🎞نقد فیلم و سریال🎞
1.72K subscribers
2.02K photos
204 videos
27 files
98 links
نقد و بررسی برترین آثار سینمایی دنیا🎥🎬🎞

-------------------------------------

ارتباط با ما⬇️
🆔️ : @I_am_Mr_Mercury
🆔️ : @omidius
Download Telegram
به نام خدا
2001: a space odyssey 1968
کارگردان : استنلی کوبریک
نویسندگان : استنلی کوبریک ، آرتور سی کلاک
بازیگران: کیر دوله ، گری لاکوود ، ویلیام سیلوستور و ...
ژانر : علمی تخیلی

مقدمه : این فیلم داستان سفر انسان به فضا در سال ۲۰۰۱ را روایت می کند ، سرعت پیشرفت تکنولوژی فضایی در دهه ی ۷۰ دارای سرعت بالایی بود و پیش بینی میشد تا قرن ۲۱ انسان شاهد سفر به مریخ و ... باشد و ...

هر زمانی که از سینما نا امید می شوم یک فیلم جدید از کوبریک میبینم و هر بار با خود می گویم آیا بهتر از این هم می شود و بله کوبریک ثابت می کند که می شود.

در دوره ای که سینما پر شده از فیلم های علمی تخیلی با جلوه های ویژه ی کامپیوتری و پر هزینه اما با محتوای آبکی ، هنوز هم فیلم ۲۰۰۱ سفر فضایی بهترین تاریخ سینماست ، نه فقط بین فیلم های علمی تخیلی ، بلکه حتی در همه ی ژانر ها (از فیلم هایی که دیدم) ، پیوند فلسفه و سینما توسط کوبریک کبیر.
این فیلم ویژگی یک شاهکار واقعی را دارد ، جذب منتقدان و مخاطبان ، تحول مثبت و ارتقا سینما در یک یا چند بخش ، خفن بودن و از همه مهم تر ماندگاری در طول زمان ، نزدیک پنجاه سال از ساخت این فیلم می گذرد و هنوز هم به عنوان بهترین فیلم علمی تخیلی یاد می شود .
فروش مناسب این فیلم در گیشه نشان داد فیلم های درجه ۱ و هنری و فلسفی هم می توانند پر فروش شوند ، اکنون در روزگاری قرار داریم که فیلم خوب ، خوب نمی فروشد و فیلم بفروش هم ارزش هنری و سینمایی ندارد ، بماند که فیلم های خوب و برنده ی جوایز فعلی از فیلم های متوسط قدیمی هم ضعیف ترند😔
فیلم در روزگاری ساخته شد که فناوری های امروزی جلوه های ویژه نبود ، دقت در واقع گرایی و جزئیات جلوه های ویژه و تجهیزات نمایش داده شده در فیلم بی نظیر است ، بر خلاف فیلم های مشابه که در نمایش امکانات موجود در آینده اغراق می کنند ، این فیلم نه تنها اغراق نکرده بلکه خیلی از تجهیزات نمایش داده شده در آن زمان موجود بودند و حتی تجهیزآتی مانند کامپیوتر لمسی موجود در فیلم هم در قرن ۲۱ واقعا به بازار آمد (تبلت ها) .
در فیلم های علمی تخیلی قدیمی ، نمایش تجهیزات موجود سعی شده است آینده نگرانه باشند ولی به طور مسخره ای قدیمی به نظر می رسند اما تجهیزات موجود در این فیلم واقعا جذاب و باور پذیر هستند.
کوبریک در این فیلم هم به اصل ذات انسان برگشته است ، بقا .
از آغاز فیلم و تلاش میمون هایی که جد انسان امروزی هستند تا پایان فیلم و تلاشی که فضا نورد برای زنده ماند انجام می دهند همه فقط یک هدف دارند ، بقا این غریزه ی حیوانی انسان ، پرتاب استخوان به آسمان و سپس نمایش سریع ایستگاه فضایی هم نشان دهنده ی این تشابه هست ، این بقا همراه با خشونت هست ، خشونتی که با استخوان آغاز شده ک به فضا پیما های غول پیکر می رسد. در فیلم های دیگر کوبریک هم شاهد این خشونت به شیوه ی دیگری بودیم.
برگردیم به فضا ، سرعت حرکت فضا پیما را به یاد بیاورید ، دقیقا مطابق واقعیت بود و حتی با تکنولوژی های فعلی هم یک فضا پیمای واقعی با همین سرعت در فضا حرکت می کند ، این آینده نگری و دقت و واقع گرایی کوبریک نه تنها قابل تحسین هست بلکه شگفت آور نیز می باشد ، حتی فرضیه هایی هست که می گویند سفر به ماه (نیل آرمسترانگ) ساختگی بود و کوبریک با جلوه های ویژه این سفر را در آن زمان ساخته بود.
موسیقی فیلم عالی کار شده بود ؛ از موسیقی پیروزی انسان و سرمستی او در نمایش فضا پیما و ... در فضا (بعد از پرتاب استخوان) تا موسیقی دلهره آوری که تنهایی فضا نوردان و ترس آن هارا در سفر به مریخ و کامپیوتر اچ ۹۰۰۰ که یاغی شده بود ، به اندازه ی تصاویر در تلقین فضای فیلم تاثیر گذار بود.
کوبریک زمانی که کامپیوتر ها در حد ماشین حساب های امروزی قدرت داشتند حتی ایده ی ترمیناتور هم نمی توانست به ذهن کسی خطور کند هوش و خطر ناشی از این هوش کامپیوتر ها رو نمایش می دهد.
این فیلم واقعا زود تر از درک مردم زمان خود بود ، بی شعوری داوران و برگزار کنندگان مراسم اسکار و بی ارزشی این مراسم با نبردن جایزه ها بهترین فیلم و بهترین کارگردانی این فیلم و امثالهم (کوبریک و هیچکاک و ...) ثابت می شود

از لانگ شات های اول فیلم تا آن کلوز شات معروف روی پوستر فیلم همه همه نشان از ذکاوت کوبریک دارد، تنهایی و ضعف انسان (همون میمون بودن چی بودن) در سیاره ی زمین تا تنهای و ضعف انسان در فضای بی کران ، همان انسانی که خود را در جایگاه خدا میدید .
میزانسن فیلم در کنار موسیقی مهم ترین عامل انتقال فضای فیلم هست و دیالوگ و نقش آفرینی بازیگران تاثیر کمتری دارد.
معمولا در فیلم ها (یا حداقل فیلم های امروزی) جلوه های ویژه ای مانند جلوه های ویژه ی این فیلم با مفهوم و فلسفه و هنر والا در سینما یک جا جمع نمی شوند (مثلا همین فیلم های کمیک که گفتن علمی تخیلی به اون ها توهین به فیلم ها علمی تخیلی است)
@NaghdeFilmoSerial
ولی این فیلم هرچیز را که یک فیلم شاهکار علمی تخیلی نیاز دارد در خود دارد.
هیچ فیلم ترسناکی ترسناک تر از سکانس دیوانه شدن هال ۹۰۰۰ سفینه نیست و هیچ موجودی ترسناک تر سنگ های سیاهی که سرمنشا آن ها هم مشخص نمیشود در تاریخ سینما وجود ندارد و ترس آغازین و پایانی فیلم که موسیقی هم تاثیر مهمی روی آن داشت نشان دهنده یکی بودن اول و آخر کار ماست ، هیچ جلوه ی ویژه ای برتر از جلوه های ویژه ی این فیلم نیست و هیچ فیلمی برتر از این فیلم نیست.
شباهت انسان اولیه با انسان پیشرفته در استفاده از ابزار و ... بود که در بالا گفتیم ولی روش و دلیل استفاده فرق می کند ، انسان اولیه هدفش همان خوی حیوانی بود و البته انسان امروزی هم این خوی را دارد ولی طرز استفاده و دلیل استفاده ی آن برای خشونت نیست بلکه فرای این چیزهاست.
به فلسفه ی این فیلم زیاد وارد نمی شوم چون دانشش را ندارم.

فیلم واقعا انقلابی بود ، از جلوه های ویژه که در بالا بیان شد تا دیالوگ کم و مبتنی بودن بودن بر تصویر و موسیقی و در ظاهر خطی بودن فیلم (اما وجود فلش بک های مختلف)

سخن آخر : تا زمانی که فیلم پدر خوانده را ندیده بودم می دانستم هنوز بهترین فیلم تاریخ سینما را ندیده ام ، بعد از دیدن فیلم پدر خوانده فکر می کردم پدر خوانده بهترین تاریخ سینماست (احتمال زیاد هم همین طور است) بعد دیدن فیلم ۱۲ مرد خشمگین نظرم تغیر کرد و بهترین فیلمی بود که دیده بودم (بهترین بودن تاریخ را مطمئن نبودم)، و اکنون مطمئن هستم ۲۰۰۱ سفر فضایی بهترین فیلمی است که دیده ام و احتمال زیاد بهتر از این نخواهم دید (چون نیست)❤️

جوایز و افتخارات : برنده ی اسکار در رشته ی بهترین جلوه های ویژه ی تصویری ، نامزد در رشته های : بهترین طراحی صحنه ، بهترین کارگردانی ، بهترین غیر فیلم نامه ی اقتباسی
بفتا : برنده در رشته های : بهترین طراحی صحنه ، بهترین فیلم برداری ، بهترین موسیقی متن
و نامزد بهترین فیلم
نمره : ۱۰ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
#اسپویل
به نام خدا
great battle 2018
کارگردان : کیم گوانگ سیک
بازیگران : جو اینگ سونگ ، نام جو هیوک ، پارک سونگ وونگ
نویسنده : کیم گوانگ سیک
ژانر : جنگی، تاریخی

مقدمه : فیلم درباره ی حمله ی ارتش امپراطوری تانگ به گوگوریو و شکست ارتش اصلی گوگوریو در جنگ با ارتش تانگ و سپس مقاومت ۵۰۰۰ نفر در یک قلعه به فرماندهی یانگ مان و در نهایت شکست ارتش تانگ و بیرون راندن آن ها از قلعه می باشد.

اول کار بگم این یک نقد نیست ، چون قرار توش حاشیه برم و حرف دلم رو بزنم و در اصل این فیلم یک مثال برای حرف هایی که می خوام عرض کنم
این فیلم ترکیب فیلم های حماسی معروف سینما بود ، ۳۰۰ ، ارباب حلقه ها دوبرج (همون پناه گرفتن در قلعه) و ... و حتی سریال جومونگ هستش.

البته کارگردان خیلی خوب عمل کرده و با ساخت جنگ های حماسی و خیره کننده و همچنین نمایش دستگاه های جالب محاصره ی قلعه و امثال این کار ها تونسته ضعف فیلم در نقش آفرینی بازیگران و ... رو بپوشونه و یک فیلم جنگی و حماسی جذاب و لذت بخش رو به مخاطب عرضه کنه.
جنگ ها و جلوه های ویژه واقعا عالی کار شدن ، همچین جنگ های بزرگی رو در فیلم های آسیایی معمولا از سینمای چین شاهد هستیم ولی این بار سینمای کره حماسه آفریده ، سینمایی که فیلم های درجه ۱ مانند
memories of murder , old boy
آفریده و در سینمای جنگ هم حرفی برای گفتن دارد مثلا فیلم
brother hood of war 2004
که صحنه های جنگی اون اگر برتر از صحنه ی نبرد نرماندی در فیلم نجات سرجوخه رایان نباشد ، ضعیف تر هم نیست یا فیلم
admiral
که در مورد مقاومت دریاسالار کره ای با چند کشتی جنگی در مقابل ده ها کشتی جنگی امپراطوری ژاپن بود.
بیشتر ضعف فیلم در نقش آفرینی بازیگران هست که نتونستن اون شخصیت پردازی لازم رو به اجرا در بیارن ، فیلم نامه داستان فیلم هم معمولی بود و همون طور که در بالا اشاره کردم بیشتر ترکیب فیلم های معروف سینما بود.
فیلم برداری و تدوین فیلم خوب بود ، ترکیب لانگ شات ها از میدان نبرد و مدیوم شات های بازیگران اصلی و پیوند مناسب این نماها با تدوین هیجان نبرد رو به خوبی منتقل می کرد.
همچنین پرداخت خوب به جزئیات یک جنگ واقعی و فضا سازی تاریخی خوب هم از نکات مثبت این فیلم هست.

دقیقا نمیدونم وقایع سریال واقعا اتفاق افتاده یا نه. کشوری تا ۷۰ سال پیش وجود نداشته و اون سرزمین اکثر دوره ها تاریخی و هزاران سال در تصرف کشور هایی مانند ژاپن یا امپراطوری های از سرزمین چین و همچنین مغول ها بوده فیلم و سریال تاریخی میسازه از امپراطوری هایی که احتمالا وجود نداشته و گاها این فیلم ها و سریال ها محبوب مردم سرزمینی میشه که هزاران سال تمدن و حکومت مستقل داشته ، ایران رو میگم.
در این که سینمای کره در جایگاه خوبی قرار داره شکی نیست.
سریال های کره ای هم به اکثرا به دو گروه اصلی تقسیم میشن سریال هایی مثل جومونگ که در بستر تاریخی میگذرن که همه از دم چرتن چون تاریخی وجود نداره که بخواد بازسازی بشه ، و سریال هایی که در بستر زمان فعلی روایت میشن که این ها هم معمولین ، فقط یک سریال با موضوع خوب داره (از سریال های غیر تاریخی که دیدم تقریبا ۱۲ تا سریال) سریال
giant 2010
که به خوبی نشون میده ، که چطور کره ی جنوبی تو ۴۰ سال (۱۹۷۰ تا ۲۰۱۰) از یک کشور فقیر با حکومت به ظاهر دموکراسی (ولی دیکتاتوری) به یک کشور پیشرفته از هر لحاظ و همچنین دموکراسی واقعی تبدیل شد. از بحث کره بگذریم.
تاریخ کشور ایران موضوعات و شخصیت های جالبی برای ساخت فیلم و سریال های تاریخی داره ، از زندگی اشخاصی مانند شاه عباس و نادر شاه برای تولید سریال های خوب تاریخی مشابه
last kingdom , Vikings , rome ...
و یا جنگ های ایران و یونان و روم در دوره ی باستان و قبل از اسلام برای تولید فیلم هایی مثل همین
great battle
یا فیلم هایی مثل
fall of Roman empire و ...
میر مهنا را می شناسید؟ تا سال ها به عنوان دزددریایی شناخته می شد اما او اولین قهرمان ایرانی مبارزه با استعمار هست. زندگی پر فراز و نشیب و قهرمانانه ی او می تواند سوژه ی خوبی برای تولید فیلم یا مینی سریال باشد.
یا عقابان نیروی هوایی ارتش قهرمان که کار های خارق العاده ای در دوران جنگ هشت ساله انجام داده اند‌.
وای حیف که مردم این سرزمین کهن قهرمان خود را نمی شناسند.
چند مانع برای تولید فیلم و سریال تاریخی ایرانی درجه ۱ وجود دارد.
اولش نگرش و عقیده ی و اولویت های حکومت موجود که لازم به توضیح نیست و مانع تبلیغ ، فرهنگ سازی تاریخ ایران میشه و همچنین حمایت های مادی و معنوی از پروژه های در راستای بحث ما انجام نمیده.
نبود زیر ساخت و امکانات و تجهیزات لازم جهت ساخت و پخش
متناسب نبودن در آمد و هزینه ی این گونه پروژه ها در ایران (اکران جهانی نیازه یا حداقل مشارکت شرکت های تولید و پخش خارجی مثل Netflix)


نمره : ۸ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
آخرین حرکت قهرمان:
DarkKnight Rises

درآخرین قسمت از سه گانه شوالیه تاریکی کریستوفرنولان با سوال مهمی مخاطب خویش را به چالش میکشد: آیا میتوان اوضاع جامعه را با دروغ و پنهان کاری و فریب کنترل کرد؟ پنهان کردن حقیقت و قهرمان سازی خیالی و پوشالی تا به کجا نتیجه میدهد؟ دادن امید واهی به عامه جامعه چه تاوانی خواهد داشت؟
در شوالیه تاریکی برمیخیزد گاتهام با یادوخاطره قهرمانی دروغین همچون (هاروی دنت) روزگار میگذراند و قهرمان و امید و نجات بخش اصلی( بتمن) را انکار میکند. البته که نتیجه چنین برخورد و تفکری شکست و تسلیم در برابر آشوبگری همچون بین و دار و دسته اوست.
نولان در این اثر تاکید میکند بازی با اذهان عمومی و وانمود به دروغ و طرفداری از جناه باطل نتیجه ای جز ویرانی و تباهی ندارد. پس به همین دلیل در این قسمت گاتهام و ساکنانش تاوان سنگینی پرداخت کرده و تا مرز نابودی از صفحه روزگار هم پیش میروند. البته که به رسم آثار پرخرج و بزرگ ابر قهرمانی در نهایت بتمن به عنوان ناجی گاتهام بر شر غلبه میکند اما پس از تماشای اثر در این فکر فرو خواهیم رفت که به راستی در جهان پیرامون دنیا را چه کسانی و چگونه اداره میکنند و ما به عنوان بخش انکار ناپذیری از جامعه چه واکنش و برخوردی نسبت به فعالیت آنها داریم.

بتمن در این قسمت نسبت به بروس وین حضور کمتری دارد. چرا که اساسا فیلم همانقدر که در مورد خیزش بتمن است در مورد بازسازی بروس وین نیز هست. بروس افسرده .پریشان حال و ضعیف به لحاظ جسمانی میبایست خود را بازیابی کند. در مقابل او بین به عنوان تبهکاری که کاملا آماده در طول نمایش فیلم ظاهر میشود(هم جسمانی وهم اعتقادی) قرار دارد که خود به نوعی دشوارترین چالش شوالیه تاریکی محسوب میشود. بروس وین در این قسمت همچون دوران کودکی سقوط میکند. اما تفاوت در آنجاست که اگر در آن مقطع پدر نقش حامی را ایفا میکرد و او را از چاه عمیق نجات میداد اینبار بروس تک و تنها و بدون ترس از پیشامد هولناکی بنام مرگ میبایست برای رهایی بکوشد. خیزش شوالیه تاریکی در مورد آخرین و دشوارترین بخش مبارزه بروس وین است. مبارزه با ترس از مرگ و نیستی.
بین به عنوان قطب منفی داستان نیز به لحاظ وحشی گری و ترسناکی دست کمی از جوکر شوالیه تاریکی ندارد. بین به عنوان حامی قشر فرودست جامعه خود رامعرفی میکند اما از همان ابتدا مشخص میشود هدفی جز دادن امید واهی نداشته و در نهایت برای رسیدن به نیت راس الغول و لیگ سایه ها درتلاش است. بین قاطع و محکم رفتار میکند و با صلابت سخن میگوید اما همان هیولا نابودگری است که برای اجرای مصیبت و ناکامی برسر مردم بیگناه آوار گشته است.
بین به اعتقاد خویش یک شیطان است. شیطانی که حضور و نفوذش برای شهری فاسد و تهی از امیدی همچون گاتهام لازم و حیاتی است.

در قسمت کارگردانی نولان سعی داشته آشوب و هرج و مرج را پر تنش و هیجان انگیز نمایش دهد. کاری که گاها در آن نتیجه گرفته و گاها نیز ضعیف و سرسری عمل نموده است. آشکارا فیلم در بخش اکشن اشتباه فاحشی ندارد. همچون سکانس تماشایی سرقت از هواپیما (اجرای جذاب تیم بدلکاری . نماهای باز هوایی که سرنگونی هواپیما را تصویر سازی میکنند و در آخر نمای درخشانی که در آن دوربین عمود بر بین و دکتر پاول رهایی آنان در آسمان را شکار میکند.) یا در نخستین سکانس رویارویی بتمن و بین در فاضلاب که اینبار بر خلاف دوقسمت قبل مبارزه تن به تن پرداخت شده ای را شاهدیم.(دوربین در فاصله مناسبی از محل درگیری قرار میگیرد. تدوین اجازه میدهد ضربات دو طرف را با جزییات شاهد باشیم . موسیقی قطع میشود تا تنها صدای حاضر در لوکیشن را شنوا باشیم و در نهایت با شکسته شدن کمر بتمن حس ملتهب این سکانس به اوج میرسد.)

علاوه بر این دومورد سکانس اکشن پایانی نیز پراسترس و دیدنی از کار در آمده . دوربین نولان به همراه سفینه ویرانگر بتمن میان ساختمانها جولان میدهد و قدرت انفجاری بالای این سفینه نیز در این نماها به خوبی برای مخاطب تفهیم میشوند. دوربین علاوه بر حضور هوایی خود در نماهای مربوط به تعقیب و گریزهای زمینی نیز به سرعت پشت یا کنار سوژه مورد نظر در حرکت است تا همواره از دوزاویه بتوان حوادث را تعقیب کرد. آشکارا تعقیب بتمولیلها بوسیله سلینا کایل از مواردی هستند که در آنها جایگاه هردو طرف در سکانس اکشن کاملا مشخص است و مخاطب به خوبی تشخیص میدهد اتفاقات چگونه در جریان هستند.

در بخش بازیگری تام هاردی به راستی جذاب و درخشان است. درحالیکه در تمام نماها (به غیر از تک سکانس خاطره زندان) همواره ماسک سنگین و مهیبی برصورت دارد موفق میشود با صدا سازی و بازی با چشمان خویش از بین یک شرور ماندگار خلق کند. به عنوان مثال در بخش پایانی و یادآوری خاطرات توسط میراندا تیت او موفق میشود با نگاه غمگین و سکوت معنا دارش در برابر سلاح ویرانگر عشق تمام حس و‌حال مخاطب را برانگیزد. تام هاردی در مواقعی
نیز که در موضع قدرت قرار میگیرد موفق میشود ابهت خود را به رخ کشیده و ترس را به جان طرف مقابل بیندازد. آشکارا سکانس نبرد با بتمن در فاضلاب و دو سکانس سخنرانی او میان جمعیت از این موارد هستند. ترکیب صداسازی و کمک گیری از حالات چشم به کمک او آمده اند تا تام هاردی سربلند از ایفا چنین نقشی برآید.
خیزش شوالیه تاریکی اثر بی نقصی نیست. چراکه در بخش میانی داستان و زمانی که شهر دچار آشوب میشود نولان نمیتواند حس ترس و ناامنی و هرج و مرج را کامل انتقال دهد. نولان احتمالا به دلیل کمبود وقت و پر حادثه بودن فیلمنامه از این بخش به راحتی عبور میکند و تبعات حضور اوباش و جنایتکاران در گاتهام را درک نمیکنیم. همچنین داستان برپایی دادگاه متهمان و اجرای عدالت برای آنان نیز ضعیف و بی حوصله پرداخت میشود.
شلوغی فیلمنامه و سرعت بالای روایت در این اثر نیز همچون شوالیه تاریکی به نتیجه کلی ضربه وارد کرده و این فیلم را هم از چهار ستاره بودن دور میکند.

خیزش شوالیه تاریکی پایانی جذاب و پرتنش برای سه گانه ای است که بدون شک تاثیر بالایی در علاقه مند کردن مخاطبان و منتقدین به آثار ابرقهرمانی ایفا نمود. سه گانه ای که با تمام مشکلات کوچک و بزرگش همچنان قابل تماشا و قابل بحث کردن است. خیزش شوالیه تاریکی این پازل را تکمیل میکند .

امتیاز :8.5

امید سلیمی
@NaghdeFilmoSerial
به نام خدا
mortal engines 2018
کارگردان : کریستین ریورز
نویسندگان : پیتر جکسون ، فیلیپا بوینس ، فرن والش
بازیگران : هوگو ویوینگ ، هرا هیلمار ، استیون لانگ و ...
ژانر : ماجراجویی ، پسارستاخیز

مقدمه : انسان های پس از آخرالزمانی که به دست خودشان توسط سلاحی مرگبار رقم خورده (مثل داستان های مشابه) در شهر هایی متحرک زندگی می کنند در شرایطی فشرده و سخت و ....

اوایل که فیلم اکران شد نمرات و فروش ضعیف اون خیلی عجیب به نظر می رسید ولی وقتی فیلم رو دیدم دیگه عجیب نبود.
این فیلم مثل فیلم های مشابه جلوه های ویژه و فضا سازی خوبی داشت و حتی در فضا سازی و دکوپاژ و ... انقدر خوب عمل شده بود که شبیه چیز های واقعی بود تا جلوه های ویژه و در کنار تصویر برداری خوب در ترسیم جهان داستان به خوبی عمل کرده و تنها قسمت مثبت فیلم هم همینه ترسیم جهان فیلم.
اساسا مهم ترین ویژگی فیلم سرگرمیست ، لازم نبود حتما این فیلم پر از لحظات هیجان انگیز باشد و یا فلسفه ای سنگین که مفاهیم عمیق را منتقل کند همین که سرگرم کننده هم می بود کافی بود ولی نبود.
یکی از مهم ترین ضعیف های فیلم ایجاد نکردن تعلیق و شخصیت سازی مناسب بود ، اصلا از اول تا آخر فیلم اتفاق هایی که برای شخصیت ها می افتاد ارزش برای بیننده ایجاد نمی کند و یا استرس و هیجانی منتقل نمی کند ، شخصیت منفی فیلم تا قهرمان آن کلیشه ای و حوصله سر بر بودند . علاوه بر ضعف کارگردانی و داستان ، بازی نسبتا ضعیف بازیگران هم تاثیر منفی بر شخصیت سازی می گذاشت.

از شخصیت سازی های کلیشه و تکراری فیلم که بگذریم می رسیم به داستان فیلم ، داستانی که در اوایل فیلم جهانی متفاوت و جالب به نمایش می گذاشت سپس شبیه جهان فیلم مکس دیوانه می شود (البته با خشونت کمتر) و سپس داستان فیلم به صورت قابل پیش بینی به جلو رفته و تمام می شود .
شیمی بین شخصیت ها هم خوب شکل نگرفته بود و میزانسن فیلم هم با وجود خوب بودن به دلیل ضعف داستانی تاثیر مثبتی را نتوانست ایجاد کند.

از فیلم های بود که واقعا ظرفیتش به هدر رفت و واقعا بهتر می تونست ساخته بشه
mortal engines , triple frontier , equalizer 2
این سه تا فیلم چند وقت اخیر واقعا می تونستن بهتر ساخته بشن ظرفیتش رو داشتن ماندگار بشن ولی حیف

سخن آخر : اگه بگم ارزش یک بار دیدن رو داره دروغ گفتم ولی می تونید با دیدن فیلم و جهان اون داستانی بهتر رو تو ذهن خودتون بسازین و از اون لذت ببرید تا فیلم

افتخارات : افتخار که نیافریده ولی افتضاح زیاد داشت از نمرات منفی منتقدین و مخاطبین تا فروش ضعیف فیلم در گیشه و ضرر بالا به کمپانی سازنده و همچنین لغو ساخت قسمت دوم

نمره : ۵ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
به نام خدا
old boy 2003
کارگردان : پارک چان ووک
بازیگران : چویی مین سیک ، یو جی ته ، کانگ هیه جونگ و ...
نویسندگان : هوانگ جو یون ، ایم جونگ هیونگ ، پارک چان ووک
ژانر : روانشناسی ، اکشن ، معمایی

مقدمه : فیلم رفیق قدیمی دومین قسمت از سه گانه ی انتقام (که معروف ترین هم هست) داستان مردی رو روایت میکنه که ربوده شده و در زندانی خصوصی به مدت ۱۵ سال حبس شده و پس از رهایی به دنبال انتقام از اسیر کننده ی خود هستش و ...

به یاد داشته باش یک شن کوچیک و یک سنگ بزرگ هر دو در آب فرو می روند
مفهوم این جمله را نمی دانم شاید یک ضرب المثل کره ای باشد ، به نظر من معنی این جمله ای است که هر گناهی توانی دارد حتی گناه کوچک البته شاید به مفهوم مرگ هم اشاره داشته باشد این که سرانجام همه خواهند مرد.
دو صحنه ی این فیلم هیچوقت یادم نمیرود اولی صحنه آغازین فیلم و موسیقی آن (که این صحنه نشان از مهم ترین دلیل زندانی شدن دا اِ سو که که در آخر فیلم مشخص می شود) و دومی هم صحنه درگیری در راهرو که بدون کات کردن و در یک برداشت (که ۱۷ بار تکرار شد) یکی از ماندگار ترین صحنه ی اکشن و مبارزه در تاریخ سینما را رقم زد.
فضای استرس آور فیلم در ابتدا شروع به رشد کرده و هیجان و ترس رو به افزایش می گذارد و این ترس و اضطراب به بهترین شکل به واسطه ی فیلم برداری و موسیقی و همچنین تدوین عالی به بیننده منتقل می شود و تعلیق در کل طول فیلم ایجاد می شود
فیلم برداری فیلم و شات های مختلف بسته به موقعیت و همچنین تدوین عالی فیلم از نقاط قوت این شاهکار می باشند.
نقش آفرینی بازیگران عالی و خیره کننده بود به خصوص چویی مین سیک که یک متد اکتینگ عالی به نمایش گذاشت
در واقع انتقامی که در این شاهد هستیم پیچیده و چند طرفه هست و پیچیدگی فیلم های مثل بیل را بکش در برابر پیچیدگی این فیلم حرفی برای گفتن ندارد
old boy and memories of murder
این دو فیلم از بهترین فیلم های سینمای کره و حتی آسیا هستند که البته از لحاظ پایان بندی هم شبیه هم هستند دو فیلم که سینمای هالیوود در حسرت رسیدن به آن هاست حسرتی که با ساخت فیلم هایی مثل اولد بوی ۲۰۱۳ نمود پیدا می کند که فیلم خوبی هم از آب در نیومد.

انتقام ، اعمال قدرت و دخالت در زندگی شخصی افراد ، خب چینی ، شهوت و ... مسائلی که به تراژیک ترین شکل ممکن به آن ها پرداخته می شود ، پرداختی که به استادانه ترین شکل ممکن اعمال شده و در ذهن مخاطبان خواهد ماند و همین یعنی شاهکار ، ماندگاری در زمان ، این فیلم به لحاظ فرم و محتوا در جایگاهی قرار دارد که در هر دوره ای ارزشمند و بسیار آموزنده هست ، فضا سازی و دکوپاژ فیلم همراه با میزانسن تاریک و استرس زا فیلم در درک بهتر مخاطب از ذهنیت شخصیت و رنج و پریشانی او موثر هست .
تنها ضعیف فیلم زبان آن هست که در انتقال احساسات بین کلمات ضعیف عمل می کند .
محتوای فیلم و موضوعاتی که در ظاهر و باطن به آن ها پرداخت می شود بسیار پیچیده و زیاد هستند که از حوصله ی این متن خارج هست.



سخن آخر : یک فیلم هیجان انگیز ، پیچیده با پیچش های داستانی عالی و کارگردانی و تدوین و ... عالی ، یک شاهکار دیدنی و جذاب حتما ببینید

جوایز و افتخارات : برنده ی جایزه ی بزرگ جشنواره ی فیلم کن سال ۲۰۰۴ و جوایز و افتخارات دیگر بین المللی و آسیایی و ...

امتیاز : ۹ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
به نام خدا
altered carbon 2018 (season 1)

سازنده : لاتا کالو گریدز
بر پایه ی کربن تغیر یافته اثر ریچارد مورگان
بازیگران : جوئل کیانمن ، جیمز پورفوی ، مارتا هیگاردا و ...
ژانر : علمی تخیلی ، درام ، اکشن

مقدمه : در سال ۲۳۸۴ ، مزدوری به نام تاکاشی کووچ استخدام می شود تا قاتل مرد ثروتمندی به نام بنکرافت را پیدا کند. پیشرفت تکنولوژی باعث شده که انسان ها جاودانه بمانند و در زمان مورد نیاز بدن خود را تعویض کنند (البته اگر پولش را داشته باشند) و ...

در نگاه اول شاید سریال شبیه فیلم های بلید رانر باشد ولی این سریال خود برگرفته از یک رمان قوی به نام کربن تغیر یافته هست پس اقتباس از یک رمان هست و جدا ، کپی کاری یا اقتباس از بلید رانر در کار نیست . همچنین این که خیلی از مخاطبان این اثر را با بلید رانر مقایسه کردن و از هر لحاظ اثری ضعیف تر خطاب کردن درست نیست چون اولا مقایسه ی فیلم و سریال اشتباه هست و همچنین آلترتد کربن اثر چندان ضعیفی هم نیست.
سریال در بخش جلوه های ویژه ، اکشن ، هیجان و ... عالی عمل کرده و همچنین داستانی نسبتا پیچیده و جذاب همراه با نقش آفرینی ها و شخصیت سازی های نسبتا خوب اثری قابل قبول ارائه می دهد.
نور پردازی و رنگ سریال غالبا تیره و سرخ که فضای خشن و پر از ظلم را نشان می دهد.
روایت داستان این سریال و ویژگی های اکشن آن بیشتر از این که شبیه بلید رانر یا دیگر سریال های پیچیده و قوی باشد بیشتر شبیه فیلم شاهکار
mad max fury road 2015
هست روایت و اکشنی جنون آمیز و آشفته و در هم ریخته و عالی همان چیزی که از اکشن نیاز دارید.
عمده ضعف فنی فیلم در بخش فیلم نامه هست ، تا نیمه ی اول سریال شاهد فیلم نامه ای خوب و پیچیده با پرداخت درست به اتفاقات و شخصیت ها هستیم اما در ادامه دلایل اتفاقات به طرز مسخره و کلیشه ای به شخصیت اصلی ربط پیدا می کند و همچنین داستان های فرعی سریال هم تا حدودی حوصله سر بر می شوند و از همه بدتر از اواسط تا انتهای داستان علاقه و همزاد پنداری که به شخصیت داشتیم رنگ می بازد و سرنوشت او و دیگر شخصیت ها برای بیننده مهم نمی شود.
سریال در بخش های زیادی شبیه دیگر فیلم های علمی تخیلی مثل بیلد رانر و ... هست که همزمان هم ضعف سریال بود و هم ویژگی مثبت آن
ویژگی مثبت از این لحاظ که در اکشن و جلوه های ویژه و فضا سازی عالی بود ولی باعث تکراری شدن به خصوص در بخش داستان و فیلم نامه هست.
البته تفاوت هایی هم دارد با داستان های مشابه ، پایان خوب (یعنی پایان غمگین و تاریک نبود) و دیگری این که ترسیم آینده ، در داستان های مشابه ترسیم آینده این گونه هست : زمین نابود شده و بشریت رو به انقراض هست و اگر هم موجودات فضایی در کار باشند انسان ها را شکست داده اند ولی در این سریال برعکس بود ، این انسان ها بودند که فضایی ها را شکست داده اند و همچنین نه تنها در خطر انقراض نیستند بلکه جاودانه شده اند.

از دیگر ایراد هایی که به سریال گرفته اند خشونت بالا و دید ابزاری به انسان ها (به خصوص زنان) که واقعا هم همین طور بود اما نه به عنوان ایراد بلکه یک ویژگی مهم و واقع گرایانه ، در واقع برای ترسیم و نشان دادن جهان و فضایی خشن و ظالم باید خشونت و ظلم را نشان داد که این سریال واقع عالی عمل کرد. در بالا به مقایسه ی سریال آلترتد کربن و فیلم بلید رانر اشاره شد و طبق گفته ی اکثرا مخاطبان و منتقدان بلید رانر را قوی تر می دانستند اما من مخالفم به چند دلیل : تنها برتر کامل بلید رانر نسبت به این سریال شخصیت پردازی و داستان بهتر بود ولی در خلق جهان و نشان دادن ویژگی های آن ، اکشن و پایان بندی و چند مورد دیگر آلترد کربن بهتر عمل کرد ، مخصوصا پایان سریال که فصل را طوری به اتمام رساندن که اگر فصل دومی هم در کار نباشد داستان ناقص نمی ماند.
یکی دیگر از دلایل واکنش های منفی به سریال شاهکار نبودن این سریال هست ، با توجه به جلوه های ویژه و هزینه ی بالای ساخت سریال مخاطبان این اثر انتظار شاهکار های مثل
breaking bad , game of thrones
را در غالب این سریال از شبکه نتفلیکس داشتند ، البته این به معنای ضعیف بودن سریال نیست یا این که مشکل از نتفلیکس باشد ، مشکل از مخاطبان هست که از نتفلیکس انتظار دارند در حد شبکه ای مثل hbo
ظاهر شود ، در واقع نتفلیکس در حد نیست که سریال شاهکار و ایجاد کننده ی یک تغیر مهم مثبت در تلوزیون مانند
سریال هایی مثل
breaking , sopranos , wire, game of thrones
بسازد که کیفیت سریال سازی در تلوزیون رو به مراتب بالاتری ارتقا دادند و انتظار مخاطبان از نتفلیکس هم همین هست ولی انتظار به جایی نیست.

سخن آخر : با یک اثر قوی ، سرگرم کننده و جالب طرف هستیم که حتما ارزش دیدن دارد ولی ظرفیت سریال به دلیل ضعف در فیلم نامه و شخصیت پردازی به هدر رفته و می توانست به شاهکاری انقلابی تبدیل شود که نشد

نمره : ۹ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
لذتی که در انتقام هست:
Old Boy

اولد بوی ساخته درخشان پارک چان ووک حول محور این سوال درحرکت است: تاوان گناهان بشر چیست و چگونه پرداخت خواهد شد؟ آیا به راستی هرگناه و خطایی را میتوان جبران نمود و یا تصور ما نسبت به تطهیر شدن از سیاهی و آلودگی یک توهم ساده انگارانه است.. آیا اصولا هر اشتباهی قابل پاک شدن هست و به واقع چه شخص یا اراده ای میتواند در این امر تصمیم گیری کند؟ برای رهایی و رستگاری چه راهی میبایست طی شود؟ کدام راه انسان را از تاریکی به روشنایی و امید میرساند؟ و اینکه آیا به راستی مقصد مشخص و آرامش بخشی برای دردهای انسان تبیین شده است؟

اولد بوی همزمان قهرمان و مخاطب خود را برسردوراهی حقیقت و انتقام قرار میدهد. اینکه مسیر پیشبرد درام برکدام استوار است ؟اوته سا توانایی تشخیص این دو را از هم دارد؟ و از منظر او آیا تفاوتی میان این دو هست یا برعکس هردو یک مفهوم هستند در دوشکل متفاوت؟
مسیر ترسناکی که پارک چان ووک برای مخاطب و قهرمان میچیند برپایه تعلیق ناشی ازاین سوالات شکل میگیرد. تعلیقی ویرانگر که سایه خود را بر سراسر فیلمنامه اولد بوی گسترانده است. به واقع مخاطب از همان آغاز فیلم همزمان به قطب خیر و شر داستان مشکوک و بدبین میشود. اوته سا و افرادی که برایش توطئه ترتیب داده اند وحشی.سنگدل و غیر انسانی تصویر سازی میشوند و نشانی از خوی انسانی در آنها نیست. اوته سا را پس از آزادی به یاد آورید که تحمل حبس از او هیولایی غیر متمدن ساخته است. آشکارا مبارزه با اوباش خیابان. بلعیدن یک هشت پا زنده در رستوران و نیت تجاوز به میدو نشان از بروز تاریکی و پلیدی او دارند.

اولد بوی در مورد انتقام است. انتقامی که در این فیلم از آن یاد میشود به واقع همچون شمشیر دو لبه ای است که هم میتواند آسایش به ارمغان آورد و هم ویرانی و ناکامی. دراولد بوی هم اوته سا و هم بدخواهان او درمسیری پوچ و بی رحمانه قرار میگیرند واگرچه هردو خود را درموضع حق میدانند اما در انتها تاوان اعمال سنگدلانه خود را با فروپاشی ذهنی و جسمی خویش پرداخت میکنند. اوته سا اگرچه زنده میماند و به مرگ فیزیکی دچار نمیشود اما میبایست تا به آخر عمر راز منحوس خویش را پنهان کند و با عذاب وجدان ناشی از خطای گذشته روزگار بگذراند و وو جین نیز به عنوان طرف دیگر ماجرا با خودکشی به زیست عذاب آورش پایان میدهد تا بازنده مطلق داستان لقب گیرد.

اولد بوی از همان نخستین دقایق خود تا به انتها ذهن مخاطب را مضطرب و نگران میسازد . چرا که هم شخصیت اصلی داستان( اوته سا) و هم روند اتفاقات فیلم همگی در راستای خالی کردن دل تماشاگر و مشوش نمودن فکر او کارکرد دارند. مشخصا سکانس ابتدایی فیلم که داخل کلانتری اتفاق می افتد اوته سا را به خوبی برای مخاطب معرفی میکند. یک انسان مست و لا اوبالی که به جرم مزاحمت دستگیر شده است. اوته سا لحظه ای پرخاش میکند و لحظه ای التماس تا بدین صورت عدم ثبات رفتاری و شخصیتی او برایمان آشکار شود. خود زنی های او و دخالت نیروهای پلیس نیز به تفهیم این امر کمک میکنند. در این سکانس معرفی دوربین روی دست با تکانهای خود حالتی مستند وار به فیلم بخشیده اند. زاویه دید رییس کلانتری نیز با زاویه دید مخاطب یکی میشود تا از همان ابتدا قضاوت در مورد اعمال غیر عادی اوته سا گوشه ای از ذهن مخاطب را درگیر کند.


کارگردانی پارک چان ووک در ادامه نیز کاملا خود را به رخ میکشد تا اولد بوی سرشار از سکانسهای فکر شده و تاثیر گذار باشد. سکانس ربوده شدن اوته سا مثال دیگری از دکوپاژ صحیح پارک چان ووک است. در حالیکه دوست اوته سا درباجه تلفن مشغول گفتگو است دوربین دور او میچرخد(از باجه به خیابان میرسد) و نبود اوته سا را متوجه میشویم. سپس دوربین آرام به سمت بالا حرکت میکند جمعیت پیاده به سرعت از محل حادثه عبور میکنند و با حرکت به سمت راست سارق چتر به دستی را تصویر میکند که محل را ترک میگوید.

پارک چان ووک مشخصا از دو ابزار میزانسن و دکوپاژ برای هرچه تنشزا تر کردن اثرش بهره میبرد. آشکارا پارک چان ووک چشم مخاطب را با دو رنگ( سبز و قرمز )به چالش میکشد. به واقع این دو رنگ بیشترین کاربرد در نماهای اولد بوی را دارند هرچند رنگ های( سیاه.زرد.قهوه ای) نیز گهگاه در قاب دورببن جای میگیرند اما سبز و قرمز بنا به تم کلی فیلم حضور بیشتری دارند. قرمز به عنوان رنگی گرم و نشاندار از حیات و زندگی. به عنوان رنگی انرژی زا و احساسات برانگیز و تداعی کننده زیست انسانی بر لباس اوته سا و میدو مینشیند و در تقابل با رنگ سبز که نشان از دلمردگی و پژمردگی محیط اطراف اوته سا دارد معنا پیدا میکند. لباس قرمزی که اوته سا برتن میکند نشان از نوعی ایستادگی و هجمه بر علیه استبداد و خفقان اطرافش دارد. خفقان ناشی از تحمل حبس پانزده ساله ای که برایش رخ داده است. به یادآورید رنگ بندی زندان اوته سا که سبز در آن خودنمایی میکند. درودیوار.سقف و کف سال
ن و حتی ولوکیشنهایی که اوته سا برای کشف حقیقت در آنها گام میگذارد و با دشمن نبرد میکند نیز غالبا سبز هستند. این تقابل رنگی به خوبی نماهای اثر را رنگ آمیزی کرده اند به عنوان مثال سکانسی که میدو و اوته سا در هتلی مشغل عشقبازی میشوند(از معدود سکانسهای آرامشبخش فیلم) رنگ قرمز غالب میشود. ازنورپردازی راهرو هتل گرفته تا نماهای مربوط به داخل اتاق همگی با رنگ قرمز تزیین گشته اند.

پارک چان ووک از تنوع دراندازه نماها نیز کاملا به جا و در راستای تهییج احساس مخاطب بهره برده است. در اولد بوی برای تشدید حس اظطراب از نمای بسته برای نمایش خون و شکنجه استفاده شده است. مشخصا نمایی که در آن اوته سا با چکش به جان یکی از دشمنان خود افتاده و دندانهای او را میکشد یا جایی در اواخر فیلم که اوته سا زبان خود را از جا میکند دوربین با فاصله نزدیکی که از سوژه میگیرد و قابهای خونینی که میبندد دل مخاطب را به لرزه در می آورد. مثال دیگر از کاربرد این نما در فیلم مربوط به نمای بسته از چشمان اوته سا است . هنگامی که با نگاه به صفحه تلویزیون گذر ایام را نظاره میکند و بی حسی را درچشمان او درک میکنیم .

بدون شک یکی از لحظات ماندگار اولد بوی نمای نفس گیر مبارزه در راهرو است که به خوبی به دیگر کارگردانان و همچنین مخاطبان یادآوری میکند چگونه باید یک لحظه اکشن خلق کرد. دوربین اوته سا و دیگر افراد این هرج و مرج را( تمام قد) به تصویر میکشد. با حرکت اوته سا به سمت آنها دوربین از سمت چپ به راست به حرکت در می آید و بدون اینکه کات شدنی در کار باشد بدون وقفه و از یک زاویه لحظات نفسگیر مبارزه را در قاب تصویر داریم.
حضور موسیقی در این نما استرس و هیجان را افزایش میدهد و ترکیب تصاویر با موسیقی حس این دقایق را به اوج میرسانند. (نمایی بعد از مبارزه را به یادآورید که در آن اوته سا در پیش زمینه خسته و خونین قرار دارد و در پس زمینه دشمنان او کتک خورده و بر زمین افتاده ای که توانایی بلند شدن را هم ندارند) .

زاویه دوربین دراولد بوی معمولا درحالت( آی لول) قرار دارد و به فراخور نیز دوربین از بالا یا پایین سوژه خود را شکار میکند. آشکارا زمانی که اوته سا درموضع ضعف و تنهایی قرار میگیرد دوربین از بالا او را تصویر سازی میکند و در نماهایی که مربوط به برتری و موضع قدرت باشد دوربین جایگاهش را عوض میکند و از پایین نماها را میگیرد.

اولد بوی جهنمی سوزان و عینی را برای مخاطب به ارمغان می آورد. به واقع پارک چان ووک موفق میشود با زبان تصویر و با روایت داستانی که آغاز.میانه و پایان دارد به شکلی هنرمندانه گوشه ای از ذهن دوزخی و پریشان خود را با دیگران به اشتراک بگذارد و شاهکاری خلق کند تکان دهنده و وصف ناپذیر. اولد بوی اثری است برای بارها دیده شدن و برای نقد شدن. اثری که ثابت میکند یک اثر سینمایی مهیج دلهره آور چگونه باید ساخته شود. اولد بوی نمایش یک مبارزه خونین .وحشیانه و دوسر باخت را برای مخاطب تداعی میکند. پس از پایان نمایش فیلم از هرطرف که به ماجرا نگاه کنید نخواهید توانست پیروز یا شکست خورده داستان را با اطمینان تشخیص دهید. این مهمترین امتیاز فیلم است. امتحان کنید....

امتیاز :10

امید سلیمی
@NaghdeFilmoSerial
به نام خدا
vice 2018
کارگردان : آدام مک کی
بازیگران : کریستین بیل ، ایمی آدامز ، سام راکول و ‌...
نویسنده : آدام مک کی
ژانر : زندگی نامه ، درام ، کمدی (من که کمدی ندیدم توش)

مقدمه : دیک چینی معاون ریاست جمهوری در زمان بوش پسر بود و این فیلم داستان زندگی او و نحوه ی رسیدن به‌ قدرت و همچنین سو استفاده از قدرت و اتفاقاتی نظیر یازده سپتامبر توسط دیک چینی را به تصویر می کشد و ..‌.

از مهم ترین نقطه ی قوت فیلم شروع کنیم : کریستین بیل ، این بازیگر توانا در متد اکتینگ و شخصی که واقعا برای نقش آفرینی های خود حتی از سلامتی خود هم مایع میگذارد این بار هم نقش آفرینی هوشمندانه ، باور پذیر ارائه داده و طوری در نقش فرو رفته که گاهی فراموش می کردم که در حال تماشای فیلم هستم نه مستند (البته تدوین و فیلم برداری هم تاثیر داشت چون نوع فیلم برداری و تدوین بیشتر شبیه تدوین و فیلم برداری فیلم های مستند بود تا داستانی) . و تغیر صدا ی بیل که واقعا عالی بود.
نقش آفرینی که بیل را نامزد بهترین بازیگر مرد اسکار کرد اما به نا حق به جایزه نرسید ، اتفاقی که چند بار برای خود بیل تکرار شده.
همچنین دیگر بازیگران هم خوب عمل کردند برای مثال ایمی آدامز که مثل همیشه شخصیتی باور پذیر و جالب ارائه داد .
یا سام راکول که شخصیتی جالب و متفاوت از چیزی که قبلا در رسانه ها و اخبار از جورج بوش پسر شاهد بودیم به نمایش گذاشت.
از دیگر نقاط قوت فیلم گریم عالی شخصیت ها بود که تا حد ممکن به شخصیت های واقعی شبیه شده بودند.

در واقع بار کمدی فیلم بر عهده ی بازیگران بود و هر وقت تصویر از بازیگران دور میشد شاهد صحنه هایی خشن و تراژیک بودیم.
رسانه های آزاد مهم ترین عامل وجود دموکراسی هستند و در این فیلم به خوبی این موضوع نشان داده می شود حتی وجود خود این فیلم هم نشان از آزادی رسانه ای دارد ، افرادی مانند دیک چینی با سو استفاده از موقعیت های موجود سعی در تقویت و افزایش منافع خود دارند و فیلم هایی مانند معاون لازم هست تا افرادی مانند دیک چینی را بهتر بشناسیم اما در این بخش فیلم ضربه می خورد ، آدام مک کی با فیلم رکود بزرگ (با بازی بیل و پیت) یک فیلم افشاگرانه ی درست و حسابی با پرداخت خوب به مخاطب عرضه کرد اما در این فیلم نه تنها به کار ها و دلایل انجام آن ها توسط دیک چینی به خوبی پرداخت نمی شود بلکه حتی به شخصیت او هم به دقت و وضوح لازم پرداخت نمی شود

متاسفانه فیلم در روایت و داستان دچار آشفتگی و حتی حوصله سربری بود ، به قول هیچکاک : درام یعنی زندگی واقعی بدون لحظات خسته کننده ی آن و متاسفانه فیلم با این که سوژه ی مناسب و جنجالی انتخاب کرده بود نتوانست به خوبی به افشا گری و همچنین ایجاد هیجان و تعلیق برسد.
فیلم موضوع و هدف خوبی داشت اما متاسفانه به شخصیت و کار های دیک چینی سطحی تر از انتظار پرداخت شد.

سخن آخر : کریستین بیل عالی بود و فیلم برای کسانی که دیک چینی را نمی شناسند می تواند مفید باشد اما اطلاعات جدیدی از دیک چینی ارائه نمی دهد.

جوایز و افتخارات : گلدن گلوب : برنده جایزه ی بهترین بازیگر نقش اول فیلم کمدی برای کریستین بیل و نامزد در رشته های : بهترین فیلم ، بهترین کارگردانی و ...
اسکار : برنده ی بهترین گریم و
نامزد در رشته های : بهترین بازیگر نقش اول مرد (که برنده شدن واقعا حق بیل بود) و ...

نمره : ۸ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
به نام خدا
heat 1995
کارگردان :مایکل مان
بازیگران : آلپاچینو ، رابرت دنیرو ، وال کیلمر و .‌..
نویسنده : مایکل مان
ژانر : اکشن ، جنایی

مقدمه : داستان فیلم در مورد پیگیری یک دزدی توسط وینسنت هانا که یک کاراگاه نابغه هست و همچنین شخصیت مقابل بود نیل مک کالی که یک دزد حرفه ای می باشد و....

ماندگار در زمان این مهم ترین ویژگی یک شاهکار هنری مخصوصا هنر هفتم هست . در واقع نقش آفرینی های عالی و فیلم نامه و کارگردانی جلوتر از زمان و ... در کنار هم قرار بگیرند یا میلیون ها نفر بگویند یک فیلم شاهکار هست و یا بروند و در imdb نمره ۱۰ به فیلم بدهند (که برای قسمت آخر avengers اتفاق افتاد) فیلم یا سریال شاهکار نمی شوند. بلکه شاهکار چند ویژگی مهم دارد که مهم ترین آن ماندگاری در طول زمان و سال های بسیار هست درست مثل فیلم شاهکار مخمصه.
یکی از بهترین فیلم های اکشن جنایی (من میگم بهترینی که دیدم) توسط مایکل مان خلق شد.
از ایجاد هیجان و استرس در مکالمه ها و حتی نگاه شخصیت ها به هم تا اکشن عالی و ماندگار سرقت از بانک از کلوز شات های به جا از چهره ی بازیگران حتی در صحنه های اکشن تا چهره ی نگران و پر از ترس وال کیلمر (که بازی جذابی ارائه داد) در صحنه درگیری بعد از دزدی از بانک و بازی ماندگار و عالی دو اسطوره ی سینما آلپاچینو و رابرت دنیرو ، همه و همه دست به دست هم دادند تا مهمترین ویژگی های یک شاهکار در کنار یکدیگر قرار بگیرند (ماندگار در زمان ، تاثیر مثبت و متحول کننده بر سینما و ‌..‌.)
اکشن فیلم واقعا جذاب و عالی بود ، فیلم نامه و فیلم برداری و تدوین عالی همراه با درگیری ها و تیر اندازی های جذاب در کنار بازی عالی آلپاچینو و دنیرو و کیلمر یکی از بهترین صحنه های اکشن تاریخ سینما را در درگیری بانک به وجود آورده بود.
آلپاچینو با بازی عالی خود با نگاه و لحن حرف زدن و همچنین حرکات دست و نشان دادن بی قراری خود (متد اکتینگ برون گرا) و رابرت دنیرو با بازی ماندگار خود در نقش یک دزد خونسرد و نگاه های با آرامش و لحن حرف زدن آرام و شمرده (متد اکتینگ درون‌ گرا) ، هر دو اسطوره یکی از بهترین بازی های تمام دوران را به نمایش گذاشتند ، برای بار سوم دیدن این فیلم و نقش آفرینی آن ها از دفعه ی اول و دوم هم جذاب تر بود مخصوصا صحنه ی کافه و رو در رویی این دو بازیگر که شخصیت پردازی و نقش آفرینی آن ها را به بهترین شکل به نمایش گذاشت و البته کارگردانی و تدوین هم با برداشت های زمانی برابر ، هر دو شخصیت را به یک اندازه به مخاطب نشان می دهند.
جزئیات فیلم هم عالی بود ، از اکشن و بخش کارآگاهی تا زندگی شخصی شخصیت ها را به نمایش گذاشت و اضطراب و به هم ریختگی زندگی وینسنت هانا و آرامش سادگی زندگی نیل مک کالی را به نمایش می گذاشت (که زندگی آن ها مثل نقش آفرینی ها و شخصیت پردازیشان بود)

سخن آخر : با یک اثر کامل طرف هستیم ، معمولا در فیلم های اکشن شخصیت پردازی و ... به درستی صورت نمی گیرد اما در این فیلم همه چیز کامل و عالی هست . نه تنها یک فیلم بلکه یک کلاس درس (در تمام بخش ها ی فیلم) برای مخاطبان سینما و دانشجویان و ... (مشابه فیلم citizen kane)

جوایز و افتخارات : ظاهرا هیچ جایزه ای نبرده واقعا عجیب و مسخرس ، چیزی نمی مونه واسه گفتن
امتیاز : ۱۰ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial