🎞نقد فیلم و سریال🎞
1.72K subscribers
2.02K photos
204 videos
27 files
98 links
نقد و بررسی برترین آثار سینمایی دنیا🎥🎬🎞

-------------------------------------

ارتباط با ما⬇️
🆔️ : @I_am_Mr_Mercury
🆔️ : @omidius
Download Telegram
🎞نقد فیلم و سریال🎞
@NaghdeFilmoSerial
یادداشتی از فیلم شزم
Shazam 2019
#بدون_اسپویل
اول از همه یک نکته بگویم،جالب است الان فهمیدم که کارگردان فیلم شزم هم بخاطر ساخت فیلم های ترسناک شهرت دارد!(دیوید اف. سندبرگ)بله مانند فیلم آکوامن که کارگردانش جیمز وان بود،و او هم شهرت خود را بخاطر فیلم های ترسناک که ساخته است به دست آورده بود.و برویم سراغ نقد فیلم شزم...
اولین نکته مثبت فیلم که توجه ام رو جلب کرد بازیگر خوب شزم بود(زکری لی‌وای)که واقعا نقشش را عالی بازی کرده است.(ایکاش یه بازیگری مثل ایشان گیر مارول هم برای نقش کاپیتان مارول میامد).اما مشکلی که وجود داشت بیلی بتسون ۱۴ ساله بود.یعنی انگار نه انگار بیلی همان شزم هست.بنظرم کاملا شخصیت متفاوتی داشتند که واقعا یکی از نکات منفی فیلم است.اما نکته منفی اصلی فیلمنامه بسیار ضعیف فیلم بود که امیدوارم در قسمت های بعدی شزم اصلاح شود.(اگر بخاطر فیلمنامه نبود بدون شک از آکوامن هم بهتر از آب در میامد)نکته قوت دیگر فیلم،بازی خوب خبیث فیلم یعنی تادئوس سیوانا که نقشش را مارک استرانگ ایفا میکند هست که کاملا خوب به آن پرداخته شده و کاملا میتوانم بگویم بهترین شروری است که در دنیای سینمایی دی سی بوده است.در کل این رو بگویم که نمیشود عیبی از بازیگران فیلم گرفت چون واقعا عالی نقش خود را بازی کردند.جلوه های ویژه و طراحی صحنه منحصر به فرد فیلم هم یکی دیگر نکات قوت فیلم است.نکته جالب توجه این است که شزم در ابتدا اصلا مسئولیت پذیر نیست و به خوش گذرانی با قدرتش مشغول میشود،اما هر چه فیلم جلو میرود خود را پیدا میکند و مسئولیت پذیر میشود دقیقا مانند پیتر پارکر/مردعنکبوتی(انگار دی سی فهمید فیلم هایی که خودش میسازد اصلا زیبا نیست و رفته سراغ تقلید کردن از مارول)وقتی پیتر پارکر تازه به مردعنکبوتی تبدیل شده بود دست و پا چلفتی هایش واقعا خنده دار بود در این فیلم هم بیلی همانگونه است که شخصا خیلی خندیدم.صحنه های کمدی هم که در فیلم رخ میدهد خیلی خنده دار است.رابطه بیلی/شزم و دوستش فِردی یکی دیگر از نکات فیلم است.
جمع بندی:فیلمنامه ضعیف فیلم اصلی ترین نکته منفی فیلم است که جای تاسف دارد.میتوانید از عیب و ایراد های فیلم چشم پوشی کنید و تقریبا ۲ ساعت از زندگی خود را به تماشای این فیلم زیبا بنشینید و اطمینان داشته باشید قسمت های بعدی شزم که حتما ساخته خواهند شد بسیار زیبا در خواهند آمد.فیلم بیشتر بر روی خانواده تمرکز دارد و نقش خانواده را در موفق شدن یا نشدن در زندگی را به ما نشان میدهد.
IMDB:7.3
Rotten tomatoes:91%
Metacritic:70%
امتیاز:8

خلاصه داستان:در فیلم شزم ، توانایی و قدرت شزم جادویی هزارساله است که توسط جادوگری به نام ماماراگان به یک نفر در طی هزار سال بخشیده می شود و از قضا این قرعه به نام جوانی کم‎ تجربه به نام بیلی بتسون می‎افتد که باعث به وجود آمدن ماجراهای فراوانی می‎شود و…

نویسنده Braveheart
@NaghdeFilmoSerial
🎞نقد فیلم و سریال🎞
@NaghdeFilmoSerial
Shazam 2019
شزم ۲۰۱۹
#No_spoil
پتانسیل از دست رفته:
در کل زمان فیلم این در فکرم بود که چرا از پتانسیل این فیلم استفاده نشده و به یک فیلم فراموش شدنی و بد تبدیل شده. خب اولین چیز فیلم نامه‌ی بد شزم است، یعنی هر چه بازی
بازیگر شزم به دلم نشسته بود ، فیلم نامه روی عصاب بود. هر چه فیلم بیشتر به جلو میرفت و به لحظات پایانی اش نزدیک میشد ، من بیشتر به حال فیلم میسوختم ، چون با توجه به تریلری که از فیلم دیدم انتظارم از فیلم خیلی بالا رفت و باعث شد که من فکر کنم که قرار است با یک فیلم رده بالا و عالی طرف باشیم ، اما نه، امید هایم تو خالی از اب درامد.
یعنی هر چه فکر میکردم قرار است با فیلمی مثل ددپول طرف باشیم ، نه ، شزم حتی به نزدیکی های او هم نمیرسد. نکته بعدی این است که فیلم زیاد کمدی نیست و ادم زیاد با ان لذت نمی برد ، درست است که در بعضی سکانس ادم را به خنده می اندازد اما در بقیه فیلم نه . یکی دیگر از چیز های روی اعصاب شزم ، هماهنگ نبودن بازیگر شزم و پسر بچه‌ای است که به ان تبدیل می شود بود ، چون هر وقت شزم میشد انگار با ادم دیگری طرف میشدم ، ولی بازی خود شزم به دلم نشست و میشد فیلم را تحمل کرد.
خب از بدی هایش گذشته شزم فیلمی خوش ساخت است که میتوان ان را دید و از ان لذت برد به شرطی که چشمهایتان را به مشکلات ان ببندید .
در اخر اینکه به نظرم این فیلم نامه‌ی شزم است که به ان ضربه مهلکی زده و باعث شده به فیلم بدی تبدیل شود. نمیدانم که فیلم را توصیه کنم به دیدنش یا نه ، اگر از طرفداران مارول و دی سی هستید شزم را ببینید در غیر اینصورت فیلم چیز زیادی برای شما نخواهد داشت به جز چند سکانس کمدی.

نمره شخصی: 5 از 10

نویسنده: Mehrdad_Ayvatlo
@NaghdeFilmoSerial
🎞نقد فیلم و سریال🎞
@NaghdeFilmoSerial
یادداشتی از فیلم غبرستان حیوانات خانگی
Pet sematary 2019
#بدون_اسپویل
یک نکته را همین اول بگویم که فیلم غبرستان حیوانات خانگی برگرفته از رمانی به همین نام به نویسندگی استیون کینگ میباشد.بنده الان در اینترنت بودم و ظاهرا نسخه هایی دیگر از این فیلم در سال ۱۹۸۹ و ۱۹۹۲ ساخته شده بودند که طبق چیزی که خوندم به شدت افتضاح بودند.بنظرم نسخه ۲۰۱۹ فیلم خوبی نیست.حالا فکرش را کنید نسخه ۱۹۸۹ و ۱۹۹۲ دیگر چه بوده است...
خوب میشود گفت که از ۳فیلم ساخته شده از روی این رمان نسخه ۲۰۱۹ در شرایط بهتری قرار دارد.اولین نکته مثبتی که توجه ام را جلب کرد زمینه سازی برای روایت داستان بود.نکته بعدی شخصیت پردازی ریچل،مادر الی بود که ما را حتی از گذشته آن هم آگاه کرد(امی سیمتز).در یک چهارم اول فیلم احساس میکنیم که با فیلمی شبیه it دیگر فیلم ساخته شده از رمان های استیون کینگ روبرو هستیم.اما هرچه فیلم جلو میرود می فهمیم این فیلم به گردپای it هم نمی رسد.هرچه که به مادر خانواده خوب پرداخته میشود در مقابل ما از پدر خانواده چیزی نمی دانیم(جیسون کلارک).نکته دیگر فیلم که به سختی میشود آن را دید پرده های سبز واضح است که واقعا جای تاسف دارد.(قبل از دیدن فیلم یک نقد درباره پرده های سبز واضح در این فیلم خواندم و با دقت تمام نگاه کردم و کاملا درست بود).در کل بازیگران هم بد کار نکردند اما نه در حد عالی‌.
جمع بندی:فقط بخاطر اینکه استیون کینگ را دوست داشتم این فیلم را دیدم و در کل میتوان گفت اگر اثر او نبود شاید حتی شکست مالی بدی هم میخورد.حیف بود که چنین فیلم متوسط رو به پایینی از روی رمان استیون کینگ معروف ساخته شود.شاید تا دهه های دیگر فیلمی به این نام را دوباره نبینیم پس حداقل یکبار ارزش دیدن را دارد.طزفداران فیلم های ترسناک مطمئنا پس از فیلم راضی خواهند بود.(از صحنه های ترسناک)
IMDB:6
Rotten tomatoes:57%
Metacritic:57
امتیاز:6

خلاصه داستان:در فیلم Pet Sematary ، دکتر لوئیس کرید به اتفاق همسرش ریچل و فرزندنشان تصمیم می گیرند زندگی شان در شهر بوستون را ترک کرده و برای زندگی به حومه شهر بروند تا بتوانند زندگی آرام تری را پشت سر بگذارند. اما خانه جدید آنها در مجاورت قبرستان حیواناتی است که مسبب اتفاقات غیر منتظره ای برای این خانواده می شود...

نویسنده Braveheart
@NaghdeFilmoSerial
سریال های برتر از نظر خودم از سریال هایی که دیدم
mad man , sopranos رو هم بعدا دانلود میکنم و می بینم پس ممکنه بعدا لیست تغیر کنه
لیست به ترتیب برتر بودن و ..‌. نیست.
سریال هایی که به شدت توصیه میکنم به ترتیب حروف الفبا
11.22.63 . animal kingdom . attack on titan . avatar last air bender . banshee . band of brothers . better call sual . black sails . breaking bad . batman the animated series . crown . dexter .fargo. friends . game of thrones . grand tour . hell on wheels . house . house of cards . last kingdom . mind hunter . narcos( Colombia و Mexico) . peaky blinders . power . prison break . rick and morty . rome . Seinfeld . shameless . sharp object . Sherlock . sons of anarchy . Spartacus . strike back . true detective . Vikings . weeds . west World . wire
@NaghdeFilmoSerial
#اسپویل
به نام خدا
watchmen 2009
کارگردان : زک اسنایدر
نویسنده : دیوید هیتر ، آلکس سه
بازیگران: مالین آکرمان ، بیلی کروداپ ، متیو گود ، کارلا گوجینو ، جکی ارل هیلی ، جفری دین مورگان ، پاتریک ولیسون و ...
ژانر : نوار ، کمیک

مقدمه : با کشته شدن یکی از اعضای گروه ویجلنتی (شورشی ) به اسم نگهبانان (کمدین) اعضای این گروه به دنبال قاتل کمدین هستند و ...

نام زک اسنایدر با فیلم های بی محتوای مثل ۳۰۰ و بتمن در برابر سوپر من گره خورده اما وی در سال ۲۰۰۹ یک فیلم کمیک متفاوت و بسیار مفهومی و قوی راهی سینما کرد که تبدیل به یکی از بهترین و ماندگار ترین فیلم های کمیک تاریخ سینما شد .

اول کار ضعف فیلم رو بگم بعد بریم ادامه ی بحث ، با شروع فیلم و کشته شدن کمدین و ادامه ی فیلم تا دیده شدن شخصیت ادرین وایت (آزیمندیئس) مشخص نبود که قاتل کیست اما به محض دیدن شخصیت ادرین وایت متوجه شدم قاتل کمدین این شخصیت است(البته احتمالا من فیلم کمیک زیاد دیدم و تونستم حدس بزنم و نقطه ضعف فیلم نباشه).
یکی از مهم ترین ویژگی های فیلم فضای سیاه و پر از نا امیدی فیلم هست که تا آخر فیلم ادامه دارد و بر خلاف اکثر فیلم های کمیک اکشن ها و نبرد های بزرگ در کار نیست و پایان فیلم تلخ و تاریک هست ، این تاریکی و واقع گرایی که در سراسر فیلم بود همراه با خشونتی که در فیلم های کمیک کم نظیر است (مثل قتل دختر خردسال و خورده شدن توسط سگ ها) و پارانیوا و جنگ و ..‌. یک فیلم پیچیده و فلسفی ساخته است که جز بهترین فیلم های کمیک و قرن ۲۱ است (قبل دیدن این فیلم فکر می کردم تاریکی فضای کمیک های ساخته ی زک اسنایدر از dark knight trilogy گرفته شده ولی ظاهرا اسنایدر فضای این فیلم رو به دیگر فیلم های کمیک انتقال داده که جواب نگرفت چون شخصیت هایی مثل فلش و سوپرمن اصلا با فضای فیلمی مثل واچمن مطابقت ندارن).
در این فیلم شخصیت منفی مطلق وجود ندارد و قهرمان این فیلم با شخصیتی خاکستری و طرز تفکر های متفاوتی در مقابل هم قرار می گیرند و این اختلاف تفکر در باور به نوع خیر و شر و عدالت و ... باعث می شود به جای درگیری های فیزیکی بیشتر شامل درگیری کلامی و نگاهی و فکری باشیم که فیلم را تبدیل به یک اکشن دیالوگ محور می کند (که بهترین نوع این درگیری و اکشن دیالوگ محور فیلم heat 1995 شاهکار مایکل مان و با بازی آلپاچینو و رابرت دنیرو)
اگر به فیلم های کمیک معمولی مثل فیلم های ماورل (avengers و.‌‌...) علاقه دارید احتمال زیاد این فیلم نمی پسندید اما اگر به فیلم های کمیک تاریک و واقع گرایانه و خشن و مفهومی مثل
sin city , v for vendetta , dark knight trilogy , logan ....
علاقه دارید حتما این فیلم را ببیند ، خشونت و سیاهی و پیچیدگی این فیلم بی نظیر است و دنیای که به نمایش می گذارد بسیار کثیف و تاریک است و این پرسش را در بیننده ایجاد می کند که چه مکتب فکری کامل و بی نقص است و باید انتخاب شود ، البته در طول فیلم مخصوصا در پایان آن نشان میدهد که موفقیت و شکست یک طرز فکر بسته به دیدگاه به آن دارد ، راه غلط و مقصد درست و یا راه درست به هر مقصدی ؟
سیاه و سفید مطلق یا خاکستری؟
چه طرز فکری پیروز خواهد شد.
البته همه این ها زمانی ارزش می یابد که فیلم قانع کننده باشد ، با تمام تلاشی که اسنایدر برای واقع گرایی و مطابقت فیلم با کمیک اقتباسی کرده ، به گفته ی آلن مور نویسنده ی کمیک ها این فیلم نتوانست پیچیدگی و بحث های روان شناسانه ی کتاب کمیک را به اندازه ی کافی وارد فیلم کنید .
از دیگر ویژگی های مثبت فیلم بازی جکی ارلی هیلی (رورشاک) که نا امیدی و دردی که شخصیت دارد را بسیار عالی به تصویر می کشد.
در بخش فنی فیلم اسنایدر قابل قبول عمل کرده، میزانسن و فضا سازی تاریک فیلم همراه با شخصیت پردازی های خوب (به جز آزیمندیئس) مخصوصا رورشاک و تدوین و نماهایی نزدیک و مدیوم دوربین که تقابل قهرمانان و تنش رو به خوبی منتقل می کند
سکانس پایانی اشاره به داستان موسی و برادرش دارد که به نزد رامسس دوم (فرعون) می رود تا او را هدایت کنند اما موفق نمی شوند.

سخن آخر : فیلم در به تصویر کشیدن خود کمیک به خوبی عمل می کند(اما کامل نیست) ولی به عنوان یک فیلم کمیک ساختار شکن خوب عمل می کند و صرفا یک اکشن آبکی با جلوه های ویژه و شخصیت های کلیشه ای نیست و قطعا ارزش دیدن چند باره را دارد.

جوایز و افتخارات : برنده ی ۱۱ جایزه از جشنواره های مختلف (چون خود جایزه ها و جشنواره ها زیاد مهم نبودند اسم نمیبرم)

نمره : ۸ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
🎞نقد فیلم و سریال🎞
@NaghdeFilmoSerial
یادداشتی از فیلم آلیتا:فرشته جنگ
Alita Battle Angel 2019
#بدون_اسپویل
جیمز کامرون یکی از آن افرادی است که برای دیدن فیلم هایش اصلا به نمره،بازیگر،ژانر و... توجه نمیکنم.خوب...او در این فیلم تهیه کننده و نویسنده است.اولین نکته مثبتی که توجه هر کس را به راحتی جلب میکند،جلوه های ویژه و صحنه های اکشن منحصر به فرد فیلم است که بی شک مهمترین نکته فیلم است.از نظر شخصیت پردازی فیلم کمی ضعیف عمل کرده است،ولی میتوان از آن گذشت.فیلمنامه فیلم هم خوب است اما نه در حد عالی.اما مهمترین نکته منفی این است که فیلم بیش از حد شلوغ است و پایان ناقصی دارد که این دو موضوع مخاطب را کمی گیج میکنند.نکته مثبت دیگر فیلم،بازی خوب بازیگر نقش آلیتا یعنی رزا سلزار هست که بدون شک بهترین بازیگر فیلم است.البته نمیتوان گفت بقیه بازیگران دارای عیب و ایراد هستند،چون نقش خود را به خوبی بازی کردند.درکل باید بگویم اگر کارگردان فیلم هم جیمز کامرون بود شاید فیلم کمی بهتر میشد.(رابرت رودریگز کارگردان فیلم است)در ضمینه مالی فیلم البته شکست بدی را داشته است به دلیل بودجه بالای ۱۷۰میلیون و فروش ۴۰۵ میلیون که برای فیلمی که فاکس برایش این همه هزینه کند و جیمز کامرون جز عوامل آن باشد بسیار بد است.قضیه وقتی جالب میشود که فیلم ۲ هفته هفته قبل از کاپیتان مارول اکران شده یعنی فاکس فکر کرده است آلیتا میتواند با کاپیتان مارول رقابت کند.این را هم بگویم آنقدر تاریخ اکرانش عوض شد تا به کاپیتان مارول برخورد کرد و دچار شکست شد.
جمع بندی:جدا از مسائل مالی و سیاست های غلط فاکس،فیلم آلیتا:فرشته جنگ در کل فیلم خوبی است و ارزش یکبار دیدن را دارد و به نظرم همه اینها را مدیون جیمز کامرون است.
IMDB:7.5
Rotten tomatoes:60%
Metacritic:53
امتیاز:6

خلاصه داستان:فیلم Alita Battle Angel ، درباره دختری سایبورگ تحت عنوان آلیتا است که در دنیای پسا رستاخیزی زندگی می‌کند و به طور کامل حافظه خود را از دست داده است. دکتر سایبرنتیک او را در توده‌ای زباله پیدا کرده و پس از بازسازی وظیفه مراقبت از وی را برعهده می‌گیرد. وی تنها سایبورگ افسانه‌ای هنرهای رزمی پانزر کونست را به خاطر دارد و همین موضوع باعث می‌شود که به شکارچی جایزه‌بگیر تبدیل شود و…

نویسنده:Braveheart
@NaghdeFilmoSerial
تفاوت بین نگاه منتقد و نگاه یک سینه فیل ، تفاوت بین منطق و احساس است. اما آن احساس نابی که تنها یک سینه فیل توان دسترسی به آن را دارد چیست؟ این طور به نظر می رسد که سینه فیل ها ، از نوعی عینک نامرئی برخوردارند که ویژگی های نامرئی یک اثر سینمایی را عیان می سازد. تصور کنید آقای ایکس به عنوان یک منتقد ، قصد نقد سکانسی از فیلم "در حال و هوای عشق" اثر وونگ کار-وای را دارد. احتمالا چنین می نویسد که : "نمای مدیوم زن در حال رفتن به خرید ، به همراه نمایی بسته از ظرف غذایی که در دست دارد ، کات می خورد به فضای شلوغ بازار اما موسیقی زمینه و نگاه گوشه گیرانه ی زن ، بیانگر آن است که مسائل و مشغله های ذهنی زن ، بین او و جهان پیرامون مسبب ایجاد یک مرز جداکننده شده و به نظر می رسد کاراکتر زن آنقدر متحمل عذاب است که فضای اطراف او تاثیری بر حواس پنج گانه زن ندارد." اما نگاه یک سینه فیل نیز ممکن است همینطور باشد؟ اینقدر آکادمیک و اینقدر علل و معلولی؟ بعید به نظر می رسد. بیایید عینک نامرئی شان را به چشم بزنیم و همین سکانس را دوباره نگاه کنیم : ریتم موسیقی با سرعت قدم برداشتن زن هماهنگ است. ضمن اینکه ظرف غذای آبی که رنگی روشن دارد ، کنتراستی جذاب با لباس تیره و طرح گل گلی زن ایجاد کرده. او کیف پولش را نیز همراه خود آورده و در دست دیگرش نگه داشته. جالب است که کیف پول و لباس زن ، تقریبا با یکدیگر هم رنگ اند. سلیقه پوششی زن در بخشی از این روش شخصیت پردازی غیر مستقیم به چشم میخورد. آرام از پله ها پایین میرود و شمایلی که مقابل نور قرار میگیرد ، یک نمای ضدنور میسازد که بدن و حرکات بازیگر را کاملا آشکار به نمایش میگذارد. انگار که کار-وای با کاراکتر و فضایی که خلق کرده ، مشغول مشاعره است..."
البته تماما اینطور نیست که سینه فیل ها صرفا به ستایش از یک اثر بپردازند و تنها منتقد ها تحلیلش کنند. اتفاقا سینه فیل ها ، به لطف تجارب عمیق شان در درک مفاهیم پانورامیک فیلم ها ، صاحب سلیقه های صیقل خورده و تربیت شده ای هم هستند. اما چون از دریچه ای حس محور به فیلم ها خیره بوده اند ، شاخک های آغشته به سنجش مسائل فنی فیلم را از کار انداخته و مشغول کمین برای شکار صحنه ی مورد نظرند. علاوه بر این ، معمولا فرد سینه فیل ، دنیایی درونی تر و شخصیتی درونگرا تر از یک منتقد سینمایی دارد. به این منظور که او ، دغدغه ی تفهیم یک مسئله به عوام یا تربیت مخاطب را ندارد. چرا که اغلب سینه فیل ها کاخ تنهایی خود را برای لذت از تمام آثار سینمایی بنا کرده اند و شاید در عرصه کشف لذت های حاصل از ویژگی های سینه فیلیایی شان خساست به خرج دهند. اما اگر فرض کنیم که بخواهند این لذت ها را به اشتراک بگذارند ، به نظر شما راه و روشی برای آموزش آن وجود دارد؟ بعید به نظر میرسد. چرا که لحظه های سینه¬فیلیک ، به هیچ وجه ریشه های آکادمیک ندارند و تماما متشکل از لحظه های آنی و اتفاق های بداهه اند. اتفاقی است عاشقانه که شاید دقیقا به مثابه عشق ، صرفا باید در لحظه ای بداهه خودنمایی کند. گدار دروغ میگوید! سینما را هم میتوان بوسید و میتوان عاشقش شد...

🖋 بخشی از مقاله "نگاه خیره اولیس [مِن باب آداب و رسوم سینه فیلیایی]" نوشته ایمان رضایی

در واقع نوع نگاه و نگارش بنده و امثال بنده به سینما و سریال نگاه یک سینه فیل هست که فقط نگاه خشک نیست به سینما (مانند نگاه منتقد ها)
هر دوستدار فیلم و سریال می تونه با مطالعه ی مناسب تبدیل به یک سینه فیل بشه تا حداقل بتونه فیلم ضعیف و قوی رو از روی معیار های سینمایی و اصولی تشخیص بده این طوری مواردی مثل صعود ناگهانی فیلم جذاب اما متوسطی مثل avengers end game به رتبه های بالای top 250 IMDB نخواهیم بود ، صد البته نگاه مخاطب عام و سینه فیل با منتقد فرق داره و قرار نیست که مخاطب هم نگاهش فقط اصولی و فنی باشه به فیلم ها اما حداقل فیلم خوب و بد رو تشخیص بده و دیدن فیلم قوی رو به فیلم ضعیف ترجیح بده کافیه ، اگر عشق به سینما حقیقی باشد حتی افرادی مثل من که حوصله خواندن کتاب و جزوه های دانشگاه را هم ندارند کتاب های سینما را با عشق خواهند خواند باشد که رستگار شویم و در آخرت با کوبریک محشور گردیم
🎞نقد فیلم و سریال🎞
@NaghdeFilmoSerial
یادداشتی از فیلم شیشه
Glass 2019
#بدون_اسپویل
اول از همه این را بگویم که اصلا نمی دانستم ۲قسمت از این فیلم قبلا ساخته شده و این فیلم یعنی شیشه،در واقع یک سه گانه را تمام میکند و اینطور، میشود گفت کارش کمی سخت شده است.اولین نکته منفی فیلم که بی شک مهمترین آن است وجود صحنه های بسیار طولانی و بدون علت است که با اینکار نه تنها مخاطب بیشتر از فیلم نمی فهمد بلکه او را کاملا گیج میکند.دومین نکته منفی،جلوه های ویژه و طراحی صحنه های اکشن به درد نخور است که واقعا اشتیاق مخاطب را برای دیدن ادامه فیلم کم میکند.پایان فیلم بنظرم جز یکی از بهترین پایان هایی بود که دیده بودم که واقعا باید عوامل فیلم را تحسین کرد.از طرفی بازی نه چندان خوب بازیگران یکی دیگر از نکات فیلم است که واقعا دیگر نمیتوان این اثر را اثری حتی متوسط در نظر گرفت.به غیر از جیمز مک آووی و کمی هم ساموئل ال. جکسون،بقیه بازیگران انگار با لگد سر صحنه فیلمبرداری آمده بودند که واقعا جای تاسف دارد فیلمی با این همه بازیگر معروف اثری ضعیف در بیایید.مقدمه چینی فیلم بسیار بد و طولانی بود.فیلمنامه هم چندان زیاد توجه ام را جلب نکرد.با یک نگاه به عوامل فیلم ابتدا احساس میکنید با یک شاهکار روبرو هستید اما هرچه میگذرد احساس میکنید،تماشای این فیلم وقت تلف کردن است.اگر عوامل فیلم کمی رعایت میکردند بی شک این فیلم شاید به یک شاهکار نه تنها در سال ۲۰۱۹ بلکه در کل تاریخ سینما تبدیل میشد.حیف است واقعا تماشای حتی یکبار این فیلم.
جمع بندی:راستش نقد های منفی درباره این فیلم،قبل از تماشایش خواندم ولی فکر نمیکردم اینقدر بد باشد.(بخاطر عواملش)شاید در سال های دیگر ریبوتی از این مجموعه ساخته شود و باید بیشتر به آن توجه شود. بی شک این سه گانه پتانسیل این را داشت که به یک سه گانه شاهکار تبدیل شود بخاطر داستانی که دارد.ولی صد حیف...
IMDB:6.7
Rotten tomatoes:37%
Metacritic:43
امتیاز:4

خلاصه داستان:مامور امنیتی دیوید گان از نیروهای ماورایی خود استفاده می کند تا وندل کرامپ شخص مریضی که 24 شخصیت متفاوت دارد را تعقیب کند و به دام بیاندازد….

نویسنده:Braveheart
@NaghdeFilmoSerial
#اسپویل
به نام خدا
بررسی فیلم دلیجان به عنوان نماد فیلم وسترن اصیل و تاثیر آن بر ژانر وسترن

stagecoach 1939
کارگردان : جان فورد
نویسنده : دادلی نیکولز
بازیگران: جان وین ، کلر تروور ، توماس میچل و ...
ژانر : وسترن

مقدمه : چند مسافر با شخصیت های متفاوت و نامتناجس با یک دلیجان به مقصد لردزبرگ راهی می شوند و ...

بخش اول فرم :
فیلم دلیجان ساخته ی فورد یکی از مشهور ترین فیلم های وسترن و نماد وسترن اصیل (وسترن های ساخته شده قبل از جنگ ویتنام) می باشد که به معنای واقعی کلمه خود وسترن است .
ابتدا به بررسی فرمی فیلم بپردازیم که تقریبا بی نقص بود و تبدیل به الگو برای فرم فیلم های وسترن بعد از خود شد (که تا اواخر دهه ی ۸۰ ادامه داشت این الگو و فرم )
روایت داستان کلاسیک است (خطی) و معرفی شخصیت ها با مکالمه و دیالوگ صورت می گیرد و خبری از فلش بک نیست و در ابتدا ی فیلم معرفی شخصیت ها (چه افرادی که حضور دارند و چه افرادی که هنوز وارد داستان نشده اند ) توسط شخص سومی انجام می گیرد و شخصیت های اصلی را معرفی می کند. هر شخصیت نماد یک طبقه در آمریکاست(البته فقط سفید پوست ها در فیلم به عنوان شخصیت های اصلی حضور دارند و فورد که کلا سرخ پوست ها مخصوصا قبیله ی آپاچی را به عنوان شخصیت های منفی شیطانی در فیلم هایش به تصویر می کشد و سیاه پوست ها رو هم کلا آدم حساب نمی کرد) و دلیجان به عنوان نماد جامعه ی آمریکاست که به سمت غرب وحشی پیش می رود و در واقع نماد ورود تمدن به طبیعت وحشی غرب آمریکاست و همین دشمن اصلی قهرمانان(یعنی طبیعت وحشی) و رفتن کابوی ها از شهر به دل طبیعت تا آخرین فیلم وسترن واقعی سینما (unforgiven 1992) ادامه داشت .
حمله و درگیری با سرخ پوست ها و ورود سوار نظام در آخر ماجرا هم تبدیل به الگوی فیلم های وسترن شد (البته فیلم هایی که قبل از جنگ ویتنام ساخته می شدند).
تا قبل از جنگ ویتنام ارتش آمریکا در نزد مردم ارتشی شکست ناپذیر بود که به راحتی دشمنان را شکست می داد و فاتح جنگ ها بود(برای مثال جنگ جهانی اول و دوم) ولی بن بست ویتنام باعث نابودی چهره ی ارتش آمریکا بین مردم شد چون ارتش آمریکا از یاغی ها و شورشی ها شکست خورده بود (که در وسترن های اصیل همان سرخ پوست ها بودند) به همین دلیل دیگر ارتش قدرت مند آمریکا (که در وسترن سوار نظام بود) دیگر شکست ناپذیر جلوه نمی کرد و به همین دلیل این الگو در دهه ی ۷۰ و بعد از آن مورد استفاده قرار نگرفت .
لانگ شات ها و اکسترا لانگ شات (کلا برداشت از دور) در این فیلم بسیار به چشم می خورد که در معرفی محیط اطراف و تنها بودن مسافران دلیجان در طبیعت وحشی نقش موثری دارد ، عبور دلیجان از رودخانه و نصب دوربین بر روی دلیجان در آن دوران کار بزرگ و بی نظیری بود و در کل دوربین و تدوین در همراهی مخاطب با شخصیت ها بسیار موثر است.
از شخصیت سازی های فیلم همین بس که شخصیت سازی رینگو کید (جان وین) تبدیل به الگو ی شخصیت کابوی در فیلم های وسترن بعد شده و کلا این نوع تیپ و شخصیت نماد مردانگی در سینما می شود (بعدا شخصیت های درشت هیکلی مثل آرنولد نماد مردانگی می شوند الان هم که قهرمانان کمیک. لابد بعد سال ۲۰۲۰ هم هکر ها میشن )
در فیلم خبری از دیالوگ ها و مکالمه های اضافی نیست و هر کلمه ای که بیان می شود در راستای توصیف شخصیت ها و توصیف وضعیت و ... هست (کاش همه فیلم ساز ها این کار رو بکنن و جملات فلسفی و ... به خوردمون ندن)
نبرد دلیجان با سرخ پوست ها نشان دهنده ی اتحاد همه ی قشر ها و طبقه برای مبارزه با دشمن اصلی هست که همان اتحاد جامعه برای شکست دشمن که در این فیلم سرخ پوستان (و در آن دوره آلمان نازی بعد تر شوروی و ...) هست و ورود سوار نظام که نماد ارتش هست باعث شکست دشمنان می شود.
و فیلم در نهایت با نماد وسترن یعنی دوئل شخصیت مثبت و منفی به پایان می رسد.
دلیجان متکی به قرارداد های ژانر وسترن است (و خیلی از قرار داد های ژانر وسترن از این فیلم نشات می گیرد )
زن منفور و خوش قلب ، صحنه ی سالن ، تقابل طبیعت و فرهنگ ، فروشنده ی دور گرد نوشیدنی و ...
صحنه ی نوشیدن آب با قمقمه و فنجان نقره نماد تقابل طبقه ی ثروتمند و با طبقه ی فقیر و تقابل قهرمان واقعی (رینگو) فرد قهرمان نما (هتفیلد) هست که بسیار عالی کار شده بود

alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
بخش دوم محتوا :
تولد نوزاد در فیلم نشان دهنده ی موفقیت در تشکیل جامعه در طبیعت وحشی هست تولدی که جامعه را متحد می کند و حتی زن بدکار و مطرود نیز به واسطه ی این تولد در جامعه پذیرفته می شود و رینگو سر کش هم به فکر تشکیل خانواده می افتد و ...
تا این جا هر چه از فیلم و کارگردان گفتم تحسین و تمجید بود (البته به جا)
اما برویم سراغ اخلاقیات کارگردان که در فیلم هم نمود پیدا می کند (از این جا به بعد طرفدار های فورد احتمالا ناراحت بشن از حقیقت تلخ)

جان فورد یک انسان (ضد انسانیت ) نژاد پرست رادیکال و ضد جامعه ی سرخ پوستان که به برده داری اعتقاد قلبی داشت و شورش برده داران جنوبی را نبرد برای استقلال جنوب می دانست (تو فیلم هم اشاره میشه) و ضد جنبش حقوق مدنی سیاهان بود. فیلم دلیجان بهترین نشان دهنده ی ویژگی های اوست ، آپاچی ها وحشی و شیطانی هستند و قهرمانان سفید پوست فیلم مورد حمله قرار می گیرند ، جرونیمو که در واقعیت قهرمان مبارزه ی آزادی سرخ پوستان بود به عنوان شخصیت منفی و حراس ناک فیلم نشان داده می شود.
اخلاقیات در هر کاری مهم است و اخلاق درست مهم ترین ویژگی مثبت هر شخص ، فوتبالیست باشد یا دکتر یا کارگردان فرقی نمی کند ، البته دکتر و فوتبالیست کار خود را به خوبی انجام دهد کافی است اما کارگردان که اخلاقیات و عقاید نامناسب داشته باشد اگر هم فرم قوی در فیلم هایش ارائه بدهد در محتوای مناسب به مشکل بر می خورد. همان گونه که فرم، فیلم های جان فورد قابل تحسین ، الگو دهنده و با ارزش است ، محتوای فیلم های او برای جامعه ی امروز ، مخصوصا سینمای هالیوود که این روز ها ادعای احترام به نژاد های دیگر مثل سیاه پوست و سرخ پوست را دارند و طرفداری فمنیست را می کنند (البته ادعا می کنن و عملشان هم از روی ریا و نون به نرخ روز خوردن است) ، بی ارزش و ضد انسانی است. همان هالیوود و جامعه ای که فیلم های نژاد پرستانه ی وسترن را در دوران خودشان تحسین کرد و به فیلم هایی در مورد مظلومیت سیاهان مثل کشتن مرغ مقلد بی توجهی نشان داد ولی الان و در این زمانه فیلم های ضعیفی مثل مهتاب جایزه ی اسکار بهترین فیلم را می برد.
اشخاصی مثل فورد با ساختن قهرمانان دروغین جای جنایت کار و مظلوم را در تاریخ عوض کردند ، حدود ۱۰۰ میلیون سرخ پوست کشته شده به دست سفید پوست های غاصب آمریکای جنایتی است که آب دریا ها هم آن رو پاک نمی کند اما فریب و دروغ سینما می تواند، نسل کشی سرخ پوستان بزرگترین جنایت تاریخ بشریت است اما سرخ پوست ها در فیلم های امثال فورد می شوند جنایت کاران شیطانی و دشمن بشریت.
از فورد و وسترن هایش فقط ظواهر در فیلم های جدید مانده ، قیافه ی فورد موقع دیدن فیلم های مثل جنگو آزاد از بند و هشت نفرت انگیز دیدنی میشد، حیف زنده نیست ببینه وسترن تبدیل به چی شده.

سخن آخر : به عنوان یک فیلم وسترن اصیل بسیار عالی عمل کرده و از نظر فنی بی نقص است حتما به دوستانی که فکر می کنن فیلم هایی مثل
03:10 to yuma , django uncheined ...
وسترن هستن دیدن این فیلم رو پیشنهاد می کنم (جنگو و قطار به یوما شبه وسترن هستن. عمری باشه سیر تحول وسترن از وسترن اصیل به وسترن مدرن و وسترن اسپاگتی و در نهایت شبه وسترن رو بررسی خواهیم کرد )

جوایز و افتخارات : برنده اسکار در رشته های : بهترین بازیگر نقش مکمل مرد و بهترین موسیقی متن
و نامزد اسکار در رشته های : بهترین فیلم ، بهترین کارگردانی ، بهترین فیلم برداری، بهترین صحنه آرایی ، بهترین تدوین

نمره : ۹ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
🎞نقد فیلم و سریال🎞
@NaghdeFilmoSerial
یادداشتی کوتاه درباره :
Pet sematary 2019
غبرستان حیوانات خانگی
#بدون_اسپویل

مزخرف:
برای منی که رمان غبرستان حیوانات خانگی را خوانده‌ام این فیلم به مثابه‌ی جام زهری برای من بود ، چون واقعا مزخرف بود ، مزخرف.
اول اینکه این فیلم به هیچ عنوان شخصیت پردازی نمیکند و ما با هیچ یک از شخصیت ها ارتباط برقرار نمی کنیم و هیچ حسی به انها نداریم و تصمیماتشون برای ما غیرمنطقیه. دوم اینکه بازیگران نتونستن اجرای خوبی از خودشون به جا بیارن ، سوم اینکه فیلم خیلی سریعه( باتوجه به رمان ) و هیچ احساسی رو تو ادم شعله ور نمی کنه ( مثلا فیلم ترسناکه ).
افسوس این رو میخورم که چرا با وجود رمانی به این خوبی ، فیلمی به این بدی ازش ساخته میشه .
نمیخوام مطلب رو کش بدم ، فقط اینو میگم که این فیلم هیچ چیزی واسه ارائه نداره و کاملا مزخرفه.

نمره شخصی : 3 از 10

نویسنده : Mehrdad_Ayvatlo

@NaghdeFilmoSerial
🎞نقد فیلم و سریال🎞
@NaghdeFilmoSerial
یادداشتی از فیلم پسر جهنمی
Hellboy 2019
#بدون_اسپویل
اول از همه بگویم که این فیلم هل بوی ۳ نیست و ما در این فیلم شاهد یک ریبوت هستیم.اما با دیدن فیلم کاملا میتوان این را فهمید که انگار عوامل نمیخاستند این یک ریبوت باشد،به عبارتی میشود گفت دو دل بودند.اگر فیلم ریبوت نشده بود چرا بعضی از اتفاقات دوباره اتفاق میافتادند،و اگر فیلم ریبوت شده بود چرا اتفاقاتی در فیلم رقم خورد که نباید اتفاق میفتاد.اینطوری بگویم عوامل و سازندگان هر اتفاقی که میشد تا قسمت سوم هل بوی اتفاق بیفتاد را در این فیلم گنجاننده اَن.یعنی کاملا با یک فیلم شلوغ طرف خواهیم بود که بسیار جای تاسف دارد و کاملا مخاطب گیج خواهد شد.مثلا شما فیلم آیرون من ۱ را به یاد بیاورید، در قسمت اول فیلم هایی که قرار است شروع کننده داستانی چند قسمته باشند،قسمت اول فقط باید یک مقدمه چینی باشد و زمینه ای برای داستان اصلی، که ما با شخصیت ها آشنایی پیدا کنیم و ذات آنها را درک کنیم.اما هل بوی که یک فیلم ۲ساعت است طوری عمل کرده که انگار به چند قسمت تبدیل شده، که فیلم بسیار شلوغ شده است.خوب این مهمترین نکته منفی فیلم از ده ها نکته منفی این فیلم بود.در فیلم هل بوی ۲۰۰۴ ما شاهد روابط خوب پدر هل بوی یعنی پروفسور بروم و هل بوی بودیم.اینگونه بگویم در این فیلم انگار اصلا به پدر هل بوی نیازی نیست چون سکانس های بسیار کوتاهی او را میبینیم و به عبارتی رابطه پدر و پسری که در هل بوی ۲۰۰۴ دیدیم در این فیلم نخواهیم دید.از سوی دیگر فیلمنامه بسیار بسیار ضعیف فیلم هم باعث میشود که این فیلم دیگر تبدیل به یک افتضاح تمام عیار شود.همانطور که میدانید هر چه درجه سنی فیلم بالاتر باشد افراد کمتری به دیدن آن فیلم میروند و همین امر باعث شده بیشتر آثار خوب درجه سنی PG_13داشته باشند.جالب اینجاست که انگار سازندگان خودشان دوست داشتند این فیلم درجه سنی R داشته باشد،چون در فیلم خون و خونریزی و صحنه های خشنی میبینیم که اصلا به هیچ عنوان نیاز نیستند و سازندگان میتوانستند با کمی عقل و فکر آن صحنه ها را طوری طراحی کنند که درجه سنی فیلم PG_13 باشد و حداقل فیلم را از شکست مالی سنگین نجات دهند. نکته منفی دیگر نپرداختن به شخصیت های فیلم است.مثل ملکه خون که مثلا ویلین اصلی فیلم است.تنها نکته ای مثبتی که میتوانم بگویم بازی خوب دیوید هارپر در نقش هل بوی است و دیگر هر چه فکر میکنم نمیتوانم نکته خوب دیگر از فیلم بگویم.
جمع بندی:بنظرم بهتر است هل بوی۱و۲ را یکبار دیگر ببینید...اصلا صدبار ببینید ولی حتی یکبار نسخه ۲۰۱۹ را تماشا نکنید.حیف است واقعا دیدن چنین اثری، این اولین فیلم ۲۰۱۹ است که من دیدنش را به کسی توصیه نمیکنم.مثلا قرار بود این فیلم آغاز گر هل بوی باشد.اما با بی توجهی و عواملی که به درد این فیلم نمی خوردند این فیلم تبدیل به یک افتضاح شد.
IMDB:5.3
Rotten tomatoes:18%
Metacritic:31
امتیاز:2

خلاصه داستان:فیلم Hellboy ، درباره پسری معروف به هل بوی یا “پسر جهنمی” است که در میان دنیای انسان ها و ماوراءطبیعه گرفتار شده است و در کنار آن باید با جادوگران باستانی که قصد انتقام جویی از او را دارند، مبارزه کند و…

نویسنده:Braveheart
@NaghdeFilmoSerial
جایی برای قهرمانان نیست. Watchmen

(بخشی از متن دارای اسپویل است)

اگر در دنیایی زندگی میکردیم که به ما این اختیار را میدادند تا قهرمان و ناجی پیرامون خویش راانتخاب کنیم به کدام گزینه میتوانستیم اطمینان کنیم؟ یک آدمکش خونسرد.بی عاطفه. شهوت ران و پوچگرا بنام(کمدین) یا یک دانشمند غول پیکر آبی رنگ خداگونه که توانایی حرکت در زمان دارد و در کسری ازثانیه هرجسم و جنبده ای را تکه تکه میکند و بازآنرا ازنو خلق میکند یا قاتلی ماسک دار و بی رحم که به کل اعتقادش به خوبی بشر را ازدست داده و تنها راه مجازات جنایتکاران را درمرگ آنها میبیند؟؟ یا....
فیلم (واچمن) به عنوان مهمترین و بهترین ساخته(زک اسنایدر) با اتکا به پیشینه قرص و محکم کمیک بوکی خود از آن دسته از آثار ابرقهرمانی سینماست که بعد از گذشت سالها هم میتوان به آن رجوع کرد و میتوان به آن شانس تماشای مجدد داد!
واچمن به اندازه یک داستان پروپیمان جنایی /معمایی پیچ و خم و بالا و پایین دارد و به اندازه یک فیلم سرگرم کننده عامه پسند اکشن و خونریزی! این موارد برای ژانر ابرقهرمانی نعمت بزرگی است که اسنایدر به خوبی از آن بهره برده است.

در واچمن به عنوان تماشاگر مدام با این پرسش مواجه خواهید شد که کدام شخصیتها در جبهه خیر و کدامیک در طرف شر حضور دارند..و آیا اصلا مفهوم خیر و شر در چنین داستانی و با چنین شخصیتهایی آن معنای کلاسیک خود را دارد یا هرکدام از این قهرمانها همزمان با پاکی و پلیدی خویش تعریف میشوند. در جهانی که واچمن پیش چشم مخاطب میگذارد اصولا قضاوت سخت ترین کار هرانسان است. فیلم ویژگی هایی از هر شخصیت رو میکند که علاقه مند شدن یا متنفر گشتن از آنها را کاملا سلیقه ای و متفاوت میسازد. رورشاک .کمدین .دکتر منهتن به عنوان کسانی که برخلاف باقی افراد کاملا تبدیل به شخصیت میشوند و میتوانیم به آنها نزدیک شویم رفتارها و تصمیمات پیچیده و غیر قابل پیش بینی گرفته و ممکن است لحظه ای با عملی ذوق زده تان کرده و تنها کمی بعد با اعمال خود شما را ناامید کنند! آنها در فیلم به وفور دست به قتل میزنند(چه افراد گناهکار و چه بی گناه) .مرتکب تجاوز میشوند. نسبت به سرنوشت دنیا و انسانهایش به تنهایی تصمیم میگیرند و برای پنهان کردن حقیقت به دوستان قدیمی خود نیز رحمی ندارند


فیلم زک اسنایدر بنا به درونمایه تاریک و تلخش از نظر بصری هم دلگیر و سیاه است. فیلم مملو از نماهای بیرونی شب هنگام همراه با هوایی بارانی و مه گرفته و نورپردازی های خفیف است.‌جالب آنجاست که در سکانسهایی هم که دوربین داخل خانه.دفتر کار یا..قرار میگیرد این ویژگیها حفظ شده و جز معدود مواردی که رنگهای زرد.آبی.قرمز .را مشاهده میکنیم(همچون لباس زرد رنگ یا رنگ کلی دکتر منهتن ویا خونهایی که بعضا به شکلی غلیظ و اغراق شده در صفحه نمایش خود نمایی میکنند) درسایر لحظات بافت بصری فیلم که شامل ساختمانها.ماشینها.اشیا داخلی و جزییات ریز و درشت نماها نیز میشود همگی تیره و دلسرد کننده هستند. واچمن به خوبی میان درونمایه و پوسته ظاهری خود هماهنگی ایجاد میکند و به همین دلیل فضا سازی آن مصنوعی یا بیرون از اثر حس نمیشود و پس از تماشای اندک لحظاتی از آن شما را باخود همراه میکند
اسنایدر در این فیلم کارگردانی حساب شده ای انجام میدهد و ثابت میکند اگر شرایط فراهم باشد (برخلاف تصور عموم سینمادوستان) کارگردانی خوش ذوقی هم هست. به عنوان مثال پس از نخستین قتل فیلم دوربین او آرام به شکلک خندان زرد رنگ و آغشته به خون نزدیک میشود و به تیتراژ ماندگار اثر میرسیم. تیتراژ نسبتا طولانی که سرگذشت قهرمانان و نوع زیست و تعامل آنها با جامعه را نشان میدهد و از بحث مسئولیت قدرت و تبعات آن و حواشی جامعه نسبت به آنها مارا مطلع میسازد.

مثال دیگر لحظه کوتاه اما نفسگیری است که رورشاک پس از آزادی از سلول و قبل از فرارش در سرویس بهداشتی سراغ یکی از دشمنانش میرود و تنها با باز و بسته شدن مداوم و آهسته در از سرنوشت خوفناک آن زندانی بخت برگشته آگاه میشویم . در سکانسهای اکشن نیز نوع مبارزات وحشیانه. تن به تن و سنگین و یاد آور مبارزات سریال دردویل است. دوربین در اکثر این لحظات در حالت مدیوم شات قرار گرفته و صدای خورد شدن اعضا بدن و پاشیده شدن خون را هم داریم
اما شاید مهمترین جاذبه های بخش کارگردانی اسنایدر فلاش بک های به موقع. از نظر میزان زمان نمایش مناسب و به درد بخوری است که در چند مقطع ازفیلم به کمک شخصیت پردازی هم می آیند. خاطراتی که هریک از قهرمانان در مراسم خاکسپاری کمدین از او به یاد می آورند و تبدیل گشتن دکتر منهتن به یک خدای همه چیز تمام و مجازات تبهکاری به دست رورشاک از این دست موارد هستند که به کمک تدوین فکر شده در تاثیر گذاری نهایی بسیار موثر واقع شده اند .

واچمن در متن و اجرا کم نقص و استاندارد است. فیلمی که شاید گیشه آنچنان درخشانی نداشت و نامش برخلاف برخی از ستایش
شده ترین آثار ابرقهرمانی(زن شگفت انگیز. پلنگ سیاه و...) محبوب منتقدان و سینمادوستان نشد اما اثری است سرگرم کننده . جذاب و تراژیک که گذر زمان ثابت کرده ارزشش بیشتر از اینها است .


امتیاز:9


امید سلیمی
@NaghdeFilmoSerial