جنیفر لارنس برای بار دوم حاملس بعد سلبریتیای ما سگ و گربه نگر میدارن😐😐😐
عرزشی طور
عرزشی طور
👎3😁3👍2👏1🤬1
🔥2😁1
🎞نقد فیلم و سریال🎞
کانال نقد فیلم و سریاله، اخبار سینمایی بزاریم یا نه؟
کانال نقد فیلمه قاعدتا باید توش نقد گذاشت، صدها کانال خبری سینما هست.
خبر سینمایی هم تصمیم گرفتم نزارم کلا بیخیال شدم .
تو فرصتی بهتر امیدوارم نقد فیلم از سرگرفته بشه
خدافظ همه فعلا
به امید روزهای بهتر
البته سایر ادمینها هستن نقد میزارن
خبر سینمایی هم تصمیم گرفتم نزارم کلا بیخیال شدم .
تو فرصتی بهتر امیدوارم نقد فیلم از سرگرفته بشه
خدافظ همه فعلا
به امید روزهای بهتر
البته سایر ادمینها هستن نقد میزارن
👍9🤔1
🎞نقد فیلم و سریال🎞
بخشی از یادداشتِ مربوط به تکنیکِ 《فریز فریم》در آثار اسکورسیزی در شماره بیستم 《فیلمکاو》 ☝️ ☝️ امیدسلیمی #فیلمکاو @NaghdeFilmoSerial
به بهانه تولد اسکورسیزی یادی کنیم از این یادداشت برای فیلمکاو
بدون تعارف دشوارترین یادداشتی بود که در کل عمرم نوشتم. هرچند کاملا ارزشش رو داشت
تکنیک فریزفریم یکی از موتیفهای آثار اسکورسیزی هست که توی یادداشت مفصل درموردش نوشتم👍☝️👌
بدون تعارف دشوارترین یادداشتی بود که در کل عمرم نوشتم. هرچند کاملا ارزشش رو داشت
تکنیک فریزفریم یکی از موتیفهای آثار اسکورسیزی هست که توی یادداشت مفصل درموردش نوشتم👍☝️👌
🔥3👏3
#ارسالی_از_شما
⚪️سینمایی: بهشت و دوزخ 1963
🎥کارگردان: آکیرا کورساوا
کورساوا استادِ ایجاد دغدغههای ذهنی از طریقِ مفاهیم ساده و پیش پا افتاده است؛ او با بسط و پرورشِ موضوعاتِ سادهای همچون انسانیت، طمع، خیانت و... اثرِ هنری میآفریند و از خصایصِ اصلیِ هنر را که بازآفرینیِ زندگی بهزبانِ هنر (بخوانید سینما) میباشد را بهبهترین شکلِ ممکن با این مفاهیم از آب در میآورد.
ما با یکی از معدود آثارِ پلیسی کورساوا مواجه هستیم.
فیلم را میتوان به دو بخش تقسیم کرد؛ بخشِ اول عبارت است از رَوندِ متقاعد شدنِ "گوندو(توشیرو میفونه)" برای اعطای پول و رهایی کودک؛ و بخش دوم نیز پروسۀ دستگیریِ دزد داستان را در بر میگیرد. شاید بتوان گفت که درخشانترین بخش فیلم، همان بخشِ روند متقاعد شدنِ گوندو میباشد؛ کورساوا در ابتدا با فراهمآوردنِ موقعیتی که به گوندو پیشنهادِ ناروایی میدهند، به ما اثبات میکند که گوندو انسانِ شریف و نیکسرشتی میباشد و بدینگونه شخصیتپردازیِ مؤثری شکل میگیرد.
کورساوا پس از این شخصیتپردازی، گوندو را درگیر موقعیتِ اخلاقیای کرد که تصمیمگیری در آن بسیار دشوار است؛ همذاتپنداریِ ما با گوندو در این بزنگاهِ اخلاقی در اعلیترین سطح خود قرار دارد و سوالاتِ زیادی در ذهن ما شکل میگیرد که:« اگر ما به جای گوندو در اینبزنگاه قرار میرفتیم تصمیممان به چهشکل بود؟ آیا اساساٌ وظیفۀ گوندو کمک به پدریست که فرزندش گم شده؟ »
پس از رهاییِ کودک، دامنۀ اطلاعات داستان فراتر از آگاهی شخصیتِ اول ماست و عناصرِ پلیسی-کارآگاهیِ اثر خود را بیشتر نمایان میکنند.
بهنظرم فیلم از این نقطه، کمی اُفت میکند و گیراییِ بخش اولِ اثر را دارا نیست؛ ما از این نقطه بهبعد، بهدنبالِ حل مسئلهای هستیم که میزانِ اهمیتِ آن برای مخاطب، بهاندازۀ بخش اول فیلم نیست زیرا کودک پیدا شده و شخصیت اول داستان ما نیز بهعنوان قهرمان بهمخاطب معرفی شده است.
پروسۀ دستگیریِ "کاواناشی" با وجودِ بُعدِ منفیای که بالاتر ذکر کردم، صد البته که قابل تحمل و تماشاییست؛ اما مشکلِ دیگر من با فیلم، انگیزۀ کاواناشی از دزدیدنِ کودک است؛ انگیزۀ مذکور توجیهِ طبقاتی و سرمایهداری میشود و فیلمساز خواستار این است که ما اختلافِ طبقاتیِ میانِ این دو شخصیت را حسکرده و با هردو شخصیت، همذاتپنداری کنیم؛ با اینکه ایناتفاق تا حدودی رخ میدهد، اما از نظر من علت اصلیِ وقوع این همذاتپنداری، شخصیتپردازیِ دقیق این دو کاراکتر میباشد، و نه اختلاف طبقاتیِ آنان. ما این اختلاف طبقاتی و نقد به سرمایهداری را آنطور که باید حس نمیکنیم زیرا فیلم بیشتر تمرکز خود را بر طیِ پروسۀ کارآگاهی و پلیسی اثر میگذارد و لایههای عمیقتری چندان ایجاد نمیشود که به آن متکی شویم.
گرچه بهشت و دوزخ1963 از کورساوا، بهپای شاهکارهایی همچون:« سریرِ خون، راشومون و هفتسامورایی و...» نمیرسد اما قطعاً یکی از آثارِ بسیار قابل اعتنا و تماشاییِ کورساواست که نباید زیر سایۀ سنگین آثار شاهکار وی، دیده نشود.
امتیاز: 8.6
✍️« حسین محمدی »
@NaghdeFilmoSerial
⚪️سینمایی: بهشت و دوزخ 1963
🎥کارگردان: آکیرا کورساوا
کورساوا استادِ ایجاد دغدغههای ذهنی از طریقِ مفاهیم ساده و پیش پا افتاده است؛ او با بسط و پرورشِ موضوعاتِ سادهای همچون انسانیت، طمع، خیانت و... اثرِ هنری میآفریند و از خصایصِ اصلیِ هنر را که بازآفرینیِ زندگی بهزبانِ هنر (بخوانید سینما) میباشد را بهبهترین شکلِ ممکن با این مفاهیم از آب در میآورد.
ما با یکی از معدود آثارِ پلیسی کورساوا مواجه هستیم.
فیلم را میتوان به دو بخش تقسیم کرد؛ بخشِ اول عبارت است از رَوندِ متقاعد شدنِ "گوندو(توشیرو میفونه)" برای اعطای پول و رهایی کودک؛ و بخش دوم نیز پروسۀ دستگیریِ دزد داستان را در بر میگیرد. شاید بتوان گفت که درخشانترین بخش فیلم، همان بخشِ روند متقاعد شدنِ گوندو میباشد؛ کورساوا در ابتدا با فراهمآوردنِ موقعیتی که به گوندو پیشنهادِ ناروایی میدهند، به ما اثبات میکند که گوندو انسانِ شریف و نیکسرشتی میباشد و بدینگونه شخصیتپردازیِ مؤثری شکل میگیرد.
کورساوا پس از این شخصیتپردازی، گوندو را درگیر موقعیتِ اخلاقیای کرد که تصمیمگیری در آن بسیار دشوار است؛ همذاتپنداریِ ما با گوندو در این بزنگاهِ اخلاقی در اعلیترین سطح خود قرار دارد و سوالاتِ زیادی در ذهن ما شکل میگیرد که:« اگر ما به جای گوندو در اینبزنگاه قرار میرفتیم تصمیممان به چهشکل بود؟ آیا اساساٌ وظیفۀ گوندو کمک به پدریست که فرزندش گم شده؟ »
پس از رهاییِ کودک، دامنۀ اطلاعات داستان فراتر از آگاهی شخصیتِ اول ماست و عناصرِ پلیسی-کارآگاهیِ اثر خود را بیشتر نمایان میکنند.
بهنظرم فیلم از این نقطه، کمی اُفت میکند و گیراییِ بخش اولِ اثر را دارا نیست؛ ما از این نقطه بهبعد، بهدنبالِ حل مسئلهای هستیم که میزانِ اهمیتِ آن برای مخاطب، بهاندازۀ بخش اول فیلم نیست زیرا کودک پیدا شده و شخصیت اول داستان ما نیز بهعنوان قهرمان بهمخاطب معرفی شده است.
پروسۀ دستگیریِ "کاواناشی" با وجودِ بُعدِ منفیای که بالاتر ذکر کردم، صد البته که قابل تحمل و تماشاییست؛ اما مشکلِ دیگر من با فیلم، انگیزۀ کاواناشی از دزدیدنِ کودک است؛ انگیزۀ مذکور توجیهِ طبقاتی و سرمایهداری میشود و فیلمساز خواستار این است که ما اختلافِ طبقاتیِ میانِ این دو شخصیت را حسکرده و با هردو شخصیت، همذاتپنداری کنیم؛ با اینکه ایناتفاق تا حدودی رخ میدهد، اما از نظر من علت اصلیِ وقوع این همذاتپنداری، شخصیتپردازیِ دقیق این دو کاراکتر میباشد، و نه اختلاف طبقاتیِ آنان. ما این اختلاف طبقاتی و نقد به سرمایهداری را آنطور که باید حس نمیکنیم زیرا فیلم بیشتر تمرکز خود را بر طیِ پروسۀ کارآگاهی و پلیسی اثر میگذارد و لایههای عمیقتری چندان ایجاد نمیشود که به آن متکی شویم.
گرچه بهشت و دوزخ1963 از کورساوا، بهپای شاهکارهایی همچون:« سریرِ خون، راشومون و هفتسامورایی و...» نمیرسد اما قطعاً یکی از آثارِ بسیار قابل اعتنا و تماشاییِ کورساواست که نباید زیر سایۀ سنگین آثار شاهکار وی، دیده نشود.
امتیاز: 8.6
✍️« حسین محمدی »
@NaghdeFilmoSerial
👍10
سلام به همگی❤️
امشب رفتم فیلم صبحانه با زرافهها رو دیدم کار سروشصحت
پیشنهاد میکنم ببینید تو سینما
امشب رفتم فیلم صبحانه با زرافهها رو دیدم کار سروشصحت
پیشنهاد میکنم ببینید تو سینما
👍10
🎞نقد فیلم و سریال🎞
سلام به همگی❤️ امشب رفتم فیلم صبحانه با زرافهها رو دیدم کار سروشصحت پیشنهاد میکنم ببینید تو سینما
دیشب سینما آزادی در کنار دوست خوبم آقا فرشاد❤️👌
👍4❤1🥰1🤩1
یه عزیز نوازنده بیرون سینما بود و با گربهها هم معاشرت داشت
بعد از اینکه به یکی از بچه گربهها بستنی داد با یه دستمال کاغذی دهاناش رو هم تمیز کرد🥹
بعد از اینکه به یکی از بچه گربهها بستنی داد با یه دستمال کاغذی دهاناش رو هم تمیز کرد🥹
😢8🥰2😱2🎉1
سلام به همگی
چند نفر از دوستان پیام دادن که چرا فعالیت کانال کم شده و...
درسته و طبیعتا حق با شماست. منتهی برنامههای ویژهای برای کانال دارم . از تغییر در شیوه ویس گرفتنها تا ایده ضبط ویدئوی نقد و...
از اینکه همراه ما هستید ممنون👌❤️
چند نفر از دوستان پیام دادن که چرا فعالیت کانال کم شده و...
درسته و طبیعتا حق با شماست. منتهی برنامههای ویژهای برای کانال دارم . از تغییر در شیوه ویس گرفتنها تا ایده ضبط ویدئوی نقد و...
از اینکه همراه ما هستید ممنون👌❤️
👍6
🎞نقد فیلم و سریال🎞 pinned «سلام به همگی چند نفر از دوستان پیام دادن که چرا فعالیت کانال کم شده و... درسته و طبیعتا حق با شماست. منتهی برنامههای ویژهای برای کانال دارم . از تغییر در شیوه ویس گرفتنها تا ایده ضبط ویدئوی نقد و... از اینکه همراه ما هستید ممنون👌❤️»
ضمنا همچنان بر پروژه #ارسالی_از_شما تاکید داریم. یادداشتهای خودتون رو برام ارسال کنید 👏💪
🔥3
اولین بازیگر سیاهپوست که موفق به دریافت جایزه اسکار شد که بود؟
Final Results
26%
سیدنی پویتیر
24%
هتی مکدنیل
25%
دوروتی دندریج
24%
جیمز اِرل جونز
👍7🔥1🤔1
کوتاه با رباتِ وحشی:
جز انیمیشنهای پر سر و صدای این چند وقت و حتما جز نامزدهای اسکار و...
انیمیشنی که در کل جو مثبتی پیرامونش شکل گرفته و از حسین معززینیا و مسعودفراستی تا توئیت و نقدهای کاربران ازش تعریف کردن
رباتِ وحشی انصافا جذاب و سرگرم کننده بود و چون طیف وسیعی از مخاطبانش کودک و نوجوانن دارای پیامهای اخلاقی بسیار. از احترام به طبیعت و همدلی و دوستی بین نژادهای مختلف تا اهمیت خانواده و عشقی که با از خودگذشتگی و اولویت گذاشتن طرف مقابله تا خودخواهی و...
روایت با حذف بخش تعادل، با حادثه محرک(افتادن جعبه ربات در ساحل) شروع میشه و از همون ابتدا کششی درخور توجه در مخاطب ایجاد میکنه و با کشمکشهای بامزه میان ربات و عناصر طبیعی و تضادی که طبیعتا بین مخلوقات طبیعی و یک ماشین دست ساز انسانی هست ، لحظههای مفرحی شکل میده و در ادامه هم شیمی جالبی بین ربات و جوجه و روباه شکل میگیره و شکارچی بودن ذاتی روباه و وسوسه شدنش برای خوردن جوجه به هرچه جذابتر شدن این شیمی کمک کرده
منتهی رباتِ وحشی خالی از کلیشهها و وقایع قابل پیشبینی نیست و نوآوری خاصی در روایت نداره
ارتباط ربات با انسان یا هرمخلوق طبیعی و تلاش برای انسانی کردنش رو در آثار مختلفی دیدیم. از غول آهنی تا والای و شش قهرمان بزرگ و...
همچنین تشکیل یه تیم ناموزون و دارای تفاوتهای مختلف رو هم در کارخانه هیولاها و هم در مجموعه عصریخبندان شاهد بودیم . مخصوصا اینکه روایت هم حول یه کودک میچرخیدن
اون بخشی که جوجه بزرگ میشه و با دیدن سایر غازها هوس جدایی به سرش میزنه یا اینکه ربات در نهایت با مامورین اون سازمان درگیر میشه و... هم قابل پیشبینی و فاقد نوآوری و غافلگیری خاصی رخ دادن . از همون ابتدا میشد حدس زد دقیقا چه زمان و به چه شکل رخ میدن
به لحاظ گرافیکی هم که طبیعتا یک اثر محصول ۲۰۲۴ کم و کسری خاصی نداره و حسابی چشمنوازه . اینم نمیشه خیلی نقطه قوت خاصی محسوب کرد. یعنی جز بدیهیترین نکات اجرایی هست.
در مجموع رباتِ وحشی رو جذاب میدونم ولی اینکه بعد از سالها هم بشه بهش رجوع کرد و کماکان دیدنی باشه و در یادها بمونه رو شک دارم .
امتیاز: 7 از 10
#یادداشت
@NaghdeFilmoSerial
امیدسلیمی
جز انیمیشنهای پر سر و صدای این چند وقت و حتما جز نامزدهای اسکار و...
انیمیشنی که در کل جو مثبتی پیرامونش شکل گرفته و از حسین معززینیا و مسعودفراستی تا توئیت و نقدهای کاربران ازش تعریف کردن
رباتِ وحشی انصافا جذاب و سرگرم کننده بود و چون طیف وسیعی از مخاطبانش کودک و نوجوانن دارای پیامهای اخلاقی بسیار. از احترام به طبیعت و همدلی و دوستی بین نژادهای مختلف تا اهمیت خانواده و عشقی که با از خودگذشتگی و اولویت گذاشتن طرف مقابله تا خودخواهی و...
روایت با حذف بخش تعادل، با حادثه محرک(افتادن جعبه ربات در ساحل) شروع میشه و از همون ابتدا کششی درخور توجه در مخاطب ایجاد میکنه و با کشمکشهای بامزه میان ربات و عناصر طبیعی و تضادی که طبیعتا بین مخلوقات طبیعی و یک ماشین دست ساز انسانی هست ، لحظههای مفرحی شکل میده و در ادامه هم شیمی جالبی بین ربات و جوجه و روباه شکل میگیره و شکارچی بودن ذاتی روباه و وسوسه شدنش برای خوردن جوجه به هرچه جذابتر شدن این شیمی کمک کرده
منتهی رباتِ وحشی خالی از کلیشهها و وقایع قابل پیشبینی نیست و نوآوری خاصی در روایت نداره
ارتباط ربات با انسان یا هرمخلوق طبیعی و تلاش برای انسانی کردنش رو در آثار مختلفی دیدیم. از غول آهنی تا والای و شش قهرمان بزرگ و...
همچنین تشکیل یه تیم ناموزون و دارای تفاوتهای مختلف رو هم در کارخانه هیولاها و هم در مجموعه عصریخبندان شاهد بودیم . مخصوصا اینکه روایت هم حول یه کودک میچرخیدن
اون بخشی که جوجه بزرگ میشه و با دیدن سایر غازها هوس جدایی به سرش میزنه یا اینکه ربات در نهایت با مامورین اون سازمان درگیر میشه و... هم قابل پیشبینی و فاقد نوآوری و غافلگیری خاصی رخ دادن . از همون ابتدا میشد حدس زد دقیقا چه زمان و به چه شکل رخ میدن
به لحاظ گرافیکی هم که طبیعتا یک اثر محصول ۲۰۲۴ کم و کسری خاصی نداره و حسابی چشمنوازه . اینم نمیشه خیلی نقطه قوت خاصی محسوب کرد. یعنی جز بدیهیترین نکات اجرایی هست.
در مجموع رباتِ وحشی رو جذاب میدونم ولی اینکه بعد از سالها هم بشه بهش رجوع کرد و کماکان دیدنی باشه و در یادها بمونه رو شک دارم .
امتیاز: 7 از 10
#یادداشت
@NaghdeFilmoSerial
امیدسلیمی
👍11
🎞نقد فیلم و سریال🎞 pinned «کوتاه با رباتِ وحشی: جز انیمیشنهای پر سر و صدای این چند وقت و حتما جز نامزدهای اسکار و... انیمیشنی که در کل جو مثبتی پیرامونش شکل گرفته و از حسین معززینیا و مسعودفراستی تا توئیت و نقدهای کاربران ازش تعریف کردن رباتِ وحشی انصافا جذاب و سرگرم کننده بود…»