🎞نقد فیلم و سریال🎞
اگه میخواید به سینما خدمت کنید جیم امرسون هارو ترور کنید 😂😂 اینا به بقیه خط میدن @NaghdeFilmoSerial
کتابی که بوردول در مورد نولان نوشته و بخشهایی از حرفهای جیم امرسون رو توش اورده
@NaghdeFilmoSerial
@NaghdeFilmoSerial
👍1
🎞نقد فیلم و سریال🎞
اینم تاپ ۱۰ جیم امرسون معروفترین هیتر نولان @NaghdeFilmoSerial
همین بری لیندون می ارزه به کل فیلم های نولان
👍8👎5
🎞نقد فیلم و سریال🎞
کتابی که بوردول در مورد نولان نوشته و بخشهایی از حرفهای جیم امرسون رو توش اورده @NaghdeFilmoSerial
ولی از این کار بوردول خوشم نیامد خب در مورد نولان کتاب نوشتی نظر خودتو بنویس
خودت از بزرگترین محققین سینمایی هستی
کار بوردول بسیار چیپ و مسخرس
@NaghdeFilmoSerial
خودت از بزرگترین محققین سینمایی هستی
کار بوردول بسیار چیپ و مسخرس
@NaghdeFilmoSerial
🎞نقد فیلم و سریال🎞
Tarantino and the Crash Zoom
در مورد زوم های تارانتینو
بعضی برای زوم ۳ تا کاربرد نوشتن
۱ وقتی چیزی توجه کاراکتر رو جلب میکنه
۲ وقتی میخوایم به شخصیتی قدرت بدیم روش زوم میکنیم
۳ وقتی بخوایم به بار دراماتیک و یا کمدی صحنه ای اضافه بکنیم
@NaghdeFilmoSerial
بعضی برای زوم ۳ تا کاربرد نوشتن
۱ وقتی چیزی توجه کاراکتر رو جلب میکنه
۲ وقتی میخوایم به شخصیتی قدرت بدیم روش زوم میکنیم
۳ وقتی بخوایم به بار دراماتیک و یا کمدی صحنه ای اضافه بکنیم
@NaghdeFilmoSerial
🎞نقد فیلم و سریال🎞
در مورد زوم های تارانتینو بعضی برای زوم ۳ تا کاربرد نوشتن ۱ وقتی چیزی توجه کاراکتر رو جلب میکنه ۲ وقتی میخوایم به شخصیتی قدرت بدیم روش زوم میکنیم ۳ وقتی بخوایم به بار دراماتیک و یا کمدی صحنه ای اضافه بکنیم @NaghdeFilmoSerial
با این حساب زومهای تارانتینو معنی و مفهوم پیدا میکنه
و حرف قبلی که گفتیم بعضی زومهای تارانتینو بی معنی هست رو پس میگیریم
@NaghdeFilmoSerial
و حرف قبلی که گفتیم بعضی زومهای تارانتینو بی معنی هست رو پس میگیریم
@NaghdeFilmoSerial
Forwarded from utuberabot
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Tarantino and the Crash Zoom effect
🎞نقد فیلم و سریال🎞
Tarantino and the Crash Zoom effect
تمام این زومهای تارانتینو برای اینکه انرژی بیشتری به فیلم بده
شاید بعضی بگن خب چرا کات نمیزنه
این مدل زوم که میگن کرش زوم یا زوم سریع
اون اکشن و فعل رو دراماتیک تر میکنه و تاثیرش رو بیشتر میکنه
بعلاوه عده ای اعتقاد دارند یه بار کمدی تو کراش زوم هست
و اینگونه این مدل زوم های تارانتینو رو توجیه پذیر میکنن
@NaghdeFilmoSerial
شاید بعضی بگن خب چرا کات نمیزنه
این مدل زوم که میگن کرش زوم یا زوم سریع
اون اکشن و فعل رو دراماتیک تر میکنه و تاثیرش رو بیشتر میکنه
بعلاوه عده ای اعتقاد دارند یه بار کمدی تو کراش زوم هست
و اینگونه این مدل زوم های تارانتینو رو توجیه پذیر میکنن
@NaghdeFilmoSerial
و اما یکی از سلاطین زوم تو سینما از نگاه بعضی کوبریک هست
پست بعدی یه زوم اوت از بری لیندون میاریم و کارکردش رو توضیح میدیم
@NaghdeFilmoSerial
پست بعدی یه زوم اوت از بری لیندون میاریم و کارکردش رو توضیح میدیم
@NaghdeFilmoSerial
Forwarded from utuberabot
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Barry Lyndon (1975) ZOOM - B - The beginning of the end
🎞نقد فیلم و سریال🎞
Barry Lyndon (1975) ZOOM - B - The beginning of the end
میگند دلیل زوم اوت تو این فیلم این بری اگه فیلمشو دیده باشید تحت تاثیر قدرت اطرافیانه اینجا و زیر سلطه قدرت بقیس اینجا با یه زوم اوت بری رو حقیر و کوچک میکنه در مقابل محیطی که توش هست
@NaghdeFilmoSerial
@NaghdeFilmoSerial
داستان زوم و زوم بازی اینجا تموم میشه دیگه
یادتون باشه تو فیلمی الکی زوم نکنید دلیل معتبر داشته باشید
@NaghdeFilmoSerial
یادتون باشه تو فیلمی الکی زوم نکنید دلیل معتبر داشته باشید
@NaghdeFilmoSerial
🎞نقد فیلم و سریال🎞
https://youtu.be/801sR_U1Xkw?si=Nin3EayDqTGSezqK
اینم بررسی نما به نمای بتمن نولان توسط جیم امرسون
اگه کسی زبانش خوبه متوجه میشه و میتونه زیرنویس فارسی کنه
@NaghdeFilmoSerial
اگه کسی زبانش خوبه متوجه میشه و میتونه زیرنویس فارسی کنه
@NaghdeFilmoSerial
عربستان خیلی شیک داره فرهنگش رو به کل دنیا صادر میکنه. ۲۰۰۰ ورود درصد توریست به کشورش بیشتر شده. اعتمادسازی رو اینطور بسط میدن. کی فکرش رو میکرد جرارد و رونالدو لباس عربی بپوشن؟
@NaghdeFilmoSerial
@NaghdeFilmoSerial
👍4👎1
نگاهی به باربی:
بدون شک میتوان دلایل مختلفی را برای تماشای باربی یافت. از معروفیت و جذابیت خودِ عروسک باربی گرفته (عروسکی که طبیعتا جز مهمترین شمایل سرگرمی قرن اخیر بوده و ضمنا پایش به دیگر بخشهایی همچون: کیف و کتاب و لوازم آرایش و ویدئوگیم و انیمیشنها و... نیز باز شده است) تا گرتا گرویگی که با ساخت لیدیبرد نام خود را بشکل جدی برای سینما دوستان مطرح کرد و البته حضور ستارگانی همچون مارگورابی و رایان گاسلینگ و ضمنا بحثِ گیشه خارقالعاده و تبدیل شدن به پرفروشترین اثرِ برادرانوارنر، آنهم در شرایطی که اُپنهایمرِ نولان را در کنار خود میبیند( و درواقع تنها دلیلی که نگارنده را برای تماشایش مشتاق کرد) و...
باربی روایتی فانتزی_کمدی است که در ابتدا مخاطب را باربیلند آشنا میکند و در ادامه با مسئله سفرِ قهرمان، پای باربی به جهان واقعی باز شده و...
ای کاش باربی در حد اثری پاپکرنی و شاد و مفرح باق میماند. ای کاش سعی نمیکرد تا بیش از آنچه که هست جدی و متفکر بنظر بیاید. طبیعتا باربی میخواهد از دل حوادث و موقعیتهای کمیک و منطقِ کارتونی حاکم بر جهان داستانیاش، به دو محور (دفاع از حقوق زنان و بحران هویت) نیز چنگ بزند. دقیقا محورهایی که برای این اثر زیادی بزرگند و در نتیجه هیچیک به ثمر نمیشینند.
باربی بنا بر همین تصمیمِ بیهوده ، بجای آنکه (الگوی ماجراجویی) را برای پیرنگش انتخاب کند ، از (الگوی جستجو) بهره میبرد . میدانیم که الگوی ماجراجویی، اساسا الگویی داستان محور بوده و به طبع، تمرکزش بر خودِ سفر و کشمکشها و لایههای ظاهری است. خودش را آنچنان جدی نمیگیرد و قهرمانش نیز در انتها لزوما، دچار تغییر و تحول نمیشود. الگویی که به اصطلاح، راست کارِ باربی و امثالهم بوده و از همان ابتدا تکلیفش با خود و مخاطب روشن است.
باربی اما میخواهد جدی و عمیق جلوه کند. پس از الگوی جستجو بهره میبرد. الگویی شخصیتمحور که جدا از کشمکشهای بیرونی، بر کشمکش درونی شدید و تفاوت میان آنچه جستجو میشود و آنچه در نهایت ، نصیب قهرمان میشود و البته تغییر قهرمان ، استوار است .
روایت باربی چنان سطحی و گذراست که عملا نمیتواند از الگویی همچون جستجو به درستی بهره ببرد و همین نکته پاشنه آشیلش میشود.
روایت باربی، در مورد دفاع از حقوق زنان و از بین بردن تبعیضهای جنسیتی چه کار خاص و تاثیر گذاری میکند؟ جز آنکه طراح اصلی عروسکهای شرکت را یک زن میگذارد و مدیر و اعضای هیئت رییسه را مردان و البته طبقهای را برای احترام به روحِ خالق باربی در نظر میگیرد. این شد حقِ ضایع شده زنان در جامعه امروزی؟ روایت ابدا قدرت آن را ندارد که در متن، به مصائب جدی زنان بپردازد . پس در نتیجه برای راضی کردن مخاطبی که چنین انتظاری از روایت را دارد، سکانسی شعاری و گلدرشت با دیالوگهایی فرامتنی، تعبیه میکند تا مثلا به یکی از مهمترین ماموریتهایش جامه عمل بپوشاند. منظورم همان سکانسی است که طراح عروسکها ، بالای سر باربی مغموم قرار گرفته و دیالوگهایی مبنی بر مصائب زنان و توقعات همیشگی جامعه و... را بیان میکند. گویی یک مقاله یا سخنرانی دانشگاهی_تلویزیونی را شاهدیم که مخاطب را مدامبه خارج از اثر ارجاع میدهد .چرا که خودِ متن هیچ توانایی برای ساخت چنین مواردی را ندارد.
متاسفانه روایت به این نقصِ مهم نیز اکتفا نکرده و در دو مقطع با توهین به جنسِ زن، عملا دچار نقض غرض نیز میشود! منظورم آن بخشی است که شخصیت کِن(رایانگوسلینگ) از دنیای واقعی بازمیگردد و معلوم نیست به چه روشی(شستشوی مغزی یا...) تمام زنان را مطیع و حتی مستخدمِ خود میکند. یا در ادامه که بازهم این زنان با ترفندی سادهانگارانه و با چند جمله باربی و دوستانش، تغییر فاز داده و علیه مردان اقدام میکنند. زنان در باربی همینقدر سطحی، کمهوش و زود باورند. این نگاه تحقیر آمیز را چگونه میتوان توجیه نمود؟ نقضِ غرضی که نمیتوان به راحتی از آن گذشت.
در مورد محور ِ بحران هویت نیز، چندان نمیتوان به باربی دل بست. بحران هویت ، آنهم برای شخصیتهایی عروسکی از دیرباز در ادبیات و سینما حضور داشتهاند. از ماجرای پینوکیو و انواع و اقسام اقتباسهایی که از آن انجام شده تا مجموعه انیمیشن داستانِ اسباببازی. نمونههایی درخشان و ماندگار که چه در خلق شخصیت و چه در مسیر روایت، از باربی پیشی میگیرند.
باربی در این زمینه به کدهایی همچون تغییر حالت پای قهرمان و عدم کنترلِ ایستادنش در هوا و البته تصاویر ذهنی وی روی آورده که در نهایت هیچکدام نمیتوانند ، آن تصمیم پایانی برای لمس دستان خالق و تبدیل شدنش به یک انسان را باور پذیر در آورند.
بدون شک میتوان دلایل مختلفی را برای تماشای باربی یافت. از معروفیت و جذابیت خودِ عروسک باربی گرفته (عروسکی که طبیعتا جز مهمترین شمایل سرگرمی قرن اخیر بوده و ضمنا پایش به دیگر بخشهایی همچون: کیف و کتاب و لوازم آرایش و ویدئوگیم و انیمیشنها و... نیز باز شده است) تا گرتا گرویگی که با ساخت لیدیبرد نام خود را بشکل جدی برای سینما دوستان مطرح کرد و البته حضور ستارگانی همچون مارگورابی و رایان گاسلینگ و ضمنا بحثِ گیشه خارقالعاده و تبدیل شدن به پرفروشترین اثرِ برادرانوارنر، آنهم در شرایطی که اُپنهایمرِ نولان را در کنار خود میبیند( و درواقع تنها دلیلی که نگارنده را برای تماشایش مشتاق کرد) و...
باربی روایتی فانتزی_کمدی است که در ابتدا مخاطب را باربیلند آشنا میکند و در ادامه با مسئله سفرِ قهرمان، پای باربی به جهان واقعی باز شده و...
ای کاش باربی در حد اثری پاپکرنی و شاد و مفرح باق میماند. ای کاش سعی نمیکرد تا بیش از آنچه که هست جدی و متفکر بنظر بیاید. طبیعتا باربی میخواهد از دل حوادث و موقعیتهای کمیک و منطقِ کارتونی حاکم بر جهان داستانیاش، به دو محور (دفاع از حقوق زنان و بحران هویت) نیز چنگ بزند. دقیقا محورهایی که برای این اثر زیادی بزرگند و در نتیجه هیچیک به ثمر نمیشینند.
باربی بنا بر همین تصمیمِ بیهوده ، بجای آنکه (الگوی ماجراجویی) را برای پیرنگش انتخاب کند ، از (الگوی جستجو) بهره میبرد . میدانیم که الگوی ماجراجویی، اساسا الگویی داستان محور بوده و به طبع، تمرکزش بر خودِ سفر و کشمکشها و لایههای ظاهری است. خودش را آنچنان جدی نمیگیرد و قهرمانش نیز در انتها لزوما، دچار تغییر و تحول نمیشود. الگویی که به اصطلاح، راست کارِ باربی و امثالهم بوده و از همان ابتدا تکلیفش با خود و مخاطب روشن است.
باربی اما میخواهد جدی و عمیق جلوه کند. پس از الگوی جستجو بهره میبرد. الگویی شخصیتمحور که جدا از کشمکشهای بیرونی، بر کشمکش درونی شدید و تفاوت میان آنچه جستجو میشود و آنچه در نهایت ، نصیب قهرمان میشود و البته تغییر قهرمان ، استوار است .
روایت باربی چنان سطحی و گذراست که عملا نمیتواند از الگویی همچون جستجو به درستی بهره ببرد و همین نکته پاشنه آشیلش میشود.
روایت باربی، در مورد دفاع از حقوق زنان و از بین بردن تبعیضهای جنسیتی چه کار خاص و تاثیر گذاری میکند؟ جز آنکه طراح اصلی عروسکهای شرکت را یک زن میگذارد و مدیر و اعضای هیئت رییسه را مردان و البته طبقهای را برای احترام به روحِ خالق باربی در نظر میگیرد. این شد حقِ ضایع شده زنان در جامعه امروزی؟ روایت ابدا قدرت آن را ندارد که در متن، به مصائب جدی زنان بپردازد . پس در نتیجه برای راضی کردن مخاطبی که چنین انتظاری از روایت را دارد، سکانسی شعاری و گلدرشت با دیالوگهایی فرامتنی، تعبیه میکند تا مثلا به یکی از مهمترین ماموریتهایش جامه عمل بپوشاند. منظورم همان سکانسی است که طراح عروسکها ، بالای سر باربی مغموم قرار گرفته و دیالوگهایی مبنی بر مصائب زنان و توقعات همیشگی جامعه و... را بیان میکند. گویی یک مقاله یا سخنرانی دانشگاهی_تلویزیونی را شاهدیم که مخاطب را مدامبه خارج از اثر ارجاع میدهد .چرا که خودِ متن هیچ توانایی برای ساخت چنین مواردی را ندارد.
متاسفانه روایت به این نقصِ مهم نیز اکتفا نکرده و در دو مقطع با توهین به جنسِ زن، عملا دچار نقض غرض نیز میشود! منظورم آن بخشی است که شخصیت کِن(رایانگوسلینگ) از دنیای واقعی بازمیگردد و معلوم نیست به چه روشی(شستشوی مغزی یا...) تمام زنان را مطیع و حتی مستخدمِ خود میکند. یا در ادامه که بازهم این زنان با ترفندی سادهانگارانه و با چند جمله باربی و دوستانش، تغییر فاز داده و علیه مردان اقدام میکنند. زنان در باربی همینقدر سطحی، کمهوش و زود باورند. این نگاه تحقیر آمیز را چگونه میتوان توجیه نمود؟ نقضِ غرضی که نمیتوان به راحتی از آن گذشت.
در مورد محور ِ بحران هویت نیز، چندان نمیتوان به باربی دل بست. بحران هویت ، آنهم برای شخصیتهایی عروسکی از دیرباز در ادبیات و سینما حضور داشتهاند. از ماجرای پینوکیو و انواع و اقسام اقتباسهایی که از آن انجام شده تا مجموعه انیمیشن داستانِ اسباببازی. نمونههایی درخشان و ماندگار که چه در خلق شخصیت و چه در مسیر روایت، از باربی پیشی میگیرند.
باربی در این زمینه به کدهایی همچون تغییر حالت پای قهرمان و عدم کنترلِ ایستادنش در هوا و البته تصاویر ذهنی وی روی آورده که در نهایت هیچکدام نمیتوانند ، آن تصمیم پایانی برای لمس دستان خالق و تبدیل شدنش به یک انسان را باور پذیر در آورند.
👍4👎1