به نام خدا
bohemian rhapsody 2018
کارگردان: برایان سینگر
بازیگران :رامی مالک ، لوسی بویتون و ...
نویسنده : آنتونی مک کارتین ، پیتر مورگان
ژانر : بیوگرافی ، موزیکال ، درام
مقدمه : این فیلم در مورد آغاز کار و پیشرفت گروه موسیقی راک دهه ی ۷۰ و ۸۰ ، گروه کوئین و رهبر و خواننده ی آن فردی مرکوری می باشد و...
در طول فیلم دو ویژگی بسیار خوب و جذاب بود اولی بازی بسیار خوب رامی مالک که در ظاهر و باطن فردی مرکوری شده بود و دیگری اجرا های زیبا ی در طول فیلم به خصوص اجرای پایانی که یکی از به یاد ماندنی ترین پایان بندی های سینما قرن ۲۱ و حتی کل تاریخ سینما بود ، اگر فقط یک بار فیلم را تماشا کنید این دو ویژگی مثبت توجه شما را جلب خواهد کرد که دلیل اصلی آن بازی خوب رامی مالک و بازسازی های اجرا ها به کمک موسیقی و اجرای اصلی گروه واقعی هست اما دلیل دوم بر می گردد به ضعف فیلم در بخش های دیگر اما ضعف های فیلم را فقط با یک بار تماشا کردن متوجه نمی شود چون غرق در بازی رامی مالک و اجرا های جذاب فیلم خواهید شد.
سه شخصیت دیگر گروه و همسر مرکوری به عنوان شخصیت فرعی حضور دارند و مورد توجه قرار نمیگیرند ، حتی شخصیت فردی مرکوری به این دلیل که پرداخت و شخصیت پردازی مناسب و همزاد پندارانه ندارد (در صورتی که کل فیلم در واقع درباره ی فردی هست)با وجود بازی عالی و احساسی رامی مالک جذاب و کاریزماتیک درنیامده.
علاوه بر پرداخت شخصیت ها بیشتر داستان فیلم کلیشه ای و بسیار ناقص روایت می شود و فقط به بخش هایی از زندگی فردی مرکوری می پردازد حتی بعضی از بخش های غیر مهم ، نپرداختن به زندگی سه عضو دیگر بماند.
رامی مالک واقعا عالی ظاهر شد ، از نوع حرف زدن و حرکات دست و نگاه های با احساس تا حرکات در اجرای آخر فیلم که واقعا جذاب و لذت بخش بود.
در بازسازی کنسرت ها تا حد امکان از ترکیب اجرای بازیگران با اجرای گروه اصلی استفاده شد و تا حد امکان از جلوه ها ویژه ی کامپیوتری استفاده نشد که از ویژگی های مثبت فیلم بود.
فیلم سعی دارد که بیننده را به گروه کوئین نزدیک تر کند اما به دلایلی که در بالا گفتم چندان موفق نمی شود
هر چند اتفاقات تاریخی فیلم تا حد زیادی با واقعیت مطابقت داشت اما تاریخ (زمان) با زمان واقعی مغایرت داشت.
البته همه ی نقطه ضعف های فیلم با لذت و سرگرمی واقعی که ارائه می دهد پوشیده می شوند و همین که یک فیلم برنده ی اسکار به اندازه ی فیلم های بلاک باستری سرگرم کننده هم باشد (که در فیلم های جدید کم پیدا می شود)
خود مهم ترین دست آورد هست.
جوایز و افتخارات : برنده ی اسکار : بهترین بازیگر نقش اول مرد ، تدوین صدا ، تدوین ، صدا گذاری
و....
نمره : ۸ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
bohemian rhapsody 2018
کارگردان: برایان سینگر
بازیگران :رامی مالک ، لوسی بویتون و ...
نویسنده : آنتونی مک کارتین ، پیتر مورگان
ژانر : بیوگرافی ، موزیکال ، درام
مقدمه : این فیلم در مورد آغاز کار و پیشرفت گروه موسیقی راک دهه ی ۷۰ و ۸۰ ، گروه کوئین و رهبر و خواننده ی آن فردی مرکوری می باشد و...
در طول فیلم دو ویژگی بسیار خوب و جذاب بود اولی بازی بسیار خوب رامی مالک که در ظاهر و باطن فردی مرکوری شده بود و دیگری اجرا های زیبا ی در طول فیلم به خصوص اجرای پایانی که یکی از به یاد ماندنی ترین پایان بندی های سینما قرن ۲۱ و حتی کل تاریخ سینما بود ، اگر فقط یک بار فیلم را تماشا کنید این دو ویژگی مثبت توجه شما را جلب خواهد کرد که دلیل اصلی آن بازی خوب رامی مالک و بازسازی های اجرا ها به کمک موسیقی و اجرای اصلی گروه واقعی هست اما دلیل دوم بر می گردد به ضعف فیلم در بخش های دیگر اما ضعف های فیلم را فقط با یک بار تماشا کردن متوجه نمی شود چون غرق در بازی رامی مالک و اجرا های جذاب فیلم خواهید شد.
سه شخصیت دیگر گروه و همسر مرکوری به عنوان شخصیت فرعی حضور دارند و مورد توجه قرار نمیگیرند ، حتی شخصیت فردی مرکوری به این دلیل که پرداخت و شخصیت پردازی مناسب و همزاد پندارانه ندارد (در صورتی که کل فیلم در واقع درباره ی فردی هست)با وجود بازی عالی و احساسی رامی مالک جذاب و کاریزماتیک درنیامده.
علاوه بر پرداخت شخصیت ها بیشتر داستان فیلم کلیشه ای و بسیار ناقص روایت می شود و فقط به بخش هایی از زندگی فردی مرکوری می پردازد حتی بعضی از بخش های غیر مهم ، نپرداختن به زندگی سه عضو دیگر بماند.
رامی مالک واقعا عالی ظاهر شد ، از نوع حرف زدن و حرکات دست و نگاه های با احساس تا حرکات در اجرای آخر فیلم که واقعا جذاب و لذت بخش بود.
در بازسازی کنسرت ها تا حد امکان از ترکیب اجرای بازیگران با اجرای گروه اصلی استفاده شد و تا حد امکان از جلوه ها ویژه ی کامپیوتری استفاده نشد که از ویژگی های مثبت فیلم بود.
فیلم سعی دارد که بیننده را به گروه کوئین نزدیک تر کند اما به دلایلی که در بالا گفتم چندان موفق نمی شود
هر چند اتفاقات تاریخی فیلم تا حد زیادی با واقعیت مطابقت داشت اما تاریخ (زمان) با زمان واقعی مغایرت داشت.
البته همه ی نقطه ضعف های فیلم با لذت و سرگرمی واقعی که ارائه می دهد پوشیده می شوند و همین که یک فیلم برنده ی اسکار به اندازه ی فیلم های بلاک باستری سرگرم کننده هم باشد (که در فیلم های جدید کم پیدا می شود)
خود مهم ترین دست آورد هست.
جوایز و افتخارات : برنده ی اسکار : بهترین بازیگر نقش اول مرد ، تدوین صدا ، تدوین ، صدا گذاری
و....
نمره : ۸ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
در سال 2016 سایت Digital Spy یک نظرسنجی برگذار کرد در مورد بزرگترین سریال قرن 21 که با رای دهی حدود 40 هزار نفر جالب اینجاست که رتبه یک رو هانیبال به دست آورد! و گیم او ترونز رتبه 3 و بریکینگ بد رتبه 6!
1. Hannibal - 4.3k
2. The Walking Dead - 3.4k
3. Game of Thrones - 3.1k
4. Buffy the Vampire Slayer - 2.9k
5. Sherlock - 2.3k
6. Breaking Bad - 2.1k
7. Lost - 1.8k
8. The Night Manager - 1.7k
9. Doctor Who - 1.6k
10. 24 - 857
@NaghdeFilmoSerial
1. Hannibal - 4.3k
2. The Walking Dead - 3.4k
3. Game of Thrones - 3.1k
4. Buffy the Vampire Slayer - 2.9k
5. Sherlock - 2.3k
6. Breaking Bad - 2.1k
7. Lost - 1.8k
8. The Night Manager - 1.7k
9. Doctor Who - 1.6k
10. 24 - 857
@NaghdeFilmoSerial
🎞نقد فیلم و سریال🎞
@NaghdeFilmoSerial
#y11
یادداشتی از فیلم مرد عنکبوتی بازگشت به خانه
Spider Man Homecoming 2017
#بدون_اسپویل
بعد از سه گانه شاهکار سم ریمی(بجز۳)و دوگانه متوسط به پایین مارک وب،شخصا احساس میکردم دیگر فیلم های اسپایدرمن ارزش دیدن ندارند(مخصوصا وقتی خبر ساخت مرد عنکبوتی شگفت انگیز۳ و ۴ رو شنیدم که الحمدالله ساخته نشدند)اما اثر زیبا و بسیار متفاوت جان واتس واقعا من را امیدوار کرد که شاید در قسمت های بعد بازهم بتوانیم اثری مانند مرد عنکبوتی ۲ سم ریمی را ببینیم.البته حقیقت را بگویم بعد از اینکه فهمیدم والچر نقش ویلین داستان را دارد بازهم ناامید شدم اما پرداختن درست و کامل به این شخصیت در فیلم واقعا عالی بود.راستش فکر میکردم چون در کمیک ها و حتی کارتون ها والچر تقریبا یک ویلین درجه پایین است در این فیلم هم همانگونه شود که خداروشکر به لطف بازیگر خوبش(مایکل کیتون)اینگونه نشد.جلوه های ویژه و طراحی صحنه بسیار عالی که از نظرم درحد جلوه های مردعنکبوتی ۲ است.تمرکز کامل و درست بر روی شخصیت اصلی یعنی پیتر پارکر که با مشکلات نوجوانی دست و پنجه نرم می کند و در همین حین به چالشی بزرگ کشیده میشود.یکی دیگر از نکات مثبت فیلم که مانند فیلم مردعنکبوتی ۱ سم ریمی به آن پرداخته شده دست و پا چلفتی پیتر پارکر در ابتدای فیلم است که لحظات فانی را برای ما به ارمغان می آورد.بازیگران هم به نحوه احسن کار خود را انجام دادند و نمیتوان از انها ایراد گرفت.تنها نکته منفی فیلم حفره داستانی زیاد اول فیلم(۸ سال بعد)که برای مخاطب کمی گیج کننده است(با توجه به آثار دیگر مارول)این فیلم یک اثر کاملا سرگرم کننده است و تماشگران با توجه به اینکه اولین فیلمی است که اسپایدرمن به MCU بازگشته(فیلم اختصاصی)کاملا از آن راضی خواهند بود.
