زمانی شاملو در کنایه به سهراب سپهری و شعر معروف او "آب را گل نکنیم" گفته بود :
وقتی انسانها چنین در ویتنام قتل عام میشوند، چگونه میشود شاعری نگران آب خوردن یک کبوتر باشد؟!
و سهراب در پاسخ گفته بود :
انسانی که نگران آب خوردن یک کبوتر نباشد، همان انسانی است که به راحتی انسان هم میکشد!
وقتی انسانها چنین در ویتنام قتل عام میشوند، چگونه میشود شاعری نگران آب خوردن یک کبوتر باشد؟!
و سهراب در پاسخ گفته بود :
انسانی که نگران آب خوردن یک کبوتر نباشد، همان انسانی است که به راحتی انسان هم میکشد!
👍11❤1
🎞نقد فیلم و سریال🎞
زمانی شاملو در کنایه به سهراب سپهری و شعر معروف او "آب را گل نکنیم" گفته بود : وقتی انسانها چنین در ویتنام قتل عام میشوند، چگونه میشود شاعری نگران آب خوردن یک کبوتر باشد؟! و سهراب در پاسخ گفته بود : انسانی که نگران آب خوردن یک کبوتر نباشد، همان انسانی است…
طبق معمول شاملو هنر نمیفهمه و تخیل شاعرانه رو داره با واقعیت مقایسه میکنه
شاملو تا اخر عمر تو فاز هنر در خدمت ایده ئولوژی موند و نفهمید که نفهمید هنر چیه
شاملو تا اخر عمر تو فاز هنر در خدمت ایده ئولوژی موند و نفهمید که نفهمید هنر چیه
👍9👎3
🎞نقد فیلم و سریال🎞
زمانی شاملو در کنایه به سهراب سپهری و شعر معروف او "آب را گل نکنیم" گفته بود : وقتی انسانها چنین در ویتنام قتل عام میشوند، چگونه میشود شاعری نگران آب خوردن یک کبوتر باشد؟! و سهراب در پاسخ گفته بود : انسانی که نگران آب خوردن یک کبوتر نباشد، همان انسانی است…
اصلا این حرف مسخره شاملو گند زد به حس شاعرانه شعر سهراب سپهری
مثل شاملو نباشیم
مثل شاملو نباشیم
👍8
شعر آب سهراب سپهری
آب را گل نکنیم
در فرودست انگار، کفتری میخورد آب
یا که در بیشه دور، سیرهیی پر میشوید
یا در آبادی، کوزهیی پر میگردد
آب را گل نکنیم شاید این آب روان
میرود پای سپیداری، تا فرو شوید اندوه دلی.
دست درویشی شاید، نان خشکیده فرو برده در آب.
زن زیبایی آمد لب رود،
آب را گل نکنیم:
روی زیبا دو برابر شده است.
چه گوارا این آب!
چه زلال این رود!
مردم بالادست، چه صفایی دارند!
چشمههاشان جوشان، گاوهاشان شیرافشان باد!
من ندیدم دهشان،
بیگمان پای چپرهاشان جا پای خداست.
ماهتاب آنجا، میکند روشن پهنای کلام.
بیگمان در ده بالادست، چینهها کوتاه است.
مردمش میدانند، که شقایق چه گلی است.
بیگمان آنجا آبی، آبی است.
غنچهیی میشکفد، اهل ده باخبرند.
چه دهی باید باشد!
کوچه باغش پر موسیقی باد!
مردمان سر رود، آب را میفهمند.
گل نکردندش، ما نیز
آب را گل نکنیم.
@NaghdeFilmoSerial
آب را گل نکنیم
در فرودست انگار، کفتری میخورد آب
یا که در بیشه دور، سیرهیی پر میشوید
یا در آبادی، کوزهیی پر میگردد
آب را گل نکنیم شاید این آب روان
میرود پای سپیداری، تا فرو شوید اندوه دلی.
دست درویشی شاید، نان خشکیده فرو برده در آب.
زن زیبایی آمد لب رود،
آب را گل نکنیم:
روی زیبا دو برابر شده است.
چه گوارا این آب!
چه زلال این رود!
مردم بالادست، چه صفایی دارند!
چشمههاشان جوشان، گاوهاشان شیرافشان باد!
من ندیدم دهشان،
بیگمان پای چپرهاشان جا پای خداست.
ماهتاب آنجا، میکند روشن پهنای کلام.
بیگمان در ده بالادست، چینهها کوتاه است.
مردمش میدانند، که شقایق چه گلی است.
بیگمان آنجا آبی، آبی است.
غنچهیی میشکفد، اهل ده باخبرند.
چه دهی باید باشد!
کوچه باغش پر موسیقی باد!
مردمان سر رود، آب را میفهمند.
گل نکردندش، ما نیز
آب را گل نکنیم.
@NaghdeFilmoSerial
👍4
🎞نقد فیلم و سریال🎞
شعر آب سهراب سپهری آب را گل نکنیم در فرودست انگار، کفتری میخورد آب یا که در بیشه دور، سیرهیی پر میشوید یا در آبادی، کوزهیی پر میگردد آب را گل نکنیم شاید این آب روان میرود پای سپیداری، تا فرو شوید اندوه دلی. دست درویشی شاید، نان خشکیده فرو برده در آب.…
قطعا محتوای شعر سهراب این نیست که اب رو گل نکنیم
این استعاره و تشبیه
محتوا اینه کسی رو نرنجانیم با اطرافمون مهربان باشیم
@NaghdeFilmoSerial
این استعاره و تشبیه
محتوا اینه کسی رو نرنجانیم با اطرافمون مهربان باشیم
@NaghdeFilmoSerial
👍3
🎞نقد فیلم و سریال🎞
Video
میدونید چرا این کلیپارو فرستادم
ببینید یه ژانر پول ساز تو سینما ژانر تخیلی فانتزیه
این ژانر هزینه بره کلی جلوه ویژه و تکنولوژی و گرافیست و هزینه میخواد تا بشه مثلا ارباب حلقه ها ساخت
بنظرتون ایا هوش مصنوعی به پایین اوردن هزینه تولید اثار تخیلی فانتزی کمک میکنه؟
من فکر میکنم هوش مصنوعی کمک زیاد به تولید اثار تخیلی فانتزی بکنه
و دیگه ژانر تخیلی فانتزی یه ژانر هزینه بر نباشه و همه کشورها بتونن با هزینه کم ارباب حلقه ها و اواتار بسازن
ببینید یه ژانر پول ساز تو سینما ژانر تخیلی فانتزیه
این ژانر هزینه بره کلی جلوه ویژه و تکنولوژی و گرافیست و هزینه میخواد تا بشه مثلا ارباب حلقه ها ساخت
بنظرتون ایا هوش مصنوعی به پایین اوردن هزینه تولید اثار تخیلی فانتزی کمک میکنه؟
من فکر میکنم هوش مصنوعی کمک زیاد به تولید اثار تخیلی فانتزی بکنه
و دیگه ژانر تخیلی فانتزی یه ژانر هزینه بر نباشه و همه کشورها بتونن با هزینه کم ارباب حلقه ها و اواتار بسازن
👍5
امشب با یکی از رفقا رفتیم کافه ژی (کافه مسعودفراستی)
جای خوبیه. هم مکانش دنج و خلوته و هم بخوبی از موسیقی و نور و چیدمان کتاب و تابلوهای نقاشی استفاده کرده👌👍
قیمتها هم معقوله و پرسنلهای خوشبرخورد و کاربلدی داره
جای خوبیه. هم مکانش دنج و خلوته و هم بخوبی از موسیقی و نور و چیدمان کتاب و تابلوهای نقاشی استفاده کرده👌👍
قیمتها هم معقوله و پرسنلهای خوشبرخورد و کاربلدی داره
👍8🔥1
Forwarded from خرمگس
⏪ سقوط برلین توسط نیروهای متفقین در حالی صورت گرفت که این نیروها (آمریکایی، فرانسوی، روس و...) شهر خالی از دفاع برلین (حدود دو میلیون و نیم باقی مانده که دو میلیون آن را زنان تشکیل میدادند) را به محل جنایات تکان دهنده خود بدل کردند.
طی گزارش ها پس از شکست آلمان و در حین جنگ آمار وحشتناکی از تجاوز به زنان و دختران آلمانی، توسط متفقین گزارش شد.
طبق آمارها هزاران زن آلمانی برای نجات از تجاوز آمریکاییها و روسها خودکشی کردند.
برخی منابع تعداد کل زنان برلینی را که مورد تجاوز قرار گرفتند را بیش از نیمی از زنان شهر اعلام کردهاند.
طبق برخی آمارهای دیگر هفت درصد از کودکان آلمانی متولد سال ۱۹۴۵ و ۴۶ میلادی از پدران روسی بودهاند.
⏪ تاریخ سقوط سرزمینها از ابتدای تاریخ تا امروز را بنگریم. از تروا تا نسل کشی ارمنستان و کشتار ایزدیها، دشمن نه با آزادی و حقوق بشر بلکه اینگونه وارد یک سرزمین شده است.
- آنکه از تجاوز نظامی خارجی حمایت میکند نه تنها شرف ندارد، بلکه به عنوان پیاده نظام و جاسوس دشمن باید مورد شدیدترین مجازاتها و محرومیتهای اجتماعی واقع شود.
@kharmagaas
طی گزارش ها پس از شکست آلمان و در حین جنگ آمار وحشتناکی از تجاوز به زنان و دختران آلمانی، توسط متفقین گزارش شد.
طبق آمارها هزاران زن آلمانی برای نجات از تجاوز آمریکاییها و روسها خودکشی کردند.
برخی منابع تعداد کل زنان برلینی را که مورد تجاوز قرار گرفتند را بیش از نیمی از زنان شهر اعلام کردهاند.
طبق برخی آمارهای دیگر هفت درصد از کودکان آلمانی متولد سال ۱۹۴۵ و ۴۶ میلادی از پدران روسی بودهاند.
⏪ تاریخ سقوط سرزمینها از ابتدای تاریخ تا امروز را بنگریم. از تروا تا نسل کشی ارمنستان و کشتار ایزدیها، دشمن نه با آزادی و حقوق بشر بلکه اینگونه وارد یک سرزمین شده است.
- آنکه از تجاوز نظامی خارجی حمایت میکند نه تنها شرف ندارد، بلکه به عنوان پیاده نظام و جاسوس دشمن باید مورد شدیدترین مجازاتها و محرومیتهای اجتماعی واقع شود.
@kharmagaas
👍11👏2
درجواب گاوهایی که از حمله اسرائیل و نتانیابو حمایت میکنن☝️
👍9👎3
در فیلم Past Lives دختری که با خانوادهش قصد مهاجرت از کرهجنوبی به امریکا رو داشتن، یه دیالوگی داشت که میگفت ما مهاجرت میکنیم چون من میخوام نوبل ادبیات رو ببرم و هیچوقت نوبل رو به یک کرهای نمیدن.
امسال نوبل ادبیات رو دادن به یک شاعر از کرهجنوبی
@NaghdeFilmoSerial
امسال نوبل ادبیات رو دادن به یک شاعر از کرهجنوبی
@NaghdeFilmoSerial
❤8👍4
امروز فیلم 《دربروژ》از 《مارتین مکدونا》 ریواچ شد. از اون آثاری که میشه بارها بهش رجوع کرد و هرمرتبه هم لذت برد ❤️👌
👍1
شب سردی است ، و من افسرده.
راه دوری است ، و پایی خسته.
تیرگی هست و چراغی مرده.
میکنم ، تنها، از جاده عبور:
دور ماندند ز من آدمها.
سایهای از سر دیوار گذشت،
غمی افزود مرا بر غمها.
فکر تاریکی و این ویرانی
بی خبر آمد تا با دل من
قصهها ساز کند پنهانی.
نیست رنگی که بگوید با من
اندکی صبر ، سحر نزدیک است:
هردم این بانگ برآرم از دل:
وای، این شب چقدر تاریک است!
خندهای کو که به دل انگیزم؟
قطرهای کو که به دریا ریزم؟
صخرهای کو که بدان آویزم؟
مثل این است که شب نمناک است.
دیگران را هم غم هست به دل،
غم من ، لیک، غمی غمناک است
راه دوری است ، و پایی خسته.
تیرگی هست و چراغی مرده.
میکنم ، تنها، از جاده عبور:
دور ماندند ز من آدمها.
سایهای از سر دیوار گذشت،
غمی افزود مرا بر غمها.
فکر تاریکی و این ویرانی
بی خبر آمد تا با دل من
قصهها ساز کند پنهانی.
نیست رنگی که بگوید با من
اندکی صبر ، سحر نزدیک است:
هردم این بانگ برآرم از دل:
وای، این شب چقدر تاریک است!
خندهای کو که به دل انگیزم؟
قطرهای کو که به دریا ریزم؟
صخرهای کو که بدان آویزم؟
مثل این است که شب نمناک است.
دیگران را هم غم هست به دل،
غم من ، لیک، غمی غمناک است
👍1
《پریدن از ارتفاع کم》 ساخته 《حامدرجبی》 است .فیلمساز نسبتا جوانی که سابقه نگارش فیلمنامههایی نظیر فصل بارانهای موسمی و پرویز را درکارنامه دارد.پس بیراه نیست که انتظار داشته باشیم نخستین ساخته سینمایی اش فضا ولحنی مشابه با آثار مجید برزگر راداشته باشد.پردین از ارتفاع کم نیز به مانند نمونه های مذکور روایتگر زیست انسانی است منزوی ،افسرده و پریشان احوال که از خودآزاری شروع میکند و به دگر آزاری میرسد.
اثری دربستر رئال که قراراست مخاطب را پله پله با سقوط او همراه کند و طبیعتا روزهای آرام و کم تنش به مرور جای خود را به روزهای ملتهب و تیره وتار خواهند سپرد. رجبی آشکارا درتلاش است تا تصویری آنتی پات از شخصیت نهال (نگارجواهریان) خلق کند.نهال با چهره ای سرد و بیروح ،نگاههای خیره و جملاتی که غالبا کوتاه و به منظور متلک گفتن یا آزار رساندن به طرف مقابل هستند پیش چشم مخاطب قرار میگیرد تا به لحاظ حسی از او دور بوده و تنها نظاره گر کلام و رفتار غیر عادی و پس زننده اش باشیم. تصمیمی هوشمندانه که موجب شده به هنگام تماشای اثر از دوقطبی حق دادن به شخصیت و اعمالش و یا محکوم کردن آنها و سرزنش پیاپی نهال، بپرهیزیم و بدون قضاوت او و پیرامونش را به نظاره بنشینیم.
@NaghdeFilmoSerial
اثری دربستر رئال که قراراست مخاطب را پله پله با سقوط او همراه کند و طبیعتا روزهای آرام و کم تنش به مرور جای خود را به روزهای ملتهب و تیره وتار خواهند سپرد. رجبی آشکارا درتلاش است تا تصویری آنتی پات از شخصیت نهال (نگارجواهریان) خلق کند.نهال با چهره ای سرد و بیروح ،نگاههای خیره و جملاتی که غالبا کوتاه و به منظور متلک گفتن یا آزار رساندن به طرف مقابل هستند پیش چشم مخاطب قرار میگیرد تا به لحاظ حسی از او دور بوده و تنها نظاره گر کلام و رفتار غیر عادی و پس زننده اش باشیم. تصمیمی هوشمندانه که موجب شده به هنگام تماشای اثر از دوقطبی حق دادن به شخصیت و اعمالش و یا محکوم کردن آنها و سرزنش پیاپی نهال، بپرهیزیم و بدون قضاوت او و پیرامونش را به نظاره بنشینیم.
@NaghdeFilmoSerial
نظر اسلاوی ژیژک بر فیلم داگویل به کارگردانی لارس فون تریه
شروع فیلم معرفی این مکان در دکوری خط کشی شده است که مثل نقشه هوایی یک منطقه به نظر می رسد. صدای راوی: ((داگویل در کوه های راکی ایالات متحده آمریکا بود؛ این بالا، جایی که جاده ها به پایان حتمی خود می رسیدند، نزدیک ورودی معدن رها شده نقره. ساکنین داگویل که مردم روراستی بودند شهرشان را دوست داشتند.))
با فون تریه، نه فقط مساله باور مطرح می شود بلکه به شکلی ژرف اندیشانه یا تمثیلی باور به خود سینما مطرح میشود. اینکه چگونه امروزه هنوز مردم به جادوی سینما باور دارند. در داگویل، تمام یک شهر روی یک صحنه چیده شده است. البته اکثر موارد سینما همین گونه است اما اینجا صحنه به عنوان صحنه دیده می شود. وقایع در مکانی به عنوان داگویل اتفاق می افتند، شهر کوچکی که در آن خانه ای نیست. تنها خطوطی روی کف وجود دارد که مشخص می کند این خانه است، این خیابان. مرموز است که چرا این مانع باور ما برای همذات پنداری نمی شود؟ که هر چیزی، بیشتر مارا به داخل تنش های زندگی درونی می کشد. منظور این نیست که باور ساده اندیشانه به کار صدمه زده و از طریق وارونه کاری ساختار شکنی شده است. فون تریه می خواهد با جادو جدی باشد. وارونه کاری به خدمت گرفته شده که مارا مجبور به باور کند. رمز کار در این است که حتی اگر بدانیم چه همه چیز روی صحنه چیده شده، و همه چیز ساختگی است، باز هم مارا افسون می کند. این جادوی بنیادی این فیلم است. شما شاهد نوعی صحنه اغواگرید، بعد می فهمید که این صحنه ساختگی است. ماشین های گرداننده صحنه از پشت دیده می شوند اما هنوز مفتون آن هستید. توهم همچنان پافشاری می کند. چیزی واقعی در توهم هست، واقعی تر از واقعیتی که در پشت آن است.
@NaghdeFilmoSerial
شروع فیلم معرفی این مکان در دکوری خط کشی شده است که مثل نقشه هوایی یک منطقه به نظر می رسد. صدای راوی: ((داگویل در کوه های راکی ایالات متحده آمریکا بود؛ این بالا، جایی که جاده ها به پایان حتمی خود می رسیدند، نزدیک ورودی معدن رها شده نقره. ساکنین داگویل که مردم روراستی بودند شهرشان را دوست داشتند.))
با فون تریه، نه فقط مساله باور مطرح می شود بلکه به شکلی ژرف اندیشانه یا تمثیلی باور به خود سینما مطرح میشود. اینکه چگونه امروزه هنوز مردم به جادوی سینما باور دارند. در داگویل، تمام یک شهر روی یک صحنه چیده شده است. البته اکثر موارد سینما همین گونه است اما اینجا صحنه به عنوان صحنه دیده می شود. وقایع در مکانی به عنوان داگویل اتفاق می افتند، شهر کوچکی که در آن خانه ای نیست. تنها خطوطی روی کف وجود دارد که مشخص می کند این خانه است، این خیابان. مرموز است که چرا این مانع باور ما برای همذات پنداری نمی شود؟ که هر چیزی، بیشتر مارا به داخل تنش های زندگی درونی می کشد. منظور این نیست که باور ساده اندیشانه به کار صدمه زده و از طریق وارونه کاری ساختار شکنی شده است. فون تریه می خواهد با جادو جدی باشد. وارونه کاری به خدمت گرفته شده که مارا مجبور به باور کند. رمز کار در این است که حتی اگر بدانیم چه همه چیز روی صحنه چیده شده، و همه چیز ساختگی است، باز هم مارا افسون می کند. این جادوی بنیادی این فیلم است. شما شاهد نوعی صحنه اغواگرید، بعد می فهمید که این صحنه ساختگی است. ماشین های گرداننده صحنه از پشت دیده می شوند اما هنوز مفتون آن هستید. توهم همچنان پافشاری می کند. چیزی واقعی در توهم هست، واقعی تر از واقعیتی که در پشت آن است.
@NaghdeFilmoSerial
👍2
کوپولا تسلیم نمیشود و به انقلاب تکروی خود ادامه میدهد.
کوپولا: "فیلم بعدی از مگالوپلیس هم بزرگتر، عظیمتر و جاهطلبتر خواهد بود."
فرانسیس فورد کوپولا برای ساخت فیلم بعدی خود آماده میشود: کوپولا که حدود صد میلیون برای تهیهی شخصی فیلم مگالوپلیس ضرر دیده، اما بدون اهمیت به این موضوع میخواهد دو فیلم دیگر را نیز با سرمایهی شخصی خودش و بدون اتکا به استودیوها بسازد. فیلم جدید کوپولا دید منفصل نامگذاری شده. این فیلم قرار است تماماً بهصورت لایو ساخته شود (دقیق از جزئیات تولیدی گفته نشده است).
@NaghdeFilmoSerial
کوپولا: "فیلم بعدی از مگالوپلیس هم بزرگتر، عظیمتر و جاهطلبتر خواهد بود."
فرانسیس فورد کوپولا برای ساخت فیلم بعدی خود آماده میشود: کوپولا که حدود صد میلیون برای تهیهی شخصی فیلم مگالوپلیس ضرر دیده، اما بدون اهمیت به این موضوع میخواهد دو فیلم دیگر را نیز با سرمایهی شخصی خودش و بدون اتکا به استودیوها بسازد. فیلم جدید کوپولا دید منفصل نامگذاری شده. این فیلم قرار است تماماً بهصورت لایو ساخته شود (دقیق از جزئیات تولیدی گفته نشده است).
@NaghdeFilmoSerial
👍2❤1
《گرگبازی》 ساخته 《عباس نظامدوست》 یه درام معمایی جنایی جذابه که از تیم بازیگری خوبی بهره برده و روایت هم برخلاف انتظار مخاطب پیش میره. تا اواسط کار بنظر میاد با یه درامی طرفیم که انجام یک بازی و تمرین نمایش رو بهانه میکنه برای کنکاش در روابط شخصیتها و عمیق شدن در اختلافها و.. اما به مرور روایت فاز معمایی و دلهرهآور میگیره و چند غافلگیری به موقع هم داره. هرچند پایانش کمی بیش از حد باز باقی مونده.
پرشهای زمانی و رفت و آمد بین حال و گذشته و آینده (به جزدر یکی دو مورد) به جذابیت کار اضافه کرده.
یکی از نویسندگان اثر هم جناب 《مجیداسلامی》 هستن که حتما علاقه مندان به سینما ایشون رو با کتاب فوق العاده 《مفاهیم نقد فیلم》 به یاد میارن
گرگبازی ارزش تماشا کردن رو داره👌
#توئیت
@NaghdeFilmoSerial
پرشهای زمانی و رفت و آمد بین حال و گذشته و آینده (به جزدر یکی دو مورد) به جذابیت کار اضافه کرده.
یکی از نویسندگان اثر هم جناب 《مجیداسلامی》 هستن که حتما علاقه مندان به سینما ایشون رو با کتاب فوق العاده 《مفاهیم نقد فیلم》 به یاد میارن
گرگبازی ارزش تماشا کردن رو داره👌
#توئیت
@NaghdeFilmoSerial
👍3