This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عروسخانم در توضیح این کلیپ که در صفحه شخصیاش منتشر کرده و نزدیک ۷ میلیون بار دیده شده، نوشته «توی شلوغی عروسکشون، یه پیک موتوری که اصلا منو نمیشناخت، وایساد و با یه لبخند بهم شاباش داد». شاید جیب کوچک، ولی قلبی بزرگ داشت.
لیاقت این مردم شریف که میتوان همیشه از آنان آموخت، چنین زندگی دشواری نبود.
#مردم_ایران
@negarestan_taba
لیاقت این مردم شریف که میتوان همیشه از آنان آموخت، چنین زندگی دشواری نبود.
#مردم_ایران
@negarestan_taba
❤10👏2
مسئله کاهش سرانه مطالعه، کاهش تمرکز و افزایش وابستگی به محتواهای صوتی و تصویری در شبکههای اجتماعی، مختص ایران نیست؛ مسئلهای جهانی است. در همین باره، این مطلب را مطالعه بفرمایید.
👍3
در تکریم نیت اخلاقی گیاهخواران
امروز با یکی از دوستان که نزدیک بیست سالی میشود گیاهخوار مطلق (Vegan) است، گفتوشنود مفصلی داشتم. بیشتر ادله قدیم و جدید را که بارها با دوستان دیگر بررسی کرده بودم، بار دیگر با هم مرور کردیم. ایشان از احساس درد و رنج حیوانات، حق ذاتی حیاتشان، امکان عملی برچیده شدن فرهنگ گوشتخواری همچون امکان برچیده شدن فرهنگ بردهداری و تعدد زوجات، عدم ضرورت مصرف گوشت برای سلامتی بدن بر اساس گزارش سازمان جهانی بهداشت (وجود همه ویتامینها و پروتئینهای لازمِ بدن در گیاهان به شرط رعایت تنوع غذایی)، تفاوت کالبدشناختی گوارش انسانی با حیوانات گوشتخوار، بهبود وضع محیط زیست در صورت گیاهخوار شدن اکثریت مردم و... گفتند و من به همراه یکی دیگر از دوستان هم از مواردی گفتیم که میتواند دفاعی در برابر این نقدها باشد. هرچند سرانجام دلیل من برای نپذیرفتن گیاهخواری، دلیلی شخصی پس از یک تجربه کوتاه گیاهخواری بود. با اینکه هیچیک از استدلالها برایم جدید نبود، ولی جامعیت بحث، آن هم در مواجهه با یک دوست گیاهخوار با ذهنی آماده و بدنی سالم، برایم شیرین و جذاب بود. آنچه در چنین دوستانی، مشترک یافتهام، استواری و استحکام رأی ایشان است و عموماً افرادی مصمم با ارادههایی پولادیناند.
با این همه، نهایت بحث ما این شد که ایشان پذیرفتند نمیتوان گیاهخواری را بر دیگران الزام کرد، بلکه تنها بر همان کسی که با ادله خود، به اخلاقی بودنش برسد، لازم است و من نیز پذیرفتم (چنانکه از قبل نیز پذیرفته بودم) که گیاهخواری با نیت اخلاقی و با شرایطی که ایشان میگفت، از یک روح بسیار شریف و متخلق برمیآید و جز احترامگزاردن به چنین روح بزرگی، کار دیگری نمیتوانم کرد.
@negarestan_taba
امروز با یکی از دوستان که نزدیک بیست سالی میشود گیاهخوار مطلق (Vegan) است، گفتوشنود مفصلی داشتم. بیشتر ادله قدیم و جدید را که بارها با دوستان دیگر بررسی کرده بودم، بار دیگر با هم مرور کردیم. ایشان از احساس درد و رنج حیوانات، حق ذاتی حیاتشان، امکان عملی برچیده شدن فرهنگ گوشتخواری همچون امکان برچیده شدن فرهنگ بردهداری و تعدد زوجات، عدم ضرورت مصرف گوشت برای سلامتی بدن بر اساس گزارش سازمان جهانی بهداشت (وجود همه ویتامینها و پروتئینهای لازمِ بدن در گیاهان به شرط رعایت تنوع غذایی)، تفاوت کالبدشناختی گوارش انسانی با حیوانات گوشتخوار، بهبود وضع محیط زیست در صورت گیاهخوار شدن اکثریت مردم و... گفتند و من به همراه یکی دیگر از دوستان هم از مواردی گفتیم که میتواند دفاعی در برابر این نقدها باشد. هرچند سرانجام دلیل من برای نپذیرفتن گیاهخواری، دلیلی شخصی پس از یک تجربه کوتاه گیاهخواری بود. با اینکه هیچیک از استدلالها برایم جدید نبود، ولی جامعیت بحث، آن هم در مواجهه با یک دوست گیاهخوار با ذهنی آماده و بدنی سالم، برایم شیرین و جذاب بود. آنچه در چنین دوستانی، مشترک یافتهام، استواری و استحکام رأی ایشان است و عموماً افرادی مصمم با ارادههایی پولادیناند.
با این همه، نهایت بحث ما این شد که ایشان پذیرفتند نمیتوان گیاهخواری را بر دیگران الزام کرد، بلکه تنها بر همان کسی که با ادله خود، به اخلاقی بودنش برسد، لازم است و من نیز پذیرفتم (چنانکه از قبل نیز پذیرفته بودم) که گیاهخواری با نیت اخلاقی و با شرایطی که ایشان میگفت، از یک روح بسیار شریف و متخلق برمیآید و جز احترامگزاردن به چنین روح بزرگی، کار دیگری نمیتوانم کرد.
@negarestan_taba
❤7👎1
«یک بار، گیاهی را به دلیل زیاد آب دادن، کُشتم. اینطور بود که فهمیدم چطور حتی نیات خوب اگر افراطی باشند، میتوانند آسیب بزنند».
کاربر OYY: «تو آن گیاه را خوب نمیشناختهای».
@negarestan_taba
کاربر OYY: «تو آن گیاه را خوب نمیشناختهای».
@negarestan_taba
👍4😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برخلاف آنچه بسیاری از روشنفکران و چپها میگویند، این مردم نیستند که برای برخورداری از حداقلهای زندگی مطلوب، نیازمند مطالعه و آگاهی مورد نظر ایشان باشند. بلکه همان روشنفکراناند که باید این مردم را، فرهنگشان را، و «بالندگیهایشان» را بشناسند و از محضرشان بیاموزند؛ اگر تبخترشان را کنار بگذارند و بخواهند. چنین مردمی لایق بهترینهایند.
#مردم_ایران
@negarestan_taba
#مردم_ایران
@negarestan_taba
👌10❤3👎1
میمها (طنز تصویری) را بسیار دوست دارم؛ هم از نظر مفید و مختصر بودن، هم از لحاظ طنازیشان. آنهاییشان که میگیرند، برآمده از هوشی سرشار و متواضعاند؛ در عین سادگی و همهفهم بودن (دستکم برای اهل همان فن)، نکاتی ظریف و گاه شوکهکننده دارند. به همین دلایل میتوان مطمئن بود که در یادگیری یا تثبیت آموختهها نیز تأثیر بالایی دارند.
صفحهای را با عنوان philosophy memes دنبال میکنم که میمهای فلسفی منتشر میکند. آنهایش را که بیشتر بپسندم و به دلم بنشیند، با شما هم به اشتراک خواهم گذاشت.
این میم، منحنی الحاد و ایمان یا با تسامح، منحنی عقل و ایمان را در تقابل راسل، آکوئیناس و کرکگور نشان میدهد.
@negarestan_taba
صفحهای را با عنوان philosophy memes دنبال میکنم که میمهای فلسفی منتشر میکند. آنهایش را که بیشتر بپسندم و به دلم بنشیند، با شما هم به اشتراک خواهم گذاشت.
این میم، منحنی الحاد و ایمان یا با تسامح، منحنی عقل و ایمان را در تقابل راسل، آکوئیناس و کرکگور نشان میدهد.
@negarestan_taba
❤8
کانال خوبی که گلچینی از واپسین اخبار و مطالب خبرگزاریها و وبسایتهای معتبر فلسفی همچون daily nous, Aeon, leiter reports و SEP را منتشر میکند. پیگیریاش را به دوستان علاقهمند فلسفه پیشنهاد میکنم.
https://t.me/iranthinker
https://t.me/iranthinker
Telegram
iranthinker
پیگیریِ فلسفه و زمینه و زمانهی آن
گزیدهی مطالب مهم از منابع فارسی و انگلیسی
مقاله، خبر، کتاب و ایده
گزیدهی مطالب مهم از منابع فارسی و انگلیسی
مقاله، خبر، کتاب و ایده
❤6
آیا بذل جان، کاری افراطی و زیادهروانه نیست؟
شاید در نگاه ابتدایی به نظریه حد وسط ارسطو که فضیلت را حد وسط دو رذیلت افراط و تفریط میداند، فداکاری تا حد بذل جان، عملی افراطی به نظر برسد. ولی واقع مطلب این است که دستکم خود ارسطو چنین نمیاندیشید.
