به نام خدا
Lawrence of Arabia 1962
کارگردان: دیوید لین
بازیگران: پیتر اوتول ، عمر شریف ، الک گینس ، آنتونی کوئین و ...
نویسنده : رابرت بولت ، مایکل ویلسون
ژانر : بیوگرافی، حماسی ، تاریخی
مقدمه : تی ای لارنس یک افسر ارتش سلطنتی بریتانیای کبیر به سرزمین عربستان اعزام می شود تا قبایل پراکنده ی عرب رو با هم متحد کنه تا علیه امپراطوری عثمانی بجنگند و سرزمین های عربی را علیه عثمانی بشوراند و ...
ممکن است کاری ازمن ساخته نباشدولی قادرم ازشهری کوچکی کشوری بوجود آورم .
مهم ترین ویژگی فیلم که توجه مرا جلب کرد و باعث شد دفعه ی اول که این فیلم را تماشا کردم به هیچ ویژگی دیگر آن توجه نکنم شخصیت اول فیلم تی ای لورنس بود با بازی ماندگار پیتر اوتول
شخصیت پردازی لورنس در این فیلم بسیار عالی بود ، یکی از بهترین پهلوان پنبه سازی های تاریخ سینما ، چقدر باور پذیر و جذاب ، شخصیتی جذاب تر از هر قهرمانی که در سینمای امروز می توان خلق کرد، از سینمایی که قهرمانان آن مرد عنکبوتی و واندر وومن باشند دیگر نباید توقع شاهکار هایی مثل لورنس عربستان را داشت.
لارنس مجذوب و مسحور آن بیابانهای بکر و دست نخورده و مردان یکدنده و لجوج قبایل عرب است
در بیابان عربستان، راهنمای عرب لورنس به وسیله امیرزاده ای به نام شریف علی بر سر یک چاه آب به قتل میرسد.
این موضوع، اهمیت آب و اختلافات قبائل را برای لورنس آشکار میکند.
معارفه عمر شریف در صحنه ی چاه آب بغایت شاهکاری هست برای خودش و شاید برترین معارفه سینمایی باشه که تا امروز دیدم.
به تنهایی کلاس اموزش ترکیب اجزا،دوربین و تدوین هست که همه در کنار هم یک سکانس شاهکار رو ساختن و میتونه سوای از کل فیلم یک فیلم جداگانه باشه و آموزش داده بشه.
فیلم لورنس عربستان هم مثل فیلم ۲۰۰۱ اودیسه ی فضایی کوبریک یک فیلم استثنایی و جلو تر از زمان است ، فیلمی که بعد ها با وجود پیشرفت تکنولوژی و همچنین افزایش سرسام آور بودجه ی فیلم های بیگ پروداکشن مثل آن تکرار نشد چون هر دو فیلم مذکور نه به دلیل ویژگی های بلاک باستری یا بخش حماسی و ماجراجویی بلکه به دلیل ویژگی های فرمی و روایی و همچنین محتوایی برجسته و با ارزش معروف و محبوب شدند ویژگی هایی که هیچ جلوه ی ویژه یا تبلیغاتی نمی تواند جایگزین آن ها شوند.
طراحی صحنه ی فیلم بسیار عالی بود از بندر عقبه گرفته تا چادر ها و مناطق بیابانی که برای فیلم برداری انتخاب کرده بودند همه چشم نواز و واقع گرایانه
چقدر فضای صحرا زنده و جذاب بود.
جذابیت بصری و قاب بندی های بی نظیر
لانگ شات های زیبا از بیابان که عظمت صحرا را به خوبی به نمایش می گذارد.
تلاش ها و عمل لورنس در فیلم به نتیجه ی دلخواه و آرمان او نمی انجامد و این خود بزرگترین درس است ، هر چقدر که انسان محبوب و قدرت مند باشد باز هم نمی تواند به تمام اهدافی که برای آن تلاش کرده برسد.
فیلم بر خلاف اکثر فیلم های حماسی-تاریخی که بیشتر حالت تجاری دارند ، یک فیلم هنری ، تجاری و عمیق است که سعی در ارائه ی چهره ای خوب از امپراطوری بریتانیا و جاسوسان و خرابکاران این روباه پیر دارد.
حالت نگاه و چشمان لورنس انسانی مصمم را نمایش می دهد که تقریبا تا آخر فیلم اراده ی خود را از دست نمی دهد. شخصیت پردازی او انسانی مصمم با اراده ، منطقی ، مهربان و استراتژیست ماهر را به نمایش می گذارد که هدف اصلی وی نجات دادن اعراب است و این اسطوره ی دروغین به بهترین و باور پذیر ترین شکل ممکن شخصیت پردازی شده است.
پیتر اتول در این فیلم یکی از بهترین نقش آفرینی های سینما را ایفا کرد از دو سال فیلم برداری و زندگی در بیابان در این فیلم دوران اوج او شروع شد و با یک فیلم شاهکار دیگر به کار خود پایان داد فیلم آخرین امپراطور(همون معلم بریتانیایی امپراطور )
شخصیت پردازی لورنس بسیار عالی است از ابتدای فیلم او را فردی مشهور اما ناشناخته بین مردم نشان می دهد و با بازگشت به گذشته آرام آرام شخصیت مرموز و جذاب وی را آشکار می سازند.
شخصیت او مجموعه معنویت و دیوانگی را دارد، شخصیتی كه متفاوت از قهرمانان نظامی است که می تواند اعراب را مجاب كند كه پیرو او باشند.
لورنس آن قدر باهوش و آگاه به روانشناسی است كه دردها و نقطه ضعفهای آنان را بهتر از خودشان فهمیده است.
لورنس با آن ظاهر درویش مسلكی خود هم اعتماد فرماندهانش را جلب كرده است و هم اعراب را
مهمان نوازي عربها كه يكي از مهمترين شاخصه هاي اصلي هويتي صحرانشينان شبه جزيره مي باشد.
بنظر لورنس اين منش عربي است كه هرچه دارند به پاي مهمان مي ريزند.
اعراب به احترام مهمان از جا بلند مي شوند و براي يادبود پيشكش هائي به ميهمان مي دهند.
@NaghdeFilmoSerial
alireza ripper
Lawrence of Arabia 1962
کارگردان: دیوید لین
بازیگران: پیتر اوتول ، عمر شریف ، الک گینس ، آنتونی کوئین و ...
نویسنده : رابرت بولت ، مایکل ویلسون
ژانر : بیوگرافی، حماسی ، تاریخی
مقدمه : تی ای لارنس یک افسر ارتش سلطنتی بریتانیای کبیر به سرزمین عربستان اعزام می شود تا قبایل پراکنده ی عرب رو با هم متحد کنه تا علیه امپراطوری عثمانی بجنگند و سرزمین های عربی را علیه عثمانی بشوراند و ...
ممکن است کاری ازمن ساخته نباشدولی قادرم ازشهری کوچکی کشوری بوجود آورم .
مهم ترین ویژگی فیلم که توجه مرا جلب کرد و باعث شد دفعه ی اول که این فیلم را تماشا کردم به هیچ ویژگی دیگر آن توجه نکنم شخصیت اول فیلم تی ای لورنس بود با بازی ماندگار پیتر اوتول
شخصیت پردازی لورنس در این فیلم بسیار عالی بود ، یکی از بهترین پهلوان پنبه سازی های تاریخ سینما ، چقدر باور پذیر و جذاب ، شخصیتی جذاب تر از هر قهرمانی که در سینمای امروز می توان خلق کرد، از سینمایی که قهرمانان آن مرد عنکبوتی و واندر وومن باشند دیگر نباید توقع شاهکار هایی مثل لورنس عربستان را داشت.
لارنس مجذوب و مسحور آن بیابانهای بکر و دست نخورده و مردان یکدنده و لجوج قبایل عرب است
در بیابان عربستان، راهنمای عرب لورنس به وسیله امیرزاده ای به نام شریف علی بر سر یک چاه آب به قتل میرسد.
این موضوع، اهمیت آب و اختلافات قبائل را برای لورنس آشکار میکند.
معارفه عمر شریف در صحنه ی چاه آب بغایت شاهکاری هست برای خودش و شاید برترین معارفه سینمایی باشه که تا امروز دیدم.
به تنهایی کلاس اموزش ترکیب اجزا،دوربین و تدوین هست که همه در کنار هم یک سکانس شاهکار رو ساختن و میتونه سوای از کل فیلم یک فیلم جداگانه باشه و آموزش داده بشه.
فیلم لورنس عربستان هم مثل فیلم ۲۰۰۱ اودیسه ی فضایی کوبریک یک فیلم استثنایی و جلو تر از زمان است ، فیلمی که بعد ها با وجود پیشرفت تکنولوژی و همچنین افزایش سرسام آور بودجه ی فیلم های بیگ پروداکشن مثل آن تکرار نشد چون هر دو فیلم مذکور نه به دلیل ویژگی های بلاک باستری یا بخش حماسی و ماجراجویی بلکه به دلیل ویژگی های فرمی و روایی و همچنین محتوایی برجسته و با ارزش معروف و محبوب شدند ویژگی هایی که هیچ جلوه ی ویژه یا تبلیغاتی نمی تواند جایگزین آن ها شوند.
طراحی صحنه ی فیلم بسیار عالی بود از بندر عقبه گرفته تا چادر ها و مناطق بیابانی که برای فیلم برداری انتخاب کرده بودند همه چشم نواز و واقع گرایانه
چقدر فضای صحرا زنده و جذاب بود.
جذابیت بصری و قاب بندی های بی نظیر
لانگ شات های زیبا از بیابان که عظمت صحرا را به خوبی به نمایش می گذارد.
تلاش ها و عمل لورنس در فیلم به نتیجه ی دلخواه و آرمان او نمی انجامد و این خود بزرگترین درس است ، هر چقدر که انسان محبوب و قدرت مند باشد باز هم نمی تواند به تمام اهدافی که برای آن تلاش کرده برسد.
فیلم بر خلاف اکثر فیلم های حماسی-تاریخی که بیشتر حالت تجاری دارند ، یک فیلم هنری ، تجاری و عمیق است که سعی در ارائه ی چهره ای خوب از امپراطوری بریتانیا و جاسوسان و خرابکاران این روباه پیر دارد.
حالت نگاه و چشمان لورنس انسانی مصمم را نمایش می دهد که تقریبا تا آخر فیلم اراده ی خود را از دست نمی دهد. شخصیت پردازی او انسانی مصمم با اراده ، منطقی ، مهربان و استراتژیست ماهر را به نمایش می گذارد که هدف اصلی وی نجات دادن اعراب است و این اسطوره ی دروغین به بهترین و باور پذیر ترین شکل ممکن شخصیت پردازی شده است.
پیتر اتول در این فیلم یکی از بهترین نقش آفرینی های سینما را ایفا کرد از دو سال فیلم برداری و زندگی در بیابان در این فیلم دوران اوج او شروع شد و با یک فیلم شاهکار دیگر به کار خود پایان داد فیلم آخرین امپراطور(همون معلم بریتانیایی امپراطور )
شخصیت پردازی لورنس بسیار عالی است از ابتدای فیلم او را فردی مشهور اما ناشناخته بین مردم نشان می دهد و با بازگشت به گذشته آرام آرام شخصیت مرموز و جذاب وی را آشکار می سازند.
شخصیت او مجموعه معنویت و دیوانگی را دارد، شخصیتی كه متفاوت از قهرمانان نظامی است که می تواند اعراب را مجاب كند كه پیرو او باشند.
لورنس آن قدر باهوش و آگاه به روانشناسی است كه دردها و نقطه ضعفهای آنان را بهتر از خودشان فهمیده است.
لورنس با آن ظاهر درویش مسلكی خود هم اعتماد فرماندهانش را جلب كرده است و هم اعراب را
مهمان نوازي عربها كه يكي از مهمترين شاخصه هاي اصلي هويتي صحرانشينان شبه جزيره مي باشد.
بنظر لورنس اين منش عربي است كه هرچه دارند به پاي مهمان مي ريزند.
اعراب به احترام مهمان از جا بلند مي شوند و براي يادبود پيشكش هائي به ميهمان مي دهند.
@NaghdeFilmoSerial
alireza ripper
موسیقی زیبا و هماهنگ با فیلم که اگر بیشتر از فیلم برداری در انتقال فضای بیابان تاثیر نداشته باشد تاثیر برابری دارد ، ترکیبی از موسیقی عربی با موسیقی های حماسی و نظامی دقیقا مطابق فضای فیلم است.
ساخت موسیقی فیلم لارنس عربستان حقیقتاً کار سختی است. فیلمی که براساس واقعیت ساخته شده بود و تا حد امکان باید تصویری حماسی از لارنس به تصویر می کشید؛ آن هم در میان آن صحرا و شن داغ. اما موریس ژار نه تنها توانست از سد تمامی این مشکلات بگذرد، بلکه توانست اثری به شدت حماسی خلق کند که مجسمه اسکار را هم برایش به همراه داشته باشد.
موریس ژار پس از لارنس عربستان 6 بار دیگر نامزد دریافت اسکار شد و 2 بار هم موفق به دریافت آن شد.
علاوه بر اوتول، عمر شریف و آنتونی کوئین و آلک گینس بازی ماندگار و زیبایی را ارائه کردند که در شخصیت پردازی عالی شخصیت ها موثر بودند.
سخن آخر : با این که مدت زمان فیلم چهار ساعت است و تقریبا خالی از صحنه های اکشن و جنگ های بزرگ فیلم های تاریخی-حماسی هست اما به دلیل شخصیت پردازی و زیبایی های بصری جذاب بیننده رو جلوی نمایشگر میخکوب می کند و تجربه ای شگرف را به وجود می آورد .
جوایز و افتخارات : اسکار : جوایز کسب کرده: بهترین فیلم ، بهترین کارگردانی، بهترین فیلم نامه ، بهترین فیلم برداری ، بهترین تدوین صدا ، بهترین تدوین و ....
بهترین فیلم تاریخ سینما به انتخاب انجمن فیلم برداران آمریکا(بهترین فیلمبرداری تاریخ سینما )
بهترین نقش آفرینی تاریخ سینما به انتخاب filmsite (پیتر اوتول)
و جوایز و افتخارات معتبر دیگر
نمره : ۱۰ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
ساخت موسیقی فیلم لارنس عربستان حقیقتاً کار سختی است. فیلمی که براساس واقعیت ساخته شده بود و تا حد امکان باید تصویری حماسی از لارنس به تصویر می کشید؛ آن هم در میان آن صحرا و شن داغ. اما موریس ژار نه تنها توانست از سد تمامی این مشکلات بگذرد، بلکه توانست اثری به شدت حماسی خلق کند که مجسمه اسکار را هم برایش به همراه داشته باشد.
موریس ژار پس از لارنس عربستان 6 بار دیگر نامزد دریافت اسکار شد و 2 بار هم موفق به دریافت آن شد.
علاوه بر اوتول، عمر شریف و آنتونی کوئین و آلک گینس بازی ماندگار و زیبایی را ارائه کردند که در شخصیت پردازی عالی شخصیت ها موثر بودند.
سخن آخر : با این که مدت زمان فیلم چهار ساعت است و تقریبا خالی از صحنه های اکشن و جنگ های بزرگ فیلم های تاریخی-حماسی هست اما به دلیل شخصیت پردازی و زیبایی های بصری جذاب بیننده رو جلوی نمایشگر میخکوب می کند و تجربه ای شگرف را به وجود می آورد .
جوایز و افتخارات : اسکار : جوایز کسب کرده: بهترین فیلم ، بهترین کارگردانی، بهترین فیلم نامه ، بهترین فیلم برداری ، بهترین تدوین صدا ، بهترین تدوین و ....
بهترین فیلم تاریخ سینما به انتخاب انجمن فیلم برداران آمریکا(بهترین فیلمبرداری تاریخ سینما )
بهترین نقش آفرینی تاریخ سینما به انتخاب filmsite (پیتر اوتول)
و جوایز و افتخارات معتبر دیگر
نمره : ۱۰ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
🎞نقد فیلم و سریال🎞
@NaghdeFilmoSerial
یادداشتی کوتاه از فیلم انتقام جویان:پایان بازی
Avengers:Endgame 2019
#حاوی_اسپویل
اگر بخواهم از فیلم بگویم،با یک اثر به شدت هیجان انگیز کننده روبرو هستیم که بسیار سرگرم کننده است و شاید حتی اگر طرفدار مارول نباشید،با یک بار دیدن آن راضی نخواهید شد.خلاصه بگویم همه چیز در این فیلم نه تنها عالی بلکه خارق العاده است از جلوه های ویژه بازی بازیگران و...
اما شما وقتی میخواهید به یک فیلم امتیاز دهید باید تمام نکاتش را در نظر بگیرید.فراموش نکنید اند گیم ۱۱ سال برایش زحمت کشیده شده و قرار است دوره ای مهم از مارول را به اتمام برساند.خوب اینگونه بگویم(البته شاید بی ربط باشد ولی خوب...)شما وقتی دوره دبیرستان را تمام میکنید و میخواهید به دوره جدیدتر بروید خوب مسلما از آن دوره سوالی ندارید و شاد و خرم به دیدار دوره بعدی میروید.اند گیم،به عنوان پایان دوره ای بسیار مهم از مارول، مسلما باید به تمام سوالات این دوره پاسخ میداد.وقتی فهمیدم زمان فیلم ۳ساعت است،پیش خودم گفتم تمام سوالات بی جواب کل دنیای سینمایی مارول ،را در این فیلم چپانده شده است اما اند گیم به تعداد کمی از آنها پاسخ داد که البته ثمری هم ننداشت چون خودش هم یک عامله دیگر در ذهنم ایجاد کرد.مثلا چندتا از آن سوال ها را برایتان بگویم:
۱-چطور بروس بنر/هالک به پروفسور هالک تبدیل شد؟
۲-تور به نگهبانان کهکشان پیوست؟
۳-گامورا یک دفعه کجا رفت؟
۴-لوکی کجا رفت؟
در آن شکی نیست که به همه این سوالات و تمام سوالاتی که حتی از هالک باور نکردنی داریم پاسخ داده خواهد شد اما اگر دوره ای از مارول به پایان رسید پس باید بدون سوال به پایان برسد.درمورد پرفروش ترین فیلم تاریخ سینما هم بنظرم اند گیم شایسته تر از آواتار است.موسیقی و جلوه های ویژه مهمترین نکته فیلم بود،جلوه های ویژه ای نظیرش را ندیدم و موسیقی که کاملا هماهنگ با فیلم است.(برای من مرگ ناتاشا از تونی استارک غم انگیزتر بود)
IMDB:8.7
Rotten tomatoes:94%
Metacritic:78
امتیاز:8
خلاصه داستان:بعد از حوادث مخرب فیلم Avengers: Infinity War 2018، اکنون نیمی از تمام موجودات جهان به خاطر اعمال تانوس کشته شده اند. تونی استارک بدون آب و غذا در فضا معلق شده و اکسیژن او هم رفته رفته تمام می شود. تونی در این بین تلاش می کند که پیامی برای پپر پاتس ارسال کند. در طرف دیگر، اعضای باقیمانده از گروه انتقام جویان با کمک دیگر متحدان خود به دنبال راهی برای بازگرداندن افراد از دست رفته هستند. آن ها در فیلم انتقام جویان آخر بازی می خواهند که یک بار برای همیشه و با تمام توان با تانوس روبرو شوند و نظم از دست رفته را به جهان بازگردانند؛ مهم نیست که این کار آن ها چه عواقبی خواهد داشت.
نویسنده:Braveheart
@NaghdeFilmoSerial
#امروز_چی_دیدم
Avengers:Endgame 2019
#حاوی_اسپویل
اگر بخواهم از فیلم بگویم،با یک اثر به شدت هیجان انگیز کننده روبرو هستیم که بسیار سرگرم کننده است و شاید حتی اگر طرفدار مارول نباشید،با یک بار دیدن آن راضی نخواهید شد.خلاصه بگویم همه چیز در این فیلم نه تنها عالی بلکه خارق العاده است از جلوه های ویژه بازی بازیگران و...
اما شما وقتی میخواهید به یک فیلم امتیاز دهید باید تمام نکاتش را در نظر بگیرید.فراموش نکنید اند گیم ۱۱ سال برایش زحمت کشیده شده و قرار است دوره ای مهم از مارول را به اتمام برساند.خوب اینگونه بگویم(البته شاید بی ربط باشد ولی خوب...)شما وقتی دوره دبیرستان را تمام میکنید و میخواهید به دوره جدیدتر بروید خوب مسلما از آن دوره سوالی ندارید و شاد و خرم به دیدار دوره بعدی میروید.اند گیم،به عنوان پایان دوره ای بسیار مهم از مارول، مسلما باید به تمام سوالات این دوره پاسخ میداد.وقتی فهمیدم زمان فیلم ۳ساعت است،پیش خودم گفتم تمام سوالات بی جواب کل دنیای سینمایی مارول ،را در این فیلم چپانده شده است اما اند گیم به تعداد کمی از آنها پاسخ داد که البته ثمری هم ننداشت چون خودش هم یک عامله دیگر در ذهنم ایجاد کرد.مثلا چندتا از آن سوال ها را برایتان بگویم:
۱-چطور بروس بنر/هالک به پروفسور هالک تبدیل شد؟
۲-تور به نگهبانان کهکشان پیوست؟
۳-گامورا یک دفعه کجا رفت؟
۴-لوکی کجا رفت؟
در آن شکی نیست که به همه این سوالات و تمام سوالاتی که حتی از هالک باور نکردنی داریم پاسخ داده خواهد شد اما اگر دوره ای از مارول به پایان رسید پس باید بدون سوال به پایان برسد.درمورد پرفروش ترین فیلم تاریخ سینما هم بنظرم اند گیم شایسته تر از آواتار است.موسیقی و جلوه های ویژه مهمترین نکته فیلم بود،جلوه های ویژه ای نظیرش را ندیدم و موسیقی که کاملا هماهنگ با فیلم است.(برای من مرگ ناتاشا از تونی استارک غم انگیزتر بود)
IMDB:8.7
Rotten tomatoes:94%
Metacritic:78
امتیاز:8
خلاصه داستان:بعد از حوادث مخرب فیلم Avengers: Infinity War 2018، اکنون نیمی از تمام موجودات جهان به خاطر اعمال تانوس کشته شده اند. تونی استارک بدون آب و غذا در فضا معلق شده و اکسیژن او هم رفته رفته تمام می شود. تونی در این بین تلاش می کند که پیامی برای پپر پاتس ارسال کند. در طرف دیگر، اعضای باقیمانده از گروه انتقام جویان با کمک دیگر متحدان خود به دنبال راهی برای بازگرداندن افراد از دست رفته هستند. آن ها در فیلم انتقام جویان آخر بازی می خواهند که یک بار برای همیشه و با تمام توان با تانوس روبرو شوند و نظم از دست رفته را به جهان بازگردانند؛ مهم نیست که این کار آن ها چه عواقبی خواهد داشت.
نویسنده:Braveheart
@NaghdeFilmoSerial
#امروز_چی_دیدم
به نام خدا
godfather 1972 (part 1)
کارگردان: فرانسیس فورد کاپولا
بازیگران:مارلون براندو ، آل پاچینو ، جیمز کال و ...
نویسنده : فرانسیس فورد کاپولا ، ماریو پوزو
ژانر : جنایی(گانگستری)
مقدمه : این فیلم (که بر اساس رمان پدرخوانده ساخته شده است)زندگی یک خانواده ی بزرگ مافیا در دهه ی ۴۰ را روایت میکند، پسر کوچک تر خانواده یعنی مایکل که از ورود به شغل خانواده سرباز میزد طی اتفاقاتی مجبور می شود جای پدر خود (دون کورلئونه ) را بگیرد و رئیس خانواده شود و ...
توفیقی شد که بعد از دو سال فیلم پدر خوانده را برای بار چهارم ببینم و چقدر تجربه ی لذت بخشی بود.
روایت فیلم یکی از بهترین و کامل ترین روایت های تاریخ سینماست ، هیچی فیلمی تا این حد زندگی واقعی انسان را به تصویر نکشیده، از اقتدار و قدرت کورلئونه کبیر در پشت میز کار تا بازی و لذت بردن از حضور نوه ی او در باغچه ی خانه ، از نگاه تحقیر آمیز و از بالا به مردی که در ابتدا خواستار کمک پدر خوانده به او بود (برای مجازات کسانی که به دختر وی آسیب رساندند) تا در خواست کمک پدر خوانده از وی برای کمک به مایکل (چرخش روزگار ) از اشارات فیلم به سیاست تا مشکلات خانوادگی و زن و شوهری همه همه به بهترین نحوه در کنار هم قرار گرفته اند تا زندگی واقعی را شرح دهند.
در واقع روایت فیلم پر از نکته و درس زندگی است.
چند درس از فیلم پدرخوانده
1. روابط قدرتمندی بسازید
یک روزی… و شاید اون روز هرگز نیاد, من بهت زنگ میزنم و از تو درخواست کمک میکنم. اما تا اون روز این کمک من رو به عنوان هدیه از من قبول کن.
ویتو کارلئونه
اگر به صورت عمقی به این دیالوگ ماندگار ویتو کارلئونه (مارلو براندو) فکر کنید خواهید فهمید چطور روابط مستحکمی بر پایه کسانی که به آنها کمک کرده بنا میکند. ویتو کارلئونه, پدر خوانده خانواده مافیایی با کمک کردن و لطفی که به دیگران در حل مشکلاتشان میکند, یک رابطه مستحکم و پرنفوذ از انواع مختلف مردم را برایش درست میکند که شاید کمک او را جبران کنند شاید هم نه اما؛همه آنها در نفوذ قدرت کارلئونه هستند و ناخودآگاه حوزه نفوذ و قدرتش را گسترش میدهند.
2. به دیگران اعتبار بدهید
چیه چه مرگت شده؟ فکر کنم داری نرم میشی .
ویتو کارلئونه
پدرخوانده درس بزرگ دیگری برای ما دارد. در شرایط سخت, سخت تر باشید. در فیلم پدرخوانده درست زمانی که پدرخوانده چند ضعف از خودش را ناخواسته به دشمنانش نشان داد آنها سریع شروع کردند به حمله تا او را نابود کنند و این دقیقا به خاطر اشتباهات تیم اش بود.
3.احساساتی نباش
قضیه شخصی نیست, سانی. قضیه دقیقا کاری است.
مایکل کارلئونه
اکثر مردم نمیخواهند این واقعیت را در کسب و کار قبول کنند که : بعضی افراد برنده اند ,بعضی افراد بازنده.
وقتی سانی کارلئونه در فیلم پدرخوانده کاری را از روی احساسات و شتاب زده انجام میدهد, از بازی بیرون می ماند.
4. قاطع باشید
اگر شما هم مثل من فیلم پدرخوانده را چندین بار دیده باشید, شاید فیلم را همراه با شوک و احترام ببینید!!
شما در صحنه ای میبینید دون کارلئونه یک از اعضای خانواده اش را در نهایت بی رحمی میکشد و در سکانسی بعد میبینید کاملا منطقی میداند چه میخواهد و برای رسیدن به آن تلاش میکند, قاطع است و فرمان احترامی از درونش ساطع میشود.
5. برای خانواده تان وقت بگذارید
آیا با خانواده ات وقت میگذرونی؟ چون مردی که وقت برای خانواده اش نداشته باشه, هیچوقت نمیتونه یک مرد واقعی باشه.
ویتو کارلئونه
رنگ تیره ی فضا ، سیاهی دنیای فیلم را به خوبی منتقل می کند
موسیقی فیلم که بیشتر تلفیقی از موسیقی ایتالیایی و آمریکایی است در طول فیلم بسته به شرایط تغیر می کند و کاملا با فیلم هماهنگ است ، هماهنگی که باعث شده بالاتر از هر ویژگی دیگر فیلم ، نماد فیلم پدر خوانده باشد.
صحنه ی مرگ دون کورلئونه در فیلم مورد علاقه ترین صحنه ی فیلم برای من است ، صحنه ای پر احساس که همیشه در ذهن من ماندگار شده است ، براندو در این صحنه طوری نقش آفرینی می کند که مخاطب فکر می کند با یک پیر مرد ۷۰ ساله طرف است و بازیگر خردسال هم واقعا نوه ی اوست ، عشق و محبت در این صحنه موج میزند و به قدر باور پذیر است که به یکی از بهترین و واقع گرایانه ترین صحنه های کل فیلم تبدیل میشود.
فیلم برداری عالی و سایه روشن که مانند نور پردازی سعی در نشان دادن دو چهره ی مثبت و منفی (خاکستری ) از شخصیت ها و زندگی آن ها داشت که بسیار عالی عمل کرد که بعد ها در فیلم های مهم دیگری مانند گاو خشمگین تکرار شد.
تدوین عالی فیلم به خصوص در موازی کردن غسل تعمید و حذف رقبان که نشان دهنده ی شروع دوران جدید بود و این دوران را در قسمت بعدی شاهد بودیم.
این تدوین پر از تضاد را در کل فیلم شاهد هستیم.
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
godfather 1972 (part 1)
کارگردان: فرانسیس فورد کاپولا
بازیگران:مارلون براندو ، آل پاچینو ، جیمز کال و ...
نویسنده : فرانسیس فورد کاپولا ، ماریو پوزو
ژانر : جنایی(گانگستری)
مقدمه : این فیلم (که بر اساس رمان پدرخوانده ساخته شده است)زندگی یک خانواده ی بزرگ مافیا در دهه ی ۴۰ را روایت میکند، پسر کوچک تر خانواده یعنی مایکل که از ورود به شغل خانواده سرباز میزد طی اتفاقاتی مجبور می شود جای پدر خود (دون کورلئونه ) را بگیرد و رئیس خانواده شود و ...
توفیقی شد که بعد از دو سال فیلم پدر خوانده را برای بار چهارم ببینم و چقدر تجربه ی لذت بخشی بود.
روایت فیلم یکی از بهترین و کامل ترین روایت های تاریخ سینماست ، هیچی فیلمی تا این حد زندگی واقعی انسان را به تصویر نکشیده، از اقتدار و قدرت کورلئونه کبیر در پشت میز کار تا بازی و لذت بردن از حضور نوه ی او در باغچه ی خانه ، از نگاه تحقیر آمیز و از بالا به مردی که در ابتدا خواستار کمک پدر خوانده به او بود (برای مجازات کسانی که به دختر وی آسیب رساندند) تا در خواست کمک پدر خوانده از وی برای کمک به مایکل (چرخش روزگار ) از اشارات فیلم به سیاست تا مشکلات خانوادگی و زن و شوهری همه همه به بهترین نحوه در کنار هم قرار گرفته اند تا زندگی واقعی را شرح دهند.
در واقع روایت فیلم پر از نکته و درس زندگی است.
چند درس از فیلم پدرخوانده
1. روابط قدرتمندی بسازید
یک روزی… و شاید اون روز هرگز نیاد, من بهت زنگ میزنم و از تو درخواست کمک میکنم. اما تا اون روز این کمک من رو به عنوان هدیه از من قبول کن.
ویتو کارلئونه
اگر به صورت عمقی به این دیالوگ ماندگار ویتو کارلئونه (مارلو براندو) فکر کنید خواهید فهمید چطور روابط مستحکمی بر پایه کسانی که به آنها کمک کرده بنا میکند. ویتو کارلئونه, پدر خوانده خانواده مافیایی با کمک کردن و لطفی که به دیگران در حل مشکلاتشان میکند, یک رابطه مستحکم و پرنفوذ از انواع مختلف مردم را برایش درست میکند که شاید کمک او را جبران کنند شاید هم نه اما؛همه آنها در نفوذ قدرت کارلئونه هستند و ناخودآگاه حوزه نفوذ و قدرتش را گسترش میدهند.
2. به دیگران اعتبار بدهید
چیه چه مرگت شده؟ فکر کنم داری نرم میشی .
ویتو کارلئونه
پدرخوانده درس بزرگ دیگری برای ما دارد. در شرایط سخت, سخت تر باشید. در فیلم پدرخوانده درست زمانی که پدرخوانده چند ضعف از خودش را ناخواسته به دشمنانش نشان داد آنها سریع شروع کردند به حمله تا او را نابود کنند و این دقیقا به خاطر اشتباهات تیم اش بود.
3.احساساتی نباش
قضیه شخصی نیست, سانی. قضیه دقیقا کاری است.
مایکل کارلئونه
اکثر مردم نمیخواهند این واقعیت را در کسب و کار قبول کنند که : بعضی افراد برنده اند ,بعضی افراد بازنده.
وقتی سانی کارلئونه در فیلم پدرخوانده کاری را از روی احساسات و شتاب زده انجام میدهد, از بازی بیرون می ماند.
4. قاطع باشید
اگر شما هم مثل من فیلم پدرخوانده را چندین بار دیده باشید, شاید فیلم را همراه با شوک و احترام ببینید!!
شما در صحنه ای میبینید دون کارلئونه یک از اعضای خانواده اش را در نهایت بی رحمی میکشد و در سکانسی بعد میبینید کاملا منطقی میداند چه میخواهد و برای رسیدن به آن تلاش میکند, قاطع است و فرمان احترامی از درونش ساطع میشود.
5. برای خانواده تان وقت بگذارید
آیا با خانواده ات وقت میگذرونی؟ چون مردی که وقت برای خانواده اش نداشته باشه, هیچوقت نمیتونه یک مرد واقعی باشه.
ویتو کارلئونه
رنگ تیره ی فضا ، سیاهی دنیای فیلم را به خوبی منتقل می کند
موسیقی فیلم که بیشتر تلفیقی از موسیقی ایتالیایی و آمریکایی است در طول فیلم بسته به شرایط تغیر می کند و کاملا با فیلم هماهنگ است ، هماهنگی که باعث شده بالاتر از هر ویژگی دیگر فیلم ، نماد فیلم پدر خوانده باشد.
صحنه ی مرگ دون کورلئونه در فیلم مورد علاقه ترین صحنه ی فیلم برای من است ، صحنه ای پر احساس که همیشه در ذهن من ماندگار شده است ، براندو در این صحنه طوری نقش آفرینی می کند که مخاطب فکر می کند با یک پیر مرد ۷۰ ساله طرف است و بازیگر خردسال هم واقعا نوه ی اوست ، عشق و محبت در این صحنه موج میزند و به قدر باور پذیر است که به یکی از بهترین و واقع گرایانه ترین صحنه های کل فیلم تبدیل میشود.
فیلم برداری عالی و سایه روشن که مانند نور پردازی سعی در نشان دادن دو چهره ی مثبت و منفی (خاکستری ) از شخصیت ها و زندگی آن ها داشت که بسیار عالی عمل کرد که بعد ها در فیلم های مهم دیگری مانند گاو خشمگین تکرار شد.
تدوین عالی فیلم به خصوص در موازی کردن غسل تعمید و حذف رقبان که نشان دهنده ی شروع دوران جدید بود و این دوران را در قسمت بعدی شاهد بودیم.
این تدوین پر از تضاد را در کل فیلم شاهد هستیم.
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
این فیلم سکوی پرشی شد برای آلپاچینو که بعد ها با نقش آفرینی شاهکار در فیلم هایی مثل صورت زخمی ، بعد از ظهر نحس ، سرپیکو ، راه کارلیتو و ... نام آلپاچینو رو به عنوان یکی از بهترین بازیگران تاریخ ثبت کرد ، البته فرق این نقش آفرینی آلپاچینو با دیگر فیلم هایش یک تفاوت مهم است، تقریبا در همه ی نقش آفرینی های مهم آلپاچینو ، شاهد نقش آفرینی متد اکتینگ برون گرا از وی بودم اما در فیلم پدر خوانده شاهد متد اکتینگ درون گرا از آلپاچینو بودم (مثل نقش آفرینی های دنیرو) و البته شخصیت پردازی مایکل کورلئونه بهتر از هر شخصیت پردازی فیلم های آلپاچینو است که این شخصیت پردازی بی نقص علاوه بر بازی عالی آلپاچینو مدیون فیلم نامه و کارگردانی عالی کاپولا می باشد.
نقش آفرینی و شخصیت پردازی مارلون براندو در این فیلم بهتر از هر نقش آفرینی و شخصیت پردازی وی در فیلم هایی دیگر است. براندو با یک متد اکتینگ درون گرا یکی از خونسرد ترین و جذاب ترین گانگستر های تاریخ سینما را به نمایش می گذارد.
در مقایسه ی تفاوت و کیفیت نقش آفرینی مارلون براندو می توان نقش آفرینی و شخصیت پردازی وی در دو فیلم اتوبوسی به نام هوس و پدر خوانده مقایسه کرد ، در فیلم اتوبوسی به نام هوس براندو با متد اکتینگ برون گرا نقش یک جوان عاصی و رو اعصاب و عجول را بازی می کند که بسیار هم عالی عمل کرده اما در پدر خوانده با متد اکتینگ درون گرا نقش یک فرد پا به سن گذاشته، صبور و زیرک را بازی می کند که یکی از مهم ترین و ماندگار ترین شخصیت های تاریخ سینما را به وجود می آورد.
روند تغیر مایکل از یک انسان تحصیل کرده و تقریبا درست کار به یک قاتل بی رحم و رئیسی باهوش مهم ترین روایتی است که در این قسمت و قسمت های بعدی پدرخوانده شاهد بودیم که بار ها در سینما و تلوزیون سعی در تکرار کردن آن داشتند که آخرینش هم سریال معروف بریکینگ بد (و همین خودش از نشانه های شاهکار بودن تاثیر مثبت و مهم در سینما و تلویزیون )
تقریبا در تمام رتبه بندی های معتبر سینما پدر خوانده قسمت اول جز ۱۰ فیلم بالای لیست است و آن فقط و فقط یک دلیل دارد شاهکار بودن ، هر فیلم شاهکاری چند ویژگی مهم دارد که مهم ترینش ماندگاری در زمان است ، فیلم پدر خوانده در کنار فیلم ۲۰۰۱ ادیسه ی فضایی تنها فیلم های پرفکت سینما هستند (البته منظور از پرفکت این نیست که سوتی ندارن اتفاقا پدرخوانده چند تا سوتی و اشتباه معروف داره ) و این دو فیلم در تمام ویژگی های فنی، فرمی ، محتوایی ، عوامل فیلم مثل بازیگران و ... بی نقص عمل کرده و تمام ویژگی ها در بالا ترین حد قرار دارند و به همین دلیل پدر خوانده در هر دوره ی زمانی و با هر معیار درست سینمایی ، چه ۳۰ سال پیش و چه الان عالی عمل کرده .
