Aasoo - آسو
آسو، شنبه و یکشنبهی آینده روز ۲۶ و ۲۷ آوریل در نمایشگاه کتاب بدون سانسور در لندن میزبان شما خواهد بود. نشست معرفی کتابهای جدید آسو، روز شنبه ساعت ۱۵:۳۰ و روز یکشنبه ساعت ۱۶ برگزار میشود. @NashrAasoo 💭
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آسو با پنج کتاب تازه در نمایشگاه کتاب بدون سانسور
📍لندن: شنبه ۲۶ آوریل از ساعت ۱۲:۳۰ ظهر تا ۸ شب، یکشنبه از ساعت ۱۱ صبح تا ۶ عصر
📍برلین: پنجشنبه اول ماه مه از ساعت ۱۴ تا ۲۰، جمعه دوم ماه مه از ساعت ۱۱ تا ۲۰
📍هامبورگ: ۳ مه از ساعت ۱۳ تا ۲۱
📍فرانکفورت: ۱۳ مه از ساعت ۱۱ تا ۲۱
📍روتردام: شنبه ۳۱ مه از ساعت ۱۱ تا ۱۸
📍اوترخت: یکشنبه ۱ ژوئن از ساعت ۱۱ تا ۱۸
@NashrAasoo 💭
📍لندن: شنبه ۲۶ آوریل از ساعت ۱۲:۳۰ ظهر تا ۸ شب، یکشنبه از ساعت ۱۱ صبح تا ۶ عصر
📍برلین: پنجشنبه اول ماه مه از ساعت ۱۴ تا ۲۰، جمعه دوم ماه مه از ساعت ۱۱ تا ۲۰
📍هامبورگ: ۳ مه از ساعت ۱۳ تا ۲۱
📍فرانکفورت: ۱۳ مه از ساعت ۱۱ تا ۲۱
📍روتردام: شنبه ۳۱ مه از ساعت ۱۱ تا ۱۸
📍اوترخت: یکشنبه ۱ ژوئن از ساعت ۱۱ تا ۱۸
@NashrAasoo 💭
«وضع تعرفههای تجاری توسط ترامپ آشوب بزرگی در اقتصاد جهان به راه انداخته است اما این امر چندان تأثیری بر مبادلات خارجی و اقتصاد ایران ندارد. آمار گمرک ایران نشان میدهد که از آغاز فروردین تا پایان بهمن ۱۴۰۳، ارزش واردات ایران از آمریکا بیش از ۹۲ میلیون دلار و ارزش صادرات ایران به آمریکا کمتر از ۲۰۰ هزار دلار بوده است. واردات ایران از آمریکا عمدتاً دارو، تجهیزات پزشکی و کالاهای غیرتحریمی بوده است.»
aasoo.org/fa/articles/5125
@NashrAasoo 🔻
aasoo.org/fa/articles/5125
@NashrAasoo 🔻
رؤیای تکراری خودکفایی؛ تأثیر تعرفههای جدید آمریکا بر اقتصاد ایران 🔻
📈 حاکمان جمهوری اسلامی بعد از انقلاب ۱۳۵۷ با مصادرهی اموال صاحبان صنایع بخش خصوصی و گسترش بخش دولتی و نیمهدولتی، بدون اتکا به نظریهی مشخصی اقتصاد ایران را در دست گرفتند. هرچند در آن زمان همه از اصطلاحاتی نظیر «توسعهی عادلانه» و «اقتصاد اسلامی» استفاده میکردند اما تنها چیزی که در ذهن داشتند توزیع ثروت، آن هم ثروت حاصل از فروش نفت، بود...بعد از انقلاب، بهویژه پس از آغاز جنگ هشت ساله با عراق و ایجاد محدودیت برای فروش کالاها و تجهیزات جنگی از سوی کشورهای غربی، تولید در داخل به هر قیمت در دستور کار قرار گرفت. در آن دوره که بهجای واژهی «تحریم» از «محاصرهی اقتصادی» استفاده میشد، تأکید بر آن بود که همه چیز باید در داخل تولید شود، از کالاهای کشاورزی تا محصولات صنعتی و تجهیزات جنگی.
📈 در چنین شرایطی، تولیدکنندگان داخلی بدون نگرانی از حضور رقبا محصولاتشان را به قیمت دلخواه به مشتریانِ داخلی میفروشند و مصرفکنندگان داخلی چارهای جز خرید این کالاهای بیکیفیت ندارند. صنعت خودروسازی ایران یکی از مصادیق بارز این امر است. ممنوعیت و محدودیتِ واردات خودرو سبب شده است که تولیدکنندگان داخلی همچنان محصولات ۴۰-۳۰ سال قبل خودروسازان فرانسوی و کرهای را به بازار عرضه کنند. اگر بازار ایران به روی واردات خودرو باز شود، خودروسازان ایرانی که هر سال بیش از یک میلیون خودرو تولید میکنند، به سرعت ورشکست خواهند شد زیرا تولیداتشان نه از نظر کیفیت و نه از نظر قیمت قادر به رقابت با خودروهای خارجی نیست.
📈 اکنون خودکفایی در تولید جو، برنج، ذرت و دانههای روغنی، حبوبات، چغندرقند و پنبه هم در دستور کار قرار گرفته است اما کارشناسان بخش کشاورزی معتقدند که زمینهای کشاورزی و آب و هوای ایران ظرفیت تولید این مقدار از چنین محصولاتی را ندارد. تأکید دولت بر خودکفایی و صدور مجوزهای بیرویّه برای حفر چاههای آب سبب شده است که بخش بزرگی از ذخایر آبهای زیرزمینی نابود شود. به نظر بعضی از کارشناسان، خشک شدن دریاچهی ارومیه نه تنها معلول سدسازیِ بیرویه بلکه نتیجهی تشویق کشاورزان به خودکفایی و تولید محصول به هر قیمتی بوده است. تأکید بر خودکفایی یکی از علل ورشکستگی آبی و بحران زیستمحیطیِ ایران بوده است. بهرغم افت آبهای زیرزمینی و خشکسالیهای اخیر، سطح زیر کشت محصولات کشاورزی در چند دههی گذشته افزایش پیدا کرده است. پیامدهای زیانبار این امر را میتوان در حوضهی رودخانههای زایندهرود، کارون، کرخه و سفیدرود و دریاچهی ارومیه دید.
@NashrAasoo 💭
📈 حاکمان جمهوری اسلامی بعد از انقلاب ۱۳۵۷ با مصادرهی اموال صاحبان صنایع بخش خصوصی و گسترش بخش دولتی و نیمهدولتی، بدون اتکا به نظریهی مشخصی اقتصاد ایران را در دست گرفتند. هرچند در آن زمان همه از اصطلاحاتی نظیر «توسعهی عادلانه» و «اقتصاد اسلامی» استفاده میکردند اما تنها چیزی که در ذهن داشتند توزیع ثروت، آن هم ثروت حاصل از فروش نفت، بود...بعد از انقلاب، بهویژه پس از آغاز جنگ هشت ساله با عراق و ایجاد محدودیت برای فروش کالاها و تجهیزات جنگی از سوی کشورهای غربی، تولید در داخل به هر قیمت در دستور کار قرار گرفت. در آن دوره که بهجای واژهی «تحریم» از «محاصرهی اقتصادی» استفاده میشد، تأکید بر آن بود که همه چیز باید در داخل تولید شود، از کالاهای کشاورزی تا محصولات صنعتی و تجهیزات جنگی.
📈 در چنین شرایطی، تولیدکنندگان داخلی بدون نگرانی از حضور رقبا محصولاتشان را به قیمت دلخواه به مشتریانِ داخلی میفروشند و مصرفکنندگان داخلی چارهای جز خرید این کالاهای بیکیفیت ندارند. صنعت خودروسازی ایران یکی از مصادیق بارز این امر است. ممنوعیت و محدودیتِ واردات خودرو سبب شده است که تولیدکنندگان داخلی همچنان محصولات ۴۰-۳۰ سال قبل خودروسازان فرانسوی و کرهای را به بازار عرضه کنند. اگر بازار ایران به روی واردات خودرو باز شود، خودروسازان ایرانی که هر سال بیش از یک میلیون خودرو تولید میکنند، به سرعت ورشکست خواهند شد زیرا تولیداتشان نه از نظر کیفیت و نه از نظر قیمت قادر به رقابت با خودروهای خارجی نیست.
📈 اکنون خودکفایی در تولید جو، برنج، ذرت و دانههای روغنی، حبوبات، چغندرقند و پنبه هم در دستور کار قرار گرفته است اما کارشناسان بخش کشاورزی معتقدند که زمینهای کشاورزی و آب و هوای ایران ظرفیت تولید این مقدار از چنین محصولاتی را ندارد. تأکید دولت بر خودکفایی و صدور مجوزهای بیرویّه برای حفر چاههای آب سبب شده است که بخش بزرگی از ذخایر آبهای زیرزمینی نابود شود. به نظر بعضی از کارشناسان، خشک شدن دریاچهی ارومیه نه تنها معلول سدسازیِ بیرویه بلکه نتیجهی تشویق کشاورزان به خودکفایی و تولید محصول به هر قیمتی بوده است. تأکید بر خودکفایی یکی از علل ورشکستگی آبی و بحران زیستمحیطیِ ایران بوده است. بهرغم افت آبهای زیرزمینی و خشکسالیهای اخیر، سطح زیر کشت محصولات کشاورزی در چند دههی گذشته افزایش پیدا کرده است. پیامدهای زیانبار این امر را میتوان در حوضهی رودخانههای زایندهرود، کارون، کرخه و سفیدرود و دریاچهی ارومیه دید.
@NashrAasoo 💭
آسو
رؤیای تکراری خودکفایی؛ تأثیر تعرفههای جدید آمریکا بر اقتصاد ایران
آمار گمرک ایران نشان میدهد که از آغاز فروردین تا پایان بهمن ۱۴۰۳، ارزش واردات ایران از آمریکا بیش از ۹۲ میلیون دلار و ارزش صادرات ایران به آمریکا کمتر از ۲۰۰ هزار دلار بوده است.
دفتر آسو با عنوان دسیسهپنداری منتشر شد!
🔸 نظریههای توطئه احتمالاً یکی از قدیمیترین و شناختهشدهترین مسائل جوامع بشری است که به شکلی متناقضنما با افزایش فناوریهای ارتباطی و آسانتر شدن جریان اطلاعات نه تنها از رونق نیفتادهاند بلکه بر سرعت و دامنهی انتشار آنها افزوده شده است.
aasoo.org/fa/daftarha/5110
@NashrAasoo 🔺
🔸 نظریههای توطئه احتمالاً یکی از قدیمیترین و شناختهشدهترین مسائل جوامع بشری است که به شکلی متناقضنما با افزایش فناوریهای ارتباطی و آسانتر شدن جریان اطلاعات نه تنها از رونق نیفتادهاند بلکه بر سرعت و دامنهی انتشار آنها افزوده شده است.
aasoo.org/fa/daftarha/5110
@NashrAasoo 🔺
Aasoo - آسو
دفتر آسو با عنوان دسیسهپنداری منتشر شد! 🔸 نظریههای توطئه احتمالاً یکی از قدیمیترین و شناختهشدهترین مسائل جوامع بشری است که به شکلی متناقضنما با افزایش فناوریهای ارتباطی و آسانتر شدن جریان اطلاعات نه تنها از رونق نیفتادهاند بلکه بر سرعت و دامنهی…
Conspiracy Thinking_aaSoo Books 19..pdf
5.2 MB
📚 دفترهای آسو: دسیسهپنداری
🔸 در این مجموعه سعی شده است تا هم گستردگی جغرافیایی نظریههای توطئه و هم تنوع آنها به تصویر کشیده شود. اما در نهایت این خاورمیانه و به ویژه ایران است که جایگاهی محوری در مطالب این مجموعه دارند. با ترکیبی از مطالب توصیفی، نظری و تاریخی به تحلیل و علتیابی این پدیده پرداختیم و تلاش کردیم ابزارهایی شناختی برای مواجهه با آن در اختیار خوانندگان قرار دهیم. امری که با توجه به گسترش اخبار جعلی و نادرست در دورهی کنونی بیش از پیش اهمیت پیدا کرده است.
@NashrAasoo 💭
🔸 در این مجموعه سعی شده است تا هم گستردگی جغرافیایی نظریههای توطئه و هم تنوع آنها به تصویر کشیده شود. اما در نهایت این خاورمیانه و به ویژه ایران است که جایگاهی محوری در مطالب این مجموعه دارند. با ترکیبی از مطالب توصیفی، نظری و تاریخی به تحلیل و علتیابی این پدیده پرداختیم و تلاش کردیم ابزارهایی شناختی برای مواجهه با آن در اختیار خوانندگان قرار دهیم. امری که با توجه به گسترش اخبار جعلی و نادرست در دورهی کنونی بیش از پیش اهمیت پیدا کرده است.
@NashrAasoo 💭
«أروی نعمی، عکاس سعودی، با ثبت تناقضهای زندگی زنان در فضای تفریحی و ممنوعه، واقعیتی تلخ و کمیک را به تصویر میکشد. لاله سعیدی، هنرمند مراکشی، خوشنویسی و حنا را در هم میآمیزد تا روایتی زنانه از نبرد با کلیشهها و سنتها بسازد. رائده سعادة، هنرمند فلسطینی، خود سوژهی آثار خویش است و از دل زندگیِ تحت اشغال و تبعیض، زبان هنر را به مقاومت بدل میکند. غادة خنجی، عکاس بحرینی، قصهی انسانها و مکانهای فراموششده را با نگاهی سورئالیستی بازگو میکند. منا حاطوم، با آثار چیدمانی و بدنی خود، درهمتنیدگیِ سیاست و زیست فردی را آشکار میسازد. شعبیه طلال، نقاش خودآموختهی مراکشی که آثارش جهانی شد و بسیاری او را «نمادی از امید» برای زنان محروم خاورمیانه و شمال آفریقا میدانند.»
aasoo.org/fa/articles/5111
@NashrAasoo 🔻
aasoo.org/fa/articles/5111
@NashrAasoo 🔻
شش زن عرب که هنر منطقه را از مرزهای خاورمیانه فراتر بردند 🔻
✍ آثار لاله سعیدی، یکی از عکاسان صحنهای نامدار در خاورمیانه، اغلب ترکیبی از باورهای او بهعنوان هنرمندی فمینیست با کلیشههای رایج دربارهی زنان در خاورمیانه و شمال آفریقا است. لاله سعیدی در سال ۱۹۵۶ میلادی در مراکش به دنیا آمد، در پاریس درس خواند، بعد از ازدواج در عربستان زندگی کرد و بعد از جدایی راهی پاریس شد و اکنون در آمریکا ساکن است. او آثارش را متأثر از دوران زندگی در مراکش و عربستان سعودی میداند و بیشتر آثار عکاسیِ صحنهای خود را نوعی «زندگینامهی شخصی» توصیف میکند: تصاویری از تصور غرب از او و تصاویری از انتظارات خاورمیانه از او و همچنین خود واقعیاش که بهرغم فشار سنت و کلیشه میکوشد تا فردیتش را حفظ کند. در بسیاری از آثار لاله سعیدی زنانِ مدل را در حالتهایی میبینیم که در جوامع سنتی و مسلمان مقبول نیست. روی تن این زنان به عربی خوشنویسی شده، دستهایشان به شیوهی رایج در مراکش حنا بسته است و در اماکنی هستند که گاه بسیار سرد و بیروح، گاه تاریک و تهی و گاه شبیه به کلیشهی رایج غربیها از حرمسرا در خاورمیانه است.
✍ رائده سعادة؛ هنرمندی فلسطینی که یکی از آثارش در سال ۲۰۰۷ شهرتی جهانی یافت: خودش وسط بیابان ایستاده و جاروبرقی در دست، بیابان را جارو میکند. گرچه این اثر بسیار دیده و تحسین شد اما رائده سعادة از سالها قبل آثار بحثانگیز و مهمی را اجرا و خلق کرده بود که در همهی آنها واقعیتِ زیستن بهعنوان یک فلسطینیِ ستمدیده، با گذرنامهی اسرائیلی، را به تصویر میکشد. با وجود این، او از نقد مردسالاری رایج در میان فلسطینیها نیز طفره نمیرود. رائده در بیتالمقدس زندگی میکند و در بسیاری از آثار او، خودش بخش مهمی از اثر است. او میگوید بدن خود را بخشی از آثارش میداند، انگار که همزمان سوژه و خالق باشد. به عقیدهی او، بعضی از هنرمندان اثرشان را از بیرون اثر، و بعضی دیگر همچو او اثرشان را از درون و میان اثر خلق میکنند. برای مثال، او مجموعهی معروف «دیوار» را نمونهای از خلق از درون میداند زیرا بهعنوان یک فلسطینی هر روز با انواع دیوارها مواجه است. در یکی از آثار این مجموعه، دختربچهای با لباس فرم مدرسه و کولهپشتی در راه مدرسه است، جلوی او دیوار بلندی قرار دارد که اسرائیل را از مناطق فلسطینی جدا میکند و دختربچه در کولهپشتیاش نردبان بلندی را حمل میکند: «برای من مهم است که به نسل جوان، بهویژه دختران و زنان جوان، نشان دهم که بهرغم اینهمه گرفتاری و لایههای گوناگون تبعیض، باید به فعالیت ادامه دهیم و دست از تلاش برنداریم.»
✍ شعبیه طلال، نقاش سرشناس مراکشی، در روستایی نزدیک به شهر بندری جدیده متولد شد. وقتی ۱۳ ساله بود پدرش او را به یکی از روستاهای مجاور فرستاد تا همسر مردی ۷۰ ساله شود. یک سال بعد پسرش را به دنیا آورد و وقتی پسرش یکساله شد، شوهری که همسن پدربزرگش بود از دنیا رفت. طلال به نظافت خانههای دیگران مشغول شد تا بتواند مخارج زندگی خود و پسرش را تأمین کند. وقتی ۲۵ ساله بود، شبی خواب دید که غریبههایی با ابزار نقاشی در انتظارش ایستادهاند و وقتی که او را میبینند، ابزار نقاشی را به او هدیه میدهند. این رؤیا او را مصمم کرد که مقداری ابزار نقاشی فراهم کند و بدون آموزش رسمی شروع به نقاشی کند. طلال آموزش رسمی و حرفهای ندیده بود، رها از فرم و تکنیک بود و امیال و خیالاتش را بدون سانسور و اسارت در فرم به تصویر میکشید. این ویژگی مهم آثار او بود. زنان سوژهی اصلیِ اکثر نقاشیهای طلال بودند، نقاشیهایی با رنگهای شاد و تند که انگار در لحظه خلق میشد. آثار او قصیدهای در ستایش خلاقیتِ نامحدود بود. طبیعت و رنگهای طبیعت نیز حضوری مستمر در نقاشیهای او داشت.طلال به یکی از مهمترین هنرمندان قرن بیستم مراکش و جهان عرب تبدیل شد و هنر این منطقه را از مرزهای خاورمیانه و شمال آفریقا فراتر برد.
@NashrAasoo 💭
✍ آثار لاله سعیدی، یکی از عکاسان صحنهای نامدار در خاورمیانه، اغلب ترکیبی از باورهای او بهعنوان هنرمندی فمینیست با کلیشههای رایج دربارهی زنان در خاورمیانه و شمال آفریقا است. لاله سعیدی در سال ۱۹۵۶ میلادی در مراکش به دنیا آمد، در پاریس درس خواند، بعد از ازدواج در عربستان زندگی کرد و بعد از جدایی راهی پاریس شد و اکنون در آمریکا ساکن است. او آثارش را متأثر از دوران زندگی در مراکش و عربستان سعودی میداند و بیشتر آثار عکاسیِ صحنهای خود را نوعی «زندگینامهی شخصی» توصیف میکند: تصاویری از تصور غرب از او و تصاویری از انتظارات خاورمیانه از او و همچنین خود واقعیاش که بهرغم فشار سنت و کلیشه میکوشد تا فردیتش را حفظ کند. در بسیاری از آثار لاله سعیدی زنانِ مدل را در حالتهایی میبینیم که در جوامع سنتی و مسلمان مقبول نیست. روی تن این زنان به عربی خوشنویسی شده، دستهایشان به شیوهی رایج در مراکش حنا بسته است و در اماکنی هستند که گاه بسیار سرد و بیروح، گاه تاریک و تهی و گاه شبیه به کلیشهی رایج غربیها از حرمسرا در خاورمیانه است.
✍ رائده سعادة؛ هنرمندی فلسطینی که یکی از آثارش در سال ۲۰۰۷ شهرتی جهانی یافت: خودش وسط بیابان ایستاده و جاروبرقی در دست، بیابان را جارو میکند. گرچه این اثر بسیار دیده و تحسین شد اما رائده سعادة از سالها قبل آثار بحثانگیز و مهمی را اجرا و خلق کرده بود که در همهی آنها واقعیتِ زیستن بهعنوان یک فلسطینیِ ستمدیده، با گذرنامهی اسرائیلی، را به تصویر میکشد. با وجود این، او از نقد مردسالاری رایج در میان فلسطینیها نیز طفره نمیرود. رائده در بیتالمقدس زندگی میکند و در بسیاری از آثار او، خودش بخش مهمی از اثر است. او میگوید بدن خود را بخشی از آثارش میداند، انگار که همزمان سوژه و خالق باشد. به عقیدهی او، بعضی از هنرمندان اثرشان را از بیرون اثر، و بعضی دیگر همچو او اثرشان را از درون و میان اثر خلق میکنند. برای مثال، او مجموعهی معروف «دیوار» را نمونهای از خلق از درون میداند زیرا بهعنوان یک فلسطینی هر روز با انواع دیوارها مواجه است. در یکی از آثار این مجموعه، دختربچهای با لباس فرم مدرسه و کولهپشتی در راه مدرسه است، جلوی او دیوار بلندی قرار دارد که اسرائیل را از مناطق فلسطینی جدا میکند و دختربچه در کولهپشتیاش نردبان بلندی را حمل میکند: «برای من مهم است که به نسل جوان، بهویژه دختران و زنان جوان، نشان دهم که بهرغم اینهمه گرفتاری و لایههای گوناگون تبعیض، باید به فعالیت ادامه دهیم و دست از تلاش برنداریم.»
✍ شعبیه طلال، نقاش سرشناس مراکشی، در روستایی نزدیک به شهر بندری جدیده متولد شد. وقتی ۱۳ ساله بود پدرش او را به یکی از روستاهای مجاور فرستاد تا همسر مردی ۷۰ ساله شود. یک سال بعد پسرش را به دنیا آورد و وقتی پسرش یکساله شد، شوهری که همسن پدربزرگش بود از دنیا رفت. طلال به نظافت خانههای دیگران مشغول شد تا بتواند مخارج زندگی خود و پسرش را تأمین کند. وقتی ۲۵ ساله بود، شبی خواب دید که غریبههایی با ابزار نقاشی در انتظارش ایستادهاند و وقتی که او را میبینند، ابزار نقاشی را به او هدیه میدهند. این رؤیا او را مصمم کرد که مقداری ابزار نقاشی فراهم کند و بدون آموزش رسمی شروع به نقاشی کند. طلال آموزش رسمی و حرفهای ندیده بود، رها از فرم و تکنیک بود و امیال و خیالاتش را بدون سانسور و اسارت در فرم به تصویر میکشید. این ویژگی مهم آثار او بود. زنان سوژهی اصلیِ اکثر نقاشیهای طلال بودند، نقاشیهایی با رنگهای شاد و تند که انگار در لحظه خلق میشد. آثار او قصیدهای در ستایش خلاقیتِ نامحدود بود. طبیعت و رنگهای طبیعت نیز حضوری مستمر در نقاشیهای او داشت.طلال به یکی از مهمترین هنرمندان قرن بیستم مراکش و جهان عرب تبدیل شد و هنر این منطقه را از مرزهای خاورمیانه و شمال آفریقا فراتر برد.
@NashrAasoo 💭
Telegraph
شش زن عرب که هنر منطقه را از مرزهای خاورمیانه فراتر بردند
أروی نعمی؛ ثبتکنندهی تناقضها ماشینبرقیها با رنگهای شاد در شهربازی، تابهای چرخان، ترن هوایی و … . اما مسافرانِ این ماشینبرقیها و تابها و ترنهواییها، بچه نیستند. مسافران همگی زنانی سراپا پیچیده در عبا و روسری و روبندهاند و جلوی ماشین برقی و…
آسو، پنجشنبه اول ماه مه و جمعه دوم ماه مه، در نمایشگاه کتاب بدون سانسور در برلین میزبان شما خواهد بود.
📍Pangea Haus
Bei der Iranischen Gemeinde in Deutschland e.V. Trautenaustraße 5 | 10717 Berlin
@NashrAasoo 💭
📍Pangea Haus
Bei der Iranischen Gemeinde in Deutschland e.V. Trautenaustraße 5 | 10717 Berlin
@NashrAasoo 💭
«ایساک بابل در خانوادهای یهودی اما نسبتاً سکولار پرورش یافت. و از همین رو میتوانست در مرزهای میان دو فرهنگ روس و یهودی جولان دهد. در نتیجه، او نخستین یهودیای بود که نه به عنوان نویسندهای بیگانه و «وصلشده» به ادبیات روسیه، بلکه چونان نویسندهای از درون آن، به ادبیات آن سرزمین راه یافت.»
aasoo.org/fa/articles/5122
@NashrAasoo 🔻
aasoo.org/fa/articles/5122
@NashrAasoo 🔻
ایساک بابِل؛ وقتی دیوارهای غروب در آسمان فرو میریزند🔻
✍ ایساک بابل طی مصاحبهای که واپسین سالهای عمرش در ۱۹۳۷ انجام داد، توضیح داد که چرا به فُرم داستان کوتاه رو آورده است. او ضمن مقایسهی رمانهای بلند تولستوی با داستانهای کوتاه خود گفت «مسئله این است که تولستوی میتوانست آنچه را لحظهلحظه برایش اتفاق میافتاد شرح دهد... حال آنکه من ... فقط میتوانم جالبترین پنج دقیقهای را که طی بیستوچهار ساعت از سر گذراندهام وصف کنم و از همین رو است که فرم داستان کوتاه را انتخاب کردهام.» پر واضح است که بابل در ۱۹۳۷ و در بحبوحهی «وحشت استالینی» و «تصفیهی بزرگ» نمیتوانست جز در لفافه و ابهام، غرض خود از موجزنویسی را عنوان نماید.
✍ با شروع سالهای ۱۹۳۰، میخهای سر راه نویسنده، درشتتر، تیزتر و خونریزتر شده بودند. تور سانسور ریزتر شده بود و حتی تکجملههای بابل نمیتوانستند از آن عبور کنند. در نتیجه، بابل، ژانر «سکوت» را برگزید. او در نخستین کنگرهی نویسندگان شوروی در ۱۹۳۴به طنز، اما به شیوایی تمام گفت: «من به حدی برای خواننده احترام قائلم که ساکت میمانم و حرفی نمیزنم. آخر مرا استادبزرگ هنر سکوت میشناسند.»
سرانجام سکوت و کمکاری بابل به خیانت تعبیر شد و او در ۱۹۳۹ دستگیر و کتابهایش از کتابخانهها و کتابفروشیها جمعآوری و نابود شد. نوشتههای چاپنشدهای هم که به دست پلیس مخفی افتاد سرنوشت بهتری نیافت و دیگر ردی از آنها به دست نیامد. خود او نیز به طرزی معماوار سربهنیست شد.
✍ بابِل به اصطلاح اورولی، به «چالهی خاطره» افکنده شد. او در «وزارت عشق»، اتهامات ساختگی را زیر شکنجه، گردن گرفت. حکم بازداشت او یکماه و نیم پس از دستگیریاش صادر شد! سندی که نشان میدهد، دادستانی شوروی، مدرک کافی علیه او نیافته بود. به علاوه، هیچیک از دو بازجوی بابل داستانهایش را نخوانده بودند. شاید سواد لازم را هم نداشتند: یکی از آنها در چهاردهسالگی و دیگری در یازهسالگی ترک تحصیل کرده بودند. تحت این شرایط، بابل ضمن اعترافات اجباری، تکمضرابهایی از حقیقت نیز میزد و فیالمثل مینوشت «... من گلایه میکردم که ادبیات شوروی، بیرنگوبو شده و هیچ آیندهای ندارد...» عمرِ بابل همانند داستانهایش کوتاه بود. در ۲۷ ژانویهی ۱۹۴۰ نویسندهای چهلوپنج ساله تیرباران شد که هماره «عینکی روی بینی و پاییزی در دل» داشت؛ او «با فواحش، گاریچیها و سربازان سوارهنظام» دوستی داشت؛ هم شاعر شهر بود و «آفتاب شیشهای پترزبورگ» را به وصف میکشید و هم روستا را، وقتی «دیوارهای غروب در آسمان فرو میریزند»،به نظاره مینشست.
@NashrAasoo 💭
✍ ایساک بابل طی مصاحبهای که واپسین سالهای عمرش در ۱۹۳۷ انجام داد، توضیح داد که چرا به فُرم داستان کوتاه رو آورده است. او ضمن مقایسهی رمانهای بلند تولستوی با داستانهای کوتاه خود گفت «مسئله این است که تولستوی میتوانست آنچه را لحظهلحظه برایش اتفاق میافتاد شرح دهد... حال آنکه من ... فقط میتوانم جالبترین پنج دقیقهای را که طی بیستوچهار ساعت از سر گذراندهام وصف کنم و از همین رو است که فرم داستان کوتاه را انتخاب کردهام.» پر واضح است که بابل در ۱۹۳۷ و در بحبوحهی «وحشت استالینی» و «تصفیهی بزرگ» نمیتوانست جز در لفافه و ابهام، غرض خود از موجزنویسی را عنوان نماید.
✍ با شروع سالهای ۱۹۳۰، میخهای سر راه نویسنده، درشتتر، تیزتر و خونریزتر شده بودند. تور سانسور ریزتر شده بود و حتی تکجملههای بابل نمیتوانستند از آن عبور کنند. در نتیجه، بابل، ژانر «سکوت» را برگزید. او در نخستین کنگرهی نویسندگان شوروی در ۱۹۳۴به طنز، اما به شیوایی تمام گفت: «من به حدی برای خواننده احترام قائلم که ساکت میمانم و حرفی نمیزنم. آخر مرا استادبزرگ هنر سکوت میشناسند.»
سرانجام سکوت و کمکاری بابل به خیانت تعبیر شد و او در ۱۹۳۹ دستگیر و کتابهایش از کتابخانهها و کتابفروشیها جمعآوری و نابود شد. نوشتههای چاپنشدهای هم که به دست پلیس مخفی افتاد سرنوشت بهتری نیافت و دیگر ردی از آنها به دست نیامد. خود او نیز به طرزی معماوار سربهنیست شد.
✍ بابِل به اصطلاح اورولی، به «چالهی خاطره» افکنده شد. او در «وزارت عشق»، اتهامات ساختگی را زیر شکنجه، گردن گرفت. حکم بازداشت او یکماه و نیم پس از دستگیریاش صادر شد! سندی که نشان میدهد، دادستانی شوروی، مدرک کافی علیه او نیافته بود. به علاوه، هیچیک از دو بازجوی بابل داستانهایش را نخوانده بودند. شاید سواد لازم را هم نداشتند: یکی از آنها در چهاردهسالگی و دیگری در یازهسالگی ترک تحصیل کرده بودند. تحت این شرایط، بابل ضمن اعترافات اجباری، تکمضرابهایی از حقیقت نیز میزد و فیالمثل مینوشت «... من گلایه میکردم که ادبیات شوروی، بیرنگوبو شده و هیچ آیندهای ندارد...» عمرِ بابل همانند داستانهایش کوتاه بود. در ۲۷ ژانویهی ۱۹۴۰ نویسندهای چهلوپنج ساله تیرباران شد که هماره «عینکی روی بینی و پاییزی در دل» داشت؛ او «با فواحش، گاریچیها و سربازان سوارهنظام» دوستی داشت؛ هم شاعر شهر بود و «آفتاب شیشهای پترزبورگ» را به وصف میکشید و هم روستا را، وقتی «دیوارهای غروب در آسمان فرو میریزند»،به نظاره مینشست.
@NashrAasoo 💭
Telegraph
ایساک بابِل؛ وقتی دیوارهای غروب در آسمان فرو میریزند
«راه یک نویسنده، پر از میخ است، بیشترشان، میخهای بزرگ. تو باید پای برهنه روی آنها راه بروی، و خون زیادی [از پاهایت] خواهد رفت و هر سال بیش از پارسال.» این جملههای هشداردهنده را ماکسیم گورکی، نویسندهای که ایساک بابِل را به دنیای ادبیات روسیه وارد ساخت،…
آسو، شنبه سوم ماه مه، در نمایشگاه کتاب بدون سانسور در هامبورگ میزبان شما خواهد بود.
📍Stadtteischule Hamburg Mitte
Marienthaler Str. 172
20535 Hamburg
S-Bahn Hasselbrook
@NashrAasoo 💭
📍Stadtteischule Hamburg Mitte
Marienthaler Str. 172
20535 Hamburg
S-Bahn Hasselbrook
@NashrAasoo 💭
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«زنان مسلمان، شما مستحق داشتن حقوق برابر هستید»
صدیقه وسمقی در گفتوگو با مریم فومنی
🔸«صدیقه وسمقی، نویسندهی کتاب «چرا علیه حجاب شوریدم» که به تازگی از سوی نشر آسو منتشر شده، میگوید «با نوشتن این کتاب میخواستم به زنان مسلمان بگویم که شما مستحق این هستید که حقوق برابر داشته باشید و هیچکس نمیتواند با دین این نابرابریها را توجیه کند.»
این اسلامپژوه که در سال ۱۴۰۲ حجاب از سر برداشت، در گفتوگو با آسو میگوید در سالهای اخیر بارها ایدههایش دربارهی حجاب را در قالب مقاله، مصاحبه، سخنرانی و حتی نامه به علیخامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران مطرح کرده بود، اما وقتی که بهخاطر حجاب بازداشت و حبس شد، تصمیم گرفت نتایج تحقیقاتش را در یک کتاب بیاورد و شرح رنج زنان از تحمیل حجاب اجباری را بیان کند.»
@NashrAasoo 💭
صدیقه وسمقی در گفتوگو با مریم فومنی
🔸«صدیقه وسمقی، نویسندهی کتاب «چرا علیه حجاب شوریدم» که به تازگی از سوی نشر آسو منتشر شده، میگوید «با نوشتن این کتاب میخواستم به زنان مسلمان بگویم که شما مستحق این هستید که حقوق برابر داشته باشید و هیچکس نمیتواند با دین این نابرابریها را توجیه کند.»
این اسلامپژوه که در سال ۱۴۰۲ حجاب از سر برداشت، در گفتوگو با آسو میگوید در سالهای اخیر بارها ایدههایش دربارهی حجاب را در قالب مقاله، مصاحبه، سخنرانی و حتی نامه به علیخامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران مطرح کرده بود، اما وقتی که بهخاطر حجاب بازداشت و حبس شد، تصمیم گرفت نتایج تحقیقاتش را در یک کتاب بیاورد و شرح رنج زنان از تحمیل حجاب اجباری را بیان کند.»
@NashrAasoo 💭
Aasoo - آسو
«زنان مسلمان، شما مستحق داشتن حقوق برابر هستید» صدیقه وسمقی در گفتوگو با مریم فومنی 🔸«صدیقه وسمقی، نویسندهی کتاب «چرا علیه حجاب شوریدم» که به تازگی از سوی نشر آسو منتشر شده، میگوید «با نوشتن این کتاب میخواستم به زنان مسلمان بگویم که شما مستحق این هستید…
Audio
📎 کتاب «چرا علیه حجاب شوریدم» را میتوانید به رایگان در سایت آسو بخوانید و نسخهی کاغذی آن را هم میتوانید سفارش دهید.
🎙 نسخهی شنیداری این گفتوگو در اپهای پادگیر با شناسهی NashrAasoo در دسترس است.
[Castbox] [Google] [Spotify] [Apple]
@NashrAasoo 🎧
🎙 نسخهی شنیداری این گفتوگو در اپهای پادگیر با شناسهی NashrAasoo در دسترس است.
[Castbox] [Google] [Spotify] [Apple]
@NashrAasoo 🎧
«اکنون که اطلاعات گمراهکننده دموکراسیِ لیبرال غربی را با تهدیدی بیسابقه مواجه ساخته، و سانسور و ممنوعیت دوباره مدارس و کتابخانهها را به میدان نبرد ایدئولوژیک تبدیل کرده است برنامههای ادبی سازمان سیا شگفتانگیز به نظر میرسد. هرچند این برنامهها اهدافی سیاسی داشت اما یکی از روشنفکرانهترین عملیاتهای جنگ روانی بود. »
aasoo.org/fa/articles/5124
@NashrAasoo 🔻
aasoo.org/fa/articles/5124
@NashrAasoo 🔻
قاچاق کتابهای ممنوع چه نقشی در سقوط کمونیسم داشت؟🔻
🔸 در سال ۱۹۷۶، وقتی که ترزا بوگوسکا، نویسندهی دگراندیش لهستانی، به جنبش نوظهور اپوزیسیون لهستان پیوست، تصمیم گرفت که کتابخانهای متشکل از آثار ممنوع ایجاد کند و مجموعهی کوچک خود، از جمله ۱۹۸۴، را به این کتابخانه اهدا کرد. دستگاه امنیتیِ لهستان ترزا را زیر نظر داشت، مخفیانه به مکالمات خصوصیاش گوش میداد، او را بازداشت و خانهاش را زیر و رو میکرد. بنابراین، ترزا کتابهای ممنوع را به همسایگانش سپرد. اما اکثر اوقات این کتابها نزد آنها نبود و بین خوانندگان دست به دست میشد. این گونه بود که «کتابخانهی سیّار» پدید آمد.
🔸 در آن سالهای سرنوشتسازِ جنگ سرد چند نفر از طریق کتابخانهی ترزا رمان اورول را خواندند؟ صدها یا شاید هزاران نفر. و تازه این فقط یکی از میلیونها کتابی بود که در آن زمان بهطور غیرقانونی وارد لهستان میشد. کتابها نه تنها از طریق قطار بلکه از هر طریق ممکن ــ قایقهای تفریحی، کامیونها و وانتها، بالنها و پست ــ به لهستان میرسید. کتابهای جیبی را لابهلای صفحات نُت موسیقیدانانِ مسافر جا میدادند، یا در قوطیهای مواد غذایی و جعبههای نوار بهداشتی میگنجاندند. برای مثال، نسخهای از مجمع الجزایر گولاگ، اثر الکساندر سولژنیتسین، را در داخل بستهی پوشک یک نوزاد مخفی کردند و با هواپیما به ورشو بردند.
🔸 بعضی از اهالی بلوک شرق حدس میزدند که انبوه کتابهای ممنوع بهطور تصادفی به دست لهستانیها نمیرسد. اما فقط عدهی کمی میدانستند که ارسال این کتابها بخشی از عملیات اطلاعاتی آمریکا است که در واشنگتن به «برنامهی کتاب سازمان سیا» شهرت داشت و چند دهه ادامه یافت. جورج میندن، سرپرست این برنامه، هدف از این عملیات را حمله به بلوک شرق از طریق «هجوم اندیشهی آزاد و صادقانه» میدانست. میندن عقیده داشت که «حقیقت مُسری است». به نظر او، اگر آمریکا میتوانست مردم ستمدیدهی بلوک شرق را از حقیقت آگاه سازد، این امر قطعاً تأثیرگذار بود.
@NashrAasoo 💭
🔸 در سال ۱۹۷۶، وقتی که ترزا بوگوسکا، نویسندهی دگراندیش لهستانی، به جنبش نوظهور اپوزیسیون لهستان پیوست، تصمیم گرفت که کتابخانهای متشکل از آثار ممنوع ایجاد کند و مجموعهی کوچک خود، از جمله ۱۹۸۴، را به این کتابخانه اهدا کرد. دستگاه امنیتیِ لهستان ترزا را زیر نظر داشت، مخفیانه به مکالمات خصوصیاش گوش میداد، او را بازداشت و خانهاش را زیر و رو میکرد. بنابراین، ترزا کتابهای ممنوع را به همسایگانش سپرد. اما اکثر اوقات این کتابها نزد آنها نبود و بین خوانندگان دست به دست میشد. این گونه بود که «کتابخانهی سیّار» پدید آمد.
🔸 در آن سالهای سرنوشتسازِ جنگ سرد چند نفر از طریق کتابخانهی ترزا رمان اورول را خواندند؟ صدها یا شاید هزاران نفر. و تازه این فقط یکی از میلیونها کتابی بود که در آن زمان بهطور غیرقانونی وارد لهستان میشد. کتابها نه تنها از طریق قطار بلکه از هر طریق ممکن ــ قایقهای تفریحی، کامیونها و وانتها، بالنها و پست ــ به لهستان میرسید. کتابهای جیبی را لابهلای صفحات نُت موسیقیدانانِ مسافر جا میدادند، یا در قوطیهای مواد غذایی و جعبههای نوار بهداشتی میگنجاندند. برای مثال، نسخهای از مجمع الجزایر گولاگ، اثر الکساندر سولژنیتسین، را در داخل بستهی پوشک یک نوزاد مخفی کردند و با هواپیما به ورشو بردند.
🔸 بعضی از اهالی بلوک شرق حدس میزدند که انبوه کتابهای ممنوع بهطور تصادفی به دست لهستانیها نمیرسد. اما فقط عدهی کمی میدانستند که ارسال این کتابها بخشی از عملیات اطلاعاتی آمریکا است که در واشنگتن به «برنامهی کتاب سازمان سیا» شهرت داشت و چند دهه ادامه یافت. جورج میندن، سرپرست این برنامه، هدف از این عملیات را حمله به بلوک شرق از طریق «هجوم اندیشهی آزاد و صادقانه» میدانست. میندن عقیده داشت که «حقیقت مُسری است». به نظر او، اگر آمریکا میتوانست مردم ستمدیدهی بلوک شرق را از حقیقت آگاه سازد، این امر قطعاً تأثیرگذار بود.
@NashrAasoo 💭
Telegraph
قاچاق کتابهای ممنوع چه نقشی در سقوط کمونیسم داشت؟
روکشی که روی جلد اصلیِ کتاب پیچیده شده است یک اتاق کامپیوتر در دههی ۱۹۷۰ را نشان میدهد که مُنادیانِ خوشپوش و آراستهی عصر اطلاعات در آن سرگرم کار با پایانههای یک رایانهی بسیار بزرگ هستند. آیا چیزی ملالآورتر از یک راهنمای فنیِ قدیمی وجود دارد؟ اما اگر…
رؤیای تکراری خودکفایی؛ تأثیر تعرفههای جدید آمریکا بر اقتصاد ایران
✍️ همایون معمار
«حاکمان جمهوری اسلامی بعد از انقلاب ۱۳۵۷ با مصادرهی اموال صاحبان صنایع بخش خصوصی و گسترش بخش دولتی و نیمهدولتی، بدون اتکا به نظریهی مشخصی اقتصاد ایران را در دست گرفتند. هرچند در آن زمان همه از اصطلاحاتی نظیر «توسعهی عادلانه» و «اقتصاد اسلامی» استفاده میکردند اما تنها چیزی که در ذهن داشتند توزیع ثروت، آن هم ثروت حاصل از فروش نفت، بود. از همان ابتدا نیز نزاع با غرب را در سایهی امپریالیسم و رفاقتشان با عدالت را در مفهوم سوسیالیسم دنبال میکردند.»
@NashrAasoo 💭
✍️ همایون معمار
«حاکمان جمهوری اسلامی بعد از انقلاب ۱۳۵۷ با مصادرهی اموال صاحبان صنایع بخش خصوصی و گسترش بخش دولتی و نیمهدولتی، بدون اتکا به نظریهی مشخصی اقتصاد ایران را در دست گرفتند. هرچند در آن زمان همه از اصطلاحاتی نظیر «توسعهی عادلانه» و «اقتصاد اسلامی» استفاده میکردند اما تنها چیزی که در ذهن داشتند توزیع ثروت، آن هم ثروت حاصل از فروش نفت، بود. از همان ابتدا نیز نزاع با غرب را در سایهی امپریالیسم و رفاقتشان با عدالت را در مفهوم سوسیالیسم دنبال میکردند.»
@NashrAasoo 💭
«کتاب «جا باز کردن برای خلیج: تاریخ، منطقهگرایی و خاورمیانه» روایتی تاریخی و خطی نیست که نحوهی شکل گرفتن خلیج فارس از دیروز تا امروز را نشان دهد. پنج فصل آن مجموعهای از روایتهای انسانی از گوشهو کنار خلیج فارس است که در کنار هم تصویر بهتری از تاریخ این منطقه را به ما ارائه میدهند و احتمالاً برخی کلیشههای موجود را از میان برمیدارند.»
aasoo.org/fa/books/5113
@NashrAasoo 🔻
aasoo.org/fa/books/5113
@NashrAasoo 🔻
خلیج فارس در مقیاس انسانی 🔻
✍ اگر میشد از طریق تونل زمان به سال ۱۹۰۳ و بندر لنگه در جنوب ایران برویم، میتوانستیم در بازار این شهر محصولاتی از هند، عمان، جزیرةالعرب، بیرمنگام، آلمان، بمبئی و منچستر را پیدا کنیم. سالها پیش از اینکه در ایران راهآهن یا حتی اتومبیل وجود داشته باشد، بندر لنگه، که فقط ده هزار نفر جمعیت داشت، اینگونه رابط ایران و جهان بود. این البته خلیج فارس بود که چنین ارتباطی را ممکن میساخت.
✍ آرنگ کشاورزیان در کتاب «جا باز کردن برای خلیج: تاریخ، منطقهگرایی و خاورمیانه» که در سال ۲۰۲۴ از سوی انتشارات دانشگاه استنفورد منتشر شده، مینویسد: «آبهای این خلیج در طول هزار سال بخشی از "جادهی ابریشم دریایی" بودند که به گسترش اسکان و تبادل اجتماعی-اقتصادی یاری رسانده بودند. ویژگی کتاب اخیر آرنگ کشاورزیان این است که خلیج فارس را نه از بالا و بر اساس ردیف کردن آمار و ارقام بلکه با نگاهی در مقیاس انسانی مینگرد و در عین حال آنرا در بستر تاریخ جهان قرار میدهد.
✍ شاید جذابترین بخشهای کتاب فصلهای میانی آن است که به جنبههای کمتر شناختهشدهای از تاریخ خلیج فارس میپردازد و تحلیلهای بدیعی را در بر دارد. مثلاً کشاورزیان اشاره میکند که چگونه در دورهی جنبشهای ضداستعماری و جهان سومگرا در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی تلاش برای تشکیل مناطق«تجارت آزاد» و سرمایهگذاریهای نفتی بخشی از تلاش کشورهای منطقه برای تحکیم استقلال خود بود. این مغایر با روایتِ آشنایی است که تشکیل چنین مناطقی را بیشتر نوعی مقابله با حقوق کارگران و در راستای گسترش سرمایهداری جهانی و نولیبرالیسم تلقی میکند. کشاورزیان به آثار پژوهشگرانی همچون پاتریک نولینگ، رونن پالان و ونسا اوگل اشاره میکند که نشان دادهاند تشکیل مناطق تجارت آزاد در اصل تلاشی از سوی دولتها برای غلبه بر سرمایه بوده است. او مینویسند: «این مناطق بیش از آن که برای فرار مالیاتی طراحی شده باشند به منظور گیر انداختن سرمایه برپا شده بودند.»
@NashrAasoo 💭
✍ اگر میشد از طریق تونل زمان به سال ۱۹۰۳ و بندر لنگه در جنوب ایران برویم، میتوانستیم در بازار این شهر محصولاتی از هند، عمان، جزیرةالعرب، بیرمنگام، آلمان، بمبئی و منچستر را پیدا کنیم. سالها پیش از اینکه در ایران راهآهن یا حتی اتومبیل وجود داشته باشد، بندر لنگه، که فقط ده هزار نفر جمعیت داشت، اینگونه رابط ایران و جهان بود. این البته خلیج فارس بود که چنین ارتباطی را ممکن میساخت.
✍ آرنگ کشاورزیان در کتاب «جا باز کردن برای خلیج: تاریخ، منطقهگرایی و خاورمیانه» که در سال ۲۰۲۴ از سوی انتشارات دانشگاه استنفورد منتشر شده، مینویسد: «آبهای این خلیج در طول هزار سال بخشی از "جادهی ابریشم دریایی" بودند که به گسترش اسکان و تبادل اجتماعی-اقتصادی یاری رسانده بودند. ویژگی کتاب اخیر آرنگ کشاورزیان این است که خلیج فارس را نه از بالا و بر اساس ردیف کردن آمار و ارقام بلکه با نگاهی در مقیاس انسانی مینگرد و در عین حال آنرا در بستر تاریخ جهان قرار میدهد.
✍ شاید جذابترین بخشهای کتاب فصلهای میانی آن است که به جنبههای کمتر شناختهشدهای از تاریخ خلیج فارس میپردازد و تحلیلهای بدیعی را در بر دارد. مثلاً کشاورزیان اشاره میکند که چگونه در دورهی جنبشهای ضداستعماری و جهان سومگرا در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی تلاش برای تشکیل مناطق«تجارت آزاد» و سرمایهگذاریهای نفتی بخشی از تلاش کشورهای منطقه برای تحکیم استقلال خود بود. این مغایر با روایتِ آشنایی است که تشکیل چنین مناطقی را بیشتر نوعی مقابله با حقوق کارگران و در راستای گسترش سرمایهداری جهانی و نولیبرالیسم تلقی میکند. کشاورزیان به آثار پژوهشگرانی همچون پاتریک نولینگ، رونن پالان و ونسا اوگل اشاره میکند که نشان دادهاند تشکیل مناطق تجارت آزاد در اصل تلاشی از سوی دولتها برای غلبه بر سرمایه بوده است. او مینویسند: «این مناطق بیش از آن که برای فرار مالیاتی طراحی شده باشند به منظور گیر انداختن سرمایه برپا شده بودند.»
@NashrAasoo 💭
Telegraph
خلیج فارس در مقیاس انسانی
آرنگ کشاورزیان. جا باز کردن برای خلیج: تاریخ، منطقهگرایی و خاورمیانه. انتشارات دانشگاه استنفورد، ۲۰۲۴ اگر میشد از طریق تونل زمان به سال ۱۹۰۳ و بندر لنگه در جنوب ایران برویم، میتوانستیم در بازار این شهر محصولاتی از هند، عمان، جزیرةالعرب، بیرمنگام، آلمان،…