه و انگلستان وتو گشت و قطعنامهی اتحاد جماهیر شوروی نیز به همان سرنوشت دچار شد و در انتها با تهدید نخستوزیر شوروی مبنی بر حملهی اتمی به پاریس و لندن حملات صهیونیستها به مصر متوقف شد.
نبرد ۶روزه ۱۹۶۷:
دیدار «محمد انور سادات» سخنگوی پارلمان مصر با «الکسی پاسیگن» نخست وزیر اتحاد جماهیر شوروی سرفصل نوینی در منازعات اعراب و اسراعیل آغاز نمود. تمایل شوروی برای آغاز جنگ در منقطه و بهرهبرداری از آن به نفع متحدین کمونیست خود سبب شد تا سرویسهای اطلاعاتی این کشور اطلاعات دست اولی مبنی بر استقرار نیروهای صهیونیست در مرز سوریه را در اختیار انور سادات قرار دهد اینچنین «جمال عبدالناصر» نیز با بستن تنگه تیران و ابتکار غمل را در دست گرفت.
انسداد تنگه تیران از سوی مصر مشکلی جدی برای اسرائیل به وجود میآورد. قطع شدن ارتباط اسرائیل با شرق «آبا ایبان» را به آمریکا کشاند تا راهکاری مناسب برای حل این بحران جدید بیابد، «لیندون جانسون» هرچند قول مساعد همکاری در جنگ احتمالی را به اسرائیل داد اما با ارائه سندی سری اسرائیل را از آغاز جنگ منع نمود. فرماندهان و مستشاران نظامی مصری نیز بر این عقیده بودند که اگر جنگ از سوی اسرائیل آغاز شود، با حملات اولیه فلجکنندهای مواجه خواهند شد اما اگر اسرائیل بهعنوان آغازگر جنگ شناخته شود تنعا اسرائیل طرف مخاصمه خواهد بود و آمریکا و سایر دولتهای غربی در کنارش قرار نخواهند گرفت اما از سویی مصر نیز جهت پیروزی به متحدان عرب خود نیاز داشت در نیتجه ۳۰می۱۹۶۷ «ملک حسین» پادشاه اردن به دیدار «جمال عبدالناصر» آمد و با اعلام بیزاری از اسرائیل بر حمایت و همکاری تمام خود از مصر تأکید نمود و با پیوستن «حافظ اسد» رئیس جمهور سوریه مثلث عربی ضد صهیونیستی تکمیل کشت.
در نهایت با سرریز شدن کاسه صبر اشکول، وی با مشاوره «وزیر جنگ» جدیدش «موشه دایان» ۵ژوئن۱۹۶۷ را جهت حمله به مصر انتخاب نمود و ساعت ۷همین روز ۱۸۰ جنگنده اسرائیلی آسمان مصر را فتح نمود و ۴۵ دقیقه بعد باند فرودگاههای اسرائیل هدف جنگندههای مصری گشت اما با تمام وجود نیروهای مصری بهدلیل عدم پوشش هوایی مجبور به عقبنشینی شدند.
اردن نیز با بی اعتنایی به اماننامه صهیونیستی مشروط بر عدم دخالت در جنگ مصر و اسرائیل شهر اورشلیم را زیر آتش توپخانها خود گرفت اما نتیجه این حمله نیز شکست نیروهای اردون و تصرف «شهر قدیم اورشلیم» توسط اسرائیل بود که همچون کرانه باختری به صهیونیستها واگذار شد اینچنین ماشین جنگی صهیونیستها به سمت سوریه پیشروی میکرد تا بلندیهای جولان را هم ضمیمه خاک خویش نماید و موفق هم شد.
________________________________
پاراگراف
@Paragraph
#آتیلا_حاجیزاده
دوهفته نامه آچیق یول
شماره دهم
خردادماه97
کماکه ”بن گوریون“ نقشهی حمله به مصر را در سر میپروراند ”جمال عبدالناصر“ نیز در تکاپوی خرید سلاح بود که با جواب رد شنیدن از ایالات متحدهی آمریکا با چرخش به شرق، سلاحهای مورد نیاز خود را از چکاسلواکی خریداری نمود و سرانجام روز ۲۰ اکتبر ۱۹۵۶ ارتش اسرائیل در ساپورت جنگندههای فرانسوی که صهیونیستهارا در مقابل نیروی هوایی قدرتمند مصر پوشش میداد شروع به پیشروی در صحرای سینا نموده اما سلاحهای خریداری شده توسط ناصر در مقابل خط آتش جنگندههای فرانسوی دردی را دوا نمیکرد اینچنین پس از یک هفته این منطقهرا به تصرف کامل خود درآوردند.
آمریکا نیز بهدلیل نارضایتیاش از همپیمان شدن اسرائیل با فرانسه و بریتانیا سازمان امنیت را برای صدور بیانیهی آتشبس تحت فشار گذاشت اما بیانیهی ۳۰اکتبر ۱۹۵۶ سازمان ملل که از اسرائیل درخواست عقبنشینی میکرد از سوی فرانسه و انگلستان وتو گشت و قطعنامهی اتحاد جماهیر شوروی نیز به همان سرنوشت دچار شد و در انتها با تهدید نخستوزیر شوروی مبنی بر حملهی اتمی به پاریس و لندن حملات صهیونیستها به مصر متوقف شد.
نبرد ۶روزه ۱۹۶۷:
دیدار «محمد انور سادات» سخنگوی پارلمان مصر با «الکسی پاسیگن» نخست وزیر اتحاد جماهیر شوروی سرفصل نوینی در منازعات اعراب و اسراعیل آغاز نمود. تمایل شوروی برای آغاز جنگ در منقطه و بهرهبرداری از آن به نفع متحدین کمونیست خود سبب شد تا سرویسهای اطلاعاتی این کشور اطلاعات دست اولی مبنی بر استقرار نیروهای صهیونیست در مرز سوریه را در اختیار انور سادات قرار دهد اینچنین «جمال عبدالناصر» نیز با بستن تنگه تیران و ابتکار غمل را در دست گرفت.
انسداد تنگه تیران از سوی مصر مشکلی جدی برای اسرائیل به وجود میآورد. قطع شدن ارتباط اسرائیل با شرق «آبا ایبان» را به آمریکا کشاند تا راهکاری مناسب برای حل این بحران جدید بیابد، «لیندون جانسون» هرچند قول مساعد همکاری در جنگ احتمالی را به اسرائیل داد اما با ارائه سندی سری اسرائیل را از آغاز جنگ منع نمود. فرماندهان و مستشاران نظامی مصری نیز بر این عقیده بودند که اگر جنگ از سوی اسرائیل آغاز شود، با حملات اولیه فلجکنندهای مواجه خواهند شد اما اگر اسرائیل بهعنوان آغازگر جنگ شناخته شود تنعا اسرائیل طرف مخاصمه خواهد بود و آمریکا و سایر دولتهای غربی در کنارش قرار نخواهند گرفت اما از سویی مصر نیز جهت پیروزی به متحدان عرب خود نیاز داشت در نیتجه ۳۰می۱۹۶۷ «ملک حسین» پادشاه اردن به دیدار «جمال عبدالناصر» آمد و با اعلام بیزاری از اسرائیل بر حمایت و همکاری تمام خود از مصر تأکید نمود و با پیوستن «حافظ اسد» رئیس جمهور سوریه مثلث عربی ضد صهیونیستی تکمیل کشت.
در نهایت با سرریز شدن کاسه صبر اشکول، وی با مشاوره «وزیر جنگ» جدیدش «موشه دایان» ۵ژوئن۱۹۶۷ را جهت حمله به مصر انتخاب نمود و ساعت ۷همین روز ۱۸۰ جنگنده اسرائیلی آسمان مصر را فتح نمود و ۴۵ دقیقه بعد باند فرودگاههای اسرائیل هدف جنگندههای مصری گشت اما با تمام وجود نیروهای مصری بهدلیل عدم پوشش هوایی مجبور به عقبنشینی شدند.
اردن نیز با بی اعتنایی به اماننامه صهیونیستی مشروط بر عدم دخالت در جنگ مصر و اسرائیل شهر اورشلیم را زیر آتش توپخانها خود گرفت اما نتیجه این حمله نیز شکست نیروهای اردون و تصرف «شهر قدیم اورشلیم» توسط اسرائیل بود که همچون کرانه باختری به صهیونیستها واگذار شد اینچنین ماشین جنگی صهیونیستها به سمت سوریه پیشروی میکرد تا بلندیهای جولان را هم ضمیمه خاک خویش نماید و موفق هم شد.
________________________________
پاراگراف
@Paragraph
۷۰سال خیانت اعراب به فلسطین ۴/۶
#آتیلا_حاجیزاده
دوهفته نامه آچیق یول
شماره دهم
خردادماه97
در این رسا برادر بزرگتر باید خود را وارد غائله میکرد اینچنین بود که «اتحاد جماهیر شوروی» برای جلوگیری از متضرر شدن متحدان کمونیست خود با صدور اولتیماتومی برای آمریکا نیروهای خود در اوکراین را نیز یه حالت آماده باش در آورد که در نتیجه این حوادث «لیندون جانسون» در ۱۰ژوئن ۱۹۶۷ قول مساعد خود را مبنی بر «متوقف کردن ماشین جنگی اسرائیل به هر نحو» را به کرملین اعلام نمود اما به جای نامهنگاری با وزیر امور خارجه اسرائیل از طریق نماینده آمریکا در سازمان ملل به نماینده اسرائیل اعلام نمود که جنگ به هر نحوی باید در اسرع وقت متوقف شود اکا «ایبان» که در آن هنگام به بازرسی از بلندیهای جولان مشغول بود از وصول هشدار آمریکا خودداری نموده و فرصت بیشتری برای پیشروی در خاک سوریه را به دست آورد.
حالا پس از چند روز اسرائیل خاک بیشتری را برای مبادله به دست آورده بود، صحرای سینا در مصر، جولان در سوریه، شهر قدیم اور شلیم در اردن و غزه از جمله اراضی در تصرف صهیونیستها بود که «آبا ایبان» قصد داشت با شرط به رسمیت شناختن اسرائیل از سوی کشورهای عربی این مناطق را عودت دهد اما این خواستهای نبود که رهبران کشور های عربی به ویژه «جمال عبدالناصر» راضی به انجام این کار باشند در نتیجه «ناصر» که نه توان جنگ و نه توان پذیرش شروط اسرائیل را در خود میدید از مقام ریاست جمهوری خود استعفا داد اما به جهت تجمعات مردمی و به مقام خود بازگشت ولی زیر بار معاده صلح نرفت و نشست سران عرب در خارطوم و نتیجه آن مبنی بر «نه مذاکره، نه صلح و نه به رسمیت شناختن اسرائیل» آب پاکی را به دست صهیونیستها ریخت و آنها را برای عدم عودت اراضی اشغالی مصمم تر نمود.
نبرد یوم کیپور:
پایان نشست سران عرب در ۲۸سپتامبر ۱۹۷۰ پایان زندگی «جمال عبدالناصر» نیز بود. قلب ناصر پس از نشست از حرکت ایستاد و آقای معاون رئیس جمهور «انور سادات» که حالا بعنوان رئی جمهور مصر انتخاب شده بود فکر های زیادی را در سر میپروراند. او با خریداری «موشک های فوق پیش رفته سام» که قادر بودند اهداف اسرائیلی را در ۱۵مایلی به آتش بکشند، توان دفاعی ماشین جنگی مصر را به ماکزیمم افزایش داد و با اعلام آمادگی «حافظ اسد» مبنی بر همکاری در جنگ اسرائیل تلاش همه جانبهای جهت بازپسگیری بلندی های جولان و صحرای سینا آغاز گشت و روز «یوم کیپور» روزی که یهودیان ۴مرتبه به کنیسه میروند تا برای بخشودگی گناهان خود دعا کنند بعنوان روز حمله غالفگیرانه به اسرائیل انتخاب شد.
۶اکتبر۱۹۷۳ جنگ آغاز شد اما «گولدان مایر» جهت مظلوم نمایی از برچسب تجاوزگری «جنگ شش روزه» اجازه پرواز جنگندهها را تا ساعت ۱۶ و سرنگونی تانکها توسط موشکهای ساگر را به تأخیر انداخت اما پس از صدور اجازه پرواز نیز توفیقی نیافتند و نرسیده به کانال سوئز مورد هدف موشکها سام قرار گرفته، سرنگون شدند و در همان شب نیز سوریها با پیشروی تا رود اردن، نیمه جنوبی جولان را به تصرف درآوردند. هرچند فردا آنروز دیوید «دیوید آلآزار» رئیس ستاد مشترک ارتش اسرائیل، آغاز ضد حملهی اسرائیل اعلام نمود اما واقعیت این بود که اسرائیل توان دفاعی خود را در جبهه شرق و شمال را از دست داده بود و باید یک جبهه را برای تمرکز انتخاب مینمود.
مصریها با تمام پیشرفتهایی که کرده بودند هنوز کیلومترها صحرا را مقابل چشمان خود میدیدند اما سوریها با رد شدن از رود اردن در نزدیکی اسرائیل بودند در نتیجه این جبهه برای تمرکز نیروهای صهیونیست انتخاب شد اینچنین شب۸ اکتبر۱۹۷۳ صهیونیستها به مواضع سوریها در جولان رسیدند، اما تجهیزات مادون قرمز سوریها شکست هولناکی را به اسرائیل وارد کردند. اسرائیل به خوبی میدانست که شکست در جولان یعنی نابودی پس به هربهایی بود مقاومت کردند تا نقشههای دفاعی آلآزار نتیجهداد و ورق در جولان برگشت و ارتش اسرائیل به ۳۰ کیلومتری دمشق رسید.
در خواست کمک حافظ اسد از انور سادات سبب اتخاذ تصمیم سرنوشتساز از سوی وی شد که در نتیجهی آن انور سادات دستور داد تا تانکهای مستقر در حاشیهی سوئز به بلندیهای مجاور صحرای سینا نقل مکان کنند و این امر جز با خرج شدن از خط آتش موشکهای سام ممکن نبود. سادات میرفت تا یکی از بزرگترین نبردهای تانکی جهان را شکل دهد اینچنین بود پس از عبور از بلندیهای مجاور صحرای سینا، تانکهای مصری که از خط آتش موشکهای سام خارج شده بودند تومهی جنگندههای اسرائیل گستند و ۲۶۰ تانک مصری در قبال ۲۰ تانک صهیونیست منهدم شدند.
________________________________
پاراگراف
@Paragraph
#آتیلا_حاجیزاده
دوهفته نامه آچیق یول
شماره دهم
خردادماه97
در این رسا برادر بزرگتر باید خود را وارد غائله میکرد اینچنین بود که «اتحاد جماهیر شوروی» برای جلوگیری از متضرر شدن متحدان کمونیست خود با صدور اولتیماتومی برای آمریکا نیروهای خود در اوکراین را نیز یه حالت آماده باش در آورد که در نتیجه این حوادث «لیندون جانسون» در ۱۰ژوئن ۱۹۶۷ قول مساعد خود را مبنی بر «متوقف کردن ماشین جنگی اسرائیل به هر نحو» را به کرملین اعلام نمود اما به جای نامهنگاری با وزیر امور خارجه اسرائیل از طریق نماینده آمریکا در سازمان ملل به نماینده اسرائیل اعلام نمود که جنگ به هر نحوی باید در اسرع وقت متوقف شود اکا «ایبان» که در آن هنگام به بازرسی از بلندیهای جولان مشغول بود از وصول هشدار آمریکا خودداری نموده و فرصت بیشتری برای پیشروی در خاک سوریه را به دست آورد.
حالا پس از چند روز اسرائیل خاک بیشتری را برای مبادله به دست آورده بود، صحرای سینا در مصر، جولان در سوریه، شهر قدیم اور شلیم در اردن و غزه از جمله اراضی در تصرف صهیونیستها بود که «آبا ایبان» قصد داشت با شرط به رسمیت شناختن اسرائیل از سوی کشورهای عربی این مناطق را عودت دهد اما این خواستهای نبود که رهبران کشور های عربی به ویژه «جمال عبدالناصر» راضی به انجام این کار باشند در نتیجه «ناصر» که نه توان جنگ و نه توان پذیرش شروط اسرائیل را در خود میدید از مقام ریاست جمهوری خود استعفا داد اما به جهت تجمعات مردمی و به مقام خود بازگشت ولی زیر بار معاده صلح نرفت و نشست سران عرب در خارطوم و نتیجه آن مبنی بر «نه مذاکره، نه صلح و نه به رسمیت شناختن اسرائیل» آب پاکی را به دست صهیونیستها ریخت و آنها را برای عدم عودت اراضی اشغالی مصمم تر نمود.
نبرد یوم کیپور:
پایان نشست سران عرب در ۲۸سپتامبر ۱۹۷۰ پایان زندگی «جمال عبدالناصر» نیز بود. قلب ناصر پس از نشست از حرکت ایستاد و آقای معاون رئیس جمهور «انور سادات» که حالا بعنوان رئی جمهور مصر انتخاب شده بود فکر های زیادی را در سر میپروراند. او با خریداری «موشک های فوق پیش رفته سام» که قادر بودند اهداف اسرائیلی را در ۱۵مایلی به آتش بکشند، توان دفاعی ماشین جنگی مصر را به ماکزیمم افزایش داد و با اعلام آمادگی «حافظ اسد» مبنی بر همکاری در جنگ اسرائیل تلاش همه جانبهای جهت بازپسگیری بلندی های جولان و صحرای سینا آغاز گشت و روز «یوم کیپور» روزی که یهودیان ۴مرتبه به کنیسه میروند تا برای بخشودگی گناهان خود دعا کنند بعنوان روز حمله غالفگیرانه به اسرائیل انتخاب شد.
۶اکتبر۱۹۷۳ جنگ آغاز شد اما «گولدان مایر» جهت مظلوم نمایی از برچسب تجاوزگری «جنگ شش روزه» اجازه پرواز جنگندهها را تا ساعت ۱۶ و سرنگونی تانکها توسط موشکهای ساگر را به تأخیر انداخت اما پس از صدور اجازه پرواز نیز توفیقی نیافتند و نرسیده به کانال سوئز مورد هدف موشکها سام قرار گرفته، سرنگون شدند و در همان شب نیز سوریها با پیشروی تا رود اردن، نیمه جنوبی جولان را به تصرف درآوردند. هرچند فردا آنروز دیوید «دیوید آلآزار» رئیس ستاد مشترک ارتش اسرائیل، آغاز ضد حملهی اسرائیل اعلام نمود اما واقعیت این بود که اسرائیل توان دفاعی خود را در جبهه شرق و شمال را از دست داده بود و باید یک جبهه را برای تمرکز انتخاب مینمود.
مصریها با تمام پیشرفتهایی که کرده بودند هنوز کیلومترها صحرا را مقابل چشمان خود میدیدند اما سوریها با رد شدن از رود اردن در نزدیکی اسرائیل بودند در نتیجه این جبهه برای تمرکز نیروهای صهیونیست انتخاب شد اینچنین شب۸ اکتبر۱۹۷۳ صهیونیستها به مواضع سوریها در جولان رسیدند، اما تجهیزات مادون قرمز سوریها شکست هولناکی را به اسرائیل وارد کردند. اسرائیل به خوبی میدانست که شکست در جولان یعنی نابودی پس به هربهایی بود مقاومت کردند تا نقشههای دفاعی آلآزار نتیجهداد و ورق در جولان برگشت و ارتش اسرائیل به ۳۰ کیلومتری دمشق رسید.
در خواست کمک حافظ اسد از انور سادات سبب اتخاذ تصمیم سرنوشتساز از سوی وی شد که در نتیجهی آن انور سادات دستور داد تا تانکهای مستقر در حاشیهی سوئز به بلندیهای مجاور صحرای سینا نقل مکان کنند و این امر جز با خرج شدن از خط آتش موشکهای سام ممکن نبود. سادات میرفت تا یکی از بزرگترین نبردهای تانکی جهان را شکل دهد اینچنین بود پس از عبور از بلندیهای مجاور صحرای سینا، تانکهای مصری که از خط آتش موشکهای سام خارج شده بودند تومهی جنگندههای اسرائیل گستند و ۲۶۰ تانک مصری در قبال ۲۰ تانک صهیونیست منهدم شدند.
________________________________
پاراگراف
@Paragraph
۷۰سال خیانت اعراب به فلسطین ۵/۶
#آتیلا_حاجیزاده
دوهفته نامه آچیق یول
شماره دهم
خردادماه97
اسرائیلی که با دست خالی مقاومت میکرد توان دفاعی خود را از دست داده بود و توانایی پیشرفت بیش از این را نداشت. تا که در بزنگاه تنازع عجز و لابههای گولدان مایر جواب داد و نتیجهی درخواست سلاحاش از ایالات متحدهی آمریکا نتیجه بخشید و با سخنرانی نیکسون مبنی بر حفظ به هر قیمت اسرائیل بزرگترین خرید و حمل و نقل تسلیحاتی جهان رقم خورد. با ورود سلاحهای آمریکایی خریداری شده، ژنرال آریل شارون، یکی از کارکشتهترین فرماندهان نظامی صهیونیست دعوت بکار شد وی که صحرای سینارا مثل را مثل کف دست خود میشناخت، نقشهای جنگی طراحی کرد که در طی آن باید با گذشتن از دو لشکر محافظ آبراه سوئز معبری به ساحل غربی آبراه باز میکرد و در حوالی دریاچهی الموره مستقر میشد.
این آبراه به دلیل عرض زیاد آن توسط مصریها محافظت نمیشد و صهیونیست میتوانستند با استفاده از فاصلهی یک مایلی بین دو لشکر از پشت سر بر مصریها مسلط شوند اما شارون از استعداد نیروهای محافظ آبراه مطلع نبود در نتیجه با به آب زدن اسرائیل آتش سنگین مصریها بسیاری از نیروهای صهیونیست را از پای درآورد و تعداد کمی توانستند از آب عبور کنند اما استراتژیستهای جنگی صهیونیست فرض نیاز به عبور از سوئز را از یکسال گذشته در ذهن پرورانده و پلی به طول ۱۸۰ متر را برای روز مبادا طراحی نموده بودند پلی که نصب آن تنها یه روز زمان میبرد در نتیجه روز ۱۹ اکتبر که کار اتمام نصب به پایان رسید تانکها از پل عبور کرده و پشت سر مصریها مستقر شده بودند و در نتیجه علیرغم آتش سنگین مصریها ارتش صهیونیست موفق به از کار انداختن موشکاندازهای سام شد که شلیکهایشان آسمان را برای مانور جنگندههای اسرائیل نا امن کرده بودند.
نبوغ جنگی فرماندهان صهیونیست و سلاحهای آمریکایی همچون سیلی نیروهای مصری را غرق کرد و سادات راهی جز تن دادن به آتشبس نداشت. در اینجا بود که مجددا شوروی به داد مصر رسید و برژنف به نیکسون اولتیماتوم داد که اگر با اعزام نیروهای محافظ صلح متشکل از نیروهای آمریکا و شوروی لشکری به منطقه اعزام خواهد کرد.
آمریکا هرچند مطمئن بود که شوروی لشمری به منطقه اعزام نخواهد کرد اما با این حال جنگ افزارها و سیستم هستهای هود را مسلح نمود در نتیجه هراس هردو ابر قدرت از جنگ هستهای آرامش را به منژقه بازگرداند و روز ۲۵ اکتبر آتشبس اعلام شد و چندی بعد سادات با اعلام اینکه به پارلمان اسرائیل خواهد رفت همه شگفت زده کرد.
رفتن انور سادات به پارلمان اسرائیل و پیمان کمپ دیوید
۱۹ نوامبر ۱۹۷۷ یعنی ۴سال پس از عملیات یوم کیپور که سادات مبارز دیگر توان جنگ را در خود نمیدید بهکلی تغییر رویه داد و بعنوان اولین رئیسجمهور عرب وارد فرودگاه بنقورین شد و در پارلمان اسرائیل حرف از تفاهم و آشتی زد و با گفتن اینکه هر مسئلهای بینما رخ داده است باید با گفتگو و مذاکره حل شود راه را برای آشتی هموار کرد اما مذاکره و گفتوگو نیازمند یک محیط دنج و آرام بود، کمپ دیوید در واشگتن محل دوازده روز مذاکرهی محرمانه بود که ماحصل آن سال بعد در محوطهی بیرونی کاخ سفید به امصای طرفین رسید و لبخند رضایت را بر لبهای «جیمی کارتر» نشاند.
ماحصل این معاهده سبب شد صحرای سینا بدون هیچ مجادلهای به مصر بازگشت و کشتیهای اسرائیلی بدون هیچ مانعی توانستند از کانال سوئز، تنگه تیران و خلیج عقبه عبور و مرور کنند اینچنین امروز «انور سادات» اسرائیلی را به رسمیت شناخته بود که جمال عبدالناصر و تمامی سران عرب در نشست خارطوم هرگونه صلح، مذاکره و به رسمیت شناختن آنرا رد کرده بودند.
«پیمان کمپ دیوید» معاهدهای بود که او برای دستخوش این عمل لایق جایزهی صلح نوبل شده و به عنوان منادی صلح جهانی شناخته شد اما نقطهی پایانی این معاهده خیلی هم خوب نبود بگونهای که سهسال بعد در ۱۶ اکتبر ۱۹۸۱، محمد انور سادات در حال بازدید از مراسم رژهی ارتش، بهدلیل این رفتار سازشکارانه و خیانت به جهان عرب و اسلام هدف گلولهی خالد اسلامبولی قرار گرفت و در دم جان سپرد.
________________________________
پاراگراف
@Paragraph
#آتیلا_حاجیزاده
دوهفته نامه آچیق یول
شماره دهم
خردادماه97
اسرائیلی که با دست خالی مقاومت میکرد توان دفاعی خود را از دست داده بود و توانایی پیشرفت بیش از این را نداشت. تا که در بزنگاه تنازع عجز و لابههای گولدان مایر جواب داد و نتیجهی درخواست سلاحاش از ایالات متحدهی آمریکا نتیجه بخشید و با سخنرانی نیکسون مبنی بر حفظ به هر قیمت اسرائیل بزرگترین خرید و حمل و نقل تسلیحاتی جهان رقم خورد. با ورود سلاحهای آمریکایی خریداری شده، ژنرال آریل شارون، یکی از کارکشتهترین فرماندهان نظامی صهیونیست دعوت بکار شد وی که صحرای سینارا مثل را مثل کف دست خود میشناخت، نقشهای جنگی طراحی کرد که در طی آن باید با گذشتن از دو لشکر محافظ آبراه سوئز معبری به ساحل غربی آبراه باز میکرد و در حوالی دریاچهی الموره مستقر میشد.
این آبراه به دلیل عرض زیاد آن توسط مصریها محافظت نمیشد و صهیونیست میتوانستند با استفاده از فاصلهی یک مایلی بین دو لشکر از پشت سر بر مصریها مسلط شوند اما شارون از استعداد نیروهای محافظ آبراه مطلع نبود در نتیجه با به آب زدن اسرائیل آتش سنگین مصریها بسیاری از نیروهای صهیونیست را از پای درآورد و تعداد کمی توانستند از آب عبور کنند اما استراتژیستهای جنگی صهیونیست فرض نیاز به عبور از سوئز را از یکسال گذشته در ذهن پرورانده و پلی به طول ۱۸۰ متر را برای روز مبادا طراحی نموده بودند پلی که نصب آن تنها یه روز زمان میبرد در نتیجه روز ۱۹ اکتبر که کار اتمام نصب به پایان رسید تانکها از پل عبور کرده و پشت سر مصریها مستقر شده بودند و در نتیجه علیرغم آتش سنگین مصریها ارتش صهیونیست موفق به از کار انداختن موشکاندازهای سام شد که شلیکهایشان آسمان را برای مانور جنگندههای اسرائیل نا امن کرده بودند.
نبوغ جنگی فرماندهان صهیونیست و سلاحهای آمریکایی همچون سیلی نیروهای مصری را غرق کرد و سادات راهی جز تن دادن به آتشبس نداشت. در اینجا بود که مجددا شوروی به داد مصر رسید و برژنف به نیکسون اولتیماتوم داد که اگر با اعزام نیروهای محافظ صلح متشکل از نیروهای آمریکا و شوروی لشکری به منطقه اعزام خواهد کرد.
آمریکا هرچند مطمئن بود که شوروی لشمری به منطقه اعزام نخواهد کرد اما با این حال جنگ افزارها و سیستم هستهای هود را مسلح نمود در نتیجه هراس هردو ابر قدرت از جنگ هستهای آرامش را به منژقه بازگرداند و روز ۲۵ اکتبر آتشبس اعلام شد و چندی بعد سادات با اعلام اینکه به پارلمان اسرائیل خواهد رفت همه شگفت زده کرد.
رفتن انور سادات به پارلمان اسرائیل و پیمان کمپ دیوید
۱۹ نوامبر ۱۹۷۷ یعنی ۴سال پس از عملیات یوم کیپور که سادات مبارز دیگر توان جنگ را در خود نمیدید بهکلی تغییر رویه داد و بعنوان اولین رئیسجمهور عرب وارد فرودگاه بنقورین شد و در پارلمان اسرائیل حرف از تفاهم و آشتی زد و با گفتن اینکه هر مسئلهای بینما رخ داده است باید با گفتگو و مذاکره حل شود راه را برای آشتی هموار کرد اما مذاکره و گفتوگو نیازمند یک محیط دنج و آرام بود، کمپ دیوید در واشگتن محل دوازده روز مذاکرهی محرمانه بود که ماحصل آن سال بعد در محوطهی بیرونی کاخ سفید به امصای طرفین رسید و لبخند رضایت را بر لبهای «جیمی کارتر» نشاند.
ماحصل این معاهده سبب شد صحرای سینا بدون هیچ مجادلهای به مصر بازگشت و کشتیهای اسرائیلی بدون هیچ مانعی توانستند از کانال سوئز، تنگه تیران و خلیج عقبه عبور و مرور کنند اینچنین امروز «انور سادات» اسرائیلی را به رسمیت شناخته بود که جمال عبدالناصر و تمامی سران عرب در نشست خارطوم هرگونه صلح، مذاکره و به رسمیت شناختن آنرا رد کرده بودند.
«پیمان کمپ دیوید» معاهدهای بود که او برای دستخوش این عمل لایق جایزهی صلح نوبل شده و به عنوان منادی صلح جهانی شناخته شد اما نقطهی پایانی این معاهده خیلی هم خوب نبود بگونهای که سهسال بعد در ۱۶ اکتبر ۱۹۸۱، محمد انور سادات در حال بازدید از مراسم رژهی ارتش، بهدلیل این رفتار سازشکارانه و خیانت به جهان عرب و اسلام هدف گلولهی خالد اسلامبولی قرار گرفت و در دم جان سپرد.
________________________________
پاراگراف
@Paragraph