همچنین دیگر ویژگی یک شاهکار که بودنش شاهکار بودن را تقریبا تضمین می کند تغیر و تحولی در سینما است که باعث ارتقای معیار ها در سینما گردد.
تحولی مهمی که در سینما ایجاد کرده، ایجاد شخصیت مثبت از مافیا ، مافیایی که قبل از این فیلم همیشه چهره ی منفی و شخصیت منفی فیلم ها بودند که در واقع یک سنت شکنی و کلیشه زدایی بود و راه را برای ایجاد شخصیت های خاکستری بیشتر در سینما هموار کرد و شخصیت های سینما را از حالت تک بعدی و سیاه و سفید (مثل شخصیت های فیلم های جان فورد ) خارج کرد و شخصیت های خاکستری و پیچیده را وارد سینما کرد.
سخن آخر : سینما همیشه مدیون پدر خوانده است زیرا این فیلم راز موفقیت در سینما را نشان می دهد ، یک فیلم کامل عالی چه ویژگی هایی دارد : عالی بودن در فرم ، محتوا و ویژگی های فنی در کنار سرگرم کننده بودن ، سرگرم کننده بودن از ویژگی های فیلم پدر خوانده است که کمتر به آن پرداخت شده ، هیجان و لذت و سرگرم کننده بودن از ویژگی های مثبت این فیلم است(که در قسمت دوم کمتر میشود)، مشکلی که سینمای بعد ۲۰۰۰ دارد هم این است که سرگرمی و کیفیت در فیلم ها از هم فاصله گرفته اند ، فیلم های خوب اکثرا کم فروش هستند و فیلم های پر فروش اکثرا بلاک باستر های آبکی ، تنها راه نجات مراجعه و الگو گرفتن از فیلم هایی مثل پدر خوانده است.
جوایز و افتخارات : برنده ی اسکار در رشته های : بهترین بازیگر نقش اول مرد ، بهترین فیلم ، بهترین فیلم نامه ی اقتباسی و
جوایز و افتخارات معتبر دیگر
نمره : ۱۰ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
نقش آفرینی و شخصیت پردازی مارلون براندو در این فیلم بهتر از هر نقش آفرینی و شخصیت پردازی وی در فیلم هایی دیگر است. براندو با یک متد اکتینگ درون گرا یکی از خونسرد ترین و جذاب ترین گانگستر های تاریخ سینما را به نمایش می گذارد.
در مقایسه ی تفاوت و کیفیت نقش آفرینی مارلون براندو می توان نقش آفرینی و شخصیت پردازی وی در دو فیلم اتوبوسی به نام هوس و پدر خوانده مقایسه کرد ، در فیلم اتوبوسی به نام هوس براندو با متد اکتینگ برون گرا نقش یک جوان عاصی و رو اعصاب و عجول را بازی می کند که بسیار هم عالی عمل کرده اما در پدر خوانده با متد اکتینگ درون گرا نقش یک فرد پا به سن گذاشته، صبور و زیرک را بازی می کند که یکی از مهم ترین و ماندگار ترین شخصیت های تاریخ سینما را به وجود می آورد.
روند تغیر مایکل از یک انسان تحصیل کرده و تقریبا درست کار به یک قاتل بی رحم و رئیسی باهوش مهم ترین روایتی است که در این قسمت و قسمت های بعدی پدرخوانده شاهد بودیم که بار ها در سینما و تلوزیون سعی در تکرار کردن آن داشتند که آخرینش هم سریال معروف بریکینگ بد (و همین خودش از نشانه های شاهکار بودن تاثیر مثبت و مهم در سینما و تلویزیون )
تقریبا در تمام رتبه بندی های معتبر سینما پدر خوانده قسمت اول جز ۱۰ فیلم بالای لیست است و آن فقط و فقط یک دلیل دارد شاهکار بودن ، هر فیلم شاهکاری چند ویژگی مهم دارد که مهم ترینش ماندگاری در زمان است ، فیلم پدر خوانده در کنار فیلم ۲۰۰۱ ادیسه ی فضایی تنها فیلم های پرفکت سینما هستند (البته منظور از پرفکت این نیست که سوتی ندارن اتفاقا پدرخوانده چند تا سوتی و اشتباه معروف داره ) و این دو فیلم در تمام ویژگی های فنی، فرمی ، محتوایی ، عوامل فیلم مثل بازیگران و ... بی نقص عمل کرده و تمام ویژگی ها در بالا ترین حد قرار دارند و به همین دلیل پدر خوانده در هر دوره ی زمانی و با هر معیار درست سینمایی ، چه ۳۰ سال پیش و چه الان عالی عمل کرده .
همچنین دیگر ویژگی یک شاهکار که بودنش شاهکار بودن را تقریبا تضمین می کند تغیر و تحولی در سینما است که باعث ارتقای معیار ها در سینما گردد.
تحولی مهمی که در سینما ایجاد کرده، ایجاد شخصیت مثبت از مافیا ، مافیایی که قبل از این فیلم همیشه چهره ی منفی و شخصیت منفی فیلم ها بودند که در واقع یک سنت شکنی و کلیشه زدایی بود و راه را برای ایجاد شخصیت های خاکستری بیشتر در سینما هموار کرد و شخصیت های سینما را از حالت تک بعدی و سیاه و سفید (مثل شخصیت های فیلم های جان فورد ) خارج کرد و شخصیت های خاکستری و پیچیده را وارد سینما کرد.
سخن آخر : سینما همیشه مدیون پدر خوانده است زیرا این فیلم راز موفقیت در سینما را نشان می دهد ، یک فیلم کامل عالی چه ویژگی هایی دارد : عالی بودن در فرم ، محتوا و ویژگی های فنی در کنار سرگرم کننده بودن ، سرگرم کننده بودن از ویژگی های فیلم پدر خوانده است که کمتر به آن پرداخت شده ، هیجان و لذت و سرگرم کننده بودن از ویژگی های مثبت این فیلم است(که در قسمت دوم کمتر میشود)، مشکلی که سینمای بعد ۲۰۰۰ دارد هم این است که سرگرمی و کیفیت در فیلم ها از هم فاصله گرفته اند ، فیلم های خوب اکثرا کم فروش هستند و فیلم های پر فروش اکثرا بلاک باستر های آبکی ، تنها راه نجات مراجعه و الگو گرفتن از فیلم هایی مثل پدر خوانده است.
جوایز و افتخارات : برنده ی اسکار در رشته های : بهترین بازیگر نقش اول مرد ، بهترین فیلم ، بهترین فیلم نامه ی اقتباسی و
جوایز و افتخارات معتبر دیگر
نمره : ۱۰ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
🎞نقد فیلم و سریال🎞
@NaghdeFilmoSerial
به بهانه پخش سریال زیبای سریال وقتی آنها ما را دیدند
When They See Us 2019
#حاوی_اسپویل
چرنوبیل بعدی...
فرض کنید بخاطر کاری که نکرده اید مردم شهرتان و حتی مردم کشورتان و حتی کل مردم جهان از شما متنفر باشند؟
جالب اینجاست شما آن کار را انجام ندادید و اصلا خبر ندارید چه اتفاقی افتاده است؟
سریال بسیار بسیار زیبا و محبوب نتفلیکس که شاید حتی بتوان گفت بهتر از چرنوبیل است(یعنی تا به اینجا بهترین سریال ۲۰۱۹ است)روایت گر داستان واقعی چند نوجوان سیاه پوست است که بخاطر تجاوز به زنی، (که انجام نداده اند)به زندان میافتند و سال های بسیاری در زندان میمانند.در طول این سال ها در زندان مثل حیوان با آنها رفتار میشود و در بیرون از زندان جامعه ای که در آن زندگی میکنند هم با پدر و مادرشان رفتار بدی انجام میدهند.همین خلاصه داستان بسیار بسیار دردناک است و شما را تحت تاثیر قرار میدهد.بی شک حتی با دیدن سریال اشک شما در میاید.بعد از سال های بسیار طولانی بالاخره یک نفر که در زندان بوده اعتراف میکند که تجاوز کار او بوده است.در این سال ها پنج زندانی سیاه پوست بزرگ شدند.حتی وقتی بعد از سال ها که مشخص میشود آن پنج نفر بی گناه هستند،یکی از کاراگاه ها هنوز هم قبول ندارد و باور نمیکند که اشتباه کرده اند.(این نکته در سریال چرنوبیل هم بود)یعنی حاضرند ادامه زندگی آن پنج نفر خراب شود ولی اعتبار و ارزش خودشان زیر سوال نرود.اما یکی دیگر از کاراگاه تلاشش را میکند و ثابت میکند که آنها بی گناه اند و پس از سال ها آن پنج نفر از زندان آزاد میشوند و به آغوش جامعه باز می گردند.(این کاراگاه هم بسیار در ثابت کردن گناه کار بودن آن پنج نفر در سال های قبل مقصر بود)در آخر سریال نوشته میشود که بر هر کدام از آن پنج نفر ۴۳میلیون دلار پرداخت شده است.اما من که معتقدم فایده ای ندارد به ۲دلیل:۱-آنها بسیار از دنیا عقب افتادند و مهمترین دوره زندگی خود یعنی نوجوانی را از دست دادند.۲-درست است که در آخر جامعه آنها را قبول کرد اما خوب مطمئنا باز هم چندان مورد تایید مردم نخواهند بود و حتی چهار نفر از آنها از شهر خود یعنی نیویورک هم تبعید شدند.در زمان دیدن سریال واقعا من خودم را جای آنها گذاشتم واقعا بسیار دردناک است.بنظرم تمام عواملی که باعث شدند آن سال ها به آن پنج نفر سخت بگذرد و به اشتباه آنها را گناهکار معرفی کردند باید سخت مجازات میشدند(ما در سریال چنین چیزی را ندیدیم).آن پنج نفر بخاطر این گناهکار شناخته شدند که پلیس نمی دانست بخاطر اتفاقی که افتاده چه کسی را مقصر بداند و از یک طرف فشار رسانه ها بسیار بر روی پلیس ها بود.(اشاره به تاثیر رسانه ها بر جامعه)پلیس ها به دروغ نوجوانان گفتند اگر به گناه خود اعتراف کنید شما را آزاد میکنیم.آنها هم به کاری که نکرده اند اعتراف کردند و این باعث شد گناهکار شناخته شوند.
جمع بندی:هرچه که از یک مینی سریال انتظار دارید در این مینی سریال وجود دارد(موسیقی سریال که وقتی پنج نفر را گناه کار اعلام میکند واقعا غم انگیز است.بازی بازیگران چه در کودکی و چه در جوانی و خلاصه همه چیز)این سریال قلب شما را به درد خواهد آورد و حتما توصیه میکنم این سریال را ببینید.(یک دستمال در کنار خود داشته باشید چون در تمام قسمت ها اشک خواهید ریخت.)
IMDB:9
Rotten tomatoes:96%
Metacritic:87
امتیاز:10
خلاصه داستان:این سریال بیوگرافی و تاریخی که توسط ایوا دوورنی کارگردان معروفی هالیوودی ساخته است ، داستان آن بر اساس حوادث واقعی میباشد و دربارهی اتفاقی تراژدیک و واقعی مربوط به پنج نوجوان سیاهپوست است که محکوم به انجام جرمی که انجام ندادهاند شدهاند و…
نویسنده:Braveheart
@NaghdeFilmoSerial
#امروز_چی_دیدم
When They See Us 2019
#حاوی_اسپویل
چرنوبیل بعدی...
فرض کنید بخاطر کاری که نکرده اید مردم شهرتان و حتی مردم کشورتان و حتی کل مردم جهان از شما متنفر باشند؟
جالب اینجاست شما آن کار را انجام ندادید و اصلا خبر ندارید چه اتفاقی افتاده است؟
سریال بسیار بسیار زیبا و محبوب نتفلیکس که شاید حتی بتوان گفت بهتر از چرنوبیل است(یعنی تا به اینجا بهترین سریال ۲۰۱۹ است)روایت گر داستان واقعی چند نوجوان سیاه پوست است که بخاطر تجاوز به زنی، (که انجام نداده اند)به زندان میافتند و سال های بسیاری در زندان میمانند.در طول این سال ها در زندان مثل حیوان با آنها رفتار میشود و در بیرون از زندان جامعه ای که در آن زندگی میکنند هم با پدر و مادرشان رفتار بدی انجام میدهند.همین خلاصه داستان بسیار بسیار دردناک است و شما را تحت تاثیر قرار میدهد.بی شک حتی با دیدن سریال اشک شما در میاید.بعد از سال های بسیار طولانی بالاخره یک نفر که در زندان بوده اعتراف میکند که تجاوز کار او بوده است.در این سال ها پنج زندانی سیاه پوست بزرگ شدند.حتی وقتی بعد از سال ها که مشخص میشود آن پنج نفر بی گناه هستند،یکی از کاراگاه ها هنوز هم قبول ندارد و باور نمیکند که اشتباه کرده اند.(این نکته در سریال چرنوبیل هم بود)یعنی حاضرند ادامه زندگی آن پنج نفر خراب شود ولی اعتبار و ارزش خودشان زیر سوال نرود.اما یکی دیگر از کاراگاه تلاشش را میکند و ثابت میکند که آنها بی گناه اند و پس از سال ها آن پنج نفر از زندان آزاد میشوند و به آغوش جامعه باز می گردند.(این کاراگاه هم بسیار در ثابت کردن گناه کار بودن آن پنج نفر در سال های قبل مقصر بود)در آخر سریال نوشته میشود که بر هر کدام از آن پنج نفر ۴۳میلیون دلار پرداخت شده است.اما من که معتقدم فایده ای ندارد به ۲دلیل:۱-آنها بسیار از دنیا عقب افتادند و مهمترین دوره زندگی خود یعنی نوجوانی را از دست دادند.۲-درست است که در آخر جامعه آنها را قبول کرد اما خوب مطمئنا باز هم چندان مورد تایید مردم نخواهند بود و حتی چهار نفر از آنها از شهر خود یعنی نیویورک هم تبعید شدند.در زمان دیدن سریال واقعا من خودم را جای آنها گذاشتم واقعا بسیار دردناک است.بنظرم تمام عواملی که باعث شدند آن سال ها به آن پنج نفر سخت بگذرد و به اشتباه آنها را گناهکار معرفی کردند باید سخت مجازات میشدند(ما در سریال چنین چیزی را ندیدیم).آن پنج نفر بخاطر این گناهکار شناخته شدند که پلیس نمی دانست بخاطر اتفاقی که افتاده چه کسی را مقصر بداند و از یک طرف فشار رسانه ها بسیار بر روی پلیس ها بود.(اشاره به تاثیر رسانه ها بر جامعه)پلیس ها به دروغ نوجوانان گفتند اگر به گناه خود اعتراف کنید شما را آزاد میکنیم.آنها هم به کاری که نکرده اند اعتراف کردند و این باعث شد گناهکار شناخته شوند.
جمع بندی:هرچه که از یک مینی سریال انتظار دارید در این مینی سریال وجود دارد(موسیقی سریال که وقتی پنج نفر را گناه کار اعلام میکند واقعا غم انگیز است.بازی بازیگران چه در کودکی و چه در جوانی و خلاصه همه چیز)این سریال قلب شما را به درد خواهد آورد و حتما توصیه میکنم این سریال را ببینید.(یک دستمال در کنار خود داشته باشید چون در تمام قسمت ها اشک خواهید ریخت.)
IMDB:9
Rotten tomatoes:96%
Metacritic:87
امتیاز:10
خلاصه داستان:این سریال بیوگرافی و تاریخی که توسط ایوا دوورنی کارگردان معروفی هالیوودی ساخته است ، داستان آن بر اساس حوادث واقعی میباشد و دربارهی اتفاقی تراژدیک و واقعی مربوط به پنج نوجوان سیاهپوست است که محکوم به انجام جرمی که انجام ندادهاند شدهاند و…
نویسنده:Braveheart
@NaghdeFilmoSerial
#امروز_چی_دیدم
👍1
به نام خدا
matrix 1999
کارگردان: لیلی واچوفسکی ، لانا واچوفسکی
بازیگران: کیانو ریوز ، لارنس فیشبر ، کری ان ماس و ...
نویسنده : لیلی واچوفسکی، لانا واچوفسکی
ژانر : اکشن ، علمی تخیلی (سایبرپانک)
مقدمه : چند شخص مرموز با یک هکر به اسم توماس اندرسون ارتباط برقرار می کند و از او می خواهند که به تیم آن ها ملحق شود ، آن ها ادعا می کنند دنیایی که نئو (توماس) در آن زندگی می کند یک دنیای خیالی و کامپیوتری ساخته شده است تا انسان ها را در بردگی ربات ها نگه دارد و ...
شهرت فیلم های ماتریس مخصوصا قسمت اول دو دلیل عمده دارد اکشن و جلوه های ویژه و دلیل مهم تر محتوا و فلسفه ی فیلم که یکی از پیچیده ترین و بهترین محتوایی است که در بین فیلم های فلسفی وجود دارد.
ماتریکس نسخه ی پیچیده تر و فلسفی تر فیلم هایی مثل ترمیناتور است که نبرد دیرینه ی انسان و ماشین در سینما را بازگو می کند.
محتوا و فلسفه ای که در فیلم نمایش داده میشود:
فلسفه ی داخل فیلم پیچیده است و برای امثال بنده از فلسفه اطلاعی نداریم درک فلسفه ی فیلم سخت است ، این که جهان مجازی و دروغین و ربات ها ی مسلط بر زندگی انسان ها نماد چیست ؟ آیا نماد خدا و انسان ها ، آیا نماد دولت ها و مردم یا انسان های برتر و انسان های معمولی که برده ی آن ها هستند و خود خبر ندارند. ولی تا حد امکان به فلسفه و محتوای فیلم که ویژگی مهم این فیلم است می پردازم.
عموماً فيلم هايي كه بر جلوه هاي ويژه و اكشن هاي جذاب تأكيد مي كنند، چندان به لحاظ مفهومي غني نبوده و نه تنها انديشه خاصي را دنبال نمي كنند بلكه حتي گاه به اصول علمي و اخلاقي هم دهن كجي مي كنند اما فيلم ماتريكس از اين قاعده كاملاً مستثني محسوب مي شود و از غناي مفهومي زيادي بهره مي برد.
اين فيلم از ديدگاه هاي مختلفي قابل تحليل و بررسي است كه بدون شك بُعد فلسفي فيلم از ساير ابعاد جذاب تر بوده و ساير ابعاد فيلم را نيز به خود مرتبط مي كند.
فيلم از ديدگاه روانشناسي نقدي سنگين بر سبك هاي زندگي رايج شده در ابتداي قرن جديد است كه ويژگي آن به خوبي در اين فيلم تشخيص داده شده است.
اين فيلم به لحاظ مذهبي نيز ارتباط نسبتاً عميقي با مسيحيت داشته و بر مشتركات انجيل و تورات تأكيد مي كند .
همچنين فيلم از ديدگاه سياسي نيز نقدهاي زيادي را به سيستم هاي حاكميتي تمام كشورها وارد مي كند كه هر كدام از انواع حاكميت را به نحوي به چالش مي كشد.
زین پس دنیای خود را دنیای ماتریکسی می توان خواند. دنیایی که برنامه ریزی می شود و تحت کنترل است و جداشده ازحقیقت است .
ماتریکس همان امپریالیسم است. از منبعی تغذیه می شود که خود انسانها به وجود آورده اند و خود اسیر آن شده اند و در برابرش نمی توانند قد علم کنند. وابسته ها روز به روز در حال افزایش اند و جذبش می شوند و به تخریب موجودات متمایل به انسان می پردازند. هرکس از شبیه شدن فرار کند تحت تعقیب قرار می گیرد .
مبارزینی به رهبری مورفیوس باقیمانده اند که به هیچ وجه من الوجوه نمی خواهند زیر یوغ ماتریکس بروند. به دنبال منجی هستند که بتواند آنها را از این مخمصه فراری دهد. گزینه آنها یک هکر کامپیوتر به نام نیو اندرسون است که توانایی خنثی کردن تمام طرحهای ماتریکس را دارد. نیو استخدام شده و با وجود اینکه خود باور ندارد ، رهبر انسانهای باقیمانده می شود .
انسانها روز به روز بیشتر به جبهه ماتریکس می روند و سربازان بلامنازع ماتریکس می شوند شبیه هم .
این نیروها که با عینک دودی نشان داده می شوند حس کور بودن را به ما القا می کنند . گویی اینان چشم خود را بر حقیقت بسته اند و در ضمن همگی به سبک جاسوس های سیا هندس فیری در گوش خود دارند . این قضیه هم وابسته بودن و تحت فرمان بودن این ماموران را نشان می دهد .
در دنیای ما هم عده ای دشمن قسم خورده همه نوع انسانیت اند و با پخش شدن در میان مردم دنیا و ایجاد اخلال و شایعه سعی می کنند جبهه امپریالیسم را پرجمعیت تر کنند .
اگر دقت کنید خصلت مشترک این مردمان همان گوش ندادن و ندیدن است و اوامر شیطان را صد درصد تبیین می کنند و به عبارتی دیگر اگر دقت کنید همه یک جور صحبت می کنند چون از یک منبع دستور می گیرند. در ضمن خود نیز نمی دانند چرا دشمنی می کنند چون مسخ و اسیر شده اند.
ماتریکس دنیا را با ابری سیاه پوشانده است تا نور حقیقت به زمین نرسد . انرژی خود را نیز با نسل کشی به دست می آورد. انسانها را در محفظه هایی قرار می دهند و از هر انسان 120 ولت برق می گیرد .
در فیلم صراحتا اعلام می شود که انسانها در دنیای ماتریکس احساس خوشبختی و فکر و خلاقیت و سرعت دارند ولی خبر ندارند که اسیرند .
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
matrix 1999
کارگردان: لیلی واچوفسکی ، لانا واچوفسکی
بازیگران: کیانو ریوز ، لارنس فیشبر ، کری ان ماس و ...
نویسنده : لیلی واچوفسکی، لانا واچوفسکی
ژانر : اکشن ، علمی تخیلی (سایبرپانک)
مقدمه : چند شخص مرموز با یک هکر به اسم توماس اندرسون ارتباط برقرار می کند و از او می خواهند که به تیم آن ها ملحق شود ، آن ها ادعا می کنند دنیایی که نئو (توماس) در آن زندگی می کند یک دنیای خیالی و کامپیوتری ساخته شده است تا انسان ها را در بردگی ربات ها نگه دارد و ...
شهرت فیلم های ماتریس مخصوصا قسمت اول دو دلیل عمده دارد اکشن و جلوه های ویژه و دلیل مهم تر محتوا و فلسفه ی فیلم که یکی از پیچیده ترین و بهترین محتوایی است که در بین فیلم های فلسفی وجود دارد.
ماتریکس نسخه ی پیچیده تر و فلسفی تر فیلم هایی مثل ترمیناتور است که نبرد دیرینه ی انسان و ماشین در سینما را بازگو می کند.
محتوا و فلسفه ای که در فیلم نمایش داده میشود:
فلسفه ی داخل فیلم پیچیده است و برای امثال بنده از فلسفه اطلاعی نداریم درک فلسفه ی فیلم سخت است ، این که جهان مجازی و دروغین و ربات ها ی مسلط بر زندگی انسان ها نماد چیست ؟ آیا نماد خدا و انسان ها ، آیا نماد دولت ها و مردم یا انسان های برتر و انسان های معمولی که برده ی آن ها هستند و خود خبر ندارند. ولی تا حد امکان به فلسفه و محتوای فیلم که ویژگی مهم این فیلم است می پردازم.
عموماً فيلم هايي كه بر جلوه هاي ويژه و اكشن هاي جذاب تأكيد مي كنند، چندان به لحاظ مفهومي غني نبوده و نه تنها انديشه خاصي را دنبال نمي كنند بلكه حتي گاه به اصول علمي و اخلاقي هم دهن كجي مي كنند اما فيلم ماتريكس از اين قاعده كاملاً مستثني محسوب مي شود و از غناي مفهومي زيادي بهره مي برد.
اين فيلم از ديدگاه هاي مختلفي قابل تحليل و بررسي است كه بدون شك بُعد فلسفي فيلم از ساير ابعاد جذاب تر بوده و ساير ابعاد فيلم را نيز به خود مرتبط مي كند.
فيلم از ديدگاه روانشناسي نقدي سنگين بر سبك هاي زندگي رايج شده در ابتداي قرن جديد است كه ويژگي آن به خوبي در اين فيلم تشخيص داده شده است.
اين فيلم به لحاظ مذهبي نيز ارتباط نسبتاً عميقي با مسيحيت داشته و بر مشتركات انجيل و تورات تأكيد مي كند .
