نُت سکوت ( اشعار یعقوب رستمی ثالث) با صدای شاعر
825 subscribers
791 photos
4 videos
17 links
Download Telegram
بغض‌های در گلو مانده

 
ما شاعرها
برای سرودن
درد اینقدر زیاد هست
که واژه کم می‌آوریم
برای گریستن
بغض‌های در گلو مانده
اینقدر زیاد هست
که اشک کم می‌آوریم
ما در زندگی از رنج تنهایی
همیشه‌ی زمان کم می‌آوریم
درد تنهایی،
بغض‌های در گلو مانده
اشک اشک اشک
دیگر همه‌اش کم می‌آوریم
ذهن پریشان ما
آبستن دردهای بزرگی‌است
دوست نداریم
اما چه کنیم
    که همه‌اش کم می‌آوریم
ما شاعرها
بغض‌های در گلو مانده‌ایم!!!

شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
👏93👌2👍1
رویاها

 
نیمه شب است
خواب با سنگینی تمام
از چشم‌های منتظر
و خسته‌ام آویزان است
و من غرق در سوگ
رویاهای دور و درازم
رمقی نیست در دل و جان
حتی برای گریستن
دوباره باید نیّت کنم
و حافظ را باز کنم
چاره‌ای نیست جز این
که بلاخره این شب تار
کی به آخر می‌رسد ...؟!
حافظ آهی می‌کشد و
میگوید: چنان نماند و
چنین نیز هم نخواهد ماند
و من باز غرق در رویاهایم
                ... خواب می‌روم

شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
👍52👏2👌1🕊1
تنهایی در غربت

 
گوشه‌ای کز کرده‌ام
توی اتاق کوچکم
               با تمام کتاب‌هایم
تنهایی مچاله‌ام کرده
حتی بچه‌های هم
با من غریبه‌اند

با خودم و با گذشته‌ام
توی ذهنم هی این در و
                   آن در می‌زنم
بلکه دلخوشی را کشان‌کشان
به خانه بیاورم
اما تمام درها بسته‌است
نه کسی می‌آید، نه کسی می‌رود
و نه پیغامی از کسی می‌رسد
این روزها غم غربت
بیشتر از هر زمانی
         در دلم سنگینی می‌کند
من اینجا فقط نفس می‌کشم
آن هم با تعارف و زور ... همین!
من سال‌هاست مرده‌ام ...!!!
فقط زمانی می‌توانم
به زندگی برگردم
        که ریشه‌ام را پیدا کنم.

شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
👏9👌32🔥1
این زندگی سگی!

 
دلگیر می‌شوم
وقتی می‌بینم،
این زندگی سگی!
تارش از دلتنگی‌است
و پودش از
     حس سرد تنهایی‌است
قالی سلیمان که نیست
هر جا دلت خواست ببردت
پیش هر کی که
            دوستش می‌داری
و هر آن که دوستت می‌دارد
باید سوخت و باید ساخت!
تا نهایت دلتنگی و تنهایی!
ما همه قربانیان
          یک حس بی‌خودیم!
یک حس بی‌خود!
در تاریکی‌های
            سردابه‌های شهوت
می‌دانم اگر دیر بجنبیم
           حس تنهایی تا ابد
بر دل‌هامان چیره خواهدشد
تا غریبانه از این جهان دنی
             ... رخت بربندیم
کاش همه فریب می‌خوردیم و
دلباخته حتی برای
              یک تیکه سنگ
شاید عشق می‌توانست براحتی
بار این تنهایی را بر دوش بکشد.

شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
👍133🔥1👏1
فریب

 
چون آمال و آرزوهای
تک بوته‌ای نیمه‌جان می‌مانم
که
منتظر در خواب آب می‌بیند
و در برهوتی ناممکن
با تمام رویاهایش از تک تک
قطرات باران آویزان می‌شود
و مثل باغچه‌ای که
از نهرهای پرآب
                   نشئه می‌شود
و در خواب تنها آب می‌بنید
درست است آب روشنایی‌است
اما چرا با وجود آب در خواب
خواب‌های ما همیشه
در تاریکی تمام فرو می‌رود
و خواب‌های شیرین‌مان
به کابوسی وحشتناک
                  تبدیل می‌شود
اینجا روشنایی را همیشه
در خواب هم  به بند می‌کشند
ما همه فریب خورده‌ایم.
                        ... فریب!

شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
9👌3👏2❤‍🔥1👍1🔥1
قدم‌زدن‌های سرد و بی‌روح من


 
کسی از این جماعت نیست
حتی دوستانم
که نیمکت تنهایی مرا پر کند
و این لحظات شوم تنهایی را
در من باور کند
پارک هست و
قدم‌زدن‌های سرد و
                   بی روح من
دلم جز نام تو
که شاید در آخرین لحظات
به داد تنهایی‌ام خواهی رسید
نام دیگری را زمزمه نمی‌کند
من به این قدم‌زدن‌های سرد و
بی روح در خلوت این پارک
                      امیدها بسته‌ام

شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
6👏2👌2🔥1
جنگ خونینِ لحظه‌های تنهایی

 
از بی‌کسی
و بی‌همزبانی
می‌خواهم تنهایی‌ام را
در تنهایی یک اتاق
به شقیقه‌ام شلّیک کنم
و اگر
در اولین شلّیک خلاص نشدم

از تنهایی خود
خودم را آویزان کنم
شاید که درد در من
آرام گیرد
که زندگی در تنهایی
جنگ خونینِ
لحظه‌های تنهایی‌است.


شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
👏54❤‍🔥2🔥2
جز عشق

 
جز عشق هیچ بهانه‌ای نیست
برای زیستن
         و ادامه‌ی این راه غمبار
از ناچاری ماه را که می‌بوسم
               در پهنه‌ی آسمان
یاد تو می‌افتم
و غروب که از راه می‌رسد
همراه دلتنگی
باز یاد تو
در ذهنم جاری می‌شود

من پیکره‌ای از دلتنگی‌های توام
و تندیسی از سال‌های دوری
که با عشق در من جاری بودی
یاد تو ...!!!
تمام آرامش من است

تا شکفتن داوودی‌ها برگرد
این خانه
     بی‌نفس‌های تو متروک است.

شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
7👏2👍1🔥1👌1
وقتی می‌خواهم از زن بسرایم


 
وقتی می‌خواهم از زن بسرایم
تمام دفترم
از عطر عشق مست می‌شود
و قلم رقصان و با هیجان
دنبال عاشقانه‌ترین واژه‌هاست
وقتی حرف زن به میان می‌آید
شب با همه‌ی دردها
آرام می‌شود

و درد رام می‌شود
وقتی می‌خواهم از زن بسرایم
همه چیز زیبا می‌شود،
حتی درد!

دردها همه
مثل درد عشق شیرین می‌شود
و زمان با همه غصه‌ها
چون اسب خسته
نجیب و رام می‌شود
وقتی یاد زن می‌افتم
نیمی از جهان!
نه نه! تمامی جهان
پیش چشمانم زیبا می‌شود
و دنیا
عاشقانه سرود عشق می‌خواند
.

شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
12👏4🔥2🙏2👍1👌1
طُفیلی

 
شب را عاشقانه
به گیسوان تو گره می‌زنم
و ماه را
به چهره‌ی ماهت نازنین من
و جام لبالب می را
به چشمان زیبای تو
قسم می‌دهم

که حس تنهایی‌ام
با شعری در وصف تو
     امشبم را غرق تنهایی نکند
تا بلکه
با یاد زیبایی‌های یک زن
شعری در وصف تو
                 و عشق بسرایم
تعجب نکن این واژه‌ها با یاد تو
   از ذهن من سرازیر می‌شوند
تا بلکه یادی از تو
       و عشق در ذهنم بسازند
آخر ما همه
طفیلیِ عشق و مهربانی هستیم.

شعر وصدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
6👍4🔥1🙏1
سلام و درود دوستان وقتتون بخیر / از دوستان ارجمندم تقاضا دارم اگر عضو گروه‌های فوروارد آزاد شعر و ادبیات و هنر هستند در صورت امکان لینکش رو تهیه و برام ارسال دارند تا من هم جهت فروارد اشعارم عضو شوم ممنون . لطفا فقط گروه شعر و ادبیات و هنر برا فروارد اشعارم ممنونم از شما🌹❤️🙏🏼
6👍1
برای زیستن

 
تا کی حس تنهایی‌ام را
عاشقانه در این ویران‌آباد
به عرضه بگذارم
بلکه خریداری پیدا شود
می‌ترسم سرآخر
این حس بی‌سرانجام را
به شقیقه‌ام بگذارم
               و شلّیک کنم
یا این حس تنهایی را
همراه خودم
از گیسوان شب دار بزنم
می‌گویند:
خود را به جنون کشیده‌ای
که اینگونه حرف می‌زنی
می‌گویم:
آری جنون برای اندکی
فقط اندکی عشق
آخر ...!!!
شاعر برای بودن و نبودن
بهانه‌ای جز عشق ندارد ...!!!

شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
8👏4👍3🕊2👌1
میان هزاران آشنا

 
غریب مانده‌ایم
میان هزاران آشنا
میان این کوچه‌ها
کوچه‌های هزارتوی تنهایی
گاهی برای عابران ناآشنا
تبسم را
بر لب‌های‌مان جراحی می‌کنیم
بلکه میان اینهمه غریبه
                  آشنایی بیابیم
غریب مانده‌ایم، غریب ...!!!
غریبه‌تر از غریبه‌ها
    میان اینهمه آشنای ناآشنا
دست هم را نگیریم
غرق می‌شویم
میان این امواج غریبگی
میان اینهمه آشنای ناآشنا ...!!!

شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
11🔥3🕊3👍2👏2❤‍🔥1👌1
زمانِ یخ‌زده


 
ما همه منتظریم، اما!
اینجا خیلی دیر، زود می‌شود
انگار زمان یخ زده
وقتی ماهیان سال نو در تنگ
               فراموش می‌شود
وقتی اسکناس تا نخورده
لای کتاب هندسه گم می‌شود
و ‌خیلی چیزها دیر زود می‌شود
آن موقع هست که
   دل وامانده در اندوه
                   زنجیر می‌شود
انگار اینجا ساعت‌ها
            همه خواب رفته‌اند
یا همه مرده‌اند
که اینگونه دیرها دیرتر
                     زود می‌شود
این عمر دیرپا
با اینهمه درد، دیرپا نبود
آخر اما این دیر
         خیلی زود، زود می‌شود
ما همه منتظرِ
       زود سپری شدن دقایقیم
اینقدر منتظر ...!!!
که دیر خیلی زود، زود می‌شود!

شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
7❤‍🔥2👏2🥰1
در عالم خیال

 
در عالم خیال
با شور و اشتیاق
لای گیسوان تو می‌خزم
تا شور ذهنت را
از نزدیک بخوانم
که عشق هر لحظه
در تار و پود من
تو را زمزمه می‌کند
و تو از تک تک واژها
عاشقانه شعر می‌شوی
و من در عشق تو
تولدی دوباره می‌یابم
عشق یعنی مردن
و زنده شدن دوباره
با من بیا که با تو
در عشق دوباره زاده‌می‌شوم

شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
👏64👍2👌1🕊1
بغض‌های شکسته

 
داد می‌زنیم
           هوار می‌کشیم
با نعره در گلو
         بغض می‌شکنیم
آه! ...
آه از این بیداد می‌کشیم!
حیف کسی نیست!
که داد تنهایی‌مان را بشنود
جز این کوهستان
جز این دره‌ها و صخره‌ها
که با انعکاس دادمان
بی‌دادمان را داد می‌زنند
آه ...! که کسی نیست
در دل‌مان آرام آشیانه کند
بگذار آرام‌آرام بگرییم
               بر بی‌دادمان
که انگار این حس بی‌کسی
در سرنوشت ما لانه کرده.

شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث🌹🙏🏼
7👍3👌1
روزهای روشن

 
نمی‌دانم چرا؟!!!
سرنوشت ما و
این شهر خزان زده
با سیاهی گره خورده
بهار هم که باشد

باران به شکل خاکستر
بر بام‌های این شهر می‌بارد
از گلبرگ‌های گل‌های اطلسی
بجای شبنم صبحگاه
         خون چکه می‌کند
ما هم، همه
در سوگ روزهای روشن
رهایی را زمزمه می‌کنیم
تو نیز با اشک چشم امید را
بر سرود رهایی پیوند بزن
که روزهای روشن نزدیک است
ما همه در انتظار بهار و بارانیم
ای یاس‌ها عطرافشان
خنده را بر لب‌هاتان
                   جراحی کنید!
ای یاس‌ها خنده را
عطرافشان بر لب‌هاتان
                   جراحی کنید!

شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
👏74❤‍🔥1
پرسه در خیال تو

 
زیر باران، پرسه می‌زنم
در خلوت این خیابان
این‌بار تنها نه، با خیال تو!
خیالی که تار و پودش
از حضور معطر توست
دست در دست خیال تو
طول این خیابان را تا انتها
عطر عشق زیباست خوب من!
مثل عطر یاس و اقاقیاست
که از باغ خیال من
و یاد تو به مشام می‌رسد
دروغ نگفته‌باشم
همیشه غرق می‌شوم،
همیشه ...!!!

در فضای معطرِ عشق تو
می‌دانم ...!!!
این حس تنهایی روزی
با من بدرود خواهد گفت
         تا باران دیگر برگرد!

شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث🌹🙏🏼
6👏5👌2👍1🔥1🕊1
در چله‌ی زمستان

 
شب بود
باغچه تاریک
در سرما و سیاهیِ شب
در خلوت باغچه
کنج اتاقی تاریک و سرد
که با سیاهی
دوداندود شده‌بود
مضطرب حال و ترسان
دنبال کبریت گشتم
شمعی روشن کردم
کمی از اضطراب و ترسم ریخت
خوابم برد
صبح که از خواب بیدار شدم
گل‌ها و درختان همه
در چله‌ی زمستان
شکوفه کرده‌بودند
روشنایی چقدر خوب است
                        خوب من!
گور پدرِ
هر چه سرما و تاریکی‌است ...!!!

شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
5👌4👍1
بیشتر بمان!

 
شب
با گیسوان تو آغاز شد
و من آن شب
در آرزوی آغوش تو بودم
اما همچنان غرق در
        عطر گیسوان تو شدم
صبح که از خواب بیدار شدم
از خورشید خبری نبود
چهره زیبای تو
بر تارک آسمان می‌درخشید
می‌خواستم بال در بیاورم
تا بلکه شاید به تو برسم
اما راه آسمان
         سخت بود و سنگلاخ!
تو لبخند می‌زدی
و شهر پر از شکوفه می‌شد
خدا کند
  هیچ وقت پشت ابرها نمانی
باران را دوست می‌داشتم
اما تو را بیشتر ...!!!
بیشتر بمان!
         بیشتر بخند خوب من!

شعرو صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
6👏3👌1
تنگ بلور

 
تنگ بلور را
دوست می‌دارم خوب من!
اما نه برای
حبس ماهیان قرمز
می‌خواهم تنگی از شراب
در مقابل دیدگانم
سر سفره‌ هفت سین باشد
که تا سال نو
با عیش و مستی آغاز شود
کم خون دل خوردیم
روزگارمان سیاه بود و
        دل‌هامان پر از خونابه
و لب‌هامان پر از
    واژه‌های دردناک شاعرانه
حرف که می‌زدیم می‌شد شعر
شعری غمناکتر از عشق
عشق به وطن، عشق به همنوع
 و عشق به عشق ...!!!
راه که می‌رفتیم، می‌شد ‌رقص
چون رقصی سوگوارانه
 بر مزار عزیزانمان
ما برای آزادی
خونابه‌ها خورده‌ایم!!!


شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
4👍2👏2🔥1👌1