🎞نقد فیلم و سریال🎞
1.72K subscribers
2.02K photos
204 videos
27 files
98 links
نقد و بررسی برترین آثار سینمایی دنیا🎥🎬🎞

-------------------------------------

ارتباط با ما⬇️
🆔️ : @I_am_Mr_Mercury
🆔️ : @omidius
Download Telegram
🎞نقد فیلم و سریال🎞
#معرفی_سریال نام سریال:تاریک (Dark) شبکه:Netflix تعداد فصل ها: 2 وضعیت:در حال حاظر فیلمبرداری فصل سوم انجام میشه. @NaghdeFilmoSerial
یادداشتی کوتاه درباره سریال Dark


وقتی اول می خواستم سریال دارک را ببینم ، هیچ پیش زمینه ای درباره‌ی داستان آن نداشتم و فقط با دیدن نمره آن در IMDB شروع به دانلود آن کردم. زبان سریال به المانی است که دوبله انگلیسی نیز دارد اما هیچ چیز جای صدای خود بازیگران را نمی گیرد و حداقل امکان توصیه می کنم که ان را به زبان اصلی خود ببینید چون حس واقعی و ناب سریال در ان صورت به شما منتقل می شود.
سریال دارک درباره زمان است ، سریالی که در ان شخصیت ها به گذشته و اینده می روند و دست به اعمالی می زنند که زندگی شان را تغییر می دهد. دارک دارای یک سناریو تقریبا بی نقص اما پیچیده است که با فصل دوم نیز به پیچیده گی اش افزوده می شود و به همین صورت اوج گیری خود را نیز ادامه می دهد.
در این سریال شخصیت ها با انجام اعمالشان درصدد تغییر اینده برمی ایند اما همین اعمال اینده را تحقق می بخشد. هر تلاشی برای تغییر اینده باعث اتفاق افتادن ان می شود. سریال بعضی مواقع شما را امیدوار میکند که میتوان اینده را تغییر داد اما گذشته و اینده در هم تنیده شده اند.
سریال شما را بسیار خوب درگیر می کند و باعث مبهوتی شما می شود. برای درک خوب و فهمیدن سریال باید با دقت هر اپیزود را نگاه کنید ، اسم شخصیت ها را بنویسید ، یادداشت برداری کنید و حتی چند بار سریال را ببینید تا بتوانید ان را درک کنید.
دارک در فصل سوم تمام می شود و من امیدوارم که سریال همین روند خود را ادامه دهد و افت نکند. دارک ارزش دیدن والایی دارد و به همه پیشنهاد می شود.

نمره: 10 از 10
Mehrdad_Ayvatlo

#نقد_سریال
#معرفی_سریال
@NaghdeFilmoSerial
👍1
به نام خدا
once upon a time in america 1984
کارگردان : سرجیو لئونه
نویسنده: هری گری (رمان) ، لئوناردو بنونوتی
بازیگران: رابرت دنیرو ، جیمز وودز ، الیزابت مک گاورن و ...
ژانر: جنایی ، گانگستری

مقدمه : داستان زندگی و کاری چند گانگستر در شهر نیویورک را در قرن بیستم روایت می کند که از کودکی با دزدی و جیب بری آغاز می کنند و بعد از گذشت سال ها تبدیل به گانگستر های خطرناک و معروفی می شوند و ....

پیشنهاد کارگردانی فیلم پدرخوانده به سرجیو لئونه شده بود اما با رد کردن این پیشنهاد وی بعد از دیدن پدر خوانده بسیار تاسف خورد از رد کردن این پیشنهاد اما بعد ها وی یکی از بهترین و ماندگار ترین فیلم های گانگستری را ساخت که روابط پیچیده ی انسانی و اخلاقیات پیچیده و متفاوت را در انسان ها به شکل گیرایی نشان داد.
گستردگی روابط انسانی و کاری شخصیت های فیلم که از کودکی تا کهن سالی نمایش داده میشود متفاوت از هر فیلمی در این ژانر است ، پرداخت به جزئیات زندگی گانگستر ها و دلیل تبدیل شدن آن ها به گانگستر تا شکست های عشقی و کاری آن ها همه و همه با نظم و دقت خاصی نشان داده شده اند و کامل تر از هر فیلم گانگستری معروفی مانند رفقای خوب و پدرخوانده به نمایش در آمده است.
رشد محل های مصرف مواد مخدر در دوره ی مشروبات الکلی بسیار جالب و آموزنده است و حتی در ایران هم بعد ممنوعیت مشروبات الکلی مصرف مواد مخدر در عرض چند ماه ده برابر شد و همین اتفاق های جهان شمول فیلم است که آن را تبدیل به یک فیلم جذاب و باور پذیر برای هر دوره ی زمانی و هر فرهنگی کرده است.
از دیگر ویژگی های مثبت فیلم همدلی بر انگیز بودن گانگستر های فیلم است شاید آن ها دوست داشتنی نباشند اما چون بعضی ویژگی های شخصیتی آن ها مثل مخاطب است باعث همدلی بیننده با شخصیتی مثل گانگستر ها هم می شود (که این همدلی بیننده با شخصیتی مثل گانگستر ها که اصولا شخصیت منفی هستند با فیلم پدر خوانده شروع شد )

