P.T.’s Nightstand
70 subscribers
48 photos
2 files
63 links
Readings of verse and prose in English and Persian, pictures of passages personally highlighted, and other literary undertakings

“We are not impotent—we pallid stones. Not all our power is gone.”
—E. A. Poe
Download Telegram
Julia S. Falk, Linguistics and Language: A Survey of Basic Concepts and Implications (1973) #hls
1
#ایگو #نو آینه (۲۰۲۶)
6
این شعر رو اواخر جنگ، بعد برگشتنم به تهران نوشتم. بعد، روی پیام‌رسون «داخلی» استوری گذاشتم که اگه کسی می‌خواد، شعر براش بفرستم. دوسه‌نفر دوست‌هایی‌م که خوندنش دوستش داشتن؛ وگرنه، با توجّه به فرم رادیکال و تجربی‌ش، امنیّت لازم برای حالا به اشتراک گذاشتنش این‌جا رو نمی‌داشتم. امّا گفتم شاید برای شما هم جالب باشه، حالا که کانال توی رکودِ درس خوندنِ منه.

الگوی قافیه شبیه اون‌چیزیه که تو فارسی غزل و قصیده بهش می‌گن، ولی آشکارا وزن عروضی نداره. هاجی تخلّصه.
5
lib_pt.pdf
66.6 KB
فهرست کتاب‌هایی که قرض می‌دم – آیین‌نامه
5
درود بر شما عزیزان. بالا فهرست حدود ۲۵۰ کتاب منه که اگه بخواین می‌تونم به‌رایگان بهتون قرض بدم. این فایل پیوسته ادیت و آپدیت خواهد شد و هربار که بشه اعلام می‌کنم؛ همین حالا هم هنوز مرتّب کردن بعضی قفسه‌ها رو تموم نکرده‌م و حدسم اینه که به‌زودی حدود ۱۰۰ عنوان دیگه به فهرست اضافه کنم. اگه خواستین کتاب قرض بگیرین لطفا آیین‌نامهٔ کوتاهی که روی فهرست لینک کرده‌م رو بخونید.

توجّه داشته باشید که اگه دربند کاغذ نیستین و با دیجیتال خوندن راحتین، می‌تونید کم‌وبیش هر کتابی در تاریخ رو جاهایی مثل لیب‌جن و انا پیدا کنید.

همون‌جور که گفتم، این پروژه رایگانه و برای مبارزه با شرایط اقتصادی کشور. اگه خواستین می‌تونید با حمایت اختیاری به هر مقدار بابت زمان و منابعی که خرج این و پروژه‌های دیگه‌م می‌کنم خوشحالم کنید و زندگی‌ روزمرّه‌م رو آسون‌تر. ❤️
8
P.T.’s Nightstand
lib_pt.pdf
آخر آیین‌نامه گفته‌م که پیشنهاد می‌کنم شما هم این کار رو انجام بدین (کتاب‌هاتون رو با نزدیکانتون به‌اشتراک بذارین).

ذهن من این‌جوریه که همیشه دنبال راه‌حلّه و همیشه راه‌حل‌های هرچه بنیادی‌تر. به‌خاطر همین همیشه می‌گم ما باید هرچه زودتر و هرچه بهتر انگلیسی یاد بگیریم، چون سال‌ها پیش «مشکلِ» عدمِ وجودِ ادبیّات و علم به‌فارسی (یا به ترجمهٔ فارسیِ خوب) رو تشخیص دادم و نمی‌تونستم بپذیرمش؛ هرچند این پیشنهاد نامتعارف و بی‌شرمانه که «برو انگلیسی یاد بگیر و همه‌چی رو به‌انگلیسی یا ترجمهٔ انگلیسی بخون»، به دلایل واضح می‌تونه زننده باشه و اغلب برام واکنش‌های ستیزه‌جویانه به‌همراه آورده. کماکان به‌نظر من اوّلین و مهم‌ترین گام در راه آزادگی و رشد فکری تسلّط به یکی از زبان‌های مهمّ جهان مثل انگلیسیه؛ بدون ذرّه‌ای پیروزمندی و خوشحالی می‌گم که فردِ فرا-نرونده از فارسی، همراه و هم‌اندازهٔ این کشورِ نگون‌بخت از—استانداردِ—جهان عقب می‌مونه.

