خونابه در جویها
خون شهر بند نیامد
از وقتی که سرهای بیگناه بر دار شد
از وقتی که نفس در سینهها یخ بست
و از وقتی که دیگر
خونی در رگ شهر نماند
سحرگاهان بود که
خیابانها را آب گرفتند
آب، خونابه شد!
و در جویها جاری
نه خون شهر بند نیامد
چون عشق را، آزادی را
و عشق به آزادی را سر بریده
و این خون عشق و آزادی بود
که همراه سیل اشک
تا سپیدهدمان در خیابانها و جویها
جاری شد!
اما ما همچنان به شمعدانیهایمان
... آب خواهیمداد.
شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
خون شهر بند نیامد
از وقتی که سرهای بیگناه بر دار شد
از وقتی که نفس در سینهها یخ بست
و از وقتی که دیگر
خونی در رگ شهر نماند
سحرگاهان بود که
خیابانها را آب گرفتند
آب، خونابه شد!
و در جویها جاری
نه خون شهر بند نیامد
چون عشق را، آزادی را
و عشق به آزادی را سر بریده
و این خون عشق و آزادی بود
که همراه سیل اشک
تا سپیدهدمان در خیابانها و جویها
جاری شد!
اما ما همچنان به شمعدانیهایمان
... آب خواهیمداد.
شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
❤5👍1🔥1
زندگی
تقدیر اینچنین بود
که عشق را
با اشک همراه کنند
و دل را با خون دل
و من فکر میکنم
که ما همه
بازیگران این سرنوشتیم
شاید زندگینامه را
قبلا اینچنین نوشتهاند!
شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث🌹🙏🏼
تقدیر اینچنین بود
که عشق را
با اشک همراه کنند
و دل را با خون دل
و من فکر میکنم
که ما همه
بازیگران این سرنوشتیم
شاید زندگینامه را
قبلا اینچنین نوشتهاند!
شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث🌹🙏🏼
❤3👌1🕊1
از دریچه بستهی آزادی
از دریچهی کوچک سپیدهدمان
به یاد آزادی
تو را فریاد خواهمزد
ای سرزمین من
ای سرزمین خون و آتش
تا بر در گوش خفتگان این شهر
سرودی بسرایم از رهایی
و شوری بیافرینم از سر ذوق
به یاد آنهایی که
در خون تاریخ این سرزمین
جاودانه غلت زدند
با حالی آشفته
من از دریچهی بستهی آزادی
تو را نعرهها خواهمزد
ای سرزمین من که سالهاست
غریبانه در خون گرم آمال خود
غلت میزنی
آری تو را فریاد خواهمزد
تا خواب خفتگان این شهر را
در قعر ظلمات شب آشفتهتر کنم ...!!!
شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
از دریچهی کوچک سپیدهدمان
به یاد آزادی
تو را فریاد خواهمزد
ای سرزمین من
ای سرزمین خون و آتش
تا بر در گوش خفتگان این شهر
سرودی بسرایم از رهایی
و شوری بیافرینم از سر ذوق
به یاد آنهایی که
در خون تاریخ این سرزمین
جاودانه غلت زدند
با حالی آشفته
من از دریچهی بستهی آزادی
تو را نعرهها خواهمزد
ای سرزمین من که سالهاست
غریبانه در خون گرم آمال خود
غلت میزنی
آری تو را فریاد خواهمزد
تا خواب خفتگان این شهر را
در قعر ظلمات شب آشفتهتر کنم ...!!!
شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
❤🔥1❤1🔥1
خندهی اشک ...!!!
از گیسوان تو مینویسم
وقتی نسیم عاشقانه میوزد
از عطر تنت
وقتی یاد تنها یاس باغچه میافتم
و از چشمهایت
وقتی در مستی جامی از شراب
غرق میشوم
اشکهایم از سر ذوق
قطره قطره میخندند
وقتی رایحهی تنت را حس میکنند
خندیدن اشک ...!!!
جالب نیست؟!!!
تعجب نکن خوب من ...!!!
با تو در عشق
هر غیرممکنی ممکن است ...!!!
شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
از گیسوان تو مینویسم
وقتی نسیم عاشقانه میوزد
از عطر تنت
وقتی یاد تنها یاس باغچه میافتم
و از چشمهایت
وقتی در مستی جامی از شراب
غرق میشوم
اشکهایم از سر ذوق
قطره قطره میخندند
وقتی رایحهی تنت را حس میکنند
خندیدن اشک ...!!!
جالب نیست؟!!!
تعجب نکن خوب من ...!!!
با تو در عشق
هر غیرممکنی ممکن است ...!!!
شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
❤5👏1🕊1
بغض واژهها
حالا اینجا
من آشفتهتر از آنم
که آرام گیرم
واژهها یک طرف
من و این دردها یک طرف
و شعر سویی
نه ...!، آرامشی در میان نخواهدبود
مگر اینکه قلم
واژههای بغضکرده را
برای شعری بگریاند ...!!!
شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
حالا اینجا
من آشفتهتر از آنم
که آرام گیرم
واژهها یک طرف
من و این دردها یک طرف
و شعر سویی
نه ...!، آرامشی در میان نخواهدبود
مگر اینکه قلم
واژههای بغضکرده را
برای شعری بگریاند ...!!!
شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
👏6❤2❤🔥1👍1🔥1
به رهايي
.
آي...، رهايي
شعرهايم همه در
وصف تو ميانديشند
و سرودم همه از
شوق تو بر لب جاریست
اين ترانه، همه از عشق تو دارد آواز
تن و جانم همه از
لحظهي ديدار تو ميلرزد باز
همه با راز و نياز، همه با سوز و گداز
تا سحرگاه اميد که شفق باز دمد
با تو ميمانم باز، با تو ميخوانم باز
با تو میگویم راز
منِ سرگشته، چه داني؟!
با همه وحشت از اين تاريكي
منتظر، با تو همآوازم باز!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
.
آي...، رهايي
شعرهايم همه در
وصف تو ميانديشند
و سرودم همه از
شوق تو بر لب جاریست
اين ترانه، همه از عشق تو دارد آواز
تن و جانم همه از
لحظهي ديدار تو ميلرزد باز
همه با راز و نياز، همه با سوز و گداز
تا سحرگاه اميد که شفق باز دمد
با تو ميمانم باز، با تو ميخوانم باز
با تو میگویم راز
منِ سرگشته، چه داني؟!
با همه وحشت از اين تاريكي
منتظر، با تو همآوازم باز!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
👏7❤1🕊1
به همین راحتی
نه هنوز آنقدر پیر نشدهام
اما آسانسور که راه میفتد
یادم میرود که در طبقهی چهارم
باید پیاده شوم
فکر میکنم که دارم
به پیش خدا میروم
آسانسور در طبقهی چهارم میایستد
درب باز میشود
پا به بیرون میگذارم
با حسی که انگار تازه به دنیا آمدهام
به نظرم این درب آشناست
دیدار خدا به بعد موکول میگردد
چه [چرا]هایی در دلم باد کرده!
حیف که نشد ...!!!
کاش تهِ آسمانها ... کاش خانهی خدا
یک آسانسور داشت
به همین راحتی ...!!!
شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
نه هنوز آنقدر پیر نشدهام
اما آسانسور که راه میفتد
یادم میرود که در طبقهی چهارم
باید پیاده شوم
فکر میکنم که دارم
به پیش خدا میروم
آسانسور در طبقهی چهارم میایستد
درب باز میشود
پا به بیرون میگذارم
با حسی که انگار تازه به دنیا آمدهام
به نظرم این درب آشناست
دیدار خدا به بعد موکول میگردد
چه [چرا]هایی در دلم باد کرده!
حیف که نشد ...!!!
کاش تهِ آسمانها ... کاش خانهی خدا
یک آسانسور داشت
به همین راحتی ...!!!
شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
❤4👌3👍2
عشق در فراموشخانه
در آستانهی
پنجاه و چند سالگیام
آرام و پاورچین قدم برمیدارم
که نکند عزرائیل خبردار شود
و ایست قلبی را بفرستت سراغم
با اینحال اگر عمری باقی باشد
دوست دارم بعد از آلزایمر هم
عشق فراموشم نشود
که در سختترین لحظات
تنهاترین دستگیرم بودهاست
حتی توی خواب در نود و چند سالگیام
در جادهای دیدم که
پشت یک کامیون نوشتهبود:
ــ عشق هرگز نمیمیرد ...!!!
اما دیگر من سالها بود که نبودم!
شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
در آستانهی
پنجاه و چند سالگیام
آرام و پاورچین قدم برمیدارم
که نکند عزرائیل خبردار شود
و ایست قلبی را بفرستت سراغم
با اینحال اگر عمری باقی باشد
دوست دارم بعد از آلزایمر هم
عشق فراموشم نشود
که در سختترین لحظات
تنهاترین دستگیرم بودهاست
حتی توی خواب در نود و چند سالگیام
در جادهای دیدم که
پشت یک کامیون نوشتهبود:
ــ عشق هرگز نمیمیرد ...!!!
اما دیگر من سالها بود که نبودم!
شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
❤9👏3👌1
تنها نه! ...، با تنهاییام
میخواهم بروم خانهی هنرمندان
توی کافهاش ...
خودم را به یک فنجان قهوه میهمان کنم
تنها نه! ... با تنهاییام ...!!!
اما خیابان ایرانشهر
انگار به فراموشی دچار شده
هرچه از سمت پل ستارخان میروم
به سمت جنوب
به خانهی هنرمندان نمیرسم
به تنهاییام میگویم:
نگران نباش بلاخره پیدایش میکنیم
پلهبرقی متروی میدان هفت تیر
انگار به آلزایمر دچار شده
برعکس میچرخد و من
در ازدحام جمعیت وقتی تو را میبینم
تنهاییهایم را گم میکنم
فراموشی شده این روزها کار من
حتی کشتن روزها و لحظهها
... تنهایی بد دردیاست.
شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
میخواهم بروم خانهی هنرمندان
توی کافهاش ...
خودم را به یک فنجان قهوه میهمان کنم
تنها نه! ... با تنهاییام ...!!!
اما خیابان ایرانشهر
انگار به فراموشی دچار شده
هرچه از سمت پل ستارخان میروم
به سمت جنوب
به خانهی هنرمندان نمیرسم
به تنهاییام میگویم:
نگران نباش بلاخره پیدایش میکنیم
پلهبرقی متروی میدان هفت تیر
انگار به آلزایمر دچار شده
برعکس میچرخد و من
در ازدحام جمعیت وقتی تو را میبینم
تنهاییهایم را گم میکنم
فراموشی شده این روزها کار من
حتی کشتن روزها و لحظهها
... تنهایی بد دردیاست.
شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
❤6👏6❤🔥3💔1
حکایت بیقراری غربت
روزگاري كه مسافرهايي
در پي يك سفر دور و دراز
در بياباني بيآب و علف
غربتي مييافتند
ساربانان خسته
و مسافرها هم
حسّ يك غربت را
چه غريبانه به گوش دل خود
آويزان ميكردند
ولي امّا حالا
غُربت ما، در همين جاست
در همين يك قدمي است،
توي اين شهر
در همين كوچهي تاريك و
مِهآلود و سياه
سايههايي سنگين، وحشتناك
مثل يك ديوِ سياه
در كمينِ تو نشستهاست به راه
در گذر، در پس ديوار،
نه همسايه نه دوست
شحنگاني همه نمّام و خبرچين
پشت ديوار به گوش
ابر تنهايي و غربت شب و روز
در دلم ميبارد سخت به جوش
زير آوار همين ابر سياه و دلگير
اين غريبي به وطن،
درد ديرينهي ماست ...!!!
شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
روزگاري كه مسافرهايي
در پي يك سفر دور و دراز
در بياباني بيآب و علف
غربتي مييافتند
ساربانان خسته
و مسافرها هم
حسّ يك غربت را
چه غريبانه به گوش دل خود
آويزان ميكردند
ولي امّا حالا
غُربت ما، در همين جاست
در همين يك قدمي است،
توي اين شهر
در همين كوچهي تاريك و
مِهآلود و سياه
سايههايي سنگين، وحشتناك
مثل يك ديوِ سياه
در كمينِ تو نشستهاست به راه
در گذر، در پس ديوار،
نه همسايه نه دوست
شحنگاني همه نمّام و خبرچين
پشت ديوار به گوش
ابر تنهايي و غربت شب و روز
در دلم ميبارد سخت به جوش
زير آوار همين ابر سياه و دلگير
اين غريبي به وطن،
درد ديرينهي ماست ...!!!
شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
❤7👍5❤🔥1👏1
برهوتِ وحشت
مردمان میگویند
خشکسالیاست در این ورطه
کجایی و کجاها ماندی؟!
در پی آب کدامین ابری
ابرها چکه ندارند حتی
قطرهای اشک زبیداد زمان
همه جا خشک شده
برهوتِ وحشت!
ولی اما با همه درد و فغان
ابرهای دل من در این شهر
هر شبانگاه چه سیلی دارند ...!!!
شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
مردمان میگویند
خشکسالیاست در این ورطه
کجایی و کجاها ماندی؟!
در پی آب کدامین ابری
ابرها چکه ندارند حتی
قطرهای اشک زبیداد زمان
همه جا خشک شده
برهوتِ وحشت!
ولی اما با همه درد و فغان
ابرهای دل من در این شهر
هر شبانگاه چه سیلی دارند ...!!!
شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
❤9👏4👍3👌3🔥1
درود و عرض ادب دوستان. اوقاتتون در آرامش. تو این اوضاع مردم دنبال چی هستند؟؟!!!!
باز یکی اومده پیوی و میگه تو که شاعر عاشقانه سرایی چرا بعضی موقع ها از سیاهی و درد و رنج روزگار میگویی
گفتم مگر غیر اینه ؟! ... خوب هر چه دوربرم هست از آنها الهام میگیرم مگر غیر از اینا هست؟!!!
چی بگم ...همیشه میتوان عاشقانه زیست اما گاهی توام با رنج و درد و تنهایی!!!
ببخشید دوستان یه درددل بود😞🙏🏼
باز یکی اومده پیوی و میگه تو که شاعر عاشقانه سرایی چرا بعضی موقع ها از سیاهی و درد و رنج روزگار میگویی
گفتم مگر غیر اینه ؟! ... خوب هر چه دوربرم هست از آنها الهام میگیرم مگر غیر از اینا هست؟!!!
چی بگم ...همیشه میتوان عاشقانه زیست اما گاهی توام با رنج و درد و تنهایی!!!
ببخشید دوستان یه درددل بود😞🙏🏼
👌14👏11❤🔥1👍1
درود و عرض ادب و احترام دوستان وقتتون بخیر مهربانان. باید به خدمتتون عرض کنم که ویس تلگرامم به مشکل برخورده فعلا فک کنم تا چند روز نتونم اشعارم رو دکلمه کنم بعد از برطرف شدن مشکل ویس حتمن با شعر و دکلمهی آن در خدمتتون خواهم بود.
با سپاس از بزرگواری و صبر و تحملتون🌹❤️🙏🏼
با سپاس از بزرگواری و صبر و تحملتون🌹❤️🙏🏼
🙏9👍2❤1
تنها عشق!
تنهایی را قورت میدهم
مثل بغضی که
در حال ترکیدن است
و ساده نگاهت میکنم
اما پر از مفهوم عشق
تا من بتوانم نگاهت را
عاشقانه در آغوش بگیرم
خودم را
در احساس تو ول میکنم
حالا دلهامان چشم در چشم
عشقمان چشم در چشم
و چشمهامان اشک در اشک
با ذوق تمام،
دستت را به من بده
انگار همه چیز هیچ است
تنها عشق است
که کار را تمام میکند.
شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
تنهایی را قورت میدهم
مثل بغضی که
در حال ترکیدن است
و ساده نگاهت میکنم
اما پر از مفهوم عشق
تا من بتوانم نگاهت را
عاشقانه در آغوش بگیرم
خودم را
در احساس تو ول میکنم
حالا دلهامان چشم در چشم
عشقمان چشم در چشم
و چشمهامان اشک در اشک
با ذوق تمام،
دستت را به من بده
انگار همه چیز هیچ است
تنها عشق است
که کار را تمام میکند.
شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
❤4👏3👌1
تا تمام ابدیت
میدانی؟! ... من با تمام تنهایی
در دل این شب سیاه
میخواهم
خودم را از آواز فاختهای
تا سپیدهدم صبح دار بکشم
بلکه دمیدن صبح را
جور دیگر ببینم
در تنهایی غوطه میخورم
و از اتاق کوچکام ممنونم
که با اینهمه درد
و اینهمه تنهایی
مرا در خود جای داده
و دیوارهای زبانبستهای که
با همه تنهاییام
از من دلجویی میکنند
کسی نیست که این بندها را
از پاهایم باز کند؟!
اما من با تمام وجود
به مرگ ایمان دارم
که تمام بندها را خواهدگسست
چه کسی میگوید که
مرگ ترسناک است
چه کسی میگوید که مرگ
پایان عطر یاس و
شکفتن بنفشههاست
من با تمام وجود
به قهقههی کبکها
و آواز چکاوک
و به تمامیت ابدیت عشق
ایمان دارم!
شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
میدانی؟! ... من با تمام تنهایی
در دل این شب سیاه
میخواهم
خودم را از آواز فاختهای
تا سپیدهدم صبح دار بکشم
بلکه دمیدن صبح را
جور دیگر ببینم
در تنهایی غوطه میخورم
و از اتاق کوچکام ممنونم
که با اینهمه درد
و اینهمه تنهایی
مرا در خود جای داده
و دیوارهای زبانبستهای که
با همه تنهاییام
از من دلجویی میکنند
کسی نیست که این بندها را
از پاهایم باز کند؟!
اما من با تمام وجود
به مرگ ایمان دارم
که تمام بندها را خواهدگسست
چه کسی میگوید که
مرگ ترسناک است
چه کسی میگوید که مرگ
پایان عطر یاس و
شکفتن بنفشههاست
من با تمام وجود
به قهقههی کبکها
و آواز چکاوک
و به تمامیت ابدیت عشق
ایمان دارم!
شعر و صدا از:
#یعقوب_رستمی_ثالث 🌹🙏🏼
❤6👌2👍1👏1
