🎞نقد فیلم و سریال🎞
در مورد ریچاردجولها : سینما جایی برای نمایش و کشف حقیقت نیست. سینما جایی برای خلق شخصیت و یک داستان دراماتیکه. اگر کارگردانی دغدغه کشف حقیقت ماجرا رو داره بهتره فیلم مستند بسازه @NaghdeFilmoSerial
و شخصا برای من همیشه فیلمهای سینمایی بیوگرافی و فیلمهایی مثل ریچارد جول کسل کننده بودن
@NaghdeFilmoSerial
@NaghdeFilmoSerial
👎4
نگاهی به سه کام حبس:
این مسئله که در میان تعداد زیادی از آثار داستانکمحور یا بدون داستان، شاهدِ فیلمی با یک خطِ داستانی پررنگ و ملتهب باشیم، به طبع برای مخاطب جذاب خواهد بود . پرداختن به مواردی همچون مشکلات مالی ، اعتیاد و فروش مواد مخدر و البته حضورِ زوج شناخته شدهای همچون محسنتنابنده و پرینازایزدیار را نیز اضافه کرده تا سه کام حبس در ظاهر مشکلی برای خلق اثری جذاب و تماشایی نداشته باشد.
اما اثر مذکور را در مجموع قوی و ماندگار نمیدانم. چرا که هم در بخشهای مختلفی از داستانگویی از آن چفت و بست مناسب برخوردار نیست و هم گاها در شخصیتپردازی لنگ زده و مهمتر اینکه بشدت سعی در آزار دادن مخاطب دارد.
روایت در تلاش است تا بشکلی کلاسیک و سهپردهای مخاطب را همراه کند. پس در دقایق ابتدایی، مختصاتی از زندگی این زوج داده و البته با کدهایی همچون سیگارکشیدنِ پنهانی ایزدیار، گرفتن چاه آشپزخانه و عرقکردن و عصبی شدنهای پیاپی تنابنده، در پی این است تا آیندهای ملتهب و شوم را نوید دهد. طبق انتظار با حادثهای محرک (تصادف تنابنده) وضعیتِ تعادل را برهم زده و اینجاست که پای کشمکش با پلیس و پرستار معتاد و قاچاقچیها و... به میان آمده و با نیاز مالی و بحث عمل جراحی و پادرهوا ماندنِ مخدرها، گرهافکنی رخ میدهد و .... تا برسیم به نقطه اوج ماجرا و پایان روایت.
مشکلات اثر از همین آغازِ بخش داستانگویی خود را به رخ مخاطب میکشند.بعنوان مثال: حضور پلیس که در ابتدای ماجرا آنقدر پررنگ است ، چرا ناگهان حذف شده و تا آخر نشانی از آنها نمیبینیم؟
مگر نه اینکه بعد از تصادف کلی پلیس جلوی منزل آنها صف میکشند و گویی برای دستگیری آلکاپون اقداممیکنند؟ پس چرا در ادامه و مثلا در بیمارستان هیچ پلیس یا حتی سربازی نیست که تنابنده و تحرکاتش را زیر نظر داشته باشد؟ (حتی با وجود مشکوک بودن مسئله تصادف و گریختن تنابنده از آمبولانس(طبق ادعای خودش)، به خودشان زحمت ندادهاند تا پراید وی را جستجو کرده و احیانا آنهمه جاساز را پیدا کنند). ایزدیار بارها به ملاقاتش رفته و نقشههایی را هماهنگ میکنند بدون اینکه پلیس برایشان مزاحمتی ایجاد کند!
اصلا خود ایزدیار بعنوان زنی بیگناه و از همهجا بیخبر چرا همچون مجرمان حرفهای از دست پلیس میگریزد؟ اگر قرار بوده نقش پلیس پس از این سکانس، حذف شود پس آن فرار و ... چگونه توجیه میشود؟ صرفا برای خلق التهابی پوشالی؟
یا در ادامه چگونه آن تنابنده بیحال که نمیتواند چهار قدم را درست راه برود، بدون دیده شدن از بیمارستان میگریزد؟
در بحث شخصیتپردازی به ایزدیار نگاه کنید که تناقضهایش برای ما باز نمیشوند: همزمان هم پوشش چادر دارد و جلسه قرآن میرود و هم تتو داشته(سیگار کشیدن پنهانی زا نیز اضافه کنید) و هم نمیفهمیم چرا با وجود اصرارهای شوهر، آن شال را حتی در تخت هم از سر بر نمیدارد!
اگر هم نیت فیلمنامه نویس آن بوده تا او را فردی نشان دهد که بنا بر موقعیتهای مختلف، توان تغییر را دارد نیز، تیرش به خطا رفته است. چرا که برای زنی عادی که تاکنون بویی از خلاف و مالِ حرام نبرده ، میبایست کشمکش درونی ملموسی خلق میشد تا از پس آن کشمکش، به تغییرات وی (کنار گذاشتن چادر و تلاش برای باز کردن گره از کارِ شوهر) واقف شویم. اینکه چنین زنی بسرعت وارد بازی شوهر شده و در تلاش است تا گندکاریهای وی را پاک کند ، برای چنین شخصیتی قابل باور نیست.
به علاوه اینکه فیلمسازان ما سالهاست به این نتیجه رسیدهاند که هرچه آزاردهندهتر ، بهتر!
پس به همین علت با وجود اینکه میشد در چند مقطع (از جمله تقابل ایزدیار با دخترانِ معتاد زورگیر و تقابل پایانی با قاچاقچیهای متجاوز) نقش آن نوزاد معصوم را حذف کرد (با سپردنش به همان خانم همسایه) و به طبع کمتر موجب آزار مخاطب شد، از این امر سرباز میزند و بشکل عجیبی اصرار دارد تا نوزاد را در تمام موقعیتهای ملتهب دخیل کرده و با گریههای پیاپیاش، غلظت را بالا ببرد. گویی بدون حضور او ، مخاطب به قدرِ کافی عصبی نشده و از حوادث تاثیر نمیگیرد!
به این موارد آن دیالوگهای شعاری در ابتدای روایت مبنی بر بالا کشیدن قیمت دلار و ماشین و رشوهگیر بودن پلیس (با اکت اغراق شده سرباز راهنمایی_ رانندگی) را نیز اضافه کنید تا بدانیم با چه متنی طرفیم. البته جای شکرش باقیست که این مدل دیالوگها در همان ابتدا پررنگ بوده و تا انتهای کار ، کمتر از آنها میشنویم .
سه کام حبس بنا بر مشکلات فوق ، صرفا در تلاش است تا داستانش را به هر نحوی به انتها برساند. طبیعتا میخواهد چیزهایی بگوید اما چگونگی و باورپذیری خیلی مسئلهاش نیست. شاید به همین دلیل، در هیچ مقطع از اثر به اسلحه داشتن تنابنده اشاره نمیشود و در پرده پایانی بشکلی ناگهانی از آن بهره میبرد تا همسرش را نجات دهد.
این مسئله که در میان تعداد زیادی از آثار داستانکمحور یا بدون داستان، شاهدِ فیلمی با یک خطِ داستانی پررنگ و ملتهب باشیم، به طبع برای مخاطب جذاب خواهد بود . پرداختن به مواردی همچون مشکلات مالی ، اعتیاد و فروش مواد مخدر و البته حضورِ زوج شناخته شدهای همچون محسنتنابنده و پرینازایزدیار را نیز اضافه کرده تا سه کام حبس در ظاهر مشکلی برای خلق اثری جذاب و تماشایی نداشته باشد.
اما اثر مذکور را در مجموع قوی و ماندگار نمیدانم. چرا که هم در بخشهای مختلفی از داستانگویی از آن چفت و بست مناسب برخوردار نیست و هم گاها در شخصیتپردازی لنگ زده و مهمتر اینکه بشدت سعی در آزار دادن مخاطب دارد.
روایت در تلاش است تا بشکلی کلاسیک و سهپردهای مخاطب را همراه کند. پس در دقایق ابتدایی، مختصاتی از زندگی این زوج داده و البته با کدهایی همچون سیگارکشیدنِ پنهانی ایزدیار، گرفتن چاه آشپزخانه و عرقکردن و عصبی شدنهای پیاپی تنابنده، در پی این است تا آیندهای ملتهب و شوم را نوید دهد. طبق انتظار با حادثهای محرک (تصادف تنابنده) وضعیتِ تعادل را برهم زده و اینجاست که پای کشمکش با پلیس و پرستار معتاد و قاچاقچیها و... به میان آمده و با نیاز مالی و بحث عمل جراحی و پادرهوا ماندنِ مخدرها، گرهافکنی رخ میدهد و .... تا برسیم به نقطه اوج ماجرا و پایان روایت.
مشکلات اثر از همین آغازِ بخش داستانگویی خود را به رخ مخاطب میکشند.بعنوان مثال: حضور پلیس که در ابتدای ماجرا آنقدر پررنگ است ، چرا ناگهان حذف شده و تا آخر نشانی از آنها نمیبینیم؟
مگر نه اینکه بعد از تصادف کلی پلیس جلوی منزل آنها صف میکشند و گویی برای دستگیری آلکاپون اقداممیکنند؟ پس چرا در ادامه و مثلا در بیمارستان هیچ پلیس یا حتی سربازی نیست که تنابنده و تحرکاتش را زیر نظر داشته باشد؟ (حتی با وجود مشکوک بودن مسئله تصادف و گریختن تنابنده از آمبولانس(طبق ادعای خودش)، به خودشان زحمت ندادهاند تا پراید وی را جستجو کرده و احیانا آنهمه جاساز را پیدا کنند). ایزدیار بارها به ملاقاتش رفته و نقشههایی را هماهنگ میکنند بدون اینکه پلیس برایشان مزاحمتی ایجاد کند!
اصلا خود ایزدیار بعنوان زنی بیگناه و از همهجا بیخبر چرا همچون مجرمان حرفهای از دست پلیس میگریزد؟ اگر قرار بوده نقش پلیس پس از این سکانس، حذف شود پس آن فرار و ... چگونه توجیه میشود؟ صرفا برای خلق التهابی پوشالی؟
یا در ادامه چگونه آن تنابنده بیحال که نمیتواند چهار قدم را درست راه برود، بدون دیده شدن از بیمارستان میگریزد؟
در بحث شخصیتپردازی به ایزدیار نگاه کنید که تناقضهایش برای ما باز نمیشوند: همزمان هم پوشش چادر دارد و جلسه قرآن میرود و هم تتو داشته(سیگار کشیدن پنهانی زا نیز اضافه کنید) و هم نمیفهمیم چرا با وجود اصرارهای شوهر، آن شال را حتی در تخت هم از سر بر نمیدارد!
اگر هم نیت فیلمنامه نویس آن بوده تا او را فردی نشان دهد که بنا بر موقعیتهای مختلف، توان تغییر را دارد نیز، تیرش به خطا رفته است. چرا که برای زنی عادی که تاکنون بویی از خلاف و مالِ حرام نبرده ، میبایست کشمکش درونی ملموسی خلق میشد تا از پس آن کشمکش، به تغییرات وی (کنار گذاشتن چادر و تلاش برای باز کردن گره از کارِ شوهر) واقف شویم. اینکه چنین زنی بسرعت وارد بازی شوهر شده و در تلاش است تا گندکاریهای وی را پاک کند ، برای چنین شخصیتی قابل باور نیست.
به علاوه اینکه فیلمسازان ما سالهاست به این نتیجه رسیدهاند که هرچه آزاردهندهتر ، بهتر!
پس به همین علت با وجود اینکه میشد در چند مقطع (از جمله تقابل ایزدیار با دخترانِ معتاد زورگیر و تقابل پایانی با قاچاقچیهای متجاوز) نقش آن نوزاد معصوم را حذف کرد (با سپردنش به همان خانم همسایه) و به طبع کمتر موجب آزار مخاطب شد، از این امر سرباز میزند و بشکل عجیبی اصرار دارد تا نوزاد را در تمام موقعیتهای ملتهب دخیل کرده و با گریههای پیاپیاش، غلظت را بالا ببرد. گویی بدون حضور او ، مخاطب به قدرِ کافی عصبی نشده و از حوادث تاثیر نمیگیرد!
به این موارد آن دیالوگهای شعاری در ابتدای روایت مبنی بر بالا کشیدن قیمت دلار و ماشین و رشوهگیر بودن پلیس (با اکت اغراق شده سرباز راهنمایی_ رانندگی) را نیز اضافه کنید تا بدانیم با چه متنی طرفیم. البته جای شکرش باقیست که این مدل دیالوگها در همان ابتدا پررنگ بوده و تا انتهای کار ، کمتر از آنها میشنویم .
سه کام حبس بنا بر مشکلات فوق ، صرفا در تلاش است تا داستانش را به هر نحوی به انتها برساند. طبیعتا میخواهد چیزهایی بگوید اما چگونگی و باورپذیری خیلی مسئلهاش نیست. شاید به همین دلیل، در هیچ مقطع از اثر به اسلحه داشتن تنابنده اشاره نمیشود و در پرده پایانی بشکلی ناگهانی از آن بهره میبرد تا همسرش را نجات دهد.
و البته که معتقدم ، سامانسالور خود نیز به آزاردهندگی و اغراق آمیز بودن کارش، پی برده و به همین جهت در انتها ، آن دوانگشتر را توسط سرباز پس میدهد تا شاید اندک روشنایی و امیدی را برای جامعهاش متصور باشد.
امتیاز : 3 از 10
امیدسلیمی
#یادداشت
@NaghdeFilmoSerial
امتیاز : 3 از 10
امیدسلیمی
#یادداشت
@NaghdeFilmoSerial
👏2
🎞نقد فیلم و سریال🎞
این فیلم Talk to me دانلود شد. ببینیم چه کرده 😃 امیدسلیمی @NaghdeFilmoSerial
در مجموع راضی کننده بود 👌
#پیشنهاد_فیلم
#پیشنهاد_فیلم
❤4
در مورد اصطلاح فیلمفارسی
بسیاری فکر میکنند کلمه فیلمفارسی یعنی سطحی و ابکی
اما بنظر من فیلمفارسی یعنی ابتذال فرهنگی
آثاری که توش شخصیت سمپاتیک کارهای ضد مدرنیته انجام میده.
مبدع کلمه فیلمفارسی هوشنگ کاووسی بود که مهمترین منتقد قبل انقلاب بود.
وقتی فیلم قیصر اکران شد.مهمترین ایرادی که هوشنگ کاووسی از این فیلم گرفت این بود که چرا قیصر خودش میره دنبال انتقام ، مگر در مملکت قانون نیست.
هوشنگ کاووسی یک ادعای کاملا غیر سینمایی به فیلم وارد کرد و قیصر رو کوبید و اون رو فیلمفارسی دونست.
بسیاری از هنرمندان بزرگ و دهن پرکن غربی آثار سطحی با پیچش های پیرنگ مضحک ساختند ولی نمیشه بهشون گفت فیلمفارسی چون ضدمدرنیته نیستند.
اصلا به عقیده من فیلمفارسی ربطی به سطحی و عمیق بودن نداره.
فیلمفارسی اصطلاحی مثل وسترن اسپاگتی هست و این ۲ اصطلاح پسرعموی هم هستند
نگرانی عمده منتقدین غربی در مورد وسترن اسپاگتی ، بدآموزی اونها به واسطه خشونت و ادم کشی گسترده بود. وگرنه چه بسا از نظر هنری قوی بودن.
@NaghdeFilmoSerial
بسیاری فکر میکنند کلمه فیلمفارسی یعنی سطحی و ابکی
اما بنظر من فیلمفارسی یعنی ابتذال فرهنگی
آثاری که توش شخصیت سمپاتیک کارهای ضد مدرنیته انجام میده.
مبدع کلمه فیلمفارسی هوشنگ کاووسی بود که مهمترین منتقد قبل انقلاب بود.
وقتی فیلم قیصر اکران شد.مهمترین ایرادی که هوشنگ کاووسی از این فیلم گرفت این بود که چرا قیصر خودش میره دنبال انتقام ، مگر در مملکت قانون نیست.
هوشنگ کاووسی یک ادعای کاملا غیر سینمایی به فیلم وارد کرد و قیصر رو کوبید و اون رو فیلمفارسی دونست.
بسیاری از هنرمندان بزرگ و دهن پرکن غربی آثار سطحی با پیچش های پیرنگ مضحک ساختند ولی نمیشه بهشون گفت فیلمفارسی چون ضدمدرنیته نیستند.
اصلا به عقیده من فیلمفارسی ربطی به سطحی و عمیق بودن نداره.
فیلمفارسی اصطلاحی مثل وسترن اسپاگتی هست و این ۲ اصطلاح پسرعموی هم هستند
نگرانی عمده منتقدین غربی در مورد وسترن اسپاگتی ، بدآموزی اونها به واسطه خشونت و ادم کشی گسترده بود. وگرنه چه بسا از نظر هنری قوی بودن.
@NaghdeFilmoSerial
👍1👎1
🎞نقد فیلم و سریال🎞
در مورد اصطلاح فیلمفارسی بسیاری فکر میکنند کلمه فیلمفارسی یعنی سطحی و ابکی اما بنظر من فیلمفارسی یعنی ابتذال فرهنگی آثاری که توش شخصیت سمپاتیک کارهای ضد مدرنیته انجام میده. مبدع کلمه فیلمفارسی هوشنگ کاووسی بود که مهمترین منتقد قبل انقلاب بود. وقتی فیلم…
یکی از چیزهایی که تو فیلمفارسی هست عشق و عاشقی های مبتذل ضد مدرنیته هست که چیز جز هوا هوس زودگذر و بعضا کاباره به هم ریختن و دعوا راه انداختن و چاقوکشی توش نبود
کاراکترهای کوچه و بازاری با ادبیات و رفتار لوطی وار.
لوطیان یچیزی مثل سامورایی ها بودن در واقع
اگر گذشته لوطیان رو بخونیم متوجه میشیم ادمای بدی نبود. و میشه گفت پهلوانان قدیم مثل پوریای ولی از این ها بودن و لوطیان میشه گفت همون پلیس قدیم بودن که امنیت شهر ها در دستان اونها بودن و ادمای جوانمردی بودن
مسئله ای که هست اینکه در جامعه مدرن لوطیان جایگاهی ندارند همونطور که سامورایی ها در ژاپن دیگه جایگاهی ندارند و فرهنگ سامورایی و لوطیان در یک جامعه مدرن هم جایگاهی نداره
این رو میشه به شیش لول بند های وسترن هم تعمیم داد.
@NaghdeFilmoSerial
کاراکترهای کوچه و بازاری با ادبیات و رفتار لوطی وار.
لوطیان یچیزی مثل سامورایی ها بودن در واقع
اگر گذشته لوطیان رو بخونیم متوجه میشیم ادمای بدی نبود. و میشه گفت پهلوانان قدیم مثل پوریای ولی از این ها بودن و لوطیان میشه گفت همون پلیس قدیم بودن که امنیت شهر ها در دستان اونها بودن و ادمای جوانمردی بودن
مسئله ای که هست اینکه در جامعه مدرن لوطیان جایگاهی ندارند همونطور که سامورایی ها در ژاپن دیگه جایگاهی ندارند و فرهنگ سامورایی و لوطیان در یک جامعه مدرن هم جایگاهی نداره
این رو میشه به شیش لول بند های وسترن هم تعمیم داد.
@NaghdeFilmoSerial
👍1
🎞نقد فیلم و سریال🎞
یکی از چیزهایی که تو فیلمفارسی هست عشق و عاشقی های مبتذل ضد مدرنیته هست که چیز جز هوا هوس زودگذر و بعضا کاباره به هم ریختن و دعوا راه انداختن و چاقوکشی توش نبود کاراکترهای کوچه و بازاری با ادبیات و رفتار لوطی وار. لوطیان یچیزی مثل سامورایی ها بودن در واقع…
و یک نکته ای که تو فیلمفارسی هست . شخصیتهای عیاش لا ابالی و بیکار و علاف هست
تو سینمای کلاسیک و مدرن یک فیلم شما پیدا نمیکنی شخصیتش یه ادم لا ابالی و بیکار سمپاتیک باشه.
اگرم فیلمی ساخته شه با موضوع یک لات یا ادم علاف قطعا فیلمی علیه اون طبقه هست
مثل
Gunfighter 1947
تو تمام فیلمهای مدرن و کلاسیک شخصیت سمپاتیک ادم متشخص و ادم حسابی هست
@NaghdeFilmoSerial
تو سینمای کلاسیک و مدرن یک فیلم شما پیدا نمیکنی شخصیتش یه ادم لا ابالی و بیکار سمپاتیک باشه.
اگرم فیلمی ساخته شه با موضوع یک لات یا ادم علاف قطعا فیلمی علیه اون طبقه هست
مثل
Gunfighter 1947
تو تمام فیلمهای مدرن و کلاسیک شخصیت سمپاتیک ادم متشخص و ادم حسابی هست
@NaghdeFilmoSerial
👍1👎1
🎞نقد فیلم و سریال🎞
و یک نکته ای که تو فیلمفارسی هست . شخصیتهای عیاش لا ابالی و بیکار و علاف هست تو سینمای کلاسیک و مدرن یک فیلم شما پیدا نمیکنی شخصیتش یه ادم لا ابالی و بیکار سمپاتیک باشه. اگرم فیلمی ساخته شه با موضوع یک لات یا ادم علاف قطعا فیلمی علیه اون طبقه هست مثل Gunfighter…
در کمدی اسکروبال غربی که خب حتما دیدید
یک دو سه وایلدر و منشی همه کاره او هاکس و ...
فیلم کمدی اسکروبال عشق و عاشقی های مبتذل قشر ثروتمند و طبقه متوسط رو داره هجو میکنه و میزنه
در فیلم نوآر هم عشق و عاشقی های مبتذل رو میزنه و همون فم فتال که شخصیت اصلی رو غرق میکنه مثل غرامت مضاعف بیلی وایلدر
@NaghdeFilmoSerial
یک دو سه وایلدر و منشی همه کاره او هاکس و ...
فیلم کمدی اسکروبال عشق و عاشقی های مبتذل قشر ثروتمند و طبقه متوسط رو داره هجو میکنه و میزنه
در فیلم نوآر هم عشق و عاشقی های مبتذل رو میزنه و همون فم فتال که شخصیت اصلی رو غرق میکنه مثل غرامت مضاعف بیلی وایلدر
@NaghdeFilmoSerial
👍1
🎞نقد فیلم و سریال🎞
در کمدی اسکروبال غربی که خب حتما دیدید یک دو سه وایلدر و منشی همه کاره او هاکس و ... فیلم کمدی اسکروبال عشق و عاشقی های مبتذل قشر ثروتمند و طبقه متوسط رو داره هجو میکنه و میزنه در فیلم نوآر هم عشق و عاشقی های مبتذل رو میزنه و همون فم فتال که شخصیت اصلی رو…
یه بحث داغ تو سینما بداموزی سینما بوده
ایا فیلمی مثل جان ویک بداموزی داره و باعث خشونت در رفتار انسان میشه؟؟
خب اینها بحثهای جنجالی هست که همیشه سرش بحث بوده.
ایا کسایی که جان ویک دیدن رو به خشونت اوردن؟؟
خب اینا باید بررسی بشه
و واقعیت یک بحث غیر هنری هست
@NaghdeFilmoSerial
ایا فیلمی مثل جان ویک بداموزی داره و باعث خشونت در رفتار انسان میشه؟؟
خب اینها بحثهای جنجالی هست که همیشه سرش بحث بوده.
ایا کسایی که جان ویک دیدن رو به خشونت اوردن؟؟
خب اینا باید بررسی بشه
و واقعیت یک بحث غیر هنری هست
@NaghdeFilmoSerial
👍1
🎞نقد فیلم و سریال🎞
یه بحث داغ تو سینما بداموزی سینما بوده ایا فیلمی مثل جان ویک بداموزی داره و باعث خشونت در رفتار انسان میشه؟؟ خب اینها بحثهای جنجالی هست که همیشه سرش بحث بوده. ایا کسایی که جان ویک دیدن رو به خشونت اوردن؟؟ خب اینا باید بررسی بشه و واقعیت یک بحث غیر هنری…
اینم پایان بحث فیلمفارسی
من اونطور که نوشته های هوشنگ کاووسی مبدع کلمه فیلمفارسی رو خوندم
اون بیشتر نگران تاثیر بد فیلمفارسی برجامعه بوده و بسیاری مواقع ایرادات غیر هنری از فیلمها گرفته
@NaghdeFilmoSerial
من اونطور که نوشته های هوشنگ کاووسی مبدع کلمه فیلمفارسی رو خوندم
اون بیشتر نگران تاثیر بد فیلمفارسی برجامعه بوده و بسیاری مواقع ایرادات غیر هنری از فیلمها گرفته
@NaghdeFilmoSerial
👍2
🎞نقد فیلم و سریال🎞
اینم پایان بحث فیلمفارسی من اونطور که نوشته های هوشنگ کاووسی مبدع کلمه فیلمفارسی رو خوندم اون بیشتر نگران تاثیر بد فیلمفارسی برجامعه بوده و بسیاری مواقع ایرادات غیر هنری از فیلمها گرفته @NaghdeFilmoSerial
و شاید تمام این بحثها بی ربط به خود سینما باشه. در مورد بداموزی سینما و تاثیرش بر جامعه شاید روانشناسان و جامعه شناسان بهتر بتونن نظر بدن تا منتقدین سینمایی
@NaghdeFilmoSerial
@NaghdeFilmoSerial
👍2
🎞نقد فیلم و سریال🎞
https://www.tribunezamaneh.com/archives/18292
نقد هوشگ کاووسی بر قیصر
تو غرامت مضاعف درسته شخصیت اصلی درواقع ضدقهرمانه ولی فیلم اون رو اخر کار نادم و پشیمان و با سرنوشتی شوم نشون میده که درس عبرت بشه
تو فیلم گرگ وال استریت اسکورسیزی هم همینه. یعنی کارگردان با نشان دادن سقوط جوردن بلفورد اخر عاقبت کلاه برداری رو به مخاطب گوشزد میکنه
@NaghdeFilmoSerial
تو فیلم گرگ وال استریت اسکورسیزی هم همینه. یعنی کارگردان با نشان دادن سقوط جوردن بلفورد اخر عاقبت کلاه برداری رو به مخاطب گوشزد میکنه
@NaghdeFilmoSerial
👍3
🎞نقد فیلم و سریال🎞
اینم پایان بحث فیلمفارسی من اونطور که نوشته های هوشنگ کاووسی مبدع کلمه فیلمفارسی رو خوندم اون بیشتر نگران تاثیر بد فیلمفارسی برجامعه بوده و بسیاری مواقع ایرادات غیر هنری از فیلمها گرفته @NaghdeFilmoSerial
چند هفته پیش دوستی در مورد فیلمفارسی گفت که جامعه پذیرای چنین اثاری بوده و باید ساخته میشده و سینما برامده از جامعه هست.
به این دوست عزیز باید گفت ببین دوست عزیز
فرهنگ کوچه و بازار ۴۰ ۵۰ سال پیش فیلفارسی نیست. این حرف غلطیه و نکته بعدی اینکه این آثار خب محبوب بودن اره چون مخاطب چیز دیگه دم دستش نبود و اینکه باید واقعیتی رو پذیرفت اونم اینکه حکومت شاه از نظر فرهنگی در جامعه فاجعه آفرید و زمینه انقلاب ۵۷ رو مهیا کرد
@NaghdeFilmoSerial
به این دوست عزیز باید گفت ببین دوست عزیز
فرهنگ کوچه و بازار ۴۰ ۵۰ سال پیش فیلفارسی نیست. این حرف غلطیه و نکته بعدی اینکه این آثار خب محبوب بودن اره چون مخاطب چیز دیگه دم دستش نبود و اینکه باید واقعیتی رو پذیرفت اونم اینکه حکومت شاه از نظر فرهنگی در جامعه فاجعه آفرید و زمینه انقلاب ۵۷ رو مهیا کرد
@NaghdeFilmoSerial
🎞نقد فیلم و سریال🎞
چند هفته پیش دوستی در مورد فیلمفارسی گفت که جامعه پذیرای چنین اثاری بوده و باید ساخته میشده و سینما برامده از جامعه هست. به این دوست عزیز باید گفت ببین دوست عزیز فرهنگ کوچه و بازار ۴۰ ۵۰ سال پیش فیلفارسی نیست. این حرف غلطیه و نکته بعدی اینکه این آثار خب…
جامعه ای که روشنفکرش شریعتی و جلال و شاملو باشه و سینماش قیصر تهش منتهی به انقلاب ۵۷ میشه
تمام
@NaghdeFilmoSerial
تمام
@NaghdeFilmoSerial
👎1
#پیشنهاد_سریال
#نقد_سریال
ONE PIECE 2023 - present
خالق : مت اونز ، استیون مائه دا
بر اساس : وان پیس اثر ایچیرو اودا
بازیگران : اینیکای گودوی ، مکنیتو ، امیلی راد ، جیکوب رومرو گیبسون ، تاز اسکایلر ، وینسنت رگان ، مورگانا دیوس
ژانر : فانتزی ، ماجراجویی
مقدمه : داستان این سریال، قبل از اعدام، شخص پادشاه دزدان دریایی «گل دی راجر» اعلام کرد که تمام گنجینههای خود (وان پیس) را در یک مکان پنهان کرده است. هر کس آنها را پیدا کند پادشاه جدید دزدان خواهد شد. حدود بیست سال از آن روز میگذرد، اما آن گنج گرانبها هرگز پیدا نشده؛ پس در این فضای رقابتی جستوجو برای یافتن گنج، ماجراجویان را به جریان اقیانوسی گرند لاین، مملو از خطرات مرگبار هدایت میکند، بنابراین ادعای بیشتر در مورد یافتن این گنج تنها در انحصار سختکوشترین و متکبرترین ملوانان دریا شده است.
با این حال، مانکی دی.لوفی جوان، خواسته بیش از حد برخی دزدان دریایی را نمیپذیرد و شجاعانه اعلام میکند که پادشاه جدید خواهد شد. بنابراین، برای جستجوی One Piece افسانهای، لوفی شروع به استخدام خدمهای از دزدان دریایی کاملاً غیرمتعارف میکند. اما جالب اینجاست که هر یک از اعضا باید انگیزه خاص خود را داشته باشند و بیش از هر چیز ارزش دوستی را درک کنند.
اولین نکته ی مهم اینه که خالق اثر مانگا ایچیرو اودا بر ساخت سریال نظارت داشته که باعث شده نزدیک به منبع اقتباسی باشد. و امیدواریم در ادامه هم نظارت کامل داشته باشه.
جهانی که این داستان در آن اتفاق می افتد را ، فقط می توان کاریکاتوری نامید . در کودکی، لوفی یک میوه صمغ جادویی را بلعید و به ملوان این توانایی را داد که بدنش را مانند لاستیک بکشد. دزدان دریایی کلاه حصیری ( که به خاطر کلاه مورد علاقه و همیشه حاضر لوفی نامگذاری شده است ) با ماهیگیران، تلفن های حلزونی و یک دلقک قاتل (جف وارد) روبرو می شوند که می تواند بدن خود را به اجزای سازنده تقسیم کند. حرکت مشخص لوفی این است که یک اندام دراز و نودل مانند را در حالی که فریاد میزند «Gum Gum Pistol» برگرداند، و کشتی که او کاپیتان آن با جمجمه بزی غولپیکر روی کمان تزئین شده است.
خالق اثر ، طراح تولید ، طراح لباس و لشکر بزرگی از سازندگان این آشفتگی بصری را به سمفونی هماهنگی از CGI و جلوه های میدانی تبدیل می کنند. صحنههای مبارزات تن به تن به طرز چشمگیری خوب طراحی شدهاند، در حالی که مقدمه ای که در آن پادشاه سابق دزدان دریایی ، گلد راجر جمعیت عظیمی را در انتظار اعدام او ، دیوانه وار و تشنه به دنبال گنج میفرستد، مقیاس حماسی داستان را منتقل میکند. در بهترین حالت، One Piece شیرینی رنگی با چاشنی تم کودکانه است تا با قوس ساده و سرراست خود به بلوغ برسد.
سریال از اغراق های معمول انیمه دوری میکند اما لحظات انیمه مانند خود را دارد تا شیرینی اثر را حفظ کند.
سریال لحظات دراماتیک و مهم را بر شوخی ها و سکانس های اکشن و بیگ پروداکشن اولویت قرار میدهد و باعث می شود یک ماجراجویی خوب و با محتوا را ببینیم. اما همان سکانس های اکشن و یا جلوه های بصری نمادین انیمه را به خوبی به تصویر می کشد.
شخصیت های اصلی دوست داشتنی ، باور پذیر و شبیه انیمه هستند و به همین دلیل روابط بین آن ها نیز با شیمی قوی همراه است. بازی بازیگران سه شخصیت اصلی هم خوب و دوست داشتنی است.
البته معرفی گذشته ی شخصیت ها به خوبی مورد انتظار انجام نمی گیرد ، در عین حال که معرفی ها کوتاه است کند هم هست.
اما روند ادونچر سریال همان چیزی بود که سال ها منتظرش بودم ، واقعا بیش از ۱۰ سال بود که در سینما و تلوزیون ماجراجویی خوبی ندیده بودم ، انتظاری که از فصل اول ارباب حلقه ها داشتم تا مانند قسمت اول فیلم ارباب حلقه ها سفر حماسی و ماجراجویانه را به تصویر بکشد اما واقعا نا امید کننده ظاهر شد.
شخصیت های منفی داستان آن طور که باید خوف ناک و نفرت بر انگیز نیستند ، البته نمی دانم این موضوع چقدر به منبع اقتباسی ربط دارد. شخصیت اوسوپ هم مانند شخصیت های منفی چنگی به دل نمیزند.
از نقاط قوت سریال ، می توان به طراحی اکشن های خوب ، طراحی محیط خوب با جلوه های بصری و ویژه ی و میدانی عالی(در حد یک سریال تلویزیونی ) و حتی بهتر از خیلی از فیلم های سینمای اشاره کرد.
به عنوان فصل اول یک سریال وان پیس خوب عمل کرد ، اما روند داستانی سریال دارای ریتم متغیر و حتی اذیت کننده بود، اگر این موارد در فصل های بعد رفع شود و سریال کمتر به گذشته ی شخصیت ها بپردازد (البته پرداخت ها در این فصل به جا و لازم بود) و هیجان سریال بالاتر برود شاهد یکی از بهترین سریال های تاریخ تلوزیون خواهیم بود. از همه مهم تر نتفلیکس طبق معمول رفتار نکند و گند نزند.
در نهایت دیدن سریال رو به همه با هر رده ی سنی پیشنهاد میکنم.
نمره : ۸ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
#نقد_سریال
ONE PIECE 2023 - present
خالق : مت اونز ، استیون مائه دا
بر اساس : وان پیس اثر ایچیرو اودا
بازیگران : اینیکای گودوی ، مکنیتو ، امیلی راد ، جیکوب رومرو گیبسون ، تاز اسکایلر ، وینسنت رگان ، مورگانا دیوس
ژانر : فانتزی ، ماجراجویی
مقدمه : داستان این سریال، قبل از اعدام، شخص پادشاه دزدان دریایی «گل دی راجر» اعلام کرد که تمام گنجینههای خود (وان پیس) را در یک مکان پنهان کرده است. هر کس آنها را پیدا کند پادشاه جدید دزدان خواهد شد. حدود بیست سال از آن روز میگذرد، اما آن گنج گرانبها هرگز پیدا نشده؛ پس در این فضای رقابتی جستوجو برای یافتن گنج، ماجراجویان را به جریان اقیانوسی گرند لاین، مملو از خطرات مرگبار هدایت میکند، بنابراین ادعای بیشتر در مورد یافتن این گنج تنها در انحصار سختکوشترین و متکبرترین ملوانان دریا شده است.
با این حال، مانکی دی.لوفی جوان، خواسته بیش از حد برخی دزدان دریایی را نمیپذیرد و شجاعانه اعلام میکند که پادشاه جدید خواهد شد. بنابراین، برای جستجوی One Piece افسانهای، لوفی شروع به استخدام خدمهای از دزدان دریایی کاملاً غیرمتعارف میکند. اما جالب اینجاست که هر یک از اعضا باید انگیزه خاص خود را داشته باشند و بیش از هر چیز ارزش دوستی را درک کنند.
اولین نکته ی مهم اینه که خالق اثر مانگا ایچیرو اودا بر ساخت سریال نظارت داشته که باعث شده نزدیک به منبع اقتباسی باشد. و امیدواریم در ادامه هم نظارت کامل داشته باشه.
جهانی که این داستان در آن اتفاق می افتد را ، فقط می توان کاریکاتوری نامید . در کودکی، لوفی یک میوه صمغ جادویی را بلعید و به ملوان این توانایی را داد که بدنش را مانند لاستیک بکشد. دزدان دریایی کلاه حصیری ( که به خاطر کلاه مورد علاقه و همیشه حاضر لوفی نامگذاری شده است ) با ماهیگیران، تلفن های حلزونی و یک دلقک قاتل (جف وارد) روبرو می شوند که می تواند بدن خود را به اجزای سازنده تقسیم کند. حرکت مشخص لوفی این است که یک اندام دراز و نودل مانند را در حالی که فریاد میزند «Gum Gum Pistol» برگرداند، و کشتی که او کاپیتان آن با جمجمه بزی غولپیکر روی کمان تزئین شده است.
خالق اثر ، طراح تولید ، طراح لباس و لشکر بزرگی از سازندگان این آشفتگی بصری را به سمفونی هماهنگی از CGI و جلوه های میدانی تبدیل می کنند. صحنههای مبارزات تن به تن به طرز چشمگیری خوب طراحی شدهاند، در حالی که مقدمه ای که در آن پادشاه سابق دزدان دریایی ، گلد راجر جمعیت عظیمی را در انتظار اعدام او ، دیوانه وار و تشنه به دنبال گنج میفرستد، مقیاس حماسی داستان را منتقل میکند. در بهترین حالت، One Piece شیرینی رنگی با چاشنی تم کودکانه است تا با قوس ساده و سرراست خود به بلوغ برسد.
سریال از اغراق های معمول انیمه دوری میکند اما لحظات انیمه مانند خود را دارد تا شیرینی اثر را حفظ کند.
سریال لحظات دراماتیک و مهم را بر شوخی ها و سکانس های اکشن و بیگ پروداکشن اولویت قرار میدهد و باعث می شود یک ماجراجویی خوب و با محتوا را ببینیم. اما همان سکانس های اکشن و یا جلوه های بصری نمادین انیمه را به خوبی به تصویر می کشد.
شخصیت های اصلی دوست داشتنی ، باور پذیر و شبیه انیمه هستند و به همین دلیل روابط بین آن ها نیز با شیمی قوی همراه است. بازی بازیگران سه شخصیت اصلی هم خوب و دوست داشتنی است.
البته معرفی گذشته ی شخصیت ها به خوبی مورد انتظار انجام نمی گیرد ، در عین حال که معرفی ها کوتاه است کند هم هست.
اما روند ادونچر سریال همان چیزی بود که سال ها منتظرش بودم ، واقعا بیش از ۱۰ سال بود که در سینما و تلوزیون ماجراجویی خوبی ندیده بودم ، انتظاری که از فصل اول ارباب حلقه ها داشتم تا مانند قسمت اول فیلم ارباب حلقه ها سفر حماسی و ماجراجویانه را به تصویر بکشد اما واقعا نا امید کننده ظاهر شد.
شخصیت های منفی داستان آن طور که باید خوف ناک و نفرت بر انگیز نیستند ، البته نمی دانم این موضوع چقدر به منبع اقتباسی ربط دارد. شخصیت اوسوپ هم مانند شخصیت های منفی چنگی به دل نمیزند.
از نقاط قوت سریال ، می توان به طراحی اکشن های خوب ، طراحی محیط خوب با جلوه های بصری و ویژه ی و میدانی عالی(در حد یک سریال تلویزیونی ) و حتی بهتر از خیلی از فیلم های سینمای اشاره کرد.
به عنوان فصل اول یک سریال وان پیس خوب عمل کرد ، اما روند داستانی سریال دارای ریتم متغیر و حتی اذیت کننده بود، اگر این موارد در فصل های بعد رفع شود و سریال کمتر به گذشته ی شخصیت ها بپردازد (البته پرداخت ها در این فصل به جا و لازم بود) و هیجان سریال بالاتر برود شاهد یکی از بهترین سریال های تاریخ تلوزیون خواهیم بود. از همه مهم تر نتفلیکس طبق معمول رفتار نکند و گند نزند.
در نهایت دیدن سریال رو به همه با هر رده ی سنی پیشنهاد میکنم.
نمره : ۸ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
❤3