🎞نقد فیلم و سریال🎞
1.72K subscribers
2.02K photos
204 videos
27 files
98 links
نقد و بررسی برترین آثار سینمایی دنیا🎥🎬🎞

-------------------------------------

ارتباط با ما⬇️
🆔️ : @I_am_Mr_Mercury
🆔️ : @omidius
Download Telegram
Return of the ringo 1965

یک ساعت اول فیلم عالی بود سکانس کلیسا و جایی که رینگو زنش رو دید واقعا دراماتیک بود
ولی ۳۰ دقیقه آخر کارگردان کم اورد وضعف کارگردانی فیلم زد بیرون

با بازی جولیانو جما😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍
اینم یه وسترن اسپاگتی دیگه

@NaghdeFilmoSerial
👍2
Death Rides a Horse 1967

تارانتینو ارجاعات زیادی به این فیلم زده تو آثارش

@NaghdeFilmoSerial
👍1
Django 1966

خشنترین فیلمی بود که تا اون زمان ساخته شد. به علت خشونت بالا تو خیلی کشورها اکران نشد.

۸۵ تا دنباله از جانگو ساخته شد و حتی یه فیلم پورن هم با نام جانگو ساختن
تو ژاپن هم فیلمی با نام جانگو توسط تاکاشی مایک پست مدرن ساز ژاپنی ساخته شد.
تارانتینو هم که یه فیلم داره جانگو رها شده. از موسیقی متن این فیلم هم استفاده کرده.

@NaghdeFilmoSerial
🔥2
The great silence 1968

اینم فیلمی عجیب با خشونت بالا بود.‌
موسیقی متن بینظیر موریکونه زیبایی خاصی به فیلم بخشیده.

@NaghdeFilmoSerial
👍2
Compañeros 1970

The Mercenary 1968

دو فیلم با موضوعیت انقلاب مکزیک

@NaghdeFilmoSerial
👍2
A Bullet for the General 1966

جز وسترنهای اسپاگتی که خشونت بالایی نداره. فیلمی بشدت به یاد ماندنی هست.
شخصیت و روابط توش مهمه

@NaghdeFilmoSerial
👍2
They Call Me Trinity 1970

Trinity Is Still My Name 1971

۲ تا وسترن کمدی با دوبله های فارسی عالی

دومی بینهایت خنده داره و تبدیل شد به پرفروشترین فیلم سینماهای ایتالیا تا آن زمان

باد اسپنسر و ترانیس هیل بازیگراش هستند

@NaghdeFilmoSerial
👍4
دیروز فیلم grand tourismo رو دیدم واقعا فیلم خوبی بود ، یکم تو داستان مشکلاتی مثل کلیشه های رایج و یا طولانی بودن رو داشت اما تو سکانس های مسابقه واقعا عالی عمل کردن ، پیشنهاد میکنم این آخر هفته ببینیدش
🎞نقد فیلم و سریال🎞
هیچوقت درمورد تاثیر نئوریالیسم ایتالیا، اکسپرسیونیسم آلمان و کارگردانان مهجوری مثل داگلاس سیرک و سرجیو لئونه و تاثیرشون بر سینما هیچوقت بحث نشد و هیچکسی کتابی ننوشت. ولی همشهری کین شد تاثیرگذارترین فیلم تاریخ سینما😂😂 این تاثیر همشهری کین رو من هیچوقت نفهمیدم…
درباره هیچکاک هم قبلا گفتم هیچکاک جهان جدیدی به سینما نیاورد.
محبوبیت هیچکاک برمیگرده به اینکه مجموعه کاملی از تکنیکهای سینمای کلاسیک تو فیلماش هست. زوم دالی زوم انواع کات و ....
و هیچکاک یک پکیج کامل برای کسانی هست که میخوان تکنیک سینما یاد بگیرند.

وگرنه هیچکاک به نظر من جز تکنیک هیچ چیز جدید و نویی به سینما نیاورد.
تاثیر هیچکاک بر سینما از نگاه من در حد تکنیک های قوی هست

@NaghdeFilmoSerial
🎞نقد فیلم و سریال🎞
و خب مشخصه جامپ کات و اسلوموشن و یسری تکنیکهایی که بعدها اومدن تو فیلمهای هیچکاک نیست. اصلا جامپ کات و کرش زوم و پن شلاقی تو سینمای کلاسیک نازیبایی هستند. @NaghdeFilmoSerial
تو سینمای کلاسیک فرض بر این هست که دوربین باید نامرئی باشه و حرکت دوربین نباید احساس بشه و زمان نباید غیر خطی بشه مگر برگشتن به خاطرات شخصیتها
چون وقتی زمان همینجوری غیرخطی میشه مثل ۸ نفرت انگیز بازم حضور و دخالت کارگردان حس میشه.

@NaghdeFilmoSerial
🎞نقد فیلم و سریال🎞
تو سینمای کلاسیک فرض بر این هست که دوربین باید نامرئی باشه و حرکت دوربین نباید احساس بشه و زمان نباید غیر خطی بشه مگر برگشتن به خاطرات شخصیتها چون وقتی زمان همینجوری غیرخطی میشه مثل ۸ نفرت انگیز بازم حضور و دخالت کارگردان حس میشه. @NaghdeFilmoSerial
برای همینه جامپ کات نداریم تو سینمای کلاسیک چون مخاطب با پرش زمانی مواجه میشه و خب به نوعی میگند برهم زننده حس هست. فیلم باید مخاطب رو غرق در خودش کنه و جامپ کات و اسلوموشن به عقیده بعضی باعث میشه مخاطب با خود بگه اینکه واقعی نیست چون تو واقعیت نه اسلوموشن داریم نه جامپ کات

@NaghdeFilmoSerial
🎞نقد فیلم و سریال🎞
درباره هیچکاک هم قبلا گفتم هیچکاک جهان جدیدی به سینما نیاورد. محبوبیت هیچکاک برمیگرده به اینکه مجموعه کاملی از تکنیکهای سینمای کلاسیک تو فیلماش هست. زوم دالی زوم انواع کات و .... و هیچکاک یک پکیج کامل برای کسانی هست که میخوان تکنیک سینما یاد بگیرند. وگرنه…
یه جمله هم از هیچکاک در سایتی میخواندم سالها پیش که هیچکاک گفته بود هرچه از سینما لازم بود در آلمان یاد گرفتم.
صحت و سقم این حرف هیچکاک رو نمیدونم. چون بعضا از زبون بعضی افراد مهم به دورغ هم مطلب میزارن

@NaghdeFilmoSerial
🎞نقد فیلم و سریال🎞
The great silence 1968 اینم فیلمی عجیب با خشونت بالا بود.‌ موسیقی متن بینظیر موریکونه زیبایی خاصی به فیلم بخشیده. @NaghdeFilmoSerial
این فیلم نزدیک کریسمس منتشر شد و فیلم بشدت دارک و تلخ بود. برای همین جمعی از طرفداران کوربوچی نامه بهش نوشتن و گفتن این فیلم کریسمس مارو زهرمارمون کرد
و کوربوچی‌ هم یه پایان الترناتیو براشون فرستاد که تلخ نبود و کریسمس رو به شادی سپری کردن😂😂😂

@NaghdeFilmoSerial
نگاهی به بی‌رویا:

اصولا معتقدم که نباید در مواجهه با (بی‌رویا) یا هر اثر وطنی دیگری که در تلاش است تا در این سینمای (درگیر با فقرِ ژانر)، متفاوت عمل کند و با گریز به ژانرهای گوناگون ، مخاطب را همراه سازد ، خیلی سخت گرفت و به اصطلاح عامیانه (مور را از ماست بیرون کشید.) چرا که آشکارا در این چند دهه ، چیزی نکاشته‌ایم که اکنون توقع برداشتِ خاصی را داشته باشیم. اگرچه اسامی همچون فریدون‌جیرانی.محمدرضاهنرمند. فرزاد موتمن(از نسل قدیم) و هومن‌سیدی. مانی‌حقیقی و... (از نسل جدید) فیلمسازان ما ، گاها آثاری متفاوت و در چارچوب ژانر را پیش چشم مخاطب قرار دادند اما معتقدم تمامی‌شان حالتی گذرا و جرقه‌وار داشته و هیچ‌گاه بدل به جریانی مشخص و تاثیرگذار بر دیگر فیلم‌سازان ، نگشته‌اند.

در نتیجه بی‌رویا نیز بعنوان نخستین ساخته بلند (آرین وزیر دفتری) در نهایت اثری است هدر شده که به راحتی از یادها خواهد رفت. 
روایتی شخصیت‌محور که پس از مقدمه‌ای کوتاه، به سرعت از حادثه محرک‌اش رونمایی کرده و به مرور با خلق داستانک‌هایی درتلاش است تا در فضایی مالیخولیایی، به ژانر معمایی_روانشناختی چنگ زده و مطابق انتظار با یک چرخشِ داستانی، مخاطب را شوکه کند و...

روایت بنا بر نکات فوق به درستی فرضیه‌های مختلفی را ترسیم میکند تا ضمن پیش بردن داستانک‌ها در نهایت در اوجِ روایت، تکلیف مخاطب را با تمامی ابهام‌ها روشن سازد. از این فرضیه که بنا بر غیرعادی و آزار دهنده بودنِ عمده وقایع، میبایست تمام آنها را مربوط به کابوس شخصیت رویا در نظر بگیریم، گرفته تا فرضیه شوهری پلید با ذهنی پیچیده و خطرناک ، به منظور آزار رساندن به همسر (حسادت شوهر به دوستِ دوران دانشگاه و همکار فعلی رویا، این فرضیه را قوت میبخشد) و در نهایت فرضیه بیماری روحی رویا و بی‌گناه بودن سایرین (فرضیه‌ای که از اواسط روایت قوت گرفته و اتفاقا صحیح هم از آب در می‌آید)

ضمن اینکه در کارگردانی نیز با نکات جالبی طرفیم از جمله اینکه وزیر دفتری بر خلاف خیلی از آثار هنرمندان جوان ، نمیکوشد تا به هر بهانه‌ای تکنیک را در حلقِ مخاطب فرو کرده و با بهره گیری‌های گاه و بیگاه از لانگ‌تیک و تغییر زوایای دوربین و ... به اصطلاح ، کاربلدی خود را به رخ مخاطب بکشد و تنها در صورت نیاز ، کارگردانی‌اش را محسوس میکند. از جمله بازی با نور در چند مقطع از روایت که برای اثری که بر پایه شخصیت‌هایی مبهم و مرموز ، پیش میرود ، اجتناب ناپذیر است.

اما با وجود تمامی این نکات، اثر را تجربه‌ای مهیب و یکدست نمیدانم. چرا که اگرچه در نهایت میتواند مخاطب را ولو برای اندک دقایقی ، غافلگیر کند اما اگر از فضای هیجانی اثر فاصله گرفته و مجموعه سکانس‌ها را مجددا پیش خود مرور کنیم ، نمیتوانیم به کد و نشانه‌های قابل توجه‌ای مبنی بر شخصیتی که با اسکیزوفرنی درگیر است، دست پیدا کنیم و چنین حس میکنیم که خالق اثر، ما را دست انداخته است! صرف پرهیز از سخن گفتن تا نیمه ابتدایی و در ادامه همراهی با زوج در بیمارستان و... یک بیمار اسکیزوفرنی را نتیجه نداده و عملا چنان رفتار و کلامِ محدودی را از وی شاهدیم که نمیتوانیم با بحثِ بیماری روحی‌اش کنار بیاییم. 

ضمن اینکه متاسفانه تکلیف برخی جزییات نیز مشخص نمیشود : مثلا در اوایل روایت که رویا ، دختر غریبه را نزد کلانتری میبرد(که در نهایت میفهمیم، رویا همان غریبه است نه آن دختر) مگر با پسر بچه و پدرش روبرو نمیشود ؟(همان پسری که درواقع، فرزند اوست و پدری که همسرش حساب میشود) پس چرا شاهد هیچ واکنشی از سمت آنها به رویا نیستیم؟ (انسانهایی که از شرایط عادی عقلی_روحی برخوردار بوده و طبیعتا میبایست همان‌جا شناسایی‌اش میکردند) رویا یک بیمار متوهم است . همسر و پسر چرا اینگونه رفتار میکنند؟ 
همین ماجرا را برای رفتن به مسجد و مراسم ختم نیز داریم. دیگران که سالمند چرا هویتِ رویا را تشخیص نمیدهند؟ 
مگر این وقایع عینا اتفاق نیفتاده‌اند؟ اگر هم نیت نویسنده بر ذهنی بودن آنهاست، با چه کد یا کدهایی باید فرضیه ذهنی بودن‌شان را بپذیریم؟
 در نهایت ،کدامشان برای ما باز میشوند؟

اینجا که دیگر با (شاترآیلندی) طرف نیستیم که در نهایت بفهمیم تمام جزییات از قبل توسط رییس تیمارستان، چیده شده(پیشی گرفتن داستان از پیرنگ که در آثار معمایی مرسوم است) تا قهرمان را به منظور درمان، به بازی بگیرند و... 


 و یا چند سکانس ابتدایی چگونه توجیه میشوند؟ سکانس حضور در شرکت و رانندگی در باران و... 
این‌ها هم حاصل توهم رویا هستند یا واقعا رخ داده‌اند و بعدا برای رویا تعریف شده‌اند؟
مورد عجیب مربوط به پیش‌بینی حوادث هم به حال خود رها میشود. رویا در جایی از سقوط لوستر آگاه میشود و قبل از حادثه، شوهر را کنار میزند .اما در ادامه دیگر خبری از این ویژگی نیست و خودش نیز طبیعتا برای داشتن چنین ویژگی خاصی، توضیحی ندارد. تعبیه شدن چنین موردی چه ضرورتی داشت و چرا بدون پرداخت خاصی، حذف شد؟ 

در مجموع میتوان بی‌رویا را با توجه به شرایط حاکم بر سینمای ایران ، برای یک مرتبه تا به انتها تحمل نمود. اما نمیتوان نکته یا نکاتی برجسته در آن یافت که در ذهن مخاطب باقی مانده و احیانا انگیزه‌‌ای برای تماشای مجددش باشد.

امتیاز : 3.5 از 10 

امیدسلیمی 

#یادداشت

@NaghdeFilmoSerial
👍3
🎞نقد فیلم و سریال🎞 pinned «نگاهی به بی‌رویا: اصولا معتقدم که نباید در مواجهه با (بی‌رویا) یا هر اثر وطنی دیگری که در تلاش است تا در این سینمای (درگیر با فقرِ ژانر)، متفاوت عمل کند و با گریز به ژانرهای گوناگون ، مخاطب را همراه سازد ، خیلی سخت گرفت و به اصطلاح عامیانه (مور را از ماست…»