نُت سکوت ( اشعار یعقوب رستمی ثالث) با صدای شاعر
823 subscribers
791 photos
4 videos
17 links
Download Telegram
درود و عرض ادب و احترام دوستان وقتتون بخیر مهربانان. باید به خدمتتون عرض کنم که ویس تلگرامم به مشکل برخورده فعلا فک کنم تا چند روز نتونم اشعارم رو دکلمه کنم بعد از برطرف شدن مشکل ویس حتمن با شعر و دکلمه‌ی آن در خدمتتون خواهم بود.
با سپاس از بزرگواری و صبر و تحملتون🌹❤️🙏🏼
🙏9👍21
تنها عشق!

 
تنهایی را قورت می‌دهم
مثل بغضی که
در حال ترکیدن است

و ساده نگاهت می‌کنم
            اما پر از مفهوم عشق
تا من بتوانم نگاهت را
     عاشقانه در آغوش بگیرم
خودم را
در احساس تو ول می‌کنم

حالا دل‌ها‌مان چشم در چشم
عشق‌مان چشم در چشم
و چشم‌ها‌مان اشک در اشک
با ذوق تمام،
دستت را به من بده

انگار همه چیز هیچ است
تنها عشق است
که کار را تمام می‌کند.


شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
4👏3👌1
تا تمام ابدیت


 
می‌دانی؟! ... من با تمام تنهایی
              در دل این شب سیاه
می‌خواهم
خودم را از آواز فاخته‌ای

تا سپیده‌دم صبح دار بکشم
بلکه دمیدن صبح را
جور دیگر ببینم

در تنهایی غوطه می‌خورم
و از اتاق کوچک‌ام ممنونم
که با این‌همه درد
و این‌همه تنهایی‌

               مرا در خود جای داده
و دیوارهای زبان‌بسته‌ای که

با همه تنهایی‌ام‌
از من دلجویی می‌کنند

کسی نیست که این بندها را
                    از پاهایم باز کند؟!
اما من با تمام وجود
به مرگ ایمان دارم

که تمام بندها را خواهدگسست
چه کسی می‌گوید که
مرگ ترسناک است

چه کسی می‌گوید که مرگ
پایان عطر یاس و
شکفتن بنفشه‌هاست

من با تمام وجود
به قهقهه‌ی کبک‌ها

و آواز چکاوک
و به تمامیت ابدیت عشق
ایمان دارم!


شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
6👌2👍1👏1
امیدوار زی تو دل!


 
امیدوار زی تو دل!
امید را به دل بدوز
تو خنده را به لب رفیق
سرآخر این شب سیاه
برون رود از این سرای
سیاهی و شب و سکوت
نوید صبح روشن است
در این دل شکسته دل
چه خون دل نهفته‌است
از دل این شب سیاه
چه ساقه‌های روشنی!
چه لاله‌ها شکوفته‌است ...!!!
نوید این شب سیاه
صبح سپید، رهایی است ...!!!
امیدوار زی تو دل
جهان و صبح روشن‌اش
به کام دل، به کام ماست!
امیدوار زی تو دل!
                امیدوار زی!

شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
3
گاهی می‌خندم
       و گاهی می‌گریم!


 
آهی می‌کشم! ... آه ...!!!
و شب را باهمه‌ی تنهایی‌ام
چون بغضی شکسته
قورت می‌دهم

تا بلکه فارغ از هر درد و رنج
آبستن از روشنایی
در صبحی سپید
     از سیاهی شب خلاص شوم
گاهی می‌خندم
و گاهی می‌گریم!

برای آنهایی که
        مرا دیوانه خطاب می‌کنند
من فقط شاعرم
سر و کارم با واژه‌ها و قلم است
و شاید صحنه‌ی زندگی را
          جور دیگر می‌بینم همین!

شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
👏8👌31
خسته از تنهایی!

 
کاری ندارم
فقط کمی خسته‌ام
که اینجا نشسته‌ام
زیر سایه‌ی این درخت
منتظر پیغامی از کسی هم
                      نیستم
و حتی منتظر کسی که
                       بیاید
چون می‌دانم دیگر کسی
                     نمی‌آید
اما گاهی فقط گاهی
           امیدوار می‌شوم
که شاید کسی
همراه فوجی از
       کبوتران سفید بیاید
همراه باران، همراه مهربانی
تا شاید مرا
        از تنهایی نجات دهد
نه اینجا کاری ندارم
فقط کمی خسته‌ام
ای شماها ...!!!
اگر از گم‌ شده‌ی من
        خبری دارید بگویید!
کجاهاست؟! ... کی می‌آید؟!
              خسته‌ام! ... خسته!

شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
7👏3👌1
بغض‌های در گلو مانده

 
ما شاعرها
برای سرودن
درد اینقدر زیاد هست
که واژه کم می‌آوریم
برای گریستن
بغض‌های در گلو مانده
اینقدر زیاد هست
که اشک کم می‌آوریم
ما در زندگی از رنج تنهایی
همیشه‌ی زمان کم می‌آوریم
درد تنهایی،
بغض‌های در گلو مانده
اشک اشک اشک
دیگر همه‌اش کم می‌آوریم
ذهن پریشان ما
آبستن دردهای بزرگی‌است
دوست نداریم
اما چه کنیم
    که همه‌اش کم می‌آوریم
ما شاعرها
بغض‌های در گلو مانده‌ایم!!!

شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
👏93👌2👍1
رویاها

 
نیمه شب است
خواب با سنگینی تمام
از چشم‌های منتظر
و خسته‌ام آویزان است
و من غرق در سوگ
رویاهای دور و درازم
رمقی نیست در دل و جان
حتی برای گریستن
دوباره باید نیّت کنم
و حافظ را باز کنم
چاره‌ای نیست جز این
که بلاخره این شب تار
کی به آخر می‌رسد ...؟!
حافظ آهی می‌کشد و
میگوید: چنان نماند و
چنین نیز هم نخواهد ماند
و من باز غرق در رویاهایم
                ... خواب می‌روم

شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
👍52👏2👌1🕊1
تنهایی در غربت

 
گوشه‌ای کز کرده‌ام
توی اتاق کوچکم
               با تمام کتاب‌هایم
تنهایی مچاله‌ام کرده
حتی بچه‌های هم
با من غریبه‌اند

با خودم و با گذشته‌ام
توی ذهنم هی این در و
                   آن در می‌زنم
بلکه دلخوشی را کشان‌کشان
به خانه بیاورم
اما تمام درها بسته‌است
نه کسی می‌آید، نه کسی می‌رود
و نه پیغامی از کسی می‌رسد
این روزها غم غربت
بیشتر از هر زمانی
         در دلم سنگینی می‌کند
من اینجا فقط نفس می‌کشم
آن هم با تعارف و زور ... همین!
من سال‌هاست مرده‌ام ...!!!
فقط زمانی می‌توانم
به زندگی برگردم
        که ریشه‌ام را پیدا کنم.

شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
👏10👌32🔥1
این زندگی سگی!

 
دلگیر می‌شوم
وقتی می‌بینم،
این زندگی سگی!
تارش از دلتنگی‌است
و پودش از
     حس سرد تنهایی‌است
قالی سلیمان که نیست
هر جا دلت خواست ببردت
پیش هر کی که
            دوستش می‌داری
و هر آن که دوستت می‌دارد
باید سوخت و باید ساخت!
تا نهایت دلتنگی و تنهایی!
ما همه قربانیان
          یک حس بی‌خودیم!
یک حس بی‌خود!
در تاریکی‌های
            سردابه‌های شهوت
می‌دانم اگر دیر بجنبیم
           حس تنهایی تا ابد
بر دل‌هامان چیره خواهدشد
تا غریبانه از این جهان دنی
             ... رخت بربندیم
کاش همه فریب می‌خوردیم و
دلباخته حتی برای
              یک تیکه سنگ
شاید عشق می‌توانست براحتی
بار این تنهایی را بر دوش بکشد.

شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
👍143🔥1👏1
فریب

 
چون آمال و آرزوهای
تک بوته‌ای نیمه‌جان می‌مانم
که
منتظر در خواب آب می‌بیند
و در برهوتی ناممکن
با تمام رویاهایش از تک تک
قطرات باران آویزان می‌شود
و مثل باغچه‌ای که
از نهرهای پرآب
                   نشئه می‌شود
و در خواب تنها آب می‌بنید
درست است آب روشنایی‌است
اما چرا با وجود آب در خواب
خواب‌های ما همیشه
در تاریکی تمام فرو می‌رود
و خواب‌های شیرین‌مان
به کابوسی وحشتناک
                  تبدیل می‌شود
اینجا روشنایی را همیشه
در خواب هم  به بند می‌کشند
ما همه فریب خورده‌ایم.
                        ... فریب!

شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
9👌3👏2❤‍🔥1👍1🔥1
قدم‌زدن‌های سرد و بی‌روح من


 
کسی از این جماعت نیست
حتی دوستانم
که نیمکت تنهایی مرا پر کند
و این لحظات شوم تنهایی را
در من باور کند
پارک هست و
قدم‌زدن‌های سرد و
                   بی روح من
دلم جز نام تو
که شاید در آخرین لحظات
به داد تنهایی‌ام خواهی رسید
نام دیگری را زمزمه نمی‌کند
من به این قدم‌زدن‌های سرد و
بی روح در خلوت این پارک
                      امیدها بسته‌ام

شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
6👏2👌2🔥1
جنگ خونینِ لحظه‌های تنهایی

 
از بی‌کسی
و بی‌همزبانی
می‌خواهم تنهایی‌ام را
در تنهایی یک اتاق
به شقیقه‌ام شلّیک کنم
و اگر
در اولین شلّیک خلاص نشدم

از تنهایی خود
خودم را آویزان کنم
شاید که درد در من
آرام گیرد
که زندگی در تنهایی
جنگ خونینِ
لحظه‌های تنهایی‌است.


شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
👏54❤‍🔥2🔥2
جز عشق

 
جز عشق هیچ بهانه‌ای نیست
برای زیستن
         و ادامه‌ی این راه غمبار
از ناچاری ماه را که می‌بوسم
               در پهنه‌ی آسمان
یاد تو می‌افتم
و غروب که از راه می‌رسد
همراه دلتنگی
باز یاد تو
در ذهنم جاری می‌شود

من پیکره‌ای از دلتنگی‌های توام
و تندیسی از سال‌های دوری
که با عشق در من جاری بودی
یاد تو ...!!!
تمام آرامش من است

تا شکفتن داوودی‌ها برگرد
این خانه
     بی‌نفس‌های تو متروک است.

شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
7👏2👍1🔥1👌1
وقتی می‌خواهم از زن بسرایم


 
وقتی می‌خواهم از زن بسرایم
تمام دفترم
از عطر عشق مست می‌شود
و قلم رقصان و با هیجان
دنبال عاشقانه‌ترین واژه‌هاست
وقتی حرف زن به میان می‌آید
شب با همه‌ی دردها
آرام می‌شود

و درد رام می‌شود
وقتی می‌خواهم از زن بسرایم
همه چیز زیبا می‌شود،
حتی درد!

دردها همه
مثل درد عشق شیرین می‌شود
و زمان با همه غصه‌ها
چون اسب خسته
نجیب و رام می‌شود
وقتی یاد زن می‌افتم
نیمی از جهان!
نه نه! تمامی جهان
پیش چشمانم زیبا می‌شود
و دنیا
عاشقانه سرود عشق می‌خواند
.

شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
12👏4🔥2🙏2👍1👌1
طُفیلی

 
شب را عاشقانه
به گیسوان تو گره می‌زنم
و ماه را
به چهره‌ی ماهت نازنین من
و جام لبالب می را
به چشمان زیبای تو
قسم می‌دهم

که حس تنهایی‌ام
با شعری در وصف تو
     امشبم را غرق تنهایی نکند
تا بلکه
با یاد زیبایی‌های یک زن
شعری در وصف تو
                 و عشق بسرایم
تعجب نکن این واژه‌ها با یاد تو
   از ذهن من سرازیر می‌شوند
تا بلکه یادی از تو
       و عشق در ذهنم بسازند
آخر ما همه
طفیلیِ عشق و مهربانی هستیم.

شعر وصدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
6👍4🔥1🙏1
سلام و درود دوستان وقتتون بخیر / از دوستان ارجمندم تقاضا دارم اگر عضو گروه‌های فوروارد آزاد شعر و ادبیات و هنر هستند در صورت امکان لینکش رو تهیه و برام ارسال دارند تا من هم جهت فروارد اشعارم عضو شوم ممنون . لطفا فقط گروه شعر و ادبیات و هنر برا فروارد اشعارم ممنونم از شما🌹❤️🙏🏼
6👍1
برای زیستن

 
تا کی حس تنهایی‌ام را
عاشقانه در این ویران‌آباد
به عرضه بگذارم
بلکه خریداری پیدا شود
می‌ترسم سرآخر
این حس بی‌سرانجام را
به شقیقه‌ام بگذارم
               و شلّیک کنم
یا این حس تنهایی را
همراه خودم
از گیسوان شب دار بزنم
می‌گویند:
خود را به جنون کشیده‌ای
که اینگونه حرف می‌زنی
می‌گویم:
آری جنون برای اندکی
فقط اندکی عشق
آخر ...!!!
شاعر برای بودن و نبودن
بهانه‌ای جز عشق ندارد ...!!!

شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
8👏4👍3🕊2👌1