در اسارت دنیای ۰ و ۱
The Matrix
بنظر میرسد بشر امروزی بیش از هرمقطع دیگری از تاریخ دچار وابستگی به تکنولوژی و رسانه های دیجیتال گشته است. وابستگی که خود به خود تمام امور زندگی بشر را در اختیار گرفته و از او موجودی ساخته مطیع و فرمان بردار از قوانین مجازی . مگر میتوان زندگی امروزی را مثلا بدون استفاده و بهره گیری از پیشرفتهای الکترونیکی تصور نمود؟ اینترنت به عنوان نماد و پرچمدار پیشرفت اصولا در حیات ما قابل حذف شدن هست؟؟ روزانه چه مقدار محتاج و وابسته به اتصال آن هستیم؟ بدون دانلود و آپلود و... ارتباط ما با جهان پیرامون و دیگر انسانها چگونه خواهد بود؟
ماتریکس ساخته درخشان واچوفسکی ها با وجود آنکه دو دهه پیش ساخته شد و خود را به عرصه ظهور رساند با هدف گیری موضوع اسارت انسان در دنیای ماشینی و پیامدهای مخرب ناشی از آن تبدیل به اثری ماندگار گشته که میتوان تماشا آن را به هر نسلی از مخاطبان پیشنهاد داد. از مخاطبی که مصداق بارز تکنولوژی را با رادیو و تلویزیون تجربه کرده تا مخاطبی که بهترین لحظات عمرش را با بازیهای ویدئویی گذرانده است.. ماتریکس میتواند تمام طیف ها را درگیر خود کند.
توماس اندرسون (کیانو ریوز) به عنوان قهرمان و ناجی مجموعه ماتریکس کارمند یک شرکت نرم افزاری معتبر است. از طرف دیگر او هویتی شبانه نیز دارد. هکری ماهر که غیر قانونی فعالیت دارد و توانایی خود را تنها محدود به قوانین موجود نمیکند. اندرسون بدون آنکه خود در جریان باشد وارد ماجرایی میشود که در آن میبایست جهان آینده را از شر جهان مجازی ماتریکس و عوامل هولناکش نجات دهد .
واچوفسکی ها سفر سخت و طاقت فرسایی را برای او در نظر میگیرند . سفری که روح و جسم قهرمان در آن پالایش یافته و مسیر فعالیت او را هدفمند میکند.
آشکارا ماتریکس به مسئله قدرت انتخاب و تاثیر آن در زیست بشر میپردازد. اندرسون (نام دیگر او نئو است ) از همان نخستین دقایق فیلم مدام در دوراهی انتخاب قرار میگیرد. در سکانس فرار از ماموران امنیتی که درشرکت رخ میدهد با یک انتخاب اشتباه در مسیر فرار به دام افتاده یا در بخش دیگر با انتخابی صحیح میان دو کپسول آبی و قرمز مسیر خود را تغییر میدهد. ماتریکس تاکید دارد انسان موجودی است توانا و خودمختار. ماتریکس مدعی میشود انسان به عنوان اشرف مخلوقات میبایست ابتدا به خود و توانایی خویش ایمان آورد. پس از این امر و تبدیل شک به یقین همه امور ممکن خواهد بود . انسان مطمئن از خود میتواند سرنوشت خود و سپس دیگران را به دست گرفته و الگوهای از پیش معین شده را کنار بزند. ماتریکس برای رسیدن به این مهم ابتدا مسئله شک را پررنگ میکند. اصولا در دنیای این فیلم شک به هرچیز اساس و پایه تغییر است.
شک به اینکه جایگاه و منزلت هرانسان در این دنیا کجاست؟ جهان پیرامون چگونه و توسط چه نیرویی ساخته و کنترل میشود؟ آیا اصولا شناخت ما از پدیده های این کائنات شناختی قابل اطمینان است ؟ متر و معیار تشخیص حق از باطل را چگونه میتوان درک کرد؟ آگاهی ما نسبت به سایر امور بر اساس تجربیات و حواس پنچگانه مستقیم با مغز در ارتباط هستند یا خود مغز نیز تابع شرایط پیچیده دیگری است؟ اگر بتوان کنترل مغز به عنوان مرکز ساختمان هر انسان را هدایت کرد دیگر کارکرد دیگر اعضا چه کاربردی خواهند داشت؟
در دنیای ماتریکس از قوانین دست و پاگیر زندگی عادی خبری نیست. ماتریکس زندگی کردن و تجربه آموزی در لحظه است. همچون زمانیکه ترینیتی(کری آن ماوس) در لحظه نبرد اطلاعات مربوط به کنترل هلیکوپتر را درخود بار گذاری میکند. یا زمانی که نئو آماده حمله به مقر مامور اسمیت میشود و در چشم به هم زدنی انباری از سلاح گرم برایش مهیا میشود بدون آنکه از قبل آموزش استفاده از آنها را دیده باشد. در ماتریکس هر کنش و واکنش در آن واحد رخ میدهد. دیالوگی در فیلم وجود دارد که در آن مورفیوس (لارنس فیشبورن) خطاب به نئو میگوید: زمان مهمترین عنصر است.. زمان نقش حیاتی در روند اتفاقات ماتریکس ایفا میکند. به شکلی در چند مقطع از فیلم قهرمانان در چندثانیه میبایست خود را به خطوط ارتباطی رسانده و خود را از مهلکه نجات دهند.
ماتریکس میخواهد نبرد آخرالزمان رخ داده را به نفع بشر تغییر دهد. دراین فیلم اگرچه ماشینها توانسته اند با کشت کردن انسانها منابع تغذیه نامحدودی برای خویش دست و پا کنند اما انسانها با تلاش برروی پالایش منجی سعی در تغییر سرنوشت دنیا را دارند. نئو به واقع آخرین امید بشریت برای رهایی از استبداد ماشینهاست و میبایست چنان آماده باشد که جایگاه انسان به عنوان برترین نیرو کائنات را اثبات کند.
فیلم واچوفسکی ها با تمام این موارد اشاره شده اثری است پویا. خوش ریتم و پر حادثه که تمام مباحث فلسفی و اعتقادی خویش را جذاب وسرگرم کننده ارائه میدهد.
فیلمنامه در هر مقطع به گونه ای پیش میرود که دیالوگها و توضیحات جهان ساختگی اثر حالتی خشک و خسته کننده به خود نگیرن
The Matrix
بنظر میرسد بشر امروزی بیش از هرمقطع دیگری از تاریخ دچار وابستگی به تکنولوژی و رسانه های دیجیتال گشته است. وابستگی که خود به خود تمام امور زندگی بشر را در اختیار گرفته و از او موجودی ساخته مطیع و فرمان بردار از قوانین مجازی . مگر میتوان زندگی امروزی را مثلا بدون استفاده و بهره گیری از پیشرفتهای الکترونیکی تصور نمود؟ اینترنت به عنوان نماد و پرچمدار پیشرفت اصولا در حیات ما قابل حذف شدن هست؟؟ روزانه چه مقدار محتاج و وابسته به اتصال آن هستیم؟ بدون دانلود و آپلود و... ارتباط ما با جهان پیرامون و دیگر انسانها چگونه خواهد بود؟
ماتریکس ساخته درخشان واچوفسکی ها با وجود آنکه دو دهه پیش ساخته شد و خود را به عرصه ظهور رساند با هدف گیری موضوع اسارت انسان در دنیای ماشینی و پیامدهای مخرب ناشی از آن تبدیل به اثری ماندگار گشته که میتوان تماشا آن را به هر نسلی از مخاطبان پیشنهاد داد. از مخاطبی که مصداق بارز تکنولوژی را با رادیو و تلویزیون تجربه کرده تا مخاطبی که بهترین لحظات عمرش را با بازیهای ویدئویی گذرانده است.. ماتریکس میتواند تمام طیف ها را درگیر خود کند.
توماس اندرسون (کیانو ریوز) به عنوان قهرمان و ناجی مجموعه ماتریکس کارمند یک شرکت نرم افزاری معتبر است. از طرف دیگر او هویتی شبانه نیز دارد. هکری ماهر که غیر قانونی فعالیت دارد و توانایی خود را تنها محدود به قوانین موجود نمیکند. اندرسون بدون آنکه خود در جریان باشد وارد ماجرایی میشود که در آن میبایست جهان آینده را از شر جهان مجازی ماتریکس و عوامل هولناکش نجات دهد .
واچوفسکی ها سفر سخت و طاقت فرسایی را برای او در نظر میگیرند . سفری که روح و جسم قهرمان در آن پالایش یافته و مسیر فعالیت او را هدفمند میکند.
آشکارا ماتریکس به مسئله قدرت انتخاب و تاثیر آن در زیست بشر میپردازد. اندرسون (نام دیگر او نئو است ) از همان نخستین دقایق فیلم مدام در دوراهی انتخاب قرار میگیرد. در سکانس فرار از ماموران امنیتی که درشرکت رخ میدهد با یک انتخاب اشتباه در مسیر فرار به دام افتاده یا در بخش دیگر با انتخابی صحیح میان دو کپسول آبی و قرمز مسیر خود را تغییر میدهد. ماتریکس تاکید دارد انسان موجودی است توانا و خودمختار. ماتریکس مدعی میشود انسان به عنوان اشرف مخلوقات میبایست ابتدا به خود و توانایی خویش ایمان آورد. پس از این امر و تبدیل شک به یقین همه امور ممکن خواهد بود . انسان مطمئن از خود میتواند سرنوشت خود و سپس دیگران را به دست گرفته و الگوهای از پیش معین شده را کنار بزند. ماتریکس برای رسیدن به این مهم ابتدا مسئله شک را پررنگ میکند. اصولا در دنیای این فیلم شک به هرچیز اساس و پایه تغییر است.
شک به اینکه جایگاه و منزلت هرانسان در این دنیا کجاست؟ جهان پیرامون چگونه و توسط چه نیرویی ساخته و کنترل میشود؟ آیا اصولا شناخت ما از پدیده های این کائنات شناختی قابل اطمینان است ؟ متر و معیار تشخیص حق از باطل را چگونه میتوان درک کرد؟ آگاهی ما نسبت به سایر امور بر اساس تجربیات و حواس پنچگانه مستقیم با مغز در ارتباط هستند یا خود مغز نیز تابع شرایط پیچیده دیگری است؟ اگر بتوان کنترل مغز به عنوان مرکز ساختمان هر انسان را هدایت کرد دیگر کارکرد دیگر اعضا چه کاربردی خواهند داشت؟
در دنیای ماتریکس از قوانین دست و پاگیر زندگی عادی خبری نیست. ماتریکس زندگی کردن و تجربه آموزی در لحظه است. همچون زمانیکه ترینیتی(کری آن ماوس) در لحظه نبرد اطلاعات مربوط به کنترل هلیکوپتر را درخود بار گذاری میکند. یا زمانی که نئو آماده حمله به مقر مامور اسمیت میشود و در چشم به هم زدنی انباری از سلاح گرم برایش مهیا میشود بدون آنکه از قبل آموزش استفاده از آنها را دیده باشد. در ماتریکس هر کنش و واکنش در آن واحد رخ میدهد. دیالوگی در فیلم وجود دارد که در آن مورفیوس (لارنس فیشبورن) خطاب به نئو میگوید: زمان مهمترین عنصر است.. زمان نقش حیاتی در روند اتفاقات ماتریکس ایفا میکند. به شکلی در چند مقطع از فیلم قهرمانان در چندثانیه میبایست خود را به خطوط ارتباطی رسانده و خود را از مهلکه نجات دهند.
ماتریکس میخواهد نبرد آخرالزمان رخ داده را به نفع بشر تغییر دهد. دراین فیلم اگرچه ماشینها توانسته اند با کشت کردن انسانها منابع تغذیه نامحدودی برای خویش دست و پا کنند اما انسانها با تلاش برروی پالایش منجی سعی در تغییر سرنوشت دنیا را دارند. نئو به واقع آخرین امید بشریت برای رهایی از استبداد ماشینهاست و میبایست چنان آماده باشد که جایگاه انسان به عنوان برترین نیرو کائنات را اثبات کند.
فیلم واچوفسکی ها با تمام این موارد اشاره شده اثری است پویا. خوش ریتم و پر حادثه که تمام مباحث فلسفی و اعتقادی خویش را جذاب وسرگرم کننده ارائه میدهد.
فیلمنامه در هر مقطع به گونه ای پیش میرود که دیالوگها و توضیحات جهان ساختگی اثر حالتی خشک و خسته کننده به خود نگیرن
د. همچون نمایش آموزش رزمی نئو با مورفیوس(در این سکانس شاهد نبرد تن به تن جذابی هستیم که در آن دوربین و تدوین و موسیقی به کمک هم آمده تا شاهد مبارزه ای جذاب باشیم) یا زمانیکه آنها وارد برنامه شبیه ساز شهری شده و نئو میبایست در لحظه شهروند عادی از دشمن را تشخیص دهد.
ماتریکس در اجرای سکانسهای اکشن سنگ تمام میگذارد.
ماموریت نجات مورفیوس که توسط نئو و ترینیتی انجام میشود را به یاد آورید. این ماموریت شامل چند سکانس با شکوه اکشن میشود که ثابت میکند چگونه باید لحظات پر از درگیری و ملتهب را اداره نمود. مهمترین ویژگی اجرای اکشن در ماتریکس ترکیب موفق دوربین. تدوین و جلوه های دیجیتالی است. دوربین به رسم اکشنهای موفق دهه هشتاد و نود میلادی ثابت است و از آفت تکان های بعضا بی مورد روی دست در امان است. در این تکنیک مخاطب به جزییات نماها اشراف دارد و موردی را ازدست نمیدهد. دوربین ثابتی که در برخی از موفق ترین اکشنهای سالیان اخیر همچون(جان ویک. اسکای فال و..) نیز مورد استفاده قرار گرفت تا نشان از اهمیت آن داشته باشد. دوربین در نبردها گاها با حرکت و جهش بازیگران در راستای مسیر حرکتی آنها به موازات سوژه حرکت میکند تا چشم مخاطب در هرلحظه همراه و ناظر حوادث باشد. دوربین درماتریکس گاهی به شکل کامل چرخش ۳۶۰ درجه انجام داده تا جایگاه سوژه درمحیط به درستی تفهیم شود.همچون زمانیکه دراوایل فیلم ترینیتی یکی از ماموران را از پای در آورده یا در سکانس پشت بامی که در آن به نئو شلیک میشود. دوربین یک دور کامل میزند و موقعیت قهرمان و نیروی متقابل را به خوبی تصویر سازی میکند. در بخش اکشن نیز به مانند سایر بخشهای فیلم عمده نماها مابین مدیوم شات و فول شات قرار میگیرد و زاویه دوربین نیز اگرچه دربیشتر نماها درحالت آی لول قرار میگیرد اما به فراخور موقعیتها تغییر میکند و از بالا یا پایین نیز سوژه را به تصویر میکشد.
تدوین هم با جا به جایی دقیق به لحاظ زیبا شناسانه و بصری کار خود را به درستی انجام میدهد. همچون زمانیکه از نما تیراندازی بین افراد حاضر درصحنه به نما ریزش پوکه های اسلحه کات میزند و دراین امر با بهره گیری از تکنیک اسلوموشن ریزش پوکه ها را نظاره میکنیم. در نمای مربوط به پوکه هایی که از سلاح هلیکوپتر سقوط میکنند دوربین از زاویه پایین آنها را به تصویر میکشد و حس ریزش آنها برصورت مخاطب را القا میکنند.
جدا از بحث نبردهای با سلاح ماتریکس در نبردهای تن به تن نیز کاملا فکر شده عمل میکند. ماتریکس شاید از معدود اکشنهای تاریخ باشد که برای تک تک ضربات بازیگران خود برنامه دارد. مبارزه نئو ومامور اسمیت در مترو بهترین مثال این بخش است. واچوفسکی ها اصل استراتژی و هدفمند بودن را دربرنامه خود دارند و حین تماشا سکانس هیچ حرکت بیهوده و خارج از چارچوبی را نخواهید یافت. به واقع نوع حمله و ضدحمله هردوطرف با فکر و طراحی اجرا میشود. طراحی که موجب گردیده این نبرد شبیه به نمایش رقصی شکوهمند جلوه کند. لحظه وارد شدن هرضربه و محل اصابت آن به بدن طرف مقابل همگی تمرین شده و منظم هستند.
ماتریکس اثری است بزرگ و شکوهمند برای خودباوری انسانها. ماتریکس تاکیددارد با ایمان به خود و یافتن و تقویت استعدادها بر هر مشکلی میتوان فائق آمد.
ماتریکس فیلمی است برای مقابله با تهدیدها و شکستن محدودیتها. واچوفسکی ها دنیا را گرفتار در خفقان و ترسی میدانند که تنها راه نجات از آن انگیزه.اراده و بهره گیری از زمان است. ماتریکس معجونی کم نظیر در سینماست که تنها به ایجاد هیجان سطحی و کاذب بسنده نمیکند و ابتدا و قبل از آنکه بخواهد با نمایش اکشن خود مخاطب را متحیر سازد قوه تخیل و تعقل را نشانه میرود و کاری میکند نتوانید پس از تماشای آن به جهان و مختصاتش فکر نکنید و برای همیشه جایی از فکر شما را مشغول خود نگاه میدارد.
امتیاز :۱۰
@NaghdeFilmoSerial
امید سلیمی
ماتریکس در اجرای سکانسهای اکشن سنگ تمام میگذارد.
ماموریت نجات مورفیوس که توسط نئو و ترینیتی انجام میشود را به یاد آورید. این ماموریت شامل چند سکانس با شکوه اکشن میشود که ثابت میکند چگونه باید لحظات پر از درگیری و ملتهب را اداره نمود. مهمترین ویژگی اجرای اکشن در ماتریکس ترکیب موفق دوربین. تدوین و جلوه های دیجیتالی است. دوربین به رسم اکشنهای موفق دهه هشتاد و نود میلادی ثابت است و از آفت تکان های بعضا بی مورد روی دست در امان است. در این تکنیک مخاطب به جزییات نماها اشراف دارد و موردی را ازدست نمیدهد. دوربین ثابتی که در برخی از موفق ترین اکشنهای سالیان اخیر همچون(جان ویک. اسکای فال و..) نیز مورد استفاده قرار گرفت تا نشان از اهمیت آن داشته باشد. دوربین در نبردها گاها با حرکت و جهش بازیگران در راستای مسیر حرکتی آنها به موازات سوژه حرکت میکند تا چشم مخاطب در هرلحظه همراه و ناظر حوادث باشد. دوربین درماتریکس گاهی به شکل کامل چرخش ۳۶۰ درجه انجام داده تا جایگاه سوژه درمحیط به درستی تفهیم شود.همچون زمانیکه دراوایل فیلم ترینیتی یکی از ماموران را از پای در آورده یا در سکانس پشت بامی که در آن به نئو شلیک میشود. دوربین یک دور کامل میزند و موقعیت قهرمان و نیروی متقابل را به خوبی تصویر سازی میکند. در بخش اکشن نیز به مانند سایر بخشهای فیلم عمده نماها مابین مدیوم شات و فول شات قرار میگیرد و زاویه دوربین نیز اگرچه دربیشتر نماها درحالت آی لول قرار میگیرد اما به فراخور موقعیتها تغییر میکند و از بالا یا پایین نیز سوژه را به تصویر میکشد.
تدوین هم با جا به جایی دقیق به لحاظ زیبا شناسانه و بصری کار خود را به درستی انجام میدهد. همچون زمانیکه از نما تیراندازی بین افراد حاضر درصحنه به نما ریزش پوکه های اسلحه کات میزند و دراین امر با بهره گیری از تکنیک اسلوموشن ریزش پوکه ها را نظاره میکنیم. در نمای مربوط به پوکه هایی که از سلاح هلیکوپتر سقوط میکنند دوربین از زاویه پایین آنها را به تصویر میکشد و حس ریزش آنها برصورت مخاطب را القا میکنند.
جدا از بحث نبردهای با سلاح ماتریکس در نبردهای تن به تن نیز کاملا فکر شده عمل میکند. ماتریکس شاید از معدود اکشنهای تاریخ باشد که برای تک تک ضربات بازیگران خود برنامه دارد. مبارزه نئو ومامور اسمیت در مترو بهترین مثال این بخش است. واچوفسکی ها اصل استراتژی و هدفمند بودن را دربرنامه خود دارند و حین تماشا سکانس هیچ حرکت بیهوده و خارج از چارچوبی را نخواهید یافت. به واقع نوع حمله و ضدحمله هردوطرف با فکر و طراحی اجرا میشود. طراحی که موجب گردیده این نبرد شبیه به نمایش رقصی شکوهمند جلوه کند. لحظه وارد شدن هرضربه و محل اصابت آن به بدن طرف مقابل همگی تمرین شده و منظم هستند.
ماتریکس اثری است بزرگ و شکوهمند برای خودباوری انسانها. ماتریکس تاکیددارد با ایمان به خود و یافتن و تقویت استعدادها بر هر مشکلی میتوان فائق آمد.
ماتریکس فیلمی است برای مقابله با تهدیدها و شکستن محدودیتها. واچوفسکی ها دنیا را گرفتار در خفقان و ترسی میدانند که تنها راه نجات از آن انگیزه.اراده و بهره گیری از زمان است. ماتریکس معجونی کم نظیر در سینماست که تنها به ایجاد هیجان سطحی و کاذب بسنده نمیکند و ابتدا و قبل از آنکه بخواهد با نمایش اکشن خود مخاطب را متحیر سازد قوه تخیل و تعقل را نشانه میرود و کاری میکند نتوانید پس از تماشای آن به جهان و مختصاتش فکر نکنید و برای همیشه جایی از فکر شما را مشغول خود نگاه میدارد.
امتیاز :۱۰
@NaghdeFilmoSerial
امید سلیمی
در ستایش قدرت و یگانگی
(یادداشتی از پدرخوانده ۱) :
اینکه چرا مجموعه پدرخوانده پس از گذشت چند دهه هنوز هم دیدنی وجذاب بنظر میرسد ابتدا به نگاه و موضع فیلمنامه نویس و کارگردان آنها برمیگردد. پدرخوانده شاید درنگاه اول فیلمی باشد درژانر جنایی با همان مولفه های همیشگی و آشنا: تبهکاران قدرتمند. جلسات مخفیانه.طرح توطئه.اتحاد و دشمنی.. پلیس های فاسد و سیستم قضایی رو به زوال و .. اما آنچه پدرخوانده را تبدیل به اثری ماندگار میکند تبدیل کردن شخصیتهای اصلی به انسان است و نه تیپ های رایج و کلیشه ای. پدرخوانده درگام نخست موفق میشود از دون کورلئونه. مایکل و سانی شخصیت بسازد .بدان معنی که در پدرخوانده تمام کنش و واکنشها دلایل منطقی و عقلانی یافته و هیچ عملی را تحمیلی و نامرتبط نخواهیم یافت.
همین امر موجب میشود مخاطب قبل از آنکه بخواهد با حوادث و اوج و فرودهای داستان همراه باشد شخصیتها را میپذیرد و به طبع سرنوشت و اعمال آنها برایش در اولویت قرار میگیرد.
پدر خوانده به خوبی بیانگر اوضاع سخت و پیچیده مناسبات قدرت میشود. دراین فیلم کاپولا به عنوان خالق اثر تاکید میکند در دنیای سیاه و بیرحم مافیا به واقع هدف وسیله را توجیح میکند. برای حفظ و گسترش نفوذ و قدرت نمیتوان دل رحمی به خرج داد و به زبان عامیانه تر قواعد بازی را نباید نقض نمود.
دون کورلئونه چنانچه درفیلم هم مشاهده میکنیم میتواند یک پدربزرگ مهربان و دلسوز باشد. میتواند به فرزندان و استحکام خانواده و سرنوشت تک تک اعضا آن اهمیت دهد. دون کورلئونه حتی میتواند برخلاف رقیبان کاری خویش نسبت به ورود در امر قاچاق مواد مخدر موضع منفی بگیرد .... اما مسئله آنجاست که تا زمانی که بر مسند قدرت تکیه داده میبایست ابتدا پدرخوانده باشد. بدان معنی که همواره باید ترس دیگران و به طبع احترام آنها را داشته باشد.
در پدرخوانده مراتب پایین تر قدرت نیز از این ورطه وهمناک در امان نیستند. مایکل کورلئونه جوانی تحصیل کرده. عاشق پیشه و با سابقه جنگ نیز وقتی خود را درمیان جهنم مافیایی میبیند چاره ای جز تن دادن به قواعد و مناسبات ندارد. مایکل پتانسیل آن را دارد تا درشرایط عادی و معمول تبدیل به یکی از شهروندان موفق و با آینده باشد. او میتواند نمونه بارز یک مرد خانواده دار ایده آل باشد اما زمانیکه پدر و برادر خویش را در مخمصه و جدال با مرگ مشاهده میکند خود نیز به خشونت و تباهی روی می آورد.
کارگردانی کم نقص کاپولا در ارائه مفاهیم درونی فیلمنامه موفق عمل میکنند. همچون استفاده از رنگ بندی تیره و نورپردازی های خفیف (نماهای داخلی) که به خوبی حس خفقان و التهاب را به مخاطب القامیکنند. این حالت رنگ بندی در نوع پوشش بازیگران و جزییات صحنه ها رعایت گشته است. یا بهره گیری از عنصر موسیقی : به عنوان مثال در ابتدا فیلم و هنگامی که دون کورلئونه مشغول گوش دادن به حرفهای یکی از زیر دستان خود است به محض اتمام گفتگو آنها صدای موسیقی جشن عروسی به گوش میرسد تا کاپولا تاکید کند کورلئونه برای ادامه حیات و حفظ قدرتش درابتدا نیاز به زیر دستانی مطیع و محتاج دارد و بعد از آن است که رنگ و صدا زندگی برایش معنا میدهند.
پدرخوانده بیانگر اوضاع دهشتناک و تاریک افرادی است که در راهی قرار دارند که به اصطلاح نه راه پس برایشان باقی مانده و نه راه پیش. دنیای پدرخوانده همچون باتلاقی شوم است که هرحرکت در آن منجر به سقوط بیشتر میشود . پدرخوانده نمایشی است که در آن ضدقهرمانهای فیلم آگاهانه و هشیار در جریان مسیر تباهی خود و اطرافیان هستند اما تا آنجا که در توان دارند برای با صلابت بازی کردن تلاش میکنند. افراد پدرخوانده تمامیت خواه و جاه طلب هستند و این امر را چنان جدی دنبال میکنند که میتوانند هر مانعی را از سر راه خویش کنار بزنند. در پدرخوانده خانواده کورلئونه مورد هدف گلوله رقیبان قرار میگیرند. تهدید میشوند. تهدید میکنند و جواب توطئه دشمن را قاطعانه میدهند و اصولا زیست خود را برهمین روال پیش میبرند. آنها نمیتوانند خود را بدون مصیبت و آلودگی و تباهی تصور کنند... این مهمترین رسم و دستاورد این خانواده است .
امتیاز:۱۰
@NaghdeFilmoSerial
امید سلیمی
(یادداشتی از پدرخوانده ۱) :
اینکه چرا مجموعه پدرخوانده پس از گذشت چند دهه هنوز هم دیدنی وجذاب بنظر میرسد ابتدا به نگاه و موضع فیلمنامه نویس و کارگردان آنها برمیگردد. پدرخوانده شاید درنگاه اول فیلمی باشد درژانر جنایی با همان مولفه های همیشگی و آشنا: تبهکاران قدرتمند. جلسات مخفیانه.طرح توطئه.اتحاد و دشمنی.. پلیس های فاسد و سیستم قضایی رو به زوال و .. اما آنچه پدرخوانده را تبدیل به اثری ماندگار میکند تبدیل کردن شخصیتهای اصلی به انسان است و نه تیپ های رایج و کلیشه ای. پدرخوانده درگام نخست موفق میشود از دون کورلئونه. مایکل و سانی شخصیت بسازد .بدان معنی که در پدرخوانده تمام کنش و واکنشها دلایل منطقی و عقلانی یافته و هیچ عملی را تحمیلی و نامرتبط نخواهیم یافت.
