اوایل اسفند بود که گلی و دوستش را خریدیم. ماجرا از این قرار بود که تبسم، در خانه مادربزرگش، با دیدن جوجههای ماشینی پسرعمو و پسرعمههایش ترسید و عقب کشید. چند باری به او گفتم که بابا، عزیزم اینها ترس ندارند؛ خیلی دوستداشتنی هستند. با اینکه دوست داشت نزدیکشان شود، ولی جرئت نمیکرد. مخصوصا که اگر دنبالش میکردند، با سرعت فرار میکرد و این هم برایش خوشایند نبود.
چاره را در این دیدم که از شیوه مواجهه برای درمان این ترس استفاده کنم. خودش را بردم و دو جوجه برایش با رنگهایی که خودش انتخاب کرد، خریدم. هم ذوق داشت، هم ترس. و این تازه مشکل اول بود. مشکل اصلی، مخالفت مادرش با نگهداری جوجه در خانه بود! ولی مشکل دوم را با توضیح وضعیت تبسم حل کردم. ساعات و روزهای اول همچنان با ترس و کنجکاویاش گذشت، تا اینکه رفتهرفته به آنها نزدیک شد. برایشان اسم انتخاب کرد: گلی و ژولی. از همان اول، فقط گلی بود که سرحال بود و دنبال تبسم میدوید و طبق انتظار بعد از چند روز، دوستش جان داد و تبسم با اشک چشم، او را در باغچه مادربزرگ به خاک سپرد.
ولی گلی آخ نگفت. هر روز شادابتر و سرحالتر میشد و همبازی تبسم شده بود. دور خانه دنبال هم میدویدند و بازی میکردند. در جعبه کارتنی کوچکی برایش آب و غذا فراهم کرده بودیم. حدود یک ماهش شده بود که دیگر هوا آنقدر گرم شده و او هم آنقدر جان گرفته بود که بتواند در تراس بماند و داخل اتاق نیاید. هرچند تحمل همینقدر دوری هم برای تبسم سخت بود.
روزی چند بار برای بازی کردن با گلی، به تراس میرفت و چند بار دیگر هم از پشت شیشه او را میپایید و ذوقش را میکرد. گاهی میخواست به او پریدن یاد بدهد و گاهی بغلش میکرد و نگاهش میکرد. بعضی وقتها هم بطریای، پارچهای چیزی را به طرفش میانداخت، میگفتم «بابا میترسه، گناه داره». میگفت «میخوام قوی بشه، جنگی بشه!». در هر مجلسی که مینشست، چند مطلب تعریفی از او داشت و عکسهایش را به همه نشان میداد! دیگر خبری از ترس روزهای اول نبود.
اردیبهشت که به سفر شمال رفتیم، او را هم با خود آورد. نه اینکه فقط تاب دوریاش را نداشت، میگفت او هم باید بیاید و شمال را ببیند! هرچند نگرانی اصلیاش آنجا این بود که گربهای که در ویلا بود، او را نخورد. و چه بساطی که نداشتیم!
میدانستیم که تا اینجا روزهای خوش ماجراست. وقتی بزرگ شود، دیگر نمیتوان او را در آپارتمان نگاه داشت. هرچند برایش جای مناسبی طراحی کردم که کف مشبک و بالاتر از سطح زمین داشت و جای آب و دانَش هم مجزا و تمیز بود، ولی بالاخره نیاز به فضای بیشتر و بودن کنار مرغ و خروسهای دیگر داشت.
در چند مرحله با تبسم صحبت کردیم که باید فکری برایش کرد. هر بار با گریه منصرفمان میکرد. تا اینکه این بار هم با مواجهه، سعی کردم کار را به نتیجه برسانم. در سفر بعدی، که هفته پیش بود، گلی را با خود نیاوردیم. گذاشتیمش خانه مادربزرگ. و امروز بالاخره با کلی صحبت درباره شرایط و نیازهای گلی، او را به تعمیرگاه خودروی نزدیکی خانهمان بردم که چند مرغ و خروس دارد. خودش را هم بردم تا مطمئن شود حالش خوب است و جایش مناسب.
الان که تبسم میخواست بخوابد، دوباره گریه مفصلی کرد و از دلتنگیاش گفت. گفتم: هر روز میبرمت او را ببینی. با گریه گفت: نگران خودم نیستم، نگران گلیام که دلش برایم تنگ شده! از آن ترس تا این عشق سوزناک، شش ماه زمان لازم بود.
@negarestan_taba
چاره را در این دیدم که از شیوه مواجهه برای درمان این ترس استفاده کنم. خودش را بردم و دو جوجه برایش با رنگهایی که خودش انتخاب کرد، خریدم. هم ذوق داشت، هم ترس. و این تازه مشکل اول بود. مشکل اصلی، مخالفت مادرش با نگهداری جوجه در خانه بود! ولی مشکل دوم را با توضیح وضعیت تبسم حل کردم. ساعات و روزهای اول همچنان با ترس و کنجکاویاش گذشت، تا اینکه رفتهرفته به آنها نزدیک شد. برایشان اسم انتخاب کرد: گلی و ژولی. از همان اول، فقط گلی بود که سرحال بود و دنبال تبسم میدوید و طبق انتظار بعد از چند روز، دوستش جان داد و تبسم با اشک چشم، او را در باغچه مادربزرگ به خاک سپرد.
ولی گلی آخ نگفت. هر روز شادابتر و سرحالتر میشد و همبازی تبسم شده بود. دور خانه دنبال هم میدویدند و بازی میکردند. در جعبه کارتنی کوچکی برایش آب و غذا فراهم کرده بودیم. حدود یک ماهش شده بود که دیگر هوا آنقدر گرم شده و او هم آنقدر جان گرفته بود که بتواند در تراس بماند و داخل اتاق نیاید. هرچند تحمل همینقدر دوری هم برای تبسم سخت بود.
روزی چند بار برای بازی کردن با گلی، به تراس میرفت و چند بار دیگر هم از پشت شیشه او را میپایید و ذوقش را میکرد. گاهی میخواست به او پریدن یاد بدهد و گاهی بغلش میکرد و نگاهش میکرد. بعضی وقتها هم بطریای، پارچهای چیزی را به طرفش میانداخت، میگفتم «بابا میترسه، گناه داره». میگفت «میخوام قوی بشه، جنگی بشه!». در هر مجلسی که مینشست، چند مطلب تعریفی از او داشت و عکسهایش را به همه نشان میداد! دیگر خبری از ترس روزهای اول نبود.
اردیبهشت که به سفر شمال رفتیم، او را هم با خود آورد. نه اینکه فقط تاب دوریاش را نداشت، میگفت او هم باید بیاید و شمال را ببیند! هرچند نگرانی اصلیاش آنجا این بود که گربهای که در ویلا بود، او را نخورد. و چه بساطی که نداشتیم!
میدانستیم که تا اینجا روزهای خوش ماجراست. وقتی بزرگ شود، دیگر نمیتوان او را در آپارتمان نگاه داشت. هرچند برایش جای مناسبی طراحی کردم که کف مشبک و بالاتر از سطح زمین داشت و جای آب و دانَش هم مجزا و تمیز بود، ولی بالاخره نیاز به فضای بیشتر و بودن کنار مرغ و خروسهای دیگر داشت.
در چند مرحله با تبسم صحبت کردیم که باید فکری برایش کرد. هر بار با گریه منصرفمان میکرد. تا اینکه این بار هم با مواجهه، سعی کردم کار را به نتیجه برسانم. در سفر بعدی، که هفته پیش بود، گلی را با خود نیاوردیم. گذاشتیمش خانه مادربزرگ. و امروز بالاخره با کلی صحبت درباره شرایط و نیازهای گلی، او را به تعمیرگاه خودروی نزدیکی خانهمان بردم که چند مرغ و خروس دارد. خودش را هم بردم تا مطمئن شود حالش خوب است و جایش مناسب.