جمع بندی:علاقه مندان به دنیای کمیک و آثار مارول حتما از یک بار دیدن فیلم مردعنکبوتی بازگشت به خانه راضی نخواهند بود.ولی یک مخاطب عادی مطمئنا یکبار دیدن این فیلم برایش بس است.در کل میتوان از عیب و ایراد ها گذشت و با لذت به تماشای فیلم نشست و از این سوپر هیرو که مطمئنا همگی از کودکی با آن خاطره داشتیم تماما لذت برد.
IMDB:8.1
Rotten tomatoes:92%
metacritic:69%
امتیاز:9
خلاصه داستان:پیتر پارکر که برای کار با انتقام جویان Avengers هیجان زده است تصمیم میگیرد با عمه اش زندگی کند. پارکر، تحت نظارت دقیق مربی تونی استارک، شروع به درک هویت تازه اش به عنوان مرد عنکبوتی می کند. او همچنین تلاش می کند تا به حالت معمول روزمره خود بازگردد – با افکار خود اثبات کرده است که بیش از یک ابرقهرمان محله دوستانه دوستانه است. پیتر به زودی به آزمایش قدرت خود در برابر سرخور شیطانی که ظاهر می شود تا همه چیز را که او عزیزان را تهدید می کند مقابله کند…
نویسنده Braveheart
@NaghdeFilmoSerial
یادداشتی از فیلم مرد عنکبوتی بازگشت به خانه
Spider Man Homecoming 2017
#بدون_اسپویل
بعد از سه گانه شاهکار سم ریمی(بجز۳)و دوگانه متوسط به پایین مارک وب،شخصا احساس میکردم دیگر فیلم های اسپایدرمن ارزش دیدن ندارند(مخصوصا وقتی خبر ساخت مرد عنکبوتی شگفت انگیز۳ و ۴ رو شنیدم که الحمدالله ساخته نشدند)اما اثر زیبا و بسیار متفاوت جان واتس واقعا من را امیدوار کرد که شاید در قسمت های بعد بازهم بتوانیم اثری مانند مرد عنکبوتی ۲ سم ریمی را ببینیم.البته حقیقت را بگویم بعد از اینکه فهمیدم والچر نقش ویلین داستان را دارد بازهم ناامید شدم اما پرداختن درست و کامل به این شخصیت در فیلم واقعا عالی بود.راستش فکر میکردم چون در کمیک ها و حتی کارتون ها والچر تقریبا یک ویلین درجه پایین است در این فیلم هم همانگونه شود که خداروشکر به لطف بازیگر خوبش(مایکل کیتون)اینگونه نشد.جلوه های ویژه و طراحی صحنه بسیار عالی که از نظرم درحد جلوه های مردعنکبوتی ۲ است.تمرکز کامل و درست بر روی شخصیت اصلی یعنی پیتر پارکر که با مشکلات نوجوانی دست و پنجه نرم می کند و در همین حین به چالشی بزرگ کشیده میشود.یکی دیگر از نکات مثبت فیلم که مانند فیلم مردعنکبوتی ۱ سم ریمی به آن پرداخته شده دست و پا چلفتی پیتر پارکر در ابتدای فیلم است که لحظات فانی را برای ما به ارمغان می آورد.بازیگران هم به نحوه احسن کار خود را انجام دادند و نمیتوان از انها ایراد گرفت.تنها نکته منفی فیلم حفره داستانی زیاد اول فیلم(۸ سال بعد)که برای مخاطب کمی گیج کننده است(با توجه به آثار دیگر مارول)این فیلم یک اثر کاملا سرگرم کننده است و تماشگران با توجه به اینکه اولین فیلمی است که اسپایدرمن به MCU بازگشته(فیلم اختصاصی)کاملا از آن راضی خواهند بود.
جمع بندی:علاقه مندان به دنیای کمیک و آثار مارول حتما از یک بار دیدن فیلم مردعنکبوتی بازگشت به خانه راضی نخواهند بود.ولی یک مخاطب عادی مطمئنا یکبار دیدن این فیلم برایش بس است.در کل میتوان از عیب و ایراد ها گذشت و با لذت به تماشای فیلم نشست و از این سوپر هیرو که مطمئنا همگی از کودکی با آن خاطره داشتیم تماما لذت برد.
IMDB:8.1
Rotten tomatoes:92%
metacritic:69%
امتیاز:9
خلاصه داستان:پیتر پارکر که برای کار با انتقام جویان Avengers هیجان زده است تصمیم میگیرد با عمه اش زندگی کند. پارکر، تحت نظارت دقیق مربی تونی استارک، شروع به درک هویت تازه اش به عنوان مرد عنکبوتی می کند. او همچنین تلاش می کند تا به حالت معمول روزمره خود بازگردد – با افکار خود اثبات کرده است که بیش از یک ابرقهرمان محله دوستانه دوستانه است. پیتر به زودی به آزمایش قدرت خود در برابر سرخور شیطانی که ظاهر می شود تا همه چیز را که او عزیزان را تهدید می کند مقابله کند…
نویسنده Braveheart
@NaghdeFilmoSerial
به نام خدا
#اسپویل (از دو قسمت)
batman animated series 1992-1995 (tv series )
سازنده : وارنر براز انیمیشن
صدا پیشگان: کوین کانوری، افرم زیمبالیست ، باب هیستیگنز و ...
بر اساس : کمیک های بتمن کمپانی دی سی
ژانر : اکشن ، ماجراجویی ، کارآگاهی ، کمیک
مقدمه : سریال انیمیشنی بتمن یکی از بهترین تولیدات تلویزیونی کمیک در تاریخ تلوزیون هست که اگر این انیمیشن جذاب را دیده باشید متوجه می شود که فیلم های کمیک بزرگی مثل
dark knight trilogy, spider man trilogy , marvel movies , xmen ,...
همه برای تبدیل شدن به فیلم ها ی جذاب و قوی از ویژگی های این سریال الهام گرفته اند.
در این سریال ما شاهد حضور بتمن و تیم او یعنی رابین و بت گیرل و آلفرد و کت وومن (به عنوان متحد) و تقریبا تمام دشمنان بتمن هستیم و...
اگر به فیلم و سریال های کمیک قبل از ۱۹۹۰ و بعد از ۲۰۰۰ دقت کنید تاثیر این انیمیشن شاهکار بر جهان فیلم و سریال های کمیک را مشاهده خواهید کرد ، توجه به جزئیات ، شخصیت سازی های عمیق (چه قهرمان و چه شرور) و توجه به شخصیت های فرعی همه از این سریال به آثار بزرگ کمیک سینما و تلوزیون راه پیدا کردند و بعد از گذشت سال ها و ساخت فیلم و سریال های کمیک پرخرج هنوز هم این انیمیشن جذاب و هیجان انگیز است و همین از ویژگی های مهم شاهکار هست ، ماندگاری در زمان و تاثیر مثبت و مهم در ژانر خود.
با این که در نگاه اول فضای انیمیشن کودکانه به نظر می رسد اما اصلا این طور نیست ، این انیمیشن خیلی قبل تر از سه گانه ی شوالیه ی تاریکی نولان واقع گرایی و بزرگ سال بودن و منطقی بودن را وارد تولیدات کمیک کرد و در عین حال برای هر بیننده در هر رده ی سنی جذاب است.
فضای سریال تاریک ، کارآگاهی و شبیه فیلم های نوار دهه ی ۴۰ و ۵۰ هست و اکشن و ماجرا جویی در خدمت بخش کارآگاهی و روان شناختی سریال هستند و فضایی بزرگ سالانه و منطقی دارد .
هر قسمت ۲۲ دقیقه ای از ۸۵ قسمت این سریال داستان متفاوت (که پای بند به کمیک های اصلی هست ) روایت می کند(البته بعضی داستان ها در دو قسمت پشت سر هم روایت می شوند) و با این که هر قسمت فقط ۲۲ دقیقه است طوری ساخته شده و به اندازه ای جذاب هست که مثل یک فیلم سینمایی داستان را کامل روایت می کند.
در قسمت heart of ice ما شاهد حضور مرد یخی و دلیل تبدیل شدن او به مرد یخی هستیم که بسیار ناراحت کننده و دردناک هست و با این که او شرور این قسمت هست اما فردی به ظاهر انسان دوست ولی شرورتر از مرد یخی هست که باعث تبدیل شدن او به مرد یخی شده و عزیز ترین فرد زندگی او را گرفته هست و همین ویژگی چند بعدی بودن شخصیت ها و ویژگی هایی که در بالا گفتم این اثر را ماندگار کرده و به سطح بالایی رسانده.
به شخصیت خود بتمن هم خوب پرداخت شده پرداختی که در فیلم های بتمن حتی بهترین آن ها (dark knight trilogy ) به خوبی انجام نگرفته بود.
در قسمت forgotten بتمن حافظه ی خود را در یک تحقیق در مورد گم شدن بی خانمان های شهر از دست می دهد و با دست خالی و بدون آن که به یاد آورد واقعا کیست باز هم مردانی را که در یک معدن تبدیل به برده شده بودند نجات می دهد و نشان می دهد قهرمان بودن به شنل و کمربند تجهیزات نیست .
سخن آخر : در دوره ای که خبری از فیلم و سریال های قوی و پرخرج کمیک نبود این اثر ساخته شد و ماندگار شد (مثل قسمت اول شگفت انگیزان) تا الگویی باشد برای ساخت فیلم و سریال های کمیک خوب حتما ببینید.
جوایز و افتخارات : رتبه ی ۲۹ (تا ۶ ماه پیش ۲۵) از ۲۵۰ برنامه ی برتر تلویزیونی (top 250 tv imdb)
برنده ی جایزه ی بهترین انیمیشن مراسم امی و چندین جایزه و نامزدی در جشنواره های معتبر
نمره : ۱۰ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
#اسپویل (از دو قسمت)
batman animated series 1992-1995 (tv series )
سازنده : وارنر براز انیمیشن
صدا پیشگان: کوین کانوری، افرم زیمبالیست ، باب هیستیگنز و ...
بر اساس : کمیک های بتمن کمپانی دی سی
ژانر : اکشن ، ماجراجویی ، کارآگاهی ، کمیک
مقدمه : سریال انیمیشنی بتمن یکی از بهترین تولیدات تلویزیونی کمیک در تاریخ تلوزیون هست که اگر این انیمیشن جذاب را دیده باشید متوجه می شود که فیلم های کمیک بزرگی مثل
dark knight trilogy, spider man trilogy , marvel movies , xmen ,...
همه برای تبدیل شدن به فیلم ها ی جذاب و قوی از ویژگی های این سریال الهام گرفته اند.
در این سریال ما شاهد حضور بتمن و تیم او یعنی رابین و بت گیرل و آلفرد و کت وومن (به عنوان متحد) و تقریبا تمام دشمنان بتمن هستیم و...
اگر به فیلم و سریال های کمیک قبل از ۱۹۹۰ و بعد از ۲۰۰۰ دقت کنید تاثیر این انیمیشن شاهکار بر جهان فیلم و سریال های کمیک را مشاهده خواهید کرد ، توجه به جزئیات ، شخصیت سازی های عمیق (چه قهرمان و چه شرور) و توجه به شخصیت های فرعی همه از این سریال به آثار بزرگ کمیک سینما و تلوزیون راه پیدا کردند و بعد از گذشت سال ها و ساخت فیلم و سریال های کمیک پرخرج هنوز هم این انیمیشن جذاب و هیجان انگیز است و همین از ویژگی های مهم شاهکار هست ، ماندگاری در زمان و تاثیر مثبت و مهم در ژانر خود.
با این که در نگاه اول فضای انیمیشن کودکانه به نظر می رسد اما اصلا این طور نیست ، این انیمیشن خیلی قبل تر از سه گانه ی شوالیه ی تاریکی نولان واقع گرایی و بزرگ سال بودن و منطقی بودن را وارد تولیدات کمیک کرد و در عین حال برای هر بیننده در هر رده ی سنی جذاب است.
فضای سریال تاریک ، کارآگاهی و شبیه فیلم های نوار دهه ی ۴۰ و ۵۰ هست و اکشن و ماجرا جویی در خدمت بخش کارآگاهی و روان شناختی سریال هستند و فضایی بزرگ سالانه و منطقی دارد .
هر قسمت ۲۲ دقیقه ای از ۸۵ قسمت این سریال داستان متفاوت (که پای بند به کمیک های اصلی هست ) روایت می کند(البته بعضی داستان ها در دو قسمت پشت سر هم روایت می شوند) و با این که هر قسمت فقط ۲۲ دقیقه است طوری ساخته شده و به اندازه ای جذاب هست که مثل یک فیلم سینمایی داستان را کامل روایت می کند.
در قسمت heart of ice ما شاهد حضور مرد یخی و دلیل تبدیل شدن او به مرد یخی هستیم که بسیار ناراحت کننده و دردناک هست و با این که او شرور این قسمت هست اما فردی به ظاهر انسان دوست ولی شرورتر از مرد یخی هست که باعث تبدیل شدن او به مرد یخی شده و عزیز ترین فرد زندگی او را گرفته هست و همین ویژگی چند بعدی بودن شخصیت ها و ویژگی هایی که در بالا گفتم این اثر را ماندگار کرده و به سطح بالایی رسانده.
به شخصیت خود بتمن هم خوب پرداخت شده پرداختی که در فیلم های بتمن حتی بهترین آن ها (dark knight trilogy ) به خوبی انجام نگرفته بود.
در قسمت forgotten بتمن حافظه ی خود را در یک تحقیق در مورد گم شدن بی خانمان های شهر از دست می دهد و با دست خالی و بدون آن که به یاد آورد واقعا کیست باز هم مردانی را که در یک معدن تبدیل به برده شده بودند نجات می دهد و نشان می دهد قهرمان بودن به شنل و کمربند تجهیزات نیست .
سخن آخر : در دوره ای که خبری از فیلم و سریال های قوی و پرخرج کمیک نبود این اثر ساخته شد و ماندگار شد (مثل قسمت اول شگفت انگیزان) تا الگویی باشد برای ساخت فیلم و سریال های کمیک خوب حتما ببینید.
جوایز و افتخارات : رتبه ی ۲۹ (تا ۶ ماه پیش ۲۵) از ۲۵۰ برنامه ی برتر تلویزیونی (top 250 tv imdb)
برنده ی جایزه ی بهترین انیمیشن مراسم امی و چندین جایزه و نامزدی در جشنواره های معتبر
نمره : ۱۰ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
دوستان اگه میخواهید این سریال رو ببینید این متن رو بخوانید: خود سریال رو سایت فردا دانلود داره با هر کیفیتی ، می تونید دانلود کنید ،زیر نویس رو فقط یک سایت داره که به دلیل تبلیغات حدود یک ساعت طول می کشه دانلود بشه ، ولی من زیر نویس رو کامل در اختیارتون قرار میدم(فقط یک قسمت زیر نویس نبود کلا ) بعد هم دوستان ترتیب قسمت ها در IMDBو TV TIME غلطه ولی ترتیب قسمت های زیر نویس درست بود (شاید بگید ترتیب زیر نویس اشتباه ولی من دیدم درسته ) و من هماهنگ کردم پس اول زیر نویس رو بگیرد از من بعد سریال رو دان کنید (تو سایت هم ترتیب درست هست هم ترتیب اشتباه) هر قسمت زیر نویس اسم اون قسمت رو داره مثلا heart of ice (علاوه بر شماره ی قسمت) و تو سایت فردا دانلود هم تو هر قسمت اسم و شماره داره مثلا heart of ice پس هماهنگ کردن هم راحته
Forwarded from 🎞نقد فیلم و سریال🎞 (alireza ripper)
batman animated series sub.zip
525.8 KB
زیر نویس هماهنگ سریال
batman animated series
با نسخه ی ترتیب درست سریال
alireza ripper
batman animated series
با نسخه ی ترتیب درست سریال
alireza ripper
زندگی به مثابه رینگ بوکس
I Tonya
نخستین برخورد مخاطب با شخصیت تانیا هاردینگ(مارگو رابی) در فیلم تماشایی (من تانیا هستم) به تیتراژ اثر باز میگردد. جایی که ابتدا صفحه ای سیاه رنگ پیش چشمان ما قرار میگیرد . صدای سرفه های ناشی از کشیدن سیگار برروی تصویر می آید و سپس نمایی از تانیا را مشاهده میکنیم که مشغول روشن کردن همان سیگار است. تصویری نامتعارف و متفاوت از شخصیتی که گویا یک قهرمان شناخته شده و پرآوازه دنیای ورزش است اما معرفی او اینچنین آغاز میشود. ازهمین آغاز اثر میتوان دریافت که من تانیا هستم فیلمی است که شخصیت اول خود را فردی نامتعادل و کنجکاوی برانگیزانتخاب کرده است.
حین تماشای (من تانیا) ساخته تحسین برانگیز (کریگ گیلسپی) مدام گمان میکردم روح زخم خورده.خسته.جنگجو و عاصی ضدقهرمانان آثارمارتین اسکورسیزی در جسم زیبا و دلربای (مارگو رابی) حلول کرده و توانسته اند مخلوقی عجیب. همدلی برانگیز و گهگاه اعصاب خوردکن بیافریند که تماشایش برای طرفداران سینمای اسکورسیزی یک موهبت زنانه غیر منتظره است. من تانیا اثر خوش ساخت و جذابیست که تا میانه های خود اثری معمولی و یکبارمصرف راتداعی میکند اما خوشبختانه از جایی به بعد فیلم خودش را از مسیر قبلی جداکرده و رفته رفته اوج میگیرد. کارگردان این فیلم در سیراب کردن تماشاگر از اثرش تا حدودی خست به خرج میدهد و از نیمه راه به بعد به شکلی حال تماشاگر را جا می آورد که فکرش را هم نمیکنید .
اثر جناب کریگ گیلسپی آشکارا ازخشونت در روایت خود بهره میبرد. هرچند من تانیا هستم را باید یک کمدی سیاه تلقی کرد اما مقوله خشونت در تاروپود آن رخنه کرده است. مشخصا تانیا. مادر و همسرش دربروز این امر نقش بسزایی ایفا میکنند. خشونت( کلامی/فیزیکی) از فحاشی و تهدید و توهین درگفتارهاگرفته تا اعمال فیزیکی همچون شلیک گلوله.پرتاب چاقو .گذاشتن انگشتان دست بین درب خودرو و... دراین اثر کارکرد دارند. به واقع شخصیت تانیا واطرافیانش با همین امر تعریف میشوند. تانیا از دوران کودکی تا جوانی مدام درگیر این عارضه میشود. تانیا از آن دسته از افراد سختکوش است که خشونت همچون هیولایی بر زندگی او آوار گشته و گاهی خودش نیز برای غلبه برمشکلات از آن بهره میبرد. دراین فیلم به درستی تاکید میشود که افراد داخل فیلم درچرخه ای پوچ از این خصلت گرفتار آمده اند. مادر تانیا شخصیتی است قلدر.بد دهان.بی ادب. اهل تنبیه. الکلی و سیگاری که ازهمان کودکی برتانیا مسلط است تا ازاو انسانی بااراده و غیر وابسته بسازد. پدر تانیا نیز در یک خاطره ای که از او میبینیم اورا به شکار برده و شلیک با سلاح گرم رابا او تمرین میکند یا پس ازشکار خرگوش پوست او را میکند .همسر تانیا نیز همواره با زد و خوردهای فیزیکی خشنی که با تانیا دارد (یک مورد تهدید با سلاح گرم نیز وجود دارد) درصحنه حضور دارد. به واقع مهمترین افراد زندگی تانیا همگی با او غیر انسانی و وحشیانه رفتار میکنند تا شخصیت تانیا نیز ناخواسته از اعمال آنها تبعیت کند و نتواند به درستی از پتانسیل و استعداد ذاتی خویش بهره ببرد. کریگ گیلسپی تانیا را یک قربانی نشان میدهد. قربانی که گویا خودش نقش کمتری نسبت به سایرین در شکستهای زندگی دارد.
مارگو رابی با ایفای نقش در این اثر باردیگر ثابت میکند از با استعدادترین زنان فعال سینماست . برای رابی فرقی نمیکند در شاهکاری چون(گرگ وال استریت) در کنار سایر ستاره ها بدرخشد یا در فیلمهای متوسطی چون(فوکوس یا جوخه انتحار) او در هرفیلم صادقانه تلاش میکند تا اثر گذار باشد که همواره موفق هم میشود.رابی با اتکا به چهره چندوجهی خود که هم معصومیت دارد هم دربروز خشونت و خباثت همتا ندارد و با استفاده از لحن پرخاشگرانه خود در بیان کلمات یک زن ترسناک .جنگجو و نترس را میسازد که به قول خودش در فیلم اگرچه در برخی بدبختی هایش تقصیری ندارد اما با تمام وجود با مصائب زندگی نبرد میکند. رابی یک هیولای جذاب و عاصی را پیش چشمان مخاطب میگذارد که میتوان حس دوگانه ای به اوداشت .به عنوان مثال سکانسی که پس از کسب مقام قهرمانی روبه دوربین سخن میگوید را به یادآورید که تغییر حالت بین شادی و غم راچگونه و با چه سرعتی به نمایش میگذارد. تغییر درحالت اجزا صورت و تمایز لحن گفتار به همراه اشکهایی که از چشمانش سرازیر میشوند به خوبی تفاوت دربازی رارقم میزنند ویا مثال دیگر خاطره ای است که از مصدومیت رقیب خود(نانسی) تعریف میکند. دراین بخش رابی با صورتش حالت تعجب را به شکلی ایفا میکند که مخاطب لحظه ای درنگ میکند به راستی او از جریان طرح توطئه برای رقیب آگاهی دارد یا خیر!
من تانیا خوشبختانه به ببننده امید واهی و خوشبینانه نمیدهد در این فیلم تانیا بارها شکست میخورد و دوباره برمیخیزد همچون زندگی واقعی این دنیا را پایانی نیست و قهرمان فیلم تا جایی که توان دارد برای فرار از مشکلات مبارزه میکند و تاوان میدهد. در من تانیا قابهای
I Tonya
نخستین برخورد مخاطب با شخصیت تانیا هاردینگ(مارگو رابی) در فیلم تماشایی (من تانیا هستم) به تیتراژ اثر باز میگردد. جایی که ابتدا صفحه ای سیاه رنگ پیش چشمان ما قرار میگیرد . صدای سرفه های ناشی از کشیدن سیگار برروی تصویر می آید و سپس نمایی از تانیا را مشاهده میکنیم که مشغول روشن کردن همان سیگار است. تصویری نامتعارف و متفاوت از شخصیتی که گویا یک قهرمان شناخته شده و پرآوازه دنیای ورزش است اما معرفی او اینچنین آغاز میشود. ازهمین آغاز اثر میتوان دریافت که من تانیا هستم فیلمی است که شخصیت اول خود را فردی نامتعادل و کنجکاوی برانگیزانتخاب کرده است.
حین تماشای (من تانیا) ساخته تحسین برانگیز (کریگ گیلسپی) مدام گمان میکردم روح زخم خورده.خسته.جنگجو و عاصی ضدقهرمانان آثارمارتین اسکورسیزی در جسم زیبا و دلربای (مارگو رابی) حلول کرده و توانسته اند مخلوقی عجیب. همدلی برانگیز و گهگاه اعصاب خوردکن بیافریند که تماشایش برای طرفداران سینمای اسکورسیزی یک موهبت زنانه غیر منتظره است. من تانیا اثر خوش ساخت و جذابیست که تا میانه های خود اثری معمولی و یکبارمصرف راتداعی میکند اما خوشبختانه از جایی به بعد فیلم خودش را از مسیر قبلی جداکرده و رفته رفته اوج میگیرد. کارگردان این فیلم در سیراب کردن تماشاگر از اثرش تا حدودی خست به خرج میدهد و از نیمه راه به بعد به شکلی حال تماشاگر را جا می آورد که فکرش را هم نمیکنید .
اثر جناب کریگ گیلسپی آشکارا ازخشونت در روایت خود بهره میبرد. هرچند من تانیا هستم را باید یک کمدی سیاه تلقی کرد اما مقوله خشونت در تاروپود آن رخنه کرده است. مشخصا تانیا. مادر و همسرش دربروز این امر نقش بسزایی ایفا میکنند. خشونت( کلامی/فیزیکی) از فحاشی و تهدید و توهین درگفتارهاگرفته تا اعمال فیزیکی همچون شلیک گلوله.پرتاب چاقو .گذاشتن انگشتان دست بین درب خودرو و... دراین اثر کارکرد دارند. به واقع شخصیت تانیا واطرافیانش با همین امر تعریف میشوند. تانیا از دوران کودکی تا جوانی مدام درگیر این عارضه میشود. تانیا از آن دسته از افراد سختکوش است که خشونت همچون هیولایی بر زندگی او آوار گشته و گاهی خودش نیز برای غلبه برمشکلات از آن بهره میبرد. دراین فیلم به درستی تاکید میشود که افراد داخل فیلم درچرخه ای پوچ از این خصلت گرفتار آمده اند. مادر تانیا شخصیتی است قلدر.بد دهان.بی ادب. اهل تنبیه. الکلی و سیگاری که ازهمان کودکی برتانیا مسلط است تا ازاو انسانی بااراده و غیر وابسته بسازد. پدر تانیا نیز در یک خاطره ای که از او میبینیم اورا به شکار برده و شلیک با سلاح گرم رابا او تمرین میکند یا پس ازشکار خرگوش پوست او را میکند .همسر تانیا نیز همواره با زد و خوردهای فیزیکی خشنی که با تانیا دارد (یک مورد تهدید با سلاح گرم نیز وجود دارد) درصحنه حضور دارد. به واقع مهمترین افراد زندگی تانیا همگی با او غیر انسانی و وحشیانه رفتار میکنند تا شخصیت تانیا نیز ناخواسته از اعمال آنها تبعیت کند و نتواند به درستی از پتانسیل و استعداد ذاتی خویش بهره ببرد. کریگ گیلسپی تانیا را یک قربانی نشان میدهد. قربانی که گویا خودش نقش کمتری نسبت به سایرین در شکستهای زندگی دارد.
مارگو رابی با ایفای نقش در این اثر باردیگر ثابت میکند از با استعدادترین زنان فعال سینماست . برای رابی فرقی نمیکند در شاهکاری چون(گرگ وال استریت) در کنار سایر ستاره ها بدرخشد یا در فیلمهای متوسطی چون(فوکوس یا جوخه انتحار) او در هرفیلم صادقانه تلاش میکند تا اثر گذار باشد که همواره موفق هم میشود.رابی با اتکا به چهره چندوجهی خود که هم معصومیت دارد هم دربروز خشونت و خباثت همتا ندارد و با استفاده از لحن پرخاشگرانه خود در بیان کلمات یک زن ترسناک .جنگجو و نترس را میسازد که به قول خودش در فیلم اگرچه در برخی بدبختی هایش تقصیری ندارد اما با تمام وجود با مصائب زندگی نبرد میکند. رابی یک هیولای جذاب و عاصی را پیش چشمان مخاطب میگذارد که میتوان حس دوگانه ای به اوداشت .به عنوان مثال سکانسی که پس از کسب مقام قهرمانی روبه دوربین سخن میگوید را به یادآورید که تغییر حالت بین شادی و غم راچگونه و با چه سرعتی به نمایش میگذارد. تغییر درحالت اجزا صورت و تمایز لحن گفتار به همراه اشکهایی که از چشمانش سرازیر میشوند به خوبی تفاوت دربازی رارقم میزنند ویا مثال دیگر خاطره ای است که از مصدومیت رقیب خود(نانسی) تعریف میکند. دراین بخش رابی با صورتش حالت تعجب را به شکلی ایفا میکند که مخاطب لحظه ای درنگ میکند به راستی او از جریان طرح توطئه برای رقیب آگاهی دارد یا خیر!
من تانیا خوشبختانه به ببننده امید واهی و خوشبینانه نمیدهد در این فیلم تانیا بارها شکست میخورد و دوباره برمیخیزد همچون زندگی واقعی این دنیا را پایانی نیست و قهرمان فیلم تا جایی که توان دارد برای فرار از مشکلات مبارزه میکند و تاوان میدهد. در من تانیا قابهای
زیادی را میبینید که در آنها شخصیتهای فیلم در محیط هایی کم نور .غالبا پشت به دوربین و گهگاهی آغشته به رنگ قرمز و سیاه در صفحه خودنمایی میکنند .کارگردان خوش ذوق این فیلم برای انتقال حس خفقان و ناامنی موقعیت داستانی خود به خوبی از جزییات تصویری بهره برده و بیننده را در فضای فیلم غرق میکنند. به عنان مثال دربخشی که همسرتانیا برای طرح ریزی نقشه خود با دوست صمیمی خویش در کافه ای مشغول به گفتگو میشوند رنگ بندی قرمز و سیاه خود را به رخ میکشند.
به علاوه به یادآورید سکانسهای مسابقه تانیا را که دوربین در اکثر مواقع از زاویه پایین به بالا تصویر تانیا را شکار کرده و نگاه های خیره تانیا به لنز دوربین که گویی در تمام لحظات مسابقه چشم در چشم دشمن تقلا میکند . در دکوپاژ سکانسهای مسابقه دوربین مستقیم وارد میدان اسکیت میشود . گهگاه دور سوژه چرخش میکند و گاهی نیز اورا تعقیب میکند و پس از اینکه تانیا قاب را ترک میکند به حضور داوران یا تماشاگران حاضر درصحنه میرسد و برای نمایش واکنش آنها مدام بین نماها کات نمیکند. اندازه قابها درابین موارد بین لانگ شات(نمایش وسعت محل اجرا. تفهیم حضور پرشور تماشاگران. اشاره به کوچک بودن سوژه مورد نظر نسبت به محیط) مدیوم شات. فول شات در تغییر است. هرچند درمواردی نیز از مهمترین عنصر اجرای مسابقه (اندام پا و کفش مسابقه) نمای بسته شکار میکند تا مخاطب را با حس و حال مسابقه نزدیک کند. عنصرتاثیر گذار دیگر در سکانسهای مسابقه با اسکیت عنصر صداگذاری فیلم است. به درستی صدای ناشی از برخورد اسکیتهای مسابقه تانیا با سطح یخی زمین به گوش مخاطب میرسد .
من تانیا یک نبرد تمام عیار بی رحمانه با زندگیست. در سکانسی از فیلم تانیا با آن حجم غلیظ از مصرف لوازم آرایشی همچون دلقکی خسته و دلمرده جلوی آیینه نشسته و توامان به گذشته و آینده فکر میکند اما دیری نمیگذرد که کارگردان وی را در رینگ بوکسی مشغول مبارزه ای خونین و نفسگیر قرار میدهد . تدوین این سکانس که ترکیبی از مشت خوردن و خورد شدن تانیا است با نماهای رویاگونه پرواز او در ورزش اسکیت روی یخ از بهترین پایان بندیهای سینماییست که میتوانید تماشا کنید . پایان فیلم که به واقع واپسین لحظات حضور تانیا درفیلم نیز هست همچون تیتراژ اثر که در ابتدا بدان اشاره شد کاملا فکر شده طرح ریزی و اجرا شده است. آخرین نمای اثر که در آن لکه هایی از خون تانیا را برکف رینگ سفید رنگ مسابقه بوکس نظاره میکنیم . تضاد دوعنصر رنگی سفید و قرمز در حالیکه همزمان دوربین از زانو به پایین تانیا و رقیب را تصویر میکند که مشغول مبارزه ای نفسگیر هستند همگی نشان از آن دارند که مبارزه برای تانیا تمامی ندارد و درهرمرحله از زیستش میبایست برای گرفتن حق خویش تلاش کند. زمین بخورد و از نو به پاخیزد. اشاره ای تلخ و واقعگرایانه به ماهیت وجودی زیست هر بشر.
امتیاز:8.5
امید سلیمی
@NaghdeFilmoSerial
به علاوه به یادآورید سکانسهای مسابقه تانیا را که دوربین در اکثر مواقع از زاویه پایین به بالا تصویر تانیا را شکار کرده و نگاه های خیره تانیا به لنز دوربین که گویی در تمام لحظات مسابقه چشم در چشم دشمن تقلا میکند . در دکوپاژ سکانسهای مسابقه دوربین مستقیم وارد میدان اسکیت میشود . گهگاه دور سوژه چرخش میکند و گاهی نیز اورا تعقیب میکند و پس از اینکه تانیا قاب را ترک میکند به حضور داوران یا تماشاگران حاضر درصحنه میرسد و برای نمایش واکنش آنها مدام بین نماها کات نمیکند. اندازه قابها درابین موارد بین لانگ شات(نمایش وسعت محل اجرا. تفهیم حضور پرشور تماشاگران. اشاره به کوچک بودن سوژه مورد نظر نسبت به محیط) مدیوم شات. فول شات در تغییر است. هرچند درمواردی نیز از مهمترین عنصر اجرای مسابقه (اندام پا و کفش مسابقه) نمای بسته شکار میکند تا مخاطب را با حس و حال مسابقه نزدیک کند. عنصرتاثیر گذار دیگر در سکانسهای مسابقه با اسکیت عنصر صداگذاری فیلم است. به درستی صدای ناشی از برخورد اسکیتهای مسابقه تانیا با سطح یخی زمین به گوش مخاطب میرسد .
من تانیا یک نبرد تمام عیار بی رحمانه با زندگیست. در سکانسی از فیلم تانیا با آن حجم غلیظ از مصرف لوازم آرایشی همچون دلقکی خسته و دلمرده جلوی آیینه نشسته و توامان به گذشته و آینده فکر میکند اما دیری نمیگذرد که کارگردان وی را در رینگ بوکسی مشغول مبارزه ای خونین و نفسگیر قرار میدهد . تدوین این سکانس که ترکیبی از مشت خوردن و خورد شدن تانیا است با نماهای رویاگونه پرواز او در ورزش اسکیت روی یخ از بهترین پایان بندیهای سینماییست که میتوانید تماشا کنید . پایان فیلم که به واقع واپسین لحظات حضور تانیا درفیلم نیز هست همچون تیتراژ اثر که در ابتدا بدان اشاره شد کاملا فکر شده طرح ریزی و اجرا شده است. آخرین نمای اثر که در آن لکه هایی از خون تانیا را برکف رینگ سفید رنگ مسابقه بوکس نظاره میکنیم . تضاد دوعنصر رنگی سفید و قرمز در حالیکه همزمان دوربین از زانو به پایین تانیا و رقیب را تصویر میکند که مشغول مبارزه ای نفسگیر هستند همگی نشان از آن دارند که مبارزه برای تانیا تمامی ندارد و درهرمرحله از زیستش میبایست برای گرفتن حق خویش تلاش کند. زمین بخورد و از نو به پاخیزد. اشاره ای تلخ و واقعگرایانه به ماهیت وجودی زیست هر بشر.
امتیاز:8.5
امید سلیمی
@NaghdeFilmoSerial
🎞نقد فیلم و سریال🎞
@NaghdeFilmoSerial
یادداشتی از فیلم شزم
Shazam 2019
#بدون_اسپویل
اول از همه یک نکته بگویم،جالب است الان فهمیدم که کارگردان فیلم شزم هم بخاطر ساخت فیلم های ترسناک شهرت دارد!(دیوید اف. سندبرگ)بله مانند فیلم آکوامن که کارگردانش جیمز وان بود،و او هم شهرت خود را بخاطر فیلم های ترسناک که ساخته است به دست آورده بود.و برویم سراغ نقد فیلم شزم...
اولین نکته مثبت فیلم که توجه ام رو جلب کرد بازیگر خوب شزم بود(زکری لیوای)که واقعا نقشش را عالی بازی کرده است.(ایکاش یه بازیگری مثل ایشان گیر مارول هم برای نقش کاپیتان مارول میامد).اما مشکلی که وجود داشت بیلی بتسون ۱۴ ساله بود.یعنی انگار نه انگار بیلی همان شزم هست.بنظرم کاملا شخصیت متفاوتی داشتند که واقعا یکی از نکات منفی فیلم است.اما نکته منفی اصلی فیلمنامه بسیار ضعیف فیلم بود که امیدوارم در قسمت های بعدی شزم اصلاح شود.(اگر بخاطر فیلمنامه نبود بدون شک از آکوامن هم بهتر از آب در میامد)نکته قوت دیگر فیلم،بازی خوب خبیث فیلم یعنی تادئوس سیوانا که نقشش را مارک استرانگ ایفا میکند هست که کاملا خوب به آن پرداخته شده و کاملا میتوانم بگویم بهترین شروری است که در دنیای سینمایی دی سی بوده است.در کل این رو بگویم که نمیشود عیبی از بازیگران فیلم گرفت چون واقعا عالی نقش خود را بازی کردند.جلوه های ویژه و طراحی صحنه منحصر به فرد فیلم هم یکی دیگر نکات قوت فیلم است.نکته جالب توجه این است که شزم در ابتدا اصلا مسئولیت پذیر نیست و به خوش گذرانی با قدرتش مشغول میشود،اما هر چه فیلم جلو میرود خود را پیدا میکند و مسئولیت پذیر میشود دقیقا مانند پیتر پارکر/مردعنکبوتی(انگار دی سی فهمید فیلم هایی که خودش میسازد اصلا زیبا نیست و رفته سراغ تقلید کردن از مارول)وقتی پیتر پارکر تازه به مردعنکبوتی تبدیل شده بود دست و پا چلفتی هایش واقعا خنده دار بود در این فیلم هم بیلی همانگونه است که شخصا خیلی خندیدم.صحنه های کمدی هم که در فیلم رخ میدهد خیلی خنده دار است.رابطه بیلی/شزم و دوستش فِردی یکی دیگر از نکات فیلم است.
جمع بندی:فیلمنامه ضعیف فیلم اصلی ترین نکته منفی فیلم است که جای تاسف دارد.میتوانید از عیب و ایراد های فیلم چشم پوشی کنید و تقریبا ۲ ساعت از زندگی خود را به تماشای این فیلم زیبا بنشینید و اطمینان داشته باشید قسمت های بعدی شزم که حتما ساخته خواهند شد بسیار زیبا در خواهند آمد.فیلم بیشتر بر روی خانواده تمرکز دارد و نقش خانواده را در موفق شدن یا نشدن در زندگی را به ما نشان میدهد.
IMDB:7.3
Rotten tomatoes:91%
Metacritic:70%
امتیاز:8
خلاصه داستان:در فیلم شزم ، توانایی و قدرت شزم جادویی هزارساله است که توسط جادوگری به نام ماماراگان به یک نفر در طی هزار سال بخشیده می شود و از قضا این قرعه به نام جوانی کم تجربه به نام بیلی بتسون میافتد که باعث به وجود آمدن ماجراهای فراوانی میشود و…
نویسنده Braveheart
@NaghdeFilmoSerial
Shazam 2019
#بدون_اسپویل
اول از همه یک نکته بگویم،جالب است الان فهمیدم که کارگردان فیلم شزم هم بخاطر ساخت فیلم های ترسناک شهرت دارد!(دیوید اف. سندبرگ)بله مانند فیلم آکوامن که کارگردانش جیمز وان بود،و او هم شهرت خود را بخاطر فیلم های ترسناک که ساخته است به دست آورده بود.و برویم سراغ نقد فیلم شزم...
اولین نکته مثبت فیلم که توجه ام رو جلب کرد بازیگر خوب شزم بود(زکری لیوای)که واقعا نقشش را عالی بازی کرده است.(ایکاش یه بازیگری مثل ایشان گیر مارول هم برای نقش کاپیتان مارول میامد).اما مشکلی که وجود داشت بیلی بتسون ۱۴ ساله بود.یعنی انگار نه انگار بیلی همان شزم هست.بنظرم کاملا شخصیت متفاوتی داشتند که واقعا یکی از نکات منفی فیلم است.اما نکته منفی اصلی فیلمنامه بسیار ضعیف فیلم بود که امیدوارم در قسمت های بعدی شزم اصلاح شود.(اگر بخاطر فیلمنامه نبود بدون شک از آکوامن هم بهتر از آب در میامد)نکته قوت دیگر فیلم،بازی خوب خبیث فیلم یعنی تادئوس سیوانا که نقشش را مارک استرانگ ایفا میکند هست که کاملا خوب به آن پرداخته شده و کاملا میتوانم بگویم بهترین شروری است که در دنیای سینمایی دی سی بوده است.در کل این رو بگویم که نمیشود عیبی از بازیگران فیلم گرفت چون واقعا عالی نقش خود را بازی کردند.جلوه های ویژه و طراحی صحنه منحصر به فرد فیلم هم یکی دیگر نکات قوت فیلم است.نکته جالب توجه این است که شزم در ابتدا اصلا مسئولیت پذیر نیست و به خوش گذرانی با قدرتش مشغول میشود،اما هر چه فیلم جلو میرود خود را پیدا میکند و مسئولیت پذیر میشود دقیقا مانند پیتر پارکر/مردعنکبوتی(انگار دی سی فهمید فیلم هایی که خودش میسازد اصلا زیبا نیست و رفته سراغ تقلید کردن از مارول)وقتی پیتر پارکر تازه به مردعنکبوتی تبدیل شده بود دست و پا چلفتی هایش واقعا خنده دار بود در این فیلم هم بیلی همانگونه است که شخصا خیلی خندیدم.صحنه های کمدی هم که در فیلم رخ میدهد خیلی خنده دار است.رابطه بیلی/شزم و دوستش فِردی یکی دیگر از نکات فیلم است.
جمع بندی:فیلمنامه ضعیف فیلم اصلی ترین نکته منفی فیلم است که جای تاسف دارد.میتوانید از عیب و ایراد های فیلم چشم پوشی کنید و تقریبا ۲ ساعت از زندگی خود را به تماشای این فیلم زیبا بنشینید و اطمینان داشته باشید قسمت های بعدی شزم که حتما ساخته خواهند شد بسیار زیبا در خواهند آمد.فیلم بیشتر بر روی خانواده تمرکز دارد و نقش خانواده را در موفق شدن یا نشدن در زندگی را به ما نشان میدهد.
IMDB:7.3
Rotten tomatoes:91%
Metacritic:70%
امتیاز:8
خلاصه داستان:در فیلم شزم ، توانایی و قدرت شزم جادویی هزارساله است که توسط جادوگری به نام ماماراگان به یک نفر در طی هزار سال بخشیده می شود و از قضا این قرعه به نام جوانی کم تجربه به نام بیلی بتسون میافتد که باعث به وجود آمدن ماجراهای فراوانی میشود و…
نویسنده Braveheart
@NaghdeFilmoSerial
🎞نقد فیلم و سریال🎞
@NaghdeFilmoSerial
Shazam 2019
شزم ۲۰۱۹
#No_spoil
پتانسیل از دست رفته:
در کل زمان فیلم این در فکرم بود که چرا از پتانسیل این فیلم استفاده نشده و به یک فیلم فراموش شدنی و بد تبدیل شده. خب اولین چیز فیلم نامهی بد شزم است، یعنی هر چه بازی
بازیگر شزم به دلم نشسته بود ، فیلم نامه روی عصاب بود. هر چه فیلم بیشتر به جلو میرفت و به لحظات پایانی اش نزدیک میشد ، من بیشتر به حال فیلم میسوختم ، چون با توجه به تریلری که از فیلم دیدم انتظارم از فیلم خیلی بالا رفت و باعث شد که من فکر کنم که قرار است با یک فیلم رده بالا و عالی طرف باشیم ، اما نه، امید هایم تو خالی از اب درامد.
یعنی هر چه فکر میکردم قرار است با فیلمی مثل ددپول طرف باشیم ، نه ، شزم حتی به نزدیکی های او هم نمیرسد. نکته بعدی این است که فیلم زیاد کمدی نیست و ادم زیاد با ان لذت نمی برد ، درست است که در بعضی سکانس ادم را به خنده می اندازد اما در بقیه فیلم نه . یکی دیگر از چیز های روی اعصاب شزم ، هماهنگ نبودن بازیگر شزم و پسر بچهای است که به ان تبدیل می شود بود ، چون هر وقت شزم میشد انگار با ادم دیگری طرف میشدم ، ولی بازی خود شزم به دلم نشست و میشد فیلم را تحمل کرد.
خب از بدی هایش گذشته شزم فیلمی خوش ساخت است که میتوان ان را دید و از ان لذت برد به شرطی که چشمهایتان را به مشکلات ان ببندید .
در اخر اینکه به نظرم این فیلم نامهی شزم است که به ان ضربه مهلکی زده و باعث شده به فیلم بدی تبدیل شود. نمیدانم که فیلم را توصیه کنم به دیدنش یا نه ، اگر از طرفداران مارول و دی سی هستید شزم را ببینید در غیر اینصورت فیلم چیز زیادی برای شما نخواهد داشت به جز چند سکانس کمدی.
نمره شخصی: 5 از 10
نویسنده: Mehrdad_Ayvatlo
@NaghdeFilmoSerial
شزم ۲۰۱۹
#No_spoil
پتانسیل از دست رفته:
در کل زمان فیلم این در فکرم بود که چرا از پتانسیل این فیلم استفاده نشده و به یک فیلم فراموش شدنی و بد تبدیل شده. خب اولین چیز فیلم نامهی بد شزم است، یعنی هر چه بازی
بازیگر شزم به دلم نشسته بود ، فیلم نامه روی عصاب بود. هر چه فیلم بیشتر به جلو میرفت و به لحظات پایانی اش نزدیک میشد ، من بیشتر به حال فیلم میسوختم ، چون با توجه به تریلری که از فیلم دیدم انتظارم از فیلم خیلی بالا رفت و باعث شد که من فکر کنم که قرار است با یک فیلم رده بالا و عالی طرف باشیم ، اما نه، امید هایم تو خالی از اب درامد.
یعنی هر چه فکر میکردم قرار است با فیلمی مثل ددپول طرف باشیم ، نه ، شزم حتی به نزدیکی های او هم نمیرسد. نکته بعدی این است که فیلم زیاد کمدی نیست و ادم زیاد با ان لذت نمی برد ، درست است که در بعضی سکانس ادم را به خنده می اندازد اما در بقیه فیلم نه . یکی دیگر از چیز های روی اعصاب شزم ، هماهنگ نبودن بازیگر شزم و پسر بچهای است که به ان تبدیل می شود بود ، چون هر وقت شزم میشد انگار با ادم دیگری طرف میشدم ، ولی بازی خود شزم به دلم نشست و میشد فیلم را تحمل کرد.
خب از بدی هایش گذشته شزم فیلمی خوش ساخت است که میتوان ان را دید و از ان لذت برد به شرطی که چشمهایتان را به مشکلات ان ببندید .
در اخر اینکه به نظرم این فیلم نامهی شزم است که به ان ضربه مهلکی زده و باعث شده به فیلم بدی تبدیل شود. نمیدانم که فیلم را توصیه کنم به دیدنش یا نه ، اگر از طرفداران مارول و دی سی هستید شزم را ببینید در غیر اینصورت فیلم چیز زیادی برای شما نخواهد داشت به جز چند سکانس کمدی.
نمره شخصی: 5 از 10
نویسنده: Mehrdad_Ayvatlo
@NaghdeFilmoSerial
🎞نقد فیلم و سریال🎞
@NaghdeFilmoSerial
یادداشتی از فیلم غبرستان حیوانات خانگی
Pet sematary 2019
#بدون_اسپویل
یک نکته را همین اول بگویم که فیلم غبرستان حیوانات خانگی برگرفته از رمانی به همین نام به نویسندگی استیون کینگ میباشد.بنده الان در اینترنت بودم و ظاهرا نسخه هایی دیگر از این فیلم در سال ۱۹۸۹ و ۱۹۹۲ ساخته شده بودند که طبق چیزی که خوندم به شدت افتضاح بودند.بنظرم نسخه ۲۰۱۹ فیلم خوبی نیست.حالا فکرش را کنید نسخه ۱۹۸۹ و ۱۹۹۲ دیگر چه بوده است...
خوب میشود گفت که از ۳فیلم ساخته شده از روی این رمان نسخه ۲۰۱۹ در شرایط بهتری قرار دارد.اولین نکته مثبتی که توجه ام را جلب کرد زمینه سازی برای روایت داستان بود.نکته بعدی شخصیت پردازی ریچل،مادر الی بود که ما را حتی از گذشته آن هم آگاه کرد(امی سیمتز).در یک چهارم اول فیلم احساس میکنیم که با فیلمی شبیه it دیگر فیلم ساخته شده از رمان های استیون کینگ روبرو هستیم.اما هرچه فیلم جلو میرود می فهمیم این فیلم به گردپای it هم نمی رسد.هرچه که به مادر خانواده خوب پرداخته میشود در مقابل ما از پدر خانواده چیزی نمی دانیم(جیسون کلارک).نکته دیگر فیلم که به سختی میشود آن را دید پرده های سبز واضح است که واقعا جای تاسف دارد.(قبل از دیدن فیلم یک نقد درباره پرده های سبز واضح در این فیلم خواندم و با دقت تمام نگاه کردم و کاملا درست بود).در کل بازیگران هم بد کار نکردند اما نه در حد عالی.
جمع بندی:فقط بخاطر اینکه استیون کینگ را دوست داشتم این فیلم را دیدم و در کل میتوان گفت اگر اثر او نبود شاید حتی شکست مالی بدی هم میخورد.حیف بود که چنین فیلم متوسط رو به پایینی از روی رمان استیون کینگ معروف ساخته شود.شاید تا دهه های دیگر فیلمی به این نام را دوباره نبینیم پس حداقل یکبار ارزش دیدن را دارد.طزفداران فیلم های ترسناک مطمئنا پس از فیلم راضی خواهند بود.(از صحنه های ترسناک)
IMDB:6
Rotten tomatoes:57%
Metacritic:57
امتیاز:6
خلاصه داستان:در فیلم Pet Sematary ، دکتر لوئیس کرید به اتفاق همسرش ریچل و فرزندنشان تصمیم می گیرند زندگی شان در شهر بوستون را ترک کرده و برای زندگی به حومه شهر بروند تا بتوانند زندگی آرام تری را پشت سر بگذارند. اما خانه جدید آنها در مجاورت قبرستان حیواناتی است که مسبب اتفاقات غیر منتظره ای برای این خانواده می شود...
نویسنده Braveheart
@NaghdeFilmoSerial
Pet sematary 2019
#بدون_اسپویل
یک نکته را همین اول بگویم که فیلم غبرستان حیوانات خانگی برگرفته از رمانی به همین نام به نویسندگی استیون کینگ میباشد.بنده الان در اینترنت بودم و ظاهرا نسخه هایی دیگر از این فیلم در سال ۱۹۸۹ و ۱۹۹۲ ساخته شده بودند که طبق چیزی که خوندم به شدت افتضاح بودند.بنظرم نسخه ۲۰۱۹ فیلم خوبی نیست.حالا فکرش را کنید نسخه ۱۹۸۹ و ۱۹۹۲ دیگر چه بوده است...
خوب میشود گفت که از ۳فیلم ساخته شده از روی این رمان نسخه ۲۰۱۹ در شرایط بهتری قرار دارد.اولین نکته مثبتی که توجه ام را جلب کرد زمینه سازی برای روایت داستان بود.نکته بعدی شخصیت پردازی ریچل،مادر الی بود که ما را حتی از گذشته آن هم آگاه کرد(امی سیمتز).در یک چهارم اول فیلم احساس میکنیم که با فیلمی شبیه it دیگر فیلم ساخته شده از رمان های استیون کینگ روبرو هستیم.اما هرچه فیلم جلو میرود می فهمیم این فیلم به گردپای it هم نمی رسد.هرچه که به مادر خانواده خوب پرداخته میشود در مقابل ما از پدر خانواده چیزی نمی دانیم(جیسون کلارک).نکته دیگر فیلم که به سختی میشود آن را دید پرده های سبز واضح است که واقعا جای تاسف دارد.(قبل از دیدن فیلم یک نقد درباره پرده های سبز واضح در این فیلم خواندم و با دقت تمام نگاه کردم و کاملا درست بود).در کل بازیگران هم بد کار نکردند اما نه در حد عالی.
جمع بندی:فقط بخاطر اینکه استیون کینگ را دوست داشتم این فیلم را دیدم و در کل میتوان گفت اگر اثر او نبود شاید حتی شکست مالی بدی هم میخورد.حیف بود که چنین فیلم متوسط رو به پایینی از روی رمان استیون کینگ معروف ساخته شود.شاید تا دهه های دیگر فیلمی به این نام را دوباره نبینیم پس حداقل یکبار ارزش دیدن را دارد.طزفداران فیلم های ترسناک مطمئنا پس از فیلم راضی خواهند بود.(از صحنه های ترسناک)
IMDB:6
Rotten tomatoes:57%
Metacritic:57
امتیاز:6
خلاصه داستان:در فیلم Pet Sematary ، دکتر لوئیس کرید به اتفاق همسرش ریچل و فرزندنشان تصمیم می گیرند زندگی شان در شهر بوستون را ترک کرده و برای زندگی به حومه شهر بروند تا بتوانند زندگی آرام تری را پشت سر بگذارند. اما خانه جدید آنها در مجاورت قبرستان حیواناتی است که مسبب اتفاقات غیر منتظره ای برای این خانواده می شود...
نویسنده Braveheart
@NaghdeFilmoSerial
سریال های برتر از نظر خودم از سریال هایی که دیدم
mad man , sopranos رو هم بعدا دانلود میکنم و می بینم پس ممکنه بعدا لیست تغیر کنه
لیست به ترتیب برتر بودن و ... نیست.
سریال هایی که به شدت توصیه میکنم به ترتیب حروف الفبا
11.22.63 . animal kingdom . attack on titan . avatar last air bender . banshee . band of brothers . better call sual . black sails . breaking bad . batman the animated series . crown . dexter .fargo. friends . game of thrones . grand tour . hell on wheels . house . house of cards . last kingdom . mind hunter . narcos( Colombia و Mexico) . peaky blinders . power . prison break . rick and morty . rome . Seinfeld . shameless . sharp object . Sherlock . sons of anarchy . Spartacus . strike back . true detective . Vikings . weeds . west World . wire
@NaghdeFilmoSerial
mad man , sopranos رو هم بعدا دانلود میکنم و می بینم پس ممکنه بعدا لیست تغیر کنه
لیست به ترتیب برتر بودن و ... نیست.
سریال هایی که به شدت توصیه میکنم به ترتیب حروف الفبا
11.22.63 . animal kingdom . attack on titan . avatar last air bender . banshee . band of brothers . better call sual . black sails . breaking bad . batman the animated series . crown . dexter .fargo. friends . game of thrones . grand tour . hell on wheels . house . house of cards . last kingdom . mind hunter . narcos( Colombia و Mexico) . peaky blinders . power . prison break . rick and morty . rome . Seinfeld . shameless . sharp object . Sherlock . sons of anarchy . Spartacus . strike back . true detective . Vikings . weeds . west World . wire
@NaghdeFilmoSerial
#اسپویل
به نام خدا
watchmen 2009
کارگردان : زک اسنایدر
نویسنده : دیوید هیتر ، آلکس سه
بازیگران: مالین آکرمان ، بیلی کروداپ ، متیو گود ، کارلا گوجینو ، جکی ارل هیلی ، جفری دین مورگان ، پاتریک ولیسون و ...
ژانر : نوار ، کمیک
مقدمه : با کشته شدن یکی از اعضای گروه ویجلنتی (شورشی ) به اسم نگهبانان (کمدین) اعضای این گروه به دنبال قاتل کمدین هستند و ...
نام زک اسنایدر با فیلم های بی محتوای مثل ۳۰۰ و بتمن در برابر سوپر من گره خورده اما وی در سال ۲۰۰۹ یک فیلم کمیک متفاوت و بسیار مفهومی و قوی راهی سینما کرد که تبدیل به یکی از بهترین و ماندگار ترین فیلم های کمیک تاریخ سینما شد .
اول کار ضعف فیلم رو بگم بعد بریم ادامه ی بحث ، با شروع فیلم و کشته شدن کمدین و ادامه ی فیلم تا دیده شدن شخصیت ادرین وایت (آزیمندیئس) مشخص نبود که قاتل کیست اما به محض دیدن شخصیت ادرین وایت متوجه شدم قاتل کمدین این شخصیت است(البته احتمالا من فیلم کمیک زیاد دیدم و تونستم حدس بزنم و نقطه ضعف فیلم نباشه).
یکی از مهم ترین ویژگی های فیلم فضای سیاه و پر از نا امیدی فیلم هست که تا آخر فیلم ادامه دارد و بر خلاف اکثر فیلم های کمیک اکشن ها و نبرد های بزرگ در کار نیست و پایان فیلم تلخ و تاریک هست ، این تاریکی و واقع گرایی که در سراسر فیلم بود همراه با خشونتی که در فیلم های کمیک کم نظیر است (مثل قتل دختر خردسال و خورده شدن توسط سگ ها) و پارانیوا و جنگ و ... یک فیلم پیچیده و فلسفی ساخته است که جز بهترین فیلم های کمیک و قرن ۲۱ است (قبل دیدن این فیلم فکر می کردم تاریکی فضای کمیک های ساخته ی زک اسنایدر از dark knight trilogy گرفته شده ولی ظاهرا اسنایدر فضای این فیلم رو به دیگر فیلم های کمیک انتقال داده که جواب نگرفت چون شخصیت هایی مثل فلش و سوپرمن اصلا با فضای فیلمی مثل واچمن مطابقت ندارن).
در این فیلم شخصیت منفی مطلق وجود ندارد و قهرمان این فیلم با شخصیتی خاکستری و طرز تفکر های متفاوتی در مقابل هم قرار می گیرند و این اختلاف تفکر در باور به نوع خیر و شر و عدالت و ... باعث می شود به جای درگیری های فیزیکی بیشتر شامل درگیری کلامی و نگاهی و فکری باشیم که فیلم را تبدیل به یک اکشن دیالوگ محور می کند (که بهترین نوع این درگیری و اکشن دیالوگ محور فیلم heat 1995 شاهکار مایکل مان و با بازی آلپاچینو و رابرت دنیرو)
اگر به فیلم های کمیک معمولی مثل فیلم های ماورل (avengers و....) علاقه دارید احتمال زیاد این فیلم نمی پسندید اما اگر به فیلم های کمیک تاریک و واقع گرایانه و خشن و مفهومی مثل
sin city , v for vendetta , dark knight trilogy , logan ....
علاقه دارید حتما این فیلم را ببیند ، خشونت و سیاهی و پیچیدگی این فیلم بی نظیر است و دنیای که به نمایش می گذارد بسیار کثیف و تاریک است و این پرسش را در بیننده ایجاد می کند که چه مکتب فکری کامل و بی نقص است و باید انتخاب شود ، البته در طول فیلم مخصوصا در پایان آن نشان میدهد که موفقیت و شکست یک طرز فکر بسته به دیدگاه به آن دارد ، راه غلط و مقصد درست و یا راه درست به هر مقصدی ؟
سیاه و سفید مطلق یا خاکستری؟
چه طرز فکری پیروز خواهد شد.
البته همه این ها زمانی ارزش می یابد که فیلم قانع کننده باشد ، با تمام تلاشی که اسنایدر برای واقع گرایی و مطابقت فیلم با کمیک اقتباسی کرده ، به گفته ی آلن مور نویسنده ی کمیک ها این فیلم نتوانست پیچیدگی و بحث های روان شناسانه ی کتاب کمیک را به اندازه ی کافی وارد فیلم کنید .
از دیگر ویژگی های مثبت فیلم بازی جکی ارلی هیلی (رورشاک) که نا امیدی و دردی که شخصیت دارد را بسیار عالی به تصویر می کشد.
در بخش فنی فیلم اسنایدر قابل قبول عمل کرده، میزانسن و فضا سازی تاریک فیلم همراه با شخصیت پردازی های خوب (به جز آزیمندیئس) مخصوصا رورشاک و تدوین و نماهایی نزدیک و مدیوم دوربین که تقابل قهرمانان و تنش رو به خوبی منتقل می کند
سکانس پایانی اشاره به داستان موسی و برادرش دارد که به نزد رامسس دوم (فرعون) می رود تا او را هدایت کنند اما موفق نمی شوند.
سخن آخر : فیلم در به تصویر کشیدن خود کمیک به خوبی عمل می کند(اما کامل نیست) ولی به عنوان یک فیلم کمیک ساختار شکن خوب عمل می کند و صرفا یک اکشن آبکی با جلوه های ویژه و شخصیت های کلیشه ای نیست و قطعا ارزش دیدن چند باره را دارد.
جوایز و افتخارات : برنده ی ۱۱ جایزه از جشنواره های مختلف (چون خود جایزه ها و جشنواره ها زیاد مهم نبودند اسم نمیبرم)
نمره : ۸ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
به نام خدا
watchmen 2009
کارگردان : زک اسنایدر
نویسنده : دیوید هیتر ، آلکس سه
بازیگران: مالین آکرمان ، بیلی کروداپ ، متیو گود ، کارلا گوجینو ، جکی ارل هیلی ، جفری دین مورگان ، پاتریک ولیسون و ...
ژانر : نوار ، کمیک
مقدمه : با کشته شدن یکی از اعضای گروه ویجلنتی (شورشی ) به اسم نگهبانان (کمدین) اعضای این گروه به دنبال قاتل کمدین هستند و ...
نام زک اسنایدر با فیلم های بی محتوای مثل ۳۰۰ و بتمن در برابر سوپر من گره خورده اما وی در سال ۲۰۰۹ یک فیلم کمیک متفاوت و بسیار مفهومی و قوی راهی سینما کرد که تبدیل به یکی از بهترین و ماندگار ترین فیلم های کمیک تاریخ سینما شد .
اول کار ضعف فیلم رو بگم بعد بریم ادامه ی بحث ، با شروع فیلم و کشته شدن کمدین و ادامه ی فیلم تا دیده شدن شخصیت ادرین وایت (آزیمندیئس) مشخص نبود که قاتل کیست اما به محض دیدن شخصیت ادرین وایت متوجه شدم قاتل کمدین این شخصیت است(البته احتمالا من فیلم کمیک زیاد دیدم و تونستم حدس بزنم و نقطه ضعف فیلم نباشه).
یکی از مهم ترین ویژگی های فیلم فضای سیاه و پر از نا امیدی فیلم هست که تا آخر فیلم ادامه دارد و بر خلاف اکثر فیلم های کمیک اکشن ها و نبرد های بزرگ در کار نیست و پایان فیلم تلخ و تاریک هست ، این تاریکی و واقع گرایی که در سراسر فیلم بود همراه با خشونتی که در فیلم های کمیک کم نظیر است (مثل قتل دختر خردسال و خورده شدن توسط سگ ها) و پارانیوا و جنگ و ... یک فیلم پیچیده و فلسفی ساخته است که جز بهترین فیلم های کمیک و قرن ۲۱ است (قبل دیدن این فیلم فکر می کردم تاریکی فضای کمیک های ساخته ی زک اسنایدر از dark knight trilogy گرفته شده ولی ظاهرا اسنایدر فضای این فیلم رو به دیگر فیلم های کمیک انتقال داده که جواب نگرفت چون شخصیت هایی مثل فلش و سوپرمن اصلا با فضای فیلمی مثل واچمن مطابقت ندارن).
در این فیلم شخصیت منفی مطلق وجود ندارد و قهرمان این فیلم با شخصیتی خاکستری و طرز تفکر های متفاوتی در مقابل هم قرار می گیرند و این اختلاف تفکر در باور به نوع خیر و شر و عدالت و ... باعث می شود به جای درگیری های فیزیکی بیشتر شامل درگیری کلامی و نگاهی و فکری باشیم که فیلم را تبدیل به یک اکشن دیالوگ محور می کند (که بهترین نوع این درگیری و اکشن دیالوگ محور فیلم heat 1995 شاهکار مایکل مان و با بازی آلپاچینو و رابرت دنیرو)
اگر به فیلم های کمیک معمولی مثل فیلم های ماورل (avengers و....) علاقه دارید احتمال زیاد این فیلم نمی پسندید اما اگر به فیلم های کمیک تاریک و واقع گرایانه و خشن و مفهومی مثل
sin city , v for vendetta , dark knight trilogy , logan ....
علاقه دارید حتما این فیلم را ببیند ، خشونت و سیاهی و پیچیدگی این فیلم بی نظیر است و دنیای که به نمایش می گذارد بسیار کثیف و تاریک است و این پرسش را در بیننده ایجاد می کند که چه مکتب فکری کامل و بی نقص است و باید انتخاب شود ، البته در طول فیلم مخصوصا در پایان آن نشان میدهد که موفقیت و شکست یک طرز فکر بسته به دیدگاه به آن دارد ، راه غلط و مقصد درست و یا راه درست به هر مقصدی ؟
سیاه و سفید مطلق یا خاکستری؟
چه طرز فکری پیروز خواهد شد.
البته همه این ها زمانی ارزش می یابد که فیلم قانع کننده باشد ، با تمام تلاشی که اسنایدر برای واقع گرایی و مطابقت فیلم با کمیک اقتباسی کرده ، به گفته ی آلن مور نویسنده ی کمیک ها این فیلم نتوانست پیچیدگی و بحث های روان شناسانه ی کتاب کمیک را به اندازه ی کافی وارد فیلم کنید .
از دیگر ویژگی های مثبت فیلم بازی جکی ارلی هیلی (رورشاک) که نا امیدی و دردی که شخصیت دارد را بسیار عالی به تصویر می کشد.
در بخش فنی فیلم اسنایدر قابل قبول عمل کرده، میزانسن و فضا سازی تاریک فیلم همراه با شخصیت پردازی های خوب (به جز آزیمندیئس) مخصوصا رورشاک و تدوین و نماهایی نزدیک و مدیوم دوربین که تقابل قهرمانان و تنش رو به خوبی منتقل می کند
سکانس پایانی اشاره به داستان موسی و برادرش دارد که به نزد رامسس دوم (فرعون) می رود تا او را هدایت کنند اما موفق نمی شوند.
سخن آخر : فیلم در به تصویر کشیدن خود کمیک به خوبی عمل می کند(اما کامل نیست) ولی به عنوان یک فیلم کمیک ساختار شکن خوب عمل می کند و صرفا یک اکشن آبکی با جلوه های ویژه و شخصیت های کلیشه ای نیست و قطعا ارزش دیدن چند باره را دارد.
جوایز و افتخارات : برنده ی ۱۱ جایزه از جشنواره های مختلف (چون خود جایزه ها و جشنواره ها زیاد مهم نبودند اسم نمیبرم)
نمره : ۸ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial