🎞نقد فیلم و سریال🎞
1.72K subscribers
2.02K photos
204 videos
27 files
98 links
نقد و بررسی برترین آثار سینمایی دنیا🎥🎬🎞

-------------------------------------

ارتباط با ما⬇️
🆔️ : @I_am_Mr_Mercury
🆔️ : @omidius
Download Telegram
#اسپویل
به نام خدا
با جامعه شناسی سینمایی و بررسی جو زدگی مخاطب به خصوص مخاطب ایرانی فیلم و سریال های خارجی در خدمتتون هستم ، این نوشته هم جنبه ی شوخی داره و هم جدی

خوب اولش رو با یکی از معروف ترین محبوب ترین سریال های تاریخ تلوزیون در سطح جهانی آغاز میکنیم
سریال game of thrones ، خوب فصل آخر این سریال پخش شد و بیننده ها راضی نبودن ، کاری به فصل آخر ندارم که پر از ایراد بود.
ولی در مورد قسمت آخر و پایان بندی سریال ، بعد پخش قسمت آخر شاهد واکنش های عجیبی بودم ، البته خودم هم جز اون واکنش دهنده بودم ، خوب برای من سخت بود بپذیرم که دهن جان اسنو دنریس سرویس بشه سر شکست نایت کینگ و ... اما منفعت رو دیگران ببرن ولی این طرز تفکر من و خیلی از کسانی که به این اتفاق های سریال اعتراض داشتیم نشون میده که هنوز بعد سال ها سریال got رو درک نکردیم.
سریال got با این که یک سریال درام فانتزی بود ، اتفاق ها و شخصیت ها بسیار شبیه جهان واقعی ما بود و همین دلیل محبوبیت سریال ، به قول هیچکاک درام یعنی زندگی واقعی بدون لحظات خسته کننده ی آن و سریال بازی تاج و تخت ها دقیقا مصداق همین موضوع بود ، در دنیای واقعی و تاریخی که بر جهان ما گذشته (تاریخ انسان) بسیار کم اتفاق افتاده که حق به حق دار برسد و فردی که تلاش کرده و لیاقتش را داشته به حق و مرتبه ی مناسب خود برسد، سریال got هم پر بود از این ناحقی ها و ظلم ها که اتفاقا نقطه ی قوت سریال بود اما باز هم اکثرا مخاطبان انتظار پایان خوشی برای سریال داشتند (مثل پایان بندی سه گانه ی ارباب حلقه ها) چون سریال فانتزی بود و این خواسته ی خوشبینانه نشان میدهد که اکثر مخاطبین این سریال علاقه و پیگیری آن ها به دلیل جو زدگی و جو موجود بر دنیای طرفداران سریال ها بود.
نه درک مفهوم و عمق این سریال و علاقه واقعی به آن.

یا برای مثال فیلم glass از سه گانه ی شکستن رو در نظر بگیرید، خوب این فیلم پر از ایراد بود مثل نقش آفرینی بی رمق و بی انگیزه ی بروس ویلیس تا ریتم کند و ... اما باز هم بیشتر مخاطبان ایرادی که از فیلم گرفته بودند بیشتر به پایان بندی آن بود ، این که شخصیت ها در یک نبرد قهرمانانه کشته نشدند و ... این هم نشان میدهد تصور مخاطبین از قهرمانان و مرگ و زندگی آنان بیشتر شبیه جهان فیلم های کمیک مثل فیلم های مارول است ، ولی باید بگویم که بزرگ شوید، جهان واقعی کثیف تر و ظالم تر از این حرف هاست.

دو سریال mad men و the handmade's tale را در نظر بگیرد در هر دو سریال بازیگر نقش اول زن خانم الیزابت ماس هستند ، در مقایسه ی دو سریال این طور بگویم که هر دو سریال موضوع تبعیض علیه بانوان و ظلم به آن ها را نشان میدهد اما فرقشان از زمین تا آسمان است ، در سریال مد من که در دهه ی ۶۰ و ۷۰ میگذرد ظلم به زنان ، تبعیض کاری بین سیاه پوستان و سفید پوستان ، تعرض جنسی و تبعیض بین بانوان و آقایان در محیط کار و .... را به واقع گرایانه ترین شکل ممکن نشان میدهد اتفاقاتی که واقعا اتفاق افتاده اند و سریال از بیان و نشان دادن شعاری پرهیز می کند و همچنین سریال در فیلم نامه و شخصیت پردازی و .... عالی عمل کرده و جوایز معتبری مثل امی را در ۷ فصل پخش شده به تعداد زیادی کسب کرده.
اما سریال سرگذشت ندیمه در آینده ای اتفاق می افتد و محیط و اتفاق هایی که نشان میدهد بسیار شعار زده است و واقعا در بخش های فنی و ... در حد یک سریال معمولی عمل می کند .
اما واکنش ملت همیشه در صحنه ی ایران به دو سریال، اکثر مخاطبان حتی نام سریالی مثل مد من را نشنیده اند ولی اگر سری به توئیتر و تلگرام و ... بزنید همه حرف از سرگذشت ندیمه میزنند و نوشابه برایش باز می کنند.
راستی بحث نشنیدن اسم مد من شد ، بعضی از دوستان به خیال خودشون سریال باز سریال هایی مثل sopranos وwire و mad men و twin peaks و ... رو ندیدن و بعد با قاطعیت میان میگن بهترین سریال تاریخ تلوزیون breaking bad (حالا این ها خوبن یکی میگفت سریال ۱۰۰ شاهکار و breaking bad چرته این دیگه نوبر بود)

