فیلم های 2019 که تا الان دیده ام.بی(✅یعنی توصیه میکنم ببینید)(❌یعنی توصیه میکنم نبینید)اصلا هم معیاری ندارم هر فیلمی باهاش حال کردم✅زدم.
Brexit❌
Serenity❌
Glass❌
Alita: Battle Angel❌
How to Train Your Dragon: The Hidden World✅
Captain Marvel❌
Dumbo❌
Shazam✅
Pokémon Detective Pikachu❌
Pet Sematary❌
Wonder park❌
Us✅
Hellboy❌
Escape Room✅
The Lego Movie 2: The Second Part❌
I am mother✅
Avengers:Endgame✅
John Wick: Chapter 3 – Parabellum✅
Aladdin✅
Godzilla:king of monster❌
Men in Black: International❌
The Secret Life of Pets 2❌
Annabelle Comes Home✅
Missing Link✅
Shaft✅
Greta✅
Brightburn❌
The Curse of La Llorona❌
Happy Death Day 2U✅
Batman vs. Teenage Mutant Ninja Turtles✅
Parasite✅
Ma✅
The Dead Don't Die✅
نویسنده:Braveheart
@NaghdeFilmoSerial
Brexit❌
Serenity❌
Glass❌
Alita: Battle Angel❌
How to Train Your Dragon: The Hidden World✅
Captain Marvel❌
Dumbo❌
Shazam✅
Pokémon Detective Pikachu❌
Pet Sematary❌
Wonder park❌
Us✅
Hellboy❌
Escape Room✅
The Lego Movie 2: The Second Part❌
I am mother✅
Avengers:Endgame✅
John Wick: Chapter 3 – Parabellum✅
Aladdin✅
Godzilla:king of monster❌
Men in Black: International❌
The Secret Life of Pets 2❌
Annabelle Comes Home✅
Missing Link✅
Shaft✅
Greta✅
Brightburn❌
The Curse of La Llorona❌
Happy Death Day 2U✅
Batman vs. Teenage Mutant Ninja Turtles✅
Parasite✅
Ma✅
The Dead Don't Die✅
نویسنده:Braveheart
@NaghdeFilmoSerial
سلام خواستم بگم من همون شجاع دل سابقم فقط اسمم را عوض کردم😬😜😉
@film_baz_bash
@film_baz_bash
#پیشنهاد_سریال
سریال های برتر از نظر خودم از سریال هایی که دیدم
لیست به ترتیب برتر بودن و ... نیست.
سریال هایی که به شدت توصیه میکنم به ترتیب حروف الفبا
11.22.63 . animal kingdom . attack on titan . avatar last air bender . banshee . band of brothers . better call sual . black sails . breaking bad . batman the animated series .chernobyl crown . dexter .fargo. freaks and geeks . friends . game of thrones . grand tour . hell on wheels . house . house of cards . last kingdom . mad men . mind hunter . narcos( Colombia و Mexico) . over the garden wall. our planet (مستند) .peaky blinders . power . prison break . rick and morty . rome . Seinfeld . shameless . sharp object . Sherlock . sons of anarchy . Spartacus . sopranos . strike back . true detective . Vikings . weeds . west World . wire
سریال های برتر از نظر خودم از سریال هایی که دیدم
لیست به ترتیب برتر بودن و ... نیست.
سریال هایی که به شدت توصیه میکنم به ترتیب حروف الفبا
11.22.63 . animal kingdom . attack on titan . avatar last air bender . banshee . band of brothers . better call sual . black sails . breaking bad . batman the animated series .chernobyl crown . dexter .fargo. freaks and geeks . friends . game of thrones . grand tour . hell on wheels . house . house of cards . last kingdom . mad men . mind hunter . narcos( Colombia و Mexico) . over the garden wall. our planet (مستند) .peaky blinders . power . prison break . rick and morty . rome . Seinfeld . shameless . sharp object . Sherlock . sons of anarchy . Spartacus . sopranos . strike back . true detective . Vikings . weeds . west World . wire
Forwarded from 🎞نقد فیلم و سریال🎞 (alireza ripper)
به نام خدا
#اسپویل (از دو قسمت)
batman animated series 1992-1995 (tv series )
سازنده : وارنر براز انیمیشن
صدا پیشگان: کوین کانوری، افرم زیمبالیست ، باب هیستیگنز و ...
بر اساس : کمیک های بتمن کمپانی دی سی
ژانر : اکشن ، ماجراجویی ، کارآگاهی ، کمیک
مقدمه : سریال انیمیشنی بتمن یکی از بهترین تولیدات تلویزیونی کمیک در تاریخ تلوزیون هست که اگر این انیمیشن جذاب را دیده باشید متوجه می شود که فیلم های کمیک بزرگی مثل
dark knight trilogy, spider man trilogy , marvel movies , xmen ,...
همه برای تبدیل شدن به فیلم ها ی جذاب و قوی از ویژگی های این سریال الهام گرفته اند.
در این سریال ما شاهد حضور بتمن و تیم او یعنی رابین و بت گیرل و آلفرد و کت وومن (به عنوان متحد) و تقریبا تمام دشمنان بتمن هستیم و...
اگر به فیلم و سریال های کمیک قبل از ۱۹۹۰ و بعد از ۲۰۰۰ دقت کنید تاثیر این انیمیشن شاهکار بر جهان فیلم و سریال های کمیک را مشاهده خواهید کرد ، توجه به جزئیات ، شخصیت سازی های عمیق (چه قهرمان و چه شرور) و توجه به شخصیت های فرعی همه از این سریال به آثار بزرگ کمیک سینما و تلوزیون راه پیدا کردند و بعد از گذشت سال ها و ساخت فیلم و سریال های کمیک پرخرج هنوز هم این انیمیشن جذاب و هیجان انگیز است و همین از ویژگی های مهم شاهکار هست ، ماندگاری در زمان و تاثیر مثبت و مهم در ژانر خود.
با این که در نگاه اول فضای انیمیشن کودکانه به نظر می رسد اما اصلا این طور نیست ، این انیمیشن خیلی قبل تر از سه گانه ی شوالیه ی تاریکی نولان واقع گرایی و بزرگ سال بودن و منطقی بودن را وارد تولیدات کمیک کرد و در عین حال برای هر بیننده در هر رده ی سنی جذاب است.
فضای سریال تاریک ، کارآگاهی و شبیه فیلم های نوار دهه ی ۴۰ و ۵۰ هست و اکشن و ماجرا جویی در خدمت بخش کارآگاهی و روان شناختی سریال هستند و فضایی بزرگ سالانه و منطقی دارد .
هر قسمت ۲۲ دقیقه ای از ۸۵ قسمت این سریال داستان متفاوت (که پای بند به کمیک های اصلی هست ) روایت می کند(البته بعضی داستان ها در دو قسمت پشت سر هم روایت می شوند) و با این که هر قسمت فقط ۲۲ دقیقه است طوری ساخته شده و به اندازه ای جذاب هست که مثل یک فیلم سینمایی داستان را کامل روایت می کند.
در قسمت heart of ice ما شاهد حضور مرد یخی و دلیل تبدیل شدن او به مرد یخی هستیم که بسیار ناراحت کننده و دردناک هست و با این که او شرور این قسمت هست اما فردی به ظاهر انسان دوست ولی شرورتر از مرد یخی هست که باعث تبدیل شدن او به مرد یخی شده و عزیز ترین فرد زندگی او را گرفته هست و همین ویژگی چند بعدی بودن شخصیت ها و ویژگی هایی که در بالا گفتم این اثر را ماندگار کرده و به سطح بالایی رسانده.
به شخصیت خود بتمن هم خوب پرداخت شده پرداختی که در فیلم های بتمن حتی بهترین آن ها (dark knight trilogy ) به خوبی انجام نگرفته بود.
در قسمت forgotten بتمن حافظه ی خود را در یک تحقیق در مورد گم شدن بی خانمان های شهر از دست می دهد و با دست خالی و بدون آن که به یاد آورد واقعا کیست باز هم مردانی را که در یک معدن تبدیل به برده شده بودند نجات می دهد و نشان می دهد قهرمان بودن به شنل و کمربند تجهیزات نیست .
سخن آخر : در دوره ای که خبری از فیلم و سریال های قوی و پرخرج کمیک نبود این اثر ساخته شد و ماندگار شد (مثل قسمت اول شگفت انگیزان) تا الگویی باشد برای ساخت فیلم و سریال های کمیک خوب حتما ببینید.
جوایز و افتخارات : رتبه ی ۲۹ (تا ۶ ماه پیش ۲۵) از ۲۵۰ برنامه ی برتر تلویزیونی (top 250 tv imdb)
برنده ی جایزه ی بهترین انیمیشن مراسم امی و چندین جایزه و نامزدی در جشنواره های معتبر
نمره : ۱۰ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
#اسپویل (از دو قسمت)
batman animated series 1992-1995 (tv series )
سازنده : وارنر براز انیمیشن
صدا پیشگان: کوین کانوری، افرم زیمبالیست ، باب هیستیگنز و ...
بر اساس : کمیک های بتمن کمپانی دی سی
ژانر : اکشن ، ماجراجویی ، کارآگاهی ، کمیک
مقدمه : سریال انیمیشنی بتمن یکی از بهترین تولیدات تلویزیونی کمیک در تاریخ تلوزیون هست که اگر این انیمیشن جذاب را دیده باشید متوجه می شود که فیلم های کمیک بزرگی مثل
dark knight trilogy, spider man trilogy , marvel movies , xmen ,...
همه برای تبدیل شدن به فیلم ها ی جذاب و قوی از ویژگی های این سریال الهام گرفته اند.
در این سریال ما شاهد حضور بتمن و تیم او یعنی رابین و بت گیرل و آلفرد و کت وومن (به عنوان متحد) و تقریبا تمام دشمنان بتمن هستیم و...
اگر به فیلم و سریال های کمیک قبل از ۱۹۹۰ و بعد از ۲۰۰۰ دقت کنید تاثیر این انیمیشن شاهکار بر جهان فیلم و سریال های کمیک را مشاهده خواهید کرد ، توجه به جزئیات ، شخصیت سازی های عمیق (چه قهرمان و چه شرور) و توجه به شخصیت های فرعی همه از این سریال به آثار بزرگ کمیک سینما و تلوزیون راه پیدا کردند و بعد از گذشت سال ها و ساخت فیلم و سریال های کمیک پرخرج هنوز هم این انیمیشن جذاب و هیجان انگیز است و همین از ویژگی های مهم شاهکار هست ، ماندگاری در زمان و تاثیر مثبت و مهم در ژانر خود.
با این که در نگاه اول فضای انیمیشن کودکانه به نظر می رسد اما اصلا این طور نیست ، این انیمیشن خیلی قبل تر از سه گانه ی شوالیه ی تاریکی نولان واقع گرایی و بزرگ سال بودن و منطقی بودن را وارد تولیدات کمیک کرد و در عین حال برای هر بیننده در هر رده ی سنی جذاب است.
فضای سریال تاریک ، کارآگاهی و شبیه فیلم های نوار دهه ی ۴۰ و ۵۰ هست و اکشن و ماجرا جویی در خدمت بخش کارآگاهی و روان شناختی سریال هستند و فضایی بزرگ سالانه و منطقی دارد .
هر قسمت ۲۲ دقیقه ای از ۸۵ قسمت این سریال داستان متفاوت (که پای بند به کمیک های اصلی هست ) روایت می کند(البته بعضی داستان ها در دو قسمت پشت سر هم روایت می شوند) و با این که هر قسمت فقط ۲۲ دقیقه است طوری ساخته شده و به اندازه ای جذاب هست که مثل یک فیلم سینمایی داستان را کامل روایت می کند.
در قسمت heart of ice ما شاهد حضور مرد یخی و دلیل تبدیل شدن او به مرد یخی هستیم که بسیار ناراحت کننده و دردناک هست و با این که او شرور این قسمت هست اما فردی به ظاهر انسان دوست ولی شرورتر از مرد یخی هست که باعث تبدیل شدن او به مرد یخی شده و عزیز ترین فرد زندگی او را گرفته هست و همین ویژگی چند بعدی بودن شخصیت ها و ویژگی هایی که در بالا گفتم این اثر را ماندگار کرده و به سطح بالایی رسانده.
به شخصیت خود بتمن هم خوب پرداخت شده پرداختی که در فیلم های بتمن حتی بهترین آن ها (dark knight trilogy ) به خوبی انجام نگرفته بود.
در قسمت forgotten بتمن حافظه ی خود را در یک تحقیق در مورد گم شدن بی خانمان های شهر از دست می دهد و با دست خالی و بدون آن که به یاد آورد واقعا کیست باز هم مردانی را که در یک معدن تبدیل به برده شده بودند نجات می دهد و نشان می دهد قهرمان بودن به شنل و کمربند تجهیزات نیست .
سخن آخر : در دوره ای که خبری از فیلم و سریال های قوی و پرخرج کمیک نبود این اثر ساخته شد و ماندگار شد (مثل قسمت اول شگفت انگیزان) تا الگویی باشد برای ساخت فیلم و سریال های کمیک خوب حتما ببینید.
جوایز و افتخارات : رتبه ی ۲۹ (تا ۶ ماه پیش ۲۵) از ۲۵۰ برنامه ی برتر تلویزیونی (top 250 tv imdb)
برنده ی جایزه ی بهترین انیمیشن مراسم امی و چندین جایزه و نامزدی در جشنواره های معتبر
نمره : ۱۰ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
Forwarded from 🎞نقد فیلم و سریال🎞 (alireza ripper)
Forwarded from 🎞نقد فیلم و سریال🎞 (alireza ripper)
دوستان اگه میخواهید این سریال رو ببینید این متن رو بخوانید: خود سریال رو سایت فردا دانلود داره با هر کیفیتی ، می تونید دانلود کنید ،زیر نویس رو فقط یک سایت داره که به دلیل تبلیغات حدود یک ساعت طول می کشه دانلود بشه ، ولی من زیر نویس رو کامل در اختیارتون قرار میدم(فقط یک قسمت زیر نویس نبود کلا ) بعد هم دوستان ترتیب قسمت ها در IMDBو TV TIME غلطه ولی ترتیب قسمت های زیر نویس درست بود (شاید بگید ترتیب زیر نویس اشتباه ولی من دیدم درسته ) و من هماهنگ کردم پس اول زیر نویس رو بگیرد از من بعد سریال رو دان کنید (تو سایت هم ترتیب درست هست هم ترتیب اشتباه) هر قسمت زیر نویس اسم اون قسمت رو داره مثلا heart of ice (علاوه بر شماره ی قسمت) و تو سایت فردا دانلود هم تو هر قسمت اسم و شماره داره مثلا heart of ice پس هماهنگ کردن هم راحته
Forwarded from 🎞نقد فیلم و سریال🎞 (alireza ripper)
batman animated series sub.zip
525.8 KB
زیر نویس هماهنگ سریال
batman animated series
با نسخه ی ترتیب درست سریال
alireza ripper
batman animated series
با نسخه ی ترتیب درست سریال
alireza ripper
#نقد_فیلم
به نام خدا
rebecca 1940
کارگردان: آلفرد هیچکاک
نویسنده: دافنه دموریه (رمان) ، جوان هریسون، رابرت ای شرود
بازیگران : لارنس اولیویه ، جوان فونتین ، جودیت اندرسون و ....
ژانر : دلهره آور ، درام
مقدمه : مردی ثروت مند به نام ماکسیم دو وینتر با ندیمه ای آشنا می شود و آن دو عاشق هم شده و ازدواج می کنند و به خانه ی وی که شبیه یک قصر است برای زندگی می روند و ...
یک بار توئیتی دیدم که نوشته بود ، فیلم خوب اونیه که نتونی ازش چشم برداری و دستت نره سمت گوشی (یعنی کلا حواست به فیلم باشه و پرت نشه) و ربکا همین بود اگر چند ثانیه از فیلم غافل میشدی ممکن بود سر نخی از دست بدهی و جذابیت را از اول تا آخر حفظ می کرد.
با وجود این که ربکا مرده بود اما از شخصیت های اصلی تاثیر بیشتری بر ذهن مخاطب داشت و فیلم در اصل درباره ی او بود (حتی نام فیلم هم ربکاست).
خانه(در واقع قصر) که شخصیت ها در آن زندگی می کنند خود جایی قدیمی و اصیل و همچنین مرموز است و در فضا سازی تاریک و دلهره آور و پر رمز و راز فیلم تاثیر مهمی دارد.
بازی عالی جوان فونتن در نقش عروس جوان و خجالتی که وارد مرتبه ای میشود که نمیداند چگونه در آن رتبه باید رفتار کند بسیار دیدنی و جذاب است.
لارنس اولیویر هم یک نقش آفرینی ماندگار داشت به خصوص واکنش های وی در لحظاتی مثل برگشتن خاطرات و برملا شدن راز های عالی بود و خود کلاس درس بازیگری.
فیلم برداری سیاه و سفید هم تاثیر خوبی در ایجاد فضای تاریک فیلم داشت.
در اکثر نما ها از نمای مدیوم شات استفاده شده بود تا واکنش های بازیگران به خصوص حالت چهره ی آن ها واضح دیده شود و در سکانس هایی که از نما های فول شات و لانگ شات استفاده شده بود تاثیر محیط اطراف (به خصوص خانه که به اندازه ی شخصیت ها مهم بود) بر ماجرا و شخصیت ها را نشان می داد.
سخن آخر : از پل توماس اندرسون :
«من هم احتمالا به یکی از آن کارگردانهایی تبدیل خواهم شد که میخواستند فیلمی مثل "ربکا"ی هیچکاک بسازند و ناکام ماندند»
جوایز و افتخارات : برنده ی اسکار در رشته های : بهترین فیلم ، بهترین فیلم برداری و نامزدی و کسب جایزه در جشنواره های مختلف دیگر
نمره : ۹ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
به نام خدا
rebecca 1940
کارگردان: آلفرد هیچکاک
نویسنده: دافنه دموریه (رمان) ، جوان هریسون، رابرت ای شرود
بازیگران : لارنس اولیویه ، جوان فونتین ، جودیت اندرسون و ....
ژانر : دلهره آور ، درام
مقدمه : مردی ثروت مند به نام ماکسیم دو وینتر با ندیمه ای آشنا می شود و آن دو عاشق هم شده و ازدواج می کنند و به خانه ی وی که شبیه یک قصر است برای زندگی می روند و ...
یک بار توئیتی دیدم که نوشته بود ، فیلم خوب اونیه که نتونی ازش چشم برداری و دستت نره سمت گوشی (یعنی کلا حواست به فیلم باشه و پرت نشه) و ربکا همین بود اگر چند ثانیه از فیلم غافل میشدی ممکن بود سر نخی از دست بدهی و جذابیت را از اول تا آخر حفظ می کرد.
با وجود این که ربکا مرده بود اما از شخصیت های اصلی تاثیر بیشتری بر ذهن مخاطب داشت و فیلم در اصل درباره ی او بود (حتی نام فیلم هم ربکاست).
خانه(در واقع قصر) که شخصیت ها در آن زندگی می کنند خود جایی قدیمی و اصیل و همچنین مرموز است و در فضا سازی تاریک و دلهره آور و پر رمز و راز فیلم تاثیر مهمی دارد.
بازی عالی جوان فونتن در نقش عروس جوان و خجالتی که وارد مرتبه ای میشود که نمیداند چگونه در آن رتبه باید رفتار کند بسیار دیدنی و جذاب است.
لارنس اولیویر هم یک نقش آفرینی ماندگار داشت به خصوص واکنش های وی در لحظاتی مثل برگشتن خاطرات و برملا شدن راز های عالی بود و خود کلاس درس بازیگری.
فیلم برداری سیاه و سفید هم تاثیر خوبی در ایجاد فضای تاریک فیلم داشت.
در اکثر نما ها از نمای مدیوم شات استفاده شده بود تا واکنش های بازیگران به خصوص حالت چهره ی آن ها واضح دیده شود و در سکانس هایی که از نما های فول شات و لانگ شات استفاده شده بود تاثیر محیط اطراف (به خصوص خانه که به اندازه ی شخصیت ها مهم بود) بر ماجرا و شخصیت ها را نشان می داد.
سخن آخر : از پل توماس اندرسون :
«من هم احتمالا به یکی از آن کارگردانهایی تبدیل خواهم شد که میخواستند فیلمی مثل "ربکا"ی هیچکاک بسازند و ناکام ماندند»
جوایز و افتخارات : برنده ی اسکار در رشته های : بهترین فیلم ، بهترین فیلم برداری و نامزدی و کسب جایزه در جشنواره های مختلف دیگر
نمره : ۹ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
#نقد_فیلم
به نام خدا
یاداشتی بر Aladdin 2019
شبیه فیلم هندی بود 😐
مگه قرار نبود شبیه عرب ها باشن
بازیگر یاسمین هندی بود ، حالا اگه به جای یه شخصیت هندی مثلا یه شخصیت اروپایی میگذاشتن انواع واکنش های ضد نژاد پرستی و خود نژاد پرستی رو شاهد بودیم.
از اول هم علاقه ای به دیدنش نداشتم ولی چون شنیدم عین انیمیشن(و فکر کردم از لحاظ کیفیت و جذابیت و شیرین بودن هم مثل انیمیشن ) به دیدنش علاقه مند شدم و حتی اگر از لحاظ کیفیت نصف انیمیشن بود جذاب و لذت بخش بود اما حیف که یک کپی ضعیف بود ، در انیمیشن حتی غار عجایب هم به خوبی پرداخت شده بود ، طوری که میشد یک شخصیت در نظر گرفت ، طوطی و میمون و ... هم شخصیت پردازی داشتند ، شخصیت های اصلی که بماند، اما در فیلم شخصیت های اصلی هم پرداخت درستی نداشتند حتی غول چراغ جادو.