الان که تبسم میخواست بخوابد، دوباره گریه مفصلی کرد و از دلتنگیاش گفت. گفتم: هر روز میبرمت او را ببینی. با گریه گفت: نگران خودم نیستم، نگران گلیام که دلش برایم تنگ شده! از آن ترس تا این عشق سوزناک، شش ماه زمان لازم بود.
@negarestan_taba
❤11💔3👌1
بر اساس نظرسنجی وبسایت Philpapers از ۱۷۸۵ فیلسوف انگلیسیزبان جهان در سال ۲۰۲۰، حوزه تخصصی این فیلسوفان به شرح بالا شناسایی شده است.
چنانکه پیداست، فلسفه اخلاق با سه زیرشاخه اخلاق هنجاری، فرااخلاق و اخلاق کاربردی، مجموعا با ۸۱۲ مورد متخصص/تخصص، با اختلاف محبوبترین رشته دانشگاهی در بین رشتههای فلسفه است؛ حدود دو برابرِ معرفتشناسی و بیش از دو برابر سنتیترین شاخه فلسفه، یعنی مابعدالطبیعه.
میتوان حدس زد که با رشد چشمگیر اخلاق هوش مصنوعی (AI ethics) در هفت هشت سال اخیر، بهروزرسانی این نظرسنجی، اختلاف را احتمالا بیشتر هم خواهد کرد. در فرصتی از این خواهم نوشت که چرا چشمانداز فلسفه اخلاق، حتی به لحاظ موقعیت شغلی، احتمالا روشنتر از دیگر شاخههای فلسفه است.
@negarestan_taba
چنانکه پیداست، فلسفه اخلاق با سه زیرشاخه اخلاق هنجاری، فرااخلاق و اخلاق کاربردی، مجموعا با ۸۱۲ مورد متخصص/تخصص، با اختلاف محبوبترین رشته دانشگاهی در بین رشتههای فلسفه است؛ حدود دو برابرِ معرفتشناسی و بیش از دو برابر سنتیترین شاخه فلسفه، یعنی مابعدالطبیعه.
میتوان حدس زد که با رشد چشمگیر اخلاق هوش مصنوعی (AI ethics) در هفت هشت سال اخیر، بهروزرسانی این نظرسنجی، اختلاف را احتمالا بیشتر هم خواهد کرد. در فرصتی از این خواهم نوشت که چرا چشمانداز فلسفه اخلاق، حتی به لحاظ موقعیت شغلی، احتمالا روشنتر از دیگر شاخههای فلسفه است.
@negarestan_taba
❤3
در نظرسنجی Philpapers از فیلسوفان انگلیسیزبان جهان، تخصص آنها در زمینه فیلسوفان غیرزنده به شرح بالا شناسایی شده است. منظور از فیلسوف (شرکت کنندگان در نظرسنجی) در اینجا، اعضای هیئت علمی گروههای فلسفهای است که چهار عضو یا بیشتر دارند و منشوراتشان به زبان انگلیسی است.
این فهرست، نکات جالب توجه فراوانی دارد؛ از جمله غلبه چشمگیر فلسفه تحلیلی بر فلسفه قارهای، فاصله جایگاه ارسطو با افلاطون (رتبه ۱ و ۱۰)، رتبه دوم دیوید هیوم و چهارم دیوید لوئیس، غلبه نسبی فیلسوفان انگلیسیزبان در متأخرین، و تنها نماینده فلسفه ایران و جهان اسلام در این جدول، یعنی ابنسینا، آن هم فقط با سه متخصص. البته مجموعا در این فهرست، فلسفه شرق فقط ۶ نماینده دارد: ۳ نماینده از چین (کنفوسیوس: ۷، جوانگزی: ۶، لائوتسه: ۵)، ۲ نماینده از هند (ناگارجونه: ۱۵، بودا: ۶) و ایران، یک.
اینجا شاید بتوان از تأثیر زبان بینالمللی بر غلبه اندیشه دانشگاهی سخن گفت. هرچند احتمالا تسهیل ترجمه متون به واسطه هوش مصنوعی و رفتهرفته مرتفع شدن مسئله زبان، این تأثیر را تا حدودی تعدیل کند.
@negarestan_taba
این فهرست، نکات جالب توجه فراوانی دارد؛ از جمله غلبه چشمگیر فلسفه تحلیلی بر فلسفه قارهای، فاصله جایگاه ارسطو با افلاطون (رتبه ۱ و ۱۰)، رتبه دوم دیوید هیوم و چهارم دیوید لوئیس، غلبه نسبی فیلسوفان انگلیسیزبان در متأخرین، و تنها نماینده فلسفه ایران و جهان اسلام در این جدول، یعنی ابنسینا، آن هم فقط با سه متخصص. البته مجموعا در این فهرست، فلسفه شرق فقط ۶ نماینده دارد: ۳ نماینده از چین (کنفوسیوس: ۷، جوانگزی: ۶، لائوتسه: ۵)، ۲ نماینده از هند (ناگارجونه: ۱۵، بودا: ۶) و ایران، یک.
اینجا شاید بتوان از تأثیر زبان بینالمللی بر غلبه اندیشه دانشگاهی سخن گفت. هرچند احتمالا تسهیل ترجمه متون به واسطه هوش مصنوعی و رفتهرفته مرتفع شدن مسئله زبان، این تأثیر را تا حدودی تعدیل کند.
@negarestan_taba
👍3👌1
سبقت فضیلتگرایی از رقبا، وظیفهگرایی و پیامدگرایی در تعقیب
در نظرسنجی وبسایت Philpapers از بین ۱۷۸۵ فیلسوف زنده جهان در سال ۲۰۲۰، فضیلتگرایی با حدود ۳۷ درصد پیش افتاده است، وظیفهگرایی با ۳۲.۰۵ در رتبه دوم است و پیامدگرایی با ۳۰.۵۶ درصد، سوم است.
این در حالی است که در نظرسنجی سال ۲۰۰۹ همین وبسایت، (البته با تعداد شرکتکننده کمتر)، وظیفهگرایی اول بوده و فضیلتگرایی سوم. در تصویر دوم میتوانید شمار هواداران سایر نظریات بدیل را مشاهده کنید.
نکته جالب توجه دیگر اینکه پیامدگرایی در استرالیا (۴۸٪)، اروپای قارهای (۴۰٪) و کانادا (۳۶٪)، رتبه اول را دارد.
نهایتا اینکه همبستگی خداباوری و فضیلتگرایی بسیار بیشتر از پیامدگرایی است؛ یعنی ۲۰۰ نفر از فضیلتگرایان خداباور و ۳۹۴ نفرشان خداناباورند. درحالیکه در بین پیامدگرایان این نسبت، ۵۶ به ۴۴۲ است. در وبسایت همبستگی خداباوری و وظیفهگرایی ذکر نشده است.
از سایر همبستگیها و مجموع شواهد اینطور به نظر میرسد که پیامدگرایان، چپگراتر و فضیلتگرایان راستگراترند.
@negarestan_taba
در نظرسنجی وبسایت Philpapers از بین ۱۷۸۵ فیلسوف زنده جهان در سال ۲۰۲۰، فضیلتگرایی با حدود ۳۷ درصد پیش افتاده است، وظیفهگرایی با ۳۲.۰۵ در رتبه دوم است و پیامدگرایی با ۳۰.۵۶ درصد، سوم است.
این در حالی است که در نظرسنجی سال ۲۰۰۹ همین وبسایت، (البته با تعداد شرکتکننده کمتر)، وظیفهگرایی اول بوده و فضیلتگرایی سوم. در تصویر دوم میتوانید شمار هواداران سایر نظریات بدیل را مشاهده کنید.
نکته جالب توجه دیگر اینکه پیامدگرایی در استرالیا (۴۸٪)، اروپای قارهای (۴۰٪) و کانادا (۳۶٪)، رتبه اول را دارد.
نهایتا اینکه همبستگی خداباوری و فضیلتگرایی بسیار بیشتر از پیامدگرایی است؛ یعنی ۲۰۰ نفر از فضیلتگرایان خداباور و ۳۹۴ نفرشان خداناباورند. درحالیکه در بین پیامدگرایان این نسبت، ۵۶ به ۴۴۲ است. در وبسایت همبستگی خداباوری و وظیفهگرایی ذکر نشده است.
از سایر همبستگیها و مجموع شواهد اینطور به نظر میرسد که پیامدگرایان، چپگراتر و فضیلتگرایان راستگراترند.
@negarestan_taba
👍5
Forwarded from نشستهای گروه فلسفه دانشگاه ادیان
هفته هشتم و پایانی مدرسه تابستانه فلسفه اخلاق
دوشنبه، ۹ شهریور ۱۴۰۵
با ارائه استادان:
دکتر مرتضی طباطبائی (۱۴ تا ۱۵:۳۰)
دکتر غلامحسین توکلی (۱۶ تا ۱۷:۳۰، به صورت مجازی)
📝 جزئیات دوره، در: کانال نشستهای گروه فلسفه دانشگاه ادیان
☎️ اطلاعات بیشتر:
۰۲۵۳۱۷۱۰۱۲۹
دوشنبه، ۹ شهریور ۱۴۰۵
با ارائه استادان:
دکتر مرتضی طباطبائی (۱۴ تا ۱۵:۳۰)
دکتر غلامحسین توکلی (۱۶ تا ۱۷:۳۰، به صورت مجازی)
📝 جزئیات دوره، در: کانال نشستهای گروه فلسفه دانشگاه ادیان
☎️ اطلاعات بیشتر:
۰۲۵۳۱۷۱۰۱۲۹
❤5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عروسخانم در توضیح این کلیپ که در صفحه شخصیاش منتشر کرده و نزدیک ۷ میلیون بار دیده شده، نوشته «توی شلوغی عروسکشون، یه پیک موتوری که اصلا منو نمیشناخت، وایساد و با یه لبخند بهم شاباش داد». شاید جیب کوچک، ولی قلبی بزرگ داشت.
لیاقت این مردم شریف که میتوان همیشه از آنان آموخت، چنین زندگی دشواری نبود.
#مردم_ایران
@negarestan_taba
لیاقت این مردم شریف که میتوان همیشه از آنان آموخت، چنین زندگی دشواری نبود.
#مردم_ایران
@negarestan_taba
❤10👏2
مسئله کاهش سرانه مطالعه، کاهش تمرکز و افزایش وابستگی به محتواهای صوتی و تصویری در شبکههای اجتماعی، مختص ایران نیست؛ مسئلهای جهانی است. در همین باره، این مطلب را مطالعه بفرمایید.
👍3
در تکریم نیت اخلاقی گیاهخواران
امروز با یکی از دوستان که نزدیک بیست سالی میشود گیاهخوار مطلق (Vegan) است، گفتوشنود مفصلی داشتم. بیشتر ادله قدیم و جدید را که بارها با دوستان دیگر بررسی کرده بودم، بار دیگر با هم مرور کردیم. ایشان از احساس درد و رنج حیوانات، حق ذاتی حیاتشان، امکان عملی برچیده شدن فرهنگ گوشتخواری همچون امکان برچیده شدن فرهنگ بردهداری و تعدد زوجات، عدم ضرورت مصرف گوشت برای سلامتی بدن بر اساس گزارش سازمان جهانی بهداشت (وجود همه ویتامینها و پروتئینهای لازمِ بدن در گیاهان به شرط رعایت تنوع غذایی)، تفاوت کالبدشناختی گوارش انسانی با حیوانات گوشتخوار، بهبود وضع محیط زیست در صورت گیاهخوار شدن اکثریت مردم و... گفتند و من به همراه یکی دیگر از دوستان هم از مواردی گفتیم که میتواند دفاعی در برابر این نقدها باشد. هرچند سرانجام دلیل من برای نپذیرفتن گیاهخواری، دلیلی شخصی پس از یک تجربه کوتاه گیاهخواری بود. با اینکه هیچیک از استدلالها برایم جدید نبود، ولی جامعیت بحث، آن هم در مواجهه با یک دوست گیاهخوار با ذهنی آماده و بدنی سالم، برایم شیرین و جذاب بود. آنچه در چنین دوستانی، مشترک یافتهام، استواری و استحکام رأی ایشان است و عموماً افرادی مصمم با ارادههایی پولادیناند.
با این همه، نهایت بحث ما این شد که ایشان پذیرفتند نمیتوان گیاهخواری را بر دیگران الزام کرد، بلکه تنها بر همان کسی که با ادله خود، به اخلاقی بودنش برسد، لازم است و من نیز پذیرفتم (چنانکه از قبل نیز پذیرفته بودم) که گیاهخواری با نیت اخلاقی و با شرایطی که ایشان میگفت، از یک روح بسیار شریف و متخلق برمیآید و جز احترامگزاردن به چنین روح بزرگی، کار دیگری نمیتوانم کرد.
@negarestan_taba
امروز با یکی از دوستان که نزدیک بیست سالی میشود گیاهخوار مطلق (Vegan) است، گفتوشنود مفصلی داشتم. بیشتر ادله قدیم و جدید را که بارها با دوستان دیگر بررسی کرده بودم، بار دیگر با هم مرور کردیم. ایشان از احساس درد و رنج حیوانات، حق ذاتی حیاتشان، امکان عملی برچیده شدن فرهنگ گوشتخواری همچون امکان برچیده شدن فرهنگ بردهداری و تعدد زوجات، عدم ضرورت مصرف گوشت برای سلامتی بدن بر اساس گزارش سازمان جهانی بهداشت (وجود همه ویتامینها و پروتئینهای لازمِ بدن در گیاهان به شرط رعایت تنوع غذایی)، تفاوت کالبدشناختی گوارش انسانی با حیوانات گوشتخوار، بهبود وضع محیط زیست در صورت گیاهخوار شدن اکثریت مردم و... گفتند و من به همراه یکی دیگر از دوستان هم از مواردی گفتیم که میتواند دفاعی در برابر این نقدها باشد. هرچند سرانجام دلیل من برای نپذیرفتن گیاهخواری، دلیلی شخصی پس از یک تجربه کوتاه گیاهخواری بود. با اینکه هیچیک از استدلالها برایم جدید نبود، ولی جامعیت بحث، آن هم در مواجهه با یک دوست گیاهخوار با ذهنی آماده و بدنی سالم، برایم شیرین و جذاب بود. آنچه در چنین دوستانی، مشترک یافتهام، استواری و استحکام رأی ایشان است و عموماً افرادی مصمم با ارادههایی پولادیناند.
با این همه، نهایت بحث ما این شد که ایشان پذیرفتند نمیتوان گیاهخواری را بر دیگران الزام کرد، بلکه تنها بر همان کسی که با ادله خود، به اخلاقی بودنش برسد، لازم است و من نیز پذیرفتم (چنانکه از قبل نیز پذیرفته بودم) که گیاهخواری با نیت اخلاقی و با شرایطی که ایشان میگفت، از یک روح بسیار شریف و متخلق برمیآید و جز احترامگزاردن به چنین روح بزرگی، کار دیگری نمیتوانم کرد.
@negarestan_taba
❤7👎1
«یک بار، گیاهی را به دلیل زیاد آب دادن، کُشتم. اینطور بود که فهمیدم چطور حتی نیات خوب اگر افراطی باشند، میتوانند آسیب بزنند».
کاربر OYY: «تو آن گیاه را خوب نمیشناختهای».
@negarestan_taba
کاربر OYY: «تو آن گیاه را خوب نمیشناختهای».
@negarestan_taba
👍4😁1