حالا می‌خوام به اون پیشنهاد پررنگ قدیمی‌م (وابسته نبودن به زبون فارسی)، دوتا پیشنهاد پررنگِ خارج از هنجار و شرمِ دیگه هم اضافه کنم، که برمی‌گردن به مشکلِ قیمتِ دیوانه‌وارِ کتاب تو ایران و همچنین بسیار دشوار پیدا شدنِ کتابِ غیرفارسی توی فرمتِ چاپی. یک، همین که بیاید از اون سنتیمنتِ قدیمی که «دیگران کتاب‌هام رو برنمی‌گردونن و نابود می‌کنن؛ مال خودمه» جدا بشیم و کتاب‌هامون رو با هم به اشتراک بذاریم، و دو این‌که بیاید از اون سنتیمنتِ قدیمی که «کتاب دیجیتال اخه؛ وای از رنگ و بو و طعم کاغذ» جدا بشیم و از سایت‌هایی مثل Library Genesis که هر کتاب قابل‌تصوّری رو به‌رایگان گذاشته‌ن استفاده کنیم.

من خودم خیلی اهل کتاب چاپی‌ام و سال‌ها برابر ای‌بوک مقاومت کردم، ولی مقاومت متعصّبانه و بی‌خودیه. بین فرمت‌ها Epub بهتر از PDFـه، و بین برنامه‌های خواننده واسهٔ گوشی، موردعلاقهٔ من Readera نام داره که تبلیغ و آت‌وآشغال نداره و خیلی هم تمیز، خوشگل و پرقابلیّته. #misc

https://play.google.com/store/apps/details?id=org.readera
6
میـزِ بالینـیِ پـی‌تـی

توی این پادکست تلاش می‌کنم کارهای ادبیِ
جالب واسهٔ خودم رو توصیف و تشریح کنم.

📌فید RSS (برای پیدا کردن پادکست روی هر پلتفرم و گیرنده‌ای که می‌خواید، می‌تونید این لینک رو اون‌جا سرچ کنید):
https://anchor.fm/s/1143ff4fc/podcast/rss
میزبان این فید (انکر) فیلتره، بنابراین با هر گیرنده‌ای که گوش کنید برای گرفتن قسمت‌ها به فیلترشکن نیازه.

📌صفحهٔ پادکست روی بعضی پلتفرم‌ها و گیرنده‌ها (اپ پیشنهادیِ من برای اندروید انتناپاد و برای اپل پاکت یا پادورسه):
Podcast Index / AntennaPod / Podverse / Spotify / Pocket‌ Casts / Castbox

♥️ Support (why?)
✉️ p.t.tabayi@proton.me
سال یکم، شمارهٔ یک: «جنگل وارونه»
دربارهٔ شعر «باران» گلچین گیلانی
AntennaPod / Pocket Casts / Spotify

اگه دوست داشتین، به اشتراک بذارین.🌱
حـمایـت (چرا؟) ♥️
4
#سیمین #غزل دوباره می‌سازمت وطن... (۱۹۸۲)
P.T.’s Nightstand
میـزِ بالینـیِ پـی‌تـی توی این پادکست تلاش می‌کنم کارهای ادبیِ جالب واسهٔ خودم رو توصیف و تشریح کنم. 📌فید RSS (برای پیدا کردن پادکست روی هر پلتفرم و گیرنده‌ای که می‌خواید، می‌تونید این لینک رو اون‌جا سرچ کنید): https://anchor.fm/s/1143ff4fc/podcast/rss میزبان…
به کست‌باکس هم اضافه و لینک شد. البتّه کست‌باکس با وجود محبوبیّتش در ایران پلتفرم و برنامهٔ ضعیفیه. پیشنهاد من برای ساده‌دوست‌ها انتناپاد (اندروید) یا پادورس (اپل) و برای قابلیّت‌دوست‌ها پاکت‌کستس (هم اندروید و هم اپل) هستش.
1
تجویزگرایی، به‌عنوان مثال با-وازلین-چپوندنِ یه واژهٔ ناموجود توی زبانِ ملّت توی زبان ملّت به انگیزه‌های سره‌گرایانهٔ آشکارا ضدّعلمی، نزدیک یک قرنه که مورد تقبیح و نکوهشِ جمیعِ زبان‌شناسانِ جهانه.

https://t.me/bahmanshafa/29670
1
Thomas Paine, Rights of Man (1791) #hls
به‌افتخار ۲۵۰سالگی ایالت‌های متّحد آمریکا، این سطرهای نابغهٔ بزرگ، تامس پین، هم‌رسونده می‌شن.

اونچه این سیستم رو، که می‌شه بدون مخالفتِ جدّی یکی از بدکارترین سیستم‌های تاریخ بشر خوندش، سرپا نگه می‌داره از پسِ بزرگ‌ترین جنایتِ جنگیِ تاریخ، نسل‌کشیِ بومی‌های آمریکا، استثمار و برده‌داری سیاه‌پوست‌ها و قوم‌های دیگه و تبعیضی علیهشون که به هزار شکل گوناگون تا به امروز هم ادامه داره، جنایت‌های بی‌شمار در کشورهای دیگه در قالب کودتا، تقویّت گروه‌های تروریستی و قالب‌های دیگه، جاسوسی جهانی و جاسوسی مردمِ خود، رئیس‌جمهور جنایتکار پشت رئیس‌جمهور جنایت‌کار (از جمله هیولای فعلیجنگ‌های متعدّدِ بی‌ثمر که فقط به کشته شدن سربازهای آمریکایی و بی‌گناهان غیرآمریکایی منجر شده‌ن، امپراتوریِ پیوسته بدترشونده‌ای که پیوسته علیه ارزش‌های خودش گام برمی‌داره، مدل اقتصادی‌ای که مایهٔ ذاتیِ شر، استثمار و نابودیِ غالبِ مردمانه و نابودیِ سرانجامیِ جهان رو پی‌ریخته، و بی‌شمار نقطهٔ تاریک دیگه، قانون‌اساسی قدرتمند و پرتوانشه—و پاره‌یی آرمان‌های درست و جاودانه که سه قرن پیش، برخی از درخشان‌ترین آدم‌های زمان—در صدرشون نویسندهٔ سطرهای هم‌رسونده—مطرح و تشویق کردن؛ آرمان‌های درست و جاودانی مثل رذالتِ سیستمِ سلطنت، جدایی دین از سیاست، و آزادی بیان، که راز جاودانگی‌شون، بدون‌شک، در اصطلاحِ تامس پینِ بزرگ، کامن‌سنس بودنشونه.
5👍1
خیلی که بچّه بودم، کتابی توی کتابخونه‌مون بود به‌نام سگ و زمستان بلند. من عاشق این عنوان بودم؛ چنون که هنگام خیال‌پردازی‌های نابِ کودکانه‌م مدّت‌ها محتوای همچون رمانی رو تصوّر می‌کردم—سگی رو، و زمستونی رو، و بلندای زمستون رو، و این تهییجم می‌کرد برای داستان‌هایی که می‌خواستم خودم در آینده بنویسم. به‌طبع، بزرگ که شدم فهمیدم اون رمان ربطی به سگ‌ها و زمستون‌های خیال‌های بچّگیِ من نداره؛ رمانیه دربارهٔ زنان، از نخستین رمان‌های فارسیِ نوشتهٔ یک زن، نوشتهٔ زنی با نامی خود به زیباییِ نامِ اون کتاب: شهرنوش پارسی‌پور.

در ستایش اون زن همین بس که دغدغهٔ آثارش چه جهانی و پیش‌رو بود، همین بس که آثارش کماکان زیر این حکومت لجن اجازهٔ چاپ ندارن، همین بس که هم در حکومت ظالمِ شاهنشاهی و هم در حکومت ظالم اسلامی بهای مبارزه داد، و نیز همین بس که سراسر عمرش رو به فقر، تنگنا و کم‌انگاشتگی گذروند؛ رنج‌هایی که گویی مال بیخ گوش هر هنرمندی‌ان؛ از فردوسی، تا هدایت، تا، اگر این هم‌گروهی رو ببخشید، همون کودک خیال‌پرداز.

شهرنوش پارسی‌پور امروز از دنیا رفت.
9💔3
اونچه من دربارهٔ جنگ داشتم که بگم رو این‌جا و این‌جا گفته‌م.
شش ماه از کشتار حکومتیِ دی‌ماه می‌گذره. جنایت‌های حکومتِ پست‌فطرتِ فعلی چنون عظیم و وسیع بوده که بخش بزرگی از جامعه به معنی واقعی عقل خودشون رو از دست داده‌ن. من هم با هر واژه‌ای که بخوام بگم بی‌عقل‌تر خواهم شد. دربارهٔ کشتار هیچ‌چیز هوشمندانه‌ای نمی‌شه گفت.
Friedrich Nietzsche, Beyond Good and Evil: Prelude to a Philosophy of the Future (1886); translated by R. J. Hollingdale #hls
5
مسائلی مثل با ز نوشتنِ «گذاشتن»، رعایت نکردن نیم‌فاصله توی موردهای کاربریِ ساده و واضحی مثل میِ فعلِ حال، و مشکل ه‌کسره، فراتر از اشتباه‌های زبانیِ ساده‌ان. بیشتر کسانی که این اشتباه‌ها رو می‌کنن از درستش آگاهن، یا بهتره بگیم از نادرستی اونچه به‌کار می‌برن شنیده‌ن اگرچه پی درستی نرفته‌ن. درنتیجه، این اشتباه ورزیدن‌های عامدانه در ساده‌ترین و بنیادی‌ترین مسئله‌های مربوط‌به زبون اوّل خود، باعث می‌شه متوسّطِ کاربرِ بومیِ (native) زبونِ فارسی سطحش در نوشتن فارسی یه‌چیزی حدود ای‌تو یا بی‌وان باشه. به‌طور خلاصه، فرد فارسی‌زبون به‌طور متوسّط (در مقایسه با اونچه از کاربر بومی انتظار می‌ره) در زبون فارسی بی‌سواده، و اغلب به خواسته و تعمّد خودش بی‌سواده. به‌عنوان کسی که اغلب این‌جور اشتباه‌ها رو تذکّر داده، دو جور واکنش رایج دریافت کرده‌م:

۱. تشکّر یا تصدیق و اغلب اشاره به این‌که خودشون همیشه سعی می‌کنن رعایت کنن و غیره، اغلب بدون این‌که واقعا رعایت کنن (در آینده باز همون اشتباه‌های ساده رو تکرار خواهد کرد).

۲. تخاصم علیه علم آبجکتیو زبان و به‌حق دونستنِ غلطِ خود به دلایلی مثل «منظورم رو رسونده‌م»، «این‌جوری که من می‌نویسم طبیعی‌تره» و غیره، که یا به‌طور کلّی مهمل و غیرعلمی‌ان، یا ناشی از سوتفاهم‌های زبان‌شناختی (به‌عنوان مثال، تجویز پنداشتنِ اونچه ماهیّتِ صریح و علنیِ دستور یک زبونه).

این واکنش‌ها رو، به‌ویژه نوع دوم رو، بسیار شبیه همون ذهنیّت خودخواه و دیفیتیستی می‌بینم که پذیرای نابودی کشوره. درواقع ایرانی متوسّط پذیرای نابودی زبان فارسیه. اگرچه هیچ ملّتی بی‌زبون نمی‌مونه، ولی بسیار ممکن و محتمله که زبونی بمیره، یا خارج از استاندارد بپوسه، و درنتیجه هزارتا صدمه بخوره از جمله غیرقابل-فراگیری بودن برای خارجی‌ها یا حتّی خودِ غیرقابلِ استانداردیزاسیون بودن در نتیجهٔ سردرگمی و شکاف بسیار؛ اتّفاق‌هایی که همه برای زبون فارسی افتاده‌ن و اگه به‌سمت بهتری نریم، در آینده بدتر هم خواهند افتاد.

در وهلهٔ اوّل باید به کاربر سردرگم فارسی حق داد، چون با زبونی استانداردیزه‌نشده طرفه که کتاب‌های «دستورزبان» دانشگاهی‌ش رو یا افرادی نوشته‌ن حالا فسیلیزه دربارهٔ زبونی حالا هزار درجه تغییرکرده، یا افرادی جدیدتر که نه‌تنها درک درستی از دستور فارسی نداشته‌ن، بلکه آشکارا از هوش متوسّط هم برخوردار نبوده‌ن. امّا زبان‌شناس دل‌سوز باید حق دادن به کاربر رو همراه پیشنهاد اکید به تلاش برای غلط ننوشتن کنه—غلط ننوشتن نه به‌معنای تجویزیِ اون کتاب معروف زبالهٔ نجفی، بلکه به‌معنای چیزهای واضحی مثل با-ذ-بودنِ «گذاشتن». کاربر فارسی حق داره که سردرگم یا حتّی شاکی باشه (چون اون نبوده که این زبون رو انتخاب کرده یا اجازه داده که به قهقرای غلطِ سراسری و فقدان استاندارد بره)، ولی باید درک کنه که یه رابطهٔ دوسویه وجود داره. زبون هر ملّتی برابر با خود اون ملّته. حفظ یک زبون و ملّت در باد رگ گردن، نژادگرایی و ظلم به اقلّیّت‌ها، یا دفاع کورکورانه از کتاب‌های ملّیِ معروفی نیست که خود مدافع نخونده یا نفهمیده. در نگزاشتنیدنِ گذاشتنه.
#misc
3