پدر یاسمین بر خلاف انیمیشن که پیر مرد شیرین و خوش قلبی بود اینجا فقط یک پیر احمق بود و شیرینی انیمیشن را نداشت.
شخصیت منفی یعنی جعفر نچسب بود و اصلا اوباهت جعفر انیمیشن را نداشت. بازیش هم که افتضاح
شعار های فمنیستی رو هم که به زور چپونده بودن توش. یه ذره هم زیادی موزیکال بود.
تنها نکته ی مثبت بازی خوب ویل اسمیت و زیبایی های بصری و جلوه های ویژه ی رنگارنگ بود که اون هم زیاد مهم نیست چون ویژگی ماندگاری نیست (خوب هر سال بهترش میاد).
خوب ارزش دیدن داره؟ اگه نت اضافی دارید دانلود کنید ، ارزش یک بار دیدن رو داره (البته از نوع مفتش حیف پول بلیط که واسه این حروم بشه) ، ولی اگه ندیدید هم چیز خاصی از دست ندادید
نمره : ۵ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
به نام خدا
یاداشتی بر Aladdin 2019
شبیه فیلم هندی بود 😐
مگه قرار نبود شبیه عرب ها باشن
بازیگر یاسمین هندی بود ، حالا اگه به جای یه شخصیت هندی مثلا یه شخصیت اروپایی میگذاشتن انواع واکنش های ضد نژاد پرستی و خود نژاد پرستی رو شاهد بودیم.
از اول هم علاقه ای به دیدنش نداشتم ولی چون شنیدم عین انیمیشن(و فکر کردم از لحاظ کیفیت و جذابیت و شیرین بودن هم مثل انیمیشن ) به دیدنش علاقه مند شدم و حتی اگر از لحاظ کیفیت نصف انیمیشن بود جذاب و لذت بخش بود اما حیف که یک کپی ضعیف بود ، در انیمیشن حتی غار عجایب هم به خوبی پرداخت شده بود ، طوری که میشد یک شخصیت در نظر گرفت ، طوطی و میمون و ... هم شخصیت پردازی داشتند ، شخصیت های اصلی که بماند، اما در فیلم شخصیت های اصلی هم پرداخت درستی نداشتند حتی غول چراغ جادو.
پدر یاسمین بر خلاف انیمیشن که پیر مرد شیرین و خوش قلبی بود اینجا فقط یک پیر احمق بود و شیرینی انیمیشن را نداشت.
شخصیت منفی یعنی جعفر نچسب بود و اصلا اوباهت جعفر انیمیشن را نداشت. بازیش هم که افتضاح
شعار های فمنیستی رو هم که به زور چپونده بودن توش. یه ذره هم زیادی موزیکال بود.
تنها نکته ی مثبت بازی خوب ویل اسمیت و زیبایی های بصری و جلوه های ویژه ی رنگارنگ بود که اون هم زیاد مهم نیست چون ویژگی ماندگاری نیست (خوب هر سال بهترش میاد).
خوب ارزش دیدن داره؟ اگه نت اضافی دارید دانلود کنید ، ارزش یک بار دیدن رو داره (البته از نوع مفتش حیف پول بلیط که واسه این حروم بشه) ، ولی اگه ندیدید هم چیز خاصی از دست ندادید
نمره : ۵ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم :
Parasite
(بخشی از نقد دارای اسپویل است)
مهمانی تولد عملا تبدیل به میدان نبرد گشته است. میزبان و مهمان . خودی و غیر خودی. پیر و جوان و کودک و... نمیتوانند آنچه که نظاره گر هستند را باور کنند. به واقع تشخیص اینکه چنین نمایش مضحک و پر خونی واقعا در حال رخ دادن است یا تمام این تصاویر و اصوات گوشخراش کابوسی بیش نیستند بدل به مهمترین دغدغه حاضرین در جشن و توامان دغدغه مخاطب فیلم شده است... نتیجه هرچه که باشد این یکی از درخشان ترین سکانسهای هزاره جدید سینماست . سیرکی دهشتناک و مهیب که در آن خشم و جنون کاملا بر عقل و منطق فائق آمده و آتش های زیرخاکستر برای دقایقی ملتهب خود را به عرصه ظهور میگذارند... لحظه فروپاشی روانی پدر خانواده در مواجهه با برخورد غیر انسانی و پست میزبان (بو کردن فرد زخمی و ابراز نا رضایتی همیشگی) گویا تمام خشم و کینه فروخفته او را بیدار میکند تا انفجار نهایی در بهترین و مناسب ترین لحظه فیلم رخ دهد. کوبنده و تاثیر گذار. ... از آنهایی که مشابهش را کمتر در سالیان اخیر داشتیم . لحظه ای که پدر طاقت از کف میدهد و برای رهایی از عقده و کینه های خود از قشر بالادستی بی مهابا برای مرتکب شدن بزرگترین گناه (قتل) اقدام میکند همانقدر که حال مخاطب را خوب میکند و انرژی تخلیه میکند همانقدر هم تکان دهنده و سیاه است. فرجامی تلخ و گزنده برای قشری که سایه نکبت و تباهی گویا همواره بر سر آنان سایه افکنده است.
فیلم انگل با نمایی از خانه خانواده فقیر آغاز میشود. نمایی که شامل پنجره و جوراب های آویزان شده افراد خانواده است. در پس زمینه چند کیسه پلاستیکی سبز رنگ زباله قرار دارد و افرادی مشغول رفت و آمد هستند و گویا زندگی عادی جریان دارد. دوربین به آرامی به سمت پایین حرکت میکند و پسر خانواده را موبایل به دست و درحال یافتن رمز وای فای همسایه مشاهده میکنیم. یک معرفی موجز از یکی از افراد خانواده. پسر حتی برای رسیدن به یکی از جزیی ترین موارد روزمره نیز محتاج و وابسته به دیگران است. چنانچه در ادامه نیز میبینیم به توصیه پدر ! موبایل را نزدیک سقف خانه گرفته و به نقاط مختلف خانه سرک میکشد تا اتصال به اینترنت را برقرار کند تا سرانجام در سرویس بهداشتی به هدفش میرسد .
انگل در معرفی پدر خانواده نیز از همان ابتدا موفق است. اولین نمایی که پدر را در فیلم مشاهده میکنیم را به یادآورید: به حالت دراز کشیده و پشت به دوربین است و وقتی هسرش به او لگد میزند و اشاره میکند که خود را بیهوده به خواب نزند بالاخره از جا خود بلند شده و اولین پند پدرانه به فرزندش هم تکاپو و تقلا برای یافتن وای فای است.
انگل اصولا از همان دقایق ابتدایی فیلم شرح موقعیت است. به عنوان مثال برای تشریح زیست نکبت بار خانواده اصلی با اشاره به جزییاتی در ظاهر بی اهمیت موفق میشود مخاطب را با حال و هوا کلی آنها آشنا کند: حضور فردی مست و کم عقل که عادت دارد پس از مصرف الکل درست کنار پنجره خانه (تنها راه ارتباط سمعی و بصری خانواده با دنیا بیرون) خودش را خالی کند . حضور سوسک بر میز نهار خوری و آشکارا سکانسی که در آن سم حاصل از سمپاشی خیابان از پنجره وارد خانه شده تا تمام افراد خانواده به سرفه بیفتند همگی نشان از آن دارند که کارگردان اثر جناب (بونگ جون هو) شخصیتهای اصلی داستان و افراد مشابه با آنها را انسانهایی پست. کم ارزش و نادیده گرفته شده ای میداند که شاید تنها راه نجات جامعه از آنها نابودی دسته جمعیشان باشد. نگاه به غایت اشتباه و از پایه غلطی که در ادامه به تشریح آن میپردازیم.
قبل از آنکه به نقاط ضعف بیشمار فیلمنامه انگل برسیم بهتر است نقاط قوت کارگردانی را هم مرور کنیم.
جدا از مقدمه اثر که پیشتر بدان اشاره شد انگل موفق میشود موقعیت و جغرافیا مربوط به مرفهان رانیز به درستی نمایش دهد. به عنوان مثال اولین مرتبه ای که پسر به عنوان معلم وارد خانه میشود را به یاد آورید که دوربین پشت سر سوژه حرکت میکند و با او وارد خانه میشود. پس از طی راه و پله به حیاط میرسد و دوربین با چرخشی در محیط وسعت و درعین حال سرسبزی و زیبایی محیط را تفهیم میکند. یا حضور آسمان ابری و تیره و خاکستری رنگ در برخی قابها که به لحاظ بصری در تضاد با چشمنوازی و روشنایی فضای بیرونی خانه قرار میگیرد تا هرلحظه به مخاطب یادآوری کند قرار نیست اوضاع برای شخصیتها همواره با ثبات و دلنشین ادامه یابد.معماری و رنگ بندی و نورپردازی محیط داخلی خانه نیز چشمنواز و آرامش بخش و دلگرم کننده به تصویر کشیده میشوند. تنوع رنگی در بافت بصری فلیم جاری میشود از رنگ های متضاد سفید و سیاه گرفته تا خاکستری.سبز.قهوه ای در نماها فیلم کارکرد دارند. نکته جالب در استفاده از طیفهای رنگی در شدت و غلظت آنهاست. رنگهای مذکور به شکل واضح وپررنگی در تاروپود اثر تنیده شده اند تا برخی نماهای داخلی انگل بی شباهت به آثار فینچر کبیر (
Parasite
(بخشی از نقد دارای اسپویل است)
مهمانی تولد عملا تبدیل به میدان نبرد گشته است. میزبان و مهمان . خودی و غیر خودی. پیر و جوان و کودک و... نمیتوانند آنچه که نظاره گر هستند را باور کنند. به واقع تشخیص اینکه چنین نمایش مضحک و پر خونی واقعا در حال رخ دادن است یا تمام این تصاویر و اصوات گوشخراش کابوسی بیش نیستند بدل به مهمترین دغدغه حاضرین در جشن و توامان دغدغه مخاطب فیلم شده است... نتیجه هرچه که باشد این یکی از درخشان ترین سکانسهای هزاره جدید سینماست . سیرکی دهشتناک و مهیب که در آن خشم و جنون کاملا بر عقل و منطق فائق آمده و آتش های زیرخاکستر برای دقایقی ملتهب خود را به عرصه ظهور میگذارند... لحظه فروپاشی روانی پدر خانواده در مواجهه با برخورد غیر انسانی و پست میزبان (بو کردن فرد زخمی و ابراز نا رضایتی همیشگی) گویا تمام خشم و کینه فروخفته او را بیدار میکند تا انفجار نهایی در بهترین و مناسب ترین لحظه فیلم رخ دهد. کوبنده و تاثیر گذار. ... از آنهایی که مشابهش را کمتر در سالیان اخیر داشتیم . لحظه ای که پدر طاقت از کف میدهد و برای رهایی از عقده و کینه های خود از قشر بالادستی بی مهابا برای مرتکب شدن بزرگترین گناه (قتل) اقدام میکند همانقدر که حال مخاطب را خوب میکند و انرژی تخلیه میکند همانقدر هم تکان دهنده و سیاه است. فرجامی تلخ و گزنده برای قشری که سایه نکبت و تباهی گویا همواره بر سر آنان سایه افکنده است.
