به نام خدا
نه فراستی نه منتقد دیگه . نه اسکار نه جایزه ی دیگه . نه imdb نه meta و ....
نه فروش فیلم نه چیز هایی دیگ هیچ کدوم تعین کننده ی شاهکار نیستن جز زمان. یعنی هنوز هم به عنوان فیلم درجه ۱ مطرح میشن و در کلاس های آموزشی فیلم سازی و در میان دوست داران هنر هفتم پیشنهاد میشه برای مثال
حدود ۵۰ سال از پدر خوانده گذشته ، ۱۰ سال از dark knight و ۲۰ سال از sopranos اما هنوز هم از اون ها حرف میزنن و به عنوان شاهکار یاد می کنن.
حالا یه سوالی مطرح میشه ، فیلم و سریالی که قدیمی نیست رو چطور میشه تشخیص داد شاهکاره یا نه؟
یکی از ویژگی های یک سریال شاهکار (فیلم رو نمی دونم شاید برای فیلم ها هم صدق کنه) خفن بودن. خب خفن چیه؟ توضیحش سخته مثال میزنم
سریال انیمیشن rick and morty یک سریال خفن هستش (شاید شاهکار باشه شاید هم نباشه اما قطعا خفن) ، خفن بودن احتمال شاهکار بودن رو بالا میبره.
ویژگی دیگه تحول بزرگ و مثبتی رو در عرصه ی فیلم یا سریال به وجود بیارن مثل dark knight trilogy نولان و lord of the rings جکسون یا سریال game of thrones و breaking bad
که هر دوی این سریال ها تلوزیون رو به سطح بالاتری ارتقا دادن و این خودش هم از ویژگی های مهم شاهکار ارتقا ی سطح سینما یا تلویزیون و تاثیر مهم و مثبت در اون عرصه.
البته باز هم میگم که زمان مهم ترین عامل هستش.
12 angry man
در زمان خودش یک شکست تجاری بود ولی الان هم منتقدین و هم مردم از اون به عنوان شاهکار یاد می کنن.
نه فراستی نه منتقد دیگه . نه اسکار نه جایزه ی دیگه . نه imdb نه meta و ....
نه فروش فیلم نه چیز هایی دیگ هیچ کدوم تعین کننده ی شاهکار نیستن جز زمان. یعنی هنوز هم به عنوان فیلم درجه ۱ مطرح میشن و در کلاس های آموزشی فیلم سازی و در میان دوست داران هنر هفتم پیشنهاد میشه برای مثال
حدود ۵۰ سال از پدر خوانده گذشته ، ۱۰ سال از dark knight و ۲۰ سال از sopranos اما هنوز هم از اون ها حرف میزنن و به عنوان شاهکار یاد می کنن.
حالا یه سوالی مطرح میشه ، فیلم و سریالی که قدیمی نیست رو چطور میشه تشخیص داد شاهکاره یا نه؟
یکی از ویژگی های یک سریال شاهکار (فیلم رو نمی دونم شاید برای فیلم ها هم صدق کنه) خفن بودن. خب خفن چیه؟ توضیحش سخته مثال میزنم
سریال انیمیشن rick and morty یک سریال خفن هستش (شاید شاهکار باشه شاید هم نباشه اما قطعا خفن) ، خفن بودن احتمال شاهکار بودن رو بالا میبره.
ویژگی دیگه تحول بزرگ و مثبتی رو در عرصه ی فیلم یا سریال به وجود بیارن مثل dark knight trilogy نولان و lord of the rings جکسون یا سریال game of thrones و breaking bad
که هر دوی این سریال ها تلوزیون رو به سطح بالاتری ارتقا دادن و این خودش هم از ویژگی های مهم شاهکار ارتقا ی سطح سینما یا تلویزیون و تاثیر مهم و مثبت در اون عرصه.
البته باز هم میگم که زمان مهم ترین عامل هستش.
12 angry man
در زمان خودش یک شکست تجاری بود ولی الان هم منتقدین و هم مردم از اون به عنوان شاهکار یاد می کنن.
در جستجو آرامش :
The Kid
چاپلین در عمده اثارش همه مسائل را به جا و درست بیان میکند و همین امراو را تا به امروز ماندگار کرده است. طنزهای او ترکیبی از خوشحالی و غم را برای بیننده به ارمغان می اورند و این یعنی چاپلین در مقام یک هنر مند به خوبی وظیفه و رسالت هنر را درک کرده و در مدیومی مهم توانسته به بهترین شکل انرا به سر منزل مقصود برساند. چاپلین مثلا در روشناییهای شهر که به نظرم یکی از بهترین آثارش است جامعه فاسد و عیاش و تن پرور خود را زیر سوال میبرد، جامعه ای که افراد شاید تنها با خودکشی از ان راحت شوند. جامعه ای که جایی برای چاپلین و امثالش ندارد و در سکانسی درخشان او را از مجسمه عدالت و ازادی پایین می اورند. چاپلین در عصر جدید معضل بیکاری و بی خانمانی را به رخ میکشد و انسانهای دور وبرش را به مانند گوسفندانی میپندارد که به صورت گله ای راهی به دست اوردن روزی خود هستند، حال انکه روزی انها توسط ماشین و مدرنیته به یغما رفته است. اوضاع برای کارکتر ولگرد و درمانده و سختی کشیده چاپلین در فیلم درخشان کودک هم انچنان خوب نیست. او اگر چه شغلی دارد و سرپناهی برای زندگی اما بازهم با محیط اطراف در گیر است. فیلم بزرگ چاپلین جایی شروع میشود که زنی فرزند نا خواسته خود را رها میکند تا به دنبال بخت خودش برود (که این خود یکی از معضلات مهم بشری از دیر باز تا به امروز است!). هرچند از کارش پشیمان میشود اما دیر شده است. اینجا فیلم ما را به سراغ کارکتر محبوب و دوست داشتنی ولگرد(چاپلین) هدایت میکند. چاپلین مثل همیشه با ان لباسهای نا مرتب با ان عصای مثلا با کلاسش وبا ان جاسیگاری خود(که تمام اینها طعنه و کنایه ای به مرفهین بی درد جامعه است!) وارد میشود او در اشغالها جستجو میکند که بچه را می یابد. هر چند سعی میکند در ابتدا از شر او خلاص شود اما میداند در جامعه مخوف اگر این کودک رها شود عاقبت خوبی نخواهد داشت (به مانند امروز!). خانه حقیرانه چاپلین که یک زیر شیروانی بیش نیست محلی برای رشد کودک است.
چاپلین بازهم اثری دیدنی و جذاب خلق میکند. در این فیلم بازهم چاپلین سنت همیشه خودش را حفظ کرده و در عین اینکه قصه میگوید و فیلمی سرگرم کننده تحویل بیننده میدهد او را به فکر هم فرو میبرد. مشکل کودکان نا خواسته.فقر. ناکارامدی پلیس و پایین بودن سطح فرهنگ مردم از جمله فاکتورهای مهمی برای این فیلم هستند که چاپلین به تمام انها میپردازد. چاپلین شیشه انداز است و در سطح شهر به دنبال شیشه و پنجره های اسیب دیده میرود و انها را درست میکند. اما ترفند جالبی هم دارد: پسر بچه که در موقعیت کنونی ۴ یا ۵ ساله است ابتدا در محلهای خلوت پنجره مردم را با سنگ میشکند و فرار میکند و سپس سروکله چاپلین پیدا میشود و کارشان رونق میگیرد.
چاپلین در این فیلم توانسته شیمی جالبی بین دو کارکتر اصلی فیلم برقرار کند. پسر بچه به مانند زنهای خانه دار صبحها قبل از چاپلین بیدار شده و صبحانه اماده میکند هنگام نهار و شام هم همینطور است. چاپلین نیز به مانند افراد سرخوش دیرتر بیدار میشود ودر جایش روزنامه میخواند! او از تربیت و بهداشت کودک غافل نیست در صحنه ای جالب به او اشاره میکند قبل از خوردن غذا باید حتما دعا بخوانند! یا مثلا بعد از غذا سر و صورت پسر را تمیز میکند و بعد او را راهی بازی کردن میکند. این دو به خوبی مکمل هم هستند، چه در زندگی و چه در کار. در واقع بدون هم زندگی برای انها سخت و دشوار است. نکته جالبی که در این فیلم چاپلین نیز وجود دارد این است که اگرچه کارکترهای اصلی فیلم وضع چندان جالبی ندارند و با انواع و اقسام مشکلات دست و پنجه نرم میکنند اما بازهم نا امید نیستند و با دیدن نوع زندگی انها حس نشاط به ادم دست میدهد. چاپلین از مسائل ریز فیلمنامه هم به خوبی بهره میبرد مثل قضیه نوع کار کردن انها، پلیسی سمج در منطقه انها حضور دارد که به نوع فعالیت انها مشکوک است وانها را تعقیب میکند. اتفاقا در یکی از روزها پسر بچه شیشه خانه همان پلیس را میشکند و پلیس درست موقعی سر میرسد که چاپلین با همسر او در حال گپ و گفت است! در این فیلم هم سکانسهایی فراموش نشدنی وجود دارند از جمله سکانس دعوای چاپلین و یکی از قلدرهای محل. بازهم چاپلین بر بی فرهنگی قشر عظیمی از هم وطنان خود تاکید دارد. وقتی پسر غریبه ای عروسکی جدید دست پسر اصلی فیلم میبیند با او درگیر میشود تا عروسک را به دست اورد، درگیری جالبی شکل میگیرد. چاپلین نخست پسر را شیر میکند تا در مسابقه مشت زنی پیروز شود اما به محض اینکه برادر بزرگ او را میبیند از ترس خودش کاری میکند تا پسر غریبه پیروز شود! اما برادر او کله شق است و خواستار دعوا با چاپلین میشود. در اینجا چاپلین به طرز جالبی او را ناکار میکند و با اجر چند بار به سر او ضربه میزند که سرعت عمل او در این سکانس بی نظیر است.
جامعه فیلم چاپلین همچنان پر از مشکل است. در ابتدای فیلم دو سارق را میبینی
The Kid
چاپلین در عمده اثارش همه مسائل را به جا و درست بیان میکند و همین امراو را تا به امروز ماندگار کرده است. طنزهای او ترکیبی از خوشحالی و غم را برای بیننده به ارمغان می اورند و این یعنی چاپلین در مقام یک هنر مند به خوبی وظیفه و رسالت هنر را درک کرده و در مدیومی مهم توانسته به بهترین شکل انرا به سر منزل مقصود برساند. چاپلین مثلا در روشناییهای شهر که به نظرم یکی از بهترین آثارش است جامعه فاسد و عیاش و تن پرور خود را زیر سوال میبرد، جامعه ای که افراد شاید تنها با خودکشی از ان راحت شوند. جامعه ای که جایی برای چاپلین و امثالش ندارد و در سکانسی درخشان او را از مجسمه عدالت و ازادی پایین می اورند. چاپلین در عصر جدید معضل بیکاری و بی خانمانی را به رخ میکشد و انسانهای دور وبرش را به مانند گوسفندانی میپندارد که به صورت گله ای راهی به دست اوردن روزی خود هستند، حال انکه روزی انها توسط ماشین و مدرنیته به یغما رفته است. اوضاع برای کارکتر ولگرد و درمانده و سختی کشیده چاپلین در فیلم درخشان کودک هم انچنان خوب نیست. او اگر چه شغلی دارد و سرپناهی برای زندگی اما بازهم با محیط اطراف در گیر است. فیلم بزرگ چاپلین جایی شروع میشود که زنی فرزند نا خواسته خود را رها میکند تا به دنبال بخت خودش برود (که این خود یکی از معضلات مهم بشری از دیر باز تا به امروز است!). هرچند از کارش پشیمان میشود اما دیر شده است. اینجا فیلم ما را به سراغ کارکتر محبوب و دوست داشتنی ولگرد(چاپلین) هدایت میکند. چاپلین مثل همیشه با ان لباسهای نا مرتب با ان عصای مثلا با کلاسش وبا ان جاسیگاری خود(که تمام اینها طعنه و کنایه ای به مرفهین بی درد جامعه است!) وارد میشود او در اشغالها جستجو میکند که بچه را می یابد. هر چند سعی میکند در ابتدا از شر او خلاص شود اما میداند در جامعه مخوف اگر این کودک رها شود عاقبت خوبی نخواهد داشت (به مانند امروز!). خانه حقیرانه چاپلین که یک زیر شیروانی بیش نیست محلی برای رشد کودک است.
چاپلین بازهم اثری دیدنی و جذاب خلق میکند. در این فیلم بازهم چاپلین سنت همیشه خودش را حفظ کرده و در عین اینکه قصه میگوید و فیلمی سرگرم کننده تحویل بیننده میدهد او را به فکر هم فرو میبرد. مشکل کودکان نا خواسته.فقر. ناکارامدی پلیس و پایین بودن سطح فرهنگ مردم از جمله فاکتورهای مهمی برای این فیلم هستند که چاپلین به تمام انها میپردازد. چاپلین شیشه انداز است و در سطح شهر به دنبال شیشه و پنجره های اسیب دیده میرود و انها را درست میکند. اما ترفند جالبی هم دارد: پسر بچه که در موقعیت کنونی ۴ یا ۵ ساله است ابتدا در محلهای خلوت پنجره مردم را با سنگ میشکند و فرار میکند و سپس سروکله چاپلین پیدا میشود و کارشان رونق میگیرد.
چاپلین در این فیلم توانسته شیمی جالبی بین دو کارکتر اصلی فیلم برقرار کند. پسر بچه به مانند زنهای خانه دار صبحها قبل از چاپلین بیدار شده و صبحانه اماده میکند هنگام نهار و شام هم همینطور است. چاپلین نیز به مانند افراد سرخوش دیرتر بیدار میشود ودر جایش روزنامه میخواند! او از تربیت و بهداشت کودک غافل نیست در صحنه ای جالب به او اشاره میکند قبل از خوردن غذا باید حتما دعا بخوانند! یا مثلا بعد از غذا سر و صورت پسر را تمیز میکند و بعد او را راهی بازی کردن میکند. این دو به خوبی مکمل هم هستند، چه در زندگی و چه در کار. در واقع بدون هم زندگی برای انها سخت و دشوار است. نکته جالبی که در این فیلم چاپلین نیز وجود دارد این است که اگرچه کارکترهای اصلی فیلم وضع چندان جالبی ندارند و با انواع و اقسام مشکلات دست و پنجه نرم میکنند اما بازهم نا امید نیستند و با دیدن نوع زندگی انها حس نشاط به ادم دست میدهد. چاپلین از مسائل ریز فیلمنامه هم به خوبی بهره میبرد مثل قضیه نوع کار کردن انها، پلیسی سمج در منطقه انها حضور دارد که به نوع فعالیت انها مشکوک است وانها را تعقیب میکند. اتفاقا در یکی از روزها پسر بچه شیشه خانه همان پلیس را میشکند و پلیس درست موقعی سر میرسد که چاپلین با همسر او در حال گپ و گفت است! در این فیلم هم سکانسهایی فراموش نشدنی وجود دارند از جمله سکانس دعوای چاپلین و یکی از قلدرهای محل. بازهم چاپلین بر بی فرهنگی قشر عظیمی از هم وطنان خود تاکید دارد. وقتی پسر غریبه ای عروسکی جدید دست پسر اصلی فیلم میبیند با او درگیر میشود تا عروسک را به دست اورد، درگیری جالبی شکل میگیرد. چاپلین نخست پسر را شیر میکند تا در مسابقه مشت زنی پیروز شود اما به محض اینکه برادر بزرگ او را میبیند از ترس خودش کاری میکند تا پسر غریبه پیروز شود! اما برادر او کله شق است و خواستار دعوا با چاپلین میشود. در اینجا چاپلین به طرز جالبی او را ناکار میکند و با اجر چند بار به سر او ضربه میزند که سرعت عمل او در این سکانس بی نظیر است.
جامعه فیلم چاپلین همچنان پر از مشکل است. در ابتدای فیلم دو سارق را میبینی
م که مسلح هستند و مشغول سرقت و یا همان مرد گردن کلفت محله که برای همه شاخ و شانه میکشد. اما انگار کسی با انها کاری ندارد. بازهم دیواری کوتاهتر از چاپلین پیدا نمیشود و مامورین یتیم خانه برای بردن پسر از پیش چاپلین پیدایشان میشود. این سکانس را واقعا دوست دارم. جاییکه پسر التماس میکند تا او را نبرند و چاپلین هم قهرمانانه برای حفظ خانواده اش تلاش میکند. نگاههای چاپلین که رو به دوربین است واقعا عالی هستند. چاپلین به مانند دونده ای با سابقه از راه پشت بام و…خودش را به ماشین میرساند و پسر را نجات میدهد و شب راهی مسافر خانه ای میشوند. اینجا بازهم چاپلین بر فقر و دزدی تاکید میکند. هنگامیکه میخواهند در مسافرخانه بخوابند دزدی مشغول گشتن جیبهای چاپلین میشود و در حالیکه خود چاپلین نتوانسته بود سکه ای پیدا کند یک سکه توسط دزد پیدا میشود و چاپلین خوشحال سکه را میگیرد و انرا به صاحب اتاق میدهد!
مادر اصلی پسر بچه که سرنوشت او را به زندگی جدیدی سوق داده برای پیدا شدن فرزندش اگهی در روزنامه میدهد و همین اگهی موجب میشود صاحب مسافر خانه انها را شناسایی کند و بچه را تحویل بدهد.
چاپلین سرگردان وناراحت از نا پدید شدن کودک نیمه شب به خیابان میرود وخسته و دست خالی جلوی خانه خود میرسد و به خواب میرود: مدینه فاضله ای که چاپلین و تمام تنگدستان جامعه به دنبال ان هستند در خواب او هویدا میشود. در این دنیای خیالی انسانها به مانند فرشتگان بال دارند. همه با هم مهربان هستند. اینجا دیگر فقیر و غنی معنی ندارند. همه شاد و خوشحال هستند. بچه ها اواز میخوانند و بستنی میخورند. مردها و زنان اواز میخوانند و به رقص و شادی مشغولند.
سگها و حیوانات نیز میتوانند پرواز کنند!هرچند چاپلین در اینجا نیز با زیرکی دست از شوخی های خود بر نمیدارد و زنی را واسطه گمراهی خودش قرار میدهد. در نمایی با مزه زنی تنها به اندازه یک سر سوزن از پای خود را به چاپلین نشان میدهد و خندان با بالهایش پرواز میکند و میرود و چاپلین نیز به سرعت وسوسه شده و دنبالش میرود!
به همین دلیل درگیری بین چاپلین ومردی دیگر شکل میگیرد و انها بالهای هم را میکنند و انرا پر پر میکنند.
این رویا شاید خواسته تمام انسانهایی باشد که نظیر چاپلین زندگی میکنند. انسانهایی که در شرایط عادی و واقعی زندگی نمیتوانند اینچنین شاد باشند، نمیتوانند ازادانه به خوشحالی بپردازند. نمیتوانند چون سرمایه داران و رانت خواران جامعه را گرفته اند. فیلم در سالهایی ساخته شده که موج عظیمی از سرمایه داران اروپایی از ایتالیا و فرانسه تا همین یهودیان اسراییل به امریکا مهاجرت کردند و بااوردن سرمایه های هنگفت باعث ایجاد موج جدیدی از تفاوت طبقاتی در جوامع بشری شدند و همین اختلاف طبقاتی و بیکاری و…خود عامل مهمی برای تشدید تنش و درگیری بین اقشار متوسط و ضعیف جامعه بود که مثل همیشه کارکترهای اثار چاپلین نیز با انها درگیر بودند. انها شاید دستشان به جایی نمیرسید اما تعداد زیادی ازانان شرافت خود را نمیفروختند و به مانند همین ولگرد فیلم مسئولیت زندگی دیگری را نیز به دوش میکشیدند. در انتها پسر نزد مادر خود بر میگردد پسر ادرس خانه خود را به مادرش داده و انها نیز به دنبال چاپلین میروند و او هم از انان استقبال میکند. در انتها بگذارید از موسیقی فراموش نشدنی فیلم هم بگویی موسیقی که به گیرایی اثر کمک شایانی کرد و در چند سکانس مهم از جمله همان سکانس جدایی چاپلین از پسر توسط مامورین کارکرد مهمی دارد. بدون شک موسیقی فیلمهای صامت جز اصلی ترین عناصر فیلم به شمار میروند موسیقی این فیلم یکی از بهترین موسیقی های مجموعه کارهای چاپلین عزیز است.
کودک یکی از آثار ماندگار تاریخ سینماست که هنوز هم توانایی سرگرم کندن و خنداندن مخاطب را دارد.
امتیاز :۹
امید سلیمی
#نقد_فیلم
@NaghdeFilmoSerial
مادر اصلی پسر بچه که سرنوشت او را به زندگی جدیدی سوق داده برای پیدا شدن فرزندش اگهی در روزنامه میدهد و همین اگهی موجب میشود صاحب مسافر خانه انها را شناسایی کند و بچه را تحویل بدهد.
چاپلین سرگردان وناراحت از نا پدید شدن کودک نیمه شب به خیابان میرود وخسته و دست خالی جلوی خانه خود میرسد و به خواب میرود: مدینه فاضله ای که چاپلین و تمام تنگدستان جامعه به دنبال ان هستند در خواب او هویدا میشود. در این دنیای خیالی انسانها به مانند فرشتگان بال دارند. همه با هم مهربان هستند. اینجا دیگر فقیر و غنی معنی ندارند. همه شاد و خوشحال هستند. بچه ها اواز میخوانند و بستنی میخورند. مردها و زنان اواز میخوانند و به رقص و شادی مشغولند.
سگها و حیوانات نیز میتوانند پرواز کنند!هرچند چاپلین در اینجا نیز با زیرکی دست از شوخی های خود بر نمیدارد و زنی را واسطه گمراهی خودش قرار میدهد. در نمایی با مزه زنی تنها به اندازه یک سر سوزن از پای خود را به چاپلین نشان میدهد و خندان با بالهایش پرواز میکند و میرود و چاپلین نیز به سرعت وسوسه شده و دنبالش میرود!
به همین دلیل درگیری بین چاپلین ومردی دیگر شکل میگیرد و انها بالهای هم را میکنند و انرا پر پر میکنند.
این رویا شاید خواسته تمام انسانهایی باشد که نظیر چاپلین زندگی میکنند. انسانهایی که در شرایط عادی و واقعی زندگی نمیتوانند اینچنین شاد باشند، نمیتوانند ازادانه به خوشحالی بپردازند. نمیتوانند چون سرمایه داران و رانت خواران جامعه را گرفته اند. فیلم در سالهایی ساخته شده که موج عظیمی از سرمایه داران اروپایی از ایتالیا و فرانسه تا همین یهودیان اسراییل به امریکا مهاجرت کردند و بااوردن سرمایه های هنگفت باعث ایجاد موج جدیدی از تفاوت طبقاتی در جوامع بشری شدند و همین اختلاف طبقاتی و بیکاری و…خود عامل مهمی برای تشدید تنش و درگیری بین اقشار متوسط و ضعیف جامعه بود که مثل همیشه کارکترهای اثار چاپلین نیز با انها درگیر بودند. انها شاید دستشان به جایی نمیرسید اما تعداد زیادی ازانان شرافت خود را نمیفروختند و به مانند همین ولگرد فیلم مسئولیت زندگی دیگری را نیز به دوش میکشیدند. در انتها پسر نزد مادر خود بر میگردد پسر ادرس خانه خود را به مادرش داده و انها نیز به دنبال چاپلین میروند و او هم از انان استقبال میکند. در انتها بگذارید از موسیقی فراموش نشدنی فیلم هم بگویی موسیقی که به گیرایی اثر کمک شایانی کرد و در چند سکانس مهم از جمله همان سکانس جدایی چاپلین از پسر توسط مامورین کارکرد مهمی دارد. بدون شک موسیقی فیلمهای صامت جز اصلی ترین عناصر فیلم به شمار میروند موسیقی این فیلم یکی از بهترین موسیقی های مجموعه کارهای چاپلین عزیز است.
کودک یکی از آثار ماندگار تاریخ سینماست که هنوز هم توانایی سرگرم کندن و خنداندن مخاطب را دارد.
امتیاز :۹
امید سلیمی
#نقد_فیلم
@NaghdeFilmoSerial
به نام خدا
Avengers : End Game 2019
کارگردان : برادران روسو
نویسنده : کریستوفر مارکوس، استیون مک فیلی
بازیگران : رابرت داونی جونیور - کریس ایوانز - کریس هموسورث
- جاش برولین - اسکارلت جوهانسون - مارک رافلو - جرمی رنر -
بندیکت کمبریج - الیزابت اولسن - تام هالند - کریس پرت - دیو باتیستا
- گوین پالترو - تام هیدلستون - کارت گیلان - بری لارسون - پل راد
و......
ژانر : علمی تخلیی ، اکشن ، کمیک
مقدمه : پس از اینکه در قسمت قبل تانوس موفق شد تا سنگ های بی نهایت
را بدست آورده و نیمی از جهان را به تسخیر خود درآورد، بخشی از
اَبَرقهرمانان نیز از بین رفتند و حالا نبولا و تونی استارک نیز در یک
محفظه در کهکشان محبوس شده اند. در این شرایط به یکباره کاپیتان
مارول از راه می رسد و آن دو را نجات داده و آنها به زمین منتقل می
شوند تا در کنار دیگر اَبَرقهرمانان باقی مانده از مبارزه با تانوس حاظر
شوند .آنها درمانده از حل مسئله تانوس و چیره شدن بر آن،
پس از مدتها با اسکات لانگ یا همان مرد مورچه ای مواجه می شوند
که نزدشان آمده و ظاهرًا توانسته از کوانتومی که در آن قرار گرفته
بود رهایی یابد. همین مسئله سبب می شود تا آنها به فکر سفر در زمان
بیفتند و...
سال ۲۰۰۸ مارول با فیلم "مرد آهنی" دنیای وسیع خود را آغاز کرد و
شروع به پرورش شخصیت های مختلف را نظیر کاپیتان آمریکا و ثور
را داد.
شخیت های کامیکی که در کودکی خاطرات زیادی برای همه انسان ها
رقم زدند.
مارول با سری فیلم های خود طرفداران زیادی را به خود جذب کرد و
از لحاط فروش هیچ لغزشی احساس نکرد.
در طی این سال ها مارول از هر شخصیتی تقریبا فیلمی مستقل ارائه
داد تا همه آنها سرانجام به اونجرز ملحق شوند .
گرچه هیچ کدام از سری فیلم های مارول فیلم هایی شاهکار یا حتی
نزدیک به آن هم نبودند.
زیرا مهم ترین عنصر یک فیلم شاهکار و تاریخی در سینما ماندگاری در
زمان است و این ماندگاری به ویژگی های برجسته یک فیلم به شدت
مرتبط است و چون مهم ترین ویژگی مثبت فیلمی مانند اونجرز جلوه های ویژه ی کامپیوتری است و این ویژگی در طول زمان در حال ارتقا است و ماندگار نیست این فیلم هم ماندگار نیست و شاهکار نمی تواند باشد.
سال ۲۰۱۸ فیلم "جنگ ابدیت" بهترین فیلم متتشر شده از سوی ماورل
بوده که به لطف شخصیت پردازی قوی ثانوس توانست موفقیتی
عظیمی را به دست آورد.
و حالا پس از ۱۱ سال این سری هم قرار است با عنوامی به نام "پایان
بازی" تمام شود.
سال پیش فیلم "جنگ ابدیت" با شخصیت پردازی قوی ثانوس و ثور
غمگین و شکسته و تونی استارک وحشت زده خود را به جایگاه خوبی
در آثار بلاک باستری رساند و یه سری المان هایی را برای قسمت بعدی
در دسترس قرار داد تا "پایان بازی" همه چیز را بری رسیدن به شاهکار
داشته باشد اما نتیجه چیزی جز نا امیدی نبود.
برادران روسو تمام رشته هایی که برای آنها حکم پیروزی بود را به
بدترین شکل ممکن ارائه دادن و پتانسیلی بالا رو هدر دادن.
"پایان بازی" نسبت به قسمت قبل یک عقبگرد کامل و شکست در پایان
این فاز از مارول است.
برادران روسو در روایت داستان اشتباهات مکرری را مرتکب شدند
که شاید به لطف ریتم تند آن بعضی از اینها خیلی به چشمتون مورد
اهمیت واقع نشوند.
روایتی که کاملا شلخته و شلوغ به آن پرداخته شده.
زمان ۳ ساعته فیلم باید خیلی حرف ها و نبرد های حماسی برای گفتن
داشته باشد اما نتیجه باز چنین نیست!
فیلم اونجرز پایان بازی در جاهایی به شدت کند و حوصله سر بر پیش
می رود و اطلاعات خیلی غیر مهمی را به بیننده میدهد و از توضیح
بعضی اطلاعات به شکلی عجیبی چشم پوشی میکند.
یکی از این اطلاعات تغییر شکل هالک در فیلم است.
در قسمت قبل بروس بنر نمیتوانست به هالک تبدیل شود و حالا در این
قسمت از همان ابتدا هالکی با کنترلی بالا است که نیاز به نشان دادن
مراحل این اتفاق برای بیننده حداقل نیاز بود است.
همچنین برادران روسو در مواقعی نمی توانند شخصیت های خود را
در طول داستان مدریت کنند تا روایت دچار مشکل نشود به طوری
که برخی شخصیت ها می روند و تا مدت طولانی حضور ندارند و به
یک باره شخصیت آنها ظاهر میشود و هیچ توضیحی که تا این مدت
طولانی کاراکتر ها در حال چه کاری بودند وجود ندارند.
برخی شخصیت ها مثل لوکی هم که با رفتن به گذشته از او استفاده
کردند به یکباره ناپدید میشوند و دیگر هیچ خبری از آنها نیست!
و برخی دیگر مانند کاپیتان مارول تنها در اول و انتهای فیلم دیده می
شوند و در هردو سکانس حضورشان هیچ تاثیر مثبتی بر روایت و
حتی تیم اونجرز نداشته و این در حالیست که بر حضور او تبلیغ های
فراوانی شده.
فیلم پر است از شوخی های بی جا و فاقد هرگونه بار کمدی ای.
بعد از فاجعه اتفاق افتاده در فیلم "جنگ ابدیت" آخرین چیزی که فیلم
@NaghdeFilmoSerial
Avengers : End Game 2019
کارگردان : برادران روسو
نویسنده : کریستوفر مارکوس، استیون مک فیلی
بازیگران : رابرت داونی جونیور - کریس ایوانز - کریس هموسورث
- جاش برولین - اسکارلت جوهانسون - مارک رافلو - جرمی رنر -
بندیکت کمبریج - الیزابت اولسن - تام هالند - کریس پرت - دیو باتیستا
- گوین پالترو - تام هیدلستون - کارت گیلان - بری لارسون - پل راد
و......
ژانر : علمی تخلیی ، اکشن ، کمیک
مقدمه : پس از اینکه در قسمت قبل تانوس موفق شد تا سنگ های بی نهایت
را بدست آورده و نیمی از جهان را به تسخیر خود درآورد، بخشی از
اَبَرقهرمانان نیز از بین رفتند و حالا نبولا و تونی استارک نیز در یک
محفظه در کهکشان محبوس شده اند. در این شرایط به یکباره کاپیتان
مارول از راه می رسد و آن دو را نجات داده و آنها به زمین منتقل می
شوند تا در کنار دیگر اَبَرقهرمانان باقی مانده از مبارزه با تانوس حاظر
شوند .آنها درمانده از حل مسئله تانوس و چیره شدن بر آن،
پس از مدتها با اسکات لانگ یا همان مرد مورچه ای مواجه می شوند
که نزدشان آمده و ظاهرًا توانسته از کوانتومی که در آن قرار گرفته
بود رهایی یابد. همین مسئله سبب می شود تا آنها به فکر سفر در زمان
بیفتند و...
سال ۲۰۰۸ مارول با فیلم "مرد آهنی" دنیای وسیع خود را آغاز کرد و
شروع به پرورش شخصیت های مختلف را نظیر کاپیتان آمریکا و ثور
را داد.
شخیت های کامیکی که در کودکی خاطرات زیادی برای همه انسان ها
رقم زدند.
مارول با سری فیلم های خود طرفداران زیادی را به خود جذب کرد و
از لحاط فروش هیچ لغزشی احساس نکرد.
در طی این سال ها مارول از هر شخصیتی تقریبا فیلمی مستقل ارائه
داد تا همه آنها سرانجام به اونجرز ملحق شوند .
گرچه هیچ کدام از سری فیلم های مارول فیلم هایی شاهکار یا حتی
نزدیک به آن هم نبودند.
زیرا مهم ترین عنصر یک فیلم شاهکار و تاریخی در سینما ماندگاری در
زمان است و این ماندگاری به ویژگی های برجسته یک فیلم به شدت
مرتبط است و چون مهم ترین ویژگی مثبت فیلمی مانند اونجرز جلوه های ویژه ی کامپیوتری است و این ویژگی در طول زمان در حال ارتقا است و ماندگار نیست این فیلم هم ماندگار نیست و شاهکار نمی تواند باشد.
سال ۲۰۱۸ فیلم "جنگ ابدیت" بهترین فیلم متتشر شده از سوی ماورل
بوده که به لطف شخصیت پردازی قوی ثانوس توانست موفقیتی
عظیمی را به دست آورد.
و حالا پس از ۱۱ سال این سری هم قرار است با عنوامی به نام "پایان
بازی" تمام شود.
سال پیش فیلم "جنگ ابدیت" با شخصیت پردازی قوی ثانوس و ثور
غمگین و شکسته و تونی استارک وحشت زده خود را به جایگاه خوبی
در آثار بلاک باستری رساند و یه سری المان هایی را برای قسمت بعدی
در دسترس قرار داد تا "پایان بازی" همه چیز را بری رسیدن به شاهکار
داشته باشد اما نتیجه چیزی جز نا امیدی نبود.
برادران روسو تمام رشته هایی که برای آنها حکم پیروزی بود را به
بدترین شکل ممکن ارائه دادن و پتانسیلی بالا رو هدر دادن.
"پایان بازی" نسبت به قسمت قبل یک عقبگرد کامل و شکست در پایان
این فاز از مارول است.
برادران روسو در روایت داستان اشتباهات مکرری را مرتکب شدند
که شاید به لطف ریتم تند آن بعضی از اینها خیلی به چشمتون مورد
اهمیت واقع نشوند.
روایتی که کاملا شلخته و شلوغ به آن پرداخته شده.
زمان ۳ ساعته فیلم باید خیلی حرف ها و نبرد های حماسی برای گفتن
داشته باشد اما نتیجه باز چنین نیست!
فیلم اونجرز پایان بازی در جاهایی به شدت کند و حوصله سر بر پیش
می رود و اطلاعات خیلی غیر مهمی را به بیننده میدهد و از توضیح
بعضی اطلاعات به شکلی عجیبی چشم پوشی میکند.
یکی از این اطلاعات تغییر شکل هالک در فیلم است.
در قسمت قبل بروس بنر نمیتوانست به هالک تبدیل شود و حالا در این
قسمت از همان ابتدا هالکی با کنترلی بالا است که نیاز به نشان دادن
مراحل این اتفاق برای بیننده حداقل نیاز بود است.
همچنین برادران روسو در مواقعی نمی توانند شخصیت های خود را
در طول داستان مدریت کنند تا روایت دچار مشکل نشود به طوری
که برخی شخصیت ها می روند و تا مدت طولانی حضور ندارند و به
یک باره شخصیت آنها ظاهر میشود و هیچ توضیحی که تا این مدت
طولانی کاراکتر ها در حال چه کاری بودند وجود ندارند.
برخی شخصیت ها مثل لوکی هم که با رفتن به گذشته از او استفاده
کردند به یکباره ناپدید میشوند و دیگر هیچ خبری از آنها نیست!
و برخی دیگر مانند کاپیتان مارول تنها در اول و انتهای فیلم دیده می
شوند و در هردو سکانس حضورشان هیچ تاثیر مثبتی بر روایت و
حتی تیم اونجرز نداشته و این در حالیست که بر حضور او تبلیغ های
فراوانی شده.
فیلم پر است از شوخی های بی جا و فاقد هرگونه بار کمدی ای.
بعد از فاجعه اتفاق افتاده در فیلم "جنگ ابدیت" آخرین چیزی که فیلم
@NaghdeFilmoSerial
❤1
نیاز به آن داشت شوخی های همیشگی مارول که تکراری و تبدیل به سوهان اعصاب بیننده شده است بود.
شوخی هایی که این فضای تاریک و حماسی که قسمت قبل آماده کرده
بود را به طور کامل از بین برد.
یکی از مهمه ترین ایراد های فیلم میزان اهمیت آن به زمان هستش.
موضوع فیلم با سفر در زمان ارتباط برقرار میکنه ولی تنها چیزی که
هیچ اهمیتی نداره خود زمانه!
کاملا برای گسترش روایت خود از زمان interstellar برای مثال فیلم
استفاده کرده و آنرا به نقطه قوت خود تبدیل کرده.
ولی اونجرز پایان بازی از زمان هیچ استفاده ای برای ایجاد قوت
بیشتر و پیچیدگی بیشتر نکرده و تنها به آن به عنوان تغییر مکان از
جایی به جایی دیگر نگاه می کند.
یکی دیگر از مشکلات بزرگ اونجرز اهمیت ندادن آن به هیچ کدام از
قوانین در نظریه سفر در زمان است.
طبق نظریه کوانتومی استیون هاوکینگ کلا چیزی وجود ندارد که
مجزا باشد هر چیزی علت بر وجود یک پدیده دیگر هستش.
و نمی شود شخصیتی گذشتش کشته شود و همان شخصیت در آینده
هیچ اتفاقی برایش نیفتد.
درواقع طبق نظریه کوانتوم با از بین رفتن کسی در گذشته همان فرد
آینده اش از بین میرود.
یکی از بزرگ ترین اشتباه این فیلم در همین مورد تقابل دو کارکتر
نبیولا گذشته و آینده با هم در گیر می شوند و کاراکتر گذشته آن
کشته میشود اما نبیولا آینده هیچ گونه بلایی بر سرش نمی آید!
یکی دیگر از اتفاقاتی که درباره آن توضیحی داده نمی شود کاراکتر
بلک ویدو است.
بلک ویدو به خاطر به دست آوردن یکی از سنگ ها خودش را فدا
میکند.
در حالی که دو کاراکتر هاوکای (با نام جدید رونین) و بروس بنر خیلی
دلشان میخواهد او را به شکلی برگردانند تنها توضیح داده شده راجب
این موضوع نشدن آن است!
ما دیدیم که کاراکتر گامورا در قسمت قبل برای همین سنگ قربانی شد
اما به دلیل سفر در زمان دوباره حضور پیدا کرد.
این در حالیست که هیچ اهمیتی به گذشته بلک ویدو داده نمی شود و
هاوک آی و بروس بنرکه خیلی علاقه به بازگرداندن او دارند چرا مانند
گامورا گذشته اورا نجات نمیدهند؟!
یا اینکه چرا و به چه دلیلی به هیچ وجه توانایی برگشتن بلک ویدو
وجود ندارد؟!
اما از روایت پر اشکال فیلم گفتیم بد نیست ازنقاط قوتش در روایت هم
بگوییم.
فیلم در کنار اکشن بار احساسی خوبی را در فیلم پیاده کرده بود که در
مواقعی توانایی احساسی کردن بیننده را به خوبی داشته اند.
شخصیت پردازی فیلم هم مانند روایت آن پر است از اشکالات و البته
کمی نقاط قوت.
برادران روسو تلاش بسیاری کردند تا شخصیت پردازی عمیق و چند
بعدی ای ارائه دهند و با قسمت قبلی این مهم کاملا در دسترس قرار
داشت اما اندک شخصیت ها توانستند از آن بهره ببرند و برادران روسو
در این امر هم موفق عمل نکردند.
یکی از بزرگترین ایراد های شخصیت پردازی که بسیاری از طرفداران
را نا امید کرد ثور بود.
بیایین اول به شخصیت پردازی ثور در قسمت قبل یپردازیم:
"ثور در قسمت قبل تمام مردم خود و خانواده خود را از دست داده بود
و در پی انتقام بود.
هنگامی که با تبر به ثاتوس ضربه زد درواقع این مهلت را به ثانوس داد
تا بشکن را بزند و نصف هستی را از بین ببرد.
ثور حالا خودش را مقصر این اتفاق هم میداند و به نظر خود لایق
نیست.
او هیچ گونه چیزی برای از دست دادن ندارد.
هیچی! "
به حق یکی از با پتانسیل ترین شخصیت پردازی ها برای ثور در فیلم
"جنگ ابدیت" ایجاد شد و هیچ کس از او غمگین تر و شکسته تر نبود.
غرور خدای رعد وبرق که شکسته بود .
"پایان بازی" در شروع از این نعمت برخوردار بود تا این شخصیت
پردازی ثور را به سرانجامی بهتر و دراماتیک تر در بیاورد ولی به
شکلی آنرا خراب می کند که شاید در تاریخ سینما نظیر آن را پیدا
نکنید!
ثور بسیار چاق شده و اکثر مواقع در حال شوخی و چرت و پرت گویی
است.
ثور در طول ۱۱ سال مارول در ۷ فیلم حضور داشته و هفتمیم حضور او
میتوانست این شخصیت پردازی بسیار کار شده با جزییات فراوان در
این سال ها را به بهترین شکل به سرانجام برساند.
شخصیت پردازی ثور در قسمت قبل به شکلی بود که در این قسمت
حکم لقمه ی آماده برای ماندگاری کاراکتر در طول تاریخ سینما را
داشت اما برادران روسو با یک چرخش ۱۸۰ درجه ای ثور را مضحک و
فاقد هر گونه درک برای بیننده درست کردند.
شخصیت هاوکای که با نام جدید رونین حضور دارد شاید از معدود
کاراکتر هایی باشد که واقعا در این فیلم دارای داستان هستند.
مردی که خانواده خود را از دست داده و برای دنیا و خانواده خود
میجنگد.
هاوکای دارای بار درام بسیار خوبی است (درامی که اگر یک دهم آن
برای ثور میبود با خاطر شخصیت پردازی آماده او باز هم ثور ماندگار
میشد)که بیشتر از قبل مورد اهمیت واقع می شود.
و حالا می شود او را هم دوست داشت.
یکی دیگر از شخصیت پردازی های فاجعه داستان هالک است.
@NaghdeFilmoSerial
شوخی هایی که این فضای تاریک و حماسی که قسمت قبل آماده کرده
بود را به طور کامل از بین برد.
یکی از مهمه ترین ایراد های فیلم میزان اهمیت آن به زمان هستش.
موضوع فیلم با سفر در زمان ارتباط برقرار میکنه ولی تنها چیزی که
هیچ اهمیتی نداره خود زمانه!
کاملا برای گسترش روایت خود از زمان interstellar برای مثال فیلم
استفاده کرده و آنرا به نقطه قوت خود تبدیل کرده.
ولی اونجرز پایان بازی از زمان هیچ استفاده ای برای ایجاد قوت
بیشتر و پیچیدگی بیشتر نکرده و تنها به آن به عنوان تغییر مکان از
جایی به جایی دیگر نگاه می کند.
یکی دیگر از مشکلات بزرگ اونجرز اهمیت ندادن آن به هیچ کدام از
قوانین در نظریه سفر در زمان است.
طبق نظریه کوانتومی استیون هاوکینگ کلا چیزی وجود ندارد که
مجزا باشد هر چیزی علت بر وجود یک پدیده دیگر هستش.
و نمی شود شخصیتی گذشتش کشته شود و همان شخصیت در آینده
هیچ اتفاقی برایش نیفتد.
درواقع طبق نظریه کوانتوم با از بین رفتن کسی در گذشته همان فرد
آینده اش از بین میرود.
یکی از بزرگ ترین اشتباه این فیلم در همین مورد تقابل دو کارکتر
نبیولا گذشته و آینده با هم در گیر می شوند و کاراکتر گذشته آن
کشته میشود اما نبیولا آینده هیچ گونه بلایی بر سرش نمی آید!
یکی دیگر از اتفاقاتی که درباره آن توضیحی داده نمی شود کاراکتر
بلک ویدو است.
بلک ویدو به خاطر به دست آوردن یکی از سنگ ها خودش را فدا
میکند.
در حالی که دو کاراکتر هاوکای (با نام جدید رونین) و بروس بنر خیلی
دلشان میخواهد او را به شکلی برگردانند تنها توضیح داده شده راجب
این موضوع نشدن آن است!
ما دیدیم که کاراکتر گامورا در قسمت قبل برای همین سنگ قربانی شد
اما به دلیل سفر در زمان دوباره حضور پیدا کرد.
این در حالیست که هیچ اهمیتی به گذشته بلک ویدو داده نمی شود و
هاوک آی و بروس بنرکه خیلی علاقه به بازگرداندن او دارند چرا مانند
گامورا گذشته اورا نجات نمیدهند؟!
یا اینکه چرا و به چه دلیلی به هیچ وجه توانایی برگشتن بلک ویدو
وجود ندارد؟!
اما از روایت پر اشکال فیلم گفتیم بد نیست ازنقاط قوتش در روایت هم
بگوییم.
فیلم در کنار اکشن بار احساسی خوبی را در فیلم پیاده کرده بود که در
مواقعی توانایی احساسی کردن بیننده را به خوبی داشته اند.
شخصیت پردازی فیلم هم مانند روایت آن پر است از اشکالات و البته
کمی نقاط قوت.
برادران روسو تلاش بسیاری کردند تا شخصیت پردازی عمیق و چند
بعدی ای ارائه دهند و با قسمت قبلی این مهم کاملا در دسترس قرار
داشت اما اندک شخصیت ها توانستند از آن بهره ببرند و برادران روسو
در این امر هم موفق عمل نکردند.
یکی از بزرگترین ایراد های شخصیت پردازی که بسیاری از طرفداران
را نا امید کرد ثور بود.
بیایین اول به شخصیت پردازی ثور در قسمت قبل یپردازیم:
"ثور در قسمت قبل تمام مردم خود و خانواده خود را از دست داده بود
و در پی انتقام بود.
هنگامی که با تبر به ثاتوس ضربه زد درواقع این مهلت را به ثانوس داد
تا بشکن را بزند و نصف هستی را از بین ببرد.
ثور حالا خودش را مقصر این اتفاق هم میداند و به نظر خود لایق
نیست.
او هیچ گونه چیزی برای از دست دادن ندارد.
هیچی! "
به حق یکی از با پتانسیل ترین شخصیت پردازی ها برای ثور در فیلم
"جنگ ابدیت" ایجاد شد و هیچ کس از او غمگین تر و شکسته تر نبود.
غرور خدای رعد وبرق که شکسته بود .
"پایان بازی" در شروع از این نعمت برخوردار بود تا این شخصیت
پردازی ثور را به سرانجامی بهتر و دراماتیک تر در بیاورد ولی به
شکلی آنرا خراب می کند که شاید در تاریخ سینما نظیر آن را پیدا
نکنید!
ثور بسیار چاق شده و اکثر مواقع در حال شوخی و چرت و پرت گویی
است.
ثور در طول ۱۱ سال مارول در ۷ فیلم حضور داشته و هفتمیم حضور او
میتوانست این شخصیت پردازی بسیار کار شده با جزییات فراوان در
این سال ها را به بهترین شکل به سرانجام برساند.
شخصیت پردازی ثور در قسمت قبل به شکلی بود که در این قسمت
حکم لقمه ی آماده برای ماندگاری کاراکتر در طول تاریخ سینما را
داشت اما برادران روسو با یک چرخش ۱۸۰ درجه ای ثور را مضحک و
فاقد هر گونه درک برای بیننده درست کردند.
شخصیت هاوکای که با نام جدید رونین حضور دارد شاید از معدود
کاراکتر هایی باشد که واقعا در این فیلم دارای داستان هستند.
مردی که خانواده خود را از دست داده و برای دنیا و خانواده خود
میجنگد.
هاوکای دارای بار درام بسیار خوبی است (درامی که اگر یک دهم آن
برای ثور میبود با خاطر شخصیت پردازی آماده او باز هم ثور ماندگار
میشد)که بیشتر از قبل مورد اهمیت واقع می شود.
و حالا می شود او را هم دوست داشت.
یکی دیگر از شخصیت پردازی های فاجعه داستان هالک است.
@NaghdeFilmoSerial
❤1
جدا از اینکه هالک به چه شکلی با بروس بنر یکی شده این کاراکتر با
توجه به شخصیت پردازی ۸ ساله آن کاملا بدون هیچ توضیحی تغییر
میکند و مانند ثور شخصیت پردازی او هم با فاجعه فاصله کمی ندارد.
یکی دیگر از پتانسیل های نابود شده ثانوس است.
ثاتوس در قسمت قبل دارای بهترین شخصیت پردازی بوده و کاراکتر
منفی ای بوده که درک بیننده را هم با خود به همراه داشته و دارای
درامی خوبی بوده.
اما در این قسمت ثانوس نه تنها منطقی ندارد بلکه فقط میخواهد بزند
و خراب کند و هیچ گونه منطقی ندارد.
از دیگر کاراکتر ها میتوان گفت که کاراکتر کاپیتان آمریکا در طول
فیلم ریتمی کاملا یکنواخت را می گذراند ، بلک ویدو پرداخت آنچنانی
نداشت و مهم ترین کار او فداکتری او بود که البته شخصیت پردازی ۹
ساله او را سر بلند به پایان رسانده.
بیشتر مورد B به نقطه ی A انت من و راکت تنها برای حرکت از نقطه
استفاده واقع شدند و بقیه شخصیت ها کلا برای ایجاد لشکر بیشتر
مورد استفاده واقع شدند و میتوانیم بگوییم کاپیتان آمریکا هم اصلا
نیست!
اما بهترین نقطه قوت فیلم تونی استارک با بازی درخشان رابرت
داونی جونیور است.
تنها کاراکتری که کاملا شخصیت پردازی ۱۱ ساله او که اتفاقا این دنیا
سینمایی با او استارت خورده موفق بوده و تبدیل به کاراکتری ماندگار
شده.
تونی استارک هم دارای درام ، اکشن و توضیح خوب از هرگونه
تصمیات و کار های خود بهره میبرد و برای سخت گیر ترین بیننده هم
قابل درک است.
در میان بازی بازیگران تنها می شود به رابرت داونی جونیور اشاره
کرد که در مواقعی هم که بازی بدون دیالوگ دارد هم خوب ایفای نقش
کرده.
اما اگر بگویم نقش آفرینی رابرت داونی جونیور شاهکار و لایق اسکاراست
دروغ گفته ام.
داونی جونیور در طول این فیلم با تجربه ترین بازیگر حاضر است و
در طول کارنامه خود بازیگر خوبی هم بوده که در سال ۱۹۹۲ نامزد
بهترین بازیگر نقش اول برای فیلم چاپلین شد که آنرا به آل پاچینو
بازیگر افسانه ای سینما باخت.
در میان تمام نقش های داونی جونیور به هیچ وجه مرد آهنی به
عنوان بهترین اکت او جایی ندارد هر چند که واقعا هم خوب ظاهر
شده است و مورد احترام است.
باقی بازیگران هم خیلی بازی خاصی را ارائه نمی دهند که بتوان به آن
اشاره ای کرد و جلوه های ویژه و نویسندگی فیلم دست همه بازیگران
(جز داونی جونیور) را برای ارائه ای بازی بهتر و قارل درک تری را
بسته است.
یکی دیگر از نقاط مثبت فیلم تدوین و فیلم برداری و جلوه های ویژه
که از مهم ترین های یک فیلم بلاک باستری است هم به خوبی در طول
فیلم انجام شده است.
و حالا به بزرگ ترین ایراد این فیلم میرسیم.
تمام هدف این فیلم رسیدن به جنگ پایانی بود که پتانسیل بالایی
برای حماسی شدن را داشت.
اما فیلم دو ساعت و ۴۵ دقیقه روایت انجام داد و تنها ۱۵ دقیقه نبرد
پایانی انجام شد.
قسمت آخر یک فاز قهرمانی نبرد پایانیش به هیچ وجه نباید تنها در ۱۵
دقیقه خلاصه بشود.
مثال های زیادی برای این اتفاق وجود دارد.
یکی از آنها "دارک نایت" اثر نولان است.
نبرد بتمن و جوکر نه تنها فیزیکی بلکه در لفظ هم وجود داشت و
در طول فیلم درگیری هایی لفظی و فیزیکی بین آنها صورت گرفته
بود و همین امر جنبه حماسی به آن داده بود.
بتمن و جوکر حتی وقتی با هم رو در رو هم نبودند در حال جنگ با هم
بودند و درباره طرف مقابل خودشان صحبت می کردند.
یا فیلم ارباب حلقه ها ۳ که در طول فیلم درگیری کاراکتر منفی اصلی
با کاراکتر های اصلی و اشاره آنها به هم دیده می شود و همه چیز
آماده برای یک جنگ حماسی می شود که مدت زمان جنگ آن بسیار
طولانی و بجا بود است.
در طول نبرد ارباب حلقه ها اتفاقات مختلف در کمک به روایت داستان
وجود داشته و تنها در جنگیدن و کشتن خلاصه نشده.
اما اونجرز در طول ۲ ساعت و ۴۵ دقیقه یا بهتر است بگویم فیلم
"جنگ ابدبت" و ۲ ساعت و ۴۵ دقیقه از فیلم "پایان بازی" دارد زمینه
چینی میکند و تنها ۱۵ دقیقه به جنگ پایانی آن میپردازد که فقط در
حال نبرد هستند و فاقد هیچ گونه نکته مهم و در کمک با روایت هم
نیستند و تنها هدف آن تمام کردن این جنگ است که فاقد هرگونه
جنبه حماسی است و شلوغی بیش از اندازه آن هم مواقعی باعث آزار
بیننده می شود.
در این باره برای بار دوم هم میگویم که قسمت پایانی یه فاز قهرمانی
نباید نبردش در ۱۵ دقیقه اخر فیلم انجام بشود.
در کلام اخر اونجرز پایان بازی فیلمی با پتانسیل بوده است که ۱۱ سال
تلاش را خراب کرده و جز سرگرمی کردن بیننده برای ۳ ساعت چیزی
ندارد و دارای کم ترین نکات مثبت و فاقد هرگونه محتوایی است.
نمره : ۵ از ۱۰
منتقدان : فرداد نصوری ، علیرضاخوشصدا (ripper)
با تشکر از جناب آقای "شایان راستی" برای کمک خود به صورت
افتخاری در نوشتن این مطلب
@NaghdeFilmoSerial
#نقد_فیلم
توجه به شخصیت پردازی ۸ ساله آن کاملا بدون هیچ توضیحی تغییر
میکند و مانند ثور شخصیت پردازی او هم با فاجعه فاصله کمی ندارد.
یکی دیگر از پتانسیل های نابود شده ثانوس است.
ثاتوس در قسمت قبل دارای بهترین شخصیت پردازی بوده و کاراکتر
منفی ای بوده که درک بیننده را هم با خود به همراه داشته و دارای
درامی خوبی بوده.
اما در این قسمت ثانوس نه تنها منطقی ندارد بلکه فقط میخواهد بزند
و خراب کند و هیچ گونه منطقی ندارد.
از دیگر کاراکتر ها میتوان گفت که کاراکتر کاپیتان آمریکا در طول
فیلم ریتمی کاملا یکنواخت را می گذراند ، بلک ویدو پرداخت آنچنانی
نداشت و مهم ترین کار او فداکتری او بود که البته شخصیت پردازی ۹
ساله او را سر بلند به پایان رسانده.
بیشتر مورد B به نقطه ی A انت من و راکت تنها برای حرکت از نقطه
استفاده واقع شدند و بقیه شخصیت ها کلا برای ایجاد لشکر بیشتر
مورد استفاده واقع شدند و میتوانیم بگوییم کاپیتان آمریکا هم اصلا
نیست!
اما بهترین نقطه قوت فیلم تونی استارک با بازی درخشان رابرت
داونی جونیور است.
تنها کاراکتری که کاملا شخصیت پردازی ۱۱ ساله او که اتفاقا این دنیا
سینمایی با او استارت خورده موفق بوده و تبدیل به کاراکتری ماندگار
شده.
تونی استارک هم دارای درام ، اکشن و توضیح خوب از هرگونه
تصمیات و کار های خود بهره میبرد و برای سخت گیر ترین بیننده هم
قابل درک است.
در میان بازی بازیگران تنها می شود به رابرت داونی جونیور اشاره
کرد که در مواقعی هم که بازی بدون دیالوگ دارد هم خوب ایفای نقش
کرده.
اما اگر بگویم نقش آفرینی رابرت داونی جونیور شاهکار و لایق اسکاراست
دروغ گفته ام.
داونی جونیور در طول این فیلم با تجربه ترین بازیگر حاضر است و
در طول کارنامه خود بازیگر خوبی هم بوده که در سال ۱۹۹۲ نامزد
بهترین بازیگر نقش اول برای فیلم چاپلین شد که آنرا به آل پاچینو
بازیگر افسانه ای سینما باخت.
در میان تمام نقش های داونی جونیور به هیچ وجه مرد آهنی به
عنوان بهترین اکت او جایی ندارد هر چند که واقعا هم خوب ظاهر
شده است و مورد احترام است.
باقی بازیگران هم خیلی بازی خاصی را ارائه نمی دهند که بتوان به آن
اشاره ای کرد و جلوه های ویژه و نویسندگی فیلم دست همه بازیگران
(جز داونی جونیور) را برای ارائه ای بازی بهتر و قارل درک تری را
بسته است.
یکی دیگر از نقاط مثبت فیلم تدوین و فیلم برداری و جلوه های ویژه
که از مهم ترین های یک فیلم بلاک باستری است هم به خوبی در طول
فیلم انجام شده است.
و حالا به بزرگ ترین ایراد این فیلم میرسیم.
تمام هدف این فیلم رسیدن به جنگ پایانی بود که پتانسیل بالایی
برای حماسی شدن را داشت.
اما فیلم دو ساعت و ۴۵ دقیقه روایت انجام داد و تنها ۱۵ دقیقه نبرد
پایانی انجام شد.
قسمت آخر یک فاز قهرمانی نبرد پایانیش به هیچ وجه نباید تنها در ۱۵
دقیقه خلاصه بشود.
مثال های زیادی برای این اتفاق وجود دارد.
یکی از آنها "دارک نایت" اثر نولان است.
نبرد بتمن و جوکر نه تنها فیزیکی بلکه در لفظ هم وجود داشت و
در طول فیلم درگیری هایی لفظی و فیزیکی بین آنها صورت گرفته
بود و همین امر جنبه حماسی به آن داده بود.
بتمن و جوکر حتی وقتی با هم رو در رو هم نبودند در حال جنگ با هم
بودند و درباره طرف مقابل خودشان صحبت می کردند.
یا فیلم ارباب حلقه ها ۳ که در طول فیلم درگیری کاراکتر منفی اصلی
با کاراکتر های اصلی و اشاره آنها به هم دیده می شود و همه چیز
آماده برای یک جنگ حماسی می شود که مدت زمان جنگ آن بسیار
طولانی و بجا بود است.
در طول نبرد ارباب حلقه ها اتفاقات مختلف در کمک به روایت داستان
وجود داشته و تنها در جنگیدن و کشتن خلاصه نشده.
اما اونجرز در طول ۲ ساعت و ۴۵ دقیقه یا بهتر است بگویم فیلم
"جنگ ابدبت" و ۲ ساعت و ۴۵ دقیقه از فیلم "پایان بازی" دارد زمینه
چینی میکند و تنها ۱۵ دقیقه به جنگ پایانی آن میپردازد که فقط در
حال نبرد هستند و فاقد هیچ گونه نکته مهم و در کمک با روایت هم
نیستند و تنها هدف آن تمام کردن این جنگ است که فاقد هرگونه
جنبه حماسی است و شلوغی بیش از اندازه آن هم مواقعی باعث آزار
بیننده می شود.
در این باره برای بار دوم هم میگویم که قسمت پایانی یه فاز قهرمانی
نباید نبردش در ۱۵ دقیقه اخر فیلم انجام بشود.
در کلام اخر اونجرز پایان بازی فیلمی با پتانسیل بوده است که ۱۱ سال
تلاش را خراب کرده و جز سرگرمی کردن بیننده برای ۳ ساعت چیزی
ندارد و دارای کم ترین نکات مثبت و فاقد هرگونه محتوایی است.
نمره : ۵ از ۱۰
منتقدان : فرداد نصوری ، علیرضاخوشصدا (ripper)
با تشکر از جناب آقای "شایان راستی" برای کمک خود به صورت
افتخاری در نوشتن این مطلب
@NaghdeFilmoSerial
#نقد_فیلم
❤1
سریال های برتر از نظر خودم از سریال هایی که دیدم
لیست به ترتیب برتر بودن و ... نیست.
سریال هایی که به شدت توصیه میکنم به ترتیب حروف الفبا
11.22.63 . animal kingdom . attack on titan . avatar last air bender . banshee . band of brothers . better call sual . black sails . breaking bad . batman the animated series .chernobyl crown . dexter .fargo. friends . game of thrones . grand tour . hell on wheels . house . house of cards . last kingdom . mad men . mind hunter . narcos( Colombia و Mexico) . peaky blinders . power . prison break . rick and morty . rome . Seinfeld . shameless . sharp object . Sherlock . sons of anarchy . Spartacus . sopranos . strike back . true detective . Vikings . weeds . west World . wire
@NaghdeFilmoSerial
لیست به ترتیب برتر بودن و ... نیست.
سریال هایی که به شدت توصیه میکنم به ترتیب حروف الفبا
11.22.63 . animal kingdom . attack on titan . avatar last air bender . banshee . band of brothers . better call sual . black sails . breaking bad . batman the animated series .chernobyl crown . dexter .fargo. friends . game of thrones . grand tour . hell on wheels . house . house of cards . last kingdom . mad men . mind hunter . narcos( Colombia و Mexico) . peaky blinders . power . prison break . rick and morty . rome . Seinfeld . shameless . sharp object . Sherlock . sons of anarchy . Spartacus . sopranos . strike back . true detective . Vikings . weeds . west World . wire
@NaghdeFilmoSerial
❤1
#معرفی_سریال
نام سریال:۱۳دلیل برای اینکه (Reasons Why 13)
شبکه:Netflix
تعداد فصل ها: 2
وضعیت:پخش فصل سوم تا چند روز آینده و تمدید شده برای فصل چهارم
@NaghdeFilmoSerial
نام سریال:۱۳دلیل برای اینکه (Reasons Why 13)
شبکه:Netflix
تعداد فصل ها: 2
وضعیت:پخش فصل سوم تا چند روز آینده و تمدید شده برای فصل چهارم
@NaghdeFilmoSerial
👎2
🎞نقد فیلم و سریال🎞
#معرفی_سریال نام سریال:۱۳دلیل برای اینکه (Reasons Why 13) شبکه:Netflix تعداد فصل ها: 2 وضعیت:پخش فصل سوم تا چند روز آینده و تمدید شده برای فصل چهارم @NaghdeFilmoSerial
نتفلیکس همیشه سریال های زیبا و در عین حال پیچیده ای داشته.سریال ۱۳دلیل یکی از این سریال هاست که واقعا باید آن را دید و از آن درس گرفت.داستان از جایی شروع میشود که چند هفته از خودکشی دختری به نام هانا بیکر گذشته است.هانا قبل از مرگ ۱۳ نوار برای بیشتر همکلاسی های خود به جا گذاشته.در این نوار داستان زندگی خود و علت خودکشی خود را توضیح میدهد.پسری به نام کلی جنسن که قبل هم هانا را دوست داشته هم نوار را دریافت میکند و...
@NaghdeFilmoSerial
@NaghdeFilmoSerial
🎞نقد فیلم و سریال🎞
Rocketman #نقد_فیلم @NaghdeFilmoSerial
یادداشتی کوتاه درباره
Rocketman
فیلم راکت من یک فیلم بیوگرافی در مورد التون جان می باشد و زندگی او را به تصویر می کشد.
راکت من می توانست فیلمی عالی باشد و یک شاهکار از اب دربیاید اما استاندارد های یک فیلم خوب را نیز ندارد.
یکی از چیز هایی که به بد بودن فیلم کمک کرده و ضربه بدی به ان زده از نظر من موزیکال بودن ان است( فیلم بوهمین رپسودی نیز درباره یک خواننده است اما موزیکال نیست)، که واقعا تصمیم سازندگان را نفهمیدم، البته مشکلاتی بزرگ تر از این در فیلم وجود دارد. یکی دیگر از مشکلات فیلم شخصیت پردازی کاراکتر هاست مخصوصا خود التون جان که واقعا کار های او به بیننده توجیه نمی شود. از بازی خوب تارون اگرتون نمی توان گذشت اما چهره او زیاد به التون جان نمی خورد و از او خوش چهره تر می باشد. البته نمی توان از رنگ بندی خوب فیلم و طراحی لباس و چهره گذشت ، که باعث شده اند فیلم زیبا باشد. چیزی که باعث می شود فیلم را تا اخر ببینید صدای التون جان می باشد که واقعا زیباست.
نمره : 6 از 10
Mehrdad_Ayvatlo
@NaghdeFilmoSerial
Rocketman
فیلم راکت من یک فیلم بیوگرافی در مورد التون جان می باشد و زندگی او را به تصویر می کشد.
راکت من می توانست فیلمی عالی باشد و یک شاهکار از اب دربیاید اما استاندارد های یک فیلم خوب را نیز ندارد.
یکی از چیز هایی که به بد بودن فیلم کمک کرده و ضربه بدی به ان زده از نظر من موزیکال بودن ان است( فیلم بوهمین رپسودی نیز درباره یک خواننده است اما موزیکال نیست)، که واقعا تصمیم سازندگان را نفهمیدم، البته مشکلاتی بزرگ تر از این در فیلم وجود دارد. یکی دیگر از مشکلات فیلم شخصیت پردازی کاراکتر هاست مخصوصا خود التون جان که واقعا کار های او به بیننده توجیه نمی شود. از بازی خوب تارون اگرتون نمی توان گذشت اما چهره او زیاد به التون جان نمی خورد و از او خوش چهره تر می باشد. البته نمی توان از رنگ بندی خوب فیلم و طراحی لباس و چهره گذشت ، که باعث شده اند فیلم زیبا باشد. چیزی که باعث می شود فیلم را تا اخر ببینید صدای التون جان می باشد که واقعا زیباست.
نمره : 6 از 10
Mehrdad_Ayvatlo
@NaghdeFilmoSerial
#پیشنهاد_فیلم
فیلم های برتر و پیشنهادی از نظر خودم از فیلم هایی که دیدم ، و بدون ترتیب خاصی و بعدا فیلم های به لیست اضافه خواهند شد
godfather trilogy, dark knight trilogy, spider man trilogy, dollar trilogy, habit trilogy, lord of the rings trilogy, marvel cinematic univers movies ,star wars collection, Harry potter collection, Jurassic park collection , oceans collection, James bond collection, rush hours trilogy, die hard collection, toy story collection, shrek collection, taxi collection , Narnia trilogy , men in black trilogy, cars trilogy , despicable me trilogy, recep ivedik collection, expendables collection, purg collection , terminaor trilogy, mission impossible collection, ice age collection, rocky collection, Rambo collection, pirates of the Caribbean trilogy , hunger games collection , Indiana Jones collection, Jason bourne collection, Madagascar trilogy, x men and deadpool
sin city, v for vendetta , Molly game's , psycho 1960 , stagecoach , watchmen 2009 , filth, batman vs teenage ninja turtles, they shall not grow old(مستند) , the brotherhood of war 2004 , barry Lyndon ,tree of life, ratatouille , Lawrence of Arabia, copia fiel , once upon a time in Anatolia, the great battle, batman gotham by gaslight ,up , a streetcar named desire, the last emperor, triple frontier, lolita (کوبریک) ، casino, arrival, a most violent year, spider man in to the spider verse , green book, Aladdin 1992 , avatar, seven samurai, American history x, American psycho, goodfellas , shining, your name, departed, bohemian rhapsody, 2001 a space odyysey , outlaw king, , tangled , the wild pear tree , a star is born, game night, the apartment, black swan, incredible 1,2 , lucy , three bilbords outside ebbing Missouri , Chinatown, once upon a time in america, once upon a time west , to kill a mockingbrid ,enemy at the gate, the meyrowitz stories, last temptation of Christ, passion of Christ, Dr strange love, upgrade, apocalypto , grown ups 1,2 ,spirited away, princes mononoke , serpico , devils advocate , appaloosa , tag , conquest 1453 , Benjamin button , and justice for all,
insomnia, carlitos way , benhur 1959 , fall of Roman empire, Alexander 2004, Spartacus, good will hunting , django uncheined , tropic thunder, mask
فیلم های برتر و پیشنهادی از نظر خودم از فیلم هایی که دیدم ، و بدون ترتیب خاصی و بعدا فیلم های به لیست اضافه خواهند شد
godfather trilogy, dark knight trilogy, spider man trilogy, dollar trilogy, habit trilogy, lord of the rings trilogy, marvel cinematic univers movies ,star wars collection, Harry potter collection, Jurassic park collection , oceans collection, James bond collection, rush hours trilogy, die hard collection, toy story collection, shrek collection, taxi collection , Narnia trilogy , men in black trilogy, cars trilogy , despicable me trilogy, recep ivedik collection, expendables collection, purg collection , terminaor trilogy, mission impossible collection, ice age collection, rocky collection, Rambo collection, pirates of the Caribbean trilogy , hunger games collection , Indiana Jones collection, Jason bourne collection, Madagascar trilogy, x men and deadpool
sin city, v for vendetta , Molly game's , psycho 1960 , stagecoach , watchmen 2009 , filth, batman vs teenage ninja turtles, they shall not grow old(مستند) , the brotherhood of war 2004 , barry Lyndon ,tree of life, ratatouille , Lawrence of Arabia, copia fiel , once upon a time in Anatolia, the great battle, batman gotham by gaslight ,up , a streetcar named desire, the last emperor, triple frontier, lolita (کوبریک) ، casino, arrival, a most violent year, spider man in to the spider verse , green book, Aladdin 1992 , avatar, seven samurai, American history x, American psycho, goodfellas , shining, your name, departed, bohemian rhapsody, 2001 a space odyysey , outlaw king, , tangled , the wild pear tree , a star is born, game night, the apartment, black swan, incredible 1,2 , lucy , three bilbords outside ebbing Missouri , Chinatown, once upon a time in america, once upon a time west , to kill a mockingbrid ,enemy at the gate, the meyrowitz stories, last temptation of Christ, passion of Christ, Dr strange love, upgrade, apocalypto , grown ups 1,2 ,spirited away, princes mononoke , serpico , devils advocate , appaloosa , tag , conquest 1453 , Benjamin button , and justice for all,
insomnia, carlitos way , benhur 1959 , fall of Roman empire, Alexander 2004, Spartacus, good will hunting , django uncheined , tropic thunder, mask
#پیشنهاد_فیلم
pearl harbor, escape from Alcatraz, liar liar , annihilation, red sparrow, wanted , the raid 1,2 , Chinese zodiac , brave , noah , last stand, memories of murder, Saturday night fever , croods , 12 strong, 12 angry man, pk , epic , sicarro 1,2 , monsters vs alince, monsters company, the Italian job , taxi driver , the wolf of wall street, American beauty, robbin hood , Paddington 1,2, rush, kick ass 1, 2 , some like it hot , the karate kid, city of god , rio 1,2 , darkest hour , eyse wide shut, lion king 1, blade runner 2049 , logan lucky, wind river, over drive, babydriver, big sick, the hitmans body guard, frozen , gladiator, the flowers of war, the great Gatsby, ragign bull, gangs of newyork, American gangester, casino, southpaw, boyhood, kingdom of heaven, citizens kane , seven , the hateful eight, grand Budapest hotel, need for speed, unforgiven , mad max fury road ,Manchester by sea, the usual suspects, fighter, the counselor, the martin, requeim for dream , heat 1995 , warrior, malena , maleficent , we were soldiers, leon professional, 03:10 to yuma , snatch , full metal jacket, slow west , the age of adalin , equalizer 1,2 , inside out , scarface , Dragon blade, head shot , big hero 6, braveheart, top gun , black hawk down, land of mine , the king's speech, life of pi , city lights, desprado , once upon a time in Mexico, scent of woman , dictator, great dictator, nice guys , 12 years slave , public enemy, intochables , admiral, interstellar, finding nemo , finding dory , in the heart of sea , gone girl , million dollar baby, pulp fiction, the book of eli , there will be blood, fury, mrs doubtfire, home , the prestige, basterd sengalzoria , the exorcist, Jesse James, shutter island, burnt, no country for old men, American sniper , hacksaw ridge , face off, ted 1,2 , American history x, kill bill 1,2 , boss baby, butchcassidy and Sundance kid , borat, the best years of our livies, in the name of father, dog day afternoon, brothers grimsby , no escape, batman killing joke , fight club, money ball ,revenat, apocalypse now , catch me if you can, Enter the Dragon, everst, insider , legend , bleed for this, dumb and dumber, sing , alince in 1,2 , mr and mrs smith , inception, jaws, last knights ,
pearl harbor, escape from Alcatraz, liar liar , annihilation, red sparrow, wanted , the raid 1,2 , Chinese zodiac , brave , noah , last stand, memories of murder, Saturday night fever , croods , 12 strong, 12 angry man, pk , epic , sicarro 1,2 , monsters vs alince, monsters company, the Italian job , taxi driver , the wolf of wall street, American beauty, robbin hood , Paddington 1,2, rush, kick ass 1, 2 , some like it hot , the karate kid, city of god , rio 1,2 , darkest hour , eyse wide shut, lion king 1, blade runner 2049 , logan lucky, wind river, over drive, babydriver, big sick, the hitmans body guard, frozen , gladiator, the flowers of war, the great Gatsby, ragign bull, gangs of newyork, American gangester, casino, southpaw, boyhood, kingdom of heaven, citizens kane , seven , the hateful eight, grand Budapest hotel, need for speed, unforgiven , mad max fury road ,Manchester by sea, the usual suspects, fighter, the counselor, the martin, requeim for dream , heat 1995 , warrior, malena , maleficent , we were soldiers, leon professional, 03:10 to yuma , snatch , full metal jacket, slow west , the age of adalin , equalizer 1,2 , inside out , scarface , Dragon blade, head shot , big hero 6, braveheart, top gun , black hawk down, land of mine , the king's speech, life of pi , city lights, desprado , once upon a time in Mexico, scent of woman , dictator, great dictator, nice guys , 12 years slave , public enemy, intochables , admiral, interstellar, finding nemo , finding dory , in the heart of sea , gone girl , million dollar baby, pulp fiction, the book of eli , there will be blood, fury, mrs doubtfire, home , the prestige, basterd sengalzoria , the exorcist, Jesse James, shutter island, burnt, no country for old men, American sniper , hacksaw ridge , face off, ted 1,2 , American history x, kill bill 1,2 , boss baby, butchcassidy and Sundance kid , borat, the best years of our livies, in the name of father, dog day afternoon, brothers grimsby , no escape, batman killing joke , fight club, money ball ,revenat, apocalypse now , catch me if you can, Enter the Dragon, everst, insider , legend , bleed for this, dumb and dumber, sing , alince in 1,2 , mr and mrs smith , inception, jaws, last knights ,
#پیشنهاد_فیلم
last samurai, zootopia , troy , minions, legens of the fall , lalaland , king Kong 2005 ,focus , Cinderella man , old boy 2003
نا خدا خورشید ، کمال الملک ، شیر سنگی ، مارمولک، اژدها وارد میشود ، چهارشنبه سوری، جدایی نادر از سیمین ، طعم گیلاس، مرگ یزگرد ، درباره ی الی
last samurai, zootopia , troy , minions, legens of the fall , lalaland , king Kong 2005 ,focus , Cinderella man , old boy 2003
نا خدا خورشید ، کمال الملک ، شیر سنگی ، مارمولک، اژدها وارد میشود ، چهارشنبه سوری، جدایی نادر از سیمین ، طعم گیلاس، مرگ یزگرد ، درباره ی الی
بنگاه حراج شرافت :
(یادداشتی برای سریال هیولا)
جمعی سرخوش از بی عدالتی حاکم بر اوضاع مملکت آسوده و با خیالی راحت در جمعی دوستانه مشغول تفریح هستند. تا خرخره تناول کرده اند . از غذاها و مخلفاتی که تاکنون نام آنها را نیز ممکن است نشنیده باشند سیراب گشته اند و در لحظات پایانی مهمانی مشغول گوش دادن به آوز برگذار کننده مراسم هستند. دوربین کل جمعیت حاضر در مراسم را یکجا و درنمایی کلی به تصویر میکشد و سپس ناگهان این نما دلپذیر و چشمنواز به نمایی از حضور فرهنگیانی کات میخورد که خسته و نا امید چتر به دست جلو موسسه مالی کلاه بردار تجمع کرده اند... تصویری تلخ وگزنده که به کلی حس و حال لحظات قبل را ویران می کند تا
هیولا آخرین ساخته مهران مدیری ثابت کند اگر بخواهد میتواند سریال مهم و درجه یکی هم باشد اما افسوس که چنین موارد تکان دهنده ای در مقابل بخشهای غالبا تکراری و معمولی دیگر آنچنان نمیتوانند خودنمایی کنند.
هیولا پتانسیل آن را داشت تا بدل به یکی دیگر از ساخته های ماندگار خالقش گردد. ایده تبدیل یک فرد به ظاهر مظلوم و فرصت طلب به یک هیولا بیرحم و بی ظرفیت. قرار گیری او در موقعیتهایی که عملا نمیداند چه کند و کنش و واکنش چنین فردی در سیستمی تماما فاسد میتوانست هیولا را به اثر چهار ستاره ای تبدیل کند که در عمل چنین اتفاقی رخ نمیدهد.
هیولا همچون تمام محصولات تولیدی در سراسر دنیا با نقاط ضعف و قوتش تعریف میشود. (مگر آنکه که به رسم سالیان اخیر طرفداران قدیمی مدیری نخواهند ضعفهای او را بپذیرند!) هیولا نقاط قوت زیادی دارد: همانطور که پیش تر نیز اشاره شد پتانسیل داستان میتواند هر مخاطبی را همراه سازد چرا که اصولا تم تغییر افراد به ظاهر ساده و رسیدن آنها به جایگاه بالاتر همواره سوژه کنجکاو برانگیز و وسوسه کننده ای است. درکنار این مورد فرهاد اصلانی به عوان نقش اصلی خود اعتباری به کل مجموعه بخشیده است. همچنین حضور بازیگران کارکشته دیگر همچون خانمها مقدمی. خیر اندیش و... و شاید از همه مهمتر آنکه هیولا تعداد قسمت به نسبت مناسبی هم دارد و به اصطلاح دچار سندروم همیشگی آثار ایرانی (بیهوده ادامه پیدا کردن ) هم نمیشود.
اصلانی نیازی به تعریف و تمجید مخاطب و منتقدو... ندارد. او جز آن هنرمندانی است که چنان توانا عمل میکند که حضورش در آثار متوسط و ضعیف نیز کیفیت کار رابالا میبرند. هوشنگ شرافتی که او اجرا میکند بی نقص است. تغییر لحن صدا در موقعیتهای مختلف. تغییر حالات چهره بنا به شرایط حاکم در صحنه. ترکیب خونسردی ذاتی شرافت با حرص خوردنهای او در شرایط بحرانی همگی دست به دست هم داده اند تا اجرای اصلانی جز بهترین نقش آفرینی ها در ساخته های مدیری باشد.
هیولا برخلاف غالب آثار تولیدی ایران تیتراژ فکر شده ای هم دارد: در این تیتراژ دوربین طبقات مختلفی از اماکن سریال را به تصویر میکشد بدین شکل که در یک نما همه جزییات ثابت هستند و هنگامی که دوربین یک طبقه بالاتر میرود همان نما تکرار میشود در حالیکه تمام جزییات حاضر در آن دچار لرزش و نوعی حالت معلق بودن در هوا میشوند .گویا زلزله ای در حال رخ دادن است و همه چیز بهم میریزد. این روند در نمایش تمامی طبقات موبه مو تکرار میشود همچون کلاسهای کنکور. نمایشگاه ماشین. خانه و دفتر لاکچری و خلاصه هر آنچه هوشنگ شرافت در طی سریال بدانها خواهد رسید.
هیولا در کاشتن موقعیتهای کمدی فیلمنامه نیز موفق است (مشکلات متن به برداشت ایده ها مربوط میشوند)
بهترین لحظات هیولا آنهایی هستند که هوشنگ شرافت از همه جا بی خبر مشغول آشنایی و کسب اطلاعات از سازمان مخوف و زیر زمینی خاف (این عبارت مخفف عبارت خاک پای فرهنگیان است!)است . مدیری در نمایش جزییات این تشکیلات تا آنجا که در توان دارد به مسائل و مشکلات روز متلک میگوید: از پولشویی در سیستم بانکی گرفته تا گستردگی بحث واردات و صادرات تا تشکیل موسسات کمک آموزشی کنکور و انجام حراجی های فرهنگی و آثار هنری و.. مدیری موفق میشود هرج و مرجی بی پایان و سرسام آور را ترسیم کند. به واقع مخاطبی که با این حجم از مصائب و بی عدالتی ها آشنا میشود توقع پیدا میکند در ادامه هیولا این موارد را بسط وگسترش دهد که عملا چنین اتفاقی رخ نمیدهد.حال آنکه مدیری آگاهانه و از سر احتیاط تنها گوش چشمی به تمام این موارد داشته و یا کمبود تعداد قسمتها به او اجازه نداده بیشتر به هر حوزه ورود کند را نمیتوان تشخیص داد. اما هرکدام از عوامل را که درنظر بگیریم نتیجه نهایی را کم اثر کرده است. چرا که مخاطبی که برای تماشا اثری وقت
میگذارد تنها با خود اثر سروکار دارد و عذر و بهانه و... را نخواهد پذیرفت.
مشکل دیگر هیولا کمبود نمایش خلوت هوشنگ شرافت است. طبیعتا در اثری که شاهد نزول فردی هستیم که از معدود افراد با وجدان پیرامون خویش است نیاز داریم تا بیشتر شاهد درون ریزی ها و کشمکش های او با وجدانش باشیم. یا در طرف مقابل هنگامی
(یادداشتی برای سریال هیولا)
جمعی سرخوش از بی عدالتی حاکم بر اوضاع مملکت آسوده و با خیالی راحت در جمعی دوستانه مشغول تفریح هستند. تا خرخره تناول کرده اند . از غذاها و مخلفاتی که تاکنون نام آنها را نیز ممکن است نشنیده باشند سیراب گشته اند و در لحظات پایانی مهمانی مشغول گوش دادن به آوز برگذار کننده مراسم هستند. دوربین کل جمعیت حاضر در مراسم را یکجا و درنمایی کلی به تصویر میکشد و سپس ناگهان این نما دلپذیر و چشمنواز به نمایی از حضور فرهنگیانی کات میخورد که خسته و نا امید چتر به دست جلو موسسه مالی کلاه بردار تجمع کرده اند... تصویری تلخ وگزنده که به کلی حس و حال لحظات قبل را ویران می کند تا
هیولا آخرین ساخته مهران مدیری ثابت کند اگر بخواهد میتواند سریال مهم و درجه یکی هم باشد اما افسوس که چنین موارد تکان دهنده ای در مقابل بخشهای غالبا تکراری و معمولی دیگر آنچنان نمیتوانند خودنمایی کنند.
هیولا پتانسیل آن را داشت تا بدل به یکی دیگر از ساخته های ماندگار خالقش گردد. ایده تبدیل یک فرد به ظاهر مظلوم و فرصت طلب به یک هیولا بیرحم و بی ظرفیت. قرار گیری او در موقعیتهایی که عملا نمیداند چه کند و کنش و واکنش چنین فردی در سیستمی تماما فاسد میتوانست هیولا را به اثر چهار ستاره ای تبدیل کند که در عمل چنین اتفاقی رخ نمیدهد.
هیولا همچون تمام محصولات تولیدی در سراسر دنیا با نقاط ضعف و قوتش تعریف میشود. (مگر آنکه که به رسم سالیان اخیر طرفداران قدیمی مدیری نخواهند ضعفهای او را بپذیرند!) هیولا نقاط قوت زیادی دارد: همانطور که پیش تر نیز اشاره شد پتانسیل داستان میتواند هر مخاطبی را همراه سازد چرا که اصولا تم تغییر افراد به ظاهر ساده و رسیدن آنها به جایگاه بالاتر همواره سوژه کنجکاو برانگیز و وسوسه کننده ای است. درکنار این مورد فرهاد اصلانی به عوان نقش اصلی خود اعتباری به کل مجموعه بخشیده است. همچنین حضور بازیگران کارکشته دیگر همچون خانمها مقدمی. خیر اندیش و... و شاید از همه مهمتر آنکه هیولا تعداد قسمت به نسبت مناسبی هم دارد و به اصطلاح دچار سندروم همیشگی آثار ایرانی (بیهوده ادامه پیدا کردن ) هم نمیشود.
اصلانی نیازی به تعریف و تمجید مخاطب و منتقدو... ندارد. او جز آن هنرمندانی است که چنان توانا عمل میکند که حضورش در آثار متوسط و ضعیف نیز کیفیت کار رابالا میبرند. هوشنگ شرافتی که او اجرا میکند بی نقص است. تغییر لحن صدا در موقعیتهای مختلف. تغییر حالات چهره بنا به شرایط حاکم در صحنه. ترکیب خونسردی ذاتی شرافت با حرص خوردنهای او در شرایط بحرانی همگی دست به دست هم داده اند تا اجرای اصلانی جز بهترین نقش آفرینی ها در ساخته های مدیری باشد.
هیولا برخلاف غالب آثار تولیدی ایران تیتراژ فکر شده ای هم دارد: در این تیتراژ دوربین طبقات مختلفی از اماکن سریال را به تصویر میکشد بدین شکل که در یک نما همه جزییات ثابت هستند و هنگامی که دوربین یک طبقه بالاتر میرود همان نما تکرار میشود در حالیکه تمام جزییات حاضر در آن دچار لرزش و نوعی حالت معلق بودن در هوا میشوند .گویا زلزله ای در حال رخ دادن است و همه چیز بهم میریزد. این روند در نمایش تمامی طبقات موبه مو تکرار میشود همچون کلاسهای کنکور. نمایشگاه ماشین. خانه و دفتر لاکچری و خلاصه هر آنچه هوشنگ شرافت در طی سریال بدانها خواهد رسید.
هیولا در کاشتن موقعیتهای کمدی فیلمنامه نیز موفق است (مشکلات متن به برداشت ایده ها مربوط میشوند)
بهترین لحظات هیولا آنهایی هستند که هوشنگ شرافت از همه جا بی خبر مشغول آشنایی و کسب اطلاعات از سازمان مخوف و زیر زمینی خاف (این عبارت مخفف عبارت خاک پای فرهنگیان است!)است . مدیری در نمایش جزییات این تشکیلات تا آنجا که در توان دارد به مسائل و مشکلات روز متلک میگوید: از پولشویی در سیستم بانکی گرفته تا گستردگی بحث واردات و صادرات تا تشکیل موسسات کمک آموزشی کنکور و انجام حراجی های فرهنگی و آثار هنری و.. مدیری موفق میشود هرج و مرجی بی پایان و سرسام آور را ترسیم کند. به واقع مخاطبی که با این حجم از مصائب و بی عدالتی ها آشنا میشود توقع پیدا میکند در ادامه هیولا این موارد را بسط وگسترش دهد که عملا چنین اتفاقی رخ نمیدهد.حال آنکه مدیری آگاهانه و از سر احتیاط تنها گوش چشمی به تمام این موارد داشته و یا کمبود تعداد قسمتها به او اجازه نداده بیشتر به هر حوزه ورود کند را نمیتوان تشخیص داد. اما هرکدام از عوامل را که درنظر بگیریم نتیجه نهایی را کم اثر کرده است. چرا که مخاطبی که برای تماشا اثری وقت
میگذارد تنها با خود اثر سروکار دارد و عذر و بهانه و... را نخواهد پذیرفت.
مشکل دیگر هیولا کمبود نمایش خلوت هوشنگ شرافت است. طبیعتا در اثری که شاهد نزول فردی هستیم که از معدود افراد با وجدان پیرامون خویش است نیاز داریم تا بیشتر شاهد درون ریزی ها و کشمکش های او با وجدانش باشیم. یا در طرف مقابل هنگامی
که شرایط جدید کم کم به او فائق می آیند مخاطب میبایست سکانسهای بیشتری از تغییر و تحول رفتاری و گفتاری او را شاهد باشد(همچون اولین نمایی که وارد دفتر ریاست شده و شاد و خوشحال از میز و وسایل اتاق لذت میبرد) اما هیولا در بخش مواجهه شرافت با وجدان خویش به چند مورد محدود اشاره میکند (تقابل ذات خیر و شر شرافت که به شکلی گل درشت و شعاری مطرح میشود یا نماهای مربوط به کمک شرافت به سالمندان و کودکان کار و.. که در همان اپیزودهای نخست پرونده آنها بسته میشود)
هیولا خوشبختانه بر خلاف عمده آثار کمدی تولید شده در سینما و تلویزیون و... میتواند از مخاطب خنده بگیرد. درهر اپیزود دست کم چند شوخی کلامی یا موقعیتی بامزه رخ میدهند. هیولا همچنین همانطور که از قبل هم از خالقش انتظار داشتیم میتواند کاری کند که دست کم به برخی از نکات مطرح شده در بطن داستانش فکر کنیم. کمی با مکث حوادث آن را با زندگی روزمره تطبیق دهیم و گهگاهی با شخصیت اصلی نیز همذات پنداری کنیم . هیولا همچنین میتواند به سازندگان دیگر آثار به اصطلاح کمدی یادآوری کند برای ساختن اثری مفرح و سرگرم کننده میتوان فیلمنامه هم داشت. میتوان داستان تعریف کرد و شخصیت ساخت.. میتوان بدون توصل به شوخی های زننده و جنسی از مخاطب خنده گرفت و میتوان متنی نوشت که در آن خبری از جوکهای تلگرام و اینستاگرام و... نباشد. هیولا ثابت میکند بر خلاف باور عموم مردم میتوان در یک اثر کمدی از تیم بازیگری بازی خوب هم گرفت و تنها به لودگی و دفرمه کردن حالات چهره بسنده نکرد.
هیولا در نهایت میان توانایی ها و محدودیتهای خویش در نوسان قرار میگیرد و اگرچه نمیتواند از تمام ظرفیتهای خویش بهره ببرد اما در شرایط فعلی تولیدات داخلی اثری است که قطعا ارزش تماشا کردن دارد.
امتیاز :7
امید سلیمی
#نقد_سریال
@NaghdeFilmoSerial
هیولا خوشبختانه بر خلاف عمده آثار کمدی تولید شده در سینما و تلویزیون و... میتواند از مخاطب خنده بگیرد. درهر اپیزود دست کم چند شوخی کلامی یا موقعیتی بامزه رخ میدهند. هیولا همچنین همانطور که از قبل هم از خالقش انتظار داشتیم میتواند کاری کند که دست کم به برخی از نکات مطرح شده در بطن داستانش فکر کنیم. کمی با مکث حوادث آن را با زندگی روزمره تطبیق دهیم و گهگاهی با شخصیت اصلی نیز همذات پنداری کنیم . هیولا همچنین میتواند به سازندگان دیگر آثار به اصطلاح کمدی یادآوری کند برای ساختن اثری مفرح و سرگرم کننده میتوان فیلمنامه هم داشت. میتوان داستان تعریف کرد و شخصیت ساخت.. میتوان بدون توصل به شوخی های زننده و جنسی از مخاطب خنده گرفت و میتوان متنی نوشت که در آن خبری از جوکهای تلگرام و اینستاگرام و... نباشد. هیولا ثابت میکند بر خلاف باور عموم مردم میتوان در یک اثر کمدی از تیم بازیگری بازی خوب هم گرفت و تنها به لودگی و دفرمه کردن حالات چهره بسنده نکرد.
هیولا در نهایت میان توانایی ها و محدودیتهای خویش در نوسان قرار میگیرد و اگرچه نمیتواند از تمام ظرفیتهای خویش بهره ببرد اما در شرایط فعلی تولیدات داخلی اثری است که قطعا ارزش تماشا کردن دارد.
امتیاز :7
امید سلیمی
#نقد_سریال
@NaghdeFilmoSerial
یادداشتی از فیلم آنابل:بازگشت به خانه
Annabelle Comes Home 2019
#بدون_اسپویل
گاهی اوقات منتقدین،امتیاز های IMDB،راتن،متا و...آنقدر از یک فیلم بد میگویند که شما موقع دیدن فیلم احساس میکنید با یک فاجعه طرف هستید،اما وقتی فیلم را میبینید می فهمید که آنقدر هم مستحق این همه بدگویی نبوده است.این قضیه شاید کمی برای قسمت سوم فیلم آنابل صدق میکند.
واقعا نمیدانم منتقدین و حتی مردم چه توقعی از فیلم های ترسناک امروزی دارند.شاید توقع فیلمی مانند روانی هیچکاک یا درخشش کوبریک را دارند.چرا باید چنین فیلم هایی ساخته شود،وقتی که الان ۹۰درصد فیلم های ترسناکی که ساخته میشود اسلشر و مربوط به موجودات آخرالزمان است؟(مثلا it که پرفروش ترین فیلم ترسناک است و نظرات خوبی هم از مردم و منتقدین دریافت کرده است؟)خوب زیاد حاشیه نمی روم فقط درحد همین جمله که وقتی پول و سود در چنین فیلم هایی است پس این فیلم ها،همواره ساخته خواهند شد.
قسمت سوم آنابل از همان دقایق ابتدایی شما را درگیر میکند و هرچه به جلوتر میرود تنش ها و ترس و وحشت وجود مخاطب افزایش میابد میتوان گفت این به لطف عوامل خوب بخصوص جیمز وان و بازی بسیار زیبای بازیگرانش می باشد بازیگران نه چندان معروف اما عالی.
بنظرم کسانی که از فیلم خوششان نیامد تحت تاثیر حرف جیمز وان قرار گرفته اند(قبل از شروع فیلمبرداری این فیلم جیمز وان گفت این فیلم را به ترسناک ترین فیلم تاریخ سینما تبدیل خواهد کرد).یعنی انتظاراتشان از فیلم بالا رفته است.درست است این فیلم،حتی در ۱۰فیلم ترسناک بیننده ای که فیلم های ترسناک زیادی دیده است هم قرار نمیگیرد اما خوب اگر توقع چندان از این فیلم نداشت و به تماشایش نشت مطمئنا یک فیلم ترسناک و جذاب را خواهد دید.
یکی از نکات فیلم این است که فقط در ابتدای فیلم اد و لورن وارن که در فیلم هایی مانند آنابل و احظار قهرمان داستان بوده اند،حضور داشتند و به شدت در قسمت سوم آنابل حضور کم رنگی دارند.خیلی ها شاید فکر کنند این یک نکته منفی است.اما باید بگویم دقیقا چرا باید آن دو نفر باز هم قهرمان داستان باشند؟مگر فیلم زندگی نامه آن دو شخصیت است یا بر اساس آن دو نفر ساخته شده است؟این قسمت بر روی جودی دختر اد و لورن تمرکز دارد که او هم مانند مادرش یعنی لورن میتواند چیزهایی را ببیند که دیگران نمیتوانند ببینند.
همچنین فیلم اشکالاتی هم دارد مثلا موجودات نفرین شده کمی عجیب و باورنکردنی بنظر میایند.
جمع بندی:توقع چندانی از فیلم نداشته باشید.مطمئنا قسمت سوم آنابل در آخر شما را راضی میکند و اگر طرفدار فیلم های ترسناک باشید شاید از یک بار دیدن آن راضی نباشید پس بشتابید وحشت در انتظار شما است،وحشتی به نام عروسک آنابل.
IMDB:6.1
Rotten tomatoes:66%
Metacritic:53
امتیاز:7.5
نویسنده:Braveheart
@film_baz_bash
خلاصه داستان:فیلم Annabelle Comes Home ، یک دختر نوجوان که مسئول نگهداری و پرستاری از فرزند اد و لورن وارن است، به همراه دوستش در اقدامی اشتباه و تصادفی، روح شیطانی گرفتار در عروسک آنابل را...
#امروز_چی_دیدم
@NaghdeFilmoSerial
Annabelle Comes Home 2019
#بدون_اسپویل
گاهی اوقات منتقدین،امتیاز های IMDB،راتن،متا و...آنقدر از یک فیلم بد میگویند که شما موقع دیدن فیلم احساس میکنید با یک فاجعه طرف هستید،اما وقتی فیلم را میبینید می فهمید که آنقدر هم مستحق این همه بدگویی نبوده است.این قضیه شاید کمی برای قسمت سوم فیلم آنابل صدق میکند.
واقعا نمیدانم منتقدین و حتی مردم چه توقعی از فیلم های ترسناک امروزی دارند.شاید توقع فیلمی مانند روانی هیچکاک یا درخشش کوبریک را دارند.چرا باید چنین فیلم هایی ساخته شود،وقتی که الان ۹۰درصد فیلم های ترسناکی که ساخته میشود اسلشر و مربوط به موجودات آخرالزمان است؟(مثلا it که پرفروش ترین فیلم ترسناک است و نظرات خوبی هم از مردم و منتقدین دریافت کرده است؟)خوب زیاد حاشیه نمی روم فقط درحد همین جمله که وقتی پول و سود در چنین فیلم هایی است پس این فیلم ها،همواره ساخته خواهند شد.
قسمت سوم آنابل از همان دقایق ابتدایی شما را درگیر میکند و هرچه به جلوتر میرود تنش ها و ترس و وحشت وجود مخاطب افزایش میابد میتوان گفت این به لطف عوامل خوب بخصوص جیمز وان و بازی بسیار زیبای بازیگرانش می باشد بازیگران نه چندان معروف اما عالی.
بنظرم کسانی که از فیلم خوششان نیامد تحت تاثیر حرف جیمز وان قرار گرفته اند(قبل از شروع فیلمبرداری این فیلم جیمز وان گفت این فیلم را به ترسناک ترین فیلم تاریخ سینما تبدیل خواهد کرد).یعنی انتظاراتشان از فیلم بالا رفته است.درست است این فیلم،حتی در ۱۰فیلم ترسناک بیننده ای که فیلم های ترسناک زیادی دیده است هم قرار نمیگیرد اما خوب اگر توقع چندان از این فیلم نداشت و به تماشایش نشت مطمئنا یک فیلم ترسناک و جذاب را خواهد دید.
یکی از نکات فیلم این است که فقط در ابتدای فیلم اد و لورن وارن که در فیلم هایی مانند آنابل و احظار قهرمان داستان بوده اند،حضور داشتند و به شدت در قسمت سوم آنابل حضور کم رنگی دارند.خیلی ها شاید فکر کنند این یک نکته منفی است.اما باید بگویم دقیقا چرا باید آن دو نفر باز هم قهرمان داستان باشند؟مگر فیلم زندگی نامه آن دو شخصیت است یا بر اساس آن دو نفر ساخته شده است؟این قسمت بر روی جودی دختر اد و لورن تمرکز دارد که او هم مانند مادرش یعنی لورن میتواند چیزهایی را ببیند که دیگران نمیتوانند ببینند.
همچنین فیلم اشکالاتی هم دارد مثلا موجودات نفرین شده کمی عجیب و باورنکردنی بنظر میایند.
جمع بندی:توقع چندانی از فیلم نداشته باشید.مطمئنا قسمت سوم آنابل در آخر شما را راضی میکند و اگر طرفدار فیلم های ترسناک باشید شاید از یک بار دیدن آن راضی نباشید پس بشتابید وحشت در انتظار شما است،وحشتی به نام عروسک آنابل.
IMDB:6.1
Rotten tomatoes:66%
Metacritic:53
امتیاز:7.5
نویسنده:Braveheart
@film_baz_bash
خلاصه داستان:فیلم Annabelle Comes Home ، یک دختر نوجوان که مسئول نگهداری و پرستاری از فرزند اد و لورن وارن است، به همراه دوستش در اقدامی اشتباه و تصادفی، روح شیطانی گرفتار در عروسک آنابل را...
#امروز_چی_دیدم
@NaghdeFilmoSerial