همچنين فيلم از ديدگاه سياسي نيز نقدهاي زيادي را به سيستم هاي حاكميتي تمام كشورها وارد مي كند كه هر كدام از انواع حاكميت را به نحوي به چالش مي كشد.
زین پس دنیای خود را دنیای ماتریکسی می توان خواند. دنیایی که برنامه ریزی می شود و تحت کنترل است و جداشده ازحقیقت است .
ماتریکس همان امپریالیسم است. از منبعی تغذیه می شود که خود انسانها به وجود آورده اند و خود اسیر آن شده اند و در برابرش نمی توانند قد علم کنند. وابسته ها روز به روز در حال افزایش اند و جذبش می شوند و به تخریب موجودات متمایل به انسان می پردازند. هرکس از شبیه شدن فرار کند تحت تعقیب قرار می گیرد .
مبارزینی به رهبری مورفیوس باقیمانده اند که به هیچ وجه من الوجوه نمی خواهند زیر یوغ ماتریکس بروند. به دنبال منجی هستند که بتواند آنها را از این مخمصه فراری دهد. گزینه آنها یک هکر کامپیوتر به نام نیو اندرسون است که توانایی خنثی کردن تمام طرحهای ماتریکس را دارد. نیو استخدام شده و با وجود اینکه خود باور ندارد ، رهبر انسانهای باقیمانده می شود .
انسانها روز به روز بیشتر به جبهه ماتریکس می روند و سربازان بلامنازع ماتریکس می شوند شبیه هم .
این نیروها که با عینک دودی نشان داده می شوند حس کور بودن را به ما القا می کنند . گویی اینان چشم خود را بر حقیقت بسته اند و در ضمن همگی به سبک جاسوس های سیا هندس فیری در گوش خود دارند . این قضیه هم وابسته بودن و تحت فرمان بودن این ماموران را نشان می دهد .
در دنیای ما هم عده ای دشمن قسم خورده همه نوع انسانیت اند و با پخش شدن در میان مردم دنیا و ایجاد اخلال و شایعه سعی می کنند جبهه امپریالیسم را پرجمعیت تر کنند .
اگر دقت کنید خصلت مشترک این مردمان همان گوش ندادن و ندیدن است و اوامر شیطان را صد درصد تبیین می کنند و به عبارتی دیگر اگر دقت کنید همه یک جور صحبت می کنند چون از یک منبع دستور می گیرند. در ضمن خود نیز نمی دانند چرا دشمنی می کنند چون مسخ و اسیر شده اند.
ماتریکس دنیا را با ابری سیاه پوشانده است تا نور حقیقت به زمین نرسد . انرژی خود را نیز با نسل کشی به دست می آورد. انسانها را در محفظه هایی قرار می دهند و از هر انسان 120 ولت برق می گیرد .
در فیلم صراحتا اعلام می شود که انسانها در دنیای ماتریکس احساس خوشبختی و فکر و خلاقیت و سرعت دارند ولی خبر ندارند که اسیرند .
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
فرم و ویژگی های فنی :
فیلم برداری و موسیقی وحشیانه صحنه را به تصویر می کشد.
پیشرفت و تغیر شخصیت نئو از لحاظ ذهنی و شخصیتی و حتی جسمی بسیار حرفه ای ، کار شده و اگاهانه انجام گرفته که نئو را بسیار برتر و متفاوت تر از قهرمان جهان سینمایی قرار میدهد.
فیلم برداری کلوز شات و حرکت سریع بین چهره ها با تدوین عالی و همچنین نور پردازی تیره و نور های ضعیف.
جلوه های ویژه و صحنه های اکشن خوب هرچند در صحنه های زد و خورد سرعت و قدرت ضربه ها با چیزی که به نمایش گذاشته میشود هماهنگ نیست (ضربه هایی که باید قدرت و سرعت زیادی داشته باشند سرعت حرکات دست پا بسیار کم است) حتی با در نظر گرفتن سرعت آهسته ی دوربین.
دکور و میزانسن مناسب.
دکوپاژ متناسب با فضا.
نقش آفرینی خوب بازیگران به خصوص بازی خونسرد و مسلط کیانا ریوز
فیلم نامه ای منسجم اما متوسط
جوایز و افتخارات : برنده ی جایزه ی اسکار در رشته های : بهترین تدوین ، بهترین جلوه های ویژه ، بهترین تدوین صدا و بهترین میکس صدا
و ...
نمره : ۸ از۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
فیلم برداری و موسیقی وحشیانه صحنه را به تصویر می کشد.
پیشرفت و تغیر شخصیت نئو از لحاظ ذهنی و شخصیتی و حتی جسمی بسیار حرفه ای ، کار شده و اگاهانه انجام گرفته که نئو را بسیار برتر و متفاوت تر از قهرمان جهان سینمایی قرار میدهد.
فیلم برداری کلوز شات و حرکت سریع بین چهره ها با تدوین عالی و همچنین نور پردازی تیره و نور های ضعیف.
جلوه های ویژه و صحنه های اکشن خوب هرچند در صحنه های زد و خورد سرعت و قدرت ضربه ها با چیزی که به نمایش گذاشته میشود هماهنگ نیست (ضربه هایی که باید قدرت و سرعت زیادی داشته باشند سرعت حرکات دست پا بسیار کم است) حتی با در نظر گرفتن سرعت آهسته ی دوربین.
دکور و میزانسن مناسب.
دکوپاژ متناسب با فضا.
نقش آفرینی خوب بازیگران به خصوص بازی خونسرد و مسلط کیانا ریوز
فیلم نامه ای منسجم اما متوسط
جوایز و افتخارات : برنده ی جایزه ی اسکار در رشته های : بهترین تدوین ، بهترین جلوه های ویژه ، بهترین تدوین صدا و بهترین میکس صدا
و ...
نمره : ۸ از۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
در اسارت دنیای ۰ و ۱
The Matrix
بنظر میرسد بشر امروزی بیش از هرمقطع دیگری از تاریخ دچار وابستگی به تکنولوژی و رسانه های دیجیتال گشته است. وابستگی که خود به خود تمام امور زندگی بشر را در اختیار گرفته و از او موجودی ساخته مطیع و فرمان بردار از قوانین مجازی . مگر میتوان زندگی امروزی را مثلا بدون استفاده و بهره گیری از پیشرفتهای الکترونیکی تصور نمود؟ اینترنت به عنوان نماد و پرچمدار پیشرفت اصولا در حیات ما قابل حذف شدن هست؟؟ روزانه چه مقدار محتاج و وابسته به اتصال آن هستیم؟ بدون دانلود و آپلود و... ارتباط ما با جهان پیرامون و دیگر انسانها چگونه خواهد بود؟
ماتریکس ساخته درخشان واچوفسکی ها با وجود آنکه دو دهه پیش ساخته شد و خود را به عرصه ظهور رساند با هدف گیری موضوع اسارت انسان در دنیای ماشینی و پیامدهای مخرب ناشی از آن تبدیل به اثری ماندگار گشته که میتوان تماشا آن را به هر نسلی از مخاطبان پیشنهاد داد. از مخاطبی که مصداق بارز تکنولوژی را با رادیو و تلویزیون تجربه کرده تا مخاطبی که بهترین لحظات عمرش را با بازیهای ویدئویی گذرانده است.. ماتریکس میتواند تمام طیف ها را درگیر خود کند.
توماس اندرسون (کیانو ریوز) به عنوان قهرمان و ناجی مجموعه ماتریکس کارمند یک شرکت نرم افزاری معتبر است. از طرف دیگر او هویتی شبانه نیز دارد. هکری ماهر که غیر قانونی فعالیت دارد و توانایی خود را تنها محدود به قوانین موجود نمیکند. اندرسون بدون آنکه خود در جریان باشد وارد ماجرایی میشود که در آن میبایست جهان آینده را از شر جهان مجازی ماتریکس و عوامل هولناکش نجات دهد .
واچوفسکی ها سفر سخت و طاقت فرسایی را برای او در نظر میگیرند . سفری که روح و جسم قهرمان در آن پالایش یافته و مسیر فعالیت او را هدفمند میکند.
آشکارا ماتریکس به مسئله قدرت انتخاب و تاثیر آن در زیست بشر میپردازد. اندرسون (نام دیگر او نئو است ) از همان نخستین دقایق فیلم مدام در دوراهی انتخاب قرار میگیرد. در سکانس فرار از ماموران امنیتی که درشرکت رخ میدهد با یک انتخاب اشتباه در مسیر فرار به دام افتاده یا در بخش دیگر با انتخابی صحیح میان دو کپسول آبی و قرمز مسیر خود را تغییر میدهد. ماتریکس تاکید دارد انسان موجودی است توانا و خودمختار. ماتریکس مدعی میشود انسان به عنوان اشرف مخلوقات میبایست ابتدا به خود و توانایی خویش ایمان آورد. پس از این امر و تبدیل شک به یقین همه امور ممکن خواهد بود . انسان مطمئن از خود میتواند سرنوشت خود و سپس دیگران را به دست گرفته و الگوهای از پیش معین شده را کنار بزند. ماتریکس برای رسیدن به این مهم ابتدا مسئله شک را پررنگ میکند. اصولا در دنیای این فیلم شک به هرچیز اساس و پایه تغییر است.
شک به اینکه جایگاه و منزلت هرانسان در این دنیا کجاست؟ جهان پیرامون چگونه و توسط چه نیرویی ساخته و کنترل میشود؟ آیا اصولا شناخت ما از پدیده های این کائنات شناختی قابل اطمینان است ؟ متر و معیار تشخیص حق از باطل را چگونه میتوان درک کرد؟ آگاهی ما نسبت به سایر امور بر اساس تجربیات و حواس پنچگانه مستقیم با مغز در ارتباط هستند یا خود مغز نیز تابع شرایط پیچیده دیگری است؟ اگر بتوان کنترل مغز به عنوان مرکز ساختمان هر انسان را هدایت کرد دیگر کارکرد دیگر اعضا چه کاربردی خواهند داشت؟
در دنیای ماتریکس از قوانین دست و پاگیر زندگی عادی خبری نیست. ماتریکس زندگی کردن و تجربه آموزی در لحظه است. همچون زمانیکه ترینیتی(کری آن ماوس) در لحظه نبرد اطلاعات مربوط به کنترل هلیکوپتر را درخود بار گذاری میکند. یا زمانی که نئو آماده حمله به مقر مامور اسمیت میشود و در چشم به هم زدنی انباری از سلاح گرم برایش مهیا میشود بدون آنکه از قبل آموزش استفاده از آنها را دیده باشد. در ماتریکس هر کنش و واکنش در آن واحد رخ میدهد. دیالوگی در فیلم وجود دارد که در آن مورفیوس (لارنس فیشبورن) خطاب به نئو میگوید: زمان مهمترین عنصر است.. زمان نقش حیاتی در روند اتفاقات ماتریکس ایفا میکند. به شکلی در چند مقطع از فیلم قهرمانان در چندثانیه میبایست خود را به خطوط ارتباطی رسانده و خود را از مهلکه نجات دهند.
ماتریکس میخواهد نبرد آخرالزمان رخ داده را به نفع بشر تغییر دهد. دراین فیلم اگرچه ماشینها توانسته اند با کشت کردن انسانها منابع تغذیه نامحدودی برای خویش دست و پا کنند اما انسانها با تلاش برروی پالایش منجی سعی در تغییر سرنوشت دنیا را دارند. نئو به واقع آخرین امید بشریت برای رهایی از استبداد ماشینهاست و میبایست چنان آماده باشد که جایگاه انسان به عنوان برترین نیرو کائنات را اثبات کند.
فیلم واچوفسکی ها با تمام این موارد اشاره شده اثری است پویا. خوش ریتم و پر حادثه که تمام مباحث فلسفی و اعتقادی خویش را جذاب وسرگرم کننده ارائه میدهد.
فیلمنامه در هر مقطع به گونه ای پیش میرود که دیالوگها و توضیحات جهان ساختگی اثر حالتی خشک و خسته کننده به خود نگیرن
The Matrix
بنظر میرسد بشر امروزی بیش از هرمقطع دیگری از تاریخ دچار وابستگی به تکنولوژی و رسانه های دیجیتال گشته است. وابستگی که خود به خود تمام امور زندگی بشر را در اختیار گرفته و از او موجودی ساخته مطیع و فرمان بردار از قوانین مجازی . مگر میتوان زندگی امروزی را مثلا بدون استفاده و بهره گیری از پیشرفتهای الکترونیکی تصور نمود؟ اینترنت به عنوان نماد و پرچمدار پیشرفت اصولا در حیات ما قابل حذف شدن هست؟؟ روزانه چه مقدار محتاج و وابسته به اتصال آن هستیم؟ بدون دانلود و آپلود و... ارتباط ما با جهان پیرامون و دیگر انسانها چگونه خواهد بود؟
ماتریکس ساخته درخشان واچوفسکی ها با وجود آنکه دو دهه پیش ساخته شد و خود را به عرصه ظهور رساند با هدف گیری موضوع اسارت انسان در دنیای ماشینی و پیامدهای مخرب ناشی از آن تبدیل به اثری ماندگار گشته که میتوان تماشا آن را به هر نسلی از مخاطبان پیشنهاد داد. از مخاطبی که مصداق بارز تکنولوژی را با رادیو و تلویزیون تجربه کرده تا مخاطبی که بهترین لحظات عمرش را با بازیهای ویدئویی گذرانده است.. ماتریکس میتواند تمام طیف ها را درگیر خود کند.
توماس اندرسون (کیانو ریوز) به عنوان قهرمان و ناجی مجموعه ماتریکس کارمند یک شرکت نرم افزاری معتبر است. از طرف دیگر او هویتی شبانه نیز دارد. هکری ماهر که غیر قانونی فعالیت دارد و توانایی خود را تنها محدود به قوانین موجود نمیکند. اندرسون بدون آنکه خود در جریان باشد وارد ماجرایی میشود که در آن میبایست جهان آینده را از شر جهان مجازی ماتریکس و عوامل هولناکش نجات دهد .
واچوفسکی ها سفر سخت و طاقت فرسایی را برای او در نظر میگیرند . سفری که روح و جسم قهرمان در آن پالایش یافته و مسیر فعالیت او را هدفمند میکند.
آشکارا ماتریکس به مسئله قدرت انتخاب و تاثیر آن در زیست بشر میپردازد. اندرسون (نام دیگر او نئو است ) از همان نخستین دقایق فیلم مدام در دوراهی انتخاب قرار میگیرد. در سکانس فرار از ماموران امنیتی که درشرکت رخ میدهد با یک انتخاب اشتباه در مسیر فرار به دام افتاده یا در بخش دیگر با انتخابی صحیح میان دو کپسول آبی و قرمز مسیر خود را تغییر میدهد. ماتریکس تاکید دارد انسان موجودی است توانا و خودمختار. ماتریکس مدعی میشود انسان به عنوان اشرف مخلوقات میبایست ابتدا به خود و توانایی خویش ایمان آورد. پس از این امر و تبدیل شک به یقین همه امور ممکن خواهد بود . انسان مطمئن از خود میتواند سرنوشت خود و سپس دیگران را به دست گرفته و الگوهای از پیش معین شده را کنار بزند. ماتریکس برای رسیدن به این مهم ابتدا مسئله شک را پررنگ میکند. اصولا در دنیای این فیلم شک به هرچیز اساس و پایه تغییر است.
شک به اینکه جایگاه و منزلت هرانسان در این دنیا کجاست؟ جهان پیرامون چگونه و توسط چه نیرویی ساخته و کنترل میشود؟ آیا اصولا شناخت ما از پدیده های این کائنات شناختی قابل اطمینان است ؟ متر و معیار تشخیص حق از باطل را چگونه میتوان درک کرد؟ آگاهی ما نسبت به سایر امور بر اساس تجربیات و حواس پنچگانه مستقیم با مغز در ارتباط هستند یا خود مغز نیز تابع شرایط پیچیده دیگری است؟ اگر بتوان کنترل مغز به عنوان مرکز ساختمان هر انسان را هدایت کرد دیگر کارکرد دیگر اعضا چه کاربردی خواهند داشت؟
در دنیای ماتریکس از قوانین دست و پاگیر زندگی عادی خبری نیست. ماتریکس زندگی کردن و تجربه آموزی در لحظه است. همچون زمانیکه ترینیتی(کری آن ماوس) در لحظه نبرد اطلاعات مربوط به کنترل هلیکوپتر را درخود بار گذاری میکند. یا زمانی که نئو آماده حمله به مقر مامور اسمیت میشود و در چشم به هم زدنی انباری از سلاح گرم برایش مهیا میشود بدون آنکه از قبل آموزش استفاده از آنها را دیده باشد. در ماتریکس هر کنش و واکنش در آن واحد رخ میدهد. دیالوگی در فیلم وجود دارد که در آن مورفیوس (لارنس فیشبورن) خطاب به نئو میگوید: زمان مهمترین عنصر است.. زمان نقش حیاتی در روند اتفاقات ماتریکس ایفا میکند. به شکلی در چند مقطع از فیلم قهرمانان در چندثانیه میبایست خود را به خطوط ارتباطی رسانده و خود را از مهلکه نجات دهند.
ماتریکس میخواهد نبرد آخرالزمان رخ داده را به نفع بشر تغییر دهد. دراین فیلم اگرچه ماشینها توانسته اند با کشت کردن انسانها منابع تغذیه نامحدودی برای خویش دست و پا کنند اما انسانها با تلاش برروی پالایش منجی سعی در تغییر سرنوشت دنیا را دارند. نئو به واقع آخرین امید بشریت برای رهایی از استبداد ماشینهاست و میبایست چنان آماده باشد که جایگاه انسان به عنوان برترین نیرو کائنات را اثبات کند.
فیلم واچوفسکی ها با تمام این موارد اشاره شده اثری است پویا. خوش ریتم و پر حادثه که تمام مباحث فلسفی و اعتقادی خویش را جذاب وسرگرم کننده ارائه میدهد.
فیلمنامه در هر مقطع به گونه ای پیش میرود که دیالوگها و توضیحات جهان ساختگی اثر حالتی خشک و خسته کننده به خود نگیرن
د. همچون نمایش آموزش رزمی نئو با مورفیوس(در این سکانس شاهد نبرد تن به تن جذابی هستیم که در آن دوربین و تدوین و موسیقی به کمک هم آمده تا شاهد مبارزه ای جذاب باشیم) یا زمانیکه آنها وارد برنامه شبیه ساز شهری شده و نئو میبایست در لحظه شهروند عادی از دشمن را تشخیص دهد.
ماتریکس در اجرای سکانسهای اکشن سنگ تمام میگذارد.
ماموریت نجات مورفیوس که توسط نئو و ترینیتی انجام میشود را به یاد آورید. این ماموریت شامل چند سکانس با شکوه اکشن میشود که ثابت میکند چگونه باید لحظات پر از درگیری و ملتهب را اداره نمود. مهمترین ویژگی اجرای اکشن در ماتریکس ترکیب موفق دوربین. تدوین و جلوه های دیجیتالی است. دوربین به رسم اکشنهای موفق دهه هشتاد و نود میلادی ثابت است و از آفت تکان های بعضا بی مورد روی دست در امان است. در این تکنیک مخاطب به جزییات نماها اشراف دارد و موردی را ازدست نمیدهد. دوربین ثابتی که در برخی از موفق ترین اکشنهای سالیان اخیر همچون(جان ویک. اسکای فال و..) نیز مورد استفاده قرار گرفت تا نشان از اهمیت آن داشته باشد. دوربین در نبردها گاها با حرکت و جهش بازیگران در راستای مسیر حرکتی آنها به موازات سوژه حرکت میکند تا چشم مخاطب در هرلحظه همراه و ناظر حوادث باشد. دوربین درماتریکس گاهی به شکل کامل چرخش ۳۶۰ درجه انجام داده تا جایگاه سوژه درمحیط به درستی تفهیم شود.همچون زمانیکه دراوایل فیلم ترینیتی یکی از ماموران را از پای در آورده یا در سکانس پشت بامی که در آن به نئو شلیک میشود. دوربین یک دور کامل میزند و موقعیت قهرمان و نیروی متقابل را به خوبی تصویر سازی میکند. در بخش اکشن نیز به مانند سایر بخشهای فیلم عمده نماها مابین مدیوم شات و فول شات قرار میگیرد و زاویه دوربین نیز اگرچه دربیشتر نماها درحالت آی لول قرار میگیرد اما به فراخور موقعیتها تغییر میکند و از بالا یا پایین نیز سوژه را به تصویر میکشد.
تدوین هم با جا به جایی دقیق به لحاظ زیبا شناسانه و بصری کار خود را به درستی انجام میدهد. همچون زمانیکه از نما تیراندازی بین افراد حاضر درصحنه به نما ریزش پوکه های اسلحه کات میزند و دراین امر با بهره گیری از تکنیک اسلوموشن ریزش پوکه ها را نظاره میکنیم. در نمای مربوط به پوکه هایی که از سلاح هلیکوپتر سقوط میکنند دوربین از زاویه پایین آنها را به تصویر میکشد و حس ریزش آنها برصورت مخاطب را القا میکنند.
جدا از بحث نبردهای با سلاح ماتریکس در نبردهای تن به تن نیز کاملا فکر شده عمل میکند. ماتریکس شاید از معدود اکشنهای تاریخ باشد که برای تک تک ضربات بازیگران خود برنامه دارد. مبارزه نئو ومامور اسمیت در مترو بهترین مثال این بخش است. واچوفسکی ها اصل استراتژی و هدفمند بودن را دربرنامه خود دارند و حین تماشا سکانس هیچ حرکت بیهوده و خارج از چارچوبی را نخواهید یافت. به واقع نوع حمله و ضدحمله هردوطرف با فکر و طراحی اجرا میشود. طراحی که موجب گردیده این نبرد شبیه به نمایش رقصی شکوهمند جلوه کند. لحظه وارد شدن هرضربه و محل اصابت آن به بدن طرف مقابل همگی تمرین شده و منظم هستند.
ماتریکس اثری است بزرگ و شکوهمند برای خودباوری انسانها. ماتریکس تاکیددارد با ایمان به خود و یافتن و تقویت استعدادها بر هر مشکلی میتوان فائق آمد.
ماتریکس فیلمی است برای مقابله با تهدیدها و شکستن محدودیتها. واچوفسکی ها دنیا را گرفتار در خفقان و ترسی میدانند که تنها راه نجات از آن انگیزه.اراده و بهره گیری از زمان است. ماتریکس معجونی کم نظیر در سینماست که تنها به ایجاد هیجان سطحی و کاذب بسنده نمیکند و ابتدا و قبل از آنکه بخواهد با نمایش اکشن خود مخاطب را متحیر سازد قوه تخیل و تعقل را نشانه میرود و کاری میکند نتوانید پس از تماشای آن به جهان و مختصاتش فکر نکنید و برای همیشه جایی از فکر شما را مشغول خود نگاه میدارد.
امتیاز :۱۰
@NaghdeFilmoSerial
امید سلیمی
ماتریکس در اجرای سکانسهای اکشن سنگ تمام میگذارد.
ماموریت نجات مورفیوس که توسط نئو و ترینیتی انجام میشود را به یاد آورید. این ماموریت شامل چند سکانس با شکوه اکشن میشود که ثابت میکند چگونه باید لحظات پر از درگیری و ملتهب را اداره نمود. مهمترین ویژگی اجرای اکشن در ماتریکس ترکیب موفق دوربین. تدوین و جلوه های دیجیتالی است. دوربین به رسم اکشنهای موفق دهه هشتاد و نود میلادی ثابت است و از آفت تکان های بعضا بی مورد روی دست در امان است. در این تکنیک مخاطب به جزییات نماها اشراف دارد و موردی را ازدست نمیدهد. دوربین ثابتی که در برخی از موفق ترین اکشنهای سالیان اخیر همچون(جان ویک. اسکای فال و..) نیز مورد استفاده قرار گرفت تا نشان از اهمیت آن داشته باشد. دوربین در نبردها گاها با حرکت و جهش بازیگران در راستای مسیر حرکتی آنها به موازات سوژه حرکت میکند تا چشم مخاطب در هرلحظه همراه و ناظر حوادث باشد. دوربین درماتریکس گاهی به شکل کامل چرخش ۳۶۰ درجه انجام داده تا جایگاه سوژه درمحیط به درستی تفهیم شود.همچون زمانیکه دراوایل فیلم ترینیتی یکی از ماموران را از پای در آورده یا در سکانس پشت بامی که در آن به نئو شلیک میشود. دوربین یک دور کامل میزند و موقعیت قهرمان و نیروی متقابل را به خوبی تصویر سازی میکند. در بخش اکشن نیز به مانند سایر بخشهای فیلم عمده نماها مابین مدیوم شات و فول شات قرار میگیرد و زاویه دوربین نیز اگرچه دربیشتر نماها درحالت آی لول قرار میگیرد اما به فراخور موقعیتها تغییر میکند و از بالا یا پایین نیز سوژه را به تصویر میکشد.
تدوین هم با جا به جایی دقیق به لحاظ زیبا شناسانه و بصری کار خود را به درستی انجام میدهد. همچون زمانیکه از نما تیراندازی بین افراد حاضر درصحنه به نما ریزش پوکه های اسلحه کات میزند و دراین امر با بهره گیری از تکنیک اسلوموشن ریزش پوکه ها را نظاره میکنیم. در نمای مربوط به پوکه هایی که از سلاح هلیکوپتر سقوط میکنند دوربین از زاویه پایین آنها را به تصویر میکشد و حس ریزش آنها برصورت مخاطب را القا میکنند.
جدا از بحث نبردهای با سلاح ماتریکس در نبردهای تن به تن نیز کاملا فکر شده عمل میکند. ماتریکس شاید از معدود اکشنهای تاریخ باشد که برای تک تک ضربات بازیگران خود برنامه دارد. مبارزه نئو ومامور اسمیت در مترو بهترین مثال این بخش است. واچوفسکی ها اصل استراتژی و هدفمند بودن را دربرنامه خود دارند و حین تماشا سکانس هیچ حرکت بیهوده و خارج از چارچوبی را نخواهید یافت. به واقع نوع حمله و ضدحمله هردوطرف با فکر و طراحی اجرا میشود. طراحی که موجب گردیده این نبرد شبیه به نمایش رقصی شکوهمند جلوه کند. لحظه وارد شدن هرضربه و محل اصابت آن به بدن طرف مقابل همگی تمرین شده و منظم هستند.
ماتریکس اثری است بزرگ و شکوهمند برای خودباوری انسانها. ماتریکس تاکیددارد با ایمان به خود و یافتن و تقویت استعدادها بر هر مشکلی میتوان فائق آمد.
ماتریکس فیلمی است برای مقابله با تهدیدها و شکستن محدودیتها. واچوفسکی ها دنیا را گرفتار در خفقان و ترسی میدانند که تنها راه نجات از آن انگیزه.اراده و بهره گیری از زمان است. ماتریکس معجونی کم نظیر در سینماست که تنها به ایجاد هیجان سطحی و کاذب بسنده نمیکند و ابتدا و قبل از آنکه بخواهد با نمایش اکشن خود مخاطب را متحیر سازد قوه تخیل و تعقل را نشانه میرود و کاری میکند نتوانید پس از تماشای آن به جهان و مختصاتش فکر نکنید و برای همیشه جایی از فکر شما را مشغول خود نگاه میدارد.
امتیاز :۱۰
@NaghdeFilmoSerial
امید سلیمی
در ستایش قدرت و یگانگی
(یادداشتی از پدرخوانده ۱) :
اینکه چرا مجموعه پدرخوانده پس از گذشت چند دهه هنوز هم دیدنی وجذاب بنظر میرسد ابتدا به نگاه و موضع فیلمنامه نویس و کارگردان آنها برمیگردد. پدرخوانده شاید درنگاه اول فیلمی باشد درژانر جنایی با همان مولفه های همیشگی و آشنا: تبهکاران قدرتمند. جلسات مخفیانه.طرح توطئه.اتحاد و دشمنی.. پلیس های فاسد و سیستم قضایی رو به زوال و .. اما آنچه پدرخوانده را تبدیل به اثری ماندگار میکند تبدیل کردن شخصیتهای اصلی به انسان است و نه تیپ های رایج و کلیشه ای. پدرخوانده درگام نخست موفق میشود از دون کورلئونه. مایکل و سانی شخصیت بسازد .بدان معنی که در پدرخوانده تمام کنش و واکنشها دلایل منطقی و عقلانی یافته و هیچ عملی را تحمیلی و نامرتبط نخواهیم یافت.
همین امر موجب میشود مخاطب قبل از آنکه بخواهد با حوادث و اوج و فرودهای داستان همراه باشد شخصیتها را میپذیرد و به طبع سرنوشت و اعمال آنها برایش در اولویت قرار میگیرد.
پدر خوانده به خوبی بیانگر اوضاع سخت و پیچیده مناسبات قدرت میشود. دراین فیلم کاپولا به عنوان خالق اثر تاکید میکند در دنیای سیاه و بیرحم مافیا به واقع هدف وسیله را توجیح میکند. برای حفظ و گسترش نفوذ و قدرت نمیتوان دل رحمی به خرج داد و به زبان عامیانه تر قواعد بازی را نباید نقض نمود.
دون کورلئونه چنانچه درفیلم هم مشاهده میکنیم میتواند یک پدربزرگ مهربان و دلسوز باشد. میتواند به فرزندان و استحکام خانواده و سرنوشت تک تک اعضا آن اهمیت دهد. دون کورلئونه حتی میتواند برخلاف رقیبان کاری خویش نسبت به ورود در امر قاچاق مواد مخدر موضع منفی بگیرد .... اما مسئله آنجاست که تا زمانی که بر مسند قدرت تکیه داده میبایست ابتدا پدرخوانده باشد. بدان معنی که همواره باید ترس دیگران و به طبع احترام آنها را داشته باشد.
در پدرخوانده مراتب پایین تر قدرت نیز از این ورطه وهمناک در امان نیستند. مایکل کورلئونه جوانی تحصیل کرده. عاشق پیشه و با سابقه جنگ نیز وقتی خود را درمیان جهنم مافیایی میبیند چاره ای جز تن دادن به قواعد و مناسبات ندارد. مایکل پتانسیل آن را دارد تا درشرایط عادی و معمول تبدیل به یکی از شهروندان موفق و با آینده باشد. او میتواند نمونه بارز یک مرد خانواده دار ایده آل باشد اما زمانیکه پدر و برادر خویش را در مخمصه و جدال با مرگ مشاهده میکند خود نیز به خشونت و تباهی روی می آورد.
کارگردانی کم نقص کاپولا در ارائه مفاهیم درونی فیلمنامه موفق عمل میکنند. همچون استفاده از رنگ بندی تیره و نورپردازی های خفیف (نماهای داخلی) که به خوبی حس خفقان و التهاب را به مخاطب القامیکنند. این حالت رنگ بندی در نوع پوشش بازیگران و جزییات صحنه ها رعایت گشته است. یا بهره گیری از عنصر موسیقی : به عنوان مثال در ابتدا فیلم و هنگامی که دون کورلئونه مشغول گوش دادن به حرفهای یکی از زیر دستان خود است به محض اتمام گفتگو آنها صدای موسیقی جشن عروسی به گوش میرسد تا کاپولا تاکید کند کورلئونه برای ادامه حیات و حفظ قدرتش درابتدا نیاز به زیر دستانی مطیع و محتاج دارد و بعد از آن است که رنگ و صدا زندگی برایش معنا میدهند.
پدرخوانده بیانگر اوضاع دهشتناک و تاریک افرادی است که در راهی قرار دارند که به اصطلاح نه راه پس برایشان باقی مانده و نه راه پیش. دنیای پدرخوانده همچون باتلاقی شوم است که هرحرکت در آن منجر به سقوط بیشتر میشود . پدرخوانده نمایشی است که در آن ضدقهرمانهای فیلم آگاهانه و هشیار در جریان مسیر تباهی خود و اطرافیان هستند اما تا آنجا که در توان دارند برای با صلابت بازی کردن تلاش میکنند. افراد پدرخوانده تمامیت خواه و جاه طلب هستند و این امر را چنان جدی دنبال میکنند که میتوانند هر مانعی را از سر راه خویش کنار بزنند. در پدرخوانده خانواده کورلئونه مورد هدف گلوله رقیبان قرار میگیرند. تهدید میشوند. تهدید میکنند و جواب توطئه دشمن را قاطعانه میدهند و اصولا زیست خود را برهمین روال پیش میبرند. آنها نمیتوانند خود را بدون مصیبت و آلودگی و تباهی تصور کنند... این مهمترین رسم و دستاورد این خانواده است .
امتیاز:۱۰
@NaghdeFilmoSerial
امید سلیمی
(یادداشتی از پدرخوانده ۱) :
اینکه چرا مجموعه پدرخوانده پس از گذشت چند دهه هنوز هم دیدنی وجذاب بنظر میرسد ابتدا به نگاه و موضع فیلمنامه نویس و کارگردان آنها برمیگردد. پدرخوانده شاید درنگاه اول فیلمی باشد درژانر جنایی با همان مولفه های همیشگی و آشنا: تبهکاران قدرتمند. جلسات مخفیانه.طرح توطئه.اتحاد و دشمنی.. پلیس های فاسد و سیستم قضایی رو به زوال و .. اما آنچه پدرخوانده را تبدیل به اثری ماندگار میکند تبدیل کردن شخصیتهای اصلی به انسان است و نه تیپ های رایج و کلیشه ای. پدرخوانده درگام نخست موفق میشود از دون کورلئونه. مایکل و سانی شخصیت بسازد .بدان معنی که در پدرخوانده تمام کنش و واکنشها دلایل منطقی و عقلانی یافته و هیچ عملی را تحمیلی و نامرتبط نخواهیم یافت.
همین امر موجب میشود مخاطب قبل از آنکه بخواهد با حوادث و اوج و فرودهای داستان همراه باشد شخصیتها را میپذیرد و به طبع سرنوشت و اعمال آنها برایش در اولویت قرار میگیرد.
پدر خوانده به خوبی بیانگر اوضاع سخت و پیچیده مناسبات قدرت میشود. دراین فیلم کاپولا به عنوان خالق اثر تاکید میکند در دنیای سیاه و بیرحم مافیا به واقع هدف وسیله را توجیح میکند. برای حفظ و گسترش نفوذ و قدرت نمیتوان دل رحمی به خرج داد و به زبان عامیانه تر قواعد بازی را نباید نقض نمود.
دون کورلئونه چنانچه درفیلم هم مشاهده میکنیم میتواند یک پدربزرگ مهربان و دلسوز باشد. میتواند به فرزندان و استحکام خانواده و سرنوشت تک تک اعضا آن اهمیت دهد. دون کورلئونه حتی میتواند برخلاف رقیبان کاری خویش نسبت به ورود در امر قاچاق مواد مخدر موضع منفی بگیرد .... اما مسئله آنجاست که تا زمانی که بر مسند قدرت تکیه داده میبایست ابتدا پدرخوانده باشد. بدان معنی که همواره باید ترس دیگران و به طبع احترام آنها را داشته باشد.
در پدرخوانده مراتب پایین تر قدرت نیز از این ورطه وهمناک در امان نیستند. مایکل کورلئونه جوانی تحصیل کرده. عاشق پیشه و با سابقه جنگ نیز وقتی خود را درمیان جهنم مافیایی میبیند چاره ای جز تن دادن به قواعد و مناسبات ندارد. مایکل پتانسیل آن را دارد تا درشرایط عادی و معمول تبدیل به یکی از شهروندان موفق و با آینده باشد. او میتواند نمونه بارز یک مرد خانواده دار ایده آل باشد اما زمانیکه پدر و برادر خویش را در مخمصه و جدال با مرگ مشاهده میکند خود نیز به خشونت و تباهی روی می آورد.
کارگردانی کم نقص کاپولا در ارائه مفاهیم درونی فیلمنامه موفق عمل میکنند. همچون استفاده از رنگ بندی تیره و نورپردازی های خفیف (نماهای داخلی) که به خوبی حس خفقان و التهاب را به مخاطب القامیکنند. این حالت رنگ بندی در نوع پوشش بازیگران و جزییات صحنه ها رعایت گشته است. یا بهره گیری از عنصر موسیقی : به عنوان مثال در ابتدا فیلم و هنگامی که دون کورلئونه مشغول گوش دادن به حرفهای یکی از زیر دستان خود است به محض اتمام گفتگو آنها صدای موسیقی جشن عروسی به گوش میرسد تا کاپولا تاکید کند کورلئونه برای ادامه حیات و حفظ قدرتش درابتدا نیاز به زیر دستانی مطیع و محتاج دارد و بعد از آن است که رنگ و صدا زندگی برایش معنا میدهند.
پدرخوانده بیانگر اوضاع دهشتناک و تاریک افرادی است که در راهی قرار دارند که به اصطلاح نه راه پس برایشان باقی مانده و نه راه پیش. دنیای پدرخوانده همچون باتلاقی شوم است که هرحرکت در آن منجر به سقوط بیشتر میشود . پدرخوانده نمایشی است که در آن ضدقهرمانهای فیلم آگاهانه و هشیار در جریان مسیر تباهی خود و اطرافیان هستند اما تا آنجا که در توان دارند برای با صلابت بازی کردن تلاش میکنند. افراد پدرخوانده تمامیت خواه و جاه طلب هستند و این امر را چنان جدی دنبال میکنند که میتوانند هر مانعی را از سر راه خویش کنار بزنند. در پدرخوانده خانواده کورلئونه مورد هدف گلوله رقیبان قرار میگیرند. تهدید میشوند. تهدید میکنند و جواب توطئه دشمن را قاطعانه میدهند و اصولا زیست خود را برهمین روال پیش میبرند. آنها نمیتوانند خود را بدون مصیبت و آلودگی و تباهی تصور کنند... این مهمترین رسم و دستاورد این خانواده است .
امتیاز:۱۰
@NaghdeFilmoSerial
امید سلیمی