فیلم انگل با نمایی از خانه خانواده فقیر آغاز میشود. نمایی که شامل پنجره و جوراب های آویزان شده افراد خانواده است. در پس زمینه چند کیسه پلاستیکی سبز رنگ زباله قرار دارد و افرادی مشغول رفت و آمد هستند و گویا زندگی عادی جریان دارد. دوربین به آرامی به سمت پایین حرکت میکند و پسر خانواده را موبایل به دست و درحال یافتن رمز وای فای همسایه مشاهده میکنیم. یک معرفی موجز از یکی از افراد خانواده. پسر حتی برای رسیدن به یکی از جزیی ترین موارد روزمره نیز محتاج و وابسته به دیگران است. چنانچه در ادامه نیز میبینیم به توصیه پدر ! موبایل را نزدیک سقف خانه گرفته و به نقاط مختلف خانه سرک میکشد تا اتصال به اینترنت را برقرار کند تا سرانجام در سرویس بهداشتی به هدفش میرسد .
انگل در معرفی پدر خانواده نیز از همان ابتدا موفق است. اولین نمایی که پدر را در فیلم مشاهده میکنیم را به یادآورید: به حالت دراز کشیده و پشت به دوربین است و وقتی هسرش به او لگد میزند و اشاره میکند که خود را بیهوده به خواب نزند بالاخره از جا خود بلند شده و اولین پند پدرانه به فرزندش هم تکاپو و تقلا برای یافتن وای فای است.
انگل اصولا از همان دقایق ابتدایی فیلم شرح موقعیت است. به عنوان مثال برای تشریح زیست نکبت بار خانواده اصلی با اشاره به جزییاتی در ظاهر بی اهمیت موفق میشود مخاطب را با حال و هوا کلی آنها آشنا کند: حضور فردی مست و کم عقل که عادت دارد پس از مصرف الکل درست کنار پنجره خانه (تنها راه ارتباط سمعی و بصری خانواده با دنیا بیرون) خودش را خالی کند . حضور سوسک بر میز نهار خوری و آشکارا سکانسی که در آن سم حاصل از سمپاشی خیابان از پنجره وارد خانه شده تا تمام افراد خانواده به سرفه بیفتند همگی نشان از آن دارند که کارگردان اثر جناب (بونگ جون هو) شخصیتهای اصلی داستان و افراد مشابه با آنها را انسانهایی پست. کم ارزش و نادیده گرفته شده ای میداند که شاید تنها راه نجات جامعه از آنها نابودی دسته جمعیشان باشد. نگاه به غایت اشتباه و از پایه غلطی که در ادامه به تشریح آن میپردازیم.
قبل از آنکه به نقاط ضعف بیشمار فیلمنامه انگل برسیم بهتر است نقاط قوت کارگردانی را هم مرور کنیم.
جدا از مقدمه اثر که پیشتر بدان اشاره شد انگل موفق میشود موقعیت و جغرافیا مربوط به مرفهان رانیز به درستی نمایش دهد. به عنوان مثال اولین مرتبه ای که پسر به عنوان معلم وارد خانه میشود را به یاد آورید که دوربین پشت سر سوژه حرکت میکند و با او وارد خانه میشود. پس از طی راه و پله به حیاط میرسد و دوربین با چرخشی در محیط وسعت و درعین حال سرسبزی و زیبایی محیط را تفهیم میکند. یا حضور آسمان ابری و تیره و خاکستری رنگ در برخی قابها که به لحاظ بصری در تضاد با چشمنوازی و روشنایی فضای بیرونی خانه قرار میگیرد تا هرلحظه به مخاطب یادآوری کند قرار نیست اوضاع برای شخصیتها همواره با ثبات و دلنشین ادامه یابد.معماری و رنگ بندی و نورپردازی محیط داخلی خانه نیز چشمنواز و آرامش بخش و دلگرم کننده به تصویر کشیده میشوند. تنوع رنگی در بافت بصری فلیم جاری میشود از رنگ های متضاد سفید و سیاه گرفته تا خاکستری.سبز.قهوه ای در نماها فیلم کارکرد دارند. نکته جالب در استفاده از طیفهای رنگی در شدت و غلظت آنهاست. رنگهای مذکور به شکل واضح وپررنگی در تاروپود اثر تنیده شده اند تا برخی نماهای داخلی انگل بی شباهت به آثار فینچر کبیر (
👍1👎1
دختری با خالکوبی اژدها.دختر رفته) هم نباشند. نورپردازی نیز همچون رنگ در راستای ایجاد حس آرامش و ثبات طرح ریزی شده اند. از نورهای نارنجی رنگ خفیفی که بر کمدها و قفسه های مشروب تابیده گرفته تا نورپردازی اندک کنار در ورودی خانه و نور لطیفی که بر آشپزخانه میتابد همگی چشم مخاطب را به نماهایی دلپذیر سوق میدهند.این رنگ بندی و نورپردازی در نماها مربوط به زیر زمین هم رعایت میشوند.حضور لامپهای روشن در فواصل مختلف از هم نورپردازی راهرو را به حالت تیره وروشن در آورده اند. همچنین سبز به عنوان رنگی سرد و نشان دار از دلمردگی و پژمردگی بر دیوارها پاشیده شده اند تا بخوبی بیانگر اوضاع روحی وخامت بار افراد آنجا باشند.
جدا از سکانس درخشان مهمانی که در ابتدا هم مورد اشاره قرار گرفت انگل شامل یکی دیگر از تاثیر گذارترین سکانسهای سالیان اخیر نیز میشود: سکانس فرار شبانه پدر.پسر و دختر به سمت خانه زیر بارش باران.ابتدا و در چند نما لانگ شاهد تنهایی آنها در شهر و کوچکی و ناچیز بودنشان در مقابل عظمت ساختمانها هستیم و در ادامه با حضورشان در خانه و مواجهه با سیل هم موضع ضعف آنها کاملا نمایان میشود... حضور پر شدت آب در خانه به شکلی که بیشتر قد آنها را پوشش میدهد... پخش شدن وسایل خانه روی سطح آب.. تاکید دوربین برچهره خسته و شکست خورده پدر در حالیکه مشغول نگه داشتن جعبه وسائل است... حضور دختر در سرویس بهداشتی که آب و فاضلاب و نکبت به هر طرف میپاشدو روشن کردن سیگار به معنای پذیرش شکست و بی معنا بودن تلاش برای نجات زندگی .. همگی ودرکنار هم تشکیل لحظاتی ناب و ویرانگر میدهند که نشان از کاربلدی فیلمساز در امر تکنیک های سینمایی دارد.
اما انگل هر چقدر در اجرا تصویری پر تلاش و جزیی نگر عمل میکند در فیلمنامه پرنوسان پیش میرود تا عملا انگل در عین سرگرم کننده بودن تبدیل به اثری هدر رفته نیز باشد .
کارگردان یک اثر هنری نمیتواند خود را پشت اثرش پنهان کند. سینما به عنوان مدیومی فراگیر وپرمخاطب خواه یا ناخواه از انگیزه و افکار دورنی سازنده اش خبر میدهد.نا خودآگاه او را بیرون میریزد و مخاطب را به پس زمینه فکری او سوق میدهد. اینکه فیلمساز نام اثرش را انگل میگذارد (انگل در ابتدایی ترین تعریف ممکن موجود پستی است که برای ادامه حیات به دیگران وابسته میشود و از میزبان خود بهره میبرد) . یا اینکه فیلمساز در بخش میانی داستان راه نجات افراد فقیر جامعه را پناه بردن به مخفیگاه ثروتمندان میداند و یا اینکه در انتها شرایط افراد ضعیف تغییری نمیکند و فقط جای آنها با هم عوض میشود و پیشنهاد میشود برای ادامه حیات چاره ای جز حبس در زیر زمین قشر مرفه نیست و چرخه مخفی شدن ضعفا باید ادامه داشته باشد (حتی اگر قشر ضعیف با تلاش خود و پول سالم بتواند عمارت بزرگی برای خود دست و پا کند) نشان از آن دارند که فیلمساز نگاه از بالا به پایینی به قشر ضعیف دارد و در هر حال آنها را بازنده مطلق میداند. بازنده به خود . به دیگران و بازنده به دنیا.
به واقع فیلمساز در بخش پایانی تن دادن به سیستم غلط و غیر انسانی کنونی را پیشنهاد میدهد... مخفی شدن و درتاریکی ماندن را.
فیلمساز در انگل تنها به تشریح زندگی سخت و سطح پایین قشر ضعیف میپردازد . بدون آنکه چرایی این بدبختی را بفهمیم و درک کنیم... پدر خانواده به عنوان مسئول و سرپرست این جمع چرا انقدر بی خیال و تنبل است؟(مگر در سینما نباید برای باور کردن امری علت و معلول ببینیم؟ مگر در سینما نباید پلان یا سکانس ساخت؟)
به فرض اینکه هیچ تخصص و انگیزه ای هم برای کار نداشته باشد چرا به همان شغل رانندگی ورود نکرده؟ چرا کار ی جز ساختن جعبه پیتزا از او بر نمی آید ؟
پسر خانواده که در آموزش زبان انگلیسی مهارت دارد چرا بیکار است؟ تدریس خصوصی را دیگران باید به او یادآوری کنند؟ دختر هم گویا یک جاعل حرفه ای است! چنان مهارتی در کارکردن با برنامه فتوشاپ دارد که به راحتی مدارک را جعل میکند.. او چرا از استعدادش بهره نمیبرد؟ دلیل آن است که فیلمساز عملا راه پیشرفت و گذران زندگی را بر آنها میبندد تا حوادث بعدی را پی ریزی کند اما مخاطبی که این ویژگی ها را از آنها دیده علت فقر را درک نمیکند.. وقتی علت فقر به درستی تفهیم نشود به خودی خود سایر حوادث نیز متناقض جلوه خواهند کرد.
البته که کارگردان برای آنکه مخاطب قشر متوسط و ضعیف با این نشانه ها به او و اثرش حمله نکند و فیلم را مورد سرزنش قرار ندهد سعی میکند تعادل را برقرار کند. همچون نمایش ساده لوحانه از قشر مرفه جامعه. افرادی که در مقاطعی از داستان گویا به شکلی کامل فاقد فهم و درک و شعور هستند.از همان ابتدا به سادگی و زود باور بودن زن خانواده تاکید میشود(بدون آنکه بدانیم چرا ساده لوح است و چرا اصولا انقدر راحت حرف اطرافیان را باور میکند) یا مرد خانواده که در ساده لوحی و حماقت از همسرش نیز پیشی گرفته (واقعا مشخص نیست چنین افراد ساده انگ
جدا از سکانس درخشان مهمانی که در ابتدا هم مورد اشاره قرار گرفت انگل شامل یکی دیگر از تاثیر گذارترین سکانسهای سالیان اخیر نیز میشود: سکانس فرار شبانه پدر.پسر و دختر به سمت خانه زیر بارش باران.ابتدا و در چند نما لانگ شاهد تنهایی آنها در شهر و کوچکی و ناچیز بودنشان در مقابل عظمت ساختمانها هستیم و در ادامه با حضورشان در خانه و مواجهه با سیل هم موضع ضعف آنها کاملا نمایان میشود... حضور پر شدت آب در خانه به شکلی که بیشتر قد آنها را پوشش میدهد... پخش شدن وسایل خانه روی سطح آب.. تاکید دوربین برچهره خسته و شکست خورده پدر در حالیکه مشغول نگه داشتن جعبه وسائل است... حضور دختر در سرویس بهداشتی که آب و فاضلاب و نکبت به هر طرف میپاشدو روشن کردن سیگار به معنای پذیرش شکست و بی معنا بودن تلاش برای نجات زندگی .. همگی ودرکنار هم تشکیل لحظاتی ناب و ویرانگر میدهند که نشان از کاربلدی فیلمساز در امر تکنیک های سینمایی دارد.
اما انگل هر چقدر در اجرا تصویری پر تلاش و جزیی نگر عمل میکند در فیلمنامه پرنوسان پیش میرود تا عملا انگل در عین سرگرم کننده بودن تبدیل به اثری هدر رفته نیز باشد .
کارگردان یک اثر هنری نمیتواند خود را پشت اثرش پنهان کند. سینما به عنوان مدیومی فراگیر وپرمخاطب خواه یا ناخواه از انگیزه و افکار دورنی سازنده اش خبر میدهد.نا خودآگاه او را بیرون میریزد و مخاطب را به پس زمینه فکری او سوق میدهد. اینکه فیلمساز نام اثرش را انگل میگذارد (انگل در ابتدایی ترین تعریف ممکن موجود پستی است که برای ادامه حیات به دیگران وابسته میشود و از میزبان خود بهره میبرد) . یا اینکه فیلمساز در بخش میانی داستان راه نجات افراد فقیر جامعه را پناه بردن به مخفیگاه ثروتمندان میداند و یا اینکه در انتها شرایط افراد ضعیف تغییری نمیکند و فقط جای آنها با هم عوض میشود و پیشنهاد میشود برای ادامه حیات چاره ای جز حبس در زیر زمین قشر مرفه نیست و چرخه مخفی شدن ضعفا باید ادامه داشته باشد (حتی اگر قشر ضعیف با تلاش خود و پول سالم بتواند عمارت بزرگی برای خود دست و پا کند) نشان از آن دارند که فیلمساز نگاه از بالا به پایینی به قشر ضعیف دارد و در هر حال آنها را بازنده مطلق میداند. بازنده به خود . به دیگران و بازنده به دنیا.
به واقع فیلمساز در بخش پایانی تن دادن به سیستم غلط و غیر انسانی کنونی را پیشنهاد میدهد... مخفی شدن و درتاریکی ماندن را.
فیلمساز در انگل تنها به تشریح زندگی سخت و سطح پایین قشر ضعیف میپردازد . بدون آنکه چرایی این بدبختی را بفهمیم و درک کنیم... پدر خانواده به عنوان مسئول و سرپرست این جمع چرا انقدر بی خیال و تنبل است؟(مگر در سینما نباید برای باور کردن امری علت و معلول ببینیم؟ مگر در سینما نباید پلان یا سکانس ساخت؟)
به فرض اینکه هیچ تخصص و انگیزه ای هم برای کار نداشته باشد چرا به همان شغل رانندگی ورود نکرده؟ چرا کار ی جز ساختن جعبه پیتزا از او بر نمی آید ؟
پسر خانواده که در آموزش زبان انگلیسی مهارت دارد چرا بیکار است؟ تدریس خصوصی را دیگران باید به او یادآوری کنند؟ دختر هم گویا یک جاعل حرفه ای است! چنان مهارتی در کارکردن با برنامه فتوشاپ دارد که به راحتی مدارک را جعل میکند.. او چرا از استعدادش بهره نمیبرد؟ دلیل آن است که فیلمساز عملا راه پیشرفت و گذران زندگی را بر آنها میبندد تا حوادث بعدی را پی ریزی کند اما مخاطبی که این ویژگی ها را از آنها دیده علت فقر را درک نمیکند.. وقتی علت فقر به درستی تفهیم نشود به خودی خود سایر حوادث نیز متناقض جلوه خواهند کرد.
البته که کارگردان برای آنکه مخاطب قشر متوسط و ضعیف با این نشانه ها به او و اثرش حمله نکند و فیلم را مورد سرزنش قرار ندهد سعی میکند تعادل را برقرار کند. همچون نمایش ساده لوحانه از قشر مرفه جامعه. افرادی که در مقاطعی از داستان گویا به شکلی کامل فاقد فهم و درک و شعور هستند.از همان ابتدا به سادگی و زود باور بودن زن خانواده تاکید میشود(بدون آنکه بدانیم چرا ساده لوح است و چرا اصولا انقدر راحت حرف اطرافیان را باور میکند) یا مرد خانواده که در ساده لوحی و حماقت از همسرش نیز پیشی گرفته (واقعا مشخص نیست چنین افراد ساده انگ
اری چگونه به چنین وضعیت مالی و اعتباری دست پیدا کرده اند؟ فیلمساز آگاهانه آنها را کم عقل و کم هوش جلوه میدهد تا صرفا داستان را پیش ببرد) مردی که چنان زود باور است که با یک حقه ساده راننده مورد اعتماد خود را اخراج میکند... نه تحقیقی انجام میشود و نه سوال وجوابی.. صرفا او را ازکار برکنار میکند چون فیلمنامه مشکل دار فیلم این امر را دیکته میکند.. از آن بدتر رفتار ناشیانه آنها در قبال خدمتکار با سابقه خانه است... چگونه با وجود اینکه در تمام این سالها نشانی از بیماری در او مشاهده نشده او را هم برکنار میکنند؟ چرا و چگونه به ورود افراد جدید اعتماد میکنند؟ چرا حرف و عمل اعضا جدید را اینقدر جدی میپندارند و درعوض با افراد با سابقه برخورد غیر عادی دارند؟ کدام پرداختی دراین بین شکل میگیرد؟ هیچ!
خدمتکار با سابقه نیز پس از اخراج شدن از خانه آنها(در حالی که همسرش درآنجا مخفی شده) هیچگونه تلاشی برای اثبات وضعیت سلامت جسمانی خود ندارد! یک آزمایش ساده خون نشان نمیدهد که خدمتکار بیماری سل ریوی ندارد؟ این حفره ها عملا منطق داستان را زیر سوال برده و کاری میکنند تا با خود فرض کنیم کارگردان برای ساخت انگل در ابتدا تنها سکانس درخشان قتل و خونریزی انتهایی را در نظر داشته و پس از آن سعی نموده تا برای رسیدن به این مهم باقی حوادث را پی ریزی کند. پس به همین دلیل حوادث پشت هم و با سرعت بالایی پیش چشم مخاطب ردیف میشوند بدون آنکه ذره ای منطق پشت آنها حضور داشته باشد.
انگل بدون اتلاف وقت واز همان ابتدا داستان میگوید. شخصیتها و موقعیتها را (هرچند مملو از ضعف و سهل انگاری) به مخاطب معرفی میکند و مدام سعی میکند تا جذاب و با در دست داشتن غافلگیری و تعلیق او را تا به انتها همراه سازد. انگل تلاشی است غیر یکدست که فیلمنامه آن به اندازه کارگردانی کیفیت ندارد و همین امر ضربه های مهلکی نیز به پیکره اثر وارد میکند تا انگل فیلمی باشد دیدنی. پرخون و هیجان انگیز اما نه چندان ماندگار...
امتیاز :7
امید سلیمی
@NaghdeFilmoSerial
#نقد_فیلم
خدمتکار با سابقه نیز پس از اخراج شدن از خانه آنها(در حالی که همسرش درآنجا مخفی شده) هیچگونه تلاشی برای اثبات وضعیت سلامت جسمانی خود ندارد! یک آزمایش ساده خون نشان نمیدهد که خدمتکار بیماری سل ریوی ندارد؟ این حفره ها عملا منطق داستان را زیر سوال برده و کاری میکنند تا با خود فرض کنیم کارگردان برای ساخت انگل در ابتدا تنها سکانس درخشان قتل و خونریزی انتهایی را در نظر داشته و پس از آن سعی نموده تا برای رسیدن به این مهم باقی حوادث را پی ریزی کند. پس به همین دلیل حوادث پشت هم و با سرعت بالایی پیش چشم مخاطب ردیف میشوند بدون آنکه ذره ای منطق پشت آنها حضور داشته باشد.
انگل بدون اتلاف وقت واز همان ابتدا داستان میگوید. شخصیتها و موقعیتها را (هرچند مملو از ضعف و سهل انگاری) به مخاطب معرفی میکند و مدام سعی میکند تا جذاب و با در دست داشتن غافلگیری و تعلیق او را تا به انتها همراه سازد. انگل تلاشی است غیر یکدست که فیلمنامه آن به اندازه کارگردانی کیفیت ندارد و همین امر ضربه های مهلکی نیز به پیکره اثر وارد میکند تا انگل فیلمی باشد دیدنی. پرخون و هیجان انگیز اما نه چندان ماندگار...
امتیاز :7
امید سلیمی
@NaghdeFilmoSerial
#نقد_فیلم
🎞نقد فیلم و سریال🎞
@NaghdeFilmoSerial
یادداشتی کوتاه بر فیلم بازی بچگانه
Child's Play 2019
#اسپویل_دارد
پتانسیل از دست رفته...
عروسگ آنابل را که دیگر همه می شناسیم.تصور کنید این عروسک راه برود و سخن بگوید...
این ایده فیلم بازی بچگانه است که انصافا هم جالب است،ولی متاسفانه این فیلم بسیار بد ساخته شده و اصلی ترین مشکل خود را بدون شک،از فیلمنامه میخورد.
فیلم مثلا خواسته هوش مصنوعی و تکنولوژی مدرن را محکوم کند که واقعا این مفهوم برای یک فیلم ترسناک اسلشر مناسب نیست.اصلا هم به این اشاره نمیشود که تکنولوژی جدا از مضر بودن مفید هم هست.این یعنی فیلم حتی در زمینه رساندن پیام هم متاسفانه بد عمل میکند.
فیلم به شدت قابل پیش بینی است،و این برای یک فیلم ترسناک متاسفانه بد است.
نحوه تبدیل عروسک بادی به عروسک شیطانی در فیلم بسیار بد انجام میشود و مخاطب واقعا نمی فهمد که دقیقا چه اتفاقی افتاده است.
پایان باز برای چنین فیلمی واقعا احمقانه بود.
بازی بازیگران هم چندان چنگی به دل نمیزد.
فیلمبرداری کمی بیش از حد از نزدیک گرفته شده بود.شخصیت پردازی به شدت افتضاح بود در هر لحظه ای شخصیت جدیدی وارد داستان میشد بدون هیچ مقدمه ای(مانند دوستان اندی).
دو عدد از سوتی های فیلم...
در ابتدا میبینیم که خانواده چاکی را در ابتدا خریدند و بعد به مغازه مس میاورند چرا چاکی به سراغ آن خانواده نرفت در عوض وقتی از خانواده اندی جدا شد به سراغ آنها بازگشت؟
یعنی یک پیرزن و یک مامور پلیس انقدر احمق هستند وجود سر یک آدم را در خانه اشان احساس نکنند.
...
جدا از ضعف های بی شمار فیلم،فیلم صحنه های ترسناک (R) خفنی دارد که همان باعث شد فیلم را ادامه دهم.
جمع بندی:اگه طرفدار فیلم های ترسناک بخصوص اسلشر هستید دیدن این فیلم فقط برای یکبار خالی از لطف نیست.اما اگر میخواهید فیلم را به عنوان یک فیلم جدید تماشا کنید پس از تصمیم خود صرف نظر کنید...!
IMDB:6.2
Rotten Tomatoes:64%
Metacritic:48
امتیاز:2
خلاصه داستان: یک مادر ناآگاه از ذات خبیث یک عروسک، آن را به عنوان کادوی تولد به پسرش هدیه می دهد و پس از آن اتفاقات ترسناکی به وقوع می پیوندد و…
نویسنده:Arian
#امروز_چی_دیدم
#نقد_فیلم
@NaghdeFilmoSerial
Child's Play 2019
#اسپویل_دارد
پتانسیل از دست رفته...
عروسگ آنابل را که دیگر همه می شناسیم.تصور کنید این عروسک راه برود و سخن بگوید...
این ایده فیلم بازی بچگانه است که انصافا هم جالب است،ولی متاسفانه این فیلم بسیار بد ساخته شده و اصلی ترین مشکل خود را بدون شک،از فیلمنامه میخورد.
فیلم مثلا خواسته هوش مصنوعی و تکنولوژی مدرن را محکوم کند که واقعا این مفهوم برای یک فیلم ترسناک اسلشر مناسب نیست.اصلا هم به این اشاره نمیشود که تکنولوژی جدا از مضر بودن مفید هم هست.این یعنی فیلم حتی در زمینه رساندن پیام هم متاسفانه بد عمل میکند.
فیلم به شدت قابل پیش بینی است،و این برای یک فیلم ترسناک متاسفانه بد است.
نحوه تبدیل عروسک بادی به عروسک شیطانی در فیلم بسیار بد انجام میشود و مخاطب واقعا نمی فهمد که دقیقا چه اتفاقی افتاده است.
پایان باز برای چنین فیلمی واقعا احمقانه بود.
بازی بازیگران هم چندان چنگی به دل نمیزد.
فیلمبرداری کمی بیش از حد از نزدیک گرفته شده بود.شخصیت پردازی به شدت افتضاح بود در هر لحظه ای شخصیت جدیدی وارد داستان میشد بدون هیچ مقدمه ای(مانند دوستان اندی).
دو عدد از سوتی های فیلم...
در ابتدا میبینیم که خانواده چاکی را در ابتدا خریدند و بعد به مغازه مس میاورند چرا چاکی به سراغ آن خانواده نرفت در عوض وقتی از خانواده اندی جدا شد به سراغ آنها بازگشت؟
یعنی یک پیرزن و یک مامور پلیس انقدر احمق هستند وجود سر یک آدم را در خانه اشان احساس نکنند.
...
جدا از ضعف های بی شمار فیلم،فیلم صحنه های ترسناک (R) خفنی دارد که همان باعث شد فیلم را ادامه دهم.
جمع بندی:اگه طرفدار فیلم های ترسناک بخصوص اسلشر هستید دیدن این فیلم فقط برای یکبار خالی از لطف نیست.اما اگر میخواهید فیلم را به عنوان یک فیلم جدید تماشا کنید پس از تصمیم خود صرف نظر کنید...!
IMDB:6.2
Rotten Tomatoes:64%
Metacritic:48
امتیاز:2
خلاصه داستان: یک مادر ناآگاه از ذات خبیث یک عروسک، آن را به عنوان کادوی تولد به پسرش هدیه می دهد و پس از آن اتفاقات ترسناکی به وقوع می پیوندد و…
نویسنده:Arian
#امروز_چی_دیدم
#نقد_فیلم
@NaghdeFilmoSerial
فیلم های 2019 که تا الان دیده ام.بی(✅یعنی توصیه میکنم ببینید)(❌یعنی توصیه میکنم نبینید)اصلا هم معیاری ندارم هر فیلمی باهاش حال کردم✅زدم.
Brexit❌
Serenity❌
Glass❌
Alita: Battle Angel❌
How to Train Your Dragon: The Hidden World✅
Captain Marvel❌
Dumbo❌
Shazam✅
Pokémon Detective Pikachu❌
Pet Sematary❌
Wonder park❌
Us✅
Hellboy❌
Escape Room✅
The Lego Movie 2: The Second Part❌
I am mother✅
Avengers:Endgame✅
John Wick: Chapter 3 – Parabellum✅
Aladdin✅
Godzilla:king of monster❌
Men in Black: International❌
The Secret Life of Pets 2❌
Annabelle Comes Home✅
Missing Link✅
Shaft✅
Greta✅
Brightburn❌
The Curse of La Llorona❌
Happy Death Day 2U✅
Batman vs. Teenage Mutant Ninja Turtles✅
Parasite✅
Ma✅
The Dead Don't Die✅
Child's Play❌
نویسنده:Arian
@NaghdeFilmoSerial
Brexit❌
Serenity❌
Glass❌
Alita: Battle Angel❌
How to Train Your Dragon: The Hidden World✅
Captain Marvel❌
Dumbo❌
Shazam✅
Pokémon Detective Pikachu❌
Pet Sematary❌
Wonder park❌
Us✅
Hellboy❌
Escape Room✅
The Lego Movie 2: The Second Part❌
I am mother✅
Avengers:Endgame✅
John Wick: Chapter 3 – Parabellum✅
Aladdin✅
Godzilla:king of monster❌
Men in Black: International❌
The Secret Life of Pets 2❌
Annabelle Comes Home✅
Missing Link✅
Shaft✅
Greta✅
Brightburn❌
The Curse of La Llorona❌
Happy Death Day 2U✅
Batman vs. Teenage Mutant Ninja Turtles✅
Parasite✅
Ma✅
The Dead Don't Die✅
Child's Play❌
نویسنده:Arian
@NaghdeFilmoSerial
یادداشتی بر فیلم مردعنکبوتی:دور از خانه
Spider Man:Far From Home 2019
#اسپویل_دارد
اثری به شدت کلیشه ای...
تو این سال های اخیر اسپایدرمن علاوه بر فیلم های اختصاصی خودش در فیلم های دیگر هم حضور پیدا کرده که با دور از خانه دقیقا ۱۰ تا شدند.(سه گانه سم ریمی،۲تای مارک واب،۲تای مارول،۳تا هم فیلم های دیگر مثل انتقام جویان)یعنی واقعا دیگه جذابیت زیادی برای تماشای اسپایدرمن ندارم.دیگه چی میخوان نشون بدن واقعا.همین باعث شده فیلم هاش دیگه کلیشه ای و خسته کننده بشن.
مثلا تو این فیلم مثل تمام فیلم های اختصاصی اسپایدرمن بازهم مفهوم قدرت زیاد مسئولیت زیاد به همراه داره وجود داره.که واقعا من شخصا دیگه حالم از این جمله بهم میخوره.تو فیلم میبینیم که پیتر میخواد بره با دوستاش بگرده ولی خودش احساس میکنه که بار سنگینی یعنی نجات مردم بر دوشش هست برای همین میره برای نجات دنیا.
اینو تو تموم فیلم و انیمیشن و حتی کمیک دیدیم و واقعا دیگه تکراری و کسل کننده شده.یا حتی مشکلات ابرقهرمانی و دست و پا چلفتی بازی های پیتر بی تجربه خیلی دیگه خزه.
در قسمت قبل دیدیم که پیتر علاقه به دختر دشمنش لیز داشت.این قسمت بدون هیچ مقدمه ای یه دفعه شیفته،ام جی شده که واقعا از ایراد های بزرگ فیلمه.یعنی همون صحنه اول میبینیم داره با ند درباره اینکه چطور خودشو به ام جی نزدیک کنه حرف میزنه
فیلم یه عالمه سکانس اضافی داره که فقط خواستن مدت زمان فیلم زیاد شه و جالبه اصلا تاثیری در روایت داستان ندارن.
عمه می هم تو فیلم خیلی خیلی راحت با قضیه اسپایدرمن بودن پیتر کنار اومده و براش مهم نیست.مثلا انتظار داشتم پیتر رو متقاعد کنه قهرمان بودن رو بزاره کنار و بگه تو هنوز ۱۶سالته و دهنت بو شیر میده.
میبینیم که تونی از مرگ خودش هم خبر داشته و عینک رو برای پیتر به یادگار گذاشته انگار نه انگار دختری داره.این همه قهرمان تو اند گیم بودن پیتر ۱۶ساله شده جانشین استارک.
فیوری هم که آخرش اسکرال از آب در اومد و اصلا معلوم نشد دقیقا فیوری کجا بوده.عینک رو داده اونا بدن به پیتر؟؟؟اصلا عینک چطور دست فیوری بود که بده به اونا.بعد چرا خواسته بوده اسکرال ها شکل اون بشن و خودش نرفت.
اما ویلین داستان خیلی راحت پیتر و فیوری(اسکرال)رو گول میزنه.(انگار نه انگار اینا ابرقهرمانن)یعنی من دقیقا با اون عنصر ها که توهم بودن مشکل دارم اصلا با عقل جور در نمویومدن.یعنی وقتی اون آتش اومد جوری فوران کرد که انگار کل شهر باید با خاک یکسان میشد این مردم عقل نداشتن بفهمن چرا آتش چیزی رو نابود نکرد؟ اون آب اگه توهم بود چطور اون ساختون رو دو تیکه کرد؟؟
صحنه پس از تیتراژ اول هم که اسپایدرمن هویتش لو رفت رو واقعا نمیدونم چرا همه می گفتن مغزتون منفجر میشه.اخه کدوم قهرمان مارول هست که هویتش رو مردم ندونن(آیرون من،کپ مگه همه مشخص نیستن) .اسپایدرمن هم هویتش مشخص شد که چی؟؟
و...
اینا که گفتم و هزارتا دیگه هستن که مشکل فیلمنامه این فیلم هستن.واقعا فیلمنامه به شدت ضعیف بود(کلا عوامل ما رو یه جور اسکل فرض کردن).
از حق نگذریم بازی بازیگران به شدت تحسین برانگیز بود.به خصوص زندیا و جک جینهال.تام هالند بنظرم افراد بالای ۲۰سال نمیتونن باهاش ارتباط برقرار کنن.کمی بچگانه است ولی از بازی قبلیش اندرو گارفیلد بهتره ولی به پای توبی مگوایر نمیرسه.زندیا هم واقعا ثابت کرده براش مهم نیست مردم چی میگن که مری جین سفیده و این سیاس. واقعا عالی بازی کرده و از تمام بازیگران عشق های اسپایدرمن که دیدم خیلی بهتره.شخصیت داخل فیلمش هم واقعا دوست دارم مثل قبلیا غر نمی زنه جیغ نمی کشه و خیلی باهوشه حتی خودش هویت پیتر رو کشف کرد.بازی جینهال هم واقعا خوب بود و پرداختن به شخصیت میستریو هم واقعا خوب بود.کلا از ویلین و بازیگرش نمیشه ایرادی گرفت.بنظرم بعد از اختاپوس تو اسپایدرمن۲ واقعا بهترین ویلینه.هدف خیلی جالبی هم داشت.ولی یکم جالب نبود که یه دفعه نشون داد میستریو از استارک بخاطر آشغال گفتن به پروژه اش تنفر داره.صحنه های توهمش برای پیتر هم واقعا خوب بود.البته دقیقا صحنه های توهم مثل آخرای فیلم دکتر استرنج بود.در کل جلوه های ویژه و طراحی صحنه کمی تکراری بنظر میرسیدن ولی این نکته برای تموم فیلم های ابرقهرمانی است.
موسیقی فیلم هم چندان به دلم نچسبید نمیدونم فک کنم هماهنگی مناسب با صحنه ها عمل نمی کرد.
فیلم کمی هم فان بود خصوصا یک سوم اول فیلم واقعا خنده داره.
یه فرضیه هایی خونده بودم از اینکه مولتی ورس تو این فیلم وارد دنیای سینمایی مارول شه که خداروشکر این کارو نکردن و میستریو هرچی که راجب به خودش گفته بود دروغ بود و هدفش فقط گرفتن جای تونی استارک بود.
فیلم میخواست بگه که مردم زود باور خیلی راحت گول میخورن.خصوصا جایی که میستریو گفت مردم خودشون،خودشون رو گول میزنن،گول زدنشون کاری نداره.در این زمینه خیلی خوب عمل کردن و هرکسی راحت پیام رو میفهمه
Spider Man:Far From Home 2019
#اسپویل_دارد
اثری به شدت کلیشه ای...
تو این سال های اخیر اسپایدرمن علاوه بر فیلم های اختصاصی خودش در فیلم های دیگر هم حضور پیدا کرده که با دور از خانه دقیقا ۱۰ تا شدند.(سه گانه سم ریمی،۲تای مارک واب،۲تای مارول،۳تا هم فیلم های دیگر مثل انتقام جویان)یعنی واقعا دیگه جذابیت زیادی برای تماشای اسپایدرمن ندارم.دیگه چی میخوان نشون بدن واقعا.همین باعث شده فیلم هاش دیگه کلیشه ای و خسته کننده بشن.
مثلا تو این فیلم مثل تمام فیلم های اختصاصی اسپایدرمن بازهم مفهوم قدرت زیاد مسئولیت زیاد به همراه داره وجود داره.که واقعا من شخصا دیگه حالم از این جمله بهم میخوره.تو فیلم میبینیم که پیتر میخواد بره با دوستاش بگرده ولی خودش احساس میکنه که بار سنگینی یعنی نجات مردم بر دوشش هست برای همین میره برای نجات دنیا.
اینو تو تموم فیلم و انیمیشن و حتی کمیک دیدیم و واقعا دیگه تکراری و کسل کننده شده.یا حتی مشکلات ابرقهرمانی و دست و پا چلفتی بازی های پیتر بی تجربه خیلی دیگه خزه.
در قسمت قبل دیدیم که پیتر علاقه به دختر دشمنش لیز داشت.این قسمت بدون هیچ مقدمه ای یه دفعه شیفته،ام جی شده که واقعا از ایراد های بزرگ فیلمه.یعنی همون صحنه اول میبینیم داره با ند درباره اینکه چطور خودشو به ام جی نزدیک کنه حرف میزنه
فیلم یه عالمه سکانس اضافی داره که فقط خواستن مدت زمان فیلم زیاد شه و جالبه اصلا تاثیری در روایت داستان ندارن.
عمه می هم تو فیلم خیلی خیلی راحت با قضیه اسپایدرمن بودن پیتر کنار اومده و براش مهم نیست.مثلا انتظار داشتم پیتر رو متقاعد کنه قهرمان بودن رو بزاره کنار و بگه تو هنوز ۱۶سالته و دهنت بو شیر میده.
میبینیم که تونی از مرگ خودش هم خبر داشته و عینک رو برای پیتر به یادگار گذاشته انگار نه انگار دختری داره.این همه قهرمان تو اند گیم بودن پیتر ۱۶ساله شده جانشین استارک.
فیوری هم که آخرش اسکرال از آب در اومد و اصلا معلوم نشد دقیقا فیوری کجا بوده.عینک رو داده اونا بدن به پیتر؟؟؟اصلا عینک چطور دست فیوری بود که بده به اونا.بعد چرا خواسته بوده اسکرال ها شکل اون بشن و خودش نرفت.
اما ویلین داستان خیلی راحت پیتر و فیوری(اسکرال)رو گول میزنه.(انگار نه انگار اینا ابرقهرمانن)یعنی من دقیقا با اون عنصر ها که توهم بودن مشکل دارم اصلا با عقل جور در نمویومدن.یعنی وقتی اون آتش اومد جوری فوران کرد که انگار کل شهر باید با خاک یکسان میشد این مردم عقل نداشتن بفهمن چرا آتش چیزی رو نابود نکرد؟ اون آب اگه توهم بود چطور اون ساختون رو دو تیکه کرد؟؟
صحنه پس از تیتراژ اول هم که اسپایدرمن هویتش لو رفت رو واقعا نمیدونم چرا همه می گفتن مغزتون منفجر میشه.اخه کدوم قهرمان مارول هست که هویتش رو مردم ندونن(آیرون من،کپ مگه همه مشخص نیستن) .اسپایدرمن هم هویتش مشخص شد که چی؟؟
و...
اینا که گفتم و هزارتا دیگه هستن که مشکل فیلمنامه این فیلم هستن.واقعا فیلمنامه به شدت ضعیف بود(کلا عوامل ما رو یه جور اسکل فرض کردن).
از حق نگذریم بازی بازیگران به شدت تحسین برانگیز بود.به خصوص زندیا و جک جینهال.تام هالند بنظرم افراد بالای ۲۰سال نمیتونن باهاش ارتباط برقرار کنن.کمی بچگانه است ولی از بازی قبلیش اندرو گارفیلد بهتره ولی به پای توبی مگوایر نمیرسه.زندیا هم واقعا ثابت کرده براش مهم نیست مردم چی میگن که مری جین سفیده و این سیاس. واقعا عالی بازی کرده و از تمام بازیگران عشق های اسپایدرمن که دیدم خیلی بهتره.شخصیت داخل فیلمش هم واقعا دوست دارم مثل قبلیا غر نمی زنه جیغ نمی کشه و خیلی باهوشه حتی خودش هویت پیتر رو کشف کرد.بازی جینهال هم واقعا خوب بود و پرداختن به شخصیت میستریو هم واقعا خوب بود.کلا از ویلین و بازیگرش نمیشه ایرادی گرفت.بنظرم بعد از اختاپوس تو اسپایدرمن۲ واقعا بهترین ویلینه.هدف خیلی جالبی هم داشت.ولی یکم جالب نبود که یه دفعه نشون داد میستریو از استارک بخاطر آشغال گفتن به پروژه اش تنفر داره.صحنه های توهمش برای پیتر هم واقعا خوب بود.البته دقیقا صحنه های توهم مثل آخرای فیلم دکتر استرنج بود.در کل جلوه های ویژه و طراحی صحنه کمی تکراری بنظر میرسیدن ولی این نکته برای تموم فیلم های ابرقهرمانی است.
موسیقی فیلم هم چندان به دلم نچسبید نمیدونم فک کنم هماهنگی مناسب با صحنه ها عمل نمی کرد.
فیلم کمی هم فان بود خصوصا یک سوم اول فیلم واقعا خنده داره.
یه فرضیه هایی خونده بودم از اینکه مولتی ورس تو این فیلم وارد دنیای سینمایی مارول شه که خداروشکر این کارو نکردن و میستریو هرچی که راجب به خودش گفته بود دروغ بود و هدفش فقط گرفتن جای تونی استارک بود.
فیلم میخواست بگه که مردم زود باور خیلی راحت گول میخورن.خصوصا جایی که میستریو گفت مردم خودشون،خودشون رو گول میزنن،گول زدنشون کاری نداره.در این زمینه خیلی خوب عمل کردن و هرکسی راحت پیام رو میفهمه
یک نکته که خودم کشف کردم این بود که در تمام فیلم های اختصاصی اسپایدرمن همیشه تو شب نبرد پایانی شکل می گرفت ولی تو این فیلم نبرد پایانی تو روز بود.
ظاهر میستریو هم بنظرم کمی کارتونی بنظر میومد.مخصوصا کلاه روی سرش(البته میدونم کلا ظاهرش تو کمیک،انیمیشن سریالی و... اینطوری بوده ولی میتونستن یه مقدار بهتر به تصویر بکشن)مثلا اسپایدرمن۱ سم ریمی زد سیر تا پیاز ظاهر گرین گابلین رو تغییر داد.
جمع بندی:واقعا دیگه از فیلم های مارول خسته شدم بخصوص فیلم های اسپایدرمت دیگه خیلی رو اعصابن و دارن تکراری میشن.احتمال داره دیگه کلا منم مثل یکی از دوستام دیگه بیخیال فاز بعدی مارول شم.بعد از اسپایدرمن ۳ و امیزینگ اسپایدرمن۲ و بنظرم بدترین قسمت همینه.اصلی ترین مشکلش هم فیلمانه اس.
IMDB:7.9
Rotten Tomatoes:90%
Metacritic:69
امتیاز:6
خلاصه داستان:پیتر پارکر که به همراه دوستانش به تعطیلات تابستانه در اروپا رفته است که در آنجا با تهدیدی جدید و بسیار متفاوت به نام مستریو مواجه می شود، از هم روی، اسپایدرمن سعی می کند تا به کمک “نیک فیوری” جان مردم را نجات دهد و…
نویسنده:Arian
#نقد_فیلم
@NaghdeFilmoSerial
ظاهر میستریو هم بنظرم کمی کارتونی بنظر میومد.مخصوصا کلاه روی سرش(البته میدونم کلا ظاهرش تو کمیک،انیمیشن سریالی و... اینطوری بوده ولی میتونستن یه مقدار بهتر به تصویر بکشن)مثلا اسپایدرمن۱ سم ریمی زد سیر تا پیاز ظاهر گرین گابلین رو تغییر داد.