او که نظریه حد وسط خود را در اخلاق نیکوماخوس مطرح کرده، اولاً به این مطلب اشاره میکند که منظور از حد وسط، حد وسط ریاضی و فینفسه نیست، بلکه حد وسط نسبت به ما و در واقع «حد وسط درست» است (۱۱۰۶b). بنابراین معیارهای حد وسط را نباید کمّی و مطلق در نظر گرفت.
دوم اینکه کمی جلوتر تصریح میکند که درباره برخی اعمال و عواطف نمیتوان قائل به حد وسط شد؛ چراکه فینفسه بد یا خوباند. از جمله اعمال شرّی همچون زنا، دزدی و آدمکشی و نیکوییهایی همچون خویشتنداری و شجاعت. میگوید هرچند شجاعت، حد وسط خوانده میشود، در حد کمال و نهایت قرار دارند (۱۱۰۷a). پس شجاعت را میتوان در حد کمال پیگیری کرد.
سوم اینکه ارسطو در بحث شجاعت، به عنوان نخستین فضیلتی که بررسیاش میکند، معنای عالی شجاعت را پایداری در برابر هولناکترین خطرات میداند و هولناکترین خطر ممکن، مرگ است. اما نه شجاعت در برابر هر مرگی، همچون وضع خطیر توفان دریا؛ بلکه برابر شریفترین انواع مرگ. یعنی دلاوری در میدانهای نبرد (۱۱۱۵b). این صرفا به معنای جنگجویی نیست؛ چرا؟ در نکته چهارم روشن خواهد شد.
نکته چهارم و در واقع جای دیگری که ارسطو از بذل جان سخن میگوید، تعارض صیانت ذات و خوددوستی با فداکاری است. او به طرز جالب توجهی نشان میدهد که فداکاری شرافتمندانه، عین خوددوستی است. در همین جا منظورش را از مرگ شریف را نیز بیان میکند و آن را مرگی میداند که در خدمت «دوستان و وطن» باشد:
«مرد شریف همیشه خود را در خدمت دوستان و وطن قرار میدهد و در صورت ضرورت، جان خود را نیز فدای آنها میکند؛ از پول و مقام و همه چیزهایی که مردمان برای آنها رقابت و نزاع میکنند، چشم میپوشد و تنها شرافت را برای خود میخواهد. زندگی کوتاه و پر از شادمانی عمیق، در نظر او بهتر از عمر دراز همراه با لذات کوچک است و یک سال همراه با شرافت، بهتر از سالیانی دراز، خالی و یکنواخت است و یک عمل بزرگ و شریف، پرارجتر از بسیاری اعمال جزئی و حقیر. مردی که زندگی خویش را فدای دیگران میکند، بدون شک بدین نتیجه دست مییابد و بدینسان، بزرگترین افتخار و پاداش را برای خویشتن انتخاب میکند... پس آدمی باید بدین معنا خودخواه باشد، نه بدان معنا که دیگران خودخواهاند» (اخلاق نیکوماخوس، ترجمه محمدحسن لطفی، نشر طرح نو، ۱۳۸۵، ص ۳۵۴).
تولدت مبارک، بزرگمرد.
@negarestan_taba
شاید در نگاه ابتدایی به نظریه حد وسط ارسطو که فضیلت را حد وسط دو رذیلت افراط و تفریط میداند، فداکاری تا حد بذل جان، عملی افراطی به نظر برسد. ولی واقع مطلب این است که دستکم خود ارسطو چنین نمیاندیشید.
او که نظریه حد وسط خود را در اخلاق نیکوماخوس مطرح کرده، اولاً به این مطلب اشاره میکند که منظور از حد وسط، حد وسط ریاضی و فینفسه نیست، بلکه حد وسط نسبت به ما و در واقع «حد وسط درست» است (۱۱۰۶b). بنابراین معیارهای حد وسط را نباید کمّی و مطلق در نظر گرفت.
دوم اینکه کمی جلوتر تصریح میکند که درباره برخی اعمال و عواطف نمیتوان قائل به حد وسط شد؛ چراکه فینفسه بد یا خوباند. از جمله اعمال شرّی همچون زنا، دزدی و آدمکشی و نیکوییهایی همچون خویشتنداری و شجاعت. میگوید هرچند شجاعت، حد وسط خوانده میشود، در حد کمال و نهایت قرار دارند (۱۱۰۷a). پس شجاعت را میتوان در حد کمال پیگیری کرد.
سوم اینکه ارسطو در بحث شجاعت، به عنوان نخستین فضیلتی که بررسیاش میکند، معنای عالی شجاعت را پایداری در برابر هولناکترین خطرات میداند و هولناکترین خطر ممکن، مرگ است. اما نه شجاعت در برابر هر مرگی، همچون وضع خطیر توفان دریا؛ بلکه برابر شریفترین انواع مرگ. یعنی دلاوری در میدانهای نبرد (۱۱۱۵b). این صرفا به معنای جنگجویی نیست؛ چرا؟ در نکته چهارم روشن خواهد شد.
نکته چهارم و در واقع جای دیگری که ارسطو از بذل جان سخن میگوید، تعارض صیانت ذات و خوددوستی با فداکاری است. او به طرز جالب توجهی نشان میدهد که فداکاری شرافتمندانه، عین خوددوستی است. در همین جا منظورش را از مرگ شریف را نیز بیان میکند و آن را مرگی میداند که در خدمت «دوستان و وطن» باشد:
«مرد شریف همیشه خود را در خدمت دوستان و وطن قرار میدهد و در صورت ضرورت، جان خود را نیز فدای آنها میکند؛ از پول و مقام و همه چیزهایی که مردمان برای آنها رقابت و نزاع میکنند، چشم میپوشد و تنها شرافت را برای خود میخواهد. زندگی کوتاه و پر از شادمانی عمیق، در نظر او بهتر از عمر دراز همراه با لذات کوچک است و یک سال همراه با شرافت، بهتر از سالیانی دراز، خالی و یکنواخت است و یک عمل بزرگ و شریف، پرارجتر از بسیاری اعمال جزئی و حقیر. مردی که زندگی خویش را فدای دیگران میکند، بدون شک بدین نتیجه دست مییابد و بدینسان، بزرگترین افتخار و پاداش را برای خویشتن انتخاب میکند... پس آدمی باید بدین معنا خودخواه باشد، نه بدان معنا که دیگران خودخواهاند» (اخلاق نیکوماخوس، ترجمه محمدحسن لطفی، نشر طرح نو، ۱۳۸۵، ص ۳۵۴).
تولدت مبارک، بزرگمرد.
@negarestan_taba
Telegram
نگرستان | مرتضی طباطبائی
در رثای یک جوانمرد
بیست سال و سی سال، زمانی نیست که یک خاطره، بخواهد با جزئیات در ذهن بماند. لابد تضاد یا درخشش بارزی در کار بوده.
به رسم معمول عصرهای تابستان، خودمان را سر ساعت رساندیم مدرسه. فقط یک ساعت وقت داشتیم. قبل از اذان بیرونمان میکردند و اکثرمان…
بیست سال و سی سال، زمانی نیست که یک خاطره، بخواهد با جزئیات در ذهن بماند. لابد تضاد یا درخشش بارزی در کار بوده.
به رسم معمول عصرهای تابستان، خودمان را سر ساعت رساندیم مدرسه. فقط یک ساعت وقت داشتیم. قبل از اذان بیرونمان میکردند و اکثرمان…
❤3💔3👌1
استفاده از هوش مصنوعی با سپردن کار به هوش مصنوعی فرق دارد. دومی بهراحتی لو میرود (دستکم فعلا). مواظب باشیم از سر تنبلی یا به هر دلیل دیگر، با آبروی خود بازی نکنیم.
👌6👏1
نشانههای رسواساز در واگذاری پژوهش به هوش مصنوعی
درباره سپردن کار به هوش مصنوعی* (و نه استفاده از آن) در پژوهش و نگارش مقاله، پایاننامه و رساله، در علوم انسانی نظری، بهویژه فلسفه، دو دسته علائم و نشانهها هست که ماجرا را لو میدهد: نشانههای صوری و ظاهری و نشانههای محتوایی.
بعضی نشانههای ظاهری (فعلا) رایج اینها هستند: پاراگرافهای کوتاه و یکدست (معمولاً پنج تا هفت خطی)، تیتربندیهای فراوان، جمعبندیها و خلاصهسازیهای بیش از حد، کسرههای زاید (در بعضی چتباتها)، ارجاع بدون شماره صفحه، ارجاع به بازههای طولانی (مثلا ص۱۲ تا ۳۵)، وجود منابع فراوان در فهرست منابع ولی استفاده مکرر از دو سه منبع و استفاده صرفا تزئینی از بقیه موارد، نداشتن نقل قول مستقیم، نداشتن هیچ غلط املایی، تایپی و ویرایشی، استفاده انحصاری از منابع انگلیسی و بیاعتنایی به ترجمههای از پیش موجود یا تألیفات فارسی، بیان و لحن غیرشخصی و بیرون نرفتن از حدود جملهپردازی و واژهگزینی مرسوم.
اینها مواردی است که برای یک داور غیرمتخصص نیز بهآسانی قابل تشخیص است. یا برای داور متخصصی که فرصت و حوصله خواندن دقیق مطلب را نداشته باشد. ولی در عین حال، برطرف کردن اکثر این موارد برای یک نگارنده حرفهای، کار دشواری هم نیست. حذف کسرهها با دستور کلی، وارد کردن چند غلط املایی یا ویرایشی یا ادغام پاراگرافها در همدیگر، میتواند ظاهر اثر را انسانیتر کند. البته برطرف کردن برخی از همین اشکالات هم نیازمند پژوهش جدی است؛ مثلا بررسی منابع، اضافه کردن (واقعی) منابع ترجمه شده یا تألیفات فارسی، بررسی ارجاعات یا افزودن نقلقولهای مستقیم، دستکم شخص را کمی به کار پژوهشی وامیدارد.
اما نشانههای دسته دوم، یعنی نشانههای محتوایی، از این جنس نیستند. یعنی بدون یک کار عمیق پژوهشی در آن موضوع، قابل رفع نیستند. در یک جمله، این نشانهها را میتوان در «عمق بحث» خلاصه کرد. متنهایی که (دستکم فعلا) هوش مصنوعی (حتی مدلهای پولی) آماده میکنند، عمیق نیستند و آوردهٔ علمی ندارند. طوری که داور متخصص جدی، که از زوایای بحث مطلع است یا میتواند با مراجعهای اولیه بررسی کند، بهراحتی متوجه میشود که این نوشته حاصل پژوهش و انس با موضوع نیست. در واقع مطالب نگاشته هوش مصنوعی، قبل از اینکه کامل پخته شوند و دقیقا همانجایی که منتظر اصل بحث و تفصیل مطلب هستید، رها میشوند. در غالب موارد، صرفا یک کلیت بسیار ابتدایی را ارائه میدهند و همان مطلب ابتدایی به بیانهای مختلف تکرار میشود. در واقع یک داور واقعا متخصص، میتواند با دقت در متن، تا حد خوبی میتواند متوجه شود که متن، حاصل فهم و پژوهش است، یا متنی سفارشی و آمادهشده برای جلب نظر.
بله، شاید بتوان حتی یک پیشنویس اولیه هوش مصنوعی را عمقبخشی کرد؛ ولی اولا وقت و حوصله و دقت فراوان و شاید حتی به اندازه خود پژوهش لازم دارد، ثانیا نهایتا به آن کیفیت مطلوب برآمده از یک پژوهش واقعی نمیرسد. بنابراین بهتر است این مسیر را از همان اول، درست برویم تا طوری نشود که هم چوب را بخوریم، هم پیاز را، آخر سر هم جریمه را پرداخت کنیم.
-----
* عزیزی پیشنهاد فرمودند که به جای هوش مصنوعی، از هوشواره استفاده کنم. هرچند هوشواره را جایگزین زیبایی میدانم، به دلایلی که شاید دربارهاش بنویسم، هنوز درباره استفاده از آن قانع نشدهام.
#جلسات_دفاع
@negarestan_taba
درباره سپردن کار به هوش مصنوعی* (و نه استفاده از آن) در پژوهش و نگارش مقاله، پایاننامه و رساله، در علوم انسانی نظری، بهویژه فلسفه، دو دسته علائم و نشانهها هست که ماجرا را لو میدهد: نشانههای صوری و ظاهری و نشانههای محتوایی.
بعضی نشانههای ظاهری (فعلا) رایج اینها هستند: پاراگرافهای کوتاه و یکدست (معمولاً پنج تا هفت خطی)، تیتربندیهای فراوان، جمعبندیها و خلاصهسازیهای بیش از حد، کسرههای زاید (در بعضی چتباتها)، ارجاع بدون شماره صفحه، ارجاع به بازههای طولانی (مثلا ص۱۲ تا ۳۵)، وجود منابع فراوان در فهرست منابع ولی استفاده مکرر از دو سه منبع و استفاده صرفا تزئینی از بقیه موارد، نداشتن نقل قول مستقیم، نداشتن هیچ غلط املایی، تایپی و ویرایشی، استفاده انحصاری از منابع انگلیسی و بیاعتنایی به ترجمههای از پیش موجود یا تألیفات فارسی، بیان و لحن غیرشخصی و بیرون نرفتن از حدود جملهپردازی و واژهگزینی مرسوم.
اینها مواردی است که برای یک داور غیرمتخصص نیز بهآسانی قابل تشخیص است. یا برای داور متخصصی که فرصت و حوصله خواندن دقیق مطلب را نداشته باشد. ولی در عین حال، برطرف کردن اکثر این موارد برای یک نگارنده حرفهای، کار دشواری هم نیست. حذف کسرهها با دستور کلی، وارد کردن چند غلط املایی یا ویرایشی یا ادغام پاراگرافها در همدیگر، میتواند ظاهر اثر را انسانیتر کند. البته برطرف کردن برخی از همین اشکالات هم نیازمند پژوهش جدی است؛ مثلا بررسی منابع، اضافه کردن (واقعی) منابع ترجمه شده یا تألیفات فارسی، بررسی ارجاعات یا افزودن نقلقولهای مستقیم، دستکم شخص را کمی به کار پژوهشی وامیدارد.
اما نشانههای دسته دوم، یعنی نشانههای محتوایی، از این جنس نیستند. یعنی بدون یک کار عمیق پژوهشی در آن موضوع، قابل رفع نیستند. در یک جمله، این نشانهها را میتوان در «عمق بحث» خلاصه کرد. متنهایی که (دستکم فعلا) هوش مصنوعی (حتی مدلهای پولی) آماده میکنند، عمیق نیستند و آوردهٔ علمی ندارند. طوری که داور متخصص جدی، که از زوایای بحث مطلع است یا میتواند با مراجعهای اولیه بررسی کند، بهراحتی متوجه میشود که این نوشته حاصل پژوهش و انس با موضوع نیست. در واقع مطالب نگاشته هوش مصنوعی، قبل از اینکه کامل پخته شوند و دقیقا همانجایی که منتظر اصل بحث و تفصیل مطلب هستید، رها میشوند. در غالب موارد، صرفا یک کلیت بسیار ابتدایی را ارائه میدهند و همان مطلب ابتدایی به بیانهای مختلف تکرار میشود. در واقع یک داور واقعا متخصص، میتواند با دقت در متن، تا حد خوبی میتواند متوجه شود که متن، حاصل فهم و پژوهش است، یا متنی سفارشی و آمادهشده برای جلب نظر.
بله، شاید بتوان حتی یک پیشنویس اولیه هوش مصنوعی را عمقبخشی کرد؛ ولی اولا وقت و حوصله و دقت فراوان و شاید حتی به اندازه خود پژوهش لازم دارد، ثانیا نهایتا به آن کیفیت مطلوب برآمده از یک پژوهش واقعی نمیرسد. بنابراین بهتر است این مسیر را از همان اول، درست برویم تا طوری نشود که هم چوب را بخوریم، هم پیاز را، آخر سر هم جریمه را پرداخت کنیم.
-----
* عزیزی پیشنهاد فرمودند که به جای هوش مصنوعی، از هوشواره استفاده کنم. هرچند هوشواره را جایگزین زیبایی میدانم، به دلایلی که شاید دربارهاش بنویسم، هنوز درباره استفاده از آن قانع نشدهام.
#جلسات_دفاع
@negarestan_taba
👌8👍2
🌐به همت معاونت پژوهشی دانشگاه ادیان؛
🔹کرسی علمی-ترویجی «سودگرایی سلبی و نسبتش با منطق حذف» روز چهارشنبه ۸ مهرماه ساعت ۱۲:۳۰ در سالن شهید بهشتی دانشگاه ادیان و مذاهب برگزار میگردد.
📎ادامه مطلب
🔹کرسی علمی-ترویجی «سودگرایی سلبی و نسبتش با منطق حذف» روز چهارشنبه ۸ مهرماه ساعت ۱۲:۳۰ در سالن شهید بهشتی دانشگاه ادیان و مذاهب برگزار میگردد.
📎ادامه مطلب