همین امر موجب میشود مخاطب قبل از آنکه بخواهد با حوادث و اوج و فرودهای داستان همراه باشد شخصیتها را میپذیرد و به طبع سرنوشت و اعمال آنها برایش در اولویت قرار میگیرد.
پدر خوانده به خوبی بیانگر اوضاع سخت و پیچیده مناسبات قدرت میشود. دراین فیلم کاپولا به عنوان خالق اثر تاکید میکند در دنیای سیاه و بیرحم مافیا به واقع هدف وسیله را توجیح میکند. برای حفظ و گسترش نفوذ و قدرت نمیتوان دل رحمی به خرج داد و به زبان عامیانه تر قواعد بازی را نباید نقض نمود.
دون کورلئونه چنانچه درفیلم هم مشاهده میکنیم میتواند یک پدربزرگ مهربان و دلسوز باشد. میتواند به فرزندان و استحکام خانواده و سرنوشت تک تک اعضا آن اهمیت دهد. دون کورلئونه حتی میتواند برخلاف رقیبان کاری خویش نسبت به ورود در امر قاچاق مواد مخدر موضع منفی بگیرد .... اما مسئله آنجاست که تا زمانی که بر مسند قدرت تکیه داده میبایست ابتدا پدرخوانده باشد. بدان معنی که همواره باید ترس دیگران و به طبع احترام آنها را داشته باشد.
در پدرخوانده مراتب پایین تر قدرت نیز از این ورطه وهمناک در امان نیستند. مایکل کورلئونه جوانی تحصیل کرده. عاشق پیشه و با سابقه جنگ نیز وقتی خود را درمیان جهنم مافیایی میبیند چاره ای جز تن دادن به قواعد و مناسبات ندارد. مایکل پتانسیل آن را دارد تا درشرایط عادی و معمول تبدیل به یکی از شهروندان موفق و با آینده باشد. او میتواند نمونه بارز یک مرد خانواده دار ایده آل باشد اما زمانیکه پدر و برادر خویش را در مخمصه و جدال با مرگ مشاهده میکند خود نیز به خشونت و تباهی روی می آورد.
کارگردانی کم نقص کاپولا در ارائه مفاهیم درونی فیلمنامه موفق عمل میکنند. همچون استفاده از رنگ بندی تیره و نورپردازی های خفیف (نماهای داخلی) که به خوبی حس خفقان و التهاب را به مخاطب القامیکنند. این حالت رنگ بندی در نوع پوشش بازیگران و جزییات صحنه ها رعایت گشته است. یا بهره گیری از عنصر موسیقی : به عنوان مثال در ابتدا فیلم و هنگامی که دون کورلئونه مشغول گوش دادن به حرفهای یکی از زیر دستان خود است به محض اتمام گفتگو آنها صدای موسیقی جشن عروسی به گوش میرسد تا کاپولا تاکید کند کورلئونه برای ادامه حیات و حفظ قدرتش درابتدا نیاز به زیر دستانی مطیع و محتاج دارد و بعد از آن است که رنگ و صدا زندگی برایش معنا میدهند.
پدرخوانده بیانگر اوضاع دهشتناک و تاریک افرادی است که در راهی قرار دارند که به اصطلاح نه راه پس برایشان باقی مانده و نه راه پیش. دنیای پدرخوانده همچون باتلاقی شوم است که هرحرکت در آن منجر به سقوط بیشتر میشود . پدرخوانده نمایشی است که در آن ضدقهرمانهای فیلم آگاهانه و هشیار در جریان مسیر تباهی خود و اطرافیان هستند اما تا آنجا که در توان دارند برای با صلابت بازی کردن تلاش میکنند. افراد پدرخوانده تمامیت خواه و جاه طلب هستند و این امر را چنان جدی دنبال میکنند که میتوانند هر مانعی را از سر راه خویش کنار بزنند. در پدرخوانده خانواده کورلئونه مورد هدف گلوله رقیبان قرار میگیرند. تهدید میشوند. تهدید میکنند و جواب توطئه دشمن را قاطعانه میدهند و اصولا زیست خود را برهمین روال پیش میبرند. آنها نمیتوانند خود را بدون مصیبت و آلودگی و تباهی تصور کنند... این مهمترین رسم و دستاورد این خانواده است .
امتیاز:۱۰
@NaghdeFilmoSerial
امید سلیمی
🎞نقد فیلم و سریال🎞
@NaghdeFilmoSerial
یادداشتی از فیلم برایت برن
Brightburn 2019
#حاوی_اسپویل
قبل از اینکه فیلم را ببینید حتما به ژانر و درجه سنی و خلاصه داستان آن دقت کنید.
چه حسی دارید؟
احساس میکنید با یکی از بهترین فیلم های ۲۰۱۹ روبرو هستید ولی باید بگویم من هم همین فکر را میکردم اما وقتی فیلم را دیدم فهمیدم نه تنها با یکی از بدترین فیلم های ۲۰۱۹ بلکه یکی از بدترین فیلم های سینما روبرو هستم.
این فیلم واقعا پتانسیل آن را داشت که یک اثر به شدت دیدنی باشد.فکرش را بکنید سوپرمنی ۱۲ ساله ای که ابرقهرمان نیست بلکه ابر شرور است.اما متاسفانه عوامل حتی به این نکته توجه نکردند که برندون برایر باید سرگذشتی داشته باشد،باید هدفی داشته باشد.نمیشود الکی از فضا به زمین بیاید و بدون هیچ هدفی تصمیم بگیرد که تبدیل به یک ابر شرور شود.
ما از گذشته برندون برایر چیزی نمی دانیم که چرا و از کجا به زمین آمده است.حتی زمانی که برندون قدرت هایش را کشف میکند بسیار بعد روایت میشود.یک ابر شرور بالاخره باید یک هدف داشته باشد مثل تانوس که میخواست دنیا را به تعادل بکشاند،یا مثل مرد شنی که بخاطر خانواده اش مجبور به دزدی و خلاف بود.هدف برندون واقعا چه بود میخواست چه کاری انجام دهد.
از این گذشته این فیلم مانند هل بوی ۲۰۱۹ بی دلیل رده سنی R دریافت کرده است.منظور من از بی دلیل این است که صحنه هایی که باعث شده این فیلم درجه سنی R بگیرد میتواند برداشته شود.
ما در فیلم شاهد صحنه های حال بهم زن مثل درآمدن فک و دهان هستیم که واقعا دوست داشتم تلوزیون را خاموش کنم.پرداختن به شخصیت ها هم بسیار بد است مثلا کیتالین،مگر برندون بخاطر اینکه بتواند با او حرف بزند مادر کاترین یعنی اریکا را نکشت پس چرا ما دیگر در فیلم کیتالین را ندیدیم.پایان فیلم هم بسیار بد بود بنظرم آخر فیلم باید برندون به دست مادرش یعنی توری کشته میشد تا کمی فیلم به تعادل کشیده شود.(حتی بازی بازیگران هم چندان قابل قبول نیست.اما همین بازی بازیگران باعث میشود به فیلم ۱ بدهم)حیف برای جیمز گانی که تهیه کننده این فیلم است(مثلا او فیلم های مارول را کارگردانی کرده است)بدترین فیلم ۲۰۱۹ تا به الان بنظر من همین فیلم است.
IMDB:6.3
Rotten tomatoes:57%
Metacritic:44
امتیاز:1
خلاصه داستان:در فیلم Brightburn ، یک زوج پسربچهای را در نزدیکی خانه شان پیدا می کنند که از آسمان به سمت زمین با یک کپسول سقوط کرده است. این پسربچه مانند سوپرمن دارای قدرت های فراطبیعی است که با بزرگ تر شدنش ، این قدرت ها ظاهر می شود. اما بر خلاف سوپرمن ، او از این قدرت ها برای انجام کارهای ترسناک و مخوفی استفاده می کند…
نویسنده:Braveheart
@NaghdeFilmoSerial
#امروز_چی_دیدم
Brightburn 2019
#حاوی_اسپویل
قبل از اینکه فیلم را ببینید حتما به ژانر و درجه سنی و خلاصه داستان آن دقت کنید.
چه حسی دارید؟
احساس میکنید با یکی از بهترین فیلم های ۲۰۱۹ روبرو هستید ولی باید بگویم من هم همین فکر را میکردم اما وقتی فیلم را دیدم فهمیدم نه تنها با یکی از بدترین فیلم های ۲۰۱۹ بلکه یکی از بدترین فیلم های سینما روبرو هستم.
این فیلم واقعا پتانسیل آن را داشت که یک اثر به شدت دیدنی باشد.فکرش را بکنید سوپرمنی ۱۲ ساله ای که ابرقهرمان نیست بلکه ابر شرور است.اما متاسفانه عوامل حتی به این نکته توجه نکردند که برندون برایر باید سرگذشتی داشته باشد،باید هدفی داشته باشد.نمیشود الکی از فضا به زمین بیاید و بدون هیچ هدفی تصمیم بگیرد که تبدیل به یک ابر شرور شود.
ما از گذشته برندون برایر چیزی نمی دانیم که چرا و از کجا به زمین آمده است.حتی زمانی که برندون قدرت هایش را کشف میکند بسیار بعد روایت میشود.یک ابر شرور بالاخره باید یک هدف داشته باشد مثل تانوس که میخواست دنیا را به تعادل بکشاند،یا مثل مرد شنی که بخاطر خانواده اش مجبور به دزدی و خلاف بود.هدف برندون واقعا چه بود میخواست چه کاری انجام دهد.
از این گذشته این فیلم مانند هل بوی ۲۰۱۹ بی دلیل رده سنی R دریافت کرده است.منظور من از بی دلیل این است که صحنه هایی که باعث شده این فیلم درجه سنی R بگیرد میتواند برداشته شود.
ما در فیلم شاهد صحنه های حال بهم زن مثل درآمدن فک و دهان هستیم که واقعا دوست داشتم تلوزیون را خاموش کنم.پرداختن به شخصیت ها هم بسیار بد است مثلا کیتالین،مگر برندون بخاطر اینکه بتواند با او حرف بزند مادر کاترین یعنی اریکا را نکشت پس چرا ما دیگر در فیلم کیتالین را ندیدیم.پایان فیلم هم بسیار بد بود بنظرم آخر فیلم باید برندون به دست مادرش یعنی توری کشته میشد تا کمی فیلم به تعادل کشیده شود.(حتی بازی بازیگران هم چندان قابل قبول نیست.اما همین بازی بازیگران باعث میشود به فیلم ۱ بدهم)حیف برای جیمز گانی که تهیه کننده این فیلم است(مثلا او فیلم های مارول را کارگردانی کرده است)بدترین فیلم ۲۰۱۹ تا به الان بنظر من همین فیلم است.
IMDB:6.3
Rotten tomatoes:57%
Metacritic:44
امتیاز:1
خلاصه داستان:در فیلم Brightburn ، یک زوج پسربچهای را در نزدیکی خانه شان پیدا می کنند که از آسمان به سمت زمین با یک کپسول سقوط کرده است. این پسربچه مانند سوپرمن دارای قدرت های فراطبیعی است که با بزرگ تر شدنش ، این قدرت ها ظاهر می شود. اما بر خلاف سوپرمن ، او از این قدرت ها برای انجام کارهای ترسناک و مخوفی استفاده می کند…
نویسنده:Braveheart
@NaghdeFilmoSerial
#امروز_چی_دیدم
به نام خدا
fall of Roman empire 1964
کارگردان: آنتونی مان
بازیگران: سوفیا لورن ، استیون بوید ، کریستوفر پلامر ، الک گینس ، عمر شریف و ...
نویسنده: بن بارزمن
مقدمه : سال ۱۸۰ بعد میلاد مسیح ، امپراطوری روم در اوج قدرت قرار دارد و از اسپانیا تا سوریه و از شمال آفریقا تا جنوب بریتانیا را در اختیار دارد ، امپراطور سزار مارکوس اورلیوس ارتش امپراطوری را در جنگ با قبایل ژرمن(آلمان) رهبری می کند ، وی در اواخر دوران زندگی خود قرار دارد و تصمیم می گیرد به جای فرزند پسر خود یعنی شاهزاده کومودوس ، ژنرال ارتش شمال یعنی گیوس لیویوس را جانشین خود تعین کند و ....
فیلمی به عظمت تاریخ
شاید مقدمه ی این فیلم دوستانی را که این فیلم را تماشا نکرده اند به یاد داستان فیلم گلادیاتور با نقش آفرینی راسل کرو بیاندازد اما در اصل فیلم گلادیاتور تغیر یافته و تحریف شده ی داستان فیلم سقوط امپراطوری روم است.
سقوط امپراطوری روم محصول سال ۱۹۶۴ یکی از بهترین فیلم های تاریخی- حماسی تاریخ سینماست و می توان گفت بزرگترین فیلم حماسی و تاریخی، از آغاز فیلم بزرگی و هزینه ای که برای فیلم شده جلوی چشمان مخاطب قرار میگرید، تعداد سیاهی لشکر ها و تجهیزات و اسب ها و ... استفاده شده در فیلم به قدری زیاد است که اگر بخواهد در سال ۲۰۱۹ بدون جلوه های ویژه ی کامپیوتری و با سیاهی لشکر و ... (درست مثل سال ۱۹۶۴) این فیلم را بسازند نزدیک به ۴۰۰ میلیون دلار هزینه در بر خواهد داشت.
داستان فیلم روایت گر یکی از مهم ترین دوره های تاریخ روم است ، دوره ای که منجر به سقوط و تقسیم امپراطوری روم به دو امپراطوری شرقی و غربی شد.
شخصیت سزار مارکوس اورلیوس (الک گینس) یک امپراطور با اخلاق و درست کار ترسیم شده که هدف او ایجاد صلح و دوستی میان قبایل شمال و امپراطوری ساسانی با امپراطوری روم است (و همین ترسیم چهرهی انسانی از امپراطوری روم به فروش فیلم ضربه زد چون این فیلم به فاصله ی چند سال از فیلم هایی مثل اسپارتاکوس و بن هور اکران شد و ضرر هنگفتی به کمپانی سازنده زد ) و با این که فیلم سقوط امپراطوری روم از لحاظ فنی و باز سازی جنگ ها و ... از هر دو فیلم بن هور و اسپارتاکوس در سطح بالاتری قرار داشت به دلیل اکران پس از آن ها و محتوای فیلم در گیشه با شکست مواجه شد و حتی در سایت هایی مثل
imdb و meta
نمرات پایین کسب کرده.
شخصیت شاهدخت لوسلا با بازی به یاد ماندنی و زیبای سوفیا لورن یکشاهزاده ی دلربا و پاک دامن را به تصویر می کشید که جز بهترین شخصیت پردازی های زن در فیلم های تاریخی است.
همچنین نقش آفرینی کریستوفر پلامر در ایجاد شخصیت منفی از شاهزاده کومودوس بسیار خوب عمل کرده بود و حالت چهره و گریم و همچنین نگاه های شیطانی او در باور پذیر بودن شخصیت نقش مهمی داشت.
همچنین استیون بوید هم در نقش ژنرال گایوس لیویوس به خوبی یک قهرمان کلاسیک را به نمایش می گذارد.
فیلم در بخش فنی واقعا عالی عمل کرده ، از جلوه های ویژه ی میدانی که با صد ها سیاهی لشکر و اسب و ... به بهترین شکل پیاده شده ، از باز سازی جنگ ها بسیار عالی و واقع گرایانه عمل کرده (به خصوص جنگ میان ایران و روم که بسیار عالی و عظیم کار شده) تا طراحی عالی صحنه و میزانسن و همچنین لباس و زره و سپر ها و ... همه باعث شده اند تماشای این فیلم مانند وارد شدن در دل تاریخ باشد.
این هزینه و انرژی که برای باز سازی جنگ و ... صورت گرفته به وسیله ی تدوین و فیلم برداری عالی به خصوص لانگ شات های عالی از میدان نبرد همراه با موسیقی زیبا که از مهم ترین ویژگی های مثبت فیلم است به ثمر نشسته و از لحاظ فرم و ویژگی های فنی شاهد یکی از بهترین فیلم های تاریخی و حماسی هستیم ، صحنه ی ارابه رانی در این فیلم به قدری عالی و هیجان انگیز ساخته شده که مسابقه ی ارابه رانی در فیلمبن هور در سطح پایین تری نسبت به این فیلمقرار دارد . صحنه های جنگی هم با توجه به امکانات آن زمان عالی و بی نقص ساخته شده و لوکیشن های نزدیک به واقعیت برای صحنه های مختلف انتخاب شده بود.
داستان فیلم هم با توجه به نزدیکی به واقعیت برای دوستداران فیلم های تاریخی جذاب است و قصه ی عشق لوسلا و لویویس جذاب و زیبا.
تنها ایراد فیلم ترسیم چهره ی بسیار انسانی و درست کار از امپراطوری روم و افراد قدرت مند این امپراطوری است که با واقعیت های تاریخی و چهره ای که فیلم هایی مثل بن هور و اسپارتاکوس و ... ساخته و پرداخته بودن به شدت مغایرت دارد که ضربه ی شدیدی به فیلم زد ، مسخره ترین این صحنه ها در اوایل فیلم رقم می خورد که حاکمان بخش های مختلف امپراطوری به دیدار سزار آمده اند و حاکمان چهره و ظاهر مردم محلی آن منطقه را دارند (یعنی مثلا از مردم همان مناطق برای آن ها حاکم انتخاب میشد) و بلافاصله بعد آن سخن رانی پر از شعار و مغایر با واقعیتی که توسط سزار قرائت می شود.
نمره : ۹ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
fall of Roman empire 1964
کارگردان: آنتونی مان
بازیگران: سوفیا لورن ، استیون بوید ، کریستوفر پلامر ، الک گینس ، عمر شریف و ...
نویسنده: بن بارزمن
مقدمه : سال ۱۸۰ بعد میلاد مسیح ، امپراطوری روم در اوج قدرت قرار دارد و از اسپانیا تا سوریه و از شمال آفریقا تا جنوب بریتانیا را در اختیار دارد ، امپراطور سزار مارکوس اورلیوس ارتش امپراطوری را در جنگ با قبایل ژرمن(آلمان) رهبری می کند ، وی در اواخر دوران زندگی خود قرار دارد و تصمیم می گیرد به جای فرزند پسر خود یعنی شاهزاده کومودوس ، ژنرال ارتش شمال یعنی گیوس لیویوس را جانشین خود تعین کند و ....
فیلمی به عظمت تاریخ
شاید مقدمه ی این فیلم دوستانی را که این فیلم را تماشا نکرده اند به یاد داستان فیلم گلادیاتور با نقش آفرینی راسل کرو بیاندازد اما در اصل فیلم گلادیاتور تغیر یافته و تحریف شده ی داستان فیلم سقوط امپراطوری روم است.
سقوط امپراطوری روم محصول سال ۱۹۶۴ یکی از بهترین فیلم های تاریخی- حماسی تاریخ سینماست و می توان گفت بزرگترین فیلم حماسی و تاریخی، از آغاز فیلم بزرگی و هزینه ای که برای فیلم شده جلوی چشمان مخاطب قرار میگرید، تعداد سیاهی لشکر ها و تجهیزات و اسب ها و ... استفاده شده در فیلم به قدری زیاد است که اگر بخواهد در سال ۲۰۱۹ بدون جلوه های ویژه ی کامپیوتری و با سیاهی لشکر و ... (درست مثل سال ۱۹۶۴) این فیلم را بسازند نزدیک به ۴۰۰ میلیون دلار هزینه در بر خواهد داشت.
داستان فیلم روایت گر یکی از مهم ترین دوره های تاریخ روم است ، دوره ای که منجر به سقوط و تقسیم امپراطوری روم به دو امپراطوری شرقی و غربی شد.
شخصیت سزار مارکوس اورلیوس (الک گینس) یک امپراطور با اخلاق و درست کار ترسیم شده که هدف او ایجاد صلح و دوستی میان قبایل شمال و امپراطوری ساسانی با امپراطوری روم است (و همین ترسیم چهرهی انسانی از امپراطوری روم به فروش فیلم ضربه زد چون این فیلم به فاصله ی چند سال از فیلم هایی مثل اسپارتاکوس و بن هور اکران شد و ضرر هنگفتی به کمپانی سازنده زد ) و با این که فیلم سقوط امپراطوری روم از لحاظ فنی و باز سازی جنگ ها و ... از هر دو فیلم بن هور و اسپارتاکوس در سطح بالاتری قرار داشت به دلیل اکران پس از آن ها و محتوای فیلم در گیشه با شکست مواجه شد و حتی در سایت هایی مثل
imdb و meta
نمرات پایین کسب کرده.
شخصیت شاهدخت لوسلا با بازی به یاد ماندنی و زیبای سوفیا لورن یکشاهزاده ی دلربا و پاک دامن را به تصویر می کشید که جز بهترین شخصیت پردازی های زن در فیلم های تاریخی است.
همچنین نقش آفرینی کریستوفر پلامر در ایجاد شخصیت منفی از شاهزاده کومودوس بسیار خوب عمل کرده بود و حالت چهره و گریم و همچنین نگاه های شیطانی او در باور پذیر بودن شخصیت نقش مهمی داشت.
همچنین استیون بوید هم در نقش ژنرال گایوس لیویوس به خوبی یک قهرمان کلاسیک را به نمایش می گذارد.
فیلم در بخش فنی واقعا عالی عمل کرده ، از جلوه های ویژه ی میدانی که با صد ها سیاهی لشکر و اسب و ... به بهترین شکل پیاده شده ، از باز سازی جنگ ها بسیار عالی و واقع گرایانه عمل کرده (به خصوص جنگ میان ایران و روم که بسیار عالی و عظیم کار شده) تا طراحی عالی صحنه و میزانسن و همچنین لباس و زره و سپر ها و ... همه باعث شده اند تماشای این فیلم مانند وارد شدن در دل تاریخ باشد.
این هزینه و انرژی که برای باز سازی جنگ و ... صورت گرفته به وسیله ی تدوین و فیلم برداری عالی به خصوص لانگ شات های عالی از میدان نبرد همراه با موسیقی زیبا که از مهم ترین ویژگی های مثبت فیلم است به ثمر نشسته و از لحاظ فرم و ویژگی های فنی شاهد یکی از بهترین فیلم های تاریخی و حماسی هستیم ، صحنه ی ارابه رانی در این فیلم به قدری عالی و هیجان انگیز ساخته شده که مسابقه ی ارابه رانی در فیلمبن هور در سطح پایین تری نسبت به این فیلمقرار دارد . صحنه های جنگی هم با توجه به امکانات آن زمان عالی و بی نقص ساخته شده و لوکیشن های نزدیک به واقعیت برای صحنه های مختلف انتخاب شده بود.
داستان فیلم هم با توجه به نزدیکی به واقعیت برای دوستداران فیلم های تاریخی جذاب است و قصه ی عشق لوسلا و لویویس جذاب و زیبا.
تنها ایراد فیلم ترسیم چهره ی بسیار انسانی و درست کار از امپراطوری روم و افراد قدرت مند این امپراطوری است که با واقعیت های تاریخی و چهره ای که فیلم هایی مثل بن هور و اسپارتاکوس و ... ساخته و پرداخته بودن به شدت مغایرت دارد که ضربه ی شدیدی به فیلم زد ، مسخره ترین این صحنه ها در اوایل فیلم رقم می خورد که حاکمان بخش های مختلف امپراطوری به دیدار سزار آمده اند و حاکمان چهره و ظاهر مردم محلی آن منطقه را دارند (یعنی مثلا از مردم همان مناطق برای آن ها حاکم انتخاب میشد) و بلافاصله بعد آن سخن رانی پر از شعار و مغایر با واقعیتی که توسط سزار قرائت می شود.
نمره : ۹ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
عید را بهانه کنیم تا به همه کسانی که دوستشان داریم
سلامی بکنیم ، نام شما در اندیشه و مهرتان در قلب ماست . . .
عید قربان بر شما مبارک
سلامی بکنیم ، نام شما در اندیشه و مهرتان در قلب ماست . . .
عید قربان بر شما مبارک
از امروز من Braveheart با #معرفی_سریال
همراه شما خواهم بود.
(سریال هایی که میگم اصلا به ترتیب نیستن چون واقعا انتخاب کردن سخته)
@NaghdeFilmoSerial
همراه شما خواهم بود.
(سریال هایی که میگم اصلا به ترتیب نیستن چون واقعا انتخاب کردن سخته)
@NaghdeFilmoSerial
#معرفی_سریال
نام سریال:فرار از زندان (Prison Break)
شبکه:FOX
تعداد فصل ها: 5
وضعیت:تمدید شده برای فصل ششم
@NaghdeFilmoSerial
نام سریال:فرار از زندان (Prison Break)
شبکه:FOX
تعداد فصل ها: 5
وضعیت:تمدید شده برای فصل ششم
@NaghdeFilmoSerial
👍1
🎞نقد فیلم و سریال🎞
#معرفی_سریال نام سریال:فرار از زندان (Prison Break) شبکه:FOX تعداد فصل ها: 5 وضعیت:تمدید شده برای فصل ششم @NaghdeFilmoSerial
فصل اول این سریال بسیار جذاب است به گونه ای به شدت به آن وابسته میشوید.داستان این سریال درباره دو برادر به نام های مایکل اسکافیلد و لینکلن باروز است که یکی از آنها یعنی لینکن به جرم قتلی که انجام نداده به اعدام محکوم میشود.مایکل هم برای کمک به برادرش کار خلافی انجام میدهد که خود را به همان زندانی که برادرش هست بیاندازد و او را فراری دهد و...
فصل دوم و سوم هم بسیار دیدنی هستند اما از فصل چهار و پنجم(به خصوص پنجم)سریال افت بدی را پیدا میکند.بنظرم باید این سریال در همان فصل سوم یا چهارم به اتمام می رسید.اما حالا خبرها نشان میدهد فصل ششم این سریال هم ساخته میشود.در کل این سریال ارزش یکبار دیدن را دارد(من خودم ۲ بار این سریال را دیدم)
اگر هم ندید و دوست داشتید دانلود کنید یادتان باشد که ۴ فصل اول آن احتمالا در زمستان از شبکه تماشا پخش شود.(دوبله این سریال بسیار خوب است)
@NaghdeFilmoSerial
فصل دوم و سوم هم بسیار دیدنی هستند اما از فصل چهار و پنجم(به خصوص پنجم)سریال افت بدی را پیدا میکند.بنظرم باید این سریال در همان فصل سوم یا چهارم به اتمام می رسید.اما حالا خبرها نشان میدهد فصل ششم این سریال هم ساخته میشود.در کل این سریال ارزش یکبار دیدن را دارد(من خودم ۲ بار این سریال را دیدم)
اگر هم ندید و دوست داشتید دانلود کنید یادتان باشد که ۴ فصل اول آن احتمالا در زمستان از شبکه تماشا پخش شود.(دوبله این سریال بسیار خوب است)
@NaghdeFilmoSerial
🎞نقد فیلم و سریال🎞
#معرفی_سریال نام سریال:گمشده (Lost) شبکه:ABC تعداد فصل ها: 6 وضعیت:به اتمام رسیده @NaghdeFilmoSerial
سریال لاست به شدت اعتیاد آوار است.من خودم یادمه روزی ۴قسمت ازش می دیدم.این سریال از سریال هایی که باید یادداشت برداری کنید ازش چون اگه نکته ای از دستتون در بره کاریش نمیشه کرد.(خصوصا از شروع فصل سوم)سریال از جاهایی کمی تخیلی میشه و با عقل جور در نمیاد اما خوب پیشنهاد من اینه تا تابستون تموم نشده این سریال رو حتما ببینید.سریال درباره سقوط یه هواپیما تو یه جزیره اس که بازماندگان باید با هم همکاری داشته باشند که زنده بمانند.خوب بیشتر از این نمی گم چون اسپویل میشه.
خلاصه دیدنش رو به همه توصیه میکنم.
@NaghdeFilmoSerial
خلاصه دیدنش رو به همه توصیه میکنم.
@NaghdeFilmoSerial
#نقد_فیلم
به نام خدا
kid 1921
کارگردان: چارلی چاپلین
بازیگران: چارلی چاپلین ، ادنا پورویانس ، جکی کوگان
نویسنده : چارلی چاپلین
ژانر : کمدی
مقدمه : چارلی یک نوزاد را در کوچه پیدا می کند ، ابتدا سعی دارد از شر او راحت شود اما نمی تواند و با وجود تنگ دستی او را بزرگ می کند و ...
آنگاه که کمدی پایان می یابد تراژدی آغاز می شود
اما این جمله برای فیلم های چاپلین صدق نمی کند ، تراژدی و کمدی در فیلم های او باهم جریان دارد و خنده ای بر لب مخاطب میشیند که از گریه غم انگیز تر است.
مسئله ی ناراحت کننده این است که با وجود این که نقش آفرینی خوب چاپلین و کودک را در فیلم شاهد هستیم شخصیتی که چاپلین از مرد فقیر ارائه می دهد در این دوره و زمان قابل پذیرش و باور نیست ، مردی که با وجود تنگ دستی و بودن در طبقه ی ضعیف تا حد توان به انسان ضعیف تر(کودک) کمک می کند و با تمام توان از او مراقبت می کند که پیام خوبی منتقل می کند اما دیگر خریدار ندارد ، در فیلم های چاپلین مخالفت او با تکنولوژی مشهود است و با گذشت دهه ها می توان دلیل مخالفت او با زندگی مدرن و تکنولوژی را متوجه شد .
کمدی فیلم های چاپلین از نوع کمیک است (با کمیک هایی ابر قهرمانی که این روز ها سالی چند تا ازش بیرون میاد فرق داره)
کمیک در واقع کمدی هست که به وسیله ی اغراق در زندگی واقعی به وجود میاد و این دلیل تاثیر گذاری و تحسین فیلم های وی در طول ده ها سال است ، چون مخاطب زندگی و وضعیت خود را در فیلم های وی مشاهده میکند به خصوص در دوره ای که فیلم اکران شد بسیاری از مردم اوضاع مشابه شخصیت ها در فیلم را داشتند و هنوز هم وضع اقتصادی و اجتماعی مشابه ای را در بسیاری از نقاط جهان شاهد هستیم ، هر چند شخصیت های مشابه به شخصیت مثبت فیلم های وی کمتر شده و شخصیت های مشابه به شخصیت منفی (مثلا مرد قلدر در فیلم) بیشتر شده (اوضاع جامعه ای چاپلین نشون میده مثل وضع الان ماست و اصلا هم خنده دار نیست این مسئله)
صحنه های مشابه صحنه درگیری چاپلین و برادر قلدر کودک دیگر را بسیار در زندگی و حتی فیلم و سریال های دیگر دیده ام ، کودک قلدر مقصر دعوا بود اما برادر بزرگتر او بدون توجه به این که برادر خود مقصر است با قلدری از برادر خود دفاع می کرد ، این صحنه را بنده و شما دوستان عزیز قطعا در اطراف و خود بار ها مشاهده کرده اید، حتی در فیلم و سریال های مختلف ، که افراد جنایت کار هر کاری می خواهند انجام میدهند و به عنوان توجیه انجام این کار از روی اجبار و این که کار و وظیفه ی آن هاست اما وقتی یک پلیس وظیفه ی خود را انجام میدهد قضیه را شخصی می کنند و سعی می کنند با کشتن انتقام بگیرند.
در این فیلم چند عامل بسیار مهم در انتقال مفهوم فیلم موثر بود.
موسیقی این فیلم تاثیری در حد دیالوگ دارد و در سکانس های مختلف در انتقال فضا ی صحنه بسیار مهم است.
میزانسن و دکوپاژ نقش مهمی در انتقال هدف فیلم دارد در واقع بدون دو عامل اصلا فیلم های چاپلین معنایی ندارند.
نمره : ۷ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
به نام خدا
kid 1921
کارگردان: چارلی چاپلین
بازیگران: چارلی چاپلین ، ادنا پورویانس ، جکی کوگان
نویسنده : چارلی چاپلین
ژانر : کمدی
مقدمه : چارلی یک نوزاد را در کوچه پیدا می کند ، ابتدا سعی دارد از شر او راحت شود اما نمی تواند و با وجود تنگ دستی او را بزرگ می کند و ...
آنگاه که کمدی پایان می یابد تراژدی آغاز می شود
اما این جمله برای فیلم های چاپلین صدق نمی کند ، تراژدی و کمدی در فیلم های او باهم جریان دارد و خنده ای بر لب مخاطب میشیند که از گریه غم انگیز تر است.
مسئله ی ناراحت کننده این است که با وجود این که نقش آفرینی خوب چاپلین و کودک را در فیلم شاهد هستیم شخصیتی که چاپلین از مرد فقیر ارائه می دهد در این دوره و زمان قابل پذیرش و باور نیست ، مردی که با وجود تنگ دستی و بودن در طبقه ی ضعیف تا حد توان به انسان ضعیف تر(کودک) کمک می کند و با تمام توان از او مراقبت می کند که پیام خوبی منتقل می کند اما دیگر خریدار ندارد ، در فیلم های چاپلین مخالفت او با تکنولوژی مشهود است و با گذشت دهه ها می توان دلیل مخالفت او با زندگی مدرن و تکنولوژی را متوجه شد .
کمدی فیلم های چاپلین از نوع کمیک است (با کمیک هایی ابر قهرمانی که این روز ها سالی چند تا ازش بیرون میاد فرق داره)
کمیک در واقع کمدی هست که به وسیله ی اغراق در زندگی واقعی به وجود میاد و این دلیل تاثیر گذاری و تحسین فیلم های وی در طول ده ها سال است ، چون مخاطب زندگی و وضعیت خود را در فیلم های وی مشاهده میکند به خصوص در دوره ای که فیلم اکران شد بسیاری از مردم اوضاع مشابه شخصیت ها در فیلم را داشتند و هنوز هم وضع اقتصادی و اجتماعی مشابه ای را در بسیاری از نقاط جهان شاهد هستیم ، هر چند شخصیت های مشابه به شخصیت مثبت فیلم های وی کمتر شده و شخصیت های مشابه به شخصیت منفی (مثلا مرد قلدر در فیلم) بیشتر شده (اوضاع جامعه ای چاپلین نشون میده مثل وضع الان ماست و اصلا هم خنده دار نیست این مسئله)
صحنه های مشابه صحنه درگیری چاپلین و برادر قلدر کودک دیگر را بسیار در زندگی و حتی فیلم و سریال های دیگر دیده ام ، کودک قلدر مقصر دعوا بود اما برادر بزرگتر او بدون توجه به این که برادر خود مقصر است با قلدری از برادر خود دفاع می کرد ، این صحنه را بنده و شما دوستان عزیز قطعا در اطراف و خود بار ها مشاهده کرده اید، حتی در فیلم و سریال های مختلف ، که افراد جنایت کار هر کاری می خواهند انجام میدهند و به عنوان توجیه انجام این کار از روی اجبار و این که کار و وظیفه ی آن هاست اما وقتی یک پلیس وظیفه ی خود را انجام میدهد قضیه را شخصی می کنند و سعی می کنند با کشتن انتقام بگیرند.
در این فیلم چند عامل بسیار مهم در انتقال مفهوم فیلم موثر بود.
موسیقی این فیلم تاثیری در حد دیالوگ دارد و در سکانس های مختلف در انتقال فضا ی صحنه بسیار مهم است.
میزانسن و دکوپاژ نقش مهمی در انتقال هدف فیلم دارد در واقع بدون دو عامل اصلا فیلم های چاپلین معنایی ندارند.
نمره : ۷ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
نقد فیلم
#نقد_فیلم
نقد سریال
#نقد_سریال
#سریال_برتر
که واسه معرفی ۳۰ سریال برتر IMDB استفاده میشه
#معرفی_سریال
برای معرفی سریال های کمتر شناخته شده
#نقد_فیلم
نقد سریال
#نقد_سریال
#سریال_برتر
که واسه معرفی ۳۰ سریال برتر IMDB استفاده میشه
#معرفی_سریال
برای معرفی سریال های کمتر شناخته شده
🎞نقد فیلم و سریال🎞
به نام خدا matrix 1999 کارگردان: لیلی واچوفسکی ، لانا واچوفسکی بازیگران: کیانو ریوز ، لارنس فیشبر ، کری ان ماس و ... نویسنده : لیلی واچوفسکی، لانا واچوفسکی ژانر : اکشن ، علمی تخیلی (سایبرپانک) مقدمه : چند شخص مرموز با یک هکر به اسم توماس اندرسون ارتباط…
#نقد_فیلم
matrix reloaded 2001
شبیه قسمت اول بود با این تفاوت که ویژگی های فلسفی جاشون رو به اکشن داده بودن و چه اکشنی، عالی بود.
تدوین و فیلم برداری در کنار جلوه های ویژه صحنه های خیره کننده ای خلق کرده بود و اکشن هم از لحاظ کمی و هم از لحاظ کیفی پیشرفت کرده بود (اشکالات قسمت اول رو در درگیری های تن به تن رو نداشت)
نمره : ۷ از ۱۰
matrix reloaded 2001
شبیه قسمت اول بود با این تفاوت که ویژگی های فلسفی جاشون رو به اکشن داده بودن و چه اکشنی، عالی بود.
تدوین و فیلم برداری در کنار جلوه های ویژه صحنه های خیره کننده ای خلق کرده بود و اکشن هم از لحاظ کمی و هم از لحاظ کیفی پیشرفت کرده بود (اشکالات قسمت اول رو در درگیری های تن به تن رو نداشت)
نمره : ۷ از ۱۰
حتما بخونید
#معرفی_سریال
به بهانه پخش فصل اول سریال Euphoria
#بدون_اسپویل
مردم جهان به خصوص ایران،مردمانی هستند که برای فیلم و سریال دیدن،چیزی را تماشا می کنند که حسابی از آن تعریف و تمجید شنیده باشند و برایشان مهم نیست، که شاید فیلم یا سریالی کمتر شناخته شده و کمتر دیده شده باشد که در حد یک شاهکار باشد و هیچکس آن را به ما معرفی نکند و تا ابد از دیدن آن محروم شویم(مثلا همین لاست،البته لاست چندان شاهکار نیست اما سریالی کمتر دیده شده است)
سریال چرنوبیل همین چند وقت پیش پخش شد و تا وقتی قسمت سوم پخش شد من چندان نمی دیدم درباره این سریال بحثی شود اما همین که مردم(بخصوص ایران)،در کانال و سایت و گروه های تلگرامی و کلا فضای مجازی دیدند که بحث درباره این سریال روز به روز بیشتر و داغ تر میشود به سراغ این سریال رفتند.این نشانه چیست؟
نشانه تقلید از دیگران است.از حرف من اشتباه برداشت نکنید که اگر قصد شروع به دیدن سریال یا فیلمی دارید نظر دیگران را نپرسید.منظورم من این است که بیشتر افراد درگیر اخبار فیلم و سریال نیستند و منتظرند که فیلم یا سریالی بیایید و یکی دو تعریف و تمجید از منتقد و دیگران بشنوند و شروع به دیدن آن کنند.بنظرم این کار اشتباه است.(با یک سرچ ساده می فهمید چی میگم)
سریال جدید شبکه HBO با نام سرخوشی(Euphoria)که به تازگی تمام قسمت های آن منتشر شده یکی سریال کمتر دیده شده در سال ۲۰۱۹ است که به اندک میبینم در جایی از این سریال صحبت شود.
از شخصی پرسیدم (که درباره این سریال بد میگفت)گفتم چرا بد است؟
گفت صحنه های جنسی فراوان دارد و من هم علاقه ای به دیدن پورن ندارم.از این حرف او واقعا تعجب کردم.نگاهی به پروفایلش انداختم پر از عکس هایی از جان اسنو و دنریس تارگریان بود.(سریال گیم آف ترونز).گفتم میدانید در سریال گیم آف ترونز هم صحنه های جنسی وجود دارد یا با سانسور تماشا کردید؟
گفت:در چنین سریالی اینگونه صحنه ها واجب است.
دیگر حرفی نزدم ولی اگر اینجا دید بداند.شما هم بدانید.
سریال گیم آف ترونز یک سریال حماسی فانتزی است،اصلا شما فرض کنید تاریخی است.در صورتی که سریال سرخوشی،درباره دغدغه های نوجوانی است.
کدام یک از این دو واجب است که صحنه های جنسی و س.کس داشته باشد؟
سریالی که درباره این است که در آخر چه کسی تخت آهنین را به دست میاورد؟
یا سریالی که دغدغه و مشکلات دوره نوجوانی را به نمایش میگذارد؟
خوب مسلما باید در گزینه دوم چنین صحنه هایی را مشاهده کرد. چرا کسی که علاقه ای به دیدن این صحنه ها ندارد باید از یک سریال حماسی فانتزی حمایت کند و بگوید وجود صحنه های +۱۸ در آن سریال واجب است.
نمیخواهم بگویم چنین صحنه هایی باید در گات حذف میشد فقط خواستم جواب آن دوست عزیز را بدهم و سوء تفاهماتی که درباره این سریال است را رفع کنم.
جمع بندی:همزادی پنداری با شخصیت ها،موسیقی بسیار دلنشین و بازی بازیگران بخصوص زندیا در نقش روو از مهمترین نکات مثبت این سریال زیبا است.این سریال به خوبی مشکلات نوجوانی را به نمایش میگذارد.در چند دقیقه اول به معرفی یکی از شخصیت های مهم میپردازد که شما احساس میکنید آن شخصیت را سال هاست می شناسید.در کل خواستم بگویم حتما این سریال را تماشا کنید.
IMDB:8.4
Rotten tomatoes:81%
Metacritic:67
امتیاز:10
نویسنده:Braveheart
@NaghdeFilmoSerial
#معرفی_سریال
به بهانه پخش فصل اول سریال Euphoria
#بدون_اسپویل
مردم جهان به خصوص ایران،مردمانی هستند که برای فیلم و سریال دیدن،چیزی را تماشا می کنند که حسابی از آن تعریف و تمجید شنیده باشند و برایشان مهم نیست، که شاید فیلم یا سریالی کمتر شناخته شده و کمتر دیده شده باشد که در حد یک شاهکار باشد و هیچکس آن را به ما معرفی نکند و تا ابد از دیدن آن محروم شویم(مثلا همین لاست،البته لاست چندان شاهکار نیست اما سریالی کمتر دیده شده است)
سریال چرنوبیل همین چند وقت پیش پخش شد و تا وقتی قسمت سوم پخش شد من چندان نمی دیدم درباره این سریال بحثی شود اما همین که مردم(بخصوص ایران)،در کانال و سایت و گروه های تلگرامی و کلا فضای مجازی دیدند که بحث درباره این سریال روز به روز بیشتر و داغ تر میشود به سراغ این سریال رفتند.این نشانه چیست؟
نشانه تقلید از دیگران است.از حرف من اشتباه برداشت نکنید که اگر قصد شروع به دیدن سریال یا فیلمی دارید نظر دیگران را نپرسید.منظورم من این است که بیشتر افراد درگیر اخبار فیلم و سریال نیستند و منتظرند که فیلم یا سریالی بیایید و یکی دو تعریف و تمجید از منتقد و دیگران بشنوند و شروع به دیدن آن کنند.بنظرم این کار اشتباه است.(با یک سرچ ساده می فهمید چی میگم)
سریال جدید شبکه HBO با نام سرخوشی(Euphoria)که به تازگی تمام قسمت های آن منتشر شده یکی سریال کمتر دیده شده در سال ۲۰۱۹ است که به اندک میبینم در جایی از این سریال صحبت شود.
از شخصی پرسیدم (که درباره این سریال بد میگفت)گفتم چرا بد است؟
گفت صحنه های جنسی فراوان دارد و من هم علاقه ای به دیدن پورن ندارم.از این حرف او واقعا تعجب کردم.نگاهی به پروفایلش انداختم پر از عکس هایی از جان اسنو و دنریس تارگریان بود.(سریال گیم آف ترونز).گفتم میدانید در سریال گیم آف ترونز هم صحنه های جنسی وجود دارد یا با سانسور تماشا کردید؟
گفت:در چنین سریالی اینگونه صحنه ها واجب است.
دیگر حرفی نزدم ولی اگر اینجا دید بداند.شما هم بدانید.
سریال گیم آف ترونز یک سریال حماسی فانتزی است،اصلا شما فرض کنید تاریخی است.در صورتی که سریال سرخوشی،درباره دغدغه های نوجوانی است.
کدام یک از این دو واجب است که صحنه های جنسی و س.کس داشته باشد؟
سریالی که درباره این است که در آخر چه کسی تخت آهنین را به دست میاورد؟
یا سریالی که دغدغه و مشکلات دوره نوجوانی را به نمایش میگذارد؟
خوب مسلما باید در گزینه دوم چنین صحنه هایی را مشاهده کرد. چرا کسی که علاقه ای به دیدن این صحنه ها ندارد باید از یک سریال حماسی فانتزی حمایت کند و بگوید وجود صحنه های +۱۸ در آن سریال واجب است.
نمیخواهم بگویم چنین صحنه هایی باید در گات حذف میشد فقط خواستم جواب آن دوست عزیز را بدهم و سوء تفاهماتی که درباره این سریال است را رفع کنم.
جمع بندی:همزادی پنداری با شخصیت ها،موسیقی بسیار دلنشین و بازی بازیگران بخصوص زندیا در نقش روو از مهمترین نکات مثبت این سریال زیبا است.این سریال به خوبی مشکلات نوجوانی را به نمایش میگذارد.در چند دقیقه اول به معرفی یکی از شخصیت های مهم میپردازد که شما احساس میکنید آن شخصیت را سال هاست می شناسید.در کل خواستم بگویم حتما این سریال را تماشا کنید.
IMDB:8.4
Rotten tomatoes:81%
Metacritic:67
امتیاز:10
نویسنده:Braveheart
@NaghdeFilmoSerial
Forwarded from 🎞نقد فیلم و سریال🎞 (Braveheart)