OpenSees کانال خانه
1.05K subscribers
11 photos
17 videos
10 files
45 links
کانال آموزش های تخصصی OpenSees

ادمین:
سید علیرضا جلالی @SAJalali

لینک کانال:
https://t.me/OpenSeesHouse

لینک گروه پرسش و پاسخ OpenSees:
https://t.me/joinchat/FCTfOgIMs_NlNmNk
Download Telegram
#فایل_نصب_OpenSees
#OpenSees_installer

فایل نصب حاوی فایلهای لازم برای ویرایشگرهای tclEditor و notepad++ :

https://drive.google.com/file/d/1X92Q5-9ola9EtHyyLQUK7CWxYBSXypAF/view?usp=drivesdk

فایل نصب حاوی نسخه بروز فایلهای exe (حتما پس از نصب فایل بالا این را نیز نصب کنید):

https://drive.google.com/file/d/146Kcuzvb623Zp15RqnJq0SAVZNS5fcXm/view?usp=drivesdk

فایل نصب حاوی فایلهای لازم برای ویرایشگر visual studio code (ویژگیهای منحصر به فرد این ویرایشگر برای ادیت همزمان کدهای TCL و پایتون در آینده معرفی خواهد شد):

https://drive.google.com/file/d/1Kvuue8O-RtZZRYeTZYZJUY49_DjJg-1a/view?usp=drivesdk
#CADSees
افزونه اتوکد برای نمایش هندسه مدل OpenSees و تغییرمکانهای گرهی آن در گامهای مختلف تحلیل:

https://drive.google.com/file/d/1viw0KAP442XLup6MC9QsclS_Y8kYKujR/view?usp=drivesdk

فیلم آموزش نحوه استفاده (توضیحات نصب گفته شده در این فیلم قدیمی هستند و فایل نصب بالا جایگزین روش فیلم شده است، ضمنا افزونه اکنون برای نسخه های ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۳ برنامه اتوکد قابل نصب است):

https://www.aparat.com/v/vPA0I/%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%20%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C%DA%A9%DB%8C%20%D9%85%D8%AF%D9%84%20OpenSees%20%D8%A8%D9%87%20%DA%A9%D9%85%DA%A9%20%D8%A7%D9%81%D8%B2%D9%88%D9%86%D9%87%20CADSees%20%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C%20%D8%A7%D8%AA%D9%88%DA%A9%D8%AF%202016
OpenSees کانال خانه
#من_و_شما_کی_هستیم؟ 🌹شاید خیلی هاتون با این خدمتگزار کوچیک آشنا باشید. ولی برای کسانی که نمیدونن، احتمالا آشنایی مختصر با سوابق این حقیر در ارزیابی دقت و صحت گفته هام کمکشون کنه. ضمنا شاید مسیری که رفتم تا حدی براشون الهام بخش باشه. بخاطر همین تصمیم گرفتم…
#من_و_شما_کی_هستیم؟
از این که با ما همراهید، ممنونم.
و از این که به شنیدن ماجرای زندگی پر فراز و نشیب تحصیلی و کاری من علاقه مندید، خیلی خوشحالم.
در قسمت اول، ماجرای ورود خودم به مقطع ارشد سازه در دانشگاه امیرکبیر رو براتون تعریف کردم. و گفتم که به دلیل ازدواج و قبول مسئولیت زندگی در شرایطی که برای من زود بود، شروع خیلی سختی برام رقم خورد. حالا میخوام ادامه ماجرا رو براتون تعریف کنم. امیدوارم خوشتون بیاد و خسته نشید.

قسمت دوم: گوه مقدس (گوه: ابزار نجاری)

❤️من #سید_علیرضا_جلالی، با شما کاملا صمیمی هستم 🤝

همونطور که گفتم، اول زندگی فقط به حفظ خانواده نوپای خودم فکر میکردم و روحیه لازم برای تکاپو و تلاش علمی و شغلی در محیط دانشگاه رو نداشتم. کسب درامد متوسط از آموزش خصوصی دروس مقطع لیسانس و یه کمی هم مسافرکشی، در عین سختی که داشت، تجربه خیلی سازنده ای بود. چون من عادت بدی داشتم و اون جدی نگرفتن مسائل زندگی به خاطر اتکا به پدرم بود.

😇یه وقتهایی شما برای آرزوها و اهداف زندگی تون، یه مسیری رو تصور میکنید. مثلا من تصورم این بود که میتونم با اتکای به پدرم در جنبه های مالی، علاقه علمی خودم رو دنبال کنم و به یک دانشمند تبدیل بشم؛ و بعد، وقتی استاد دانشگاه شدم، میتونم دیگه از بابام هم مستقل بشم.

ولی، واقعیت مهمی وجود داشت که من ازش بی خبر بودم. اون واقعیت این بود که مسیر رسیدن به هدف، برای من، از مراحل دیگه ای میگذشت که کاملا با تصور من متفاوت بود.
زندگی، شاید اولش بی رحم به نظر می رسید که من رو در این بازی انداخته بود. ولی، در اصل داشت من رو در آغوش خودش پرورش میداد. این مسئله، کمی بعد برای من مشخص شد. وقتی که مسیری که در اون افتاده بودم خودش رو خوب به من نشون داد و انگار یه کسی در گوشم زمزمه کرد: «من خودم همه این برنامه ها رو برات ریختم و خودم هم هوات رو داشتم». هر کی بود دمش گرم، ازش راضیم.

ماجراهای زندگی من که حالا جلوتر براتون تعریف میکنم واقعا تصادفی نمی تونست باشه. چرا باید همه اتفاقات دست به دست هم بده تا من رو در این شرایط قرار بده؟ مثلا میتونستم بجای خانواده خانومم، با یه خانواده شهرستانی کم توقع ازدواج کرده باشم. یا شرایط مالی پدرم که باعث شد نتونه از من حمایت کنه، میتونست وقت دیگه ای به هم بریزه. یا، یا، یا ... حالات متعدد زیادی قابل تصور بود که اتفاق رخ داده فقط 1 جایگشت از بین اون همه ترکیب بود. من که به وضوح میبینم و میدیدم که یه کسی همه اتفافات رو در این مسیر تنظیم کرده بود. این همه تصادف هماهنگ نمیتونستن دقیقا پشت سر هم رخ بدن.

بعضی ها ممکنه بگن، زندگی، سرنوشت، خدا یا هر عامل دیگه ای که مشخصا پشت ماجراهای زندگی هست، حق نداره اراده خودش رو به ما تحمیل کنه. ولی واقعیت اینه که زندگی فقط خواست خود ما رو دنبال میکنه. میخوام این موضوع مهم رو به زبان مکانیکی خودمون براتون توضیح بدم چون در اوج فشارهای زندگی، بخش مهمی از انرژی من صرف پیدا کردن جواب این قبیل سؤالات می شد. و وقتی تونستم دلایل ماجراها رو درک کنم، خیلی راحت تر باهاشون کنار اومدم.

🍇 امیدوارم از خوندن خسته نشده باشید. برا رفع خستگی، یه حبه از این خوشه انگور جذاب، ان شالله تابستون بعد! میخورید و نوش جان میکنید. شکلک میوه زمستونی دم دستم نبود😀

دوستان خوب و عزیزم، زندگی یک حرکت «گوه» ای داره. گوه، یه وسیله است که حتما میشناسید. نوک تیز و یک ضلع مورب داره. ما گوه رو به جلو هل میدیم، ولی گوه، جسم دیگه ای رو به سمت بالا حرکت میده. حالا، یه کاراموز نجاری مبتدی ممکنه مکانیزم گوه رو نشناسه و از این که جسم به سمت بالا حرکت کرد، تعجب بکنه، چون اون داشته گوه رو به سمت جلو هول میداده. ولی خوب، گوه که نمیتونه خودش رو عوض کنه. گوه مثل بقیه اجزای زندگی معصومانه از قوانینی که براش نوشته شده تبعیت میکنه. یه نجار خبره، مکانیزم گوه رو میشناسه، زاویه ضلع موربش رو متناسب با زاویه حرکت میتراشه و در جهت درست هم هولش میده.

مثلا، من به شدت و با جدیت میخواستم بتونم دانشمند موفقی بشم و با دانشم به جامعه خدمت بکنم و ثروت آفرینی هم بکنم. خوب، این یعنی من داشتم گوه زندگی رو در مسیری که «تصور میکردم» درسته هل میدادم. ولی خوب، این گوه مقدس، خیلی هوشمندانه و مهربانانه زاویه ضلع مورب خودش رو به سمت هدف من تنظیم کرده بود. من در جهت مورد تصور خودم هولش میدادم ولی اون داشت به سمت هدف من حرکت میکرد. این رفتار گوه، در واقع دعاهای خودم بودن که داشتن مستجاب میشدن.

ادامه در پست بعدی ...
OpenSees کانال خانه
#من_و_شما_کی_هستیم؟ 🌹شاید خیلی هاتون با این خدمتگزار کوچیک آشنا باشید. ولی برای کسانی که نمیدونن، احتمالا آشنایی مختصر با سوابق این حقیر در ارزیابی دقت و صحت گفته هام کمکشون کنه. ضمنا شاید مسیری که رفتم تا حدی براشون الهام بخش باشه. بخاطر همین تصمیم گرفتم…
... ادامه از پست قبلی

👨🏻‍🎓برگردم به داستان خودم. من برای دانشمند شدن، واقعا انگیزه داشتم. از بچگی این خواسته رو در ذهن خودم پرورش داده بودم. اشتیاق به یاد گرفتن و یاد دادن جزو تار و پود وجودم شده بود. در مقطع لیسانس با اینکه فضای دانشگاه کاملا من رو به هم ریخته بود و هدفم و خودم رو گم کرده بودم، ولی این آرزو رو از ذهنم پاک نکرده بود.


به خاطر همین، امیرکبیر رو با اینکه میدونستم دانشگاه سختی هست انتخاب کردم. در ارشد هم یه استاد راهنمای جوان و پرنشاط و با انگیزه انتخاب کرده بودم. حتی خانمم و خانوده شون رو بر اساس همین نگرش و علاقه انتخاب کرده بودم. برادر و دایی خانم من هر دو استاد دانشگاه هستن. ولی همه اینها در اون برهه برای من عامل فشار شده بودند چون همه گی داشتند انتظاراتشون رو با کلام یا سکوتشون بر سر من فریاد میزدند.

برای اینکه زیاد خسته تون نکنم، در قسمت بعد تعریف میکنم که موفقیت تحصیلی اون شاگرد آخر امیرکبیر از کجا و چجوری شروع شد. ولی حرفهایی که تو این قسمت زدم، دقیقا چیزهایی بود که در وجود خودم در اون برهه حلشون کردم. یعنی، در بیرون هیچ اتفاق مثبتی نیفتاد تا این که من درک کردم و قبول کردم که باید به زندگی اعتماد کنم و به درسهاش گوش کنم و خودم رو با اونها هماهنگ کنم، نه اینکه انتظار داشته باشم زندگی خودش رو با من هماهنگ کنه.

❤️ ان شالله به زودی با قسمت بعد برمیگردم
🤝 تا اون موقع، خیلی مخلصیم
#کسب_درامد_با_OpenSees

🏦 تو این سلسله مطالب میخوام روی کسب درامد از مسیر پژوهشی تاکید کنم. واقعیت اینه که اگه نتونیم تلاش مون رو به درامد تبدیل کنیم، دیر یا زود خسته میشیم.

💰اصلا در دنیای امروز، عیار همه موفقیتها بر مبنای درامد مالی سنجیده میشه. من مادیگرا نیستم ولی هر موفقیتی یک سنجه میخواد. در بعضی مسائل نمیشه انتظار داشت تلاش ما به شکل درامد متبلور بشه. ولی تحقیق با OpenSees مطمئنا جزو اون دسته است که میتونه به درامد تبدیل بشه، فقط به شرطی که ما به درستی روی اون تمرکز بکنیم و راهش رو یاد بگیریم.

🙆بعضی ها فکر میکنن سنجه مالی داشتن در همه کارها، کار افراد مادیگرا است و چون افراد شریفی هستن خیلی مواظبند که مادیگرا نشوند. این توجه به شرافت واقعا قابل تحسینه و ان شالله ما هم جزو همون دسته باشیم. ولی، راه درست اینه که ضمن تمرکز روی پول دچار مادیگرایی هم نشی. باید حواسمون باشه دوری از مادیگرایی، عاملی برای عقب ماندن ما از قافله نشه.


💡مادیگرا «نبودن» یعنی چه؟ یعنی اینکه تلاش هایی که وظیفه انسانی ماست رو فقط به این دلیل که منجر به درامد مستقیم یا سریع «نمیشه»، ترک «نکنیم». همین که انسانیت رو در هیچ شرایطی ترک نکنیم، ما از خطر مادیگرایی مصونیم.

🗝یه واقعیت کلیدی دیگه اینه که، انسان به پول نیاز داره و نمیتونه این رو کتمان کنه. با ژست بی نیازی به پول، نیاز ما بجای ارضای به موقع تلنبار میشه. بعد، وقتی نیاز ما به اوج برسه، ممکنه باعث بشه ما از هر مادیگرایی بداخلاق تر بشیم. پس باید مثل «بچه آدم» (و نه با تصور فرشته بودن) به دنبال رفع نیاز خودمون باشیم. اون وقته که میتونیم روفرم و خوش اخلاق و نوع دوست و ... باشیم.

❤️واقعیت اینه ... دوستای عزیز من

🙏پس، اگه جزو اون دسته بودید که تابحال فکر میکردید، دنبال پول بودن کار زشتیه، لطفا از امروز این فکر رو کنار بذارید. پول درآوردن از راه درست، بزرگترین خدمتیه که من و شما میتونیم به انسانیت بکنیم. پس بیایید دقیقا دنبال پول باشیم و روی اون تمرکز کنیم، همون طور که روی انسانیت به طور جدی تمرکز میکنیم.

🔑ممکنه تمرکز روی پول و انسانیت برای شما متعارض به نظر برسه. شما اولین نفر نیستید که این تعارض ذهنی رو حس میکنید. این به خاطر عقبه فرهنگی و خانوادگی ماست. کافیه پولسازی رو با اهداف انسانی دنبال کنی. میبینی که هیچ تعارضی بینشون نیست. رفع کامل این تعارض ذهنی نیاز به تفکر و تمرین داره، ولی کاملا شدنیه.

🍎خوب ... این یه مقدمه مهم و ضروری بود. ما باید همین اول کار، حساب خودمون رو با وجدان و شرافت خودمون روشن میکردیم. این باعث میشه بتونیم قدمهای محکمی برداریم. روی موفقیت مادی تمرکز کنیم، بدون اینکه متزلزل بشیم.

🤼چند تا تمرین (راستی بخاطر جام جهانی فوتبال از جامک شتی که این روزها در آمریکا تیم مون داره توش گل میکاره غافل نشید)
بیاید این تمرینها رو برای اینکه آمادگی روحی و روانی مون هر چه بیشتر بالا بره، انجام بدیم (من خودم 15 ساله دارم اینها رو تمرین میکنم، شایدم بیشتر). این موارد رو لطفا یه جای مناسب یادداشت کنید و در طول روز مرور کنید و در موقعیت مناسب اجرا کنید:

1️⃣افراد با موفقیت مالی را سرزنش، تقبیح (زشت انگاری) یا متهم نکنید
مثال: دیدید بعضی ها تا یه پولدار میبینن، میگن «اگه دزدی نمیکرد انقدر پولدار نمیشد» این مصداق کارهای اشتباهیه که قراره ترک کنیم.

2️⃣خودمون رو با کسانی که در مسیر پولسازی هستن، همکار ببینیم، نه رقیب یا دشمن
مثال: یه مهندس موفق می بینید که خوب پول در میاره، اون همکار شماست. باهاش صمیمی باشید. بعضی ها دچار حسادت و ... میشن. نه، تو هم توی همون مسیر هستی. اون حاضره در پولدار شدن به تو کمک کنه، همونطور که تو حاضری. پس، تحسینش کن، تو دلت بهش تبریک بگو و سعی کن ازش یاد بگیری.

3️⃣در طول روز به طور جدی و به دور از رویا پردازی، یأس یا عصبانیت و ... فکر کن ببین چجوری میتونی پول بسازی و نیازهای خودت و دیگران رو رفع کنی.
مثال: (من سیاست باز نیستم ها، اصلا) قول میدم به اغتشاشات اخیر حتی اگه فکر هم بکنی، چه مخالفش باشی و چه موافق، اصلا نمیتونی راه پولسازی خودت رو پیدا کنی. عصبانیت، یأس، و خود یا جامعه را در بن بست دیدن، دقیقا چیزهایی هستن که یه ذره شون هم برای از پا درآوردن روحیه ما کافیه. به شدت از هر چیزی زمینه ساز این احساساته برحذر باش که بد جوری لطمه میخوری. یه وقت گول جماعت جوگیر و غیرحرفه ای رو نخوری و وقت و اعصابت رو حروم کنی. حرف منو باور نداری؟ خوب خودت امتحان کن و اثر این کارها رو روی روحیه ت بررسی کن. البته مواظب باش ممکنه بی ضرر نباشه. یا، برو کتابهای «جو ویتالی» نویسنده مشهور و ثروتمند آمریکایی رو بخون. دقیقا همین توصیه ها رو بهت در حد خیلی وسیع میگه. من «محدودیت صفر» رو خیلی دوست دارم. جزو موفق ترین و آخرین کتابهاش هست.

... ادامه در پست بعدی
... ادامه از پست قبلی
اگه خودت رو با این تمرینها آماده کنی، حرفهایی که تو جلسات بعد برات میگم، خیلی به دردت خواهد خورد. ولی خیلی ها فقط چون روحیه ندارن، نمیتونن از تجربیات خوب استفاده کنن.

امیدوارم بتونم کمکت کنم و به زودی ببینم که جزو همکاران خیلی موفق من در درآمدزایی با OpenSees هستی.

🤝دمت گرم که همراهی میکنی
#من_و_شما_کی_هستیم؟

و اما، بریم سراغ ادامه ماجرای زندگی کاری و تحصیلی این بنده حقیر سراپاتقصیر،
#سید_علیرضا_جلالی

در قسمتهای قبل خلاصه ای از مشکلات جدی که در شروع دوره ارشد باهاشون مواجه شدم رو براتون تعریف کردم. دستاورد این مبارزه 1 ساله با مشکلات، طی ترم های 2 و 3 ارشد، رو میتونم اینطوری براتون خلاصه کنم:

1️⃣رها شدن از شدت وابستگی به پدرم و کسب اعتماد به نفس
2️⃣یک پختگی روانی و ایدئولوژیک

👌مورد دوم به نظر خودم از اولی هم مهمتر بود چون اثر بلندمدت تری داشت. تونستم بپذیرم که ضعف هایی دارم؛ و برای رسیدن به هدفم، باید با این ضعف ها وارد چالش بشم و رفعشون کنم. به این باور رسیدم که اتفاقات زندگی یک مسیر طبیعی برای استجابت دعاهای خودم هستند. بلکه، همه و همه اتفاقات دارن دلسوزانه و توأم با محبت برای تحقق هدف خود من طراحی میشن.

🍀خیلی نگاه سبز و قشنگیه، نه؟ شما دیگه از هیچ چیز تو زندگی مایوس و ناراحت نمیشید. کلا همه اتفاقات در راستای تحقق هدف و دعای شماست. واقعا آدم رو به آزادی میرسونه. کتاب «محدودیت صفر» جو ویتالی و «آزادی معنوی» شهید مطهری، هر دو همین آزادی برخاسته از دورن انسان رو توصیف میکنن؛ بر عکس تصور اغلب افراد که فکر میکنن آزادی چیزیه که دیگران باید بهشون بدن. بگذریم ...


🎼 البته، زندگی مثل نوازندگی میمونه. من خودم به نوازندگی نی خیلی علاقه دارم و آواز سنتی هم میخونم. شما در تمام طول اجرا نباید حواست از دفتر نوت پرت بشه وگرنه موقتا فالچ میزنی. رسیدن به یک تمرکز خلل ناپذیر هم سالها تمرین میخواد. پس، اینهایی که گفتم معنی ش این نیست که من الان یه آدم وارسته ای هستم🤭. نه، ابدا. فقط دفتر نوت رو تونستم برای زندگی خودم پیدا کنم و یه کم از روش نواختم و دیدم که چه لحن قشنگی تولید میکنه. یه عمر باید مراقب باشیم و تمرین کنیم تا نغمه زندگی مون هرچه کمتر فالچی داشته باشه.

🍎امیدوارم از این حرفهای روان شناختی و ایدئولوژیک خسته نشده باشید. به طور کلی، موفق ترین افراد و ملت ها اونهایی هستن که اول در ذهن و فکر خودشون به جمع بندی درستی میرسن که میخوان به چه راهی برن؛ در نتیجه، وقتشون رو در بیراهه ها تلف نمیکنن.

حالا بریم سراغ ادامه ماجرا

قسمت سوم: یک تیر و دو نشان

❤️من #سید_علیرضا_جلالی، با شما کاملا صمیمی هستم 🤝

تو این قسمت، ماجرای دوران پیشرفت کم کم شروع میشه. اولین اتفاق تمرکز روی مسیر اپلای برای دکترا خوندن و گرفتن کمک هزینه از یه دانشگاه خارجی خوب بود. این اولین بار در زندگیم بود که هدفی رو با این سطح از خودباوری دنبال میکردم. امید بالایی در روحیه و رفتارم بود. در نتیجه، همه قدمها رو خیلی محکم و ریشه ای بر میداشتم.

مثل بقیه دوستام، 2 تا کار باید میکردم:
1-زبان خوندن
2-کار پایان نامه رو با هدف مقاله جلو بردن

اما برنامه من چند تا فرق مهم با اغلب بچه های دور و برم که میدیدم داشت.
1- هزینه های زندگی برای من جدی بودند و در نتیجه، نیاز حیاتی تری به این موفقیت داشتم
2-به خاطر سطح امید و احساسم، با تمام فعالیتهای این مسیر ارتباط برقرار می کردم و ازشون لذت میبردم.
3-کار توام با لذت، باعث میشد متکی بر خلاقیت شخصی باشم و مثل یه ربات، راه حل های کلیشه ای دیگران رو دنبال نکنم. بلکه، ببینم چی برای من بهترین جواب رو میده.

مثلا، برای درس سمینار، اغلب بچه ها از این ور و اون ور کپی کاری کردن. ولی من نزدیک 100 صفحه از یه کتاب خوب رو ترجمه کردم و با برداشتم از 1-2 تا پایان نامه ترکیبش کردم. یادش به خیر. دقیقه 90 تحویل سمینار، چند تا تیم شده بودیم و ترجمه های دست نویسم رو تایپ میکردیم. پدر و مادر خانومم با همدیگه یه تیم شده بودن. مادر خانومم میخوند و پدر خانومم تایپ میکرد. اون موقع ها کلا تهران بودم و بیست و چهاری خونه عیال پلاس بودم 😀. خدا خیرشون بده. در عین جدیتی که داشتن و دارن، خیلی هم دلسوز و همراه هستن، درست مثل شما 🌹

برای اون 2 تا هدف بالا (زبان خواندن و مقاله دادن)، یه حرکت منسجم طراحی کردم. این نگاهم هم با بیشتر بچه ها متفاوت بود. اغلب بچه ها برای زبان خوندن، یه زمانی کنار میذارن و میرن کلاس، یا می شینن کتاب زبان میخونن. ولی من، بخش مهمی از زبان رو از دل همون مقاله هایی که برای هدف 2 باید میخوندم، یاد میگرفتم.

ادامه در پست بعدی ...
... ادامه از پست قبلی
در اصل زبان خوندن من چند ماه قبل از اینکه کلاس زبان برم اینطوری شروع شد:
تمام لغات جدید مقاله ها رو همراه با تلفظ دقیق و درست شون از دیکشنری در میاوردم و یادداشت و حفظ میکردم؛ فقط هم حفظ نمیکردم، تو ذهن خودم مثال هم میزدم و سعی میکردم در جمله به کارشون ببرم تا تثبیت بشن. بعد، به ساختار نگارشی مقاله هم گیر میدادم و تا کامل نمی فهمیدم، ول نمیکردم. چرا الان از این اصطلاح استفاده کرد؟ اینجا دقیقا چی میخواد بگه؟ روی مهارتهای reading و writing به دقت کار میکردم.

برای موفقیت در هدف 2، یعنی مقاله دادن، بازم نگاه من با بیشتر بچه ها فرق میکرد. من خیلی مفهومی نگاه میکردم. کل منابعی که خوندم اینها بود:
1) یه پایان نامه فارسی که باید نتایج ANSYS اتصال مورد نظرم (SidePlate) رو ازش بر میداشتم و ابعاد و مشخصات نمونه ها و .. در اون بود
2) پایان نامه Taftali Berk که روی اتصالات مرکزگرا با آلیاژ SMA کار کرده بود و مدلسازی OpenSees رو خوب توضیح داده بود. الان هم برنامه نویس شرکت CSI شده
3) پایان نامه Arash Altoontash که یکی از بهترین پایان نامه های اون زمان بود و مصالح شامل زوال رفتاری رو به اپنسیس اضافه کرده بود. این پایان نامه خیلی برام الهام بخش بود چون مال یه ایرانی بود که در دانشگاه Stanford دکترا گرفته بود. دانشگاهی که اون موقع خیلی بهش فکر میکردم.
4) مقاله Ibarra-Medina-Krawinkler که مدل IMK مشهور رو معرفی کرده بود و در مورد مدلهای هیسترزیس که من برای مدلسازی اتصال نیاز داشتم توضیح داده بود.
5) مقاله Incremental Dynamic Analysis که مشهورتر از همه و مال Vamvatsikos and Cornell بود.
همین.
تمام چیزی که برای پایان نامه م خوندم همینها بود. البته، اونی که کامل کامل خوندم فقط 5 بود. از بقیه، فقط قسمتهایی رو که بهشون نیاز داشتم خوندم.

در خوندن اما، خیلی دقیق عمل میکردم. یعنی روش تحقیق، ایده پردازی برای طرح سؤال، روش مناسب برای یافتن جواب سؤال، روش نوشتن مقاله، مسیر گام به گام تحقیق و ... همه اینها رو من در اصل در همین خوندن ها یاد گرفتم. پروپوزال من فقط کلیت کار رو در اختیار من میذاشت. در تمام مراحل دیگه، تصمیم گیرنده اصلی خودم بودم. البته در قانع کردن استاد راهنمام هم کاملا متبحر بودم. دلیلش هم همین نگاه دقیق و تحلیلی بود که داشتم و باعث میشد برای هر چیزی چند دلیل محکم ارائه کنم.

بقیه ماجرا باشه برای قسمت بعد. امیدوارم که خوش تون بیاد و روش من بتونه به شما هم ایده بده.

دمتون گرم.
❤️خیلی_مخلصیم🤝
#من_و_شما_کی_هستیم؟
نمیدونم چرا تا الان اشتباها از #من_کی_ام استفاده کردم. به هر حال، ماهی رو هر وقت از آب بگیریم تازه است. خوب ...، بذار ببینم ...، خوب شد. قبلی ها رو هم اصلاح کردم.