بعد پخش سریال
13 reasons why
یه جار و جنجال هایی به پا شد بین مخاطبین ایرانی که سریال از اورریتد هم بالاتر رفت ، به غیر از موضوع مثلا جنجالی واقعا چی داشت که در حد شاهکار ها ازش تعریف و تمجید شد؟

alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
حالا بریم سراغ جوگیری در سطح جهانی، از فروش و نمرات IMDB فیلم avengers 4 نمیگم که نیاز به گفتن نداره می گذرم ، دو تا فیلم gladiator و fall of Roman empire رو در نظر بگیرید، فیلم fall of Roman empire در سال ۱۹۶۴ و با امکانات اون زمان و بدون جلوه های ویژه ی کامپیوتری ساخته شده و عظیم ترین جنگ های تاریخ سینمای تاریخی حماسی رو در این فیلم شاهد هستیم و تنها ایراد فیلم در ترسیم‌چهره ای دروغین و انسان دوستانه از امپراطوری روم ( بیشتر توضیح نمیدم چون قبلا از این فیلم نوشتم البته اگه خونده باشید ) ، فیلم gladiator هم تحریف شده و تقلید شده از فیلم سقوط امپراطوری روم که البته هم یک‌فیلم عالی است اما مسئله اختلاف نمرات این دو فیلم(گلادیاتور نمرات بالاتری داره ) در حالی که اگر فیلم سقوط امپراطوری روم از فیلم گلادیاتور فیلم بهتری نباشه فیلم ضعیف تری هم نیست ، این که خیلی از مخاطبینی که فیلم گلادیاتور را تحسین می کنند و آن را بهترین فیلم تاریخی میدانند فیلم سقوط امپراطوری روم را ندیده اند و همچنین گلادیور فیلم تاریخی هم نیست و ریدلی اسکات فیلم تاریخی خوبی مثل kingdom of heaven را در کارنامه دارد که باز هم‌نسبت به گلادیاتور کمتر دیده شده است.

هدف از نوشتن متن به این بلندی چه بود؟ اول این‌ که هیچ منبع درست به صورت ۱۰۰ در ۱۰۰ نیست که به آن تکیه کرد و دوم این که برای انتخاب و دیدن فیلم و سریال اولویت اول نمرات سایت متا (به عنوان نشان دهنده ی نمرات و نظرات منتقدین ) و نمرات سایت آی ام دی بی (به عنوان نشان دهنده ی نمرات و نظرات مخاطبین) استفاده کنید (که باز هم ۱۰۰ در ۱۰۰ قابل اطمینان نیست ) و سایت های معتبر دیگه ای مثل کایه دو سینما هم هستن که سخت گیر تر هستند و فیلم های کمی رو با تکیه بر اون ها میشه دید ، نظرات مخاطبین در محیط کار و دانشگاه و توئیتر و تلگرام و ... هم مفت نمی ارزه اصلا توجه نکنید ، نمرات سایتی مثل روتن تومیوتز هم از نظرات مخاطبین سینمای بلاک باستر آبکی و مارول فن هایی که به قسمت آخر اونجرز تو imdb نمره ی ۱۰ دادن هم بی ارزش تره ، و شما دوستان عزیز به عنوان مخاطبین حرفه ای سینما سعی کنید وقتی فردی از شما می خواد فیلم و سریال خوب معرفی کنید معیار انتخابتون معیار ها و اصول حرفه ای و سینمایی باشه نه سلیقه خودتون یا جو حاکم بر مخاطبین و دنیای فیلم و سریال
با تشکر از وقتی که برای خوندن متن بنده ی حقیر (که بیشتر درد ودل بود) گذاشتید.

alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
آنچه در زیر پنهان است :
Us
(بخشی از متن دارای اسپویل است)

افتتاحیه فیلم مرموز (ما) با نمایی از یک تلویزیون آغاز میشود که مشغول پخش اخبار سراسری از ایالت متحده آمریکاست. نخستین خبر مربوط به گزارش طوفان ساحلی است که اوضاع را برمردم سخت کرده و خبر دوم هم مربوط به تبلیغ حس میهن پرستی مردم آمریکا و تشکیل نهادهای مردمی برای مبارزه با فقر و‌گرسنگی.
جردن پیل به عنوان خالق اثر با این افتتاحیه و کنار هم قرار دادن مسئله وقوع طوفان با حفظ وحدت و همبستگی مردم سرزمینش به واقع به شکلی هوشمندانه تم یکپارچگی . خوشبختی و به عبارت بهتر (رویای آمریکایی ) را به سخره میگیرد. طوفانی که او در آغاز فیلم از آن پرده برمیدارد در ادامه کاراحساس آرامش و امنیت مردم را به مخاطره انداخته و نوید روزهای شومی را برای آنان میدهد.
مقدمه کنجکاوی برانگیز فیلم (ما) به همین امر خلاصه نمیشود. در ادامه دختری خرد سال که با بی توجهی والدین و عدم احساس مسئولیت آنها روبه رو است تک وتنها مسیری ناشناخته را درپیش میگیرد و پس از کمی گشت و گذار در ساحل کناری شهر بازی وارد راهرویی تاریک و مملو از آئینه میشود. با حالت ترس و اضطراب کمی قدم میزند تا به موردی عجیب برخورد میکند:در این قسمت جردن پیل با نمایش تقابل دختر و همزادش التهاب را به اوج میرساند و در حالیکه مخاطب به شدت مشتاق نظاره ادامه ماجراست این تقابل را قطع کرده و به تیتراژ فیلم کات میزند.
تیتراژ با نمایی بسته از صورت یک خرگوش آغاز میشود . دوربین آهسته و با کمترین سرعت ممکن از سوژه دور میشود و عقب میکشد تا به مرور پنج طبقه از قفس خرگوشها را نظاره گر باشیم که کنار هم قرار گرفته اند. به واقع پیل مخاطب را همچون زندانیانی میپندارد که برای کشف حقیقت مسیری سخت و طاقت فرسا را پیش روی خواهند داشت.

ما آشکارا جامعه مدرن و مرفه آمریکا را هدف قرار میدهد.(کاربرد معنایی دوگانه کلمه US بر این امر تاکید دارد) پیل با نمایش شورش و نافرمانی همزادهای محبوس در راهروهای زیر زمینی اشاره میکند بخش ضعیف و سختی کشیده و کمتر دیده شده هر جامعه ای میتواند به عنصر خطرناک و توقف ناپذیری برای آن تبدیل شود. در ما به وضوح تاکید میشود کنش و واکنش همزادهای زیر زمینی دقیقا مشابه نمونه های واقعی شهروندان روی زمین است. به واقع هر عمل افراد حاضر در جهان پیرامون شامل انعکاسی مشابه به جهان زیر زمینی شده و اتصالی اجتناب پذیر میان انسان و همزادها برقرار است . اتصالی که موجب گردیده تمام حیات همزادها نا خواسته تحت تاثیر اعمال انسانها قرار گیرد. به واقع همزادها همواره تحت سیطره و کنترل نمونه مشابه خود هستند بدون آنکه عامل کنترل کننده از کلیات وجزییات این امر با خبر باشد. ما در مورد معکوس گشتن چرخه نظارت و سیستم نظارت در جهان امروز است. در بخش انتهایی اشاره میشود در ابتدا نیت از آفرینش همزادها هدایت و نظارت بر اعمال انسانها بوده اما این پروژه شکست خورده و همزادها محکوم به تقلید و داشتن یک زندگی بسته و بی هدف و بی فرجام میشوند .

ما از حیات وهمناک و محکوم به شکستی میگوید که تمام لذایذ آن نیز شوم و‌تباه شده جلوه میکنند همچون بخشی که در آن یکی از همزادها چند نمونه از تجربیات شخصی خود را برای مشابه خود تعریف میکند: غذا خوردن. خوابیدن. کادو گرفتن هنگام کریسمس .ازدواج و بچه دار شدن او همزمان و یکسان با فرد مشابه رخ داده اما نتیجه به هیچ وجه دلخواه و امیدوار کننده نیست: اشاره به خوردن خام گوشت خرگوش. بریدن دستان هنگام بازی با اسباب بازی. تولد کودکی که با آتش چهره خود را سوزانده و ... همگی نشان از آن دارند این شباهت و اتصال میان دوقشر عملا زندگی همزادها را تباه و بی ثمر نموده است.
به واقع در این فیلم همزادها چنان از زیست شوم و چرخه باطل اعمال خویش به ستوه آمده اند که ابراز خشونت را وسیله ای قرار میدهند برای اعتراض و برای حق خواهی. آنها خشونت و سنگدلی را به عنوان تنها سلاح خود بر میگزینند و به دنیا اعلان جنگ میکنند.

کارگردانی جردن پیل در راستا القا پیام واهداف فیلمش به خوبی مخاطب را وارد جهان قیرگون و آخرالزمانی اثر میکند. همانطور که در ابتدا نقد هم اشاره شد پیل از همان دقایق ابتدایی برای محصولش برنامه دارد. آشکارا: تدوین. نورپردازی. موسیقی و اندازه قابها در انتقال حس دلهره کارکرد ویژه ای دارند. حضور دختر خردسال در حاشیه شهربازی را بخاطر آورید. دختر در نماهایی کم نور و غالبا تاریک تنها مشغول حرکت میشود . حضور او در مقابل دریا و نمایی که پیل ابرهای سیاه و غرش رعد و برق و آسمان پر تلاطم را به تصویر میکشد به خوبی مخاطب را از وقوع حوادث بعدی آگاه میکند. در نماهای داخلی مربوط به راهرو مرموز نیز شاهد نماهایی با نورپردازی خفیف هستیم وهمچنین حضور عنصر آیینه به عنوان بخشی از میزانسن تاثیر گذار که تنهایی و حس سرگشتگی دختر را به خوبی تفهیم میکند.
جدا از عنصر آیینه جر
دن پیل از نشانه های دیگری نیز برای تشویش ذهن مخاطب بهره میبرد. عنصر سایه یکی دیگر از ابزار پرکاربرد در این فیلم است . به عنوان مثال در اولین نمایی که خانواده اصلی را مشغول قدم زدن در ساحل آفتابی مشاهده میکنیم دوربین از زاویه بالا و عمود بر هر چهار سوژه قرار میگیرد و نما به گونه ای تصویر سازی میشود که حضور و بلندی سایه افراد حاضر در آن خود نمایی میکنند. سایه در بخشهای دیگر نیز حضور دارد به عنوان مثال در اولین نمایی که حضور خانواده همزاد و مهاجم را مشاهده میکنیم دوربین قابی تمام قد از آنها میبندد و در حالیکه اطراف آنها را تاریکی مطلق فرا گرفته حضور چراغ برق خیابانی در پس زمینه موجب گردیده سایه هر چهار فرد مذکور حضوری معنا دار در قاب فیلم داشته باشند.
در لحظه نهایی ورود مهاجمان به داخل خانه نیز سعی بر آن بوده تا از کاتهای بی مورد پرهیز شده تا مانعی برای حس ملتهب فیلم نباشند. دوربین چرخش کاملی در محیط خانه انجام میدهد و بدون وقفه حضور مرد درشت اندام و کودکانش را مشاهده میکنیم که حضور خود درخانه را اعلام میکنند.
دوربین در نمای مربوط به قتل عام فجیع همسایه سفید پوست نیز با جایگیری درست به واقع حکم ناظر برحوادث فیلم را ایفا میکند . دراین نما دوربین بیرون از خانه و به حالت نگاه مستقیم و روبه رو محل قتل قرار میگیرد تا از فاصله ای نسبتا دور شاهد به قتل رسیدن اعضا خانواده باشیم . همین تمهید موجب شده تا لحظه قتل این افراد به یکی از دلهره آورترین نماهای فیلم بدل گردد.

جدا از موارد اشاره شده مشخصا بخش نهایی اثر و تقابل قهرمان و همزادش نیز فکر شده و پر استرس پیش چشم مخاطب قرار گرفته اند. از حضور تنها سوژه مورد نظر در راهرو های خالی از سکنه و‌پیچ در پیچ گرفته تا موسیقی سنگین و دلهره آوری که دل مخاطب را به لرزه در می آورند. دوربین در برخی از نماها پشت سوژه حرکت میکند و‌گاهی خود را کمی بالا میکشد تا تنهایی و خفقان را بیشتر تفهیم کند. پیل خوشبختانه عجله ای برای این تعقیب و گریز وهمناک ندارد. این دقایق درست حکم بازی های ویدئویی را دارند که در آن کنترل قهرمان بازی را درمحیطی بسته و مرموز به عهده دارید. از طرفی دلتان میخواهد تا هرچه سریعتر این مسیر خلوت و سکوت دیوانه کننده اش را به پایان برسانید و از طرفی هم علاقه دارید سری به اتاقهای مرموز آن بزنید .
در این بخش هم جدا از موقعیت و حرکت درست دوربین عناصر تدوین و نورپردازی نیز وظیفه خود را به درستی ایفا میکنند. آشکارا در بخش مبارزه نهایی تلفیق نماهای مربوط به رقص و جدال فیزیکی جلوه ای خاص و تماشایی به اثر بخشیده اند. تقابل خشم و خشونت و ویرانی با نمایش هنرمندانه یک مراسم رقص نشان از تقابل دو‌جهان متضاد با ویژگیهای مختلف دارد. پیل همزمان با نمایش رقص و نوری که بر سوژه مورد نظر تابیده شده خبر از وجه روشن و امیدوار کننده زندگی میدهد و برخلاف آن با تصویر سازی جدال وحشیانه و خونین سوژه ها بر قسمت تاریک و بیرحم حیات هم اشاره میکند.

ما فیلمی هشدار دهنده در مورد جهل و غفلت انسانهاست.ما با نمایش جهانی وحشی و قاطع که خشونت و افسار گسیختگی در آن تنها راه اعتراض اقشار نادیده گرفته شده میشود به مخاطب یادآوری میکند گاهی تنها با تکیه بر خشونت میتوان ابراز وجود کرد. در ما پیل موقعیتی وهمناک و کابوس واری را ترسیم میکند که برای رهایی از آن میبایست روح و‌کالبد را شکافت . ما تبلور زمانه ای است مات و غیر قابل اطمینان که در آن تشخیص خودی از غیر خودی . خیر از شر و ظالم از‌مظلوم
نیاز به شناخت و‌معرفتی پر هزینه دارد. هزینه ای به ابعاد ریختن خون و واکاوی گذشته ...

امتیاز :8.5

امید سلیمی
@NaghdeFilmoSerial
#نقد_فیلم
👍1
خوب دوستان عزیز
بزودی یه پروژه بلند از شکست ها و موفقیت های فیلم های 2019 مینویسم.
نویسنده: Braveheart (@film_baz_bash)


در کانال
@NaghdeFilmoSerial
🎞نقد فیلم و سریال🎞
#معرفی_سریال نام سریال:تاریک (Dark) شبکه:Netflix تعداد فصل ها: 2 وضعیت:در حال حاظر فیلمبرداری فصل سوم انجام میشه. @NaghdeFilmoSerial
یادداشتی کوتاه درباره سریال Dark


وقتی اول می خواستم سریال دارک را ببینم ، هیچ پیش زمینه ای درباره‌ی داستان آن نداشتم و فقط با دیدن نمره آن در IMDB شروع به دانلود آن کردم. زبان سریال به المانی است که دوبله انگلیسی نیز دارد اما هیچ چیز جای صدای خود بازیگران را نمی گیرد و حداقل امکان توصیه می کنم که ان را به زبان اصلی خود ببینید چون حس واقعی و ناب سریال در ان صورت به شما منتقل می شود.
سریال دارک درباره زمان است ، سریالی که در ان شخصیت ها به گذشته و اینده می روند و دست به اعمالی می زنند که زندگی شان را تغییر می دهد. دارک دارای یک سناریو تقریبا بی نقص اما پیچیده است که با فصل دوم نیز به پیچیده گی اش افزوده می شود و به همین صورت اوج گیری خود را نیز ادامه می دهد.
در این سریال شخصیت ها با انجام اعمالشان درصدد تغییر اینده برمی ایند اما همین اعمال اینده را تحقق می بخشد. هر تلاشی برای تغییر اینده باعث اتفاق افتادن ان می شود. سریال بعضی مواقع شما را امیدوار میکند که میتوان اینده را تغییر داد اما گذشته و اینده در هم تنیده شده اند.
سریال شما را بسیار خوب درگیر می کند و باعث مبهوتی شما می شود. برای درک خوب و فهمیدن سریال باید با دقت هر اپیزود را نگاه کنید ، اسم شخصیت ها را بنویسید ، یادداشت برداری کنید و حتی چند بار سریال را ببینید تا بتوانید ان را درک کنید.
دارک در فصل سوم تمام می شود و من امیدوارم که سریال همین روند خود را ادامه دهد و افت نکند. دارک ارزش دیدن والایی دارد و به همه پیشنهاد می شود.

نمره: 10 از 10
Mehrdad_Ayvatlo

#نقد_سریال
#معرفی_سریال
@NaghdeFilmoSerial
👍1
به نام خدا
once upon a time in america 1984
کارگردان : سرجیو لئونه
نویسنده: هری گری (رمان) ، لئوناردو بنونوتی
بازیگران: رابرت دنیرو ، جیمز وودز ، الیزابت مک گاورن و ...
ژانر: جنایی ، گانگستری

مقدمه : داستان زندگی و کاری چند گانگستر در شهر نیویورک را در قرن بیستم روایت می کند که از کودکی با دزدی و جیب بری آغاز می کنند و بعد از گذشت سال ها تبدیل به گانگستر های خطرناک و معروفی می شوند و ....

پیشنهاد کارگردانی فیلم پدرخوانده به سرجیو لئونه شده بود اما با رد کردن این پیشنهاد وی بعد از دیدن پدر خوانده بسیار تاسف خورد از رد کردن این پیشنهاد اما بعد ها وی یکی از بهترین و ماندگار ترین فیلم های گانگستری را ساخت که روابط پیچیده ی انسانی و اخلاقیات پیچیده و متفاوت را در انسان ها به شکل گیرایی نشان داد.
گستردگی روابط انسانی و کاری شخصیت های فیلم که از کودکی تا کهن سالی نمایش داده میشود متفاوت از هر فیلمی در این ژانر است ، پرداخت به جزئیات زندگی گانگستر ها و دلیل تبدیل شدن آن ها به گانگستر تا شکست های عشقی و کاری آن ها همه و همه با نظم و دقت خاصی نشان داده شده اند و کامل تر از هر فیلم گانگستری معروفی مانند رفقای خوب و پدرخوانده به نمایش در آمده است.
رشد محل های مصرف مواد مخدر در دوره ی مشروبات الکلی بسیار جالب و آموزنده است و حتی در ایران هم بعد ممنوعیت مشروبات الکلی مصرف مواد مخدر در عرض چند ماه ده برابر شد و همین اتفاق های جهان شمول فیلم است که آن را تبدیل به یک فیلم جذاب و باور پذیر برای هر دوره ی زمانی و هر فرهنگی کرده است.
از دیگر ویژگی های مثبت فیلم همدلی بر انگیز بودن گانگستر های فیلم است شاید آن ها دوست داشتنی نباشند اما چون بعضی ویژگی های شخصیتی آن ها مثل مخاطب است باعث همدلی بیننده با شخصیتی مثل گانگستر ها هم می شود (که این همدلی بیننده با شخصیتی مثل گانگستر ها که اصولا شخصیت منفی هستند با فیلم پدر خوانده شروع شد )

شیوه ی روایت فیلم کلاسیک و خطی نیست سه دوره ی زمانی که در فیلم نمایش داده می شود به ترتیب زمان جلو نمی روند و دائم در حال تغیر دوره ی زمانی هستیم ، اما تدوین فیلم مهم ترین نقش را در این تغییرات دارد که به بهترین شکل این دوره ها را به هم پیوند می دهد و با کات هایی خیره کننده باعث می شود مخاطب سر در گم نشود و با روایت همراه گردد ، هم چنین غافل گیری مخاطب و حذف بخش هایی که خود مخاطب می تواند حدس بزند باعث جذاب تر شدن اثر می شود.
شباهت های فیلم در پرداخت به موضوعاتی مثل سیاست و خانواده و ... مثل پدر خوانده در طول فیلم مشهود است ولی در بعضی موارد مثل پرداخت به جزئیات و نشان دادن خشونت درونی انسان ها از پدر خوانده نیز بهتر عمل کرده.
میزانسن فیلم یکی از بهترین میزانسن هایی است که در فیلمی دیده ام و دکور و نور پردازی و موسیقی متن و .... همه به بهترین شکل فضای فیلم را نشان می دهند فضایی تاریک و پر از نا امیدی حتی در صحنه های پر زرق و برق با موسیقی و نور پردازی تیره و غمگین به مخاطب یاد آور می شود که همه ی این به ظاهر خوشی ها و لذت ها دروغین است و پایدار نخواهند ماند.
هر چقدر پدر خوانده تصویری حماسی و زیبا از گانگستر ها به نمایش می گذاشت روزی روزگاری در آمریکا عکس این بود و تصویری تراژیک و فاجعه بار از زندگی و شخصیت آن ها به نمایش گذاشت.
فیلم برداری از نما های لانگ شات و اکسترا لانگ شات فیلم برای نشان دادن جامعه است و تاثیری که فقر فرهنگی و مالی و جامعه و ...بر زندگی شخصیت ها میگذارد را نشان می دهد اما نما های نزدیک دوربین در ادامه ی فیلم نشان دهنده ی این است که اعمال شخصیت ها در ادامه تقصیر جامعه نیست بلکه مقصر اصلی خود آن ها هستند.
نقش آفرینی عالی درون گرایی دنیرو در این فیلم ،شخصیت کاریزماتیکی به نمایش گذاشت که نقش آفرینی او و شخصیت نودلز را در این فیلم را در بین بهترین های تاریخ جای داد.
تنها ایراد فیلم ریتم کند و زمان طولانی فیلم بود (تقریبا ۴ ساعت) بود اما با این که این زمان طولانی به نظر لازم می آید چون زندگی شخصیت ها را در سه دوره ی نسبتا طولانی به تصویر می کشد اما در این امر هم موفق نیست و فقط به نودلز به اندازه ی کافی می پردازد و به دیگر شخصیت ها به اندازه ی لازم و کافی (با توجه به زمان فیلم) نمی پردازد.


نمره : ۹ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
🎞نقد فیلم و سریال🎞
@NaghdeFilmoSerial
از قسمت سوم ماتریکس این طور بگم کلا به فنا رفت و از هر لحاظ، اکشن و محتوا و فلسفه و ... عقب گردی بود نسبت به دو قسمت قبل البته در کل پایان بندی خوبی و خوب جمع کردن، متاسفانه خبر رسید قرار قسمت چهارم هم بسازن😐
نمره ۶ از ۱۰
alireza ripper
یادداشتی از فیلم قسم
انتقام خواهرم رو به هر قیمتی خواهم گرفت...
(هشدار متن اسپویل کوچکی از داستان دارد)
محسن تنابنده را معمولا در فیلم و سریال های کمدی دیدیم.مثلا در نقش نقی معمولی در سریال پایتخت که میشود گفت تمام شهرت خود را مدیون آن نقش است.محسن تنابنده در زمینه کارگردانی شهرتی نداشت تا اینکه در سال 1393 بالاخره با ساختن فیلم کمدی گینس پا به عرصه کارگردانی گذاشت و نقدهای خوبی هم از مردم و منتقدین دریافت نکرد و در نتیجه چندان از آن فیلم استقبال نشد.
امسال اما،تنابنده با ساخت فیلمی درام به نام قسم به سینما آمد.فیلمی که با استقبال گسترده مردم در جشنواره فجر روبرو شد.
میشود گفت برای کسی که تجربه ای زیاد در کارگردانی و آن هم ساخت فیلمی با ژانر درام ندارد،واقعا فیلم خوش ساختی است و ارزش یکبار دیدن و حتی چند بار دیدن را دارد.اما اگر این فیلم را مثلا اصغر فرهادی میساخت به دلیل انتظارت بالا این فیلم،فیلمی جالب در نمیامد.
فیلم قسم،فیلمی متفاوت با فیلم های ایرانی است که در این چند سال ساخته شدند.مثلا چهره و گریم مهناز افشار،که نشان دهنده زنی شکست خورده در زندگی بخاطر مرگ خواهرش است.یا مثلا تنابنده که تا به حال سابقه تجربه در درام نداشته است و یکدفعه به فکر ساخت چنین فیلمی افتاده است.یا مهران احمدی که بیشتر ما آن را در فیلم های کمدی دیدیم در این فیلم نقش مردی بنام بهمن را ایفا میکند که حتی مشروب هم میخورد(نه در طول فیلم).
در همان دقایق ابتدایی داستان فیلم ما را درگیر خود میکند.مقدمه چینی فیلم در همان 10 دقیقه اول اتفاق میفتاد و ما کاملا می فهمیم که داستان درباره چیست.اما بعد از آن تمام اتفاقات فیلم سریع اتفاق میفتاد و مخاطب را کمی گیج میکند(مثلا ورود خسرو به فیلم).تنابنده تمام تلاشش را کرده تا صحنه های اضافی را از فیلم حذف کند و فیلم حتی به 90 دقیقه هم نمی رسد.یعنی مخاطب در صورت اینکه یک صحنه را از دست بدهد تقریبا نکته مهمی را از دست خواهد داد.(البته بنظرم این نکته مثبتی است به دلیل اینکه فیلم،به فیلمی خوش ساخت و بسیار ساده تبدیل شده است و هر کسی پیام آخر را درک میکند)
پایان فیلم اما اشک مخاطب در میاورد و باز هم مساله زود قضاوت کردن به میان میایید.
شخصیت های داستان و بیننده در آخر فیلم حال یکسانی دارند و هردو می فهمند که زود قضاوت کردند.(بیشتر نمیگویم تا اسپویل نشود.)
جمع بندی:پیشنهاد من این است حتما در سینما و حتی خانوادگی این فیلم را تماشا کنید تا تمام اعضای خانواده بفهمند که مساله زود قضاوت کردن چه عاقبتی را به همراه میاورد.

IMDB:6.7
امتیاز:9

نویسنده:Braveheart

خلاصه داستان:این فیلم دربارهٔ قتل زنی به نام رضوان است که خانواده و اقوام آن به دنبال ثابت کردن قاتل بودن شوهر وی به دادگاه هستند…

#نقد_فیلم
#امروز_چی_دیدم
@NaghdeFilmoSerial
Forwarded from alireza ripper
امروز قسمت سوم جان ویک رو دیدم لا مصب با یک لشکر جنگید ، باید به عنوان سوپر هیروی جدید وارد کمیک های dc بشه ، صد رحمت به بتمن و اررو و ددپول
#نقد_فیلم
به نام خدا
چون فیلم جدید و ممکنه اکثر دوستان هنوز ندیده باشن فیلم رو از اسپویل و بیان محتوا و فیلم نامه تا حد امکان پرهیز می کنم.
parasite 2019
کارگردان : بونگ جون هو
نویسنده : بونگ جون هو
بازیگران: سونگ کانگ هو ، لی سون کیون ، چو یئو جئونگ ، چو وی شیک، پارک سو دام و ....
ژانر: کمدی سیاه، درام ، جنایی

مقدمه : فیلم انگل داستان خانواده ی فقیری را بیان می کند که تلاش می کنند با نفوذ به خانه ی یک خانواده ی ثروت مند و سو استفاده از سادگی آن ها هر کدام از اعضای این خانواده ی فقیر یک شغل را در آن خانه برای خود ایجاد کند و ...

سینمای کره ی جنوبی و ژاپن از هر لحاظ در آسیا پیشرو و مایه ی افتخار هستند ، سینمای کره ی جنوبی کارنامه ی درخشانی در ساخت آثار قوی دارد ، برای مثال فیلم های مثل
memories of murder, old boy, brother hood of war , giant 2010 (tv series )
و کارگردان فیلم بی نظیری مثل خاطرات قتل دوباره یک اثر ماندگار خلق کرده و بازگیر نقش اصلی آن هم بازیگر نقش اصلی در این فیلم است و وجود این دو نفر در این فیلم کافی بود تا به دیدن آن علاقه مند شوم (در حالی که به سینمای کره علاقه ی چندانی ندارم)

در نیمه ی اول فیلم شاهد یک کمدی سیاه هستیم که داستان خانواده ی فقیر و به ظاهر ساده ای را روایت می کند که این خانواده سعی در نفوذ بین یک خانواده ی ثروت مند دارد که در ظاهر انسان هایی مهربان و ساده به نظر می رسند و در کل نیمه ی اول فیلم کمدی لذت بخش و جذابی را روایت می کند اما در ادامه با یک پیچش داستانی شوک آور، فضا و داستان فیلم تغیر می کند و حالت فیلم های دلهره آور (تریلر) میگیرد و لحظات و کشمش های نفس گیر و حساسی را شاهد هستیم در ادامه که فضای فیلم کمی آرام میشود دوباره به صورت ناگهانی فیلم حالت جنایی میگیرد و پشت سر هم به شخصیت های فیلم و مخاطب شک وارد میشود و اینجاست که اوج هنر بونگ جون هو در کارگردانی و سونگ کانگ هو در بازیگری به نمایش در می آید.
از نیمه ی دوم فیلم به بعد کارگردان و بازیگران به بهترین شکل نشان می دهند که اگر انسان های ساده و مهربان در تنگنا قرار بگیرند تبدیل به مجرمان خطرناکی میشوند، یا مثلا نگاه از بالا به طبقه ی فقیر توسط طبقه ی مرفه به شکل جالبی بیان میشود ، در دو صحنه ، بازی سونگ کانگ هو مرا تحت تاثیر قرار داد که در هر دو صحنه حالت چهره و نگاه به دوربین (که در این صحنه ها نما های نزدیک دوربین و تدوین بسیار مفید و به جا بود) من به یاد نگاه خیره ی معروف وی در صحنه ی آخر فیلم خاطرات یک قتل می انداخت . حالت چهره و نگاه خیره ی این بازیگر در صحنه ی مهمانی به خوبی حس نفرت و بهت زدگی را به مخاطب منتقل می کرد ، علاوه بر نقش آفرینی بازیگر ، تدوین و فیلم برداری و اتفاقات شوک کننده (که نشان دهنده ی مهارت بالای کارگردان است ) به خوبی مخاطب را وارد درگیری کرده و با فیلم همراه می کند. اشاره به درگیری کره (در اواسط فیلم)و نمایشی که رهبران کره ی شمالی و جنوبی برای فریب مردم راه انداخته اند و این که سیاست مدارارن چپی و راستی فقط شارلاتان و انگل هایی هستند که هدفشان فریب مردم و سو استفاده از آن ها است یکی از مهم ترین پیام های فیلم است.

alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
اشاراتی که به مسائل سیاسی و اجتماعی و فرهنگی در فیلم میشود بسیار زیبا و جذاب بیان شده و از شعاری شدن پرهیز می کند به خصوص پیام های ۲۰ دقیقه ی آخر فیلم می ارزد به کل فیلم های شعاری این روز های هالیوود.
فیلمی که به بهترین نحو نزاع بین سرمایه داری و طبقه کارگر که همواره در تلاش برای رسیدن به طبقات بالاتر است را نشان می دهد. اما بیان می کند که این رشد تا حد خاصی که تعیین شده می تواند ادامه یابد و طبقه ی کارگر اجازه ی رشد بیشتر را ندارد. در صورت عبور از این حد به پایین فرو می افتد و به جایی بر میگردد که بوده است.

سخن آخر : انگل اثری درگیر کننده با روایتی بینظیر که تقابل دو طبقه سرمایه دار و کارگر را در فرمی تماشایی، فیلمبرداری بینظیر و تکنیک های در خدمت داستان به نمایش میگذارد.
"انگل" در دو نیمه به شدت جذاب و متفاوت شما را غافلگیر خواهد کرد و فیلمی است که حتی پس از اتمامش، در ذهن مخاطب پایان نمی یابد.

جوایز و افتخارات: برنده ی جایزه ی بهترین فیلم در فستیوال کن و فستیوال فیلم سیدنی
نمره : ۹ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial