🎞نقد فیلم و سریال🎞
1.72K subscribers
2.02K photos
204 videos
27 files
98 links
نقد و بررسی برترین آثار سینمایی دنیا🎥🎬🎞

-------------------------------------

ارتباط با ما⬇️
🆔️ : @I_am_Mr_Mercury
🆔️ : @omidius
Download Telegram
معرفی سریال walking dead
محصول : آمریکا
شبکه : AMC
ژانر : فانتزی اکشن
تعداد فصل : 9
امتیاز : 8.6
شماره ی 28 از لیست سریال های برتر
#سریال_برتر
@NaghdeFilmoSerial
سریال مردگان متحرک یک سریال معروف ساخت شبکه ی amc هستش که نیاز به معرفی نداره. داستان سریال با بیدار شدن پلیسی که چند ماه در کما بوده شروع میشه. وقتی از کما خارج میشه میبینه دنیا تقریبا نابود شده و همه جا رو مردگان متحرک گرفته. جالب اینجاست با این که سریال درباره ی زامبی هاست اما تو سریال هیچ وقت از کلمه ی زامبی استفاده نمیشه.

سریال روند تکراری داره شخصیت ها دائم در حال جنگی بی پایان با زامبی ها و افراد شرور بدتر از زامبی ها هستند و سعی دارن در این دنیایی بی رحم زنده بمونند. یکی از نقاط قوت سریال تا حدودی شخصیت محور بودن اونه. سریال خشن و تاریکه و هیچ راهی برای خلاصی از زامبی ها نیست. فصل اول بیشتر بر محور زامبی ها میگرده و از فصل دوم به بعد انسان ها محور اصلی سریال میشن ، درگیری بر سر غذا ، پناهگاه و ...

سریال یکی از محبوب ترین سریال ها در خود آمریکا و در جهان و البته ایرانه اما از فصل پنجم به بعد افت شدیدی در داستان و بیننده کرده و البته چندین فصل هم تمدید خورده.
سریال نامزد و برنده ی جایزه های معتبری مثل امی و گلدن گلوب شد.
مهم ترین مسئله در مورد سریال پایان اون هست که من به شخصه پایان (یا اگه پایانی باشه پایان خوش) برای این سریال نمی بینم، حتی با رفتن بازیگران اصلی از سریال.

در کل برای طرفدار های زامبی ها به شدت توصیه میشه.
@NaghdeFilmoSerial
معرفی سریال spartacus
تعداد فصل : 4
محصول : آمریکا
شبکه : starz
ژانر : اکشن تاریخی
امتیاز 8.5
شماره ی 29 از لیست سریال های برتر
#سریال_برتر
@NaghdeFilmoSerial
👍1🥰1
سریال اسپارتاکوس یک سریال تاریخی از شبکه ی starz آمریکاست که از سال 2009 تا 2013 در سه فصل و یک مینی سریال شش قسمتی بین فصل اول و دوم پخش شد و سر و صدای زیادی در آمریکا و ایران به پا کرد. این سریال که موفق ترین سریال شبکه بود جلوه های ویژه و و معیار های فنی در تلوزیون را به مرحله ی بسیار بالاتری ارتقا داد.

داستان سریال درباره ی چگونگی برده شدن اسپارتاکوس و شورش اون رو روایت می کنه. اما اشتباه نکنید داستان سریال با فیلم کاملا متفاوته و سریال بسیار جذاب تر و دارای صحنه های اکشن با جلوه های ویژه ی منحصر به فرده و همچنین بسیار دراماتیکه و فضای بسیار غم انگیزی داره.

سریال بر خلاف سریال ها و فیلم های غربی که امپراطوری رم و مردم اون رو بسیار با شرافت و دشمنان اون ها رو وحشی نشون میده در این سریال چهره ی واقعی و کثیف امپراطوری و مردم اون رو به تصویر میکشه. بزرگترین نقطه ی ضعف سریال استفاده ی بیش از اندازه و بی پروا از صحنه های سکس و برهنگی که سریال رو مناسب افراد کم سن نمی کنه. (البته از لحاظ فیلم نامه هم متوسط کار شده) .

در کل سریال عالیه و دیدنشو به همه پیشنهاد میکنم.
@NaghdeFilmoSerial
به نام خدا
aladdin 1992
کارگردان : ران کلمنتس
نویسندگان : ران کلمنتس ، تری روسیو ، جان ماسکر و تد الیوت
راوی : رابین ویلیامز فقید
صدا پیشگان : اسکات وینگر ، جاناتان فریمن ، رابین ویلیامز ، لیندا لارکین و ...
ژانر : انیمیشن ، فانتزی

مقدمه : شاهزاده یاسمین برای فرار از ازدواج اجباری از قصر خارج می شود و در بازار پسر فقیری که از راه دزدی روزگار می گذراند را ملاقات می کند ، یاسمین و علاالدین دلباخته ی هم می شوند اما ....

اگرچه سال ها از ساخت و اکران این انیمیشن گذشته و احتمالا اکثر شما دوستان گرامی این انیمیشن زیبا و نوستالژیک را تماشا کرده اید اما من برای اولین بار این انیمیشن را دیدم و واقعا حیفم آمد که از آن ننویسم.
فرقی نمی کند داستانی که شرکت دیزنی می سازد یا از داستان های کهن ملل بازسازی کند همیشه جذاب ، زیبا ، دلنشین و پر از ویژگی های مثبت انسانی است ( البته از اون هایی که من دیدم)
حتی اگر انیمیشن معروف علاالدین را ندیده باشید حتما داستان زیبای علا الدین و غول چراغ جادو را شنیده اید.
در آغاز داستان علا الدین را می بینیم که برای سیر شدن شکمش تکه نانی دزدیده ولی پس از فرار با زور و سختی از دست گزمه ها وقتی دو کودک را می بیند که در آشغال ها به دنبال غذا می گردند نان خود رو به آن ها می دهد و خود گرسنه می ماند ، چقدر انسانی و چه فداکارانه و همین صحنه بهترین صحنه ی انیمیشن بود و باعث می شود تا این اثر همیشه و در هر دوره ای اثری تاثیر گذار باشد (همین ویژگی ماندگاری در زمان مهم ترین ویژگی هر اثر شاهکاری است و باعث میشد که بتوان علاالدین را شاهکار نامید)
از ویژگی های فنی فیلم لازم به توضیح نیست چون همه واقفن که تولیدات دیزنی عالیه ، شخصیت پردازی ها ، رنگ ، داستان ، شوخی ها و کمدی های انیمیشن ، فضا سازی خاورمیانه ای قدیم و .... همه و همه عالی بودن ولی هدف من نوشتن از ویژگی های انسانی و داستانی این اثر دلنشین هست.
لحظه لحظه ی این انیمیشن تربیت مثبت و انسان دوستی هست ولی این پیام های اخلاقی رو در فضای پر از شوخی و موسیقی منتقل می کنه ، اختلاف طبقاتی که با لانگ شات های شهر عقربه نشون داده میشه تا نا آگاهی و بی توجهی حاکمان آن دوره (و حتی این دوره) نسبت به مشکلات و فقر مردم زیر حکومت آن ها ، از عیار درستکاری مثل علاالدین تا شخصیت شرور جعفر همه و چقدر آشنا هستند ، افسوس که کودکان این زمانه با شخصیت های مسخره ای مثل بن تن و ... آشنا و بزرگ می شوند و یا قهرمانان خیالی کمیک نه با قهرمانانی از جنس مردم مثل علا الدین
دیزنی همیشه نشان داده که در ساخت فانتزی بهترین هست و علا الدین و داستان های دیگر اقتباس از هزار و یک شب گواه این واقعیت هستند ، فیلم نامه ی قوی که قهرمان را بار ها به چالش می کشد تا او ثابت کند قدرت و توانایی ها ی او از خود او نشات می گیرد نه از جادوی چراغ ، از نقاشی ها ی زیبای انیمیشن و رنگ بندی عالی اثر در کنار فضا سازی واقع گرایانه ی انیمیشن همه و همه دست به دست هم داده اند تا ۹۰ دقیقه طنز همراه با اخلاق را برای خانواده و کودکان به ارمغان آورند.

سخن آخر اگر ندید و اگر دیده اید دوباره ببینید مطمئنم لذتی را تجربه خواهید کرد که مدت زمان زیادی هست که از تماشای فیلم یا انیمیشن تجربه نکرده اید.

جوایز و افتخارات : برنده ی جایزه اسکار بهترین موسیقی متن و بهترین آهنگ فیلم ، برنده ی بهترین فیلم نامه و بهترین انیمیشن گلدن گلوب و ...

نمره : ۸ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
معرفی سریال MAD MEN
تعداد فصل : 7
محصول: آمریکا
شبکه : AMC
ژانر : درام
امتیاز : 8.5
شماره ی 30 از لیست سریال های برتر
#سریال_برتر
@NaghdeFilmoSerial
سریال madmen یک سریال درام از شبکه ی معروف amc هستش که در هفت فصل پخش اون به اتمام رسید. مردان خیابان مدیسون (که به اسم خیابانی که محل کار این اشخاص در آن قرار دارد اشاره می کند.)

داستان سریال مربوط به یک بنگاه تبلیغاتی به نام استرینلگ کوپر در خیابان مدیسون در نیویورک در دهه ی شصت میلادی میگذره و به همین خاطر اسم سریال مد من که مخفف مدیسون هست.

داستان مربوط به زندگی کاری و همچنین شخصی کارکنان این شرکت و مخصوصا مدیر آن آقای دان دراپر با بازی جان هام می پردازد و همچین مشکلات کاری در آن دوره مخصوصا برای خانم ها که در جایگاه کاری پایین تری از آقایان در آن دوره قرار داشتند به خوبی به تصویر می کشد. کارگردانی عالی با بازی های عالی و شخصیت پردازی و گریم های مربوط به آن دوره سریالی قوی و منحصر به فرد را به نمایش می گذارد. سریال هم در آمریکا و هم در ایران بسیار محبوب هست. ویژگی های سریال مخاطب را به یاد رویای آمریکای می اندازد. مرد جذاب و موفق و همسر زیبا و خندان که پدر و مادری مهربان هم هستند . البته همه ی این ها عوض خواهند شد زیرا سریال در دهه ی ۶۰ و ۷۰ می گذرد دهه ی تغیر و تحول اقتصاد و فرهنگ آمریکایی.

این سریال برنده ی جایزه های معتبر بسیاری از جمله 16 امی و 4 گلدن گلوب شده. سریال بسیار عالی هست و تحسین مخاطبین و منتقدان رو در پی داشته. بسیاری آن را بهترین سریال درام تاریخ می نامند. پس توصیه ی من برای دیدن این سریال لازم نیست.
@NaghdeFilmoSerial
به بهانه پخش فصل پایانی بازی تاج و تخت:

خشم و هیاهو....

اصولا ما ایرانی ها مردمی هستیم احساسی و هیجانی. در تمام زمینه ها و درمواجهه با هرپدیده ای احساس را بر منطق مقدم میدانیم و به اصطلاح (جوگیر) میشویم. مصداق بارزاین جوگیر بودن و دوری از تعقل در برخورد سریال بازان ما با اثر عظیم بازی تاج و تخت خود را نشان میدهد. قشنگ خاطرم هست زمانی که سریال در میانه راه بود و شگفتی هایی همچون (مرگ نداستارک. عروسی خونین و نبرد بلک واتر و...) را رو کرده بود سریال بازهای عزیز از واژه (شاهکار) برای آن استفاده کردند. درحالیکه شاهکار گفتن برای سریالی که برای اتمام داستانش دست کم به هفت فصل نیاز دارد کاملا احساسی و جعلی است.

زمان گذشت و فصلهای بعدی از راه رسیدند. سریال از منبع اقتباس خود پیشی گرفت. تمرکز سریال برخلاف فصلهای ابتدایی به سمت نبردهای عظیم و جلوه های ویژه شگفت آور رفت و به مرور این سریال از اثری فیلمنامه محور به سمت اثری کارگردان محور رفت. دراین بین اما مخاطب عزیز مدام در حال حواشی سریال و پیش بینی های مجازی شد. مثلا بحث در مورد (تئوری وایت واکر هاو یا والدین جان اسنو و سرنوشت هفت اقلیم و...)درواقع در طی این سالها عزیزان ما جای( اصل و فرع) را باهم عوض کردند یعنی لذت بردن از سریال و سرگرم شدن را فدای پیش بینی های خود کردند و از سریال آن چیزی را ساختند که خودشان انتظار داشتند. (در مورد سه گانه هابیت و قسمت سوم شوالیه تاریکی نیز دقیقا چنین فضایی شکل گرفت !!!)

پس به همین دلیل در روزهایی که شاهد پخش فصل آخر هستیم بیشتر نظرات مخاطبان منفی و نا امیدانه است. تلگرام. اینستاگرام و سایتها را چک کنید تا متوجه وخامت اوضاع شوید. از پیر و جوان. موافق و مخالف سریال ادعادارند نسبت به نویسندگان سریال باهوش ترهستند و از کارگردانهای سریال هم بهتر اکشن خواهند ساخت!!!
همان عزیزانی که روزی با تماشای فصلهای ابتدایی از آن شاهکار ساختند و آنرا بهترین اثر تاریخ تلویزیون خواندند(متر و معیارشان چیست دقیقا؟؟؟) اکنون آنرا اثری صرفا سرگرم کننده و پر از ضعف میدانند که فقط ارزش تماشا دارد و دیگر هیچ!!!


موضوع فقط این سریال نیست ما عادت داریم به هر پدیده به شکل صفر یا یک نگاه کنیم. اهل تحلیل نیستیم و نمیخواهیم نقاط ضعف و قوت راباهم ببینیم. بازی تاج و تخت هم به روزهای پایانی خود نزدیک میشود اما همه میدانیم که ارباب حلقه ها. ویچر و... هم در راه هستند. چه کسی میتواند ادعا کند حواشی این سریال برای آنها تکرار نشود؟

امید سلیمی
@NaghdeFilmoSerial
به نام خدا
lolita 1962
کارگردان : استنلی کوبریک فقید
بازیگران : جیمز میسون ، پیتر سلرز ، سو لاین و ...
نویسندگان : ولادیمیر ناباکوف ، استنلی کوبریک و جیمز هریس
ژانر : درام ، کمدی سیاه

مقدمه : یک نویسنده ی میان سال عاشق دختر نوجوانی به نام لولیتا می شود و ...


تنها کارگردانی که هر وقت فیلمی از او می بینم مطمئن هستم که فیلم و به خصوص کارگردانی مرا جذب خواهد کرد استنلی کوبریک کبیر و آثار اوست .
فیلم لولیتا رو کوبریک بعد از فیلم عظیم اسپارتاکوس ساخت و به همه ثابت کرد که در هر ژانری بهترین است.
فیلم لولیتا درباره ی یک استاد زبان فرانسه ای که تازه وارد یکی از شهر های نیوهمشایر شده و عاشق دختر ۱۲ ساله ای به نام لولیتا می شود و با مادر او ازدواج می کند تا به او نزدیک شود می باشد ، اما کوبریک در این فیلم بیشتر از پرداختن به رابطه ی هامبرت و لولیتا به برداشت و فرضیه ها ی مردم و اطرافیان نسبت به این رابطه (که نمی دونن قضیه از چه قراره ولی قضاوت می کنن) می پردازه و حتی از گفتگو ها و شیمی بین دکتر و لولیتا هم بیننده به وضوح متوجه رابطه ی این دو نفر نمیشه و من شخصا عمق رابطه ی این دو نفر رو نگرفتم و تنها چیزی که معلوم بود عشق دکتر هامبرت به لولیتاست (و معلوم نیست همراه با رابطه ی جنسی یا افلاطونی) در عوض شخصیت های فرعی بسیاری هستند که در مورد این رابطه قضاوت می کنند یا بر روی آن تاثیر می گذارند .
مانند دیگر فیلم های کوبریک کبیر در این فیلم هم دقت و وسواس کارگردان معلوم است به خصوص در جزئیات پس زمینه فیلم و پویایی فیلم با وجود کم حرکت بودن فیلم ، اما ویژگی های دیگری مثل نور پردازی ، قاب بندی و ... و همچنین جذابیت و روایت داستان و ... ضعیفت تر از دیگر فیلم های استاد هست (از فیلم هایی که دیده ام از کوبریک) و شاید ضعیف ترین فیلم بلند ایشان در کل
از لحاظ بازیگری هم در سطح متوسطی قرار داشت و فقط جیمز میسون و سو لاین بازی درخشانی را به نمایش گذاشتند .

سخن آخر : فیلم ارزش یک بار دیدن را دارد مگر می شود از فیلم استاد کوبریک گذشت.


نمره : ۸ از ۱۰
alireza ripper

@NaghdeFilmoSerial
به نام خدا
triple frontier 2019
کارگردان : جی سی چاندور
بازیگران : چارلی هونام 😍😎 ، بن افلک ، اسکار آیزاک ، پدرو پاسکال و ..‌.
نویسنده : مارک بول
ژانر : اکشن

مقدمه : پنج دوست قدیمی و کهنه سرباز برای یک سرقت بزرگ به آمریکایی جنوبی می روند و ...

در فیلم های اکشن های ساخت چند سال اخیر سال به سال فیلم ها از نظر جذابیت و داستان و محتوا ضعیف تر می شوند و شاهد آشغال هایی مثل ۲۲ مایلز که با نام اکشن به مخاطب قالب می شوند هستیم اما فیلم مرز سه گانه (که اشاره به مرز میان سه کشور برزیل ، آرژانتین و پاراگوئه دارد) استثناست.
بد ترین ظلمی که در حق یک نفر می تواند بشود نرسیدن به حقش است ، مهارت و لیاقتی که دارد و تلاش ها و خطر هایی که کرده است ، پنج کهنه سرباز که بعد از سال ها جنگ و سختی جایگاه اجتماعی پایینی دارد برای کشتن بزرگترین کارتل مواد مخدر برزیل راهی سفری خطرناک می شوند.
کارگرانی فیلم در حد معمول بوده و فقط داستان را تصویر سازی کرده است و بس .
شخصیت پردازی ها فقط با دیالوگ ها ی ساده و تیپ سازی معمولی نظامی شکل می گیرند و از گذشته ی شخصیت ها هیچ چیزی بیان نمی شود و میرانسن و دکوپاژ و ... همه به صورت ساده در کنار یکدیگر قرار گرفته اند ولی کارگردان هم سعی نمی کند تا فیلم را بزرگتر از آن که هست نشان دهد.
تیم بازیگری نسبتا خوب و سر شناس فیلم مهمترین نقطه ی قوت فیلم می باشد ، برای مثال چارلی هونام که بازی شاهکار و بی نظیر او در سریال پسران آشوب در این فیلم ها با بازی زیر پوستی و باور پذیر و همچنین دیگر بازیگران فیلم مهم ترین دلیل جذب بیننده می باشند.

همچنین فضا سازی ها با استفاده از فیلم برداری و ... هم نسبتا خوب در آمده است. بیشتر از دشمن اشتباهات و رفتار های این پنج نفر باعث به خطر افتادن ماموریت و زندگی این کهنه سربازان می شد و حتی مهم ترین جدال را هم با خودشان و طبیعت داشتند.

فیلم و داستان آن واقعا قابلیت بالایی برای بهترین اکشن بودن سال و حتی چند سال اخیر داشت ولی به دلایلی مانند ضعف کارگردان و ... به هدر رفت.

سخن آخر : اگه از اکشن های تولیدی این روز ها خوشتون نمیاد این فیلم رو ببینید شاید مورد پسندتون بشه

نمره : ۷ از ۱۰

alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
کوتاه با Arrival :

پاداش انسانیت.....

دکتر لوییس بنکس(امی آدامز) یکی از همان قهرمانهای همیشگی آثار دنیس ویلنوو است. قهرمانی تنها که برای رسیدن به هدفش در تلاش است و اگرچه درجمع فعالیت میکند اما کسی گوشش به حرفهای او بدهکار نیست. همچون سیکاریو و بلیدرانر و... که درآنها نیز شاهد دست و پازدن قهرمان در باتلاقی عمیق و ترسناک بودیم در فیلم ورود نیز دکتر بنکس برخلاف سایرین که از ترس ناشناخته ها مدام مشغول مذاکره و طرح نقشه های نظامی و عملیاتی هستند گویا راه خودش رامیرود و در راهش مصمم و با اراده است.

ورود در مورد نوع فهم و برخورد انسان با پدیده های ناشناخته و مرموز است. مسئله فیلم ورود زمینی یا فضایی بودن پدیده ها نیست. ورود در مورد چرایی و چگونگی واکنش بشر در مواقع برخورد با حوادث است. پیشنهاد ویلنوو نگاه علمی و بدور از خشونت در مواجهه با ناشناخته ها است. اگرچه با تماشای فصل افتتاحیه اثر ممکن است مخاطب انتظار لحظات ملتهب رویارویی ارتش با بیگانگان را درذهن بپروراند اما ویلنوو راه کنکاش.جستجو و گفتمان با آنها را درپیش میگیرد. دکتر بنکس به عنوان شخصیتی که بنظر میرسد از ابتداتا به انتهای فیلم به خود و توانایی های خویش ایمان دارد بحران را به روش خود پیش میبرد و پاداش صبرش را هم دریافت میکند.

این فیلم نیز همچون دیگر آثار ویلنوو از فیلمبرداری و بافت بصری غنی بهره میبرد. تنوع نماها و مهمتر کارکرد درست و به جا هرکدام باعث شده اند ورود از نظر کارگردانی در سطح بالایی قرار داشته باشد. به عنوان مثال نخستین رویارویی تیم انسانها با بیگانگان را به یاد آورید. موسیقی پرحجمی که تمام حواس مخاطب را جذب فیلم میکند به علاوه نماهایی که بیگانگان را میان حجم غلیظی از مه سفید رنگ و پشت شیشه نمایش میدهند و کوچکی ابعاد انسانها در مقابل نیروی ناشناخته فضایی همگی لحظات نفسگیری را برای مخاطب به ارمغان می آورند. مثال دیگر در بخش پایانی فیلم است که دکتر بنکس به محل حضور بیگانگان فراخوانده شده و میبایست به تنهایی با آنها مذاکره کند. میزانسن و دکوپاژ دراین بخش نیز تماما برای خالی کردن دل مخاطب طراحی شده اند. از نماهای بسته چهره هراسان دکتر گرفته تا سکوت دیوانه وار حاکم بر محیط و فاصله اندک بیگانه مورد نظر تا لنز دوربین همگی تعلیق را در تک تک ثانیه ها جاری میکنند.

در انتها لازم است اشاره کنم این فیلم را در حد بهترین ساخته های ویلنوو عزیز نمیدانم . ورود با تمام ویژگی های مثبت خود آن تاثیرگذاری و ماندگاری آثار مهمتر ویلنوو را ندارد(سوختگان.زندانیان.بلید رانر ۲۰۴۹) چرا که اساسا پایان بندی آن کمی عجله ای .به دور از منطق و به اصطلاح اجباری است. هرچند ویلنوو با یک پیچش داستانی به موقع مخاطب را غافلگیر میکند (به اشتباه انداختن در مورد زمان وقوع حوادث بین دکتر و دخترش) اما این امر نیز نمیتواند جمع بندی و برداشت نهایی اثر را به سطح بالایی برساند. ورود اثر تماشایی و خوبی است اما توقع از ویلنوو همواره بیشتر از اینهاست.


امتیاز :7.5


امید سلیمی
@NaghdeFilmoSerial
به نام خدا
arrival 2016
کارگردان : دنی ویلنوو
بازیگران : ایمی آدامز ، جرمی رنر و ...
نویسنده : اریک هیزرر
ژانر : درام ، علمی-تخیلی

مقدمه : با فرود آمدن ۱۲ سفینه ی فضای در نقاط مختلف سیاره ی زمین ارتش آمریکا به سراغ زنی مترجم که به زبان های زیادی مسلط است می رود به نام لوییس و از او کمک می گیرد و ...

تقریبا تمام فیلم های علمی تخیلی که در آن ها فضایی ها وارد زمین می شوند آن هم به صورت گروهی ، هدفشان نابودی نسل بشر و تصرف زمین و دیگر خزعبلات از این قبیل است ، اما فیلم ورود استثناست هم از لحاظ داستان و اتفاق ها هم از لحاظ کیفیت بالای محتوا و فرم این اثر که کارگردان با نما ها و سکانس ها ، میزانسن و ... عالی آن را در حد بهترین های این ژانر بالا می برد ، یک فیلم پیچیده اما قابل فهم برای مخاطبان عام همان قضیه ی خدا و خرما رو با هم داشتن فیلم هایی مثل مکس دیوانه ، یک اثر سرگرم کننده و در عین حال قوی که مخاطب و منتقد را راضی نگه میدارد و در عین حال ویژگی های مخصوص فیلم های این کارگردان را هم دارد.

مثل دیگر فیلم های با این موضوع و داستان مشابه نیست که با عجله به سراغ فضایی ها برود و جنگ و ... را آغاز کند بلکه تا اوسط فیلم هم نمی توانیم موجودات فضایی را ببینیم.
فیلم در حین حال که علمی تخیلی است بسیار واقع گرایانه است و به جای تفنگ های لیزری و جنگ در آن سوی ستاره ها ، جنگی که انسان با خودش و جدلی که با انسان های دیگر دارد را به تصویر می کشد مخصوصا در شرایط بحرانی
بیشتر از این که در مورد دشمنی با بیگانگان (چه فضایی چه زمینی و هر کسی که با خود شخص فرق داشته باشد) باشد در مورد ارتباط است ، ارتباط و دوستی که متاسفانه دشمنی را به آن ترجیح می دهیم.

فیلم با استفاده از فضا و نور تیره و موسیقی متن و ... تعلیق و فضا سازی خوبی انجام می دهد .

شخصیت پردازی ها و نقش آفرینی بازیگران عالی هستند و همچنین با فلش بک هایی که به گذشته ی لوییس می شود شخصیت پردازی بهتری صورت می گیرد (که بعد از پیچش فیلم مشخص می شود فلش فوروارد هستند) ، حتی در پرداخت به موجودات فضایی هم عالی عمل شده و آن ها را موجوداتی انسان گونه و در عین حال شیطانی و ... به تصویر نکشیده بلکه موجوداتی پیچیده و متفاوت از انسان ها یا دیگر موجودات فضایی به تصویر کشیده شده در فیلم های مشابه می باشند.

جوایز و افتخارات : برنده ی اسکار بهترین تدوین صدا و نامزد اسکار در رشته های : بهترین صدا گذاری ، طراحی هنری ، تدوین ، فیلم برداری ، فیلم نامه ی اقتباسی ، بهترین کارگردانی و بهترین فیلم و ....

نمره : ۸ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
The Last Kingdom
روایت یکی از خونین ترین و سخت ترین روزهای تاریخ بریتانیا
سریال The Last Kingdom یا آخرین پادشاهی یکی از آخرین محصولات تاریخی شبکه جهانی بی بی سی انگلستان است که پخش آن از در روز 10 اکتبر 2015 از دوشبکه بی بی سی آمریکا و بی بی سی بریتانیا آغازشده است. اما چه شد که شبکه بی بی سی تصمیم به ساخت این سریال گرفت. ماجرا به دو سال قبل یعنی 2013 میلادی باز می گشت زمانی که شبکه آمریکایی هیستوری با پخش سریال Vikings توجه میلیون ها بیننده را به خود جلب کرد. این سریال که پیش از این در کانال معرفی شده ، روایت گر حمله اقوام وایکینگ به انگلستان و سپس کل اروپا بود. این سریال که روایت گر شکست های بریتانیا بود بشدت محبوب شد و به همین خاطرشبکه بی بی سی تصمیم گرفت یک روایت جدید و متفاوت از روزهای حمله وایکینگ ها به بریتانیا را به تصور بکشد. برای ساخت این سریال کتاب تاریخی برنارد کون ول به نام داستان های ساکسون انتخاب شد ماجرای سریال آخرین پادشاهی از اواسط حمله وایکینگ ها در سال 866 آغاز می شود. شهر کوچکی به نام ببنبرگ در ایالت نورثامبریا محل وقوع آغاز داستان های این سریال است. پسری به نام آزبرت که فرزند لرد اوترد حاکم ببنبرگ متوجه کشتی های وایکینگ ها در ساحل می شود. بلافاصله قلعه کوچک ببنبرگ محاصره شده و پسر بزرگ حاکم قلعه به دست وایکینگ های مهاجم کشته می شود. اوترد که اکنون جز آزبرت کوچک پسر دیگری ندارد طی مراسمی در قلعه محاصره شده او را اوترد پسر اوترد می نامد و بدین ترتیب ماجرای قهرمان اصلی سریال آغاز می شود. مبارزه لرد اوترد با وایکینگ ها حاصلی جز شکست ندارد و به زودی اوترد کوچک تبدیل به یک اسیرمی شود. اما از بخت خوبش یکی از رهبران وایکینگی به نام رگنار رگنارسون (با رگنار لاثبروک سریال Vikings فرق داره) او را به فرزندی خود قبول کرده و به او لقب اوترد راگنارسون می دهد. اوترد کوچک در کنار دشمنان دیروز و خانواده امروز خود تربیتی کاملا دانمارکی پیدا کرده و با فرزندان راگنار بزرگ می شود اما این تازه آغاز ماجراست. زمانی که حملات وایکینگ ها به بریتانیا آغاز می شود این کشور پادشاهی متحدی نیست و از چندین پادشاهی کوچک با نام های نورثامبریا،مرسیا،انگلیای شرقی و غربی و در نهایت وسکس تشکیل شده است. زمانی که اوترد به سنین جوانی می رسد تمام این پادشاهی به غیر از وسکس تسخیرشده و است. اما شاه اتلرد پادشاه وقت وسکس در سال 871 می میرد و بزرگان وسکس برادر جوان تر او آلفرد را به پادشاهی انتخاب می کنند. همزمان اوتردجوان در یک ماجرای تلخ کل اعضای خانواده دانمارکی اش از جمله پدرخوانده اش راگنار را در حمله گروهی دیگر از وایکینگ ها کشته می شوند. تنها دو خواهر و یک برادر خوانده اوترد به نام رگنار جوان نجات پیدا کرده و یکی از خواهرانش نیز اسیر دشمنان هم قبیله ای اش می شوند. این اتفاق تلخ به یک انگیزه قوی برای راگنار برای مبارزه با گروهی از وایکینگ ها تبدیل شده و بعد از حوادث جذابی او را به دربار آلفرد می رساند. جایی که علی رغم تبار بریتانیایی اوترد به او به چشم یک کافر نگاه شده و هیچ گونه اعتمادی به او وجود ندارد. اما اوترد جوان با تحمل سختی های فراوان و همچنین آموزش فنون جنگ وایکینگی به ارتش آلفرد به زودی ارزش های خود را ثابت کرده و البته در این بین از جستجو برای قاتلان پدرش نیز ناامید می شود.همچنین اوترد از زادگاهش ببنبرگ که اکنون به دست عموی خیانت کارش اداره می شود نیز غافل نیست و به دنبال راهی برای بازگشت و تصرف سرزمین پدری خود است.
سریال آخرین پادشاهی اگرچه جذابیت های خارق العاده سریال Vikings را ندارد اما به خوبی توانست تاریخ بریتانیا را از نگاه دیگری برای مخاطبان جهانی خود روایت کند. تاکنون 2 فصل از این سریال جذاب از شبکه جهانی بی بی سی و یک فصل آن توسط شبکه Netflix پخش شده است و ساخت آن برای فصل چهارم نیز تمدیده شده. استفن بوچرد و نیگل مرچنت سازندگان این سریال سبک درام تاریخی هستند. الکساندر دریمون در نقش اوترد،دیوید داوسن در نقش آلفرد به همراه امیلی کوکس،آدرین بارو ،هری مک انتایر،توماس گابلریسون به همراه بسیاری از بازیگران آمریکایی وبریتانیایی در این سریال جذاب و تاریخی ایفای نقش می کنند. همچنین فصل اول این سریال از وب سایت Rotten Tomatoes نمره خوب 7.6 از ده را گرفته است. وب سایت Metacritic هم به فصل اول این سریال نمره 78 از 100 را داد.
به نظر من این سریال از وایکینگ ها هم بهتره چون سیاست و تاریخ و جنگ رو راه هم داره(وایکینگ ها هم داشت ولی این تناسب بهتری داره)
@NaghdeFilmoSerial
last kingdom
@NaghdeFilmoSerial
به نام خدا
mule 2018

کارگردان : کلینت ایستوود
بازیگران : کلینت ایستوود ، بردلی کوپر و ...
نویسنده : نیک شینک
ژانر : درام ، جنایی

مقدمه : پیر مردی به نام ارل پس از سال ها کار کردن مجبور می شود برای تامین هزینه هایش با وانت خود به قاچاق مواد مخدر بپردازد و ...

از فیلم های ساخته ی ایستوود کبیر تعداد فیلم هایی که دیده ام به تعداد انگشتان یک دست می شود اما همه واقعا عالی بودند و انتظاری که از این فیلم هم داشتم کمتر از عالی نبود به خصوص وقتی ایستوود و بردلی کوپر هم بازیگران اصلی باشند‌ اما نه تنها عالی نبود بلکه کمی نا امید هم شدم و حتی سرگرم کننده هم نبود.

با فکر کردن به قضیه ی قاچاقچی و پلیس ذهن بیننده به تعقیب و گریز های خفن و هیجان می رود ولی اصلا خبری از این جور چیز ها نیست ، روایتی آرام و احساسی عمیق اما تقریبا حوصله سر بر از سفر های جاده ای پیر مردی که نزدیک به ۹۰ سال دارد و همچنین گهگداری نگاهی به شخصیت هایی مانند پلیسی به نام کالین یا بعضی از اعضای خانواده ی ارل و دیگر شخصیت ها که اصلا در فیلم مهم جلوه نمی کنند ، شخصیت پردازی ضعیف ارل و نبود شخصیت پردازی برای دیگر شخصیت ها به خصوص کالین با بازی بازیگر خوبی مثل بردلی کوپر جز مهم ترین ضعف های فیلم هست.
فیلم واقعا ظرفیت بالایی برای موفقیت و تبدیل شدن به فیلمی هیجان انگیز و جذاب را داشت که با شخصیت پردازی های بسیار ساده و سطحی و دیالوگ محور بودن بیش از حد از دست رفت.
ایستوود در مقام کارگردان فیلم هایی خوب و ماندگاری ساخته اما انقدر فیلم بد هم دارد که خیلی ها اسم فیلم ها رو هم نشنیدن شاید باورش سخت باشد که کلینت ایستوود بیش از ۷۰ فیلم بلند ساخته.
اتفاقات داخل فیلم هم بسیار ساده و احمقانه اتفاق می افتند و ویژگی ها ی ارل و خواسته های او را بیشتر با دیالوگ متوجه می شویم تا رفتار و اعمال او.
ویژگی های فنی فیلم مثل فیلم برداری و نور پردازی و ... با این که بسیار معمولی هستند و ویژگی خاصی ندارند خوب کار شد و ضعف فیلم بیشتر در داستان و شخصیت پردازی هست تا بخش های فنی.

سخن آخر این که اگر هم ندیدید چیز خاصی از دست نداده اید

نمره : ۷ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial