نُت سکوت ( اشعار یعقوب رستمی ثالث) با صدای شاعر
823 subscribers
791 photos
4 videos
17 links
Download Telegram
انگار جنگ ویتنام هستم
مثل پاییز
خسته، زردچهره و رنجور
داغ و هولناک ...!!!
چون آخرین گلوله‌ی توپی که
تازه شلیک شده
ما فرزند خون، دود و آتشیم
در این جنگ داس، با سوسن و یاس
یعقوب رستمی ثالث / تقدیم به زنان دلیر میهنم
😁1
لاله‌ها
.

گوش كن‌‌‌‌‌‌‌‌‌
اين صداي نفس باد صباست‌‌‌ مي‌آيد
بعد از آن تيره‌شب ظلماني
اين نسيم صحريست مُشك‌‌‌‌‌فشان مي‌خواند
سبزه‌‌ها در در و دشت
نم نمك مي‌رويند
غنچه‌ در شاخه‌ي ياس مي‌تركد
لاله‌هاي خونين بي‌تابند
قاصدك حامل يك پيغامي‌ست‌
در پس پنجره‌ها مي‌شكفد
غنچه‌هاي ميخك‌
تك درخت بادام
داخل باغچه‌ي كوچك ما
چه‌ سفيد‌پوش شده‌‌ ست‌‌‌‌‌
شاخه‌هاي گيلاس
غرق در عطر و شكوفه است ببين
گل‌‌ نرگس نگران چشم‌‌‌ به‌راه‌ است هنوز
دل درون قفس سينه‌ي او گشته تموز
همچو مرغ ياحق
از سر شب تا صبح مي‌خواند
پس شقايق‌ها كو؟!
باورم نيست كه گويي انگار
دشت را حوصله‌ي رُستن نيست
در اُفق آن گوشه ساحل دشت
بيرق رنگينِ پا شدن از خاك به‌‌‌‌ دست
بهار ايستاده‌‌ست
و دريغا!
پونه‌ي وحشي را
خبر از موسم رُستن‌ها نيست
آفتاب نعره‌زنان با نفسي گرم
همي گويد باز
سبزه‌ها برخيزيد
دشت‌هاي ديگر روييدند
و تو اي لاله‌ي در خون خفته
جام خونين، قدحي سركش برخيز
صبا در راه است

غرقِ امواج خروشان شط تنهايي
با خودم مي‌گويم
واي بر ما
كه اگر نوبت رُستن را
فصل بشكفتن را حس نكنيم
یعقوب رستمی ثالث / حکایت بی‌قراری غربت
👏1
هایکو
.
این شب سرد
وقیحانه تاریک است!
هوشیار باید بود
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یعقوب رستمی ثالث
1
گپ نیمه‌شب
.

بیدار نشسته‌ام
و گَپ می‌زنم با خواب
تا طلوع سپیده ،
خواب‌ام سبک نیست
لحظه‌هایم سنگین می گذرند
تا پلک بگذارم
آفتاب چشمک می‌زند
بخواب ...! مهتاب رفته است!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#یعقوب_رستمی_ثالث
نت سکوت
شانه به شانه‌ی آزادی
.
تهران شهر عجیبی‌ست
با طلوع خورشید هم
خواب از سرش نمی‌پرد
یک وقت‌هایی می‌بینی
میدان انقلاب
شانه به شانه‌ی آزادی
راه می‌رود
کسی چه می‌داند
شاید شاعری کم دارد
که شب‌ها برایش، شعر بخواند
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یعقوب رستمی ثالث / زمستان در موهای تو تاخیر دارد
1👏1
تا آن‌سوی بنفشه‌ها ...
.
قرارمان ...!
تا آن‌سوی بنفشه‌ها بود
تا وسعت شقایق‌هایی که
باران زمزمه‌ی نگاه‌شان بود،
تو که نیامدی
نه بنفشه‌ای دیدم، نه شقایقی
باد همه را برده بود
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
#یعقوب_رستمی_ثالث
تا آن‌سوی بنفشه‌ها
❤‍🔥11
پاییز خاموش است
مات و مبهوت
رنگ‌اش را باخته‌است
پاییز در شهر سرگردان است
دیگر آوازی ندارد
آوازخوان رفته‌است
دیگر کسی دردهایمان را
ترانه نمی‌کند، نمی‌خواند و های نمی‌زند
حتی سازها هم از نفس افتاده‌اند
و باغ در سوک عندلیبش زار می‌زند
و سرو گران در تلاطمی خاموش خفته است
دیگر امشب شهر آواز خوان ندارد
پر کشیده است
و جاودانه تندیسی از عشق و پایمردی شده‌است. / یاد استاد شجریان گرامی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یعقوب رستمی ثالث
2
شب باراني
.

شب به ‌‌‌‌يادت قدم‌زنان
به روي سنگفرش، خيس خيابان
باران بود‌‌ و ترانه‌ي پاييزي
به زير چترم، جاي تو خالي
نيمي از آن، به سر گرفتم
نيم ديگر، به ياد تو خالي
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#یعقوب_رستمی_ثالث / حکایت بی‌قراری غربت
2👌1
سلام و درود دوستان وقتتون بخیر / از دوستان ارجمندم تقاضا دارم اگر عضو گروه‌های فوروارد آزاد شعر و ادبیات و هنر هستند در صورت امکان لینکش رو تهیه و برام ارسال دارند تا من هم جهت فروارد اشعارم عضو شوم ممنون . لطفا فقط گروه شعر و ادبیات و هنر برا فروارد اشعارم ممنونم از شما🌹❤️🙏🏼
نامه‌ها
.

گناه کبوترِ نامه‌بر نیست
یا پُستچی
که جواب نامه‌هایت نمی‌رسد
از خروس‌خوان تا بوق سگ
لب پنجره ایستاده‌ام
می‌دانم، تو نیز
آن‌سویِ دیوار گِلی حیاط‌مان
چشم به در منتظر مانده‌ای
نه ...!
گناه هیچ‌کس نیست
کبوترها هم
پرواز را فراموش نکرده‌اند
باید بگویم تنها فاصله‌ها
فاصله‌ها چندان زیاد شده‌اند
که برای دیدنت
حتی کمی آن‌سوتر
ویزای خروج می‌خواهند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#یعقوب_رستمی_ثالث / نت سکوت
👏1