شیوه ی روایت فیلم کلاسیک و خطی نیست سه دوره ی زمانی که در فیلم نمایش داده می شود به ترتیب زمان جلو نمی روند و دائم در حال تغیر دوره ی زمانی هستیم ، اما تدوین فیلم مهم ترین نقش را در این تغییرات دارد که به بهترین شکل این دوره ها را به هم پیوند می دهد و با کات هایی خیره کننده باعث می شود مخاطب سر در گم نشود و با روایت همراه گردد ، هم چنین غافل گیری مخاطب و حذف بخش هایی که خود مخاطب می تواند حدس بزند باعث جذاب تر شدن اثر می شود.
شباهت های فیلم در پرداخت به موضوعاتی مثل سیاست و خانواده و ... مثل پدر خوانده در طول فیلم مشهود است ولی در بعضی موارد مثل پرداخت به جزئیات و نشان دادن خشونت درونی انسان ها از پدر خوانده نیز بهتر عمل کرده.
میزانسن فیلم یکی از بهترین میزانسن هایی است که در فیلمی دیده ام و دکور و نور پردازی و موسیقی متن و .... همه به بهترین شکل فضای فیلم را نشان می دهند فضایی تاریک و پر از نا امیدی حتی در صحنه های پر زرق و برق با موسیقی و نور پردازی تیره و غمگین به مخاطب یاد آور می شود که همه ی این به ظاهر خوشی ها و لذت ها دروغین است و پایدار نخواهند ماند.
هر چقدر پدر خوانده تصویری حماسی و زیبا از گانگستر ها به نمایش می گذاشت روزی روزگاری در آمریکا عکس این بود و تصویری تراژیک و فاجعه بار از زندگی و شخصیت آن ها به نمایش گذاشت.
فیلم برداری از نما های لانگ شات و اکسترا لانگ شات فیلم برای نشان دادن جامعه است و تاثیری که فقر فرهنگی و مالی و جامعه و ...بر زندگی شخصیت ها میگذارد را نشان می دهد اما نما های نزدیک دوربین در ادامه ی فیلم نشان دهنده ی این است که اعمال شخصیت ها در ادامه تقصیر جامعه نیست بلکه مقصر اصلی خود آن ها هستند.
نقش آفرینی عالی درون گرایی دنیرو در این فیلم ،شخصیت کاریزماتیکی به نمایش گذاشت که نقش آفرینی او و شخصیت نودلز را در این فیلم را در بین بهترین های تاریخ جای داد.
تنها ایراد فیلم ریتم کند و زمان طولانی فیلم بود (تقریبا ۴ ساعت) بود اما با این که این زمان طولانی به نظر لازم می آید چون زندگی شخصیت ها را در سه دوره ی نسبتا طولانی به تصویر می کشد اما در این امر هم موفق نیست و فقط به نودلز به اندازه ی کافی می پردازد و به دیگر شخصیت ها به اندازه ی لازم و کافی (با توجه به زمان فیلم) نمی پردازد.


نمره : ۹ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
🎞نقد فیلم و سریال🎞
@NaghdeFilmoSerial
از قسمت سوم ماتریکس این طور بگم کلا به فنا رفت و از هر لحاظ، اکشن و محتوا و فلسفه و ... عقب گردی بود نسبت به دو قسمت قبل البته در کل پایان بندی خوبی و خوب جمع کردن، متاسفانه خبر رسید قرار قسمت چهارم هم بسازن😐
نمره ۶ از ۱۰
alireza ripper
یادداشتی از فیلم قسم
انتقام خواهرم رو به هر قیمتی خواهم گرفت...
(هشدار متن اسپویل کوچکی از داستان دارد)
محسن تنابنده را معمولا در فیلم و سریال های کمدی دیدیم.مثلا در نقش نقی معمولی در سریال پایتخت که میشود گفت تمام شهرت خود را مدیون آن نقش است.محسن تنابنده در زمینه کارگردانی شهرتی نداشت تا اینکه در سال 1393 بالاخره با ساختن فیلم کمدی گینس پا به عرصه کارگردانی گذاشت و نقدهای خوبی هم از مردم و منتقدین دریافت نکرد و در نتیجه چندان از آن فیلم استقبال نشد.
امسال اما،تنابنده با ساخت فیلمی درام به نام قسم به سینما آمد.فیلمی که با استقبال گسترده مردم در جشنواره فجر روبرو شد.
میشود گفت برای کسی که تجربه ای زیاد در کارگردانی و آن هم ساخت فیلمی با ژانر درام ندارد،واقعا فیلم خوش ساختی است و ارزش یکبار دیدن و حتی چند بار دیدن را دارد.اما اگر این فیلم را مثلا اصغر فرهادی میساخت به دلیل انتظارت بالا این فیلم،فیلمی جالب در نمیامد.
فیلم قسم،فیلمی متفاوت با فیلم های ایرانی است که در این چند سال ساخته شدند.مثلا چهره و گریم مهناز افشار،که نشان دهنده زنی شکست خورده در زندگی بخاطر مرگ خواهرش است.یا مثلا تنابنده که تا به حال سابقه تجربه در درام نداشته است و یکدفعه به فکر ساخت چنین فیلمی افتاده است.یا مهران احمدی که بیشتر ما آن را در فیلم های کمدی دیدیم در این فیلم نقش مردی بنام بهمن را ایفا میکند که حتی مشروب هم میخورد(نه در طول فیلم).
در همان دقایق ابتدایی داستان فیلم ما را درگیر خود میکند.مقدمه چینی فیلم در همان 10 دقیقه اول اتفاق میفتاد و ما کاملا می فهمیم که داستان درباره چیست.اما بعد از آن تمام اتفاقات فیلم سریع اتفاق میفتاد و مخاطب را کمی گیج میکند(مثلا ورود خسرو به فیلم).تنابنده تمام تلاشش را کرده تا صحنه های اضافی را از فیلم حذف کند و فیلم حتی به 90 دقیقه هم نمی رسد.یعنی مخاطب در صورت اینکه یک صحنه را از دست بدهد تقریبا نکته مهمی را از دست خواهد داد.(البته بنظرم این نکته مثبتی است به دلیل اینکه فیلم،به فیلمی خوش ساخت و بسیار ساده تبدیل شده است و هر کسی پیام آخر را درک میکند)
پایان فیلم اما اشک مخاطب در میاورد و باز هم مساله زود قضاوت کردن به میان میایید.
شخصیت های داستان و بیننده در آخر فیلم حال یکسانی دارند و هردو می فهمند که زود قضاوت کردند.(بیشتر نمیگویم تا اسپویل نشود.)
جمع بندی:پیشنهاد من این است حتما در سینما و حتی خانوادگی این فیلم را تماشا کنید تا تمام اعضای خانواده بفهمند که مساله زود قضاوت کردن چه عاقبتی را به همراه میاورد.

IMDB:6.7
امتیاز:9

نویسنده:Braveheart

خلاصه داستان:این فیلم دربارهٔ قتل زنی به نام رضوان است که خانواده و اقوام آن به دنبال ثابت کردن قاتل بودن شوهر وی به دادگاه هستند…

#نقد_فیلم
#امروز_چی_دیدم
@NaghdeFilmoSerial
Forwarded from alireza ripper
امروز قسمت سوم جان ویک رو دیدم لا مصب با یک لشکر جنگید ، باید به عنوان سوپر هیروی جدید وارد کمیک های dc بشه ، صد رحمت به بتمن و اررو و ددپول
#نقد_فیلم
به نام خدا
چون فیلم جدید و ممکنه اکثر دوستان هنوز ندیده باشن فیلم رو از اسپویل و بیان محتوا و فیلم نامه تا حد امکان پرهیز می کنم.
parasite 2019
کارگردان : بونگ جون هو
نویسنده : بونگ جون هو
بازیگران: سونگ کانگ هو ، لی سون کیون ، چو یئو جئونگ ، چو وی شیک، پارک سو دام و ....
ژانر: کمدی سیاه، درام ، جنایی

مقدمه : فیلم انگل داستان خانواده ی فقیری را بیان می کند که تلاش می کنند با نفوذ به خانه ی یک خانواده ی ثروت مند و سو استفاده از سادگی آن ها هر کدام از اعضای این خانواده ی فقیر یک شغل را در آن خانه برای خود ایجاد کند و ...

سینمای کره ی جنوبی و ژاپن از هر لحاظ در آسیا پیشرو و مایه ی افتخار هستند ، سینمای کره ی جنوبی کارنامه ی درخشانی در ساخت آثار قوی دارد ، برای مثال فیلم های مثل
memories of murder, old boy, brother hood of war , giant 2010 (tv series )
و کارگردان فیلم بی نظیری مثل خاطرات قتل دوباره یک اثر ماندگار خلق کرده و بازگیر نقش اصلی آن هم بازیگر نقش اصلی در این فیلم است و وجود این دو نفر در این فیلم کافی بود تا به دیدن آن علاقه مند شوم (در حالی که به سینمای کره علاقه ی چندانی ندارم)

در نیمه ی اول فیلم شاهد یک کمدی سیاه هستیم که داستان خانواده ی فقیر و به ظاهر ساده ای را روایت می کند که این خانواده سعی در نفوذ بین یک خانواده ی ثروت مند دارد که در ظاهر انسان هایی مهربان و ساده به نظر می رسند و در کل نیمه ی اول فیلم کمدی لذت بخش و جذابی را روایت می کند اما در ادامه با یک پیچش داستانی شوک آور، فضا و داستان فیلم تغیر می کند و حالت فیلم های دلهره آور (تریلر) میگیرد و لحظات و کشمش های نفس گیر و حساسی را شاهد هستیم در ادامه که فضای فیلم کمی آرام میشود دوباره به صورت ناگهانی فیلم حالت جنایی میگیرد و پشت سر هم به شخصیت های فیلم و مخاطب شک وارد میشود و اینجاست که اوج هنر بونگ جون هو در کارگردانی و سونگ کانگ هو در بازیگری به نمایش در می آید.
از نیمه ی دوم فیلم به بعد کارگردان و بازیگران به بهترین شکل نشان می دهند که اگر انسان های ساده و مهربان در تنگنا قرار بگیرند تبدیل به مجرمان خطرناکی میشوند، یا مثلا نگاه از بالا به طبقه ی فقیر توسط طبقه ی مرفه به شکل جالبی بیان میشود ، در دو صحنه ، بازی سونگ کانگ هو مرا تحت تاثیر قرار داد که در هر دو صحنه حالت چهره و نگاه به دوربین (که در این صحنه ها نما های نزدیک دوربین و تدوین بسیار مفید و به جا بود) من به یاد نگاه خیره ی معروف وی در صحنه ی آخر فیلم خاطرات یک قتل می انداخت . حالت چهره و نگاه خیره ی این بازیگر در صحنه ی مهمانی به خوبی حس نفرت و بهت زدگی را به مخاطب منتقل می کرد ، علاوه بر نقش آفرینی بازیگر ، تدوین و فیلم برداری و اتفاقات شوک کننده (که نشان دهنده ی مهارت بالای کارگردان است ) به خوبی مخاطب را وارد درگیری کرده و با فیلم همراه می کند. اشاره به درگیری کره (در اواسط فیلم)و نمایشی که رهبران کره ی شمالی و جنوبی برای فریب مردم راه انداخته اند و این که سیاست مدارارن چپی و راستی فقط شارلاتان و انگل هایی هستند که هدفشان فریب مردم و سو استفاده از آن ها است یکی از مهم ترین پیام های فیلم است.

alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
اشاراتی که به مسائل سیاسی و اجتماعی و فرهنگی در فیلم میشود بسیار زیبا و جذاب بیان شده و از شعاری شدن پرهیز می کند به خصوص پیام های ۲۰ دقیقه ی آخر فیلم می ارزد به کل فیلم های شعاری این روز های هالیوود.
فیلمی که به بهترین نحو نزاع بین سرمایه داری و طبقه کارگر که همواره در تلاش برای رسیدن به طبقات بالاتر است را نشان می دهد. اما بیان می کند که این رشد تا حد خاصی که تعیین شده می تواند ادامه یابد و طبقه ی کارگر اجازه ی رشد بیشتر را ندارد. در صورت عبور از این حد به پایین فرو می افتد و به جایی بر میگردد که بوده است.

سخن آخر : انگل اثری درگیر کننده با روایتی بینظیر که تقابل دو طبقه سرمایه دار و کارگر را در فرمی تماشایی، فیلمبرداری بینظیر و تکنیک های در خدمت داستان به نمایش میگذارد.
"انگل" در دو نیمه به شدت جذاب و متفاوت شما را غافلگیر خواهد کرد و فیلمی است که حتی پس از اتمامش، در ذهن مخاطب پایان نمی یابد.

جوایز و افتخارات: برنده ی جایزه ی بهترین فیلم در فستیوال کن و فستیوال فیلم سیدنی
نمره : ۹ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
واینگونه بشریت رستگار شد ...

(یادداشتی از انقلاب های ماتریکس)

واچوفسکی ها در ایستگاه پایانی مجموعه ماتریکس سرانجام از نبرد آخرالزمانی انسان و ماشین پرده برداری میکنند. قسمت پایانی همچون دوبخش قبلی وجودش کاملا ضروری و به جااست. به واقع واپسین قسمت از مجموعه بزرگ ماتریکس پازلی را که خالقان آن از چند سال پیش بنا نهاده بودند را تکمیل میکند. اگر قسمت نخست در بیشتر دقایق حکم مقدمه چینی .پرداخت جزییات و واکاوی ریزه کاریهای جهان خیالی ماتریکس را داشت و قسمت دوم در ادامه آن تکمیل کننده مراحل سیر و سلوک قهرمانش بود و با نمایش ملاقات او و خالق ماتریکس نقش مهمی در تفهیم نکات و ابهامات جهان فیلم داشت قسمت پایانی عمده تمرکز خود را برای مبارزه نهایی انسان و ماشین و آشکارا انتهای مسیر پرپیچ و خم نئو میگذارد.

نئو در این قسمت نیز با چالش همیشگی هدف و انتخاب مواجه میشود و از آنجا که در گذشته تمام نشانه های ناجی بشریت را از او دیده بودیم دقیقا مطابق انتظار در لحظه نهایی انتخاب درست را انجام میدهد: انتخاب برای ورود به میدان مبارزه و تن ندادن به سرنوشت از پیش تعیین شده. نئو اختیار را بر جبر مجموعه ترجیح داده و در نبردی حماسی و پر تعلیق ارزشمندترین داشته خود را هم فدا میکند... نئو از بین میرود تا سایه صلح بر کائنات فرود آمده و هم نوعانش حیات را ادامه دهند.
ماتریکس در این سه قسمت تاکید میکند با شناخت از خود و با بهره گیری از خود آگاهی میتوان بر هر مشکلی غلبه کرد.
واچوفسکی ها در قسمت پایانی با نابینا کردن نئو گویی وجه خاص تر و درونی تر به مبارزه او میدهند. نئو برخلاف دوقسمت قبل نمیتواند از تمام توانایی خویش بهره ببرد و بخش مهمی را در اختیار ندارد. همین مسئله هم به تعلیق داستان کمک میکند و هم طعم پیروزی نهایی را دوچندان میکند. خالقان اثر در نظر داشته اند تا در حد توان اوضاع پیچیده و طاقت فرسایی را برای نئو و همراهانش ترتیب دهند. باقی مانده انسانها نیز در نبردی سهمگین و مرگبار مواجهه با ماشینهای اختاپوس گونه را تجربه میکنند و تا پای جان برای آزادی و دفاع از سرزمین موعود تلاش میکنند.

قسمت پایانی هرج و‌مرجی بزرگ و آشوبی تمام عیار را به تصویر میکشد. آشکارا مبارزه نهایی نئو و مامور اسمیت با آن فضا سازی (بارش باران. ساختمانهای متروک و خالی از سکنه. آسمان پرتلاطم و غران و...) شاخص ترین مورد این نکته است. هرچند در دوقسمت نیز شاهد نبردهای تن به تن مفرح و جذابی از قطب مثبت و‌منفی ماجرا بودیم ( مثلا مبارزه نئو با مامور اسمیتی که در هر لحظه تکثیر میشد در قسمت دوم ) اما مبارزه این بخش وجه حماسی تر و پر تعلیق تری به خود میگیرد چرا که مخاطب آگاه است این واپسین نبرد و تعیین کننده تمام تلاشهای دوقطب فیلم است. به واقع بر خلاف نبردهای قبل که در آنها از زنده ماندن حداقل یکی از طرفین مطمئن بودیم در این بخش سایه شوم و هولناک مرگ و تباهی چنان بر سر شخصیتها سنگینی میکند که باعث میشود واژه امید و رهایی دراین اثر نقش چندانی نداشته باشند.

در انتهای این سه گانه ناجی ماموریت خود راتکمیل میکند. هرچند این امر به نابودی خود منجر میشود اما واچوفسکی ها تعبیر خود از آخرالزمان را القا میکنند بدان معنی که همچون دو قسمت قبل تنها راه نجات و رهایی توصل به یک قهرمان خود ساخته خودباور و خودآگاه است. اوبا تمامی این ویژگی ها میتواند سرنوشت دیگران و خود را بسازد و تن به جبر و بازی خالقان ندهد. همانطور که در ابتدا نیز اشاره شد قسمت پایانی تکمیل کننده کل مجموعه شده و با به سرانجام رساندن ماموریت قهرمان جهان معنایی خود را سروسامان میدهد و پرونده یکی از مهمترین و بهترین سه گانه های تاریخ سینما را میبندد.
جدا از اینکه به عنوان مخاطب اشارات و باورهای خالقان اثر را باور داشته باشیم یا آنها را پس بزنیم ماتریکس موفق میشود در سه قسمت جهان خود را پایریزی کند. مخاطب را با جزییات خود آشنا کند . داستان تعریف کند و در عین سرگرم کنندگی بخشی از تفکر او را نیز نشانه رود.

امتیاز :7.5

امید سلیمی
@NaghdeFilmoSerial
#نقد_فیلم
یادداشتی کوتاه از فیلم مردان سیاه پوش:بین المللی
Men in Black: International 2019
#بدون_اسپویل
اول از همه بگویم این قسمت از مردان سیاه پوش،ریبوت نیست،در واقع یک اسپین آف است از سه گانه قبلی.اگر یادتان باشد پس از اتفاقاتی که در قسمت سوم مردان سیاه پوش دیدیم،حالا شعبه دیگری از سازمان مردان سیاه پوش در لندن راه اندازی شده است.دختری به نام میلی (با بازی تسا تامپسون)وارد این سازمان میشود و با مامور اچ یعنی هنری (با بازی کریس همسورث)که اقدمات مفید زیادی برای سازمان انجام داده آشنا میشود.و...
خوب در همین خلاصه داستان که گفتم دو مشکل وجود دارد.اول اینکه مثلا سونی و کلا عوامل فیلم مثلا خواستند در این فیلم تبعیض جنسیتی را نشان دهند و در فیلمی که اسمش مردان سیاه پوش است شخصیت اصلی یک زن است که وارد این سازمان میشود(سونی باید در فیلم های دیگر این کار را انجام دهد نه در این فیلم)خوب بگذریم...
مشکل بعدی که گفتم در خلاصه داستان است این است که در ابتدا و مقدمه فیلم شخصیت مامور اچ یک انسان فهمیده و باهوش را نشان میدهد که حتی دنیا را نجات داده است.اما ما در طول فیلم اصلا باهوشی در این شخصیت نمی بینیم یا حتی اشاره ای به کارهای مفیدی که در گذشته انجام داده نمیشود.
شخصیت پردازی هم واقعا در این فیلم افتضاح است.
دیگر مشکل فیلم،خبیث آن است که واقعا اصلا قابل فهم نیست چه کسی خبیث اصلی است یا اصلا چه هدفی دارد.
البته بازی خوب کریس همسورث و تسا تامپسون فیلم را کمی قابل تحمل کرده است.
جمع بندی:این قسمت از سری فیلم های مردان سیاه پوش بی شک بدترین قسمت آن است.اگر این فیلم را نبینید چیز مهمی را از رست نمی دهید.
نمره:4
#امروز_چی_دیدم
#نقد_فیلم
@NaghdeFilmoSerial