«خداوندا تو را سپاس،
برای هر غمی که مرا به تو نزدیکتر کرد.
خداوندا تو را سپاس،
برای هر رنجی که این جهان را در نظرم کوچک ساخت.
خداوندا تو را سپاس،
برای فراغت از تعلقات مادی و دنیوی.
خداوندا تو را سپاس،
برای روح و جانی که به دیدارَت تشنه است و تعلق خاطری جز بندهی خوبَت بودن در جهان ندارد.
خداوندا تو را سپاس...»🩵🪞✨
برای هر غمی که مرا به تو نزدیکتر کرد.
خداوندا تو را سپاس،
برای هر رنجی که این جهان را در نظرم کوچک ساخت.
خداوندا تو را سپاس،
برای فراغت از تعلقات مادی و دنیوی.
خداوندا تو را سپاس،
برای روح و جانی که به دیدارَت تشنه است و تعلق خاطری جز بندهی خوبَت بودن در جهان ندارد.
خداوندا تو را سپاس...»🩵🪞✨
❤🔥2🕊2❤1🌚1
«گاهی هم خدا تو چاهی گرفتارت میکنه که متوجه بشی تا الان تو چاله بودی.
تو چاله بودی و حالیت نبود!
حالا بشین تهِ چاه منتظر طناب بمون.
مثبت فکر کن و بسپار به خودش.
به خودش نسپاری این بار مار افعی میفرسته تو چاه تا قدرِ چاه رو بدونی!
تا بگی خدایا، این مار رو از من دور کن، بیرون اومدن از چاه پیشکش...
سکوت کن و دَم نزن،
فقط بسپار به خودش، همین...»🩵✨
تو چاله بودی و حالیت نبود!
حالا بشین تهِ چاه منتظر طناب بمون.
مثبت فکر کن و بسپار به خودش.
به خودش نسپاری این بار مار افعی میفرسته تو چاه تا قدرِ چاه رو بدونی!
تا بگی خدایا، این مار رو از من دور کن، بیرون اومدن از چاه پیشکش...
سکوت کن و دَم نزن،
فقط بسپار به خودش، همین...»🩵✨
❤🔥4🌚2❤1
«و عشق هر کسی را به خود راه ندهد
و به همه جایی مأوا نکند
و به هر دیده روی ننماید،
و اگر وقتی نشان کسی یابد که مستحق آن سعادت بود،
حُزن را بفرستد که وکیلِ در است
تا خانه پاک کند
و کسی را در خانه نگذارد
و در آمدنِ سلیمانِ عشق خبر کند...»✨🩵
و به همه جایی مأوا نکند
و به هر دیده روی ننماید،
و اگر وقتی نشان کسی یابد که مستحق آن سعادت بود،
حُزن را بفرستد که وکیلِ در است
تا خانه پاک کند
و کسی را در خانه نگذارد
و در آمدنِ سلیمانِ عشق خبر کند...»✨🩵
❤🔥2🕊1🌚1
Forwarded from .Nothingness. (Zahra)
The Last Breath (Feat. Mohammadreza Shajarian)
Mahmood Sarmadi
پیش از آن که واپسین نفس را برآرم
پیش از آن که پرده فرو افتد
پیش از پژمردن آخرین گل
برآنم که زندگی کنم
برآنم که عشق بورزم
برآنم که باشم.
در این جهان ظلمانی
در این روزگار سرشار از فجایع
در این دنیای پر از کینه
نزد کسانی که نیازمند منند
کسانی که نیازمند ایشانم
کسانی که ستایش انگیزند،
تا دریابم
شگفتی کنم
بازشناسم
که ام
که می توانم باشم
که می خواهم باشم،
تا روزها بی ثمر نماند
ساعت ها جان یابد
و لحظه ها گرانبار شود .
هنگامی که می خندم
هنگامی که می گریم
هنگامی که لب فرو می بندم .
در سفرم به سوی تو
به سوی خود
به سوی خدا
که راهی ست ناشناخته
پُر خار
ناهموار،
راهی که، باری
در آن گام می گذارم
که در آن گام نهاده ام
و سرِ بازگشت ندارم .
بی آن که دیده باشم شکوفایی ِ گل ها را
بی آن که شنیده باشم خروش رودها را
بی آن که به شگفت درآیم از زیبایی ِ حیات.
اکنون مرگ می تواند
فراز آید
اکنون می توانم به راه افتم
اکنون می توانم بگویم .
که زنده گی کرده ام…
369✨🪷🌿
I AM🪞🦋🌀
پیش از آن که پرده فرو افتد
پیش از پژمردن آخرین گل
برآنم که زندگی کنم
برآنم که عشق بورزم
برآنم که باشم.
در این جهان ظلمانی
در این روزگار سرشار از فجایع
در این دنیای پر از کینه
نزد کسانی که نیازمند منند
کسانی که نیازمند ایشانم
کسانی که ستایش انگیزند،
تا دریابم
شگفتی کنم
بازشناسم
که ام
که می توانم باشم
که می خواهم باشم،
تا روزها بی ثمر نماند
ساعت ها جان یابد
و لحظه ها گرانبار شود .
هنگامی که می خندم
هنگامی که می گریم
هنگامی که لب فرو می بندم .
در سفرم به سوی تو
به سوی خود
به سوی خدا
که راهی ست ناشناخته
پُر خار
ناهموار،
راهی که، باری
در آن گام می گذارم
که در آن گام نهاده ام
و سرِ بازگشت ندارم .
بی آن که دیده باشم شکوفایی ِ گل ها را
بی آن که شنیده باشم خروش رودها را
بی آن که به شگفت درآیم از زیبایی ِ حیات.
اکنون مرگ می تواند
فراز آید
اکنون می توانم به راه افتم
اکنون می توانم بگویم .
که زنده گی کرده ام…
369✨🪷🌿
I AM🪞🦋🌀
🕊1