ننوشته های یک نویسنده؛
2.1K subscribers
134 photos
101 videos
20 files
55 links
خود و خدا، قابی سه نفره؛
http://t.me/HidenChat_Bot?start=6546271285
Download Telegram
نخ به نخ کشیده می‌شد؛
از نخِ سیگار تا نخ رشته‌های فکر که حتی با تکه‌شیشه‌هایی که قلبش را دریده بود، پاره نمی‌شدند.
دستی که می‌لرزد، پایی که دویدن را بلد است، به هیچ سری رحم نخواهد کرد.
آریو
💔41
حس منجمد را چه نسبت با اعتدالِ فصل‌ها؟
4💔1
ZIRE POOSTE SHAB
Bahram, Peymandegar
دولا شدی دیدم رو سرِ کبکت برفه ..
3💔1
هر اثری از هر خواننده‌ای گوش می‌دی، یکی میاد ایراد می‌گیره که فلانی رفته بهمان کار رو کرده؛ چرا گوشش می‌دی؟!
هرکسی هرچیزی گوش می‌ده، به خودش مربوطه.
شما قبل از پلی کردن یه آهنگ
می‌رید پرونده قضایی طرفو چک می‌کنید؟
می‌رید ببینید ده سال پیش کجا بوده، چی گفته، با کی قهر بوده، با کی آشتی کرده، یا کد ملی و نام پدرشم درمیارید بعد گوش می‌دید؟
این‌طوری بخوایم حساب کنیم، نصف هنر دنیا باید بایگانی بشه.
خدا کمکتون کنه.
👍9👎2🤝1
سپرِ خصومت.
😐2💔1
روزی به جای قطره‌های اشک؛ باران سنگ قبر شما را خیس خواهد کرد.
💔6
آسفالت نشه مِیدونمون؟!
3
طرف دوم ایهام رو بگیر.
3
4💔2👍1
دیو بیرون رفت، فرشته‌ هم از در آمد،
بال‌هایش را فروخت و غلُ‌زنجیر برای‌مان خرید، فرشته برای‌مان دعا می‌خواند و نان را با اسم قناعت از سفره‌ها می‌چاپید، فرشته با همان دستانش به تنِ خسته درختان و نهالان معترض که در خیابان ریشه دوانده بودند شلیک می‌کرد؛ فرشته از پشت دیوارهای فیلترینگ و سانسور به انتظار احتضار ما نشسته بود؛ فرشته فرزندان حقیقی این خاک را در انفرادی‌های تاریک به زنجیر می‌کشید تا مبادا عیشِ و نوش فرزندان خودش به هم بخورد؛ فرشته جیب‌های مردمش را از ریال بی‌ارزش خالی و ریه‌های‌شان را با مازوت و سُرب پر می‌کرد،
وقتی شّر مقدس شد، دیگر نیازی به دیو نیست.
آریو
10💔2