🤝اصل ماجرا اینه که ما هر چه هستیم، به خاطر کنار هم بودنمونه. اگر نه، من الان اینجا چه کار میکردم؟ چرا اینقدر علاقه دارم که حس مثبتم رو به شما منتقل کنم؟

چون، بدون شما خیلی کند میتونم جلو برم. ولی با شما، میتونم کل دنیا رو بگیرم. البته، من ناپلئون بناپارت نیستم که 😊؛ منظورم از دنیا، دنیای اپنسیسه. ما با هم میتونیم رهبر این حرکت علمی و فناورانه در دنیا بشیم. این دنیا به شدت نیازمند ورود افراد حرفه ای ست که بتونن این همه پیچیدگی رو با یه زبان رسا آموزش بدن و درامد تولید کنن و از تولید ابزارهای قدرمتند وبدون باگ پشتیبانی مالی بکنن و ... هدف من القای این خودباوری به شما و تقویت اون در درون خودم است.

🤼داستان حرکت پر چالش خودم رو براتون تعریف میکنم تا باور کنید با یه دست فرمون درست، رسیدن به این دستاورد اصلا چیز دوری نیست. کافیه هر چی با کلیدواژه OpenSees و اجزای محدود بلدیم رو با هم بیاریم روی کاغذ. کاغذ حقیقی که کتاب باشه هم میتونه خیلی خوب باشه، ولی شکل مجازی ش، که میشه همون وبسایت و ... اینها، خیلی مؤثرتره.

من خودم بی کار ننشسته م. روزی 10 ساعت کار میکنم. الان نزدیک 2 ماهه که دارم روی محتوا نویسی برای وب مطالعه تخصصی میکنم. اصطلاحات مختلفی مثل SEO و digital marketing و content marketing و این جور چیزها رو زیر و رو کردم. کلاس آموزشی شرکت کردم و مشاور گرفتم و .... میتونم بهتون بگم این تخصص هم نه در حد OpenSees، ولی در یه سطح خییلی خوب، الان در مشت ماست. خوب، معلومه که با یه پیش زمینه برنامه نویسی و تحقیقاتی خیلی عمیق تر از افراد معمولی میشه این حیطه ها رو فهمید. چون همه ش با هوش مصنوعی و الگوریتم های مقایسه و نمره دهی و اعتبار سنجی ساختار مقالات و نوشته ها سر و کار داره.

از توسعه source اپنسیس گرفته تا توسعه انواع مدلها و روش های تحلیل؛ مرکزی که غنی ترین و جامع ترین اطلاعات رو به صورت مجتمع در اختیار داره، جمع ما #ایرانی_ها ست.

🤝این رو با همه ایمان و باورم به شما میگم که #ایران به زودی نامش در کنار OpenSees درشت تر از همه کشورهای دیگه خواهد درخشید.

شما برای چی منتظری؟ به جمع ما بپیوند دیگه. همین الان لینک پایین رو بزن و اطلاعات اولیه ت رو پر کن و دکمه ارسال رو بزن.
https://openseeshouse.com/request-opensees-cooperation/
جزئیات بیشتر این حرکت رو در مجموعه #کسب_درامد_با_OpenSees خدمتت اطلاع میدم. نگران نباش، خودم همه چم و خم کار رو بهت یاد میدم، ان شالله.

دمت گرم. خیلی_مخلصیم 🤝
#من_و_شما_کی_هستیم

🍀سلام دوباره خدمت دوستان عزیز اپنسیسی خودم

قرار شد یه تغییر زاویه بدم و سرگذشت خودم رو تماما از این منظر نگاه کنم که
#ما_در_کنار_هم به چه قله هایی میتونیم برسیم. مرور تجربیات موفق و ناموفق گذشته، در این مسیر به ما کمک خواهد کرد، ان شالله

در قسمت قبل، در مورد «یک تیر و دو نشان» زدن خودم در مسیر تحقق 2 هدف صحبت کردم. هدف 1: کسب تسلط زبانی و هدف 2: تولید مقاله ISI بود.

🌹🌹در این قسمت، جزئیات بیشتری در مورد روش و اقداماتم در همون برهه زمانی، با عشق و احترام، خدمتتون تقدیم میکنم 🌹🌹

قسمت چهارم: I am a blackboard

اولین نکته مهم که در قسمت قبل هم بهش اشاره کردم، لذت بردن از فعالیتم بود. هیچ عجله یا نگرانی به خودم راه نمیدادم. این رو شمایی که الان در بهبوهه کار هستید خوب متوجه میشید. شما الان نگاهتون همه ش به انتهای مسیر هست و میخواید هر چی زودتر خودتون رو به اون نقطه برسونید. در نتیجه، ممکنه همه شیرینی رو در رسیدن به اون انتها جستجو کنید. میخوام بگم، این نوع نگاه به شما ضرر میزنه. اما چرا؟

ابتکار و خلاقیت حاصل فرورفتن در وضعیت حاله. باید در همین کار فعلی، خودتون رو غرق بکنید و به طور موقت آینده رو به فراموشی بسپرید. ما همه کارهامون رو با ناخودآگاه وجودمون انجام میدیم. بذار من هم اسمش رو بذارم «کودک درون». این کودک درون، خلاقیت خودش رو در حال بازی کردن بروز میده. وقتی میتونه «بهترین خودش باشه»، که داره بازی میکنه. استرس این کودک رو از خودش غافل میکنه و دیگه نمیتونه «بهترین خودش» باشه.

بازی، یک فعالیت سراسر لذته و در اون از عجله و اضطراب هیچ خبری نیست. البته محدودیت زمانی خودش میتونه بخشی از یک بازی بشه. ولی، باعث نمیشه بازی از هدف خودش که لذت بردنه خارج بشه. در واقع، ما در بازی زمان دار میدونیم که اگر دیر بشه هیچ اتفاق بدی نمیفته. فقط یک امتیاز از دست میدیم و این خودش بخشی از هیجان بازی هست.

این نگاه، ممکنه از نظر بعضی شوخی گرفتن زندگی یا کار و هدف به نظر برسه. ولی واقعیت اینه که این تنها نگاه کاملا حرفه ای به کار و هدف هست. یک حرفه ای، فقط به لذتی که از کارش میبره فکر میکنه و بس. اگر حرفه ای بشیم، خلاقیت از درون ما میجوشه و ایده های ناب از ذهنمون فوران میکنه. ولی اگر دستخوش اضطرابها بشیم، این چشمه با برکت کم کم خشک میشه.

این رو حیفم اومد نگم. چون در عمل، جلو رفتن به اون شیوه ای که قسمت قبل گفتم، در حالی که شما درگیر اضطراب هستید، یه کار نشدنیه. من میتونستم موقع مقاله خوندن زبان یاد بگیرم. چرا؟ چون برای کار پایان نامه و مقاله احساس عجله نمیکردم. فقط روی لذتی که اون یاد گرفتن به من میداد تمرکز میکردم. زندگی یک بازی پر لذت است، آن هم از نوع برد-برد.

خوب ...
در مورد مرحله اول زبان خوندن که از دل مقاله خوندن جلو میرفت، توضیحاتی در قسمت قبل دادم.

مرحله دوم زبان خوندنم از حدود 1.5ماه مونده به آزمون IELTS شروع شد. من قبلا تو سالهای ابتدایی دوره لیسانس، 2-3 ترم کلاس زبان رفته بودم. اون موقع هم زبان رو با علاقه خونده بودم و پیش زمینه بدی نداشتم. با این حال، Listening و Writing کاملا ضعیفی داشتم. در Speaking هم در حد متوسط بودم. Reading رو اما با مقاله خوندن به جای خوبی رسونده بودم. الان حدود 1.5 ماه وقت داشتم که زبانم رو در اون 2 قابلیت اول که ضعیف بودم بهبود بدم.

کنار کارهای پایان نامه و تدریس خصوصی و ... که بی وقفه همیشه ادامه داشتند، شروع کردم به کلاس رفتن. کلاسم صبح روزهای جمعه بود و تا ظهر طول میکشید. موسسه ای که میرفتم هم کاملا معمولی بود. من از دوره IELTS شروع نکردم. احتمالا میدونید که دوره IELTS مثل کلاس کنکور میمونه. شما رو برای امتحان آماده میکنه. روش های سریع متن خوانی و تست زنی و ... رو برای گرفتن نمره بهتر به شما یاد میده و کمتر روی تقویت قابلیتهای شما تمرکز میکنه.

اما من، با همون نگاه آروم و خوش بینانه ای که داشتم، اصلا به زمان فکر نمیکردم. فقط میخواستم زبانم رو واقعا قوی بکنم. طوری که هم IELTS رو بتونم خوب پاس کنم و هم بتونم بعدا بهترین استفاده رو ازش ببرم. بنابراین، برعکس اغلب بچه ها رفتم سر کلاس های معمول موسسات که بهشون میگن کلاس «مکالمه».

سر کلاس، فعالترین دانشجو بودم. هر چی معلم میگفت سریع یاد میگرفتم. چون خیلی از یاد گرفتن لذت میبردم. از دایره لغاتم حداکثر استفاده رو میکردم و لغاتی که توی مقاله ها خونده بودم رو توی صحبت کردن به کار میبردم. خوب، بچه های اون کلاسها خیلی هاشون دانش آموز یا شاغل و .. بودن و مثل من دانشگاهی نبودن. بنابراین از لغات قلمبه سلمبه استفاده نمیکردن.

ادامه در پست بعدی ... 👈
👉 ... ادامه از پست قبلی

یادمه یه بار از عبارت the underlying assumptions ... توی یه جمله استفاده کردم استادمون خیلی خوشش اومد. به بچه ها گفت شما هم مثل این knowledgably صحبت کنید 😀
توی ماشین که میشِستم، مدام رادیوی انگلیسی زبان گوش میکردم. توی مسیرهایی که راه میرفتم، مدام با خودم انگلیسی صحبت میکردم. تو خونه با خانومم هم همینطور. کلا از هر فرصتی که فکرش رو بکنید برای تمرین انگلیسی استفاده میکردم. سعی میکردم اصلا به کارهای معمول خودم هم انگلیسی «فکر بکنم». حتی پیامکهایی که میزدم رو اگه میشد، به انگلیسی میزدم. یادمه یه مهندسی رو برای این که برام کار جور کنه، بهم معرفی کرده بودن. من هم به این بنده خدا پیام دادم و گفتم:
Hello, I am Seyed Alireza Jalali ..
اون بنده خدا هم که تو این فازها نبود در جوابم به شوخی نوشت:
Hello, I am a blackboard 😃

خوب ...
خداروشکر، فرمول تلاش توام با لذت باز هم خیلی خوب کار کرد. خانومم زبانش از من خیلی بهتر بود. الان هم لهجه بسیار قشنگی داره و هر جا صحبت میکنه میگن باید اخبارگوی انگلیسی بشی. ولی، توی این برهه 1.5 ماهه به سرعت پیشرفت من واکنش خیلی مثبتی نشون میداد. استادهای کلاس زبان هم همین نظر رو داشتن. خلاصه، موعد آزمون IELTS رسید و من تونستم این نمرات رو به دست بیارم:
Reading: 7.5
Writing: 7.0
Speaking: 7.0
Listening: 6.5

خوب، این یعنی تونسته بودم اولین هدفم رو محقق کنم. ولی راستش رو بخواید خیلی خوشحال نبودم. چون من برای نمره 8 تلاش کرده بودم و حالم از این نمره ها خیلی گرفته بود. راستش، بر عکس اوقات معمول که خیلی ریلکس و آروم بودم، من همیشه سر آزمون ها استرس شدیدی داشتم که مربوط به خاطرات دوران بچگی بود و از ناخودآگاهم میزد بیرون. از این قبیل استرس ها چند مدلش رو داشتم که خیلی اذیتم میکرد و موقع گرفتن نتیجه نهایی حالم رو اساسی میگرفت. ان شالله بعدا براتون نمونه های دیگه ش رو هم تعریف میکنم.

ان شالله تو قسمت بعد در مورد جزئیات موفقیت نسبی که در هدف 2 یعنی تولید مقاله داشتم براتون توضیح میدم.

تا قسمت بعد، فعلا باا...اای (ببخشید دیگه، رفتم تو جو اون موقع ها 😀)
🤝خیلی_مخلصیم
#کسب_درامد_با_OpenSees

🙋‍♂️با عرض سلامی دوباره

با قسمت دوم از این مجموعه در خدمتم.
در قسمت اول، یه مروری روی آمادگی های فکری و روانی لازم داشتیم که امیدواریم همه مون جدی بگیریم و خدا کمکون کنه بتونیم اون قدم های اساسی رو بداریم.

در این قسمت، میخوایم شروع کنیم به معرفی روش های کسب درامد با اپنسیس.
من بطور کلی این روش ها رو به چند بخش تقسیم بندی می کنم:
1️⃣آموزش و مشاوره
🖍همین کاری که این بنده هم اکنون در حال انجام آن هستم.
2️⃣توسعه و فروش ابزارهای تحقیقاتی
🖍توسعه نرم افزار، با کاربرد تحقیقاتی
3️⃣توسعه و فروش ابزارهای طراحی
🖍توسعه نرم افزار با کاربرد طراحی سازه ها
4️⃣فعالیت تحقیقاتی
🖍استخدام شدن در مجموعه ای که بابت تولید علم و چاپ مقاله و .. به ما حقوق بدهد

اول این رو بگم، خانه OpenSees تا بحال از همه این روش ها کسب درآمد کرده.
👌علاوه بر این، حاضره شما رو بابت یک فعالیت مؤثر در هر کدوم از این زمینه ها استخدام کنه. اگر هنوز فرم درخواست همکاری ما رو پرنکردید، حتما این کار رو بکنید. ما به زودی جلسات وبیناری رو با حضور کسانی که اعلام علاقه کرده اند، برگزار خواهیم کرد و بعد از یک سری آموزش، فعالیت مشترکمون با شما شروع خواهد شد، به یاری خدا.
https://openseeshouse.com/request-opensees-cooperation/

خوب، اما بریم سراغ یه سری توضیحات اولیه در مورد هر کدوم از این شاخه ها.

در چند قسمت در مورد آموزش و باید و نبایدهاش براتون صحبت میکنم.

یه نکته مهم ابتدایی اینه که آموزش میتونه خیلی حرفه ای ارائه بشه و یا کاملا آماتور. مدرسهای آماتور خیلی زیاد داریم. ولی فروش آموزش در فضای خصوصی باید حتما حرفه ای و با نگاه تخصصی دنبال بشه.

1️⃣آموزش و مشاوره
اولین قدم در این مسیر «خوب یاد گرفتن» هست. یعنی چه جوری؟ یه جوری که منجر به تشکیل یک #نقشه_ذهنی از مطالب و کاربرد اونها بشه. نقشه ذهنی چیه و به چه دردی میخوره؟

این نقشه یه مفهومه که اگر تابحال دنبال یادگیری عمیق رفته باشید، حتما ازش استفاده کردید. یک مثال، وقتیه که یک روش طراحی رو به فلوچارت تبدیل میکنیم.

#نقشه_ذهنی یک دیاگرام هست؛ دیاگرامی که همه مطالبی که در مورد یک موضوع یاد گرفتیم رو به هم مرتبط میکنه. چرا بهش میگیم «ذهنی»؟ چون قرار نیست رسم فیزیکی داشته باشه؛ بلکه، در ذهن ما تشکیل و مدام به روز رسانی میشه. به عنوان یک مدرس، ترسیم و به روز رسانی این نمودار باید در ما به یک عادت ذهنی تبدیل بشه.

برای روشن شدن بهتر، گستره اطلاعات مربوط به یک موضوع رو به یک منطقه جغرافیایی تشبیه می کنیم. یادگیری کامل جغرافیای این سرزمین وقتی رخ میده که شما به یک نقشه از اون منطقه برسید.

خوب، این مفهوم تا حدی واضحه. اما چند سؤال مهم در مورد این نقشه_ذهنی قابل طرحه.

1️⃣مطرح کردنش چه لزومی داره؟
تشکیل این نقشه در ذهن مترادف تسلط ما به یک موضوعه. وقتی شما موقعیت یک ناحیه، مثلا یک شهر رو، به طور کامل می فهمید، میدونید که در شمال و جنوب و شرق و غربش چه نواحی وجود داره؛ چه راه های ارتباطی اون رو به نواحی مجاور وصل میکنه؛ چه ساختار جمعیتی داره؛ و ... همه اینها اطلاعاتی هستند که برای تشکیل یک نقشه کامل لازم هستند.
پس:
#نقشه_ذهنی = تسلط کامل به موضوع

2️⃣چه جوری تشکیل میشه؟
به کمک حافظه تصویری. حافظه به روش های مختلف اطلاعات رو در خودش نگه میداره. یک روش، وقتی به کار میاد که شما می خواید یک تصویر رو به ذهنتون بسپرید. این قابلیت ذهن رو بهش میگن حافظه تصویری. خیلی کاربرد وسیعی در زندگی ما داره. آدمهایی که با قیافه میشناسیم، و ... حتی یه شطرنجباز، به کمک همین نوع حافظه به قهرمانی میرسه. مثالها رو اگر در ذهن مرور کنیم انقدر زیادن که ممکنه فکر کنید این تنها روش یادگیریه.

ولی متاسفانه روش های دیگه هم برای یادگیری وجود دارند که سطحی و کوتاه مدت اند و مبنای روش های جعلی آموزش هستند.

یادگیری تصویری بسیار ماندگار و کاربردی هست. چون دقیقا یه تصویر شبیه نقشه جغرافیایی در ذهن ما تشکیل میده. البته یه چنین نقشه ای اغلب از قبل آماده نیست تا ما بتونیم مثل دوربین ازش عکس بگیریم و اون عکس رو در ذهنمون ذخیره بکنیم. به همین خاطر، ذهن باید خودش این نقشه رو قطعه به قطعه تشکیل بده.

پس معلوم میشه ارزش خیلی زیادی داره چون یه ساختمونه که ما باید آجر به آجر، خودمون درستش کنیم.
اما بعد از ساخت چنین نقشه ای، ذهن خیلی بهش مسلط هست و هرگز هم اون رو از دست نمیده. خیلی سریع هر داده ای رو بخواد از توش استخراج میکنه و دقیقا همه جزئیات مرتبط به اون داده رو در یک لحظه بارگذاری میکنه.

جلسه بعد، جزئیات کاربردی دیگه ای خدمتتون میگم که ببینیم چجوری میتونیم با اتکا به این قابلیت ذهن به موفقیت در یادگیری و آموزش برسیم.

🌹دمتون گرم.
🤝خیلی_مخلصیم❤️
#من_و_شما_کی_هستیم

❤️سلام دوستان عزیز اپنسیسی خودم
بعد از یه وقفه چند روزه، دوباره خدمتتون رسیدم ...
👨🏻‍🎓امیدوارم از شنیدن ماجراهای پر فراز و نشیب این حقیر در مسیر تحصیل و یادگیری خسته نشده باشید.
🙏ضمنا از بزرگواری و حسن نظرتون صمیمانه ممنونم. دلگرمی شما به من انرژی میده تا بتونم با کمک های هرچند ناچیزم در جمع شما باشم و اوقات خوشی رو بگذرونم ❤️

در قسمت قبل، جزئیاتی از مسیر خودم در گرفتن مدرک زبان IELTS رو براتون گفتم.
🖍راستی، داشتم بین مدارکم جستجو میکردم و دیدم نمرات این آزمون رو در قسمت قبل اشتباه گفتم. همه نمراتم 7 شده بود به جز reading که در اون نمره 7.5 گرفته بودم.

خوب، امروز میخوام جزئیاتی از مسیر اپنسیسی خودم تا دفاع پایان نامه و ارائه مقاله رو بگم.

قسمت پنجم: عشقی که کد شد (و البته دوره آموزشی!)

اجمالا، دستاورد من تو این بخش از مسیرم که فقط 7 ماه طول کشید، این چیزها بود:
1️⃣عرض حدود 2 ماه پایان نامه م رو جمع کردم؛ از مدلسازی و تحلیل گرفته تا تدوین و نوشتن متن
2️⃣یه مقاله ISI با نتایجی که مستقیما توی پایان نامه به دست آورده بودم برای مجله Scientia Iranica ارسال کردم
3️⃣همزمان با مقاله قبلی، کار پایان نامه م رو به جنبه های جدیدی گسترش دادم و یه مقاله قویتر برای مجله Constructional Steel Research ارسال کردم.
4️⃣کارهای تحلیلی یکی دیگه از دانشجوهای استادم رو به مقاله تبدیل کردم و اون هم شد مقاله سوم که به مجله the structural design of tall and special buildings ارسال شد.
5️⃣کدهای TCL خوبی برای مدلسازی پارامتریک قابهای خمشی فولادی به روش فایبر نوشتم
6️⃣کدهای TCL مربوط به تحلیل IDA با الگوریتم Hunt-Fill که الان مبنای دوره آموزشی زیر هست رو هم اون موقع نوشتم، یعنی پاییز 1388
https://openseeshouse.com/product/incremental-dynamic-analysis-femap695-opensees-video-tutorial/

7️⃣قابلیت خیلی خوبی در نگارش انگلیسی متن های تخصصی و دانشگاهی به دست آوردم. طوری که بعد از اون 3 مقاله، سرعت نوشتن انگلیسی م، یدون اغراق، با سرعت نوشتن فارسی تقریبا برابر شده بود، چون انگلیسی فکر میکردم و یه ضرب همه مفاهیم و توضیحات رو به انگلیسی بیان میکردم، نه اینکه اول در ذهنم فارسی بیان کنم و بعد ترجمه کنم.

خوب، حالا چه روش هایی کمک کرد بتونم به این دستاوردها در این زمان نسبتا کم برسم؟


0️⃣همون آرامش و امیدی که داشتم و کمک میکرد در طول مسیر تماما لذت ببرم.

قبلا براتون گفتم که این اساس هر قدم موفقی بود که تونستم بردارم؛ به خاطر همین این قدم 0 و پایه همه چیز بود

1️⃣همه چیز رو با حوصله میخوندم و خیلی عمیق و وسیع یاد میگرفتم.

🗝مثلا برای یادگیری زبان TCL نزدیک 70 درصد یه کتاب مرجع رو با مثالهاش خوندم. در قسمت قبل توضیحاتی در مورد نحوه مقاله خوندن و ... خدمتتون تقدیم کردم. البته خوندن من یه خوندن فعال بود. همزمان با خوندن، کد مینوشتم و هم کارم رو جلو میبردم و هم با تمرین یادگیری رو تثبیت میکردم.

🗝مطالبی که در مورد موضوعات مختلف میخوندم رو به همدیگه ربط میدادم. این باعث میشد در ذهنم بتونم یه #نقشه_ذهنی ترسیم کنم که در نوشته قبلی با موضوع #کسب_درامد_با_OpenSees در موردش باهاتون صحبت کردم.

🗝مقاله Incremental Dynamic Analysis آقای Vamvatsikos رو انقدر خوب فهمیدم که تبدیل شد به همین دوره بالا که الان هم داره مورد استفاده خیلی از شما دوستان عزیزم قرار میگیره.

🗝نوشتن مقاله رو هم خیلی ریشه ای سعی کردم یاد بگیرم. این مرحله رو با بالا بردن قابلیت writing برای آزمون IELTS همزمان کردم. 2-3 تا مقاله که موضوعشون به موضوع من نزدیک بود و نویسنده های انگلیسی زبان (به عبارتی native) داشتن رو انتخاب کردم و با این دید خوندمشون که:
💡اگر من میخواستم همین مطالب رو بنویسم، چه جوری مینوشتم؟
به عبارتی، هر قسمتی رو که میخوندم، سعی میکردم همون مطلب رو خودم هم، حداقل در ذهنم، بنویسم. یعنی، مقاله رو با هدف یادگرفتن سبک نویسندگی انگلیسی خوندم؛ و باز هم همزمان با خوندن تمرین کردم.
در کنار خوندن این 2-3 مقاله، یه کتاب به نام academic writing، که یادمه جلد سبزی داشت، پیدا کردم و اون رو هم (حدود 30-40 صفحه) خوندم.

🗝موقع نوشتن مقاله خودم، که فکر کنم افتاد بعد از آزمون IELTS، برعکس اغلب بچه ها عمل کردم. بچه ها، تقریبا همه شون، میرفتن جملات یه مقاله مشابه رو تغییر میدادن. من تک به تک جملات مقاله م روخودم نوشتم. نوشتن مقاله اولم نزدیک 1 ماه ازم وقت گرفت. یادمه خیلی از جمله ها رو که نمیتونستم خوب در بیارم، میرفتم توی مقالاتی که داشتم، یا کتابی که خونده بودم، میگشتم تا ببینم یه همچین چیزی رو چجوری نوشتن. همزمان، هم یاد میگرفتم و هم مینوشتم.

ادامه در پست بعدی ... 👈
👉ادامه از پست قبلی ...
🦾نتیجه این تلاش این شد که، استادم که روزی در چشم او واقعا خوار و خفیف بودم، به زبون آوردم و گفت «رایتینگ تو از من بهتره»

🗝حتی توی تدوین مقاله و کار با نرم افزار word هم سعی کردم حرفه ای عمل کنم. راهنمای کتابخونه دانشگاه برای تدورین پایان نامه یه مرجع آموزشی بود برام. کاملا با style ها و cross reference و بقیه ویژگی های نرم افزار word آشنا شدم.
در کار با Excel هم همینطور عمل کردم. حتی از ماکرو نویسی در اکسل هم در تولید نمودارها و ... استفاده کردم. دستور کلیدی record macro در اکسل برای من کوله باری از خاطرات به همراه داره چون باهاش خیلی راحت کارهای سنگین رو با سرعت انجام میدادم.
نگارش و نویسندگی هم که، جزو علاقه هام بود و با سرعت خوبی مینوشتم؛ در نتیجه، حدودا طی 2 هفته نوشتن پایان نامه رو جمع کردم.

2️⃣نیاز مالی جدی که در ورود به دوره ارشد بلای جونم شده بود، حالا عامل تفاوت نگرش من با اغلب هم-رده هام بود.

🗝اشتغالی که به طور همزمان به آموزش دیگران داشتم، یه موتور انگیزشی قوی برای من بود. هر چی میخوندم رو، طوری یاد میگرفتم که بتونم به دیگران هم یاد بدم و باهاش پول در بیارم. این یعنی، حتما باید در مسیر یادگیری برای خودم #نقشه_ذهنی درست میکردم. در سلسله مطالب #کسب_درامد_با_OpenSees خواهم گفت که رمز موفقیت در آموزش دیگران اینه که بتونید یه نقشه آماده جلوی اونها بذارید و از روی اون درس بدید. در هر موضوعی، دنبال ایجاد یه چنین نقشه ای در ذهن خودم بودم و در صدد رسیدن به بالاترین سطح تسلط برمیومدم.

💡اصلا، اینطوری بهتون بگم، اگر من زود (در اصل به موقع) دل به دریا نزده بودم و ازدواج نکرده بودم، هییییچ کدوم از این اتفاقهای خوب در این مدت کوتاه برام نمی افتاد؛ و در پایان این دوره، همون بچه نازک نارنجی بابام مونده بودم که در هر کاری باید یکی پیدا می شد و دستش رو میگرفت.

🗝اشتغال همزمان به آموزش و مشاوره OpenSees باعث شده بود موضوعاتی که از پایان نامه خودم سخت تر بودن رو، قبل از شروع مراحل پایان نامه دست بگیرم و جلو ببرم. به خاطر همین، وقتی به تز خودم رسیدم، کار برام خیلی ساده بود و تونستم خیلی سریع جمعش کنم و باعث تعجب استاد راهنمام بشم 🦾


3️⃣به همه چیز بلند مدت نگاه میکردم.

🗝امید و عشق و علاقه باعث میشد به همه کارها نگاه بلند مدت داشته باشم. خیلی وقتها ازم میپرسیدن، برای چی این همه خودت رو به دردسر میندازی؟ بابا کار رو جمع کن بره. ولی من دلم به کار سطحی راضی نمیشد.
مثلا وقتی میخواستم تحلیل IDA انجام بدم، یه طوری کد نوشتم که انگار میخوام تا آخر عمرم ازش استفاده کنم و صدها سازه رو باهاش تحلیل کنم؛ نگاه نمیکردم که الان فعلا میخوام از 4 تا سازه ران بگیرم. واقعا هم این اتفاق افتاد. از سال 88 تا الان شاید بیش از 80 درصد مقاله هایی که در کل ایران تحلیل IDA انجام دادن، از این کد استفاده کردن.

🍎اگه بخوام به طورخلاصه جمع بندی کنم، در انجام هر کاری، سعی میکردم اول خوب یاد بگیرم و متخصص بشم؛ با عجله به دنبال انجام کار نمیرفتم. بلکه، با صرف حوصله و علاقه، اول در انجام اون کار متخصص میشدم؛ بعد، در زمان خیلی کوتاه و با کیفیت خیلی خوب انجامش میدادم و از کسانی که در شروع مسیر عجله کرده بودن هم جلومیزدم؛ در انتها، هم من سریعتر و قشنگتر از اونها کار رو تحویل میدادم، هم یه تخصصی به دست آورده بودم که اونها نداشتن. این نگاه راهبردی رو در هر کاری داشتم.

🌹دمتون_گرم
🤝خیلی_مخلصیم
#کسب_درامد_با_OpenSees
🙋‍♂️سلام به دوستان خوب و مهربانم ... اومدم با هم یه گپ آموزشی دیگه بزنیم ...بهتون که دسترسی ندارم، ولی یه فنجون چای مجازی براتون آوردم ☕️ نوش جان.

صحبت سر این بود که چه جوری از توانایی اپنسیسی خودمون پول در بیاریم

لطفا با قسمت سوم این مطلب همراهمون باشید ... 👈
امیدوارم تا اینجای مطلب رو دنبال کرده باشید و تونسته باشم اون سیر پیوسته رو در ذهن های با ارزش شما ایجاد کنم.

در قسمت اول، دنبال یه نگاه و نگرش مناسب بودیم:
https://t.me/OpenSeesHouse/507

بعدش در قسمت دوم، در مورد 4 حیطه مناسب برای کسب درامد با اپنسیس صحبت کردیم:
https://t.me/OpenSeesHouse/514
و از حیطه اول که آموزش بود، توضیحات خودمون رو شروع کردیم.

لب مطلب قسمت دوم، رسیدن به «تسلط کامل» روی موضوع بود که فقط با تشکیل یه #نقشه_ذهنی ممکن میشه.

ما وقتی با یه موضوع درگیر هستیم، هر لحظه یا هر روز با یه تجربه جدید مواجه میشیم. این تجربیات داده های نابی هستن که باید بتونیم اونها رو به فروش برسونیم.

اما چه طوری؟ اگر ما یه چهارچوب فصل بندی شده و منظم برای مطالب خودمون درست کرده باشیم، هر داده جدید رو مثل یه صفحه از کتاب در کنار صفحات دیگه جا میدیم. اما خیلی ها، داده ها رو مدتی در حافظه خودشون سرگردان نگه میدارن و بعد از مدتی از دست میدن.

این کتاب منسجم و با ارزش همون #نقشه_ذهنی هست که با هم در موردش صحبت کردیم.

در قسمت سوم این مجموعه، میخوایم بیشتر با این کتاب مقدس آشنا بشیم.روش عملی برای ایجاد این کتاب یا نقشه یا هر عنوان دیگه ای که روش میذاریم شامل 4 مرحله ست:
1️⃣مقایسه مطالب و درک ارتباط اونها و دسته بندی و ساختار دادن به اونها در ذهنمون
2️⃣اینکه فصل بندی مطالب ذهنی مون رو مدام به روز کنیم
3️⃣هر مطلب جدید رو درست در جای مناسب خودش در کتاب ذهنمون قرار بدیم
4️⃣استفاده مکرر و مکرر از مطالب کتاب
اینجوری ما به یک کتاب بسیار نایاب و تحت تسلط خودمون دست می یابیم.

نکته بسیار مهم و کلیدی که باید یادمون باشه اینه:

👌مدرس موفق، کتابی رو که «خودش به دست آورده» درس میده؛ نه کتابهای دیگران رو.

دوستان عزیزم، موفقیت در پولسازی با آموزش، به معنی ربودن گوی رقابت از دیگرانه. باید کتابی که ما برای آموزش جلوی مخاطبمون میذاریم، جذاب و تا حد ممکن بی رقیب و ابتکاری باشه.

همونطور که حتما متوجه شدید، این کتاب جایی نوشته نمیشه بلکه در ذهن و وجود خود ما شکل میگیره. درست مثل زبان مادری مون که یه عمر باهاش زندگی کردیم.

دوستان خوبم، ما به دنبال حرفهای شعاری و احساسی نیستیم. ولی چیزی که من بارها و بارها به چشم خودم دیدم و لمس کردم میگه اگر اون کتاب رو زندگی نکرده باشیم، مدرس موفقی نمیشیم.

اما اگر بخشی از وجودمون باشه، از هر کلمه ما عده ای به وجد میان؛ این راه و روش موفقیت در آموزشه.اگر در مورد حرارت زایی آتش حرف می زنیم، باید با دست خودمون لمسش کرده باشیم و بارها با حرارتش سوخته باشیم.

شنیدن از دهان دیگران، ما رو به یه مدرس معمولی مثل هزاران نفر دیگه تبدیل میکنه. نیاز نیست در مورد ده ها موضوع حرف بزنیم.

کافیه در مورد یه موضوع حتی به ظاهر ساده حرف بزنیم، ولی اون رو زندگی کرده باشیم؛ تجربه ای با جانمون در ارتباط با اون موضوع داشته باشیم.

اینجوری، ما نیاز به تبلیغ نداریم. وقتی در یک شیشه عطر باز میشه، در آنی تا شعاع 10 متری همه رو مجذوب خودش میکنه.
در مورد آموزش، کافیه شما دهان باز کنید، دیگران مجذوب و بلکه مسحور کلام شما میشن و از مجرای کلام شما و به کمک جان شون وارد یه دنیای دیگه میشن که شما اونها رو میبرید. بعد با شما، اونجا از نزدیک، اون موضوع رو لمس میکنن؛ بعد، این تجربه رو با چیزی فراتر از کلمات، یعنی با باور خودشون به دیگران منتقل میکنن؛ نه به ذهن آدمهای دیگه، بلکه مستقیما به ناخودآگاه اونها منتقل میکنن.

درست مثل عطر داخل شیشه، بدون نیاز به کلام یا واسطه دیگه، سخن شما همه جا رو میگیره.

این نگاه، هسته و مغز و خمیر مایه اهدافی است که متخصصان کسب و کار، در دنیای آکادمیک از اونها حرف میزنن. برندینگ (branding)، مزیت رقابتی، اعتمادسازی، ارتباط با مشتری و اهداف دیگه، همه و همه موفقیتشون در گرو وجود اون خمیر مایه است.

اگر عطری در شیشه نباشه، مشامی خوشبو نمیشه. و اگر عطر خلوص 100% داشته باشه، با پای خودش همه فاصله ها رو طی میکنه و همه این اهداف رو در آن واحد محقق میکنه. پس، تمام تمرکز ما باید بر بالا بردن خلوص عطر باشه.

در دنیای آموزش، یعنی فروش علم، ما باید به دنبال یه علم ناب بگردیم و به دستش بیاریم. بعد به راحتی مدرس موفقی خواهیم شد.

دیشب شب یلدا بود و بازار حافظ خوانی گرم. راز آوازه جهانی و ابدی حافظ در چیست؟ در توسل به «عشق» و «معرفت»:
🌹منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن ... منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن
🌹شعر حافظ همه بیت الغزل «معرفت» است ... آفرین بر نفس دلکش و لطف سخنش
#سوال_پرتکرار ۵

چگونه به کمک ظرفیت پردازشگرهای چندهسته ای، سرعت تحلیل خود را افزایش دهم؟

دو روش کلی برای بهره گیری از ظرفیت پردازشگرهای متعدد وجود داره:
۱-توزیع مراحل ۱ تحلیل منفرد روی پردازشگرهای متعدد
۲-توزیع تحلیلهای متعدد روی پردازشگرهای متعدد

روش ۱)
این روش کل مدل سازه ای رو به زیربخش های متعدد تقسیم میکنه که به هر کدوم یک subdomain گفته میشه. در قدم بعد، محاسبات هر زیربخش رو به یک پردازشگر می سپاره.

به زبان ساده، این مکانیزم شبیه عکس پاناروما است. در این عکس، عکسهای دنباله دار متعدد که شامل درصدی هم پوشانی باشند گرفته میشه و اون عکسها از بخشهای مشترک بر هم منطبق میشن تا یه عکس یکپارچه تولید بشه.

پردازش موازی روی زیربخشهای مختلف یک مدل هم نیاز به قدری هم پوشانی بین بخشهای مجاور داره تا بتونه پاسخ کل مدل رو به دست بیاره.
به دلیل این همپوشانی ها و پردازشهای تکراری، راندمان این روش همیشه کمتر از ۱۰۰٪ هست.

به علاوه، با افزایش تعداد پردازشگرها راندمان این روش مرتبا کم و کمتر میشه چون تعداد نواحی همپوشانی هم زیاد میشه.

به عنوان مثال:
- اگر تعداد پردازشگر رو ۲ برابر کنید، سرعت تحلیل فقط ۱.۸ برابر میشه.
- اگر تعداد هسته پردازشگر رو ۴ برابر کنید، سرعت فقط ۳ برابر میشه
- و اگر تعداد رو ۸ برابر کنید، سرعت فقط ۵ برابر میشه.

یعنی با افزایش تعداد هسته از ۲ تا ۸، راندمان اول ۹۰٪، بعد ۷۵٪ و بعد حدود ۶۰٪ میشه.

برای استفاده از این روش، باید حتما از OpenSeesMP یا OpenSeedSP استفاده کنید که هر دو نیاز به کتابخانه MPICH2 دارند.

در OpenSeedSP تقسیم بندی فقط روی دستگاه معادلات و ماتریس سختی اعمال میشه و حل این دستگاه به صورت موازی انجام میشه. اما OpenSeesMP علاوه بر این، امکان پردازش موازی محاسبات داخلی المانها و گره ها رو هم داره. البته این تقسیم بندی بر عهده خود کاربر هست و نیاز به قدری دانش داره.

نکته خیلی مهم:
بخاطر ویژگیهای روش ۱، وقتی تعداد هسته زیاده، مثلا ۲۴ تا یا بیشتر، استفاده از اون برای مدلهای کوچک یا متوسط اصلا منطقی نیست چون منجرربه افزایش سرعت نمیشه و حتی دقت نتایج رو هم از بین میبره. اما برای مدلهای خیلی حجیم مثل مدلهای میکرو یا مدلهای شامل خاک میشه روش حساب کرد.

روش ۲)
این روش بجای تقسیم بندی مدل و دخالت در فرایند اجزای محدود، نگاه خودش رو به تعدد تحلیلهایی که روی هر مدل انجام میشه معطوف میکنه.

به خاطر این نگرش، روش ۲ خیلی بیشتر مورد علاقه مهندسین زلزله است چون سر و کار این گروه با مسائلی هست که در اونها:

- اغلب از مدلهای ماکرو با حجم متوسط و کم استفاده میشه
-در نظر گرفتن عدم قطعیت نیازمند انجام رانهای خیلی زیاد هست.

همانطور که گفته شد، در اینگونه مسائل، فقط روش ۲ اقتصادی هست. در ضمن، استفاده از این روش خیلی ساده تر هست چون نیازی به نصب و استفاده از نسخه های موازی OpenSees که بالاتر گفته شد نداره.

برای استفاده از این روش، میشه رفت سراغ ابزارهای مرسوم مثل MATLAB یا پایتون. با یه مقدار کدنویسی، به راحتی میشه در این روش تحلیلهای متعدد رو به هسته های مختلف سپرد و از ظرفیت هسته ها بهره برد.

راندمان در این حالت تابع مدت زمانی هست که در اون به علت اتمام رانها، بعضی از هسته ها بیکار می مانند و باید منتظر اتمام ران سایر هسته ها بشن. راندمان این روش اغلب بالای ۸۰٪ هست. بطور کلی، برای تعداد هسته ثابت، با افزایش تعداد تحلیلها و زمان مورد نیاز برای هر کدوم راندمان افزایش پیدا میکنه.

به عنوان مثال، یک قاب خمشی ۱۰ طبقه ۲بعدی با المانهای ماکرو رو در نظر بگیریم. اگر این قاب رو تحت ۵۰۰ تحلیل دینامیکی غیرخطی با ۸ هسته قرار بدیم، راندمان بالای ۹۵٪ خواهد بود ولی با افزایش تعداد هسته ها به ۴۸ تا، راندمان نزدیک ۹۰٪ میشه.

روش ۲ مزایای دیگه ای هم داره که دیگه بماند ...
چقدر حاضرید هزینه کنید تا در یک دوره ۵ ساعته، تحلیل تاریخچه زمانی به کمک پردازش موازی در MATLAB را بطور پیشرفته و حرفه ای فرابگیرید؟
تذکر : لطفا با اعلام نظر واقعی تان به ما در تصمیم گیری کنید.
از لطف و مشارکتتان متشکریم
Anonymous Poll
22%
علاقه ای ندارم
51%
تا ۲۰۰ هزار تومان
18%
تا ۴۰۰ هزار تومان
5%
تا ۶۰۰ هزار تومان
5%
تا ۸۰۰ هزار تومان
📢خانه OpenSees برگزار می کند:

کلاس آنلاین تحلیل دینامیکی موازی به کمک MATLAB و OpenSees (به همراه نسخه ویدیویی و آفلاین)

مدت زمان: حدود ۵ ساعت

سرفصلها

بخش ۱: مبانی پردازش موازی برای ارزیابی عملکرد لرزه ای (حدود ۱ ساعت)

۱-۱ آشنایی با روش زیردامنه برای استفاده از پردازش موازی در فرایند اجزای محدودی تحلیل سازه

۲-۱ معرفی عوامل تاثیر گذار بر کارایی روش زیر دامنه (میزان افزایش سرعت تحلیل به ازای افزدون هر هسته پردازشی جدید)

۳-۱ آشنایی با روش master-worker و عوامل موثر بر کارایی آن برای تحلیل همزمان چندین مدل OpenSees و یا تحلیل یک مدل تحت رکوردهای متعدد زمین لرزه

۴-۱ دسته بندی مسائل مختلف ارزیابی عملکردی و معرفی روش بهینه پردازش موازی برای آنها

بخش ۲: تحلیل دینامیکی موازی به کمک MATLAB و OpenSees (حدود ۴ ساعت)

۱-۲ تهیه تابع MATLAB برای تحلیل دینامیکی یک مدل سازه ای و رکورد داده شده

۲-۲ تشکیل ماتریس وظایف (jobs) به کمک تابع createNTHJobs

۳-۲ پیکربندی دستورات خروجی به کمک تابع printNTHWorkStat به منظور نظارت بر روند پیشرفت تحلیل ها

۴-۲ فراخوانی تحلیل دینامیکی غیرموازی از داخل MATLAB

۵-۲ معرفی تنطیمات cluster و دستور parpool در MATLAB

۶-۲ مدیریت فایلها در جهت حفظ نظم و جلوگیری از اخلال در پردازش های همزمان

۷-۲ شکل ساده موازی سازی تحلیل به کمک دستور parfor در MATLAB

۸-۲ معرفی مفهوم و کاربرد future-fetch در MATLAB

۹-۲ تکمیل اسکریپت runParallelNTHs بر مبنای مدل master-worker

۱۰-۲ نگاهی به فرایند استفاده از ابررایانه سیمرغ دانشگاه صنعتی امیرکبیر (مبتنی بر windows)

۱۱-۲ نگاهی به فرایند استفاده از خدمات پردازش ساعتی ابررایانه دانشگاه صنعتی شریف (مبتنی بر Linux)

هزینه بسته:
با تخفیف ۲۵٪: ۳۱۵.۰۰۰ تومان (تا پایان جمعه ۱۶ دی)
عادی: ۴۲۰.۰۰۰ تومان

(ضمن احترام به همه عزیزانی که در نظر سنجی بالا شرکت کرده بودند و به قیمت پایین تر رای داده بودند، به زودی فرمول تعیین قیمت دوره های خانه OpenSees جهت شفافیت هرچه بیشتر منتشر خواهد شد)

تاریخ برگزاری (آنلاین از طریق اسکایروم):
چهارشنبه ۲۱ دی، ساعت ۹:۳۰ تا ۱۲
پنجشنبه ۲۲ دی، ساعت ۹:۳۰ تا ۱۲

لینک ثبت نام کامل:
https://openseeshouse.com/product/parallel-dynamic-analysis-matlab-package/
لینک ثبت نام بخش ۱ (به تنهایی):
https://openseeshouse.com/product/parallel-computing-opensees-concepts/
لینک ثبت نام بخش ۲ (به تنهایی):
https://openseeshouse.com/product/parallel-dynamic-analysis-matlab-opensees/