جمع بندی:واقعا دیگه از فیلم های مارول خسته شدم بخصوص فیلم های اسپایدرمت دیگه خیلی رو اعصابن و دارن تکراری میشن.احتمال داره دیگه کلا منم مثل یکی از دوستام دیگه بیخیال فاز بعدی مارول شم.بعد از اسپایدرمن ۳ و امیزینگ اسپایدرمن۲ و بنظرم بدترین قسمت همینه.اصلی ترین مشکلش هم فیلمانه اس.
IMDB:7.9
Rotten Tomatoes:90%
Metacritic:69
امتیاز:6
خلاصه داستان:پیتر پارکر که به همراه دوستانش به تعطیلات تابستانه در اروپا رفته است که در آنجا با تهدیدی جدید و بسیار متفاوت به نام مستریو مواجه می شود، از هم روی، اسپایدرمن سعی می کند تا به کمک “نیک فیوری” جان مردم را نجات دهد و…
نویسنده:Arian
#نقد_فیلم
@NaghdeFilmoSerial
Forwarded from 🎞نقد فیلم و سریال🎞 (Arian)
زنی که آنجا نبود :
Rebecca
(یادداشتی برای فیلم ربکا)
ربکا اگرچه با ماجرای آشنایی دختر و مردی میانسال آغاز میشود و در پرده نخست خود به تشریح روابط میان این دو میپردازد اما رفته رفته تغییر مسیر داده و از رومانسی آرام و دلنشین به اثری مرموز و پرتعلیق تبدیل میشود تا هیچکاک به مانند همیشه امضا خود را بر اثر هک کند. موتور محرک ربکا بر خلاف عمده آثار سینمایی با تکیه بر شخصی بنا میشود که هیچگاه حضور فیزیکی در فیلم ندارد. در ربکا حتی یک نما هم از فرد مذکور نمایش داده نمیشود اما هیچکاک موفق میشود با تکیه بر دیالوگ و نشانه های تصویری چنان تصویر مهم و پر جذبه ای ازاو ترسیم کند که سایه ربکا را در سراسر فیلم احساس کنیم.
در بخش دیالوگ تمام افراد حاضر درصحنه که درگذشته با ربکا آشنا بوده اند او را با صفاتی همچون : زیبا.جذاب.مغرور.باهوش. اهل معاشرت و... توصیف میکنند. الفاظی که نشان از احترام همگان به او را داشته اند.
از همسر بازمانده ربکا گرفته تا مباشران و خدمتکاران خانه و حتی سایر ثروتمندان او را فردی لایق احترام و با شخصیت توصیف میکنند تا مخاطب ندیده او را به عنوان فردی با جایگاه اجتماعی بالا و با پرستیژ قبول کند. جدا از دیالوگ هیچکاک با ترسیم فضای چشمنواز و آرامش بخش از اتاق خواب او که در قسمت غربی عمارت واقع شده است بخش دیگری از معرفی شخصیت را انجام میدهد: اتاق او در تنها نقطه عمارت قرار دارد که پنجره آن رو به دریاست. او کمد لباسی از انواع لباس های گرانقیمت و با ارزش دارد. میز آرایش و وسائل مربوط به آن نیز همواره مرتب و بسیار تمیز هستند و بر بالش مخصوص خواب او نیز حرف (R) دوخته شده است ... نشانه هایی که خبر از زندگی مرفه و غبطه برانگیزی میدهد
اما از آنجا که ربکا بر اساس منبع اقتباسی محکم و پرآوازه (کتاب ربکا نوشته دافنه دوموریه) ساخته شده است پس تنها به ترسیم موقعیتهای ساکن و تشریحی اکتفا نکرده و بحث مقایسه بین بانو جدید عمارت با بانو قدیمی شرایط را برای فرد تازه وارد سخت و طاقت فرسا میکند تا جایی که به مرور زمان رازهای قدیمی یکی پس از دیگری برملا شده و حقیقت خود را آشکار میکند. ربکا همچون دیگر ساخته های هیچکاک گناه و عواقب دشوار پس از آن را پیش چشم مخاطب قرار میدهد. ربکا با مرگ خود نه تنها دست از سر عمارت و افراد حاضر در آن بر نمیدارد بلکه سایه شوم خود را چنان میگستراند که در نهایت تباهی و ویرانی بر سر باقی ماندگان آوار میشود.
ربکا به خوبی آگاه بر جهل و سطحی نگری انسانهاست. شخصیت او به خوبی از ضعف و سستی دیگران درمقابل زیبایی ظاهری خود بهره برده و از هرکدام پلی ساخته برای خوشگذرانی و تفریح خود. ربکا مردی از قشر مرفه و بانفوذ را به عنوان همسر برگزیده و به طبع این حرکت از انواع و اقسام موهبت های دنیوی بهره مند گشته است: زندگی بی دغدغه و اشرافی در یکی از بهترین عمارت های کشور. حضور در جشن ها و مراسم های رده بالا. خوشگذرانی با افراد غریبه و لذت طلبی جنسی و... و در نهایت پس از انجام تمام این موارد گناهان خود را نیز انکار نکرده و همچنان خود را مقابل همسر و دیگران در موضع قدرت میبیند. ربکا از لحاظ جسمی و روحی کاملا خود را ارضا میکند . به واقع واکنش مخاطب نسبت به او میتواند توامان میان احترام و تنفر در نوسان باشد. پرداخت او به گونه ای پیش میرود که مطلق نمیتوان اعمالش را قبول کرد یا بلعکس تمام آنها را رد نمود.
ربکا به مانند دیگر آثار هیچکاک روایتی سرگرم کننده و جذاب از افرادی است خاکستری و چند وجهی.. به واقع در ربکا تصمیم نهایی با مخاطب است که نگرش و اعمال افراد در فیلم را بپذیرد یا آنها را پس بزند. ربکا را حتما تماشا کنید.
امتیاز :8
امید سلیمی
@NaghdeFilmoSerial
#نقد_فیلم
Rebecca
(یادداشتی برای فیلم ربکا)
ربکا اگرچه با ماجرای آشنایی دختر و مردی میانسال آغاز میشود و در پرده نخست خود به تشریح روابط میان این دو میپردازد اما رفته رفته تغییر مسیر داده و از رومانسی آرام و دلنشین به اثری مرموز و پرتعلیق تبدیل میشود تا هیچکاک به مانند همیشه امضا خود را بر اثر هک کند. موتور محرک ربکا بر خلاف عمده آثار سینمایی با تکیه بر شخصی بنا میشود که هیچگاه حضور فیزیکی در فیلم ندارد. در ربکا حتی یک نما هم از فرد مذکور نمایش داده نمیشود اما هیچکاک موفق میشود با تکیه بر دیالوگ و نشانه های تصویری چنان تصویر مهم و پر جذبه ای ازاو ترسیم کند که سایه ربکا را در سراسر فیلم احساس کنیم.
در بخش دیالوگ تمام افراد حاضر درصحنه که درگذشته با ربکا آشنا بوده اند او را با صفاتی همچون : زیبا.جذاب.مغرور.باهوش. اهل معاشرت و... توصیف میکنند. الفاظی که نشان از احترام همگان به او را داشته اند.
از همسر بازمانده ربکا گرفته تا مباشران و خدمتکاران خانه و حتی سایر ثروتمندان او را فردی لایق احترام و با شخصیت توصیف میکنند تا مخاطب ندیده او را به عنوان فردی با جایگاه اجتماعی بالا و با پرستیژ قبول کند. جدا از دیالوگ هیچکاک با ترسیم فضای چشمنواز و آرامش بخش از اتاق خواب او که در قسمت غربی عمارت واقع شده است بخش دیگری از معرفی شخصیت را انجام میدهد: اتاق او در تنها نقطه عمارت قرار دارد که پنجره آن رو به دریاست. او کمد لباسی از انواع لباس های گرانقیمت و با ارزش دارد. میز آرایش و وسائل مربوط به آن نیز همواره مرتب و بسیار تمیز هستند و بر بالش مخصوص خواب او نیز حرف (R) دوخته شده است ... نشانه هایی که خبر از زندگی مرفه و غبطه برانگیزی میدهد
اما از آنجا که ربکا بر اساس منبع اقتباسی محکم و پرآوازه (کتاب ربکا نوشته دافنه دوموریه) ساخته شده است پس تنها به ترسیم موقعیتهای ساکن و تشریحی اکتفا نکرده و بحث مقایسه بین بانو جدید عمارت با بانو قدیمی شرایط را برای فرد تازه وارد سخت و طاقت فرسا میکند تا جایی که به مرور زمان رازهای قدیمی یکی پس از دیگری برملا شده و حقیقت خود را آشکار میکند. ربکا همچون دیگر ساخته های هیچکاک گناه و عواقب دشوار پس از آن را پیش چشم مخاطب قرار میدهد. ربکا با مرگ خود نه تنها دست از سر عمارت و افراد حاضر در آن بر نمیدارد بلکه سایه شوم خود را چنان میگستراند که در نهایت تباهی و ویرانی بر سر باقی ماندگان آوار میشود.
ربکا به خوبی آگاه بر جهل و سطحی نگری انسانهاست. شخصیت او به خوبی از ضعف و سستی دیگران درمقابل زیبایی ظاهری خود بهره برده و از هرکدام پلی ساخته برای خوشگذرانی و تفریح خود. ربکا مردی از قشر مرفه و بانفوذ را به عنوان همسر برگزیده و به طبع این حرکت از انواع و اقسام موهبت های دنیوی بهره مند گشته است: زندگی بی دغدغه و اشرافی در یکی از بهترین عمارت های کشور. حضور در جشن ها و مراسم های رده بالا. خوشگذرانی با افراد غریبه و لذت طلبی جنسی و... و در نهایت پس از انجام تمام این موارد گناهان خود را نیز انکار نکرده و همچنان خود را مقابل همسر و دیگران در موضع قدرت میبیند. ربکا از لحاظ جسمی و روحی کاملا خود را ارضا میکند . به واقع واکنش مخاطب نسبت به او میتواند توامان میان احترام و تنفر در نوسان باشد. پرداخت او به گونه ای پیش میرود که مطلق نمیتوان اعمالش را قبول کرد یا بلعکس تمام آنها را رد نمود.
ربکا به مانند دیگر آثار هیچکاک روایتی سرگرم کننده و جذاب از افرادی است خاکستری و چند وجهی.. به واقع در ربکا تصمیم نهایی با مخاطب است که نگرش و اعمال افراد در فیلم را بپذیرد یا آنها را پس بزند. ربکا را حتما تماشا کنید.
امتیاز :8
امید سلیمی
@NaghdeFilmoSerial
#نقد_فیلم
❤1