🎞نقد فیلم و سریال🎞
1.72K subscribers
2.02K photos
204 videos
27 files
98 links
نقد و بررسی برترین آثار سینمایی دنیا🎥🎬🎞

-------------------------------------

ارتباط با ما⬇️
🆔️ : @I_am_Mr_Mercury
🆔️ : @omidius
Download Telegram
🎞نقد فیلم و سریال🎞
@NaghdeFilmoSerial
بسم الله الرحمن الرحیم
#اسپویل_دارد
یادداشتی از فیلم...
نام فیلم:The Departed (رفتگان)
محصول:2006
کارگردان:مارتین اسکورسیزی
تهیه کننده:برد پیت،برد گری و...
نویسنده:ویلیام موناهان
بازیگران:لئوناردو دی کاپریو،مت دیمون،جک نیکلسون و...
ژانر:اکشن،هیجان انگیز،جنایی
مقدمه ای از داستان:داستان فیلم رفتگان با بازی جک نیکلسون ، مت دیمون و لئوناردو دی کاپریو در مورد یک پلیس مخفی در یک گروه تبهکاری و یک جاسوس از همان گروه در بین پلیس ها است که تلاش میکنند تا یکدیگر را شناسایی کنند در حالی که پلیس به شدت با این گروه تبهکاری در جنگ است…

حاشیه ها:در سال 2002 هنگ کنگ فیلمی به نام infernal affairs ساخت که تقریبا خیلی ها معتقدند رفتگان یک فیلم کپی شده از روی آن است‌.من هم موافقم چون حتی بعضی ها صحنه ها هم از روی آن کپی برداری شده است.اما خوب این کجا و آن کجا.در نسخه هنگ کنگی هر چیزی که فکر بکنید در آن فیلم ضعیف بود و مردم هنگ کنگ هم چندان از آن استقبال نکردند در نتیجه آن تبدیل به یک شکست بزرگ شد.به دلیل اینکه فیلم رفتگان چندین برابر بهتر از نسخه هنگ کنگی است،میشود از این حاشیه گذشت.

روایت داستان:داستان فیلم درباره دو فرد به نام های کالین سالیوان (با بازی مت دیمون) و بیلی کاستیگان (با بازی لئوناردو دی کاپریو) است.هر یک از آنها دو شخصیت متفاوت دارند که یکی راستین و دیگری دروغین است.کالین خود را به جای پلیس جا میزند و وارد اداره پلیس میشود و برای گروه جنایتکاری که برای آن کار میکند جاسوسی میکند.رهبر گروه جنایتکار فرانسیس کاستلو است(با بازی جک نیکلسون).از طرفی بیلی خود را به جای خلافکار جا میزند و وارد گروه جنایتکاران میشود و او هم در آنجا جاسوسی میکند و برنامه های آنها را به دست اداره پلیس می رساند.خوب...با خواندن داستان شما خود به خود به سمت این فیلم کشیده خواهید شد،چون داستان فیلم به شدت رضایت بخش و جذاب است و فکر میکنید قرار است ۲ساعت که به تماشای این فیلم می‌نشینید لذت ببرید.تا اینجا داستان پتانسیل این را داشته که شما را به راحتی جذب خود کند اما آیا فیلم هم آنقدری جذاب است که شما پس از تماشای فیلم از این راضی باشید؟؟پاسخ این سوال بله است.

شخصیت پردازی و بازی بازیگران:شاید خیلی ها بخاطر اینکه بازیگران بسیار معروفی در آن هستند به سراغ این فیلم رفته باشند.سه بازیگر اصلی فیلم یعنی دی کاپریو و دیمون و نیکلسون نقش خود را عالی بازی کردند و حس خود را کاملا به مخاطب ارائه میدهند.مثلا حسی که دی کاپریو در آخر فیلم بخاطر هویتش دارد کاملا منتقل میشود یا نیکلسون عصبانی بخاطر اینکه یک جاسوس بین آنها است و حتی دیمون بخاطر اینکه این ترس را دارد هر لحظه هویت مخفی اش لو برود.در کل تمام بازیگران در فیلم عالی هستند و بخاطر عملکرد بازیگران و محبوبیت که بین مردم دارند گذر زمان از محبوبیت این فیلم کاسته نخواهد کرد.درست است فیلم کمی طولانی است اما بی شک جایی برای سر خاراندن هم نخواهید داشت به قدری فیلم منحصر به فرد دنبال میشود.شخصیت پردازی فیلم هم در حد عالی نیست.مثلا عوامل میتوانستند کمی بیشتر به شخصیت فرانسیس و مادولین میپرداختند.اما در عوض کاملا به بیلی و کالین پرداخته شده است.


پایان فیلم:پایان فیلم را بسیار دوست داشتم چون شخصیت های اصلی همگی مردند و قهرمانی در آخر باقی نماند.(قبل از مرگ کالین کمی ترسیدم که او نمیرد و فیلم بسیار بد به پایان برسد که خداروشکر اینگونه نشد)پایان فیلم نکته بسیار مثبت فیلم است.

IMDB:8.5
Rotten tomatoes:91%
Metacritic:85
نمره:9.5
نویسنده:Braveheart

@NaghdeFilmoSerial
اینجا بوستون است... قلب جهنم :

(یادداشتی برای فیلم رفتگان)

از همان ابتدا و هنگامی که فرانک کاستلو (جک نیکلسون) مشغول دیالوگ گفتن میشود : (من نمیخواهم محصول دنیای اطرافم باشم.. میخواهم دنیای اطرافم محصول من باشه..) مارتین اسکورسیزی به عنوان خالق اثر به مخاطب هشدار میدهد این یک اثر مردانه خشن و بیرحم در مورد تبهکارانی است که زیست شوم و وهمناک خود را چنان جدی گرفته اند که برای رسیدن به اهداف خود از کوچکترین مسائل تا مهمترینشان را فدای آن خواهند کرد. و چه چیزی مهمتر و اعلاتر از بحث هویت؟ در رفتگان این فیلم درخشان اسکورسیزی با معنا باختگی عجیبی از واژه هویت طرفیم. معنا باختگی بدان معنی که قهرمان و ضدقهرمان. خیر و شر و اصولا هرنوع دسته بندی شخصیتی دراین فیلم برای ادامه حیات میبایست مدام رنگ عوض کنند. اعتماد نکنند و ترس و تعلیقی ویرانگری را به جان بخرند تا شاید چند ساعت بیشتر در این جهنم دوام آورند.

در انتهای رفتگان شخصیتها گویی با یک نوع بی هویتی دست و پنجه نرم میکنند. دستاوردی از دوران تاریک و بیرحم بوستون و یا آمریکا... شاید به عبارتی بی هویتی ماحصل دنیای پوچ و آخرالزمانی امروزی بشر.
از آنجا که فیلم رفتگان را اسکورسیزی کارگردانی کرده است شاهد برخی ازمهمترین ویژگی های او نیز هستیم.
فضای تلخ و ناامیدانه. رفتن تا ته خط. خودباختگی.فروپاشی و ویرانی. اشاره به مذهب و نقش کنترل کننده آن در زندگی. خشونت های کلامی و فیزیکی ناگهانی و شاید از تمام این موارد مهمتر خلق شخصیتهایی پویا و ماندگار .بیلی کاستیگان (دیکاپریو) بدون شک از پرداخته شده ترین و مهمترین شخصیتهای خلق شده آثار اسکورسیزی است. پلیسی نفوذی که از جایی به بعد چنان دچار تشویش و بحران میشود که مراجعه به همکاران پلیس و روانشناس نیز نمیتواند او را بهبود بخشند.

کاستیگان به مانند بهترین آثار اسکورسیزی خود را درباتلاقی شوم و بی انتها میبیند که دست و پا زدن در آن نه تنها حکم نجات را صادر نکرده بلکه بیشتر به غرق شدنش می انجامد. کاستیگان در دوراهی سخت وظیفه و شرافت دچار تردید و شک میشود... از آن دوراهی های چالش برانگیز دراماتیک که موتور محرک فیلمنامه ها میشوند... به واقع از زمانی که در انجام ماموریت همراه کاستیگان میشویم اسکورسیزی مدام با حوادث گوناگون کاستیگان و مخاطب را همزمان در آزمایشی طاقت فرسا قرار میدهد... آزمایشی که به راستی روح و جسم را فرسایش میدهد.
در رفتگان هیچکدام از جبهه نبرد خیر و شر در آسایش نیستند. رفتگان وجهه تاریک و تکان دهنده هردوطرف را بدون هیچ ابایی پیش چشم مخاطب قرار میدهد تا عدالت را در روایت داستان رعایت کرده باشد.

رفتگان در مورد سلسله مراتب قهقرا و شکست و ویرانی است. فرقی ندارد شخصیتها در کدام طرف ماجرا یا در چه سطح از رتبه سازمانی خویش باشند. در رفتگان اسکورسیزی تاکید دارد درچنین شرایطی همه محکوم به فنا و نیستی میشوند.
کاستیگان. کاستلو و... با پناه بردن به قرص.الکل.دکتر روان شناس .اسلحه. خشونت و ... بازهم آرامگاه و رستگاری پیدا نکرده و درچرخه ای پوچ و بی پایان از نکبت و ناکامی گرفتار میشوند. هویت تازه پیدا میکنند.آنرا تقویت کرده و پیش میروند اما در انتها همان را نیز میبازند و به استقبال مرگ میروند. اسکورسیزی در نمایش این دور باطل زن ومرد. پلیس و تبهکار. پیروجوان .گناهکار و بیگناه. مذهبی و غیر مذهبی را نشانه میرود و آنان را به سمت تقدیر خود هدایت میکند.

رفتگان البته تمام این موارد تلخ اشاره شده را سینمایی و سرگرم کننده ارائه میدهد همچون :استفاده از موسیقی پرشور و‌پرضرب راک .تدوین تند و تیزی که درآن بعضا مدت زمان برخی نماها کمتر از پنچ ثانیه میشود اما در انتقال حس التهاب موفق عمل میکنند. (نمایی که در آن مارتین شین از پشت بام به زمین پرت میشود را به یاد آورید ). سکانسهای مربوط به قتل و کشتار تاثیر گذار (درگیری پرخون انتهایی در بندر یا آخرین رویارویی نفسگیر درپشت بام و آپارتمان ) و از همه مهمتر خلق سکانسهایی پر تعلیق وپر استرس (تعقیب مت دیمون توسط دیکاپریو در خیابان تاریک و نم زده. گفتگوهای دونفره نیکلسون و دیکاپریو در کافه درمورد هویت )
رفتگان بیانگر اوضاع پیچیده و مبهم دنیای امروز ماست. جایی که گویا همه چیز مات گشته و تشخیص چهره خوب و بد از هم دشوارترین امر دنیاست. در رفتگان نه میتوان به پلیس و نه به تبهکار اعتماد داشت. رفتگان هرچه به انتها نزدیک میشود این بی اعتمادی را گسترش میدهد تا در نهایت ضربه مهلک پایانی را نیز بر مخاطب وارد کند...
رفتگان نشانه ورود به عصر ترس و اضطراب و نا امیدی است.

امتیاز :9

امید سلیمی
@NaghdeFilmoSerial
نویسنده:Braveheart
IMDB:8.5
Rotten tomatoes:76%
Metacritic:67
نمره:10
@NaghdeFilmoSerial

Braveheart:نویسنده
#امروز_چی_دیدم
🎞نقد فیلم و سریال🎞
نویسنده:Braveheart IMDB:8.5 Rotten tomatoes:76% Metacritic:67 نمره:10 @NaghdeFilmoSerial Braveheart:نویسنده #امروز_چی_دیدم
بسم الله
#اسپویل_دارد
یادداشتی از فیلم
نام فیلم:Gladiator(گلادیاتور)
محصول:2000
کارگردان:ریدلی اسکات
تهیه کننده:داگلاس ویک و...
نویسنده:جان لوگان و...
بازیگران:راسل کرو ، واکین فینیکس ، کانی نیلسون ، اولیور رید و...
ژانر:درام،اکشن،ماجراجویی
مقدمه ای از داستان:یک ژنرال رمُی مورد خیانت قرار میگیرد و خانواده‌اش توسط یک شاهزاده فاسد کشته میشوند...

روایت داستان:سپاهیان رُم به رهبری ژنرال ماکسیموس بر ارتش بربرهاي ژرمانيا پیروز میشوند،از طرفی امپراطور رُم یعنی مارکوس آئورلیوس در حال مرگ است و باید به دنبال جانشینی برای خود باشد.او پسر خود یعنی کومودوس را به هیچ عنوان برای امپراطوری رُم قبول ندارد و دوست دارد ژنرال ماکسیموس را به عنوان جانسین خود انتخاب کند.ژنرال ماکسیموس فردی مهین پرست و خانواده دوست است و علاقه ای به تاج و تخت ندارد.وقتی امپراطور مارکوس آئورلیوس به پسرش میگوید که جانشینی را به او نمیدهد،او خشمگین میشود و پدر خود را به قتل می رساند و دستور مرگ ژنرال ماکسیموس و خانواده او را میدهد.ژنرال ماکسیموس موفق به نجات خود میشود اما موفق نمیشود خانواده اش یعنی پسر و همسرش را نجات دهد.تاجری ماکسیموس را میبرد و او را به فردی به نام پراکسیمو می فروشد.ماکسیموس در آنجا تبدیل به یک گلادیاتور میشود. او که حالا حس انتقام را در دل خود می پروراند همراه با گلادیاتور های دیگر و پراکسیمو راهی رُم میشود.در آنجا ماکسیموس و دیگر گلادیاتور ها در میدان مبارزه افراد زیادی را میکشند.حالا دیگر مردم رُم حامی و طرفدار گلادیاتور هتا هستند.خواهر کومودوس یعنی لوسیلا پنهانی از ماکسیموس حمایت میکند.پسر لوسیلا یا لوسیوس وارث پادشاهی پس از کومودوس است.کومودوس تلاش زیادی زیادی میکند که ماکسیموس را به قتل برساند اما موفق نمیشود،در آخر ماکسیموس (گلادیاتور) و کومودوس در یک نبرد تن به تن و کاملا ناجوانمردانه روبروی چشم مردم رُم،مقابل یکدیگر قرار میگیرند.ماکسیموس موفق میشود کومودوس را بُکُشَد اما خود نیز میمیرد و به خانواده اش در آن دنیا ملحق میشود.
اولین سوالی که پیش میاید این است که آیا ماکسیموس برای انتقام گیری خانواده اش با کومودوس جنگید یا بخاطر آینده رُم؟
یعنی اگر خانواده اش زنده میماند او با خانواده اش مخفی میشد و می گذاشت کومودوس،رُم را نابود کند و به جنگ با او نمی رفت؟
دقیقا نمیشود به این سوال جواب داد و جواب هرکس باتوجه به درکی است که از فیلم داشته است.من معتقدم او هم مهین پرست و خانواده دوست بود و در هر صورت به جنگ با کومودوس میرفت.اما هرکسی می تواند نظری داشته باشد.خوب بگذریم.
بازی بازیگران و طراحی صحنه فیلم، بسیار قابل تحسین است.از خود گلادیاتور گرفته تا مبارزانی که چند دقیقه ای در فیلم حضور دارند عالی نقش خود را بازی کردند.بازی بازیگران و طراحی صحنه آنقدر خوب است که شما احساس میکنید در زمان سفر کرده اید و به صورت زنده در حال نگاه کردن به جنگ و خونریزی ها هستید.فیلم در زمان خود بسیار پر هزینه بوده است و البته کاملا درست از هزینه استفاده شده است(ریخت و پاش های الکی در فیلم نشده است.یعنی صحنه هایی که اصلا نیاز نبودند در فیلم نیست.این مساله صحنه های اضافی خصوصا در فیلم های تاریخی و یا فیلم هایی که در بستر تاریخ روایت میشوند(مثل گلادیاتور) که زمان بسیار زیادی دارند بسیار مهم است.مثلا فیلم پادشاه یاغی (۲۰۱۸) بسیار صحنه هایی دارد که چه نشان داده شود و چه نشود مهم نیست)فیلم تقریبا سه ساعت است و کاملا از این زمان استفاده شده است.فیلم های که در بستر تاریخ روایت میشوند یا همان فیلم های تاریخی معمولا سال های زیادی در یادها خواهند ماند یعنی مساله گذر زمان در فیلم تاثیر چندانی ندارد به شرطی که فیلم جذابیت و مهیج بودن خود را همیشه و در هر حال حفظ کند.برای مثال همین گلادیاتور و شجاع دل که تقریبا ۲۰سال گذشته اکران شدند را فرض کنید.همین الان هم در بین مردم جذاب و مهیج هستند.اما فیلمی مثل ماری ملکه اسکاتلند و پادشاهی یاغی که همین سال گذشته اکران شدند همین حالا هم فراموش شده اند.بعضی بخاطر صحت نداشتن در تاریخ بعضی بخاطر نبود بازیگر و عوامل معروف جذابیتی در بین مردم ندارند پس میشود گفت مرحله اول برای ساخت یک فیلم تاریخی یا فیلمی که در بستر تاریخ روایت میشود،بودن عوامل محبوب در بین مردم و صحت تاریخی فیلم است.خوب بگذریم...
موسیقی فیلم بسیار جذاب و آرام بخش است و کاملا هماهنگ با فیلم جلو میرود کلا نمیشود از این فیلم ایراد چندانی گرفت.تنها از ایراد فیلم میتوانم بگویم،که ما از گذشته ماکسیموس چیزی نمی دانیم.یعنی چطور کسی که این همه خانواده اش را دوست دارد و نمی خواهد از آنها جدا شود،ژنرال ارتش رُم شده است؟(البته زیاد مهم نیست.ولی گفتم،گفته باشم)
جمع بندی:فیلم گلادیاتور یکی از بهترین فیلم هایی است که در بستر تاریخ روایت شده است و شاید بتوان گفت بهترین آنها.
نمره:10از10
Forwarded from alireza ripper
به نام خدا
giant 2010 (Korean series )
تعداد اپیزود ها : ۶۰ قسمت ۶۰ دقیقه ای
کارگردان: یو این شیک ، لی چانگ مین
نویسنده: جانگ یون چول ، جونگ یون سون
بازیگران: لی بوم سو ، پارک جین هی ، جو سانگ ووک ، هانگ جونگ ایوم ، پارک سانگ مین ، جونگ بو سوک و ...
ژانر : درام ، تراژیک

مقدمه : سریال کره ای غول داستان دو برادر و یک خواهر را در بستر تاریخ معاصر کره (۱۹۷۰-۲۰۱۰) روایت میکنه (این بستر تاریخی خیلی مهم هست ) که پدرشان در یک توطئه ی قاچاق طلا کشته می شود و در پی آن مادر خود را هم از دست میدهند و همچنین از هم جدا شده (کلا ۷ قسمت اولش واقعا تراژیک و ناراحت کننده هست) و بعد از گذشت سال ها همدیگر را پیدا می کنند و سعی می کنند از بانیان رنج هایی که متحمل شده اند انتقام بگیرند و ...

این سریال رو چند ماه پیش دیده بودم و به دلیل بستر تاریخی مهمی برای روایت سریال انتخاب کرده بود تصمیم گرفتم ازش بنویسم و به شما دوستان عزیز پیشنهاد کنم این سریال رو.
از ۱۵ تا سریال کره ای که دیدم ۱۲ سریال حالت درام ، کمدی و عاشقانه داشت و ۳ سریال هم مثلا تاریخی (که کلا با سریال های تاریخی کره موافق نیستم چون در بیشتر دوره های تاریخی تحت اشغال کشور های مختلف بودن و این همه سلسله و پادشاه معلوم نیست از کجا در آوردن ) .
اصولا سریال های ساخت کشور جمهوری کره محتوایی شبیه هم دارن چه تاریخی ها و چه درام ها.
سریال های درام روابط مثلثی (دو عاشق و یک معشوق) رو روایت می کنن حالا اون سریال ممکنه کمدی یا ملو دارم باشه.
سریال های تاریخیشون هم که ارزش توضیح دادن رو ندارن خودتون هم میدونید جریانش رو.
خوب زیاد حاشیه رفتم ولی لازم بود.
سریال غول هم دقیقا مثل دیگر سریال های درام کره ای هست ، نقش آفرینی و شخصیت پردازی روابط و کارگردانی و ... همش مثل دیگر سریال های کره ای هست ولی این فیلم نامه و داستان و بستر مهم تاریخی که سریال در اون اتفاق می افته متفاوت و مهم هست که باعث میشه این سریال ارزش دیدن رو داشته باشه. داستان ها و شخصیت ها واقعی نیستن ولی قطعا در دنیای پیرامون خود به خصوص کشور خودمون از این شخصیت ها و اتفاقات زیاد دیده ایم.
بستر تاریخی و اتفاقاتی که در جهان سریال می افته واقعی هست و بسیار آموزنده.
سریال در دوره ی تاریخ معاصر کره اتفاق می افته یعنی از سال ۱۹۷۰ تا ۲۰۱۰ (به همین دلیل ۶۰ قسمت هست هر چند از اواسط سریال کشش دادن و می تونست در کمتر از ۵۰ قسمت به پایان برسه)
کره ی جنوبی بعد پایان جنگ دو کره همیشه در خطر حمله ی کشور کره ی شمالی قرار داشت ، هر چند حکومت کره ی جنوبی در ظاهر دموکراسی داشت اما انتخاب رئیس جمهور توسط حزب حاکم انجام می گرفت که قدرت را با زور اسلحه و سازمان های اطلاعاتی امنیتی در دست داشتند و انتخابات با تقلب و دخالت حزب حاکم انجام می گرفت که در این سریال به خوبی نشون داده شده، تبدیل حکومت کره ی جنوبی به یک دموکراسی واقعی با اعتراضات و تظاهرات گسترده ی مردمی امکان پذیر شد که باز هم در این سریال به خوبی نشون داده شده ، حکومت کره ی جنوبی کشور کره ی شمالی رو بهانه ای قرار داده برای امنیتی کردن وضع کشور و سرکوب مخالفان و هر کسی رو که خواستار عدالت و آزادی باشه به بهانه هایی همچون کمونیست بودن و جاسوس بودن و ... دستگیر و اعدام میکنه ، همچنین این سریال نشون میده چطور کشور کره از کشوری وابسته و جهان سومی تبدیل به قطب صنعتی و اقتصادی در جهان میشه.

در واقع داستانی که این سریال روایت می کنه نشون میده که چطور فساد حکومت و وجود افراد فاسد و بی رحم در قدرت باعث میشه افراد ظالم و فاسد نه تنها دارایی و اموال بلکه جان انسان های درست کار و بی گناه رو بگیرن و خانواده ها رو به نابودی بکشونن و قسر در برن و مجازات نشن و حتی به مرتبه های بالاتر برسن و نشون میده در چنین کشوری انسان های درست کار به جایگاهی لایق توانایی و ارزش های خود نمی رسند ولی انسان های دغل کار و فاسد به راحتی پله های ترقی رو طی می کنن و حاکمان فقط حکومت کردن برایشان مهم است نه مردم و وضع کشور و کار ها با رشوه و فساد جلو میرود.
سریال از لحاظ شخصیت پردازی و فیلم نامه متفاوت و بهتر از دیگر سریال های کره ای هست و داستان تراژیکی که روایت می کنه نه تنها در بین سریال های کره ای بلکه در بین سریال های غربی هم نظیر نداره.
نقش آفرینی بازیگران هم بهتر از هر سریال ساخت کره هست و حتی بازیگران خرد سال هم بسیار عالی عمل کردن (تو هفت قسمت اول بیشتر از داستان نقش آفرینی بازیگران خرد سال اشک آدم رو در میاره )

سخن آخر : این سریال رو نه به عنوان سرگرمی بلکه به عنوان یک آموزش دهنده و افزایش آگاهی ببینید.

نمره : ۷ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
🎞نقد فیلم و سریال🎞
@NaghdeFilmoSerial
#امروز_چی_دیدم
یادداشتی کوتاه از سریال سوامپ ثینگ
Swamp Thing 2019
#بدون_اسپویل
بعد از دیدن چند قسمت ابتدایی سریال سوامپ ثینگ واقعا مو به تنم سیخ شد.واقعا اگر همان روند ادامه پیدا میکرد مطمئنا این سریال به یکی از برترین سریال های ۲۰۱۹ تبدیل میشد.چند ساعت بعد از دیدن قسمت اول،خبری بسیار بد بهم رسید.که این سریال برای فصل های بعد کنسل شد.قرار بود فصل اول این سریال در ۱۳قسمت کار خود را تمام کند اما بخاطر مشکلات مالی و...در ۱۰قسمت به پایان رسید.خوب مسلما وقتی شما برای یک سریال برنامه دارید که آن را در ۱۳قسمت تمام کنید و بنابر هر دلیلی مجبور باشید آن را در ۱۰قسمت به پایان برسانید معلوم است سریال خراب میشود.بازی بازیگران بعد از چند قسمت افت پیدا کرد.(به دلیل اینکه بازیگران هم دیگر میدانستند این سریال یک فصل بیشتر ندارد برای همین دیگر خوب نقش خود را بازی کردن اصلا برایشان مهم نبود)پرداختن به شخصیت ها پس از چند قسمت به شدت افتضاح شد.سریال البته کمی شلوغ بود و مخاطب را گیج میکرد.موسیقی سریال یکی از نکات مثبت آن است که کاملا با سریال هماهنگ است و همچنین بسیار دلنشین است.جیمز وان در این سریال به عنوان تهیه کننده ظاهر شده و میتوان گفت پرکارترین کسی بوده که به رشد این سریال کمک کرده ولی تلاشش متاسفانه کافی نبود.همه چیز واقعا در چند قسمت اول به شدت عالی پیش میرفت ولی حیف و صد حیف...
جمع بندی:دی سی خودش این سریال ابرقهرمانی زیبا را به گند کشید و همین امر باعث میشود که همواره جایگاهش از مارول پایین تر باشد.بخاطر یک مشکل مالیاتی سریالی تکرار نشدنی را کنسل کردند و همین امر باعث میشود تا چند سال آینده این سریال کاملا فراموش شود و از یاد مردم کاملا پاک شود‌.حتی با امتیاز ها هم میتوان فهمید که این سریال چقدر خوب بوده است.(حتی من از چند نفر شنیدم که پس از خبر کنسل شدن این سریال را رها کردند یا اگر قصد دیدن داشتند منصرف شدند)
IMDB:8.2
Rotten tomatoes:93%
امتیاز:7

(امتیاز IMDB هم در ابتدا بالای ۹ بود ولی هرچه به جلوتر رفت امتیاز کاهش یافت)

نویسنده:Braveheart
@NaghdeFilmoSerial
به نام خدا
Lawrence of Arabia 1962
کارگردان: دیوید لین
بازیگران: پیتر اوتول ، عمر شریف ، الک گینس ، آنتونی کوئین و ...
نویسنده : رابرت بولت ، مایکل ویلسون
ژانر : بیوگرافی، حماسی ، تاریخی

مقدمه : تی ای لارنس یک افسر ارتش سلطنتی بریتانیای کبیر به سرزمین عربستان اعزام می شود تا قبایل پراکنده ی عرب رو با هم متحد کنه تا علیه امپراطوری عثمانی بجنگند و سرزمین های عربی را علیه عثمانی بشوراند و ...

ممکن است کاری ازمن ساخته نباشدولی قادرم ازشهری کوچکی کشوری بوجود آورم .
مهم ترین ویژگی فیلم که توجه مرا جلب کرد و باعث شد دفعه ی اول که این فیلم را تماشا کردم به هیچ ویژگی دیگر آن توجه نکنم شخصیت اول فیلم تی ای لورنس بود با بازی ماندگار پیتر اوتول
شخصیت پردازی لورنس در این فیلم بسیار عالی بود ، یکی از بهترین پهلوان پنبه سازی های تاریخ سینما ، چقدر باور پذیر و جذاب ، شخصیتی جذاب تر از هر قهرمانی که در سینمای امروز می توان خلق کرد، از سینمایی که قهرمانان آن مرد عنکبوتی و واندر وومن باشند دیگر نباید توقع شاهکار هایی مثل لورنس عربستان را داشت.
لارنس مجذوب و مسحور آن بیابان‌های بکر و دست نخورده و مردان یکدنده و لجوج قبایل عرب است
در بیابان عربستان، راهنمای عرب لورنس به وسیله امیرزاده ای به نام شریف علی بر سر یک چاه آب به قتل می‌رسد.
این موضوع، اهمیت آب و اختلافات قبائل را برای لورنس آشکار می‌کند.
‍ ‏معارفه عمر شریف در صحنه ی چاه آب بغایت شاهکاری هست برای خودش و شاید برترین معارفه سینمایی باشه که تا امروز دیدم.
به تنهایی کلاس اموزش ترکیب اجزا،دوربین و تدوین هست که همه در کنار هم یک سکانس شاهکار رو ساختن و میتونه سوای از کل فیلم یک فیلم جداگانه باشه و آموزش داده بشه.
فیلم لورنس عربستان هم مثل فیلم ۲۰۰۱ اودیسه ی فضایی کوبریک یک فیلم استثنایی و جلو تر از زمان است ، فیلمی که بعد ها با وجود پیشرفت تکنولوژی و همچنین افزایش سرسام آور بودجه ی فیلم های بیگ پروداکشن مثل آن تکرار نشد چون هر دو فیلم مذکور نه به دلیل ویژگی های بلاک باستری یا بخش حماسی و ماجراجویی بلکه به دلیل ویژگی های فرمی و روایی و همچنین محتوایی برجسته و با ارزش معروف و محبوب شدند ویژگی هایی که هیچ جلوه ی ویژه یا تبلیغاتی نمی تواند جایگزین آن ها شوند.
طراحی صحنه ی فیلم بسیار عالی بود از بندر عقبه گرفته تا چادر ها و مناطق بیابانی که برای فیلم برداری انتخاب کرده بودند همه چشم نواز و واقع گرایانه
چقدر فضای صحرا زنده و جذاب بود.
جذابیت بصری و قاب بندی های بی نظیر
لانگ شات های زیبا از بیابان که عظمت صحرا را به خوبی به نمایش می گذارد.
تلاش ها و عمل لورنس در فیلم به نتیجه ی دلخواه و آرمان او نمی انجامد و این خود بزرگترین درس است ، هر چقدر که انسان محبوب و قدرت مند باشد باز هم نمی تواند به تمام اهدافی که برای آن تلاش کرده برسد.
فیلم بر خلاف اکثر فیلم های حماسی-تاریخی که بیشتر حالت تجاری دارند ، یک فیلم هنری ، تجاری و عمیق است که سعی در ارائه ی چهره ای خوب از امپراطوری بریتانیا و جاسوسان و خرابکاران این روباه پیر دارد.
حالت نگاه و چشمان لورنس انسانی مصمم را نمایش می دهد که تقریبا تا آخر فیلم اراده ی خود را از دست نمی دهد. شخصیت پردازی او انسانی مصمم با اراده ، منطقی ، مهربان و استراتژیست ماهر را به نمایش می گذارد که هدف اصلی وی نجات دادن اعراب است و این اسطوره ی دروغین به بهترین و باور پذیر ترین شکل ممکن شخصیت پردازی شده است.
پیتر اتول در این فیلم یکی از بهترین نقش آفرینی های سینما را ایفا کرد از دو سال فیلم برداری و زندگی در بیابان در این فیلم دوران اوج او شروع شد و با یک فیلم شاهکار دیگر به کار خود پایان داد فیلم آخرین امپراطور(همون معلم بریتانیایی امپراطور )
شخصیت پردازی لورنس بسیار عالی است از ابتدای فیلم او را فردی مشهور اما ناشناخته بین مردم نشان می دهد و با بازگشت به گذشته آرام آرام شخصیت مرموز و جذاب وی را آشکار می سازند.
شخصیت او مجموعه معنویت و دیوانگی را دارد، شخصیتی كه متفاوت از قهرمانان نظامی است که می تواند اعراب را مجاب كند كه پیرو او باشند.
لورنس آن قدر باهوش و آگاه به روانشناسی است كه دردها و نقطه ضعف‌های آنان را بهتر از خودشان فهمیده است.
لورنس با آن ظاهر درویش مسلكی خود هم اعتماد فرماندهانش را جلب كرده است و هم اعراب را
مهمان نوازي عربها كه يكي از مهمترين شاخصه هاي اصلي هويتي صحرانشينان شبه جزيره مي باشد.
بنظر لورنس اين منش عربي است كه هرچه دارند به پاي مهمان مي ريزند.
اعراب به احترام مهمان از جا بلند مي شوند و براي يادبود پيشكش هائي به ميهمان مي دهند.
@NaghdeFilmoSerial
alireza ripper
موسیقی زیبا و هماهنگ با فیلم که اگر بیشتر از فیلم برداری در انتقال فضای بیابان تاثیر نداشته باشد تاثیر برابری دارد ، ترکیبی از موسیقی عربی با موسیقی های حماسی و نظامی دقیقا مطابق فضای فیلم است.
ساخت موسیقی فیلم لارنس عربستان حقیقتاً کار سختی است. فیلمی که براساس واقعیت ساخته شده بود و تا حد امکان باید تصویری حماسی از لارنس به تصویر می کشید؛ آن هم در میان آن صحرا و شن داغ. اما موریس ژار نه تنها توانست از سد تمامی این مشکلات بگذرد، بلکه توانست اثری به شدت حماسی خلق کند که مجسمه اسکار را هم برایش به همراه داشته باشد.
موریس ژار پس از لارنس عربستان 6 بار دیگر نامزد دریافت اسکار شد و 2 بار هم موفق به دریافت آن شد.
علاوه بر اوتول، عمر شریف و آنتونی کوئین و آلک گینس بازی ماندگار و زیبایی را ارائه کردند که در شخصیت پردازی عالی شخصیت ها موثر بودند.

سخن آخر : با این که مدت زمان فیلم چهار ساعت است و تقریبا خالی از صحنه های اکشن و جنگ های بزرگ فیلم های تاریخی-حماسی هست اما به دلیل شخصیت پردازی و زیبایی های بصری جذاب بیننده رو جلوی نمایشگر میخکوب می کند و تجربه ای شگرف را به وجود می آورد .

جوایز و افتخارات : اسکار : جوایز کسب کرده: بهترین فیلم ، بهترین کارگردانی، بهترین فیلم نامه ، بهترین فیلم برداری ، بهترین تدوین صدا ، بهترین تدوین و ....
بهترین فیلم تاریخ سینما به انتخاب انجمن فیلم برداران آمریکا(بهترین فیلمبرداری تاریخ سینما )
بهترین نقش آفرینی تاریخ سینما به انتخاب filmsite (پیتر اوتول)
و جوایز و افتخارات معتبر دیگر

نمره : ۱۰ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
🎞نقد فیلم و سریال🎞
@NaghdeFilmoSerial
یادداشتی کوتاه از فیلم انتقام جویان:پایان بازی
Avengers:Endgame 2019
#حاوی_اسپویل
اگر بخواهم از فیلم بگویم،با یک اثر به شدت هیجان انگیز کننده روبرو هستیم که بسیار سرگرم کننده است و شاید حتی اگر طرفدار مارول نباشید،با یک بار دیدن آن راضی نخواهید شد.خلاصه بگویم همه چیز در این فیلم نه تنها عالی بلکه خارق العاده است از جلوه های ویژه بازی بازیگران و...
اما شما وقتی میخواهید به یک فیلم امتیاز دهید باید تمام نکاتش را در نظر بگیرید.فراموش نکنید اند گیم ۱۱ سال برایش زحمت کشیده شده و قرار است دوره ای مهم از مارول را به اتمام برساند.خوب اینگونه بگویم(البته شاید بی ربط باشد ولی خوب...)شما وقتی دوره دبیرستان را تمام میکنید و میخواهید به دوره جدیدتر بروید خوب مسلما از آن دوره سوالی ندارید و شاد و خرم به دیدار دوره بعدی میروید.اند گیم،به عنوان پایان دوره ای بسیار مهم از مارول، مسلما باید به تمام سوالات این دوره پاسخ میداد.وقتی فهمیدم زمان فیلم ۳ساعت است،پیش خودم گفتم تمام سوالات بی جواب کل دنیای سینمایی مارول ،را در این فیلم چپانده شده است اما اند گیم به تعداد کمی از آنها پاسخ داد که البته ثمری هم ننداشت چون خودش هم یک عامله دیگر در ذهنم ایجاد کرد.مثلا چندتا از آن سوال ها را برایتان بگویم:
۱-چطور بروس بنر/هالک به پروفسور هالک تبدیل شد؟
۲-تور به نگهبانان کهکشان پیوست؟
۳-گامورا یک دفعه کجا رفت؟
۴-لوکی کجا رفت؟
در آن شکی نیست که به همه این سوالات و تمام سوالاتی که حتی از هالک باور نکردنی داریم پاسخ داده خواهد شد اما اگر دوره ای از مارول به پایان رسید پس باید بدون سوال به پایان برسد.درمورد پرفروش ترین فیلم تاریخ سینما هم بنظرم اند گیم شایسته تر از آواتار است.موسیقی و جلوه های ویژه مهمترین نکته فیلم بود،جلوه های ویژه ای نظیرش را ندیدم و موسیقی که کاملا هماهنگ با فیلم است.(برای من مرگ ناتاشا از تونی استارک غم انگیزتر بود)
IMDB:8.7
Rotten tomatoes:94%
Metacritic:78
امتیاز:8

خلاصه داستان:بعد از حوادث مخرب فیلم Avengers: Infinity War 2018، اکنون نیمی از تمام موجودات جهان به خاطر اعمال تانوس کشته شده اند. تونی استارک بدون آب و غذا در فضا معلق شده و اکسیژن او هم رفته رفته تمام می شود. تونی در این بین تلاش می کند که پیامی برای پپر پاتس ارسال کند. در طرف دیگر، اعضای باقیمانده از گروه انتقام جویان با کمک دیگر متحدان خود به دنبال راهی برای بازگرداندن افراد از دست رفته هستند. آن ها در فیلم انتقام جویان آخر بازی می خواهند که یک بار برای همیشه و با تمام توان با تانوس روبرو شوند و نظم از دست رفته را به جهان بازگردانند؛ مهم نیست که این کار آن ها چه عواقبی خواهد داشت.

نویسنده:Braveheart
@NaghdeFilmoSerial
#امروز_چی_دیدم
به نام خدا
godfather 1972 (part 1)
کارگردان: فرانسیس فورد کاپولا
بازیگران:مارلون براندو ، آل پاچینو ، جیمز کال و ...
نویسنده : فرانسیس فورد کاپولا ، ماریو پوزو
ژانر : جنایی(گانگستری)

مقدمه : این فیلم (که بر اساس رمان پدرخوانده ساخته شده است)زندگی یک خانواده ی بزرگ مافیا در دهه ی ۴۰ را روایت می‌کند، پسر کوچک تر خانواده یعنی مایکل که از ورود به شغل خانواده سرباز میزد طی اتفاقاتی مجبور می شود جای پدر خود (دون کورلئونه ) را بگیرد و رئیس خانواده شود و ...

توفیقی شد که بعد از دو سال فیلم پدر خوانده را برای بار چهارم ببینم و چقدر تجربه ی لذت بخشی بود.
روایت فیلم یکی از بهترین و کامل ترین روایت های تاریخ سینماست ، هیچی فیلمی تا این حد زندگی واقعی انسان را به تصویر نکشیده، از اقتدار و قدرت کورلئونه کبیر در پشت میز کار تا بازی و لذت بردن از حضور نوه ی او در باغچه ی خانه ، از نگاه تحقیر آمیز و از بالا به مردی که در ابتدا خواستار کمک پدر خوانده به او بود (برای مجازات کسانی که به دختر وی آسیب رساندند) تا در خواست کمک پدر خوانده از وی برای کمک به مایکل (چرخش روزگار ) از اشارات فیلم به سیاست تا مشکلات خانوادگی و زن و شوهری همه همه به بهترین نحوه در کنار هم قرار گرفته اند تا زندگی واقعی را شرح دهند.
در واقع روایت فیلم‌ پر از نکته و درس زندگی است.
چند درس از فیلم پدرخوانده

1. روابط قدرتمندی بسازید
یک روزی… و شاید اون روز هرگز نیاد, من بهت زنگ میزنم و از تو درخواست کمک میکنم. اما تا اون روز این کمک من رو به عنوان هدیه از من قبول کن.
ویتو کارلئونه
اگر به صورت عمقی به این دیالوگ ماندگار ویتو کارلئونه (مارلو براندو) فکر کنید خواهید فهمید چطور روابط مستحکمی بر پایه کسانی که به آنها کمک کرده بنا میکند. ویتو کارلئونه, پدر خوانده خانواده مافیایی با کمک کردن و لطفی که به دیگران در حل مشکلاتشان میکند, یک رابطه مستحکم و پرنفوذ از انواع مختلف مردم را برایش درست میکند که شاید کمک او را جبران کنند شاید هم نه اما؛همه آنها در نفوذ قدرت کارلئونه هستند و ناخودآگاه حوزه نفوذ و قدرتش را گسترش میدهند.

2. به دیگران اعتبار بدهید
چیه چه مرگت شده؟ فکر کنم داری نرم میشی .
ویتو کارلئونه
پدرخوانده درس بزرگ دیگری برای ما دارد. در شرایط سخت, سخت تر باشید. در فیلم پدرخوانده درست زمانی که پدرخوانده چند ضعف از خودش را ناخواسته به دشمنانش نشان داد آنها سریع شروع کردند به حمله تا او را نابود کنند و این دقیقا به خاطر اشتباهات تیم اش بود.

3.احساساتی نباش
قضیه شخصی نیست, سانی. قضیه دقیقا کاری است.
مایکل کارلئونه
اکثر مردم نمیخواهند این واقعیت را در کسب و کار قبول کنند که : بعضی افراد برنده اند ,بعضی افراد بازنده.
وقتی سانی کارلئونه در فیلم پدرخوانده کاری را از روی احساسات و شتاب زده انجام میدهد, از بازی بیرون می ماند.

4. قاطع باشید
اگر شما هم مثل من فیلم پدرخوانده را چندین بار دیده باشید, شاید فیلم را همراه با شوک و احترام ببینید!!
شما در صحنه ای میبینید دون کارلئونه یک از اعضای خانواده اش را در نهایت بی رحمی میکشد و در سکانسی بعد میبینید کاملا منطقی میداند چه میخواهد و برای رسیدن به آن تلاش میکند, قاطع است و فرمان احترامی از درونش ساطع میشود.

5. برای خانواده تان وقت بگذارید
آیا با خانواده ات وقت میگذرونی؟ چون مردی که وقت برای خانواده اش نداشته باشه, هیچوقت نمیتونه یک مرد واقعی باشه.
ویتو کارلئونه

رنگ تیره ی فضا ، سیاهی دنیای فیلم را به خوبی منتقل می کند
موسیقی فیلم که بیشتر تلفیقی از موسیقی ایتالیایی و آمریکایی است در طول فیلم بسته به شرایط تغیر می کند و کاملا با فیلم هماهنگ است ، هماهنگی که باعث شده بالاتر از هر ویژگی دیگر فیلم ، نماد فیلم پدر خوانده باشد.
صحنه ی مرگ دون کورلئونه در فیلم مورد علاقه ترین صحنه ی فیلم برای من است ، صحنه ای پر احساس که همیشه در ذهن من ماندگار شده است ، براندو در این صحنه طوری نقش آفرینی می کند که مخاطب فکر می کند با یک پیر مرد ۷۰ ساله طرف است و بازیگر خردسال هم واقعا نوه ی اوست ، عشق و محبت در این صحنه موج میزند و به قدر باور پذیر است که به یکی از بهترین و واقع گرایانه ترین صحنه های کل فیلم تبدیل میشود.
فیلم برداری عالی و سایه روشن که مانند نور پردازی سعی در نشان دادن دو چهره ی مثبت و منفی (خاکستری ) از شخصیت ها و زندگی آن ها داشت که بسیار عالی عمل کرد که بعد ها در فیلم های مهم دیگری مانند گاو خشمگین تکرار شد.
تدوین عالی فیلم به خصوص در موازی کردن غسل تعمید و حذف رقبان که نشان دهنده ی شروع دوران جدید بود و این دوران را در قسمت بعدی شاهد بودیم.
این تدوین پر از تضاد را در کل فیلم شاهد هستیم.
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
این فیلم سکوی پرشی شد برای آلپاچینو که بعد ها با نقش آفرینی شاهکار در فیلم هایی مثل صورت زخمی ، بعد از ظهر نحس ، سرپیکو ، راه کارلیتو و ... نام آلپاچینو رو به عنوان یکی از بهترین بازیگران تاریخ ثبت کرد ، البته فرق این نقش آفرینی آلپاچینو با دیگر فیلم هایش یک تفاوت مهم است، تقریبا در همه ی نقش آفرینی های مهم آلپاچینو ، شاهد نقش آفرینی متد اکتینگ برون گرا از وی بودم اما در فیلم پدر خوانده شاهد متد اکتینگ درون گرا از آلپاچینو بودم (مثل نقش آفرینی های دنیرو) و البته شخصیت پردازی مایکل کورلئونه بهتر از هر شخصیت پردازی فیلم های آلپاچینو است که این شخصیت پردازی بی نقص علاوه بر بازی عالی آلپاچینو مدیون فیلم نامه و کارگردانی عالی کاپولا می باشد.

نقش آفرینی و شخصیت پردازی مارلون براندو در این فیلم بهتر از هر نقش آفرینی و شخصیت پردازی وی در فیلم هایی دیگر است. براندو با یک متد اکتینگ درون گرا یکی از خونسرد ترین و جذاب ترین گانگستر های تاریخ سینما را به نمایش می گذارد.
در مقایسه ی تفاوت و کیفیت نقش آفرینی مارلون براندو می توان نقش آفرینی و شخصیت پردازی وی در دو فیلم اتوبوسی به نام هوس و پدر خوانده مقایسه کرد ، در فیلم اتوبوسی به نام هوس براندو با متد اکتینگ برون گرا نقش یک جوان عاصی و رو اعصاب و عجول را بازی می کند که بسیار هم عالی عمل کرده اما در پدر خوانده با متد اکتینگ درون گرا نقش یک فرد پا به سن گذاشته، صبور و زیرک را بازی می کند که یکی از مهم ترین و ماندگار ترین شخصیت های تاریخ سینما را به وجود می آورد.
روند تغیر مایکل از یک انسان تحصیل کرده و تقریبا درست کار به یک قاتل بی رحم و رئیسی باهوش مهم ترین روایتی است که در این قسمت و قسمت های بعدی پدرخوانده شاهد بودیم که بار ها در سینما و تلوزیون سعی در تکرار کردن آن داشتند که آخرینش هم سریال معروف بریکینگ بد (و همین خودش از نشانه های شاهکار بودن تاثیر مثبت و مهم در سینما و تلویزیون )

تقریبا در تمام رتبه بندی های معتبر سینما پدر خوانده قسمت اول جز ۱۰ فیلم بالای لیست است و آن فقط و فقط یک دلیل دارد شاهکار بودن ، هر فیلم شاهکاری چند ویژگی مهم دارد که مهم ترینش ماندگاری در زمان است ، فیلم پدر خوانده در کنار فیلم ۲۰۰۱ ادیسه ی فضایی تنها فیلم های پرفکت سینما هستند (البته منظور از پرفکت این نیست که سوتی ندارن اتفاقا پدرخوانده چند تا سوتی و اشتباه معروف داره ) و این دو فیلم در تمام ویژگی های فنی، فرمی ، محتوایی ، عوامل فیلم مثل بازیگران و ... بی نقص عمل کرده و تمام ویژگی ها در بالا ترین حد قرار دارند و به همین دلیل پدر خوانده در هر دوره ی زمانی و با هر معیار درست سینمایی ، چه ۳۰ سال پیش و چه الان عالی عمل کرده .
همچنین دیگر ویژگی یک شاهکار که بودنش شاهکار بودن را تقریبا تضمین می کند تغیر و تحولی در سینما است که باعث ارتقای معیار ها در سینما گردد.
تحولی مهمی که در سینما ایجاد کرده، ایجاد شخصیت مثبت از مافیا ، مافیایی که قبل از این فیلم همیشه چهره ی منفی و شخصیت منفی فیلم ها بودند که در واقع یک سنت شکنی و کلیشه زدایی بود و راه را برای ایجاد شخصیت های خاکستری بیشتر در سینما هموار کرد و شخصیت های سینما را از حالت تک بعدی و سیاه و سفید (مثل شخصیت های فیلم های جان فورد ) خارج کرد و شخصیت های خاکستری و پیچیده را وارد سینما کرد.

سخن آخر : سینما همیشه مدیون پدر خوانده است زیرا این فیلم راز موفقیت در سینما را نشان می دهد ، یک فیلم کامل عالی چه ویژگی هایی دارد : عالی بودن در فرم ، محتوا و ویژگی های فنی در کنار سرگرم کننده بودن ، سرگرم کننده بودن از ویژگی های فیلم پدر خوانده است که کمتر به آن پرداخت شده ، هیجان و لذت و سرگرم کننده بودن از ویژگی های مثبت این فیلم است(که در قسمت دوم کمتر میشود)، مشکلی که سینمای بعد ۲۰۰۰ دارد هم این است که سرگرمی و کیفیت در فیلم ها از هم فاصله گرفته اند ، فیلم های خوب اکثرا کم فروش هستند و فیلم های پر فروش اکثرا بلاک باستر های آبکی ، تنها راه نجات مراجعه و الگو گرفتن از فیلم هایی مثل پدر خوانده است.

جوایز و افتخارات : برنده ی اسکار در رشته های : بهترین بازیگر نقش اول مرد ، بهترین فیلم ، بهترین فیلم نامه ی اقتباسی و
جوایز و افتخارات معتبر دیگر

نمره : ۱۰ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial